WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:09.926 --> 00:14.931 « زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in» 00:21.312 --> 00:23.648 ‫در طول عمرم، 00:24.149 --> 00:27.527 ‫جاهای فوق‌العاده ‫زیادی رو دیدم. 00:31.448 --> 00:34.701 ‫موجودات شگفت‌انگیز ‫زیادی رو دیدم... 00:37.412 --> 00:38.872 ‫اما ‫بعضی‌هاشون هستن 00:38.955 --> 00:42.751 ‫که حس می‌کنم ارتباط خیلی ‫عمیقی باهاشون دارم. 00:52.302 --> 00:54.846 ‫اون‌ها قدرت و ‫نیرویی دارن... 00:57.015 --> 00:59.559 ‫که ‫خیلی از ما بیشتره. 01:02.103 --> 01:03.438 ‫اما وقتی بهشون ‫نگاه می‌کنم، 01:03.938 --> 01:07.984 ‫اندازه و قدرتشون نیست که من ‫رو غرق شگفتی می‌کنه. 01:09.277 --> 01:14.074 ‫این هوش و آگاهیه که توی ‫چشماشون می‌بینم 01:14.574 --> 01:16.951 ‫وقتی که به من ‫نگاه می‌کنن. 01:23.875 --> 01:28.254 ‫اون‌ها من رو پر از یه حس عجیب ‫از شگفتی می‌کنن 01:29.047 --> 01:30.381 ‫و ترس. 01:36.054 --> 01:38.681 ‫اما نه ترس ‫از اون‌ها. 01:41.017 --> 01:46.231 ‫این ترس که من، ما، ‫ممکنه چیزی رو جا انداخته باشیم. 01:47.023 --> 01:49.192 ‫یه چیز مهم. 01:50.652 --> 01:54.489 ‫یه درک عمیق‌تر از اینکه ‫چی و کی هستن... 01:57.242 --> 02:00.245 ‫...و این ممکنه برای ما ‫چه معنی‌ای داشته باشه. 02:01.245 --> 02:11.245 « زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in» 02:12.423 --> 02:15.426 [زندگی روی زمین] 02:18.429 --> 02:22.725 ‫اولین باری که گوریل‌های ‫کوهی رو دیدم یادمه. 02:27.689 --> 02:31.317 ‫"دوشنبه ۹ ژانویه ۱۹۷۸." 02:33.862 --> 02:37.740 ‫"مخروط‌های بی‌نقص آتشفشان‌های ‫ویرونگا در پیش رومون." 02:43.746 --> 02:47.709 ‫"پیاده‌روی یک و نیم ساعته به بالای ‫کوه رو شروع می‌کنیم." 02:49.502 --> 02:55.592 ‫"آروم‌آروم، بوته‌زارهای معمولی به جنگل‌های ‫بارانی مرتفع تبدیل می‌شن." 03:01.639 --> 03:05.226 ‫"درخت‌هایی با شاخه‌های بلند که پر از ‫بالشتک‌های گیاهان هوازی هستن." 03:07.729 --> 03:10.023 ‫"سرخس‌های سبز با ‫برگ‌های روبان‌مانند 03:10.106 --> 03:13.693 ‫با خزه‌های اسپانیایی کم‌رنگ و ‫پراکنده در همه‌جا." 03:22.035 --> 03:26.164 ‫"یه گروه از ماده‌ها و جوون‌ترها رو توی یه محوطه ‫باز کوچیک پیدا کردیم، 03:27.749 --> 03:30.960 ‫و، در کمال تعجبم، ‫بهم اجازه دادن که نزدیک بشم." 03:40.720 --> 03:43.097 ‫"این کار ممکن نبود 03:43.181 --> 03:46.893 ‫بدون کارهای پیشگامانه ‫دایان فوسی." 03:49.270 --> 03:52.065 ‫"اون بین گوریل‌ها ‫زندگی می‌کرد، 03:54.025 --> 03:58.071 ‫و جزئیات دقیق زندگی‌شون ‫رو مطالعه می‌کرد." 04:00.990 --> 04:04.827 ‫چون ما همون‌طوری که دایان بهمون ‫گفته بود عمل کردیم، 04:04.911 --> 04:07.789 ‫اون‌ها هم ما رو با همون ‫شرایط پذیرفتن. 04:09.332 --> 04:12.710 ‫"مجبور شدم مکث کنم و یه خرناس از ‫ته گلو در بیارم." 04:12.794 --> 04:15.922 ‫"صدای اطمینان‌بخشی که معنیش ‫اینه: 'من این‌جام.'" 04:21.469 --> 04:25.139 ‫بینایی‌شون، شنوایی‌شون، ‫حس بویایی‌شون 04:25.974 --> 04:27.433 ‫اون‌قدر به ما شبیهه 04:27.517 --> 04:31.646 ‫که ما دنیا رو همون‌طوری می‌بینیم ‫که اون‌ها می‌بینن. 04:33.648 --> 04:37.527 ‫پس، اگه امکانی برای فرار از شرایط ‫انسانی وجود داشت 04:37.610 --> 04:42.949 ‫و زندگی خیالی توی دنیای ‫یه موجود دیگه، 04:43.533 --> 04:45.285 ‫اون حتماً با یه گوریله. 04:50.999 --> 04:53.042 ‫چیزی که اون‌جا نمی‌گم، 04:53.126 --> 04:54.627 ‫... اینه که 04:54.711 --> 05:00.466 ‫قرار نبود این یه فیلم از ملاقات ‫مستقیم با گوریل‌ها باشه. 05:00.550 --> 05:03.511 هدف از اون سکانس‏.‏‏.‏‏.‏ 05:03.594 --> 05:05.805 ‫اهمیت انگشت شست و ‫اشاره بود... 05:05.888 --> 05:07.640 ‫انگشت شست و اشاره‌ی در ‫تقابل با هم. 05:10.143 --> 05:12.895 ‫فکر نمی‌کردیم قرار باشه باهاشون ‫تماس داشته باشیم. 05:12.979 --> 05:15.440 ‫فقط می‌خواستیم اون‌جا بشینیم و ‫در موردشون حرف بزنیم. 05:17.567 --> 05:20.987 ‫برگشتم. اون‌ها روی زمین دراز کشیده بودن. برگشتم ‫تا دوباره به دوربین نگاه کنم. 05:21.070 --> 05:23.865 ‫یه وزنی رو روی پاهام ‫حس کردم. 05:24.365 --> 05:26.951 ‫و به پایین نگاه کردم. ‫پابلو کوچولو اون‌جا بود. 05:30.079 --> 05:33.082 ‫[پابلو‏،‏ سه ساله] 05:33.958 --> 05:37.170 ‫نمی‌تونستم در مورد تکامل انگشت ‫شست و اشاره حرف بزنم. 05:37.253 --> 05:39.464 ‫فقط تکیه دادم و گذاشتم ‫اتفاق بیفته. 05:58.191 --> 06:00.443 ‫به این موجود کوچولوی ‫دوست‌داشتنی نگاه کنین. 06:00.526 --> 06:03.279 ‫منظورم اینه که کاملاً جذابه. ‫دلت می‌خواد بغلش کنی. 06:03.780 --> 06:05.990 فقط‏.‏‏.‏‏.‏ فقط‏.‏‏.‏‏.‏ 06:06.491 --> 06:08.117 ‫فقط یه لذت خالصه، واقعاً. 06:12.997 --> 06:15.875 ‫خیلیا فکر می‌کنن اون ‫مهم‌ترین سکانس 06:15.958 --> 06:17.251 ‫توی اون مجموعه بود. 06:17.960 --> 06:22.590 ‫اگه نگیم در کل زندگی ‫فیلمبرداری‌شده‌ی من. 06:24.217 --> 06:29.180 ‫معنی و درک متقابل بیشتری 06:29.263 --> 06:33.017 ‫توی رد و بدل کردن یه نگاه با ‫یه گوریل وجود داره 06:34.644 --> 06:36.229 ‫تا هر حیوون دیگه‌ای ‫که می‌شناسم. 06:39.023 --> 06:43.736 ‫اون موقع اصلاً نمی‌دونستم پابلو چه زندگی ‫شگفت‌انگیزی خواهد داشت... 06:46.114 --> 06:48.991 ‫یا چه میراثی از خودش ‫به جا می‌ذاره. 06:52.078 --> 06:55.748 ‫حالا این شانس رو دارم که داستان ‫پابلو رو تعریف کنم 06:55.832 --> 06:57.792 ‫و همین‌طور داستان ‫نوادگانش رو 06:57.875 --> 07:02.004 ‫که هنوز توی اون دامنه‌های کوه ‫ویرونگا زندگی می‌کنن. 07:13.599 --> 07:15.768 تقریباً‌ پنجاه سال بعد‏،‏ 07:15.852 --> 07:20.181 ‫این خانواده از گوریل‌ها، که حالا به عنوان ‫گروه پابلو شناخته می‌شن، 07:20.231 --> 07:22.984 ‫توی نقطه‌ی عطفی از ‫داستانشون هستن. 07:36.205 --> 07:41.544 ‫گوریل پشت‌نقره‌ای غالب و ‫رهبر گروه، گیچوراسیه. 07:42.628 --> 07:45.631 [27ساله] 07:55.808 --> 08:00.021 ‫اون یکی از پیرترین و ‫باتجربه‌ترین گوریل‌های 08:00.104 --> 08:01.564 ‫روی این کوهه. 08:07.445 --> 08:12.909 ‫و گروه پابلو تحت رهبری اون از ‫یه دوره ثبات لذت برده. 08:19.207 --> 08:24.712 ‫این ثبات، تا حدودی، ‫به خاطر مهم‌ترین متحدشه. 08:29.008 --> 08:31.928 ‫تتا، ‫ماده‌ی غالبه. 08:32.470 --> 08:35.473 [سیزده ساله] 08:40.937 --> 08:43.356 ‫اون احترام ‫گروه رو داره، 08:43.856 --> 08:45.775 ‫و اونا ازش پیروی ‫می‌کنن. 08:54.283 --> 08:56.536 ‫تتا و گیچوراسی 08:57.453 --> 09:00.289 ‫یه پیوند منحصربه‌فرد ‫با هم دارن. 09:09.507 --> 09:11.968 ‫با حضور اون ‫در کنارش، 09:12.051 --> 09:16.556 ‫اون تونسته قدرت رو برای پنج ‫سال طولانی حفظ کنه. 09:37.743 --> 09:41.872 ‫اون‌ها قلب این خانواده ‫از گوریل‌ها هستن. 09:55.678 --> 10:00.975 ‫اما گیچوراسی حالا خیلی از اوج ‫فیزیکی خودش فاصله گرفته. 10:03.686 --> 10:06.606 ‫و بقیه توی صف ‫منتظرن. 10:11.402 --> 10:12.820 ‫اوبووزو... 10:13.571 --> 10:15.523 [هفده ساله] 10:15.573 --> 10:18.075 ‫یه پشت‌نقره‌ای ‫آینده‌دار. 10:20.745 --> 10:21.996 ‫خیلی بزرگ، 10:23.289 --> 10:24.707 ‫خیلی قوی، 10:26.459 --> 10:29.253 ‫با جاه‌طلبی‌های ‫خودش. 10:33.633 --> 10:36.677 ‫گیچوراسی داره قدرتش ‫رو از دست می‌ده... 10:40.681 --> 10:44.852 ‫و اوبووزو می‌خواد رهبری ‫رو به دست بگیره. 11:08.959 --> 11:14.340 ‫اما فعلاً، ‫تمام توجه گروه به بچه‌ی تتاست. 11:18.386 --> 11:20.221 ‫درست مثل ما، 11:20.304 --> 11:23.808 ‫یه نوزاد تازه‌متولدشده ‫منبع جذابیته. 11:34.151 --> 11:36.987 ‫اما اون فقط ‫چند ماهشه، 11:37.571 --> 11:40.908 ‫پس تتا باید اون رو از خطر ‫دور نگه داره، 11:42.076 --> 11:44.995 ‫مخصوصاً وقتی که اوضاع ‫یکم شلوغ‌پلوغ می‌شه. 12:00.886 --> 12:04.640 ‫گوریل‌ها توی هر سنی که باشن بازی ‫کردن رو دوست دارن. 12:13.357 --> 12:18.237 ‫این بخش مهمی از ایجاد ‫و حفظ روابطه. 12:38.966 --> 12:43.387 ‫اما اوبووزو علاقه‌ای ‫به بازی کردن نداره. 12:51.937 --> 12:55.900 ‫همین الان، ‫تمام تمرکزش روی گیچوراسیه. 12:59.361 --> 13:05.284 ‫اون از نر پیرتر بزرگ‌تر شده و سعی ‫می‌کنه اون رو بترسونه. 13:18.589 --> 13:22.968 ‫اما رهبری یه گروه از گوریل‌ها فقط ‫به قدرت بدنی نیست... 13:26.514 --> 13:30.976 ‫همون‌طوری که خودم اون‌همه سال ‫پیش توی رواندا دیدم. 13:37.691 --> 13:41.153 ‫"پشت‌نقره‌ای غالب بتهوونه، ‫احتمالاً ۳۰ سالشه." 13:50.871 --> 13:53.123 ‫"اون یه راه رفتن مغرورانه ‫و خشن داره." 13:54.458 --> 13:56.919 ‫اون وارد می‌شه، ‫و این یه حیوون خیلی بزرگه. 13:57.002 --> 13:59.421 ‫می‌دونین، منظورم اینه... ‫در مقایسه با شما خیلی بزرگه. 13:59.505 --> 14:03.175 ‫منظورم اینه، فقط یه ضربه از مشتش ‫می‌تونه سرتون رو بشکافه. 14:06.053 --> 14:09.640 ‫با این حال، ‫بتهوون یه روی دیگه هم داشت، 14:10.808 --> 14:12.393 ‫و این برای من روشن شد 14:12.476 --> 14:15.312 ‫از طریق رابطه‌اش با ‫پابلو کوچولو. 14:18.649 --> 14:22.903 ‫مدت کوتاهی بعد از اینکه دیدمش، ‫مادرش ناپدید شد، 14:22.987 --> 14:26.448 ‫و اون مجبور شد خودش روی پای ‫خودش بایسته. 14:32.037 --> 14:35.916 ‫بدون حمایت مادرش، ‫یه گوریل هم‌سن پابلو 14:36.000 --> 14:38.043 ‫برای زنده موندن ‫به مشکل می‌خورد. 14:39.211 --> 14:42.172 ‫اما بعد یه اتفاق ‫قابل‌توجه افتاد. 14:42.256 --> 14:47.386 ‫بتهوون، پشت‌نقره‌ای غول‌پیکر، ‫اون رو زیر پر و بال خودش گرفت. 14:53.851 --> 14:57.563 ‫اون تمام تلاشش رو کرد تا مثل مادرش ‫ازش مراقبت کنه. 15:03.694 --> 15:06.864 ‫و پابلو همیشه کنارش بود. 15:16.457 --> 15:17.541 ‫اون تماشا می‌کرد. 15:22.212 --> 15:23.672 ‫و یاد می‌گرفت. 15:30.429 --> 15:32.640 ‫با وجود بتهوون به عنوان ‫یه چهره پدرانه، 15:34.516 --> 15:36.769 ‫پابلو شروع به رشد کرد. 15:38.771 --> 15:43.525 ‫این رابطه‌ای بود که زندگی پابلو رو ‫برای همیشه تغییر می‌داد. 15:53.661 --> 15:55.829 ‫درست مثل همون گوریل‌هایی ‫که من دیدم، 15:58.123 --> 16:03.128 ‫امروز هم شخصیت‌های متفاوت زیادی ‫توی گروه پابلو وجود دارن. 16:08.217 --> 16:12.554 ‫و یکی هست که من رو یاد خود ‫پابلو می‌ندازه. 16:13.013 --> 16:16.016 [اوبی‏،‏ دو ساله] 16:19.186 --> 16:21.271 ‫نه تنها خیلی ‫شبیهشه، 16:22.731 --> 16:26.276 ‫بلکه به نظر می‌رسه همون شجاعت و ‫کنجکاوی رو هم داره. 16:30.781 --> 16:36.245 ‫اما اون شیفتگی خاصی به یه گوریل ‫به‌خصوص داره. 16:39.081 --> 16:40.407 ‫ایمفورا. 16:40.457 --> 16:43.460 [چهارده ساله] 16:58.809 --> 17:01.812 ‫ایمفورا توی ‫سن سختیه. 17:03.147 --> 17:05.774 ‫اون در آستانه ‫بزرگسالیه، 17:05.858 --> 17:09.862 ‫و پشتش داره نشونه‌هایی از نقره‌ای ‫شدن رو نشون می‌ده. 17:12.031 --> 17:14.575 ‫اما ذهنش ‫هنوز جوونه. 17:30.799 --> 17:33.343 ‫گوریل‌ها موجودات به‌شدت ‫اجتماعی‌ای هستن 17:33.427 --> 17:37.723 ‫و توی شبکه‌ای از روابط ‫مختلف زندگی می‌کنن 17:38.223 --> 17:40.559 ‫که کمک می‌کنه شکل بگیرن ‫که کی هستن 17:41.060 --> 17:43.395 ‫و قراره کی بشن. 17:48.609 --> 17:53.864 ‫کاملاً مشخصه که ایمفورا یه روی ‫بازیگوش و دلسوز داره. 17:55.991 --> 17:59.828 ‫اما اندازه و قدرتش ‫براش تازگی دارن. 18:02.414 --> 18:05.334 ‫و این از چشم بقیه ‫دور نمونده. 18:52.464 --> 18:57.219 ‫ایمفورا به شدت توسط ‫اوبووزو زخمی شده. 19:00.055 --> 19:01.473 ‫بی‌رحمانه ‫به نظر می‌رسه، 19:01.557 --> 19:05.352 ‫اما هر گوریل پشت‌نقره‌ای ‫یه روی خشن هم داره. 19:08.897 --> 19:14.653 ‫و برای اوبووزو طبیعیه که سعی کنه ‫رقیبش رو از بین ببره. 19:18.699 --> 19:21.368 ‫اما ایمفورا ‫هنوز جوونه. 19:23.412 --> 19:26.165 ‫و نمی‌دونست چطوری از ‫خودش دفاع کنه. 19:54.109 --> 19:57.321 ‫گروه پابلو دارن ‫بیدار می‌شن. 20:07.748 --> 20:09.833 ‫توی ارتفاع ‫۳۶۵۰ متری، 20:10.500 --> 20:13.837 ‫این‌جا بالاترین نقطه‌ی پادشاهی ‫کوهستانی اون‌هاست. 20:46.620 --> 20:49.331 ‫اوبووزو در ‫حال حرکته. 20:54.920 --> 20:58.507 ‫پشت‌نقره‌ای‌های زیادی روی ‫این کوه‌ها حکومت کردن. 21:00.008 --> 21:03.720 ‫حالا اوبووزو آماده‌ست ‫تا نوبتش رو بگیره. 21:24.449 --> 21:28.078 ‫اما بقیه‌ی گروه هنوز ‫متقاعد نشدن، 21:29.246 --> 21:32.165 ‫و عصبانیتش داره ‫بیشتر می‌شه. 21:42.092 --> 21:44.219 ‫هدفش ترسوندن ‫اون‌ها نیست. 21:49.391 --> 21:52.811 ‫اینه‌ که بهشون نشون بده چقدر ‫می‌تونه ترسناک باشه. 21:54.396 --> 21:58.233 ‫اینکه به عنوان رهبرشون چقدر ‫می‌تونه توانا باشه. 22:03.071 --> 22:05.490 ‫گیچوراسی داره ‫تماشا می‌کنه. 22:07.409 --> 22:10.996 ‫اما به دلایلی، ‫هیچ واکنشی نشون نمی‌ده. 22:20.589 --> 22:23.133 ‫وقتی به هر گوریلی ‫نگاه می‌کنین، 22:23.633 --> 22:28.513 ‫نمی‌تونین تصور نکنین که دارن به چی فکر ‫می‌کنن یا چه حسی دارن. 22:30.849 --> 22:32.309 ‫اینکه چی می‌خوان، 22:33.810 --> 22:36.104 ‫یا قصد دارن چی‌کار کنن. 22:40.901 --> 22:43.403 ‫اینکه مطمئن بشیم غیرممکنه. 22:46.406 --> 22:49.368 ‫ما فقط می‌تونیم مشاهده کنیم ‫و شگفت‌زده بشیم. 22:53.914 --> 22:55.749 ‫با این حال یه چیز قطعیه. 22:55.832 --> 22:57.501 ‫با وجود جثه‌شون، 22:57.584 --> 23:00.921 ‫گوریل‌ها موجودات پیچیده ‫و حساسی هستن. 23:03.006 --> 23:04.466 ‫هر کدومشون با هم فرق دارن 23:04.549 --> 23:06.968 ‫و شخصیت منحصربه‌فرد ‫خودشون رو دارن. 23:13.308 --> 23:14.851 و مثل ما‏،‏ 23:14.935 --> 23:18.146 ‫توسط تمام تجربیات ‫زندگی‌شون شکل می‌گیرن. 23:18.230 --> 23:19.272 ‫خوب 23:20.440 --> 23:21.775 ‫و بد. 23:40.961 --> 23:42.796 ‫زخم‌های ایمفورا ‫دارن خوب می‌شن... 23:44.965 --> 23:47.217 ‫اما اون داره از گروه ‫دور می‌مونه. 24:02.232 --> 24:03.567 ‫توی این مرحله ‫از زندگی، 24:03.650 --> 24:07.779 ‫گوریل‌های نر می‌تونن ‫خیلی منزوی بشن. 24:14.453 --> 24:18.248 ‫و حتی خانواده‌های خودشون ‫هم ازشون محتاط می‌شن. 24:28.049 --> 24:32.387 ‫نرهای جوونی مثل ایمفورا بعضی وقت‌ها تصمیم ‫می‌گیرن گروهشون رو ترک کنن 24:32.471 --> 24:34.931 ‫تا خانواده‌ی خودشون ‫رو تشکیل بدن. 24:36.933 --> 24:41.730 ‫و بعضی وقت‌ها چاره‌ای جز رفتن ‫براشون باقی نمی‌مونه. 25:01.625 --> 25:05.420 ‫گروه‌های دیگه‌ای هم ‫اون بیرون هستن. 25:05.504 --> 25:07.422 ‫ایمفورا نمی‌تونه ‫اون‌ها رو ببینه، 25:08.965 --> 25:10.550 ‫اما می‌تونه صداشون ‫رو بشنوه. 25:16.056 --> 25:21.436 ‫و بعضی‌هاشون خیلی بزرگ‌تر و قدرتمندتر ‫از گروه پابلو هستن. 25:36.243 --> 25:40.497 ‫با این تعداد زیاد و ‫این‌همه پشت‌نقره‌ای، 25:40.580 --> 25:43.458 ‫بروز خشونت ‫خیلی رایج‌تره. 25:51.424 --> 25:55.053 ‫گیر افتادن به تنهایی توسط یکی ‫از این گروه‌های بزرگ 25:55.136 --> 25:58.723 ‫برای ایمفورا بی‌نهایت ‫خطرناک خواهد بود. 26:40.849 --> 26:44.561 ‫اوبووزو به همراه بعضی از اعضای خانواده ‫داره دنبال غذا می‌گرده. 26:52.027 --> 26:56.740 ‫محدوده گروه پابلو حدود ‫سه مایل مربعه... 26:59.242 --> 27:02.454 ‫و شامل انواع مختلفی ‫از گیاهان می‌شه 27:02.537 --> 27:05.123 ‫که بیشتر رژیم غذاییشون ‫رو تشکیل می‌دن. 27:12.297 --> 27:15.008 ‫اما گوریل‌ها ‫فرصت‌طلب هستن. 27:25.101 --> 27:28.563 ‫و اوبووزو به چیز ‫متفاوتی برخورده. 27:42.786 --> 27:44.496 ‫مورچه‌ها. 27:47.332 --> 27:51.294 ‫اما این‌ها مورچه‌های لشکری با ‫آرواره‌های قدرتمند هستن. 28:02.180 --> 28:03.848 ‫و اونا هم گاز ‫می‌گیرن. 28:31.918 --> 28:34.170 ‫این هیجان بقیه رو ‫هم جذب می‌کنه. 28:56.818 --> 28:59.863 ‫یکی از وظایف ‫یه پشت‌نقره‌ای غالب 28:59.946 --> 29:03.533 ‫هدایت گروه به مناطق ‫تغذیه مناسبه... 29:13.334 --> 29:17.464 ‫و مهم‌تر از اون، ‫دور هم جمع کردن گروهه. 29:25.722 --> 29:29.392 ‫نفوذ اوبووزو در ‫حال افزایشه. 29:41.780 --> 29:45.492 ‫پشت‌نقره‌ای‌ها به روش‌های پیچیده‌ای ‫ارتباط برقرار می‌کنن... 29:47.619 --> 29:50.830 ‫و زبان بدن نقش ‫بزرگی ایفا می‌کنه. 30:03.468 --> 30:07.931 ‫اینکه کجا می‌شینی و چطور حرکت می‌کنی، ‫خیلی چیزا رو نشون می‌ده. 30:19.234 --> 30:22.779 ‫اوبووزو داره گیچوراسی ‫رو به چالش می‌کشه 30:22.862 --> 30:25.740 ‫با حرکت مستقیم ‫به سمتش. 30:27.659 --> 30:31.746 ‫به عنوان رهبر گروه، گیچوراسی ‫باید اون رو فراری بده. 30:33.540 --> 30:35.124 ‫اما اون هیچ ‫کاری نمی‌کنه. 30:39.462 --> 30:42.090 ‫تتا با دقت ‫نگاه می‌کنه. 30:49.639 --> 30:54.394 ‫درگیری بین پشت‌نقره‌ای‌ها می‌تونه ‫خیلی زود بالا بگیره. 30:58.690 --> 31:01.526 ‫اوبووزو ‫حمله می‌کنه. 31:15.915 --> 31:19.961 ‫پشت‌نقره‌ای‌ها بیشتر از دو برابر ‫یه مرد بالغ هستن. 31:25.049 --> 31:27.343 ‫اون‌ها خیلی قوی‌ترن. 31:35.393 --> 31:38.229 ‫و دعوا می‌تونه به مرگ ‫ختم بشه. 32:03.046 --> 32:06.090 ‫اوبووزو بدون آسیب ‫بیرون میاد. 32:15.141 --> 32:17.685 ‫اما هیچ اثری از ‫گیچوراسی نیست. 32:40.458 --> 32:43.169 ‫گیچوراسی از دعوا جون ‫سالم به در برده. 32:45.046 --> 32:46.965 ‫اما به شدت کتک ‫خورده. 32:48.216 --> 32:52.220 ‫توسط نر جوون‌تر جلوی کل ‫گروه مغلوب شده. 33:05.274 --> 33:07.235 ‫به عنوان ‫ماده‌ی غالب، 33:07.318 --> 33:11.364 ‫تتا باید به گروه نشون بده که ‫از کی حمایت می‌کنه. 33:20.665 --> 33:23.334 ‫اون با نر مسن‌تر ‫می‌ره. 33:26.796 --> 33:28.756 ‫و گروه هم ‫دنبالش می‌رن. 33:32.844 --> 33:35.221 ‫پس از پنج سال ‫رهبری، 33:35.304 --> 33:38.474 ‫گیچوراسی وفاداری اونا ‫رو به دست آورده. 33:44.772 --> 33:47.817 ‫اوبووزو طرد شده. 33:54.449 --> 33:58.286 ‫هر پشت‌نقره‌ای ویژگی‌های لازم ‫برای رهبری رو نداره. 33:59.871 --> 34:03.875 ‫موفقیت یا شکست به شخصیت ‫بستگی داره. 34:10.173 --> 34:12.967 ‫من پابلو رو فقط تو سه ‫سالگی می‌شناختم، 34:13.468 --> 34:17.847 ‫اما مشخص بود که حتی اون موقع هم یه شخصیت ‫منحصربه‌فرد داشت. 34:19.474 --> 34:22.769 ‫با به فرزندی پذیرفته شدن و بزرگ شدن توسط ‫یه پشت‌نقره‌ای قدرتمند، 34:23.352 --> 34:25.396 ‫وقتی به 18 سالگی رسید، 34:25.480 --> 34:27.732 ‫آماده بود که خودش ‫رهبری کنه. 34:33.696 --> 34:36.324 ‫اون جدا شد تا گروه خودش ‫رو تشکیل بده، 34:36.407 --> 34:37.909 ‫گروه پابلو. 34:42.747 --> 34:47.168 ‫با این حال، ‫پابلو یه رهبر غیرمتعارف بود. 34:47.251 --> 34:49.921 ‫وقتی توسط یه پشت‌نقره‌ای رقیب 34:50.004 --> 34:51.714 ‫از داخل گروه خودش ‫به چالش کشیده شد، 34:51.798 --> 34:53.508 ‫به جای جنگیدن، 34:53.591 --> 34:58.012 ‫پابلو از فرصت استفاده کرد تا یه اتحاد ‫قدرتمند با اون تشکیل بده. 34:59.263 --> 35:03.434 ‫با جایگزین کردن ‫پرخاشگری با همکاری، 35:03.518 --> 35:08.022 ‫اونا با هم گروه رو قدرتمندتر ‫از قبل کردن. 35:10.399 --> 35:14.320 ‫در اوج خودشون، ‫گروه پابلو 65 نفر بودن، 35:14.403 --> 35:16.989 ‫بزرگ‌ترین گروه از گوریل‌های کوهی ‫که تا به حال شناخته شده. 35:38.928 --> 35:44.809 ‫و در بین اونا یه نر جوون بود که یه روز ‫خودش رهبر می‌شد. 35:47.019 --> 35:48.437 ‫گیچوراسی. 35:59.198 --> 36:03.619 ‫اما الان، ‫تسلط گیچوراسی داره به چالش کشیده می‌شه. 36:05.413 --> 36:08.291 ‫سوال اینه که آیا اون ‫متقابلاً می‌جنگه، 36:08.791 --> 36:12.253 ‫یا می‌تونه یاد بگیره که با ‫اوبووزو همکاری کنه؟ 36:36.736 --> 36:39.739 ‫با وجود پیروزی در مبارزه ‫با گیچوراسی، 36:39.822 --> 36:45.328 ‫اوبووزو هنوز توسط بقیه گروه به عنوان ‫رهبر پذیرفته نمی‌شه. 36:48.080 --> 36:49.332 ‫یا تتا. 36:50.583 --> 36:53.461 ‫بدون حمایت ‫ماده‌ی غالب، 36:54.295 --> 36:57.423 ‫اوبووزو ممکنه هرگز نتونه گروه ‫رو با خودش همراه کنه. 37:42.176 --> 37:45.429 ‫اما وفاداری تتا ممکنه ‫در حال تغییر باشه. 37:50.726 --> 37:55.231 ‫با ترک کردن گیچوراسی و ‫پیوستن به اوبووزو، 37:57.483 --> 38:01.529 ‫اون داره حمایتش رو از نر ‫جوون‌تر نشون می‌ده. 38:20.464 --> 38:23.884 ‫و گیچوراسی ‫کنار می‌کشه. 38:57.877 --> 39:02.673 ‫اوبووزو حالا رهبر ‫گروه پابلوئه، 39:03.632 --> 39:05.676 ‫اما این تازه ‫شروعه. 39:08.137 --> 39:10.765 ‫به دست گرفتن رهبری ‫یه چیزه. 39:12.808 --> 39:18.439 ‫بالا موندن و ایمن نگه داشتن ‫همه یه چیز دیگه. 39:50.888 --> 39:53.849 ‫یه عضو جدید به گروه ‫اضافه شده، 39:55.017 --> 39:59.021 ‫یه ماده‌ی مهاجر از ‫اون‌طرف کوه. 40:02.441 --> 40:05.778 ‫اینیانگه گروهی رو که توش ‫متولد شده بود ترک کرده 40:05.861 --> 40:07.988 ‫و به گروه ‫پابلو پیوسته 40:08.072 --> 40:11.117 ‫تا بتونه خانواده ‫خودش رو تشکیل بده. 40:11.367 --> 40:12.368 [شش ساله] 40:13.953 --> 40:17.998 ‫این یه حرکت سخته اما ‫ناشی از غریزه‌ست، 40:18.082 --> 40:20.751 ‫و از درون‌زایی ‫جلوگیری می‌کنه. 40:23.129 --> 40:26.799 ‫اون باید روابط خودش رو ‫این‌جا شکل بده، 40:26.882 --> 40:29.885 ‫اما هنوز برای گروه ‫پابلو یه غریبه‌ست 40:31.762 --> 40:33.806 ‫و باید با احتیاط ‫رفتار کنه. 41:19.643 --> 41:24.982 ‫اوبووزو و گیچوراسی دارن خودشون رو ‫با رابطه جدیدشون وفق می‌دن. 41:28.110 --> 41:30.696 ‫حالا که اوبووزو ‫مسئوله، 41:30.779 --> 41:33.866 ‫اون باید یاد بگیره پرخاشگری ‫خودش رو کنترل کنه، 41:34.825 --> 41:39.205 ‫و گیچوراسی باید یاد بگیره به اقتدار ‫اون احترام بذاره. 41:45.252 --> 41:47.087 ‫هنوز تنش ‫وجود داره، 41:48.005 --> 41:53.093 ‫اما زبان بدن اونا نشون می‌ده ممکنه سطحی از ‫همکاری در حال توسعه باشه، 41:54.386 --> 41:57.598 ‫که این بقیه گروه رو ‫آروم می‌کنه. 42:44.395 --> 42:48.023 ‫در حالی که بین خواب و ‫بیداری هستن، 42:50.901 --> 42:54.655 ‫حس قدرتمندی از با هم بودن و ‫تعلق ابراز می‌شه 42:54.738 --> 42:58.826 ‫در زنجیره‌ای از تماس‌های ‫فیزیکی لطیف. 43:03.122 --> 43:09.336 ‫پیوندهای صمیمی و غیرقابل‌انکار ‫یه خانواده نزدیک گوریل. 43:18.846 --> 43:23.684 ‫اعضای جوون‌تر گروه فقط برای مدت ‫کوتاهی استراحت می‌کنن. 43:33.569 --> 43:36.155 ‫اوبی هم داره ‫وول می‌خوره. 43:46.165 --> 43:50.044 ‫و مادرش رو ترک می‌کنه ‫تا بره بگرده. 44:02.389 --> 44:06.852 ‫ایمفورا داره از یه کتک دیگه ‫بهبود پیدا می‌کنه. 44:20.449 --> 44:25.537 ‫اون حالا تقریباً تمام تماس‌های معنی‌دار ‫خودش با گروه رو از دست داده. 44:28.457 --> 44:33.754 ‫به نظر می‌رسه که اوبی تنها دوست ‫باقی‌مونده ایمفوراست. 44:48.602 --> 44:51.397 ‫اما یه چیزی ‫درست نیست. 45:15.379 --> 45:18.298 ‫مادر اوبی همون ‫نزدیکیاست. 45:34.523 --> 45:38.110 ‫به نظر می‌رسه داره پیامی برای ‫ایمفورا می‌فرسته. 45:38.736 --> 45:41.864 ‫"به بچه‌ام نزدیک نشو‫" 46:00.716 --> 46:04.762 ‫همه دارن به ایمفورا ‫پشت می‌کنن. 46:35.292 --> 46:38.295 ‫اینیانگه، ‫ماده‌ی تازه‌وارد، 46:38.378 --> 46:41.340 ‫مدتیه که داره گروه رو ‫زیر نظر می‌گیره. 46:42.257 --> 46:44.009 ‫مخصوصاً تتا رو. 46:46.637 --> 46:48.096 ‫به عنوان ‫ماده‌ی غالب، 46:48.180 --> 46:52.184 ‫این می‌تونه یه رابطه خیلی مهم ‫برای اینیانگه باشه. 47:04.488 --> 47:08.742 ‫اگه تتا به اینیانگه اجازه بده ‫به خانواده‌اش نزدیک بشه، 47:08.826 --> 47:12.246 ‫این پیامی به بقیه ‫گروه خواهد بود. 47:22.464 --> 47:25.551 ‫و به نظر می‌رسه تتا داره ازش ‫استقبال می‌کنه. 47:29.888 --> 47:33.350 ‫حتی به اینیانگه اعتماد می‌کنه ‫تا بچه‌اش رو بغل کنه. 47:37.729 --> 47:40.357 ‫ماده‌های جوون این کار رو ‫غریزی انجام می‌دن. 47:40.440 --> 47:43.277 ‫این اونا رو برای مادر ‫شدن آماده می‌کنه. 47:54.162 --> 47:57.457 ‫ورود اینیانگه ‫یه نشونه مثبته 47:57.541 --> 48:01.587 ‫هم برای گروه پابلو و هم ‫برای اوبووزو. 48:05.591 --> 48:08.802 ‫خانواده‌های گوریل همیشه ‫به دنبال بزرگ‌تر شدن هستن. 48:10.304 --> 48:12.306 ‫قدرت تو جمعیته. 48:27.487 --> 48:31.700 ‫اینیانگه تو زمان ‫خیلی خوبی رسیده. 48:34.202 --> 48:39.875 ‫اوبووزو که رهبری رو به دست گرفته، مشتاقه که ‫فرزندان خودش رو داشته باشه. 48:51.345 --> 48:53.680 ‫با ورود ماده‌های ‫جدید... 48:55.891 --> 48:58.393 و امید به بچه‌های جدید‏،‏ 49:00.354 --> 49:02.189 ‫گروه ممکنه خیلی ‫خوب رشد کنه 49:02.272 --> 49:06.318 ‫و تحت رهبری اوبووزو ‫قدرتمندتر بشه. 49:38.266 --> 49:43.772 ‫ایمفورا ماه‌هاست که از زندگی ‫گروهی کنار گذاشته شده. 49:57.244 --> 50:01.957 ‫اون حالا به تنهایی داره ‫از کوه پایین می‌ره. 50:08.797 --> 50:13.135 ‫یه دیوار حد جنگل گوریل‌ها ‫رو نشون می‌ده. 50:21.560 --> 50:25.605 ‫ایمفورا به لبه دنیای ‫اونا رسیده. 50:52.674 --> 50:56.470 ‫اون وارد دنیای ‫انسان‌ها شده. 51:01.600 --> 51:04.936 ‫هزاران ساله که مردم ‫این‌جا زندگی می‌کنن. 51:08.356 --> 51:11.651 ‫و اونا هم به زمین ‫وابسته‌ان. 51:51.274 --> 51:54.069 ‫رابطه بین انسان‌ها و گوریل‌ها 51:54.152 --> 51:56.113 ‫همیشه یه رابطه سخت بوده. 51:56.613 --> 51:59.324 ‫وقتی من تقریباً 50 سال پیش ‫تو رواندا بودم، 51:59.407 --> 52:04.371 ‫شکار غیرقانونی جمعیت گوریل‌ها رو ‫به لبه انقراض کشونده بود. 52:04.454 --> 52:09.709 ‫فقط حدود 250 گوریل تو کوه‌های ‫ویرونگا باقی مونده بود. 52:16.007 --> 52:18.760 ‫اگه دایان ‫فوسی نبود 52:18.844 --> 52:21.555 ‫ممکن بود اصلاً گوریل کوهی ‫وجود نداشته باشه. 52:29.688 --> 52:34.985 ‫وقتی شکارچیا شروع کردن به کشتن گوریل‌هایی ‫که اون می‌شناخت و دوستشون داشت، 52:36.570 --> 52:38.989 ‫اون زندگیش رو وقف محافظت ‫از اونا کرد... 52:41.283 --> 52:42.909 ‫با هر وسیله ممکنی. 52:50.667 --> 52:52.794 ‫حتی بعد ‫از مرگش، 52:52.878 --> 52:56.214 ‫مطالعات پیشگامانه‌اش درباره ‫گوریل‌ها ادامه پیدا کرد. 52:58.884 --> 53:00.135 ‫در طول سال‌ها، 53:00.218 --> 53:03.680 ‫خیلیای دیگه برای محافظت از ‫گوریل‌ها الهام گرفتن 53:05.140 --> 53:08.643 ‫از داخل رواندا و ‫جاهای دیگه. 53:11.062 --> 53:15.442 ‫و تلاش‌ها برای حفظ اونا به طور ‫فزاینده‌ای موفقیت‌آمیز شد. 53:24.576 --> 53:28.955 ‫امروزه، جمعیت گوریل‌های رواندا تا ‫حد زیادی بهبود پیدا کرده. 53:34.669 --> 53:37.714 ‫اما در حالی که جمعیتشون ‫افزایش پیدا کرده، 53:39.049 --> 53:41.259 ‫کوه‌ها بزرگ‌تر نشدن. 53:52.187 --> 53:54.773 ‫این برای ایمفورا ‫چه معنی‌ای داره؟ 53:58.818 --> 54:00.946 ‫و از این‌جا به کجا ‫می‌ره؟ 54:05.533 --> 54:08.745 ‫خیلی از گوریل‌ها تو همون ‫فضای قبلی جمع شدن. 54:09.246 --> 54:11.748 ‫این داره رفتار اونا 54:12.249 --> 54:15.043 ‫و روابطشون با همدیگه ‫رو تغییر می‌ده. 54:20.173 --> 54:24.302 ‫ایمفورا تو گروه پابلو ‫جایی نداره. 54:27.180 --> 54:29.182 ‫اون بالای کوه بوده 54:30.558 --> 54:32.894 ‫و تا پایینش ‫هم اومده. 54:36.898 --> 54:39.442 ‫گزینه‌هاش دارن ‫تموم می‌شن. 54:51.746 --> 54:56.167 ‫ممکنه سرنوشتش این باشه که ‫یه پشت‌نقره‌ای تنها بشه، 54:57.168 --> 55:00.922 ‫غیرقابل‌پیش‌بینی‌ترین ‫حیوون‌های روی کوه. 55:37.250 --> 55:41.171 ‫اوبووزو حالا با خیال راحت ‫در صدر قرار داره. 55:43.673 --> 55:47.594 ‫گروه ثبات داره و ‫در حال رشده. 55:51.181 --> 55:53.892 ‫دو تا نوزاد تازه متولد ‫شده هستن... 55:57.812 --> 56:00.231 ‫که یکی از اونا مال ‫اینیانگه است. 56:02.150 --> 56:05.236 ‫اولین فرزند اوبووزو ‫به عنوان رهبر. 56:10.867 --> 56:14.579 ‫نوزادان گوریل کاملاً ‫به مادراشون وابسته‌ان، 56:16.456 --> 56:20.668 ‫و مادران گوریل کاملاً ‫فدای بچه‌هاشون هستن. 56:24.422 --> 56:28.635 ‫اونا تو چند ماه اول زندگی ‫از هم جدا نمی‌شن. 56:41.815 --> 56:44.442 ‫اینیانگه برای اولین ‫بار مادر شده 56:44.526 --> 56:47.404 ‫و مسلماً عصبیه. 56:56.329 --> 56:59.707 ‫اوبووزو به دقت ‫حواسش بهش هست، 57:00.542 --> 57:03.294 ‫و کارش رو تو محافظت از اون ‫خوب انجام داده. 57:10.468 --> 57:12.929 ‫اما به عنوان ‫پشت‌نقره‌ای غالب، 57:13.012 --> 57:16.516 ‫اوبووزو نمی‌تونه فقط ‫مراقب اینیانگه باشه. 57:17.976 --> 57:21.813 ‫ماده‌های دیگه‌ای هم هستن ‫که توجهش رو می‌خوان. 57:31.489 --> 57:35.243 ‫این نمایش‌ها دعوت ‫به جفت‌گیریه. 57:51.426 --> 57:53.261 ‫اوبووزو قبول می‌کنه 57:54.721 --> 57:58.099 ‫و گروه رو بدون محافظ ‫رها می‌کنه. 58:37.597 --> 58:40.308 ‫وقتی حواس اوبووزو ‫پرت بود، 58:40.391 --> 58:43.102 ‫یه اتفاق وحشتناک ‫افتاده. 59:00.495 --> 59:04.249 ‫بچه اینیانگه ‫کشته شده. 59:12.257 --> 59:17.220 ‫زخم‌ها نشون می‌ده که یه گوریل ‫مسئول این کار بوده. 59:57.385 --> 01:00:01.306 ‫ماده‌های دیگه گروه ‫دورش جمع می‌شن. 01:00:14.152 --> 01:00:18.239 ‫فقط اینیانگه دقیقاً ‫می‌دونه چی شده... 01:00:21.492 --> 01:00:23.661 ‫و کی مسئوله. 01:00:28.750 --> 01:00:31.544 ‫اون ممکنه تازه به گروه ‫اومده باشه، 01:00:32.128 --> 01:00:35.840 ‫اما به نظر می‌رسه از دست دادن بچه‌اش ‫رو همه تأثیر گذاشته. 01:00:56.277 --> 01:00:59.322 ‫اینیانگه خودش ‫رو دور کرده. 01:01:02.784 --> 01:01:05.328 ‫اما حداقل ‫تنها نیست. 01:01:09.749 --> 01:01:12.460 ‫اوبووزو پدر ‫بچه بود. 01:01:15.588 --> 01:01:19.092 ‫اما اون نتونست از اینیانگه ‫و بچه‌اش دفاع کنه. 01:01:50.289 --> 01:01:55.294 ‫چهار روز از کشته شدن بچه ‫اینیانگه می‌گذره. 01:01:57.130 --> 01:01:59.674 ‫از دست دادن یه نوزاد ‫به این شکل 01:01:59.757 --> 01:02:03.302 ‫می‌تونه باعث بشه گروه اعتمادش ‫رو به رهبرش از دست بده 01:02:05.138 --> 01:02:07.890 ‫و حتی ممکنه گروه رو ‫از هم بپاشه. 01:02:15.732 --> 01:02:19.444 ‫اما فعلاً دور ‫اوبووزو جمع شدن، 01:02:21.070 --> 01:02:24.407 ‫و اینیانگه ‫درست کنارشه. 01:02:34.876 --> 01:02:37.295 ‫یه چیزی اونو ‫ترسونده. 01:02:44.343 --> 01:02:46.804 ‫ایمفورا برگشته. 01:02:49.724 --> 01:02:53.853 ‫واکنش اون هر چیزی رو که اوبووزو ‫باید بدونه بهش می‌گه. 01:02:54.353 --> 01:02:58.149 ‫ایمفورا بچه ‫اینیانگه رو کشته. 01:03:01.444 --> 01:03:04.238 ‫و حالا اون برای همه ‫یه تهدیده. 01:03:12.288 --> 01:03:13.956 ‫اوبووزو ‫حمله می‌کنه. 01:03:25.510 --> 01:03:28.930 ‫اما حالا، ‫ایمفورا خیلی قوی‌تره. 01:03:35.645 --> 01:03:37.438 ‫گیچوراسی هم ‫وارد می‌شه. 01:03:59.043 --> 01:04:00.837 ‫ایمفورا ‫فرار می‌کنه. 01:04:07.885 --> 01:04:09.679 ‫اما اون‌قدرها ‫هم دور نشده. 01:04:15.434 --> 01:04:16.978 ‫تو یک سال گذشته، 01:04:17.061 --> 01:04:19.689 ‫در حالی که از زندگی گروهی ‫طرد شده بود، 01:04:20.857 --> 01:04:23.401 ‫هرگز اونا رو کاملاً ‫ترک نکرده بود. 01:04:29.323 --> 01:04:32.410 ‫اما حالا، ‫از خط قرمز عبور کرده. 01:04:34.662 --> 01:04:38.040 ‫اون یکی از اعضای خانواده ‫خودش رو کشته. 01:04:49.010 --> 01:04:52.847 ‫گروه دور رهبرشون، ‫اوبووزو، جمع شدن. 01:05:05.860 --> 01:05:09.488 ‫و حالا، اون داره اونا رو تو ‫یه مأموریت رهبری می‌کنه. 01:05:27.798 --> 01:05:31.469 ‫ایمفورا داره از ‫کوه بالا می‌ره، 01:05:31.969 --> 01:05:33.971 ‫اما تنها نیست. 01:05:36.057 --> 01:05:38.267 ‫اوبووزو درست ‫پشت سرشه 01:05:39.101 --> 01:05:42.688 ‫در حالی که تتا و گیچوراسی ‫هم کنارش هستن. 01:05:57.119 --> 01:06:00.665 ‫اونا دارن ایمفورا رو ‫کاملاً بیرون می‌کنن. 01:06:20.977 --> 01:06:26.482 ‫ایمفورا داره به تنهایی ‫وارد دره بعدی می‌شه. 01:06:43.457 --> 01:06:46.794 ‫شاید قرار بود از همون اول ‫سرنوشتش این بشه. 01:06:48.796 --> 01:06:53.592 ‫یا شاید یه گوریل فقط می‌تونه ‫تا یه حدی کتک بخوره. 01:07:06.647 --> 01:07:11.402 ‫ایمفورا حالا ممکنه سال‌ها تو ‫کوهستان تنها سرگردون باشه. 01:07:13.654 --> 01:07:17.491 ‫یا شایدم یه روزی خانواده ‫خودش رو پیدا کنه. 01:07:19.952 --> 01:07:21.746 ‫فقط زمان ‫مشخص می‌کنه. 01:07:55.071 --> 01:08:00.367 ‫حداقل یک نفر تو گروه هست که دلش ‫برای ایمفورا تنگ می‌شه. 01:08:04.580 --> 01:08:10.544 ‫اوبی احتمالاً خیلی کوچیک‌تر از اونه که اتفاقاتی ‫که این‌جا افتاده رو درک کنه. 01:08:12.880 --> 01:08:15.800 ‫اما ایمفورا ‫دوستش بود. 01:08:16.926 --> 01:08:20.262 ‫و حالا، ‫دوستش رفته. 01:08:36.195 --> 01:08:41.075 ‫با این حال، اوبی، درست مثل پابلو ‫کوچولو، خیلی سازگاره. 01:08:42.284 --> 01:08:46.664 ‫و به نظر می‌رسه قصد داره یه دوست ‫بزرگ جدید پیدا کنه. 01:08:52.962 --> 01:08:54.046 ‫اوبووزو. 01:09:07.893 --> 01:09:11.063 ‫سال پرچالشی برای ‫اوبووزو بود، 01:09:11.730 --> 01:09:14.108 ‫اما تو نقش خودش به عنوان ‫رهبر جا افتاده. 01:09:18.404 --> 01:09:23.659 ‫و شاید حالا دوستی با اوبی دقیقاً همون چیزیه ‫که تو زندگیش بهش نیاز داره. 01:09:47.766 --> 01:09:51.187 ‫گیچوراسی دیگه ‫این‌جا رئیس نیست، 01:09:51.687 --> 01:09:57.735 ‫اما با حمایت از یه پشت‌نقره‌ای جوون‌تر و قوی‌تر، ‫داره نقش جدیدی رو پر می‌کنه. 01:09:59.653 --> 01:10:04.450 ‫اون دانش زیادی داره و کمک بزرگی ‫برای اوبووزو خواهد بود. 01:10:06.994 --> 01:10:11.123 ‫این ممکنه مهم‌ترین ‫نقش زندگیش باشه. 01:10:21.133 --> 01:10:27.139 ‫تتا نقش حیاتی تو حمایت از ‫انتقال قدرت ایفا کرده، 01:10:27.932 --> 01:10:30.893 ‫و اون و خانواده‌اش ‫حالشون خوبه. 01:10:34.355 --> 01:10:37.775 ‫بچه‌اش حالا تقریباً ‫دو سالشه. 01:10:41.070 --> 01:10:43.614 ‫داره قوی‌تر می‌شه 01:10:44.823 --> 01:10:46.408 ‫و شخصیتش شکل ‫می‌گیره. 01:11:05.844 --> 01:11:08.514 ‫اینیانگه روزهای ‫سختی رو گذرونده. 01:11:09.265 --> 01:11:11.308 ‫اون اولین بچه‌اش ‫رو از دست داد، 01:11:11.392 --> 01:11:12.935 ‫و فقط می‌تونیم ‫تصور کنیم 01:11:13.018 --> 01:11:16.730 ‫که این اتفاق تأثیر موندگاری ‫روش خواهد داشت. 01:11:18.524 --> 01:11:23.070 ‫اما حالا عضو ثابت گروه ‫پابلو شده... 01:11:27.366 --> 01:11:32.454 ‫و بخشی از چیزی که تو قلب ‫زندگی گوریل‌هاست. 01:11:38.252 --> 01:11:39.420 ‫خانواده. 01:11:49.430 --> 01:11:53.100 ‫گروه پابلو یه خانواده ‫بی‌نقص نیست. 01:11:54.852 --> 01:11:56.603 ‫هیچ خانواده‌ای بی‌نقص نیست‏.‏ 01:12:01.942 --> 01:12:06.530 ‫اما اونا تو روزهای خیلی ‫سخت کنار هم موندن. 01:12:12.870 --> 01:12:17.082 ‫و همین الان اوضاع برای گروه پابلو ‫داره بهتر می‌شه... 01:12:20.961 --> 01:12:24.673 ‫همون‌طور که برای کل ‫گونه‌شون این‌طوره. 01:12:32.639 --> 01:12:36.435 ‫امروزه بیش از ششصد گوریل کوهی‏.‏‏.‏‏.‏ 01:12:36.518 --> 01:12:38.979 ‫تو کوه‌های ویرونگا ‫وجود دارن. 01:12:39.563 --> 01:12:44.693 ‫از زمانی که من تقریباً ۵۰ سال پیش اون‌جا بودم، ‫جمعیتشون بیش از دو برابر شده. 01:12:57.664 --> 01:13:02.836 ‫این یکی از بزرگ‌ترین داستان‌های موفقیت تو حفاظت ‫از محیط زیسته که شاهدش بودم. 01:13:07.299 --> 01:13:11.303 ‫و شاید این به خاطر ارتباط ‫عمیقیه که آدما 01:13:11.387 --> 01:13:12.971 ‫با گوریل‌ها احساس می‌کنن. 01:13:13.931 --> 01:13:18.602 ‫ارتباطی که تو تمام ‫عمرم با من مونده. 01:13:22.648 --> 01:13:27.194 ‫و همه‌چیز با یه گوریل کوچولوی ‫خاص شروع شد. 01:13:32.408 --> 01:13:34.785 ‫با وجود یه شروع سخت ‫تو زندگی، 01:13:35.661 --> 01:13:39.790 ‫پابلو به یه رهبر قوی و ‫کاریزماتیک تبدیل شد. 01:13:45.170 --> 01:13:50.217 ‫اون تا آخرین لحظه به خانواده‌اش ‫وفادار موند. 01:13:56.432 --> 01:14:00.644 ‫اینا از آخرین تصاویر ‫ثبت‌شده از پابلو هستن. 01:14:02.855 --> 01:14:04.982 ‫در ۳۳ سالگی، 01:14:05.065 --> 01:14:08.360 ‫وقتی داشت از گروهش در برابر یه گوریل ‫رقیب دفاع می‌کرد، 01:14:08.861 --> 01:14:11.780 ‫این پشت‌نقره‌ای ‫بزرگ کشته شد. 01:14:15.284 --> 01:14:17.744 ‫من هرگز اون‏.‏‏.‏‏.‏ 01:14:20.956 --> 01:14:24.042 و تأثیری که روی زندگیم گذاشت رو فراموش نمی‌کنم‏.‏ 01:14:28.464 --> 01:14:30.048 ‫جمله‌ای که من ‫به کار می‌برم اینه، 01:14:30.132 --> 01:14:34.720 ‫"معنی و درک متقابل بیشتری در رد و بدل کردن ‫یه نگاه با یه گوریل وجود داره 01:14:34.803 --> 01:14:37.431 ‫تا هر حیوون دیگه‌ای ‫که می‌شناسم." 01:14:38.098 --> 01:14:39.516 هنوز سر حرفم هستم‏.‏ 01:14:40.017 --> 01:14:41.560 به نظرم‏،‏ همین‌طوره‏.‏ 01:14:48.859 --> 01:14:53.864 « زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in» 01:14:55.864 --> 01:15:05.864 دانلود فیلم و سریال W W W . H E X D L . C O M