WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:04.379 --> 00:06.005 ‫پس قراره ‫مدتی اینجا بمونی؟ 00:10.379 --> 00:12.005 ‫پس قراره ‫مدتی اینجا بمونی؟ 00:10.427 --> 00:12.637 ‫ چرا داری دنبالم می‌آیی؟ ‫فردریک استنتون 00:12.005 --> 00:12.673 ‫هر وقت خواستی با یک ‫آدم غیرحرفه‌ای صحبت کنی، 00:12.637 --> 00:16.349 ‫من از دوستان آنام ‫می‌تونم چند تا سؤال ازت بپرسم؟ 00:12.673 --> 00:14.049 ‫بهم زنگ بزن 00:14.049 --> 00:16.427 ‫ متخصصِ چی؟ ‫طفره رفتن 00:16.427 --> 00:18.637 ‫ چرا داری دنبالم می‌آیی؟ ‫فردریک استنتون 00:22.105 --> 00:23.773 ‫تو قرار نیست ‫توی این گودال بمیری، آنا 00:23.773 --> 00:26.276 ‫تو کاری رو می‌کنی که ‫برای زنده موندن لازمه 00:26.276 --> 00:28.111 ‫متوجهی چی می‌گم؟ 00:32.323 --> 00:34.659 ‫بعضی چیزها کیهانی‌ان 00:34.659 --> 00:38.288 ‫الگوها، ارتباطات 00:38.288 --> 00:40.540 ‫قبلاً تاریکی رو ‫نادیده می‌گرفتیم 00:40.540 --> 00:43.585 ‫حالا دیدن اسرار جهان ‫خیلی کم اتفاق می‌افته 00:43.585 --> 00:47.464 ‫مگر اینکه خوش‌شانس باشی و ‫توی یه پارک آسمان تاریک باشی 00:47.464 --> 00:49.549 ‫و هنوزه که می‌تونی غافلگیر بشی 00:49.549 --> 00:51.801 ‫ عاشق مهمونی‌های رصدی‌ام ‫آره 00:51.801 --> 00:54.179 ‫سرمایِ ناگهانی رو ‫قابل تحمل‌تر می‌کنه 00:54.179 --> 00:57.807 ‫می‌دونی دیگه چی سرمای ‫ناگهانی رو از بین می‌بره؟ 00:58.766 --> 01:00.185 ‫از وقتی برگشتی، ‫خیلی تنها بودی 01:00.185 --> 01:02.604 ‫از غار برگشتی 01:02.604 --> 01:05.190 ‫الان، بیشتر از خودم ‫به ستاره‌ها اعتماد دارم 01:05.190 --> 01:09.486 ‫فقط به کمی فضا نیاز دارم ‫منظورم شوخی با فضا نبود 01:09.944 --> 01:11.821 ‫خب، خیلی وقت پیش، ‫مردم گرسنه بودن 01:11.821 --> 01:13.948 ‫چون نمی‌دونستن ‫چطور شکار کنن 01:13.948 --> 01:16.409 ‫برای همین گرگ‌ها ‫دلشون به حالمون سوخت 01:16.409 --> 01:18.620 ‫و بهمون یاد دادن چطور شکار کنیم 01:18.620 --> 01:22.874 ‫ نه اینکه خودشون رو شکار کنیم؟ ‫نه مثل بوفالو، گوزن 01:22.874 --> 01:25.001 ‫حیوانات سم‌دار 01:25.001 --> 01:29.422 ‫و برای همینه که اون ابر ‫ستاره‌های درخشان اونجا، 01:29.422 --> 01:32.467 ‫بهش میگن مسیر گرگ ‫ماکویوهسوکویی 01:32.467 --> 01:34.636 ‫این همون راهیه که گرگ‌ها ‫به زمین سفر می‌کنن 01:34.636 --> 01:36.763 ‫عالیه! 01:36.763 --> 01:39.349 ‫ فکر کنم آنا داره ازم دوری می‌کنه ‫می‌دونی چیه رفیق؟ 01:39.349 --> 01:41.601 ‫تو انگار همه‌ش داری کلاف کاموات رو ‫به سمت اون می‌غلتونی 01:41.601 --> 01:45.021 ‫ داری می‌گی باید عقب‌نشینی کنم؟ ‫معلومه! 01:45.021 --> 01:48.942 ‫پاپ‌کورن می‌خوای؟ 01:48.942 --> 01:52.362 ‫آیا تماشا کردن ستاره‌ها ‫حالا جزو وظایف رسمی اف‌بی‌آیه؟ 01:52.362 --> 01:54.447 ‫بله، اگر این یک کنایه است 01:54.447 --> 01:57.492 ‫بله، من دارم می‌روم 01:57.492 --> 02:00.954 ‫و تو می‌توانی آن ‫تخت‌خواب چوبی پر از تراشه را پس بگیری 02:00.954 --> 02:04.332 ‫نمی‌دانم شما محیط‌بان‌ها ‫چطور با این وضع کنار می‌آیید، رفیق 02:04.332 --> 02:05.291 ‫خانه تو کجاست؟ 02:08.461 --> 02:12.632 ‫بله، این سؤال ‫خیلی خوبی است 02:19.097 --> 02:22.684 ‫تمام جهان هستی ‫درست همین بالاست 02:22.684 --> 02:25.019 ‫چطور کسی می‌تواند فکر کند ‫که ما در این دنیا تنهاییم؟ 02:25.019 --> 02:27.772 ‫من فکر می‌کنم 02:27.772 --> 02:30.149 ‫تو به موجودات فضایی ‫اعتقاد نداری؟ 02:30.149 --> 02:33.069 ‫خب، تو این مورد مطمئن نیستم ‫اما فکر می‌کنم تنهاییم 02:38.533 --> 02:42.495 ‫آره 02:51.546 --> 02:53.881 ‫موجودات فضایی هستن یا نه؟ 02:53.881 --> 02:56.050 ‫کریستینا مطرحش کرد ‫آیا ما تنهاییم؟ 02:56.050 --> 02:58.136 ‫اوه، آره، نمی‌خوای ‫سر این چیزا با من بحث کنی 02:58.136 --> 03:01.097 ‫راست می‌گی، فردی؟ 03:01.097 --> 03:03.433 ‫بگو بهم 03:03.433 --> 03:05.601 ‫اوه، باشه ‫پس قراره این‌جوری بحث کنیم 03:05.601 --> 03:07.687 ‫بسیار خب 03:07.687 --> 03:09.647 ‫خب، باید بدونی که، ‫مونتانا زادگاه 03:09.647 --> 03:12.108 ‫اولین رؤیت یوفوئه ‫ممتأسفم 03:12.108 --> 03:15.778 ‫متأسفم یوفو؟ ‫همون شیء ناشناس پرنده 03:15.778 --> 03:18.072 ‫یا پدیده ناهنجار ‫ناشناس 03:18.072 --> 03:20.158 ‫اوه خدای من! ‫تو به بشقاب‌پرنده‌ها اعتقاد داری 03:20.158 --> 03:22.744 ‫آه! ‫چرا این‌قدر قضاوت می‌کنی، پیجن؟ 03:22.744 --> 03:25.038 ‫ این فوق‌العاده‌ست! ‫هوم، هوم، هوم 03:25.371 --> 03:27.081 ‫خیلی از آدم‌های معمولی ‫یوفو می‌بینن 03:27.081 --> 03:28.916 ‫مهوم، مهوم 03:29.667 --> 03:32.378 ‫منظورم اینه که، کسی که ‫فیلم مونتانا رو ضبط کرد، 03:32.378 --> 03:35.673 ‫مربی بیسبال بود ‫آدم معمولی‌ای بود 03:35.673 --> 03:39.719 ‫بعد تو سال ۱۹۵۰، ‫او از سه تا گوی فیلم گرفت 03:39.719 --> 03:42.972 ‫که طوری حرکت می‌کردن که هیچ پهپادی نمی‌تونه ‫طوری که هیچ پهپادی نمی‌تونه 03:42.972 --> 03:45.475 ‫گوش کن، خودت از من پرسیدی، ‫منم فقط دارم بهت می‌گم 03:45.475 --> 03:47.643 ‫بی‌خیال بابا! 03:47.935 --> 03:49.854 ‫سیلوهای هسته‌ای «مینوت‌من» ‫همه‌جای مونتانا بودن 03:49.854 --> 03:51.564 ‫نیروی هوایی داشت ‫مأموریت‌های آموزشی انجام می‌داد 03:51.564 --> 03:53.357 ‫محاله ‫آه، سیلوهای مینوت‌من 03:53.357 --> 03:54.734 ‫تو دهه ۶۰ ساخته شدن، متوجهی؟ 03:54.734 --> 03:56.778 ‫ده سال بعد از اون 03:56.778 --> 03:58.237 ‫و حالا که ‫داریم درباره‌ش حرف می‌زنیم 03:58.237 --> 04:00.615 ‫ آره ‫خیلی از خلبان‌های جنگنده 04:00.615 --> 04:03.659 ‫یوفو دیدن ‫باشه 04:04.035 --> 04:05.536 ‫تو تا حالا یوفو دیدی؟ 04:05.536 --> 04:07.747 ‫ای وای! 04:12.210 --> 04:14.587 ‫اون داره می‌درخشه؟ 04:21.344 --> 04:23.513 ‫آقا؟ 04:23.513 --> 04:25.556 ‫آقا، حالتون خوبه؟ 04:25.556 --> 04:29.477 ‫آه فر ‫اسکا 04:29.477 --> 04:31.395 ‫اوه، آقا، آقا، آقا ‫بفرمایید 04:31.395 --> 04:34.023 ‫این رو تنتون کنید 04:35.399 --> 04:37.860 ‫آقا؟ آقا، می‌تونید به ما بگید ‫چه اتفاقی افتاده؟ 04:37.860 --> 04:40.321 ‫من از آسمان افتادم 04:56.963 --> 04:59.799 ‫می‌تونم اسم‌تون رو بپرسم، آقا؟ 04:59.799 --> 05:02.134 ‫می‌تونید بپرسید 05:02.134 --> 05:05.179 ‫من من نمی‌دونم ‫درباره اینکه کجا بودید چطور؟ 05:05.179 --> 05:07.098 ‫قبل از اینکه هر اتفاقی واستون ‫افتاده، رخ بده 05:07.098 --> 05:08.933 ‫می‌تونه هر چیزی باشه، مگه نه؟ 05:08.933 --> 05:12.520 ‫اما سقوط ‫سقوط واقعیه‌ 05:12.520 --> 05:14.522 ‫سقوط واقعیه‌ ‫شما هیچ لباسی به تنتون نیست 05:14.522 --> 05:16.023 ‫می‌دونی چطور آن‌ها را از دست دادی؟ ‫نمی‌دونم 05:16.023 --> 05:17.942 ‫داشتم سقوط می‌کردم ‫و بعد 05:17.942 --> 05:19.777 ‫تو از آسمان افتادی 05:19.777 --> 05:22.071 ‫مراقب باش، دداغه 05:25.032 --> 05:27.118 ‫ خوشمزه است ‫نوشیدنی خوردی؟ 05:27.118 --> 05:29.662 ‫مواد مصرف کردی؟ ‫همه‌شان یک‌جور برمی‌گردند 05:34.792 --> 05:37.545 ‫چشم‌هاش سالم به نظر می‌رسه ‫هیچ ضربه‌ای به سرش نمی‌بینم 05:37.545 --> 05:39.505 ‫اون آن فنجان را طوری دست گرفته ‫که انگار یک لرد بریتانیاییه 05:39.505 --> 05:42.591 ‫مهارت‌های حرکتی‌اش خوبه ‫ضربه مغزی نیست 05:42.591 --> 05:43.884 ‫ سرمازدگی؟ ‫نه 05:43.884 --> 05:45.594 ‫می‌دونم چطور صدات بزنم 05:45.594 --> 05:47.888 ‫ چی؟ ‫بازدیدکننده 05:47.888 --> 05:49.557 ‫من دارم از شما بازدید می‌کنم 05:49.557 --> 05:52.977 ‫من بازدیدکننده شما هستم ‫بسیار خب ممنون 05:52.977 --> 05:54.270 ‫شب بخیر 05:54.270 --> 05:55.813 ‫به‌جز چندتا ‫خراش جزئی، 05:55.813 --> 05:57.565 ‫که احتمالاً به خاطر ‫راه رفتن تو جنگله، 05:57.565 --> 05:59.483 ‫هیچ آسیب جسمی دیگه‌ای ‫نداره 05:59.483 --> 06:01.652 ‫چطور ممکنه اسمش یا ‫چیزی درباره خودش را ندونه؟ 06:01.652 --> 06:06.699 ‫تمارض می‌کنه، خودش را به مریضی زده، ‫یا یک دروغگوی ساده است 06:06.699 --> 06:10.619 ‫من می‌توانم مهمان را ‫با ماشین به بیمارستان ببرم 06:10.619 --> 06:12.830 ‫راه دور است، دیر وقت هم هست 06:12.830 --> 06:14.040 ‫آن‌ها فقط او را ‫روی صندلی می‌نشانند و منتظر نگهش می‌دارند 06:14.040 --> 06:14.874 ‫ما فقط داریم او را ‫به دردسرِ کسی دیگر تبدیل می‌کنیم 06:14.874 --> 06:17.626 ‫اوه، پـ پس او دردسرِ ماست؟ 06:17.626 --> 06:19.962 ‫او معمایِ ماست 06:19.962 --> 06:21.839 ‫به‌علاوه، یک‌جورهایی ‫حس دلسوزی نسبت به او دارم 06:21.839 --> 06:23.549 ‫مطمئنی که بیش از حد ‫با این 06:23.549 --> 06:28.929 ‫آقای برهنه و نترس ‫همذات‌پنداری نمی‌کنی 06:28.929 --> 06:32.058 ‫به خاطرِ چیزی که ‫برای تو اتفاق افتاد؟ 06:32.058 --> 06:34.852 ‫من فقط اجازه دادم روی کاناپه ‫اتاق عمومی بخوابه، 06:34.852 --> 06:37.646 ‫مأمور ویژه ‫بسیار خب، متوجه شدم 06:37.646 --> 06:40.066 ‫خب، می‌خواهی تا کلبه‌ات ‫پیاده برگردی؟ 06:40.066 --> 06:42.026 ‫نه، راحتم ‫از خوابگاه لذت ببر 06:42.026 --> 06:43.569 ‫شنیده‌ام که بالاخره مشکل ‫موش‌های صحرایی را 06:43.569 --> 06:45.279 ‫تحت کنترل درآورده‌اند ‫بسیار خب 06:45.279 --> 06:47.615 ‫چرا داری با یک دستمال خیس ‫می‌روی؟ 06:47.615 --> 06:50.576 ‫بخشی از یک نظریه درباره ‫درخشش مهمان ماست 06:50.576 --> 06:52.912 ‫بسیار خب این چه چیزی را ثابت می‌کند؟ 06:52.912 --> 06:55.873 ‫هنوز نیاز به ‫فکر کردن بیشتری داره 06:55.873 --> 06:57.833 ‫شب بخیر! 06:57.833 --> 06:59.668 ‫چی، نمی‌خوای چراغ‌ها رو ‫دوباره روشن کنی؟ 07:12.097 --> 07:14.225 ‫فراموشی واقعی هست؟ ‫سوالت اینه؟ 07:14.225 --> 07:17.061 ‫بله ‫یا همش تمارضه؟ 07:17.061 --> 07:18.896 ‫نظر شما چیه، دکتر پیجن؟ 07:18.896 --> 07:20.356 ‫کسانی که بیماری‌های ‫زمینه‌ای خاصی دارند 07:20.356 --> 07:22.149 ‫برای مشکلات ‫روانی فعلی‌شون 07:22.149 --> 07:24.819 ‫ممکنه در نتیجه تروما ‫دچار فراموشی بشن 07:24.819 --> 07:26.821 ‫خب، ما اون رو برهنه ‫وسط جاده پیدا کردیم 07:26.821 --> 07:28.656 ‫پس اتفاقی براش افتاده 07:28.656 --> 07:30.741 ‫شايد هضم کردنش ‫خيلی دردناک باشه 07:30.741 --> 07:33.452 ‫گاهی وقتا فراموشی ‫به نفع آدمه 07:33.452 --> 07:35.746 ‫خیلی خب، ‫ممنون که بهمون کمک کردید 07:35.746 --> 07:37.706 ‫کسی همراهتونه؟ 07:39.583 --> 07:42.211 ‫ من همیشه تلفن رو رو طرف قطع نمی‌کنم ‫اوه، هی، آنا، 07:42.211 --> 07:44.463 ‫من باید احتمالاً ‫یه چیزی بهت بگم 07:44.463 --> 07:45.714 ‫برای هر چیزی که می‌خوای بگی، ‫الان خیلی زوده 07:45.714 --> 07:47.508 ‫فکر می‌کنم درخشش عجیب ‫مهمونمون 07:47.508 --> 07:49.385 ‫به خاطر خاصیت شب‌تابیش باشه 07:49.385 --> 07:50.761 ‫چی، یعنی اون با گیاه‌هایی که ‫می‌درخشن پوشیده شده بود؟ 07:50.761 --> 07:52.263 ‫جلبک ‫از نظر علمی، گیاه نیست 07:52.263 --> 07:54.598 ‫بیشتر یه موجود زنده‌ست 07:54.598 --> 07:56.100 ‫تو این بخش از رودخونه، ‫جلبک‌ها رشد زیادی داشتن 07:56.100 --> 07:58.143 ‫شاید مهمونمون تنی به آب زده باشه 08:00.187 --> 08:02.565 ‫پس ما داریم یه مرد فراموشی‌گرفته رو ‫با استفاده از جلبک‌هایی که نمی‌بینیم، 08:02.565 --> 08:04.942 ‫پیدا می‌کنیم؟ 08:04.942 --> 08:06.819 ‫تو تو طول روز ‫نمی‌تونی ببینیشون 08:06.819 --> 08:09.029 ‫ولی این خودش یه نقطه‌شروعه‌ 08:09.029 --> 08:11.907 ‫به نظر میاد کسی ‫از اینجا رد شده 08:11.907 --> 08:13.951 ‫از این طرف 08:15.786 --> 08:18.789 ‫اینجا همون جاییه که جلبک‌ها هستن 08:21.792 --> 08:25.170 ‫یه ردپا از اینجا ‫به سمت آب رفته 08:25.170 --> 08:26.714 ‫کسی اینجا بوده 08:26.714 --> 08:30.175 ‫آره، یه ردپا هست که ‫از آب اومده بیرون 08:30.175 --> 08:33.596 ‫و رفته اون سمت 08:33.596 --> 08:35.806 ‫به نظر نمیاد این مهمونمون ‫اهل پیاده‌روی باشه 08:35.806 --> 08:39.268 ‫درسته ‫صبر کن 08:39.268 --> 08:42.479 ‫ چی شده؟ ‫اونو می‌بینی؟ 08:45.691 --> 08:49.486 ‫و لباساش؟ ‫که کاملاً نابود شدن 08:53.615 --> 08:58.287 ‫چرا باید تو هپروت ‫چکمه‌ها و لباساش رو درآره؟ 08:58.287 --> 09:01.332 ‫یه کیف پول اینجاست 09:04.877 --> 09:07.880 ‫گواهینامه رانندگی 09:07.880 --> 09:11.550 ‫که مال متیو ‫«اسکوئکی»ـه؟ 09:11.550 --> 09:14.803 ‫«اسکوئکی»؟ ‫من می‌گم اسکوئکیه 09:14.803 --> 09:16.680 ‫عالی شد ‫معما حل شد 09:16.680 --> 09:20.017 ‫تاریخ این تو سال ۲۰۰۵ تموم شده 09:22.728 --> 09:26.315 ‫ممکن است همون بازدیدکننده باشه ‫با این ریش، شناختنش سخته 09:26.315 --> 09:29.068 ‫اما اون این همه سال ‫کجا بوده؟ 09:33.572 --> 09:36.075 ‫ داری چیکار می‌کنی؟ ‫پودر پروتئین 09:36.075 --> 09:38.160 ‫همیشه تو کیفم هست ‫می‌خوای؟ 09:38.160 --> 09:39.870 ‫نه ‫من هر چقدر عضله بخوام دارم 09:39.870 --> 09:41.830 ‫مطمئنی؟ 09:41.830 --> 09:43.040 ‫منظورم اینه که شیک‌ها ‫خالص‌ترین نوع تغذیه‌ان 09:43.040 --> 09:44.750 ‫من تقریباً مطمئنم ‫که منظورت سیب بود 09:44.750 --> 09:47.377 ‫دوستمون رو پیدا کردی؟ 09:47.377 --> 09:49.671 ‫اون چیکار می‌کرده؟ 09:49.671 --> 09:51.215 ‫هیچی 09:51.215 --> 09:53.759 ‫مت اسک‌ویکی ۲۰ ساله که ‫مرده 09:54.885 --> 09:57.930 ‫اندازه‌هاشون می‌خوره 10:03.102 --> 10:04.895 ‫ بفرما ‫اوه! 10:04.895 --> 10:07.564 ‫خیلی خب 10:08.816 --> 10:11.235 ‫ممنون که آمدید، ‫خانم اسک‌ویکی 10:11.235 --> 10:13.570 ‫اوه، من دیگه اسک‌ویکی نیستم 10:13.570 --> 10:16.740 ‫وقتی مت مرد، ‫دوباره ازدواج کردم 10:16.740 --> 10:18.909 ‫می‌توانید برایمان بگویید ‫چه اتفاقی برای همسرتان افتاد؟ 10:18.909 --> 10:22.996 ‫سرمای شدیدی بود ‫و گرگ‌ها داشتند لاشه‌خواری می‌کردند 10:22.996 --> 10:26.291 ‫مت به سفر کمپینگ انفرادی ‫سالانه‌اش رفته بود 10:26.291 --> 10:30.212 ‫او هر سال می‌رفت، ‫فرقی نمی‌کرد هوا چطور باشد 10:30.212 --> 10:34.049 ‫آن‌ها ماشینش را ‫در پارکینگ اول مسیر پیدا کردند 10:34.049 --> 10:37.177 ‫آن‌ها جسدش را کیلومترها دورتر پیدا کردند 10:37.177 --> 10:41.014 ‫گرگ‌ها صورتش را ‫از بین برده بودند 10:41.014 --> 10:44.893 ‫مجبور شدم او را از روی ‫کلاه و سوئیچ ماشینش شناسایی کنم 10:44.893 --> 10:47.813 ‫وقتی پیدا شد، ‫برهنه بود؟ 10:47.813 --> 10:50.941 ‫ام ‫این‌ها را می‌شناسی؟ 10:50.941 --> 10:53.610 ‫بله، این‌ها می‌توانند متعلق به او، ‫مت، باشند 10:53.610 --> 10:56.280 ‫این‌ها را کجا پیدا کردید؟ ‫توی یک صخره، 10:56.280 --> 10:59.116 ‫به همراه کیف پولش ‫که داخل چکمه‌هایش بود 10:59.116 --> 11:02.953 ‫ما، آه، بابت فقدان شما ‫خیلی متأسفیم 11:02.953 --> 11:08.876 ‫ام می‌توانیم ادامه ندهیم 11:11.879 --> 11:15.215 ‫ حلقه ازدواجش را پیدا کردید؟ ‫نه چرا؟ 11:15.215 --> 11:18.218 ‫خب، یکی از چیزهایی که ‫بیشتر از همه اذیتم می‌کرد، 11:18.218 --> 11:20.762 ‫علاوه بر اینکه بدنش ‫تکه‌تکه شده بود، 11:20.762 --> 11:22.306 ‫این بود که حلقه ازدواجش ‫دستش نبود 11:22.306 --> 11:26.852 ‫و من همیشه فکر می‌کردم ‫که شاید او 11:26.852 --> 11:29.146 ‫شاید دیگر دوستم نداشت 11:32.316 --> 11:34.901 ‫من هنوز حلقه قبلی‌ام را ‫به گردنبندم می‌آویزم 11:34.901 --> 11:37.821 ‫شوهرم درک می‌کند 11:38.822 --> 11:41.658 ‫«میرا و مت» 11:41.658 --> 11:44.828 ‫حتماً خیلی دلت برایش تنگ شده ‫ندانستنِ حقیقت، سخت‌تر است 11:48.915 --> 11:52.002 ‫ام ‫آیا او را می‌شناسی؟ 11:56.882 --> 11:59.635 ‫نه 12:05.641 --> 12:07.601 ‫ما، خب، عکس تو رو ‫منتشر کردیم 12:07.601 --> 12:09.227 ‫بالاخره یه نفر می‌بینه ‫و میاد دنبالت 12:09.227 --> 12:11.104 ‫نه، اما به زودی 12:11.104 --> 12:12.981 ‫جایی هست که ‫باید بهش برسم 12:12.981 --> 12:16.193 ‫ کجا؟ ‫همه‌شون به یه شکل برمی‌گردن 12:16.193 --> 12:18.779 ‫بسیار خب، به فکر کردن ادامه بده 12:27.079 --> 12:29.456 ‫ما واقعاً ‫برای این کار آمادگی نداریم 12:29.456 --> 12:31.333 ‫منظورت پرونده قدیمی مردیه ‫که توسط گرگ‌ها خورده شده؟ 12:31.333 --> 12:35.212 ‫نه، منظورم اینه که یه آدم مرموز ‫بیرون دفترم نشسته 12:35.212 --> 12:37.339 ‫۲۴ ساعت بهش فرصت می‌دم 12:37.339 --> 12:40.300 ‫اگه کسی پیگیرش نشد، ‫باید براش یه تخت توی بخش روانی پیدا کنم 12:44.971 --> 12:47.224 ‫کمترین کاری که می‌تونیم بکنیم ‫اینه که انگشتر میرا رو بهش برگردونیم 12:47.224 --> 12:50.310 ‫چطور می‌خوایم این کار رو انجام بدیم؟ 12:50.310 --> 12:53.355 ‫اولین شغلم توی پارک، ‫جمع‌آوری پول مجوزها بود 12:53.355 --> 12:55.357 ‫و توی اردوگاه‌های ‫کم‌طرفدارتر، 12:55.357 --> 12:57.984 ‫فقط کافی بود ۲۰ دلار ‫بذاری توی یه پاکت 12:57.984 --> 13:00.695 ‫و بندازیش توی یه شکاف پلکسی‌گلاس ‫که روی ستون بود 13:00.695 --> 13:02.405 ‫بعد من با موتور کوچیکم ‫دور می‌زدم 13:02.405 --> 13:04.199 ‫و همه پاکت‌ها رو جمع می‌کردم 13:04.199 --> 13:07.452 ‫داشتم با دیسک‌منم به ‫سی‌دی‌های باحالم گوش می‌دادم 13:07.452 --> 13:10.205 ‫به هر حال، بفرما 13:10.205 --> 13:11.748 ‫۲۰۰۵ 13:11.748 --> 13:14.835 ‫ااو تو ماه نوامبر پیدا شد، ‫پس 13:14.835 --> 13:17.420 ‫بفرما 13:17.420 --> 13:19.756 ‫متنفرم از اینکه اتفاقات بد ‫تو پارک می‌افته 13:19.756 --> 13:21.133 ‫اینجا پناهگاه ماست، می‌دونی؟ 13:27.264 --> 13:29.850 ‫اینم خودشه‌، مت اسک‌ویکی 13:29.850 --> 13:33.103 ‫ پول سه شب رو داده بود ‫داشت تو «پاین کرگ» چادر می‌زد 13:33.103 --> 13:35.188 ‫اون اردوگاه ‫سال‌ها پیش تعطیل شد 13:35.188 --> 13:37.816 ‫حس قانون‌شکنی داری؟ 13:37.816 --> 13:39.359 ‫آره، بدم نمیاد 13:39.359 --> 13:41.236 ‫قانون ‫ترمودینامیک 13:41.236 --> 13:43.405 ‫یا یه قانون فیزیک رو بشکنم 13:43.405 --> 13:44.781 ‫و چطور می‌خوای این کار رو بکنی؟ 13:44.781 --> 13:46.199 ‫توی خونه‌ت ‫شتاب‌دهنده هادرونی داری؟ 13:46.199 --> 13:48.368 ‫منم ‫قانون جذب رو 13:48.368 --> 13:50.787 ‫یا ۴۸ قانون قدرت رو می‌شکستم 13:50.787 --> 13:55.166 ‫با جود لا یا لا ‫روچ نون و نمک می‌خوردم 13:55.166 --> 13:56.042 ‫اما فلزیابی ‫توی پارک ملی؟ 13:56.042 --> 13:59.754 ‫نه 13:59.754 --> 14:01.840 ‫ببین، این دقیقاً ‫قوانین طبیعت رو زیر پا می‌ذاره 14:01.840 --> 14:04.426 ‫قانون فردریک استنتون، ‫خانم‌ها و آقایان 14:04.426 --> 14:05.844 ‫ما حتی واقعاً ‫قانون‌شکنی هم نمی‌کنیم 14:05.844 --> 14:07.637 ‫جف بهم اجازه داد 14:07.637 --> 14:08.555 ‫تنها دلیل ‫ممنوعیت فلزیاب‌ها 14:08.555 --> 14:10.265 ‫اینه که ‫هر آدم کنجکاوی 14:10.265 --> 14:11.349 ‫نیاد اینجا ‫دنبال عتیقه‌جات بگرده 14:11.349 --> 14:13.059 ‫اوه، فضولات خرس؟ 14:13.059 --> 14:14.477 ‫فضولات گرگ 14:14.477 --> 14:16.813 ‫فکر کنم همین‌جا باشه 14:16.813 --> 14:18.773 ‫آره، اردوگاه شماره ۱۹ 14:18.773 --> 14:20.650 ‫عجب 14:20.650 --> 14:24.404 ‫باورکردنی نیست که اینجا ‫یه زمانی اردوگاه بوده 14:24.404 --> 14:27.282 ‫گمونم بالاخره همه چیز ‫به حالت اولش برمی‌گرده 14:28.783 --> 14:31.077 ‫«همه‌شون یه ‫جور برمی‌گردن» 14:31.077 --> 14:33.496 ‫این اصلاً یعنی چی؟ 14:33.496 --> 14:34.998 ‫نمی‌دونم 14:37.417 --> 14:41.880 ‫خیلی خب، تو می‌خوای اون حلقه رو ‫به خاطر شوهرت براش پیدا کنی 14:41.880 --> 14:43.506 ‫آره، متوجه شدم ‫که تو، امم، تو 14:43.506 --> 14:46.009 ‫حلقه اون و حلقه خودت رو ‫انداختی گردنت 14:48.845 --> 14:50.597 ‫اوه 14:50.597 --> 14:53.850 ‫باعث میشه حس کنم ‫زک همیشه با منه، 14:53.850 --> 14:55.518 ‫در خوشی و ناخوشی 14:55.518 --> 14:59.147 ‫پس «تا مرگ ما را از هم جدا کند» ‫چی میشه؟ 14:59.147 --> 15:01.483 ‫گمانم اون بخش رو ‫فراموش کرده‌ام 15:01.483 --> 15:04.444 ‫من او را می‌بینم، زک را 15:06.529 --> 15:08.365 ‫تو اونو می‌بینی؟ 15:08.365 --> 15:11.201 ‫آره، گاهی اوقات 15:11.201 --> 15:13.536 ‫یا داره کمکم می‌کنه، ‫یا از دستم عصبانیه 15:16.039 --> 15:18.917 ‫می‌دونم این همون چیزیه ‫که بهش می‌گن «سندرم نفر سوم»، 15:18.917 --> 15:20.752 ‫که توش فکر می‌کنی ‫یه نفر اونجاست 15:20.752 --> 15:23.463 ‫وقتی تو دردسری، ‫ولی واقعی به نظر می‌رسه 15:25.298 --> 15:27.300 ‫خب، خواهرت می‌گه ‫فراموشی یه دوسته 15:29.386 --> 15:31.388 ‫می‌دونی، شاید وقتشه ‫که بعضی چیزا رو ول کنی 15:34.224 --> 15:36.351 ‫اگه ولش کنی، ‫اون‌وقت فقط داری سقوط می‌کنی 15:39.396 --> 15:42.565 ‫اوه 15:42.565 --> 15:44.359 ‫شروع شد 15:44.359 --> 15:45.568 ‫هی، می‌شه اون بیل رو ‫به من بدی؟ 15:45.568 --> 15:46.736 ‫کنار کوله‌پشتی‌ام؟ 15:46.736 --> 15:49.072 ‫اوه، آره ‫چی پیدا کردی؟ 15:49.072 --> 15:50.990 ‫وای 15:52.575 --> 15:55.328 ‫انگشتره رو پیدا کردم ‫اوه، حق با تو بود؟ 15:55.328 --> 15:58.164 ‫اوه، به یه ‫دست وصله 15:58.164 --> 16:00.458 ‫وای 16:00.458 --> 16:02.210 ‫فکر کنم یه ‫جسد اینجاست 16:03.586 --> 16:05.213 ‫خورشید تا ‫نیم ساعت دیگه 16:05.213 --> 16:07.132 ‫به‌شدت داره غروب می‌کنه 16:07.132 --> 16:08.508 ‫ما نمی‌تونیم تیم ‫تشخیص هویت رو بیاریم 16:08.508 --> 16:10.218 ‫قبل از اینکه شب بشه برسیم اینجا 16:10.218 --> 16:11.428 ‫خب، من خیالم راحت نیست ‫که همین‌طور ولش کنیم 16:11.428 --> 16:13.221 ‫صبر کن ‫یه مدته که اینجاست 16:13.221 --> 16:15.682 ‫منظورم اینه که، یه روز بیشتر ‫واقعاً فرقی تو قضیه می‌کنه؟ 16:15.682 --> 16:18.101 ‫با این همه گرگ دور و برمون؟ ‫معلومه که آره 16:18.101 --> 16:19.602 ‫گرگ‌ها دزدن 16:19.602 --> 16:20.728 ‫اون‌ها باهوش ‫و کنجکاون 16:20.728 --> 16:22.313 ‫ممکنه ‫استخوان‌ها رو با خودشون ببرن 16:22.313 --> 16:24.441 ‫برزنت! ‫برم برزنتم رو بیارم 16:26.901 --> 16:29.028 ‫پس قراره تمام شب رو ‫کشیک این جسد رو بدیم؟ 16:29.028 --> 16:31.447 ‫می‌دونی، می‌تونیم ‫یه آتش روشن کنیم، 16:31.447 --> 16:32.907 ‫زیر ستاره‌ها بخوابیم 16:34.117 --> 16:35.994 ‫شاید بتونیم ‫یه گوی آتشینم ببینیم 16:35.994 --> 16:37.579 ‫اونجوری خیلی باحال می‌شه 16:37.579 --> 16:40.373 ‫آنا! ‫ما اینجا تنها نیستیم 16:40.373 --> 16:42.083 ‫خدای من ‫دوباره بحث بشقاب‌پرنده شد 16:42.083 --> 16:43.251 ‫ آنا! ‫چیه؟ 16:43.251 --> 16:46.296 ‫ نگاه کن ‫اوه 16:46.296 --> 16:48.089 ‫عجب، خیلی خب 16:52.468 --> 16:54.637 ‫بهشون شلیک نکن! 16:54.637 --> 16:57.098 ‫اون‌ها «مت اسکویکی» رو مثل یه ‫عروسک پارچه‌ای تیکه پاره کردن 16:57.098 --> 16:58.516 ‫احتمالاً لاشه‌خواری کردن 16:58.516 --> 16:59.225 ‫او احتمالاً ‫از قبل مرده بود 16:59.225 --> 17:00.560 ‫گرگ‌ها بدنامن 17:00.560 --> 17:01.644 ‫این خیلی ‫غیرعادیه که گرگ‌ها 17:01.644 --> 17:03.771 ‫به دو تا آدم بزرگسال حمله کنن 17:03.771 --> 17:05.148 ‫خب، من اون حرف‌های ‫صلح‌آمیز درباره طبیعت رو باور نمی‌کنم 17:05.148 --> 17:06.983 ‫اون‌ها شکارچین 17:06.983 --> 17:08.902 ‫هی، تفنگ رو بگذار زمین 17:15.533 --> 17:17.285 ‫دیدی؟ 17:19.537 --> 17:20.830 ‫خب، حالا که دیگه ‫حتماً می‌مونم 17:20.830 --> 17:22.540 ‫اگه می‌خوای ‫می‌تونی برگردی 17:22.540 --> 17:24.459 ‫و تو رو تنها ‫بین گرگ‌ها ول کنم؟ 17:24.959 --> 17:27.959 زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in 17:43.227 --> 17:47.190 ‫خیلی خب، داستان ‫اون چیز عجیبی که دیدی رو تعریف کن 17:47.190 --> 17:49.192 ‫اوه، باشه 17:53.488 --> 17:57.367 ‫امم، حدوداً ۱۰ سالم بود، 17:58.743 --> 18:01.371 ‫و داشتم تو حیاط پشتی ‫چادر می‌زدم 18:01.371 --> 18:04.123 ‫ما تو حومه شهر زندگی می‌کردیم، 18:04.123 --> 18:07.251 ‫و پدر و مادرم اجازه دادن ‫من و خواهرم 18:07.251 --> 18:10.129 ‫اونجا بخوابیم، می‌دونی؟ 18:10.129 --> 18:12.215 ‫و اونا رو ‫ایوان می‌نشستن 18:12.215 --> 18:14.509 ‫منم داشتم خوابم می‌برد 18:14.509 --> 18:17.136 ‫اونا درِ پشتی رو ‫باز می‌ذاشتن 18:17.136 --> 18:19.347 ‫و بعد یه شب، ‫من من یه چیزی دیدم 18:21.516 --> 18:23.226 ‫آره، من این سه تا گوی نورانی رو ‫دیدم 18:23.226 --> 18:25.478 ‫که جوری حرکت می‌کردن که ‫هیچ پهپادی نمی‌تونست 18:27.230 --> 18:28.731 ‫آره 18:28.731 --> 18:30.358 ‫سعی کردم فریاد بزنم، ‫اما نتونستم 18:32.402 --> 18:37.365 ‫و صدایم با ‫باد برده شد 18:37.365 --> 18:39.784 ‫پس برای همینه‌ که ‫هیچ‌وقت چادر نمی‌زنی 18:39.784 --> 18:42.787 ‫ تا امشب ‫هوم 18:42.787 --> 18:45.289 ‫شاید زیادی نگرانم 18:45.289 --> 18:47.166 ‫من وقتی با آدما هستم ‫نگران می‌شم 18:49.001 --> 18:50.670 ‫وقتی با منی ‫نگران می‌شی؟ 18:53.548 --> 18:55.216 ‫نه 18:57.176 --> 18:58.469 ‫داره گله‌اش رو صدا می‌زنه 18:58.469 --> 19:00.221 ‫هوم 19:01.222 --> 19:03.349 ‫ می‌بینی؟ ‫هوم 19:08.438 --> 19:11.357 ‫با تو هیچ‌وقت ‫حوصله‌م سر نمی‌ره، پیجن 19:11.357 --> 19:13.734 ‫آره، هیچ‌وقت سر نمی‌ره 19:20.741 --> 19:24.036 ‫می‌تونم بگم که این جسد ‫راحت ۲۰ سال قدمت داره 19:25.538 --> 19:27.373 ‫اون با همون لباس‌ها ‫دفن شده بوده؟ 19:27.373 --> 19:28.791 ‫اوه، اونا زیر جسد ‫انباشته شده بودن 19:28.791 --> 19:30.126 ‫تو یه گور کم‌عمق 19:30.126 --> 19:31.836 ‫منطقیه 19:31.836 --> 19:33.171 ‫این جسد یک مرده، ‫حدود ۱۸۰ سانتی‌متر قدشه 19:33.171 --> 19:34.714 ‫اون برهنه بوده 19:34.714 --> 19:37.300 ‫به نظر می‌رسه الگویی در کاره 19:37.300 --> 19:38.634 ‫کی با دمپایی ‫میره کوهنوردی؟ 19:38.634 --> 19:40.553 ‫تعجب می‌کنی 19:40.553 --> 19:41.762 ‫بعضی‌ها جوری لباس می‌پوشن که ‫انگار دارن می‌رن کلوب، 19:41.762 --> 19:42.722 ‫بعضی‌های دیگه جوری که انگار ‫می‌خوان اورست رو فتح کنن 19:42.722 --> 19:45.475 ‫خیلی خب، پس اون لباس‌هاشو ‫درمی‌آره، 19:45.475 --> 19:47.435 ‫اونا رو می‌ندازه توی گودال، 19:47.435 --> 19:49.645 ‫و بعد؟ ‫جمجمه‌اش شکسته 19:49.645 --> 19:52.064 ‫ممکنه بر اثر ‫ضربه به سر فوت کرده باشه، 19:52.064 --> 19:54.859 ‫اما تا وقتی معاینه‌اش نکنم ‫نمی‌تونم با اطمینان بگم 19:54.859 --> 19:57.153 ‫جواب آزمایش دی‌ان‌ای ‫چقدر طول می‌کشه؟ 19:57.153 --> 19:58.696 ‫سریع نیست، ‫اینو می‌تونم بهتون بگم 19:59.196 --> 20:02.196 Z A R D F I L M تقدیم میکند 20:03.659 --> 20:05.828 ‫"میرا و مت" 20:05.828 --> 20:07.955 ‫ما سه تا مت اسکیکی داریم 20:07.955 --> 20:11.334 ‫پس مت اسکیکی شماره یک، ‫شوهر میرائه 20:11.334 --> 20:13.836 ‫اون توسط گرگ‌ها تکه‌تکه شده ‫و رسماً شناسایی شده 20:13.836 --> 20:15.713 ‫از روی کلاه و کلید ماشینش 20:15.713 --> 20:17.840 ‫اون سوزانده شده، ‫اما هیچ دی‌ان‌ای وجود نداشته 20:17.840 --> 20:20.134 ‫چرا هیچ دی‌ان‌ای وجود نداشته؟ 20:20.134 --> 20:22.136 ‫خب، تو اوایل دهه ۲۰۰۰، ‫آزمایشگاه‌ها خیلی شلوغ بودن 20:22.136 --> 20:24.263 ‫و احتمالاً گم شده 20:24.263 --> 20:27.099 ‫خیلی خب، و بعد ما ‫مت اسکیکی شماره دو رو داریم 20:27.099 --> 20:28.768 ‫صبر کن، چرا بهش ‫«گور کم‌عمق» نگیم؟ 20:28.768 --> 20:31.562 ‫عالیه، یک گور کم‌عمق ‫که یه جسد برهنه توش دفن شده بوده 20:31.562 --> 20:33.689 ‫تو همون اردوگاهی که ‫مت اسک‌ویکی توش ثبت‌نام کرده بوده 20:33.689 --> 20:35.566 ‫و حالا می‌رسیم به ‫مهمون‌مون 20:35.566 --> 20:37.777 ‫که برهنه و با فراموشی پیدا شده 20:37.777 --> 20:40.363 ‫نزدیک دریاچه‌ای با ‫جلبک‌های شب‌تاب 20:40.363 --> 20:42.323 ‫نزدیک پوتین‌هایی که ‫میرا گفت 20:42.323 --> 20:43.699 ‫متعلق به شوهر مرحومش بوده 20:43.699 --> 20:44.909 ‫اما میرا اونو ‫نشناخت، 20:44.909 --> 20:47.411 ‫و اگه اون واقعاً مت اسک‌ویکیه، 20:47.411 --> 20:49.372 ‫پس تو این ۲۰ سال ‫کجا بوده؟ 20:49.372 --> 20:51.207 ‫مرگش رو صحنه‌سازی کرده، یا 20:53.501 --> 20:55.836 ‫دزدیده شده و برگشته 20:55.836 --> 20:57.838 ‫خیلی خب، من اصلاً ‫نمی‌خوام وارد این بحث بشم 21:07.890 --> 21:10.184 ‫ممنون 21:13.562 --> 21:16.190 ‫خداحافظ! ‫موفق باشی! 21:16.190 --> 21:17.400 ‫ایتالیایی بلدی؟ 21:17.400 --> 21:19.235 ‫فکر کنم 21:19.235 --> 21:20.695 ‫تو مثلاً، ‫سفيری چیزی هستی؟ 21:20.695 --> 21:22.905 ‫چرا؟ مگه رفتارم ‫مثل سفیرهاست؟ 21:22.905 --> 21:24.532 ‫شاید ‫بذار دست‌هات رو ببینم 21:26.450 --> 21:28.577 ‫هوم ‫پینه‌های دستت رو ببین 21:28.577 --> 21:29.870 ‫می‌شه گفت با ‫دست‌هات کار می‌کنی 21:29.870 --> 21:33.249 ‫نه اون‌قدر سفت مثل آجرچین، 21:33.249 --> 21:35.418 ‫و نه اون‌قدر نرم مثل حسابدار 21:35.418 --> 21:37.753 ‫هوشمندانه‌ست ‫منم داشتم تو رو زیر نظر می‌گرفتم 21:37.753 --> 21:39.463 ‫اوه، جدی؟ 21:39.463 --> 21:41.757 ‫رئیست اونجاست، ‫اون به حرفت گوش می‌ده 21:41.757 --> 21:43.426 ‫جف؟ نه 21:43.426 --> 21:46.220 ‫تو می‌تونی یه روز ‫جاش رو بگیری 21:47.388 --> 21:48.931 ‫حالت خوبه؟ 21:48.931 --> 21:50.349 ‫فکر کنم باید ‫جایی برم 21:50.349 --> 21:52.727 ‫خداحافظ 21:52.727 --> 21:54.145 ‫هر سه نفر برهنه پیدا شدن 21:54.145 --> 21:55.730 ‫اما اون مهمان ‫اندازه‌ی چکمه‌هاست 21:55.730 --> 21:57.440 ‫ولی جسدِ دفن‌شده تو قبر کم‌عمق ‫حلقه رو دستشه 21:57.440 --> 21:58.816 ‫خب، همه‌شون که نمی‌تونن ‫مت اسک‌ویکی باشن 22:08.868 --> 22:10.786 ‫همگی دارن برای امروز ‫می‌رن خونه 22:14.832 --> 22:16.459 ‫آیا کسی منو از روی عکسی که گذاشتی شناخت؟ 22:16.459 --> 22:20.546 ‫آیا کسی می‌آید ‫تا منو ببره خونه؟ 22:20.546 --> 22:22.298 ‫کسی می‌آاد ‫که منو ببره خونه؟ 22:24.550 --> 22:27.720 ‫نه، شرمنده‌ام 22:27.720 --> 22:31.474 ‫اوه 22:31.474 --> 22:34.518 ‫پس فکر کنم باید ‫برم بیمارستان، 22:34.518 --> 22:36.395 ‫هر چی که هست 22:38.314 --> 22:40.399 ‫بیمارستان ‫تخت خالی نداره 22:44.737 --> 22:46.572 ‫کسی نمی‌آاد؟ 22:49.492 --> 22:52.828 ‫می‌تونی لباس‌ها رو نگه داری 22:52.828 --> 22:54.830 ‫می‌رسونمت به ‫پناهگاه مردان 23:07.551 --> 23:09.470 ‫ هی، به این نگاه کن ‫این یکی؟ 23:09.470 --> 23:11.722 ‫آره، دقیقاً همون‌جا ‫تو محل اتصال 23:11.722 --> 23:13.807 ‫بین انگشت‌ها؟ 23:13.807 --> 23:16.602 ‫کف دستش ‫قسمت اصلی دستش 23:16.602 --> 23:19.355 ‫بخش‌های لکه‌دار و ‫یخ‌زده‌اش رو نادیده بگیر 23:19.355 --> 23:21.315 ‫اون قسمت اونجا چیه؟ 23:21.315 --> 23:23.025 ‫خالکوبیه؟ 23:23.025 --> 23:24.693 ‫آره 23:26.028 --> 23:28.614 ‫می‌خوای بهش زنگ بزنی؟ 23:28.614 --> 23:31.450 ‫به نظر می‌رسه ‫رابطه خوبی با هم دارید 23:31.450 --> 23:33.786 ‫آره، بهش زنگ می‌زنم 23:40.417 --> 23:41.794 ‫الو؟ 23:41.794 --> 23:44.046 ‫سلام میرا، ‫آنا پیجنم 23:44.046 --> 23:46.840 ‫امم، یه سوال ‫یه کم عجیب ازت داشتم 23:46.840 --> 23:49.343 ‫خیلی خب، بپرس 23:49.343 --> 23:50.886 ‫آیا همسرت ‫اتفاقاً 23:50.886 --> 23:53.555 ‫خالکوبی‌ای روی دستش داشت؟ 23:53.555 --> 23:55.057 ‫مت از سوزن ‫می‌ترسید 23:55.057 --> 23:56.892 ‫او هیچ‌وقت ‫خالکوبی نمی‌کرد 23:56.892 --> 23:59.687 ‫چرا؟ خبری ‫از مرگش داری؟ 23:59.687 --> 24:02.022 ‫امم، نه ‫نه، شرمنده‌ام 24:02.022 --> 24:04.733 ‫ما هیچ ‫خبر جدیدی نداریم 24:11.532 --> 24:13.742 ‫برای یه لحظه، 24:13.742 --> 24:17.871 ‫فکر کردم شاید مت ‫هنوز زنده باشه 24:44.857 --> 24:46.608 ‫ دارن چی‌کار می‌کنن؟ ‫کدوم‌شون؟ 24:48.736 --> 24:49.987 ‫هی! 24:52.114 --> 24:53.866 ‫می‌خوای بیایی ‫چیزی بنوشیم؟ 24:56.702 --> 24:59.038 ‫اوه، آره ‫آره، حتماً 24:59.038 --> 25:01.623 ‫خیلی خب 25:14.928 --> 25:18.056 ‫اوه، یه لیوان آب ‫کافیه 25:18.056 --> 25:21.852 ‫ آب؟ ‫آره، من من نوشیدنی نمی‌خورم 25:21.852 --> 25:24.021 ‫نمی‌خوری ‫یا قبلاً می‌خوردی؟ 25:24.021 --> 25:27.900 ‫من قبلاً همه کار می‌کردم 25:27.900 --> 25:30.569 ‫خب حالا چی‌کار می‌کنی؟ 25:30.569 --> 25:32.988 ‫ مدیتیشن می‌کنم ‫چی، جدی؟ 25:32.988 --> 25:34.782 ‫آره، جدی 25:34.782 --> 25:37.785 ‫آیا باعث می‌شه آب ‫خوشمزه‌تر بشه؟ 25:37.785 --> 25:39.661 ‫نه 25:43.081 --> 25:45.709 ‫من بیش از حد می‌نوشم 25:45.709 --> 25:47.920 ‫دلم می‌خواست بگم ‫به خاطر اینه که زک مرد، 25:47.920 --> 25:50.506 ‫اما این‌طور نیست 25:53.050 --> 25:54.510 ‫و من داشتم درباره‌ی ‫قتل همسرت تحقیق می‌کردم 25:54.510 --> 25:56.428 ‫چی؟ 25:56.428 --> 25:59.181 ‫یه دوست قدیمی، ‫استاد من، ویلت فونتین، 25:59.181 --> 26:01.850 ‫اون بازپرس ‫اصلی پرونده بود 26:01.850 --> 26:03.352 ‫من دوباره ‫پرونده رو بررسی کردم، 26:03.352 --> 26:04.853 ‫و وقتی نیویورک بودم، ‫با خواهرت در موردش حرف زدم 26:04.853 --> 26:05.771 ‫ تو با ‫مالی حرف زدی؟ 26:05.771 --> 26:08.106 ‫می‌خواستم بهت بگم، 26:08.106 --> 26:10.776 ‫اما بعد اون اتفاقی که توی غار ‫برات افتاد پیش آمد 26:12.486 --> 26:14.029 ‫فقط فکر کردم شاید ‫بخواهی به این قضیه پایان بدی 26:14.029 --> 26:15.614 ‫به من نگو ‫چی می‌خواهم 26:15.614 --> 26:17.908 ‫نه، نه، من هرگز ‫همچین کاری نمی‌کنم، آنا 26:17.908 --> 26:19.243 ‫من برام مهمه که چی به سرت میاد 26:19.243 --> 26:20.994 ‫تو به زور منو تحمل می‌کنی 26:20.994 --> 26:21.870 ‫من دنبال بهانه‌ام ‫که کنارت باشم 26:21.870 --> 26:23.372 ‫وقتی نباید، ‫بهت زنگ می‌زنم 26:23.372 --> 26:25.082 ‫فکر می‌کنی ‫چرا هنوز اینجا هستم؟ 26:25.082 --> 26:26.959 ‫نمی‌دونم 26:29.086 --> 26:30.921 ‫فکر کنم می‌دونی 26:48.397 --> 26:52.442 ‫هی 26:52.442 --> 26:54.736 ‫تو، ام، ‫یواشکی زدی به چاک 26:54.736 --> 26:56.113 ‫وقتی خواب بودم 26:56.113 --> 26:59.700 ‫نتونستم بخوابم 26:59.700 --> 27:01.618 ‫کابوس دیدم که تو، اوه، رفتی بیرون ‫و از سرما یخ زدی 27:01.618 --> 27:02.953 ‫و از سرما یخ زدی 27:02.953 --> 27:04.746 ‫هوم 27:04.746 --> 27:08.625 ‫در خواب حرف می‌زدی؟ ‫خالکوبی‌اش رو فهمیدم 27:08.625 --> 27:10.502 ‫یه ساعت شنیه 27:10.502 --> 27:12.170 ‫ اوه، آره، حق با توئه ‫آره 27:12.170 --> 27:13.880 ‫و قبلاً هم دیدمش 27:13.880 --> 27:16.717 ‫این یه خالکوبی زندانیه، ‫که نشون‌دهنده گذر زمانه 27:16.717 --> 27:18.343 ‫هوم 27:18.343 --> 27:20.012 ‫مت اسک‌ویکی شماره یک ‫توی زندان بود 27:20.012 --> 27:23.432 ‫آره، ببین، این خالکوبی‌ای نیست ‫که برای سرگرمی بزنی 27:30.272 --> 27:32.357 ‫اوه، سلام ‫ندیدمت اونجا 27:40.449 --> 27:43.910 ‫هی، بازوی تو از آرنج به پایین ‫برنزه شده 27:43.910 --> 27:45.412 ‫وقتی می‌درخشیدی ‫متوجه این موضوع نشدم 27:45.412 --> 27:47.080 ‫این برنزگی رانندگیه 27:47.080 --> 27:47.748 ‫با دست بیرون پنجره ‫رانندگی می‌کنی 27:47.748 --> 27:50.083 ‫لباس‌ات رو دوباره بپوش 27:50.083 --> 27:52.669 ‫ازش خوشم میاد 27:52.669 --> 27:54.504 ‫امم، هی، آنا 27:54.504 --> 27:56.673 ‫هر چی درباره‌ی ‫مسائل زندان فهمیدی بهم بگو 27:56.673 --> 27:57.674 ‫با تمام اون مسائل زندان ‫خیلی خب، کجا می‌ری؟ 27:57.674 --> 28:00.010 ‫می‌خوام برم ‫و حدسم رو دنبال کنم 28:00.010 --> 28:03.055 ‫هی، بیرون منتظرم بمون، ‫با لباس‌هات 28:10.771 --> 28:13.523 ‫می‌دونی که ازت خوشش می‌آاد 28:13.523 --> 28:15.692 ‫فردریک 28:15.692 --> 28:18.361 ‫آه، یه مرد دیگه ‫هم وارد ماجرا شد 28:18.361 --> 28:20.322 ‫ما داریم ‫دنبال کامیونت می‌گردیم 28:20.322 --> 28:23.283 ‫من به نصیحت درباره‌ی زندگی احتیاج ندارم، ‫خیلی ممنون 28:23.283 --> 28:26.036 ‫نه، شاید هم احتیاج نداشته باشی 28:26.036 --> 28:30.707 ‫بدترین چیز تو دنیا ‫تنها بودنه‌، واقعاً تنها بودن 28:30.707 --> 28:33.335 ‫کسی بدون گذشته ‫یا کسی برای دوست داشتن 28:35.128 --> 28:38.548 ‫آیا فکر کردن به اینکه ‫می‌تونی هر کسی باشی، رهایی‌بخش نیست؟ 28:38.548 --> 28:41.718 ‫اروین شرودینگر 28:41.718 --> 28:43.720 ‫شرودینگر، همون فیزیکدان؟ 28:43.720 --> 28:45.639 ‫مثل گربه شرودینگر؟ 28:45.639 --> 28:47.974 ‫شاید 28:47.974 --> 28:50.727 ‫این یه آزمایش فیزیکه ‫که توش گربه‌ای داخل یه جعبه‌ست، 28:50.727 --> 28:53.480 ‫اما تا وقتی بهش نگاه نکنی، ‫اون گربه هم زنده‌ست و هم مرده 28:53.480 --> 28:55.232 ‫پس نگاه کردن به ‫گربه باعث مرگش می‌شه؟ 28:55.232 --> 28:56.858 ‫یا زنده‌ش نگه می‌داره 28:58.777 --> 29:01.571 ‫لحظه‌ای تو زندگی ‫که همه چیز 29:01.571 --> 29:04.449 ‫هم ممکنه ‫و هم غیرممکن 29:04.449 --> 29:06.535 ‫همه‌ی اونا ‫یه جور برمی‌گردن 29:06.535 --> 29:08.245 ‫تو مدام این رو می‌گی 29:08.245 --> 29:10.121 ‫شاید معنی‌ش ‫همین باشه 29:10.121 --> 29:12.290 ‫نمی‌دونم 29:12.290 --> 29:14.209 ‫صبر کن 29:14.209 --> 29:16.211 ‫دارم لرزشی حس می‌کنم 29:16.211 --> 29:18.630 ‫دارم به جایی که باید باشم ‫نزدیک‌تر می‌شم 29:25.428 --> 29:29.724 ‫شاید حدست ‫درست بوده 29:44.114 --> 29:46.074 ‫این کامیون توئه 29:46.074 --> 29:48.451 ‫با یه چیزی تصادف کردی 29:48.451 --> 29:50.078 ‫کجا تصادف کردی؟ 29:50.078 --> 29:52.539 ‫احتمالاً کمربند ایمنی ‫نبسته بودی 29:52.539 --> 29:53.999 ‫باعث شده پرت بشی بیرون 29:53.999 --> 29:56.293 ‫درست تو مرز ‫پارک ملی 29:56.293 --> 29:58.628 ‫اونجا پر از گیاه و ‫جاهای نرم برای فرود اومدنه 29:58.628 --> 29:59.546 ‫این چیه؟ 30:03.133 --> 30:05.343 ‫یه کاپشنه؟ 30:06.886 --> 30:09.556 ‫پس چرا من لخت بودم؟ 30:11.057 --> 30:12.976 ‫سرمای ناگهانی 30:12.976 --> 30:16.104 ‫آره، تو احتمالاً ‫تو جنگل گم شده بودی 30:16.104 --> 30:18.773 ‫توی آب افتادی، ‫بدنت سردتر شد، 30:18.773 --> 30:20.817 ‫و بعد دچار ‫برهنه‌شدن تناقضی شدی، 30:20.817 --> 30:22.819 ‫که وقتی اتفاق می‌افته ‫که دچار هیپوترمی (افت دمای بدن) شدی 30:22.819 --> 30:24.112 ‫و به اشتباه فکر می‌کنی ‫که داری گرم‌تر می‌شی 30:24.112 --> 30:26.448 ‫واسه همین شروع می‌کنی ‫به درآوردن همه‌ی لباس‌هات 30:26.448 --> 30:27.824 ‫ما احتمالاً درست قبل از اینکه ‫از سرما یخ بزنی نجاتت دادیم 30:27.824 --> 30:30.201 ‫خوش‌شانس بودی 30:35.332 --> 30:37.208 ‫بفرمایید 30:39.794 --> 30:42.464 ‫فکر کنم حسابی مست بودم 30:48.762 --> 30:51.765 ‫شاید سالگرد ‫ازدواجم بوده 30:51.765 --> 30:53.433 ‫کارت ماشین ‫احتمالاً همینجاست 30:53.433 --> 30:55.727 ‫اما صبر کن 30:55.727 --> 30:59.189 ‫من از کسی که الان هستم خوشم میاد 30:59.189 --> 31:01.816 ‫شاید نمی‌خوام ‫بفهمم واقعاً کی هستم 31:01.816 --> 31:04.444 ‫اگه ثروتمند باشی و ‫چیزی برای جشن گرفتن داشته باشی، 31:04.444 --> 31:07.655 ‫اون‌وقت اشکالی نداره، مگه نه؟ 31:07.655 --> 31:09.741 ‫بسیار خب 31:16.539 --> 31:19.209 ‫ماشین به اسم «مونرو کینگ» ‫ثبت شده 31:19.209 --> 31:21.586 ‫مونرو کینگ 31:23.630 --> 31:26.341 ‫مونرو کینگ 31:37.519 --> 31:40.271 ‫چطور ممکنه که 31:41.481 --> 31:44.776 ‫اوه، مونرو، متاسفم اینو میگم، ‫ولی احتمالا داشتی نوشیدنی می‌خوردی 31:45.902 --> 31:47.362 ‫به همین خاطره که ‫آسیب جسمی ندیدی 31:47.362 --> 31:49.197 ‫آدم‌های مست شل و ول هستن 31:49.197 --> 31:52.158 ‫و احتمالا به همین دلیله که ‫آسیب ندیدی 31:57.330 --> 31:57.372 ‫تازه یادم اومد ‫کی هستم 31:57.539 --> 32:06.381 ‫خدمات اسپرم گاو کینگ؟ 32:09.592 --> 32:10.969 ‫همین بود؟ 32:10.969 --> 32:13.096 ‫تو سلطان ‫اسپرم گاو هستی؟ 32:13.096 --> 32:16.015 ‫اوضاع تحت کنترله درسته؟ 32:17.100 --> 32:19.269 ‫کاملاً تحت کنترله 32:19.269 --> 32:21.604 ‫این‌طور به نظر نمی‌رسه، مونرو ‫یکم مضطرب به نظر می‌رسی 32:22.772 --> 32:24.315 ‫دی‌دی 32:24.315 --> 32:26.359 ‫دی‌دی! دی‌دی! 32:28.236 --> 32:30.113 ‫ تو کی هستی؟ ‫من آنا هستم 32:30.113 --> 32:31.823 ‫داشتم از مونرو مراقبت می‌کردم ‫مراقبت می‌کردی؟ 32:31.823 --> 32:33.700 ‫حالت خوبه؟ ‫اونا اومدن؟ 32:33.700 --> 32:35.368 ‫ بابا؟ ‫داری چیکار می‌کنی؟ 32:35.368 --> 32:36.369 ‫احمقِ نادان 32:36.369 --> 32:38.788 ‫بندازش زمین، مونرو، 32:38.788 --> 32:40.832 ‫وگرنه به دخترت ‫شلیک می‌کنم 32:40.832 --> 32:42.834 ‫هی، منم دارم می‌بینمت، خانم 32:42.834 --> 32:45.128 ‫فقط دست‌هات رو ‫یه جایی بذار که بتونم ببینمشون 32:47.338 --> 32:49.674 ‫مونرو، من ده هزار دلارِ خودم رو پس می‌خوام 32:49.674 --> 32:51.718 ‫اون‌ها ‫مثل قبل برنگشتند 32:51.718 --> 32:54.220 ‫همه‌شون ‫مثل قبل برمی‌گردند 32:54.220 --> 32:57.223 ‫من ده هزار دلار بهش دادم ‫تا گاو نرِ برنده‌ام رو شبیه‌سازی کنه 32:57.223 --> 32:59.350 ‫و من چیزی جز یک گوساله ‫دوسر گیرم نیامد 32:59.350 --> 33:01.477 ‫و یک سردرد 33:01.477 --> 33:04.230 ‫تو گفتی ‫ضمانت بازگشت پول داری 33:04.230 --> 33:06.316 ‫پول دست توئه، مونرو ‫بهش پسش بده 33:06.316 --> 33:08.693 ‫پول رو داری؟ 33:08.693 --> 33:10.653 ‫پدر 33:10.653 --> 33:13.489 ‫ یک‌سومش رو دارم ‫خب، بهش بده! 33:13.489 --> 33:14.991 ‫خیلی خب، اونو بذار کنار، 33:14.991 --> 33:17.160 ‫مگر اینکه از چیزی که ‫به نظر میای احمق‌تر باشی 33:17.160 --> 33:20.204 ‫بیا ‫خیلی خب 33:20.204 --> 33:21.456 ‫بیا، اینو بگیر 33:23.416 --> 33:24.667 ‫از هیچی بهتره 33:24.667 --> 33:26.336 ‫برو 33:27.295 --> 33:29.255 ‫برو 33:37.680 --> 33:40.683 ‫داریم دنبال پلیس ایالتی می‌ریم ‫اون نمی‌تونه زیاد دور بشه 33:43.770 --> 33:47.315 ‫ببخشید ‫بابام خیلی بدقلقه 33:48.358 --> 33:49.817 ‫شماها واقعاً دارید اینجا ‫واسه گاوهای نر شبیه‌سازی می‌کنید، 33:49.817 --> 33:51.861 ‫توی این مغازه کوچیک؟ 33:51.861 --> 33:53.321 ‫خب، ما یه انبار داشتیم ‫که واسه گاوهای نر آماده کرده بودیم، 33:53.321 --> 33:55.698 ‫اما بابام اون رو از دست داد، ‫واسه همین تغییر مسیر داد 33:58.451 --> 34:01.204 ‫راستی، جشن فارغ‌التحصیلی کارتر ‫خیلی عالی برگزار شد 34:02.497 --> 34:05.291 ‫شرمنده‌ام ‫نمی‌خواستم از دستش بدم 34:08.711 --> 34:10.755 ‫برات گل خریدم 34:10.755 --> 34:13.758 ‫میخک‌های پمپ‌بنزینی 34:13.758 --> 34:16.886 ‫مثل همیشه، بابا 34:16.886 --> 34:19.555 ‫ممنونم 34:24.811 --> 34:26.896 ‫می‌تونی بری 34:26.896 --> 34:29.273 ‫من اون مردی نیستم ‫که فکر می‌کردی هستم 34:29.273 --> 34:32.318 ‫اون مرد باید ‫جایی توی وجودت باشه 34:33.653 --> 34:37.490 ‫می‌دونی چطور یاد گرفتم ‫ایتالیایی صحبت کنم؟ 34:37.490 --> 34:38.741 ‫نمی‌دانستم ‫ایتالیایی بلدی 34:38.741 --> 34:40.868 ‫هوم 34:40.868 --> 34:44.664 ‫داشتم به همسر سابقم، ‫مادر دی‌دی، خیانت می‌کردم 34:44.664 --> 34:48.751 ‫معشوقه‌ام را به ‫یک کلاس آشپزی در پولیا بردم 34:48.751 --> 34:50.169 ‫خیلی زود یاد گرفتم 34:54.507 --> 34:58.761 ‫من از هر نظر ‫مایه ناامیدی دی‌دی هستم 35:01.889 --> 35:04.767 ‫هیچ رد ترمزی ‫روی جاده نبود 35:04.767 --> 35:07.478 ‫تو تصادف نکردی، ‫مگه نه؟ 35:07.478 --> 35:09.522 ‫نه 35:11.774 --> 35:13.609 ‫داشتم سعی می‌کردم ‫یک گاو نر بخرم 35:14.861 --> 35:17.029 ‫پیشنهاد بالاتری دادند 35:18.698 --> 35:21.868 ‫پولی که بدهکار بودم رو قمار کردم و ‫جشن فارغ‌التحصیلی نوه‌ام رو از دست دادم 35:42.013 --> 35:44.599 ‫به نظرم ‫زمان خوبی برای مردن بود 35:54.567 --> 35:57.570 ‫نَمُردی 35:58.905 --> 36:02.325 ‫فرصت دوباره‌ای بهت داده شده 36:04.660 --> 36:05.912 ‫آره 36:07.538 --> 36:09.248 ‫هی، مونرو 36:12.501 --> 36:15.046 ‫ اون چیه؟ ‫وقتشه، رفیق 36:22.595 --> 36:24.680 ‫ازش استفاده کن 36:31.896 --> 36:33.898 ‫هی ‫هی 36:33.898 --> 36:36.484 ‫فکر می‌کنم می‌دونم چه بلایی ‫سر مت اسک‌ویکی اومده 36:36.484 --> 36:38.027 ‫بسیار خب، ‫دارم می‌آم 36:43.824 --> 36:47.578 ‫میرا، خبری درباره ‫مرگ همسرت دارم 36:48.162 --> 36:50.039 ‫در طول سفر کمپینگ ‫همسرت، 36:50.039 --> 36:51.916 ‫یک فرار از زندان رخ داد 36:51.916 --> 36:55.544 ‫مردی به نام ‫جوسایا هام فرار کرد 36:56.671 --> 36:58.714 ‫ما فکر می‌کنیم که او ‫توی پارک مخفی شده بود، 36:58.714 --> 37:02.843 ‫همسرت را دیده، ‫لباس‌هایش را دزدیده، 37:02.843 --> 37:04.929 ‫و او را کشته است 37:04.929 --> 37:07.473 ‫ما دمپایی‌های پلاستیکی، ‫صندل‌های حمام، 37:07.473 --> 37:09.975 ‫تو قبر شوهرت 37:09.975 --> 37:13.437 ‫این یه کفش زندون ‫نسبتاً معمولیه 37:13.437 --> 37:15.648 ‫جوزایا امیدوار بود ‫که فرار کنه، 37:15.648 --> 37:18.943 ‫اما تو جنگل ‫یخ زد و مرد 37:18.943 --> 37:21.821 ‫و گرگ‌ها بهش زدن 37:21.821 --> 37:23.572 ‫بعد از اینکه تو گم شدن ‫مت رو گزارش دادی، 37:23.572 --> 37:25.574 ‫پلیس جوزایا رو پیدا کرد 37:25.574 --> 37:27.827 ‫اما به خاطر ‫آسیب‌های زیاد، 37:27.827 --> 37:31.038 ‫فکر کردن ‫که اون مته 37:31.038 --> 37:35.000 ‫خب، فکر کنم خوب شد که ‫جواب‌ها رو پیدا کردیم 37:37.086 --> 37:38.921 ‫اوم 37:38.921 --> 37:41.757 ‫ما این رو هم ‫همراه مت پیدا کردیم 37:46.011 --> 37:48.389 ‫اون این رو پوشیده بود 37:49.640 --> 37:52.435 ‫اون واقعاً دوستت داشت 37:55.604 --> 37:58.065 ‫ممنونم 38:13.456 --> 38:17.042 ‫تو واقعاً زندگی میرا رو ‫بهتر کردی، 38:17.042 --> 38:19.086 ‫که اون حلقه رو پیدا کردی 38:19.086 --> 38:20.504 ‫نمی‌دونم 38:20.504 --> 38:23.090 ‫ما عملاً شوهرشو ‫از زیر خاک کشیدیم بیرون 38:23.090 --> 38:26.177 ‫دردشو دوباره زنده کردیم 38:26.177 --> 38:27.845 ‫آنا، من نمی‌خوام ‫نمی‌خوام وانمود کنم 38:27.845 --> 38:32.016 ‫که بین ما ‫اتفاقی نیفتاده 38:32.016 --> 38:35.728 ‫نمی‌دونم چطور ‫باید عوض بشم 38:35.728 --> 38:38.647 ‫وقتی یکی میاد ‫سمتم، من 38:38.647 --> 38:42.735 ‫فقط می‌خوام در برم 38:43.611 --> 38:47.740 ‫خب، لازم نیست این کار رو بکنی 38:50.159 --> 38:53.162 ‫من هنوزم کم‌وبیش ‫با جسی در ارتباطم 38:54.622 --> 38:56.874 ‫و اون واقعاً ‫با من خوب بوده 38:56.874 --> 38:59.084 ‫برای من، یا 38:59.084 --> 39:00.753 ‫الان 39:00.753 --> 39:02.755 ‫آره 39:02.755 --> 39:06.258 ‫خب، فکر کنم ‫یه روز از زندگی تو متل‌ها 39:06.258 --> 39:08.218 ‫و رفتن از این صحنه جرم به اون صحنه جرم خسته بشم 39:08.218 --> 39:10.262 ‫منم مطمئنم که از رفتن ‫از این پارک به اون پارک خسته می‌شم 39:11.597 --> 39:14.600 ‫خوبه ‫خیلی خب 39:15.726 --> 39:18.646 ‫هیچ خط راستی تو طبیعت وجود نداره 39:19.146 --> 39:22.146 زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in 39:48.550 --> 39:51.178 ‫همه چیز ‫کیهانیه 39:56.016 --> 39:58.143 ‫و شاید بعضی چیزا واقعاً برگردن 39:58.143 --> 40:00.562 ‫اما هیچ‌وقت ‫مثل قبل نیستن 40:00.562 --> 40:02.940 ‫اما هیچ‌وقت مثل قبل نشد 40:18.914 --> 40:22.751 ‫سلام 40:22.751 --> 40:24.878 ‫زوئی بهم گفت دقیقاً ‫برعکس کاری که می‌خوام بکنم رو بکنم، 40:24.878 --> 40:26.839 ‫اما برام مهم نیست ‫با من زندگی کن 40:28.632 --> 40:30.759 ‫با من زندگی کن 40:30.759 --> 40:33.178 ‫جسی، ام 40:33.178 --> 40:36.724 ‫آنا، من فقط می‌خوام ‫با تو باشم 40:37.182 --> 40:39.017 ‫دوستت دارم 40:40.310 --> 40:42.730 ‫دیگه هیچ‌وقت مثل قبل نمی‌شه