WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:16.516 --> 00:18.685 ‫این داستان واقعیِ... 00:18.768 --> 00:23.273 ‫...توله‌شیری به نام کیو است. 00:27.318 --> 00:29.988 ‫سرنوشت او... 00:30.071 --> 00:34.409 ‫این است که روزی پادشاه شود، 00:34.492 --> 00:37.829 ‫درست مثل پدرش. 00:39.706 --> 00:43.168 ‫اما مسیر رسیدن او به تاج‌و‌تخت... 00:43.251 --> 00:45.754 ‫...آسان نبوده است. 00:50.258 --> 00:54.262 ‫خانواده‌اش غافلگیر شدند. 00:54.345 --> 00:58.099 ‫مورد حمله قرار گرفتند! 00:58.183 --> 01:00.935 ‫کیو برای نجات جانش فرار می‌کند. 01:08.026 --> 01:09.527 ‫و حالا... 01:11.196 --> 01:14.240 ‫...او گم شده است. 01:50.401 --> 01:54.280 ‫مادرِ کیو، سامر، 01:54.364 --> 01:58.993 ‫بی‌وقفه او را صدا می‌زند. 02:00.620 --> 02:03.665 ‫باید خیلی زود جوابی بشنود. 02:13.716 --> 02:16.928 ‫اما هیچ صدایی نمی‌آید. 02:45.248 --> 02:47.041 ‫دور از مادر، 02:47.125 --> 02:51.796 ‫یک توله دوازده هفته‌ای زیاد دوام نمی‌آورد. 03:24.996 --> 03:30.251 ‫در آن هیاهو، کیو جای امنی ‫برای پنهان شدن پیدا کرد. 03:41.846 --> 03:46.559 ‫و با خوشحالی دوباره به مادرش پیوست. 04:29.727 --> 04:33.648 ‫کیو که از حملۀ بوفالوها ‫جان سالم به در برده... 04:33.731 --> 04:39.320 ‫حالا در کمال امنیت به آغوش خانواده‌اش... 04:39.404 --> 04:41.906 ‫برگشته است. 05:41.424 --> 05:45.636 ‫کیو شاید به خانه برگشته باشد، 05:45.720 --> 05:48.681 ‫اما تنهاست. 06:02.987 --> 06:07.575 ‫مثل هر توله‌ای، دلش یک هم‌بازی می‌خواهد. 06:13.706 --> 06:18.586 ‫وقتی این‌قدر کوچکی، ‫طبیعی است که کمی بترسی. 06:22.882 --> 06:25.009 ‫کیو برادرهایی دارد، 06:25.093 --> 06:29.097 ‫اما همۀ آن‌ها حداقل یک سال از او بزرگ‌ترند. 06:32.892 --> 06:36.479 ‫یک گروه از نوجوان‌های پردردسر و خشن. 06:50.326 --> 06:53.746 ‫با کمی تشویق از طرف سامر، 06:53.830 --> 06:58.084 ‫تمام تلاشش را می‌کند تا شجاع باشد. 07:07.260 --> 07:11.097 ‫اما هنوز تحمل این وضع برایش کمی سخت است. 07:20.314 --> 07:24.402 ‫آیا هم‌بازی دیگری هم پیدا می‌شود؟ 07:26.070 --> 07:29.407 ‫کسی که هم‌قد و قواره خودش باشد. 07:32.618 --> 07:37.415 ‫مثلاً... یک شغال. 07:39.917 --> 07:43.713 ‫وقت آن است که کیو ‫نقش شکارچی را بازی کند. 07:58.853 --> 08:03.441 ‫شاید بتواند با یک پرش مرگبار... 08:06.777 --> 08:09.447 ‫...غافلگیرش کند. 08:14.452 --> 08:18.414 ‫این بار نشد. 08:25.963 --> 08:27.673 ‫کیو در سه ماهگی، 08:27.757 --> 08:31.761 ‫باید با نرهای دیگر ارتباط برقرار کند. 08:34.388 --> 08:40.853 ‫اما فعلاً، تنها پیوند واقعی‌اش ‫همچنان با مادرش است. 09:19.517 --> 09:21.477 ‫سپیده‌دم. 09:29.235 --> 09:33.322 ‫غرش هماهنگ و قدرتمندی در دشت می‌پیچد. 09:50.381 --> 09:54.218 ‫فراخوانی برای دور هم جمع شدن گله. 10:19.535 --> 10:24.915 ‫خواهرِ سامر، آتم، به شکار رفته بود. 10:29.253 --> 10:32.381 ‫صبحانه برای همه. 10:40.598 --> 10:45.853 ‫اما این گله، ‫تنها شکارچیان این دشت نیستند. 11:01.952 --> 11:03.913 ‫کفتارها. 11:30.314 --> 11:33.859 ‫کیو قبلاً هرگز با آن‌ها روبه‌رو نشده بود. 11:35.653 --> 11:42.368 ‫و هرکجا یکی از آن‌ها باشد، ‫همیشه سروکله بقیه هم پیدا می‌شود. 12:04.974 --> 12:09.270 ‫قدرت آن‌ها در تعدادشان است. 12:09.353 --> 12:11.439 ‫تعدادی بسیار زیاد! 12:21.198 --> 12:26.328 ‫قرار بود اینجا یک ضیافت باشد، ‫نه میدان جنگ! 12:44.221 --> 12:47.183 ‫گله سعی می‌کند گروه کفتارها را عقب براند، 12:47.266 --> 12:50.728 ‫اما تعدادشان خیلی زیاد است. 13:00.863 --> 13:03.491 ‫پادشاهان از راه می‌رسند. 13:05.409 --> 13:08.662 ‫شاید آن‌ها بتوانند ورق را برگردانند. 13:25.012 --> 13:30.935 ‫کفتارها جرئت نمی‌کنند ‫در برابر این گروه از برادران بایستند. 13:42.279 --> 13:46.534 ‫جنگ تمام شد. 13:54.458 --> 13:58.295 ‫اما این اتفاق، تأثیرش را روی کیو می‌گذارد. 14:00.506 --> 14:04.885 ‫او قدرت شیرهای نر را... 14:04.969 --> 14:08.055 ‫...وقتی با هم همکاری می‌کنند، دیده است. 14:16.522 --> 14:21.110 ‫کیو چطور می‌تواند ‫پا جای پای آن‌ها بگذارد؟ 14:22.695 --> 14:27.783 ‫برای پادشاه شدن در اینجا ‫فقط یک راه وجود دارد. 14:32.705 --> 14:37.251 ‫کیو باید با برادران بزرگ‌ترش متحد شود... 14:44.216 --> 14:47.803 ‫...البته اگر او را بپذیرند. 15:25.257 --> 15:26.967 ‫کیو در این عمر کوتاهش، 15:27.051 --> 15:31.305 ‫با پیروی از مادرش ‫چیزهای زیادی یاد گرفته است. 15:38.562 --> 15:41.065 ‫و هرچه بزرگ‌تر می‌شود، 15:41.148 --> 15:44.360 ‫کنجکاوتر می‌شود. 16:03.921 --> 16:07.841 ‫به‌زودی دیگر دنیا را... 16:12.262 --> 16:14.640 ‫...از چشم یک توله نخواهد دید. 16:23.482 --> 16:26.819 ‫شیرهای جوان باید خیلی زود بزرگ شوند. 16:36.120 --> 16:41.125 ‫با گذشت فصل‌ها، 16:41.208 --> 16:45.796 ‫تغییری رخ می‌دهد. 16:49.675 --> 16:52.886 ‫کیو که حالا تقریباً یک سال دارد، 16:52.970 --> 16:56.724 ‫تقریباً هم‌قد مادرش شده است. 16:58.809 --> 17:02.646 ‫و رفتارش هم تغییر کرده است. 17:30.758 --> 17:32.926 ‫این فقط یک مارمولک است، 17:33.010 --> 17:37.389 ‫اما برای کیو، ‫یک مرحلۀ گذر از کودکی است. 17:42.644 --> 17:45.773 ‫و برادران بزرگ‌ترش ‫متوجه این موضوع شده‌اند. 17:51.612 --> 17:55.824 ‫یکی‌یکی می‌بینند که او جسورتر شده است. 18:02.372 --> 18:03.874 ‫شجاع‌تر. 18:06.794 --> 18:10.506 ‫دیگر آن برادر کوچک و ترسو نیست. 18:10.589 --> 18:15.511 ‫او حتی با «اوکینگو» و «جوجو» کشتی می‌گیرد، 18:15.594 --> 18:20.140 ‫یعنی بزرگ‌ترین برادرهایش. 18:20.224 --> 18:25.312 ‫شاید کیو بالاخره یکی از آن‌ها شود. 18:55.843 --> 19:00.139 ‫این گروه برادری جوان، ممکن است روزی... 19:00.222 --> 19:04.268 ‫برای پیدا کردن قلمروی خودشان راهی شوند. 19:07.271 --> 19:11.150 ‫اما باید با هم بمانند. 19:13.694 --> 19:15.529 ‫برای حکومت کردن، 19:15.612 --> 19:20.659 ‫باید یاد بگیرند که با هم شکار کنند، 19:20.742 --> 19:24.663 ‫با هم بجنگند 19:24.746 --> 19:28.041 ‫و از یکدیگر محافظت کنند. 19:33.589 --> 19:37.050 ‫درست مثل پدرانشان. 19:51.190 --> 19:56.945 ‫به نظر می‌رسد کیو مسیرش را ‫به سوی تاج‌وتخت پیدا کرده است. 20:10.334 --> 20:12.920 ‫اما اینجا، در این دشت‌ها، 20:13.003 --> 20:16.590 ‫داستان هرگز به این سادگی نیست. 20:26.975 --> 20:29.937 ‫گله‌ها همیشه در حال حرکت‌اند. 20:35.317 --> 20:39.613 ‫و بوفالوها به سوی مراتع تازه ‫به راه افتاده‌اند. 20:57.297 --> 21:00.300 ‫دشت‌ها در حال خالی شدن هستند. 21:03.345 --> 21:08.809 ‫و با رفتن آن‌ها، ‫غذای گله نیز از دست می‌رود. 21:18.735 --> 21:21.655 ‫بدتر اینکه، 21:21.738 --> 21:27.369 ‫هوا هر روز گرم‌تر و خشک‌تر می‌شود. 22:02.779 --> 22:05.324 ‫نسیم با خود 22:05.407 --> 22:07.409 ‫نشانه‌ای امیدوارکننده به ارمغان می‌آورد. 22:10.120 --> 22:14.541 ‫سارها معمولاً ‫همراه با گله‌های مهاجر سفر می‌کنند. 22:21.214 --> 22:27.346 ‫رسیدن این دسته از پرندگان ‫می‌تواند نویدبخش این باشد... 22:27.429 --> 22:32.517 ‫که مهاجرت بزرگ کَل‌های یالدار آغاز شده است. 22:38.315 --> 22:42.194 ‫تمام غذایی که گله ‫ممکن است به آن نیاز داشته باشد. 22:58.668 --> 23:02.464 ‫و آن‌ها باید هر لحظه از راه برسند. 23:24.194 --> 23:28.365 ‫اما مهاجرت می‌تواند غیرقابل‌پیش‌بینی باشد. 23:31.368 --> 23:34.454 ‫و امسال، 23:34.538 --> 23:40.794 ‫کَل‌های یالدار در جای دیگری ‫علف تازه پیدا کرده‌اند. 24:12.159 --> 24:14.828 ‫بدون گله‌های کَل‌های یالدار، 24:14.911 --> 24:19.583 ‫گله برای پیدا کردن غذای کافی ‫به دردسر می‌افتد. 24:24.921 --> 24:27.090 ‫چاره‌ای نیست. 24:28.091 --> 24:31.303 ‫سامر و خواهرش، آتم، 24:31.386 --> 24:33.680 ‫باید گله را برای جست‌وجوی... 24:33.763 --> 24:36.057 ‫شکارگاه‌های جدید... 24:39.019 --> 24:44.191 ‫به سوی سرزمین‌هایی که کیو ‫هرگز ندیده است، رهبری کنند. 25:12.135 --> 25:15.680 ‫جست‌وجوی آن‌ها روزها ادامه می‌یابد. 25:27.651 --> 25:33.365 ‫اما هیچ اثری از گله‌های کَل یالدار نیست. 26:01.059 --> 26:05.647 ‫کیو هرگز این‌قدر بدون غذا نمانده بود. 26:29.504 --> 26:31.464 ‫گرازها. 26:34.884 --> 26:36.803 ‫آن‌ها شاید کوچک باشند، 26:36.886 --> 26:41.641 ‫اما گله برای خوردن هر چیزی مستأصل است. 27:15.925 --> 27:18.553 ‫گرازها سریع هستند. 27:25.435 --> 27:28.396 ‫تنها راه گرفتن آن‌ها... 27:33.401 --> 27:36.321 ‫این است که با هم همکاری کنند... 27:39.783 --> 27:42.786 ‫...و تله بگذارند. 28:35.839 --> 28:38.591 ‫بالاخره یک وعده غذا. 28:46.766 --> 28:51.646 ‫اما یک گراز برای همه کافی نیست. 28:58.403 --> 29:02.657 ‫کیو خیلی شانس بیاورد، ‫فقط یک تکه گیرش می‌آید. 29:17.213 --> 29:21.384 ‫و بدتر اینکه، ‫وقتی غذا این‌قدر کمیاب است... 29:24.053 --> 29:27.849 ‫پادشاهان انتظار دارند ‫اول خودشان غذا بخورند. 29:58.087 --> 30:01.591 ‫آن‌ها می‌توانند هر چیزی که ‫می‌خواهند را بردارند. 30:05.220 --> 30:09.182 ‫و اصلاً اهل شریک شدن نیستند. 30:16.064 --> 30:19.275 ‫یک قانون ساده وجود دارد. 30:20.860 --> 30:26.783 ‫وقتی پادشاهان در حال غذا خوردن هستند، ‫به آن‌ها نزدیک نشو. 30:39.504 --> 30:43.716 ‫اما کیو جرئت می‌کند و نزدیک می‌شود. 31:08.324 --> 31:11.077 ‫پادشاهان به او اجازه می‌دهند. 31:31.431 --> 31:34.559 ‫شاید آن‌ها کیو، 31:34.642 --> 31:36.978 ‫کوچک‌ترین عضو گله، را تحمل کنند. 31:39.439 --> 31:44.110 ‫اما برادران بزرگ‌ترش را نه. 31:55.955 --> 32:00.793 ‫مخصوصاً وقتی از حد خودشان عبور می‌کنند. 32:29.906 --> 32:33.910 ‫برادرها نشان داده‌اند که دارند ‫بااعتمادبه‌نفس‌تر... 32:33.993 --> 32:35.828 ‫و قدرتمندتر می‌شوند. 32:38.665 --> 32:42.669 ‫آن‌ها می‌توانند حاکمیت پادشاهان را ‫به چالش بکشند. 32:44.253 --> 32:47.715 ‫آن‌ها باید بیرون رانده شوند. 33:09.654 --> 33:15.576 ‫حتی اوکینگو، بزرگ‌ترین برادر کیو، 33:15.660 --> 33:18.788 ‫نمی‌تواند در برابرشان مقاومت کند. 33:22.792 --> 33:29.340 ‫کیو فقط می‌تواند ‫تبعید شدن برادرانش را تماشا کند. 33:58.453 --> 34:02.874 ‫نزدیک‌ترین متحدانش رفته‌اند، 34:02.957 --> 34:07.754 ‫و پادشاهان هرگز به آن‌ها ‫اجازه بازگشت نمی‌دهند. 34:12.133 --> 34:17.430 ‫کیو دوباره تنهاست. 34:26.689 --> 34:32.779 ‫آیندۀ او اکنون به تصمیمی که ‫مادرش باید بگیرد بستگی دارد. 34:39.243 --> 34:41.996 ‫اگر سامر او را اینجا نگه دارد، 34:42.080 --> 34:45.625 ‫زیر سایه حمایت گله، 34:45.708 --> 34:50.588 ‫کیو فعلاً در امان خواهد بود. 34:53.257 --> 34:54.967 ‫اما در این سرزمین‌ها، 34:55.051 --> 34:58.137 ‫بدون برادرانی که از او حمایت کنند، 34:58.221 --> 35:02.433 ‫یک شیر هرگز نمی‌تواند پادشاه شود. 35:15.863 --> 35:20.993 ‫آیا سامر و کیو باید خطر کنند... 35:21.077 --> 35:25.998 ‫...و برای پیوستن دوباره به برادرها ‫از گله بروند؟ 35:38.344 --> 35:43.141 ‫سامر انتخابش را می‌کند. 36:11.878 --> 36:18.301 ‫او و کیو به گله پشت می‌کنند، 36:21.179 --> 36:27.101 ‫به تنها خانواده‌ای که تا‌به‌حال داشته‌اند. 36:32.481 --> 36:35.985 ‫همۀ این‌ها به‌خاطر آینده کیو است. 36:52.877 --> 36:56.005 ‫این یک ریسک بزرگ است. 36:58.466 --> 37:02.053 ‫اما آن‌ها با هم این خطر را به جان می‌خرند. 37:37.004 --> 37:40.049 ‫بعد از روزها جست‌وجو... 37:43.219 --> 37:44.762 ‫هیچ خبری نیست. 37:50.393 --> 37:54.063 ‫ممکن است برادرانش تا الان ‫کیلومترها دور شده باشند. 38:00.653 --> 38:04.073 ‫آیا سامر اشتباه کرده است؟ 38:06.367 --> 38:10.830 ‫آیا کیو دوباره برادرانش را خواهد دید؟ 38:10.871 --> 38:15.835 www.Doostihaa.com