WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 03:19.241 --> 03:21.243 ‫[رِد راک] 03:24.622 --> 03:26.415 ‫همیشه به ژئوفیزیک علاقه داشتم، ‫(فیزیکِ زمین) 03:26.457 --> 03:29.460 ‫- ولی بیشتر به‌عنوان سرگرمی. ‫- اوهوم. 03:29.502 --> 03:31.379 ‫فقط یه مشت کار خسته‌کنندۀ آزمایشگاهیه، 03:31.420 --> 03:34.882 ‫ولی به نظرم کار تو یه‌جورایی جذابه. 03:34.966 --> 03:38.094 ‫نه، بی‌خیال. ‫آخه توی کار میدانی هستی. 03:38.135 --> 03:40.596 ‫یه مهندس زمین‌شناسی مثل... 03:40.638 --> 03:42.765 ‫یه ایندیانا جونزه، ولی توی کار سنگ. 03:42.807 --> 03:44.809 ‫واقعاً اون‌قدرها هم جذاب نیست. 03:44.851 --> 03:46.477 ‫من فقط دارم تأثیر تغییرات اقلیمی رو... 03:46.519 --> 03:48.229 ‫روی ساختارهای زمین‌شناسی بررسی می‌کنم. 03:48.271 --> 03:50.273 ‫- اوهوم. ‫- می‌دونم حرفم شبیه شعار به نظر میاد 03:50.314 --> 03:52.942 ‫ولی واقعاً این نیاز رو حس می‌کنم... 03:52.984 --> 03:55.570 ‫که تا زنده‌ام یه کار مفیدی بکنم. 03:55.653 --> 03:56.654 ‫اوهوم. 03:56.738 --> 03:59.907 ‫نه، اصلاً هم شبیه شعار نبود. 03:59.949 --> 04:02.910 ‫منم دارم سعی می‌کنم همین کار رو بکنم. 04:02.994 --> 04:05.329 ‫آره. با الگوریتم‌های پیش‌بینی‌کننده. 04:05.997 --> 04:06.831 ‫آره. 04:06.873 --> 04:09.500 ‫راستش مشغول اون کار بودم ولی... 04:09.500 --> 04:11.085 ‫الان دارم روی یه پروژۀ دیگه کار می‌کنم. 04:11.169 --> 04:13.171 ‫آره. گفتی رفتی توی یه شرکت دیگه، 04:13.254 --> 04:14.881 ‫ولی هیچ‌وقت نگفتی کارت چیه. 04:16.674 --> 04:21.179 ‫ما منابع انرژی جایگزین رو بررسی می‌کنیم. 04:21.220 --> 04:24.182 ‫- خیلی مبهم‌ـه. ‫- اوهوم. 04:24.265 --> 04:25.558 ‫هوم. 04:28.686 --> 04:30.813 ‫چطور آدمی مثل تو... 04:30.855 --> 04:34.609 ‫تا الان با کسی توی رابطه نبوده؟ 04:37.862 --> 04:38.947 ‫اوه. 04:39.030 --> 04:40.698 ‫به‌خاطر شغلمه. 04:40.782 --> 04:43.993 ‫یه‌جورایی تمام وقتمو می‌گیره، 04:44.035 --> 04:46.496 ‫همیشه مأموریت دارم، و کلی سفر می‌رم. 04:46.538 --> 04:48.498 ‫واقعاً خوشحالم که... 04:48.540 --> 04:51.042 ‫با کسی توی رابطه نیستی. 04:52.252 --> 04:54.379 ‫منم خوشحالم که توی سخنرانیِ... 04:54.462 --> 04:56.297 ‫مؤسسۀ ژئوفیزیک کنارت نشستم. 04:56.381 --> 04:58.716 ‫آره. زمان‌بندی مهم‌ترین چیزه. 04:58.758 --> 05:00.385 ‫خب، به افتخار زمان‌بندی. 05:12.814 --> 05:14.190 ‫- همه‌چی مرتبه؟ ‫- آره. 05:14.274 --> 05:15.817 ‫فقط می‌رم دست‌شویی... 05:15.859 --> 05:17.652 ‫- اگه مشکلی نیست. ‫- باشه. 05:23.867 --> 05:26.036 ‫- خودشه. ‫- چرا آونگ باید ما رو بفرسته... 05:26.077 --> 05:27.412 ‫توی یه جواهرفروشی معمولی؟ 05:27.454 --> 05:28.747 ‫اگه آونگ ما رو فرستاده، 05:28.830 --> 05:30.123 ‫می‌تونیم مطمئن باشیم که قطعاً... 05:30.165 --> 05:31.875 ‫یه اتفاق غیرعادی داره می‌افته. 05:31.917 --> 05:33.960 ‫فکر می‌کنی یه‌جور عتیقه توی اون مغازه‌ست؟ 05:34.044 --> 05:36.087 ‫یه سنگ جادویی، عقیق سلیمان... 05:36.171 --> 05:37.589 ‫یا کهربای بالتیک، 05:37.672 --> 05:38.882 ‫یا یه سرقت؟ 05:38.924 --> 05:40.884 ‫وایستید، راهزن‌ها! 05:40.926 --> 05:42.219 ‫برو کنار احمق. 05:42.302 --> 05:44.012 ‫باید بدونم چه اشیای شرارت‌آمیزی 05:44.054 --> 05:45.096 ‫همراهتونه. 05:46.640 --> 05:47.808 ‫این. 05:47.891 --> 05:49.935 ‫- اوه. ‫- بذارش زمین. 05:50.018 --> 05:51.895 ‫تو کی هستی؟ فرشتۀ نگهبانشی؟ 05:51.937 --> 05:53.647 ‫راستش رو بخوای، آره. 05:53.730 --> 05:55.524 ‫خب، اشتباه بزرگی کردی. 05:55.565 --> 05:57.067 ‫این موضوع اصلاً به تو ربطی نداره. 05:57.109 --> 05:58.735 ‫به من ربط داره. 06:01.446 --> 06:03.198 ‫تو دیگه کدوم خری هستی؟ 06:03.240 --> 06:04.699 ‫من «رِد راک» هستم. ‫(=سنگ قرمز) 06:04.741 --> 06:06.493 ‫و این تویی که اشتباه کردی. 06:20.257 --> 06:21.675 ‫وای نه. 06:44.615 --> 06:45.908 ‫بریم؟ 06:58.420 --> 06:59.463 ‫بچه‌ها؟ 07:10.974 --> 07:12.351 ‫اون بیرون چه خبره؟ 07:12.434 --> 07:14.645 ‫اینجا چه خبره؟ 07:14.728 --> 07:16.814 ‫ببخشید. اجازه می‌دین؟ 07:16.855 --> 07:18.691 ‫ممنون. ببخشید. 07:18.774 --> 07:20.317 ‫یه تماس مهم داشتم. 07:20.401 --> 07:21.652 ‫مشکلی نیست. 07:25.864 --> 07:30.035 ‫این یه‌جور قرار عاشقانه‌ست؟ 07:34.999 --> 07:36.125 ‫عصبانی نیستم. 07:36.166 --> 07:37.501 ‫ولی ناامید شدم. 07:37.543 --> 07:39.295 ‫بدون هیچ همراهی، بدون اینکه با خانواده 07:39.336 --> 07:40.629 ‫در مورد قصد پسره صحبت کنی. 07:40.671 --> 07:41.881 ‫آخه چقدر این یارو رو می‌شناسی؟ 07:41.881 --> 07:42.923 ‫مسخره‌ش رو درآوردی! 07:43.007 --> 07:44.466 ‫عه؟ مسخره‌ست که... 07:44.508 --> 07:45.843 ‫نگران امنیت توئم! 07:45.885 --> 07:47.011 ‫نگران آبروت! 07:47.052 --> 07:48.512 ‫می‌فهمی داری چی می‌گی؟ 07:48.554 --> 07:50.055 ‫مثل یه دیکتاتورِ سخت‌گیرِ... 07:50.097 --> 07:51.432 ‫دوران ویکتوریا حرف می‌زنی. 07:51.474 --> 07:52.766 ‫الان توی قرن ۲۱ هستیم. 07:52.808 --> 07:55.102 ‫این ادا و اطوارها دیگه از مُد افتاده. 07:55.144 --> 07:57.021 ‫حالا دیگه شد «ادا و اطوار»؟ 07:57.062 --> 07:59.023 ‫خدای من. 07:59.106 --> 08:01.358 ‫به‌عنوان کسی که حکم پدرت رو داره... 08:01.400 --> 08:03.360 ‫و به‌عنوان یه آدم باتجربه‌تر توی این دنیا، 08:03.444 --> 08:05.946 ‫وظیفۀ منه که از تو محافظت کنم. 08:06.030 --> 08:07.740 ‫این حرفت انقدر ایراد داشت که... 08:07.782 --> 08:09.075 ‫باید شماره‌گذاری‌شون کنیم. 08:09.075 --> 08:10.618 ‫اولاً، تو پدر من نیستی. 08:10.701 --> 08:13.245 ‫تو پدرِ پدرِ پدرِ پدرِ پدربزرگ منی. 08:13.329 --> 08:15.164 ‫دوماً، تجربۀ من توی این دنیا... 08:15.164 --> 08:16.540 ‫خیلی بیشتر از توئه. 08:16.582 --> 08:18.417 ‫سوماً، مسئولیت محافظت از من 08:18.417 --> 08:20.378 ‫- با چارلیه، نه تو! ‫- این فقط یه حس شخصی... 08:20.461 --> 08:22.129 ‫و خانوادگی نسبت به تو نیست، 08:22.213 --> 08:24.298 ‫بلکه تجربۀ کتابداریِ منه که دارم در اختیارت می‌ذارم، 08:24.340 --> 08:25.716 ‫که خیلی از تو بیشتره، 08:25.758 --> 08:28.260 ‫در کنار تمام هیجان و رضایتی که این شغل داره، 08:28.344 --> 08:31.222 ‫واقعیت اینه که ما نمی‌تونیم زندگی شخصی داشته باشیم. 08:31.264 --> 08:33.182 ‫ارتباط‌های عاشقانۀ خارج از کار ممنوعه. 08:33.224 --> 08:35.101 ‫پس تو و آنیا چی؟ 08:36.852 --> 08:38.563 ‫خب حالا اگه کاملاً ممنوع نباشه هم، 08:38.604 --> 08:41.065 ‫اصلاً توصیه نمی‌شه. 08:41.107 --> 08:43.109 ‫می‌فهمی داری چی می‌گی؟ 08:45.945 --> 08:47.530 ‫معلومه که می‌فهمم. 08:47.572 --> 08:51.117 ‫من از عواقب کارهام پشیمون نیستم، 08:51.200 --> 08:53.536 ‫ولی اگه به تو بگم که باعث نشدن ‫کلی درد بکشم و اذیت بشم... 08:53.578 --> 08:55.371 ‫بهت دروغ گفتم. 08:59.417 --> 09:04.130 ‫ببین، همه‌مون باید خودمون ‫تصمیم بگیریم، مگه نه؟ 09:04.213 --> 09:07.008 ‫تو تصمیم گرفتی که یه کتابدار باشی، لایسا. 09:07.091 --> 09:09.427 ‫و هر تصمیمی یه‌سری عواقب داره. 09:11.095 --> 09:13.181 ‫آهای بچه‌ها. 09:13.264 --> 09:14.432 ‫- چیه؟ ‫- چیه؟ 09:14.474 --> 09:17.518 ‫نمی‌خوام مزاحم بشم، ولی... 09:17.602 --> 09:20.188 ‫فکر کنم بهتره یه چیزی رو ببینین. 09:20.271 --> 09:24.108 ‫خب. تونستم دوربین‌های مداربستۀ بلگراد رو هک کنم. 09:26.402 --> 09:28.571 ‫به نظر میاد بلگراد بتمنِ خودش رو داره. 09:28.613 --> 09:29.781 ‫تصحیح می‌کنم. 09:29.864 --> 09:31.407 ‫سوپرمنِ خودش رو. 09:31.407 --> 09:32.450 ‫راست می‌گفتین. 09:32.450 --> 09:33.534 ‫این یارو معرکه‌ست. 09:33.576 --> 09:35.328 ‫ظاهراً آونگ می‌دونست داره چی‌کار می‌کنه... 09:35.370 --> 09:37.497 ‫که ما رو فرستاد اونجا. 09:37.580 --> 09:39.415 ‫حیف شد که خودش رو نشون نداد. 09:39.457 --> 09:41.501 ‫آره، منم همین فکر رو می‌کردم. 09:41.584 --> 09:44.045 ‫ولی بعدش از برنامۀ افزایش کیفیت تصویر تو... 09:44.087 --> 09:45.463 ‫استفاده کردم و... 09:45.463 --> 09:46.714 ‫جداً؟ 09:46.798 --> 09:48.258 ‫اوهوم. 09:51.636 --> 09:53.471 ‫خودتون رو آماده کنید. 09:58.101 --> 09:59.352 ‫تبریک می‌گم. 10:00.186 --> 10:02.272 ‫داری با یه ابرقهرمان قرار می‌ذاری. 10:08.903 --> 10:10.822 ‫- حالت خوبه؟ ‫- نمی‌فهمم. 10:10.905 --> 10:12.115 ‫تو با پسری هستی که... 10:12.157 --> 10:13.366 ‫از گلوله سریع‌تره، 10:13.408 --> 10:15.285 ‫می‌تونه با یه پرش از روی ساختمون‌های بلند بپره، 10:15.326 --> 10:16.661 ‫اون‌وقت سر این قضیه دمغی؟ 10:16.703 --> 10:18.163 ‫اون‌قدرها هم بد نیست. 10:18.246 --> 10:20.040 ‫آخه همۀ ابرقهرمان‌ها هویت مخفی دارن. 10:20.123 --> 10:23.001 ‫باشه، ولی چون ابرقهرمانِ واقعی وجود نداره، 10:23.043 --> 10:24.669 ‫حتماً داره از جادو استفاده می‌کنه، 10:24.753 --> 10:27.005 ‫و برای همینه که آونگ، شما رو فرستاده اونجا. 10:27.088 --> 10:30.133 ‫خب این قضیۀ ابرقهرمان، 10:30.175 --> 10:33.178 ‫یه ابداع مدرنه؟ 10:33.219 --> 10:35.430 ‫نه خیلی. تقریباً یه قرنی می‌شه که هست. 10:35.513 --> 10:37.140 ‫از کتاب‌های کمیک بچه‌ها شروع شد... 10:37.182 --> 10:38.975 ‫و الان کل فرهنگ رو گرفته. 10:39.017 --> 10:41.019 ‫ابرقهرمان‌ها نیاز مردم به باور داشتن... 10:41.061 --> 10:43.188 ‫به کسی که با قدرت‌های خارق‌العاده... 10:43.230 --> 10:45.857 ‫ازشون در برابر آدم‌بدا محافظت کنه رو برطرف می‌کنن. 10:45.941 --> 10:48.318 ‫پس یعنی یه نفر مثل من. 10:48.360 --> 10:49.819 ‫با این تفاوت که تو... 10:49.861 --> 10:52.531 ‫- قدرت‌های فرابشری نداری. ‫- ولی لباسش رو که داره. 10:52.531 --> 10:54.449 ‫و راستش فکر می‌کنم اگه کسی به این نقش بخوره، 10:54.491 --> 10:55.992 ‫- احتمالاً منم. ‫- هوم. 10:56.034 --> 10:58.078 ‫در هر صورت، اگه حق با لایسا باشه، 10:58.161 --> 11:00.205 ‫و این یارو یه عتیقۀ جادویی در اختیار داشته باشه 11:00.288 --> 11:02.332 ‫باید پسش بگیریم. 11:03.500 --> 11:04.918 ‫واقعاً لازمه؟ 11:05.001 --> 11:06.545 ‫اگه فقط... می‌دونید... 11:06.586 --> 11:09.005 ‫داره جلوی جرم و جنایت رو می‌گیره ‫و از شهر محافظت می‌کنه. 11:09.047 --> 11:12.551 ‫شاید وقتی می‌خواد یه دختر جَوون رو تحت‌تأثیر قرار بده، 11:12.634 --> 11:16.096 ‫آدم خیلی تحسین‌برانگیزی به نظر بیاد. 11:16.179 --> 11:17.848 ‫ولی می‌دونیم آخرش چی می‌شه. 11:17.889 --> 11:20.308 ‫جادو هر کسی رو که ازش استفاده کنه، فاسد می‌کنه. 11:20.392 --> 11:22.310 ‫پس اگه می‌خوایم این جَوون رو نجات بدیم، 11:22.352 --> 11:23.729 ‫باید این عتیقه رو پیدا کنیم. 11:23.770 --> 11:25.897 ‫خب، نقشه‌مون چیه؟ 11:25.939 --> 11:29.192 ‫تو و چارلی، هر چی می‌تونین در مورد دزدها پیدا کنین. 11:29.234 --> 11:31.820 ‫هر چی نباشه، ‫آونگ قبل از اینکه ابرقهرمانمون برسه... 11:31.903 --> 11:34.573 ‫ما رو فرستاد توی جواهرفروشی. 11:34.656 --> 11:36.575 ‫لایسا، تو باید دوباره با... 11:36.617 --> 11:39.453 ‫اون مرد جَوون ارتباط بگیری و بکِشی‌ش بیرون. 11:39.536 --> 11:40.537 ‫چی؟ 11:40.579 --> 11:42.372 ‫الان دیگه مشکلی نداری ببینمش؟ 11:42.414 --> 11:44.124 ‫کاملاً توی یه چارچوب کاری. 11:44.750 --> 11:46.668 ‫نه. 11:46.752 --> 11:49.296 ‫نه، اصلاً راحت نیستم که... 11:49.379 --> 11:51.423 ‫با بهانه‌های الکی بهش زنگ بزنم. 11:51.715 --> 11:53.675 ‫دیدم چطوری بهت نگاه می‌کرد. 11:53.717 --> 11:56.261 ‫مطمئنم لازم نیست تو زنگ بزنی، ‫خودش زنگ می‌زنه. 11:56.345 --> 11:58.263 ‫فکر کنم داری زیادی روی من حساب... 12:07.397 --> 12:08.690 ‫الو؟ 12:13.320 --> 12:15.739 ‫راستش زندگی من یه‌جورایی یکنواخته. 12:15.781 --> 12:18.534 ‫فکر کنم زنی مثل تو به آدمای هیجان‌انگیزتری عادت داره. 12:18.617 --> 12:20.452 ‫به نظرم بازم داری شکسته‌نفسی می‌کنی. 12:20.494 --> 12:21.954 ‫- جدی؟ ‫- با اون شغلی که تو داری، 12:21.995 --> 12:23.622 ‫اکتشاف توی غارها، کوهنوردی، 12:23.664 --> 12:27.042 ‫همه‌ش هم برای نجات سیاره... 12:27.084 --> 12:28.711 ‫به نظرم واقعاً قهرمانانه‌ست. 12:28.794 --> 12:30.796 ‫قهرمانانه؟ من؟ 12:30.796 --> 12:32.131 ‫نه، این در مورد من صدق نمی‌کنه. 12:32.131 --> 12:33.465 ‫فکر کنم فقط شیفتۀ سنگ‌هام. 12:33.507 --> 12:35.009 ‫باشه ولی به نظرم شخصیت تو... 12:35.050 --> 12:36.844 ‫فراتر از چیزیه که بروز می‌دی. 12:42.766 --> 12:44.226 ‫سلام چطوری؟ 12:45.352 --> 12:47.980 ‫اینجا فقط مخصوص پرسنل‌ـه. 12:48.063 --> 12:50.482 ‫شما دوتا اینجا چی‌کار می‌کنین؟ 12:50.566 --> 12:53.777 ‫من کتابدارم. 12:55.738 --> 12:56.989 ‫بله مشخصه. 12:57.072 --> 12:58.657 ‫دنبال مظنون‌هایی می‌گردیم که دیشب... 12:58.699 --> 13:00.367 ‫توی سرقت جواهرفروشی دستگیر شدن. 13:00.409 --> 13:03.120 ‫اونا توی سلول شماره چهار هستن. ‫ته راهرو سمت چپ. 13:05.956 --> 13:07.541 ‫اوه، راستی... 13:09.627 --> 13:11.754 ‫- بفرمایید. ‫- ممنون. 13:13.798 --> 13:15.633 ‫حسابی داره قلقش دستت میاد ها. 13:15.674 --> 13:17.051 ‫می‌بینی؟ 13:17.134 --> 13:21.472 ‫خب، شاید هر از گاهی از مغازه‌ها دزدی می‌کردیم، 13:21.514 --> 13:25.267 ‫ولی توی عمرمون همچین کاری نکرده بودیم. 13:25.351 --> 13:26.769 ‫شات‌گان رو از کجا آوردین؟ 13:26.769 --> 13:29.897 ‫مادرِ بوکی شکارچی اردکه. 13:29.981 --> 13:31.732 ‫اون تفنگِ موردعلاقه‌ش بود. 13:31.816 --> 13:34.652 ‫اگه صاف‌شده و سالمش رو بهش برنگردونم... 13:34.694 --> 13:35.820 ‫منو می‌کُشه. 13:35.903 --> 13:38.364 ‫اون یارو چطوری اون کار رو کرد؟ 13:38.447 --> 13:39.865 ‫گفتی گوشۀ خیابون ول می‌گشتین... 13:39.907 --> 13:42.076 ‫و دنبال یه راهی بودین ‫که پول سیگار و نوشیدنی جور کنین. 13:42.118 --> 13:44.120 ‫- آره. ‫- بعدش چی شد؟ 13:44.161 --> 13:47.999 ‫یه صدایی توی سرم شنیدم که می‌گفت: 13:48.040 --> 13:50.668 ‫«ذهنت رو بازتر کن. برو سراغ یه هدف بزرگ.» 13:50.710 --> 13:52.503 ‫قبل از اینکه بتونم به بقیۀ بچه‌ها بگم، 13:52.587 --> 13:54.672 ‫به نظر می‌رسید اونا هم دقیقاً همین فکر به سرشون زده. 13:54.714 --> 13:57.383 ‫چی؟ این براتون عجیب نبود؟ 13:57.466 --> 13:58.551 ‫هوم. 13:59.218 --> 14:00.553 ‫الان چرا، 14:00.595 --> 14:03.222 ‫ولی اون‌موقع انگار... 14:04.640 --> 14:06.517 ‫یه چیزی تسخیرمون کرده بود. 14:07.685 --> 14:09.145 ‫- آره. ‫- آره؟ 14:12.774 --> 14:14.067 ‫داروین اسمش رو گذاشت... 14:14.150 --> 14:15.985 ‫«نقص سوابق زمین‌شناسی» 14:16.027 --> 14:17.403 ‫چون مقدار نامتناسبی از... 14:17.487 --> 14:19.530 ‫سنگ‌های جوان‌تر برای بررسی وجود داره. 14:19.572 --> 14:22.617 ‫به‌خاطر فرسایش سنگ‌های دورۀ پرکامبرین؟ 14:22.700 --> 14:25.078 ‫آره. دقیقاً همینه. دقیقاً درسته. 14:25.161 --> 14:27.288 ‫- اوهوم. ‫- ذهن زیبایی داری. 14:27.330 --> 14:28.414 ‫هوم. 14:30.416 --> 14:31.876 ‫فکر کنم اگه تمام وقتم رو... 14:31.876 --> 14:34.921 ‫صرف اندازه‌گیری شار نوترینو ‫و بازخورد یخی-سپیدایی نمی‌کردم، 14:35.004 --> 14:36.798 ‫آدم جالب‌تری می‌شدم. 14:36.881 --> 14:38.466 ‫تمام وقتت رو؟ 14:38.508 --> 14:39.884 ‫واقعاً؟ 14:39.926 --> 14:41.886 ‫خیلی‌خب. تو چی؟ 14:41.970 --> 14:44.764 ‫بهم گفتی که کارِت در زمینۀ مدل‌سازی پیش‌بینی‌کننده رو 14:44.764 --> 14:46.015 ‫برای یه پروژۀ جدید ول کردی 14:46.057 --> 14:47.308 ‫و بعدش از این موضوع دور شدی. 14:47.350 --> 14:48.518 ‫می‌خوام بدونم رازت چیه. 14:48.518 --> 14:50.019 ‫توضیح دادنش سخته. 14:53.439 --> 14:56.192 ‫کیف پول‌ها و گوشی‌هاتون رو بدین. 15:16.588 --> 15:18.131 ‫- چاقو رو بده به من. ‫- نه. 15:18.214 --> 15:20.133 ‫ولم کن وگرنه با چاقو می‌زنمش. 15:20.216 --> 15:23.303 ‫چرا؟ فکر می‌کنی با این کار چی گیرت میاد؟ 15:23.386 --> 15:24.471 ‫نمی‌دونم. 15:26.222 --> 15:27.307 ‫سلام. 15:30.769 --> 15:32.729 ‫داشتی منو تعقیب می‌کردی؟ 15:32.771 --> 15:34.147 ‫خوب شد که این کار رو کردم. 15:34.230 --> 15:35.982 ‫آه، دیگه وقتش بود همدیگه رو ببینیم. 15:36.066 --> 15:37.817 ‫من ویکرام چمبرلین هستم، 15:37.901 --> 15:39.235 ‫یه ابرقهرمان مثل شما 15:39.277 --> 15:41.571 ‫و نگهبان آبروی این خانم جَوون. 15:45.325 --> 15:47.077 ‫آه... 15:47.118 --> 15:50.163 ‫رابرت، می‌تونم... توضیح بدم. 15:53.667 --> 15:54.960 ‫حرف بدی زدم؟ 16:01.967 --> 16:03.677 ‫نمی‌فهمم. چرا انقدر ناراحتی؟ 16:03.760 --> 16:06.138 ‫بیا با جنسیت‌زدگی ‫و رسوم منسوخ‌شدۀ ویکتوریایی شروع کنیم، 16:06.138 --> 16:08.265 ‫- بعدش می‌رسیم به مردانگیِ سمّی. ‫- مردانگی؟ سمّی؟ 16:08.306 --> 16:09.975 ‫آخه چطور ممکنه مردانگی سمّی باشه؟ 16:10.058 --> 16:11.351 ‫دختر احمق! 16:16.189 --> 16:17.941 ‫چطور پیش رفت؟ 16:19.109 --> 16:20.360 ‫اطلاعات باارزشی به دست آوردیم. 16:20.444 --> 16:23.447 ‫«آوردیم»؟ نه، من اطلاعات به دست آوردم. 16:23.488 --> 16:26.033 ‫دقیقاً وقتی داشتم اعتمادش رو جلب می‌کردم، ‫ویکرام فراری‌ش داد، 16:26.074 --> 16:29.077 ‫ضمناً این‌طور به نظر میاد ‫که ما هیچ اعتمادی به هم نداریم. 16:29.161 --> 16:30.579 ‫نگهبان آبروم؟! 16:30.662 --> 16:32.372 ‫- خداییش؟ ‫- هوم. 16:32.456 --> 16:34.333 ‫تو چی؟ تو چی فهمیدی؟ 16:34.374 --> 16:36.418 ‫من یه‌سری از مقاله‌ها... 16:36.501 --> 16:38.503 ‫و تحقیقات رابرت رو پیدا کردم. 16:38.545 --> 16:40.172 ‫پروژه‌های اولیه‌ش بیشتر در مورد استفاده از... 16:40.213 --> 16:41.757 ‫سوابق زمین‌شناسی برای پیدا کردنِ... 16:41.798 --> 16:43.091 ‫الگوهای مربوط به تغییرات اقلیمیه. 16:43.133 --> 16:44.676 ‫چیزهای کاملاً واضح و مشخصیه. 16:44.760 --> 16:46.678 ‫بعد، حدود یه سال پیش، 16:46.762 --> 16:48.347 ‫به افسانه‌های عامیانه در مورد... 16:48.388 --> 16:52.392 ‫پوک‌سنگ‌ها و کریستال‌های کووالانسی علاقه‌مند شد. 16:52.476 --> 16:55.562 ‫بر اساس اساطیر اسلاو، ‫سنگ‌هایی به اسم آلاتیر وجود دارن، 16:55.646 --> 16:57.856 ‫که می‌گن مادرِ همۀ سنگ‌هاست 16:57.898 --> 16:59.483 ‫و در مرکز زمین قرار داره. 16:59.525 --> 17:01.109 ‫اساطیر اسلاو. حالا معلوم شد... 17:01.193 --> 17:02.819 ‫چی اونو کشونده بلگراد. 17:02.861 --> 17:06.365 ‫به آلاتیر، هم توی اشعار روسیۀ باستان و ‫ هم توی منطقۀ بالکان... 17:06.448 --> 17:07.658 ‫به‌عنوانِ... 17:07.658 --> 17:10.786 ‫یه نیروی قدرتمند و بی‌نهایت اشاره شده. 17:10.869 --> 17:13.872 ‫اون یه طرح ازش کشیده. 17:14.081 --> 17:15.290 ‫خیلی هم بزرگ نیست. 17:15.332 --> 17:17.418 ‫می‌تونه همیشه با خودش حملش کنه. 17:17.751 --> 17:20.379 ‫وقتی احساس خطر کرد، یه چیزی روی دستش دیدم. 17:20.587 --> 17:22.381 ‫زیر پوستش بود. می‌درخشید، 17:22.423 --> 17:24.049 ‫ولی از این کوچیک‌تر بود. 17:25.092 --> 17:25.592 ‫خب، توی ادارۀ پلیس چی دستگیرت شد؟ 17:25.801 --> 17:27.136 ‫خلافکارهای پوست‌کلفت نبودن. 17:27.177 --> 17:29.471 ‫گفت یهویی یه حسی بهشون غلبه کرده. 17:29.555 --> 17:31.015 ‫توجیهی برای رفتارشون نداشتن. 17:31.140 --> 17:32.808 ‫- گفتن احساس می‌کردن تسخیر شدن. ‫- هوم. 17:32.891 --> 17:36.312 ‫شبیه پروندۀ جیب‌برهای توی پارکه. 17:36.395 --> 17:38.564 ‫ولی چه ارتباطی با هم دارن؟ 17:38.647 --> 17:40.607 ‫فقط یه راه برای فهمیدنش هست. 17:41.275 --> 17:43.736 ‫باید برای یه قرار دیگه بکِشونی‌ش بیرون. 17:43.819 --> 17:45.070 ‫بکِشونمش بیرون؟ 17:45.112 --> 17:46.572 ‫من دیگه شغلم شده این؟ 17:46.572 --> 17:47.615 ‫دقیقاً. 17:47.615 --> 17:50.284 ‫ولی کاملاً توی جایگاهت به‌عنوان یه کتابدار عمل می‌کنی. 17:50.284 --> 17:51.493 ‫بعد از اتفاقی که افتاد 17:51.535 --> 17:53.203 ‫اصلاً چرا باید بخواد دوباره منو ببینه؟ 17:53.245 --> 17:54.914 ‫خب، چی شد؟ معلوم شد... 17:54.997 --> 17:56.457 ‫که تو یه فامیل محافظه‌کار داری 17:56.498 --> 17:58.709 ‫در حالی که تو فهمیدی اون قدرت‌های فرابشری داره، 17:58.792 --> 18:00.669 ‫حالا کی بیشتر باید خودشو توجیه کنه؟ هان؟ 18:01.837 --> 18:03.839 ‫- این بهترین شانسمونه. ‫- هوم. 18:05.132 --> 18:06.300 ‫خیلی‌خب. 18:06.342 --> 18:08.010 ‫کانر، تو به تحقیق... 18:08.093 --> 18:09.678 ‫در مورد رابرت و آلاتیر ادامه بده. 18:09.720 --> 18:11.889 ‫من و چارلی هم باید عروس‌خانم رو همراهی کنیم. 18:11.972 --> 18:14.475 ‫نه، نه. 18:14.475 --> 18:16.185 ‫اگه قراره این کار رو بکنم، 18:16.227 --> 18:17.978 ‫تنهایی انجامش می‌دم. 18:31.367 --> 18:32.993 ‫نمی‌دونستم میای یا نه. 18:33.035 --> 18:35.121 ‫آره، خودمم نمی‌دونستم. 18:35.204 --> 18:36.247 ‫نگران نباش. 18:36.330 --> 18:37.957 ‫تنهام. باور کن. 18:38.040 --> 18:39.375 ‫کاملاً مطمئنی؟ 18:39.417 --> 18:40.751 ‫بابت اتفاقی که افتاد خیلی متأسفم. 18:40.835 --> 18:42.128 ‫ویکرام بعضی وقتا... 18:42.211 --> 18:44.213 ‫خیلی محافظه‌کار می‌شه. 18:44.255 --> 18:46.299 ‫وقتی اون‌طوری ول کردی رفتی ‫حس خیلی بدی بهم دست داد. 18:46.382 --> 18:49.176 ‫ول کردم رفتم چون اصلاً نمی‌تونستی درک کنی... 18:49.176 --> 18:50.553 ‫چه اتفاقی داره برام می‌افته. 18:50.553 --> 18:52.305 ‫خب بگو. شاید باورت نشه... 18:52.388 --> 18:54.140 ‫ولی درک بالایی دارم. 18:56.225 --> 18:57.435 ‫اگه کل زندگی‌ت رو 18:57.476 --> 18:59.145 ‫صرف تحقیق و مطالعات علمی می‌کردی 18:59.228 --> 19:00.938 ‫و بعدش می‌فهمیدی نیروهای قدرتمندتری... 19:00.980 --> 19:03.858 ‫- توی جهان در کارن، چی‌کار می‌کردی؟ ‫- هوم. 19:03.900 --> 19:05.568 ‫مثلاً چی؟ 19:05.610 --> 19:08.488 ‫مثلاً جادو. 19:10.490 --> 19:11.782 ‫خیلی‌خب. دنبالم بیا. 19:16.913 --> 19:19.081 ‫این سنگ توی دستت... 19:19.165 --> 19:22.001 ‫همونیه که وقتی تبدیل به «رد راک» می‌شی می‌درخشه؟ 19:22.418 --> 19:24.629 ‫یه بخشی ازشه. یه تیکه‌سنگه. 19:24.670 --> 19:26.756 ‫وقتی که تصادفاً سنگ اصلی رو فعال کردم 19:26.798 --> 19:28.925 ‫رفت توی دستم جا خوش کرد. 19:28.966 --> 19:29.926 ‫اون سنگه کجاست؟ 19:29.967 --> 19:31.302 ‫هنوز همون‌جاست که پیداش کردم. 19:31.344 --> 19:32.345 ‫دارم روش تحقیق می‌کنم. 19:33.596 --> 19:35.973 ‫به نظرم داری با چیزهایی ور می‌ری که خارج از کنترلته. 19:36.849 --> 19:39.060 ‫نظرت چیه بذاری سعی کنم اون تیکه رو دربیارم؟ 19:39.102 --> 19:40.478 ‫تیکه رو دربیاری؟ 19:40.561 --> 19:42.313 ‫دیدی چه قدرتی بهم می‌ده؟ 19:42.355 --> 19:44.524 ‫می‌تونی تصور کنی اگه بتونم ‫از سنگ اصلی بهره‌برداری کنم 19:44.565 --> 19:45.650 ‫چه نیرویی به دست میارم؟ 19:45.692 --> 19:47.819 ‫ولی استفاده از جادو همیشه یه بهایی داره. 19:47.902 --> 19:49.279 ‫می‌تونم دنیا رو متحول کنم. 19:49.320 --> 19:51.906 ‫تو به‌عنوان یه دانشمند داری دنیا رو متحول می‌کنی. 19:51.948 --> 19:54.450 ‫اگه علم همه‌چیزه، 19:54.534 --> 19:56.077 ‫پس چرا کارِت رو ول کردی؟ 19:56.119 --> 19:58.913 ‫اون پروژۀ مرموز چیه؟ و این یارو کیه؟ 19:58.955 --> 20:00.164 ‫چمبرلین؟ 20:00.248 --> 20:01.958 ‫اون از فامیلامه، یه فامیل دور. 20:02.000 --> 20:04.294 ‫دلیلی نداره حسودی کنی. 20:04.377 --> 20:06.629 ‫لایسا، بحث حسودی نیست. 20:08.506 --> 20:10.884 ‫بحث اینه که من شخصی‌ترین رازهای خودم رو بهت گفتم، 20:10.967 --> 20:13.595 ‫ولی تو هنوز داری یه چیزی رو ازم پنهون می‌کنی. 20:16.556 --> 20:18.850 ‫ببین، اگه تا الان نفهمیدی، باید بهت بگم... 20:18.933 --> 20:20.977 ‫من خیلی بهت اهمیت می‌دم. 20:27.692 --> 20:29.861 ‫- باید برم. ‫- نه، لازم نیست. 20:29.903 --> 20:31.488 ‫رابرت، رابرت! 20:38.995 --> 20:41.206 ‫حالا دوتا چیز خیلی مهم رو می‌دونیم. 20:41.289 --> 20:44.376 ‫رِد راک قدرتش رو از یه سنگ آلاتیر بزرگ‌تر می‌گیره، 20:44.417 --> 20:46.169 ‫نه فقط از اون تیکۀ توی دستت. 20:46.169 --> 20:47.462 ‫- کارِت عالی بود، لایسا. ‫- آره، 20:47.504 --> 20:48.755 ‫خوشحالم فکر می‌کنی عالی بود. 20:48.797 --> 20:50.131 ‫یه‌کم حس... دورویی می‌کنم. 20:50.215 --> 20:51.883 ‫ولی... مگه نگفت که هنوز 20:51.925 --> 20:54.135 ‫داره همون‌جا که پیداش کرده روش تحقیق می‌کنه؟ 20:54.177 --> 20:56.221 ‫- آره. ‫- و کانر گفت که... 20:56.304 --> 20:58.515 ‫سنگ‌ها توی مرکز زمین قرار دارن. 20:58.557 --> 21:00.517 ‫همم، ولی این رو هم می‌دونیم که بلگراد... 21:00.559 --> 21:02.727 ‫شبکۀ گسترده‌ای از غارهای زیرزمینی داره. 21:02.769 --> 21:05.856 ‫پس می‌شه فرض رو بر این گذاشت ‫که آلاتیر رو می‌شه اونجا پیدا کرد. 21:05.897 --> 21:07.232 ‫ولی کدوم غار؟ 21:07.274 --> 21:09.150 ‫آخه چند صد کیلومتر طول ادامه دارن. 21:09.234 --> 21:12.112 ‫آه، روی کفش‌های رابرت خاک‌رس سفید بود. 21:12.195 --> 21:16.283 ‫این نشون‌دهندۀ منطقه‌ای نزدیک رودخونۀ ساواست. 21:17.576 --> 21:19.411 ‫فکر کنم بدونم ممکنه کجا باشه. 21:23.081 --> 21:24.040 ‫عالیه. 21:24.082 --> 21:25.333 ‫امشب می‌ریم. 21:35.927 --> 21:38.430 ‫همم، آماده‌ای؟ 21:40.349 --> 21:41.725 ‫لایسا، حالت خوبه؟ 21:42.768 --> 21:44.811 ‫چه‌جور می‌شه فهمید کِی اثرات مخرب جادو... 21:44.895 --> 21:46.438 ‫به یه نفر غلبه کرده؟ 21:48.065 --> 21:50.901 ‫خب، معمولاً کاملاً بی‌خطر شروع می‌شه. 21:51.360 --> 21:53.445 ‫تمرکز بیش‌ازحد روی پدیده‌ای که قبلاً... 21:53.445 --> 21:55.238 ‫غیرقابل‌تصور بوده. 21:57.157 --> 21:59.409 ‫و از جادو استفاده می‌شه. 21:59.451 --> 22:02.162 ‫حس استثنایی بودن به وجود میاد، 22:02.246 --> 22:04.873 ‫و به دنبالش، حس قدرتِ برتر بودن به آدم دست می‌ده. 22:06.959 --> 22:08.293 ‫بعدش، به همین سادگی، 22:09.503 --> 22:11.797 ‫یه هیولا روی دستت می‌مونه. 22:11.880 --> 22:13.173 ‫خیلی‌خب. 22:16.927 --> 22:18.720 ‫واقعاً این پسره برات عزیزه، مگه نه؟ 22:18.762 --> 22:21.473 ‫فکر نمی‌کردم بتونم همچین حسی داشته باشم. 22:22.599 --> 22:24.393 ‫همین‌طوری پیش اومد. 22:25.394 --> 22:27.729 ‫فکر می‌کردم فقط قراره دوست باشیم. 22:27.813 --> 22:31.775 ‫ولی اون خیلی باهوش و خیلی... 22:31.817 --> 22:33.318 ‫خیلی... 22:34.361 --> 22:36.238 ‫جذاب بود. 22:37.823 --> 22:39.199 ‫وسط یه سخنرانی همدیگه رو دیدیم. 22:39.199 --> 22:41.118 ‫قهوه خوردیم، به هم کتاب دادیم. 22:41.160 --> 22:42.494 ‫این‌جور چیزها به هر طریقی شده 22:42.536 --> 22:43.704 ‫اتفاق می‌افتن. 22:43.746 --> 22:44.830 ‫نه، ولی فهمیدم چقدر... 22:44.872 --> 22:46.665 ‫آدم خوبیه. 22:46.707 --> 22:49.043 ‫خیلی نجیبه. 22:49.126 --> 22:51.170 ‫قبل از اینکه بخواد زمین‌شناس بشه، 22:51.211 --> 22:52.921 ‫دانشجوی الهیات بود. 22:53.005 --> 22:54.965 ‫به کشیش شدن فکر می‌کرده. 22:54.965 --> 22:56.717 ‫اون‌قدر جالب به نظر میاد که باورش سخته. 22:56.717 --> 22:59.178 ‫خب، آره، بعدش به جادو و قدرت رسیده 22:59.219 --> 23:01.180 ‫و فکر کنم تمام فکر و ذکرش... 23:01.263 --> 23:02.556 ‫شده همین دوتا. 23:03.515 --> 23:06.518 ‫همیشه دیر یا زود اتفاق می‌افته، لایسا. 23:06.602 --> 23:10.689 ‫جادو، قدرت، فساد. 23:10.773 --> 23:12.608 ‫این یه معادلۀ اهریمنیه. 23:13.609 --> 23:16.278 ‫ویکرام، نگران اتفاقی‌ام که قراره براش بیفته. 23:30.209 --> 23:32.211 ‫از کجا انقدر مطمئنی که راه از این‌طرفه؟ 23:32.253 --> 23:34.714 ‫دارم به حس ششمم اعتماد می‌کنم. 24:07.496 --> 24:10.082 ‫حس می‌کردم داره دنبال اینجا می‌گرده. 24:18.466 --> 24:19.926 ‫توی محافل تاریخ علومِ غریبه، 24:20.009 --> 24:22.011 ‫در مورد اینجا صحبت می‌شه. 24:29.477 --> 24:30.728 ‫صبر کنید. 24:39.404 --> 24:41.614 ‫دقیقاً همون چیزی که نگرانش بودم. 24:50.623 --> 24:52.291 ‫اینجا کجاست؟ 24:53.459 --> 24:55.753 ‫هر چی در مورد آلمانِ تحت حاکمیت هیتلر... 24:55.795 --> 24:57.130 ‫بهت گفتم رو یادته؟ 24:57.213 --> 24:58.589 ‫معلومه که یادمه. 24:58.631 --> 25:01.301 ‫وحشتناک‌ترین و تاریک‌ترین دورۀ تاریخ. 25:01.384 --> 25:04.345 ‫وقتی این منطقه توی جنگ جهانی دوم اِشغال شد، 25:04.429 --> 25:06.097 ‫آلمانی‌ها پناهگاه‌های زیرزمینی ساختن 25:06.097 --> 25:07.974 ‫تا از بمب‌افکن‌های متفقین در امان بمونن. 25:08.808 --> 25:11.060 ‫اینجا شبیه پناهگاه بمبارون نیست. 25:11.144 --> 25:12.395 ‫رابرت اینو کشف کرده. 25:12.437 --> 25:15.565 ‫بعضی از این مکان‌ها صرفاً مخفیگاه نبودن. ‫کلاً یه چیز دیگه بودن. 25:15.648 --> 25:17.066 ‫مثلاً چی؟ 25:17.150 --> 25:19.819 ‫مثلاً آزمایشگاه‌های مخفی 25:19.903 --> 25:22.363 ‫برای آزاد کردن قدرت اشیای جادویی. 25:25.116 --> 25:26.493 ‫پس سنگ کجاست؟ 25:39.839 --> 25:42.133 ‫- چیه؟ ‫- شبیه یه... 25:42.175 --> 25:44.344 ‫ردیاب اولیۀ حساسیت مغناطیسیه. 25:44.427 --> 25:45.804 ‫توی زمین‌شناسی استفاده می‌شه تا... 25:45.845 --> 25:48.765 ‫شدت میدان الکترومغناطیسیِ توی سنگ‌ها رو اندازه بگیرن. 25:51.851 --> 25:54.396 ‫روی این پیچ‌ها خراش‌های تازه‌ای هست. 26:10.036 --> 26:12.163 ‫- اینجا هیچی نیست. ‫- نه، صبر کن. 26:13.164 --> 26:15.041 ‫آه، اون رو می‌بینی؟ 26:15.166 --> 26:16.668 ‫قطعات کوچیکِ کریستالی. 26:16.710 --> 26:18.545 ‫- آره. ‫- سنگ اینجا بوده. 26:19.379 --> 26:21.756 ‫حتماً جابه‌جاش کرده. 26:21.840 --> 26:23.466 ‫پس ما باید پیداش کنیم... 26:23.550 --> 26:26.553 ‫قبل از اینکه توسط قدرتش کاملاً تباه بشه. 26:48.325 --> 26:49.743 ‫مطمئنی گفت این پایین بوده؟ 26:49.785 --> 26:52.162 ‫گفت هنوز همون‌جاست که پیداش کرده. 26:52.245 --> 26:53.497 ‫همه‌جا رو گشتیم. 26:53.580 --> 26:55.749 ‫باید قبل از اینکه رِد راک برگرده فلنگ رو ببندیم. 26:55.791 --> 26:57.751 ‫باید بفهمیم با چی طرفیم. 27:02.047 --> 27:03.507 ‫خیلی‌خب. چیزهایی که می‌دونیم ایناست. 27:03.548 --> 27:05.050 ‫مجبور شدم گوشه‌های تاریکِ... 27:05.092 --> 27:06.260 ‫مجموعۀ کتابخونه رو بگردم 27:06.301 --> 27:07.761 ‫ولی آرشیوِ... 27:07.844 --> 27:09.179 ‫«آننربه» رو پیدا کردم. 27:09.263 --> 27:11.390 ‫- چی رو؟ ‫- آننربه... 27:11.390 --> 27:14.643 ‫یه سازمان شبه‌علمی توی ارتش آلمان بوده. 27:14.726 --> 27:17.354 ‫وظیفه‌شون ساختنِ روایت‌های تاریخیِ جعلی بوده 27:17.437 --> 27:19.189 ‫تا از تئوری‌های نژادپرستانۀ هیتلر حمایت کنن. 27:19.231 --> 27:20.774 ‫با تأکید زیاد روی باورهای علومِ غریبه. 27:20.774 --> 27:22.401 ‫و به نظر میاد، وقتی سعی کردن از... 27:22.442 --> 27:24.528 ‫قدرت آلاتیر بهره ببرن، 27:24.611 --> 27:27.447 ‫نیروهای متخاصم و ناخواسته‌ای رو آزاد کردن. 27:27.489 --> 27:29.241 ‫- نیروهای متخاصم؟ ‫- آره، 27:29.283 --> 27:31.034 ‫سنگ در ازای هر قدرتی که بهشون می‌داد، 27:31.118 --> 27:32.536 ‫دشمن‌های بیشتری به وجود می‌آورد 27:32.578 --> 27:33.871 ‫که در برابرشون قیام می‌کردن. 27:33.871 --> 27:35.289 ‫پارتیزان‌ها، چریک‌ها. 27:35.372 --> 27:36.582 ‫پس همدیگه رو خنثی می‌کردن. 27:36.623 --> 27:38.167 ‫این قضیه اون‌قدر براشون دردسر درست کرد 27:38.167 --> 27:39.626 ‫که پروژه رو لغو کردن. 27:39.668 --> 27:41.295 ‫این قانون سوم نیوتونه. 27:41.378 --> 27:44.298 ‫هر عملی، عکس‌العملی مساوی و برخلاف جهت داره. 27:44.381 --> 27:46.133 ‫- ولی این جادوئه. ‫- آره، 27:46.216 --> 27:49.303 ‫ولی حتی جادو هم باید تابع قوانین فیزیک باشه. 27:49.345 --> 27:50.804 ‫نیوتون معتقد بود که نیروها... 27:50.846 --> 27:52.639 ‫به‌صورت جفت‌نیروهای عمل و عکس‌العمل میان. 27:52.639 --> 27:54.183 ‫پس توی این مورد، جفت‌نیرو 27:54.266 --> 27:55.351 ‫یه ابرقهرمان و... 27:55.434 --> 27:56.894 ‫و یه ابرخلافکاره. 27:56.935 --> 27:58.103 ‫یا یه خلافِ بزرگ 27:58.145 --> 27:59.855 ‫به شکل موج جنایت فعلی. 27:59.855 --> 28:00.898 ‫این یه چرخۀ بازخورده. 28:00.898 --> 28:03.484 ‫پس این سنگ، این آلاتیر، 28:03.567 --> 28:04.902 ‫داره قدرت‌هاش رو به رابرت می‌ده 28:04.985 --> 28:07.488 ‫و مردم عادی رو به تبهکار تبدیل می‌کنه. 28:07.529 --> 28:09.740 ‫وقتی وارد پایگاه داده‌های جرایم محلی شدم، 28:09.823 --> 28:11.700 ‫نشون داد که ۹۰ درصد خلاف‌های اخیر... 28:11.784 --> 28:13.661 ‫به دست خلافکارهای بدونِ سابقۀ قبلی انجام شده. 28:13.744 --> 28:15.496 ‫و آمارش هم داره به‌سرعت بالا می‌ره. 28:15.538 --> 28:17.998 ‫پس رِد راک به استفاده از قدرت سنگ ادامه می‌ده، 28:18.082 --> 28:21.502 ‫و کل شهر غرق در شرارت و هرج‌و‌مرج می‌شه. 28:21.585 --> 28:24.171 ‫و رابرت هم بیشتر و بیشتر توسط جادو فاسد می‌شه. 28:24.213 --> 28:26.215 ‫باید اون آلاتیر رو پیدا کنیم، 28:26.215 --> 28:28.843 ‫در اسلح وقت! ‫(اشتباه گفت) 28:30.344 --> 28:31.637 ‫در اسرع وقت. 28:31.679 --> 28:33.347 ‫درسته. و حداقلش... 28:33.430 --> 28:35.266 ‫باید اون تیکه رو از توی دستش دربیاریم. 28:35.349 --> 28:38.269 ‫یا به خواست خودش یا به زور. 28:38.352 --> 28:39.895 ‫- چارلی؟ ‫- من یه‌کم آموزش دیدم... 28:39.895 --> 28:41.814 ‫که توی جنگ، چطور گلوله رو دربیارم. 28:41.814 --> 28:44.316 ‫می‌تونم اون تیکه‌سنگ رو دربیارم... 28:44.358 --> 28:46.277 ‫حالا هر جور که شده. 28:52.533 --> 28:54.493 ‫اگه نمی‌خوای قاتیِ این ماجرا بشی، 28:54.493 --> 28:56.162 ‫می‌تونی این‌بار رو استراحت کنی. 28:56.203 --> 28:57.830 ‫نه. 28:57.872 --> 28:59.498 ‫نه، من یه کتابدارم. 29:01.042 --> 29:02.585 ‫پیداش می‌کنم و تحویلش می‌دم. 29:08.966 --> 29:10.384 ‫رابرت. 29:10.426 --> 29:11.969 ‫چه‌جور فهمیدی کجا اقامت دارم؟ 29:12.011 --> 29:14.347 ‫روش خودم رو دارم. ‫می‌دونم شبیه آدمای مزاحم به نظر میام 29:14.347 --> 29:15.389 ‫ولی باید پیدات می‌کردم. 29:15.389 --> 29:17.308 ‫این چیزی نیست که بتونی کنترلش کنی. 29:17.391 --> 29:19.268 ‫- می‌تونم کنترلش کنم. ‫- تو این‌طوری فکر می‌کنی، 29:19.268 --> 29:20.895 ‫ولی با نیروهایی فراتر از خودت طرفی. 29:20.895 --> 29:23.272 ‫- تو از کجا می‌دونی؟ ‫- این پروژه‌ای که دارم روش کار می‌کنم، 29:23.314 --> 29:24.649 ‫به «سِحر» مربوط می‌شه. 29:24.732 --> 29:26.400 ‫- منظورت جادوئه؟ ‫- آره، 29:26.484 --> 29:28.027 ‫و عتیقه‌هایی که قدرت جادویی دارن. 29:28.027 --> 29:29.403 ‫اون دوست‌هات قضیه‌شون چیه؟ 29:29.403 --> 29:30.988 ‫اونا هم عضو همون سازمانن. 29:31.072 --> 29:32.740 ‫ولی نمی‌دونن که من اینجام. 29:32.824 --> 29:35.034 ‫اگه می‌فهمیدن، خوش‌شون نمی‌اومد. 29:35.827 --> 29:37.161 ‫پس اتفاق‌هایی که بین ما افتاده... 29:37.245 --> 29:39.247 ‫- بخشی از کارِته؟ ‫- نه. نه. 29:39.330 --> 29:41.082 ‫من تازه بعد از اینکه با هم آشنا بشیم 29:41.124 --> 29:42.625 ‫متوجه اون قضیه شدیم. 29:42.708 --> 29:44.419 ‫- رابرت. ‫- برای چی اومدی اینجا؟ 29:44.502 --> 29:45.920 ‫چون برام مهمی. 29:46.003 --> 29:48.506 ‫و می‌دونم وقتی آدما از جادو سوءاستفاده می‌کنن چی می‌شه. 29:48.589 --> 29:50.007 ‫من از هیچی سوءاستفاده نمی‌کنم. 29:50.049 --> 29:51.968 ‫- من برای این کار انتخاب شدم. ‫- ببین چی داری می‌گی. 29:52.009 --> 29:53.511 ‫همین الانش هم داره اتفاق می‌افته. 29:53.511 --> 29:55.471 ‫تو دیگه اون آدمی نیستی که اولش دیدم. 29:55.555 --> 29:57.473 ‫قبلاً در مورد خدمت به جامعه حرف می‌زدی. 29:57.557 --> 29:58.766 ‫من رِد راکم. 29:58.850 --> 30:00.893 ‫بدون من، جامعه از هم می‌پاشه. 30:00.935 --> 30:04.105 ‫کاری که تو داری می‌کنی داره باعث فروپاشی جامعه می‌شه. 30:04.188 --> 30:05.607 ‫یه چرخۀ بازخورد وجود داره. 30:05.690 --> 30:07.859 ‫سنگ فقط بهت قدرت نمی‌ده، 30:07.942 --> 30:10.153 ‫با سوق دادنِ بقیۀ مردم به سمت جرم و جنایت 30:10.153 --> 30:11.446 ‫قدرتت رو هدفمند می‌کنه. 30:11.529 --> 30:13.781 ‫- اشتباه می‌کنی. ‫- نه، نمی‌کنم. 30:13.865 --> 30:15.491 ‫گوش کن چی می‌گم. 30:15.575 --> 30:18.536 ‫من عضو یه سازمان باستانی و محرمانه هستم. 30:18.620 --> 30:21.789 ‫و اونا به ابزارهایی قدرتمندتر از آلاتیرِ تو دسترسی دارن. 30:21.873 --> 30:23.208 ‫و همکارهای من هر جور که شده، 30:23.291 --> 30:24.751 ‫اون رو ازت می‌گیرن. 30:24.792 --> 30:27.003 ‫دوباره این‌طوری ول کن برو! 30:27.962 --> 30:29.214 ‫من بهت اهمیت می‌دم. 30:29.255 --> 30:30.590 ‫من طرف توئم. 30:38.556 --> 30:40.850 ‫نه، نیستی. 31:34.488 --> 31:36.615 ‫خیلی متأسفم، ولی دستور می‌دم... 31:36.698 --> 31:40.202 ‫اون سنگ مقدس رو تحویل ما بدی. 31:40.285 --> 31:41.203 ‫دستور می‌دی؟ 31:41.870 --> 31:43.038 ‫خیلی‌خب. 31:43.121 --> 31:44.164 ‫تمنّا می‌کنم. 31:44.206 --> 31:46.041 ‫ولی حق نه گفتن نداری. 31:50.754 --> 31:52.464 ‫خب، از حق نگذریم، تو قطعاً... 31:52.547 --> 31:54.716 ‫- خیلی دل و جیگر... ‫- و دوستای خوبی داره؟ 31:57.552 --> 31:58.887 ‫اون رو پس بده. 31:58.929 --> 32:01.682 ‫باید این رو بذاریم جایی که نتونه آسیبی بزنه. 32:09.773 --> 32:11.400 ‫تأثیر آلاتیره. 32:11.441 --> 32:12.818 ‫حالا قدرت دست اونه. 32:41.388 --> 32:43.098 ‫سریع عکس‌العمل نشون بده. 32:49.688 --> 32:51.315 ‫چارلی. 33:02.868 --> 33:05.621 ‫به نظر میاد برتری با ماست. 33:05.704 --> 33:08.040 ‫ما آلاتیر رو با خودمون می‌بریم. 33:08.082 --> 33:09.500 ‫ولی قبل از اینکه این کار رو بکنیم، 33:09.541 --> 33:11.961 ‫باید اون تیکه رو از دستت دربیاریم. 33:12.002 --> 33:12.795 ‫عمراً. 33:12.836 --> 33:14.171 ‫اون کارش رو بلده. 33:14.213 --> 33:16.298 ‫- درد نداره. ‫- نه خیلی. 33:17.424 --> 33:19.301 ‫وایستید. 33:19.343 --> 33:20.928 ‫باید یه راه دیگه‌ای هم باشه. 33:22.972 --> 33:25.766 ‫برین عقب وگرنه گردنش رو می‌شکنم. 33:26.600 --> 33:28.227 ‫حالا اون سنگ رو بدین به من. 33:28.269 --> 33:30.354 ‫داری چی‌کار می‌کنی؟ تو همچین آدمی نیستی. 33:30.396 --> 33:32.523 ‫تو کشوندی‌شون اینجا تا بتونن سنگ رو پیدا کنن. 33:32.606 --> 33:33.899 ‫بهم خیانت کردی. 33:33.983 --> 33:35.526 ‫جلوتر نیاین. 33:35.609 --> 33:37.319 ‫بهت دستور می‌دم ولش کنی! 33:37.403 --> 33:38.821 ‫برین عقب! 33:43.075 --> 33:46.537 ‫سنگ رو بدین به من ‫وگرنه می‌زنم لِهش می‌کنم. 33:54.545 --> 33:57.548 ‫سنگ رو بدین به من تا ولش کنم بره. 33:57.631 --> 33:59.383 ‫بهش آسیب نزن. 33:59.467 --> 34:01.844 ‫چارلی، بده بهش. 34:01.927 --> 34:03.471 ‫نه! ما کتابداریم. 34:03.512 --> 34:05.514 ‫- ما عتیقه‌ها رو دست کسی نمی‌دیم. ‫- مال منه. 34:05.598 --> 34:06.932 ‫من پیداش کردم. 34:07.016 --> 34:09.018 ‫سنگ رو بدین به من، ‫بعدش از این شهر می‌رم، 34:09.101 --> 34:10.853 ‫شما هم می‌تونین برین پی کارتون. 34:10.895 --> 34:12.605 ‫به حرفش گوش ندین. این حرفا تأثیر سنگه. 34:12.647 --> 34:14.941 ‫اون به من آسیب نمی‌زنه. 34:15.024 --> 34:17.777 ‫- چرا، می‌زنم. ‫- بده‌ش به اون. 34:17.860 --> 34:19.862 ‫نه. چارلی، نه. 34:21.197 --> 34:23.199 ‫نه! نه! 34:23.241 --> 34:25.284 ‫رابرت، وایستا! 34:25.368 --> 34:26.577 ‫تو این مدلی نیستی. 34:26.661 --> 34:28.746 ‫چه بلایی سر اون مَردی که روز اول دیدم اومده؟ 34:29.705 --> 34:31.249 ‫من هیچی نبودم. 34:31.332 --> 34:34.210 ‫یه دانشمند ناشناس بودم که روی مسئله‌ای کار می‌کرد 34:34.293 --> 34:36.212 ‫که تا آخر عمرم حل نمی‌شد. 34:36.295 --> 34:37.797 ‫شاید درست بگی، 34:37.880 --> 34:39.882 ‫ولی یه دانشمند دیگه راهت رو ادامه می‌ده 34:39.966 --> 34:41.384 ‫و اون رو حل می‌کنه. 34:41.425 --> 34:43.845 ‫شاید به اندازۀ رِد راک بودن پرزرق‌وبرق نباشه، 34:43.886 --> 34:45.304 ‫ولی واقعیه. 34:45.346 --> 34:46.347 ‫اهمیت داره. 34:46.389 --> 34:48.433 ‫چیزی که اهمیت داره اینه. 34:48.516 --> 34:50.143 ‫قدرتی که از این می‌گیرم. 34:50.226 --> 34:53.062 ‫با این، می‌تونم هر روز با بی‌عدالتی بجنگم. 34:53.146 --> 34:55.773 ‫کاری که تو می‌کنی اینه که ‫داری بی‌عدالتی به وجود میاری. 34:55.857 --> 34:57.400 ‫هر بار که از سنگ استفاده می‌کنی 34:57.400 --> 35:00.111 ‫داری آدمای بی‌گناه رو تبدیل به مجرم می‌کنی. 35:00.194 --> 35:02.196 ‫باور کن! این قانون سوم نیوتونه. 35:02.238 --> 35:03.531 ‫- این... ‫- جفتمون می‌دونیم 35:03.531 --> 35:05.283 ‫که این قضیه خارج از حیطۀ علمه. 35:05.283 --> 35:06.409 ‫این ماوراییه. 35:06.409 --> 35:08.619 ‫خیلی‌خب، باشه. اصلاً علم رو بی‌خیال. 35:08.745 --> 35:10.705 ‫انجیل متی چی می‌گه؟ 35:14.375 --> 35:16.919 ‫«خشونت، خشونت می‌زاید.» 35:18.588 --> 35:21.257 ‫تو همین الان تهدید کردی که منو می‌کُشی. 35:24.552 --> 35:26.137 ‫واقعاً همچین آدمی هستی؟ 35:31.601 --> 35:32.852 ‫خواهش می‌کنم. 35:36.898 --> 35:38.775 ‫می‌تونی تمومش کنی. 36:12.934 --> 36:13.852 ‫خیلی‌خب. 36:13.893 --> 36:15.478 ‫نه، چیزی‌ت نیست. 36:24.195 --> 36:26.031 ‫وقتی رسیدی کالیفرنیا برام نامه بنویس. 36:26.323 --> 36:27.657 ‫یه وقتی بیا بهم سر بزن. 36:27.657 --> 36:29.117 ‫خوابگاه اساتید توی «مؤسسه فناوری» 36:29.200 --> 36:30.660 ‫مثل یه هتل پنج‌ستاره‌ست. 36:30.660 --> 36:32.037 ‫یعنی با هم هم‌اتاقی بشیم؟ 36:32.037 --> 36:33.914 ‫من به کمتر از عمارت راضی نمی‌شم. 36:34.748 --> 36:36.583 ‫گفتم امتحانش ضرری نداره. 36:37.042 --> 36:39.669 ‫شاید یه روزی دوباره گذرمون به هم بیفته. 36:39.753 --> 36:40.921 ‫ولی الان نه؟ 36:42.047 --> 36:43.089 ‫این چند هفتۀ اخیر 36:43.173 --> 36:44.841 ‫خیلی اتفاق‌های مختلف افتاده. 36:44.925 --> 36:46.551 ‫فرصت شد تا در مورد همه‌چیز فکر کنم، 36:46.635 --> 36:49.012 ‫در مورد زندگی‌م و... 36:49.054 --> 36:50.806 ‫همۀ تعهداتی که دارم. 36:50.847 --> 36:52.432 ‫و من جزوشون نیستم؟ 36:53.350 --> 36:57.604 ‫ببین، تو باید به کار خودت برسی، ‫منم به کار خودم. 36:57.687 --> 36:59.272 ‫آره، کار تو. 36:59.356 --> 37:00.816 ‫سازمانی که براش کار می‌کنی. 37:00.857 --> 37:03.193 ‫آخرش بهم نگفتی دقیقاً شغلت چیه. 37:03.235 --> 37:06.947 ‫شاید باورت نشه ‫ولی من فقط یه کتابدارم. 37:12.536 --> 37:16.665 ‫خب، به گمونم وقت خداحافظی رسیده. 37:16.707 --> 37:18.208 ‫هوم. 37:18.292 --> 37:19.543 ‫خداحافظ، رابرت. 37:35.517 --> 37:38.103 ‫وای، داشتنِ چنین قدرتی واقعاً محشر بود. 37:38.187 --> 37:40.772 ‫حتی برای یه لحظه. ‫فکر نمی‌کنی توی این خرده‌سنگ‌ها... 37:40.856 --> 37:42.566 ‫هنوز یه‌کم انرژی مونده باشه، نه؟ 37:42.649 --> 37:44.818 ‫حتی فکرش رو هم نکن. 37:44.860 --> 37:48.238 ‫این می‌ره توی انبارِ کتابخونه. 37:48.280 --> 37:50.532 ‫فقط برام سؤال بود. 37:50.616 --> 37:53.535 ‫می‌دونی کانر، اصلاً لازم نیست برای ابرقهرمان شدن... 37:53.577 --> 37:56.246 ‫متوسل به حقه‌بازی‌های فراطبیعی شد. 37:56.288 --> 37:59.750 ‫فقط کافیه که یه هوش خارق‌العاده داشته باشی 37:59.833 --> 38:03.629 ‫و از نظر جسمانی، چابک و فِرز باشی. 38:03.712 --> 38:04.838 ‫درسته. 38:05.047 --> 38:07.132 ‫بتمن هیچ قدرت فرابشری‌ای نداره. 38:07.132 --> 38:08.884 ‫دورۀ ما، کلمۀ «بتمن» رو 38:08.926 --> 38:11.220 ‫به خدمتکارِ شخصیِ یه افسر نظامی می‌گفتن. 38:11.261 --> 38:14.431 ‫خب الان، اون یه فرنچایز یک میلیارد دلاریه. 38:33.909 --> 38:37.288 ‫خداحافظی‌تون بدونِ هیچ مشکلی انجام شد؟ 38:39.832 --> 38:44.920 ‫این موضوع که یه کتابدار ‫نمی‌تونه زندگی شخصی داشته باشه... 38:47.006 --> 38:48.632 ‫فکر نکنم تا الان واقعاً فهمیده بودم... 38:48.674 --> 38:50.176 ‫دارم وارد چه هچلی می‌شم. 38:50.176 --> 38:53.471 ‫همه‌مون یه جایی ‫با این واقعیت روبه‌رو می‌شیم. 38:53.554 --> 38:56.474 ‫ولی تو آدم فوق‌العاده عاقلی هستی. 38:56.557 --> 38:58.476 ‫بالأخره تعادل مناسبش رو پیدا می‌کنی. 38:58.559 --> 39:00.144 ‫لحنت عوض شده. 39:00.227 --> 39:04.190 ‫دیگه خبری از «من نگهبانِ آبروی این خانم جَوونم» نیست؟ 39:04.273 --> 39:07.610 ‫بله، شاید یه هوش تیز 39:07.651 --> 39:11.072 ‫و یه دانشِ جامع و کامل داشته باشم، 39:11.989 --> 39:13.824 ‫ولی هنوزم می‌تونم یه چیزهایی یاد بگیرم. 39:14.950 --> 39:17.953 ‫کتابخونه بهمون می‌گه از وابستگی‌های عاشقانه دوری کنیم. 39:18.829 --> 39:20.247 ‫ولی ما انسانیم. 39:21.457 --> 39:23.042 ‫عواطف انسانی داریم. 39:24.210 --> 39:27.755 ‫این بستگی به خودمون داره که چطور باهاش کنار بیایم. 39:27.838 --> 39:29.882 ‫وقتی با آنیا بودی این رو می‌دونستی 39:29.966 --> 39:32.635 ‫یا تازه الان متوجهش شدی؟ 39:33.886 --> 39:38.641 ‫فقط می‌دونم که ‫نمی‌شه جلوی خواستۀ دل رو گرفت. 39:42.645 --> 39:45.648 ‫ولی آیا دل هیچ‌وقت می‌خواد تنها باشه؟ 39:47.859 --> 39:51.487 ‫«زیرا اغلب اوقات، هنگامی که روی مبل دراز می‌کشم 39:51.571 --> 39:54.407 ‫در حالتی خیره یا متفکر، 39:54.490 --> 39:57.034 ‫آن‌ها بر چشمِ دل جلوه می‌کنند، 39:57.118 --> 39:59.829 ‫که همان سعادتِ تنهایی‌ست. 39:59.912 --> 40:02.582 ‫و آنگاه قلبم سرشار از لذت می‌شود...» 40:02.582 --> 40:05.084 ‫«...و با گل‌های نرگس می‌رقصد.» 40:06.753 --> 40:08.504 ‫ویلیام وردزورث. ‫(شاعر انگلیسی) 40:14.969 --> 40:17.847 ‫من و وردزورث رفیق بودیم. 40:17.847 --> 40:20.016 ‫با هم توی منطقۀ لیک دیستریکت پرسه می‌زدیم. 40:20.016 --> 40:20.808 ‫هوم. 40:22.143 --> 40:23.519 ‫پرسه‌زدن! 40:23.603 --> 40:24.854 ‫فکر خوبیه. 40:24.938 --> 40:26.689 ‫کسی پایۀ قدم‌زدن هست؟ 40:26.773 --> 40:28.358 ‫من که هستم. 40:28.399 --> 40:29.525 ‫منم همین‌طور. 40:29.609 --> 40:32.528 ‫همیشه پایۀ یه پرسه‌زنیِ حسابی‌ام! ‫(ویکرام از واژه‌ای قدیمی استفاده کرد) 40:38.701 --> 40:40.078 ‫گل‌های نرگس. 40:41.454 --> 40:46.543 www.Doostihaa.com