WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:00.000 --> 00:01.000 ‫آنچه گذشت... 00:01.040 --> 00:03.720 ‫اگه دخترت و اهدا کننده پیداشون نشه... 00:03.800 --> 00:04.880 ‫حتما میایم. 00:04.960 --> 00:06.560 ‫من یاسین‌ام، دوست فیبی. 00:06.640 --> 00:09.000 ‫- کاریت ندارم، باشه؟ ‫- می‌دونی اون کجاست؟ 00:09.080 --> 00:12.240 ‫دقیقا چرا پیشنهاد مودرسون رو از من مخفی کردی؟ 00:12.320 --> 00:14.560 ‫اون استراتژی کمپین ما رو تعیین می‌کنه؟ 00:14.640 --> 00:17.480 ‫اون به تنهایی 90 درصد حمایت ماست. 00:17.560 --> 00:20.000 ‫ما هیچی درباره اون نمی‌دونیم. 00:20.080 --> 00:23.360 ‫- یه بانک خون زیر گنبد هست. ‫- اونجا چیکار داشتی؟ 00:23.440 --> 00:25.680 ‫اداره تو اجازه داده بسازنش. 00:25.760 --> 00:26.800 ‫ساختش؟ آره. 00:26.880 --> 00:29.280 ‫ولی مسئولیت اتفاقاتی که اونجا میفته ‫با ما نیست. 00:29.360 --> 00:31.960 ‫من باید برم بیمارستان. ‫قراره کلیه‌ام رو به خواهرم بدم. 00:32.040 --> 00:34.240 ‫اگه جراحی رو انجام ندیم... 00:34.320 --> 00:35.960 ‫- نمی‌تونم بذارم بری. ‫- اون می‌میره. 00:36.040 --> 00:37.880 ‫گنبد رسما کِی باز شد؟ 00:37.960 --> 00:39.120 ‫6 ماه پیش. 00:39.200 --> 00:40.960 ‫اونا طی 6 ماه گذشته ‫ناپدید شده بودن. 00:41.040 --> 00:43.240 ‫فکر می‌کنی اونا به بانک خون ربط دارن؟ 00:43.320 --> 00:44.600 ‫من توانایی پیروز شدن رو دارم. 00:44.680 --> 00:47.040 ‫تو قانونی‌سازی تجارت خون رو ‫به اجرا در میاری. 00:47.120 --> 00:48.880 ‫- داری تهدیدم می‌کنی؟ ‫- آره. 00:50.440 --> 00:51.520 ‫تو چی هستی؟ 00:51.600 --> 00:54.640 ‫کسی نیستم که بتونی راحت باهاش قطع رابطه کنی. 00:55.400 --> 00:58.200 ‫من ممکنه ایده‌ای داشته باشم که ‫چطور بتونی خواهرت رو نجات بدی. 00:58.280 --> 00:59.680 ‫ولی خوشت نمیاد. 01:01.360 --> 01:06.360 ‫«ترجمه از تورج پاکاری» 01:09.400 --> 01:11.920 ‫[برای تغییر] ‫[حزب خیزش برلین!] 01:42.080 --> 01:43.080 ‫فشنگ داری؟ 02:00.680 --> 02:02.800 ‫- پول نقد خوبه؟ ‫- ردیفه، رفیق. 02:04.560 --> 02:06.360 ‫خرابکاری نکن، باشه؟ 02:10.360 --> 02:11.600 ‫آره، سعی‌ام رو می‌کنم. 02:13.000 --> 02:14.440 ‫[حزب خیزش برلین!] ‫[باید دست به کار بشیم] 02:48.280 --> 02:50.120 ‫بئا هافمن، تویی؟ 02:51.200 --> 02:52.440 ‫- آره. ‫- عالیه. 02:52.520 --> 02:54.440 ‫این روزها، آدم یه روزه کارشناس میشه. 02:54.520 --> 02:55.520 ‫بنجامین فیتز جیمز هستم. 02:57.640 --> 02:58.640 ‫آره. اینجا بشین. 03:05.200 --> 03:06.480 ‫- اینو برات می‌برم. ‫- صبر کن... 03:14.040 --> 03:15.480 ‫یه لحظه وقت داری؟ 03:15.960 --> 03:18.160 ‫این تنها عکسیه که از خواهرت داریم. 03:18.240 --> 03:19.840 ‫می‌خوایم برشش بدیم، خب؟ 03:19.920 --> 03:20.680 ‫- مشکلی نداره؟ ‫- نه. 03:20.680 --> 03:21.480 ‫باشه، مرسی. 03:22.120 --> 03:23.120 ‫همه آماده‌ان؟ 03:29.040 --> 03:30.040 ‫سلام، بیا. 03:32.040 --> 03:33.920 ‫دنبال شغلی در عرصه سیاست هستی؟ 03:34.000 --> 03:36.240 ‫نه. ‫راستش، من فقط به خاطر خواهرم اومدم. 03:36.320 --> 03:37.600 ‫مامانت بهم گفت. 03:38.120 --> 03:40.040 ‫امیدوارم این کمک کنه که پیداش کنی. 03:40.320 --> 03:41.760 ‫- هوم؟ ‫- ممنون. 03:42.360 --> 03:43.720 ‫- لطفا اینجا بشینین. ‫- متشکر. 03:43.800 --> 03:45.800 ‫آقای فیتز جیمز، ‫می‌خواین یه اصلاح مختصر انجام بدم؟ 03:45.880 --> 03:47.080 ‫- نه. ممنون. ‫- خیلی‌خب. 03:50.200 --> 03:52.640 ‫بعد از پادکست یه صحبت کوتاه ‫با فیتز جیمز بکن. 03:52.720 --> 03:55.600 ‫- امکانش هست که ازمون حمایت کنه. ‫- پدرت چی؟ 03:55.680 --> 03:58.240 ‫آره، درسته. واقعا به موقع‌ست. ‫اونم بعد از شعار "نابود کردن نخبگان". 03:59.600 --> 04:01.000 ‫خیلی خوشش اومده بود. 04:11.080 --> 04:13.280 ‫رأی‌دهنده‌ها پشت توئن. ‫هوم؟ 04:13.360 --> 04:15.640 ‫- اگه کسی باید این وسط استرس داشته باشه، اونه. ‫- آقای لاوال؟ 04:16.560 --> 04:17.560 ‫- دنبالم بیاین، جناب. ‫- حتما. 04:17.640 --> 04:19.040 ‫- اولیور. ‫- بله؟ 04:19.760 --> 04:21.880 ‫اون حتما درباره شعار ازت سوال می‌پرسه. 04:21.960 --> 04:23.880 ‫طوری که با استلا صحبت کرده بودیم ‫جواب بده. 04:24.380 --> 04:27.380 زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in 05:12.520 --> 05:13.920 ‫اینا چیه؟ 05:39.960 --> 05:42.600 ‫[تولدت مبارک، برادر عزیزم] 05:51.840 --> 05:53.080 ‫لعنتی. 05:58.800 --> 06:00.320 ‫خبرچین برادر فریده. 06:04.280 --> 06:05.280 ‫حالا چیکار کنیم؟ 06:06.960 --> 06:09.200 ‫به پیت می‌گیم که یاسین آدم‌فروشه. 06:40.360 --> 06:42.360 ‫چه حسی داره که بدونی نمی‌تونی بمیری؟ 06:53.040 --> 06:54.040 ‫احساس تنهایی بهت دست میده. 07:07.160 --> 07:09.920 ‫بزرگترین ترس من اینه که ‫نتونم چیزی رو حس کنم. 07:12.800 --> 07:14.440 ‫که یادم بره انسان بودن چطوریه. 07:24.760 --> 07:25.840 ‫همه ما اینطوری نیستیم. 07:28.960 --> 07:29.960 ‫سخت هست... 07:32.000 --> 07:34.200 ‫ولی میشه به میل شدید به خون غلبه کرد. 07:41.400 --> 07:43.800 ‫دقیقا همونطور که میشه به اعتیاد غلبه کرد. 07:52.560 --> 07:55.280 ‫ولی ترس از اینکه هوس خون ‫در نهایت بهت غلبه می‌کنه... 07:55.360 --> 07:56.360 ‫هیچوقت از ذهنت بیرون نمیره. 08:19.600 --> 08:22.200 ‫سلام به همگی و خوش اومدین، ‫خوشحالم که بیننده ما هستین. 08:22.280 --> 08:24.880 ‫امروز میزبان مهمانانی واقعا سرشناس هستیم 08:24.960 --> 08:28.800 ‫تا درباره موضوعی پیچیده گفتگو کنیم ‫که دغدغه تک‌تک ماست. 08:28.880 --> 08:31.200 ‫"برلین چقدر خطرناک هست"؟ 08:33.640 --> 08:36.120 ‫و حالا لطفا با من همراه بشین ‫تا به نخست وزیر هیلدا کلاین 08:36.200 --> 08:38.480 ‫از بی‌دی‌پی خوش آمد بگیم. 08:38.560 --> 08:40.200 ‫خوشحالم که امروز همراه ما هستین. 08:40.280 --> 08:41.800 ‫- سلام. ‫- و همچنین... 08:41.880 --> 08:44.120 ‫اولیور لاوال از حزب خیزش برلین هم همراه ما هستن. 08:44.200 --> 08:47.960 ‫کسی که به طور گسترده ‫دومین نامزد قدرتمند پارلمان شناخته میشه 08:48.040 --> 08:51.000 ‫و نظرسنجی‌ها نشون میدن که ایشون ‫بزرگ‌ترین رقیب هیلدا کلاین هست. 08:51.080 --> 08:53.760 ‫- از دیدنت خوشحالم، اولیور. ‫- سلام. 08:53.840 --> 08:56.280 ‫و به مهمان برجسته‌مون، 08:56.360 --> 09:00.520 ‫کارشناس سرشناس حوزه امنیت، بنجامین فیتز جیمز ‫هم خوش‌آمد می‌گم... 09:00.600 --> 09:02.720 ‫ایشون مدیرعامل و یکی از بنیان‌گذاران 09:02.800 --> 09:06.800 ‫یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های امنیتی خصوصی ‫در منطقه هستن. 09:06.880 --> 09:09.960 ‫نیروهای امنیتی برلین. ‫خوش اومدین، آقای فیتز جیمز. 09:10.680 --> 09:14.880 ‫و در آخر، به نمایندگی از صدای جوانان برلین، 09:14.960 --> 09:19.880 ‫روزنامه‌نگار و البته، ‫فعال اجتماعیِ در حال شکوفایی، 09:19.960 --> 09:23.640 ‫بئا هافمن همراه ما هستن، ‫کسی که اخیرا با یک اقدام تبلیغاتی بسیار بحث‌برانگیز 09:23.720 --> 09:27.200 ‫توجه سیاستمداران شهرمون رو ‫به بی‌عدالتی‌های گوناگون 09:27.280 --> 09:30.480 ‫در تجارت غیرقانونی خون در برلین جلب کرد. 09:30.560 --> 09:32.440 ‫خوش اومدین. ‫خوشحالم که در کنار همه‌ شما هستم. 09:32.520 --> 09:34.880 ‫چطوره با شما شروع کنیم، خانم هافمن. 09:34.960 --> 09:38.720 ‫مادرتون به خاطر اینکه با کیسه خون بهشون حمله کردین ‫شما رو بخشیده یا... 09:38.800 --> 09:40.800 ‫هنوز شرایط خونه کمی متشنج هست؟ 09:42.360 --> 09:47.040 ‫من اومدم اینجا تا درباره مشکلات امنیتی‌ای که ‫در برلین باهاش روبره هستیم صحبت کنم. 09:48.040 --> 09:49.680 ‫مثلا گزارشات افراد مفقود شده. 09:49.760 --> 09:53.600 ‫طی شش ماه گذشته ‫بیش از 230 پرونده حل نشده وجود داره. 09:53.680 --> 09:55.160 ‫و خواهرم هم یکی از اوناست. 09:55.240 --> 09:56.560 ‫اسمش فیبی کایاست، 09:56.640 --> 09:59.560 ‫و اگه کسی دیدتش، لطفا اطلاع بده. 10:00.560 --> 10:03.160 ‫خیلی از این پرونده‌ها ‫افرادی هستن که برخلاف ما، 10:03.240 --> 10:05.200 ‫مسکن یا درآمد ثابت ندارن، 10:05.280 --> 10:07.040 ‫اونا جون می‌کَنن تا توی خیابون‌ها ‫زندگیشون رو بگذرونن. 10:07.120 --> 10:08.800 ‫- خیلی‌هاشون شدیدا فقیرن. ‫- آره. 10:08.880 --> 10:11.560 ‫اگه اجازه هست، ‫می‌خوام یه لحظه حرفتون رو قطع کنم 10:11.640 --> 10:13.080 ‫و با بیننده‌هامون صحبت کنم. 10:13.160 --> 10:15.560 ‫ما عکس افراد گم شده‌ای که 10:15.640 --> 10:16.920 ‫بهمون اطلاع داده شده ‫رو توی وبسایت‌مون منتشر کردیم، 10:17.000 --> 10:19.400 ‫تا در جستجوی اونا ‫به نیروی انتظامی کمک کنیم. 10:19.480 --> 10:22.760 ‫اگه کسی از شما ‫اطلاعاتی از قربانی‌ها داره، 10:22.840 --> 10:26.280 ‫لطفا با واحد افراد گم شده‌ی پلیس برلین تماس بگیره. 10:26.360 --> 10:29.200 ‫اطلاعات تماس رو هم ‫می‌تونین در وبسایت‌مون پیدا کنین. 10:29.720 --> 10:30.960 ‫ادامه بدین. 10:31.440 --> 10:33.960 ‫ما اینجا داریم راجع‌به افرادی صحبت می‌کنیم... 10:34.040 --> 10:36.040 ‫که در حاشیه جامعه ما زندگی می‌کنن. 10:36.120 --> 10:37.200 ‫انگار هیچکس اهمیت نمیده. 10:37.280 --> 10:40.240 ‫نه سیاستمدارها، نه رسانه‌ها ‫و نه پلیس. 10:40.320 --> 10:44.080 ‫آره. خانم هافمن، ‫از مقدمهٔ سنجیده 10:44.160 --> 10:47.000 ‫و جذاب شما درباره موضوع امروز ‫بسیار سپاسگزارم 10:47.760 --> 10:51.200 ‫شما بارها گفتین که امنیت شهروندان برلین 10:51.280 --> 10:53.640 ‫در صدر دستور کار سیاسی شما قرار داره. 10:53.720 --> 10:56.320 ‫شما در جواب به خانم هافمن ‫چه حرفی دارین؟ 10:56.400 --> 10:58.960 ‫شما موافقین یا صرفا تمرکزتون ‫روی اقدام کردن... 10:59.040 --> 11:01.320 ‫علیه افراد به اصطلاح نخبه هست، آقای لاوال؟ 11:07.880 --> 11:09.200 ‫- حرفی ندارین؟ ‫- چی؟ 11:09.280 --> 11:10.520 ‫- نه... ‫- سیاستمدارها، 11:10.600 --> 11:12.600 ‫رسانه‌ها و پلیس ‫با جدیت... 11:12.680 --> 11:14.920 ‫به ناپدیدی شهروندان برلین ‫رسیدگی می‌کنن. 11:15.000 --> 11:17.400 ‫ما در حال تشکیل یه کمیسیون ویژه هستیم... 11:17.480 --> 11:19.400 ‫اوه، واقعا؟ ‫امروز صبح تصمیم گرفتین؟ 11:19.480 --> 11:21.520 ‫فکر نکنم این مشکل جدیدی باشه، غیر از اینه؟ 11:22.280 --> 11:24.760 ‫هیچ کاری ساده‌تر از متهم کردن دیگری نیست. 11:24.840 --> 11:29.160 ‫خودت هم مثل من می‌دونی که ‫این تنها مشکلی نیست که برلین باهاش مواجهه. 11:29.240 --> 11:32.520 ‫اما اساسا، با خانم هافمن موافقم ‫که عدالت اجتماعی 11:32.600 --> 11:35.280 ‫- تنها راه مبارزه با جرم و جنایت هست، بنابراین... ‫- مزخرفه. 11:35.360 --> 11:36.960 ‫- ببخشید؟ ‫- مزخرفه. 11:37.040 --> 11:39.920 ‫آقای لاوال، شما فرصت صحبت کردن رو داشتین. 11:40.000 --> 11:42.760 ‫ببینین، مشکل اینه که تو اجازه دادی ‫جرم و جنایت رشد کنه، 11:42.840 --> 11:45.760 ‫به لطف دولت تو، خانم کلاین ‫جرم و جنایت شهر رو اسیر کرده. 11:46.280 --> 11:47.960 ‫داره مثل سرطان پخش میشه. 11:48.200 --> 11:52.280 ‫من اقرار می‌کنم که اصلا 11:52.360 --> 11:54.960 ‫از سیاست‌های نامنظمی که شما در پیش می‌گیرین ‫خوشم نمیاد، آقای لاوال 11:55.040 --> 11:56.880 ‫ولی در خصوص یه مسئله باهاتون موافقم. 11:56.960 --> 11:59.800 ‫نیروی پلیس ‫نه پرسنل و نه منابعش رو داره 11:59.880 --> 12:02.920 ‫که به نگرانی‌های امنیتی برلین رسیدگی کنه، ‫به هیچ‌وجه نمی‌تونه. 12:03.000 --> 12:05.280 ‫- اصلا نمی‌تونه. ‫- به خاطر همین هم نیروهای امنیتی برلین... 12:05.360 --> 12:08.720 ‫سعی کرد راه‌حلی رو بهتون ارائه بده، خانم کلاین ‫ولی ما رو نادیده گرفتین. 12:08.800 --> 12:12.800 ‫ایده ما این بود که بخش امنیتی رو به‌طور همه‌جانبه ‫به روی خصوصی‌سازی باز کنیم 12:12.880 --> 12:14.800 ‫و در ادامه، حرفه‌ای‌ترش کنیم. 12:14.880 --> 12:18.320 ‫این به همه شهروندان ‫امنیتی که خواهانش هستن رو می‌داد. 12:18.400 --> 12:20.480 ‫- به شرطی که پول داشته باشن. ‫- اوهوم. 12:20.560 --> 12:23.840 ‫امنیت بر اساس طبقه اجتماعی؟ ‫این به نظر پایان دموکراسی میاد. 12:23.920 --> 12:25.960 ‫من باهات موافقم. قطعا. ‫درسته. 12:26.040 --> 12:28.280 ‫ولی متاسفانه بهتر از نبود هیچ امنیتی هست. 12:28.360 --> 12:31.240 ‫این برعکس حرفیه که در کمپین قبلیت زدی. 12:31.320 --> 12:32.720 ‫مگه تو علیه نخبگان نیستی؟ 12:32.800 --> 12:34.040 ‫- ببخشید، آقای لاوال... ‫- آره. 12:34.120 --> 12:37.320 ‫ولی مشخصه که سیاست‌های شما ‫متناقض هست. 12:37.400 --> 12:40.800 ‫یعنی، کل این وسواس تو با "نخبگان". ‫مسخره‌ست. 12:40.880 --> 12:44.120 ‫چون خودت با یکی از ثروتمندترین خانواده‌های برلین وصلت کردی. 12:44.200 --> 12:46.200 ‫وقتی من شعار "نابود کردن نخبگان" میدم، 12:46.920 --> 12:49.840 ‫منظورم آدم‌هایی مثل تو و دوست‌هاته. 12:49.920 --> 12:53.440 ‫تو در جلسات گروه‌های ارزیابیت ‫و نشست‌های توجیهی بی‌پایان دولتیت می‌شینی 12:53.520 --> 12:58.200 ‫و بر اساس آمار و ارقام ‫در خصوص زندگی مردم تصمیمات فراگیر می‌گیری. 12:58.280 --> 13:01.240 ‫ولی قضیه اینه، خانم کلاین ‫من خیابان‌ها رو می‌شناسم. 13:01.320 --> 13:03.840 ‫شهرمون رو می‌شناسم، ‫مردم‌مون رو می‌شناسم و می‌دونم نیازهاشون چیه. 13:03.920 --> 13:06.120 ‫برخلاف تو، می‌دونم اون بیرون چه خبره. 13:06.200 --> 13:09.440 ‫و مجبورم تماشا کنم که برلین، ‫برلین من داره به فنا میره. 13:09.520 --> 13:11.720 ‫اوهوم. ‫خانم هافن، بیاین نظر شما رو بشنویم. 13:11.800 --> 13:16.320 ‫به نظرتون آقای لاوال ‫به نکته خوبی اشاره نمی‌کنه؟ 13:17.080 --> 13:20.120 ‫ببخشید، اصلا چرا باید نظر خانم هافمن رو بپرسیم؟ 13:20.200 --> 13:22.480 ‫چون یه کیسه خون ‫سمت مادرش پرت کرد؟ 13:22.560 --> 13:24.040 ‫این روزها فقط با همین کار ‫آدم کارشناس میشه؟ 13:24.120 --> 13:27.160 ‫من علاقه‌مندم که حرف خانم هافمن رو بشنوم. 13:27.240 --> 13:28.600 ‫- بفرمایین. ‫- چطوره محض تنوع... 13:28.680 --> 13:30.120 ‫روی افراد گم شده تمرکز کنیم؟ 13:30.200 --> 13:33.360 ‫مدارک زیادی وجود داره که ‫نشون میده ناپدیدی‌ها... 13:33.440 --> 13:37.240 ‫به تجارت غیرقانونی خون ربط داره، ‫ولی هیچکس حاضر نیست درباره‌اش صحبت کنه. 13:37.320 --> 13:39.480 ‫- هیچ کاری انجام نمی‌گیره. ‫- این کاملا حقیقت نداره. 13:39.560 --> 13:42.800 ‫درحال حاضر یه لایحه جدید ‫برای اصلاحات پلیس در دستور کار هست... 13:42.880 --> 13:44.640 ‫دوباره اصلاح. ‫بازم اصلاحات بی‌فایده. 13:44.720 --> 13:46.120 ‫- این... ‫- می‌بینین؟ 13:46.200 --> 13:48.040 ‫اونا به جای اینکه یه کار مفید انجام بدن 13:48.120 --> 13:50.320 ‫پشت فرایند دموکراتیک قایم می‌شن. 13:50.400 --> 13:52.560 ‫- آقای لاوال، این خبر مهمیه. ‫- من که... 13:52.640 --> 13:54.840 ‫- هنوز حرفم تموم نشده. ‫- همین الانش هم... 13:56.160 --> 13:57.880 ‫ببینین، من الان و همینجا بهتون قول میدم... 13:58.880 --> 14:02.480 ‫که اگه من انتخاب بشم، ‫دیگه خبری از روند اداری بیش از حد نیست. 14:02.560 --> 14:04.880 ‫دیگه خبری از گروه‌های ارزیابی ‫یا کمیسیون‌های ویژه نیست. هیچی. 14:05.480 --> 14:09.760 ‫یه کارگروه مبارزه با جرم و جنایت تشکیل میشه ‫که به‌ طور هدفمند 14:09.840 --> 14:12.200 ‫به گروه‌های متخاصم این شهر نفوذ کرده ‫و اونا رو ریشه‌کن می‌کنن. 14:12.280 --> 14:15.200 ‫اموال‌شون رو مصادره می‌کنن ‫و بعد اعضای خانواده‌شون رو دیپورت می‌کنن، 14:15.280 --> 14:18.520 ‫تا دیگه کلا وجودشون از اینجا پاک بشه. 14:19.360 --> 14:21.560 ‫در جواب به نگرانی شما، خانم هافمن. 14:22.520 --> 14:24.200 ‫ما... 14:27.000 --> 14:29.440 ‫مطمئن می‌شیم که تجارت خون... 14:30.800 --> 14:31.800 ‫قانونی بشه. 14:31.880 --> 14:33.080 ‫درسته. 14:33.160 --> 14:36.240 ‫تجارت خون رو قانونی می‌کنیم، ‫نه تنها برای اینکه درآمد پایه‌ای 14:36.320 --> 14:37.440 ‫به همه شهروندان برسه، 14:37.520 --> 14:40.160 ‫بلکه برای اینکه نفوذ زیان‌بار کلن باتویا ‫از بین بره. 14:40.240 --> 14:44.680 ‫بله، منظورم کلن باتویاست که ‫شهرمون رو توی مشتش گرفته. 14:44.760 --> 14:46.800 ‫من میگم وقتشه که چنگ‌شون خلاص بشیم. 14:48.600 --> 14:49.920 ‫اگه بتونیم به این برسیم، 14:50.000 --> 14:52.960 ‫شک دارم که دیگه کسی گم بشه، خانم هافمن. 14:54.280 --> 14:56.480 ‫باید با پاکسازی جانواران موذی‌ای شروع کنیم... 15:05.360 --> 15:07.920 ‫کنجکاوم بدونم که چه اتفاقی... 15:08.000 --> 15:09.880 ‫برای ذخایر خون غیرقانونی میفته. 15:09.960 --> 15:12.600 ‫قراره کجا برن؟ ‫فکر نکنم به بیمارستان‌ها برسن. 15:12.680 --> 15:15.560 ‫تا جایی که من می‌دونم، ‫هنوزم کمبود خون شدید وجود داره. 15:15.640 --> 15:18.920 ‫البته که می‌تونین از کارشناس جدیدمون ‫خانم هافمن بپرسین. 15:19.000 --> 15:20.360 ‫شاید ایشون بتونه بهمون بگه. 15:20.440 --> 15:22.800 ‫بعد از این مسئله ‫به اون سوال هم می‌رسیم. 15:22.880 --> 15:26.440 ‫الان یکی از تهیه کننده‌هامون ‫پیغامی بهم داد. 15:26.520 --> 15:28.880 ‫و خبر خیلی خوبی برای شماست، خانم هافمن. 15:29.600 --> 15:32.760 ‫چون ظاهرا خواهرتون ‫پادکست ما رو تماشا می‌کرده 15:32.840 --> 15:34.080 ‫و الان پشت خطه. 15:34.160 --> 15:36.000 ‫الان به استودیو وصلش می‌کنیم. 15:37.960 --> 15:40.200 ‫- خانم کایا؟ ‫- سلام، بئا. 15:40.800 --> 15:44.440 ‫شرمنده که خیلی در تماس نبودم، 15:44.520 --> 15:46.720 ‫ولی الان فهمیدم که دنبالم می‌گردی. 15:47.200 --> 15:52.360 ‫گمون کنم نیاز داشتم که قبل از جراحی ‫چند روزی رو تنها باشم. 15:53.040 --> 15:55.840 ‫اصلا نمی‌دونستم که فورا ‫یه کمپین رسانه‌ای راه می‌ندازی. 15:57.640 --> 16:00.840 ‫فقط فکر می‌کردم که همدیگه رو توی بیمارستان می‌بینیم، ‫می‌دونی؟ 16:01.600 --> 16:03.520 ‫درموردش صحبت کرده بودیم. 16:04.360 --> 16:05.600 ‫بله، خانم کایا. 16:05.680 --> 16:08.120 ‫خیلی ممنون که با خواهرتون ارتباط برقرار کردین. 16:08.200 --> 16:11.080 ‫و ممنون که با ما در استودیو تماس گرفتین. 16:11.160 --> 16:12.760 ‫قطعا خیلی برای بئا ارزشمنده. 16:13.320 --> 16:14.600 ‫خانم و آقایون، 16:15.360 --> 16:17.480 ‫همین لحظاته که بهم یادآوری می‌کنه 16:17.560 --> 16:19.600 ‫که ما با برنامه‌مون ‫می‌تونیم چه تفاوت‌هایی ایجاد کنیم. 16:19.680 --> 16:21.720 ‫من افتخار می‌کنم که شبکه‌ی ما 16:21.800 --> 16:23.600 ‫می‌تونه در این ایجاد ارتباطات کمک کنه. 16:23.680 --> 16:25.280 ‫و تازه دفعه اول هم نیست. 16:25.360 --> 16:27.600 ‫هفته پیش، شما کار فوق‌العاده‌ای ‫در برنامه‌مون انجام دادین. 16:27.680 --> 16:28.680 ‫[زنو گناردی] 16:28.760 --> 16:29.760 ‫ما تونستیم... 16:33.040 --> 16:35.840 ‫همبستگی عظیم شما ‫اینو ممکن کرد... 16:35.920 --> 16:39.680 ‫که هانس هفت ساله بتونه جراحی قلب حیاتی‌ای ‫که نیاز داره رو به دست بیاره. 16:39.760 --> 16:42.080 ‫این هفته، هانس برای بار اول جراحی میشه... 16:53.720 --> 16:55.600 ‫این عالیه، خانم هافمن. 16:55.680 --> 16:58.480 ‫خیلی خوشحالم که مسئله خواهرتون حل شد. 16:58.560 --> 17:00.160 ‫تصور می‌کنم که الان... 17:00.760 --> 17:02.600 ‫خیلی خیالتون راحت شد، درسته؟ 17:04.120 --> 17:05.120 ‫نه؟ 17:09.800 --> 17:11.920 ‫هوم. باشه. ‫خیلی‌خب. 17:12.000 --> 17:15.640 ‫خب گوش کنین، ‫من نمی‌پرسم که اطلاعات بیشتری 17:15.720 --> 17:18.440 ‫راجع‌به درمانی که فیبی... 17:18.520 --> 17:21.640 ‫این مسئله راجع‌به خواهر من نیست، ‫صدها آدم گم شدن. 17:21.720 --> 17:22.920 ‫شاید اونا هم تماس بگیرن. 17:24.480 --> 17:27.120 ‫ببخشید، ولی خواهری که به طرز مرموزی ناپدید شده. 17:27.200 --> 17:30.000 ‫در بهترین موقع بهت زنگ می‌زنه. 17:30.080 --> 17:31.880 ‫خب، به نظر من اینطوری میاد. 17:32.880 --> 17:35.720 ‫تو یه کیسه خون ‫به سمت وزیر مسکن و شهرسازی پرت کردی، 17:35.800 --> 17:37.240 ‫که از قضا مادرت هم هست، 17:37.320 --> 17:40.000 ‫و حالا داری بهمون میگی که خواهرت ‫قربانی آدم‌ربایی هست. 17:40.080 --> 17:42.880 ‫چی شده؟ ‫توی خونه به قدر کافی بهت توجه نمیشه؟ 17:43.720 --> 17:46.720 ‫به نظر من، چیزی که ما امروز اینجا دیدیم ‫یه سوال ساده رو مطرح می‌کنه. 17:46.800 --> 17:49.880 ‫آیا وزیر مسکن و شهرسازی ‫از نظر سیاسی و در نقش مادری داره ناموفق عمل می‌کنه؟ 17:57.960 --> 18:00.480 ‫شما پرسیدین که چه اتفاقی ‫برای اون همه خون میفته. 18:00.560 --> 18:03.760 ‫در خارج از کشور فروخته نمیشه ‫و هنوزم اینجا در برلینـه. 18:03.840 --> 18:04.880 ‫خیلی هم زیاده. 18:07.360 --> 18:08.960 ‫بهم اعتماد کنین، خودم دیدمش. 18:09.040 --> 18:13.200 ‫زیر گنبد، هزاران لیتر در یه مرکز بزرگ ‫داره نگهداری میشه. 18:14.200 --> 18:16.600 ‫یعنی قصد دارین باور کنیم که... 18:16.680 --> 18:19.640 ‫در مکانی زیر گنبد ‫یه عالمه خون غیرقانونی 18:19.720 --> 18:22.400 ‫انبار شده و نیروهای امنیتی 18:22.480 --> 18:24.120 ‫- خبر ندارن؟ ‫- من واقعا دوست دارم بدونم... 18:24.200 --> 18:27.640 ‫که خانم هافمن و خواهرشون ‫منظورشون چه‌جور درمانی هست. 18:27.720 --> 18:29.800 ‫ما داریم راجع‌به چی حرف می‌زنیم؟ ‫بیخیال. 18:29.880 --> 18:31.920 ‫ممنون می‌شم که بتونیم 18:32.000 --> 18:34.840 ‫روی مسائل اساسی تمرکز کنیم. 18:34.920 --> 18:37.280 ‫به عنوان مثال، امنیت شهروندان برلین. 18:37.360 --> 18:40.040 ‫چون اگه درست متوجه حرفتون شده باشم، ‫آقای لاوال... 18:40.120 --> 18:41.960 ‫شما می‌خواین دموکراسی رو از بین ببرین 18:42.040 --> 18:43.640 ‫و برلین رو به یه حکومت نظامی تبدیل کنین. 18:43.720 --> 18:46.240 ‫بعد می‌گین که من دارم بحث رو ‫به حاشیه می‌کشونم؟ 18:46.320 --> 18:48.240 ‫خانم هافمن، برگردیم به شما. 18:48.320 --> 18:50.400 ‫درباره مدرکی که... 18:51.560 --> 18:53.400 ‫این مخزن خون داری برام بگو؟ ‫درست گفتم؟ 18:54.000 --> 18:55.000 ‫آخه... 18:55.080 --> 18:58.680 ‫کار سختی نبوده که یه عکس ‫از اون مرکز بزرگ بگیری 18:58.760 --> 19:01.960 ‫و بعد اینجا توی تلویزیون نشونش بدی ‫تا هزاران نفر ببینن. 19:02.680 --> 19:03.840 ‫به حرفم گوش بدین. ‫حقیقت داره. 19:03.920 --> 19:05.800 ‫برین خودتون ببینین ‫یا پلیس رو بفرستین. 19:06.280 --> 19:08.320 ‫خب، متاسفانه به نظر میاد که همیشه... 19:08.400 --> 19:09.800 ‫کارهای بهتری برای انجام دادن وجود داره، 19:09.880 --> 19:10.920 ‫پس حیف شد. 19:15.560 --> 19:18.520 ‫آره. خانم هافمن. 19:18.600 --> 19:21.520 ‫می‌بینم که این وضعیت ‫خیلی روتون تاثیر گذاشته... 19:21.600 --> 19:23.880 ‫می‌خوای چی بگم؟ ‫حقیقته خب. 19:24.360 --> 19:26.600 ‫آره، خب... 19:27.800 --> 19:29.160 ‫واقعیته. 19:29.600 --> 19:31.440 ‫- عه... ‫- اون...؟ 19:36.000 --> 19:39.120 ‫یه استراحت کوتاه می‌کنیم 19:39.200 --> 19:41.720 ‫قبل از اینکه گفتگویی رو ادامه بدیم 19:41.800 --> 19:45.120 ‫که گفتگویی افشاگرانه و احساسی از آب در اومد. 19:45.200 --> 19:46.200 ‫زود برمی‌گردیم. 20:00.000 --> 20:01.520 ‫به خاطر این کار ازم متنفر میشه. 20:03.520 --> 20:04.600 ‫راضی شدی؟ 20:04.680 --> 20:06.600 ‫کاری کردم که به قدر کافی ‫به نظر مسخره بیاد؟ 20:14.960 --> 20:16.400 ‫راننده دم در منتظره. 20:23.360 --> 20:24.360 ‫فیبی. 20:29.320 --> 20:30.320 ‫اینو با خودت ببر. 20:32.320 --> 20:33.560 ‫کد امنیتی توش هست. 20:34.120 --> 20:35.320 ‫هروقت خواستی بیا. 21:13.240 --> 21:16.760 ‫رزا، گوشیم کجاست؟ 21:20.680 --> 21:23.520 ‫رزا عزیزم، داشتی با گوشیم بازی می‌کردی. 21:23.600 --> 21:24.600 ‫لعنتی. 21:27.320 --> 21:30.400 ‫کوین، گوشیم کجاست؟ 21:30.480 --> 21:32.520 ‫نمی‌دونم. 21:41.160 --> 21:42.400 ‫لای اینه. 21:44.120 --> 21:45.160 ‫درش بیار. 21:50.040 --> 21:51.400 ‫فقط باید... 21:51.480 --> 21:52.640 ‫خودت درش بیار، مرد حسابی. 21:55.760 --> 21:57.360 ‫گندش بزنن. 22:01.200 --> 22:04.000 ‫حالم بهم خورد. 22:04.080 --> 22:05.880 ‫لعنتی. 22:06.520 --> 22:08.080 ‫[تماس از طرف "گ"] 22:08.160 --> 22:09.920 ‫- رئیس؟ ‫- چه عجب. 22:10.600 --> 22:11.760 ‫ببخشید. 22:11.840 --> 22:13.040 ‫اون یارو یه مشکله. ‫داره کسب و کارمون رو نابود می‌کنه. 22:14.360 --> 22:15.800 ‫باید یه کاریش بکنیم. 22:17.200 --> 22:19.080 ‫- آره. امروز. ‫- امروز؟ 22:19.160 --> 22:20.880 ‫من درگیری خودم رو دارم. 22:20.960 --> 22:22.720 ‫یکی از افرادم آدم‌فروشه. 22:24.720 --> 22:25.800 ‫مشکل من نیست. 22:26.280 --> 22:28.480 ‫مطمئن شو که لاوال ‫کاری که کرده رو هرگز فراموش نکنه. 22:28.560 --> 22:30.680 ‫وگرنه مشکل بزرگتر میشه. 22:30.760 --> 22:33.480 ‫- کسی نمی‌تونه بهمون حمله کنه و قسر در بره. ‫- نرو اون پایین. 22:33.800 --> 22:36.080 ‫- چی؟ ‫- ببخشید، پیش دخترمم. 22:36.160 --> 22:37.280 ‫ترتیبش رو بده. 22:37.780 --> 22:40.780 Z A R D F I L M تقدیم میکند 23:01.320 --> 23:04.560 ‫دکتر هونک به طبقه چهارم، ‫دکتر هونک به طبقه چهارم. 23:10.400 --> 23:11.400 ‫سلام. 23:12.960 --> 23:14.800 ‫نمی‌دونستم داری دنبالم می‌گردی. 23:14.880 --> 23:16.080 ‫من بهت پیام دادم. ‫پیغام گذاشتم. 23:16.080 --> 23:17.320 ‫یه میلیون بار بهت زنگ زدم. 23:17.400 --> 23:19.080 ‫چرا جواب ندادی؟ 23:19.160 --> 23:21.120 ‫درگیری فکری داشتم. 23:21.600 --> 23:24.200 ‫گوشیم خاموش بود. 23:25.200 --> 23:26.600 ‫به مدت دو روز؟ 23:27.080 --> 23:30.080 ‫بعد توی اون برنامه بهم زنگ زدی ‫و منو مسخره جلوه دادی؟ 23:32.400 --> 23:34.040 ‫- نباید اون کارو می‌کردم. ‫- بهت پول دادن؟ 23:34.120 --> 23:35.800 ‫- دلیلش اینه؟ ‫- نه. 23:36.520 --> 23:38.800 ‫وقتی گرفته بودنت یاسین فیلم گرفته بود، ‫خودم دیدم. 23:38.880 --> 23:40.600 ‫ببخشید. ‫جای پارک نبود. 23:42.240 --> 23:44.520 ‫- سلام، فیبی. ‫- چرا حقیقت رو نمیگی؟ 23:45.920 --> 23:48.200 ‫نمی‌خوام بمیری. ‫میشه اینو انجام بدیم بره؟ 23:54.880 --> 23:56.840 ‫- میشه بریم؟ ‫- تو بهش اینطوری گفتی؟ 24:01.640 --> 24:03.360 ‫بهش گفتی که قراره بمیرم؟ 24:06.640 --> 24:07.880 ‫اگه مدام حالت بدتر بشه، 24:07.960 --> 24:10.520 ‫برای زنده موندن نیاز به پیوند داری، بئا. 24:16.720 --> 24:18.840 ‫وگرنه اون ترک نمی‌کرد. 24:19.920 --> 24:21.160 ‫لعنت بهت. 24:22.400 --> 24:24.280 ‫من به خاطر اون هرکاری می‌کنم. 24:24.920 --> 24:27.760 ‫- دیدم تو چه‌جور شرایطی بودی. ‫- نمی‌تونم... 24:28.960 --> 24:29.960 ‫نمی‌تونم این کارو بکنم. 24:31.920 --> 24:33.240 ‫چی؟ 24:33.920 --> 24:35.120 ‫کلیه‌ات رو نمی‌خوام. 24:38.200 --> 24:41.080 ‫- خودت که شنیدی، می‌خواد انجامش بده. ‫- من نمی‌تونم. اینطوری نه. 24:41.160 --> 24:43.600 ‫بئا، اینقدر خودخواه نباش، خب؟ 24:44.120 --> 24:47.880 ‫هیچ می‌دونی که مجبور بودم چیکار کنم ‫تا این جراحی ممکن بشه؟ 24:47.960 --> 24:51.600 ‫می‌دونی چند نفر آدم حاضرن جای تو باشن؟ 24:54.240 --> 24:55.240 ‫بئا. 24:57.560 --> 24:58.560 ‫بئا! 25:03.160 --> 25:05.440 ‫- چیکار کنیم؟ ‫- من چه بدونم. 25:11.880 --> 25:13.400 ‫تو کجا بودی، فیبی؟ 25:15.640 --> 25:16.640 ‫مواد می‌زدی؟ 25:18.480 --> 25:19.720 ‫دیوونه شدی؟ 25:21.080 --> 25:23.160 ‫این واقعا برات اهمیت نداره، مگه نه؟ 25:23.240 --> 25:25.680 ‫اگه به خاطر تو نبود، ‫اون الان توی چنین وضعیتی نبود. 25:27.160 --> 25:28.800 ‫اگه بمیره تقصیر توئه. 25:32.680 --> 25:33.760 ‫من 14 سالم بود. 25:53.480 --> 25:58.040 نفس عمیق بکشید و ریه‌هاتون .رو از باد تازه تغییر پر کنید 25:58.120 --> 26:00.240 .خانه‌ای در هماهنگی با طبیعت بسازید 26:00.320 --> 26:01.400 ‫گنبد اقلیمی. 26:01.480 --> 26:02.960 .آینده‌تون رو شکل بدید 26:13.000 --> 26:14.000 ‫اون کجاست؟ 26:36.480 --> 26:38.000 ‫می‌خوام درمورد یوهان حرف بزنم. 26:40.040 --> 26:41.040 ‫آره؟ 26:42.760 --> 26:45.760 ‫اون داره اجازه میده که آقای لاوال ‫برای سازمان نفرت‌افکنی کنه. 26:47.080 --> 26:48.800 ‫داره بهم فشار میاره تا خون بیشتری تأمین کنم. 26:51.480 --> 26:52.480 ‫حق با توئه. 26:53.760 --> 26:55.160 ‫نمی‌تونیم اینطوری ادامه بدیم. 27:14.840 --> 27:17.520 ‫شاید بد نباشه که پیشنهاد اخیر یوهان رو بشنوی. 27:20.160 --> 27:21.360 ‫چه‌جور پیشنهادی؟ 27:22.440 --> 27:23.440 ‫بگو چیه. 27:23.520 --> 27:26.440 ‫خب، خودت می‌فهمی که ‫برای آینده کسب و کار 27:26.520 --> 27:29.400 ‫باید راه دیگه‌ای برای تأمین خون پیدا کنیم. 27:31.440 --> 27:33.240 ‫و پیشنهاد شما چیه؟ 27:33.320 --> 27:35.400 ‫پیشنهادی که آسیب‌پذیر نباشیم. 27:36.560 --> 27:38.240 ‫می‌خوایم تجارت خون رو قانونی کنیم. 27:39.080 --> 27:41.160 ‫اولیور لاوال اینو قطعی می‌کنه. 27:46.080 --> 27:47.080 ‫واقعا اینو می‌خوایم؟ 27:49.120 --> 27:52.080 ‫و حمله یوهان به سازمان من؟ ‫اینم بخشی از نقشه‌ست؟ 27:53.720 --> 27:54.920 ‫نه، البته که نه. 27:55.720 --> 27:57.160 ‫اون صرفا یه اشتباه بود. 27:59.640 --> 28:00.800 ‫زنو. 28:02.880 --> 28:05.520 ‫می‌خوام این کارو با همدیگه انجام بدیم. 28:09.240 --> 28:11.200 ‫من و یوهان بعدا میایم پیشت. 28:11.280 --> 28:12.640 ‫اونوقت می‌تونیم راجع‌به همه‌چیز صحبت کنیم. 28:21.720 --> 28:23.040 ‫اگه تصمیمت رو گرفتی باشه. 28:38.320 --> 28:39.320 ‫داره یاد می‌گیره. 28:41.920 --> 28:43.240 ‫با خودم می‌برمش. 28:48.440 --> 28:49.440 ‫یه دقیقه دیگه. 28:52.360 --> 28:53.360 ‫بیا اینجا. 29:25.960 --> 29:26.960 ‫بیا تو. 29:33.040 --> 29:34.360 ‫من... 29:38.080 --> 29:39.080 ‫می‌خوام گازم بگیری. 29:40.000 --> 29:41.440 ‫ببخشید؟ 29:47.960 --> 29:50.600 ‫بیخیال، چرا نه؟ ‫فقط افراد ویژه رو قبول می‌کنی یا همچین چیزی؟ 29:51.880 --> 29:53.720 ‫دیگه گنبد جا نداره؟ 29:56.000 --> 29:57.000 ‫خب، فقط انجامش بده. 29:58.480 --> 29:59.480 ‫زود باش. 30:00.000 --> 30:02.160 ‫بهتر از خون مونده توی بطری‌هاست. 30:05.080 --> 30:06.080 ‫بیا. زود باش. 30:10.200 --> 30:12.000 ‫زندگی زیادی باارزشه، فیبی. 30:17.040 --> 30:18.560 ‫هیچیش هم باارزش نیست. 30:23.360 --> 30:24.640 ‫نمی‌تونم تحمل کنم. 30:24.720 --> 30:26.240 ‫مشکل احساساته. ‫طاقت ندارم. 30:26.320 --> 30:28.000 ‫دیگه نمی‌خوام احساس داشته باشم. 30:34.200 --> 30:35.200 ‫اون ازم متنفره. 30:37.120 --> 30:38.480 ‫کاملا احساس پوچی می‌کنم. 30:50.040 --> 30:51.160 ‫تقصیر توئه، یوهان. 30:53.280 --> 30:54.880 ‫تو و برنامه‌ی گندت. 31:05.000 --> 31:07.640 ‫فیبی، بس کن. 31:07.720 --> 31:09.280 ‫بس کن. 31:10.800 --> 31:13.000 ‫بس کن. بس کن. 31:13.680 --> 31:15.160 ‫فیبی، بس کن. 31:15.240 --> 31:16.240 ‫بس کن. 31:16.740 --> 31:19.740 زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in 32:11.520 --> 32:13.840 ‫ببین کی بالاخره پیداش شده. 32:18.280 --> 32:20.920 ‫هی، این یکی از خانه سالمندانه. 32:23.880 --> 32:25.560 ‫باید یه تحویل دیگه انجام بدی. 32:26.120 --> 32:28.040 ‫- شرمنده، باید برم جایی... ‫- نه، نمیری. 32:28.120 --> 32:30.160 ‫- باید بری گنبد. ‫- زود باش. 32:30.960 --> 32:32.560 ‫یه سفارش برای گنبد داریم. 32:33.080 --> 32:34.600 ‫چرا اونطوری نگاهم می‌کنی، ها؟ 32:44.680 --> 32:46.120 ‫واسه یه دوسته. 32:56.760 --> 32:58.160 ‫تو روبراهی؟ 32:59.040 --> 33:00.760 ‫آره. تو چی؟ 33:00.840 --> 33:02.000 ‫آره، یکم استرس دارم. 33:03.000 --> 33:04.440 ‫این هفته دخترم پیش منه. 33:05.160 --> 33:07.160 ‫- سلام، یاسین. ‫- سلام. 33:10.200 --> 33:12.120 ‫برسونش در آپارتمان ای28. 33:12.560 --> 33:13.920 ‫با پذیرش هماهنگ کن. 33:16.000 --> 33:19.600 ‫و اگه مشتری‌مون اونجا نبود، ‫کیک رو بذار توی یخچال. فهمیدی؟ 33:19.760 --> 33:21.640 ‫- اوهوم. ‫- اینو هم ببر. 33:21.720 --> 33:22.800 ‫[قنادی توخولسکی] 33:22.880 --> 33:24.480 ‫می‌ذارن با اسلحه برم داخل؟ 33:24.560 --> 33:27.800 ‫معلومه که نه. ‫از ورودی امنیتی الف برو 33:27.880 --> 33:30.200 ‫پیش اونی که موهای قهوه‌ای و ریش داره. ‫باهاش هماهنگ شده. 33:30.280 --> 33:31.640 ‫- باشه. ‫- گوشیت رو بده من. 33:31.720 --> 33:33.400 ‫- فهمیدی؟ ‫- آره. 33:33.480 --> 33:34.840 ‫موهای قهوه و ریش داره. 33:36.640 --> 33:39.040 ‫ترسیدی؟ ‫پلشت. 33:44.320 --> 33:45.320 ‫- ممنون. ‫- خواهش. 34:12.720 --> 34:14.920 ‫- سلام. ‫- هی، سلام. 34:15.000 --> 34:17.680 ‫هنوزم شماره‌های بانک خون رو داری؟ 34:17.760 --> 34:19.920 ‫- همونایی که نشونم دادی؟ ‫- چرا؟ 34:20.000 --> 34:21.680 ‫من دارم میرم گنبد. 34:21.760 --> 34:24.560 ‫یه سفارش برای آپارتمان ای28 دارم. 34:25.160 --> 34:27.920 ‫اگه شماره‌های بانک خون ‫شماره آپارتمان باشن چی؟ 34:28.680 --> 34:30.360 ‫الان دارم میرم اونجا. ‫تو هم میای؟ 34:33.400 --> 34:36.040 ‫- بئا؟ ‫- باشه، اونجا منتظر بمون. دارم میام. 34:36.120 --> 34:38.920 ‫20 دقیقه دیگه اینا می‌رسم. 34:52.080 --> 34:53.880 ‫نباید جداشون می‌کردیم. 34:54.640 --> 34:57.080 ‫فیبی دقیقا می‌دونست که ‫داره خودش رو درگیر چی می‌کنه. 34:57.160 --> 34:58.720 ‫کارل، اون 14 سالش بود. 34:59.840 --> 35:01.640 ‫اون موقع هم به یکی نیاز داشت. 35:06.440 --> 35:08.480 ‫ولی رابطه من و فیبی به جایی نمی‌رسید. 35:09.080 --> 35:10.640 ‫- خودخواهانه بود. ‫- نه. 35:10.720 --> 35:11.760 ‫چرا، بود. 35:13.120 --> 35:14.800 ‫اگه یکی اون کارو با ما می‌کرد چی؟ 35:16.280 --> 35:17.960 ‫هی، نمی‌تونی شرایط ما رو باهم مقایسه کنی. 35:18.040 --> 35:19.080 ‫- چرا، می‌تونم. ‫- نه. 35:22.680 --> 35:24.960 ‫ببین، من پول ندارم. ‫نمی‌تونم هزینه اینو بدم، کارل. 35:26.960 --> 35:28.680 ‫فقط هم تا امشب مهلت داریم ‫و بعدش... 35:30.760 --> 35:32.760 ‫عمل باید انجام بشه. 35:32.840 --> 35:34.040 ‫باید پیداش کنی. 35:34.680 --> 35:36.520 ‫وضعیتش قراره خیلی بدتر بشه. 35:37.560 --> 35:39.120 ‫نمی‌تونی گوشیش رو ردیابی کنی ‫یا...؟ 35:40.480 --> 35:42.080 ‫می‌دونی که نمی‌تونم این کارو کنم. 35:44.200 --> 35:46.480 ‫اون اصلا نباید توی اون برنامه ‫حضور پیدا می‌کرد. 35:49.040 --> 35:51.880 ‫چیزی که توی تلویزیون گفت. ‫حقیقت هم داشت؟ 35:52.560 --> 35:54.000 ‫حقیقت؟ ‫منظورت چیه؟ 35:54.080 --> 35:56.440 ‫چیزی که درباره بانک خون زیر گنبد گفت. 35:56.520 --> 35:57.520 ‫تو چیزی می‌دونی؟ 36:00.200 --> 36:01.840 ‫همش خرافاته. 36:09.120 --> 36:12.320 ‫باشه، ببینم چه کاری ازم برمیاد ‫و بهت خبر میدم، خب؟ 36:14.920 --> 36:16.600 ‫- کارل؟ ‫- بله؟ 36:29.280 --> 36:30.280 ‫من همینجا منتظر می‌مونم. 36:31.200 --> 36:32.200 ‫باشه. 36:32.960 --> 36:34.200 ‫اگه خبری شد بهم زنگ بزن. 36:54.360 --> 36:56.240 .به پروژه گنبد خوش آمدید 36:56.320 --> 36:59.520 ،لطفا قبل از ورود .به بخش بازرسی امنیتی مراجعه کنید 37:06.080 --> 37:08.400 ‫- سلام، یاسین. ‫- سلام. 37:10.480 --> 37:11.800 ‫هوم. 37:14.080 --> 37:15.080 ‫حالت خوبه؟ 37:16.400 --> 37:17.600 ‫آره. 37:17.680 --> 37:20.560 ‫- توش خون‌ـه؟ ‫- نه، یه کیک و اسلحه‌ست. 37:21.160 --> 37:22.200 ‫اسلحه؟ 37:22.280 --> 37:25.200 ‫بهم گفتن که یه نگهبان ‫با موهای قهوه‌ای و ریش اینجا هست. 37:25.280 --> 37:28.080 ‫- اون می‌ذاره رد بشیم. .‫- به پروژه گنبد خوش آمدید 37:28.160 --> 37:30.480 ،لطفا قبل از ورود .به بخش بازرسی امنیتی مراجعه کنید 37:30.560 --> 37:32.200 ‫- سلام. ‫- کد سفارش. 37:41.520 --> 37:42.520 ‫اون یکی چی؟ 37:43.120 --> 37:44.200 ‫اونم موهاش قهوه‌ایه. 37:47.240 --> 37:48.360 ‫لطفا کیسه‌ات رو بذار اینجا. 37:51.600 --> 37:52.640 ‫اونم ریش داره. 37:55.360 --> 37:56.600 ‫آهای؟ 38:29.920 --> 38:32.440 ‫بعد از ورود برین سمت چپ ‫و بعد از پله‌ها برین پایین تا به پذیرش برسین. 38:33.400 --> 38:34.920 ‫- ممنون. ‫- نفر بعدی. 38:35.000 --> 38:37.120 .به پروژه گنبد خوش آمدید 38:37.200 --> 38:40.240 ،لطفا قبل از ورود .به بخش بازرسی امنیتی مراجعه کنید 38:42.120 --> 38:43.120 ‫از کجا می‌دونستی؟ 38:44.600 --> 38:45.600 ‫نمی‌دونستم. 38:47.200 --> 38:49.600 ‫احتمالش پنجاه‌پنجاه بود. 38:54.240 --> 39:00.720 ‫[پیشکشی به دوستی و الهه‌های هنر] 39:26.680 --> 39:27.800 ‫اوه، منتظر بودی. 39:28.680 --> 39:29.880 ‫ترسیدی؟ 39:31.480 --> 39:32.880 ‫چطور واکنش نشون داد؟ 39:34.200 --> 39:37.840 ‫امروز اصلا لازم نبود که لاوال ‫کسب و کار رو به چالش بکشه. 39:37.920 --> 39:40.280 ‫نباید توی یه برنامه تلویزیونی خبردار می‌شد. 39:42.320 --> 39:44.400 ‫برنامه... 39:44.480 --> 39:45.520 ‫این نبود. 39:46.320 --> 39:47.640 ‫همین هم منو نگران می‌کنه. 39:48.320 --> 39:49.720 ‫تحت کنترلت نیست. 39:52.400 --> 39:54.240 .به گنبد اقلیمی خوش آمدید 39:54.320 --> 39:55.680 .آینده‌تون رو شکل بدید 39:57.000 --> 39:59.080 ‫بسته رو دقیقا اینجا ‫بذار روی میز. 40:00.040 --> 40:02.040 ‫- اصلا کسی به اینجا نقل‌مکان کرده؟ ‫- عجله کن. 40:03.040 --> 40:05.160 ‫این جاش توی یخچاله. ‫کیک تازه‌ست. 40:06.160 --> 40:07.480 ‫پس بذارش یخچال. 40:10.840 --> 40:13.280 ‫می‌دونی، واقعا فکر می‌کردم که ‫فضای داخل بزرگتر باشه. 40:13.800 --> 40:14.920 ‫آره. 40:39.040 --> 40:41.040 ‫- دختره کجاست؟ ‫- دستشویی. 40:41.120 --> 40:42.200 ‫چی؟ 40:43.000 --> 40:45.400 ‫- اون نمی‌تونه از دستشویی استفاده کنه. ‫- یه چیزی اینجاست! 40:45.480 --> 40:46.680 ‫بهش بگو بیاد بیرون. 40:46.760 --> 40:48.880 ‫اگه کسی خبردار بشه چی؟ 40:54.840 --> 40:55.840 ‫بئا؟ 40:56.320 --> 40:57.320 ‫اینجام. 41:00.520 --> 41:03.040 ‫- اینو چطوری پیدا کردی؟ ‫- شما نمی‌تونین این کارو کنین. 41:03.120 --> 41:05.160 ‫- حراست رو خبر می‌کنم. ‫- صدا رو می‌شنوی؟ 41:07.320 --> 41:09.840 ‫هی، به شما ربطی نداره که ‫اونجا چی هست. 41:13.200 --> 41:14.240 ‫چیه؟ 41:18.720 --> 41:19.720 ‫فرید؟ 41:20.760 --> 41:22.000 ‫هی، فرید؟ 41:22.400 --> 41:25.160 ‫اونا چیکار کردن؟ ‫چی شده، رفیق؟ گندش بزنن. 41:25.240 --> 41:26.520 ‫لعنتی. کمکم کن. 41:26.600 --> 41:28.000 ‫باید آزادش کنیم. 41:30.560 --> 41:31.560 ‫لعنتی. 41:34.160 --> 41:36.200 ‫خیلی‌خب. ‫دیگه حراست رو خبر می‌کنم. 41:50.960 --> 41:53.160 ‫نه، بس کن فرید! ‫فرید، نه. بس کن! 41:53.240 --> 41:54.440 ‫چیکار می‌کنی؟ ‫فرید. 41:54.440 --> 41:55.640 ‫فرید! ‫ولش کن. 41:56.400 --> 41:58.280 ‫فرید! 42:06.200 --> 42:08.120 ‫برو بیرون، یاسین. ‫فورا! 42:11.720 --> 42:12.960 ‫باید از اینجا بریم. 42:15.920 --> 42:17.160 ‫زود باش! 42:19.360 --> 42:20.640 ‫زود باش! 42:22.520 --> 42:24.800 ‫بریم! یاسین! 42:24.880 --> 42:27.200 ‫بئا، برو. ‫تو باید از اینجا بری. 42:28.920 --> 42:30.760 ‫زود باش، چیکار می‌کنی؟ 42:30.840 --> 42:32.840 ‫تو باید فرار کنی. ‫برو بیرون! 42:32.920 --> 42:35.040 ‫از اینجا برو بیرون! ‫فورا! 42:41.400 --> 42:42.400 ‫- بئا، صبر کن! ‫- یاسین! 42:42.480 --> 42:45.080 ‫- صبر کن! ‫- نفس عمیق بکشید... 42:45.160 --> 42:48.040 .و ریه‌هاتون رو از باد تازه تغییر پر کنید 42:48.120 --> 42:50.400 .خانه‌ای در هماهنگی با طبیعت بسازید 42:50.480 --> 42:52.640 ‫گنبد اقلیمی. ‫آینده‌تون رو شکل بدید. 43:11.360 --> 43:12.480 ‫بالاخره اومدی. 43:14.480 --> 43:18.400 ‫پس می‌خوای سعی کنی که ‫کسب و کار منو قانونی کنی. 43:19.080 --> 43:20.240 ‫ایده جالبیه. 43:24.680 --> 43:26.240 ‫اونوقت کِی قراره این اتفاق بیفته؟ 43:27.800 --> 43:30.880 ‫انتظار داریم که لایحه قانونی‌سازی تجارت خون، 43:30.960 --> 43:33.840 ‫طی سه تا چهار ماه ‫بعد از انتخابات پارلمانی تصویب بشه. 43:35.800 --> 43:37.640 ‫به شرطی که لاوال پیروز بشه. 43:37.720 --> 43:38.920 ‫ما معتقدیم که پیروز میشه. 43:42.480 --> 43:44.760 ‫تا اون موقع هنوزم بهم احتیاج دارین، مگه نه؟ 43:45.480 --> 43:47.240 ‫بعدش هم بهت احتیاج داریم. 43:53.680 --> 43:54.680 ‫یه لحظه. 44:01.680 --> 44:02.680 ‫بله؟ 44:06.920 --> 44:07.320 ‫[7 درصد از سازه غشایی آسیب دیده است] 44:07.320 --> 44:08.440 ‫[خطر: شاخص اشعه ماوراء بنفش به مثبت 11 درصد ‫در بخش‌های اف، ب، پ افزایش پیدا کرد] 44:08.440 --> 44:09.840 ‫[تخلیه فوری ضروری است] 44:24.600 --> 44:26.040 ‫چیزی که تا الان می‌دونیم... 44:26.120 --> 44:29.040 ‫اینه که سقف غشایی‌مانندِ گنبد آسیب دیده. 44:29.120 --> 44:33.160 ‫با این حال، همچنان منتظر جزئیاتی ‫درباره ابعاد کامل این فاجعه هستیم. 44:33.240 --> 44:36.520 ‫همچنین مشخص نیست که این یک حادثه ناگوار بوده 44:36.600 --> 44:38.200 ‫یا یک حمله تروریستی هدفمند. 44:44.960 --> 44:48.280 ‫تاکنون هیچ‌ کدوم از گروه‌های احتمالی ‫مسئولیتش رو برعهده نگرفتن. 44:49.240 --> 44:54.200 ‫«ترجمه از تورج پاکاری»