WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:06.000 --> 00:10.280 ‫- خدای من، خیلی نازن. ‫- آره، اینم جوجه‌کوچولوهامون. 00:10.320 --> 00:11.480 ‫خدای من! 00:11.520 --> 00:13.680 ‫به‌به، یه جوجه! 00:15.800 --> 00:18.960 ‫این حیوون بیشتر از تمام حیوانات اهلی ‫روی زمین پرورش داده میشه. 00:19.000 --> 00:21.520 ‫یه گزینه‌ی سالم، سبز و رژیمی ‫در نظر گرفته میشه. 00:21.560 --> 00:25.440 ‫صنعتش هم هر کاری می‌کنه ‫تا وسوسه‌انگیز به نظر برسه. 00:25.960 --> 00:29.840 ‫سالانه ۷۸ میلیارد مرغ کشتار می‌شن. 00:29.880 --> 00:33.960 ‫ارزش صنعت مرغ‌داری ‫به ربع تریلیون دلار می‌رسه. 00:34.000 --> 00:38.520 ‫و همه‌اش به خاطر عشق ما به مرغ سوخاری ‫فست‌فودی ارزون و خوشمزه‌ست. 00:40.240 --> 00:43.520 ‫لندن، یکم سروصدا راه بندازید، جماعت! 00:48.720 --> 00:51.720 ‫دو چیز هست که نمی‌تونم بدون اونا زندگی کنم. 00:51.760 --> 00:53.840 ‫خندوندن مردم و مرغ سوخاری. 00:53.880 --> 00:56.000 ‫به‌به، به‌به، به‌به. 00:56.040 --> 00:57.720 ‫بذارید از مرغ‌فروشی براتون بگم. 00:57.760 --> 00:59.680 ‫واقعاً می‌خواید یه مرغ‌فروشی خوب بشناسید؟ 00:59.720 --> 01:01.280 ‫شیشه‌ی ضدگلوله دارن. 01:01.920 --> 01:04.640 ‫واسه این مرغ جون می‌دید. ‫بذارید این رو مجانی بهتون بگم. 01:05.520 --> 01:08.240 ‫مرغ بریون، کاری، تُند... 01:08.280 --> 01:10.200 ‫اما محبوب‌ترینشون برای من، 01:10.240 --> 01:13.760 ‫و حالا یه کلیشه در مورد سیاه‌پوست‌ها ‫با شماره‌ی سه، دو... 01:14.840 --> 01:17.040 ‫مرغ سوخاری. 01:17.080 --> 01:19.600 ‫از اولین گازی که ۳۰ سال پیش زدم، 01:20.200 --> 01:22.840 ‫مرغ سوخاری سر به فلک کشیده. 01:27.040 --> 01:31.080 ‫ما تو عصر مرغ‌فروشی‌ها زندگی می‌کنیم ‫و مردم وسواس پیدا کردن. 01:34.880 --> 01:37.840 ‫مرغ، گزینه سبز و سالم ‫رژیم غذایی دیده می‌شه. 01:37.880 --> 01:39.000 ‫ولی این‌طور نیست. 01:39.040 --> 01:42.600 ‫الان ۳۶ درصد بچه‌های دبستانی ما 01:42.640 --> 01:44.680 ‫چاق هستن یا اضافه وزن دارن. 01:44.720 --> 01:48.960 ‫هشدارهایی در مورد اثرات مخرب زیست‌محیطی ‫پرورش طیور وجود داره. 01:49.000 --> 01:50.720 ‫خفه شو، بابا. 01:50.760 --> 01:55.040 ‫ببین، من یه استندآپ کمدینم ‫که از بچگی عاشق این غذا بودم، 01:55.080 --> 01:57.200 ‫و حالا می‌خوام بدونم قضیه چیه. 01:59.000 --> 02:00.880 ‫پس، می‌خوام یه آزمایش انجام بدم، 02:01.520 --> 02:03.480 ‫و سلامتی‌ام رو به خطر بندازم. 02:05.080 --> 02:09.520 ‫۲۸ روز چیزی جز مرغ سوخاری ‫فست‌فودی نمی‌خورم. 02:10.680 --> 02:12.720 ‫می‌خوام برم اون طرف اقیانوس اطلس. 02:12.760 --> 02:17.160 ‫از جنوب لندن می‌رم ‫به ایالت‌های جنوبی آمریکا. 02:17.200 --> 02:18.640 ‫لعنتی! 02:19.280 --> 02:23.160 ‫می‌خوام بفهمم این غذا داره ‫با جسم و روح ما چیکار می‌کنه. 02:23.880 --> 02:25.480 ‫اوه، خدای من. 02:25.520 --> 02:28.880 ‫و ببینم این مرغ واقعاً داره ما رو ‫به سمت نابودی می‌بره یا نه. 02:30.160 --> 02:32.120 ‫مرغ برای صبحانه. 02:32.160 --> 02:35.000 ‫فکر کنم چیزهایی هست که مردم ‫اصلاً نمی‌تونن تصورش کنن، 02:35.040 --> 02:37.560 ‫چون هیچکس نمی‌تونه واردش بشه. 02:37.600 --> 02:39.360 ‫اوه، بوی گند می‌ده! 02:39.960 --> 02:42.280 ‫اونا نمی‌خوان مردم سؤال بپرسن. 02:42.840 --> 02:45.120 ‫همه داریم تو یه آزمایش علمی زندگی می‌کنیم 02:45.760 --> 02:48.800 ‫و این صنعت عملاً داره ما رو می‌کشه. 02:48.840 --> 02:50.960 ‫اوه، خدای من. 02:51.000 --> 02:53.960 ‫دارم این مرغ رو می‌خورم ‫و دارم دیوونه می‌شم. 02:54.880 --> 02:56.320 ‫فکر نکنم متوجه باشید، 02:56.360 --> 02:58.440 ‫من اهل این‌جور کارها نیستم. 03:01.720 --> 03:04.240 ‫[غول‌های صنعتِ مرغ] ‫[توطئه‌ی فست‌فود] 03:06.600 --> 03:08.760 ‫[روز اول] 03:10.360 --> 03:13.640 ‫[لندن] ‫[اولین وعده] 03:21.200 --> 03:23.160 ‫خب. بوم، وعده‌ی اول. 03:23.200 --> 03:25.480 ‫بوم، می‌خوام برم سراغ ساندویچ مرغ. 03:29.160 --> 03:31.400 ‫- ساندویچ مرغ با پنیر... ‫- دمت گرم، رفیق. 03:31.440 --> 03:33.760 ‫- یه ظرف سس هم کنارش. ‫- ممنون. روز اول، وعده اول. 03:34.640 --> 03:36.640 ‫ساعت یازده صبح. 03:36.680 --> 03:37.880 ‫یه حس عجیبی دارم. 03:41.720 --> 03:46.480 ‫آزمایش اینه که یه ماه ‫فقط مرغ سوخاری بخورم. 03:46.520 --> 03:49.640 ‫صبحانه، ناهار و شام. 03:49.680 --> 03:51.560 ‫یه ذره از این سس بریزم روش. 03:51.600 --> 03:56.720 ‫یه بخشی از وجودم می‌گه: ‫«عالیه! بال‌ها رو بیار.» یعنی... 03:56.760 --> 03:58.120 ‫فقط دارم می‌زنمش تو سس. 03:59.440 --> 04:04.680 ‫هر کی کشف کرده که می‌شه ‫بال این پرنده رو خورد... 04:05.480 --> 04:07.800 ‫در حد کسیه که شیر رو کشف کرد، 04:07.840 --> 04:10.080 ‫چون قطعاً یه نفر اون بیرون بوده ‫که این کارو کرده... 04:10.120 --> 04:13.000 ‫و گفته... «هی، امتحانش کن.» 04:15.080 --> 04:16.080 ‫طرف نابغه بوده. 04:17.520 --> 04:18.520 ‫عجب چیزی بود. 04:19.560 --> 04:22.080 ‫اصلاً شوخی ندارم، ‫الان واقعاً حسابی شارژ شدم. 04:22.120 --> 04:24.520 ‫می‌بینی چطوری لبخند می‌زنم؟ ‫واقعاً خوشمزه بود. 04:27.600 --> 04:30.000 ‫عالیه. اینم از اولین وعده. 04:31.960 --> 04:34.560 ‫بوم. یکی تموم شد، ‫۸۳ تا دیگه مونده. 04:34.600 --> 04:37.640 ‫و برای ماه بعد، نه باشگاه، ‫نه غذای خونگی، 04:37.680 --> 04:41.640 ‫و تمام وعده‌های غذایی من ‫مرغ سوخاری فست‌فودی خواهد بود. 04:41.680 --> 04:45.560 ‫اما از شانس خوبم، الان حق انتخاب ‫خیلی بیشتر از همیشه‌ست. 04:48.080 --> 04:50.120 ‫وقتی تو دهه ۹۰ بچه بودم، 04:50.160 --> 04:53.120 ‫بریتانیا سرزمین مغازه‌های ماهی و چیپس بود. 04:53.800 --> 04:56.720 ‫بعد، سر و کله‌ی مرغ سوخاری پیدا شد. 04:57.320 --> 04:59.800 ‫فقط یادمه وقتی بچه بودم ‫فقط یه مرغ‌فروشی بود. 04:59.840 --> 05:04.800 ‫حالا، فقط تو یه خیابون تو جنوب لندن ‫بیشتر از ۲۰ تا هست! 05:04.840 --> 05:08.320 ‫تو کل انگلستان، بیشتر از ۶۰۰۰ تا هست. 05:09.720 --> 05:12.840 ‫تو مرکز لندن، مغازه‌های باکلاس‌تر رو دارید. 05:12.880 --> 05:17.560 ‫مثلاً ممکنه یه برند وارداتی باشه. ‫می‌دونی، یه چیزی از آمریکا. 05:17.600 --> 05:19.160 ‫بعد هرچی دورتر می‌شی، 05:19.200 --> 05:20.880 ‫دیگه حتی اسم هم ندارن. 05:20.920 --> 05:22.120 ‫دی‌اف‌سی... 05:23.360 --> 05:24.240 ‫ام‌اف‌سی... 05:24.280 --> 05:27.480 ‫ما می‌دونیم اف‌سی یعنی «مرغ سوخاری» ، ‫اما اون ام چیه؟ 05:27.520 --> 05:30.000 ‫اون ام چیه؟ چی، چی؟ ‫نگاه، پی‌اف‌سی.. 05:30.920 --> 05:34.120 ‫حتماً یعنی مرغ سوخاری عالی با... ‫کنارش دونر کباب هم دارن. 05:34.520 --> 05:36.640 ‫احتمالاً یکی دیگه هم ‫همین گوشه کنارها هست. 05:37.640 --> 05:41.440 ‫کی‌اچ‌اف، این دیگه چه کوفتیه؟ 05:44.000 --> 05:45.880 ‫این پرنده، کسب‌و‌کار بزرگیه، پسر. 05:46.680 --> 05:52.560 ‫تو انگلستان، ما هر روز بیش از ۱۲ میلیون پوند ‫خرج مرغ سوخاری می‌کنیم. 05:52.600 --> 05:54.880 ‫این در حد قراردادهای لیگ برتره! 05:57.320 --> 05:59.960 ‫خب، قضیه فقط این نیست که ‫من مرغ سوخاری بخورم. نه، نه، نه. 06:00.000 --> 06:02.080 ‫می‌خوام همه چی رو در موردش یاد بگیرم. 06:02.120 --> 06:03.880 ‫و این یه مستند نتفلیکس نمیشه 06:03.920 --> 06:09.480 ‫بدون چند تا کارشناس تو اتاق‌های خوش‌نور ‫که چیزهایی رو توضیح بدن که من نمی‌دونم، 06:09.520 --> 06:12.280 ‫و... اکشن. 06:12.320 --> 06:14.480 ‫ما تو عصر عشق و علاقه به مرغ سوخاری هستیم. 06:14.520 --> 06:19.280 ‫اون سریع‌ترین رشد بین محصولات گوشتی ‫فست‌فودی دنیا رو داره. ‫[کیت هاردکسل - متخصص مصرف‌کننده بین‌المللی] 06:20.200 --> 06:22.560 ‫وینگ‌استاپ هم رسیده ‫به این محله‌ها، می‌فهمی؟ 06:23.120 --> 06:26.000 ‫و قطعاً، این اتفاق داره توسط ‫شبکه‌های اجتماعی هدایت می‌شه. 06:26.040 --> 06:28.520 ‫- لیمویی فلفلی. ‫- لیمویی فلفلی. نوش جون. 06:29.320 --> 06:30.960 ‫سلبریتی‌ها عاشقشن. 06:32.240 --> 06:33.640 ‫اگه برم تو تیک‌تاک، 06:34.240 --> 06:40.200 ‫کسایی رو پیدا می‌کنم که تو مرغ‌فروشی‌ها می‌رقصن ‫یا بچه‌های مدرسه‌ای که بیرونشون جمع شدن. 06:40.240 --> 06:42.600 ‫اینا مراکز تفریحی جوون‌های امروزی‌ان. 06:43.120 --> 06:45.120 ‫خب داریم می‌رسیم به بخش آماده‌سازی. 06:45.160 --> 06:46.920 ‫هیجان و شور و حال خاصی داره. 06:46.960 --> 06:51.600 ‫ خدای من! ادی بهم یه ژاکت کی‌اف‌سی داد! 06:51.640 --> 06:55.680 ‫و کل ترفند ماجرا اینه. ‫ظاهرش خفن و خاصه، ولی ارزونه. 06:56.560 --> 07:00.000 ‫اما در واقع، پشت پرده مسائل زیادی هست 07:00.040 --> 07:04.240 ‫که فکر نمی‌کنم برندها بخوان ‫به مشتری یادآوری کنن، 07:04.280 --> 07:05.840 ‫یا حتی بهشون آموزش بدن. 07:05.880 --> 07:08.440 ‫هوم. خیلی خب، کیت. 07:09.240 --> 07:11.080 ‫بگذریم، ناهار. ‫[ناهار] 07:11.120 --> 07:12.800 ‫- می‌تونم اینجا بشینم؟ ‫- آره، حتماً. 07:12.840 --> 07:13.840 ‫ممنون. 07:14.880 --> 07:16.880 ‫شماها چند وقت یه بار ‫میاید این مرغ‌فروشی؟ 07:16.920 --> 07:18.720 ‫- اون دیروز اومد. ‫- آره. 07:18.760 --> 07:21.920 ‫خب اگه بهتون بگم که من مجبورم ‫هر روز این غذا رو 07:21.960 --> 07:24.880 ‫برای صبحانه، ناهار و شام بخورم، چی؟ 07:24.920 --> 07:25.800 ‫فکر کنم می‌میری. 07:25.840 --> 07:27.240 ‫- می‌میرم؟ ‫- آره. 07:27.280 --> 07:30.120 ‫- فقط به خاطر خوردن مرغ؟ ‫- آره، ولی خب هر روز. 07:31.160 --> 07:33.760 ‫یالا، دمتون گرم، ایول ‫هر روز مرغ می‌خورم. 07:33.800 --> 07:37.400 ‫می‌میرم؟ این دختره داره چی می‌گه؟ 07:37.440 --> 07:39.960 ‫به قول کریگ دیوید، برگردیم عقب. 07:40.560 --> 07:42.360 ‫[۲ روز قبل] 07:42.400 --> 07:45.040 ‫قبل از این‌که این ماراتن مرغ‌خوری ‫حماسی رو شروع کنم، 07:45.080 --> 07:47.560 ‫رفتم پیش یه دکتر خیلی خوب. 07:47.600 --> 07:49.640 ‫- خب، اگه می‌شه برو روی ترازو... ‫- باشه. 07:49.680 --> 07:51.320 ‫صاف وایسا. 07:51.360 --> 07:54.080 ‫من طرفدارِ سرسخت مرغم. 07:54.680 --> 07:56.680 ‫عاشق یه ذره ناندوز هستم. ‫تقریباً می‌تونی طعم... 07:56.720 --> 08:01.320 ‫حتی واسه برندهای پیشرو مثل مک‌دونالد ‫و ناندوز کار تبلیغاتی و صداپیشگی کردم. 08:01.360 --> 08:03.600 ‫نمی‌تونی وفاداری‌ام رو امتحان کنی، داداش. 08:04.640 --> 08:06.760 ‫می‌دونم یه عده این رو نگاه می‌کنن و می‌گن: 08:06.800 --> 08:09.280 ‫«تو توی ماتریکس مرغ سوخاری گیر کردی.» 08:09.320 --> 08:13.880 ‫و منم می‌گم، «آره، گیر کردم داداش.» ‫خیلی خوشمزه‌ست. تعارف رو کنار بذاریم. 08:15.280 --> 08:18.800 ‫هیچ غذای دیگه‌ای نیست که بشه ‫با سطل خورد. یه سطل برگر؟ 08:18.840 --> 08:20.160 ‫اصلاً باهاش حال نمی‌کنم. 08:21.120 --> 08:23.560 ‫اما یه سطل مرغ سوخاری چی؟ 08:23.600 --> 08:27.560 ‫بچه‌ که بودیم، اون رو به عنوان جایزه می‌خوردیم. ‫و حس ثروت بهمون می‌داد. 08:28.760 --> 08:31.840 ‫یادمه وقتی مادرم یه سطل کی‌اف‌سی می‌گرفت 08:31.880 --> 08:34.160 ‫که معمولاً کنارش یه بستنی وینتا داشت. 08:34.200 --> 08:37.800 ‫ما می‌گفتیم: «ما به همه چی رسیدیم! ‫دیگه هیچوقت با ما حرف نزن.» 08:38.360 --> 08:40.440 ‫جای فرو رفتن سوزن قراره یه ذره بسوزه. 08:40.480 --> 08:43.840 ‫خب در حال حاضر، ‫مشکل سلامتی خاصی داری؟ 08:43.880 --> 08:47.080 ‫- تا جایی که خودم می‌دونم نه. نه، نه، نه. ‫- عالیه. حالا، سابقه‌ی خانوادگی. 08:47.120 --> 08:48.680 ‫مادرم دیابت داره. 08:48.720 --> 08:49.600 ‫نوع ۲؟ 08:49.640 --> 08:51.520 ‫آره. پدربزرگم هم دیابت داشت. 08:51.560 --> 08:54.040 ‫- اوه، باشه، پس تو خانواده‌اش ارثیه. ‫- آره. 08:54.080 --> 08:55.080 ‫یه نفس عمیق بکش. 08:55.560 --> 08:57.720 ‫- الان ۳۷ سالمه. ‫- خوبه. 08:58.560 --> 09:02.880 ‫آدم به عزیزانش فکر می‌کنه، ‫به کسایی که دور و برتن فکر می‌کنی. 09:02.920 --> 09:04.280 ‫به سلامتیت فکر می‌کنی. 09:04.320 --> 09:06.400 ‫و بده بیرون! فشار بده، فشار بده، فشار بده. 09:06.440 --> 09:10.440 ‫کنجکاوم ببینم این کار چه اثری ‫قراره روی بدنم بذاره. 09:12.880 --> 09:15.160 ‫کبدت عالیه. 09:15.200 --> 09:16.640 ‫- واقعاً؟ ‫- واقعاً؟ ‫[روز اعلام نتایج] 09:16.680 --> 09:18.080 ‫- آره، حیرت‌انگیزه. ‫- عه! 09:18.120 --> 09:22.080 ‫و تست دیابت هم نشون میده که ‫کلاً هیچ اثری ازش تو بدنت نیست، 09:22.120 --> 09:24.120 ‫- که واقعاً عالیه. ‫- این فوق‌العاده‌ست. 09:24.160 --> 09:27.200 ‫- تو یه مرد سالم و ورزشکاری... ‫- اوه، وای. 09:27.240 --> 09:29.880 ‫و برات بهترین‌ها رو آرزو می‌کنم. 09:29.920 --> 09:32.920 ‫خب نظر شما درباره‌ی این‌که ‫این آزمایش رو انجام بدم چیه؟ 09:32.960 --> 09:34.120 ‫خب... 09:34.640 --> 09:38.640 ‫فکر می‌کنم اگه جای تو بودم، ‫انجامش نمی‌دادم. 09:38.680 --> 09:39.680 ‫باشه. 09:42.280 --> 09:44.440 ‫حرکت در جلوی درب تشخیص داده شد. ‫[روز دوم] 09:46.720 --> 09:48.720 ‫مرغم رسید. 09:48.760 --> 09:50.600 ‫یه نفر پشت دره. 09:51.640 --> 09:53.320 ‫- ممنون، رئیس. ‫- بفرما. 09:55.320 --> 09:57.280 ‫مرغ برای صبحانه. 09:57.880 --> 10:00.560 ‫مرغ سوخاری محبوبه ‫چون خیلی خوشمزه‌ست. 10:00.600 --> 10:01.800 ‫شکی توش نیست. ‫[دکتر اینام آبود] 10:02.680 --> 10:06.280 ‫و هیچ اشکالی نداره ‫اگه گهگاهی مرغ سوخاری بخوری 10:06.320 --> 10:07.840 ‫به شرطی که تو خونه پخته شده باشه. 10:07.880 --> 10:11.920 ‫اما ما داریم در مورد ‫فست‌فودهای زنجیره‌ای صحبت می‌کنیم 10:11.960 --> 10:15.000 ‫که دارن مرغ فوق‌فرآوری‌شده می‌فروشن. 10:15.040 --> 10:17.920 ‫همه چی با مواد شیمیایی فرآوری می‌شه، 10:17.960 --> 10:21.480 ‫و طوری ساخته شده ‫که واقعاً خوشمزه باشه. 10:21.520 --> 10:23.880 ‫اون برگر خیلی چسبید. 10:24.520 --> 10:25.840 ‫من از اون آدم‌هایی نیستم که بگم: 10:25.880 --> 10:29.080 ‫«من گیاهخوارم. ‫از حقوق جوجه‌ها دفاع می‌کنم.» 10:29.120 --> 10:31.320 ‫دو تا برگر مرغ مینی‌فیله. ‫[ناهار] 10:31.360 --> 10:33.360 ‫به‌به، به‌به، به‌به. 10:33.400 --> 10:36.560 ‫نه داداش. گوش کن، واسه همه ‫به اندازه کافی هست، می‌دونی. 10:36.600 --> 10:38.240 ‫خدا رو شکر نمی‌تونن پرواز کنن. 10:41.240 --> 10:45.200 ‫خوردن غذای فوق‌فرآوری‌شده ‫به مدت یک ماه کامل ‫[شام] 10:45.240 --> 10:47.480 ‫شاید افراطی به نظر برسه. 10:47.520 --> 10:50.280 ‫با این حال، تخمین زده شده 10:50.320 --> 10:55.920 ‫که بیش از ۵۰ درصد رژیم غذایی مردم انگلستان، 10:55.960 --> 10:58.720 ‫از غذای فوق‌فرآوری‌شده تشکیل شده. 10:59.760 --> 11:00.760 ‫به‌به. 11:01.280 --> 11:03.000 ‫لعنتی، خیلی خوشمزه بود. 11:03.040 --> 11:06.240 ‫مو واقعاً هیچ ایده‌ای نداره، 11:06.280 --> 11:09.720 ‫که قراره چه بلایی سر جسم و روحش بیاد. 11:09.760 --> 11:12.720 ‫نمی‌خواستم قبل از این‌که ‫آزمایش رو شروع کنه بترسونمش. 11:18.520 --> 11:20.280 ‫[صبحانه روز سوم] 11:20.280 --> 11:21.560 ‫[ناهار روز سوم] 11:21.560 --> 11:23.440 ‫[شام روز سوم] 11:24.600 --> 11:26.680 ‫تو انگلستان، مردم از وقتی که کی‌اف‌سی 11:26.720 --> 11:30.800 ‫توی دهه ۶۰ از آمریکا آوردش، ‫دارن این غذا رو می‌خورن، 11:30.840 --> 11:35.280 ‫و تقریباً ده سال زودتر از مک‌دونالد ‫به بازار فست‌فود بریتانیا رسید. 11:36.560 --> 11:39.160 ‫اما حالا یه چیز جدید ‫داره وارد خیابون‌های اصلی می‌شه. 11:41.400 --> 11:43.760 ‫ما شاهد حمله‌ی بزرگ آمریکایی‌ها به انگلستان 11:43.800 --> 11:46.560 ‫با برندهای بزرگ مرغ سوخاری آمریکایی هستیم. 11:47.320 --> 11:51.400 ‫چون ما اینجا کلی فرصت ‫برای بهره‌برداری داریم، 11:51.440 --> 11:53.240 ‫آمریکایی‌ها و سرمایه‌گذارهاشون ‫این‌طور بهش نگاه می‌کنن که، 11:53.280 --> 11:55.040 ‫«خب، قراره پول پارو کنیم.» 11:55.080 --> 11:58.160 ‫«قراره برندها رو بیاریم اینجا. ‫صف‌هاشون تا بیرون در کشیده می‌شه.» 11:58.200 --> 12:00.160 ‫همه‌اش رشد، رشد و رشده.» 12:00.200 --> 12:02.040 ‫اوهوم. درسته کیت. 12:02.080 --> 12:04.840 ‫ناگفته نمونه که فقط کی‌اف‌سی و مک‌دونالد 12:04.880 --> 12:08.280 ‫قراره دو و نیم میلیارد پوند 12:08.320 --> 12:11.560 ‫در پنج سال آینده تو انگلستان خرج کنن. 12:11.600 --> 12:14.360 ‫اوه! این میلیاردها پوله، پسر. 12:15.080 --> 12:16.320 ‫خب، من متوجه‌ام. 12:16.360 --> 12:19.640 ‫من کل هیاهوی دور و بر زنجیره‌های ‫مرغ سوخاری آمریکایی رو می‌فهمم، 12:20.680 --> 12:23.520 ‫اما واقعاً برام سؤاله که ‫آینده‌مون چه شکلی می‌شه 12:23.560 --> 12:26.200 ‫اگه بخوایم مسیر آمریکایی رو ادامه بدیم. 12:27.680 --> 12:32.240 ‫پس، دارم می‌رم اون‌طرف اقیانوس ‫تا ببینم چی قراره نصیبمون بشه. 12:35.000 --> 12:36.440 ‫اما قبل از این‌که خداحافظی کنم، ‫[شام] 12:36.480 --> 12:40.400 ‫وقتشه یه وعده آخر با بچه‌ها تو یه مرغ‌فروشی ‫محبوب قدیمی تو جنوب لندن بخورم. 12:40.920 --> 12:41.920 ‫ازم دلخور نشی 12:41.960 --> 12:43.000 ‫آره، آره. 12:43.040 --> 12:44.160 ‫برو پیش کیتی 12:45.240 --> 12:46.480 ‫چهار تا بال به من بده 12:46.520 --> 12:49.000 ‫- چهار تا بال به منم بده ‫- و یه میراندا توت‌فرنگی 12:51.680 --> 12:54.200 ‫مو یکی از صمیمی‌ترین رفقای منه. 12:55.280 --> 12:59.080 ‫عجیبه که ما قبلاً فقط دو تایی ‫تو این مرغ‌فروشی می‌نشستیم، 12:59.120 --> 13:03.160 ‫به دنیای بیرون نگاه می‌کردیم ‫و فقط در مورد زندگی حرف می‌زدیم. 13:03.720 --> 13:06.840 ‫خب، این سومین باریه که ‫امروز مرغ سوخاری می‌خورم. 13:06.880 --> 13:07.800 ‫بار سوم؟ 13:07.840 --> 13:11.240 ‫این یه آزمایشه واسه دیدن ‫اثرات مرغ سوخاری، 13:11.280 --> 13:12.760 ‫مخصوصاً مرغ سوخاری فست‌فودی. 13:13.320 --> 13:14.320 ‫- چی؟ ‫- هر روز؟ 13:14.360 --> 13:16.600 ‫هر روز. تنهایی. 13:16.640 --> 13:19.200 ‫- چی؟ ‫- چی؟ این دیوونگیه. دیوونگیه. 13:19.240 --> 13:21.080 ‫- صبحانه، ناهار و شام. ‫- این دیوونگیه. 13:21.120 --> 13:22.000 ‫چرا؟ 13:22.040 --> 13:24.280 ‫چون حس می‌کنم همه‌مون ‫با این غذا بزرگ شدیم. 13:25.080 --> 13:27.080 ‫دوست دارم بدونم توش چیه. 13:27.720 --> 13:29.440 ‫پشت صحنه چه خبره. 13:29.480 --> 13:30.840 ‫وای، می‌دونی... وای. 13:30.880 --> 13:34.160 ‫نمی‌دونم چی بگم. دروغ نمیگم. ‫نمی‌دونم چی بگم. 13:34.200 --> 13:36.120 ‫یه عالمه‌ست، نه؟ 13:36.160 --> 13:41.360 ‫یعنی، فکر نمی‌کنم پیامدهای سلامتیش رو ‫در نظر گرفته باشی. 13:41.400 --> 13:42.920 ‫بیشتر از چی نگرانی؟ 13:42.960 --> 13:46.120 ‫من تو شرایط سختی‌ام، ‫چون یه انگ کثیف چسبیده به... 13:46.840 --> 13:48.920 ‫- یه مرد سیاه‌پوست که مرغ سوخاری می‌خوره. ‫- آره. 13:48.960 --> 13:52.920 ‫چون هر دفعه به یکی می‌گم، مردم می‌گن: ‫«اوه، جدی؟ مرغ سوخاری؟» 13:52.960 --> 13:54.080 ‫می‌تونم درکش کنم، 13:54.120 --> 13:57.360 ‫ولی می‌تونم درک کنم که ‫یه نیت کاملاً پاک پشت این کاره. 13:59.800 --> 14:02.600 ‫این آزمایش، یه رویای کودکی واسه اونه. 14:02.640 --> 14:03.640 ‫عشق، عشق، عشق. 14:04.440 --> 14:06.800 ‫ولی واسه من، این شبیه یه کابوسه. 14:06.840 --> 14:08.520 ‫اونجا مراقب خودت باش. 14:08.560 --> 14:09.840 ‫آره مرد. آره، آره. 14:09.880 --> 14:12.080 ‫- اونجا قراره حسابی بهت سخت بگذره. ‫- آره. 14:12.120 --> 14:16.000 ‫یعنی، می‌تونی بهم زنگ بزنی، ‫فیس‌تایم کنی، هر چی. 14:16.040 --> 14:18.480 ‫فقط بدون که تحت هر شرایطی ‫هوات رو دارم، باشه؟ 14:18.520 --> 14:20.520 ‫هوات رو دارم، باشه؟ 14:20.560 --> 14:22.680 ‫- ممنون، داداش. ‫- قربونت، داداش. 14:23.200 --> 14:26.040 ‫اون فکر می‌کنه اصلاً قرار نیست ‫هیچ مشکلی داشته باشه. 14:26.080 --> 14:27.680 ‫باید جوراب‌هام رو بردارم. 14:27.720 --> 14:30.120 ‫هیچوقت نمی‌تونی جوراب کافی ‫داشته باشی، می‌دونی. 14:30.160 --> 14:31.280 ‫ولی فکر کنم اشتباه می‌کنه. 14:33.160 --> 14:36.240 ‫ببخشید. مرغ سوخاری باعث شده نفخ کنم، داداش. 14:36.280 --> 14:37.320 ‫و نگرانم. 14:37.360 --> 14:39.040 ‫انگار بادکنکم. 14:39.080 --> 14:42.760 ‫حس می‌کنم اون واقعاً نمی‌دونه ‫خودش رو تو چه منجلابی انداخته. 14:54.040 --> 14:56.600 ‫اووه! اون ماشین منه؟ ‫[روز پنجم] 14:56.640 --> 14:58.840 ‫بیا، بریم یکم مرغ سوخاری بگیریم، مرد. 14:58.880 --> 15:00.360 ‫آره، این خفنه، داداش. 15:03.320 --> 15:07.280 ‫بزرگترین زنجیره‌های مرغ سوخاری دنیا ‫مالِ آمریکا هستن. 15:07.320 --> 15:12.560 ‫از کی‌اف‌سی، چیک‌فیله، پاپایز حرف می‌زنم، ‫و مک‌دونالد رو هم به اینا اضافه می‌کنم، 15:12.600 --> 15:16.080 ‫که الان به اندازه گوشت گاو، مرغ می‌فروشن. 15:16.120 --> 15:21.800 ‫روی هم رفته، این چهار تا زنجیره ‫بیشتر از ۲۵۰۰ شعبه تو انگلستان دارن، 15:21.840 --> 15:25.920 ‫اما اینجا بیشتر از ۲۲۰۰۰ تاست. 15:25.960 --> 15:26.960 ‫هوه! 15:27.760 --> 15:29.600 ‫می‌خوام تو ایالت‌ها سفر کنم، 15:29.640 --> 15:31.080 ‫با شروع از هیوستون. 15:31.120 --> 15:33.520 ‫که بهش لقب پایتخت مدرن ‫مرغ سوخاری رو دادن. 15:36.000 --> 15:38.320 ‫دیوید الان بهم پیام داد. 15:38.360 --> 15:42.600 ‫«خب اینا چند تا از پیشنهادهای غذایی ‫برترم تو هیوستون هستن.» 15:42.640 --> 15:46.480 ‫هیوستون، می‌دونی؟ ‫می‌خوام با بچه‌ها عشق کنم. 15:49.240 --> 15:52.760 ‫چرچز چیکن، از سال ۱۹۵۲. 15:53.760 --> 15:56.000 ‫بذار یه سه تیکه‌ای بگیریم. 15:56.760 --> 15:58.200 ‫می‌تونم چند تا فیله هم بگیرم؟ 15:59.760 --> 16:02.680 ‫می‌دونی چیِ اینجا رو دوست دارم؟ ‫زرق و برق نداره. 16:02.720 --> 16:05.600 ‫وقتی پارک کردم، ‫مردم تو ماشین بهم نگاه می‌کردن. 16:05.640 --> 16:08.120 ‫«مرد، این دیگه کدوم خریه؟ ‫این دیگه کیه؟» 16:08.160 --> 16:11.320 ‫اونجاست که می‌فهمی ‫غذا قراره عالی باشه. 16:11.360 --> 16:14.640 ‫وقتی غذا خطرناک باشه، ‫قراره عالی باشه. 16:14.680 --> 16:16.240 ‫- خیلی ممنونم. ‫- روز خوبی داشته باشی. 16:16.280 --> 16:17.280 ‫شما هم همین‌طور، ممنون. 16:19.840 --> 16:24.120 ‫مأموریت امروزیم اینه که تا جایی که ممکنه ‫مرغ سوخاری بخورم. 16:24.160 --> 16:25.480 ‫یوهو! 16:26.080 --> 16:28.840 ‫فرنچیز رو داریم، ‫مرغ سوخاری کلاسیک جنوبی. 16:28.880 --> 16:31.640 ‫ظاهراً اون محبوب بیانسه‌ست. 16:31.680 --> 16:32.680 ‫جای سؤال داره. 16:32.680 --> 16:34.280 ‫[ناهار] 16:34.320 --> 16:35.520 ‫بونچون. 16:37.560 --> 16:38.680 ‫[ناهارِ بیشتر] 16:38.720 --> 16:40.400 ‫- طعم‌ها دارن کولاک می‌کنن. ‫- بله جناب. 16:41.240 --> 16:42.120 ‫پوک پوک پو؟ 16:42.160 --> 16:44.320 ‫- من توی بهشت مرغم. ‫- تو توی بهشت مرغی. ‫[بازم ناهار بیشتر] 16:44.360 --> 16:45.960 ‫این ادویه‌های هندی داره. 16:46.000 --> 16:49.520 ‫انگار می‌رم کنگره سازمان ملل مرغ سوخاری. 16:50.440 --> 16:52.200 ‫- دمت گرم. ‫- دمت گرم! 16:52.240 --> 16:53.960 ‫کلی غذا اینجاست، می‌دونی؟ 16:54.000 --> 16:55.720 ‫بذار یکی دیگه واسه تو راه بزنیم. 16:55.720 --> 16:56.720 ‫[شامِ بیشتر] 16:58.760 --> 17:02.360 ‫حس می‌کنم این آزمایش، ‫از انگلستان شروع نشد، 17:02.400 --> 17:03.800 ‫اما حس می‌کنم تازه داره شروع می‌شه. 17:03.840 --> 17:06.400 ‫تا الان همه مدل مرغ خوردم. ‫پس الان با خودم می‌گم، 17:06.920 --> 17:08.000 ‫بعدی چیه؟ 17:15.000 --> 17:18.000 ‫صبر کن عزیزم، ‫یه تماس از عمو مو داریم. 17:18.040 --> 17:19.400 ‫بله داداش، چه خبر؟ 17:19.440 --> 17:21.000 ‫صبر کن، برو پیش مامان. 17:21.040 --> 17:23.040 ‫برو پیش مامان. خیلی خب. 17:24.200 --> 17:26.160 ‫اونجا چه خبرها؟ ‫اوضاع چطوره؟ 17:26.200 --> 17:28.040 ‫دارم کلی مرغ می‌خورم. دیشب... 17:28.080 --> 17:29.400 ‫- آره. ‫- داداش... 17:29.440 --> 17:32.120 ‫بدجوری اسهال شده بودم، داداش! 17:32.160 --> 17:34.720 ‫یه اسهال وحشتناک، داداش. ‫اوه، خدای من. 17:34.760 --> 17:37.440 ‫از اونا که مجبوری کفش ‫و جوراب‌هات رو در بیاری؟ 17:37.480 --> 17:40.960 ‫همون کارو کردم، داداش. ‫همه‌ی لباس‌هام رو ریختم تو کیسه، مرد. 17:41.000 --> 17:44.760 ‫به خودم گفتم: «چه غلطی دارم می‌کنم ‫که این غذای لعنتی رو می‌خورم، مرد؟» 17:47.160 --> 17:49.080 ‫- چون تو انگلستان همه چی خوب بود. ‫- آره. 17:49.120 --> 17:51.840 ‫ولی داداش، این همه مرغ خوردن ‫بالأخره کار دستم داد. 17:55.920 --> 17:58.240 ‫گوش کن، قبلاً هیچوقت ‫بهش فکر نکرده بودم، 17:58.280 --> 18:00.800 ‫اما بعد از اون تجربه، 18:00.840 --> 18:02.200 ‫واقعاً برام سؤال شد که... 18:02.960 --> 18:06.160 ‫واقعاً تو این مرغ چیه؟ ‫[نیواورلئان - علم جنوب] 18:07.800 --> 18:09.320 ‫نیواورلئان، مرد. 18:09.880 --> 18:11.480 ‫عجب جایی. 18:11.520 --> 18:13.080 ‫می‌خوام جواب رو 18:13.080 --> 18:16.200 ‫توی راهروی مواد منجمد یه سوپرمارکت ‫تو نیواورلئان پیدا کنم. 18:17.640 --> 18:19.200 ‫اوضاع چطوره خانوم‌ها؟ خوبید؟ 18:19.240 --> 18:21.200 ‫کجا می‌تونم سینه‌ی مرغ منجمد پیدا کنم؟ 18:21.240 --> 18:23.520 ‫- سینه‌ی مرغ منجمد... ‫- چون درست مثل خونه، 18:23.560 --> 18:28.240 ‫مرغی که تو مغازه‌هاست، همون مرغیه که ‫زنجیره‌های بزرگ فست‌فود استفاده می‌کنن. 18:28.280 --> 18:32.320 ‫گرچه تو آمریکا یه چیز اضافه هم بهش می‌زنن. 18:34.160 --> 18:37.440 ‫عصاره‌ی مرغ، طعم‌دهنده‌ی مرغ، لعاب یخ. 18:38.080 --> 18:40.640 ‫- به نظر می‌رسه یه چرخ‌دستی لازم داری. ‫- هی، نگه دار ببینم. 18:40.680 --> 18:43.920 ‫این دیگه چجور دودوزه‌بازیه که راه انداختن؟ 18:43.960 --> 18:47.720 ‫آره، لازم دارم، مرد. خیلی ممنونم. ‫دیدی تو این مرغ چی هست، داداش؟ 18:47.760 --> 18:51.760 ‫- خیلی چیزها هست، مگه نه؟ ‫- داداش، توی مرغ عصاره‌ی مرغ هست. 18:51.800 --> 18:53.520 ‫آره، در جریانم که تو کلی مرغ خوردی، 18:53.560 --> 18:55.040 ‫ولی طعم مرغ رو نچشیدی. ‫[مارک شاتزکر] 18:55.080 --> 18:58.320 ‫تو طعم چیزی رو چشیدی که اونا دارن ‫روی مرغ می‌زنن و بهش اضافه می‌کنن، 18:58.360 --> 19:00.960 ‫ولی مرغ رو نچشیدی. ‫چون مرغ دیگه طعمی نداره. 19:01.720 --> 19:03.000 ‫اوه، لعنتی. 19:03.600 --> 19:06.800 ‫همه‌اش با یه مسابقه به ‫اسم «مرغ فردا» شروع شد. 19:06.840 --> 19:09.040 ‫درست بعد از جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد. 19:09.080 --> 19:11.360 ‫اونا دنبال جوجه‌هایی می‌گشتن ‫که سریع‌تر از همه رشد کنن، 19:11.400 --> 19:12.920 ‫پرگوشت‌ترین سینه رو داشته باشن، 19:12.960 --> 19:15.720 ‫که خوراک رو خیلی سریع ‫به گوشت تبدیل کنه. 19:15.760 --> 19:18.840 ‫اما تنها چیزی که تست نکردن، طعم بود. 19:19.440 --> 19:22.440 ‫- ولی تو از کجا این رو می‌دونی، مرد؟ ‫- من کتاب‌هایی در مورد طعم می‌نویسم. 19:22.480 --> 19:26.160 ‫- آها، پس تو فلیور فلیو اصلی هستی. ‫- درسته. من اصلی‌ام. 19:27.600 --> 19:29.400 ‫مارک بهم گفت بعدش چی شد. 19:29.440 --> 19:33.440 ‫صنعت مرغ‌داری آمریکا ‫به اصلاح نژادی مرغ‌ها ادامه داد 19:33.480 --> 19:38.440 ‫تا حد ممکن بزرگ بشن ‫و با سریع‌ترین سرعت ممکن رشد کنن. 19:38.480 --> 19:42.720 ‫کشورهای سراسر جهان، از جمله انگلستان ‫هم همین کار رو کردن. 19:42.760 --> 19:47.960 ‫فقط تو ۸۰ سال، ‫مرغ‌ها از این به این تغییر کردن. 19:48.000 --> 19:50.040 ‫اگه بچه‌ها هم با همین سرعت رشد می‌کردن، 19:50.080 --> 19:54.840 ‫بچه‌ی دو ماهه‌تون ‫اندازه‌ی یه خوک بالغ می‌شد! 19:56.680 --> 20:00.040 ‫اون موقع حدود ۱۶ یا ۱۸ هفته طول می‌کشید ‫تا یه مرغ چاق و چله بشه. 20:00.560 --> 20:03.280 ‫- امروزه شش تا شش و نیم هفته طول می‌کشه. ‫- وای! 20:03.320 --> 20:07.680 ‫پس مرغ‌های امروزی بچه‌های غول‌پیکرن. ‫شبیه گوشت گوساله‌ست، ولی بی‌مزه‌تر. 20:07.720 --> 20:11.160 ‫پس ارزونه، فراوونه، ولی هیچ طعمی نداره. 20:11.200 --> 20:14.440 ‫شبیه چیپس سیب‌زمینیه. همه‌اش چاشنیه. ‫همه‌اش طعم‌دهنده‌ست. 20:14.960 --> 20:17.120 ‫پس، چیزی که داری می‌گی اینه که، 20:17.160 --> 20:18.840 ‫چیزی که من مصرف می‌کردم 20:18.880 --> 20:24.920 ‫تقریباً مثل یه طعمیه که ما در واقع ‫به تجربه‌ی خوردن مرغ اضافه کردیم. 20:25.680 --> 20:27.720 ‫تو طعم چیزی که طبیعت ‫خلق کرده رو نچشیدی. 20:27.760 --> 20:29.560 ‫تو طعم چیزی رو چشیدی ‫که آدم‌ها خلق کردن. 20:29.600 --> 20:32.040 ‫این تیکه رو ببینید. ‫اندازه‌ی کله‌ی منه. 20:32.440 --> 20:33.840 ‫فهمیدم. ‫[روز هفتم] 20:33.880 --> 20:36.920 ‫حالا فهمیدم چرا زنجیره‌های مرغ سوخاری ‫همه جا هستن. 20:36.960 --> 20:41.080 ‫این پرنده‌ها سریع رشد می‌کنن، ‫ارزون فروخته می‌شن و چون خیلی بی‌مزه‌ان، 20:41.120 --> 20:43.360 ‫می‌تونی طعم هر چیزی رو بهش بدی. 20:43.400 --> 20:45.680 ‫این واقعاً خیلی خوشمزه‌ست. 20:46.960 --> 20:49.600 ‫پاپایز، که تو نیواورلئان تأسیس شد، 20:49.640 --> 20:51.520 ‫و به خاطر طعم‌هاش محبوبه، 20:51.560 --> 20:53.840 ‫حالا داره خیابون‌های انگلستان رو تسخیر می‌کنه. 20:53.880 --> 20:56.120 ‫فقط تو یه سال، 20:56.160 --> 21:00.520 ‫بریتانیایی‌ها ۸.۷ میلیون ‫از ساندویچ‌های مرغ اونا رو خریدن. 21:00.560 --> 21:03.000 ‫یعنی انگار هر سه ثانیه یکی. 21:03.640 --> 21:06.240 ‫تو آمریکا، وقتی پاپایز ساندویچ مرغ رو عرضه کرد، 21:06.280 --> 21:10.040 ‫حسابی ترکوند، ‫و مردم عقلشون رو از دست دادن. 21:16.320 --> 21:17.960 ‫مردم خیلی بد رفتار می‌کنن. 21:18.000 --> 21:21.200 ‫تو لس‌آنجلس، دو نفر ماشین‌هاشون رو ‫داغون کردن تا برسن به ساندویچی 21:21.240 --> 21:23.840 ‫که با دیوانگی شبکه‌های اجتماعی تغذیه می‌شه. 21:23.880 --> 21:26.760 ‫تو مریلند، یه مرد کشته شد ‫چون نوبت رو رعایت نکرد. 21:26.800 --> 21:29.880 ‫آمریکایی‌ها شروع کردن ‫به انتقاد شدید از پاپایز، 21:29.920 --> 21:33.880 ‫و براشون سؤال شد که دقیقاً ‫تو اون ساندویچ چی بوده. 21:33.920 --> 21:36.600 ‫اگه عاشق اون مرغ‌های پاپایز هستی، 21:36.640 --> 21:38.880 ‫به یکی از اینا نیاز داری. 21:38.920 --> 21:41.840 ‫این برنده‌ی بزرگ همه‌شونه، 21:41.880 --> 21:47.200 ‫با بیشترین تعداد ترکیبات توی تمام بررسی‌هام، ‫با ۱۴۲ ماده‌ی تشکیل‌دهنده. 21:47.240 --> 21:49.600 ‫اصلاً این چطور قانونیه؟ 21:49.920 --> 21:53.280 ‫[لورا اشمیت] ‫[کارشناس سلامت] 21:53.320 --> 21:54.960 ‫مرغ سوخاری، بزن بریم. 21:56.960 --> 22:00.880 ‫این شرکت‌ها دارن هر کاری می‌تونن می‌کنن ‫تا ارزون تموم بشه، 22:00.920 --> 22:02.160 ‫تا دسترسی بهش راحت باشه، 22:02.200 --> 22:05.120 ‫و طوری طعمش رو وسوسه‌انگیز کنن ‫که نتونی بهش نه بگی. 22:05.920 --> 22:08.400 ‫مردم دارن از ترس سکته می‌کنن، ‫چون خوردن این گوشت 22:08.440 --> 22:10.800 ‫می‌تونه پیامدهای جدی ‫برای سلامتی داشته باشه. 22:10.840 --> 22:12.840 ‫لیست ترکیبات رو برمی‌گردونی، 22:12.880 --> 22:15.040 ‫و اگه ۴۵ تا ماده دیدی، 22:15.080 --> 22:18.880 ‫که همه‌شون مواد شیمیایی‌ان که نمی‌شناسی، ‫احتمالاً فوق‌فرآوری‌شده‌ست. 22:18.920 --> 22:23.000 ‫دی‌متیل‌پلی‌سیلوکسان. این یه ماده‌ست ‫که توی خمیر بازی استفاده میشه. 22:23.040 --> 22:28.120 ‫صرف نظر از یه عالمه روغن گیاهی، ‫طعم‌دهنده‌های طبیعی و مصنوعی هم توش هست. 22:28.160 --> 22:29.920 ‫طعم‌دهنده‌های طبیعی و مصنوعی... 22:29.960 --> 22:31.480 ‫این همون بخش سؤال‌برانگیزه، 22:32.320 --> 22:35.200 ‫چون یه مشت مواد شیمیایی‌ان ‫که مجبور نیستن لیستشون کنن. 22:35.240 --> 22:38.080 ‫و اون مواد شیمیایی ممکنه ‫اصلاً تحت نظارت نباشن، 22:38.120 --> 22:42.200 ‫چون توی قوانین فدرال آمریکا ‫یه خلاء قانونی وجود داره. 22:43.160 --> 22:44.440 ‫خوب بود. 22:45.560 --> 22:49.080 ‫حتی تو اروپا، وقتی می‌خوان ‫یه افزودنی شیمیایی رو قانونی کنن، 22:49.120 --> 22:52.280 ‫از شرکت می‌خوان که ثابت کنه بی‌خطره. 22:52.320 --> 22:53.720 ‫توی آمریکا، این کار رو نمی‌کنن. 22:55.160 --> 22:58.360 ‫این شرکت‌ها هستن که تصمیم می‌گیرن ‫چه مواد شیمیایی‌ای بی‌خطرن. 22:59.240 --> 23:03.280 ‫دقیقاً سازمان غذا و داروی ما چه غلطی می‌کنه ‫که اجازه میده این اتفاق بیفته؟ 23:03.320 --> 23:06.440 ‫این غذاها بیماری‌های مزمن رو ترویج میدن. 23:06.480 --> 23:08.920 ‫این نگرانی بزرگی برای سلامتی ماست. 23:12.720 --> 23:15.160 ‫علمی که پشت تولید این غذاهاست، 23:15.200 --> 23:18.280 ‫فکر نمی‌کردم تا این حد افراطی باشه. 23:18.960 --> 23:21.160 ‫می‌دونید چیه؟ می‌خوام خیلی رک باشم. 23:21.200 --> 23:24.000 ‫افتضاحه. اما در عین حال... 23:26.560 --> 23:29.400 ‫یه چیزی توشه که خیلی هوشمندانه‌ست، لعنتی. 23:29.440 --> 23:32.400 ‫یعنی، اصلاً نمی‌تونم بشینم ‫و وانمود کنم که 23:32.440 --> 23:34.400 ‫«نه مرد، این خیلی اشتباهه.» 23:34.440 --> 23:38.400 ‫اینجوریه که، داداش، ‫اونا سیستم رو دور زدن! 23:38.520 --> 23:40.560 ‫خب. من تحقیق کردم، ‫[چگونه ناگت مرغ درست کنیم] 23:40.600 --> 23:45.240 ‫و فست‌فود محبوبمون یعنی ناگت رو ‫به این روش درست می‌کنن. 23:45.280 --> 23:48.240 ‫تکه‌های مرغ توی کارخونه له میشن 23:48.280 --> 23:51.000 ‫و به یه خمیر گوشتی تبدیل میشن. 23:51.040 --> 23:54.520 ‫بعد با افزودنی‌های شیمیایی ‫و ادویه مخلوط میشه 23:54.560 --> 23:57.160 ‫تا اون گوشت بی‌مزه دوباره طعم مرغ بگیره. 23:57.200 --> 23:59.040 ‫یه بافتی بهش میده که توی دهن آب میشه، 23:59.080 --> 24:02.240 ‫و بعد اونقدر ماندگاری داره که ‫به سراسر دنیا فرستاده بشه. 24:02.960 --> 24:04.040 ‫بخش عجیبش اینجاست. 24:04.080 --> 24:08.600 ‫دانشمندان مواد غذایی، ترکیب بی‌نقصی ‫از نمک و چربی رو مهندسی کردن 24:08.640 --> 24:10.440 ‫تا بیش‌ازحد وسوسه‌انگیزش کنن، 24:10.480 --> 24:12.080 ‫یعنی خیلی خوشمزه‌ست، 24:12.120 --> 24:14.080 ‫و نمی‌تونی دست از خوردنش برداری. 24:14.920 --> 24:18.480 ‫حتی یه مقیاس وجود داره که نشون میده ‫این غذاها چقدر وسوسه‌انگیزن. 24:18.520 --> 24:19.560 ‫و این رو ببینید. 24:19.600 --> 24:22.840 ‫غذاهایی که من می‌خوردم؟ ‫فوق‌العاده وسوسه‌انگیز بودن. 24:25.280 --> 24:29.200 ‫مغز ما طوری طراحی نشده که بتونه 24:29.240 --> 24:34.640 ‫این حجم از تجربه رو توی مصرف ‫روزانه‌ی غذایی مدیریت کنه و بیش‌ازحد نخوره. 24:36.000 --> 24:41.360 ‫اتفاقی نیست که وقتی غذاهای فوق‌فرآوری‌شده ‫بازار رو قبضه می‌کنن، 24:41.400 --> 24:45.960 ‫علاوه بر چاقی، شاهد افزایش ‫اختلالات تغذیه هم هستیم. 24:46.000 --> 24:48.480 ‫پس شکی نیست 24:48.520 --> 24:51.600 ‫که اونا دارن غذا رو طوری طراحی می‌کنن ‫که وادارت کنن بخوری، 24:51.640 --> 24:53.600 ‫و احتمالاً بیش‌ازحد بخوری. 24:55.440 --> 24:57.000 ‫رقابت اونقدر شدیده 24:57.040 --> 25:00.560 ‫که زنجیره‌های بزرگ مطمئن میشن ‫شما مرغ اونا رو انتخاب کنید، 25:00.600 --> 25:03.840 ‫اونم با استخدام تیم‌هایی از دانشمندان حسی، 25:03.880 --> 25:06.600 ‫و من تونستم یکی‌شون رو ‫راضی کنم من رو ببینه 25:06.640 --> 25:09.080 ‫و بعضی از رازهاشون رو فاش کنه. 25:10.080 --> 25:11.720 ‫اگه داری این کارو می‌کنی، 25:11.760 --> 25:13.400 ‫و موضوع مرغ سوخاریه، 25:13.440 --> 25:16.520 ‫پس حدس می‌زنم که باید سیاه‌پوست باشی. ‫می‌فهمی چی میگم؟ 25:17.680 --> 25:18.640 ‫اوه، لعنتی! 25:18.680 --> 25:20.880 ‫دیدی، دقیقاً همون‌طوری بود که فکر می‌کردم. 25:21.920 --> 25:23.960 ‫- آره، چه خبر؟ اوضاع چطوره؟ ‫- سلام مو! 25:24.000 --> 25:25.680 ‫- چه خبر، رفیق؟ ‫- از دیدنت خوشحالم. 25:25.720 --> 25:29.280 ‫دقیقاً همون‌طوری هستی که فکر می‌کردم. ‫دمت گرم، رفیق. 25:31.000 --> 25:32.320 ‫بسیار خب. 25:33.000 --> 25:35.600 ‫- خب. ‫- قراره امروز اینجا جادومون رو اجرا کنیم. 25:35.640 --> 25:41.000 ‫به من گفتن که تو کارشناس طعم مرغ هستی. 25:41.040 --> 25:44.320 ‫تو کارشناس خودتی. چیزی که دوست داری، ‫توش کارشناسی، خب؟ ‫[سیلکه استیونز - استاد تُردی] 25:44.360 --> 25:47.600 ‫اما من در واقع یک دانشمند حسی ‫و علوم مصرف‌کننده هستم. 25:47.640 --> 25:50.400 ‫- مدرک داری و این‌جور چیزها. ‫- آره، مدرک دارم و این‌جور چیزها. 25:50.440 --> 25:52.120 ‫- بیخیال! ‫- چندین مدرک. 25:52.160 --> 25:54.800 ‫بذار بدونن داداش. ‫تیک‌تاک نیست. 25:54.840 --> 25:58.880 ‫تیک‌تاک نیست. من واقعاً دانشمندم ‫و شیمی‌دان مواد غذایی هستم. 25:58.920 --> 26:02.600 ‫توی ذهنم، فقط یه روپوش آزمایشگاهی می‌بینم ‫با کسی مثل خودت، 26:02.640 --> 26:04.240 ‫و صدای «بفرما، به دستش آوردیم.» 26:04.280 --> 26:08.400 ‫قطعاً اون دانشمند دیوانه‌ی درونم ‫توی آزمایشگاهه، 26:08.440 --> 26:12.520 ‫که با حواس کار می‌کنه، ‫اما با جنبه‌ی احساسی قضیه هم کار داره. 26:12.560 --> 26:16.240 ‫پس مردم می‌خوان سفارش بدن ‫و دوباره و دوباره مصرفش کنن، درسته؟ 26:16.280 --> 26:18.480 ‫داری دست می‌ذاری روی روان مردم، نه؟ 26:19.400 --> 26:24.840 ‫دانشمندان حسی در سراسر جهان کمک می‌کنن ‫تا تک‌تک عناصر مرغ سوخاری به کمال برسه. 26:24.880 --> 26:25.920 ‫یه مدل باربیکیویی. 26:25.960 --> 26:30.400 ‫سیلکه برای یکی از بزرگ‌ترین فست‌فودهای ‫زنجیره‌ای مرغ سوخاری آمریکا کار کرده... 26:30.440 --> 26:31.320 ‫بزن بریم. 26:31.360 --> 26:33.000 ‫که داره راهش رو به انگلستان باز می‌کنه. 26:33.040 --> 26:34.720 ‫یکی از تخصص‌هاش؟ 26:35.720 --> 26:37.360 ‫تُردی! 26:37.400 --> 26:41.760 ‫چیزی که ما دنبالش هستیم، ‫شاخص‌هایی هست که به ما سیگنال میده 26:41.800 --> 26:43.600 ‫که این محصول وسوسه‌انگیزه. 26:43.640 --> 26:46.640 ‫و وقتی چیزی وسوسه‌انگیز باشه چی میشه؟ ‫مصرف‌کنندگان دوباره برمی‌گردن. 26:46.680 --> 26:47.560 ‫یه گاز بزن. 26:47.600 --> 26:50.120 ‫ببین چه صدایی میده، چه حسی داره، ‫چطور تکه‌تکه میشه. 26:55.200 --> 26:57.680 ‫- این معرکه‌ست. وای خدای من. ‫- آره. 26:58.560 --> 27:03.080 ‫برای مصرف‌کننده‌ها، ‫صدا سیگنال تازگی و کیفیت میده. 27:03.120 --> 27:08.240 ‫اما همچنین با مرکز پاداش ‫مغزمون هم کار می‌کنه. 27:08.280 --> 27:09.200 ‫من هوسش نمی‌کنم، 27:09.240 --> 27:10.760 ‫اما وقتی می‌خورمش... 27:11.360 --> 27:12.920 ‫مرکز پاداش مغزت فعال میشه، 27:12.960 --> 27:15.160 ‫و میگه: «اوه، این خوبه.» 27:15.200 --> 27:18.800 ‫دوپامین داره کل صورتم رو می‌گیره. ‫حس می‌کنم روشن شده. 27:18.840 --> 27:20.080 ‫مثل کراک می‌مونه. 27:20.600 --> 27:22.520 ‫- من هیچوقت امتحانش نکردم. ‫- وقتی خوب باشه، خوبه. 27:22.560 --> 27:24.120 ‫اما، آره. تو امتحانش کردی؟ 27:24.560 --> 27:25.560 ‫نه. 27:25.920 --> 27:27.800 ‫ازت خوشم میاد، می‌دونی؟ ‫آدم باحالی هستی. 27:35.320 --> 27:36.320 ‫هی. 27:36.960 --> 27:38.880 ‫آره، داداش. چه خبر مرد؟ 27:38.920 --> 27:42.600 ‫خوبم رفیق. دارم یه غذای سریع می‌زنم. ‫چی میگی؟ 27:42.640 --> 27:45.280 ‫توی دو سه روز گذشته ‫با کلی متخصص آشنا شدم. 27:45.320 --> 27:46.640 ‫اوه، جدی؟ 27:46.680 --> 27:47.680 ‫آره مرد. 27:48.360 --> 27:50.480 ‫می‌دونی یکی از ترکیباتی که استفاده می‌کنن، 27:50.520 --> 27:54.560 ‫توی روان‌کننده‌ها استفاده میشه. 27:55.120 --> 27:57.680 ‫نه! بیخیال مرد. 27:58.400 --> 27:59.880 ‫جون تو، روان‌کننده؟ 28:00.440 --> 28:02.240 ‫کی فکرش رو می‌کرد ‫اون بره توی برگر، داداش؟ 28:03.080 --> 28:05.440 ‫داداش... پس، وایسا، صبر کن. 28:05.560 --> 28:07.200 ‫خیلی چیزها بهشون اضافه میشه 28:07.200 --> 28:10.040 ‫که به طور مصنوعی مهندسی شدن 28:10.040 --> 28:14.160 ‫تا بهت تجربه‌ی بهتری بدن ‫و باعث شن برگردی و بازم بخوری. 28:14.200 --> 28:16.040 ‫حالا که این همه اطلاعات به دست آوردی 28:16.080 --> 28:19.160 ‫چه حسی در مورد خوردن این‌همه مرغ داری؟ 28:21.280 --> 28:22.600 ‫نمی‌دونم، والا. 28:23.360 --> 28:24.760 ‫فکر کنم خوب پیش میره. 28:24.800 --> 28:27.480 ‫خوشحالم که بهش خوش می‌گذره، ‫یا حداقل این‌طور به نظر می‌رسه. 28:28.720 --> 28:33.600 ‫اما ذاتش به عنوان یکمدین اینه که ‫همیشه نقش آدم شاد رو بازی کنه. 28:35.520 --> 28:38.600 ‫فقط یکم نگرانم که شاید چیزهای نهفته‌ای ‫وجود داشته باشه. 28:40.920 --> 28:43.920 ‫دارم فیله‌مرغ می‌خورم ‫مرغ توی سس‌ها 28:44.480 --> 28:46.680 ‫مرغ، باعث میشه انگشت‌هام رو لیس بزنم 28:47.280 --> 28:48.520 ‫یه هفته و نیم شده... 28:48.560 --> 28:51.560 ‫- آره رفیق! لعنتی! ‫- و دارم لذت می‌برم. 28:51.600 --> 28:54.560 ‫- ولی صادقانه بگم. ‫- چیزی جز یه وعده گیرت نمیاد، رفیق. 28:54.600 --> 28:56.720 ‫هنوز نمی‌تونم این حس ناخوشایند 28:56.760 --> 28:59.920 ‫سیاه‌پوست بودن و جلوی دوربین مرغ ‫سوخاری خوردن رو از سرم بیرون کنم. 29:02.120 --> 29:04.280 ‫یعنی، این اصلاً از کجا میاد؟ 29:06.280 --> 29:07.680 ‫فکر کنم می‌دونم از کی بپرسم. 29:17.440 --> 29:22.720 ‫دارم میرم سراغ ریشه‌های مرغ سوخاری ‫توی یه کلیسای جنوبی برای شام یکشنبه. 29:22.760 --> 29:26.840 ‫اینجا، مرغ سریع پخته میشه، ‫اما پر از روحه. 29:36.320 --> 29:38.320 ‫میشه این تیکه بزرگ رو بدین، لطفاً؟ 29:38.920 --> 29:40.760 ‫خیلی ممنونم. 29:42.400 --> 29:44.960 ‫اومدن به اینجا، دیدن این‌که ‫همه دور هم جمع میشن و... 29:45.000 --> 29:47.920 ‫آره، این مرغ سوخاریه، ‫ولی فراتر از این حرف‌هاست. 29:47.960 --> 29:50.480 ‫بحث غذا خوردن با خانواده‌ست. 29:50.520 --> 29:52.560 ‫اون عشقیه که توش نهفته‌ست. 29:53.280 --> 29:57.480 ‫جالبه که چطور چیزی به این سادگی، 29:57.520 --> 29:59.360 ‫توسط شرکت‌های بزرگ زرق‌وبرق داده شده 29:59.400 --> 30:02.840 ‫و موسیقی گریم و سلبریتی‌ها پشتش در اومدن. 30:03.760 --> 30:05.760 ‫یکی از چیزهایی که ناراحتم می‌کنه اینه که 30:05.800 --> 30:08.160 ‫حالا مردم دارن مرغ سوخاری می‌خورن، ‫[آدرین میلر - محقق غذای روح] 30:08.200 --> 30:11.960 ‫و نبوغ اون آشپزهای سیاه‌پوستی که ‫به کمال رسوندنش رو نادیده می‌گیرن. 30:12.000 --> 30:14.240 ‫سفری برای دیدن یکی از عمارت‌های مزرعه‌داری 30:14.280 --> 30:16.920 ‫که قبل از جنگ داخلی ساخته شده بودن. 30:17.480 --> 30:21.720 ‫قدیم‌ها، برده‌های زن، برای صاحب‌مزرعه‌ها ‫مرغ سوخاری درست می‌کردن. 30:23.080 --> 30:26.720 ‫حالا بریم به دهه‌ی ۱۸۶۰، ‫بعد از لغو برده‌داری، 30:26.760 --> 30:30.480 ‫آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار به کامل کردن ‫و فروختن این غذا ادامه دادن. 30:31.640 --> 30:35.360 ‫اما سفیدپوست‌های آمریکا شروع کردن ‫به مسخره کردنش توی فرهنگ عامه، 30:35.400 --> 30:38.960 ‫و سیاه‌پوست‌ها رو به عنوان ‫جنایتکارهای مرغ‌دزد به تصویر می‌کشیدن. 30:39.640 --> 30:43.240 ‫بعد در سال ۱۹۱۵ «تولد یک ملت» اومد، 30:43.280 --> 30:45.160 ‫بزرگ‌ترین فیلم زمان خودش، 30:45.200 --> 30:49.520 ‫که شامل نمایش‌های توهین‌آمیز ‫از سیاه‌پوست‌های آمریکایی مرغ‌خور بود. 30:50.280 --> 30:52.520 ‫این به تثبیت کلیشه‌ها کمک کرد، 30:52.560 --> 30:57.520 ‫تا جایی که بعضی کسب‌وکارها حتی از این کلیشه‌ی ‫نژادپرستانه برای بازاریابی استفاده کردن. 30:59.560 --> 31:01.960 ‫ورود سرهنگ ساندرز. 31:03.320 --> 31:05.440 ‫اونجا بودم، فقط ۴۰ سالم بود 31:06.240 --> 31:09.480 ‫و یه چاشنی مخصوص ۱۱ ادویه ‫و سبزیجات رو درست کردم 31:09.520 --> 31:11.280 ‫و یه روش خاص برای سوخاری کردن مرغ. 31:11.320 --> 31:14.320 ‫و محصولی داشتم که واقعاً محشر بود. 31:14.360 --> 31:17.280 ‫کی‌اف‌سی، وقتی بچه بودم، 31:17.320 --> 31:20.680 ‫یه جورایی فکر می‌کردم سرهنگ مردی بوده ‫که مرغ سوخاری رو اختراع کرده. 31:20.720 --> 31:22.800 ‫اون چطور خودش رو وارد این جریان کرد؟ 31:22.840 --> 31:27.120 ‫اون یه متصدی پمپ‌بنزین بود ‫که یه رستوران هم داشت. 31:27.160 --> 31:28.720 ‫اینجوری شروع کرد. 31:28.760 --> 31:31.160 ‫اگه فقط یه شهروند فوق‌العاده باشی، 31:31.200 --> 31:33.040 ‫می‌تونی بشی یه سرهنگ کنتاکی. 31:33.080 --> 31:35.080 ‫این معادل کنتاکی برای لقب شوالیه‌ست. 31:35.120 --> 31:38.120 ‫- واقعاً؟ ‫- آره. اون این رو میگیره و ازش بهره‌برداری می‌کنه. 31:38.960 --> 31:42.680 ‫پس، کت و شلوار سفید، نماد مرد ‫مرفهی بود که صاحب مزرعه‌ست. 31:42.720 --> 31:44.040 ‫چون توهم اینه که، 31:44.080 --> 31:47.000 ‫«هی، من آدم‌های سیاه‌پوست رو دارم ‫که این کارها رو برام انجام میدن.» 31:47.600 --> 31:49.280 ‫اون توی بازاریابی خوب بود. 31:49.320 --> 31:53.360 ‫اما داره روی این احساسات عمیق ‫درباره‌ی جنوب دست میذاره، نه؟ 31:53.400 --> 31:56.480 ‫و اون برای خیلی از مشتری‌هاش آرامش‌بخش بود. 31:56.520 --> 31:58.320 ‫خیلی از جاها هنوزم این کار رو می‌کنن، نه؟ 31:58.360 --> 32:02.160 ‫اونا روی این تم‌های عمیقاً ریشه‌دار ‫نوستالژی جنوبی دست میذارن. 32:02.200 --> 32:03.720 ‫و «آمریکا را دوباره باشکوه کنیم»، 32:03.760 --> 32:06.160 ‫که برای نیاکان من اصلاً باشکوه نبود، نه؟ 32:06.200 --> 32:08.080 ‫پس، همه‌ی این مسائل در جریانه. 32:08.120 --> 32:10.840 ‫پس اون از این موضوع استفاده می‌کنه ‫و کلی پول به جیب می‌زنه. 32:10.880 --> 32:14.680 ‫و حتی بعد از این‌که شرکت رو ‫به یه مبلغ خوب فروخت، 32:14.720 --> 32:17.280 ‫کسایی که شرکت رو گرفتن ‫بیشتر و بیشتر از اون موضوع استفاده کردن، 32:17.320 --> 32:19.560 ‫- و واقعاً کار رو ترکوندن. ‫- وای. 32:21.280 --> 32:25.440 ‫حالا، کی‌اف‌سی بزرگ‌ترین ‫زنجیره‌ی مرغ سوخاری دنیاست، 32:25.480 --> 32:28.840 ‫با شعبه‌هایی در ۱۴۹ کشور. 32:28.880 --> 32:31.320 ‫ژاپنی‌ها برای کریسمس کی‌اف‌سی می‌خورن. 32:31.360 --> 32:34.520 ‫در بلوم‌فانتین برای شهر کنتاکی، عزیزم. 32:34.560 --> 32:36.040 ‫بزن بریم! 32:37.040 --> 32:42.440 ‫در سطح جهانی، اونا سالانه ‫بیش از ۲۷ میلیارد پوند فروش دارن. 32:42.480 --> 32:44.480 ‫این کلی بال مرغه! 32:45.760 --> 32:49.280 ‫کی‌اف‌سی برای مدت خیلی طولانی‌ای ‫شماره یک انگلستان بوده. 32:49.880 --> 32:51.400 ‫اونا خیابان‌های اصلی رو قبضه کردن. 32:51.440 --> 32:54.520 ‫در واقع، اونا جاده‌ها و ایستگاه‌های ‫خدمات بین‌راهی رو هم قبضه کردن. 32:54.560 --> 32:58.440 ‫و قراره در چند سال آینده ‫۱.۵ میلیارد پوند خرج کنن 32:58.440 --> 33:01.480 ‫فقط برای مهندسی و تثبیت جایگاه قوی‌شون. 33:01.520 --> 33:04.160 ‫و این دقیقاً همون چیزیه که ‫بهش میگن «تصاحب بازار». 33:04.200 --> 33:06.600 ‫اونا مطمئن میشن که همچنان شماره یک بمونن. 33:11.320 --> 33:14.000 ‫تقریباً به نیمه‌ی آزمایش رسیدم، ‫[روز یازدهم] 33:15.520 --> 33:17.840 ‫و دیگه اون حس و حال خوب رو نداره. 33:17.880 --> 33:19.520 ‫مرغ سوخاری و یه قهوه. 33:24.600 --> 33:27.520 ‫الان ده روزه که دارم ‫این غذا رو می‌خورم، نه؟ 33:28.760 --> 33:30.480 ‫غذا واقعاً خیلی خوشمزه‌ست. 33:30.520 --> 33:32.800 ‫اما می‌تونم تغییر وزن رو توی بدنم ببینم، 33:32.840 --> 33:36.280 ‫که نگاه کردن بهش توی آینه اصلاً حس ‫خوبی نداره و فقط نگاه می‌کنی... 33:36.320 --> 33:38.200 ‫خودت رو می‌بینی و میگی، اوه لعنتی. 33:39.440 --> 33:41.880 ‫ولی قطعاً همون آدم همیشگی نیستم، 33:42.720 --> 33:44.080 ‫خیلی کُند و بی‌حالم. 33:44.880 --> 33:49.560 ‫حقیقتش اینه که خیلی سخت‌تر ‫از اون چیزیه که فکر می‌کردم. 33:51.120 --> 33:54.680 ‫بعد از یه مدت، دچار نفخ میشه. 33:55.280 --> 33:56.320 ‫خسته. 33:57.120 --> 33:59.960 ‫سیستم گوارشش آسیب خواهد دید. 34:00.000 --> 34:04.040 ‫باکتری‌های مفیدی که اونجا زندگی می‌کنن، ‫که بهشون میکروبیوم میگن، 34:04.080 --> 34:05.760 ‫دچار عدم تعادل میشن. 34:06.840 --> 34:10.120 ‫انتظار دارم که شروع ‫به تجربه‌ی دل‌درد کنه، 34:10.160 --> 34:13.080 ‫شاید تغییراتی در عادات ‫اجابت مزاجش ایجاد شه، 34:13.120 --> 34:17.640 ‫احتباس مایعات، تمایل به خواب زیاد، ‫یا خواب آشفته داشته باشه. 34:19.280 --> 34:24.320 ‫اون میکروبیوم‌ها هورمون‌های شادی ‫مثل سروتونین رو تولید می‌کنن. 34:24.920 --> 34:28.920 ‫پس از نظر عاطفی تحت تأثیر قرار می‌گیره. 34:29.800 --> 34:31.800 ‫من ۴۲ وعده رو خوردم، 34:31.840 --> 34:35.760 ‫و باید اعتراف کنم، ‫دکتر دقیقاً درست میگه. 34:40.160 --> 34:42.040 ‫عه، ساعت ۱ صبحه. 34:42.640 --> 34:44.040 ‫خیلی دیر غذا خوردم. 34:45.000 --> 34:49.000 ‫این احتمالاً یکی از اولین شب‌هاییه ‫که واقعاً نمی‌تونم بخوابم. 34:49.040 --> 34:50.920 ‫فقط بیدارم. کلافه‌ام. 34:52.160 --> 34:54.400 ‫واقعاً مغزت رو داغون می‌کنه، مرد. 34:54.440 --> 34:57.760 ‫یه لحظه فکر می‌کنی، ‫«وای، دارم بهترین غذای عمرم رو می‌خورم.» 34:57.800 --> 35:00.040 ‫اما بعدش وقت‌هایی هست که، مثلاً، 35:00.080 --> 35:02.600 ‫دلم لک زده برای یکم میوه، می‌دونی؟ 35:06.720 --> 35:09.000 ‫بعضی‌وقت‌ها هست که می‌خوام تسلیم بشم. 35:09.040 --> 35:12.720 ‫بعضی‌وقت‌ها هست که با خودم میگم، 35:12.760 --> 35:15.040 ‫فکر نمی‌کنم بعد از این دیگه ‫مرغ سوخاری بخورم. 35:17.320 --> 35:18.400 ‫می‌دونی. 35:19.600 --> 35:20.720 ‫ساعت ۱ صبحه، 35:21.440 --> 35:24.760 ‫و نمی‌تونم بخوابم ‫به خاطر مرغ سوخاری لعنتی. 35:29.840 --> 35:31.320 ‫یه روز جدید. 35:31.320 --> 35:32.280 ‫[صبحانه] 35:32.320 --> 35:34.200 ‫صبحانه، فیله‌ی مرغ. 35:35.560 --> 35:41.400 ‫اونا مرغ رو جوری به تصویر کشیدن که انگار ‫از گوشت قرمز برای بدن سالم‌تر یا بهتره، 35:42.120 --> 35:44.880 ‫و به این میگن «سالم‌نمایی» 35:45.440 --> 35:48.120 ‫اما این ایده که یه ناگت مرغ 35:48.160 --> 35:51.600 ‫یه جورایی از یه بیگ‌مک سالم‌تره، 35:51.640 --> 35:52.760 ‫این جای بحث داره. 35:54.720 --> 35:57.960 ‫فقط ادامه پیدا می‌کنه، وادارت می‌کنه ‫بخوری و بخوری و بخوری. 35:58.000 --> 36:00.920 ‫یه غذایی مثل مرغ سوخاری فست‌فودی، 36:00.960 --> 36:02.400 ‫می‌دونید، چقدر می‌تونه بد باشه؟ 36:02.440 --> 36:05.600 ‫اما همین الان، می‌بینیم که فقط در آمریکا ‫[اشلی گیرهارت - پروفسور روانشناسی] 36:05.640 --> 36:08.440 ‫هر چهار دقیقه یک نفر 36:08.480 --> 36:10.840 ‫به خاطر بیماری‌های مرتبط با ‫غذای فوق‌فرآوری‌شده می‌میره. 36:11.960 --> 36:15.280 ‫و این فقط توی کشورهای غربی اتفاق نمی‌افته. 36:15.320 --> 36:17.240 ‫ما واقعاً توی یه بحران سلامت جهانی هستیم. 36:18.400 --> 36:20.760 ‫امسال نقطه عطفی بود 36:20.800 --> 36:25.760 ‫که تعداد کودکان چاق ‫از کودکان گرسنه بیشتره... 36:25.800 --> 36:27.120 ‫در سطح جهان. 36:30.440 --> 36:33.720 ‫[شیکاگو] ‫[تله‌ی مرغ] 36:36.160 --> 36:39.560 ‫من تو شیکاگو هستم، ‫مقر اصلی مک‌دونالد، 36:39.600 --> 36:41.080 ‫پیشگامان فست‌فود. 36:41.640 --> 36:43.840 ‫فکر نمی‌کنم واقعاً بتونم این رو تموم کنم. 36:44.600 --> 36:47.520 ‫اومدم اینجا که یکی از اهالی شیکاگو رو ببینم 36:47.560 --> 36:50.440 ‫که قراره به من نشون بده ‫زنجیره‌های فست‌فود چه تأثیری 36:50.480 --> 36:52.160 ‫روی جامعه‌اش گذاشتن. 36:52.200 --> 36:54.120 ‫- سلام مو! ‫- خوبی؟ 36:54.160 --> 36:56.760 ‫- آره، خوبم. ‫- از دیدنت خوشحالم. ممنون که اومدی. 36:56.800 --> 36:58.160 ‫اسم مستعار تو هم موئه؟ 36:58.200 --> 37:00.640 ‫- آره، منم مو هستم. ‫- از یه مو به یه موی دیگه. 37:04.720 --> 37:09.200 ‫اینجا محله‌ی اوک پارکه، پس این به عنوان ‫یکی از مناطق خوب شیکاگو شناخته میشه. 37:10.560 --> 37:12.520 ‫- منطقه‌ی خیلی قشنگیه. ‫- آره. 37:12.560 --> 37:15.760 ‫ما از کنار کلی مغازه رد شدیم، ‫اما اینا قنادی‌های بامزه‌ان، 37:15.800 --> 37:18.880 ‫اینا غذاهای محلی‌ان، ‫مثل اون تاکوفروشی اونجا. 37:20.040 --> 37:24.640 ‫اینجا همه چی باکلاس‌تره ‫و برای همین چیزها گرون‌ترن. 37:24.680 --> 37:28.080 ‫اما ما داریم می‌ریم به سمت ‫وست گارفیلد پارک، 37:28.120 --> 37:30.000 ‫که جاییه که من توش بزرگ شدم. 37:30.040 --> 37:32.280 ‫قطعاً می‌تونی تغییر رو ببینی. 37:38.120 --> 37:40.280 ‫من بهش میگم یه بیابان غذایی. 37:41.720 --> 37:44.960 ‫خب، همه جا فست‌فوده. 37:45.000 --> 37:48.320 ‫یه محله رو می‌شناسم که یه مک‌دونالد داره، ‫یه تاکو بل داره، 37:48.360 --> 37:52.800 ‫یه وندیز داره، یه پاپایز داره، ‫دومینوز داره، ساب‌وی داره. 37:52.840 --> 37:55.320 ‫انگار، خب، پس سوپرمارکت کجاست؟ 37:55.360 --> 37:58.760 ‫خودت می‌بینی، این یکی از سوپرمارکت‌هاست ‫که اون پشته. 37:58.800 --> 38:01.960 ‫و اونا عکس مواد غذایی رو روشون دارن، 38:02.000 --> 38:05.680 ‫اما وقتی واقعاً وارد میشی، فقط چیپس ‫و آب‌میوه هست، چیزهایی از این دست. 38:05.720 --> 38:07.800 ‫- هویج نیست؟ ‫- نه، هویج نیست. 38:07.840 --> 38:09.400 ‫قارچ؟ گوجه‌فرنگی هست؟ 38:09.440 --> 38:12.320 ‫نه. شاید تخم‌مرغ، اگه بری مثلاً یه جای خوب. 38:12.360 --> 38:17.560 ‫این عجیبه، چون حتی مال ما هم تخم‌مرغ ‫توش هست... تخم‌مرغ حداقل قضیه‌ست. 38:17.600 --> 38:21.200 ‫اوضاع اینطوریه که مجبوری ‫چیزی که جلوته رو برداری. 38:21.960 --> 38:25.160 ‫مفهوم بیابان غذایی از انگلستان اومده. 38:25.200 --> 38:27.160 ‫در واقع از اسکاتلند. 38:27.200 --> 38:31.880 ‫این برای توصیف مناطقی استفاده میشه ‫که فقط غذای ناسالم توش هست. ‫[سونیا گریر - پروفسور بازاریابی] 38:32.480 --> 38:36.400 ‫و شرکت‌های فست‌فود قطعاً ‫جوامع کم‌درآمد رو هدف قرار میدن. 38:37.240 --> 38:39.680 ‫این بخشی از مدل کسب و کارشونه. 38:39.720 --> 38:44.880 ‫و تخمین زده میشه که در سال ۲۰۲۵، ‫حدود ۱۹ میلیون نفر، 38:44.920 --> 38:48.400 ‫یا ۶ درصد از جمعیت آمریکا، ‫در یک بیابان غذایی زندگی می‌کنن. 38:48.440 --> 38:50.520 ‫و در واقع این تا حدودی غارتگرانه‌ست، 38:50.560 --> 38:54.280 ‫چون اینا مصرف‌کنندگانی هستن که ممکنه ‫گزینه‌های دیگه‌ای نداشته باشن. 38:55.120 --> 38:57.880 ‫- رسیدیم. می‌خوای شارکس رو امتحان کنی؟ ‫- بیا شارکس رو امتحان کنیم. 38:58.440 --> 39:01.760 ‫برای امنیت شما، این پارکینگ ‫تحت نظارت دوربین‌هاست. 39:01.800 --> 39:05.360 ‫می‌تونی با ۱۵ دلار ۲۰ تا بال مرغ ‫و سیب‌زمینی بگیری. 39:05.400 --> 39:08.160 ‫این یه عالمه مرغ خیلی ارزونه. 39:08.800 --> 39:11.000 ‫همچنین، متوجه شدم که ‫هیچ میز و صندلی‌ای اینجا نیست. 39:11.040 --> 39:13.600 ‫نه، اینجا از اون جاهایی نیست ‫که بشینی و غذا بخوری. 39:13.640 --> 39:15.840 ‫- کاملاً منطقیه. ‫- فست‌فوده. بگیر و ببر. 39:15.880 --> 39:18.040 ‫- بفرما آقا. ‫- خیلی ممنون، داداش. 39:18.080 --> 39:20.080 ‫دمت گرم، مرد. 39:20.120 --> 39:23.320 ‫بیابان‌های غذایی فقط یه مشکل آمریکایی نیستن. 39:23.360 --> 39:24.840 ‫توی خونه‌ی خودم انگلستان، 39:24.880 --> 39:29.800 ‫فقیرترین محله‌ها پنج برابر بیشتر از ‫محله‌های ثروتمند، فست‌فود دارن، 39:29.840 --> 39:35.520 ‫و در سراسر انگلستان بیش از ۱.۲ میلیون نفر ‫در بیابان‌های غذایی زندگی می‌کنن. 39:35.560 --> 39:37.680 ‫- این مامانه؟ ‫- هی! چه خبر، بچه‌ها؟ 39:37.720 --> 39:39.480 ‫- سلام، مامان. چطوری؟ خوبی؟ ‫- خوبم. 39:39.520 --> 39:41.680 ‫- بذار اول کفش‌هام رو دربیارم. ‫- لازم نیست. 39:41.720 --> 39:43.400 ‫مجبورم مامان. توی خونه‌ی شمام. 39:44.000 --> 39:45.920 ‫- مرغ! ‫- آره. بفرما اینم برای تو. 39:45.960 --> 39:46.840 ‫ممنون. 39:46.880 --> 39:48.800 ‫کوئینتنل، مامان مینی‌مو، 39:48.840 --> 39:53.360 ‫از کادر درمانه و همه چی رو درباره ‫اثرات بیابان‌های غذایی می‌دونه. 39:53.400 --> 39:55.680 ‫- خیلی دلسرد‌کننده‌ست. ‫- اوهوم. 39:55.720 --> 39:58.720 ‫نوشیدنی‌فروشی‌ها، ‫و فست‌فودفروشی‌ها، 39:58.760 --> 40:00.480 ‫و ساختمان‌های متروکه، 40:00.520 --> 40:04.200 ‫و عه... فقط هر چیزی که همراه اینا میاد. ‫[کوئینتنل - فعال سلامتی محلی] 40:04.240 --> 40:06.120 ‫- یعنی، می‌تونی از اون پنجره نگاه کنی... ‫- آره. 40:06.160 --> 40:07.840 ‫و اون ساختمان‌ها رو ببینی. 40:07.880 --> 40:10.560 ‫کسی که اون پایین زندگی می‌کنه، ‫دسترسی‌اش به مراقبت، 40:10.600 --> 40:14.400 ‫دسترسی‌اش به غذا، ‫دسترسی‌اش به همه‌ی اون چیزها. 40:14.440 --> 40:19.880 ‫امید به زندگی‌شون، ‫تقریباً ۱۶ سال از من بیشتره، 40:19.920 --> 40:21.120 ‫که دارم اینجا زندگی می‌کنم. 40:21.160 --> 40:22.280 ‫خدای من! 40:22.320 --> 40:25.000 ‫- به این میگن شکاف مرگ. ‫- آره. 40:26.120 --> 40:31.640 ‫ما می‌دونیم که اون مرغ‌فروشی‌ها ‫و فست‌فودها بهترین نیستن، 40:31.680 --> 40:33.760 ‫اما ارزونن. 40:33.800 --> 40:37.320 ‫می‌تونم بچه‌هام رو سیر کنم ‫و می‌دونم که شکمشون پر میشه. 40:37.360 --> 40:41.600 ‫هیچوقت احساس کردی که ‫با بعضی از این بیابان‌های غذایی، 40:41.640 --> 40:46.600 ‫اونا جوری طراحی شدن که مردم رو ‫به خوردن غذای بد عادت بدن؟ 40:46.640 --> 40:49.240 ‫یعنی، آره، من فکر می‌کنم. ‫فکر می‌کنم همین‌طوره. 40:49.280 --> 40:54.200 ‫و این خیلی فریبکارانه‌ست. ‫خیلی گمراه‌کننده‌‌ست. عه... 40:54.240 --> 40:59.400 ‫- و حتی بیشتر، عواقبش وحشتناکه. ‫- آره. 40:59.440 --> 41:02.520 ‫ما داریم می‌میریم. و فکر می‌کنی ‫که غذا نقشی توش نداره؟ 41:03.120 --> 41:06.160 ‫نقش داره، چون اینا باعث فشار خون بالا میشن، 41:06.200 --> 41:11.000 ‫کلسترول بالا، قند خون و دیابت میارن. 41:11.040 --> 41:13.520 ‫همه‌ی اینا، دارن به جامعه تحمیل میشن 41:13.560 --> 41:16.320 ‫چون تو همون چیزی هستی که می‌خوری. 41:16.360 --> 41:19.560 ‫- آره. ‫- و اینجوریه که نمیشه... 41:22.960 --> 41:24.120 ‫این فقط... 41:25.080 --> 41:27.080 ‫آزاردهنده‌‌ست و با عقل جور در نمیاد. 41:27.120 --> 41:28.320 ‫برات... 41:29.360 --> 41:33.480 ‫- برات سخته؟ ‫- آره. سخته. سخته. 41:33.520 --> 41:36.560 ‫و نباید انقدر سخت باشه، 41:36.600 --> 41:39.520 ‫مخصوصاً برای چیزی به سادگی غذا. 41:42.160 --> 41:43.040 ‫ممنون. 41:43.080 --> 41:45.120 ‫- خواهش می‌کنم. ‫- از وقتی که گذاشتی ممنونم. 41:45.160 --> 41:47.400 ‫ممنون که من رو راه دادی، مامان. ‫واقعاً ازت ممنونم. 41:47.440 --> 41:52.920 ‫وقتی این سفر رو شروع کردم، ‫هیچوقت نمی‌دونستم بیابان غذایی چیه. 41:55.120 --> 41:57.840 ‫اما وقتی میری توی اون محله، 41:58.360 --> 41:59.520 ‫واقعیه، مرد. 42:00.640 --> 42:02.960 ‫و من از یه خانواده‌ی مرفه نمیام، 42:03.000 --> 42:04.160 ‫می‌دونید چی میگم؟ 42:04.200 --> 42:07.120 ‫مثلاً، من تو محیط فقیری بزرگ شدم، اما، 42:07.920 --> 42:13.360 ‫فقط دونستن این‌که اون چیزهای ساده‌ای ‫که ما بدیهی فرضشون می‌کردیم، 42:13.400 --> 42:18.480 ‫مردم حتی توی آمریکا ‫بهشون دسترسی ندارن. 42:21.800 --> 42:22.800 ‫لعنتی! 42:24.160 --> 42:26.920 ‫ما توی انگلستان هم مشکلات خودمون رو داریم، 42:26.960 --> 42:31.200 ‫مردم میرن بانک‌های غذا. ‫بحران هزینه‌ی زندگی وجود داره. 42:31.800 --> 42:34.480 ‫اما فقط این‌طور نیست که... 42:34.520 --> 42:38.080 ‫«وای، یادمون رفت سبزیجات ‫گوشه‌ی خیابون بذاریم». 42:38.960 --> 42:40.600 ‫این برنامه‌ریزی‌شده‌ست. 42:41.320 --> 42:44.400 ‫و اونجاست تا مردم رو ناسالم نگه داره. 42:45.720 --> 42:48.400 ‫ای بابا. این خیلی سنگینه، داداش. 42:51.560 --> 42:53.000 ‫ای بابا. 42:56.360 --> 43:02.280 ‫هر جا که میری، توسط این به اصطلاح ‫مراکز توزیع محاصره شدی. 43:02.320 --> 43:06.280 ‫و ایده اینه که فقط مردم رو با محصولت 43:06.320 --> 43:07.800 ‫و بازاریابی برای محصولت محاصره کنی، 43:07.840 --> 43:11.760 ‫و اونا با هم رقابت می‌کنن ‫تا مالک محیط غذایی بشن. 43:13.120 --> 43:16.200 ‫توی بازاریابی یه اصطلاح ‫به اسم سی‌ال‌وی هست. 43:17.680 --> 43:19.800 ‫«ارزش طول عمر مشتری» 43:19.840 --> 43:25.600 ‫و اگه بتونم یه مشتری رو از بچگی ‫پرورش بدم و جذب کنم، 43:25.640 --> 43:28.160 ‫اوه، اون قراره سال‌ها با من بمونه. 43:29.320 --> 43:33.240 ‫و وقتی برندها می‌تونن ‫با مردم ارتباط برقرار کنن، 43:33.280 --> 43:37.960 ‫شانس خودشون رو برای این‌که مردم بخرن، ‫بخورن و مصرف کنن، افزایش میدن. 43:38.000 --> 43:39.840 ‫میشه لطفاً یه بیگ... 43:39.880 --> 43:42.600 ‫چیزی که ازت می‌خوام یه چیکن‌بیگ‌مکه 43:42.640 --> 43:44.320 ‫یکی سس تُندت رو دزدیده! 43:44.360 --> 43:47.080 ‫فرهنگ سیاه‌پوستان، ‫مردم سیاه‌پوست اغلب... 43:47.120 --> 43:50.240 ‫نوک پیکان تمام چیزهایی هستن ‫که جذاب و باحال به نظر میان، 43:51.240 --> 43:54.080 ‫چه موسیقی باشه، چه رقص، ‫چه اصطلاحات خیابونی... 43:54.120 --> 43:56.400 ‫الان بدجوری هوس ناگت کردم. 43:56.440 --> 44:01.320 ‫و برای همینه که می‌بینی برندها ‫با این خالقان فرهنگی شریک میشن 44:01.360 --> 44:05.520 ‫به این امید که مردم بگن: «اون خیلی باحاله، ‫منم می‌خوام بخشی از اون باشم.» 44:07.680 --> 44:09.880 ‫فقط دو هفته و نیم گذشته، 44:09.920 --> 44:12.280 ‫اما تازه دارم می‌فهمم که یه عمره دارم 44:12.320 --> 44:14.600 ‫توسط مرغ سوخاری رام می‌شم. 44:15.680 --> 44:17.960 ‫آره، قبلاً ناندوز رفتم. 44:18.000 --> 44:19.000 ‫نه تنها اون، 44:19.000 --> 44:22.120 ‫بلکه وقتی به کارهایی که برای ناندوز ‫صداپیشگی کردم فکر می‌کنم... 44:22.720 --> 44:25.640 ‫ببینید، اعتراف به این برام ناخوشاینده، اما... 44:25.680 --> 44:27.040 ‫منم بخشی از این مشکلم. 44:36.040 --> 44:39.680 ‫[میشیگان] ‫[وضعیت روانی] 44:40.400 --> 44:42.520 ‫[روز هفدهم] 44:42.560 --> 44:45.200 ‫من تا الان تقریباً ۵۰ وعده غذا خوردم، 44:45.240 --> 44:49.560 ‫و باید صادق باشم، فکر کنم ‫لقمه‌ی گُنده‌تر از دهنم برداشتم. 44:50.280 --> 44:51.840 ‫قطعاً یکم وزن اضافه کردم. 44:51.880 --> 44:54.440 ‫وقتی تو شیکاگو بودیم، مجبور شدم ‫تی‌شرت‌های بزرگ‌تری بخرم. 44:55.880 --> 45:00.720 ‫خیلی کم پیش میاد مردها بگن: «وای پسر، ‫اصلاً حس خوبی به خودم ندارم.» 45:01.680 --> 45:03.480 ‫خیلی ساده‌لوح بودم که فکر می‌کردم، 45:03.520 --> 45:07.200 ‫خب، من سالمم، مگه واقعاً ‫چقدر می‌تونه وزن اضافه کنه؟ 45:07.240 --> 45:09.640 ‫می‌دونی، واقعاً چقدر می‌تونه ناسالم باشه؟ 45:09.680 --> 45:12.680 ‫چقدر قراره روحیه‌ام رو به هم بریزه؟ 45:13.760 --> 45:14.760 ‫نیاز به کمک دارم. 45:14.800 --> 45:18.440 ‫و ظاهراً تو دانشگاه میشیگان، ‫یه دپارتمان کامل هست 45:18.480 --> 45:21.520 ‫که تحلیل می‌کنه چطور فست‌فودهایی ‫مثل مرغ سوخاری 45:21.560 --> 45:23.600 ‫ذهن آدما رو به هم می‌ریزه. 45:26.000 --> 45:27.080 ‫بیا تو! 45:28.120 --> 45:29.880 ‫- سلام! ‫- سلام، مو! 45:29.920 --> 45:32.120 ‫- از دیدنت خوشحالم. ‫- به آزمایشگاه من خوش اومدی. 45:33.160 --> 45:34.480 ‫وای! 45:34.520 --> 45:38.120 ‫دقیقاً، و تو امروز قراره واقعاً برخی ‫از محصولات ما رو تست کنی. 45:38.160 --> 45:39.600 ‫این خیلی عجیبه. ‫[اشلی گیرهارت - پروفسور روانشناسی] 45:42.000 --> 45:44.480 ‫- من میرم سراغ رون مرغ. ‫- عالیه. 45:46.520 --> 45:49.520 ‫می‌خوام ازت در مورد چند هفته‌ی گذشته بپرسم 45:49.560 --> 45:51.520 ‫و این سفر برات چطور بوده. 45:52.040 --> 45:53.400 ‫وقتی دارم این غذا رو می‌خورم، 45:54.000 --> 45:55.760 ‫انگار داری کلی خوش می‌گذرونی، 45:55.800 --> 45:58.600 ‫تا وقتی که غذا تموم میشه ‫و تو تنها میشی و می‌فهمی... 45:58.640 --> 46:02.040 ‫دیروز این اتفاق افتاد و با خودت میگی، ‫«چقدر تنهام. خیلی احساس تنهایی می‌کنم.» 46:02.080 --> 46:03.760 ‫آره. حس می‌کنی روحیه‌ات افت می‌کنه. 46:03.800 --> 46:08.400 ‫آره. و با شغلی که دارم، ‫کمدی کار کردن، 46:08.440 --> 46:12.680 ‫اغلب خودم رو در حال گشتن دنبال تفریح ‫تو زندگی، یا چیزهای خنده‌دار پیدا می‌کنم. 46:12.720 --> 46:13.720 ‫آره. 46:14.000 --> 46:17.120 ‫اما حتی تو این زمان کوتاه، انگار که... 46:18.200 --> 46:19.960 ‫اصلاً حوصله‌اش رو ندارم. 46:20.000 --> 46:24.240 ‫- و بعد، اگه یکم بدخلق باشم... ‫- اوهوم. 46:24.280 --> 46:29.200 ‫اون‌وقت واقعاً دلم می‌خواد خودم رو ‫مهمون کنم به یه تجربه‌ی غذایی بهتر. 46:29.240 --> 46:34.080 ‫بنابراین، مطمئن میشم ‫که اگه بال مرغ گرفتم، 46:34.120 --> 46:36.640 ‫- شاید یه ساندویچ مرغ هم بگیرم. ‫- آره. 46:36.680 --> 46:40.080 ‫- تا حالا احساس بی‌حالی کردی؟ ‫- اوه، آره. 46:40.120 --> 46:42.240 ‫انگار که بدنت یکم کند شده؟ 46:42.280 --> 46:45.400 ‫و بعد، چُرت‌ها هم هست. ‫و یه چرت شارژکننده نیست، چون حس می‌کنم... 46:45.440 --> 46:47.280 ‫- انگار دارو به خوردت دادن. ‫- خدای من... 46:47.320 --> 46:49.400 ‫حس می‌کنم این‌جوری‌ام که فقط... 46:49.440 --> 46:51.880 ‫نه این‌طور که بگی: «نیاز به خواب دارم ‫و سرحال بیدار شی.» 46:51.920 --> 46:53.640 ‫انگار می‌گی: «باید بخوابم تا اثرش بره.» 46:53.680 --> 46:58.480 ‫اوه، خدای من. ‫انگار یه جوری من رو تعقیب می‌کردی، 46:58.520 --> 47:02.240 ‫چون این، کلمه به کلمه، ‫دقیقاً همون چیزیه که اتفاق می‌افته. 47:02.280 --> 47:03.240 ‫اوهوم. 47:03.280 --> 47:05.440 ‫بسیار خب، ‫یه سؤال دیگه برات دارم. 47:05.480 --> 47:09.680 ‫چیزی بوده که خواسته باشی ‫متوقفش کنی، 47:09.720 --> 47:11.960 ‫اما احساس کرده باشی مجبور به ادامه دادنی؟ 47:12.000 --> 47:16.280 ‫آره. خیلی وقت‌ها بوده که ‫داشتم غذا می‌خوردم و... 47:17.360 --> 47:19.280 ‫- فقط باید تمومش کنم. ‫- اوهوم. 47:19.880 --> 47:26.000 ‫تا حالا شده خودت رو در حال تلاش برای ‫کنار اومدن با حال بد و ناخوشایند ببینی، 47:26.040 --> 47:28.480 ‫با خوردن مقدار بیشتری از این نوع غذا؟ 47:28.520 --> 47:29.760 ‫آره. 47:29.800 --> 47:32.760 ‫این نوع غذاها، که خب بیشتر مردم ‫دارن همین رو می‌خورن... 47:32.800 --> 47:34.360 ‫واقعاً بدخلق‌ترت می‌کنه. 47:34.400 --> 47:37.920 ‫یکی از بزرگ‌ترین ارتباط‌ها ‫در واقع با افسردگی و اضطرابه. 47:37.960 --> 47:40.160 ‫- آیا این حرف برات آشناست؟ ‫- شدیداً. 47:40.200 --> 47:45.080 ‫اما یهو، اگه اون رو ازت بگیرن، ‫دوباره هوس خوردنش رو می‌کنی. 47:45.120 --> 47:48.520 ‫چیزی که داری توصیف می‌کنی ‫شبیه به مواد مخدره. این اعتیاده. 47:48.560 --> 47:49.520 ‫آره. 47:49.560 --> 47:52.760 ‫حتی اون اضطراب... و... 47:52.800 --> 47:56.280 ‫مِه مغزی چیزیه که من معمولاً دچارش نمیشم، 47:56.320 --> 47:58.400 ‫اما دارم می‌بینم که کلمات رو فراموش می‌کنم. 47:58.920 --> 48:02.680 ‫چیزی که واقعاً تکون‌دهنده‌ست ‫اینه که سؤالاتی 48:02.720 --> 48:04.640 ‫که با تو مرور کردم 48:04.680 --> 48:07.320 ‫در واقع معیارهای تشخیصی 48:07.360 --> 48:10.680 ‫برای اینه که بفهمیم آیا کسی داره ‫علائم اعتیاد نشون میده یا نه... 48:10.720 --> 48:13.920 ‫- اوه، وای. ‫- از تنباکو تا الکل تا کوکائین. 48:13.960 --> 48:16.480 ‫وقتی می‌دونی که داره حالت رو بد می‌کنه، 48:16.520 --> 48:20.160 ‫و با این حال بخشی از وجودت هست ‫که هنوز دنبال اون نشئگیه. 48:21.800 --> 48:26.240 ‫روشی که این غذاها طراحی میشن تا مستقیماً، 48:26.280 --> 48:29.840 ‫می‌دونی، ضربه‌های سنگین لذت رو ‫به‌سرعت وارد بدنت کنن 48:29.880 --> 48:32.720 ‫اما بعدش خیلی سریع ‫آدم رو دچار سقوط کنن، 48:32.760 --> 48:36.760 ‫این روش تولید هر ماده‌ی اعتیادآوری ‫تو این دنیاست. 48:36.800 --> 48:42.200 ‫و به نظر میاد که تو هم داری ‫اون کشش اعتیادآور رو حس می‌کنی. 48:42.240 --> 48:43.560 ‫آره. این... 48:44.320 --> 48:46.200 ‫اصلاً فکر نمی‌کردم که... 48:47.400 --> 48:49.880 ‫به‌شدت تحت‌تأثیر مرغ سوخاری قرار بگیرم. 48:49.920 --> 48:50.880 ‫آره. 48:50.920 --> 48:53.200 ‫خیلی تکان‌دهنده‌ست 48:54.080 --> 48:57.800 ‫که این غذا داره همچین کاری می‌کنه. 49:00.360 --> 49:02.840 ‫مغز انسان خیلی پیچیده‌ست. 49:03.480 --> 49:06.480 ‫بخشی از مغز هست که ‫بهش میگن هیپوتالاموس. 49:06.520 --> 49:10.920 ‫اون به ما میگه بخور، خوردن رو متوقف کن، ‫گرسنه هستی، گرسنه نیستی. 49:11.760 --> 49:16.120 ‫ما این رو به عنوان اثر مستقیم ‫این غذاها از دست میدیم، 49:16.160 --> 49:20.200 ‫چون اون مسیر دچار عدم تعادل میشه، 49:20.240 --> 49:23.040 ‫و بعد اعتیاد به غذا شروع میشه، 49:23.640 --> 49:29.680 ‫و این می‌تونه در درازمدت ‫سلامت جسمی و روانی رو نابود کنه. 49:30.440 --> 49:32.560 ‫یکی از تکان‌دهنده‌ترین ‫چیزهایی که پیدا کردیم 49:32.600 --> 49:33.800 ‫اینه که ۱۲ درصد از کودکان 49:33.840 --> 49:38.360 ‫واجد شرایط اعتیاد ‫به غذاهای فوق‌فرآوری‌شده هستن. 49:38.400 --> 49:42.960 ‫و به عنوان یه مادر، این موضوع واقعاً ‫من رو نگرانِ آینده‌ی بچه‌هامون می‌کنه. 49:56.040 --> 49:59.680 ‫دارم این غذا رو می‌خورم ‫و انگار، حس خودم رو ندارم. 50:04.800 --> 50:07.160 ‫توی آینه نگاه می‌کنم، ‫و شبیه خودم نیستم. 50:11.120 --> 50:12.400 ‫حالم خیلی گرفته‌ست، مرد. 50:12.440 --> 50:14.960 ‫خیلی دلم گرفته. احساس می‌کنم خیلی تنهام. 50:36.200 --> 50:39.760 ‫خیلی چیزها برای هضم کردن هست، مرد. ‫خیلی سخته. 50:42.360 --> 50:43.480 ‫لعنت به این زندگی. 50:50.480 --> 50:52.720 ‫بذار این رو ثبت کنم، مرد. ‫لعنت بهش. 51:09.120 --> 51:10.680 ‫امروز اصلاً حالش رو ندارم. 51:11.320 --> 51:14.960 ‫راستش رو بخواید، وقتی این سفر رو ‫شروع کردم قطعاً ساده‌لوح بودم، 51:15.000 --> 51:17.200 ‫اما هرچی بیشتر تو این هزارتو پیش میرم، 51:17.240 --> 51:20.480 ‫بیشتر دارم عشق مادام‌العمرم ‫به این غذا رو زیر سؤال می‌برم. 51:21.240 --> 51:23.800 ‫مرغ سوخاری همه جا هست، 51:23.840 --> 51:27.120 ‫و حیوون‌ها، ‫اونا باید از یه جایی بیان. 51:28.680 --> 51:30.320 ‫اوه، این خیلی حال‌به‌هم‌زنه، مرد. 51:30.880 --> 51:34.280 ‫اما چیزی که پشت درهای بسته می‌گذره ‫[فیلیپ لیمبری - فعال کشاورزی پایدار] 51:34.320 --> 51:39.920 ‫چیزیه که خود این صنعت دوست داره ‫از دید عموم مخفی نگه داره. 51:41.240 --> 51:42.520 ‫در موردش تحقیق کردم، 51:42.560 --> 51:46.400 ‫و در آمریکا، تقریباً تمام مرغ‌هاشون ‫از مرغداری‌های صنعتی میان. 51:47.520 --> 51:48.880 ‫و ما هم داریم بهشون می‌رسیم. 51:48.920 --> 51:51.120 ‫در انگلستان، ما در رقم ۹۵ درصد هستیم. 51:52.280 --> 51:55.480 ‫کشاورزی صنعتی، ‫پرورش انبوه حیوون‌ها، 51:55.520 --> 52:01.640 ‫از آمریکا شروع شد، اما الان دیگه به‌شدت ‫توی انگلستان هم ریشه دوانده. 52:01.680 --> 52:04.320 ‫الان بیش از هزار تا از اونا وجود داره، 52:04.360 --> 52:08.040 ‫که مخفی شدن، اما با این وجود ‫در حال افزایش هستن. 52:08.640 --> 52:09.640 ‫و این رو ببینید، 52:09.680 --> 52:13.080 ‫فقط تعداد انگشت‌شماری ‫شرکت هستن که مرغ اکثر 52:13.120 --> 52:16.480 ‫سوپرمارکت‌ها و زنجیره‌های فست‌فود ‫در آمریکا رو تأمین می‌کنن. 52:17.600 --> 52:19.960 ‫مردم بهشون میگن غول‌های صنعت مرغ 52:20.920 --> 52:24.040 ‫و یکی از ایالت‌های غول‌های صنعت مرغ آرکانزاسه. 52:24.040 --> 52:25.200 ‫[آرکانزاس] ‫[بهای مرغ] 52:25.240 --> 52:26.680 ‫اونجا مقصد بعدی منه. 52:26.720 --> 52:29.200 ‫به طور مشخص، شهری به اسم اسپرینگ‌دیل، 52:29.240 --> 52:34.160 ‫مرکز بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ی مرغ آمریکایی، ‫یعنی تایسون فودز. 52:37.000 --> 52:39.000 ‫در تایسون فودز، 52:39.040 --> 52:42.280 ‫ما با ایمنی، مسئولیت‌پذیری ‫و لذت خدمت می‌کنیم. 52:43.120 --> 52:45.960 ‫وای. وقتی ویدیوی تبلیغاتی تایسون رو می‌بینی، 52:46.000 --> 52:49.280 ‫برای یه غول شرکتی سرمایه‌داری، ‫خیلی خوب به نظر میان. 52:49.400 --> 52:53.720 ‫رهبری ما از طریق برندهای میلیاردی ما می‌درخشه. ‫[آلیس درایور - روزنامه‌نگار تحقیقی] 52:53.760 --> 52:56.120 ‫ما دنیا رو مثل خانواده تغذیه می‌کنیم. 52:57.480 --> 53:01.720 ‫تنها چیزی که حقیقته اینه که ‫این یه برند میلیاردیه. 53:01.760 --> 53:04.200 ‫کاری که تایسون کرده، ‫واقعاً تعیین استاندارد 53:04.240 --> 53:05.920 ‫برای صنعت بسته‌بندی گوشته. 53:06.640 --> 53:09.400 ‫و اگه می‌خوای توی بازی ‫غول‌های صنعت مرغ برنده بشی، 53:09.440 --> 53:14.360 ‫فقط کافیه مثل تایسون بازی کنی. ‫یالا، توضیح بده آلیس. 53:14.400 --> 53:19.280 ‫خب، تایسون یکی از پیشگامان ‫مدل یکپارچه‌ی عمودی هست، 53:19.320 --> 53:23.400 ‫که یعنی اون مالک تک‌تک ‫بخش‌های زنجیره‌ی تأمینه. 53:24.560 --> 53:26.760 ‫از جوجه‌کشی، تا خود مرغ‌ها، 53:26.800 --> 53:29.280 ‫تا کشتار، تا تولید، 53:29.320 --> 53:32.440 ‫مثل ناگت‌های مرغ، ‫و حتی تا حمل‌ونقل. 53:33.360 --> 53:37.720 ‫بنابراین من بهش مثل یه سیاهچاله فکر می‌کنم، ‫که داره همه چی رو به داخل می‌کشه، 53:37.760 --> 53:39.440 ‫تمام هستی رو. 53:39.480 --> 53:43.040 ‫این راهیه برای کنترل مالی تمام جوانب. 53:45.520 --> 53:47.040 ‫ممنون، آلیس. 53:47.080 --> 53:49.360 ‫تایسون انقدر پول درمیاره 53:49.400 --> 53:55.160 ‫که تقریباً تمام شرکت‌های غول صنعت مرغ ‫در جهان مدل اونا رو کپی کردن. 53:55.200 --> 53:58.360 ‫در انگلستان، بزرگ‌ترین بازیگران ما موی پارک 53:58.400 --> 54:01.400 ‫هوک تو سیسترز و آوارا فودز هستن. 54:01.440 --> 54:05.320 ‫اونا حدود ۷۰ درصد ‫از بازار مرغ ما رو کنترل می‌کنن، 54:05.360 --> 54:09.800 ‫و سالانه حدود ۸۰۰ میلیون مرغ فرآوری می‌کنن. 54:09.840 --> 54:12.760 ‫و منظورم از فرآوری، کُشتاره. 54:19.840 --> 54:21.560 ‫می‌خواستم با تایسون ملاقات کنم، 54:21.600 --> 54:24.440 ‫اما وقتی درباره فیلم اطلاعات بیشتری دادم، ‫اونا سکوت کردن. 54:24.480 --> 54:27.440 ‫پس در عوض، یه فعال محلی پیدا کردم، 54:27.480 --> 54:30.760 ‫که برای حقوق کارگران ‫صنعت مرغداری مبارزه می‌کنه. 54:30.800 --> 54:32.800 ‫اون قراره به من بگه واقعاً چه خبره. 54:32.840 --> 54:36.480 ‫- چطوری؟ به آرکانزاس خوش اومدی. ‫- خوبم. خوبم. ‫[مگالی لیکولی - فعال حقوق بشر] 54:36.520 --> 54:38.680 ‫می‌خوام یه تور بهت بدم، 54:38.720 --> 54:45.600 ‫تا یکم از قدرت تایسون رو ‫تو این شهر خاص درک کنی. 54:45.640 --> 54:47.800 ‫- آره. ‫- اونا جاده می‌سازن، 54:47.840 --> 54:52.080 ‫و به کلیساها و خیریه‌ها پول میدن. 54:52.120 --> 54:54.840 ‫این رو می‌بینم. مجتمع ورزشی تایسون. 54:54.880 --> 54:58.880 ‫- اونا دارن راهشون رو به اینجا می‌خرن. ‫- دقیقاً. دقیقاً. 54:59.520 --> 55:01.240 ‫اوه، نگاه کن، یه مرغداری... 55:01.280 --> 55:05.280 ‫آره. اما نمی‌تونیم وارد بشیم، ‫البته، چون ملک شخصیه. 55:07.320 --> 55:11.480 ‫من پنج سال گذشته رو صرف ‫نوشتن درباره تایسون فودز کردم، 55:11.520 --> 55:13.880 ‫و هیچوقت داخل یه کارخونه نبودم، 55:13.920 --> 55:17.840 ‫و دلیلش اینه که ایالت‌هایی مثل آرکانزاس ‫قوانین ضد افشاگری کشاورزی دارن. 55:18.800 --> 55:22.560 ‫یعنی تو نمی‌تونی پا توی ملک تایسون بذاری 55:22.600 --> 55:27.320 ‫با هدف مستند کردن هر چیزی ‫که مربوط به تأسیسات باشه، 55:27.360 --> 55:31.320 ‫و جریمه در آرکانزاس تا ۵۰۰۰ دلار در روزه. 55:32.480 --> 55:34.800 ‫- اوه، وای، خیلی بزرگه! ‫- آره. 55:36.240 --> 55:38.400 ‫- اینا مرغ‌ها هستن. ‫- آره. 55:38.440 --> 55:39.320 ‫وای، پسر. 55:39.360 --> 55:41.360 ‫وای! چقدر بو میدن! 55:44.080 --> 55:45.440 ‫کامیون‌ها دارن میان. 55:47.120 --> 55:48.680 ‫و اونا له شدن، پسر. 55:48.720 --> 55:52.720 ‫هر روز، تمام روز، ‫دارن پرنده‌ها رو می‌کشن. 55:52.760 --> 55:54.880 ‫اما بعدش تو کلیسا هستن... 55:54.920 --> 55:57.600 ‫اوه، خدای من. حتی پر هم هست. 55:57.640 --> 55:59.120 ‫- آره. ‫- همه جا پره. 55:59.680 --> 56:00.680 ‫آره. 56:01.120 --> 56:03.520 ‫این کلاً من رو گیج کرد. 56:05.280 --> 56:08.800 ‫یکم برای خودمون می‌ترسم، ‫چون این یه شرکت بزرگه. 56:08.840 --> 56:12.160 ‫- آره. ‫- و می‌دونم تو آمریکا پول حرف اول رو می‌زنه. 56:12.960 --> 56:14.320 ‫الان پلیس اونجاست. 56:14.360 --> 56:16.280 ‫یکم حضور پلیس هست. 56:16.320 --> 56:19.480 ‫برای این‌که این شرکت‌ها ‫بتونن کارشون رو بکنن، 56:19.520 --> 56:22.880 ‫باید یه رابطه‌ی گرم ‫وجود داشته باشه، درسته... 56:22.920 --> 56:24.680 ‫- آره. ‫- با سیاستمدارها 56:24.720 --> 56:26.800 ‫و نیروهای پلیس و همه چی. 56:27.720 --> 56:29.280 ‫خیلی ترسناکه. 56:29.320 --> 56:31.560 ‫می‌دونم دارن نگاهمون می‌کنن. می‌دونم. 56:31.600 --> 56:34.720 ‫- آره، حس... ‫- ما رو زیر نظر دارن. 56:34.760 --> 56:38.760 ‫می‌دونم پلیس یکم جلوتر ایستاده. ‫نمی‌دونم برای ماست یا نه. 56:38.800 --> 56:41.640 ‫بریم اون طرف؟ آره، بریم اون طرف. 56:41.680 --> 56:43.800 ‫نمی‌خوایم پلیس رو تحریک کنیم. 56:44.480 --> 56:47.120 ‫من سیاه‌پوستم، تو اسپانیایی‌تباری. ‫ما هیچ شانسی نداریم. 56:51.480 --> 56:55.440 ‫وقتی این کار رو شروع کردم ‫و از کارگرها می‌پرسیدم، مثلاً، 56:55.480 --> 56:56.680 ‫«چی می‌خواید؟» 56:56.720 --> 56:58.920 ‫کارگرها میگن، 56:58.960 --> 57:00.800 ‫«ما فقط می‌خوایم حس کنیم 57:00.840 --> 57:04.600 ‫که با ما بهتر از مرغی که ‫می‌کشیم رفتار میشه.» 57:04.640 --> 57:06.040 ‫- می‌دونی؟ ‫- ای بابا. 57:06.840 --> 57:09.520 ‫فکر می‌کنم چیزهایی هستن ‫که مردم نمی‌تونن تصور کنن 57:09.560 --> 57:12.600 ‫چون کسایی که تو این کارخونه‌های فرآوری کار می‌کنن 57:12.640 --> 57:14.520 ‫به صورت قانونی نمی‌تونن خیلی حرف بزنن. 57:14.560 --> 57:17.960 ‫آیا این چیزیه که فقط اینجا ‫در آرکانزاس اتفاق می‌افته، 57:18.000 --> 57:22.040 ‫یا همه جای آمریکا این‌طوریه؟ 57:22.080 --> 57:23.800 ‫همه جای آمریکا. 57:23.840 --> 57:27.720 ‫می‌دونی، این مشکل کل صنعت گوشته. 57:29.640 --> 57:33.040 ‫کارگرها بهم ویدیوهایی ‫از داخل تأسیسات نشون دادن. 57:33.520 --> 57:37.720 ‫کارگرهایی هستن که مجبورن ‫مرغ‌هایی رو بکشن که واقعاً نمردن، 57:37.760 --> 57:41.400 ‫اما پرنده‌ها دارن رو خط تولید، ‫با سرعت ۱۷۵ پرنده در دقیقه میان. 57:41.440 --> 57:43.960 ‫مردم شونه‌به‌شونه‌ی هم کار می‌کنن، ‫با چاقوهای خیلی تیز، 57:44.000 --> 57:45.480 ‫با دستکش‌های فلزی، 57:45.520 --> 57:47.720 ‫و تو داری استخوان مرغ رو درمیاری 57:47.760 --> 57:49.160 ‫در سه تا پنج ثانیه، 57:49.200 --> 57:52.080 ‫برای هشت تا ده ساعت مداوم. 57:52.120 --> 57:53.400 ‫و کارگرها بهم گفتن که 57:53.440 --> 57:56.520 ‫«هیچ استراحتی نیست چون اونا سعی می‌کنن ‫من رو به یه ماشین تبدیل کنن.» 57:59.360 --> 58:03.080 ‫یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی که ‫کارگرهای مرغداری‌ها باهاش مواجهن 58:03.120 --> 58:05.400 ‫محروم شدن از وقت دستشویی رفتنه. 58:07.680 --> 58:09.240 ‫خط تولید نباید متوقف بشه، 58:09.280 --> 58:12.080 ‫بنابراین وقتی کارگرها می‌خوان برن دستشویی، 58:12.120 --> 58:14.480 ‫و هیچکس بهشون اجازه نمیده، 58:14.520 --> 58:17.800 ‫کارگرها رو خط تولید ادرار می‌کنن، 58:17.840 --> 58:19.720 ‫- روی خودشون جیش می‌کنن. ‫- لعنتی... 58:19.760 --> 58:25.080 ‫ما موارد زیادی شنیدیم که کارگرها ‫مجبور میشن پوشک بپوشن، 58:25.120 --> 58:27.560 ‫و این فقط یه تحقیره. 58:27.600 --> 58:28.840 ‫- می‌دونی؟ ‫- ای بابا. 58:28.880 --> 58:32.760 ‫هیچ کارگری نباید در معرض ‫چنین بهره‌کشی‌هایی باشه 58:32.800 --> 58:34.800 ‫برای این‌که ما یه ساندویچ مرغ داشته باشیم. 58:38.880 --> 58:41.760 ‫اون زن شجاعیه، ‫واقعاً سعی داره تغییر ایجاد کنه، 58:41.800 --> 58:45.040 ‫اما هیچکس به حرفش گوش نداده. 58:45.080 --> 58:48.080 ‫فست‌فودها نمیان اینجا ببینن ‫کار چطوری پیش میره و... 58:48.120 --> 58:50.000 ‫من اینطوری بودم که: «خدای من، این دیوونگیه 58:50.040 --> 58:52.680 ‫که مرغ ما این‌طوری داره تولید میشه.» 58:52.720 --> 58:55.400 ‫اونا میگن: «ما ندیدیمش، ‫پس اهمیتی نداره.» 58:55.440 --> 58:57.520 ‫«بریم چند تا رون مرغ دیگه بگیریم.» 58:57.960 --> 59:00.120 ‫توی این صنعت، این کارگرها، 59:00.160 --> 59:03.640 ‫که دارن یکی از خطرناک‌ترین ‫شغل‌های آمریکا رو انجام میدن، 59:03.680 --> 59:09.200 ‫دارن جونشون رو به خطر میندازن برای ‫چیزی که کمی بیشتر از حداقل حقوقه، 59:09.240 --> 59:13.920 ‫در شرایطی که ممکنه دچار قطع عضو ‫یا بستری شدن بشن، 59:13.960 --> 59:16.400 ‫چون اینا ماشین‌آلات خیلی بزرگی هستن، 59:16.440 --> 59:21.240 ‫و یکی باید بره داخل و این دستگاه‌ها رو تمیز کنه. 59:22.200 --> 59:26.080 ‫یه کارگر تو کارخونه‌ی تایسون ‫تو آلاباما سرش بریده شد. 59:26.880 --> 59:29.720 ‫تایسون گفت: «ما هیچ ‫ارتباطی با اون نداشتیم چون 59:29.760 --> 59:33.400 ‫اون نیروی کار توسط یه تأمین‌کننده‌ی ‫شخص ثالث فراهم شده بود.» 59:34.080 --> 59:37.920 ‫اینجوری خودشون رو از عملکردهای ‫غیرقانونی کارگری دور نگه می‌دارن. 59:40.040 --> 59:44.120 ‫نگرانی‌ها درباره‌ی عملکردهای کارگری ‫فراتر از کارخونه‌های فرآوری میره. 59:44.160 --> 59:49.040 ‫سؤالاتی در مورد شرایط در سراسر ‫صنعتِ مرغداری مطرح شده. 59:49.080 --> 59:52.040 ‫از جمله در خود مرغداری‌ها. 59:52.080 --> 59:55.120 ‫در صنعت مرغداری، ‫شما کارگرهای غیرقانونی می‌بینید، 59:55.160 --> 59:56.720 ‫پناهنده‌ها رو می‌بینید، 59:56.760 --> 01:00:01.120 ‫و اونا خیلی بعیده که از چیزی شکایت کنن. 01:00:02.920 --> 01:00:05.320 ‫برای درک محیط کاری، 01:00:05.360 --> 01:00:08.800 ‫تونستم با یه کارگر غیرقانونی تماس بگیرم. 01:00:08.840 --> 01:00:10.440 ‫ممنون که من رو دیدی. 01:00:10.480 --> 01:00:11.600 ‫اون یه مرغ‌گیره، 01:00:11.640 --> 01:00:16.680 ‫و برای مرغداری‌هایی کار کرده که با تعداد زیادی ‫از شرکت‌های مرغ آرکانزاس قرارداد دارن. 01:00:18.280 --> 01:00:23.480 ‫ما یه گروه شش نفره هستیم ‫که مرغ می‌گیریم. 01:00:25.880 --> 01:00:29.480 ‫ما در یک روز ۴۰ هزار مرغ رو بلند می‌کنیم. 01:00:31.240 --> 01:00:34.040 ‫ما تو هر دستمون دو تا مرغ می‌گیریم. 01:00:36.480 --> 01:00:42.320 ‫انگشت‌هام دیگه وضعیت خوبی ندارن. 01:00:42.360 --> 01:00:45.200 ‫دیگه نمی‌تونم جمعشون کنم. 01:00:46.480 --> 01:00:48.520 ‫بعضی‌وقت‌ها هم وقتی می‌خوابیم، 01:00:48.560 --> 01:00:52.560 ‫دست‌هامون می‌پره، ‫انگار هنوز داریم مرغ می‌گیریم. 01:00:54.040 --> 01:00:56.400 ‫این محیط‌ها پر از مواد شیمیاییه، 01:00:56.440 --> 01:00:58.960 ‫و این کارگرها اغلب تجهیزات محافظتی ندارن، 01:00:59.000 --> 01:01:03.280 ‫و مرغ‌ها هم خشن هستن، ‫پس واقعاً شغل سختیه. 01:01:07.880 --> 01:01:14.360 ‫به من گفته شده که بعضی از کسانی ‫که مرغ می‌گیرن، بچه‌ها هستن. 01:01:17.600 --> 01:01:21.920 ‫آره. خیلی‌هاشون بچه‌ان. ‫بچه‌های ۱۵، ۱۶، ۱۷ ساله. 01:01:21.960 --> 01:01:24.520 ‫اون بچه‌ای که تو گروه من کار می‌کنه، 01:01:25.040 --> 01:01:28.680 ‫تب داشت، سرفه می‌کرد، 01:01:28.720 --> 01:01:33.160 ‫چشم‌های قرمز و ورم‌کرده ‫به خاطر مواد شیمیایی. 01:01:33.200 --> 01:01:36.840 ‫گریه می‌کرد و نزدیک بود غش کنه. 01:01:39.880 --> 01:01:41.800 ‫بعد از ملاقات با کارلوس، 01:01:41.840 --> 01:01:45.360 ‫فهمیدم که در سال ۲۰۲۳، وزارت کار آمریکا 01:01:45.400 --> 01:01:50.200 ‫بیش از ۱۰۰ کودک رو کشف کرد که ‫توسط یه پیمانکار استخدام شده بودن 01:01:50.240 --> 01:01:54.560 ‫و به صورت غیرقانونی در ۹ کارخانه‌ی بزرگ ‫بسته‌بندی گوشت کار می‌کردن، 01:01:54.600 --> 01:01:58.240 ‫از جمله جرجز و تایسون فودز. 01:02:09.880 --> 01:02:11.680 ‫کسی که دیدم هم‌سن خودم بود، 01:02:12.280 --> 01:02:17.960 ‫و می‌تونستم آسیب جسمی‌ای که ‫به بدنش وارد شده رو ببینم. 01:02:18.920 --> 01:02:21.000 ‫این... این برده‌داری مدرنه. 01:02:22.440 --> 01:02:23.880 ‫فقط اینجوری میشه تعریفش کرد. 01:02:27.000 --> 01:02:32.360 ‫این صنعت تونسته ‫یه پرده روی حقیقت مرغ بکشه، 01:02:32.400 --> 01:02:37.680 ‫و اون رو تبدیل کنه به چیزی که... ‫شبیه یه کالای فوق‌العاده به نظر می‌رسه. 01:02:37.720 --> 01:02:40.120 ‫تقریباً به حدی خوبه که ‫نمی‌تونه حقیقت داشته باشه. 01:02:40.160 --> 01:02:42.200 ‫و دلیلش هم اینه که واقعاً هست! 01:02:42.880 --> 01:02:45.000 ‫می‌دونستم این کسب‌وکار کلی پشت‌پرده داره، 01:02:45.040 --> 01:02:49.040 ‫اما وقتی واقعاً آدم‌های پشت‌پرده رو می‌بینی... 01:02:51.680 --> 01:02:54.000 ‫واقعاً دیدگاهت رو تغییر میده 01:02:54.800 --> 01:02:57.120 ‫به غذایی که... تو... 01:02:58.520 --> 01:02:59.520 ‫دوستش داری. 01:03:00.200 --> 01:03:01.680 ‫این موضوع خیلی بزرگیه، مرد. 01:03:03.400 --> 01:03:06.160 ‫و می‌فهمم، 01:03:06.200 --> 01:03:09.200 ‫هر چقدر که بیشتر تو این مسیر مبهم پیش میرم، 01:03:09.240 --> 01:03:11.560 ‫بخشی از وجودم هست که حس می‌کنه: 01:03:12.400 --> 01:03:15.520 ‫قراره چند تا مرد با کت‌وشلوار سیاه ببینم 01:03:15.560 --> 01:03:17.400 ‫که الان بیرون خونه‌ام ایستادن؟ 01:03:24.600 --> 01:03:28.240 ‫باورم نمیشه بخش‌هایی ‫از غول‌های صنعت مرغداری چقدر مرموزن. 01:03:30.840 --> 01:03:35.200 ‫بهم گفتن برم دلاور، ‫جایی که مردم دارن مبارزه می‌کنن. 01:03:36.120 --> 01:03:40.360 ‫«به دلاور خوش آمدید. ‫اکتشافات بی‌نهایت.» 01:03:40.400 --> 01:03:43.040 ‫انگار اون تابلو رو ساختن چون می‌دونستن ‫من دارم میام، پسر، 01:03:43.080 --> 01:03:46.040 ‫چون من دقیقاً دارم همین کار رو می‌کنم، پسر. ‫دارم کشف می‌کنم، پسر. 01:03:46.760 --> 01:03:51.040 ‫ای وای. دارم دیوونه میشم، ‫بچه‌ها، دارم دیوونه میشم. 01:03:51.080 --> 01:03:54.160 ‫دارم این مرغ رو می‌خورم و دارم دیوونه میشم. 01:03:56.320 --> 01:03:59.760 ‫صنعت مرغداری در دلاور یه تجارت بزرگه، 01:03:59.800 --> 01:04:02.840 ‫و اثراتش حتی از رادیو هم اعلام میشه. 01:04:03.520 --> 01:04:07.680 ‫صنعت مرغ ایالت به معنای واقعی ‫تُن‌ها زباله‌ی مرغ تولید می‌کنه. 01:04:07.720 --> 01:04:10.000 ‫مردمی که نزدیک اون مرغداری‌ها زندگی می‌کنن 01:04:10.040 --> 01:04:13.400 ‫نگرانن که چطور این همه مرغ ‫داره روی سلامتشون اثر می‌ذاره. 01:04:13.440 --> 01:04:15.320 ‫اینم چیزیه که از امواج رادیو فهمیدم. 01:04:15.360 --> 01:04:17.520 ‫دلاور کلی مرغ داره، 01:04:17.560 --> 01:04:19.920 ‫و اونا یه خروار فضولات تولید می‌کنن. 01:04:19.960 --> 01:04:21.160 ‫ببخشید، مامان. 01:04:21.200 --> 01:04:23.680 ‫حالا همه‌ی مرغ‌های آمریکا رو تصور کنید. 01:04:23.720 --> 01:04:28.520 ‫فضله‌ی مرغی که اونا تو یه سال تولید می‌کنن ‫می‌تونه کل لندن رو بپوشونه. 01:04:28.560 --> 01:04:30.800 ‫و ادینبورگ. یه عالمه فضولاته. ‫[۱۲ میلیون تُن] 01:04:34.200 --> 01:04:35.840 ‫- سلام داداش. ‫- مو، چطوری؟ 01:04:35.880 --> 01:04:38.920 ‫- خوبم. تو چطوری مرد؟ ‫- از دیدنت خوشبختم. ‫[مایکل پایان - شکارچی آلودگی] 01:04:38.960 --> 01:04:40.040 ‫بارون رو هم با خودم آوردم. 01:04:40.080 --> 01:04:41.080 ‫- مایکل. ‫- خوبی؟ 01:04:41.720 --> 01:04:45.040 ‫مایکل اینجا زندگی می‌کنه، ‫و داره مبارزه می‌کنه. 01:04:45.080 --> 01:04:47.080 ‫ازش خواستم مشکل رو بهم نشون بده. 01:04:48.040 --> 01:04:50.200 ‫وقتی بعضی از این سالن‌های مرغداری رو می‌بینی... 01:04:50.240 --> 01:04:52.400 ‫- اوکی. ‫- اون فن‌ها رو در انتهای سالن می‌بینی. 01:04:52.440 --> 01:04:53.320 ‫آره، آره. 01:04:53.360 --> 01:04:55.120 ‫اون فن‌ها اونجا نیستن که خنکشون کنن. 01:04:55.160 --> 01:04:58.360 ‫اونجا هستن چون این پرنده‌ها، ‫روی توده‌ای از فضولات بزرگ میشن. 01:04:58.400 --> 01:05:00.520 ‫- آره. ‫- تو یکی از اون سالن‌ها، جدیدها، 01:05:00.560 --> 01:05:02.160 ‫۵۰ هزار پرنده تو یه سالن داری. 01:05:02.200 --> 01:05:03.960 ‫اونجا فضولات۵۰ هزار پرنده هست، 01:05:04.000 --> 01:05:06.600 ‫و اینا بعد از هر دوره تمیز نمیشه، ‫پس اونا روی فضولات هستن، 01:05:06.640 --> 01:05:08.280 ‫اما توش آمونیاک هم هست. 01:05:08.320 --> 01:05:10.520 ‫- اوه لعنتی. آره. ‫- پس اون آمونیاک، 01:05:10.560 --> 01:05:13.120 ‫خب، باعث میشه بعضی از مرغ‌ها کور بشن. 01:05:13.160 --> 01:05:15.640 ‫پس باید با اون فن‌ها هوا رو بدن بیرون 01:05:15.680 --> 01:05:18.120 ‫چون اگه این کارو نکنن، مرغ‌ها رو می‌کشه. 01:05:18.160 --> 01:05:19.200 ‫اوهوم. اوکی. 01:05:19.240 --> 01:05:21.880 ‫اگه اون هوا رو به داخل جامعه می‌فرستی، 01:05:21.920 --> 01:05:23.880 ‫فکر می‌کنی برای جامعه چه اتفاقی میفته؟ 01:05:23.920 --> 01:05:27.320 ‫داری به یه سوپ سمی از گازها نگاه می‌کنی 01:05:27.360 --> 01:05:29.880 ‫که مردم دارن تنفسش می‌کنن. ‫این روی سلامتشون اثر میذاره. 01:05:29.920 --> 01:05:33.120 ‫این رو می‌بینی؟ ‫می‌بینی همسایه‌ها کجا زندگی می‌کنن؟ 01:05:33.160 --> 01:05:35.440 ‫لعنتی! اون خیلی نزدیکه! 01:05:35.480 --> 01:05:38.160 ‫اینا کهنه‌سربازن. ‫یه کهنه‌سرباز اینجا زندگی می‌کنه. 01:05:38.200 --> 01:05:40.600 ‫وقتی تو عراق می‌جنگید، چیکار کردن؟ 01:05:40.600 --> 01:05:44.200 ‫کلی سالن مرغداری روبروی خونه‌اش زدن ‫که هوای کثیف رو روش فوت می‌کنن. 01:05:44.240 --> 01:05:45.800 ‫اوه، این بوی گند میده، داداش! 01:05:46.560 --> 01:05:48.840 ‫- این بوییه که هر روز حس می‌کنی؟ ‫- هر روز. 01:05:48.880 --> 01:05:51.840 ‫- حتی تو ماشین هم بوش میاد! ‫- به لباس‌هات می‌چسبه! 01:05:51.880 --> 01:05:56.080 ‫این اشتباهه، چون اینا جوامع زیبایی هستن ‫که بر پایه‌ی کشاورزی ساخته شدن. 01:05:56.120 --> 01:05:58.880 ‫این به این معنی نیست که ‫کشاورزی بده، نه. 01:05:58.920 --> 01:06:02.720 ‫اما راهی برای کشاورزی وجود داره ‫که جامعه رو نابود نکنه، 01:06:02.760 --> 01:06:04.920 ‫کیفیت زندگی همسایه‌هات رو نابود نکنه. 01:06:05.840 --> 01:06:07.920 ‫فکر نمی‌کردم به جایی برسه که 01:06:08.680 --> 01:06:12.040 ‫مردمی باشن که به شدت تحت‌تأثیر قرار گرفتن 01:06:12.080 --> 01:06:15.840 ‫به خاطر کیفیت هوا و آبی که می‌نوشن. 01:06:17.640 --> 01:06:19.880 ‫حالا، این فقط در مورد بوی بد نیست. 01:06:19.920 --> 01:06:22.120 ‫اون کارخونه‌ی بزرگ که اونجاست 01:06:22.160 --> 01:06:26.000 ‫یکی از بزرگ‌ترین تأسیسات ‫ضایعات مرغ در دلاوره. 01:06:26.680 --> 01:06:29.160 ‫اینا دارن میلیون‌ها پرنده رو ‫اینجا تیکه‌تیکه می‌کنن. 01:06:29.200 --> 01:06:30.760 ‫وقتی تیکه‌تیکه‌شون می‌کنی، ‫مجبوری بشوریشون. 01:06:30.800 --> 01:06:33.440 ‫همه‌ی احشا و کثافت‌هاشون رو داری. 01:06:33.480 --> 01:06:36.160 ‫احتمالاً دارم یکم کمتر از واقعیت، ‫علمی بیانش می‌کنم، 01:06:36.200 --> 01:06:39.200 ‫اما در اصل اونا اون آب ضایعات رو برمی‌دارن 01:06:39.240 --> 01:06:41.120 ‫و روی این زمین‌ها اسپری می‌کنن. 01:06:41.160 --> 01:06:43.760 ‫اما یادت باشه که همه اینجا ‫از آب چاه استفاده می‌کنن، مرد. 01:06:44.280 --> 01:06:46.920 ‫جدی میگی؟ هی، این خیلی افتضاحه، مرد! 01:06:47.440 --> 01:06:51.040 ‫مردم نمی‌تونن هوا رو نفس بکشن، نمی‌تونن ‫آبشون رو بنوشن، نمی‌تونن برن بیرون. 01:06:51.080 --> 01:06:52.800 ‫بچه‌ها مریض میشن، آسم می‌گیرن، 01:06:52.840 --> 01:06:55.160 ‫فقط برای این‌که اونا بتونن ‫تو فروشگاه مرغ ارزون بفروشن 01:06:55.200 --> 01:06:57.960 ‫به قیمت ۹۹ سنت برای هر پوند ‫یا ۱.۹۹ دلار برای هر پوند. 01:06:58.000 --> 01:06:59.440 ‫شوخی می‌کنی؟ 01:06:59.480 --> 01:07:03.040 ‫مشکلات بزرگی هست، در صنعتی که ‫برای منفعت خودش زیادی قدرتمنده. 01:07:05.040 --> 01:07:09.360 ‫مانتر، شرکتی که متهم به آلوده کردن ‫هوا و آب اینجاست، 01:07:09.400 --> 01:07:14.040 ‫یه شکایت گروهی رو با مبلغ ‫۲۰۵ میلیون دلار حل کرد، 01:07:14.960 --> 01:07:16.840 ‫اما هیچ مسئولیتی نپذیرفت. 01:07:21.040 --> 01:07:23.840 ‫دارم همه چی رو زیر سؤال می‌برم ‫دارم می‌شورم، 01:07:23.880 --> 01:07:26.280 ‫مسواک می‌زنم، بعد از چیزهایی ‫که در مورد آب شنیدم. 01:07:28.120 --> 01:07:29.560 ‫انقدر بدبین شدم. 01:07:31.600 --> 01:07:35.040 ‫وقتی این رو شروع کردم، نمی‌دونستم ‫چیزی به اسم غول‌های صنعت مرغ هست. 01:07:36.360 --> 01:07:37.440 ‫نمی‌دونستم. 01:07:38.600 --> 01:07:41.000 ‫نمی‌دونستم این یه موضوع جدیه، می‌دونید. 01:07:41.880 --> 01:07:45.520 ‫و از خودم ناامید شدم که ‫در موردش چیزی نمی‌دونستم. 01:07:46.160 --> 01:07:50.560 ‫بعد می‌رسی اونجا. به این کارخونه نگاه می‌کنی ‫که دقیقاً کنار خونه‌ی یکی دیگه است. 01:07:52.000 --> 01:07:53.880 ‫واقعاً خیلی غم‌انگیزه، مرد. 01:07:55.880 --> 01:07:58.160 ‫الان دیگه فقط می‌خوام دست ‫از خوردنش بردارم. 01:08:00.520 --> 01:08:04.680 ‫واقعاً می‌خوام. فقط می‌خوام دست از خوردنش ‫بردارم. دیگه نمی‌خوام این کار رو بکنم. 01:08:06.480 --> 01:08:07.560 ‫آره. 01:08:10.520 --> 01:08:12.600 ‫[روز بیست و یکم] 01:08:17.040 --> 01:08:18.600 ‫یه چیز خیلی قشنگی هست 01:08:18.640 --> 01:08:22.240 ‫تو این‌که خانواده‌ات دورت باشن ‫و اون سطل‌های تخفیف‌دار رو داشته باشی. 01:08:23.640 --> 01:08:25.520 ‫اما به چه قیمتی؟ 01:08:26.160 --> 01:08:27.920 ‫رفته رفته به تعادل نگاه می‌کنی. 01:08:28.680 --> 01:08:30.840 ‫قبل از این‌که این کار رو بکنم ‫هیچوقت بهش فکر نکرده بودم. 01:08:30.880 --> 01:08:33.080 ‫این‌طوری بودم: ‫«این کشاورزیه. همه‌مون باید زنده بمونیم.» 01:08:34.080 --> 01:08:36.520 ‫اما آیا نیازه که به این قیمت زنده بمونیم؟ 01:08:37.840 --> 01:08:40.920 ‫مقصر بودم اگه می‌گفتم: ‫«این فقط یه مرغه، مرد.» 01:08:40.960 --> 01:08:42.320 ‫«بیخیال بابا.» 01:08:42.360 --> 01:08:45.920 ‫اما تا وقتی داستان‌های کسایی که ‫واقعاً تحت‌تأثیر قرار گرفتن رو نشنوی، 01:08:45.960 --> 01:08:49.760 ‫تا وقتی غذا رو نخوری ‫و کسی بهت نگه که 01:08:49.800 --> 01:08:52.760 ‫اعتیادی به مرغ داری ‫که شبیه کوکائینه. 01:08:52.800 --> 01:08:55.320 ‫و تو میگی: «چی؟» 01:08:55.920 --> 01:08:59.640 ‫و فکر می‌کنم بعضی‌وقت‌ها، ‫اگه اون‌قدر پول توش خوابیده باشه، 01:08:59.680 --> 01:09:04.120 ‫پس رازهای زیادی هم هست ‫که همزمان باید مخفی بمونه. 01:09:04.160 --> 01:09:06.640 ‫و دارم این رو اینجا می‌بینم، تو آمریکا، 01:09:07.640 --> 01:09:09.080 ‫اما تو کشور خودمون... 01:09:10.560 --> 01:09:12.280 ‫واقعاً تا کجا پیش میره؟ 01:09:15.400 --> 01:09:20.000 ‫پرورش انبوه حیوانات از نظر محیط‌زیستی ‫به شدت آسیب‌زاست. 01:09:20.040 --> 01:09:24.600 ‫مرغ‌ها با غلات بزرگ میشن، از جمله سویا، 01:09:24.640 --> 01:09:29.440 ‫که از مناطق جنگل‌های بارانی میاد ‫و باعث جنگل‌زدایی میشه. 01:09:29.480 --> 01:09:33.720 ‫و در انگلستان، کودهای مصنوعی، آفت‌کش‌ها، 01:09:33.760 --> 01:09:37.360 ‫باعث کاهش گسترده‌ی کیفیت خاکمون شده. 01:09:37.400 --> 01:09:40.160 ‫خاکمون داره به معنای واقعی ناپدید میشه. 01:09:41.600 --> 01:09:46.800 ‫دانشمندان به ما میگن فقط چند دهه باقی مونده ‫قبل از این‌که خاکمون کاملاً از بین بره. 01:09:46.840 --> 01:09:48.200 ‫بدون خاک، غذایی نیست. 01:09:48.800 --> 01:09:49.880 ‫بازی تمومه. 01:09:52.240 --> 01:09:53.720 ‫آماده‌ی رفتن. 01:09:54.600 --> 01:09:56.440 ‫بیا از اینجا بزنیم بیرون، مرد. 01:10:01.840 --> 01:10:04.320 ‫[روز بیست و چهارم] 01:10:04.920 --> 01:10:07.560 ‫[لندن] ‫[آخرین مرحله] 01:10:08.240 --> 01:10:10.880 ‫کی‌اف‌سیِ سواره رو داریم، می‌دونید. 01:10:10.920 --> 01:10:12.960 ‫الان این کار هوشمندانه رو می‌کنن، 01:10:12.960 --> 01:10:16.280 ‫سفارش میدی و میگه: ‫«چیز دیگه‌ای هم می‌خواید؟» 01:10:16.320 --> 01:10:17.760 ‫- سلام. ‫- سلام جناب. 01:10:17.800 --> 01:10:19.520 ‫میشه یه سینی ترکیبی بهم بدید؟ 01:10:19.560 --> 01:10:21.000 ‫چیز دیگه‌ای هم می‌خواید، قربان؟ 01:10:21.520 --> 01:10:24.960 ‫میشه یه پرس بال مرغ هم بگیرم؟ 01:10:25.000 --> 01:10:26.280 ‫چیز دیگه؟ 01:10:26.320 --> 01:10:28.960 ‫- ممنون. می‌بینمت. ‫- مراقب باش. بعداً می‌بینمت، آره؟ 01:10:29.000 --> 01:10:33.000 ‫می‌بینید؟ اون «چیز دیگه؟ چیز دیگه؟» 01:10:33.040 --> 01:10:34.720 ‫من اصلاً اون چیزها رو نمی‌خواستم. 01:10:37.400 --> 01:10:40.400 ‫این غذا خیلی مشکل‌سازه. 01:10:43.160 --> 01:10:47.080 ‫سفری که طی کردم ‫چشمم رو به خیلی چیزها باز کرد. 01:10:48.160 --> 01:10:51.160 ‫جماعت، نمی‌تونم چیزی رو که ‫تو این سفر یاد گرفتم نادیده بگیرم. 01:10:51.200 --> 01:10:53.720 ‫از وقتی برگشتم، سرگرم تحقیق بودم. 01:10:53.760 --> 01:10:56.520 ‫به نظر میاد کی‌اف‌سی حسابی خیز برداشته. 01:10:58.400 --> 01:11:02.920 ‫کی‌اف‌سی برنامه‌هایی برای ‫افتتاح ۵۰۰ رستوران جدید 01:11:02.960 --> 01:11:05.480 ‫در انگلستان و ایرلند ‫در طی دهه‌ی آینده اعلام کرده. 01:11:05.520 --> 01:11:09.120 ‫مو گفت که نمی‌خواد یه خبرنگار تحقیقی باشه، 01:11:09.160 --> 01:11:11.920 ‫که درک می‌کنم، ‫اما فکر می‌کنم در یه مقطعی، 01:11:11.960 --> 01:11:14.680 ‫اگه بخواد واقعاً عمیق‌تر وارد این صنعت بشه، 01:11:14.720 --> 01:11:18.400 ‫مجبور میشه کلاه خبرنگاری سرش بذاره و... 01:11:18.440 --> 01:11:19.520 ‫یکم بیشتر تحقیق کنه. 01:11:20.040 --> 01:11:23.600 ‫سلام، به دفتر مرکزی کی‌اف‌سی خوش آمدید. 01:11:23.640 --> 01:11:27.680 ‫اگر سؤالی مربوط به خدمات مشتریان دارید، ‫لطفاً عدد یک را فشار دهید. 01:11:31.480 --> 01:11:36.520 ‫تمام درخواست‌های خدمات مشتریان باید به صورت ‫کتبی با استفاده از فرم وب‌سایت ثبت شوند... 01:11:38.440 --> 01:11:41.680 ‫فقط بحث این نیست که این آزمایش ‫چه تأثیری روی من داشته، 01:11:41.720 --> 01:11:46.000 ‫بلکه، به عنوان پیشگامان بازار، فقط می‌خوام ‫در این مورد گفتگو کنم که چطور غذای اونا 01:11:46.040 --> 01:11:49.960 ‫روی سلامتی ما و محیط‌زیست تأثیر گذاشته. 01:11:50.480 --> 01:11:53.000 ‫این ایمیلم از طرف کی‌اف‌سیـه. 01:11:53.040 --> 01:11:56.600 ‫«خیلی ممنون که تماس گرفتید ‫و بیشتر درباره مستندتون گفتید.» 01:11:56.640 --> 01:11:58.720 ‫«به نظر میاد پروژه‌ی خیلی جالبی باشه.» 01:11:58.760 --> 01:12:02.800 ‫«گرچه ما نمی‌تونیم مستقیم درش مشارکت کنیم، ‫برای شما آرزوی موفقیت داریم 01:12:02.840 --> 01:12:05.040 ‫در جان بخشیدن به این داستان.» 01:12:05.080 --> 01:12:09.520 ‫«بازم از تماس شما ممنونیم ‫و برای فیلم آرزوی موفقیت داریم.» 01:12:09.560 --> 01:12:13.800 ‫اونا عملاً با من مثل یه احمق رفتار کردن. 01:12:17.000 --> 01:12:19.240 ‫البته یه پیشرفت داشتم. 01:12:19.280 --> 01:12:24.360 ‫رئیس بزرگ، مدیرعامل شورای مرغداری بریتانیا ‫حاضره با من صحبت کنه. 01:12:26.280 --> 01:12:29.480 ‫درخواست کردیم در یکی از مرغداری‌هایی ‫که نمایندگی‌شون رو دارن ملاقات کنیم، 01:12:29.520 --> 01:12:32.680 ‫اما گفت: «دسترسی دشوار خواهد بود.» 01:12:32.720 --> 01:12:34.320 ‫هوم، جالبه. 01:12:34.360 --> 01:12:37.720 ‫پس به جاش با این مرغداری کوچیک ‫و بامزه‌ی شهری موافقت کرد. 01:12:39.120 --> 01:12:42.200 ‫- چطوری ریچ؟ خوبی مرد؟ ‫- آره، خوبم، ممنون. تو چی؟ 01:12:42.240 --> 01:12:44.640 ‫کشوندمت وسط هکنی، رفیق. ‫حالت خوبه؟ 01:12:44.680 --> 01:12:45.920 ‫آره، خیلی خوبم. 01:12:45.960 --> 01:12:48.320 ‫الان شبیه پلیس‌های لباس شخصی شدی، مرد. 01:12:49.640 --> 01:12:54.800 ‫ما در انگلستان، سالانه حدود ‫۲۰ میلیون پرنده رو می‌کشیم. ‫[ریچارد گریفیتس - مدیرعامل شورای مرغداری بریتانیا] 01:12:54.840 --> 01:12:56.600 ‫- در هفته؟ ‫- در هفته. 01:12:56.640 --> 01:12:59.200 ‫اما به تعداد آدم‌ها فکر کن. 01:12:59.240 --> 01:13:01.360 ‫۶۵ میلیون نفر. ‫همه‌شون که گوشت نمی‌خورن. 01:13:01.400 --> 01:13:04.080 ‫- فرض کنیم ۶۰ میلیون نفر مرغ می‌خورن. ‫- آره. 01:13:04.120 --> 01:13:06.000 ‫نصف مرغ برای هر نفر در هفته. 01:13:06.040 --> 01:13:07.480 ‫این خیلی زیاد نیست. 01:13:07.520 --> 01:13:10.040 ‫و در این کشور گرسنگی وجود داره. 01:13:10.080 --> 01:13:13.360 ‫اصولاً، تا زمانی که همه‌ی مردم سیر نشن، 01:13:13.400 --> 01:13:15.520 ‫بقیه‌ی چیزها واقعاً اهمیت ندارن. 01:13:15.560 --> 01:13:19.000 ‫و بله، ما باید کاملاً آگاه باشیم 01:13:19.040 --> 01:13:22.440 ‫از نحوه‌ی رفتارمون با مردم، ‫محیط‌زیست، پرنده‌ها، 01:13:22.480 --> 01:13:25.200 ‫اما ما می‌تونیم اون رو مدیریت کنیم ‫و اگه درست انجامش بدیم، 01:13:25.240 --> 01:13:28.280 ‫ما یه منبع غذایی برای کل دنیا داریم، ‫نه فقط انگلستان. 01:13:28.320 --> 01:13:32.640 ‫خیلی سیاسی حرف زدی، ریچ، مرد. دیگه داری ‫وارد فاز ماچ کردن بچه‌ها میشی، رفیق. 01:13:32.680 --> 01:13:33.880 ‫آره، اما... 01:13:36.400 --> 01:13:38.400 ‫وقتی این سفر رو شروع کردم، 01:13:38.440 --> 01:13:43.160 ‫تونستم هر جنبه‌ای از صنعت مرغداری رو ببینم. 01:13:43.200 --> 01:13:46.160 ‫چیزی که براش آماده نبودم، ضایعات بود. 01:13:46.200 --> 01:13:48.760 ‫ما اینجا وقتی صحبت از ضایعات میشه، ‫داریم چیکار می‌کنیم؟ 01:13:48.800 --> 01:13:51.960 ‫اتهامات و انتقاداتی درباره ‫صنعت ما وجود داره، 01:13:52.000 --> 01:13:54.440 ‫و درباره این‌که با ضایعات چیکار می‌کنیم، 01:13:54.480 --> 01:13:58.480 ‫اما می‌تونم با اطمینان بگم که همه‌ی ضایعات، 01:13:58.520 --> 01:14:02.080 ‫و ما اینجا داریم درباره مزارع صحبت می‌کنیم، ‫نه کارخونه‌های فرآوری، 01:14:02.120 --> 01:14:03.360 ‫بسیار تحت کنترله. 01:14:03.400 --> 01:14:05.920 ‫و ضایعات کارخونه‌ی فرآوری چی؟ 01:14:05.960 --> 01:14:08.920 ‫اونم به همین شکل، بسیار تحت کنترله 01:14:08.960 --> 01:14:11.800 ‫تا ریسکی نباشه و مضر نباشه. 01:14:11.840 --> 01:14:13.520 ‫پس تو انگلستان هیچ قانونی دور زده نمیشه؟ 01:14:13.560 --> 01:14:15.640 ‫نه. هیچ منفعتی نداره. 01:14:15.680 --> 01:14:17.720 ‫اما مسئول روابط عمومی‌ات اینجاست، مرد. 01:14:17.760 --> 01:14:21.360 ‫هر لحظه ممکنه بپره وسط، مرد. ‫«هی، میشه اون رو متوقف کنیم؟» 01:14:23.680 --> 01:14:26.400 ‫- ما سعی می‌کنیم همسایه‌های خوبی باشیم... ‫- آره. 01:14:26.440 --> 01:14:28.520 ‫و روی مردم تأثیر منفی نذاریم. 01:14:31.240 --> 01:14:33.720 ‫بعد از گفتگومون، تو اخبار منتشر شد 01:14:33.760 --> 01:14:35.720 ‫که تولیدکنندگان مرغ آوارا فودز 01:14:35.760 --> 01:14:37.320 ‫که ریچارد نمایندگی‌شون رو داره، 01:14:37.360 --> 01:14:39.920 ‫در حال حاضر با بزرگ‌ترین 01:14:39.960 --> 01:14:43.320 ‫شکایت حقوقی محیط‌زیستی ‫در تاریخ بریتانیا مواجه هستن 01:14:43.360 --> 01:14:46.440 ‫به اتهام آلوده کردن سه تا از رودخانه‌هامون. 01:14:47.000 --> 01:14:49.120 ‫بیش از ۲۰ میلیون مرغ 01:14:49.160 --> 01:14:50.680 ‫در حوضه‌ی آبریز رودخانه وای وجود داره، 01:14:50.720 --> 01:14:53.840 ‫و اونا بیشتر از اون‌چه زمین بتونه ‫جذب کنه، کود تولید می‌کنن. 01:14:53.880 --> 01:14:57.680 ‫مرغداران صنعتی که رستوران‌هاتون ‫برای تأمین مواد ازشون خرید می‌کنن 01:14:57.720 --> 01:15:00.920 ‫به معنای واقعی کلمه رودخانه‌ی وای رو ‫تا حد مرگ آلوده کردن. 01:15:06.480 --> 01:15:08.800 ‫- چه خبر، رفیق؟ ‫- چه خبری برام داری، رفیق؟ 01:15:08.840 --> 01:15:10.280 ‫قدقد، بی‌ادب! 01:15:10.320 --> 01:15:11.960 ‫- بیا تو، رفیق. ‫- چه خبر؟ 01:15:12.000 --> 01:15:13.960 ‫- آره جی، همه چی عالیه. ‫- بیا تو. 01:15:14.000 --> 01:15:17.240 ‫رفتی اون یارو ریچارد رو دیدی، آره؟ ‫چطور بود؟ 01:15:17.280 --> 01:15:20.880 ‫احترام قائلم که اومد و با من گفتگو کرد، 01:15:20.920 --> 01:15:24.040 ‫اما در عین حال، حس می‌کنم داشتم ‫با یه هوش مصنوعی حرف می‌زدم. 01:15:24.080 --> 01:15:27.440 ‫خب من ازش سؤال می‌پرسیدم ‫و اون می‌گفت: «خب، می‌دونی، 01:15:27.480 --> 01:15:29.040 ‫خیلی آدم هست که باید سیر بشن.» 01:15:29.080 --> 01:15:31.960 ‫«می‌تونستیم بیشتر انجام بدیم؟ احتمالاً.» 01:15:32.000 --> 01:15:36.000 ‫خب حالا این تو رو کجا قرار میده؟ ‫یعنی قدم بعدی چیه؟ 01:15:36.040 --> 01:15:39.760 ‫موضوع پیچیده‌ایه، چون هیچکس ‫نمی‌خواد با من حرف بزنه، مگه نه؟ 01:15:39.800 --> 01:15:42.240 ‫یه ایمیل از کی‌اف‌سی برام اومد. 01:15:43.080 --> 01:15:44.320 ‫کی‌اف‌سی جهانی. 01:15:44.360 --> 01:15:45.920 ‫- اوکی، خیلی مهمه. ‫- آره. 01:15:45.960 --> 01:15:48.360 ‫- می‌دونم، مگه نه؟ ‫- بذار ببینمش. 01:15:51.000 --> 01:15:54.120 ‫یه شماره اینجا هست، می‌دونی. ‫باید سعی کنی بهشون زنگ بزنی. 01:15:54.160 --> 01:15:55.560 ‫- بیا بهشون زنگ بزنیم. ‫- آره؟ 01:16:02.040 --> 01:16:03.040 ‫الو؟ 01:16:06.400 --> 01:16:07.480 ‫الو؟ 01:16:09.760 --> 01:16:11.160 ‫من مو گیلیگان هستم. 01:16:11.200 --> 01:16:13.080 ‫اوه، من براتون یه ایمیل فرستادم 01:16:14.200 --> 01:16:16.720 ‫درباره‌ی یه مستند در مورد مرغ سوخاری. 01:16:17.920 --> 01:16:18.960 ‫الو؟ 01:16:20.120 --> 01:16:21.200 ‫الو؟ 01:16:25.840 --> 01:16:26.880 ‫صدام رو قطع کردن. 01:16:26.920 --> 01:16:28.960 ‫- چون گوشی رو برداشتن. ‫- واقعاً؟ 01:16:30.440 --> 01:16:31.480 ‫الو؟ 01:16:33.080 --> 01:16:38.240 ‫دارم تماس رو ضبط می‌کنم تا احتمالاً در مستند ‫ازش استفاده کنم. اجازه هست ادامه بدم؟ 01:16:40.760 --> 01:16:43.200 ‫خیلی خب. 01:16:44.160 --> 01:16:45.160 ‫یا خدا. 01:16:46.160 --> 01:16:47.760 ‫- قطع کرد. ‫- آره. 01:16:47.800 --> 01:16:50.080 ‫خدای من. می‌دونی چیه؟ 01:16:50.120 --> 01:16:52.880 ‫می‌دونی چیکار کرد؟ تلفن رو جواب داد ‫و گذاشتش روی حالت بی‌صدا. 01:16:52.920 --> 01:16:55.160 ‫- آره، و داشت گوش می‌داد. ‫- فقط گوش می‌داد. 01:16:55.200 --> 01:16:56.480 ‫خیلی عجیبه، می‌دونی. 01:16:56.520 --> 01:16:59.280 ‫این نزدیک‌ترین ارتباطی بود که ‫با کسی توی کی‌اف‌سی داشتم. 01:16:59.320 --> 01:17:00.760 ‫- آره. ‫- همین‌قدر نزدیک. 01:17:00.800 --> 01:17:02.360 ‫شما شماره‌تون رو گذاشتید. 01:17:02.400 --> 01:17:05.680 ‫چرا شماره‌تون رو گذاشتید و برنداشتید؟ ‫چه فایده‌ای داره؟ 01:17:07.200 --> 01:17:09.640 ‫حدس می‌زنم حتی تعجب‌آور هم نباشه که بفهمیم، 01:17:09.680 --> 01:17:11.920 ‫مثل خیلی از برندهای پیشروی فست‌فود، 01:17:11.960 --> 01:17:15.880 ‫کی‌اف‌سی با اینفلوئنسرهای آنلاین ‫با میلیون‌ها دنبال‌کننده کار می‌کنه 01:17:15.920 --> 01:17:20.000 ‫تا محصولات و برندش رو ‫برای مخاطبان جوان‌تر تبلیغ کنه. 01:17:21.720 --> 01:17:24.040 ‫سلام رفقا. من نیکو هستم ‫و تو یه مرغداری‌ام. 01:17:24.080 --> 01:17:28.440 ‫نیکو. نیکو رو دوست دارم، مرد. ‫اون آدم خوبیه، مرد. 01:17:28.480 --> 01:17:30.560 ‫بریم پشت صحنه‌ی سطل مرغ. 01:17:31.600 --> 01:17:32.640 ‫خدای من. 01:17:33.800 --> 01:17:37.280 ‫اون همه مرغ رو ببینید! ‫اینجا هیچ قفسی نیست. 01:17:37.320 --> 01:17:40.720 ‫فکر می‌کردم، مثلاً، ۴۰۰۰ تا مرغ ‫تو یه قفس کوچیک هستن. 01:17:40.760 --> 01:17:42.800 ‫نه، نه. هیچ قفسی وجود نداره. 01:17:42.840 --> 01:17:45.440 ‫ما خیلی به رفاه حیوون‌هامون ‫در اینجا افتخار می‌کنیم، 01:17:45.480 --> 01:17:47.880 ‫پس دارید بخش سالمش رو نشون می‌دید 01:17:47.920 --> 01:17:51.600 ‫با استفاده از کسی که ‫یه تریبون خیلی بزرگ داره، 01:17:52.520 --> 01:17:56.480 ‫اما چیزی رو که از پشت پرده می‌بینن ‫کنترل می‌کنید. 01:17:57.120 --> 01:18:02.000 ‫کی‌اف‌سی تصمیم گرفت نیکو رو وقتی بیاره اینجا ‫که پرنده‌ها خیلی کوچیک و بامزه بودن. 01:18:02.040 --> 01:18:07.040 ‫اونا شاید ۱۵ تا ۲۰ روزه بودن. ‫ما وقتی برگشتیم که ۳۳ روزه بودن. 01:18:07.080 --> 01:18:09.640 ‫- شما واقعاً به این مرغ‌ها اهمیت می‌دید؟ ‫- آره، همین‌طوره. 01:18:09.680 --> 01:18:10.760 ‫این مرغ‌ها چی؟ 01:18:10.800 --> 01:18:13.640 ‫به پرنده‌هایی مثل این سه تا هم اهمیت می‌دید 01:18:13.680 --> 01:18:16.920 ‫که به نقطه‌ای رسیدن که ‫دیگه نمی‌تونن بایستن؟ 01:18:16.960 --> 01:18:19.200 ‫اونا دیگه نمی‌تونن این وزن رو تحمل کنن. 01:18:19.240 --> 01:18:21.080 ‫حس می‌کنم این خیلی شرارت‌آمیزه، 01:18:21.120 --> 01:18:25.160 ‫چون انگار یه عصر دیجیتال جدید هست ‫که توش می‌تونی بازار رو دستکاری کنی. 01:18:25.760 --> 01:18:28.440 ‫برای پرنده‌ها فضای زیادی ‫برای گشت‌وگذار هست... 01:18:28.480 --> 01:18:30.600 ‫این تقریباً مثل سبزشوییه. 01:18:31.360 --> 01:18:35.240 ‫من احتمالاً می‌تونم اطلاعات بیشتری ‫در مورد دستور پخت سرّی شما پیدا کنم 01:18:35.280 --> 01:18:42.080 ‫تا این‌که بفهمم مرغ‌هاتون رو از کجا میارید ‫و باهاشون چطور رفتار میشه. 01:18:42.120 --> 01:18:44.720 ‫ممنون که من رو راه دادید. ‫عاشق این مزرعه‌ام، واقعاً شگفت‌انگیزه. 01:18:44.760 --> 01:18:47.440 ‫سؤال اینجاست، چی رو دارید مخفی می‌کنید؟ 01:18:50.280 --> 01:18:54.720 ‫مردی رو پیدا کردم که تصاویرش داستانی کاملاً متفاوت ‫از ویدیوهای تبلیغاتی کی‌اف‌سی روایت می‌کرد. 01:18:56.000 --> 01:18:58.360 ‫اون برام یه سری مختصات فرستاد، 01:18:58.400 --> 01:19:01.080 ‫چون خودش و تیمش امشب ‫قراره دوباره برن اون تو. 01:19:01.840 --> 01:19:06.800 ‫فکر نمی‌کردم مرغ باعث شه ‫شب هنگام تو لینکلن‌شر 01:19:06.840 --> 01:19:08.520 ‫دنبال مختصات جغرافیایی بگردم. 01:19:08.560 --> 01:19:11.640 ‫یه جورایی... یه جورایی دیوونگی به نظر میاد، ‫بهتون دروغ نمیگم. 01:19:12.520 --> 01:19:15.000 ‫الان حس می‌کنم یه خبرنگار واقعی‌ام. 01:19:15.040 --> 01:19:17.120 ‫حس می‌کنم مارتین کمپ هستم. 01:19:17.160 --> 01:19:18.960 ‫اسمش این بود دیگه، مگه نه؟ ‫مارتین کمپ. 01:19:19.000 --> 01:19:22.680 ‫نه، اون لعنتی خواننده‌ی گروه اسپاندو باله بود. ‫منظورم راس کمپ بود. 01:19:23.760 --> 01:19:26.440 ‫[لینکلن‌شر] ‫[پشت سطل] 01:19:26.440 --> 01:19:30.000 ‫اینجا در لینکلن‌شر، بیشترین مرغ ‫در کل بریتانیا کشتار میشه. 01:19:30.040 --> 01:19:33.800 ‫مثل هر چیز دیگه‌ای اگه رد پول رو بگیری، ‫به حقیقت می‌رسی. 01:19:33.840 --> 01:19:39.200 ‫و این رو بشنوید: دومین تولیدکننده‌ی بزرگ ‫مرغ در بریتانیا، یعنی موی پارک، 01:19:39.240 --> 01:19:42.840 ‫تأمین‌کننده‌ی ۲۵ درصد ‫از مرغیه که ما می‌خوریم، 01:19:42.880 --> 01:19:46.800 ‫از جمله همون‌هایی که سر از ‫سطل‌های کی‌اف‌سی درمیارن. 01:19:47.440 --> 01:19:48.680 ‫اما صبر کنید... 01:19:50.120 --> 01:19:52.560 ‫این شرکت بریتانیایی 01:19:52.600 --> 01:19:58.200 ‫در واقع متعلق به دومین تولیدکننده‌ی ‫بزرگ مرغ در آمریکا بعد از تایسونه. 01:19:58.240 --> 01:19:59.560 ‫شرکت پیلگریمز، 01:20:00.240 --> 01:20:05.080 ‫و اونا هم متعلق به پادشاهان مرغ دنیا، ‫یعنی جی‌بی‌اس هستن، 01:20:05.120 --> 01:20:10.000 ‫که سالانه تا ۵ میلیارد مرغ ‫در سطح جهان تولید می‌کنن. 01:20:11.480 --> 01:20:13.520 ‫فکر کنم خودش باشه که اونجا وایساده. 01:20:14.520 --> 01:20:15.840 ‫- متیو! ‫- سلام. 01:20:15.880 --> 01:20:18.480 ‫- چه خبر مرد؟ خوبی؟ ‫- سلام مو، از دیدنت خوشحالم. 01:20:18.520 --> 01:20:20.560 ‫چه خبر، داداش؟ ‫یالا، سوار شو، داداش. 01:20:23.400 --> 01:20:25.520 ‫مرغداری کی‌اف‌سی دقیقاً همین سمت چپه، 01:20:25.560 --> 01:20:27.800 ‫و امشب قراره بریم اون تو. 01:20:27.840 --> 01:20:29.840 ‫می‌دونی، ما سه سال پیش ‫از اینجا فیلم گرفتیم، 01:20:29.880 --> 01:20:32.920 ‫و اون ویدیو حدود ۱۲ میلیون بازدید داشت. 01:20:32.960 --> 01:20:36.400 ‫پس خیلی جالب میشه که ببینیم ‫چیزی تغییر کرده یا نه. 01:20:36.440 --> 01:20:39.000 ‫خب، قراره دو تا از همکارهام رو ببینم. 01:20:39.960 --> 01:20:44.120 ‫یکی‌شون بازرس حرفه‌ایه، با کلی تجربه. 01:20:44.160 --> 01:20:47.160 ‫فکر کنم بتونیم از پشت سر ازشون فیلم بگیریم. 01:20:50.320 --> 01:20:51.400 ‫سلام، چه خبر بچه‌ها؟ 01:20:51.440 --> 01:20:52.880 ‫سلام. 01:20:52.920 --> 01:20:54.880 ‫- وای، قضیه جدیه، پسر! ‫- آره. 01:20:54.920 --> 01:20:58.000 ‫شبیه بازی کال آف دیوتی شده. ‫یکم ترسیدم، مرد. واقعاً جدیه. 01:20:58.040 --> 01:21:01.560 ‫- از چی ترسیدی؟ ‫- نمی‌دونم، تاحالا ندیده بودم... 01:21:01.600 --> 01:21:04.800 ‫- از ما ترسیدی؟ ‫- چون کلاه نقابی پوشیدید، مرد! 01:21:05.680 --> 01:21:08.960 ‫خب، اینجا مرغداری موی پارکه. 01:21:09.000 --> 01:21:13.000 ‫ما از سمت شمال وارد می‌شیم. 01:21:13.040 --> 01:21:15.440 ‫اونجا دو تا خونه هست. ‫یه عده اونجا زندگی می‌کنن. 01:21:15.480 --> 01:21:17.880 ‫این چه خطری می‌تونه ایجاد کنه؟ 01:21:17.920 --> 01:21:20.960 ‫بزرگ‌ترین خطر اینه که یه کشاورز یا کارگر 01:21:21.000 --> 01:21:23.560 ‫اگه متوجه حضورت بشه، ‫خودش دست‌به‌کار شه تا تنبیهت کنه. 01:21:23.600 --> 01:21:25.920 ‫می‌دونم بعضی از این کشاورزها شاتگان دارن. 01:21:25.960 --> 01:21:29.400 ‫قبلاً به پهپادم شلیک کردن، ‫پس آره، پیش میاد. 01:21:29.440 --> 01:21:31.120 ‫- جدی؟ ‫- آره. 01:21:31.160 --> 01:21:32.200 ‫ای بابا. 01:21:33.440 --> 01:21:35.520 ‫من خودم، دیگه برام مهم نیست. 01:21:35.560 --> 01:21:38.240 ‫فقط حس می‌کنم باید... ‫یعنی بالأخره یکی باید این کار رو بکنه، 01:21:38.280 --> 01:21:41.160 ‫و بنابراین، ما هم فقط باید بریم ‫و انجامش بدیم. 01:21:41.200 --> 01:21:44.480 ‫من دنبالتون میام. تماشا می‌کنم. ‫داخل نمیام. 01:21:44.520 --> 01:21:46.120 ‫نمی‌تونیم راضی‌ات کنیم ‫با ما بیای داخل؟ 01:21:46.160 --> 01:21:47.560 ‫- کاش... خیلی دلم می‌خواد... ‫- نه؟ 01:21:47.600 --> 01:21:50.160 ‫- اما نامزدم گفت نه. ‫- اوکی. 01:21:54.160 --> 01:21:58.520 ‫ساعات اول صبحه و تیم داره وارد ‫یکی از مزارع موی پارک میشه. 01:21:58.560 --> 01:22:00.160 ‫واقعاً نگرانشونم. 01:22:01.920 --> 01:22:06.240 ‫ممکنه اگه متوجه نفوذی بشن، ‫تدابیر متفاوتی داشته باشن. 01:22:06.280 --> 01:22:07.280 ‫می‌دونید چی میگم؟ 01:22:09.200 --> 01:22:11.440 ‫آره مرد. باید خیلی مراقب باشن. 01:22:13.440 --> 01:22:15.200 ‫ولی واقعاً یه ذره دلشوره دارم. 01:22:16.800 --> 01:22:18.800 ‫همش فکر می‌کنم ممکنه یکی سر برسه. 01:22:19.640 --> 01:22:22.920 ‫فکر نکنم بفهمید، من اصلاً از ‫این کارها نمی‌کنم، می‌دونی؟ 01:22:34.560 --> 01:22:37.880 ‫دارم پیام میدم که بگم ما الان رسیدیم، 01:22:38.520 --> 01:22:41.280 ‫و فقط چیزی که می‌بینم رو بهتون نشون میدم. 01:22:42.400 --> 01:22:45.040 ‫هنوز موفق نشدیم ‫راه ورود پیدا کنیم. 01:22:45.080 --> 01:22:47.680 ‫اینجا عملاً سه تا قفل جداگانه هست، 01:22:47.720 --> 01:22:51.160 ‫و روی این یکی هم از این برچسب‌های پلمب زدن. 01:22:51.200 --> 01:22:54.760 ‫امنیت اینجا نسبت به سه سال پیش ‫که اومدیم خیلی بیشتر شده. 01:22:54.800 --> 01:22:58.280 ‫ببخشید که آروم حرف می‌زنم. ‫نمی‌خوایم کسی رو باخبر کنیم. 01:22:58.320 --> 01:23:00.280 ‫یه سطل زباله‌ی بزرگ پیدا کردیم، 01:23:00.320 --> 01:23:03.400 ‫فقط می‌خوام نشونت بدم داخلش چیه. 01:23:07.440 --> 01:23:10.440 ‫این پرنده‌ها احتمالاً حدود دو هفته‌شونه. 01:23:10.480 --> 01:23:14.240 ‫بوش، مو، واقعاً چندش‌آوره. ‫مجبورم نفسم رو حبس کنم. 01:23:23.480 --> 01:23:26.000 ‫کلی از این سطل‌های زباله پیدا کردیم، 01:23:26.040 --> 01:23:28.320 ‫اما نکته‌ی جالب اینه که ‫اینا رو هم قفل کردن. 01:23:28.360 --> 01:23:31.120 ‫نمی‌خوان مردم از لاشه‌ی ‫پرنده‌های داخلش فیلم بگیرن، 01:23:31.160 --> 01:23:34.400 ‫اما همه‌ی اینا پر هستن و قفل شدن. 01:23:35.440 --> 01:23:37.800 ‫خب... ما برمی‌گردیم. 01:23:38.720 --> 01:23:39.680 ‫به زودی می‌بینمت. 01:23:39.720 --> 01:23:44.880 ‫حدس می‌زنم کاری که متیو ‫و تیمش قبلاً انجام دادن... 01:23:46.440 --> 01:23:48.600 ‫قطعاً حسابی جنجال به پا کرده 01:23:50.880 --> 01:23:52.320 ‫چه حسی داری، مرد؟ 01:23:52.360 --> 01:23:56.920 ‫می‌دونی، به نظرم اونا به جای حل مشکل... 01:23:56.960 --> 01:24:00.680 ‫این مرغ‌های فرانکنشتاینی ‫که نمی‌تونن روی پا بایستن 01:24:00.720 --> 01:24:02.240 ‫و بدنشون تحمل وزنشون رو نداره... 01:24:02.280 --> 01:24:05.640 ‫به جای حل اون مشکل، ‫فقط کلی تدابیر امنیتی اضافه کردن. 01:24:05.680 --> 01:24:08.520 ‫این تصویریه که در کل انگلستان اتفاق می‌افته. 01:24:08.560 --> 01:24:09.480 ‫اوهوم. 01:24:09.520 --> 01:24:11.200 ‫پس فقط محدود به این مزرعه نیست. 01:24:11.240 --> 01:24:12.840 ‫مزارع زیادی هستن. 01:24:12.880 --> 01:24:16.280 ‫پس فقط از دید مردم پنهانش کردن و این... 01:24:16.320 --> 01:24:17.840 ‫به نظر من، این خیلی کار غلطیه. 01:24:19.440 --> 01:24:21.960 ‫همون الگوهای همیشگیه، مرد. 01:24:22.000 --> 01:24:26.840 ‫اتفاقی نیست که ما رفتیم اونجا ‫و دیدیم چند تا قفل بیشتر زدن... 01:24:26.880 --> 01:24:31.160 ‫تصادفی نیست که هیچکس ‫حاضر نمیشه جواب من رو بده. 01:24:31.680 --> 01:24:34.080 ‫این فقط نشون میده که ‫این سیستم چقدر قدرتمنده. 01:24:35.080 --> 01:24:36.720 ‫مدت کوتاهی بعد از ملاقاتمون، 01:24:36.760 --> 01:24:41.320 ‫بازرس‌ها فیلمی از یکی از مزارع آوارا برام ‫فرستادن که موفق شده بودن واردش بشن. 01:24:41.360 --> 01:24:46.880 ‫این همون شرکتیه که متهم به آلوده کردن ‫رودخونه‌هامون با فضولات مرغ شده. 01:24:46.920 --> 01:24:48.520 ‫وحشتناک به نظر میاد، مرد. 01:24:49.360 --> 01:24:51.800 ‫یه بخش انسانی در وجودت میگه: 01:24:51.840 --> 01:24:55.760 ‫هیچ حیوونی نباید مجبور باشه ‫این‌طوری زندگی کنه و زجر بکشه. 01:24:55.800 --> 01:24:58.240 ‫این همون مرغیه که من احتمالاً خوردم، 01:24:58.280 --> 01:25:00.200 ‫و شما هم احتمالاً دارید می‌خورید. 01:25:01.480 --> 01:25:03.480 ‫این واقعیت تلخیه، 01:25:05.440 --> 01:25:09.480 ‫که در تمام طول این آزمایش، ‫این صنعت انقدر پنهان‌کار بوده 01:25:09.520 --> 01:25:11.400 ‫و انقدر سکوت کرده، 01:25:13.200 --> 01:25:15.760 ‫اما وقتی می‌بینی پشت درهای بسته چه خبره، 01:25:16.720 --> 01:25:18.800 ‫الان دیگه می‌فهمم چرا انقدر ساکتن. 01:25:25.240 --> 01:25:27.880 ‫مرغ ارزون، اصلاً هم ارزون نیست. 01:25:27.920 --> 01:25:32.440 ‫در سطح جهانی، نزدیک به سه‌چهارم ‫آنتی‌بیوتیک‌های دنیا 01:25:32.480 --> 01:25:34.360 ‫به خورد حیوون‌های پرورشی داده میشه، 01:25:34.400 --> 01:25:38.680 ‫در اصل برای جلوگیری از بیماری‌هایی ‫که ریشه در مزارع صنعتی دارن. 01:25:38.720 --> 01:25:40.800 ‫اگه همین‌طوری که داریم ‫پیش می‌ریم ادامه بدیم، 01:25:40.840 --> 01:25:43.440 ‫سازمان بهداشت جهانی هشدار میده 01:25:43.480 --> 01:25:47.960 ‫که به خاطر افزایش مقاومت به آنتی‌بیوتیک، 01:25:48.000 --> 01:25:52.600 ‫ممکنه با عصر پسا-آنتی‌بیوتیک روبرو بشیم، 01:25:52.640 --> 01:25:56.880 ‫که بیماری‌هایی که الان قابل درمان هستن، ‫می‌تونن دوباره باعث مرگ بشن. 01:25:59.800 --> 01:26:01.800 ‫[روز بیست و هشتم] 01:26:03.200 --> 01:26:07.520 ‫بیست و چهار ساعت دیگه ‫و آزمایش تموم میشه. 01:26:07.560 --> 01:26:10.560 ‫اما این‌که دستمال‌سر بستم ‫و دارم واسه صبحونه مرغ می‌خورم، 01:26:11.880 --> 01:26:15.200 ‫حس می‌کنم سیاه‌پوست‌ترین آدم تاریخم، ‫داداش. می‌دونی چی میگم؟ 01:26:18.440 --> 01:26:19.840 ‫خوردن این غذا الان، 01:26:21.880 --> 01:26:24.120 ‫صادقانه بگم، دیگه ازش خسته شدم، مرد. 01:26:24.640 --> 01:26:27.320 ‫البته این رو در حالی میگم که ‫دارم یه گاز دیگه می‌زنم. 01:26:29.920 --> 01:26:32.720 ‫[ناهار] 01:26:37.320 --> 01:26:43.360 ‫درستش اینه که آخرین وعده‌ی غذایی‌ام رو ‫با رفقا تو جنوب لندن بخورم. 01:26:43.400 --> 01:26:45.920 ‫چه خبر؟ واو، پسر! 01:26:45.960 --> 01:26:50.680 ‫نمی‌تونم دروغ بگم، فکر می‌کردم الان می‌گید: ‫«سورپرایز! اینم آخرین رون مرغ!» 01:26:53.960 --> 01:26:55.240 ‫وای. آره. 01:26:55.280 --> 01:26:59.040 ‫بال‌های اصل و اینم مدل جدید سوخاری ‫با سس باربیکیو هست. 01:26:59.080 --> 01:27:01.360 ‫تو که از اینا نمی‌خوای، نه؟ 01:27:01.400 --> 01:27:03.640 ‫تصور کن، آخرین تیکه. 01:27:09.680 --> 01:27:14.000 ‫- تبریک میگم داداش. آخرین وعده. ‫- نه مرد. آره، ممنونم ازتون بچه‌ها. 01:27:14.040 --> 01:27:16.800 ‫الان ذهنت کجاست؟ چه حسی داری؟ 01:27:16.840 --> 01:27:20.000 ‫آره، قطعاً حس می‌کنم ‫نیاز دارم به خودم برگردم، 01:27:20.040 --> 01:27:23.920 ‫و واقعاً، واقعاً از بعضی چیزها شوکه شدم. 01:27:23.960 --> 01:27:25.320 ‫دیگه نمیشه نادیده‌شون گرفت. 01:27:26.640 --> 01:27:31.080 ‫و فکر نمی‌کردم مسیر انقدر سخت بشه، اما شد. 01:27:31.120 --> 01:27:34.080 ‫سخت بود. شنیدن اون داستان‌ها... 01:27:34.120 --> 01:27:38.240 ‫آره، واقعاً سخت بود. آدم دلش می‌خواد ‫بمونه و مبارزه کنه، 01:27:38.280 --> 01:27:42.040 ‫اما این سفر یه درک واقعی بهت میده از این‌که 01:27:42.080 --> 01:27:46.560 ‫چقدر قانون رو دور می‌زنن ‫تا فلان مقدار پول دربیارن، 01:27:46.600 --> 01:27:49.520 ‫و اصلاً هم مهم نیست کی سر راهشونه. 01:27:50.240 --> 01:27:53.200 ‫و بعد باعث میشه فکر کنی که، 01:27:53.240 --> 01:27:54.760 ‫اگه الان اوضاع اینه، 01:27:55.600 --> 01:27:59.040 ‫ظرف ۵، ۱۰ یا ۱۵ سال دیگه ‫قراره چه شکلی باشه؟ 01:28:00.000 --> 01:28:02.520 ‫تو واقعاً وارد مسیرهای تاریکی شدی، 01:28:02.560 --> 01:28:05.800 ‫و من هم بهت افتخار می‌کنم ‫که این سفر رو رفتی. 01:28:05.840 --> 01:28:07.400 ‫- ممنون مرد. ‫- آره خلاصه. 01:28:11.440 --> 01:28:13.280 ‫بچه‌ها، تمومش کردم. 01:28:13.320 --> 01:28:17.520 ‫بعد از ۸۴ وعده مرغ سوخاری پشت‌سرهم، 01:28:17.560 --> 01:28:20.120 ‫بالأخره وقتشه که بهش خاتمه بدم. 01:28:26.440 --> 01:28:29.680 ‫اولین وعده‌ی غذایی که مرغ سوخاری نیست. 01:28:30.240 --> 01:28:35.800 ‫قهوه دارم، نون جو دارم و یه موز. بالأخره. 01:28:36.880 --> 01:28:38.120 ‫بالأخره! 01:28:43.840 --> 01:28:45.480 ‫دارم برمی‌گردم که دکتر عبود رو ببینم 01:28:45.520 --> 01:28:49.400 ‫تا بفهمم یه ماه مرغ سوخاری خوردن ‫چه بلایی سرم آورده. 01:28:49.440 --> 01:28:51.560 ‫- خب، بریم که داشته باشیم. ‫- بیا روی ترازو. 01:28:52.440 --> 01:28:55.160 ‫سه کیلوگرم اضافه کردی، 01:28:55.200 --> 01:28:58.400 ‫- که میشه نیم استون. ‫- برگام! 01:28:59.120 --> 01:29:00.880 ‫سه و نیم سانت به دور کمرت اضافه شده. 01:29:00.920 --> 01:29:01.840 ‫سه سانت! 01:29:01.880 --> 01:29:03.960 ‫- و نیم! اوه خدای من. ‫- و نیم. 01:29:04.520 --> 01:29:06.600 ‫می‌تونم حس کنم که واقعاً... 01:29:06.640 --> 01:29:08.400 ‫- خودمم حسش می‌کنم. ‫- اونجا چربی جمع شده. 01:29:08.440 --> 01:29:11.120 ‫- آره. ‫- یه نفس عمیق و بعد بازدم! 01:29:11.160 --> 01:29:13.000 ‫فوت کن، فوت کن، فوت کن... 01:29:15.280 --> 01:29:20.360 ‫خب مو. مثل قبل خوشحال ‫و شاداب به نظر نمی‌رسی؟ 01:29:21.160 --> 01:29:22.880 ‫- خب... ‫- پر انرژی نیستی. 01:29:22.920 --> 01:29:25.240 ‫آره. قطعاً روی خُلق‌وخوم اثر گذاشته. 01:29:26.040 --> 01:29:28.960 ‫- می‌خواستم گریه کنم، از پا در اومده بودم. ‫- متأسفم که این رو می‌شنوم. 01:29:29.000 --> 01:29:30.000 ‫آره. 01:29:30.440 --> 01:29:31.760 ‫فکر کنم این یه زنگ خطر جدیه، 01:29:32.360 --> 01:29:34.600 ‫که نشون میده چه اتفاقی ممکنه ‫برای انسان‌ها بیفته، 01:29:34.640 --> 01:29:36.720 ‫برای همه‌ی ما و به خصوص برای جوون‌ها. 01:29:36.760 --> 01:29:39.240 ‫آره، چیزی که نگران‌کننده‌ست اینه که 01:29:39.280 --> 01:29:41.800 ‫- من فقط ۲۸ روز این غذا رو خوردم... ‫- بله. 01:29:41.840 --> 01:29:45.880 ‫و می‌دونم اگه یه ماه دیگه این آزمایش رو ادامه می‌دادم... ‫با توجه به حسی که داشتم. 01:29:45.920 --> 01:29:49.320 ‫- دقیقاً. حالا نوجوان‌ها رو تصور کن. ‫- بله، آره. 01:29:49.360 --> 01:29:52.120 ‫تصور کن، اونا واقعاً نمی‌تونن ‫این رو درک کنن، 01:29:52.160 --> 01:29:55.440 ‫یا استدلالش کنن، یا درست در موردش فکر کنن. 01:29:55.480 --> 01:30:00.160 ‫اونا... و اگه این مدل عادی ‫غذا خوردنشون باشه، 01:30:00.200 --> 01:30:02.640 ‫اون‌وقت اون حس براشون ‫تبدیل به وضعیت عادی میشه، 01:30:02.680 --> 01:30:04.960 ‫چون واقعاً هیچ وضعیت دیگه‌ای رو تجربه نکردن. 01:30:05.000 --> 01:30:06.000 ‫اوهوم. 01:30:06.920 --> 01:30:10.800 ‫یادته دفعه‌ی قبل در مورد ‫استعداد ژنتیکی صحبت کردیم؟ 01:30:10.840 --> 01:30:15.840 ‫چون سابقه‌ی خانوادگی دیابت نوع ۲ ‫از طرف مادرت وجود داره. 01:30:15.880 --> 01:30:16.880 ‫اوهوم. 01:30:21.600 --> 01:30:23.600 ‫خب، عدد آزمایش دیابتت بالا رفته. 01:30:23.640 --> 01:30:27.280 ‫قبلاً ۳۰ بود. الان رسیده به ۳۲. 01:30:29.120 --> 01:30:32.080 ‫افزایش دو واحد اصلاً چیز ساده‌ای نیست. 01:30:32.760 --> 01:30:37.160 ‫این قطعاً به خاطر غذاهایی بوده که می‌خوردی. 01:30:38.080 --> 01:30:42.360 ‫اگه ادامه بدی، مستقیم به همون سمت میری. 01:30:42.400 --> 01:30:45.360 ‫ما به دیابت می‌گیم قاتل خاموش. 01:30:45.400 --> 01:30:47.160 ‫می‌تونه آدم رو نابینا کنه. 01:30:47.200 --> 01:30:49.560 ‫- می‌تونه باعث بشه آدم دست یا پاش رو از دست بده. ‫- اوکی. 01:30:49.600 --> 01:30:52.920 ‫می‌تونه روی قلب و مغز اثر بذاره. ‫در واقع روی همه چی اثر میذاره. 01:30:52.960 --> 01:30:56.080 ‫- اوه، جدی؟ ‫- پس اصلاً بیماری ساده‌ای نیست. 01:30:57.240 --> 01:30:58.880 ‫- اما نگران نباش. ‫- اوهوم. 01:30:58.920 --> 01:31:01.760 ‫هرچیزی که در موردش حرف زدیم، قابل برگشته. 01:31:01.800 --> 01:31:02.880 ‫اوه، واقعاً؟ 01:31:03.400 --> 01:31:06.440 ‫- فقط باید واقعاً غذای درست بخوری. ‫- اوهوم. 01:31:06.480 --> 01:31:07.880 ‫- و ورزش کنی. ‫- آره. 01:31:07.920 --> 01:31:11.520 ‫فقط می‌خوام به بدن قبلی‌ام برگردم، ‫اما به روحیه‌ی قبلی‌ام هم همین‌طور. 01:31:11.560 --> 01:31:15.040 ‫دقیقاً. ببین، اگه اجازه بدی ‫یه پیشنهادی بهت بدم، 01:31:15.080 --> 01:31:18.960 ‫تا می‌تونی سبزیجات سبز بخور، 01:31:19.000 --> 01:31:22.640 ‫شاید یه لیوان آب‌هویج خوشمزه یا... 01:31:22.680 --> 01:31:23.880 ‫خیلی عالیه، جدی میگم. 01:31:23.920 --> 01:31:28.840 ‫بیخیال دکتر! کی دلش می‌خواد ‫قبل خواب یه لیوان آب‌هویج بخوره؟ 01:31:30.600 --> 01:31:33.560 ‫[شش ماه بعد] 01:31:39.400 --> 01:31:41.400 ‫نه، فکر نکنم بتونم بیخیال بشم. 01:31:41.440 --> 01:31:44.920 ‫حس می‌کنم این غذاییه که واقعاً دوسش دارم، 01:31:45.560 --> 01:31:48.520 ‫و اگه این سفر رو نرفته بودم، 01:31:49.120 --> 01:31:51.400 ‫هیچوقت اون روی دیگه‌اش رو نمی‌دیدم. 01:31:52.600 --> 01:31:57.080 ‫خیلی از آدم‌ها از راه‌های مختلف ‫از این کار سود می‌برن، 01:31:57.120 --> 01:31:58.200 ‫و اونا... 01:31:58.240 --> 01:31:59.960 ‫آره، اونا اصلاً پاسخگو نیستن. 01:32:00.600 --> 01:32:03.280 ‫و این موضوع من رو عصبانی کرد. ‫واقعاً کفری شدم. 01:32:03.320 --> 01:32:06.240 ‫کلمات قدیمی، نه؟ اما واقعاً... ‫نه جدی، حالم رو گرفت مرد. 01:32:08.280 --> 01:32:10.800 ‫اگه بگم دیگه هیچوقت این غذا رو نمی‌خورم، ‫دروغ گفتم. 01:32:10.840 --> 01:32:12.440 ‫اوه، به جشنواره‌ی بال مرغ خوش آمدید. 01:32:12.480 --> 01:32:13.600 ‫جشنواره‌ی بال. 01:32:13.640 --> 01:32:16.920 ‫اما قطعاً یکم متفاوت بهش نگاه می‌کنم. 01:32:16.960 --> 01:32:19.400 ‫امروز چه بالی می‌خوای بگیری؟ 01:32:19.440 --> 01:32:20.560 ‫همه‌شون رو رفیق! 01:32:20.600 --> 01:32:23.680 ‫آره، چون می‌خوام برم دکه‌ی مرغ تُند، می‌دونی؟ 01:32:23.720 --> 01:32:26.400 ‫ساده‌ترین کاری که می‌تونید بکنید ‫اینه که گوشت کمتری بخورید. 01:32:26.440 --> 01:32:29.560 ‫واقعاً همه‌مون، تک‌تک ما، 01:32:29.600 --> 01:32:33.400 ‫باید گوشت کمتری مصرف کنیم ‫و این موضوع اصلاً جای بحث نداره. 01:32:33.440 --> 01:32:35.240 ‫این مدل خرید کردن منه. 01:32:35.280 --> 01:32:38.800 ‫اگه بسته‌بندی رو برگردونم ‫و نفهمم چی توشه، نمی‌خورمش. 01:32:38.840 --> 01:32:40.440 ‫نمی‌خرمش، نمی‌خورمش. 01:32:41.720 --> 01:32:45.240 ‫ما همون چیزی هستیم که می‌خوریم ‫و درصد زیادی از بیماری‌ها 01:32:45.280 --> 01:32:48.360 ‫قابل پیشگیری هستن ‫اگه انسان‌ها درست غذا بخورن. 01:32:48.400 --> 01:32:51.040 ‫پس آموزش خیلی مهمه. 01:32:53.160 --> 01:32:56.880 ‫ما نیاز داریم که این برندها و دولت‌ها ‫مسئولیت‌پذیر باشن و بهتر عمل کنن 01:32:56.920 --> 01:33:00.120 ‫تا ما به عنوان مصرف‌کننده ‫اطلاعات درست رو دریافت کنیم 01:33:00.160 --> 01:33:02.480 ‫و واقعاً بفهمیم چه چیزی رو ‫داریم وارد بدنمون می‌کنیم. 01:33:03.640 --> 01:33:06.160 ‫غذای مناسب، پایدار و سالم 01:33:06.200 --> 01:33:12.520 ‫که انسانی پرورش پیدا کرده ‫باید یکی از حقوق اولیه‌ی بشر باشه. 01:33:13.280 --> 01:33:16.160 ‫نمی‌دونم این مستند ‫چه تأثیری روی شما میذاره. 01:33:16.200 --> 01:33:19.400 ‫ممکنه باعث بشه در مورد چیزی ‫که می‌خورید متفاوت فکر کنید. 01:33:19.440 --> 01:33:21.920 ‫اما حتی فقط شروع این گفتگو، 01:33:22.840 --> 01:33:24.640 ‫این چیزیه که واقعاً قوی و تأثیرگذاره. 01:33:26.960 --> 01:33:30.960 ‫[در پاسخ به مطالب مطرح‌شده در این فیلم، موی پارک ‫اعلام کرد: «ما رفاه حیوانات را بسیار جدی می‌گیریم ‫و بهترین مراقبت ممکن را از پرندگان خود به عمل می‌آوریم.] 01:33:30.960 --> 01:33:34.960 ‫[ما از ادعاهایی که پس از ورود غیرقانونی به یک مرغداری ‫در لینکلن‌شر در سال ۲۰۲۲ مطرح شد، آگاه هستیم. ‫بررسی مستقل دامپزشکی که در آن زمان انجام شد] 01:33:35.000 --> 01:33:39.000 ‫[نشان داد که پرندگان سالم بودند، رفتارهای طبیعی ‫از خود نشان می‌دادند و هیچ‌گونه نگرانی ‫درباره رفاه آن‌ها شناسایی نشد.] 01:33:39.000 --> 01:33:44.000 ‫[تمام مرغداری‌های ما با تراکم نگهداری کمتر از حداکثر مجاز ‫فعالیت می‌کنند، از نور طبیعی و امکانات غنی‌سازی ‫محیطی برخوردارند و به‌طور منظم بازرسی می‌شوند.] 01:33:44.040 --> 01:33:46.640 ‫[کارکنان حداقل سه بار در روز وضعیت ‫رفاه پرندگان را بررسی می‌کنند.] 01:33:46.680 --> 01:33:51.080 ‫[همانند تمامی مزارع سراسر بریتانیا، ‫ما نیز تدابیر امنیتی لازم را برای حفاظت ‫از امنیت زیستی در نظر گرفته‌ایم.»] 01:33:51.600 --> 01:33:54.600 ‫[آوارا فودز اعلام کرد: «۹۰ درصد از جمعیت ‫بریتانیا انتخاب می‌کنند که مرغ مصرف کنند] 01:33:54.600 --> 01:33:57.800 ‫[و ما سخت تلاش می‌کنیم تا اطمینان حاصل کنیم ‫هر زمان مردم بخواهند، مرغ در دسترسشان باشد.] 01:33:57.840 --> 01:34:02.640 ‫[در سال ۲۰۲۵، تراکم نگهداری در مرغداری‌ها را ‫به ۳۰ کیلوگرم در هر مترمربع کاهش دادیم که ‫۲۳ درصد کمتر از الزامات قانونی بریتانیاست] 01:34:02.640 --> 01:34:06.160 ‫[ما به عنوان یکی از کارفرمایان اصلی منطقه و بخشی از جامعه، ‫خواهان سالم بودن رودخانه وای هستیم.] 01:34:06.160 --> 01:34:09.480 ‫[این ادعاها نادرست‌اند و ناشی از درک نادرست از ‫کار ما و شیوه‌های کشاورزی به طور کلی هستند.] 01:34:09.520 --> 01:34:12.160 ‫[ما به موضع خود اطمینان داریم و معتقدیم ‫این ادعاها فاقد مبنای علمی‌اند.»] 01:34:12.720 --> 01:34:18.960 ‫[تایسون فودز و کی‌اف‌سی فرصت داشتند ‫به مطالب مطرح‌شده در این فیلم پاسخ دهند، ‫اما از اظهار نظر خودداری کردند.] 01:34:20.080 --> 01:34:24.280 ‫[در سال ۲۰۱۹، کی‌اف‌سی به «تعهد مرغ بهتر» پیوست، ‫طرحی که توسط یک نهاد مستقل ثالث مورد ارزیابی قرار می‌گیرد] 01:34:24.280 --> 01:34:28.520 ‫[و متعهد شد رفاه حیوانات را بهبود بخشد و تا سال ۲۰۲۶ ‫استفاده از مرغ‌های سریع‌الرشد را در بریتانیا متوقف کند.] 01:34:28.560 --> 01:34:33.320 ‫[پاپایز، ناندوز و وینگ‌استاپ نیز ‫پس از آن به این طرح پیوستند.] 01:34:33.800 --> 01:34:36.800 ‫[در فوریه‌ی ۲۰۲۶، همگی از این طرح کناره‌گیری کردند] 01:34:36.800 --> 01:34:45.400 ‫[و «مجمع مرغ پایدار» را راه‌اندازی کردند ‫که مقررات آن را خودشان تعیین می‌کنند.] 01:34:45.960 --> 01:34:49.160 ‫[اما مردم به مقاومت ادامه می‌دهند...] 01:34:50.040 --> 01:34:52.200 ‫چه خبر؟ من مو گیلیگان هستم. 01:34:52.240 --> 01:34:55.520 ‫الان با گروه واقعی حمله‌ی متقابل ‫جلوی پارلمان هستیم. 01:34:55.560 --> 01:34:58.880 ‫ما داریم برای یک سیستم غذایی ‫عادلانه‌تر و سالم‌تر مبارزه می‌کنیم. 01:34:58.920 --> 01:35:02.640 ‫لطفاً متعهد بشید که سیاست‌های ‫محیط‌زیستی‌تون رو بهبود ببخشید 01:35:02.680 --> 01:35:04.600 ‫و از رودخانه‌های بریتانیا محافظت کنید. 01:35:04.640 --> 01:35:07.240 ‫این مرغ‌ها واقعاً در چراگاه بزرگ شدن. 01:35:07.280 --> 01:35:09.160 ‫وقتی اومد اینجا، نصف این اندازه بود. 01:35:09.200 --> 01:35:11.160 ‫خدای من. وای. 01:35:12.440 --> 01:35:13.960 ‫وای، پسر! 01:35:14.600 --> 01:35:16.720 ‫وای. تا حالا مرغ دستم ‫نگرفته بودم، می‌دونی؟ 01:35:16.760 --> 01:35:19.000 ‫دیدن این واقعاً زیباست. 01:35:19.000 --> 01:35:25.000 www.Doostihaa.com