WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:04.000 --> 00:07.080 ‫- تو زنت رو کشتی، مایکل؟ ‫- نه، نکشتم. ‫[آنچه گذشت] 00:07.080 --> 00:11.040 ‫- پیش ما بمون، فقط برای امشب. ‫- نه، به خاطر بابا باید اینجا باشم. 00:11.040 --> 00:13.840 ‫- اعضای هیئت امنا همگی موافقن. ‫- تعلیق فقط یه وقفه‌ست. 00:13.840 --> 00:15.760 ‫لزومی نداره بار منفی داشته باشه. 00:15.760 --> 00:18.480 ‫می‌دونم حتماً پرینت تماس‌هاش رو بررسی کردین 00:18.480 --> 00:19.720 ‫و دیدین چقدر با هم حرف می‌زدیم. 00:19.720 --> 00:22.000 ‫اسمش استیون سجویکه. ‫پدر یکی از بچه‌های مدرسه‌ست. 00:22.000 --> 00:23.560 ‫با سارا سر و سری داشت. 00:23.560 --> 00:26.600 ‫آقا، بابای دیلن دستگیر شده... ‫به جرم قتل. 00:26.600 --> 00:28.320 ‫این پرونده‌ای که تو مدرسه روش کار می‌کنی، 00:28.320 --> 00:30.360 ‫یعنی هنوز روی پرونده تینا هم کار می‌کنی؟ 00:30.360 --> 00:32.360 ‫سال ۲۰۰۴ بهت چه قولی دادم؟ 00:32.360 --> 00:33.840 ‫اینکه اون عوضی‌ای که ‫این کارو کرد رو پیدا می‌کنی. 00:33.840 --> 00:37.480 ‫- تو جیبت چیه؟ ‫- برگه‌های دفترچه خاطرات، از کلاسور مامان. 00:37.480 --> 00:40.280 ‫- می‌خوای باهاشون چیکار کنی؟ ‫- بسوزونمشون. 01:40.560 --> 01:42.440 ‫حداقل هنوز همدیگه رو داریم. 01:44.160 --> 01:45.400 ‫مگه نه؟ 01:50.040 --> 01:53.000 ‫می‌خوام چند شب برم ‫خونه مامان‌بزرگ و بابابزرگ، 01:53.000 --> 01:54.040 ‫تا مطمئن بشم حالشون خوبه. 02:00.480 --> 02:02.360 ‫آره. فکر خوبیه. 02:18.040 --> 02:21.440 ‫از رابطه‌شون خبر داشت، ‫این‌همه فیلم بازی کرد 02:21.440 --> 02:24.000 ‫که هیچی نمی‌دونه، ولی ‫از رابطه‌شون خبر داشت. 02:24.000 --> 02:26.520 ‫آره. رفته اونجا تا یه کاری در موردش بکنه. 02:26.520 --> 02:28.040 ‫کاملاً مشخصه که آشفته‌ست، مگه نه؟ 02:28.040 --> 02:30.560 ‫این‌طور فکر نمی‌کنی؟ 02:33.760 --> 02:36.640 ‫اگه در مورد اون رابطه بهمون دروغ گفته، ‫دیگه در مورد چی دروغ گفته؟ 02:41.400 --> 02:44.160 ‫خب، این احتمال هست که سارا 02:44.160 --> 02:45.760 ‫تا همون روز پنجشنبه کشته نشده باشه. 02:46.960 --> 02:49.320 ‫- پس، مسابقه راگبی کمکی بهش نکرد. ‫- نه. 02:49.320 --> 02:52.160 ‫- که یعنی دیگه عذر موجهی نداره. ‫- که یعنی دیگه عذر موجهی نداره. 02:52.160 --> 02:54.680 ‫باید بیاریمش و ببینیم دیگه ‫چیو داره مخفی می‌کنه. 02:55.960 --> 02:57.000 ‫آیون کجاست؟ 02:57.000 --> 02:58.920 ‫داره زنگ می‌زنه دادستانی تا ‫بتونیم استیون سجویک رو متهم کنیم. 02:58.920 --> 02:59.960 ‫آره، ولی کجاست؟ 02:59.960 --> 03:01.760 ‫ما کلی شواهد داریم، 03:01.760 --> 03:05.000 ‫و تیم پزشکی قانونی اول وقت میرن کلبه. 03:05.000 --> 03:07.200 ‫می‌دونم نباید از روی ظاهر قضاوت کرد، ولی... 03:07.200 --> 03:09.800 ‫صبر کن! سمیرا، می‌تونم ‫بهت زنگ بزنم؟ باشه. 03:48.520 --> 03:50.920 ‫می‌خوام بدونی، هر اتفاقی که بیفته، 03:50.920 --> 03:53.160 ‫اینجا جای امنیه. 03:53.160 --> 03:55.400 ‫منظورت چیه؟ 03:55.400 --> 03:58.640 ‫یعنی می‌تونی بیای اینجا، ‫همه‌چیز رو از خودت دور کنی. 03:58.640 --> 04:00.600 ‫همه به همچین جایی نیاز دارن، مگه نه؟ 04:00.600 --> 04:03.040 ‫ببخشید، چی...؟ منظورت از امن چیه؟ 04:03.040 --> 04:05.280 ‫اوه، این فقط... 04:05.280 --> 04:07.120 ‫این فقط اسمیه که مامانت روش گذاشته بود. 04:08.200 --> 04:10.280 ‫به اینجا می‌گفت پناهگاه امنش. 04:12.720 --> 04:15.800 ‫باشه، خب، من چراغ راهرو رو روشن می‌ذارم، 04:15.800 --> 04:18.880 ‫فقط برای اینکه اگه بیدار ‫شدی یادت نره کجایی. 04:18.880 --> 04:20.560 ‫- باشه؟ ‫- باشه. 05:23.160 --> 05:24.600 ‫مایکل پالی، تو به اتهام... 05:24.600 --> 05:26.920 ‫قتل سارا پالی بازداشتی. 05:30.160 --> 05:32.480 ‫مایکل پالی تعلیق شده، 05:32.480 --> 05:35.000 ‫و آلانا پالی هنوز تو مرخصی سوگواریه. 05:36.000 --> 05:38.760 ‫خبر دیگه اینه که پلیس می‌خواد 05:38.760 --> 05:40.520 ‫با تک‌تکتون جداگانه صحبت کنه. 05:42.160 --> 05:45.720 ‫من گفتم مطمئنم با توجه به... 05:49.880 --> 05:52.200 ‫خب، با توجه به اتفاقاتی که افتاده، این ‫موضوع برای هیچ‌کدوممون مشکلی نداره. 05:52.200 --> 05:55.280 ‫پیام ما اینه که ما از هر نظر همکاری می‌کنیم 05:55.280 --> 05:57.880 ‫- و در عین حال طبق برنامه‌ریزی پیش می‌ریم. ‫- بله. 06:00.600 --> 06:02.480 ‫میشه... میشه لطفاً همگی... بیاین 06:02.480 --> 06:06.400 ‫بیاید لطفاً سعی کنیم این بحث‌ها ‫رو به کلاس‌هامون نکشونیم. 06:07.440 --> 06:08.800 ‫بسیار خب، ممنون از همگی. 06:12.280 --> 06:14.520 ‫موکل من می‌خواد این بیانیه رو اعلام کنه. 06:16.080 --> 06:18.160 ‫با وجود اینکه ایشون ‫البته مایل و خوشحال بودن 06:18.160 --> 06:19.680 ‫که به تمام سؤالات شما پاسخ بدن، 06:19.680 --> 06:22.760 ‫آقای پالی الان معتقده که ‫بیشتر از یک بار بیان کرده، 06:22.760 --> 06:24.800 ‫که چیز مهم دیگه‌ای برای اضافه کردن نداره، 06:24.800 --> 06:27.520 ‫چه در کمک به شما برای پیدا کردن شخص مسئول 06:27.520 --> 06:28.800 ‫مرگ همسرش 06:28.800 --> 06:31.520 ‫یا در مورد توضیح محل حضور و کارهای خودش 06:31.520 --> 06:32.720 ‫در اون زمان. 06:34.040 --> 06:36.920 ‫به همین دلیل، ایشون دیگه به هیچ‌کدوم ‫از سؤالات شما پاسخ نخواهند داد. 06:40.040 --> 06:41.440 ‫درسته، مایکل؟ 06:42.440 --> 06:45.000 ‫چرا وقتی ازت پرسیدیم چیز ‫دیگه‌ای هست که باید بدونیم، 06:45.000 --> 06:47.680 ‫به رابطه همسرت با استیون ‫سجویک اشاره نکردی؟ 06:50.480 --> 06:54.880 ‫یا این حقیقت که همون شبی که ‫اون ناپدید شد، رفتی دم خونه‌ش... 06:56.040 --> 06:57.880 ‫...و تصمیم گرفتی به ما چیزی نگی؟ 06:59.240 --> 07:00.440 ‫مایکل؟ 07:04.120 --> 07:06.280 ‫می‌خواین دوباره بیانیه رو بخونم، 07:06.280 --> 07:07.960 ‫یا همون بار اول شنیدین؟ 07:14.680 --> 07:17.400 ‫اون قطعاً داره یه چیزی رو ‫مخفی می‌کنه، ولی این ویدیوی 07:17.400 --> 07:21.200 ‫مردی نیست که داره مرتکب جرم ‫میشه، یا حتی تو صحنه جرم باشه، 07:21.200 --> 07:24.680 ‫یا حتی بهش فکر کنه، ‫یا حتی نزدیک قربانی باشه. 07:24.680 --> 07:26.960 ‫راستش رو بخواین، مطمئن نیستم ‫این چیز به دردبخوری بهمون بده. 07:26.960 --> 07:28.840 ‫و پالی هم اینو می‌دونه. فقط ‫نشون میده که دروغ گفته. 07:28.840 --> 07:30.880 ‫- نشون میده که عصبانی میشه، یعنی انگیزه داره. ‫- این مدرک نمیشه. 07:30.880 --> 07:33.320 ‫نه، ولی کمک می‌کنه. روال کار ‫همینه. مرحله به مرحله جلو می‌ریم. 07:33.320 --> 07:36.760 ‫اگه من بودم، روی اون خط زمانی کار می‌کردم. 07:36.760 --> 07:39.200 ‫مایکل پالی و استیون سجویک 07:39.200 --> 07:41.440 ‫تو اون بازه سه روزه 07:41.440 --> 07:43.440 ‫بین آخرین باری که سارا پالی دیده شده 07:43.440 --> 07:45.480 ‫تا وقتی جسدش پیدا شد کجا بودن؟ 07:45.480 --> 07:47.960 ‫اونا دو تا از اصلی‌ترین مظنون‌های ما هستن، 07:47.960 --> 07:50.720 ‫ولی بدون مدرک بیشتر نمی‌تونیم ‫هیچ‌کدومشون رو نگه داریم. 07:52.120 --> 07:53.440 ‫باید آزادشون کنیم. 07:54.600 --> 07:57.720 ‫پس بیاید خونه سجویک ‫رو هم زیر نظر بگیریم. 08:00.560 --> 08:01.680 ‫رئیس. 08:03.480 --> 08:04.760 ‫ببین، نمی‌دونم خبر داری یا نه، 08:04.760 --> 08:07.200 ‫ولی من اولین نفری بودم ‫که روی این پرونده کار کردم. 08:07.200 --> 08:09.200 ‫فقط می‌خواستم بدونم راهی هست که برگردم 08:09.200 --> 08:10.920 ‫و بیشتر کارای تحقیقاتی انجام بدم. 08:10.920 --> 08:12.160 ‫تو افسر رابط خانواده‌ای. 08:12.160 --> 08:15.240 ‫- در کنار رابط خانواده بودن. ‫- این کاریه که بهت سپرده شده. 08:15.240 --> 08:17.360 ‫- و من دوستش دارم. واقعاً... ‫- پس لطفاً به همون کارت ادامه بده. 08:17.360 --> 08:20.400 ‫بذار تیم روی مایکل پالی و ‫استیون سجویک تمرکز کنه. 08:20.400 --> 08:22.760 ‫- و سعی نکن آیون رو دور بزنی. ‫- من... من نمی... 08:22.760 --> 08:25.240 ‫نه. این بحث همینجا تمومه. 08:36.400 --> 08:38.800 ‫برای آیون... که البته آدم ‫خوبیه، من باهاش کار کردم، 08:38.800 --> 08:40.920 ‫تو یه تهدیدی. 08:40.920 --> 08:42.160 ‫اوه، بی‌خیال. 08:42.160 --> 08:45.360 ‫ما دو تا مظنون خوب داریم، و من ‫حس می‌کنم نمی‌تونم کار مفیدی بکنم. 08:47.080 --> 08:48.400 ‫این حرفو نزن. 08:48.400 --> 08:49.760 ‫تو می‌تونی همون کسی باشی که 08:49.760 --> 08:52.200 ‫دو تا از مهم‌ترین پرونده‌های ‫بریستول رو حل می‌کنه. 08:52.200 --> 08:54.320 ‫فعلاً که حس نمی‌کنم دارم چیزی رو حل می‌کنم. 08:54.320 --> 08:56.840 ‫خب، زود قضاوت نکن. 08:56.840 --> 09:00.720 ‫گفتم پرونده‌های تینا رو بررسی ‫می‌کنم، و همین کارم کردم. 09:00.720 --> 09:03.600 ‫- یه کیف دستی پیدا شده بود، نه؟ ‫- آره. 09:03.600 --> 09:06.200 ‫کیف خودش بود، نزدیکای کافه. 09:06.200 --> 09:09.280 ‫- کیف نقره‌ایش. ‫- خب، من یه رفیق تو پزشکی قانونی دارم. 09:09.280 --> 09:12.000 ‫و اون پیشنهاد داده که یه ‫بررسی پزشکی قانونی انجام بده. 09:12.000 --> 09:14.240 ‫این کارو برام می‌کنی؟ 09:14.240 --> 09:16.280 ‫آره. 09:16.280 --> 09:18.360 ‫به خاطر تینا. و کارول. 09:18.360 --> 09:19.920 ‫- اسم مادرشه، مگه نه؟ ‫- آره. 09:19.920 --> 09:21.600 ‫- آره. ‫- ممنونم. 09:23.160 --> 09:24.760 ‫جدی میگم. ممنون. 09:27.280 --> 09:29.560 ‫بفرمایید. پاستا برای خانم. 09:29.560 --> 09:32.560 ‫ممنون. و پیتزا برای ولگرد. 09:32.560 --> 09:34.160 ‫نوش جان. 09:38.480 --> 09:40.720 ‫داشتم به این قضیه مایکل فکر می‌کردم. 09:40.720 --> 09:43.160 ‫خب؟ 09:43.160 --> 09:46.480 ‫اگه اون چیزی نمیگه، پس از لحاظ ‫فنی، به عنوان افسر رابط خانواده، 09:46.480 --> 09:48.360 ‫من بهترین موقعیت رو دارم، مگه نه؟ 09:48.360 --> 09:51.000 ‫من دقیقاً همونجا پیش مظنونم. 09:52.040 --> 09:53.880 ‫- می‌تونم باهاش مصاحبه کنم. ‫- بدون اینکه خودش بدونه؟ 09:53.880 --> 09:57.480 ‫- آره. منظورم همینه، آره. ‫- تو توی این کار فوق‌العاده‌ای. 09:57.480 --> 10:01.040 ‫ولی مراقب باش. نمی‌دونی ‫ازش چه کارایی برمیاد. 10:52.560 --> 10:56.240 ‫- آلانا اینجا نیست؟ ‫- رفته خونه پدربزرگ و مادربزرگش. 10:57.680 --> 10:58.720 ‫هوم. 11:00.640 --> 11:02.160 ‫احتمالاً می‌خوان مراقبش باشن. 11:02.160 --> 11:04.240 ‫راستش، اون می‌خواد مراقب اونا باشه. 11:04.240 --> 11:06.800 ‫اون مادرش رو از دست داده، ‫ولی اونا دخترشون رو از دست دادن، 11:06.800 --> 11:08.320 ‫برای همین می‌خواد پیششون باشه. 11:08.320 --> 11:10.680 ‫اون همچین دختریه. 11:15.680 --> 11:19.080 ‫همسایه سجویک در خونه‌ش ‫دوربین مداربسته داره. 11:19.080 --> 11:21.160 ‫اینطوری فهمیدن تو اونجا بودی، مایکل. 11:21.160 --> 11:23.960 ‫برای همین دستگیرت ‫کردن. چاره دیگه‌ای نداشتن. 11:23.960 --> 11:25.480 ‫و محض اطلاعت... 11:25.480 --> 11:27.040 ‫- شیر؟ ‫- بله، لطفاً. 11:27.040 --> 11:28.160 ‫و محض اطلاعت، 11:28.160 --> 11:30.640 ‫با اینکه می‌دیدم چقدر آشفته بودی، 11:30.640 --> 11:32.920 ‫فکر می‌کردم شاید دنبال ‫اون بودی، نه همسرت. 11:36.640 --> 11:38.640 ‫من دنبال هیچ‌کس نبودم. 11:41.280 --> 11:43.040 ‫نمی‌تونی اینو بگی، مایکل. 11:47.280 --> 11:48.760 ‫نه. 11:54.200 --> 11:56.120 ‫می‌تونی بگی به سارا آسیبی نزدی، 11:56.120 --> 11:59.160 ‫و می‌تونی از جواب دادن ‫به سؤالات بیشتر امتناع کنی، 11:59.160 --> 12:02.840 ‫ولی نمی‌تونی طوری رفتار کنی ‫انگار این یه رفتار عادیه، مایکل، 12:02.840 --> 12:05.040 ‫که اونطوری دور و بر خونه یکی پرسه بزنی... 12:05.040 --> 12:06.680 ‫اونم نصفه‌شب. متأسفم، نمیشه. 12:07.880 --> 12:11.480 ‫اون با زن من دوست ‫بود و زنم هم گم شده بود. 12:11.480 --> 12:13.880 ‫پس فکر کردم شاید اونجا باشه. 12:13.880 --> 12:15.560 ‫و این منطقیه، ولی... 12:15.560 --> 12:18.440 ‫تو اون دوربین مداربسته دیدی من ‫با کسی حرف بزنم وقتی اونجا بودم؟ 12:18.440 --> 12:20.040 ‫- دیدیش، آره؟ ‫- آره. 12:20.040 --> 12:24.800 ‫پس دیدی با کسی درگیر بشم یا در بزنم؟ 12:27.840 --> 12:29.400 ‫خب، پس. 12:31.320 --> 12:32.440 ‫«خب، پس.» 12:34.200 --> 12:37.680 ‫جوری میگی «خب پس» ‫انگار قضیه به همین سادگیه. 12:37.680 --> 12:39.080 ‫قضیه به همین سادگیه. 12:39.080 --> 12:40.840 ‫پس چرا همون دفعه اولی که همو دیدیم 12:40.840 --> 12:42.360 ‫در مورد این رابطه چیزی به ما نگفتی، مایکل؟ 12:43.880 --> 12:47.360 ‫می‌دونی، اگه می‌تونی اونجا بشینی و ‫اینقدر راحت در موردش حرف بزنی... 12:49.200 --> 12:50.480 ‫...چرا اون موقع این‌طوری نبودی؟ 12:51.640 --> 12:54.240 ‫- چون... ‫- مشخصه که بهت ضربه زده، مایکل. 12:54.240 --> 12:56.920 ‫- من دیدم که گریه می‌کردی. ‫- اون ربطی به رابطه‌شون نداشت. 13:01.120 --> 13:02.760 ‫به خاطر این بود که اون رفته بود. 13:04.120 --> 13:05.960 ‫- می‌فهمم. ‫- ربطی به رابطه‌شون نداشت. 13:05.960 --> 13:07.280 ‫عذر می‌خوام. متأسفم. 13:21.440 --> 13:23.680 ‫ولی سؤالم به قوت خودش باقیه، مایکل. 13:23.680 --> 13:25.520 ‫چرا در مورد این رابطه بهمون چیزی نگفتی؟ 13:28.480 --> 13:32.480 ‫چون مردم از آدمایی مثل من ‫و سارا همچین انتظاری ندارن. 13:32.480 --> 13:36.080 ‫می‌دونی... آدمایی تو موقعیت ما. 13:36.080 --> 13:37.720 ‫برای هیچ‌کس آسون نیست، مگه نه؟ 13:38.960 --> 13:40.360 ‫این دلیل قانع‌کننده‌ای نیست. 13:48.000 --> 13:49.920 ‫چون می‌دونستم، ولی نمی‌خواستم بدونم. 13:52.120 --> 13:53.600 ‫و چون... 13:55.600 --> 13:58.080 ‫...حرف زدن در موردش آسون نبود، همین. 14:00.280 --> 14:01.720 ‫و الان آسون‌تر شده، آره؟ 14:02.840 --> 14:04.080 ‫با من؟ 14:19.880 --> 14:23.920 ‫چارلی-ایکس‌ری-۶۵۵، ‫مظنون از دفتر برگشته، تمام. 15:09.360 --> 15:10.960 ‫واقعیت نداره. 15:10.960 --> 15:12.920 ‫می‌خوام جفتتون اینو از زبون خودم بشنوید. 15:12.920 --> 15:14.480 ‫چی واقعیت نداره؟ 15:14.480 --> 15:16.720 ‫فکر کنم جفتتون می‌دونید ‫در مورد چی حرف می‌زنم. 15:17.720 --> 15:20.440 ‫- چرا خودت بهمون نمیگی؟ ‫- این‌طوری باهاش حرف نزن. 15:20.440 --> 15:22.760 ‫- چطوری؟ ‫- با اون لحن. 15:22.760 --> 15:24.960 ‫این یه سؤال کاملاً طبیعیه. 15:26.000 --> 15:27.240 ‫چی واقعیت نداره؟ 15:27.240 --> 15:32.000 ‫اینکه بین من و... سارا پالی چیزی بوده. 15:34.720 --> 15:37.560 ‫تو همه شبکه‌های اجتماعی ‫پر شده... که تو اونو کشتی. 15:39.960 --> 15:41.520 ‫همه‌ش تقصیر توئه، 15:41.520 --> 15:44.200 ‫و دارن دق‌ودلیشونو ‫سر من خالی می‌کنن. 16:11.080 --> 16:14.760 ‫جلسه رو رفتم. توافق کردیم که ‫یه هفته از کار مرخصی بگیرم. 16:31.680 --> 16:35.360 ‫هر فکری که در مورد من می‌کنی، یا ‫فکر می‌کنی ممکنه چه کارایی کرده باشم... 16:35.360 --> 16:36.920 ‫من می‌دونم چیکار کردی. 16:36.920 --> 16:38.680 ‫فقط بذار حرفمو بزنم، کلیر، 16:38.680 --> 16:41.640 ‫بعدش تو می‌تونی حرف بزنی ‫و منم وسط حرفت نمی‌پرم، باشه؟ 16:46.200 --> 16:47.680 ‫هر فکری که ممکنه پیش خودت بکنی، 16:47.680 --> 16:51.320 ‫بیا هر دومون سعی کنیم یادمون بمونه که ‫مهم‌ترین چیز اینجا چیه. 16:54.360 --> 16:55.720 ‫بچه‌ها هستن. 16:55.720 --> 16:58.240 ‫خودت گفتی. 16:58.240 --> 17:00.520 ‫وضعیت درس دیلن داره افت می‌کنه، ‫و... 17:01.760 --> 17:04.480 ‫- امتحانات فریا هم که سنگینه، پس... ‫- پای بچه‌ها رو وسط نکش. 17:04.480 --> 17:08.840 ‫عزیزم، من فقط دارم سعی می‌کنم ‫منظورمو برسونم، و بعدش... 17:08.840 --> 17:11.440 ‫و بعدش، همون‌طور که گفتم، ‫سراپا گوش می‌شم. 17:14.440 --> 17:16.800 ‫پس، هرچی بحث و استرس ‫کمتری حس کنن... 17:18.760 --> 17:20.440 ‫شانس موفقیتشون بیشتر می‌شه. 17:21.640 --> 17:23.240 ‫می‌دونم جفتمون سر این قضیه تفاهم داریم. 17:31.640 --> 17:34.200 ‫پلیس قراره ازت بخواد ‫تأیید کنی من کجا... 17:34.200 --> 17:36.960 ‫نه، حرفم تقریباً تمومه، کلیر، لطفاً. ‫دیگه آخراشه. 17:38.080 --> 17:40.120 ‫خودت می‌دونی من نکشتمش. 17:40.120 --> 17:43.320 ‫پلیس قراره ازت بخواد ‫تأیید کنی من کجا بودم 17:43.320 --> 17:45.600 ‫همون حول‌وحوشی که ‫سارا پالی گم شد. 17:45.600 --> 17:47.160 ‫اگه سر کار نبودم، ‫پس کجا بودم؟ 17:49.200 --> 17:52.480 ‫و جوابش اینه که اینجا بودم، ‫همین‌جا، داشتم باهات تلویزیون می‌دیدم، 17:52.480 --> 17:55.640 ‫حالا هرچی که داشتیم می‌دیدیم، ‫یکی از برنامه‌های تو. 17:55.640 --> 17:57.880 ‫فقط همینو باید بهشون بگی. 17:57.880 --> 18:00.480 ‫و بعدش همه این ماجراها تموم می‌شه. 18:02.160 --> 18:04.920 ‫به خاطر دیلن و فریا. 18:06.880 --> 18:08.040 ‫باشه؟ 18:12.560 --> 18:14.120 ‫قبل از اینکه درست‌وحسابی حرف بزنیم، من... 18:15.320 --> 18:17.040 ‫واقعاً باید یه دوش بگیرم. 18:17.040 --> 18:20.160 ‫این چند روز اخیر خیلی سخت گذشته. 18:20.160 --> 18:22.000 ‫فقط می‌خوام همه‌چیزو ‫بشورم تا تموم شه بره... 18:51.520 --> 18:53.680 ‫پسرش، دیلن، 18:53.680 --> 18:56.720 ‫در زمینه راگبی استعداد خاصی داره. 18:56.720 --> 18:59.080 ‫تو درس و مشق مشکل داره، اما... 19:00.800 --> 19:02.960 ‫تو زمین راگبی یه استعداد نایابه. 19:02.960 --> 19:04.800 ‫معلومه به خودش نمی‌گم. 19:04.800 --> 19:09.960 ‫این روش مربی‌گریه دیگه، ‫ولی... تماشای بازیش لذت‌بخشه‌. 19:15.320 --> 19:18.400 ‫این حقیقت که اون ‫پدرش رو انتخاب کرد، 19:18.400 --> 19:21.640 ‫یا گذاشت پدرش انتخابش کنه، ‫حالا هر کدوم که بود... 19:22.680 --> 19:25.920 ‫مسلماً یه ضربه به ازدواجمونه، ‫اما... 19:25.920 --> 19:28.720 ‫آسیبی که می‌زنه ‫خیلی فراتر از این حرفاست. 19:28.720 --> 19:31.640 ‫آسیبش به خانواده من، خانواده اون، ‫مدرسه و اعتبارشه. 19:31.640 --> 19:32.680 ‫و این پسر... 19:33.760 --> 19:37.360 ‫که می‌تونه با راگبی بازی کردن این‌قدر ‫پیشرفت کنه، کسی که این‌قدر عاشق این کاره، 19:37.360 --> 19:40.360 ‫به خاطر چیزایی که می‌دونم، ‫بدترین رفتارم رو باهاش دارم. 19:42.680 --> 19:46.160 ‫وقتی باید بهترین مربیش باشم، ‫بهترین معلمی که داره... 19:47.200 --> 19:51.120 ‫آخرش حرصمو سر اون خالی می‌کنم... ‫به خاطر بی‌وفایی زنم. 19:52.600 --> 19:55.120 ‫می‌دونی، این کار بی‌رحمانه‌ست، ‫کینه‌توزانه‌ست. 19:55.120 --> 19:56.760 ‫و من... 19:58.640 --> 20:01.040 ‫خب، خودم رو ناامید کردم، ‫همین. 20:08.520 --> 20:10.120 ‫چطور خودتو ناامید کردی؟ 20:11.680 --> 20:15.200 ‫تو هفته‌های قبل از ‫گم شدنش، من... 20:16.440 --> 20:17.720 ‫من عصبانی بودم. 20:19.200 --> 20:20.360 ‫و... 20:22.600 --> 20:25.040 ‫کارایی کردم که ‫هیچ‌وقت بابتشون خودمو نمی‌بخشم. 20:40.520 --> 20:44.680 ‫چیز غیرعادی یا عجیبی ‫درباره مایکل یا سارا پالی 20:44.680 --> 20:46.600 ‫تو روزای قبل از ناپدید ‫شدنش توجهتون رو جلب نکرد؟ 20:46.600 --> 20:48.200 ‫هیچ‌چیز خاصی نبود؟ 20:48.200 --> 20:51.760 ‫می‌دیدم که تنهایی می‌رفت پیاده‌روی. 20:51.760 --> 20:55.320 ‫اینکه کجا می‌رفت رو اصلاً نمی‌دونم. ‫فقط می‌خوام این شایعات تموم بشن. 20:55.320 --> 20:58.320 ‫- چه شایعاتی؟ ‫- اینکه اون... اینکه اون کشتتش. 20:58.320 --> 21:01.040 ‫من که خودم همچین چیزی نشنیدم. 21:01.040 --> 21:02.320 ‫نه‌تنها هنوز باورم نشده، 21:02.320 --> 21:04.680 ‫اصلاً نمی‌تونم زمانی رو تصور کنم ‫که بتونم باورش کنم. 21:04.680 --> 21:08.000 ‫مشکلی ندارید که ما ‫گوشیتون رو یه نگاهی بندازیم؟ 21:09.080 --> 21:10.440 ‫- اگه براتون مقدوره؟ ‫- البته. 21:10.440 --> 21:12.720 ‫می‌شه گوشیتون رو بدید ‫تا یه نگاه سریع بهش بندازیم؟ 21:12.720 --> 21:14.360 ‫یه جایی بهش نیاز پیدا ‫می‌کنم که برش گردونید. 21:16.880 --> 21:19.240 ‫رابطه‌تون با سارا چطور بود؟ 21:19.240 --> 21:21.920 ‫آدم خونگرمی بود. ‫رابطه خیلی خوبی با هم داشتیم. 21:21.920 --> 21:25.000 ‫تو گروه کر بود. ‫بعدشم که باشگاه کتاب‌خوانی بود. 21:25.000 --> 21:26.840 ‫هیچ باشگاه کتاب‌خوانی‌ای در کار نبود. 21:26.840 --> 21:28.960 ‫من بهش دعوت نشده بودم. 21:28.960 --> 21:31.360 ‫لغوش کردیم چون ‫نتونستیم آدمای کافی پیدا کنیم. 21:31.360 --> 21:33.440 ‫حداقل آدمای حسابی به اندازه کافی نبودن. 21:33.440 --> 21:35.080 ‫ولی خب، اشکالی نداره. 21:35.080 --> 21:37.360 ‫فکر کنم می‌خواست فرار کنه. 21:37.360 --> 21:40.640 ‫اون بی‌وفایی می‌کرد. ‫کنار اتاق هنر دیدمش. 21:40.640 --> 21:43.640 ‫و بعضی وقتا که آلانا رو می‌دیدم، ‫اونم می‌دیدم. 21:43.640 --> 21:47.040 ‫می‌شه حسش کرد. ‫انگار که می‌خوان کار اون باشه. 21:47.040 --> 21:49.240 ‫می‌تونی تو چهره ‫بعضیاشون ببینیش. 21:49.240 --> 21:50.560 ‫ولی بهش زنگ زد. 21:50.560 --> 21:52.160 ‫- اون...؟ ‫- مایکل. 21:52.160 --> 21:54.160 ‫به محض اینکه فهمید گم شده، ‫بهش زنگ زد. 21:54.160 --> 21:56.680 ‫من از هشت‌سالگی دم این در ‫پیاده می‌شدم، 21:56.680 --> 21:58.880 ‫و به‌ندرت از اینجا دور بودم، ‫پس بهم اعتماد کنین وقتی می‌گم، 21:58.880 --> 22:01.080 ‫با مدیریت اون، وضعیت از همیشه بهتره. 22:01.080 --> 22:03.760 ‫خب، بهترین شهرت رو نداره. 22:03.760 --> 22:05.400 ‫معنیش اینه که ‫همیشه باهاش موافقم؟ 22:05.400 --> 22:06.920 ‫بعضی معلم‌ها حاضر نیستن اینجا کار کنن. 22:06.920 --> 22:08.800 ‫با والدین هم درگیری‌هایی داشته. 22:08.800 --> 22:12.560 ‫آره. آیا فکر می‌کنم این‌کاره‌ست ‫که سارا رو بکشه؟ 22:12.560 --> 22:13.880 ‫مایکل پالی... 22:16.560 --> 22:17.880 ‫...آدم فوق‌العاده‌ایه. 22:17.880 --> 22:20.160 ‫ولی بالاخره یکی باید این کارو کرده باشه، ‫مگه نه؟ 22:20.160 --> 22:21.680 ‫من فقط می‌تونم به شناختی که ‫ازش دارم تکیه کنم، 22:21.680 --> 22:22.840 ‫و بنابراین باید بگم... 22:22.840 --> 22:24.760 ‫- عمراً. ‫- ...نه. 22:24.760 --> 22:28.320 ‫با اینکه ازش خوشم نمیاد، همین حرفو ‫در مورد استیون سجویک هم می‌زنم. 22:30.240 --> 22:31.360 ‫بابتش ممنونم. 22:32.920 --> 22:34.440 ‫اون قضیه ربطی به بی‌وفایی نداشت. 22:34.440 --> 22:35.680 ‫معذرت می‌خوام. متأسفم. 22:35.680 --> 22:37.600 ‫من عصبانی بودم. 22:38.640 --> 22:42.760 ‫و کارایی کردم که هیچ‌وقت ‫بابتشون خودمو نمی‌بخشم. 22:42.760 --> 22:44.720 ‫اون قضیه ربطی به بی‌وفایی نداشت. 22:44.720 --> 22:47.520 ‫- معذرت می‌خوام. متأسفم. ‫- عصبانی بودم. 22:48.680 --> 22:51.640 ‫و کارایی کردم که ‫هیچ‌وقت بابتشون خودمو نمی‌بخشم. 22:51.640 --> 22:54.720 ‫معلومه که بهت صدمه زده، مایکل. ‫من گریه کردنت رو دیدم. 22:54.720 --> 22:56.520 ‫اون قضیه ربطی به ‫بی‌وفایی نداشت. 22:56.520 --> 22:59.040 ‫ولی هنوزم سؤال اینجاست، ‫مایکل. چرا تو...؟ 23:00.840 --> 23:02.840 ‫[کریگ] 23:06.520 --> 23:10.520 ‫- با خودم می‌گفتم زنگ می‌زنی یا نه. ‫- این منم که باید بهت زنگ بزنم، آره؟ 23:10.520 --> 23:13.600 ‫- الان که آره. ‫- به این می‌گن ناز کردن. 23:13.600 --> 23:16.040 ‫نه، به این می‌گن ناز کردن برای برگشتن. 23:16.040 --> 23:18.520 ‫گوش کن، فقط خواستم بهت بگم، 23:18.520 --> 23:20.320 ‫یارو تو آزمایشگاه پزشکی قانونی، 23:20.320 --> 23:22.960 ‫قبول کرده که کیف تینا رو ‫سریع‌تر بررسی کنه. 23:22.960 --> 23:25.760 ‫- سریع‌تر یعنی چقدر؟ ‫- از امروز بررسیش رو شروع کردن. 23:25.760 --> 23:27.680 ‫تا چند روز آینده باید نتیجه رو بدن. 23:29.120 --> 23:32.520 ‫پس... فردا می‌تونیم ‫بریم یه نوشیدنی بخوریم؟ 23:32.520 --> 23:34.240 ‫- همون رستوران ایتالیاییه؟ ‫- دوباره؟ 23:34.240 --> 23:36.480 ‫آره، خب، رستوران ایتالیایی ‫پاتوق جدیدمونه، مگه نه؟ 23:36.480 --> 23:39.160 ‫در این صورت، ساعت شیش چطوره؟ 23:39.160 --> 23:42.360 ‫آره، شیش می‌تونم بیام. ‫حالا دیگه مزاحمم نشو. 23:42.360 --> 23:45.160 ‫بعضیامون کار و زندگی داریم. ‫فردا می‌بینمت. 23:48.480 --> 23:50.000 ‫اون قضیه ربطی به بی‌وفایی نداشت. 23:50.000 --> 23:53.720 ‫- معذرت می‌خوام. متأسفم. ‫- عصبانی بودم. 23:53.720 --> 23:56.880 ‫و کارایی کردم که هیچ‌وقت ‫بابتشون خودمو نمی‌بخشم. 24:04.440 --> 24:08.240 ‫همون‌طور که گفتم، ما دستگیری‌هایی داریم ‫و به این دستگیری‌ها ادامه می‌دیم 24:08.240 --> 24:10.440 ‫هر جا که ببینیم ‫برای تحقیقات مفیده. 24:10.440 --> 24:12.120 ‫اینا دو تا از این نمونه‌ها هستن. 24:12.120 --> 24:14.360 ‫این فقط یه جور ‫تیر هوایی در کردن نیست؟ 24:14.360 --> 24:17.320 ‫مطمئن نیستم بشه به دستگیری دو نفر ‫گفت تیر هوایی در کردن. 24:17.320 --> 24:19.200 ‫این کار کاملاً ضروری بود. 24:19.200 --> 24:20.880 ‫اگه جفتشون مردایی تو دهه ۵۰ سالگی بودن، 24:20.880 --> 24:23.000 ‫می‌شه گفت از اولیای مدرسه هستن؟ 24:23.000 --> 24:25.400 ‫- نظری ندارم. ‫- ولی مقتول می‌شناختشون؟ 24:25.400 --> 24:26.800 ‫درباره اینم نظری ندارم. 24:26.800 --> 24:29.000 ‫اما بازجویی‌ها تحقیقات رو جلو برده. 24:29.000 --> 24:30.280 ‫چطوری جلو برده...؟ 24:30.280 --> 24:32.720 ‫و هر دو مرد... هر دو مرد ‫بدون اتهام آزاد شدن. 24:32.720 --> 24:35.400 ‫همینو بس. ممنونم. 24:35.400 --> 24:38.000 ‫- دارید رو مظنون‌های دیگه هم کار می‌کنید؟ ‫- کارآگاه! 24:38.000 --> 24:39.720 ‫- چند تا سؤال دیگه. ‫- کارآگاه! 24:42.360 --> 24:43.840 ‫پلیس در حال طفره رفتن 24:43.840 --> 24:46.800 ‫از لیست بی‌پایانی از ‫سؤالات در صبح امروز... 24:46.800 --> 24:49.000 ‫این کار کاملاً ضروری بود. 24:49.000 --> 24:53.760 ‫خشم از چیزی که خیلیا اون رو ‫نبود هیچ‌گونه پیشرفتی می‌دونن. 24:53.760 --> 24:55.240 ‫ولی مقتول می‌شناختشون؟ 24:55.240 --> 24:57.240 ‫درباره اینم نظری ندارم، ‫اما... 24:57.240 --> 24:59.480 ‫نمی‌دونم کدومش بدتره... 24:59.480 --> 25:02.520 ‫اینکه قاتل رو می‌شناخته ‫یا یه غریبه بوده. 25:24.000 --> 25:25.160 ‫تو ورزش می‌کنی. 25:26.280 --> 25:28.520 ‫- خب که چی؟ ‫- پس اون‌جوری چپ‌چپ نگام نکن. 25:30.880 --> 25:32.560 ‫تویی که داری چپ‌چپ نگاه می‌کنی. 26:00.840 --> 26:03.680 ‫چارلی-ایکس‌ری-۶۵۵، ‫مظنون در حال حرکته، تمام. 26:04.840 --> 26:06.280 ‫پلیس هنوز ما رو تحت نظر داره... 26:07.520 --> 26:08.840 ‫...خواستم در جریان باشی. 26:08.840 --> 26:11.120 ‫اونا این قضیه رو قایم نمی‌کنن، دیلن. 26:11.120 --> 26:13.280 ‫می‌خوان ما بدونیم ‫که به بابات مشکوکن. 26:14.560 --> 26:16.240 ‫انگار که لازم بود این رو یادآوری کنن. 26:22.160 --> 26:23.400 ‫ببخشید. 26:27.800 --> 26:30.880 ‫ازم می‌خواد برم پیش پلیس ‫و بهشون بگم کی اینجا بوده. 26:30.880 --> 26:33.200 ‫بهتره که کمکش نکنی. 26:33.200 --> 26:36.200 ‫دیدم چطور ادا آدم خوبا رو درمیاره. ‫می‌دونم تو سرش چی می‌گذره. 26:36.200 --> 26:39.760 ‫الکی که بدون هیچ دلیلی ‫دستگیرش نمی‌کردن. 26:43.480 --> 26:45.360 ‫وسایلتو بردار. ‫می‌برمت سر تمرین. 27:12.120 --> 27:13.320 ‫دست بردار، مایکل. 27:14.600 --> 27:15.720 ‫باهام حرف بزن. 27:26.320 --> 27:28.160 ‫استیون سجویک رو دستگیر کردید؟ 27:29.600 --> 27:31.320 ‫دو مرد دستگیر شدند. 27:31.320 --> 27:33.480 ‫یکیشون من بودم. ‫حدس می‌زنم اون یکی اون بوده باشه. 27:34.760 --> 27:37.240 ‫- نمی‌تونم بهت بگم. ‫- مردی در دهه ۵۰ سالگی. 27:37.240 --> 27:39.600 ‫- می‌دونی که نمی‌تونم بهت بگم. ‫- ولی آزادش کردید؟ 27:42.080 --> 27:45.160 ‫مرد دیگه‌ای که دستگیر شده بود ‫بدون اتهام آزاد شده، بله. 27:45.160 --> 27:47.240 ‫به‌خاطر اینه که فکر نمی‌کنید ‫اون مقصر باشه، 27:47.240 --> 27:49.520 ‫یا فکر می‌کنید کار اون بوده ‫ولی نمی‌تونید ثابتش کنید؟ 27:49.520 --> 27:51.360 ‫و انکار هم کرده، این مرد دیگه؟ 27:51.360 --> 27:53.880 ‫- انکار؟ ‫- خفه کردن زنم رو. 27:56.920 --> 27:59.480 ‫- و تقصیر رو انداخت گردن من؟ ‫- کی بهت گفته خفه شده؟ 27:59.480 --> 28:00.920 ‫- شرط می‌بندم همین کارو کرده. ‫- جواب اون سؤال رو بده. 28:00.920 --> 28:04.520 ‫- اگه منم جاش بودم همین کارو می‌کردم. ‫- کی بهت گفته خفه شده؟ 28:15.800 --> 28:16.960 ‫متأسفم. 28:26.080 --> 28:29.480 ‫آلانا نرفته خونه پدربزرگ و ‫مادربزرگش تا کمکشون کنه. 28:32.760 --> 28:34.680 ‫رفته که از من دور باشه. 28:44.680 --> 28:46.360 ‫مرگ سارا تقصیر منه. 28:52.640 --> 28:54.680 ‫مایکل، هرچی که لازمه بگی رو... 28:56.560 --> 28:57.840 ‫بگو. 28:59.200 --> 29:03.320 ‫فقط من و تو اینجا هستیم، مایکل. ‫فقط بین خودمون می‌مونه. 29:08.200 --> 29:10.280 ‫من شوهری نبودم که لیاقتش رو داشت. 29:10.280 --> 29:12.080 ‫خب، شاید اولش بودم، 29:12.080 --> 29:14.280 ‫اما خیلی وقت بود که رابطه‌مون ‫تعریفی نداشت، 29:14.280 --> 29:17.520 ‫برای همین یکی دیگه رو پیدا کرد، ‫یکی که می‌تونست... 29:19.200 --> 29:21.240 ‫چیزی که می‌خواست رو بهش بده. 29:23.040 --> 29:25.040 ‫مطمئنم اون این‌طوری ‫به قضیه نگاه نمی‌کرد. 29:25.040 --> 29:27.800 ‫- بی‌وفایی کردنش تقصیر من بود. ‫- چطور تقصیر تو بود؟ 29:30.120 --> 29:33.200 ‫- خب، زنم رفت سراغش. ‫- آره، منظورم همینه. 29:33.200 --> 29:36.880 ‫چون... من براش کافی نبودم. ‫رابطه‌مون جواب نمی‌داد. 29:36.880 --> 29:38.320 ‫من اونی که می‌خواست نبودم. 29:38.320 --> 29:40.240 ‫ولی اون بهت بی‌وفایی کرد. 29:40.240 --> 29:41.920 ‫- آره. ‫- این تقصیر اونه. 29:41.920 --> 29:43.920 ‫مایکل، نمی‌تونی بابت این قضیه ‫خودتو مقصر بدونی، 29:43.920 --> 29:45.720 ‫اونم وقتی که یکی بی‌وفایی می‌کنه. 30:02.920 --> 30:06.200 ‫رفت دنبال چیزی که نداشت. 30:06.200 --> 30:08.280 ‫- مایکل... ‫- بی‌وفاییش تقصیر من بود. 30:10.160 --> 30:14.080 ‫- بی‌وفایی، فقط یه نشونه بود. ‫- نباید این‌طوری بهش نگاه کنیم. 30:14.080 --> 30:15.920 ‫چون بی‌وفایی‌ها همیشه همین‌طورین. 30:17.800 --> 30:22.120 ‫و من... با اینکه می‌دونستم، ‫نتونستم باهاش روبه‌رو بشم. 30:23.680 --> 30:25.200 ‫منظورت چیه، مایکل؟ 30:25.200 --> 30:29.120 ‫چون روبه‌رو شدن باعث می‌شه اتفاقاتی بیفته. 30:30.320 --> 30:32.760 ‫مجبوری در مورد اینکه ‫چرا اتفاق افتاده حرف بزنی، 30:32.760 --> 30:38.160 ‫و این باعث دعوا و طلاق می‌شه ‫و آبروریزی به بار میاره، 30:38.160 --> 30:40.000 ‫و همه‌چیز برملا می‌شه. 30:41.400 --> 30:42.680 ‫و من نتونستم... 30:44.400 --> 30:46.600 ‫نتونستم اون کار رو بکنم ‫چون خجالت می‌کشیدم. 30:48.080 --> 30:49.960 ‫و هیچ‌وقت خودم رو بابتش ‫نمی‌بخشم. 30:52.440 --> 30:54.320 ‫توی اون دوربین مداربسته که نگاه می‌کنی، 30:54.320 --> 30:56.840 ‫مردی رو می‌بینی که بخواد برای زنش ‫بجنگه؟ 30:56.840 --> 30:59.200 ‫مردی رو می‌بینی که دلش می‌خواد، ‫ولی... 31:03.400 --> 31:06.000 ‫آخر سر، فقط راهشو می‌کشه میره ‫و سوار ماشینش میشه. 31:42.400 --> 31:44.840 ‫دکتر پزشکی قانونی تو سردخونه... 31:46.440 --> 31:48.760 ‫وقتی درباره رد روی گردن سارا ‫ازش پرسیدم، 31:48.760 --> 31:51.040 ‫گفتن به نظرشون خفه شده. 31:53.120 --> 31:54.680 ‫این‌طوری بود که فهمیدم. 32:07.880 --> 32:10.000 ‫سلام عزیزم. منم. 32:10.000 --> 32:12.880 ‫زنگ زدم بگم ‫همون میز همیشگیمون رو گرفتم، 32:12.880 --> 32:15.560 ‫پس امیدوارم، ‫خیلی زود ببینمت. 32:18.720 --> 32:20.720 ‫- بفرمایید، آقا. ‫- ممنون. 32:20.720 --> 32:22.360 ‫می‌خواید چند دقیقه بهتون وقت بدم، 32:22.360 --> 32:24.520 ‫و وقتی ایشون رسیدن دوباره بیام؟ 32:24.520 --> 32:27.680 ‫خیلی ممنون میشم ‫چند دقیقه دیگه بیاید. 32:27.680 --> 32:29.000 ‫باشه، مشکلی نیست. 32:29.000 --> 32:30.640 ‫باشه. یه لحظه بهتون وقت میدم ‫تا نگاهی بندازید. 32:39.960 --> 32:45.160 ‫ما الان دیگه خیلی بعید ‫می‌دونیم که سارا پالی... 32:45.160 --> 32:47.000 ‫اون روزی که ناپدید شد تو ولز بوده. 32:47.000 --> 32:50.360 ‫می‌دونیم که استیون سجویک، ‫کارت بانکیش رو پیش خودش داشته. 32:50.360 --> 32:53.360 ‫دوربین‌های مداربسته روی پل نشون ‫میده که اون تنهایی تا ولز رانندگی کرده. 32:53.360 --> 32:57.920 ‫هیچ اثری از شخص دیگه‌ای تو ماشین ‫نیست، نه تو مسیر رفت و نه برگشت. 32:57.920 --> 33:00.040 ‫داریم دوباره دوربین‌های ‫پلاک‌خوان رو چک می‌کنیم 33:00.040 --> 33:03.240 ‫و دوربین‌های مداربسته و زنگ‌درهای بیشتری رو ‫تا جاهای خالی تو جدول زمانیش رو پر کنیم 33:03.240 --> 33:04.840 ‫تو اون ۳ روز. 33:04.840 --> 33:06.960 ‫- پس داریم از مظنونین حذفش می‌کنیم؟ ‫- نه کاملاً. 33:06.960 --> 33:09.760 ‫اون هنوز باید ثابت کنه بعضی ‫از عصرهای اون هفته کجا بوده. 33:09.760 --> 33:13.760 ‫و همون‌طور که می‌دونیم، مایکل پالی هم ‫هنوز تو جدول زمانیش یه سری جاهای خالی داره. 33:13.760 --> 33:17.160 ‫آنی، اگه میشه اینا رو مستقیم از خودش بپرس. ‫[ببخشید، جایی گیرم] 33:17.160 --> 33:21.080 ‫بکی، اگه میشه با آلانا صحبت کن ‫و ازش بخواه تاییدشون کنه، لطفا. 33:21.080 --> 33:23.120 ‫در مورد مقایسه‌ها با قتل‌های دیگه... 33:24.160 --> 33:26.200 ‫می‌خوام همه با جزئیات آشنا باشن 33:26.200 --> 33:27.360 ‫تا بتونیم تطبیق بدیم. 33:27.360 --> 33:30.640 ‫تا وقتی که هر ۲ مرد بتونن برای ‫ثانیه به ثانیه اون ۳ روز جواب پس بدن، 33:30.640 --> 33:31.760 ‫ردشون نمی‌کنیم. 33:31.760 --> 33:35.200 ‫امشب قراره تا دیروقت بمونیم، بچه‌ها. ‫باشه؟ ممنون. 33:46.360 --> 33:48.120 ‫ای خدا 33:56.160 --> 33:59.520 ‫داری سعی می‌کنی تلافی کنی؟ 34:00.760 --> 34:04.200 ‫دوباره داریم بازی درمیاریم؟ به این زودی؟ 34:05.920 --> 34:07.360 ‫ای... 34:09.600 --> 34:12.840 ‫به چی نگاه می‌کنی؟ ‫سرت تو کار خودت باشه. 34:32.480 --> 34:34.080 ‫چیزی که الان به من گفتی رو به اونم بگو. 34:35.320 --> 34:37.640 ‫اشکالی نداره. اون فقط ‫صلاح سارا رو می‌خواد. 34:41.600 --> 34:43.960 ‫پلیس پرسید آیا چیز دیگه‌ای ‫به ذهنم می‌رسه 34:43.960 --> 34:47.640 ‫که بتونه در مورد سارا، ‫مایکل و آدمای نزدیک بهشون کمک کنه یا نه. 34:47.640 --> 34:50.240 ‫- از منم همینو پرسیدن. ‫- از همه‌مون پرسیدن. 34:51.320 --> 34:53.040 ‫منم گفتم هیچی نیست. 34:54.480 --> 34:55.840 ‫آره، ولی خب کاملاً راست نبود. 34:57.160 --> 34:59.760 ‫ترم پیش، وقتی داشتم از کنار ‫زمین‌های بازی، سمت اَبی رد می‌شدم، 34:59.760 --> 35:03.080 ‫پالی رو پشت عمارت دیدم ‫که داشت با یکی از پسرا دعوا می‌کرد، 35:03.080 --> 35:04.520 ‫با جیمز بوری. 35:04.520 --> 35:08.360 ‫دعوا تو مایه‌های... دعوای بچگونه، ‫مثلا یقه گرفتن و هل دادن، یا...؟ 35:08.360 --> 35:09.440 ‫یه کم بیشتر از این حرفا بود. 35:09.440 --> 35:10.960 ‫و بعد منو دید، 35:10.960 --> 35:14.080 ‫و یادتون باشه که ما خیلی وقته همدیگه ‫رو می‌شناسیم، و اون دست نگه داشت. 35:15.800 --> 35:18.560 ‫بعدش رفتم دیدنش ‫و توضیح دادم که باید گزارشش بدم، 35:18.560 --> 35:20.880 ‫و اونم حسابی حالمو گرفت. 35:21.880 --> 35:23.360 ‫اون کمکم کرده بود تا یه ‫شکایتی رو رفع و رجوع کنم 35:23.360 --> 35:24.960 ‫در مورد نحوه مدیریت ‫بخش خودم... 35:24.960 --> 35:26.840 ‫این مال قبل از کروناست... 35:26.840 --> 35:29.920 ‫و یه ایمیل از طرف یکی از والدین ‫که فکر می‌کرد در حق پسرش کوتاهی کردیم. 35:29.920 --> 35:32.160 ‫- و اون... ‫- مایکل گفت همه‌چیز رو به مقامات بالاتر ارجاع میده، 35:32.160 --> 35:35.080 ‫و روری رو می‌ندازه تو هچل، ‫اگه کاری در موردش بکنه. 35:35.080 --> 35:37.960 ‫- گفت بوری براش مهم نیست. ‫- آره، احتمالا نبود. 35:37.960 --> 35:39.840 ‫نه اینکه موضوع این باشه، فقط... 35:39.840 --> 35:41.840 ‫نه، این فقط یه دعوای بچگونه ‫که تو می‌گی نبود. 35:41.840 --> 35:44.440 ‫یه خشونت فیزیکی وحشتناک بود. 35:46.880 --> 35:51.000 ‫اون روز... تو زمین راگبی ‫کم مونده بود به منم حمله کنه. 35:52.040 --> 35:55.680 ‫ولی... من فقط گذاشتمش به حساب ‫اینکه داغدار بود. 36:01.120 --> 36:03.080 ‫پس در موردش حرف می‌زنیم، ‫یا بین خودمون نگهش می‌داریم 36:03.080 --> 36:04.800 ‫چون فکر می‌کنیم ‫که از شخصیتش بعیده؟ 36:14.640 --> 36:17.680 ‫یالا، پسرا! 36:17.680 --> 36:20.240 ‫رفیق، رفیق، رفیق. ‫برای چی داری لباس عوض می‌کنی؟ 36:21.640 --> 36:23.000 ‫- چی؟ ‫- چرا داری لباستو عوض می‌کنی؟ 36:23.000 --> 36:25.960 ‫- خودت فکر می‌کنی برای چی؟ ‫- نیازی نیست تمرین کنی. 36:25.960 --> 36:27.960 ‫هیچ‌کس تو رو تو تیم نمی‌خواد. 36:27.960 --> 36:30.200 ‫اوه! 36:30.200 --> 36:32.080 ‫می‌خوای چی‌کار کنی؟ ‫به بابات بگی بیاد منو بکشه؟ 36:32.080 --> 36:34.000 ‫احتمالا به باباش میگه ‫بیاد باهات دوست شه. 36:47.440 --> 36:50.120 ‫خب، همکارای استیون ‫می‌تونن تایید کنن که 36:50.120 --> 36:52.320 ‫در طول روز کجا بوده، ‫ولی ما باید تایید کنیم 36:52.320 --> 36:55.560 ‫که وقتی اومده خونه، ‫تمام شب رو خونه بوده. 36:55.560 --> 36:57.440 ‫اگه لازمه بدونید ‫آدما اون هفته کجا بودن، 36:57.440 --> 36:58.880 ‫خب استیون اینجا بود. 36:59.920 --> 37:02.080 ‫هر شب بعد از کار، میومد خونه. 37:04.040 --> 37:06.280 ‫مجبورتون نکردن ‫که اینو بگید، درسته؟ 37:10.640 --> 37:11.880 ‫بهتون فشار آورده؟ 37:13.440 --> 37:15.280 ‫من اینو به خاطر اون نمیگم. 37:15.280 --> 37:17.680 ‫به خاطر بچه‌ها میگم، چون حقیقته. 37:23.840 --> 37:25.600 ‫استیون تو خیلی چیزا مقصره، 37:25.600 --> 37:29.200 ‫ولی امکان نداره ‫سارا پالی رو کشته باشه، 37:29.200 --> 37:32.120 ‫چون اون اینجا بود، پیش من. 37:53.160 --> 37:55.360 ‫و ببخشید که این‌قدر ‫برات پیغام گذاشتم، کریگ، 37:55.360 --> 37:58.480 ‫اما تو یه جلسه‌ای گیر افتاده بودم ‫که اصلا تموم نمی‌شد. 37:59.960 --> 38:03.360 ‫من سر کارت نذاشتم، باشه؟ ‫من... من نذاشتم. 38:03.360 --> 38:06.360 ‫من اینو می‌خوام... اگه تو هم هنوز می‌خوای. 38:06.360 --> 38:08.840 ‫پس، خواهش می‌کنم فقط ‫یه فرصت دیگه بهم بده. 38:10.880 --> 38:12.320 ‫باشه. خداحافظ. 38:26.800 --> 38:29.560 ‫اونا ازم خواستن الان اون روزا رو ‫باهات مرور کنم، مایکل، 38:29.560 --> 38:31.680 ‫تا مطمئن بشیم که همه چیو ‫در نظر گرفتیم. 38:31.680 --> 38:36.080 ‫سه‌شنبه بیست و چهارم، ‫روز بعد از گم شدن سارا، 38:36.080 --> 38:40.040 ‫چهارشنبه بیست و پنجم، ‫پنجشنبه بیست و ششم... روزی که اون... 38:40.040 --> 38:43.240 ‫- روزی که جسدش پیدا شد. ‫- بله. 38:44.560 --> 38:47.080 ‫خب، آره، من برنامه‌م رو می‌دونم. 38:47.080 --> 38:49.200 ‫سال‌هاست که همین‌طوریه. من... 38:49.200 --> 38:53.080 ‫جلسه‌های پشت سر هم ‫بعدش کلاسا و... 38:53.080 --> 38:55.480 ‫- سایمون همه‌شون رو ثبت کرده. ‫- عصرا چی؟ 38:55.480 --> 38:57.320 ‫اینجا بودم، هر عصر. 39:00.160 --> 39:01.360 ‫آلانا می‌تونه اینو تایید کنه؟ 39:02.560 --> 39:04.280 ‫بله. ما می‌تونیم حرف ‫همدیگه رو تایید کنیم. 39:08.720 --> 39:11.000 ‫آره. 39:14.680 --> 39:16.600 ‫ببخشید. الان... 39:18.320 --> 39:21.600 ‫سلام. آره، من واقعا، واقعا معذرت می‌خوام. ‫یعنی... 39:21.600 --> 39:25.120 ‫اصلا نمی‌تونستم جیم بشم، ‫برای همین... 39:25.120 --> 39:28.240 ‫کاملا تقصیر منه. ‫پس باید فقط... 39:28.240 --> 39:31.000 ‫خب، الان نمی‌تونم. ‫سر کارم، تو مدرسه‌م. 39:31.000 --> 39:32.080 ‫می‌تونیم بعدا انجامش بدیم. 39:33.160 --> 39:35.400 ‫معلومه که می‌خوام ببینمت. چی؟ 39:35.400 --> 39:38.400 ‫نه، نه، ‫کسی کسی رو سر کار نذاشته. 39:38.400 --> 39:41.800 ‫بس کن. لطفا. خواهش می‌کنم، بس کن. 39:43.280 --> 39:46.120 ‫نه، نیا اینجا. دارم کار می‌کنم. 39:46.120 --> 39:47.800 ‫کریگ، به من گوش کن. ‫نیا اینجا. 39:47.800 --> 39:51.240 ‫من سر کارم. خواهش می‌کنم. کریگ؟ 40:00.280 --> 40:02.600 ‫- ببخشید بابت این. ‫- نه. 40:05.600 --> 40:06.720 ‫همه‌چیز مرتبه؟ 40:06.720 --> 40:09.960 ‫می‌تونیم اینو بعدا ‫یا فردا انجام بدیم. 40:09.960 --> 40:12.560 ‫- به نظر میاد برنامه‌م خالیه. ‫- نه، مشکلی نیست. خوبه. 40:12.560 --> 40:16.120 ‫می‌دونی که چطوریه... برقراری ‫تعادل بین کار و زندگی شخصی. 40:16.120 --> 40:17.760 ‫خیلی سخته. 40:19.000 --> 40:22.120 ‫خب، هیچ‌وقت کار رو به ‫زندگی شخصیت ترجیح نده، آنی. 40:23.160 --> 40:25.200 ‫می‌دونم که خودم در جایگاهی ‫نیستم که بخوام نصیحت کنم، ولی... 40:26.720 --> 40:30.920 ‫اگه تو این مدت چیزی ‫یاد گرفته باشم، همینه، پس... 40:37.280 --> 40:40.600 ‫ما باید بدونیم ‫بابات اون عصرا کجا بوده 40:40.600 --> 40:42.720 ‫عصرهای بیست و چهارم، ‫بیست و پنجم و بیست و ششم. 40:42.720 --> 40:43.800 ‫خونه بود. 40:43.800 --> 40:45.400 ‫هر ۳ شب؟ 40:48.000 --> 40:49.040 ‫نه. 40:50.720 --> 40:53.320 ‫بعضی از اون وقتا رو، ‫با من بودی. 40:53.320 --> 40:55.480 ‫- یادت میاد؟ ‫- بودم؟ 40:55.480 --> 40:56.520 ‫آره. 40:57.960 --> 41:00.200 ‫نیاز داشتی از خونه بزنی بیرون. 41:02.440 --> 41:05.920 ‫شما می‌تونی بگی آلانا اون وقتایی که ‫خونه نبوده کجا بوده؟ 41:07.080 --> 41:08.400 ‫اوهوم. 41:09.640 --> 41:11.760 ‫پس، اون وقتایی که با پال بودی، 41:11.760 --> 41:14.320 ‫کسی می‌تونه بگه مایکل کجا بوده؟ 41:24.160 --> 41:26.240 ‫بعضی از معلما دارن پشت سرش حرف می‌زنن. 41:26.240 --> 41:27.640 ‫- درباره مایکل؟ ‫- آره. 41:28.800 --> 41:31.320 ‫می‌دونم نمی‌خوای بشنوی، ‫ولی حقیقته. 41:31.320 --> 41:32.560 ‫خودتم می‌دونی که هست. 41:35.800 --> 41:38.680 ‫فکر می‌کنی برای چی اومد اینجا؟ ‫تا از دست اون فرار کنه. 41:38.680 --> 41:41.160 ‫- منم همین فکر رو می‌کردم. ‫- این کاری بود که سارا می‌کرد. 41:41.160 --> 41:42.360 ‫آلانا؟ 41:43.880 --> 41:45.480 ‫- آلانا. ‫- نمی‌دونم! 41:50.400 --> 41:52.000 ‫نمی‌دونم. 42:11.480 --> 42:13.080 ‫فکر می‌کردم خوشبختیم. 42:14.520 --> 42:16.320 ‫فکر می‌کردم قراره تشکیل ‫خانواده بدیم. 42:16.320 --> 42:17.760 ‫خیلی دلم می‌خواست مادر بشم. 42:19.080 --> 42:20.960 ‫اما کریگ هیچ‌وقت آماده نبود. 42:20.960 --> 42:22.760 ‫و هر ۲ نفر باید آماده باشن، ‫مگه نه؟ 42:22.760 --> 42:24.640 ‫وگرنه، اصلا نباید وارد این فاز بشی. 42:24.640 --> 42:26.960 ‫این چیزیه که من به خودم می‌گفتم. 42:26.960 --> 42:28.520 ‫و بعد اون با یکی دیگه آشنا شد. 42:29.880 --> 42:32.720 ‫خب، به جایی نرسید، اما اون... 42:34.120 --> 42:37.400 ‫نمی‌خوام اسمشو بیارم. ‫خیلی واسش جوون بود. 42:37.400 --> 42:40.880 ‫خب، یا اون خیلی جوون بود، ‫یا این خیلی پیر بود. 42:40.880 --> 42:43.120 ‫- فرقی هم داره؟ ‫- آره، داره. 42:43.120 --> 42:44.800 ‫اون باید عقلشو به کار مینداخت. 42:48.400 --> 42:51.640 ‫پس، چرا با وجود این ‫همه گندی که به زندگیم زده، 42:51.640 --> 42:54.120 ‫من هنوزم سعی می‌کنم همه‌چیز ‫رو درست کنم، حتی الان؟ 42:54.120 --> 42:55.720 ‫شاید به خاطر همون حرفیه که دیروز زدی. 42:55.720 --> 42:57.520 ‫خیلی بهش فکر کردم، ‫به حرفی که زدی. 42:58.840 --> 43:01.600 ‫اینکه بهمون بی‌وفایی کردن، ‫تقصیر ما هم هست. 43:01.600 --> 43:03.800 ‫نه، ببین... 43:03.800 --> 43:07.240 ‫شرایط هر کسی ‫متفاوته، آنی، پس نذار... 43:07.240 --> 43:09.120 ‫ببخشید، من واقعا نباید ‫اینا رو بهت بگم. 43:09.840 --> 43:12.040 ‫دارم... پا روی خط قرمزها می‌ذارم. 43:15.160 --> 43:17.160 ‫اونه؟ 43:17.160 --> 43:18.520 ‫نه، بهش گفتم نیاد. 43:23.800 --> 43:26.600 ‫الان میرم باهاش حرف می‌زنم. ‫اون فقط خیلی زود از کوره در میره. 43:26.600 --> 43:28.880 ‫- عصبانی می‌شه؟ ‫- نه، نه، منظورم عصبانی نیست. 43:28.880 --> 43:32.440 ‫منظورم اینه که... کم‌تحمله. ‫الان برمی‌گردم. 43:32.440 --> 43:33.960 ‫فقط باید سعی کنم ‫گوشیمو پیدا کنم. 43:33.960 --> 43:35.160 ‫می‌دونی گوشیم کجاست؟ 43:35.160 --> 43:37.520 ‫بله، تو جیبته، ‫داره مکالمه‌مون رو ضبط می‌کنه. 43:41.000 --> 43:44.480 ‫الان برمی‌گردم. 43:50.280 --> 43:52.280 ‫- سلام. ‫- سلام. 43:57.880 --> 44:00.040 ‫نمی‌تونم زیاد بمونم. ‫واقعا نباید کارمو ول می‌کردم. 44:00.040 --> 44:02.480 ‫اوه، چیزی نمیشه. ‫فقط سوار ماشین شو. 44:02.480 --> 44:04.360 ‫یه چیزی هست ‫که باید بهت بگم. 44:04.360 --> 44:07.720 ‫- خب، نمی‌تونیم همین‌جا حرف بزنیم؟ ‫- آنی، فقط ۱۰ دقیقه طول می‌کشه. 44:09.120 --> 44:12.560 ‫سوار ماشین شو. یالا. ‫نگران نباش. سوار شو. 44:12.560 --> 44:15.160 ‫کریگ، من سر کارم. ‫طوری نمیشه. بشین تو ماشین. 44:15.160 --> 44:16.560 ‫همه‌چیز مرتبه؟ 44:26.000 --> 44:29.640 ‫- آنی، مشکلی نداری؟ ‫- مشکلی ندارم. 44:29.640 --> 44:30.160 ‫مطمئنی؟ 44:30.200 --> 44:31.040 ‫- بله. ‫- می‌بینی که. 44:31.040 --> 44:32.400 ‫حالش خوبه. 44:32.400 --> 44:34.680 ‫حالا برگرد تو خونه، ‫رفیق، لطفا. ممنون. 44:34.680 --> 44:38.040 ‫نه، تو هیچ حقی نداری به من بگی ‫تو ملک خودم چی‌کار کنم، پس... 44:42.360 --> 44:44.920 ‫یه بار دیگه ازت می‌خوام. 44:44.920 --> 44:47.920 ‫با توجه به دردسری که همین الانشم ‫توشی، در حق خودت یه لطفی بکن 44:47.920 --> 44:49.920 ‫- و برگرد تو... ‫- دستتو به من نزن. 44:49.920 --> 44:51.560 ‫- برگرد تو. ‫- بهت میگم دستتو به من نزن! 44:52.600 --> 44:55.040 ‫- برگرد تو... ‫- گفتم دستتو به من نزن! 44:56.960 --> 44:59.240 ‫به جرم حمله به افسر پلیس ‫بازداشتت می‌کنم. 44:59.240 --> 45:01.640 ‫- کریگ، خواهش می‌کنم بس کن. ‫- همینو می‌خواستی؟ 45:01.640 --> 45:03.600 ‫- سعی می‌کنی بهمون حمله کنی؟ ‫- کریگ، لطفا بس کن! 45:03.600 --> 45:05.960 ‫- همینو می‌خواستی؟ خیلی خب! ‫- آخ! 45:05.960 --> 45:08.360 ‫خیلی خب، بلندش کن. بلندش کن. 45:09.160 --> 45:14.080 ‫[داستان، اسامی، شخصیت‌ها، مکان‌ها و رویدادهای ‫نشان داده شده در این سریال کاملا خیالی هستند.] 45:14.120 --> 45:19.080 ‫[هر شباهتی بین شخصیت‌ها و مکان‌های این سریال و اشخاص و ‫مکان‌های واقعی تصادفیست و نباید از آن نتیجه‌گیری شود.] 45:19.080 --> 45:24.080 www.Doostihaa.com