WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:36.453 --> 00:40.749 ‫ادی، مایکل، استیل‌واتر کی می‌رسه خونه؟ 00:40.749 --> 00:44.545 ‫امروز برمی‌گرده خونه کارل، ولی هنوز یکم طول می‌کشه. 00:45.045 --> 00:47.506 ‫میای به ما کمک کنی تا برای خوشامدگویی بهش، اینجا رو تزئین کنیم؟ 00:48.632 --> 00:50.592 ‫من که نقاشیم رو کشیدم. 00:51.760 --> 00:54.179 ‫می‌رم بیرون منتظر استیل‌واتر می‌مونم. 01:19.788 --> 01:21.415 ‫چقدر دیگه مونده؟ 01:21.415 --> 01:24.251 ‫هنوز یکم طول می‌کشه، کارل. 01:24.251 --> 01:25.794 ‫«یکم» یعنی چقدر؟ 01:25.794 --> 01:27.921 ‫هنوز چند ساعت دیگه مونده، باشه؟ 01:28.797 --> 01:32.009 ‫چند ساعت که خیلی زیاده! من نمی‌تونم تا ابد منتظر بمونم. 01:32.634 --> 01:36.471 ‫چطوره بری به ماهی کوی‌های استیل‌واتر غذا بدی؟ 01:36.471 --> 01:39.474 ‫- اینطوری سرت گرم می‌شه. ‫- من که بهشون غذا دادم. 01:40.517 --> 01:42.060 ‫می‌تونم دوباره بهشون غذا بدم؟ 01:42.060 --> 01:44.730 ‫استیل‌واتر گفته فقط روزی یک بار. 01:44.730 --> 01:45.981 ‫باشه. 01:54.865 --> 01:57.534 ‫چرا استیل‌واتر همین الان خونه نیست؟ 01:58.994 --> 02:02.080 ‫چون از یه جای خیلی دوری داره میاد، 02:02.080 --> 02:05.042 ‫یعنی باید اول سوار هواپیما بشه و بعدش قطار. 02:05.042 --> 02:08.086 ‫بعدشم باید از ایستگاه قطار تا خونه پیاده بیاد. 02:09.545 --> 02:12.758 ‫می‌شه بریم ایستگاه قطار و همونجا ببینیمش؟ 02:12.758 --> 02:16.178 ‫اونجا هم باید منتظر بمونی، فقط به جای اینجا، اونجا. 02:16.178 --> 02:18.096 ‫خواهش می‌کنم. 02:29.733 --> 02:31.693 ‫حالا چقدر دیگه مونده؟ 02:31.693 --> 02:36.281 ‫کارل، بهت که گفتم یکم طول می‌کشه و اینجا هم باید منتظر بمونیم. 02:36.281 --> 02:39.409 ‫گرسنه‌ای؟ مامان برامون ساندویچ گذاشته. 02:40.285 --> 02:41.620 ‫نه، ممنون. 02:41.620 --> 02:45.040 ‫دل و روده‌م یه جوریه... نمی‌تونم چیزی بخورم. 02:45.541 --> 02:47.918 ‫ما هم برای دیدن استیل‌واتر هیجان داریم. 02:58.804 --> 03:01.682 ‫عقربه‌ی ساعت تکون خورد! داره میاد؟ 03:02.349 --> 03:04.226 ‫نه کارل. هنوز نه. 03:58.030 --> 04:02.618 ‫توجه فرمایید. حرکت قطار شماره‌ی ۶۵۶۵ با تاخیر انجام خواهد شد. 04:02.618 --> 04:05.370 ‫ادی، یعنی چی؟ 04:05.370 --> 04:07.539 ‫یعنی باید بیشتر منتظر بمونیم. 04:08.790 --> 04:11.084 ‫دیگه نمی‌خوام منتظر بمونم! 04:16.339 --> 04:18.300 ‫دوست داری یه قصه بشنوی؟ 04:18.300 --> 04:22.471 ‫من فقط دوست دارم قصه‌های استیل‌واتر رو از زبون خودش بشنوم. 04:24.473 --> 04:28.769 ‫باشه، پس فکر کنم باید همین‌طوری منتظر بمونیم تا خودش برسه. 04:33.732 --> 04:36.026 ‫خب... چه جور قصه‌ای؟ 04:37.569 --> 04:40.781 ‫از اون قصه‌ها که این‌جوری شروع می‌شه... 04:42.991 --> 04:46.453 ‫یکی بود یکی نبود، یه خانواده‌ای بود که داشتن به یه سفر خیلی طولانی می‌رفتن، 04:46.453 --> 04:47.704 ‫اونم با یه گاری سرپوشیده. 04:47.704 --> 04:50.624 ‫من تو مدرسه یاد گرفتم که تو مسیر اورگان، 04:50.624 --> 04:52.709 ‫سفرشون تا شش ماه طول می‌کشید... 04:52.709 --> 04:57.172 ‫- مایکل، به قصه بچسب. ‫- آها، ببخشید. 04:57.172 --> 05:01.218 ‫توی این خانواده یه برادر بزرگتر، یه خواهر بزرگتر و یه برادر کوچولو بود. 05:01.218 --> 05:02.344 ‫درست مثل تو، کارل. 05:02.344 --> 05:05.138 ‫سفرشون طولانی بود و پر از دست‌انداز. 05:05.138 --> 05:11.395 ‫و مجبور بودن از دشت‌های بزرگ، رودخونه‌های پهن و تپه‌های پرشیب بگذرن. 05:11.395 --> 05:13.063 ‫به نظر باحال میاد. 05:13.063 --> 05:15.774 ‫برای برادر و خواهر بزرگه که باحال بود، 05:15.774 --> 05:20.571 ‫ولی برادر کوچیکه این‌طوری فکر نمی‌کرد. اون پشت سر هم یه چیز رو تکرار می‌کرد. 05:23.240 --> 05:24.491 ‫هنوز نرسیدیم؟ 05:25.617 --> 05:28.245 ‫- هنوز نرسیدیم؟ ‫- و هی می‌پرسید... 05:28.245 --> 05:32.583 ‫- هنوز نرسیدیم؟ ‫- و باز هم می‌پرسید... 05:32.583 --> 05:36.211 ‫هنوز نرسیدیم؟ 05:36.712 --> 05:39.548 ‫چطور شما هیچ‌وقت نمی‌پرسین هنوز نرسیدیم؟ 05:39.548 --> 05:41.800 ‫چون ما یه راز بلدیم. 05:41.800 --> 05:43.302 ‫یه راز؟ 05:43.927 --> 05:49.975 ‫آره. یه رازی که باعث می‌شه منتظر موندن... خب، دیگه مثل منتظر موندن نباشه. 05:50.559 --> 05:52.477 ‫به نظرت آمادگیش رو داره؟ 05:52.477 --> 05:54.438 ‫شاید. 05:54.438 --> 05:58.108 ‫من آماده‌ام! آماده‌ی آماده! رازه رو به منم بگین. خواهش می‌کنم! 05:58.942 --> 06:02.404 ‫باشه. اول باید چشم‌هات رو ببندی. 06:03.280 --> 06:08.202 ‫بعدش باید تصور کنی. الان ممکنه کجا باشیم؟ 06:08.994 --> 06:10.037 ‫با این تکون‌تکون‌های گاری، 06:10.037 --> 06:15.417 ‫انگار سوار یه کشتی دزدان دریایی هستیم و داریم روی دریاهای سنگی حرکت می‌کنیم. 06:16.251 --> 06:17.920 ‫منم می‌تونم حسش کنم. 06:19.421 --> 06:22.758 ‫سفر با یه کشتی دزدان دریایی که تکون‌تکون می‌خوره خیلی باحال‌تره 06:22.758 --> 06:24.176 ‫تا سفر با این گاری قدیمی. 06:25.427 --> 06:28.889 ‫حالا چشم‌هات رو باز کن و بالا رو نگاه کن. چی می‌بینی؟ 06:30.390 --> 06:31.642 ‫ابر؟ 06:32.226 --> 06:35.729 ‫من یه لوکوموتیو بخاری غول‌پیکر می‌بینم. 06:36.313 --> 06:38.106 ‫من یه آسیاب بادی می‌بینم. 06:40.776 --> 06:42.486 ‫من یه بوفالو می‌بینم. 06:42.486 --> 06:44.196 ‫شبیه اون آهنگی که تو می‌خونی. 06:44.780 --> 06:48.116 ‫می‌شه اون آهنگه رو به منم یاد بدی؟ همونی که در مورد بوفالوئه. 06:48.951 --> 06:53.830 ‫یه بوفالوی سرگردون بود 06:53.830 --> 06:59.878 ‫که راه می‌رفت و می‌رفت تا برسه به دشت سرسبز 06:59.878 --> 07:05.467 ‫از روی تپه‌ها گذشت و از وسط دشت‌ها رد شد 07:05.467 --> 07:11.098 ‫تا رسید به چمنزاری که بارون شیرینی روش می‌بارید 07:11.098 --> 07:16.436 ‫بگرد و بگرد ای بوفالو 07:16.436 --> 07:22.150 ‫هزاران مایل راه برو، اما همیشه آروم برو 07:22.150 --> 07:25.737 ‫برادر کوچیکه فهمید که بعضی وقتا آدم باید صبر کنه، 07:25.737 --> 07:29.575 ‫و بعضی وقتا هم باید خیلی خیلی زیاد صبر کنه. 07:30.284 --> 07:32.578 ‫ولی حتی اگه کاری از دستت برای این صبر کردنه برنیاد، 07:32.578 --> 07:34.329 ‫با یکم خیال‌پردازی، 07:34.329 --> 07:38.125 ‫همیشه می‌تونی کاری کنی که به جای صبر کردن، بهت خوش بگذره. 07:38.792 --> 07:43.547 ‫بگرد و بگرد ای بوفالو 07:44.464 --> 07:49.344 ‫هزاران مایل راه برو و همیشه آروم برو 07:49.344 --> 07:50.846 ‫استیل‌واتر! 07:54.099 --> 07:57.686 ‫سلام دوستای من. دلم برای همه‌تون تنگ شده بود. 07:58.770 --> 08:03.859 ‫دل منم برات تنگ شده بود. من خیلی وقته منتظرم. 08:03.859 --> 08:05.694 ‫ما حتی صدای رسیدن قطار رو هم نشنیدیم. 08:05.694 --> 08:11.074 ‫متوجه شدم. قصه و آهنگ خیلی قشنگی بود. 08:11.074 --> 08:13.160 ‫تازه من الان راز صبر کردن رو بلدم. 08:13.160 --> 08:18.415 ‫باید بازی کنی و ابرها رو نگاه کنی و آهنگ بخونی و وانمود کنی... 08:19.124 --> 08:21.460 ‫- برامون چیزی آوردی؟ ‫- کارل! 08:23.128 --> 08:26.798 ‫چندتا هدیه‌ی کوچولو دارم که می‌تونیم تو خونه بازشون کنیم. 08:26.798 --> 08:31.720 ‫ولی یه چیزی با خودم آوردم که می‌تونم همین الان بهتون بدم. 08:35.097 --> 08:36.099 ‫کو! 08:36.642 --> 08:40.938 ‫خیلی خوشحالم که پیش دوستام برگشتم. 08:40.938 --> 08:43.148 ‫ادی. مایکل. کارل. 08:45.025 --> 08:48.779 ‫دیگه می‌ریم؟ من برای رسیدن به خونه‌ی عمو بی‌صبرم. 08:49.446 --> 08:53.450 ‫- خیلی طول می‌کشه؟ ‫- پیاده‌رویش زیاده. 08:53.450 --> 08:55.285 ‫اونقدرها هم دور نیست. 08:55.285 --> 08:59.540 ‫چرا، هست. انگار یه میلیون، زیلیون کیلومتر راهه. 08:59.540 --> 09:03.585 ‫ولی من راز باحال کردن کارهایی که طول می‌کشن رو بلدم، 09:03.585 --> 09:07.464 ‫اینطوری اصلاً متوجه نمی‌شین چقدر طول کشید تا برسیم. 09:07.464 --> 09:08.549 ‫دنبالم بیاین! 09:12.261 --> 09:13.971 ‫راه خونه از کدوم طرفه؟ 09:22.688 --> 09:25.941 ‫من با چشم کوچولوم یه چیزی می‌بینم که... 09:26.567 --> 09:31.655 ‫داره تکون می‌خوره و سیبیل هم داره. 09:34.741 --> 09:37.035 ‫حالا بیاین مثل ربات‌ها راه بریم. 09:43.125 --> 09:45.252 ‫حالا بیاین برعکس راه بریم. 09:47.004 --> 09:48.797 ‫اگه برعکس راه بریم، 09:48.797 --> 09:52.426 ‫فکر کنم قانونش اینه که هم باید برعکس کنیم صحبت ما. 09:53.427 --> 09:56.346 ‫فهمیدم. داری برعکس حرف می‌زنی. 10:00.601 --> 10:01.602 ‫گوش کنین. 10:12.779 --> 10:15.032 ‫فکر کنم رسیدیم. 10:15.532 --> 10:19.369 ‫یه زیلیون کیلومتر تا خونه؟ اصلاً طولانی به نظر نرسید. 10:19.369 --> 10:21.079 ‫می‌شه بازم راه بریم؟ 10:21.079 --> 10:24.124 ‫می‌تونیم از این طرف بیشتر راه بریم. 10:36.512 --> 10:38.263 ‫خوش اومدی خونه، استیل‌واتر. 10:38.263 --> 10:39.348 ‫و تو هم همینطور کو. 10:43.352 --> 10:44.394 ‫ممنونم، ادی. 10:44.895 --> 10:48.273 ‫بامبو و هویج داریم. 10:51.109 --> 10:52.569 ‫غذای مورد علاقه‌ی من. 10:53.779 --> 10:57.658 ‫معلومه وقتی من نبودم خیلی خوب از همه چیز مراقبت کردین. 11:01.078 --> 11:02.996 ‫ممنون از همه‌تون. 11:05.123 --> 11:08.585 ‫می‌دونی کارل، حالا که برگشتم خونه، 11:08.585 --> 11:13.632 ‫بالاخره می‌تونم کاری رو بکنم که خیلی وقته منتظرش بودم. 11:14.216 --> 11:16.343 ‫- ترامپولین بسازی؟ ‫- سیب بچینی؟ 11:16.343 --> 11:18.512 ‫قلقلک‌بازی کنی؟ 11:20.305 --> 11:22.140 ‫همه‌شون ایده‌های خیلی خوبی هستن، 11:22.975 --> 11:27.855 ‫ولی کاری که واقعاً دلم می‌خواد الان انجام بدم اینه که براتون یه قصه بگم. 11:27.855 --> 11:29.523 ‫- آخ جون! ‫- لطفاً بگو عمو. 11:29.523 --> 11:36.071 ‫و این یکی در مورد همه‌ی کارهای باحالیه که بی‌صبرانه منتظرم تو روزهای آینده انجام بدم. 11:36.738 --> 11:41.994 ‫من بی‌صبرانه منتظر شیرینی‌پزی و سفینه‌های فضایی 11:41.994 --> 11:44.079 ‫و بازی‌های باحال توی پارک هستم. 12:06.894 --> 12:09.104 ‫سلام ادی. چی داری می‌پزی؟ 12:09.605 --> 12:12.149 ‫دارم دو جین کاپ‌کیک لیمویی با ترافل درست می‌کنم 12:12.149 --> 12:14.067 ‫برای بازارچه‌ی خیریه‌ی شیرینی‌پزی مدرسه. 12:14.067 --> 12:16.987 ‫و پولش رو می‌دیم به بچه‌هایی که لوازم‌التحریر لازم دارن. 12:18.405 --> 12:19.907 ‫منم می‌تونم کمک کنم؟ 12:19.907 --> 12:21.450 ‫خیلی هم عالی می‌شه، کارل. 12:21.450 --> 12:23.535 ‫هورا! من ترافل‌ها رو می‌ریزم. 12:26.079 --> 12:28.749 ‫ادی! ترافل دیگه نمونده. 12:30.334 --> 12:32.836 ‫شاید مایا داشته باشه. بذار بهش زنگ بزنم. 12:36.632 --> 12:39.218 ‫- سلام مایا. ‫- سلام. ترافل‌هات پیش منه. 12:39.218 --> 12:42.596 ‫ممنون. نجاتم دادی. تو کاپ‌کیک‌هات رو درست کردی؟ 12:44.181 --> 12:48.644 ‫نه. تا حالا سه بار امتحان کردم، ولی یا خیلی شور شدن، 12:48.644 --> 12:50.979 ‫یا خیلی شیرین، یا هم که سوختن. 12:51.897 --> 12:53.982 ‫نمی‌دونم تو چطوری این کار رو انقدر راحت انجام می‌دی. 12:55.984 --> 12:59.404 ‫می‌دونم چی‌کار کنم. من می‌تونم کاپ‌کیک اضافه درست کنم تا تو دیگه مجبور نباشی. 12:59.404 --> 13:01.448 ‫واقعاً؟ مطمئنی؟ 13:02.032 --> 13:04.993 ‫آره بابا، موادم رو دو برابر می‌کنم. کاری نداره که. 13:04.993 --> 13:07.621 ‫این‌جوری که فوق‌العاده می‌شه. 13:08.455 --> 13:11.250 ‫اون‌وقت منم وقت بیشتری دارم تا میز رو تزئین کنم. 13:11.250 --> 13:13.627 ‫- خیلی ممنونم ادی. ‫- خواهش می‌کنم. 13:13.627 --> 13:15.379 ‫توی بازارچه می‌بینمت. 13:21.218 --> 13:23.303 ‫خب، بریم سراغ سری دوم کاپ‌کیک‌ها. 13:25.264 --> 13:26.765 ‫- سلام تامی. ‫- سلام. 13:26.765 --> 13:29.560 ‫داشتم می‌رفتم پارک تا میز رو آماده کنم. 13:29.560 --> 13:31.103 ‫شیرینی‌پزی چطور پیش می‌ره؟ 13:31.103 --> 13:32.396 ‫تا اینجاش که خوب بوده. 13:32.396 --> 13:35.816 ‫یه سری تو فِر دارم، یه سری دیگه هم تو راهه. 13:35.816 --> 13:40.529 ‫دو سری؟ چه شیرین! گرفتی چی شد؟ چون خودشون هم شیرینن. 13:43.657 --> 13:46.743 ‫راستی، اون نون موزی که آورده بودی 13:46.743 --> 13:50.747 ‫تولد لکسی رو هم درست می‌کنی؟ مامانم حتماً ازش می‌خره. 13:50.747 --> 13:53.834 ‫خیلی خوشمزه و موزی بود. 13:55.544 --> 13:57.421 ‫باشه. می‌تونم درستش کنم. 13:58.630 --> 14:00.549 ‫باید دستورش رو از اول شروع کنم، 14:00.549 --> 14:05.053 ‫و مطمئن نیستم تو فِر برای یه سینی دیگه جا باشه. 14:05.053 --> 14:08.056 ‫ولی اشکالی نداره. از استیل‌واتر می‌پرسم که می‌تونم از آشپزخونه‌ش استفاده کنم یا نه. 14:08.056 --> 14:10.809 ‫عالیه. تو بازارچه می‌بینمت. 14:21.445 --> 14:22.446 ‫سلام، استیل‌واتر. 14:22.446 --> 14:25.782 ‫- اِ، سلام ادی. ‫- می‌تونم لطفاً از فِر شما استفاده کنم؟ 14:25.782 --> 14:27.993 ‫باید برای بازارچه نون موزی درست کنم، 14:27.993 --> 14:30.245 ‫ولی تو آشپزخونه‌ی خودمون دیگه جا ندارم. 14:30.245 --> 14:33.373 ‫چقدر سخاوتمندانه است که داری از استعدادت استفاده می‌کنی 14:33.373 --> 14:35.417 ‫تا به بازارچه‌ی خیریه‌ی مدرسه کمک کنی. 14:35.417 --> 14:39.880 ‫باعث افتخارمه اگه از آشپزخونه‌ی من برای درست کردن نون موزیت استفاده کنی. 14:39.880 --> 14:41.465 ‫خیلی ممنونم. 14:41.465 --> 14:44.885 ‫بهتره زودتر خمیر رو هم بزنم، وگرنه به موقع آماده نمی‌شه. 14:44.885 --> 14:47.179 ‫اگه کمکی خواستی بهم بگو... 14:49.556 --> 14:50.849 ‫کمک. 14:56.897 --> 14:58.315 ‫آشا؟ 14:59.525 --> 15:00.651 ‫سلام ادی. 15:00.651 --> 15:02.903 ‫یه ایده به ذهنم رسیده. آماده‌ای؟ 15:04.196 --> 15:07.282 ‫این یه کیک «پی» هست. گرفتی؟ 15:07.282 --> 15:10.744 ‫و داخلش ۳.۱۴ لایه‌ی شکلاتی خوشمزه داره 15:11.328 --> 15:14.706 ‫- با ترافل‌های رنگین‌کمونی روش. ‫- این خیلی فوق‌العاده‌ست، آشا. 15:14.706 --> 15:16.750 ‫فکر می‌کنی بتونی برای بازارچه درستش کنی؟ 15:18.126 --> 15:19.837 ‫می‌خوای من درستش کنم؟ 15:19.837 --> 15:23.966 ‫خب، راستش امیدوار بودم تو این کار رو بکنی، چون این کیک انقدر خاصه 15:23.966 --> 15:26.760 ‫که فقط یه شیرینی‌پز عالی مثل تو از پسش برمیاد. 15:28.971 --> 15:31.181 ‫تازه مامانم هم نمی‌ذاره من از فِر استفاده کنم. 15:33.100 --> 15:34.685 ‫مطمئنم کلی طرفدار پیدا می‌کنه. 15:36.270 --> 15:39.356 ‫باشه آشا. بذار ببینم چی‌کار می‌تونم بکنم. 15:39.356 --> 15:42.860 ‫تو بهترینی، ادی. من بهتره برم به تامی کمک کنم میز رو بچینه. 15:42.860 --> 15:44.820 ‫یادت نره ترافل بریزی ها! 15:47.114 --> 15:50.117 ‫وای خدای من. باید چند تا دست کمکی پیدا کنم. 15:57.291 --> 15:58.292 ‫خب. 15:58.292 --> 16:01.253 ‫دو تا یک و نیم قاشق غذاخوری می‌شه... 16:01.253 --> 16:03.130 ‫یه عالمه خامه. 16:09.094 --> 16:11.930 ‫سلام استیل‌واتر. خداحافظ. 16:16.894 --> 16:18.687 ‫وقتشه کاپ‌کیک‌ها رو در بیارم. 16:20.230 --> 16:22.399 ‫وقتشه لایه‌ی سوم کیک رو بذارم تو فِر. 16:24.193 --> 16:25.360 ‫این صدای دینگِ کدوم بود؟ 16:25.360 --> 16:28.655 ‫- لایه‌ی اول کیک تو آشپزخونه‌ی شماره دو آماده‌ست. ‫- الان می‌رم. 16:35.787 --> 16:37.372 ‫می‌تونیم به ادی کمک کنیم. 16:43.420 --> 16:44.755 ‫زود برمی‌گردم تا روش خامه بزنم. 16:44.755 --> 16:46.798 ‫باید ببینم کاپ‌کیک‌ها خنک شدن یا نه. 16:49.968 --> 16:52.804 ‫بفرما ادی. ما برات روشون خامه زدیم. 16:53.555 --> 16:57.601 ‫- شما زدین؟ ‫- نگاه کن. یکم آب شدن. 16:57.601 --> 16:58.810 ‫اوه، نه. 16:58.810 --> 17:03.232 ‫ببخشید. من حواسم به تایمرها بود، اون‌ها هم رفتن سراغ کاپ‌کیک‌ها. 17:03.815 --> 17:04.942 ‫خواهش می‌کنم. 17:07.861 --> 17:10.531 ‫اینا رو بذاریم تو جعبه برای بازارچه؟ 17:11.198 --> 17:15.911 ‫نه. فکر کنم اینا برای خودمون باشه بهتره. چطوره چندتاش رو برای استیل‌واتر ببری؟ 17:16.578 --> 17:17.579 ‫باشه. 17:19.122 --> 17:20.958 ‫من واقعاً متاسفم، ادی. 17:20.958 --> 17:24.127 ‫اشکالی نداره. فقط به یکم استراحت احتیاج دارم. 17:26.839 --> 17:29.424 ‫استیل‌واتر، برات یه هدیه داریم. 17:29.424 --> 17:32.928 ‫برای من؟ چه مهربون. 17:33.428 --> 17:35.722 ‫چه مدل خامه‌کشی خلاقانه‌ای! 17:35.722 --> 17:37.933 ‫ما خامه‌شو زدیم. 17:37.933 --> 17:42.062 ‫ادی خیلی غافلگیر شد. الانم رفته تو ایوون. 17:54.700 --> 17:56.493 ‫می‌تونم پیشت بشینم، ادی؟ 18:11.633 --> 18:14.136 ‫این بازارچه اصلاً اون‌طوری که فکر می‌کردم پیش نمی‌ره. 18:15.679 --> 18:17.556 ‫من معمولاً عاشق شیرینی‌پزی‌ام. 18:17.556 --> 18:21.310 ‫ولی الان، فقط نگران اینم که چقدر کار برای انجام دادن دارم. 18:22.102 --> 18:26.023 ‫هیچ‌وقت نباید قول می‌دادم که انقدر چیز میز برای دوستام درست کنم. 18:26.023 --> 18:31.737 ‫می‌بینم که چقدر سخت کار کردی. معلومه که سفارش بزرگی رو قبول کردی. 18:33.238 --> 18:36.533 ‫نمی‌تونم هیچ‌کس رو ناامید کنم. همه‌شون روی من حساب کردن. 18:37.618 --> 18:41.163 ‫ولی امکان نداره بتونم همه‌ی کارها رو به موقع تموم کنم. 18:42.247 --> 18:43.498 ‫می‌دونی، 18:43.498 --> 18:49.296 ‫من یه بار یه قصه در مورد کسی شنیدم که دقیقاً همین مشکل رو داشت. 18:50.255 --> 18:52.508 ‫برام تعریفش می‌کنی، استیل‌واتر؟ 18:54.676 --> 18:56.887 ‫یکی بود یکی نبود، مسافری بود که داشت 18:56.887 --> 18:59.556 ‫از یک کوهستان بلند عبور می‌کرد. 19:01.308 --> 19:02.476 ‫روز بخیر. 19:02.476 --> 19:04.811 ‫می‌بینم که امروز دارید از کوهستان رد می‌شید. 19:04.811 --> 19:07.314 ‫میشه لطفاً این نامه رو با خودتون ببرید؟ 19:07.314 --> 19:12.152 ‫البته. مسیرم که همون طرفه، یه نامه هم که وزنی نداره. 19:19.868 --> 19:21.245 ‫درود بر تو، همسایه. 19:21.245 --> 19:24.831 ‫میشه لطفاً این بسته رو هم با خودت اون طرف کوه ببری؟ 19:24.831 --> 19:28.794 ‫فقط یه بسته‌ی کوچیکه. حتماً، با کمال میل. 19:31.713 --> 19:35.300 ‫یکم سنگینه، ولی می‌تونی این رو هم با خودت ببری اون طرف کوه؟ 19:36.760 --> 19:39.304 ‫- البته. ‫- اگه زحمتی نیست، این یکی رو هم ببر. 19:39.805 --> 19:42.307 ‫فقط مراقب باش. یکم شکستنیه. 19:44.768 --> 19:49.690 ‫با اینکه هر قدم براش سخت‌تر می‌شد، اون مسافر هیچ‌وقت نگفت «نه». 19:58.991 --> 20:01.618 ‫وقتی که شروع به بالا رفتن از کوه کرد، 20:01.618 --> 20:06.832 ‫مسافر اونقدر بارش از وسایل بقیه سنگین شده بود 20:06.832 --> 20:09.459 ‫که دیگه تحملش از توانش خارج بود. 20:14.339 --> 20:18.260 ‫تقریباً به قله‌ی کوه رسیده بود که... 20:19.928 --> 20:20.971 ‫نه. 20:28.687 --> 20:29.688 ‫نه. 20:34.067 --> 20:36.612 ‫مسافر خیلی دیر متوجه شد 20:36.612 --> 20:41.450 ‫که بیشتر از توانش بار برداشته و باید همون موقع 20:41.450 --> 20:43.452 ‫که بارها سنگین شدن، به زبون می‌آورد. 20:43.452 --> 20:48.665 ‫گاهی وقت‌ها یه بار سنگین می‌تونه حتی مهربون‌ترین کارها رو هم به یه وظیفه‌ی سخت تبدیل کنه. 20:52.252 --> 20:54.838 ‫فکر کنم منم یه جورایی مثل اون مسافره هستم. 20:55.672 --> 20:58.300 ‫درست کردن کاپ‌کیک برای مایا برام سخت نبود، 20:58.300 --> 21:01.970 ‫ولی وقتی شروع کردم به همه کمک کنم، دیگه از توانم خارج شد. 21:01.970 --> 21:05.390 ‫اینکه دوست داری برای دیگران کاری انجام بدی، قابل تحسینه. 21:05.390 --> 21:08.310 ‫ولی اینم مهمه که آدم حد و حدود خودش رو بدونه 21:08.310 --> 21:10.604 ‫و در موردش حرف بزنه، 21:10.604 --> 21:13.023 ‫حتی اگه این کار باعث بشه کسی ناامید بشه. 21:13.857 --> 21:15.817 ‫فکر کنم می‌دونم باید چی‌کار کنم. 21:20.656 --> 21:21.657 ‫سلام ادی. 21:23.992 --> 21:25.327 ‫کیکه در چه حاله؟ 21:26.787 --> 21:30.165 ‫راستش، می‌خواستم یه چیزی به هردوتون بگم. 21:30.165 --> 21:32.626 ‫من نمی‌تونم نون موزی یا کیک «پی» رو درست کنم. 21:32.626 --> 21:34.920 ‫همین الانش هم دارم دو سری کاپ‌کیک می‌پزم، 21:34.920 --> 21:37.339 ‫و فهمیدم که وقت کافی ندارم. 21:42.886 --> 21:44.847 ‫واقعاً متاسفم، ادی. 21:44.847 --> 21:48.559 ‫اگه می‌دونستم چقدر کار پخت و پز داری، هیچ‌وقت ازت نمی‌خواستم. 21:48.559 --> 21:51.603 ‫منم همینطور. اصلاً نگران هیچ چیز اضافه‌ای نباش. 21:51.603 --> 21:54.314 ‫کلی آدم دیگه هم برای پختن شیرینی ثبت‌نام کردن. 21:55.190 --> 21:57.109 ‫خیلی خوشحالم که درک می‌کنین. 21:57.109 --> 22:01.238 ‫ما تازه چیدن میزها رو تموم کردیم. کاری هست که بتونیم کمک کنیم؟ 22:01.238 --> 22:04.074 ‫راستش، هست. 22:17.921 --> 22:19.673 ‫از بازارچه‌ی ما دیدن کنید. 22:19.673 --> 22:22.050 ‫از بچه‌هایی که به لوازم‌التحریر نیاز دارن حمایت کنید. 22:22.968 --> 22:24.595 ‫سلام، استیل‌واتر. 22:24.595 --> 22:25.971 ‫سلام به همگی. 22:25.971 --> 22:28.807 ‫چه شیرینی‌های خوشمزه‌ای درست کردید. 22:28.807 --> 22:30.517 ‫خوشحالم که تونستی بیای. 22:30.517 --> 22:33.187 ‫بعد از این همه شیرینی‌پزی چه حسی داری، ادی؟ 22:33.187 --> 22:35.772 ‫خیلی خوشحالم که حرف دلم رو زدم. 22:36.356 --> 22:39.651 ‫اینکه با همه‌ی دوستام کاپ‌کیک پختم خیلی بهم خوش گذشت. 22:40.777 --> 22:44.907 ‫بهتره قبل از اینکه صف طولانی‌تر بشه، خریدم رو بکنم. 22:45.574 --> 22:48.911 ‫یه مافین کدو سبز چطوره؟ 22:48.911 --> 22:51.580 ‫انتخاب عالیه. نوش جان. 22:52.247 --> 22:53.707 ‫ممنونم، ادی. 22:53.707 --> 22:59.588 ‫خوشحالم که به همچین هدف باارزشی کمک می‌کنم. و البته مافین‌های خوشمزه می‌خورم. 23:04.009 --> 23:05.427 ‫فوق‌العاده‌ست! 23:05.427 --> 23:06.845 ‫ادی! 23:07.869 --> 23:13.869 www.Doostihaa.com 23:15.229 --> 23:18.774 ‫با روحمون ‫انگار بین درختا شناور بودیم 23:19.858 --> 23:23.987 ‫مثل پرنده‌ها، اون بالاها پرواز می‌کردیم ‫و خستگی در می‌کردیم 23:23.987 --> 23:27.533 ‫یا مثل یه کوه و اون سرسبزی باطراوتش 23:27.533 --> 23:33.455 ‫یه رویای بی‌انتها 23:33.455 --> 23:35.749 ‫من یه ذره عسل پیدا کردم 23:36.500 --> 23:39.002 ‫و حالا از درون شیرین‌تر شدم 23:42.089 --> 23:45.175 ‫شاید یکم خنده‌دار باشه 23:45.175 --> 23:47.803 ‫ولی حالا انگار دنیا طرف منه