WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:14.097 --> 00:16.933 ‫پیداش کن. هارمونی‌ها رو پیدا کن. 00:31.573 --> 00:34.576 ‫نه، نه، نه، نه، نه. 00:43.543 --> 00:45.086 ‫«گرگور» از دستۀ جدید جادوگرهاش 00:45.128 --> 00:47.964 ‫برای بازکردنِ مقبره استفاده کرده. 00:53.970 --> 00:58.308 ‫[قسمت دوازدهم: کار نیمه‌تمام] 01:16.618 --> 01:18.786 ‫نیازی به این کارها نیست، خانم «پاسکال». 01:19.162 --> 01:21.164 ‫شش ماه‌تون امروز تموم می‌شه. 01:21.498 --> 01:23.166 ‫همه‌تون به‌زودی از پیش‌مون می‌رید. 01:23.208 --> 01:26.377 ‫و از این به بعد کتابخونه، ‫مسئولیت این ساختمون الحاقی رو به عهده می‌گیره. 01:27.837 --> 01:29.714 ‫منظورتون از این حرف چیه؟ 01:30.131 --> 01:32.467 ‫خب، مثل سال ۱۸۴۷... 01:32.467 --> 01:35.720 ‫این ساختمون الحاقی ‫دوباره به کتابخانۀ بزرگ ملحق می‌شه. 01:36.012 --> 01:37.847 ‫دیگه وجود نخواهد داشت. 01:38.223 --> 01:41.017 ‫چی؟ نه، نه. 01:41.309 --> 01:42.894 ‫ساختمون الحاقیِ رو این‌طوری نکنید. 01:42.894 --> 01:44.395 ‫فکر می‌کردم خوشحال بشی. 01:44.520 --> 01:45.980 ‫می‌تونی قلعه رو بفروشی. 01:46.022 --> 01:47.815 ‫از پولش برای... 01:47.815 --> 01:50.610 ‫تأمین مالیِ اون فعالیت اقتصادی‌ای که اسمش رو گفتی بکنی. ‫(عرضه اولیه) 01:51.778 --> 01:54.364 ‫آره، حق با شماست. عالیه. 01:57.033 --> 01:58.868 ‫این وسایل رو کجا می‌بری؟ 01:59.077 --> 02:00.662 ‫به‌زودی برمی‌گردم پادگان. 02:01.079 --> 02:03.206 ‫بعضی از این تجهیزات خیلی نایابن. 02:03.623 --> 02:07.502 ‫این شمشیر خمیدۀ قرن شونزدهمی رو ببین. 02:08.711 --> 02:10.338 ‫اینو ویکرام بهم داد. 02:12.173 --> 02:15.385 ‫خب، من یه موقعیت شغلیِ تدریس پیدا کردم. 02:15.718 --> 02:17.011 ‫- عه، این که... ‫- چی؟ 02:17.053 --> 02:18.221 ‫- فوق‌العاده‌ست. ‫- آره. 02:18.263 --> 02:20.556 ‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم دوباره برگردم دانشگاه. 02:20.556 --> 02:23.226 ‫حرفت رو به کرسی نشوندی. معرکه‌ست. 02:23.226 --> 02:25.186 ‫حالا می‌تونی دوباره در مورد جادو درس بدی. 02:25.228 --> 02:26.437 ‫خب، نه. 02:26.479 --> 02:28.439 ‫یکی از شرط‌های استخدامم اینه که 02:28.481 --> 02:32.026 ‫اجازه ندارم به جادو یا هر چیز فراطبیعی‌ای اشاره کنم. 02:32.443 --> 02:34.279 ‫حالا اون نتیجه‌ای که بهش امید داشتم نیست 02:34.320 --> 02:37.407 ‫ولی خب، دوباره دارم درس می‌دم، ‫خودِ همین کم‌چیزی نیست. 02:37.490 --> 02:38.616 ‫- مگه نه؟ ‫- آره. 02:38.741 --> 02:40.910 ‫خیلی عالیه، آقای گرین. 02:42.662 --> 02:45.373 ‫واقعاً دلم برای اینجا 02:45.373 --> 02:47.583 ‫و برای شماها تنگ می‌شه. 02:51.254 --> 02:52.463 ‫دل‌تون برای منم تنگ شده بود؟ 02:52.505 --> 02:54.007 ‫آقای استون. 02:54.090 --> 02:56.300 ‫خوشحالم که دوباره به کلبۀ درویشانۀ ما برگشتی. 02:56.426 --> 02:58.302 ‫ایلین. 02:58.428 --> 03:01.014 ‫آقای جنکینز سلام گرمی رسوند. 03:01.097 --> 03:02.140 ‫هوم. 03:02.181 --> 03:03.391 ‫خوشحالم که می‌بینم‌تون، قربان. 03:03.433 --> 03:04.684 ‫خوشحالم اجازه دارم دیده بشم! 03:04.684 --> 03:07.186 ‫عملکرد شماها خارق‌العاده بوده. 03:07.270 --> 03:09.564 ‫ولی متأسفانه، همین‌جا تموم می‌شه. 03:09.647 --> 03:12.775 ‫چرا باید اینجا تموم بشه؟ 03:13.526 --> 03:16.612 ‫قوانین رو من تعیین نمی‌کنم. ‫کتابخونه تعیین می‌کنه. 03:17.113 --> 03:20.324 ‫ببینید، کتابخونه تصمیم می‌گیره ‫کی کتابدار بشه، 03:20.450 --> 03:23.619 ‫تصمیم می‌گیره کی نگهبان بشه، 03:23.703 --> 03:27.415 ‫تصمیم می‌گیره ساختمان الحاقی وجود داشته باشه ‫یا نه. 03:27.498 --> 03:30.001 ‫ولی کار شماها بی‌نظیر بودین. 03:30.042 --> 03:31.794 ‫و از طرف کتابخونه، 03:31.919 --> 03:36.132 ‫می‌خوام از صمیم قلب ازتون تشکر کنم. 03:36.215 --> 03:38.551 ‫«تشکر»؟ همین؟ 03:38.968 --> 03:39.969 ‫همین ازم برمی‌اومد. 03:40.094 --> 03:43.306 ‫اما سه‌تا بلیت هواپیما دارم. 03:43.389 --> 03:45.308 ‫یک، دو، سه. 03:45.391 --> 03:47.393 ‫فرست‌کلاس. خب؟ 03:47.435 --> 03:49.270 ‫اگه مجبوریم بریم، نمی‌شه حداقل... 03:49.270 --> 03:51.814 ‫برای آخرین بار، از درِ جادویی استفاده کنیم و برگردیم خونه؟ 03:51.856 --> 03:53.483 ‫متأسفانه اون دَر... 03:53.566 --> 03:56.944 ‫فقط برای کتابخونه کار می‌کنن. 03:56.944 --> 03:58.488 ‫ولی ما دیگه براشون کار نمی‌کنیم. 03:58.988 --> 04:00.865 ‫وایستید! وایستید! وایستید! 04:01.783 --> 04:03.534 ‫نباید! نمی‌شه... 04:03.659 --> 04:05.495 ‫چی؟ نفس بکش، نفس بکش. 04:06.412 --> 04:08.080 ‫آقای «راک». 04:08.164 --> 04:09.665 ‫- «استون». ‫- دقیقاً. 04:09.791 --> 04:11.501 ‫فقط یه سری کارهای نیمه‌تموم هست 04:11.584 --> 04:12.668 ‫که باید حل‌وفصل بشه. 04:12.710 --> 04:15.171 ‫- چه‌جور کاری؟ ‫- یه تهدید. 04:15.254 --> 04:16.881 ‫یه خطر با نهایت اهمیت. 04:16.923 --> 04:19.175 ‫خیلی‌خب، هر چی که هست، ‫از اینجا به بعدش رو بسپر به من. 04:19.258 --> 04:20.384 ‫ایلین؟ 04:26.474 --> 04:28.184 ‫وای! 04:28.267 --> 04:29.602 ‫تا حالا این‌طوری شده بود؟ 04:29.644 --> 04:31.437 ‫- قطعاً نه. ‫- این نقشۀ... 04:31.479 --> 04:33.022 ‫- کوکاسیلویاست! ‫- کوکا... چی؟ 04:33.064 --> 04:34.106 ‫آممم... کوکوسیلویا. 04:34.106 --> 04:35.316 ‫یه کشور کوچیک اروپای شرقیه. 04:35.316 --> 04:36.359 ‫یه مأموریت اونجا داشتیم. 04:36.359 --> 04:37.527 ‫ای خدا، اخگرهای سوزان 04:37.568 --> 04:38.819 ‫روی ساختمان کنگره فرود اومدن. 04:38.819 --> 04:40.238 ‫اینکه یه آونگ این‌طوری داغ کنه 04:40.279 --> 04:41.447 ‫یعنی با چیزی روبه‌رو هستیم 04:41.489 --> 04:43.199 ‫که خیلی فراتر از فعالیت‌های قبلی‌مونه. 04:43.241 --> 04:45.034 ‫نه. هی، نه. 04:45.076 --> 04:47.453 ‫ویکرام، ویکرام! داشتی چی بهمون می‌گفتی؟ 04:47.537 --> 04:48.829 ‫آقای استون، متأسفانه... 04:48.829 --> 04:50.248 ‫باید فوراً به کوکوسیلویا سفر کنیم. 04:50.289 --> 04:51.415 ‫دیگه مأموریت بی مأموریت. 04:51.457 --> 04:53.543 ‫نه! دوباره از دستم فرار نکن. 04:54.377 --> 04:56.003 ‫روز درازی در پیش داریم، نه؟ 05:04.345 --> 05:05.721 ‫آخ. 05:06.847 --> 05:08.891 ‫نمی‌شه همین‌طوری زرتی بری. 05:08.975 --> 05:11.602 ‫ظاهراً، رئیس‌جمهور «رادوس» می‌خواد توی سالن سخنرانی کنه. 05:19.485 --> 05:20.945 ‫ممنونم. 05:20.987 --> 05:23.739 ‫امروز روزی سرنوشت‌ساز در تاریخ کوکوسیلویاست. 05:23.864 --> 05:26.909 ‫روزی که برای همیشه مسیر تاریخ رو تغییر می‌ده 05:26.993 --> 05:29.203 ‫و زمین‌های عزیزمون دوباره جون می‌گیرن. 05:29.287 --> 05:32.248 ‫اما این آخرین سخنرانی عمومی من خواهد بود. 05:32.331 --> 05:35.710 ‫من از سِمَت ریاست‌جمهوری کوکوسیلویا کناره‌گیری می‌کنم. 05:36.585 --> 05:40.339 ‫ولی مسئولیت رو به مردی بسیار توانا می‌سپرم 05:40.381 --> 05:41.966 ‫تا ما رو به آینده‌ای روشن هدایت کنه؛ 05:42.008 --> 05:45.761 ‫مَردی با قدرت، خِرَد و اراده. 05:46.095 --> 05:47.305 ‫خانم‌ها و آقایان، 05:47.430 --> 05:51.100 ‫رهبر جدید کشور فاخرمون رو بهتون معرفی می‌کنم، 05:51.100 --> 05:53.227 ‫ژنرال «بوگدان گرگور». 06:18.753 --> 06:21.130 ‫این همون کار نیمه‌تمومه. 06:27.094 --> 06:28.971 ‫- شمشیر «مارس»؟ ‫- شوخی‌ات گرفته؟ 06:29.055 --> 06:31.599 ‫گذاشتی گرگور به شمشیر «مارس» دست پیدا کنه؟ 06:31.724 --> 06:34.310 ‫آخرین باری که گرگور رو دیدیم، ‫آدماش رو از دست داده بود، 06:34.351 --> 06:35.519 ‫جادوش رو هم همین‌طور. 06:35.519 --> 06:37.313 ‫آره، دُمش رو گذاشت روی کولش و فرار کرد. 06:37.354 --> 06:38.731 ‫چه جور عتیقه‌ای بهش اجازه داده 06:38.856 --> 06:40.483 ‫به این سرعت یه کشور رو تصاحب کنه؟ 06:40.524 --> 06:43.444 ‫شایعه شده بود توی مقبرۀ گمشدۀ ‫«آتیلا، رهبر هون‌ها» دفن شده. 06:43.569 --> 06:46.238 ‫گرگور مقبره و شمشیر رو توی سال ۱۸۴۷ پیدا کرد. 06:46.280 --> 06:47.782 ‫چیزی نمونده بود شمشیر رو به دست بیاره 06:47.782 --> 06:49.492 ‫که من جفت‌مون رو توی حباب زمانی حبس کردم. 06:49.492 --> 06:50.868 ‫نذاشتی به دست بیارتش؟ 06:50.868 --> 06:51.744 ‫اون‌موقع، آره. 06:51.786 --> 06:53.245 ‫ولی حالا که از حباب زمانی فرار کرده، 06:53.245 --> 06:54.872 ‫متأسفانه برگشته و به دستش آورده. 06:54.872 --> 06:56.248 ‫صبر کن، صبر کن، صبر کن ببینم. 06:56.248 --> 06:57.917 ‫تو می‌دونستی شمشیر کجاست. ‫نرفتی برش داری؟ 06:57.917 --> 06:59.084 ‫شش ماهه اینجایی! 06:59.126 --> 07:01.003 ‫وِرد مخصوصش رو نمی‌دونستم. 07:01.337 --> 07:04.548 ‫ولی بعد فهمیدم که فرکانس این، 07:04.548 --> 07:06.383 ‫بعد از برخورد به بلور «مدینا»، 07:06.383 --> 07:08.552 ‫می‌تونه هارمونی‌های وِرد مورد نظر رو شبیه‌سازی کنه. 07:08.594 --> 07:09.804 ‫رفته بودم شمشیر رو بردارم 07:09.845 --> 07:11.514 ‫ولی دیر رسیدم. 07:11.597 --> 07:13.432 ‫تو وِرد رو نمی‌دونستی. 07:13.557 --> 07:15.267 ‫تو توی ساختمون الحاقی کتابخونه‌ای! 07:15.309 --> 07:16.936 ‫- می‌گشتی پیداش می‌کردی! ‫- ببخشید، ببخشید. 07:16.977 --> 07:18.270 ‫شمشیر مارس چیه؟ 07:18.395 --> 07:19.605 ‫شمشیر مارس یکی از... 07:19.730 --> 07:21.982 ‫قدرتمندترین اشیاء جادویی تمام دوران‌هاست. 07:22.024 --> 07:23.442 ‫آدم رو توی جنگ شکست‌ناپذیر می‌کنه. 07:23.526 --> 07:25.945 ‫توی فهرست ۱۰ عتیقۀ‌ تحت‌تعقیبِ کتابخونه‌ست. 07:26.070 --> 07:27.863 ‫«آتیلا» باهاش تقریباً دنیا رو فتح کرد. 07:27.947 --> 07:29.824 ‫باورم نمی‌شه می‌دونستی شمشیر کجاست، 07:29.949 --> 07:31.492 ‫ولی نرفتی بیاریش. 07:33.702 --> 07:35.955 ‫تو ویکرام رو از حباب زمانی نجات ندادی؟ 07:36.038 --> 07:37.122 ‫چرا، دادم. 07:37.122 --> 07:38.290 ‫پس توی مقبرۀ گمشده بودی؟ 07:38.290 --> 07:39.375 ‫- آره. ‫- پس می‌تونستی 07:39.416 --> 07:41.919 ‫- خودت برش داری؟ ‫- نه، نه. 07:41.961 --> 07:44.588 ‫چون، خب، آره، نمی‌شه... 07:44.630 --> 07:46.298 ‫داری چی... فکر... نه... 07:46.423 --> 07:48.300 ‫این... ‫من مشغول نجات‌دادنِ اون بودم! 07:48.425 --> 07:49.134 ‫عه! 07:49.176 --> 07:52.972 ‫گرفتنِ انگشت اتهام به سمت همدیگه، ‫دردی رو ازمون دوا نمی‌کنه. 07:53.055 --> 07:55.641 ‫واقعیت اینه که گرگور الان 07:55.683 --> 07:58.519 ‫یکی از قدرتمندترین اشیاء دنیا رو در اختیار داره. 08:20.332 --> 08:23.836 ‫شمشیر، تو رو اینجا در امان نگه می‌دارم 08:23.961 --> 08:26.922 ‫در حالی که تو من رو از شرّ دشمنانم در امان نگه می‌داری. 08:42.521 --> 08:43.814 ‫برام ترتیب یه جلسه رو بدید 08:43.897 --> 08:46.025 ‫تا با رهبران کشورهای جهان صحبت کنم. 08:46.108 --> 08:49.570 ‫بهشون بگو تدابیر دفاعی ‫ و سامانه‌های تسلیحاتی‌شون رو چک کنن. 08:49.695 --> 08:52.072 ‫اگه سؤالی داشتن، من بهشون جواب می‌دم. 08:52.114 --> 08:56.035 ‫و کسایی که جرئت دفاع نداشته باشن، ‫پشیمون خواهند شد. 08:57.328 --> 08:58.787 ‫فکر می‌کردم وقت بیشتری دارم. 08:58.871 --> 09:00.956 ‫فکر می‌کردم گرگور دستۀ جادوگرها رو 09:01.040 --> 09:03.459 ‫برای بازگشاییِ مقبره نداره، ولی اشتباه می‌کردم. 09:03.542 --> 09:04.918 ‫واضحه که گروهی رو که قبلاً... 09:04.960 --> 09:07.921 ‫به اسم «چکش گرگور» شناخته می‌شده ‫به دستۀ جادوگرها تبدیل کرده. 09:08.047 --> 09:09.882 ‫خیلی‌خب، پس اون شمشیر رو داره، ولی... 09:10.007 --> 09:11.508 ‫ببینم، گفتی مقبره خالی بود. 09:11.508 --> 09:12.634 ‫بقایای «آتیلا» کجاست؟ 09:12.676 --> 09:14.470 ‫نه استخوونی بود، نه جسدی. کاملاً خالی بود. 09:14.511 --> 09:16.889 ‫بایدم خالی می‌بود. ‫اونا مجبور بودن شمشیر رو دفن کنن. 09:16.972 --> 09:20.559 ‫ببینید، وقتی نگهدارندۀ شمشیر شکست می‌خوره، 09:20.559 --> 09:21.643 ‫جسم و روحش... 09:21.935 --> 09:23.395 ‫جذبِ تیغۀ شمشیر می‌شه. 09:23.437 --> 09:24.646 ‫این قدرت رو افزایش می‌ده. 09:24.688 --> 09:26.190 ‫پس ما دیگه فقط با گرگور طرف نیستیم. 09:26.231 --> 09:28.359 ‫ما با روح «آتیلای هونی» 09:28.359 --> 09:31.028 ‫و هر کس دیگه‌ای که تا حالا اون شمشیر رو ‫ به دست گرفته، طرفیم. 09:31.070 --> 09:32.613 ‫ولی چرا کوکوسیلویا؟ 09:33.655 --> 09:35.115 ‫اگه گرگور انقدر قدرت داره، 09:35.240 --> 09:37.659 ‫چرا رفته سراغ یه کشور کمتر شناخته‌شده با یه ارتش کوچیک؟ 09:37.701 --> 09:39.453 ‫‌عتیقه‌های جادویی معروف دیگه‌ای اونجا هست؟ 09:39.495 --> 09:41.246 ‫شاید منابعی هست که نیاز داره؟ 09:41.246 --> 09:42.915 ‫قدرت شمشیر اون رو هدایت کرده 09:42.998 --> 09:44.625 ‫به سمت چیزی که بهش امکانِ دستیابی... 09:44.750 --> 09:45.918 ‫به اهدافش رو می‌ده. 09:45.959 --> 09:47.753 ‫اینکه چی توی کوکوسیلویا هست رو نمی‌دونم. 09:50.756 --> 09:51.965 ‫چیه؟ 09:54.843 --> 09:56.428 ‫همین الان؟ 09:56.970 --> 09:58.472 ‫باشه. 09:59.264 --> 10:00.933 ‫«سنا» بود. ‫(مخفف: سازمان ناهنجاری‌های آماری) 10:01.016 --> 10:03.727 ‫اونا توی سازمان ملل هستن و من رو خواستن. 10:04.603 --> 10:05.854 ‫سنا چیه؟ 10:05.938 --> 10:07.773 ‫سازمان ناهنجاری‌های آماری. 10:07.898 --> 10:10.109 ‫یه سازمان دولتی فوق سرّیه که با جادو سروکار داره. 10:10.150 --> 10:12.528 ‫اونا با تهدیدهای فراطبیعی مقابله می‌کنن و گاهی... 10:12.528 --> 10:14.279 ‫زنگ می‌زنن تا از یافته‌هاشون نگهداری کنیم. 10:14.321 --> 10:15.948 ‫بله، ولی معمولاً به ما زنگ نمی‌زنن 10:16.031 --> 10:18.283 ‫مگر اینکه با چیزی روبه‌رو باشن که از پسش برنمیان. 10:19.034 --> 10:22.371 ‫آممم... آممم... داری تنها می‌ری؟ 10:22.454 --> 10:23.872 ‫شماها عملکردتون عالی بوده، خب؟ 10:23.956 --> 10:26.291 ‫ولی وقتی پای نجات دنیا وسط باشه، 10:26.416 --> 10:27.876 ‫کتابدارهای واقعیه باید وارد عمل بشن. 10:27.918 --> 10:29.753 ‫ویکرام گرگور رو بهتر از هر کسی می‌شناسه. 10:29.837 --> 10:31.463 ‫آره، ما همه‌مون تازه باهاش جنگیدیم. 10:31.547 --> 10:33.799 ‫بی‌خیال. ‫برای ما صرفاً یه مأموریت دیگه‌ست. 10:33.841 --> 10:34.675 ‫خواهش می‌کنم. 10:34.716 --> 10:36.093 ‫گوش کنید... 10:39.137 --> 10:41.139 ‫خیلی‌خب، شما دوتا، با من بیاید. 10:41.139 --> 10:43.892 ‫شماها هم هر چی می‌تونید در مورد «کوکوسیلویا»، 10:43.976 --> 10:46.979 ‫شمشیر، آتیلا، گرگور، و این‌جور چیزها پیدا کنید. 10:49.731 --> 10:51.817 ‫[شهر نیویورک] 10:54.987 --> 10:58.031 ‫ببخشید، ورود افراد متفرقه ممنوعه. 10:58.323 --> 10:59.992 ‫من یه کتابدارم. 11:00.534 --> 11:02.035 ‫بفرمائید، آقا. 11:02.494 --> 11:04.496 ‫ویکرام هم سعی می‌کنه از این قابلیت استفاده کنه. 11:04.496 --> 11:05.747 ‫بعضی وقتا براش اثر نمی‌کنه. 11:05.789 --> 11:07.082 ‫یه‌کم طول کشید تا بهش مسلط بشم. 11:07.124 --> 11:08.542 ‫یه‌کم سخت‌تر از اونیه که به‌نظر میاد. 11:08.584 --> 11:10.127 ‫استون. 11:10.419 --> 11:12.045 ‫«جنیس کوپلند». 11:12.087 --> 11:12.963 ‫منتظرتون بودم. 11:13.255 --> 11:14.715 ‫این «ویکرام چمبرلین»‌ـه. 11:14.756 --> 11:16.383 ‫- ایشون هم... ‫- ایشون باید چارلی باشه. 11:16.383 --> 11:17.593 ‫خیلی تعریفت رو شنیدم. 11:17.634 --> 11:18.510 ‫تعریف منو شنیدین؟ 11:18.510 --> 11:20.053 ‫چیزی از چشم «سنا» دور نمی‌مونه. 11:20.095 --> 11:21.763 ‫- چیا بهت گفتن؟ ‫- چیز خاصی نگفتن. 11:21.847 --> 11:24.099 ‫فقط اینکه نگران بودید و به کمک ما نیاز داشتید. 11:24.308 --> 11:25.976 ‫سامانه‌های دفاعی در سراسر جهان 11:26.018 --> 11:27.519 ‫خیلی ناگهانی از کار افتادن. 11:27.561 --> 11:29.813 ‫کامپیوترها، ماهواره‌ها، سامانه‌های موشکی 11:29.813 --> 11:31.064 ‫همه‌جا دارن از کار می‌افتن. 11:31.189 --> 11:32.983 ‫خلاصه، کشورهای جهان 11:33.066 --> 11:34.901 ‫آسیب‌پذیر و بی‌دفاع شدن. 11:34.943 --> 11:36.069 ‫همه‌شون هک شدن؟ 11:36.111 --> 11:37.362 ‫این‌طور می‌گن. 11:37.362 --> 11:38.405 ‫ولی ما اطلاعاتی داریم 11:38.447 --> 11:40.699 ‫که یه اتفاق عجیب، که احتمالاً مرتبط با جادوئه، 11:40.782 --> 11:42.367 ‫توی کوکوسیلویا در حال وقوعه. 11:47.873 --> 11:49.791 ‫نمایندگان و سفرا، 11:50.000 --> 11:52.961 ‫همۀ شما امروز دعوت من رو پذیرفتید 11:53.003 --> 11:54.588 ‫چون آگاهید... 11:54.713 --> 11:56.840 ‫که کشورهای شما الان بی‌دفاع هستن. 11:57.215 --> 12:00.927 ‫چیزی که شاید ندونید اینه که کشور کوکوسیلویا، 12:01.053 --> 12:05.182 ‫از امروز، موشک‌های هسته‌ای دوربرد داره. 12:05.265 --> 12:07.726 ‫من در حال حاضر یه شهر بزرگ... 12:07.851 --> 12:09.686 ‫از هر کدوم از کشورهای شما رو هدف گرفتم. 12:10.103 --> 12:12.147 ‫ ولی می‌شه از جنگ جلوگیری کرد. 12:12.981 --> 12:16.610 ‫شما ۱۲ ساعت وقت دارید تا نامه‌هایی بنویسید 12:16.651 --> 12:20.030 ‫مبنی بر تسلیم کامل و بی‌قیدوشرط به من؛ 12:20.322 --> 12:22.324 ‫و اعلام وفاداری کنید. 12:23.200 --> 12:26.286 ‫اگه مخالفت کنید، تاوان سنگینی خواهید پرداخت. 12:29.998 --> 12:32.334 ‫می‌دونستیم دارن سعی می‌کنن یه برنامۀ هسته‌ای راه بندازن، 12:32.334 --> 12:34.252 ‫ولی فکر می‌کردیم سال‌ها باهاش فاصله دارن. 12:34.294 --> 12:35.670 ‫حتماً شمشیر حسش کرده. 12:35.670 --> 12:37.756 ‫حالا می‌دونیم چرا گرگور کوکوسیلویا رو انتخاب کرده. 12:37.798 --> 12:39.966 ‫قابلیت هسته‌ای داره و تصاحبش آسونه. 12:40.008 --> 12:41.134 ‫موفق شد. 12:41.968 --> 12:45.972 ‫رؤیاهای جنون‌آمیزش برای سلطه بر جهان به حقیقت پیوسته. 12:52.062 --> 12:53.146 ‫خیلی‌خب. 12:53.438 --> 12:55.524 ‫کمتر از ۱۱ ساعت وقت داریم تا شمشیر رو 12:55.524 --> 12:58.985 ‫از گرگور پس بگیریم و ‫ به کتابخونه ببریم تا دنیا رو نجات بدیم. 12:59.069 --> 13:01.696 ‫- مثل آب خوردن. ‫ - از طرز فکرت خوشم میاد. 13:01.822 --> 13:03.782 ‫احمق! 13:05.200 --> 13:06.827 ‫این ظرافت‌های زنانه چیه دیگه؟ 13:07.035 --> 13:09.121 ‫روی هر میز، رُز سیاه می‌خوام. 13:09.329 --> 13:10.914 ‫رز سیاه؟ از کجا پیدا... 13:10.956 --> 13:13.333 ‫سیاه، برای نشون‌دادن قدرت‌مون، 13:13.458 --> 13:15.752 ‫رزها برای نشون‌دادن عشق‌مون. 13:17.337 --> 13:20.715 ‫و مطمئن شو که خار داشته باشن، کلی خار. 13:20.841 --> 13:23.051 ‫- شمشیر همراهش نیست. ‫- این بده؟ 13:23.093 --> 13:24.636 ‫این یعنی وقتی شمشیر رو پیدا کنیم، 13:24.719 --> 13:25.887 ‫فرصت داریم بدزدیمش 13:25.929 --> 13:27.347 ‫بدون اینکه حواسش بهمون باشه. 13:27.347 --> 13:29.015 ‫این قصر خیلی بزرگه. ‫هر جایی ممکنه باشه. 13:29.599 --> 13:30.934 ‫اون دیگه چه کوفتیه؟ 13:30.934 --> 13:33.228 ‫با تحقیق روی آونگ جادویی، 13:33.228 --> 13:35.188 ‫تونستم به‌صورت علمی انرژی‌یابی‌ای که 13:35.230 --> 13:37.732 ‫استفاده می‌کنه رو روی این اپلیکیشنی که ساختم، ‫بازسازی کنم. 13:37.774 --> 13:39.151 ‫در گذشته خیلی خوب کار کرده. 13:39.192 --> 13:40.902 ‫تو جادو رو علمی‌اش کردی. 13:42.195 --> 13:43.822 ‫اگه «کاساندرا» بود خیلی خوشش می‌اومد. 13:43.864 --> 13:45.824 ‫شما سه‌تا، برید ببینید شمشیر رو کجا قایم کرده. 13:45.824 --> 13:46.783 ‫«چارلی»، تو با منی. 13:46.783 --> 13:48.368 ‫گرگور رو زیر نظر می‌گیریم. 13:50.036 --> 13:51.204 ‫پله‌ها. 14:03.592 --> 14:05.051 ‫برید. 14:07.721 --> 14:09.139 ‫نسل جدید رو می‌بینی؟ 14:11.725 --> 14:12.642 ‫هوم. 14:14.936 --> 14:18.148 ‫عه! سلام. 14:18.231 --> 14:19.149 ‫یه سؤال کوتاه. 14:19.232 --> 14:22.152 ‫هیچ‌کدوم‌تون سردرد ندارید؟ 14:23.778 --> 14:25.071 ‫چون الان می‌گیرید. 14:27.574 --> 14:28.992 ‫تو همیشه کلروفرم همراهت داری؟ 14:29.034 --> 14:31.494 ‫- یه زن باید همیشه آماده باشه. ‫- جالبه. 14:38.835 --> 14:40.253 ‫چرا این هنوز اینجاست؟ 14:40.503 --> 14:42.547 ‫پرچم جدیده کجاست؟ 14:49.679 --> 14:51.514 ‫خب، بیاید نوشیدنی رو امتحان کنیم. 14:54.601 --> 14:57.270 ‫خیلی‌خب، باید یه جایی همین دور و برها باشه. 14:57.937 --> 15:00.857 ‫آممم... 15:00.940 --> 15:03.360 ‫آه. ‫خیلی‌خب، یالا دیگه. بجنبید، بجنبید. 15:03.401 --> 15:05.070 ‫اینا رو بذار روی میز. ‫ممنونم. 15:05.111 --> 15:08.239 ‫رئیس‌جمهور گرگور می‌خوان یه رز سیاه اون تو باشه. 15:20.585 --> 15:22.629 ‫خب، من خیلی چیزا در مورد باز کردن گاوصندوق می‌دونم، 15:22.671 --> 15:23.922 ‫ولی این مال قبل از دوران منه. 15:23.963 --> 15:25.632 ‫«تابمن و پسران» مال دهۀ ۱۸۳۰. 15:25.757 --> 15:27.425 ‫برای باز کردنش به یه کلید غیرمعمول نیاز داریم. 15:27.467 --> 15:29.636 ‫آره، کلید تابمن شیارها و لبه‌های پیچیده‌ای داره. 15:29.678 --> 15:30.387 ‫اوهوم! 15:30.470 --> 15:31.221 ‫اونان! 15:31.262 --> 15:32.722 ‫اونا لباس‌های ما رو برداشتن! 15:32.806 --> 15:33.890 ‫آهای! 15:33.973 --> 15:35.642 ‫و این یعنی وقت رفتن ماست. 15:45.485 --> 15:47.737 ‫ژنرال‌های شما گزارش می‌دن که سلاح‌ها فعالن. 15:47.821 --> 15:49.489 ‫اولین دور موشک‌ها رو 15:49.572 --> 15:50.990 ‫بعد از مهمونی امشب شلیک می‌کنیم. 15:51.116 --> 15:52.909 ‫چندتا شهر رو نابود می‌کنیم. 15:53.284 --> 15:54.911 ‫ولی اگه قبلش تسلیم بشن چی؟ 15:54.953 --> 15:56.037 ‫مهم نیست. 15:56.037 --> 15:58.998 ‫باید قدرت و جدیّت‌مون رو نشون بدیم. 15:59.416 --> 16:01.084 ‫میلیون‌ها نفر می‌میرن. 16:02.127 --> 16:03.420 ‫بله. 16:03.545 --> 16:07.424 ‫مرگی باشکوه در راهِ آرمان ما. 16:07.549 --> 16:11.177 ‫چه راهی بهتر از این، برای خاتمه‌دادن به جشن‌مون؟ 16:16.307 --> 16:17.767 ‫باید به بقیه خبر بدیم. 16:17.767 --> 16:20.311 ‫آهای! شما دوتا کی هستید؟ 16:20.478 --> 16:23.106 ‫نباید می‌اومدید اینجا. 16:23.148 --> 16:24.774 ‫من یه کتابدارم. 16:24.941 --> 16:26.276 ‫برام مهم نیست کی هستی. 16:26.317 --> 16:29.028 ‫توی یه منطقۀ حفاظت‌شده هستید و بازداشتید. 16:29.112 --> 16:32.157 ‫من یه کتابدارم. من یه کتابدارم. 16:32.615 --> 16:34.617 ‫شما نمی‌فهمید. من یه کتابدارم. 16:34.617 --> 16:36.452 ‫شما نمی‌فهمید. من یه کتابدارم. 16:36.494 --> 16:38.955 ‫خانم «اِی»، الان به یه در احتیاج داریم. 16:42.208 --> 16:44.878 ‫باید یه عتیقۀ جادویی‌ای اینجا باشه که بتونیم باهاش 16:44.919 --> 16:47.505 ‫از نگهبان‌ها رد بشیم و بریم داخل گاوصندوق. 16:47.672 --> 16:48.423 ‫نمی‌دونم والا. 16:48.506 --> 16:51.009 ‫قدرت شمشیر، با هر چی که تا حالا دیدم فرق داره. 16:51.009 --> 16:53.094 ‫داره جلوی جادوی ضعیف‌تر رو می‌گیره. 16:53.136 --> 16:55.263 ‫برای همینه که وقتی اون حرکتِ «من کتابدارم» رو زدی، 16:55.263 --> 16:56.014 ‫کار نکرد؟ 16:56.014 --> 16:57.307 ‫شایدم درست انجامش ندادی. 16:57.307 --> 16:58.892 ‫درست انجامش دادم... درست انجامش دادم. 16:58.933 --> 17:00.768 ‫بلدم چطوری انجامش بدم. ‫یاد گرفتم چطوری انجامش بدم. 17:00.810 --> 17:01.811 ‫محدودم کرد. 17:04.439 --> 17:05.607 ‫استون هستم. 17:06.482 --> 17:07.775 ‫چی؟ آروم... 17:07.775 --> 17:09.110 ‫آروم باش. 17:11.112 --> 17:12.947 ‫دارم میام. 17:13.156 --> 17:14.324 ‫چی شده؟ 17:14.449 --> 17:17.160 ‫کوپلند، می‌خواد تنهایی برگردم سازمان ملل. 17:18.119 --> 17:19.287 ‫باید بهشون بگی. 17:19.412 --> 17:21.581 ‫باید بدونن که، ‫حتی اگه تسلیم بشن، 17:21.581 --> 17:23.625 ‫اون قصد داره امشب میلیون‌ها نفر رو بکشه. 17:23.625 --> 17:24.667 ‫می‌دونم، چارلی. 17:25.084 --> 17:28.755 ‫شماها به کارتون ادامه بدید. ‫یه راه‌حل پیدا کنید. 17:33.551 --> 17:36.554 ‫فکر کنم یه چیزی پیدا کردیم. 17:36.596 --> 17:38.056 ‫از وقتی که استون بهمون گفت 17:38.097 --> 17:40.600 ‫ اگه صاحب شمشیر شکست بخوره، جذبش می‌شه 17:40.642 --> 17:41.976 ‫یه چیزی اذیتم می‌کرد. 17:42.018 --> 17:43.227 ‫چون اگه شمشیر رو داشته باشی، 17:43.269 --> 17:44.604 ‫چطوری ممکنه شکست بخوری؟ 17:44.604 --> 17:46.731 ‫پس آقای گرین ازم خواست کمکش کنم هر چی که... 17:46.773 --> 17:48.441 ‫در مورد صاحبان قبلی تیغه داریم پیدا کنیم. 17:48.566 --> 17:50.401 ‫این شمشیر مارس‌‌ـه، درسته؟ 17:50.443 --> 17:53.237 ‫پس بیاید با مارس و داستان اون و ونوس شروع کنیم. 17:53.529 --> 17:55.865 ‫شوهر ونوس، ولکان، یه تور جادویی می‌سازه 17:55.907 --> 17:58.034 ‫و وقتی می‌فهمه زنش دیگه دوستش نداره، گیرش میندازه. 17:58.076 --> 18:01.913 ‫بعداً ایزدها، مارس رو که از عشق شکست خورده، مسخره می‌کنن. 18:02.038 --> 18:05.833 ‫می‌ریم جلوتر تا برسیم به آتیلای هونی؛ ‫آخرین صاحب شمشیر قبل از گرگور. 18:05.833 --> 18:09.420 ‫داستان اینه که آتیلا ‫در شب حملۀ برنامه‌ریزی‌شده در سال ۴۵۳ میلادی 18:09.420 --> 18:11.923 ‫با یه زن جَوون به اسم ایلدیکو ازدواج می‌کنه. 18:12.048 --> 18:15.093 ‫آتیلا در جشن عروسی، توی خوردنِ نوشیدنی، زیاده‌روی کرد. 18:15.093 --> 18:17.929 ‫صبح روز بعد، جسد آتیلا توی اتاق عروس... 18:17.929 --> 18:19.138 ‫پیدا شد. 18:19.180 --> 18:21.140 ‫ولی علت مرگ یه‌جور خونریزی داخلی نبود 18:21.182 --> 18:22.850 ‫که ناشی از خوردنِ بیش‌ازحدِ نوشیدنی بود؟ 18:22.850 --> 18:25.103 ‫به گفتۀ وقایع‌نگار رومی... 18:25.103 --> 18:26.604 ‫- مارسلینوس. ‫- مارسلینوس. متشکرم. 18:26.604 --> 18:27.855 ‫«آتیلا، پادشاه هون‌ها 18:27.855 --> 18:29.482 ‫«و غارتگر استان‌های اروپا، 18:29.482 --> 18:32.735 ‫«کمی بعد از عروسی‌اش، به دست و با تیغۀ همسرش 18:32.777 --> 18:34.070 ‫جراحت یافت.» 18:34.070 --> 18:36.781 ‫پس هردوشون از عشق شکست خوردن؟ 18:36.781 --> 18:39.659 ‫دقیقاً. این نقطه‌ضعفشه. 18:39.659 --> 18:42.620 ‫شمشیر از صاحبش در برابر هر نوع حمله‌ای محافظت می‌کنه. 18:42.620 --> 18:45.581 ‫پاشنۀ آشیلش عشقه. 18:45.581 --> 18:49.377 ‫پس فقط کافیه کسی رو پیدا کنیم ‫که گرگور عاشقشه؟ 18:49.377 --> 18:50.753 ‫آسونه. 18:50.837 --> 18:51.921 ‫هوم. 18:57.301 --> 18:58.428 ‫اوه! 18:58.720 --> 19:00.596 ‫- بله. ‫- نه. 19:00.680 --> 19:02.682 ‫نه. نه، نه، نه. ‫یه لحظه صبر کنید. 19:02.682 --> 19:03.558 ‫همینه. 19:03.599 --> 19:05.685 ‫تو توی مهمونی در قالب آنیا حاضر می‌شی. 19:05.685 --> 19:07.478 ‫متقاعدش می‌کنی که تو در واقع اونی. 19:07.478 --> 19:09.647 ‫شمشیر، اینو به‌عنوان حمله تشخیص نمی‌ده 19:09.647 --> 19:11.274 ‫و ما آزادانه می‌تونیم شمشیر رو بدزدیم. 19:11.274 --> 19:12.525 ‫این دیوونگیِ محض‌ـه. 19:12.567 --> 19:14.193 ‫ازم می‌خواید وانمود کنم یکی دیگه‌ام؟ 19:14.235 --> 19:15.736 ‫کسی که هیچ چیزی در موردش نمی‌دونم؟ 19:15.736 --> 19:17.572 ‫ولی من همه‌چیز رو در موردش می‌دونم. 19:17.572 --> 19:19.407 ‫بهت آموزش می‌دم ‫چطور مثل اون راه بری، 19:19.407 --> 19:21.617 ‫مثل اون حرف بزنی، مثل اون فکر کنی. 19:21.659 --> 19:25.872 ‫وقتی آموزشم تموم بشه، ‫تبدیل به آنیا بسون می‌شی. 19:28.624 --> 19:32.712 ‫وای بر من! من آنیا بسون هستم. 19:32.753 --> 19:34.797 ‫عجب! امان از دست تو، زن! 19:35.006 --> 19:37.675 ‫آنیا بچۀ کف کوچه و خیابون نیست. 19:37.675 --> 19:40.511 ‫نه. اون یه اشراف‌زاده‌ست. 19:40.511 --> 19:42.263 ‫و برای آخرین بار، «بسون» نیست. 19:42.263 --> 19:44.724 ‫«بِسون»‌ـه. هوم؟ از زبان فرانسوی میاد. 19:44.724 --> 19:45.975 ‫تلفظ فرانسوی. 19:45.975 --> 19:48.686 ‫- آخ! ‫- خب انقدر تکون نخور. 19:48.686 --> 19:49.854 ‫گوش کن، استاد! 19:49.854 --> 19:51.397 ‫اگه بخوای بهم درس فن بیان بدی 19:51.439 --> 19:52.565 ‫می‌زنم زیر توافق‌مون. 19:52.607 --> 19:54.692 ‫اگه اصلاً می‌فهمیدم چی می‌گی، 19:54.692 --> 19:56.569 ‫یه جواب دندان‌شکن بهت می‌دادم. 19:56.569 --> 19:57.862 ‫خب، دوباره. 19:58.196 --> 19:59.488 ‫بِسون. 19:59.697 --> 20:01.199 ‫بهتر شد. 20:01.199 --> 20:04.327 ‫چه هوای دوست‌داشتنی و دل‌انگیزی 20:04.327 --> 20:05.536 ‫در این فصل داریم. 20:05.578 --> 20:10.082 ‫هوم. یه‌کم زیاده‌روی کردی، ‫ولی خیلی، خیلی بهتر شد. 20:10.082 --> 20:14.212 ‫خیلی‌خب، فکر کنم مدلِ موهاش رو درست درآوردم. 20:15.922 --> 20:17.381 ‫خیلی‌خب. 20:21.135 --> 20:22.470 ‫درست نیست؟ 20:25.306 --> 20:26.474 ‫عالیه. 20:28.059 --> 20:29.894 ‫تو خودِ اونی. 20:34.690 --> 20:36.442 ‫حالت خوبه، قربان؟ 20:37.485 --> 20:40.488 ‫بله. ببخشید. 20:40.696 --> 20:44.450 ‫فقط دوباره‌دیدنش، دیدنِ تو به‌جای اون، 20:44.742 --> 20:48.120 ‫من رو بی‌اندازه تحت‌تأثیر قرار داد. 20:49.372 --> 20:50.706 ‫- شاید ایدۀ خوبی نبوده. ‫- چرت نگو! 20:52.375 --> 20:53.751 ‫کوپلند؟ 20:53.751 --> 20:56.253 ‫ممنون که اومدی. باید سریع اقدام کنی. 20:56.253 --> 20:57.922 ‫کل پایگاه‌داده‌هامون رو گشتیم. 20:57.922 --> 20:59.966 ‫هیچ عتیقۀ جادوییِ به‌دردبخوری پیدا نکردیم. 20:59.966 --> 21:02.927 ‫هیچی نتونست بر قدرت شمشیر مارس غلبه کنه. 21:02.927 --> 21:04.679 ‫خیلی‌خب، خب، شاید ما 21:04.679 --> 21:06.389 ‫یه چیزی تو کتابخونه داشته باشیم که کمک کنه. 21:06.430 --> 21:07.640 ‫چیزی توی موجودیِ شما نبود 21:07.682 --> 21:09.809 ‫که بتونه سامانه‌های دفاعی دنیا رو دوباره برقرار کنه. 21:09.850 --> 21:10.935 ‫خیلی‌خب، صبر کن، صبر کن، صبر کن. 21:10.935 --> 21:13.354 ‫وقتی گفتی "من" باید سریع اقدام کنم منظورت چی بود؟ 21:13.354 --> 21:15.231 ‫باید کتابخونه رو تعطیل کنی. 21:15.314 --> 21:17.441 ‫ارتباطش رو با این واقعیت قطع کن. 21:17.441 --> 21:19.235 ‫از همۀ عتیقه‌های جادویی 21:19.235 --> 21:20.987 ‫در برابر هر اتفاقی که قراره بیفته محافظت کن. 21:21.028 --> 21:23.656 ‫بعد از اینکه دودها یا تشعشعات فروکش کرد 21:23.656 --> 21:26.200 ‫برای بازسازی و آبادانی، بهشون نیاز می‌شه. 21:26.242 --> 21:27.702 ‫نه، باید یه راه دیگه‌ای باشه، خب؟ 21:27.702 --> 21:30.121 ‫- درست نیست به این راحتی تسلیم بشیم. ‫- وقت نداریم. 21:30.121 --> 21:33.124 ‫تا دیر نشده از کتابخونه محافظت کن. 21:44.844 --> 21:47.388 ‫من نمی‌تونم این کار رو بکنم. ‫خیلی استرس دارم. 21:47.388 --> 21:48.931 ‫مزخرفه. 21:48.931 --> 21:51.434 ‫با این دستگاه‌های ارتباطی فوق‌العاده‌ای که شما ساختید، 21:51.475 --> 21:53.227 ‫من تمام مدت درِ گوش‌ات صحبت می‌کنم. 21:54.395 --> 21:55.354 ‫آنیا؟ 21:55.354 --> 21:58.649 ‫بوگدان عزیزم، جوری نگاه می‌کنی انگار روح دیدی. 21:59.859 --> 22:02.528 ‫- این دیگه چه نیرنگی‌ـه؟ ‫- نیرنگ؟ 22:02.820 --> 22:06.741 ‫نه. من به اندازۀ نبضِ نوک انگشتان تو واقعی هستم. 22:06.741 --> 22:08.909 ‫یادت باشه، آنیا خیلی باوقار راه می‌ره. 22:08.993 --> 22:10.995 ‫کانر، برو. 22:18.419 --> 22:20.713 ‫وقتی می‌خوای وارد یه اتاق امن بشی، 22:20.713 --> 22:22.631 ‫دریچه‌های هوا بهترین دوستت هستن. 22:22.631 --> 22:24.592 ‫چه دریچۀ فلزی افتضاحی. 22:32.391 --> 22:34.018 ‫آه! 22:34.018 --> 22:35.186 ‫چرا این‌طوری می‌شه؟ 22:35.186 --> 22:36.896 ‫شمشیر حس می‌کنه کسی غیر از گرگور 22:36.937 --> 22:39.231 ‫داره سعی می‌کنه بهش دست پیدا کنه ‫و از خودش محافظت می‌کنه. 22:39.273 --> 22:41.192 ‫ولی من فکر می‌کردم، وقتی گرگور شیفتۀ عشق بشه، 22:41.233 --> 22:42.943 ‫تدابیر دفاعیِ شمشیر از کار می‌افته. 22:42.985 --> 22:46.322 ‫تدابیر دفاعی فقط برای معشوق، از کار می‌افتن. 22:46.363 --> 22:49.074 ‫یعنی لایسا تنها کسیه که می‌تونه برش داره؟ 22:51.202 --> 22:54.580 ‫لایسا، الان کلش به خودت بستگی داره. 22:55.664 --> 22:59.251 ‫اینو برگردون تو جیبش قبل از اینکه بفهمه گم شده. 22:59.251 --> 23:00.961 ‫فکر نکنم باورش شده باشه. 23:00.961 --> 23:02.713 ‫باید مجابش کنی اون گاوصندوق رو باز کنه. 23:02.713 --> 23:03.964 ‫اون دیوونه‌ست. 23:03.964 --> 23:05.299 ‫اگه بفهمه دارم وانمود می‌کنم، 23:05.341 --> 23:07.593 ‫- من رو می‌کشه. ‫- ببین... 23:07.593 --> 23:09.303 ‫من نگهبان تو هم هستم. 23:09.303 --> 23:11.472 ‫نمی‌ذارم هیچ اتفاقی برات بیفته. 23:18.729 --> 23:20.022 ‫هوم! 23:20.105 --> 23:21.398 ‫بگو ببینم، عشقم، این چیه؟ 23:21.440 --> 23:23.442 ‫نوشیدنی مورد علاقه‌ات، عشقم. 23:23.484 --> 23:25.069 ‫بفرما. 23:26.570 --> 23:28.447 ‫نوشیدنی مورد علاقه؟ ‫نوشیدنی مورد علاقه‌اش چیه؟ 23:28.489 --> 23:30.241 ‫یالا، باید بدونی نوشیدنی مورد علاقه‌اش چیه. 23:30.282 --> 23:31.325 ‫یادم نمیاد چی بود. 23:31.325 --> 23:33.369 ‫- نباید اینو اشتباه بگی. ‫- لطفاً بخور. 23:33.577 --> 23:34.912 ‫بگو چی برات آوردم. 23:34.995 --> 23:37.665 ‫مطمئناً اسم نوشیدنی مورد علاقه‌ات رو می‌دونی. 23:40.834 --> 23:42.419 ‫هوم. 23:48.717 --> 23:52.346 ‫شکر، تلخ‌کننده، یخ و لیمو. 23:52.346 --> 23:54.014 ‫لیموناد! یادت مونده بود؟! 23:54.014 --> 23:56.850 ‫آنیا، پس خودتی! 23:56.850 --> 23:58.352 ‫خودشه! 23:59.478 --> 24:01.105 ‫آخه تو از کجا اینو می‌دونستی؟ 24:01.105 --> 24:02.356 ‫این یه طرز تهیۀ خانوادگیه. 24:02.356 --> 24:03.857 ‫مادربزرگم کریسمس‌ها درستش می‌کرد. 24:04.066 --> 24:05.818 ‫باید یه کاری کنی که گاوصندوق رو باز کنه. 24:07.361 --> 24:09.947 ‫خیلی خوشحالم که دوباره به هم رسیدیم. 24:09.947 --> 24:12.241 ‫فقط خیلی حیف شد که نتونستی 24:12.241 --> 24:14.618 ‫شمشیر مارس رو اون همه سال پیش به دست بیاری، 24:14.618 --> 24:15.953 ‫آخه خیلی امیدوار بودی. 24:15.953 --> 24:18.122 ‫الان هم که توی این آیندۀ وحشتناک گیر افتادیم. 24:18.122 --> 24:19.873 ‫نه، این آینده فوق‌العاده‌ست. 24:19.873 --> 24:22.292 ‫حالا می‌بینی. ‫خیلی چیزها برای فتح‌کردن هست. 24:22.292 --> 24:25.295 ‫حکومت بر این دنیای نوین، بیشتر کِیف می‌ده. 24:25.295 --> 24:28.340 ‫و باور داری که می‌تونی فتحش کنی؟ 24:29.633 --> 24:31.218 ‫می‌خوای یه رازی رو بدونی؟ 24:31.218 --> 24:34.847 ‫- می‌دونی که من عاشق رازهام. ‫- من شمشیر مارس رو در اختیار دارم. 24:34.847 --> 24:36.515 ‫بالأخره مال من شد. 24:36.515 --> 24:39.143 ‫و حالا هیچ‌کس نمی‌تونه جلوم رو بگیره. 24:39.143 --> 24:41.603 ‫داری سر به سرم می‌ذاری. ‫تو شمشیر رو نداری. 24:41.812 --> 24:44.648 ‫- دارمش. ‫- باور نمی‌کنم. 24:44.648 --> 24:46.567 ‫باید با چشم‌های خودم ببینمش. 24:49.319 --> 24:51.363 ‫پس... 24:53.365 --> 24:54.992 ‫نشونت می‌دم. 24:58.287 --> 25:00.539 ‫من به امنیت نوین اعتماد ندارم. 25:00.539 --> 25:03.417 ‫پس گفتم این گاوصندوق رو از یه موزه بیارن. 25:03.417 --> 25:06.754 ‫دقیقاً مثل همونیه که توی بلگراد داشتم. 25:10.591 --> 25:12.843 ‫کلیدم کجاست؟ همراهم بود. 25:13.635 --> 25:15.012 ‫وقتی... 25:15.053 --> 25:17.765 ‫داشتیم می‌اومدیم، دیدم گذاشتی‌اش توی این جیبت. 25:40.954 --> 25:42.915 ‫شمشیر مارس. 25:43.749 --> 25:45.501 ‫قدرت بی‌نظیر. 25:45.501 --> 25:47.795 ‫قدرت بی‌همتا. 25:47.795 --> 25:50.506 ‫- زیباست. ‫- «زیبا»؟ 25:50.714 --> 25:53.592 ‫باشکوهه. 25:53.592 --> 25:56.762 ‫قدرت بزرگترین جنگجویان تمام ادوار 25:56.762 --> 25:59.431 ‫درون فولادش نهفته‌ست. 26:00.641 --> 26:02.184 ‫می‌شه بگیرمش دستم؟ 26:03.560 --> 26:05.020 ‫چی؟ 26:07.272 --> 26:08.774 ‫شمشیر رو می‌گم. 26:08.899 --> 26:11.193 ‫می‌شه بگیرمش دستم؟ 26:12.736 --> 26:14.446 ‫چرا؟ 26:14.488 --> 26:17.616 ‫تو و شمشیر یکی هستید. 26:17.616 --> 26:21.662 ‫به‌دست‌گرفتنِ شمشیر، مثل به‌دست‌گرفتنِ روح توئه. 26:22.538 --> 26:24.206 ‫قلبت. 26:24.414 --> 26:28.043 ‫تو که نمی‌خوای قلبت رو ازم دریغ کنی؟ می‌خوای؟ 26:46.603 --> 26:48.230 ‫چشم‌هات رو ببند. 26:49.481 --> 26:51.149 ‫چرا؟ 26:51.149 --> 26:52.943 ‫یه سورپرایز‌ـه. 26:58.824 --> 27:01.034 ‫تو عوض نمی‌شی؟ 27:01.076 --> 27:02.202 ‫هوم. 27:05.747 --> 27:06.957 ‫آممم... 27:07.124 --> 27:08.458 ‫برو سمت دَر. 27:14.756 --> 27:15.757 ‫نگهبان‌ها! 27:19.886 --> 27:21.221 ‫خائن‌ها! 27:21.972 --> 27:23.932 ‫شمشیر، بیا! 27:29.104 --> 27:33.567 ‫ویکرام، تو از این زن استفاده کردی ‫تا بهم نارو بزنی. 27:33.567 --> 27:36.194 ‫من رو دست‌کم می‌گیری. 27:36.194 --> 27:37.779 ‫دستگیرشون کنید. 27:38.530 --> 27:39.823 ‫نه، نه، نه، نه. 27:39.823 --> 27:42.534 ‫اونا رو به جرم خیانت دار می‌زنیم. 27:42.534 --> 27:44.703 ‫هیچ‌وقت تو رو آدم‌حسابی نمی‌دونستم، گرگور 27:44.911 --> 27:47.039 ‫ولی فکر هم نمی‌کردم ترسو باشی. 27:48.707 --> 27:52.169 ‫من و تو مال یه دورۀ دیگه‌ایم. 27:52.169 --> 27:54.129 ‫دوره‌ای شرافتمندانه‌تر. 27:54.129 --> 27:56.757 ‫نمی‌تونیم این غائله رو به روش قدیمی تموم کنیم؟ 28:00.886 --> 28:02.888 ‫می‌خوای با من بجنگی؟ 28:04.056 --> 28:05.223 ‫ویکرام. 28:05.223 --> 28:07.934 ‫من شمشیر مارس رو دارم، ولی تو... 28:07.934 --> 28:09.936 ‫اون چیه؟ عصاست؟ 28:11.021 --> 28:14.399 ‫واقعاً زشت‌ترین خندۀ دنیا رو داری، گرگور. 28:14.399 --> 28:16.902 ‫صادقانه، باید حتماً روش کار کنی. 28:16.902 --> 28:19.237 ‫بیا جلو، پسر کوچولو. 28:19.237 --> 28:22.449 ‫بذار بهت یاد بدم ‫مَردهای واقعی چطور می‌جنگن. 28:28.246 --> 28:30.290 ‫از این مسخره‌بازی خسته شدم. 28:35.545 --> 28:37.172 ‫پاشو، پاشو، پاشو، پاشو. 28:48.475 --> 28:51.853 ‫باید ۲۰۰ سال پیش کارت رو تموم می‌کردم. 28:53.855 --> 28:56.191 ‫عه، عه، این... 28:56.191 --> 28:57.651 ‫منصفانه به‌نظر نمیاد. 28:58.693 --> 29:00.904 ‫ببخشید، ولی شما کی باشید؟ 29:00.904 --> 29:03.740 ‫من؟ کس خاصی نیستم، صرفاً یه کتابدارم. 29:03.740 --> 29:07.953 ‫خب، کتابدار، این قضیه به تو ربطی نداره. 29:07.953 --> 29:10.705 ‫این مبارزه بین من و ویکرامه. 29:10.705 --> 29:13.333 ‫کاملاً موافقم ولی... 29:13.375 --> 29:14.960 ‫باید یه مبارزۀ عادلانه باشه. 29:14.960 --> 29:16.545 ‫قبول نداری؟ 29:18.004 --> 29:19.923 ‫کال؟ ‫(مخفف اکس‌کالیبور) 29:22.843 --> 29:25.345 ‫- اون اکس‌کالیبور‌ـه؟ ‫- آره. 29:27.681 --> 29:29.057 ‫براش سوت بزن. 29:47.951 --> 29:49.327 ‫کجای کار بودیم؟ 29:56.334 --> 29:58.420 ‫شمشیرهامون هم‌سطح‌ان. 29:58.420 --> 30:00.922 ‫ولی تو، در حد من نیستی. 30:19.608 --> 30:21.151 ‫ببخشید. 30:26.239 --> 30:28.825 ‫فکر کردی می‌تونی با یه آنیای قلابی گولم بزنی. 30:28.825 --> 30:30.076 ‫خیلی رقت‌انگیزی. 30:30.076 --> 30:32.829 ‫چرا که نه؟ با آنیای واقعی، سال‌های سال گولِت زدم. 30:38.168 --> 30:39.502 ‫برید، برید! 30:40.128 --> 30:41.629 ‫دروغ می‌گی! 30:45.717 --> 30:47.093 ‫من و اون یه قدرتی داشتیم 30:47.093 --> 30:49.471 ‫بزرگتر از هر چیزی که تو تا حالا شناختی. 30:51.306 --> 30:53.933 ‫بزرگتر از هر جادویی که دزدیدی. 30:53.933 --> 30:56.061 ‫قوی‌تر از هر ارتشی که جمع کردی. 31:01.941 --> 31:04.736 ‫اسمش عشقه، گرگور. 31:04.736 --> 31:06.446 ‫عشق حقیقی. 31:06.446 --> 31:10.116 ‫به‌نظر میاد جونم الان در دستانِ توئه. 31:10.116 --> 31:12.243 ‫قصد داری من رو بکشی، کتابدار؟ 31:16.456 --> 31:19.042 ‫از بختِ بدت، روزی که شمشیر مارس رو برداشتی 31:19.042 --> 31:21.002 ‫سرنوشتت رقم خورد. 31:26.841 --> 31:29.719 ‫نه! 31:34.474 --> 31:37.435 ‫فکر کنم وقتشه این رو بذاریم تو کتابخونه، 31:37.519 --> 31:39.104 ‫چون جاش همون‌جاست. 31:51.157 --> 31:52.283 ‫وایستا. 31:52.283 --> 31:54.119 ‫یکی برای همه، همه برای یکی! 31:54.327 --> 31:56.788 ‫ما برای طلا می‌جنگیم؟ نه، برای عشق! 31:56.788 --> 31:58.289 ‫ها! 32:01.000 --> 32:02.627 ‫باید ببری‌اش؟ 32:02.627 --> 32:04.546 ‫تازه قلقش داشت دستم می‌اومد. 32:04.587 --> 32:05.797 ‫ببین، قول می‌دم. 32:05.797 --> 32:08.299 ‫اون رو با همۀ عتیقه‌های دیگه به کتابخونه برمی‌گردونم. 32:08.299 --> 32:10.760 ‫نه، نه، نه. ‫اون یه عتیقه نیست. 32:10.760 --> 32:13.304 ‫اکس‌کالیبور فراتر از یه شیء جادوییه. 32:15.306 --> 32:17.559 ‫اون یه نگهبانه. 32:17.976 --> 32:19.644 ‫برو. 32:21.771 --> 32:24.858 ‫ممنون که گذاشتی ماجراجویی آخر رو هم انجام بدیم. 32:24.899 --> 32:26.818 ‫افتخار از ما بود. ‫هرچند، باید بهتون بگم، 32:26.818 --> 32:29.320 ‫اولش فکر می‌کردم شماها قراره صرفاً دردسری باشید... 32:29.362 --> 32:30.446 ‫که باید باهاش سروکله بزنم. 32:30.446 --> 32:31.948 ‫ولی آبروم رو خریدین. 32:31.990 --> 32:33.783 ‫بهترین انتخاب ممکن رو کردم. 32:33.783 --> 32:35.743 ‫پس داری می‌گی اگه دست تو بود، 32:35.743 --> 32:37.495 ‫لازم نبود از اینجا بریم؟ 32:37.537 --> 32:39.163 ‫و می‌تونستیم یه تیم بمونیم؟ 32:39.205 --> 32:41.457 ‫دست من نیست. خودت هم می‌دونی. 32:41.499 --> 32:42.667 ‫دست کتابخونه‌ست. 32:49.090 --> 32:50.425 ‫شاید بهتر باشه 32:50.466 --> 32:53.803 ‫ یه نگاه دیگه‌ به اون بلیت‌های هواپیمایی که ‫بهتون دادم بندازید. 33:01.644 --> 33:02.854 ‫شما برای سِمَتی ارزشمند... 33:02.895 --> 33:04.314 ‫در کتابخانۀ عمومیِ متروپولیتن... 33:04.355 --> 33:06.733 ‫انتخاب شده‌اید. 33:07.942 --> 33:09.360 ‫این یعنی... 33:09.360 --> 33:11.029 ‫کتابخونه تصمیمش رو گرفته. 33:12.030 --> 33:13.531 ‫تو نشون دادی که... 33:13.531 --> 33:16.075 ‫تواناییِ محافظت از رازهای کتابخونه رو داری. 33:16.367 --> 33:18.494 ‫اشتیاقت برای هدف غاییِ کتابخونه، 33:18.536 --> 33:20.747 ‫تشخیص داده شده. 33:21.039 --> 33:23.750 ‫این یعنی لازم نیست اون شغل افتضاح تدریس رو قبول کنم. 33:23.958 --> 33:24.959 ‫و تو... 33:25.376 --> 33:28.171 ‫خب، تو نه‌تنها یاد گرفتی ‫قدرِ گذشته رو بدونی، 33:28.171 --> 33:29.672 ‫یاد گرفتی ازش محافظت هم بکنی. 33:29.672 --> 33:30.882 ‫کتابخونه تشخیص داده 33:30.923 --> 33:35.762 ‫که حاضری ثروت و دارایی‌ات رو... 33:35.762 --> 33:38.890 ‫در راه یه آرمان اصیل‌تر و فداکارانه‌تر بدی. 33:39.182 --> 33:44.520 ‫و شما کاری رو کردید که ‫فقط یه کتابدار واقعی می‌تونه انجام بده. 33:44.729 --> 33:46.564 ‫دنیا رو نجات دادید. 33:48.524 --> 33:51.235 ‫ببینم، این یعنی منم رسماً نگهبانم، درسته؟ 33:51.569 --> 33:54.364 ‫عزیزم، تو فکر می‌کردی کتابخونه ردت کرده 33:54.405 --> 33:56.491 ‫در حالی که اصلاً این‌طور نبود. 33:56.699 --> 33:59.827 ‫چارلی. تو از اولش هم نگهبان بودی. 34:00.036 --> 34:03.039 ‫کتابخونه فقط داشت سعی می‌کرد ‫موقعیت مناسب رو برات پیدا کنه. 34:03.081 --> 34:05.416 ‫و اون موقعیت، همین‌جاست. 34:07.043 --> 34:09.295 ‫ما به شما یه زندگی پر از رمز و راز، 34:09.295 --> 34:12.256 ‫و بدبختی، ‫یه زندگیِ غریبانه... 34:12.256 --> 34:13.883 ‫و ماجراجویانه پیشنهاد می‌دیم، 34:13.883 --> 34:17.261 ‫ولی، مهمتر از همه، فرصتی برای تحول‌آفرینی، 34:17.261 --> 34:20.390 ‫فرصتی برای نجات دنیا در هر روز هفته 34:20.390 --> 34:22.100 ‫و دو بار قبل از جمعه. 34:23.267 --> 34:24.602 ‫پایه‌اید؟ 34:26.396 --> 34:27.647 ‫بله. 34:27.688 --> 34:30.191 ‫پس تمومه. 34:30.400 --> 34:32.110 ‫ناامیدت نمی‌کنم، مَرد. 34:32.110 --> 34:33.236 ‫ناامیدت نمی‌کنم. 34:36.322 --> 34:38.157 ‫این یعنی من دیگه... 34:38.157 --> 34:41.119 ‫به‌عنوان یه عتیقۀ بی‌مصرف ‫به کتابخونۀ اصلی منتقل نمی‌شم؟ 34:41.327 --> 34:44.580 ‫به‌نظرم دنیا نیاز به... 34:44.580 --> 34:47.500 ‫یه کتابدار استثنایی دیگه داره. 34:50.795 --> 34:53.631 ‫فقط بهم قول بده دیگه هیچ عتیقه‌ای رو ‫توی ساختمون الحاقی نمی‌ذاری. 34:53.631 --> 34:55.800 ‫قول می‌دم. 34:55.800 --> 34:59.637 ‫- ولی اینو بعد از اینکه... ‫- عجبا! 34:59.637 --> 35:01.889 ‫یه کار کوچولو باهاش بکنم، برش می‌گردونم. 35:15.069 --> 35:16.237 ‫ویکرام. 35:17.530 --> 35:18.948 ‫تویی؟ 35:19.824 --> 35:21.450 ‫این یه رؤیاست؟ 35:21.450 --> 35:23.494 ‫خیال‌پردازی‌های عاشقانه‌ست؟ 35:23.494 --> 35:25.997 ‫رؤیا نیست، عشقم. 35:27.165 --> 35:29.625 ‫فکر می‌کردم مُردی. 35:29.625 --> 35:31.752 ‫داری از اون دنیا باهام حرف می‌زنی؟ 35:31.752 --> 35:34.005 ‫یه جای دیگه هستم. 35:34.005 --> 35:35.840 ‫فراتر از زمان. 35:35.840 --> 35:37.967 ‫ولی، نه، هنوز نمُردم. 35:39.051 --> 35:40.845 ‫پس بیا پیشم. 35:40.845 --> 35:43.055 ‫از این مِه عبور کن. برگرد پیشم. 35:47.226 --> 35:48.811 ‫نمی‌تونم. 35:51.355 --> 35:54.859 ‫تو همیشه... 35:55.860 --> 35:58.029 ‫بزرگترین جادوی من بودی. 35:58.070 --> 35:59.530 ‫و شرمنده‌ام... 36:00.573 --> 36:03.117 ‫که تنهات گذاشتم. 36:03.117 --> 36:04.619 ‫نه عزیزم، 36:05.828 --> 36:07.455 ‫من تنها نیستم. 36:08.372 --> 36:10.791 ‫می‌بینی؟ 36:18.716 --> 36:20.051 ‫اون کیه؟ 36:21.135 --> 36:22.720 ‫آممم... 36:22.720 --> 36:26.641 ‫این، از نسل تو... از نسل ماست. 36:26.641 --> 36:30.102 ‫دخترِ نوۀ نوۀ نوه‌مونه. 36:31.103 --> 36:32.313 ‫لایسا. 36:34.440 --> 36:36.400 ‫خب... 36:36.400 --> 36:39.779 ‫می‌بینم که تو هم تنها نیستی. 36:42.573 --> 36:44.492 ‫خداحافظ، عشقم. 36:44.492 --> 36:46.243 ‫خداحافظ، قلبم. 37:03.344 --> 37:07.932 ‫خب حاضرید برای یه عمر رمز و راز و بدبختی، 37:07.973 --> 37:10.726 ‫تنهایی و ماجراجویی، ولی، مهمتر از همه، 37:10.726 --> 37:12.770 ‫فرصتی برای تحول‌آفرینی؟ 37:14.105 --> 37:14.814 ‫ونیز! 37:14.855 --> 37:17.983 ‫شنیدم این‌موقع از سال خیلی رؤیایی می‌شه. ‫(دو منظوره: خیلی جادویی می‌شه) 37:18.109 --> 37:20.986 ‫این پایان داستان نیست. 37:21.570 --> 37:24.407 ‫اصلاً مگه داستانی داریم که تموم بشه؟ 37:24.990 --> 37:27.827 ‫شخصیت‌های قدیمی صحنه رو ترک می‌کنن. 37:27.827 --> 37:31.163 ‫شخصیت‌های جدید پا به صحنه می‌ذارن. 37:31.747 --> 37:35.376 ‫گاهی، شخصیت‌های قدیمی برمی‌گردن. 37:36.335 --> 37:38.754 ‫شاید امثال من رو در نگاه اول نشناسید، 37:38.963 --> 37:41.715 ‫ولی اسمم رو شنیدید. 37:42.508 --> 37:45.511 ‫من مرلین هستم. 37:45.553 --> 37:51.016 www.Doostihaa.com