WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:03.712 --> 00:09.718 ‫[یخچال طبیعی فلوگفونا] 00:12.470 --> 00:15.974 ‫من متیو مک‌کانهی هستم. ‫الان روی یه یخچال طبیعی در نروژم. 00:18.393 --> 00:19.519 ‫با قدرت 12تا سگ. 00:19.811 --> 00:21.271 ‫و قدرت 24تا پای سگ. 00:22.021 --> 00:25.150 ‫قراره با بر گریلز در طبیعت وحشی بگردم. 00:25.233 --> 00:27.068 ‫بزنین بریم. 00:27.569 --> 00:29.195 ‫من و بِر حدودا 20 سالی میشه 00:29.320 --> 00:31.364 ‫که سعی می‌کردیم این کارو انجام بدیم. 00:31.448 --> 00:33.283 ‫بالاخره این یکی رو جور کردیم. 00:33.366 --> 00:36.161 ‫بزن بریم، پسر. ‫20 سال منتظر این روز بودیم. 00:36.286 --> 00:38.496 ‫لذت ببرین. ‫خودمم بی‌صبرانه منتظرم. 00:42.083 --> 00:47.088 (ارائه‌ای از سایت دوستی‌ها) 00:49.048 --> 00:50.258 ‫اینجا نروژه. 00:50.258 --> 00:52.302 ‫سرزمین آب، 00:52.302 --> 00:53.553 ‫یخ و... 00:53.553 --> 00:55.889 ‫دیواره‌های سنگی‌ای هست که نظیر ندارن. 00:55.889 --> 00:59.476 ‫بعضی از این کوه‌ها بالای یک میلیارد سال قدمت دارن. 00:59.476 --> 01:03.813 ‫توسط آبدره‌ها و یخچال‌های طبیعی ‫شکل داده شدن. 01:03.938 --> 01:08.902 ‫اگه قرار باشه آدم جایی انتظار اتفاقات غیرمنتظره داشته باشه، ‫اون مکان همینجاست. 01:08.902 --> 01:12.739 ‫الان دارم میرم دنبال متیو مک‌کانهیِ بی‌نظیر 01:12.739 --> 01:16.618 ‫و افسانه‌ای... ‫امیدوارم آماده باشه. 01:16.784 --> 01:20.914 ‫این قراره خاص باشه. ‫به ماجراجویی در طبیعت وحشی خوش اومدین. 01:30.715 --> 01:31.841 ‫ممنون، موا. 01:31.966 --> 01:33.843 ‫سورتمه‌ران بهم یه چیزی داد 01:33.968 --> 01:36.137 ‫که خودشون بهش می‌گن آنکِر، ‫یعنی همون لنگر. 01:36.262 --> 01:37.639 ‫اصلا نمی‌دونم 01:37.805 --> 01:40.642 ‫که قراره امروز جایی ازش استفاده کنیم یا نه. 01:44.145 --> 01:46.689 ‫یه چیزی در مورد بودن ‫تو دلِ طبیعت وجود داره که 01:46.773 --> 01:51.236 ‫هیجانش اینطوریه که می‌فهمی ‫یکم به زنجیره غذایی نزدیک‌تری 01:51.402 --> 01:53.279 ‫و اینکه کجای این زنجیره‌ قرار داری. 01:53.404 --> 01:55.114 ‫و این یه سرخوشی طبیعیـه. 01:55.156 --> 01:57.242 ‫من همیشه با خودم فکر کردم که اگه بمیرم، 01:57.283 --> 01:58.993 ‫اگه به عنوان بخشی از زنجیره غذایی ‫دنیا رو ترک کنم، 01:59.118 --> 02:01.621 ‫فقط حس می‌کنم که یه جور زیبایی‌ای داره، پسر. 02:01.746 --> 02:03.623 ‫ممکنه دردناک باشه... 02:04.916 --> 02:08.211 ‫ولی اگه اینطوری بشه، ‫حس می‌کنم دست تقدیر بوده. 02:09.671 --> 02:12.882 ‫ما دیگه تو تگزاس نیستیم، ‫خودم می‌دونم. 02:13.049 --> 02:15.551 ‫متیو مک‌کانهی یه اسطوره‌ست. 02:15.677 --> 02:17.720 ‫دوباره بگو. 02:17.804 --> 02:20.598 ‫متیو مک‌کانهی یه اسطوره واقعیه. 02:20.765 --> 02:21.975 ‫شک نکن. 02:22.809 --> 02:26.771 ‫با شنیدن اسمش یاد کلی فیلم کلاسیک می‌افتین، 02:26.896 --> 02:28.773 ‫کلی شخصیت دوست داشتنی. 02:28.898 --> 02:31.526 ‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب. 02:31.609 --> 02:34.570 ‫از فیلم‌های پرفروش بلاک‌باستر گرفته ‫تا سریال‌های فاخر، 02:34.696 --> 02:37.365 ‫مک‌کانهی دهه‌هاست که یه بازیگر نقش اول 02:37.448 --> 02:40.201 ‫و چهره‌ای در سطح اول هالیوود بوده. 02:40.326 --> 02:41.703 ‫حقیقت دردناکه، جیگر. 02:41.828 --> 02:44.664 ‫متیو همچنین به عنوان یه نویسنده‌ی پرفروش 02:44.789 --> 02:46.332 ‫هوش و ذکاوتش رو به اشتراک می‌ذاره. 02:46.416 --> 02:51.629 ‫برای شناختن مردِ پشت پرده‌ی اون اکشن‌های ماندگار 02:53.006 --> 02:54.590 ‫و کمدی‌های گرم و دلنشین، 02:54.716 --> 02:57.927 ‫دارم محبوب‌ترین فرزند تگزاس رو ‫از محیط همیشگیش بیرون می‌کشم 02:58.052 --> 03:00.138 ‫و به دل طبیعت وحشی نروژ می‌برم. 03:00.221 --> 03:01.723 ‫نگو که جدی‌ای. 03:01.848 --> 03:05.435 ‫این یه ماجراجویی به یاد موندنی میشه. 03:05.518 --> 03:07.353 ‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب. 03:07.437 --> 03:09.605 ‫دیگه دیره، پسر. 03:09.731 --> 03:13.192 ‫اینجاییم دیگه. ‫الان که دیگه از کوه نمیرم پایین. 03:14.277 --> 03:15.361 ‫داریم از روی یخچال طبیعی رد می‌کنیم. 03:15.361 --> 03:16.779 ‫باشه، ببرمون پایین. 03:18.322 --> 03:19.657 ‫آقای متیو مک‌کانهی، آماده باش که اومدیم. 03:21.367 --> 03:22.326 ‫ادامه بده. 03:23.661 --> 03:24.537 ‫سه... 03:25.163 --> 03:26.080 ‫دو... 03:26.664 --> 03:27.582 ‫خیلی‌خب، بِر پیاده شد. 03:28.416 --> 03:30.460 ‫- چطوری رفیق؟ ‫- خیلی وقت بود ندیده بودمت. 03:30.501 --> 03:31.836 ‫حس می‌کنم که امروز 03:31.919 --> 03:33.504 ‫قراره یه خرده هیجان‌انگیز بشه. 03:33.588 --> 03:39.510 ‫این یه سرخوشیِ طبیعیه که من دنبالشم. ‫- به ماجراجویی در طبیعت وحشی خوش اومدی، متیو. ‫- از دیدنت خوشحالم، پسر. 03:39.510 --> 03:42.513 ‫ما 20 ساله که سعی می‌کردیم ‫اینو محقق کنیم. 03:43.389 --> 03:44.724 ‫بِر متخصص این کاره. 03:44.849 --> 03:46.267 ‫من دارم وارد محیط کاری اون می‌شم، 03:46.350 --> 03:48.519 ‫و امیدوارم که هر دومون 03:48.644 --> 03:50.897 ‫با یه داستان به یاد موندنی ‫از اینجا خارج بشیم. 03:51.773 --> 03:52.982 ‫اونجا رو نگاه کن... زیباست. 03:54.484 --> 03:55.985 ‫قلاب رو آوردی؟ 03:56.486 --> 03:57.862 ‫آره، توی کوله‌پشتیه. 03:58.362 --> 04:01.199 ‫من و متیو قراره یه مسیر 11 کیلومتری رو 04:01.282 --> 04:03.117 ‫از میان یه دره‌ی یخچالی دورافتاده طی کنیم. 04:03.242 --> 04:05.787 ‫ما از صخره‌های گرانیتی عمودی ‫و پرتگاهی پایین می‌ریم، 04:05.912 --> 04:10.374 ‫از مسیرهای سنگلاخی و شیب‌دار بالا می‌ریم ‫و از میان دره‌های مارپیچ عبور می‌کنیم 04:10.416 --> 04:13.294 ‫تا در نهایت جایی واسه کمپ زدن پیدا کنیم. 04:13.419 --> 04:15.254 ‫در روز دوم، اقدام به انجام 04:15.296 --> 04:18.299 ‫بزرگ‌ترین پایین‌ رفتن از کوه ‫در تاریخ برنامه ماجراجویی در طبیعت وحشی می‌کنیم 04:18.382 --> 04:21.594 ‫از دل مجموعه‌ای از دریاچه‌های یخ‌زده‌ی قطبی عبور می‌‌کنیم 04:21.677 --> 04:23.804 ‫تا به نقطه خروج‌مون برسیم. 04:23.846 --> 04:26.557 ‫میگن همه‌چیز در تگزاس بزرگتره، 04:26.682 --> 04:30.019 ‫ولی صبر کنین تا متیو ‫نروژ رو ببینه. 04:32.230 --> 04:33.105 ‫خیلی‌خب، ببرمون پایین. 04:33.105 --> 04:34.690 ‫دم روبراهه، بوم روبراهه. 04:34.899 --> 04:36.234 ‫هـو! 04:36.859 --> 04:38.152 ‫خیلی‌خب، ‫رسیدیم پایین، رسیدیم پایین. 04:41.864 --> 04:43.741 ‫اینجا پیاده‌شون کردیم. 04:45.785 --> 04:47.703 ‫خیلی‌خب، این هیجان شماره یک بود! 04:49.163 --> 04:51.541 ‫سفر شروع شد. ‫خوراکمه. 04:51.624 --> 04:54.502 ‫اون اولین سرخوشی طبیعی من بود. 04:54.585 --> 04:58.422 ‫فقط به سمت چپ تاب خوردیم، ‫یکم طعم جاذبه رو چشیدیم، 04:58.506 --> 05:01.300 ‫که حس کوچیک بودن بهت میده، ‫که بهت حال هم میده. 05:01.384 --> 05:02.510 ‫خیلی‌ هم خوب، خیلی هم خوب. 05:02.510 --> 05:03.678 ‫از دیدنت خوشحالم، برادر. 05:03.719 --> 05:05.596 ‫هی، منم از دیدنت خوشحالم، پسر. ‫خیلی وقت بود همدیگه‌ رو ندیده بودیم. 05:05.721 --> 05:07.181 ‫- حال و احوالت خوبه؟ ‫- آره. 05:07.306 --> 05:10.101 ‫بچه‌ها الان همه‌شون نوجوون شدن. 05:10.142 --> 05:12.728 ‫- خدایی سرسام‌آوره، مگه نه؟ ‫- بچه‌های تو الان چند سالشونه؟ 05:12.853 --> 05:14.772 ‫یه چند سالی از بچه‌های تو بزرگترن. 05:14.814 --> 05:16.315 ‫16، 19 و 22. 05:16.440 --> 05:17.608 ‫- ایول. ‫- آره، آره. 05:17.733 --> 05:19.318 ‫- ولی هنوز داریم ادامه می‌دیم. ‫- معلومه، پسر. 05:19.485 --> 05:20.736 ‫و هنوزم همسرمون همون یک نفره. 05:20.820 --> 05:22.321 ‫- هی. ‫- می‌دونی این چطوریه؟ 05:22.488 --> 05:24.740 ‫اصلا نمیشه اینو دست‌کم گرفت، پسر. 05:24.865 --> 05:27.868 ‫چون اکثریت اینطوری نیستن. ‫کم پیش میاد. 05:28.035 --> 05:30.371 ‫و عاشق اینم که خیلی وقته ‫همدیگه رو می‌شناسیم، 05:30.496 --> 05:32.373 ‫و گفته بودیم که وقتی زمانش برسه ‫یه فکری واسه این برنامه می‌کنیم. 05:32.498 --> 05:34.000 ‫بالاخره ردیفش کردیم. ‫آره، پسر. 05:34.000 --> 05:35.459 ‫اولین باره میای نروژ؟ 05:35.584 --> 05:36.877 ‫- اولین باره. ‫- عالیه. 05:36.961 --> 05:39.130 ‫خب، اینجا ساحل غربیه‌، ‫خیلی دور افتاده‌ست. 05:39.255 --> 05:42.925 ‫مشخصا این موقع سال هم ‫تقریبا 24 ساعته روزه. 05:43.009 --> 05:45.303 ‫- تمام روز. ‫- و هوای امروز هم خوبه، 05:45.386 --> 05:48.514 ‫ولی تنها چیز ثابت درباره‌ی هوای نروژ 05:48.597 --> 05:49.849 ‫اینه که حتما تغییر می‌کنه. 05:49.974 --> 05:52.101 ‫- خوشحالی؟ ‫- من یه مرد خوشحالم. 05:52.226 --> 05:53.436 ‫خوبه. بیا. 05:54.228 --> 05:56.188 ‫پس سفرمون عملا ما رو به جنوب می‌بره. 05:56.314 --> 06:01.068 ‫می‌تونیم کلی دره، صخره، دریاچه ‫و رودخانه رو ببینیم. 06:01.193 --> 06:03.821 ‫اینجور مسیرها رو باید آروم و با حوصله طی کنیم. 06:03.946 --> 06:05.948 ‫این زمین ناهموار و دشواریه. 06:06.073 --> 06:07.783 ‫با همکاری همدیگه طی می‌کنیمش. 06:07.908 --> 06:11.871 ‫ما دنبال یه پرتگاه عمیق می‌گردیم که ‫مستقیم برسه به سمت این دریاچه. 06:13.873 --> 06:17.126 ‫- الان دیگه قطعا توی تگزاس نیستی. ‫- نه. 06:17.251 --> 06:19.754 ‫این یه تنفس بزرگی واسه منه، رفیق. 06:19.837 --> 06:22.131 ‫باید فورا از حس و حال شهر در بیارم. 06:22.256 --> 06:24.383 ‫آره، خیلی توی شهر بودی؟ 06:24.508 --> 06:28.054 ‫زیاد توی شهر بودم، ‫زیاد مشغول کارهای فکری/معنوی بودم. 06:28.220 --> 06:31.390 ‫اوه، پس پیش من و اینا ‫جات خوبه. 06:31.557 --> 06:34.310 ‫ما حتما فاز فکری رو کمش می‌کنیم. 06:34.435 --> 06:37.146 ‫بیا بیاریمش پایین، پسر. 06:45.821 --> 06:48.616 ‫یه چندتا بوته‌ی بلوبری اینجا داریم، ‫نگاه کن. 06:50.868 --> 06:53.079 ‫آره، نگاه کن. ‫بلوبری. 06:53.913 --> 06:55.164 ‫بیا، امتحانش کن. 06:57.583 --> 07:02.046 ‫اگه قرار باشه یه مدت طولانی ‫این بالا دووم بیاری 07:02.129 --> 07:03.339 ‫خوراکی‌های طبیعی که می‌تونی اینجا گیر بیاری چیه؟ 07:03.422 --> 07:05.049 ‫خب، واقعا سوال جالبیه 07:05.132 --> 07:06.801 ‫چون خیلی از... 07:06.884 --> 07:09.845 ‫قهرمانان مقاومت نروژ در جنگ جهانی دوم، 07:09.970 --> 07:11.472 ‫رسما با تغذیه خزه‌ی گوزن شمالی زنده موندن 07:11.597 --> 07:12.848 ‫که یه گلسنگـه. 07:12.973 --> 07:15.601 ‫یعنی واقعا میشه گفت که ‫اونا جنگ رو نجات دادن 07:15.684 --> 07:17.728 ‫چون آلمانی‌ها ‫با تاسیسات آبِ سنگینی 07:17.853 --> 07:19.188 ‫که این بالا داشتن، 07:19.313 --> 07:20.981 ‫به ساخت سلاح هسته‌ای نزدیک شده بودن. 07:21.065 --> 07:22.942 ‫اونجا نگهبانی نداشت ‫چون نتیجه گرفته بودن 07:23.025 --> 07:25.194 ‫که هیچکس نمی‌تونه توی زمستان ‫اونجا زنده بمونه. 07:25.319 --> 07:26.862 ‫و اون نیروهای مقاومت نروژی 07:26.946 --> 07:28.739 ‫از هواپیما پریدن و منفجرش کردن 07:28.823 --> 07:31.325 ‫و حدود ۶۰ و خرده‌ای روز ‫زنده موندن. 07:31.408 --> 07:32.618 ‫اونا حتی خزه گوزنی که 07:32.743 --> 07:34.912 ‫داخل معده گوزن‌های مرده بود رو می‌خوردن! 07:34.995 --> 07:37.998 ‫یعنی، اونا واقعا قهرمان‌های واقعی بودن. 07:38.165 --> 07:40.835 ‫خیلی‌خب، بیا بریم اون طرف ‫و بعد از اونجا با طناب می‌ریم پایین. 07:40.960 --> 07:42.211 ‫باشه. 07:43.629 --> 07:45.339 ‫پس بالای این کوه، 07:45.464 --> 07:50.219 ‫چندتا پرتگاه، ‫آبشارهای بزرگ و پرخروش داریم. 07:52.388 --> 07:54.223 ‫فعلا هوا خوبه، 07:54.306 --> 07:57.184 ‫ولی من این بالا طعم هوای وحشتناک ‫رو هم چشیدم، 07:57.268 --> 07:58.852 ‫بنابراین هیچی رو تضمین شده نمی‌دونیم. 07:58.936 --> 08:01.230 ‫در نهایت از اونجا می‌ریم پایین. 08:01.355 --> 08:04.024 ‫خیلی‌خب، با من بیا. ‫حواست به زیر پات باشه. 08:04.149 --> 08:06.902 ‫باید به مسیرمون سمت جنوب ادامه بدیم، 08:07.027 --> 08:09.947 ‫که یعنی باید از این پرتگاه ‫با طناب پایین بریم. 08:10.030 --> 08:12.741 ‫خیلی‌خب، برو بریم. ‫احتیاط کن. 08:13.742 --> 08:16.912 ‫یه طناب مورب از قبل وصل شده ‫که ما رو 08:17.037 --> 08:19.039 ‫تا کف دره می‌بره، ‫چند ساعت از مدت مسیرمون کم می‌کنه. 08:19.206 --> 08:21.208 ‫ولی اگه قبلا انجامش نداده باشی ‫خیلی جیگر می‌خواد 08:21.292 --> 08:25.754 ‫چون اون حس معلق بودن ‫خیلی سریع و شدید خودش رو نشون میده. 08:26.797 --> 08:29.925 ‫خیلی‌خب، پس یه طناب اینجا داریم که به انتها وصله. 08:30.050 --> 08:32.761 ‫خودشه. ‫گمونم اولین باره که قراره 08:32.803 --> 08:36.140 ‫پامون از زمین بلند بشه ‫و با طناب پایین بریم. 08:36.265 --> 08:37.516 ‫وقتی داریم خودمون رو می‌بریم پایین، 08:37.641 --> 08:39.518 ‫به این طناب محکم وصل می‌شیم، 08:39.685 --> 08:42.646 ‫و این ما رو از لبه‌ی صخره دور می‌کنه. 08:42.688 --> 08:44.064 ‫فهمیدم. ‫فکر نکنم مستقیم از دیواره بریم پایین، 08:44.189 --> 08:47.318 ‫ظاهرا قراره با دوتا طناب 08:47.401 --> 08:49.236 ‫و یه جورایی از یه زاویه‌ی 08:49.320 --> 08:52.406 ‫دور از دیواره‌ی پرتگاه پایین بریم، ‫کاری که تا حالا انجام ندادم. 08:53.115 --> 08:55.701 ‫من وقتی یه همچین کاری انجام میدم ‫یا بدل‌کاری انجام میدم، 08:55.784 --> 08:57.119 ‫مثل فضای چهاربعدی در فیلم "میان‌ستاره‌ای"، 08:57.202 --> 08:59.496 ‫می‌خوام تو چشم‌های هماهنگ کننده بدل‌کاری زل بزنم. 08:59.580 --> 09:01.040 ‫صبح‌ها که میرم باهاش دست میدم ‫و میگم، 09:01.123 --> 09:03.709 ‫"این روزها اوضاع قلب و ذهنت چطوره، پسر"؟ 09:03.834 --> 09:05.961 ‫متوجه منظورم می‌شین؟ 09:06.086 --> 09:07.921 ‫انجامش که دادم می‌بینی. ‫برات جور در میاد. 09:08.005 --> 09:10.215 ‫خیلی سرراسته. ‫به تجهیزات اعتماد کن. 09:10.299 --> 09:12.885 ‫خیلی‌خب، باید خودمون رو وصل کنیم. ‫همین. 09:13.052 --> 09:15.346 ‫به تجهیزات اعتماد کن. 09:19.558 --> 09:22.061 ‫اینطوری می‌ریم. ‫اینطوری می‌ریم. 09:22.686 --> 09:24.438 ‫پایین، پایین، پایین. 09:24.480 --> 09:26.065 ‫ادامه میدی. 09:26.190 --> 09:27.524 ‫و بعد دیگه حله. 09:29.401 --> 09:31.070 ‫پس اینجاست که باید دلت رو به دریا بزنی. 09:31.153 --> 09:35.199 ‫مهم همون اوله که زیر پات خالی میشه. 09:40.370 --> 09:45.167 ‫قطعا از اون چیزی که به نظر میاد ‫لیزتر و ناجورتره. 09:47.628 --> 09:49.880 ‫می‌دونی که از لحاظ فنی ‫محکم بسته شدی. 09:50.005 --> 09:52.007 ‫از لحاظ منطقی می‌دونی که روبراهی. 09:52.132 --> 09:56.970 ‫ولی از لحاظ جسمانی ‫هنوزم کار غیرطبیعی‌ایه. 09:58.889 --> 10:00.974 ‫اینم بخشی از سرخوشیشه. 10:01.058 --> 10:02.935 ‫خیلی‌خب، ردیفه. 10:04.853 --> 10:06.605 ‫از چیزی که فکر می‌کردم ‫کار سخت‌تریه. 10:06.688 --> 10:08.023 ‫اگه تا حالا انجامش نداده باشی 10:08.107 --> 10:09.483 ‫و به محض اینکه از لبه‌ی پرتگاه رد بشی 10:09.608 --> 10:11.652 ‫و پایین رو نگاه کنی، ‫قطعا خیلی جیگر می‌خواد. 10:14.321 --> 10:18.117 ‫قطعا حسی که اون بهش سرخوشی میگه ‫بهت دست میده. 10:24.540 --> 10:26.291 ‫هیجانی بودنش به همین ناشناخته بودنشه. 10:26.375 --> 10:27.835 ‫کم کم احساس کوچیک‌تر بودن می‌کنی، 10:27.918 --> 10:31.255 ‫و این تازه شروعِ متواضع شدنه. 10:32.214 --> 10:34.091 ‫هیچوقت نباید هیچ ‌کدوم از اینا رو ساده فرض کنین. 10:34.216 --> 10:37.719 ‫فقط عظمتی که طبیعتِ مادر داره رو ببینین. 10:38.387 --> 10:39.888 ‫الان احساس زنده بودن داره، می‌دونی؟ 10:40.013 --> 10:41.765 ‫می‌ریم ببینیم که به چی می‌تونیم غلبه کنیم. 10:41.890 --> 10:45.394 ‫و بعد که بهش غلبه کردی، ‫احساس بزرگتر بودن می‌کنی. 10:48.188 --> 10:50.315 ‫فعلا که خیلی احساس کوچیک بودن می‌کنم. 10:53.652 --> 10:56.572 ‫همه‌چیز ردیفه. ‫بکِشش عقب و بعد بیا پایین. 11:09.918 --> 11:11.670 ‫خیلی‌خب، ردیفه. ‫مشکلی نداری. 11:23.807 --> 11:25.767 ‫به تجهیزات اعتماد داشته باش. 11:29.980 --> 11:32.232 ‫می‌دونم که محاسبات و علم میگه 11:32.399 --> 11:34.234 ‫که این لوازم می‌تونن نگهت دارن ‫و درک هم می‌کنم. 11:34.401 --> 11:39.156 ‫ولی وقتی داشتن این طناب رو می‌بافتن ‫من اونجا نبودم. 11:40.198 --> 11:41.116 ‫و من... 11:41.283 --> 11:43.327 ‫فقط یه جورایی دلم می‌خواست ‫اینو با چشم خودم دیده بودم. 11:45.704 --> 11:47.289 ‫به تجهیزات اعتماد داشته باش. 11:47.456 --> 11:50.208 ‫باریکلا، متیو. ‫آفرین. 11:58.550 --> 12:00.886 ‫خیلی‌خب، باریکلا متیو. 12:01.011 --> 12:03.138 ‫این کار قشنگ عضلات شکم و پهلوت ‫رو درگیر می‌کنه. 12:03.263 --> 12:06.767 ‫- اوه، آره. ‫- انتظار اینو نداشتم. 12:07.851 --> 12:09.019 ‫خب، قضیه اینه که، 12:09.144 --> 12:11.772 ‫اصلا مثل باشگاه‌ سنگ‌نوردی نیست، ‫می‌دونی؟ 12:11.897 --> 12:13.982 ‫نه. 12:14.066 --> 12:16.318 ‫رسما عرقم در اومد. 12:17.277 --> 12:19.863 ‫این رسما یه تمرین خفن و کشنده ‫برای عضلات شکم بود. 12:19.988 --> 12:23.658 ‫موقع پایین اومدم یاد گرفتم که ‫یکم بیشتر بهش اعتماد کنم. 12:23.742 --> 12:27.371 ‫هنوز به اونجا نرسیدم که ‫خودم رو کامل تسلیمش کنم. 12:27.454 --> 12:30.832 ‫ولی هنوز یک روز و نیم مونده، ‫پس تا ببینیم چی میشه. 12:32.042 --> 12:35.504 ‫تو زمستون، اینجا زیر حدود 6 متر برف میره. 12:36.421 --> 12:39.508 ‫مغزت پر از کلی اطلاعات عجیب‌وغریب میشه. 12:39.633 --> 12:41.676 ‫آره. 12:42.302 --> 12:44.179 ‫بیا، نگاه کن ‫یه نهر قشنگ اینجا داریم. 12:44.346 --> 12:45.514 ‫قطعا ارزشش رو داره که 12:45.555 --> 12:47.808 ‫یه آبی بخوریم، بدن‌مون بدون آب نمونه. 12:49.726 --> 12:52.479 ‫99 درصد مواقع نباید از نهرها آب خورد. 12:52.521 --> 12:55.190 ‫آب شفاف به معنی آب تمیز نیست. 12:55.273 --> 12:57.192 ‫یخچال طبیعی اونقدر نزدیک ماست، 12:57.275 --> 12:59.945 ‫که احتمال آلودگی از لاشه حیوانات 13:00.070 --> 13:03.782 ‫یا حتی اینکه حیوونی از اینجای نهر آب خورده باشه ‫خیلی کمه. 13:03.949 --> 13:06.660 ‫دیگه از این قشنگ‌تر و بکرتر گیرت نمیاد. 13:06.827 --> 13:09.329 ‫یعنی، این آب تازه‌ی خداست. 13:09.454 --> 13:11.832 ‫می‌دونین، معمولا وقتی همچین نهرهای کوهستانی‌ای 13:11.957 --> 13:14.209 ‫که به نظر قشنگ میان رو می‌بینین ‫باید مراقب باشین. 13:14.334 --> 13:16.545 ‫همیشه دلیل نمیشه که آبشون مشکلی نداشته باشه. 13:16.670 --> 13:19.548 ‫ولی کلا مواجه شدن با این حوضچه‌ی خروشانِ 13:19.714 --> 13:22.259 ‫آب زلال نروژی، تهِ بکر بودنه. 13:22.384 --> 13:23.718 ‫مزه‌اش محشره. 13:23.802 --> 13:27.055 ‫پس وقتی که فرصت رفع عطش کردین، ‫ازش استفاده کنین. 13:27.639 --> 13:30.058 ‫آب اینجا بهتر از هر آب معدنی‌ایه. 13:30.183 --> 13:31.476 ‫حتی اگه توی بطری هم قرارش بدن، 13:31.601 --> 13:33.562 ‫خوردنش از منبع یه چیز دیگه‌ست. 13:42.112 --> 13:44.573 ‫بیا یه توقف کوتاه کنیم. 13:48.368 --> 13:51.121 ‫خب، می‌تونست بدتر باشه. 13:51.246 --> 13:53.915 ‫ممکن بود الان هوای وحشتناکی داشتیم. 13:53.999 --> 13:56.710 ‫و هنوزم نمیشه مطمئن بود، ‫چون اینجا نروژه. 13:56.835 --> 13:59.129 ‫ولی در حال حاضر، ‫در بهترین حالت ممکنه. 13:59.212 --> 14:00.839 ‫کلا خیلی زیباست. 14:00.964 --> 14:02.215 ‫دمای هوا حرف نداره. 14:02.299 --> 14:04.509 ‫الان حتی یه نسیم هم نمیاد. 14:04.551 --> 14:07.012 ‫پس اولین چیزی که باعث شد ‫بین مردم شناخته بشی 14:07.137 --> 14:09.639 ‫- "معماهای حل‌ نشده" بود؟ ‫- هوم. 14:09.723 --> 14:12.058 ‫- یادت میاد؟ ‫- اوهوم. 14:12.142 --> 14:15.395 ‫لطفا بهم شلیک نکن. ‫نه! نه! 14:15.520 --> 14:17.606 ‫فکر نکنم منو بین مردم محبوب کرد. 14:17.731 --> 14:20.150 ‫ولی اولین حضورم توی تلویزیون بود. 14:20.275 --> 14:21.610 ‫و همیشه دوست دارم اینو بگم. 14:21.776 --> 14:23.278 ‫دو هفته بعد قاتل رو گرفتن. 14:23.403 --> 14:26.197 ‫پس با خودم می‌گفتم، ‫"حتما کارم رو خوب انجام دادم". 14:26.281 --> 14:28.283 ‫خیلی خوب بودی. 14:28.992 --> 14:31.119 ‫اگه به اون دوران از زندگیت فکر کنی، 14:31.244 --> 14:32.787 ‫با خودت میگی که، "من می‌خوام این کاره بشم"؟ 14:32.871 --> 14:35.457 ‫نه. ‫من به موقع، تو یه کافه‌ی درست بود. 14:35.540 --> 14:37.876 ‫کافه‌چی رو می‌شناختم و اون گفت، ‫"یه تهیه کننده 14:38.001 --> 14:39.753 ‫اون انتهای کافه نشسته که ‫واسه تهیه کنندگی یه فیلم اومده شهر". 14:39.878 --> 14:41.630 ‫رفتم خودم رو معرفی کردم. 14:41.713 --> 14:43.298 ‫گفت اسمش دان فیلیپسه. 14:43.381 --> 14:45.008 ‫گفت، "تا حالا نقش بازی کردی"؟ 14:45.133 --> 14:47.135 ‫گفت، "فردا صبح ساعت 9:30 به این آدرس بیا. 14:47.218 --> 14:49.012 ‫یه فیلمنامه برات دارم. ‫یه نقش توش هست 14:49.095 --> 14:50.430 ‫که ممکنه براش مناسب باشی". 14:50.555 --> 14:53.516 ‫چشم بهم زدم دیدم که ‫تو یه ماشین شورولت مدل 70ام 14:53.642 --> 14:55.185 ‫و دارن یقه کليپسی بهم وصل می‌کنن. 14:55.268 --> 14:57.145 ‫یه کلمه هم واسه اون نقش نوشته نشده بود. 14:57.228 --> 14:58.772 ‫منم اولین باری بود که بازیگری می‌کردم. 14:58.855 --> 15:02.192 ‫اونجا نشسته بودم و می‌گفتم، این رفیقم کیه؟ ‫وودرسون کیه، درسته؟ ‫[شخصیتی که بازی کرده بود] 15:02.317 --> 15:03.818 ‫چه جور آدمی‌ام؟ ‫گفتم، وودرسون. 15:03.902 --> 15:06.196 ‫گفتم، من چی دوست دارم؟ ‫گفتم، عاشق ماشینم هستم. 15:06.321 --> 15:09.908 ‫بوم، من سوار شورولت مدل 70ام هستم. ‫گفتم، عاشق راک اند رول ام. 15:10.033 --> 15:12.494 ‫گفتم، پسر، من الان آهنگ "خفقان" ‫از تد نیوجنت رو 15:12.577 --> 15:13.787 ‫توی ضبط دارم. ‫اینم از دومی. 15:13.870 --> 15:16.956 ‫گفتم، سوم اینکه دوست دارم نشئه کنم. 15:17.082 --> 15:19.250 ‫بعدش شنیدم که گفت "حرکت". 15:19.334 --> 15:21.586 ‫زدم دنده یک و با خودم گفتم، 15:21.628 --> 15:24.089 ‫همین الانش هم سه‌تا از چیزهای موردعلاقه‌ام رو دارم... 15:25.465 --> 15:28.093 ‫"خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب". 15:28.176 --> 15:30.553 ‫و اون سه کلمه تاکیدی 15:30.679 --> 15:31.846 ‫برای سه چیزی که داشتم بود. 15:31.930 --> 15:33.682 ‫اولین سه کلمه‌ای که تا حالا توی فیلمی گفته بودم. 15:33.807 --> 15:36.059 ‫این معرکه‌ست. ‫این معرکه‌ست. 15:36.184 --> 15:38.061 ‫و بعد با ماشین رفتم هالیوود. 15:38.186 --> 15:39.938 ‫کارم به روی مبل اون یارو کشید. 15:40.063 --> 15:42.440 ‫دان فیلیپس، همونی که اون شب ‫توی کافه باهاش آشنا شدم. 15:42.565 --> 15:43.817 ‫روی مبلش خوابیدم. 15:43.942 --> 15:45.568 ‫و ازش پرسیدم، 15:45.693 --> 15:47.070 ‫میشه با یه مدیر برنامه برام قرار بذاری؟ 15:47.195 --> 15:48.488 ‫و اونم سرم داد زد. 15:48.613 --> 15:51.616 ‫گفت، قرار با مدیر برنامه می‌خوای چیکار؟ 15:51.699 --> 15:53.368 ‫تو زیادی داری بهش نیاز پیدا می‌کنی. 15:53.493 --> 15:55.620 .هالیوود بوی نیازمند بودنت رو حس می‌کنه 15:55.662 --> 15:58.540 ‫هالیوود قبل از اینکه پات به در برسه ‫پرتت می‌کنه بیرون. 15:58.665 --> 16:02.252 ‫چون کاری که نیاز داری بکنی ‫اینه که با رفیق‌هات 16:02.377 --> 16:04.129 ‫از فیلم "مات و مبهوت" از اینجا برین. 16:04.212 --> 16:06.506 ‫موتورسیکلت‌هاتون رو بردارین ‫و برین یه جایی سواری کنین. 16:06.548 --> 16:09.551 ‫و ما همون فرداش بلیط آمستردام گرفتیم. 16:09.717 --> 16:12.804 ‫من، روری کاکرین و کول هاوزر، 16:12.887 --> 16:14.264 ‫رفیق‌های جدیدم از فیلم "مات و مبهوت"، 16:14.389 --> 16:17.392 ‫یک ماه توی اروپا موتورسواری کردیم. 16:17.475 --> 16:21.354 ‫برگشتم، اصلا به فکر مدیر برنامه گرفتن نبودم. 16:21.438 --> 16:23.731 ‫و حدود پنج روز بعد از برگشتنم، ‫اون گفت... 16:23.857 --> 16:25.567 ‫فردا صبح. ‫یه قرار ملاقات برامون گرفتم. 16:25.650 --> 16:26.860 ‫آژانس ویلیام موریس. 16:27.026 --> 16:29.028 ‫گفت، آماده‌ای؟ ‫گفتم، چرا باید آماده باشم؟ 16:29.154 --> 16:31.156 ‫گفت، تو بهش نیاز نداری. ‫فقط می‌خوایش. 16:31.239 --> 16:32.866 ‫- رفتم اونجا... ‫- آره. 16:32.991 --> 16:34.909 ‫- دان باهوش بوده. ‫- خیلی باهوش بود. 16:35.034 --> 16:37.412 ‫الان توی بهشته. ‫ولی آره، یه اسطوره بود. 16:37.579 --> 16:39.914 ‫ولی بازیگری همینطوری یهویی نصیبت نشد. 16:40.039 --> 16:42.000 ‫تو به اون کافه رفتی تا دان رو ببینی. 16:42.083 --> 16:43.501 ‫یه جورایی علاقه‌ات رو پیدا کردی. 16:43.585 --> 16:46.421 ‫و یه جورایی اینکه باید چیکار کنی رو فهمیدی. 16:46.546 --> 16:50.133 ‫من آدم پررویی بودم. ‫ولی داداش، شک نکن... 16:50.300 --> 16:52.677 ‫که لطف خدا هم بدجور شامل حالم شد. 16:52.719 --> 16:56.181 ‫یه چیزهایی هست که بهشون فکر می‌کنم ‫و فقط الان با عقل جور در میان. 16:56.306 --> 16:58.766 ‫این زیبا و واقعیه. 16:59.434 --> 17:01.519 ‫خیلی‌خب، به راهمون ادامه می‌دیم. 17:01.603 --> 17:04.022 ‫وگرنه عضلاتمون خشک میشه 17:04.063 --> 17:05.899 ‫و بعد حرکت کردن سخت‌تر میشه. 17:05.940 --> 17:08.776 ‫- خیلی‌خب. بیا از این طرف بریم. ‫- آها. 17:19.162 --> 17:20.455 ‫در دل کوهستان، 17:20.580 --> 17:24.208 ‫همیشه قله و دره وجود داره. 17:24.834 --> 17:28.171 ‫باید از این خط‌الرأس بعدی بالا بریم ‫و رد بشیم 17:28.212 --> 17:29.714 ‫تا به کمپ برسیم. 17:30.548 --> 17:32.634 ‫این شیوه خوبی برای آماده شدن متیوئـه، 17:32.759 --> 17:36.429 ‫چون فردا مسیر خطرناک‌تر هم میشه. 17:37.472 --> 17:39.682 ‫پس قراره بریم بالای این. 17:39.807 --> 17:41.434 ‫بالای این؟ 17:42.226 --> 17:45.063 ‫من از تیم‌مون خواستم که جلوتر ‫یه طناب برامون آماده کنن 17:45.146 --> 17:47.482 ‫و همینطور یه دستگاه یومار، ‫و می‌خوام از این دستگاه استفاده کنم 17:47.523 --> 17:50.193 ‫تا از طناب بالا برم، ‫ولی برنمی‌گرده پایین. 17:50.318 --> 17:52.987 ‫دوباره جسم آدم رو به چالش می‌کشه، ‫ولی ما رو به قله می‌رسونه. 17:53.071 --> 17:54.989 ‫قراره کاری انجام بدیم که بهش صعود با یومار میگن. 17:55.073 --> 17:56.824 ‫یه تکنیک قدیمیه. 17:57.700 --> 17:58.952 ‫فقط یک‌طرفه‌ست. 17:59.535 --> 18:03.081 ‫عملا دقیق نمی‌دونم که این یومار ‫چطور کار می‌کنه، 18:03.247 --> 18:05.166 ‫ولی قراره بفهمم. 18:09.629 --> 18:12.715 ‫تا جایی که می‌تونی از پاهات استفاده کن. 18:12.840 --> 18:14.384 ‫پس طناب رو می‌کشی، ‫با سر خوردن حرکت می‌کنی، 18:14.509 --> 18:16.344 ‫و بعد می‌افتی روی ریتم. 18:16.427 --> 18:18.888 ‫فقط یه تکنیکه که کوهنوردها استفاده می‌کنن. 18:18.971 --> 18:22.141 ‫نیروهای ویژه ازش برای بالا رفتن از سکوهای نفتی ‫و این چیزها استفاده می‌کنن. 18:22.266 --> 18:25.812 ‫بهت اجازه میده بالا بری، ‫ولی از طناب سر نخوری پایین. 18:25.895 --> 18:28.272 ‫چیزی که پایین میره ‫باید بره بالا. 18:29.399 --> 18:31.984 ‫پس کار کردن با این یومارها ‫همیشه یه جوریه. 18:32.110 --> 18:34.737 ‫ما سر کار اولمون ‫یه ورزش عضلات شکم انجام دادیم. 18:34.862 --> 18:36.989 ‫این دیگه ساعدت رو ورزش میده. 18:37.115 --> 18:40.368 ‫طبیعت‌گردها همینو می‌گن. ‫عضلات مرکزی بدن حسابی ورزش می‌کنه. 18:40.451 --> 18:43.121 ‫کنجکاوم ببینم که با این کار ‫کدوم اندام بدنم 18:43.287 --> 18:44.872 ‫زودتر خسته میشه. 18:51.754 --> 18:53.423 ‫- خیلی‌خب، متیو. ‫- آره. 18:53.548 --> 18:54.882 ‫سر راه که میای بالا، شام رو هم بردار. 18:55.049 --> 18:56.551 ‫- درست روی همون لبه‌ست. ‫- باشه. 18:56.676 --> 18:59.429 ‫از بچه‌ها خواسته بودم که وسط این دیواره 18:59.554 --> 19:03.099 ‫یه غذای محلی توپ ‫واسه کمپ امشبمون بذارن. 19:11.149 --> 19:12.442 ‫پس متیو، همینطوری. 19:12.567 --> 19:16.863 ‫می‌کِشی، آروم وایمیستی، وزنت رو میدی بهش، ‫بعد سر می‌خوری به بالا. 19:17.905 --> 19:20.032 ‫تا هرجا که بره. ‫همینطوری. 19:20.158 --> 19:22.326 ‫ریتمش میاد دستت. 19:22.452 --> 19:24.662 ‫اوه آره، اینجا باید طناب رو آزادتر کنیم. 19:24.787 --> 19:26.914 ‫حالا شد. 19:27.081 --> 19:28.082 ‫خودشه. 19:28.207 --> 19:29.167 ‫تا آخر بکِشش پایین، 19:29.292 --> 19:30.751 ‫به طرف خودت. 19:32.044 --> 19:33.588 ‫مشکل اکثر ماجراجویی‌ها اینه که 19:33.713 --> 19:35.465 ‫آدم‌ها همون اول کار خیلی تند میرن. 19:35.590 --> 19:37.800 ‫من اینو حتی سر صحنه‌های فیلمبرداری هم یاد گرفتم. 19:37.925 --> 19:39.594 ‫قبلا ساعت 6 صبح بیدار می‌شدم، 19:39.677 --> 19:41.762 ‫و با شور و اشتیاق از تخت بلند می‌شدم ‫و می‌گفتم، "بزن بریم"! 19:41.846 --> 19:44.307 ‫و بعد تا ساعت 10:30 صبح ‫خسته و کوفته بودم. 19:44.348 --> 19:45.683 ‫باریکلا، متیو. 19:45.766 --> 19:47.685 ‫یاد گرفتم کم کم پیش برم. 19:47.810 --> 19:50.480 ‫یه پا ورزشه واسه خودش، مگه نه؟ 19:50.563 --> 19:52.356 ‫ظاهری خیلی آرامش‌بخش‌تره. 19:52.482 --> 19:53.524 ‫خب ببین، وقتی بالا رو نگاه کنی، 19:53.608 --> 19:55.234 ‫خیلی بهتره. 19:55.318 --> 19:57.778 ‫آره، اونقدرهام آرامش‌بخش‌ نیست. 19:59.822 --> 20:01.949 ‫ولی حالا که به یومارم اعتماد دارم... 20:02.074 --> 20:03.284 ‫آره. 20:07.496 --> 20:10.458 ‫- اوه، یه چیزی می‌بینم. ‫- اون شام‌مونه. 20:10.499 --> 20:12.501 ‫از گوزن‌های شمالی فراهم شده. 20:12.627 --> 20:14.545 ‫بهش می‌خوره که قطعا آتیش لازمه. 20:14.670 --> 20:15.922 ‫آره. 20:17.798 --> 20:19.342 ‫هدیه‌ی گوزن شمالیـه، ها؟ 20:19.383 --> 20:21.844 ‫هدیه‌ی گوزن شمالی نَر. 20:21.969 --> 20:23.888 ‫عالیه. ‫کجای گوزن نَره؟ 20:24.055 --> 20:27.767 ‫خدمه لطف کردن اینو از گوزن شمالی نَر ‫برامون آوردن... 20:27.850 --> 20:29.435 ‫یکی از خصیه‌هاش. 20:29.518 --> 20:30.978 ‫اینقدر دوستمون دارن. 20:31.103 --> 20:32.772 ‫یه گوزن شمالی کوچولو. 20:32.855 --> 20:34.732 ‫برای شب آماده‌ست. 20:34.815 --> 20:36.692 ‫باید به خوبی نگهش دارم. 20:36.859 --> 20:39.111 ‫هیا! 20:39.195 --> 20:40.988 ‫دیگه باید بتونی راحت بیای بالا. 20:41.113 --> 20:44.700 ‫- از من استفاده کن، از من استفاده کن. ‫- رسیدیم. 20:44.825 --> 20:47.411 ‫عالیه. 20:47.536 --> 20:50.039 ‫یومار. ‫از یومار خوشم میاد. 20:50.081 --> 20:52.249 ‫- کار سختیه، مگه نه؟ ‫- آره، این یکی خوبه. 20:52.291 --> 20:54.418 ‫- این یکی خوبه. ‫- من وقتی رسیدم بالا... 20:54.502 --> 20:56.420 ‫خیس عرق بودم. 20:56.504 --> 20:57.880 ‫از این یکی خیلی خوشم اومد. 20:58.005 --> 20:59.465 ‫ورزش خیلی خوبی برای بالاتنه‌ست. 20:59.548 --> 21:01.550 ‫ولی خب، ریتم خوبی داره، ‫صبوریت رو می‌کنه، 21:01.676 --> 21:03.135 ‫و اگه نیاز به استراحت داشتی ‫واقعا راحتی. 21:03.177 --> 21:05.304 ‫انگار روی یه مبل لیزی‌بوی نشسته بودم. 21:05.388 --> 21:06.722 ‫یومار. ‫ازش خوشم اومد. 21:06.847 --> 21:09.100 ‫دست‌های ظریف رو نگاه کن. ‫دست‌های ظریف منه بچه‌شهری رو نگاه کن. 21:09.183 --> 21:10.518 ‫نه، خوبه. خوبه. 21:10.685 --> 21:12.269 ‫نگاه کن، عضلاتت دارن آماده می‌شن. 21:12.395 --> 21:13.688 ‫پاهای لطیف، دست‌های لطیف. 21:13.813 --> 21:16.482 ‫یکم شهری بودنت رو ریخت، مک‌کانهی. 21:17.984 --> 21:19.276 ‫پس بالای یومار، 21:19.402 --> 21:22.697 ‫متیوی تازه‌کار که اولین بارش بود ‫سریع یاد گرفت. 21:22.822 --> 21:25.199 ‫همچنین تونست برامون شام هم بیاره. 21:25.282 --> 21:29.495 ‫می‌دونین، انگار این نسخه نروژی... 21:29.578 --> 21:33.040 ‫از صدف کوه‌های راکیه. 21:33.165 --> 21:34.375 ‫خیلی‌خب. 21:35.710 --> 21:38.295 ‫پس همینه. ‫خصیه‌ی گوزن شمالی. 21:38.379 --> 21:40.089 ‫فکر کنم که این... 21:40.214 --> 21:41.882 ‫آره، فکر کنم سمت چپیه. 21:42.008 --> 21:43.759 ‫سمت راستی گیر بِر اومده. 21:43.759 --> 21:45.553 ‫پس نفری یکی گیرمون اومده. 21:45.594 --> 21:48.055 ‫فردا ازمون بترسین. 21:53.477 --> 21:55.312 ‫خیلی‌خب، یالا. ‫به خاطر همینه که اومدیم این بالا. 21:55.479 --> 21:57.022 ‫پس الان می‌تونیم کل دره رو 21:57.106 --> 21:59.191 ‫تا خود ساحل ببینیم. 21:59.358 --> 22:01.777 ‫هنوز جنوبیم. ‫اونجا که دریاست غربه. 22:01.861 --> 22:04.363 ‫پس یومار یه عالمه توی وقت ‫برامون صرفه‌جویی کرد. 22:04.488 --> 22:07.366 ‫ولی هر دومون خیلی خسته‌ایم. ‫یکم سردترمون شده. 22:07.491 --> 22:10.202 ‫پس من می‌خوام یه جورایی ‫از وسط اون دره میون‌بر بزنم، 22:10.369 --> 22:12.955 ‫و بعدش دیگه واقعا دنبال یه جایی... 22:13.038 --> 22:14.832 ‫واسه کمپ زدن می‌گردیم. 22:16.083 --> 22:18.210 ‫اینجا جای عالی‌ای میشه. 22:18.335 --> 22:19.962 ‫آب داریم، 22:20.087 --> 22:21.797 ‫یه مقدار زمینِ تخت، 22:21.964 --> 22:23.632 ‫و یه منظره‌ دیدنی. 22:24.216 --> 22:25.801 ‫در برابر هوای بد محافظت شدیم. 22:25.885 --> 22:28.012 ‫انگار وسط یه آمفی‌تئاتر از کوه‌ها هستیم. 22:28.179 --> 22:30.514 ‫این چادرهای تک‌نفره عالی هستن، ‫پس اینا رو سوار می‌کنیم، 22:30.639 --> 22:34.143 ‫یه آتیش روشن می‌کنیم، ‫خصیه‌ها رو می‌پزیم، 22:34.226 --> 22:35.519 ‫و بعد دیگه رواله. 22:35.644 --> 22:37.563 ‫می‌تونیم اینجا وسط فضای باز ‫آتیش روشن کنیم. 22:37.688 --> 22:38.731 ‫باشه. 22:38.856 --> 22:40.399 ‫آب که هست. 22:40.524 --> 22:43.235 ‫اگه شب دستشویی داشتیم، ‫کارمون راحته. 22:43.277 --> 22:44.570 ‫نگاش کن. 22:45.237 --> 22:47.156 ‫- باریکلا. ‫- آره. ترکوندیم. 22:47.239 --> 22:48.782 ‫- خیلی زحمت کشیدی. ‫- لذت بردم. 22:48.949 --> 22:50.618 ‫با زحمت و تلاش عرق ریختی. 22:50.659 --> 22:51.911 ‫- خوبه. ‫- آره. 22:52.036 --> 22:55.539 ‫یه ورزش کامل بود. ‫و طولانی هم بود. 22:55.664 --> 22:58.000 ‫معرکه‌ست، مگه نه؟ ‫و واقعا درسته که معمولا 22:58.083 --> 23:01.378 ‫سفرهایی یادمون می‌مونه که ماجراجویی‌تر بودن. 23:01.420 --> 23:03.214 ‫اونایی که توشون خبری از ملافه ابریشمی نبود. 23:03.339 --> 23:06.634 ‫اون سفرها که خبری از نوشیدنی تگری خوردن ‫زیر چتر نبود. 23:06.717 --> 23:08.135 ‫حتی با اینکه اونا حال میدن. 23:08.260 --> 23:10.888 ‫بهترین بخش شام امشبمون. 23:11.722 --> 23:13.098 ‫آه. اصلا بوی خوبی نداره. 23:13.182 --> 23:15.142 ‫دروغ نمیگم. 23:20.773 --> 23:21.982 ‫نه. 23:22.107 --> 23:23.817 ‫اگه این توی منوی یه رستوران بود ‫فکر می‌کردی چیه؟ 23:23.943 --> 23:26.028 ‫- اگه اول بوش می‌کردی. ‫- احتمالا می‎‌رفتی... 23:26.111 --> 23:27.404 ‫دنبال یه رستوران دیگه بگردی. 23:27.530 --> 23:29.698 ‫خصیه بُردن کلا یه حس ناجوری داره... 23:29.823 --> 23:32.451 ‫به عنوان یه مرد، ‫ناخواسته دردت می‌گیره. 23:32.576 --> 23:34.078 ‫می‌دونین، درد خیالیه. 23:34.203 --> 23:36.664 ‫شاید اینطوری توصیفش کنن. ‫درد خیالی. 23:36.747 --> 23:38.916 ‫می‌دونی، ما اینو داریم. 23:40.668 --> 23:42.294 ‫یعنی، یه جور آبگوشته. 23:45.381 --> 23:47.549 ‫- خب، شام داره می‌پزه. ‫- اینو نگاه کن. 23:48.509 --> 23:51.553 ‫یعنی، دفعه آخری که همدیگه رو دیدیم، ‫تو لطف کردی 23:51.720 --> 23:53.097 ‫- برای من و خانواده‌ام شام پختی. ‫- آره. 23:53.222 --> 23:56.600 ‫تو یه مشت استیک تی‌بونِ 23:56.684 --> 23:59.853 ‫تگزاسی درست و حسابی برامون پختی. ‫محشر بود. 23:59.937 --> 24:03.983 .و من حس می‌کنم که در اون حد ازت پذیرایی نکردم ‫دروغ نمیگم. 24:04.108 --> 24:06.694 ‫ولی این واسه جایی که هستیم بجاست. 24:06.819 --> 24:08.904 ‫- واقعا بجاست. ‫- صد در صد. 24:13.867 --> 24:15.202 ‫شراکتت با وودی، 24:15.286 --> 24:17.246 ‫تجربه باحالی توی زندگیت بوده؟ 24:17.371 --> 24:21.375 ‫آره، اون یه یادآورِ دائمی واسه منه ‫که جوون بمونم. 24:21.417 --> 24:23.210 ‫چون مغز اون هنوز تو هشت‌سالگی گیر کرده. 24:23.335 --> 24:25.087 ‫خدایا. 24:25.170 --> 24:26.880 ‫یعنی، نمی‌تونی از دست وودی عصبانی بشی 24:27.006 --> 24:29.800 ‫که سه روز دیر و با پای برهنه ‫واسه عروسیت پیداش بشه. 24:29.883 --> 24:32.136 ‫- سه روز دیر. ‫- چون خودت هم می‌تونی... 24:32.261 --> 24:35.097 ‫سه روز دیر بری سر عروسیش ‫و اصلا اهمیتی نمیده. 24:35.973 --> 24:38.142 ‫تا حالا توی عمرش ‫یه بار هم از در اصلی وارد خونه‌ نشده. 24:38.267 --> 24:41.020 ‫- این خیلی خنده‌داره. ‫- من روی تخت تخوابم... 24:41.103 --> 24:42.646 ‫بین اون و زنم از خواب بیدار شدم، 24:42.688 --> 24:45.024 ‫چون سرزده از پنجره‌ی اتاق خواب ‫یواشکی اومده بود داخل. 24:45.149 --> 24:46.150 ‫- نه. ‫- چندین بار. 24:46.150 --> 24:47.151 ‫جدی میگی؟ 24:47.234 --> 24:51.447 ‫این معرکه‌ست. ‫اوه، اون عالیه. 24:51.572 --> 24:55.909 ‫همیشه خوشم میاد بگم، ‫"تقریبا همونقدری که زنم رو بوس کردم... 24:56.035 --> 24:57.536 ‫اونو هم ماچ کردم"... 24:58.912 --> 25:01.623 ‫الان چند ساله ازدواج کردی؟ ‫13؟ 25:01.749 --> 25:03.125 ‫چه چیزی در مورد ازدواج یاد گرفتی؟ 25:03.292 --> 25:05.419 ‫وقتی بچه‌دار بشی یه چالشه. 25:05.502 --> 25:07.713 ‫بعضی اوقات طوری درگیر می‌شیم ‫که کلا... 25:07.796 --> 25:09.798 ‫همه‌چیز در رابطه با بچه‌هاست ‫و به خودمون که میایم می‌گیم، 25:09.882 --> 25:12.426 ‫"اوه سلام، خودت چطوری"؟ 25:12.551 --> 25:15.179 ‫باید به خودم یادآوری کنم... ‫یادم رفته که اینو کی بهم گفت... 25:15.304 --> 25:16.889 ‫خیلی وقت پیش بود، ‫ولی بهترین الگویی که 25:17.014 --> 25:19.391 ‫می‌تونی برای بچه‌هات باشی اینه که ببینن ‫چطور با مادرشون رفتار می‌کنی. 25:21.143 --> 25:22.561 ‫پدربزرگم همیشه می‌گفت، 25:22.603 --> 25:26.607 ‫"تربیت فرزند تو سه کلمه خلاصه میشه: ‫الگو، الگو، الگو". 25:28.066 --> 25:30.778 ‫به نظر من یه مرد شاهزاده‌ست ‫تا زمانی که بچه‌دار میشه 25:30.819 --> 25:31.987 ‫و بعد به یه پادشاه تبدیل میشه. 25:32.070 --> 25:33.197 ‫فکر نمی‌کنم کار مهم‌تری وجود داشته باشه 25:33.322 --> 25:35.657 ‫که یه مرد بتونه انجام بده. 25:35.783 --> 25:37.785 ‫درواقع رفیق، ما جاودانه هستیم. 25:37.910 --> 25:40.037 ‫این شروع جاودانگی ماست، 25:40.162 --> 25:41.455 ‫و به امید خدا اونقدر خوش شانس باشیم 25:41.538 --> 25:43.791 ‫که اونا بچه‌دار بشن و همینطوری ادامه پیدا کنه. 25:43.916 --> 25:47.252 ‫اینو به نسل بعدی انتقال دادن ‫به نظرم بهترین هنریه 25:47.419 --> 25:48.545 ‫که یه مرد می‌تونه خلق کنه، 25:48.670 --> 25:50.547 ‫- آره. ‫- که پدر خوبی... 25:50.672 --> 25:52.424 ‫برای یه پسر یا دختر باشه. 25:52.549 --> 25:54.176 ‫بقیه‌اش دیگه جزئیاته. 25:54.301 --> 25:55.552 ‫درست میگم؟ 25:56.470 --> 25:59.973 ‫- خصیه‌ها رو امتحان کنیم؟ ‫- آره بابا. 26:00.057 --> 26:02.142 ‫نگاهش کن. 26:04.019 --> 26:07.356 ‫به نظرم با پختن بهتر شده. 26:07.439 --> 26:08.857 ‫خصیه‌ی گوزن شمالی. 26:08.857 --> 26:11.276 ‫بزنیم به افتخار امروز. ‫زندگی، رفاقت، خانواده. 26:11.360 --> 26:12.945 ‫آمین. 26:19.326 --> 26:20.869 ‫هی. هی. 26:20.953 --> 26:22.996 ‫میشه لطفا یه تیکه دیگه بهم بدی؟ 26:23.121 --> 26:25.749 ‫خیلی بهتر از چیزیه 26:25.874 --> 26:27.459 ‫که فکر می‌کردم. 26:27.626 --> 26:32.047 ‫این جمله‌ایه که معمولا توی این برنامه نمیگن. 26:34.341 --> 26:35.926 ‫رودولف. ‫[گوزن شمالی تخیلی بابانوئل] 26:40.097 --> 26:41.598 ‫واقعا بدک نیست. 26:41.723 --> 26:44.309 ‫بافتش 6 از 10 بود. 26:44.393 --> 26:46.019 ‫مزه‌اش هم 6 از 10 بود. 26:46.144 --> 26:49.231 ‫اگه به اینکه چی بود فکر نمی‌کردی، 26:49.356 --> 26:50.857 ‫ادویه درستی بهش می‌زدی، 26:50.941 --> 26:54.278 ‫یه مقدار از ادویه‌ی مخصوص خودم، ‫لبه‌هاش رو هم برشته می‌کردی، 26:54.361 --> 26:56.238 ‫ممکن بود 8 از 10 بشه، 26:56.363 --> 26:58.198 ‫دیگه یه غذایی می‌شد که ‫بشه توی منو گذاشت. 26:59.866 --> 27:00.909 ‫خوشحالی؟ 27:01.034 --> 27:04.246 ‫اینجا بودن موهبتیه واسه خودش، رفیق. 27:04.371 --> 27:06.790 ‫مادر طبیعت، بزرگ‌ترین شاهکار هنری خداست. 27:06.915 --> 27:10.294 ‫تو یه کتاب جدید داری، ‫ترکیبی از اشعار و دعا. 27:10.419 --> 27:11.503 ‫اشعار و دعا. 27:11.586 --> 27:13.797 ‫آره، عالیه. ‫اون از کجا اومد؟ 27:13.922 --> 27:15.465 ‫همینطوری که داشتم اطرافم رو نگاه می‌کردم ‫به سرم زد، 27:15.549 --> 27:18.927 ‫شاید به خاطر اینه که دارم نزدیک پنجاه سالگی می‌شم. 27:19.052 --> 27:22.973 ‫ما از دوران بچگی شروع می‌کنیم، ‫اون موقعی که هنوز ساده‌ای و معصوم. 27:23.056 --> 27:25.350 ‫بعدش همینطور که چیزهای بیشتری می‌فهمی ‫شکاک میشی. 27:25.475 --> 27:28.687 ‫و بعد می‌رسیم به مرحله چهارم که آدم‌ها بهش دچار می‌شن ‫که بدبینیِ مطلقه. 27:28.812 --> 27:30.522 ‫این بیماری پیر شدنه. 27:30.564 --> 27:33.567 ‫یکی از بدترین بیماری‌هایی که داریم ‫همین بدبینیـه. 27:33.692 --> 27:35.944 ‫من موافق خوش‌بینی احمقانه نیستم. 27:36.069 --> 27:39.448 ‫باور ندارم که همیشه همه‌چیز گل و بلبله 27:39.573 --> 27:40.782 ‫و همه همیشه حقیقت رو میگن 27:40.866 --> 27:42.617 ‫و همه‌چیز عالیه. 27:42.701 --> 27:44.703 ‫نه، معلومه که نیست. 27:44.828 --> 27:48.999 ‫ولی اینکه یه جورایی تسلیم بشی ‫و بگی... 27:49.833 --> 27:51.209 ‫همینه که هست. 27:51.334 --> 27:55.297 ‫کلا اهل این نیستم که قیدش رو بزنم. 27:55.380 --> 27:57.549 ‫پس من شخصا می‌گفتم که... 27:57.591 --> 28:00.552 ‫"پسر، من اعتقاد بیشتری می‌خوام". 28:00.594 --> 28:02.220 ‫واسه همین اشعار و دعا رو نوشتم. 28:02.262 --> 28:05.432 ‫عرفانی‌تر، معنوی‌تر، و باایمان‌تره. 28:05.599 --> 28:09.311 ‫اعتقاد به خودت، بقیه، پتانسیل، خدا. 28:10.103 --> 28:14.733 ‫فکر می‌کنم زندگی بدون هیچ گونه ایمان... 28:14.816 --> 28:16.860 ‫- زندگی همینطوری به قدر کافی سخت هست. ‫- مگه نه؟ 28:16.985 --> 28:18.653 ‫نمی‌خوام به تنهایی باهاش سر کنم. 28:18.737 --> 28:21.740 ‫فراموشش کن. سخته. ‫افراد رهبر رو ببین. 28:21.865 --> 28:23.825 ‫اخبار رو که می‌زنی... 28:23.867 --> 28:26.328 ‫مدارک دلیلی بر اعتقاد داشتن بهت نمیده. 28:26.995 --> 28:28.747 ‫می‌دونی؟ ‫حداقل تو دنیای متمدن اینطوریه. 28:28.872 --> 28:30.332 ‫اینجا توی این فضا که باشی، 28:30.415 --> 28:32.793 ‫معلومه که مدارکی برای اعتقاد داشتن می‌بینی. 28:33.752 --> 28:35.337 ‫اگه من اینو 28:35.462 --> 28:38.006 ‫در دنیایی که اطرافم می‌بینم ‫پیدا نمی‌کنم، 28:38.131 --> 28:40.592 ‫شاید دارم جای اشتباهی رو می‌گردم. 28:44.513 --> 28:46.515 ‫واقعا روز باحالی با متیوئه. 28:46.640 --> 28:47.766 ‫اون آدم با روحیه‌ایه. 28:47.891 --> 28:49.518 ‫آدم خیلی خاکی‌ای هم هست، 28:49.643 --> 28:53.355 ‫که زندگی و خانواده‌اش و ایمان ‫بهش انگیزه میدن. 28:53.438 --> 28:55.357 ‫و اینا چیزهایی هستن که تو زندگی موندگار می‌شن. 28:55.440 --> 28:56.983 ‫ولی هر دومون خیلی خسته‌ایم. 28:57.067 --> 28:58.902 ‫به نظرم امشب قطعا تخت می‌خوابیم. 28:59.027 --> 29:00.403 ‫جای عجیبیه، چون معلومه خب... 29:00.487 --> 29:02.906 ‫تابستون‌های نروژ ‫هیچوقت هوا تاریک نمیشه. 29:03.031 --> 29:05.659 ‫پس یه جورایی کلاه کاپشنت رو می‌ندازی، 29:05.784 --> 29:07.536 ‫چشم‌هات رو می‌بندی و می‌خوابی. 29:07.619 --> 29:09.120 ‫فردا روز بزرگیه. 29:09.996 --> 29:11.873 ‫آتیش یه جور حس راحتی به آدم میده. 29:11.957 --> 29:14.626 ‫به جز این کوه‌ها هیچ دیواری نیست. 29:14.668 --> 29:15.919 ‫به محیط اعتماد می‌کنی. 29:16.002 --> 29:17.754 ‫هرچی که بگی می‌تونه توی نسیم جریان پیدا کنه 29:17.838 --> 29:20.048 ‫و تا جایی که می‌خواد برده بشه ‫و خیالت راحته که 29:20.090 --> 29:23.885 ‫به گوشِ اهلش می‌رسه، ‫حالا گوش هر کسی که می‌خواد باشه. 29:23.969 --> 29:26.263 ‫آره، یه حسی داره که به آدم راحتی میده. 29:26.346 --> 29:29.641 ‫من امروز سه‌تا سرخوشی خوب گرفتم، ‫هیجان‌های طبیعی. 29:29.766 --> 29:33.353 ‫یه حسی بهم میگه که فردا ‫یه دوتا دیگه هم قراره نصیبم بشه. 29:52.289 --> 29:54.416 ‫خیلی‌خب، اونا جواب دادن. 29:55.959 --> 29:57.586 ‫اولین شبی که تو نروژ ‫توی چادر گذروندم. 29:57.711 --> 29:59.087 ‫اصلا بدک نیست. 29:59.129 --> 30:00.672 ‫از شب قبلش بیشتر خوابیدم. 30:00.797 --> 30:05.176 ‫حالا صدای بارش باران تو کل شب ‫یه جور... 30:06.052 --> 30:08.680 ‫لالایی بود. 30:08.722 --> 30:11.182 ‫حالا حس نروژ رو پیدا کرد. 30:11.308 --> 30:12.559 ‫خیلی‌خب، بریم. 30:13.643 --> 30:18.898 ‫من و متیو هنوز حدود 500 متر دیگه ‫باید ارتفاع کم کنیم. 30:18.982 --> 30:22.110 ‫پس باید از این کوه گرانیتی پایین بریم 30:22.235 --> 30:24.738 ‫و از یه سری دریاچه یخچالی عبور کنیم 30:24.863 --> 30:27.157 ‫تا به نقطه خروج‌مون برسیم. 30:28.116 --> 30:30.285 ‫تنها چیز ثابت درباره‌ی هوای نروژ 30:30.368 --> 30:31.870 ‫اینه که حتما تغییر می‌کنه. 30:31.995 --> 30:35.373 ‫و توی این کوهستان زیاد بارون ‫و برف میاد. 30:35.498 --> 30:38.126 ‫اینجا مواظب زیر پات باش. ‫خیلی لیزه. 30:38.209 --> 30:41.004 ‫♪ هی، هی، هی ♪ 30:41.129 --> 30:43.506 ‫هروقت بارون میاد ‫روحیه آدم همیشه سخت‌تر میشه. 30:43.590 --> 30:44.424 ‫من اینو یاد گرفتم. 30:44.549 --> 30:47.093 ‫همچنین دقیقا همینجاست که عیارِ ما مشخص میشه. 30:47.177 --> 30:49.971 ‫می‌دونی، وقتی به یه جایی که جدیده میری، 30:50.055 --> 30:52.432 ‫- حواست به شدت جمع هست. ‫- آره. 30:53.725 --> 30:55.310 ‫ما هنوزم از اینجا 30:55.435 --> 30:58.646 ‫تا جایی که قراره بیان دنبالمون مسیری در پیش داریم، ‫پس یه مقدار پیاده‌روی داریم 30:58.772 --> 31:00.648 ‫و در نهایت از اینجا می‌ریم. 31:00.774 --> 31:03.526 ‫لبخند می‌زنیم. ادامه می‌دیم. ‫آره، ما آماده‌ایم. 31:03.651 --> 31:05.487 ‫- سلام، بچه‌ها. ‫- سلام! 31:07.489 --> 31:08.823 ‫بله، پسر. 31:24.798 --> 31:27.258 ‫راستی، این سنگ لیزه. 31:29.052 --> 31:30.804 ‫ببین، حالا دیگه پرتگاه داریم. 31:30.929 --> 31:32.180 ‫اوهوم. 31:37.685 --> 31:39.354 ‫می‌بینی، اینجا دیگه شیبش خیلی تنده. 31:39.479 --> 31:42.023 ‫قطعا واسه پایین رفتن ‫نیاز به طناب داریم. 31:42.065 --> 31:47.028 ‫تمام این صخره‌ها تراشیده‌ی یخچال‌های طبیعی‌ان، ‫واسه همین حسابی صافن. 31:47.070 --> 31:49.197 ‫و وقتی وارد این پرتگاه بشیم، 31:49.322 --> 31:51.241 ‫به نظرم دیگه راه برگشتی نیست، ‫باید تا تهش بریم. 31:51.324 --> 31:54.202 ‫کل مسیر تا اون دریاچه‌ها پیداست. 31:54.285 --> 31:57.205 ‫آره، حدس می‌زنم از اون چیزیه که ‫از این بالا به نظر میاد 31:57.330 --> 31:59.415 ‫قراره بزرگتر باشه. 32:00.834 --> 32:03.336 ‫احتمالا تا اون پایین حدود ۲۵۰ متر ارتفاعِ خالص داریم. 32:03.378 --> 32:05.839 ‫آره، قطعا خیلی بیشتر 32:05.964 --> 32:09.300 ‫از اولین جایی بود که پایین رفتیم. 32:10.343 --> 32:13.137 ‫ولی مشخصه که شیبش هم خیلی تندتره. 32:14.764 --> 32:17.267 ‫از ارتفاع می‌ترسم؟ ‫معلومه. 32:17.934 --> 32:19.185 ‫آره. 32:19.269 --> 32:22.480 ‫خیلی‌خب، بیا همینجا یه نقطه اتکای محکم درست کنیم. 32:22.605 --> 32:26.109 ‫پس مشخصا درخت‌های زیادی نیست ‫که بتونیم طناب رو بهشون ببندیم. 32:26.192 --> 32:29.195 ‫این صخره‌ها. ‫به قدر کافی محکم نیستن. 32:29.279 --> 32:31.155 ‫اون پاشنه رو از سورتمه‌ای گرفتی؟ 32:31.239 --> 32:32.866 ‫- آره، همراهمه. ‫- آره. 32:32.991 --> 32:36.244 ‫ممکنه با خودت فکر کرده بودی که ‫اینو می‌خوایم چیکار؟ 32:36.369 --> 32:39.122 ‫مسیر تا اینجا خطرناک بوده، 32:39.247 --> 32:41.875 ‫ولی با چیزی که روبرومون داریم ‫هیچی قابل مقایسه نیست. 32:41.958 --> 32:44.586 ‫اگه من و متیو قراره از این کوه بریم پایین، 32:44.752 --> 32:46.838 ‫باید طولانی‌ترین فرود با طنابی رو بریم 32:46.963 --> 32:49.674 ‫که تا حالا توی برنامه "ماجراجویی در طبیعت وحشی" انجام دادم. 32:49.757 --> 32:53.803 ‫این ۲۵۰ متر خالص از صخره گرانیتیـه. 32:53.887 --> 32:55.680 ‫ولی نقطه اتکای درستی پیدا نمیشه، 32:55.805 --> 32:59.559 ‫پس مجبوریم ترمز سورتمه سگش ‫رو بکار بگیریم. 32:59.642 --> 33:01.227 ‫اونو توی زمین فرو می‌کنیم، 33:01.311 --> 33:03.229 ‫می‌بندیمش و می‌ریم پایین. 33:03.313 --> 33:05.231 ‫- لنگر. ‫- تا زمانی که نیرو... 33:05.315 --> 33:08.443 ‫به اون سمت باشه مشکلی نیست، ‫ولی همین که اینطوری بشه، 33:08.526 --> 33:10.069 ‫راحت از جا در میاد. 33:10.153 --> 33:12.905 ‫یعنی، جواب که میده ‫چون تمام نیرو... 33:13.031 --> 33:14.157 ‫یه لگد خوب بهش بزن. 33:14.282 --> 33:16.367 ‫فقط اینقدر توی زمین فرو رفته، 33:16.492 --> 33:18.077 ‫توی چمن و خاک. 33:18.161 --> 33:20.830 ‫یکم نامطمئن به نظر می‌رسه، ‫ولی تا زمانی که زاویه پایین باشه، 33:20.913 --> 33:23.291 ‫که وقتی از این صخره‌ها پایین می‌ریم ‫همونقدر هم می‌مونه، 33:23.374 --> 33:25.209 ‫محکم نگه‌مون می‌داره. 33:25.335 --> 33:26.544 ‫- خیلی‌خب. ‫- آره. 33:26.669 --> 33:29.339 ‫خب، همونطور که اسمشه داریم ازش استفاده می‌کنیم، ‫لنگر. 33:29.422 --> 33:31.758 ‫ولی این بار قرار نیست جلوی سگ‌ها رو بگیره، 33:31.883 --> 33:33.468 ‫طناب رو نگه می‌داره. 33:33.551 --> 33:35.762 ‫به مهندس اعتماد می‌کنیم. 33:35.928 --> 33:38.598 ‫من که حس خوبی نسبت بهش دارم. ‫تازه بر هم اول میره. 33:39.432 --> 33:42.143 ‫واقعا باید محکم بکِشیش تا آزاد بشه. 33:42.226 --> 33:44.187 ‫قسمت بالاییش رو تا ته باز بذار. 33:44.312 --> 33:46.105 ‫داری اینجا چندصد متر طناب رو بالا می‌کشی، 33:46.189 --> 33:47.815 ‫که خیلی سنگیه. 33:47.899 --> 33:49.233 ‫هرچی شیب تندتر بشه، کارت راحت‌تر میشه. 33:49.317 --> 33:51.194 ‫- آره. ‫- و وقتی شیب تندتر شد، 33:51.319 --> 33:53.029 ‫فقط تکیه بده به عقب ‫و به سیستم اعتماد کن. 33:53.154 --> 33:56.532 ‫باشه. ‫تکیه بدم و به تجهیزات اعتماد کنم. 33:58.534 --> 33:59.786 ‫پس آره، همه‌چیز ردیفه. 33:59.869 --> 34:02.205 ‫احتمالا یه 20 متر دیگه اینطوری باشه، 34:02.288 --> 34:04.290 ‫بعدش انگار زیر پامون خالی میشه، باشه؟ 34:04.415 --> 34:05.666 ‫آره. 34:07.710 --> 34:11.798 ‫اینجاست که یه خرده شیب تندتر میشه. 34:11.964 --> 34:14.926 ‫اینجاست که برای متیو ترسناک‌تر میشه. 34:15.009 --> 34:17.303 ‫تا پایین کوه پیداست. 34:19.430 --> 34:20.932 ‫و طناب هم مشخصه. 34:21.015 --> 34:24.435 ‫انگار به هر متر ازش نیاز داشتم. 34:33.694 --> 34:35.446 ‫خوشم میاد. 34:35.571 --> 34:37.115 ‫خوشحالم که اون لنگر نگهش داشته. 34:38.241 --> 34:40.785 ‫پس یه سقوط بزرگ دیگه اینجا داریم. 34:40.868 --> 34:44.288 ‫راستش رو بخواین، امیدوارم که طناب ‫واسه رسیدن به پایین کافی باشه. 34:44.997 --> 34:46.666 ‫فکر می‌کردم تا الان به سطح زمین نزدیک شده باشم، 34:46.749 --> 34:49.335 ‫ولی هنوزم خیلی تا پایین مونده. 34:49.418 --> 34:50.253 ‫عجب. 34:50.378 --> 34:52.463 ‫تیکه بده عقب ‫و به تجهیزات اعتماد کن. 35:16.195 --> 35:17.488 ‫خیلی‌خب. 35:19.782 --> 35:21.492 ‫پس می‌دونستم که برای کل اون 250 متر 35:21.617 --> 35:23.703 ‫طناب زیادی احتیاج داریم. 35:23.786 --> 35:26.622 ‫حتی با اون همه طناب، ‫بازم حدود یه 1.5 متر... 35:26.747 --> 35:29.167 ‫از طناب مونده. 35:29.250 --> 35:31.335 ‫پس یه جورایی تا حد محدودیت‌مون تموم شد. 35:31.419 --> 35:33.129 ‫مطمئن نیستم که چه انتظاری داشته باشم، 35:33.254 --> 35:35.464 ‫ولی به کسی که همراهشم اعتماد دارم. 35:35.548 --> 35:38.426 ‫قرار هم نیست پایین رو نگاه کنم ‫و آهنگ بخونم. 35:38.551 --> 35:40.636 ‫ممکنه بالا رو نگاه کنم ‫و آهنگ بخونم. 35:41.512 --> 35:44.265 ‫♪ هی، هی، هی، هی ♪ 35:44.348 --> 35:46.183 ‫♪ هی، هی، هی، هی ♪ 35:46.309 --> 35:49.645 ‫♪ تیکه بده عقب و به تجهیزاتت اعتماد کن ♪ 35:50.563 --> 35:53.774 ‫♪ تیکه بده عقب و به تجهیزاتت اعتماد کن ♪ 36:10.291 --> 36:11.834 ‫شروعشه که یه خرده ناجوره. 36:11.876 --> 36:14.503 ‫می‌دونین، اون بالاست که آدم استرس می‌گیره. 36:14.587 --> 36:17.214 ‫هنوز عمودی نشده، ‫یه جورایی زیر پات یه جوره. 36:17.298 --> 36:18.716 ‫وزن خیلی زیادی از طناب روی دستته. 36:18.841 --> 36:21.928 ‫فقط اعتماد داشته باش و ادامه بده. ‫وقتی شیب تندتر شد، 36:22.887 --> 36:26.682 ‫کم کم راه میفته ‫و طناب روون‌تر میشه. 36:36.525 --> 36:38.235 ‫ماجراجویی یعنی خودت رو بندازی 36:38.319 --> 36:40.488 ‫وسط جایی که هیچی ازش نمی‌دونی. 36:40.613 --> 36:43.949 ‫من نمی‌خوام این کارو انجام بدم، ‫تا حالا هم انجامش ندادم، 36:44.075 --> 36:47.078 ‫ولی به اون ترس غلبه می‌کنم. 36:47.662 --> 36:51.332 ‫من معمولا توی زندگی واقعی ‫بهتر از توی خواب‌هام عمل می‌کنم. 36:51.415 --> 36:54.251 ‫توی خواب‌هام، هیچوقت دختره رو به دست نمیارم. ‫هیچوقت اون پرش رو انجام نمیدم. 36:54.377 --> 36:57.838 ‫به نظرم "باور" در واقع همون رویای اصلیه. 36:57.963 --> 37:00.216 ‫پس باید به خودم باور داشته باشم. 37:00.299 --> 37:02.176 ‫برو بریم، جیگر. 37:03.803 --> 37:06.722 ‫آیا برنامه‌ای دارم؟ ‫نه، می‌سپارمش به جریان اتفاقات. 37:06.847 --> 37:08.224 ‫عجله که ندارم. 37:08.307 --> 37:11.143 ‫یکم با کوه شطرنج بازی می‌کنم. 37:11.268 --> 37:13.104 ‫اینجور کارها ‫مثل یکی از اون موادهاییه 37:13.229 --> 37:14.647 ‫که نمیشه با پول خرید. 37:14.730 --> 37:17.650 ‫این دقیقا محیط راحتی برام نیست، 37:17.775 --> 37:19.985 ‫ولی مطمئنم که تجربه‌اش 37:20.111 --> 37:21.570 ‫برام به یاد موندنی میشه. 37:22.822 --> 37:25.658 ‫آدم‌ها ممکنه توی یه باشگاه ‫یا روی یه دیوار سنگ‌نوری با طناب پایین اومده باشن. 37:25.783 --> 37:28.828 ‫اونا راحت و کنترل شده‌ست، ‫ولی اینجا فرق می‌کنه. 37:28.911 --> 37:30.371 ‫ولی اون درخشش خاصی ‫توی چشم‌هاش داره 37:30.454 --> 37:32.164 ‫و اونجا نمیشه با تقلب کارت رو پیش ببری. 37:32.289 --> 37:33.707 ‫باید شایستگیش رو به دست بیاری. 37:33.791 --> 37:35.334 ‫به خاطر همین که من عاشق این کارهام. 37:40.714 --> 37:44.260 ‫داره خوب میاد پایین. ‫اینجاش قطعا سخته. 37:44.385 --> 37:45.886 ‫آره! 37:47.179 --> 37:48.597 ‫تلاشت خوبیه. 37:52.893 --> 37:54.979 ‫اون یه خرده... 37:56.147 --> 37:58.566 ‫باید اقرار کنم که طولانی‌تر از چیزی بود ‫که فکر می‌کردم. 37:58.691 --> 38:00.860 ‫باید به نقطه کورت اعتماد داشته باشی، رفیق. 38:00.943 --> 38:03.696 ‫شرط می‌بندم که چند سانت عقب‌تر بودم، ‫تکیه داده بودم، 38:03.821 --> 38:06.866 ‫اعتماد کرده بودم که روی نقطه اول بودم. 38:06.991 --> 38:09.452 ‫اینطوری پایداری بیشتری داری. ‫حس می‌کنی تعادلت بیشتر شده. 38:09.577 --> 38:11.871 ‫همین که وزن بدنت بکشدش پایین 38:11.954 --> 38:13.456 ‫و مجبور نباشی بهش فشار بیاری، 38:13.581 --> 38:15.207 ‫واقعا حس می‌کنی کنترل خیلی بیشتری داری. 38:15.291 --> 38:16.625 ‫- اون خوب بود. ‫- اون خوب بود. 38:16.709 --> 38:17.751 ‫اون یه سرخوشی بود. 38:17.877 --> 38:20.296 ‫سرخوشی درست و حسابی شماره چهار، ‫واقعا به نظرم بود. 38:20.421 --> 38:21.839 ‫و بهترینش هم بود. 38:21.922 --> 38:24.800 ‫- باریکلا. ارتفاعش خیلی زیاده. ‫- ممنون، رفیق. 38:29.180 --> 38:31.640 ‫♪ هی، هی، هی، هی ♪ 38:32.725 --> 38:34.602 ‫پس بازم اینو ادامه می‌دیم. 38:34.727 --> 38:37.021 ‫این در نهایت به یه دریاچه می‌رسه، 38:37.104 --> 38:39.356 ‫و در نهایت اون طرفش 38:39.481 --> 38:41.233 ‫- میان دنبالمون. ‫- خیلی‌خب. 38:41.358 --> 38:43.569 ‫پس اول از همه دنبال دریاچه می‌گردیم. 38:55.080 --> 38:56.832 ‫ما این رودخونه رو 38:56.916 --> 38:58.500 ‫توی این دره دنبال می‌کنیم. 38:58.584 --> 39:00.502 ‫به آخرین دریاچه رسیدیم. 39:00.628 --> 39:03.631 ‫به تیم‌مون گفتم که یه کیسه‌ی قرمز واضح ‫برام بذارن، 39:03.714 --> 39:05.549 ‫و قراره داخلش یه منور باشه، 39:05.633 --> 39:07.217 ‫و قراره با اون منور 39:07.259 --> 39:08.594 ‫هلی‌کوپتر رو خبر کنیم. 39:08.677 --> 39:11.513 ‫- یه کیسه‌ی قرمز کوچیک؟ ‫- آره. 39:11.639 --> 39:14.600 ‫موقعیت ساعت سه‌ات رو نگاه کن. 39:15.476 --> 39:18.395 ‫آره، راستش فکر کردم که ‫اون یه تله‌ی ماهیگیریه. 39:18.520 --> 39:20.105 ‫آره، اون واقعا یه کیسه‌ی قرمزه. 39:20.147 --> 39:22.399 ‫آره. 39:22.483 --> 39:25.819 ‫طبق معمول، تیم‌مون کارمون رو راحت نکرده. 39:25.945 --> 39:28.364 ‫کیسه رو توی دریاچه گذاشتن. 39:28.489 --> 39:30.115 ‫اوه. 39:30.199 --> 39:31.492 ‫خیلی نزدیک شده بودیم. 39:31.533 --> 39:34.787 ‫یادت باشه، این یه دریاچه‌ی یخچالِ طبیعیه، ‫پس سرده. 39:34.912 --> 39:37.665 ‫فقط چند درجه بالای صفره. 39:37.790 --> 39:40.751 ‫به نظر میاد برای پایان این سفر ‫باید شنا کنیم. 39:40.876 --> 39:44.296 ‫می‌ریم داخل، میایم بیرون، ‫لباس خشک می‌پوشیم. 39:44.421 --> 39:46.799 ‫- باشه. ‫- آره بابا. 39:58.143 --> 39:59.728 ‫- خیلی‌خب. ‫- حاضری؟ 39:59.853 --> 40:03.273 ‫آب اینجا قراره یخ‌بندون باشه. 40:03.399 --> 40:05.150 ‫آره. 40:05.275 --> 40:07.486 ‫خیلی‌خب، بریم داخل. 40:07.569 --> 40:08.654 ‫بریم تو کارش. 40:19.456 --> 40:22.292 ‫دمای این آب چنده، 1 درجه سانتی‌گراد؟ 40:22.292 --> 40:24.002 ‫آره، تقریبا دمای یخ بندون هست. 40:25.212 --> 40:26.714 ‫اوه، عاشقشم. ‫اینو نگاه کن. 40:27.131 --> 40:28.382 ‫این سرسام‌آوره. 40:29.007 --> 40:29.842 ‫منور داخلشه؟ 40:43.647 --> 40:44.940 ‫هی. 40:45.816 --> 40:47.067 ‫اوه، پسر. 40:49.236 --> 40:51.530 ‫آره. صبح بخیر. 40:56.535 --> 40:58.745 ‫خیلی‌خب. ‫اگه این خیس باشه... 40:58.871 --> 41:01.915 ‫توی دردسر افتادیم. 41:03.250 --> 41:04.418 ‫خیلی‌خب. 41:04.501 --> 41:05.752 ‫- یه منور. ‫- خیلی‌خب. 41:05.878 --> 41:07.337 ‫این راه خروج‌مون از اینجاست. 41:07.421 --> 41:09.798 ‫ما کیسه‌ی قرمز که منور توش بود ‫رو پیدا کردیم، 41:09.923 --> 41:11.467 ‫که روی زمین نبود. 41:11.633 --> 41:14.344 ‫توی آب بود. ‫دستتون هم درد نکنه. 41:17.097 --> 41:18.390 ‫فکر نمی‌کنیم خیس شده باشه. 41:18.474 --> 41:21.435 ‫این بره تو آسمون، هلی‌کوپتر میاد ‫و از اینجا می‌ریم. 41:26.857 --> 41:28.400 ‫خیلی به دریاچه نزدیکن. ‫مشکلی نیست، هنریک؟ 41:28.609 --> 41:30.068 ‫آره، هیچ مشکلی نداره. 41:30.110 --> 41:31.361 ‫این سرشار از غافلگیری بود. 41:31.403 --> 41:33.947 ‫چهارتا سرخوشی بزرگ تجربه کردم، ‫هیجان طبیعی. 41:34.031 --> 41:37.242 ‫با نگاه کردن به پایین ترس زیادی وجودم رو می‌گرفت، ‫خودم رو جمع می‌کردم و انجامش می‌دادم، 41:37.284 --> 41:39.620 ‫به تجهیزات اعتماد می‌کردم، ‫به آدم‌ها اعتماد می‌کردم، 41:39.703 --> 41:41.747 ‫و بعد من و بر گفتگویی باهم می‌کردیم. 41:41.830 --> 41:44.082 ‫وقتی دونفری با یکی میای ‫توی دل طبیعت، 41:44.166 --> 41:46.001 ‫خیلی سریع‌تر 41:46.126 --> 41:47.628 ‫و در مدت کوتاه‌تری ‫راحت و صمیمی میشی. 41:47.669 --> 41:50.047 ‫به نظرم همین که جفتتون ‫با یه وضعیت ناشناخته سروکار دارین، 41:50.172 --> 41:52.549 ‫باعث میشه به طور طبیعی ‫بینتون پیوندی شکل بگیره 41:52.674 --> 41:56.011 ‫که دقیقا قشنگی دل به طبیعت زدن هم همینه. 41:56.011 --> 41:57.638 ‫خیلی‌خب بریم، ‫برو، برو، برو. 42:01.642 --> 42:05.687 ‫اوه، آره. ‫یوهو! 42:05.812 --> 42:08.690 ‫این واقعا سفر خوشی برام بود. 42:08.815 --> 42:11.485 ‫معلومه که متیو مک‌کانهی یه اسطوره‌ست، 42:11.568 --> 42:15.697 ‫ولی بخش جذابش برای من، ‫اون انسانیه که پشت این اسطوره قرار داره 42:15.781 --> 42:17.824 ‫و ارزش‌هایی که باهاشون زندگی می‌کنه. 42:17.950 --> 42:19.952 ‫براش خانواده و ایمان اهمیت داره، 42:20.077 --> 42:23.538 ‫ولی علاوه بر اینا، ‫به نظرم اون آدمیه که مصممه 42:23.580 --> 42:27.000 ‫طبق اصول و شرایط خودش زندگی کنه ‫و حاضره 42:27.084 --> 42:29.836 ‫بزنه به دل ناشناخته‌ها ‫و با سختی‌ها دست‌وپنجه نرم کنه. 42:29.962 --> 42:33.507 ‫و این در زندگی کمیابه، ولی زیباست. 42:35.926 --> 42:37.552 ‫آره، پسر! 42:37.636 --> 42:39.846 ‫بر، ممنون که دعوتم کردی. 42:39.972 --> 42:41.723 ‫ما بالای 20 ساله که سعی می‌کردیم ‫دست به دست همدیگه بدیم 42:41.848 --> 42:43.558 ‫و یکی از این ماجراجویی‌ها رو انجام بدیم. 42:43.642 --> 42:45.018 ‫بالاخره شدنیش کردیم. 42:45.102 --> 42:47.729 ‫حتی بهتر و فراتر از حد انتظارم بود. 42:47.854 --> 42:50.983 ‫هی، پسر. ‫همین فرمون رو برو جلو. ‫به زندگی ادامه بده. 42:51.108 --> 42:53.443 ‫باریکلا، برادر. 42:53.610 --> 42:55.487 ‫باریکلا. 42:55.570 --> 42:57.572 ‫ماجراجویی در طبیعت وحشی! 42:57.614 --> 43:00.075 ‫یالا، جیگر. ‫یالا! 43:01.952 --> 43:02.577 ‫یوهو! 43:02.577 --> 43:07.541 www.Doostihaa.com