WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:47.005 --> 00:50.008 ‫‫«قسمت چهارم‏:‏ طرح خام او‫» 00:55.013 --> 00:56.473 ‫پدر و مادر عزیزم، 00:56.556 --> 00:59.100 ‫امیدوارم حالتون ‫خوب باشه. 01:01.060 --> 01:04.063 ‫می‌دونم قول داده بودم به‌محض اینکه ‫رسیدم نامه بنویسم، 01:04.147 --> 01:07.150 ‫اما تا الان خیلی سرم شلوغ ‫بود و نتونستم. 01:07.233 --> 01:08.735 ‫لطفا منو ببخشین. 01:09.861 --> 01:13.990 ‫زمان خیلی زود گذشت و الان یه ماهه ‫که توی انگلیس هستم. 01:14.491 --> 01:16.201 ‫حالم خوبه. 01:16.784 --> 01:19.579 ‫لندن از اون چیزی که تصور ‫می‌کردم دوست‌داشتنی‌تره. 01:19.662 --> 01:23.374 ‫زندگی روزمره‌ام تا الان ‫راحت و دلپذیر بوده. 01:28.796 --> 01:31.716 ‫لیلی، می‌خوام میز رو جمع کنم. ‫عجله کن و تمومش کن. 01:32.884 --> 01:35.720 ‫دست‌پخت مادرخونده‌ام، ‫دایانا، فوق‌العاده‌ست، 01:35.803 --> 01:38.264 ‫و هر غذایی که درست ‫می‌کنه بی‌نظیره. 01:40.016 --> 01:44.479 ‫من هر روز دارم خودم رو وقف درس خوندن توی ‫آکادمی هنر سنت توماس می‌کنم. 01:45.647 --> 01:48.816 ‫استادم همیشه با حرفاش ‫بهم انگیزه میده. 01:48.900 --> 01:50.235 ‫مهارت فوق‌العاده‌ایه. 01:52.111 --> 01:54.113 ‫اما بازم، 01:54.197 --> 01:56.115 ‫همش همین. 01:56.741 --> 01:59.869 ‫ارزش هنری چندانی نداره. 02:01.204 --> 02:03.623 ‫به تلاشم ‫ادامه میدم‏.‏‏.‏‏.‏ 02:03.706 --> 02:05.583 ‫تا نفر اول بشم. 02:07.919 --> 02:10.672 ‫"پدر، مادر." 02:10.755 --> 02:13.174 ‫"لطفا حسابی مراقب ‫سلامتیتون باشین." 02:13.675 --> 02:15.593 ‫"بازم براتون می‌نویسم." 02:16.094 --> 02:17.387 ‫"ارادتمند شما، لیلی." 02:20.473 --> 02:26.020 ‫سکیوشی از توکاماچی، امسال هم برامون پارچه ‫چیجیمی باکیفیتی فرستاده. 02:26.521 --> 02:28.856 ‫بهتره قبل از اینکه هوا گرم بشه، کیمونوی ‫تابستونی رو آماده کنم. 02:29.357 --> 02:31.526 ‫خوشحالم که حالش خوبه. 02:31.609 --> 02:33.528 ‫کی؟ منظورت لیلیه؟ 02:33.611 --> 02:36.572 ‫به نظر می‌رسه به زندگی توی ‫انگلیس عادت کرده. 02:36.656 --> 02:39.492 ‫- دختر خودمه دیگه... ‫- مسخره‌بازی درنیار. 02:39.993 --> 02:41.828 ‫من اون دختر رو خیلی ‫خوب می‌شناسم. 02:41.911 --> 02:44.789 ‫کاملا مشخصه داره دروغ میگه ‫و نقش بازی می‌کنه. 02:44.872 --> 02:46.249 ‫اما این... 02:46.332 --> 02:50.294 ‫خیلی زود با گریه و زاری برمی‌گرده ‫خونه، به ژاپن. 02:51.295 --> 02:55.466 ‫اون دختر به من رفته. ‫توی لاف زدن ماهره. 02:55.550 --> 02:59.053 ‫نامه‌اش رو با دقت نوشته تا ‫تاثیر خوبی بذاره، 02:59.137 --> 03:03.224 ‫اما مطمئنم همین الان که داریم حرف ‫می‌زنیم، داره سختی می‌کشه. 03:09.188 --> 03:11.232 ‫شاید یکی داشت پشتم ‫حرف می‌زد. 03:11.315 --> 03:12.483 ‫یعنی چی؟ 03:12.567 --> 03:16.112 ‫به‌هرحال، کارت رو برای نمایشگاه ‫رقابتی تموم کردی؟ 03:16.195 --> 03:19.115 ‫تقریبا. می‌خوام یه‌کم بیشتر ‫روی اون کار کنم. 03:19.657 --> 03:23.911 ‫راستش، حتی مطمئن نیستم قضیه این ‫مسابقه رو فهمیده باشم. 03:24.495 --> 03:26.748 ‫الان وقت وا دادن نیست! 03:27.373 --> 03:29.333 ‫محل برگزاری، ‫گالری ملیه. 03:29.417 --> 03:33.838 ‫نجیب‌زاده‌ها و دلال‌های هنر از ‫سراسر انگلیس میان اون‌جا. 03:33.921 --> 03:38.259 ‫این یکی از معدود فرصت‌هاییه که ما دانشجوها ‫داریم تا کارمون رو نشون بدیم. 03:38.342 --> 03:40.011 ‫این واقعا خاص به نظر می‌رسه. 03:40.094 --> 03:42.013 ‫خاص بودن حتی نمی‌تونه ‫توصیفش کنه. 03:42.096 --> 03:44.515 ‫بعضی وقتا کارها اون‌جا ‫خریده میشن، 03:44.599 --> 03:46.893 ‫و حتی می‌تونی حامی ‫مالی پیدا کنی. 03:46.976 --> 03:50.396 ‫اصلا نمی‌دونستم دانشجوها همچین ‫فرصت‌هایی به دست میارن. 03:50.480 --> 03:55.777 ‫شنیدم بعضی از دانشجوها یه سال تمام ‫دارن براش آماده میشن. 03:55.860 --> 03:56.903 ‫واو. 03:57.653 --> 04:00.156 ‫تو می‌خوای چی ارائه بدی، ‫دوروتی؟ 04:00.239 --> 04:01.574 ‫یه طبیعت بی‌جان. 04:01.657 --> 04:05.495 ‫- اما یکم متفاوته... ‫- سلام، خانم‌های دوست‌داشتنی‏.‏ 04:05.578 --> 04:07.538 میشه پیشتون بشینم؟ 04:07.622 --> 04:08.998 ‫جافری! 04:09.081 --> 04:10.458 ‫دارین درباره مسابقه ‫بحث می‌کنین؟ 04:10.541 --> 04:13.127 ‫- آره. ‫- دانشجوهای مجسمه‌سازی هم شرکت می‌کنن، مگه نه؟ 04:13.211 --> 04:15.797 ‫البته. من همین الانش هم ‫کارم رو فرستادم. 04:15.880 --> 04:17.590 ‫بازم یه مجسمه برنزی؟ 04:17.673 --> 04:19.133 ‫منظورت از "بازم" چیه؟ 04:19.217 --> 04:20.468 ‫هی! 04:20.551 --> 04:23.221 ‫چیه، پیتر؟ صورتت سرخ شده. 04:23.304 --> 04:24.680 ‫کیت رو دیدین؟ 04:24.764 --> 04:26.265 ‫کیت؟ 04:26.349 --> 04:27.934 ‫کیت... 04:35.066 --> 04:37.443 ‫اون‌جا داره چیکار می‌کنه؟ 04:37.944 --> 04:40.279 ‫موقع خوردن مافین ‫از حال رفت. 04:40.363 --> 04:42.365 ‫بازم کل شب رو بیدار بود و ‫نقاشی می‌کشید؟ 04:43.783 --> 04:45.368 ‫خیل خب، خیل خب. آروم باش. 04:45.451 --> 04:47.203 ‫چت شده، پیتر؟ 04:47.286 --> 04:48.371 ‫اتفاقی افتاده؟ 04:48.955 --> 04:51.123 ‫بازم همون کار رو کرد. ‫اون عوضی! 04:51.207 --> 04:53.084 ‫- بازم؟ ‫- بازم؟ 04:53.167 --> 04:54.085 ‫بازم؟ 04:54.168 --> 04:57.630 ‫این دفعه، ‫ساعت طلای پروفسور برنت رو تیکه‌تیکه کرد. 04:57.713 --> 04:58.714 ‫چی؟! 04:58.756 --> 05:00.091 ‫بازم؟ 05:00.925 --> 05:02.260 عجب حرکت جسورانه‌ای‏.‏ 05:02.343 --> 05:03.886 اصلاً هم خنده‌دار نیست‏.‏ 05:03.970 --> 05:07.640 ‫- اندازه‌ی حقوق سه ماهشه! ‫- واقعا؟ 05:07.723 --> 05:10.726 ‫یه جورایی، پروفسور من رو مقصر دونست، ‫سرم داد زد، 05:10.810 --> 05:12.395 ‫و اصرار کرد که من ‫درستش کنم! 05:12.979 --> 05:14.897 ‫مسخره‌ست. 05:14.981 --> 05:18.609 ‫خب، اینکه از کیت بخواد درستش ‫کنه فایده‌ای نداشت. 05:18.693 --> 05:19.610 ‫حق با اونه. 05:19.694 --> 05:23.072 ‫به‌علاوه، وقتی کیت ساعت جیبی ‫مدیر رو تیکه‌تیکه کرد، 05:23.155 --> 05:26.033 ‫تو دوباره راهش انداختی، ‫مگه نه، پیتر؟ 05:26.117 --> 05:28.452 ‫اون یکی فقط سه تا ‫عقربه داشت! 05:28.536 --> 05:31.038 ‫مال پروفسور برنت یه کرونوگراف با ‫یه تکرارکننده دقیقه‌ست! 05:31.122 --> 05:32.540 ‫فوق‌العاده پیچیده‌ست! 05:32.623 --> 05:35.459 ‫- عمرا بتونم! ‫- نگران نباش، پیتر. 05:35.543 --> 05:37.003 ‫تو پسر باهوشی هستی. 05:37.086 --> 05:41.173 ‫اگه با این هوشی که داری نتونی درستش ‫کنی، تقصیر خودته. 05:41.257 --> 05:43.175 ‫این دیگه چه جور منطقیه؟ 05:43.884 --> 05:47.805 ‫خوب یا بد، ‫کیت واقعا آدم عجیبیه. 05:47.888 --> 05:50.182 ‫با بودن اون هیچ‌وقت حوصله ‫آدم سر نمیره. 05:51.267 --> 05:54.186 ‫از طرفی، ‫به اون کفش‌های کثیفش نگاه کن! 05:54.270 --> 05:58.858 ‫فکر کنم ارزش زیادی نداشته باشن، اما کفش‌ها ‫نشون‌دهنده شخصیت آدم هستن. 05:58.941 --> 06:01.610 ‫حداقل می‌تونست تمیز ‫نگهشون داره. 06:01.694 --> 06:03.738 ‫اون کفش‌ها ساخت جان ‫لاب هستن. 06:03.821 --> 06:05.948 ‫از همون مدلین که خانواده ‫سلطنتی می‌پوشن. 06:06.032 --> 06:07.116 ‫- چی؟! ‫- چی؟! 06:07.199 --> 06:08.909 ‫چرت‌وپرت نگو! امکان نداره! 06:08.993 --> 06:11.996 ‫من مطمئنم. وقتی رفتم خونه کیت، ‫اونا رو دیدم. 06:12.079 --> 06:14.832 ‫اون دیگه کیه؟ 06:18.586 --> 06:19.754 ‫راستی یادم افتاد. 06:19.837 --> 06:23.549 ‫کلاس مجسمه‌سازی ما هم داره یه دانشجوی ‫انتقالی خارجی میاره. 06:23.632 --> 06:25.760 ‫به این زودی بعد از ‫لیلی؟ عجیبه. 06:25.843 --> 06:27.720 ‫برام جالبه که مال ‫کدوم کُشورن. 06:27.803 --> 06:29.096 ‫بی‌صبرانه منتظر دیدنشم. 06:29.180 --> 06:30.514 ‫مگه نه، لیلی؟ 06:30.598 --> 06:33.100 ‫آره. موافقم. 06:33.184 --> 06:37.897 ‫راستی، اگه کارت رو برای ‫مسابقه تموم نکردی... 06:37.980 --> 06:39.899 ‫اونا واقعا کثیفن. 06:52.953 --> 06:55.706 ‫هورا! هوا عالیه. 06:55.790 --> 06:58.167 ‫امروز ممکنه روز خوبی باشه. 06:58.250 --> 07:00.503 ‫ساکورا، ‫می‌تونی اون رو همون‌جا بذاری. 07:00.586 --> 07:02.213 ‫ژاپنی بود؟ 07:02.963 --> 07:05.549 ‫بقیه‌اش رو خودم انجام میدم. ‫برو صبحانه‌ات رو بخور. 07:06.801 --> 07:09.386 ‫می‌دونستم. ‫داره ژاپنی حرف می‌زنه. 07:10.429 --> 07:13.641 ‫سلام! ببخشید! 07:13.724 --> 07:15.768 ‫شما اهل ژاپن هستین؟ 07:19.146 --> 07:20.731 ‫صبح بخیر! 07:20.815 --> 07:23.734 صبح بخیر‏.‏ 07:38.833 --> 07:42.670 ‫زنجیرش شُله، ‫و بدنه‌اش هم یه کوچولو خم شده. 07:42.753 --> 07:45.047 ‫اگه بندازیش در میاد، 07:45.130 --> 07:46.257 ‫پس مراقب باش. 07:46.340 --> 07:48.384 ‫فهمیدم. ‫ببخشید که تو زحمت افتادی. 07:48.467 --> 07:50.177 ‫خب دیگه. برو به کارت برس. 07:50.261 --> 07:51.262 ‫من رفتم. 07:51.720 --> 07:54.807 ‫شنیدم امشب برای شام پای ‫ساردین داریم. 07:55.307 --> 07:58.310 ‫هیچ‌وقت نمی‌تونم به اون ‫پای عادت کنم. 07:59.270 --> 08:00.771 ‫خب، بزن بریم. 08:00.854 --> 08:02.106 ‫ببخشید. 08:04.525 --> 08:06.026 ‫ما قبلا با هم صحبت کردیم. 08:06.694 --> 08:07.528 ‫شما... 08:07.611 --> 08:11.198 ‫شنیده بودم یه ژاپنی اون طرف ‫خیابون زندگی می‌کنه، 08:11.282 --> 08:14.535 ‫اما اون‌قدر سرم گرم اسباب‌کشی بود که ‫وقت نکردم بیام سلام کنم. 08:15.119 --> 08:17.121 ‫من شینوسوکه ‫کوبایاکاوا هستم، 08:17.204 --> 08:19.331 ‫و اینم خواهر کوچیکترم، ‫ساکوراست. 08:19.415 --> 08:20.791 ‫ما اهل کاماکورا هستیم. 08:20.874 --> 08:23.085 ‫چی؟ کاماکورا؟! 08:24.503 --> 08:26.964 ‫هی! بهت گفتم نندازیش! 08:27.047 --> 08:29.216 ‫ببخشید! 08:31.051 --> 08:33.012 ‫شاید باورت نشه‏،‏ ولی ‫منم اهل یوکوهاما هستم. 08:33.095 --> 08:34.513 ‫چی؟ واقعا؟ 08:34.597 --> 08:37.182 ‫من نزدیک خلیج زندگی می‌کنم. ‫چه تصادفی. 08:37.266 --> 08:40.894 ‫من قبلا با پدرم برای کار ‫به موتوماچی رفتم. 08:40.978 --> 08:42.938 ‫خونه ما نزدیک موتوماچیه. 08:43.439 --> 08:45.024 ‫چه جالب. 08:45.107 --> 08:49.361 ‫من توی لندن با یه فرد ژاپنی آشنا شدم، و تو هم ‫مثل من اهل کاناگاوا هستی! 08:49.445 --> 08:51.280 ‫و هردومون هم به سنت ‫توماس میریم. 08:51.363 --> 08:54.491 ‫دقیقاً! ‫چه غافلگیری دلپذیری. 08:54.575 --> 08:57.661 ‫موافقم. راستش رو بخوای، ‫خیالم راحت شد. 08:57.745 --> 09:00.456 ‫ساکورا قراره به کدوم ‫مدرسه بره؟ 09:00.956 --> 09:03.250 ‫ساکورا قرار نیست ‫به مدرسه بره. 09:03.334 --> 09:05.544 که این‌طور‏.‏ 09:10.674 --> 09:12.801 ‫شما کی رسیدین این‌جا، ‫خانم ایچیجوین؟ 09:12.885 --> 09:15.387 ‫حدود یه ماه پیش. 09:15.888 --> 09:18.432 ‫اولش خیلی سخت بود. 09:18.515 --> 09:21.018 ‫من انگلیسی رو از یه معلم ‫ژاپنی یاد گرفتم، 09:21.101 --> 09:24.063 ‫برای همین تلفظم ‫یکم فرق داشت. 09:24.855 --> 09:28.025 ‫اما اخیرا، ‫به تلفظ‌های این‌جا عادت کردم، 09:28.108 --> 09:31.070 ‫و می‌تونم خیلی طبیعی با ‫همه صحبت کنم. 09:31.653 --> 09:34.156 ‫خوشحالم که همچین همسایه ‫قابل اعتمادی دارم. 09:34.239 --> 09:36.825 ‫من هنوز به انگلیسی حرف زدنم ‫اعتمادبه‌نفس ندارم. 09:37.409 --> 09:40.829 ‫اگه کلمه‌ای بود که متوجه نشدی، ‫هر وقت خواستی ازم بپرس. 09:40.913 --> 09:42.164 ‫خیلی ممنونم. 09:42.664 --> 09:45.751 ‫من روی شما به عنوان مربیم حساب ‫می‌کنم، خانم ایچیجوین. 09:45.834 --> 09:48.837 ‫بیخیال، من؟ مربی شما؟ 09:50.964 --> 09:54.259 خیلی ببخشید‏،‏ سم‫! 09:54.343 --> 09:57.763 دانشجوی انتقالی رو دیدی؟ 09:57.846 --> 10:00.057 ‫آره. ‫اون طرف خیابون ما زندگی می‌کنه. 10:00.140 --> 10:01.725 ‫چی؟ واقعا؟ 10:02.226 --> 10:05.062 ‫کی فکرش رو می‌کرد که اونم ‫یه ژاپنی دیگه باشه؟ 10:05.145 --> 10:07.648 ‫آره، منم غافلگیر شدم. 10:07.731 --> 10:10.109 ‫حلال‌زاده‌ست. 10:10.984 --> 10:15.322 ‫من تا حالا کسی رو از شرق آسیا ندیدم که این‌قدر ‫روون انگلیسی صحبت کنه. 10:15.405 --> 10:16.990 ‫از کی یاد گرفتی؟ 10:17.074 --> 10:19.326 ‫یه مرد انگلیسی توی محله ‫ما زندگی می‌کرد. 10:19.409 --> 10:21.328 ‫خانواده‌هامون با ‫هم آشنا شدن. 10:21.411 --> 10:25.207 ‫پس که این‌طور. ‫اونا اهل یورکشایر بودن، مگه نه؟ 10:25.707 --> 10:26.542 ‫درسته. 10:26.625 --> 10:30.462 ‫گفتن کوبایاکاوا سخته. ‫می‌تونیم شین صدات کنیم؟ 10:30.546 --> 10:31.880 ‫بله، البته. 10:31.964 --> 10:33.298 خوشبختم‏،‏ شین‏.‏ 10:33.590 --> 10:35.592 ‫اونا با من این‌طوری ‫رفتار نکردن. 10:35.843 --> 10:36.885 ‫خیل خب بابا. 10:36.885 --> 10:39.805 ‫انگلیسیش از تو بهتره. ‫واقعیت همینه دیگه. 10:40.764 --> 10:43.767 ‫دوروتی، ‫تو واقعا بیش از حد صادقی. 10:46.270 --> 10:48.272 ‫راستی، پیتر. شنیدی؟ 10:49.189 --> 10:52.192 ‫دانشجوی جدید مجسمه‌سازی ‫هم ژاپنیه. 10:53.026 --> 10:56.029 ‫شین کوبایاکاوا، درسته؟ ‫جافری بهم در موردش گفت. 10:56.280 --> 10:59.741 ‫دولت ژاپن داره شهریه و هزینه‌های ‫زندگیش رو میده. 11:00.242 --> 11:01.368 ‫مال تو رو هم، لیلی؟ 11:01.451 --> 11:05.539 ‫عمرا. ‫اونا فقط شهریه‌ام رو میدن. 11:05.622 --> 11:08.834 ‫پس اون واقعا باید یکی ‫از نخبه‌ها باشه. 11:08.917 --> 11:11.753 ‫شنیدم که از یه خانواده ‫مجسمه‌سازهای بودایی میاد. 11:11.837 --> 11:14.339 ‫واو، تحسین‌برانگیزه. 11:14.423 --> 11:17.676 ‫هرچی باشه، ‫کار با چوب ژاپنی‌ها توی دنیا معروفه. 11:18.176 --> 11:21.054 ‫شنیدم اونم توی مسابقه ‫شرکت می‌کنه. 11:21.138 --> 11:22.389 ‫یه‌کم هیجان‌زده‌ام. 11:22.472 --> 11:24.474 ‫درسته! مسابقه! 11:24.975 --> 11:26.768 ‫لیلی، لباسی انتخاب کردی؟ 11:26.852 --> 11:29.104 ‫چی؟ مگه قانون پوشش داره؟ 11:29.187 --> 11:32.524 ‫معلومه! ‫نجیب‌زاده‌ها و دلال‌های هنر میان اون‌جا. 11:32.608 --> 11:35.110 ‫نمی‌تونی با یه ظاهر ‫شلخته بری اون‌جا. 11:35.193 --> 11:37.821 ‫من فقط یه دانشجوام. ‫قطعا می‌تونم معمولی لباس بپوشم... 11:37.904 --> 11:39.906 ‫ساده‌لوح نباش! 11:39.990 --> 11:42.492 ‫تاثیر اولیه همیشه مهمه. 11:43.076 --> 11:46.538 ‫تو چی، کیت؟ ‫اصلا لباس رسمی داری؟ 11:46.622 --> 11:48.749 ‫- نه. ‫- همین انتظار رو داشتم. 11:49.374 --> 11:52.753 ‫خب، کیت همین الانش هم حامی مالی ‫داره. براش مهم نیست. 11:52.836 --> 11:56.089 ‫اما حداقل باید گل‌ولای روی ‫کفش‌هات رو پاک کنی. 11:58.300 --> 12:01.011 ‫لیلی، ‫بیا بعد از کلاس بریم خرید. 12:01.094 --> 12:03.513 ‫درسته. فکر خوبیه. 12:04.640 --> 12:06.683 ‫وقتشه. ‫بیایین بریم توی کلاس. 12:06.767 --> 12:08.018 ‫بیا دیگه، لیلی. 12:08.101 --> 12:09.102 ‫باشه. 12:10.187 --> 12:12.564 ‫دیر نکنی، کیت! 12:37.881 --> 12:40.342 ‫لیلی، نزدیک ساعت هفته‏.‏ 12:40.425 --> 12:41.968 ‫باید بریم خونه. 12:42.052 --> 12:45.180 ‫ببخشید، ‫می‌خوام یه‌کم بیشتر کار کنم. 12:45.263 --> 12:49.142 ‫این مسابقه یه شانس بزرگه. ‫نمی‌خوام پشیمون بشم. 12:49.226 --> 12:52.813 ‫به‌علاوه، قطعا می‌خوام این ‫دفعه کیت رو شکست بدم. 12:54.231 --> 12:55.816 باشه‏،‏ اگه اصرار داری‏.‏ 12:56.400 --> 12:58.860 ‫من یه بهونه‌ای برای ‫دایانا میارم، 12:58.944 --> 13:01.530 ‫اما قبل از غروب آفتاب ‫بیا خونه. 13:01.613 --> 13:03.073 ‫باشه. میام. 13:03.573 --> 13:04.574 ‫بعدا می‌بینمت. 14:08.930 --> 14:11.975 ‫این‌جا گالری ملیه؟ 14:13.643 --> 14:14.728 ‫خیلی بزرگه. 14:14.811 --> 14:16.354 ‫بزن بریم، لیلی. 14:27.073 --> 14:30.118 ‫همین جاست. یعنی همه اومدن؟ 14:30.201 --> 14:32.245 ‫استرس دارم. 14:39.336 --> 14:40.587 ‫نظرت چیه؟ 14:41.087 --> 14:42.464 ‫شاید دفعه بعد. 14:51.598 --> 14:53.725 ‫فضا خیلی دلهره‌آوره. 14:53.808 --> 14:55.727 ‫واقعا همینه. 14:55.810 --> 14:58.897 ‫حس می‌کنم دارن ما رو ‫ارزیابی می‌کنن. 14:58.980 --> 14:59.981 ‫آره. 15:00.482 --> 15:01.941 ‫درسته. 15:02.025 --> 15:05.320 ‫شیرینی‌های اون‌جا خوشمزه به نظر می‌رسن. ‫میرم یه‌کم بردارم. 15:05.403 --> 15:06.237 ‫چی؟ 15:06.321 --> 15:09.407 ‫هی، دوروتی! منو تنها نذار! 15:17.707 --> 15:19.793 ‫آروم بودن سخته، مگه نه؟ 15:21.086 --> 15:22.504 ‫آقای کوبایاکاوا! 15:23.171 --> 15:26.424 ‫حس می‌کنم جام این‌جا نیست. ‫این بهم استرس میده. 15:26.508 --> 15:28.927 ‫درک می‌کنم. ‫منم همین حس رو دارم. 15:29.427 --> 15:30.428 ‫بفرمایین. 15:31.054 --> 15:32.430 ‫خیلی ممنونم. 15:32.514 --> 15:35.517 ‫این‌قدر رسمی نباش. ‫مگه هم‌سن نیستیم؟ 15:35.600 --> 15:37.310 منو شین صدا کن‏.‏ 15:37.394 --> 15:38.603 ‫باشه. 15:38.686 --> 15:41.356 ‫من چندتا از نقاشی‌های رنگ روغن ‫مسابقه رو دیدم. 15:41.439 --> 15:42.524 ‫مال تو کجاست؟ 15:42.607 --> 15:45.193 ‫مال من... 15:50.281 --> 15:51.491 ‫واو! 15:52.534 --> 15:54.786 ‫باشکوهه. 15:54.869 --> 15:56.496 ممنون‏.‏ 15:56.579 --> 15:59.249 ‫ برای اولین بار گوسفندها رو دیدم‏.‏ ‫خیلی بامزه بودن‏.‏ 15:59.749 --> 16:00.750 ‫چی؟ 16:09.175 --> 16:10.844 ‫محشره. 16:10.927 --> 16:13.096 ‫پس این همون کیت چرچیه که ‫در موردش شنیدم. 16:13.596 --> 16:16.099 ‫خانواده اسپنسر داره ‫همشون رو می‌خره. 16:16.182 --> 16:17.767 ‫این یکی هم فروخته شد. 16:17.851 --> 16:19.102 ‫انگار خیلی دیر رسیدم. 16:19.978 --> 16:22.230 ‫اون مرکز توجهه. 16:22.313 --> 16:23.731 ‫کیت چرچ... 16:24.441 --> 16:27.277 ‫نقاشی‌هاش فوق‌العاده‌ان. ‫البته فقط نقاشی‌هاش. 16:27.360 --> 16:29.696 ‫سلام. داره بهت خوش می‌گذره، ‫شین؟ 16:29.779 --> 16:31.906 ‫سلام، جافری. ‫البته که خوش می‌گذره. 16:31.990 --> 16:34.450 ‫لیلی، مجسمه شین رو دیدی؟ 16:34.534 --> 16:36.411 ‫چی؟ نه، ندیدم. 16:36.494 --> 16:39.497 ‫- من تازه رسیدم... ‫- باید ببینیش! بی‌نظیره! 16:49.799 --> 16:51.092 ‫چقدر قشنگه. 16:52.093 --> 16:52.969 ‫ممنونم. 16:53.052 --> 16:56.681 ‫توی سفر تراشیدمش، ‫برای همین یه جاهاییش ناهمواره. 16:56.764 --> 17:00.518 ‫تا حالا همچین کار با چوب ‫دقیقی ندیده بودم. 17:00.602 --> 17:02.604 ‫روکش دورنگش هم خیلی ظریفه. 17:04.147 --> 17:05.398 ‫که این‌طور. 17:05.481 --> 17:08.776 ‫تو از هسته و لبه بیرونی چوب ‫کوروگاکی استفاده کردی. 17:08.860 --> 17:11.321 ‫چون چوب ضایعاتیه، ‫در واقع با یه تیر دو نشون زدی. 17:11.404 --> 17:13.281 ‫بله. شما خیلی واردین. 17:13.364 --> 17:15.992 ‫برای تاج پرنده از قرمز ژاپنی ‫استفاده کردی؟ 17:16.075 --> 17:17.452 ‫یا لاک قرمزه؟ 17:17.952 --> 17:19.829 شما‏.‏‏.‏‏.‏ 17:19.913 --> 17:21.414 ‫پیتر آنتونی هستم. 17:21.497 --> 17:24.083 ‫یه نقاش رنگ روغن از ‫دهلی هند هستم. 17:24.959 --> 17:27.337 ‫- من... ‫- شینوسوکه کوبایاکاوا هستی، درسته؟ 17:27.420 --> 17:30.673 ‫جافری در موردت بهم گفت. ‫منم می‌تونم شین صدات کنم؟ 17:30.757 --> 17:31.841 ‫البته. 17:31.925 --> 17:33.551 ‫از دیدنت خوشبختم، شین. 17:33.635 --> 17:34.636 ‫منم همین‌طور. 17:35.136 --> 17:37.805 ‫نگاه کن. جمعمون جَمعه. 17:37.889 --> 17:39.265 ‫دوروتی! 17:39.349 --> 17:40.767 ‫این‌قدر نیاز داشتی؟ 17:40.850 --> 17:42.852 ‫- چی؟ یه‌کم می‌خوای؟ ‫- نه! 17:42.936 --> 17:44.646 ‫از دیدنت خوشبختم، دوروتی. 17:44.729 --> 17:46.606 ‫- من... ‫- شین کوبایاکاوا، درسته؟ 17:46.689 --> 17:48.483 ‫خیلی آدم برجسته‌ای ‫به نظر می‌رسی. 17:48.566 --> 17:51.694 ‫اگه می‌خوای باهام ازدواج کنی، ‫زودتر بگو. 17:51.778 --> 17:54.864 همین الان اقدام کنی‏،‏ نفر سوم لیستی‏.‏ 17:54.948 --> 17:55.823 ‫باشه. 17:55.907 --> 17:57.825 ‫راستی یادم افتاد. 17:57.909 --> 17:59.202 ‫همه‌تون شنیدین؟ 17:59.285 --> 18:01.996 ‫میگن یه نجیب‌زاده ‫بلندمرتبه این‌جاست. 18:02.080 --> 18:04.082 ‫واقعا؟ کی می‌تونه باشه؟ 18:15.051 --> 18:16.219 ‫چی؟ 18:17.136 --> 18:18.221 اون‏.‏‏.‏‏.‏ 18:25.687 --> 18:27.772 ‫چه آقای متشخصی. 18:27.855 --> 18:28.856 ‫امکان نداره! 18:28.898 --> 18:31.859 ‫دوک واقعی کارلایل. ‫عالیجناب، هنری چرچ! 18:32.694 --> 18:34.737 ‫خیلی باوقاره. 18:34.821 --> 18:36.239 ‫می‌تونی بگی ابهتشه، یا... 18:36.322 --> 18:37.740 ‫طبیعیه. 18:37.824 --> 18:40.243 ‫اون یه اشراف‌زاده با ‫بالاترین جایگاهه. 18:41.285 --> 18:44.747 ‫از زمان سلطنت ملکه قبلی، ‫دیپلماسی خارجی رو اداره کرده. 18:44.831 --> 18:48.626 ‫صلح و رفاه انگلیس خیلی ‫بهش مدیونه. 18:48.710 --> 18:49.961 ‫واو. 18:51.212 --> 18:55.216 ‫اما چرا باید بیاد به یه مسابقه ‫هنری دانشجویی؟ 18:56.968 --> 18:59.971 ‫خوشحالم که سالم و سرحالید‏.‏ 19:00.054 --> 19:02.974 وزن کم کردید؟ 19:03.057 --> 19:05.143 به زور زنده‌ام‏.‏ 19:05.226 --> 19:07.395 ‫خوشحالم که می‌بینم شما ‫هم سالم هستین. 19:07.478 --> 19:09.939 ‫راستی یادم افتاد، ‫عالیجناب... 19:10.022 --> 19:13.192 ‫منو هنری صدا کن. خیلی خشکه‏.‏ 19:13.693 --> 19:15.736 ‫کریستوفر، لفتش نده. 19:15.820 --> 19:17.405 ‫ما به خاطر تو این‌جاییم. 19:21.742 --> 19:22.785 ‫- چی؟! ‫- چی؟! 19:24.120 --> 19:25.788 ‫- اون... ‫- امکان نداره! 19:27.790 --> 19:29.208 ‫چی؟! 19:31.461 --> 19:33.337 ‫- کیت؟! ‫- کیت؟! 19:39.385 --> 19:42.221 ‫کریستوفر، باید درست و حسابی با همه ‫سلام و احوال‌پرسی کنی. 19:42.722 --> 19:43.723 ‫یه‌کم ادب نشون بده. 19:43.764 --> 19:45.057 ‫هی! مگه نمی‌شنوی؟ 19:45.141 --> 19:46.809 ‫کریستوفر! برگرد این‌جا! 19:49.645 --> 19:51.939 ‫کـ... کریستوفر؟ 19:52.023 --> 19:53.816 ‫تو کیت هستی، مگه نه؟ 19:53.900 --> 19:56.527 ‫پس می‌خواستی کی باشم؟ 19:56.611 --> 19:57.820 شوخیت گرفته؟ 19:57.904 --> 19:58.946 ‫نه... 19:59.030 --> 20:00.740 ‫کیت چرچ... 20:00.823 --> 20:02.450 ‫منظورت همون خانواده چرچه؟! 20:02.533 --> 20:03.951 ‫واقعا داره این اتفاق میفته؟ 20:04.035 --> 20:06.037 ‫کریستوفر... 20:06.120 --> 20:07.705 ‫اما تو کیت هستی، درسته؟ 20:08.539 --> 20:09.916 ‫بی‌خیال. 20:10.750 --> 20:13.294 ‫کیت، اصلا نشناختمت. ‫شوکه شدم. 20:13.377 --> 20:15.421 ‫تو دیگه نه، پیتر! 20:16.130 --> 20:19.675 ‫بذار روشن کنم. ‫این لباس ایده من نبود. 20:20.176 --> 20:22.595 ‫حس می‌کنم دارن خفه‌ام می‌کنن. 20:22.678 --> 20:24.180 ‫واقعا چندش‌آوره. 20:24.889 --> 20:28.517 ‫دوست دارم همین الان این وسیله ‫شکنجه رو در بیارم... 20:28.601 --> 20:30.519 ‫از آشنایی با همگی خوشبختم. 20:30.603 --> 20:32.063 ‫شما هم‌کلاسی‌های پسرم هستین؟ 20:32.146 --> 20:35.107 ‫- من... ‫- از دیدنتون خوشبختم! 20:35.191 --> 20:38.486 ‫من جافری هستم، ‫پسر سوم خانواده اوبراین. 20:38.569 --> 20:40.947 ‫مایه افتخاره، عالیجناب. 20:41.030 --> 20:44.492 ‫افتخار می‌کنم که کیت رو دوست ‫صمیمی خودم بدونم. 20:44.575 --> 20:47.119 ‫هنوز داری از اون لقب "کیت" ‫استفاده می‌کنی؟ 20:47.203 --> 20:48.579 ‫دور از شأنه. 20:49.163 --> 20:50.414 ‫اون برادر بزرگتر منه. 20:50.498 --> 20:53.084 ‫بهت گفتم خودت رو ‫کریستوفر صدا کنی. 20:53.668 --> 20:54.669 ‫دست از سرم بردار! 20:55.169 --> 20:57.046 ‫وقتی این‌طوری رفتار می‌کنی، ‫نمی‌تونم. 20:57.129 --> 21:00.675 ‫من باید آزاد باشم تا با اسمی که خودم ‫انتخاب کردم کار کنم. 21:00.758 --> 21:03.260 ‫تو هیچی نیستی جز ‫یه بچه گنده. 21:03.344 --> 21:05.388 بسه دیگه‏.‏ 21:06.138 --> 21:10.518 ‫می‌دونستم اون با بقیه آدم‌های ‫معمولی فرق داره! 21:10.601 --> 21:11.894 ‫لُرد کیت! 21:11.978 --> 21:14.063 ‫نه، لُرد کریستوفر! 21:14.146 --> 21:15.356 ‫کریستوفر، 21:15.439 --> 21:17.650 ‫برای تعطیلات میای خونه، ‫مگه نه؟ 21:17.733 --> 21:20.152 ‫نه، من خیلی سرم شلوغه. 21:20.236 --> 21:21.570 ‫چرت‌وپرت نگو! 21:22.154 --> 21:24.615 ‫ما خانواده سلطنتی رو برای ‫شام دعوت کردیم. 21:25.116 --> 21:27.660 ‫چطوری غیبتت رو توضیح بدیم؟ 21:27.743 --> 21:29.078 ‫به من ربطی نداره. 21:29.161 --> 21:30.538 ‫کریستوفر! 21:31.706 --> 21:34.709 ‫آفرودیت هم منتظر برگشتنته. 21:36.168 --> 21:38.879 ‫اون دیگه کیه؟ ‫هیچ‌وقت در موردش حرف نزده بودی. 21:38.963 --> 21:40.965 ‫به نظر میاد خوشگل باشه. 21:41.048 --> 21:42.591 ‫می‌تونه نامزد کیت باشه... 21:42.675 --> 21:44.176 ‫- اون یه اسبه. ‫- آره، یه اسب. 21:44.260 --> 21:45.928 ‫خیلی گمراه‌کننده‌ست! 21:47.346 --> 21:49.640 ‫راستش، ‫این یه فکری به سرم انداخت. 21:49.724 --> 21:51.225 ‫چون همه‌تون با هم آشنایین، 21:51.308 --> 21:55.688 ‫دوست دارم برای تعطیلات دو روز دیگه، ‫دعوتتون کنم به عمارت درانهایم. 21:55.771 --> 21:58.441 ‫به‌هرحال من دوست دارم ‫فضا سرزنده باشه. 21:58.524 --> 22:00.609 ‫لطفا اگه می‌تونین بیاین. 22:00.693 --> 22:02.695 ‫- پدر، دارین چی... ‫- اونا نمی‌تونن! 22:02.778 --> 22:05.364 ‫- همه سرشون شلوغه... ‫- وای! 22:05.448 --> 22:10.995 ‫عـ... عمارت درانهایم؟! ‫جدی میگین؟ 22:11.078 --> 22:13.247 ‫- جدی میگین؟ ‫- اشکالی نداره، کیت؟ 22:15.040 --> 22:16.959 ‫صبر کنین، یواش‌تر. ‫بیاین فکر کنیم. 22:17.042 --> 22:19.253 ‫- ما تکالیفی داریم... ‫- میام‫! میام‫! 22:19.336 --> 22:20.838 ‫قطعا میام‫! 22:20.921 --> 22:23.007 ‫با کمال میل این دعوت ‫رو می‌پذیرم. 22:23.090 --> 22:26.051 ‫میگن اون‌جا زیباترین خونه ‫ییلاقی توی انگلیسه. 22:26.135 --> 22:27.845 ‫چه افتخاری از این بزرگتر ‫می‌تونه باشه؟ 22:27.928 --> 22:30.139 ‫میرم، حتی اگه از آسمون آتیش ‫یا نیزه بباره! 22:31.223 --> 22:35.478 ‫این یه شانس توی کل زندگیه که مجموعه هنری ‫عمارت درانهایم رو ببینیم. 22:35.561 --> 22:37.480 ‫با خوشحالی می‌پذیرم! 22:38.606 --> 22:40.900 ‫منم خیلی دوست دارم ببینمش. 22:41.484 --> 22:42.610 ‫تو هم همین‌طور، ‫مگه نه، لیلی؟ 22:42.693 --> 22:45.029 من نمیام‏.‏ کار دارم‏.‏ 22:45.112 --> 22:47.531 ‫- چی؟! ‫- این غیرقابل قبوله! 22:48.115 --> 22:51.952 ‫تصمیم گرفتم در طول تعطیلات ‫روزی بیست تا طرح بکشم‏.‏ 22:56.624 --> 22:57.917 ‫گوش کن، لیلی. 22:58.000 --> 23:01.754 ‫عمارت درانهایم یکی از ‫بهترین املاک انگلیسه! 23:01.837 --> 23:04.757 ‫خب، یه‌کم علاقه‌مندم، اما... 23:04.840 --> 23:06.800 ‫می‌تونی از مناظر لیک ‫دیستریکت لذت ببری، 23:06.884 --> 23:09.720 ‫توی باغ‌های زیباشون بگردی، ‫و غذاهای خوشمزه بخوری. 23:09.803 --> 23:12.556 ‫باغ‌های زیبا... غذاها... 23:12.640 --> 23:14.058 ‫به‌علاوه، 23:14.141 --> 23:18.437 ‫شاید بتونی استعداد ‫کیت رو از نزدیک ببینی. 23:38.707 --> 23:39.750 چیه؟ 23:44.964 --> 23:47.925 ‫دوست عزیزم کریستوفر، ‫و خانواده چرچ! 23:48.008 --> 23:51.011 ‫لطفا بهم اجازه بدین از عمارت ‫درانهایم دیدن کنم. 23:51.095 --> 23:54.556 ‫ما اومدیم! 23:57.518 --> 24:02.523 www.Doostihaa.com