WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:51.223 --> 00:52.463 چرا دوباره تار شده؟ 01:20.303 --> 01:22.023 !شیائو وو یی، اشتباهه 01:22.183 --> 01:22.903 شیه جیایو 01:23.583 --> 01:25.503 شیه جیایو، نزدیک بود کشته بشم 01:26.543 --> 01:28.703 رکابی که طراحی کردی به اندازه کافی انعطاف‌پذیر نیست 01:28.703 --> 01:30.223 بهش می‌گن گره کشویی 01:30.583 --> 01:31.703 هر چی بیشتر بکشیش، سفت‌تر می‌شه 01:31.703 --> 01:33.303 اگه زوری بهش نیاری خود به خود شل می‌شه 01:33.303 --> 01:34.703 پای آن‌مین ضعیفه 01:34.703 --> 01:35.943 واسه همین روی زمین کشیده نمی‌شه 01:36.143 --> 01:37.983 عجله داشتم که این خبر رو بهت بدم 01:38.943 --> 01:39.943 ولی یه آدم فوق‌العاده 01:39.943 --> 01:40.743 به پادگان ارتش بی‌فو اومده 01:40.743 --> 01:42.023 ...ـ و اون ـ خفه شو 01:42.343 --> 01:43.303 خیلی سر و صدا می‌کنی 01:47.063 --> 01:49.143 شیائو وو یی، داری خون بالا می‌آری 01:49.623 --> 01:50.583 زخمی شدی؟ 01:50.583 --> 01:51.623 کجات آسیب دیده؟ 01:53.143 --> 01:53.943 !بهم بگو 02:02.863 --> 02:03.783 کور شدی؟ 02:06.583 --> 02:07.703 اگه بذاری کسی بفهمه 02:07.703 --> 02:08.623 که چشمام مشکلی پیدا کردن 02:08.623 --> 02:09.703 همین الان می‌کشمت 02:10.143 --> 02:10.703 چی؟ 02:10.703 --> 02:12.983 و دست‌سازه‌های معجزه‌آسات رو نابود می‌کنم 02:16.143 --> 02:16.583 ...من 02:17.303 --> 02:19.143 ما جونمون رو کف دستمون می‌ذاریم 02:19.143 --> 02:20.423 تا به عالیجناب کمک کنیم سه استان رو به دست بیارن 02:20.423 --> 02:21.303 وقتی عالیجناب پیشقدم باشن 02:21.303 --> 02:22.183 ما شکست نمی‌خوریم 02:22.423 --> 02:25.423 آره، تا وقتی عالیجناب اینجاست همه چیز روبراه می‌شه 02:25.743 --> 02:26.703 قضیه چیه؟ 02:30.423 --> 02:31.543 کمرم رو محکم بگیر 02:31.543 --> 02:32.943 سوار اسبت می‌کنم 02:41.583 --> 02:42.783 آروم‌تر حرف بزن 02:53.183 --> 02:54.383 اگه بهم اعتماد داری 02:54.503 --> 02:55.623 فقط افسار رو نگه دار 02:56.063 --> 02:57.263 بذار من چشمات بشم 03:00.583 --> 03:01.143 باشه 03:03.023 --> 03:04.463 من دارم شیائو وو یی رو با خودم می‌برم 03:04.463 --> 03:05.343 عالیجناب 03:05.383 --> 03:06.143 شب عروسیمون 03:06.143 --> 03:08.463 بهم قول داد اسب‌سواری یادم بده و بریم مناظر رو ببینیم 03:08.463 --> 03:10.383 اما این روزا یا سرش گرم اصلاحاته 03:10.383 --> 03:11.503 یا مذاکرات صلح 03:11.503 --> 03:13.423 هیچ‌کس نمی‌دونه توی این رقابت زنده می‌مونه یا نه 03:13.423 --> 03:15.143 نمی‌خوام یه بیوه‌ی جوون بشم 03:16.143 --> 03:17.263 پس امروز، اون مال منه 03:17.303 --> 03:19.103 فردا بهتون پسش می‌دم 04:48.743 --> 04:52.743 [کلید قلب ققنوس] 04:53.143 --> 04:55.663 [قسمت نهم] 04:55.743 --> 04:57.983 [عمارت پادشاهزاده جینگ‌آن] 05:01.143 --> 05:04.183 نمی‌دونم این بار کی بیناییت رو به دست می‌آری 05:04.823 --> 05:06.703 یا شاید دیگه هیچ‌وقت نبینم، نه؟ 05:06.863 --> 05:07.423 آره 05:08.023 --> 05:09.823 توی دشت جوجانگ بدجور زخمی شدی؟ 05:09.823 --> 05:10.943 تقریباً کور شدی 05:10.943 --> 05:12.183 با این حال اصرار داری خودت رو درگیر اصلاحات 05:12.183 --> 05:13.143 و مذاکرات صلح کنی 05:13.143 --> 05:14.743 حتی خودت بری وسط میدون 05:14.743 --> 05:16.583 تو یه دیوونه‌ای 05:16.623 --> 05:20.023 دفعه قبل از یه داروی قوی حرف زدی که می‌تونه درمانم کنه 05:20.263 --> 05:21.543 خیلی دردناکه 05:21.623 --> 05:23.423 و عمرت رو کوتاه‌تر می‌کنه 05:25.743 --> 05:26.383 ازش استفاده کن 05:26.943 --> 05:28.503 نمی‌تونم توی این رقابت ببازم 05:28.503 --> 05:29.063 صبر کن 05:29.583 --> 05:30.263 ...اوم 05:30.263 --> 05:31.743 واقعاً نیازی نداری 05:31.743 --> 05:32.583 یه طبیب دیگه تو رو ببینه؟ 05:32.583 --> 05:34.143 روی‌شنگ بهترین طبیبه 05:35.823 --> 05:36.303 شروع کن 05:37.743 --> 05:39.703 دردناکه، طاقت بیار 06:16.263 --> 06:17.663 سوزن‌درمانی تموم شده 06:17.743 --> 06:19.863 اما دردش رفته‌رفته بیشتر می‌شه 06:20.303 --> 06:22.183 جیایو، فقط یه چیزی بگو 06:22.503 --> 06:24.063 تا حواسش پرت بشه 06:24.423 --> 06:25.503 چی بگم؟ 06:25.943 --> 06:27.183 هر چی دلت خواست بگو 06:28.943 --> 06:29.503 ...خب پس 06:30.183 --> 06:30.943 پس بذار برات 06:30.943 --> 06:32.103 داستان خودم و مائو رو تعریف کنم 06:32.103 --> 06:33.263 بهتره حرف نزنی 06:33.263 --> 06:34.303 مگه می‌شه؟ 06:34.303 --> 06:35.303 باید نجاتت بدم 06:37.423 --> 06:38.303 برات اولین باری که مائو 06:38.623 --> 06:40.143 رو دیدم رو تعریف می‌کنم 06:41.383 --> 06:43.063 اون موقع‌ها خیلی لاغر بود 06:43.623 --> 06:45.583 پدر آوردش پیشم و گفت 06:45.943 --> 06:47.943 از اون به بعد مائو شاگردش می‌شه 06:47.943 --> 06:49.703 ولی اون موقع‌ها مائو رو دوست نداشتم 06:50.143 --> 06:52.423 چون حس می‌کردم پدرم رو ازم دزدیده 06:52.583 --> 06:53.743 من له‌جون رو ترجیح می‌دادم 06:55.623 --> 06:58.263 اما وقتی مائو از سفر تحصیلیش برگشت 06:58.743 --> 07:00.383 دیدم چقدر باوقاره 07:00.383 --> 07:01.383 جذابه 07:01.383 --> 07:02.303 و خوش‌تیپه 07:02.303 --> 07:03.103 ظاهربین 07:03.583 --> 07:04.583 تو هیچی نمی‌دونی 07:08.383 --> 07:09.503 مائو باهام کلی مهربون بود 07:09.823 --> 07:11.063 وقتی یواشکی می‌رفتم بیرون بازی کنم 07:11.063 --> 07:12.623 پای دیوار منو می‌گرفت 07:12.623 --> 07:14.423 می‌گفتم آبنبات شکوفه گلابی دوست دارم 07:14.423 --> 07:15.583 سریع برام می‌خریدش 07:16.063 --> 07:17.823 می‌گفتم می‌خوام دنیا رو ببینم 07:17.943 --> 07:19.863 می‌گفت خودشم عاشق سفر کردنه 07:19.863 --> 07:21.943 حس می‌کردم 07:21.943 --> 07:23.823 خدا می‌دونسته چه جور مردی رو دوست دارم 07:24.063 --> 07:26.263 واسه همین مائو رو دقیقاً همون‌جوری که می‌خواستم خلق کرده 07:26.263 --> 07:27.263 و فرستادش پیشم 07:27.263 --> 07:28.943 خلاصه، توی این دنیا 07:28.943 --> 07:30.663 هیچ مردی بهتر از مائو نیست 07:31.423 --> 07:32.263 حرفم تموم شده 07:32.263 --> 07:33.263 نظرت چیه؟ 07:37.263 --> 07:38.783 چرا چیزی نمی‌گی؟ 07:39.263 --> 07:40.263 چی باید بگم؟ 07:40.583 --> 07:41.783 نظرت رو بگو 07:43.063 --> 07:44.103 تبریک می‌گم 07:45.503 --> 07:47.423 حیف شد، اگه تو نبودی 07:47.583 --> 07:48.743 خیلی وقت پیش با مائو ازدواج می‌کردم 07:48.743 --> 07:49.943 اگه من نبودم 07:50.143 --> 07:52.903 خیلی وقت پیش با پادشاهزاده چانگ‌شا ازدواج می‌کردی 07:53.143 --> 07:54.583 حرفت منطقیه 07:55.503 --> 07:57.263 پس من و مائو باید ازت تشکر کنیم 07:57.263 --> 07:58.063 ...نیازی نیست 08:02.703 --> 08:03.823 می‌رم داروی گیاهی دم کنم 08:03.823 --> 08:05.863 چند دقیقه دیگه برمی‌گردم تا سوزن‌ها رو بکشم 08:05.863 --> 08:06.503 باشه 08:07.943 --> 08:08.503 جیایو 08:09.143 --> 08:11.743 یه چیزی بگو که خوشحال بشه 08:13.063 --> 08:15.143 مگه داستان من و مائو جذاب نیست؟ 08:17.383 --> 08:18.183 فهمیدم 08:19.183 --> 08:20.503 تو تک و تنهایی 08:20.623 --> 08:22.703 وقتی می‌شنوی ما چقدر همدیگه رو دوست داریم 08:23.063 --> 08:24.503 حسابی دلت می‌گیره، مگه نه؟ 08:24.503 --> 08:26.063 چطور من تک و تنهام؟ 08:26.383 --> 08:27.063 باشه، باشه 08:27.063 --> 08:28.143 دستت رو رو نمی‌کنم 08:28.503 --> 08:29.703 بهتره بری بیرون 08:30.583 --> 08:31.823 دیدنت بهم سردرد میده 08:31.823 --> 08:33.423 مگه نگفتی کوری؟ 08:35.143 --> 08:36.263 پس چرا سردرد گرفتی؟ 08:36.263 --> 08:38.423 روی‌شنگ توی سوزن‌درمانی خرابکاری کرده؟ 08:40.383 --> 08:41.143 برو بیرون 08:42.023 --> 08:42.623 خیلی خب 08:42.743 --> 08:43.743 منم می‌رم بیرون 08:47.743 --> 08:48.383 روی‌شنگ 08:51.143 --> 08:52.863 کور شدنش باید یه راز بمونه 08:52.863 --> 08:53.743 باید بگم موقع اسب‌سواری با من 08:53.743 --> 08:55.783 روی کوه، زمین خورده و آسیب دیده 08:55.783 --> 08:57.463 و نیاز به دو روز استراحت داره 08:57.863 --> 08:59.263 امشب صلاح نیست تکونش بدیم 08:59.263 --> 09:00.383 تو مراقبش می‌مونی یا من؟ 09:00.383 --> 09:02.263 ...ـ چطوره که ـ باشه، تو مراقبش باش 09:02.623 --> 09:04.783 باید برم پرونده پزشکیش رو بررسی کنم 09:06.023 --> 09:06.623 روی‌شنگ 09:09.983 --> 09:11.503 شیائو وو یی اخلاقش خیلی تنده 09:11.503 --> 09:12.983 چطوری ازش مراقبت کنم؟ 09:12.983 --> 09:14.623 تازه، منم باید بخوابم 09:14.743 --> 09:16.023 توی خواب خروپف هم می‌کنم 09:16.023 --> 09:17.023 عالیجناب از پونزده سالگی وارد ارتش شده 09:17.023 --> 09:17.783 زندگی سختی داشته 09:17.783 --> 09:18.983 و به شرایط سخت عادت داره 09:18.983 --> 09:19.983 حتی صدای رعد و برق هم اذیتش نمی‌کنه 09:19.983 --> 09:21.263 چه برسه به خروپف 09:21.263 --> 09:22.743 وقتی بیدار شه، فقط بهش آب و غذا بده 09:22.743 --> 09:24.343 مراقبت ازش راحته 09:25.503 --> 09:27.623 خب، دوست داره چی بخوره؟ 09:27.743 --> 09:28.623 کیک زالزالک 09:28.623 --> 09:29.743 عاشق غذاهای ترشه 09:31.263 --> 09:33.143 شما دو تا نمی‌تونین ازش مراقبت کنین؟ 09:33.383 --> 09:34.383 حالا که عالیجناب مریض شده 09:34.383 --> 09:35.783 باید ارتش بی‌فو رو رهبری کنیم 09:35.783 --> 09:36.543 تا تاکتیک‌ها رو براش تمرین کنیم 09:36.543 --> 09:37.143 سرمون خیلی شلوغه 09:37.143 --> 09:37.903 بیماریش هم 09:37.903 --> 09:40.023 یه جورایی به خاطر تست کردن رکاب‌های تو بوده 09:40.023 --> 09:41.903 باید مسئولیتش رو قبول کنی 09:42.143 --> 09:42.863 خیلی خب 09:50.383 --> 09:51.023 !آن‌مین 09:52.383 --> 09:52.943 !عجله کن 09:55.503 --> 09:56.143 !بدو 09:57.383 --> 09:58.103 !آن‌مین 10:00.903 --> 10:01.623 !مادر 10:02.383 --> 10:03.263 شیائو وو یی 10:04.263 --> 10:05.623 آدمی مثل تو هم 10:06.143 --> 10:08.143 توی خواب می‌ترسه و ناآرومه؟ 10:13.343 --> 10:13.983 !مادر 10:19.743 --> 10:20.383 !مادر 10:27.103 --> 10:27.863 !آن‌مین 10:31.463 --> 10:33.583 مگه تو همونی نیستی که نذاشت آن‌مین 10:34.103 --> 10:35.343 بره به میدون جنگ؟ 10:41.143 --> 10:42.783 شیه جیایو، داری چیکار می‌کنی؟ 10:44.863 --> 10:47.783 بانو، یکی یه بطری دارو دم در گذاشته 10:47.783 --> 10:49.343 فکر کنم کار شاهدخت بود 10:56.343 --> 10:57.183 بانوی من 11:00.463 --> 11:02.463 چرا نمی‌رین داخل و شیائو وو یی رو نمی‌بینین؟ 11:05.143 --> 11:07.263 ،نمی‌خواین بدونین چقدر آسیب دیده 11:07.263 --> 11:09.903 یا توی خوابش کی رو صدا می‌زده؟ 11:14.543 --> 11:16.263 وو یی همه‌چیز رو توی خودش می‌ریزه 11:16.863 --> 11:18.023 اگه خودش مایل نباشه بگه 11:18.023 --> 11:20.383 درست نیست من بپرسم 11:21.983 --> 11:24.663 قبلاً فکر می‌کردم مادرم خیلی سخت‌گیره 11:25.263 --> 11:28.623 بعداً فهمیدم به خاطر این بوده که خیلی به فکر منه 11:29.663 --> 11:31.383 اگه مادرم می‌فهمید مریضم 11:31.903 --> 11:33.223 حتماً کنار تختم به انتظار می‌نشست 11:33.223 --> 11:34.623 تا بیدار بشم 11:35.983 --> 11:36.823 بانوی من 11:38.143 --> 11:39.543 نمی‌دونم چه اتفاقی 11:39.543 --> 11:41.023 ،بین شما و شیائو وو یی افتاده 11:41.503 --> 11:43.463 و چرا از هم دور شدین 11:45.903 --> 11:47.303 اما همین الان توی خوابش 11:48.143 --> 11:50.303 داشت واضح مادرش رو صدا می‌زده 11:51.743 --> 11:54.703 بچه‌ای که از درد گریه نمی‌کنه هم ممکنه درد بکشه 11:54.743 --> 11:56.343 حالا که نگرانشین 11:56.343 --> 11:58.143 چرا مستقیم به خودش نمی‌گین؟ 12:05.103 --> 12:06.903 فکر کنم نصفه شب که بیدار بشه 12:06.903 --> 12:08.783 دلش یه کاسه سوپ مرغ بخواد 12:09.903 --> 12:10.783 بانوی من 12:11.743 --> 12:13.423 می‌شه‌ آشپزی کردن بهم یاد بدین؟ 12:38.503 --> 12:41.023 چرا یه طرفش هنوز ضخیمه و اون طرفش نازک؟ 12:41.783 --> 12:43.983 چون به دست راستت عادت داری 12:44.343 --> 12:46.143 دست راستت نیروی بیشتری وارد می‌کنه 12:46.143 --> 12:47.583 ولی دست چپت کمتر 12:47.983 --> 12:48.903 واسه همینه 12:49.463 --> 12:51.343 بیدار شدی، می‌تونی ببینی؟ 12:53.983 --> 12:54.863 صداش رو شنیدم 13:06.663 --> 13:07.543 کیک زالزالک؟ 13:07.743 --> 13:09.503 ،شیائو وو یی، به جز نابینا بودنت 13:09.503 --> 13:11.503 چهار حس دیگه‌ت فوق‌العاده‌ان 13:11.983 --> 13:14.423 سوپ مرغ هم هست، داره گرم می‌شه 13:19.663 --> 13:20.863 از دفعه قبلی ترش‌تره 13:20.863 --> 13:22.143 می‌دونستم ترشی دوست داری 13:22.143 --> 13:23.583 واسه همین شکر زیادی نریختم 13:26.143 --> 13:27.623 این رو مخصوص من درست کردی؟ 13:27.623 --> 13:29.023 من کیک زالزالک دوست ندارم 13:29.023 --> 13:30.623 کسی هم غیر از ما اینجا نیست 13:30.743 --> 13:31.383 بخورش 13:43.143 --> 13:45.863 سعی کن پنج بار دیگه با دست چپت ضربه بزنی 13:54.383 --> 13:55.983 شیائو وو یی، تو معرکه‌ای 13:56.503 --> 13:57.983 فقط با گوش دادن می‌تونی تشخیص بدی 13:57.983 --> 13:59.383 که از کدوم دستم دارم استفاده می‌کنم؟ 14:00.663 --> 14:01.423 امتحانش کن 14:05.503 --> 14:06.023 راست 14:12.143 --> 14:12.623 راست 14:18.263 --> 14:19.743 سه بار با دست راستت کوبیدی به چپ 14:19.743 --> 14:20.903 پنج بار با دست چپ به راست 14:20.903 --> 14:22.183 حتی اینم می‌تونی بشنوی؟ 14:22.383 --> 14:23.623 قدرت دستات یکی نبود 14:23.983 --> 14:27.383 وقتی با دست چپت کوبیدی سمت راست قدرتت افت کرده 14:27.383 --> 14:28.623 همین الانم فقط چند بار کوبیدی 14:28.623 --> 14:30.103 واسه همین تفاوتش خیلی واضح نبوده 14:30.103 --> 14:31.263 وقتی هر دو تا دستت 14:31.503 --> 14:32.943 با هم و هماهنگ حرکت کنن 14:33.023 --> 14:35.463 اختلاف قدرتشون بیشتر معلوم می‌شه 14:36.023 --> 14:37.903 شدت و سرعت صدای طبل‌های جنگی با هم فرق داره 14:37.903 --> 14:38.863 داستان اینجوریه 14:41.743 --> 14:43.863 واسه آن‌مین رکاب و زین جدید ساختی؟ 14:43.863 --> 14:45.383 بوی چرمش خیلی تنده 14:45.983 --> 14:46.623 آره 14:56.503 --> 14:57.743 فعلاً بهش فکر نکن 14:57.743 --> 14:58.743 سوپ رو امتحان کن 15:05.143 --> 15:05.983 ...این 15:06.263 --> 15:07.343 رفتم به حیاط شاهدخت 15:07.343 --> 15:08.983 سرحال‌ترین مرغ پیر رو انتخاب کردم 15:08.983 --> 15:10.423 و دادم برات بار بذاره 15:10.543 --> 15:11.263 خوشمزه‌ست؟ 15:14.503 --> 15:17.743 فکر کنم شاهدخت نگرانته 15:18.623 --> 15:20.383 به خاطر پای آن‌مین هم 15:20.383 --> 15:22.183 از تو کینه‌ای به دل نداره 15:22.503 --> 15:25.263 باید صمیمانه با مادرت صحبت کنی 15:25.663 --> 15:27.743 نه اینکه توی خواب صداش کنی 15:34.383 --> 15:35.023 شیه جیایو 15:35.543 --> 15:36.623 دوستم داری؟ 15:38.463 --> 15:39.303 دارم ازت می‌پرسم 15:40.863 --> 15:42.103 دوستم داری؟ 15:42.903 --> 15:44.263 داری چه اراجیفی می‌گی؟ 15:44.263 --> 15:45.343 حالا که این‌طور نیست 15:45.463 --> 15:46.983 پس فکر می‌کنی چه کاره‌ی منی؟ 15:46.983 --> 15:48.023 هشدارهایی رو که قبلاً بهت دادم 15:48.023 --> 15:49.463 رو یادت رفته؟ 15:49.463 --> 15:51.263 اشکالی نداره که نگران پای آن‌مینی 15:51.263 --> 15:53.023 ولی الان داری توی رابطه‌ی من و مادرم دخالت می‌کنی 15:53.023 --> 15:54.543 هیچ‌کی توی عمارت به این موضوع اهمیت نمی‌ده 15:54.543 --> 15:56.303 این چه ربطی به تو داره؟ 15:56.463 --> 15:57.863 !اصلاً به تو ربطی نداره 15:57.863 --> 15:58.783 واقعاً می‌خوای تا آخر عمرت توی 15:58.783 --> 16:00.943 عمارت پادشاهزاده جینگ‌آن بمونی؟ 16:00.943 --> 16:02.863 پس می‌تونم کاری کنم که همین‌طور بشه 16:02.863 --> 16:04.343 من ازت مراقبت می‌کنم چون نابینایی 16:04.343 --> 16:05.863 و نمی‌تونی از خودت مراقبت کنی 16:05.863 --> 16:06.983 وگرنه اصلاً بهت اهمیت نمی‌دم 16:06.983 --> 16:08.023 مگه من به مراقبت تو نیاز دارم؟ 16:08.383 --> 16:09.023 باشه 16:09.743 --> 16:10.623 نیاز نداری 16:11.263 --> 16:13.343 خوبی من رو دشمنی فرض می‌کنی 16:22.903 --> 16:23.623 بیا بیرون 16:28.383 --> 16:31.903 اگه کاری نداری، ده ضربه چوب نظامی بخور 16:32.383 --> 16:32.863 چشم 16:38.023 --> 16:38.703 بذارش زمین 16:59.663 --> 17:01.743 بانو، عصبانی نشو 17:07.903 --> 17:09.023 اینجا کجاست؟ 17:09.503 --> 17:12.423 چرا بعد از این‌همه چرخ زدن هنوز توی حیاط ون‌شنگم؟ 17:13.263 --> 17:13.783 ،بانو 17:14.703 --> 17:16.423 مگه این‌که عالیجناب تمایلی نداره 17:16.463 --> 17:18.023 توی کارهاش دخالت کنی خوب نیست؟ 17:18.023 --> 17:19.503 چرا این‌قدر عصبانی هستی؟ 17:19.983 --> 17:21.823 دقیقاً واسه چی عصبانی هستی؟ 17:22.263 --> 17:23.463 واسه چی عصبانی هستم؟ 17:23.543 --> 17:25.743 از این لجم گرفته که خوبیام رو نادیده گرفت 17:25.743 --> 17:27.783 کیک‌های زالزالکم واسش هدر رفت 17:30.223 --> 17:30.743 بیا بریم 17:32.743 --> 17:33.743 روی‌شنگ 17:35.263 --> 17:37.383 واسه عالیجناب اتفاقی افتاده؟ 17:38.703 --> 17:39.703 هیچ اتفاقی واسش نیفتاده 17:39.703 --> 17:41.423 چون اعصابم رو به‌هم ریخت از اونجا رفتم 17:42.503 --> 17:44.823 روی‌شنگ، چطوری باهاش کنار میای؟ 17:47.583 --> 17:49.663 عالیجناب شاید سخت‌گیر و عجیب به نظر برسه 17:49.663 --> 17:51.583 ولی در واقع اخلاقش خیلی خوبه 17:52.303 --> 17:53.503 اخلاق خوب؟ 17:54.943 --> 17:56.863 یه ذره کج‌خلقی که چیزی نیست 17:56.903 --> 17:59.903 مخصوصاً وقتی فقط با آدم‌های نزدیکش این‌طوریه 18:04.303 --> 18:05.103 ،پس بهم بگو 18:05.343 --> 18:07.743 از نظر تو شیائو وو یی چه جور آدمیه؟ 18:07.743 --> 18:11.423 یه هیولا که زن‌ها رو به‌زور تصاحب می‌کنه و به زن قانونی خودش بی‌محلی می‌کنه؟ 18:12.343 --> 18:13.463 نه واقعاً 18:15.103 --> 18:17.463 قبلاً اون سوءتفاهم وجود داشت 18:17.823 --> 18:18.743 ،ولی بعدش 18:19.263 --> 18:20.703 چیزی رو که تو و یوان‌جی 18:20.703 --> 18:22.103 روی درخت دعا نوشتین دیدم 18:22.743 --> 18:23.783 ...زی‌چی 18:28.423 --> 18:29.943 ،تو الان یه بخشیش رو می‌دونی 18:30.023 --> 18:31.303 ولی از بقیه‌ش 18:31.743 --> 18:32.703 چیزی نمی‌دونی 18:32.983 --> 18:34.983 اسمی رو که روی لوح دعا دیدی 18:35.063 --> 18:36.063 اسم شوهرم بود 18:36.663 --> 18:38.063 اون معاون شیائو وو یی بود 18:38.063 --> 18:39.663 که موقع دفاع از شهر کشته شد 18:39.943 --> 18:41.103 ،وقتی شهر سقوط کردش 18:41.343 --> 18:42.823 من به عنوان طبیب ارتش خدمت می‌کردم 18:42.823 --> 18:43.983 توسط دشمن اسیر شدم 18:43.983 --> 18:45.223 و بیشتر از یه ماه زندانی بودم 18:45.223 --> 18:47.863 ،بعدش شیائو وو یی با نیروهای کمکی اومدش 18:48.023 --> 18:48.983 شهر رو پس گرفت 18:49.023 --> 18:49.823 و من رو پیدا کردش 18:50.503 --> 18:51.543 اما مدت زیادی نگذشت 18:52.983 --> 18:54.423 که فهمیدم باردارم 18:55.063 --> 18:57.063 خیلی‌ها پاکدامنی من رو زیر سوال بردن 18:57.463 --> 18:59.463 و به این‌که این بچه مال شوهرمه شک کردن 18:59.983 --> 19:01.943 هم خانواده‌ی خودم و هم خانواده‌ی شوهرم 19:02.183 --> 19:03.823 مجبورم کردن که همراه شوهرم بمیرم 19:03.823 --> 19:05.703 اون‌ها حاضر نشدن این بچه رو قبول کنن 19:05.703 --> 19:07.183 ،وقتی شیائو وو یی پیدام کردش 19:08.863 --> 19:11.663 تا نصفه توی یه رودخونه‌ی یخ‌زده فرو رفته بودم 19:13.023 --> 19:14.503 واسه همین با شیائو وو یی ازدواج کردی؟ 19:14.943 --> 19:17.143 اون تهمت تصاحب اجباری من رو به گردن گرفت 19:17.263 --> 19:20.063 تا من رو در برابر شک و تهدید بقیه محافظت کنه 19:20.783 --> 19:22.063 آخه کی جرئت می‌کنه 19:22.263 --> 19:24.423 با وارث بدنامِ پادشاهزاده جینگ‌آن در بیفته؟ 19:26.663 --> 19:28.463 ،بعداً وقتی زی‌چی رو به دنیا آوردم 19:29.023 --> 19:30.023 شیائو وو یی بهم گفت 19:30.263 --> 19:32.023 می‌تونه کمکمون کنه هویتمون رو عوض کنیم 19:32.023 --> 19:33.023 از جیان‌کانگ دور بشیم 19:33.023 --> 19:34.023 و در آرامش زندگی کنیم 19:34.063 --> 19:35.903 یا این‌که می‌تونیم همین‌جا بمونیم 19:36.263 --> 19:38.583 و زی‌چی فرزند خاندان شیائو بشه 19:38.583 --> 19:40.103 ،منم مثل قبل 19:40.463 --> 19:41.983 به عنوان طبیب ارتش کار کنم 19:42.503 --> 19:43.703 تو دومی رو انتخاب کردی 19:44.063 --> 19:45.503 می‌خواستم به جایی که 19:45.503 --> 19:46.983 شوهرم اونجا دفن شده نزدیک‌تر باشم 19:47.743 --> 19:49.743 و آدم‌های بیشتری مثل اون رو نجات بدم 19:55.463 --> 19:56.503 اگه از من بپرسی 19:57.063 --> 19:59.063 که عالیجناب چه جور آدمیه 19:59.703 --> 20:00.463 فکر می‌کنم 20:02.983 --> 20:04.023 اون آدم خوبیه 20:07.263 --> 20:07.903 روی‌شنگ 20:08.583 --> 20:09.543 اونی که واقعاً 20:09.543 --> 20:11.703 تمایلی نداره که آن‌مین به میدون جنگ بره 20:11.703 --> 20:13.303 شاهدخته بیوه ست، مگه نه؟ 20:18.303 --> 20:19.903 ترجیح می‌ده آدم بده‌ی داستان باشه 20:20.383 --> 20:21.703 تا این‌که دربارش توضیح بده 20:23.183 --> 20:24.503 !چه آدم عجیبی 20:35.063 --> 20:36.303 گیجم کردی 20:36.743 --> 20:38.383 من در اصل به روی‌شنگ قول دادم 20:38.383 --> 20:39.863 که امشب مراقبت باشم 20:43.183 --> 20:44.583 رکاب‌ها رو واسه آن‌مین درست کردم 20:44.583 --> 20:45.343 چون طاقتش رو نداشتم 20:45.343 --> 20:47.063 یه جوون پر از انگیزه و هدف رو ببینم 20:47.063 --> 20:48.823 که به‌خاطر معلولیت احساس ضعف می‌کنه 20:48.823 --> 20:50.383 و نمی‌تونه رو به جلو حرکت کنه 20:51.663 --> 20:53.063 واسه همین، چه تو اینجا باشی و چه نباشی 20:53.063 --> 20:54.063 بهش کمک می‌کردم 20:55.743 --> 20:57.583 توی کار تو و شاهدخت بیوه دخالت می‌کنم 20:57.583 --> 21:00.743 چون شنیدم توی خواب مادرت رو صدا می‌زنی 21:00.743 --> 21:03.463 و دیدم که اون مخفیانه دم در دارو میاره 21:03.463 --> 21:05.463 می‌دونم که شما دوتا به هم اهمیت می‌دین 21:05.503 --> 21:06.743 واسه همین زیاده‌روی کردم 21:09.263 --> 21:10.263 کار خوب کردن 21:10.823 --> 21:12.103 نیازی به دلیل نداره 21:13.103 --> 21:15.823 ،علاوه بر این، شیائو وو یی 21:15.943 --> 21:18.983 حتی بدون مائو من تو رو یه دوست می‌دونم 21:20.183 --> 21:24.303 اگرچه سیاست سر در نمیارم و با خیلی از روش‌هات موافق نیستم 21:24.343 --> 21:27.663 ولی می‌دونم که دلت با مردمه 21:28.463 --> 21:31.703 توی پرونده‌ی کمان زنبورکی تکرار شونده ده هزار تا دلیل داشتی 21:31.703 --> 21:34.943 که من رو مقصر بدونی ولی این کار رو نکردی حتی جلوی سربازهای بی‌فو 21:35.143 --> 21:40.503 اسم ارباب هنرهای معجزه‌آسا رو پاک کردی تا سال‌ها تلاش و زحمتم هدر نره 21:40.663 --> 21:43.903 همین کافی نیست که با هم دوست باشیم؟ 21:44.983 --> 21:49.343 ♪ تو من رو می‌شناسی و تصمیم گرفتی که با هم زندگی کنیم و بمیریم ♪ 21:52.343 --> 21:57.983 ولی دوستی یه جاده‌ی یک‌طرفه نیست از اونجایی که قلباً من رو دوست خودت نمی‌دونی 21:57.983 --> 22:01.343 و این‌قدر باهام بدرفتاری می‌کنی دوستی ما همین امشب تموم می‌شه 22:03.183 --> 22:09.943 بعد از این‌که بیناییت رو به دست آوردی راهمون از هم جدا می‌شه 22:10.183 --> 22:14.183 ♪ تو من رو می‌شناسی، مشتاقم تا آخرش با تو باشم ♪ 22:14.223 --> 22:18.143 ♪ آتش درون قلبم رو شعله‌ور کن ♪ 22:18.183 --> 22:22.383 ♪ دل‌های پاک و صمیمی مثل گذشته باقی می‌مونن ♪ 22:29.503 --> 22:30.703 [معبد هونگ‌لو] 22:36.183 --> 22:37.583 از غذای اینجا خسته شدم 22:37.903 --> 22:39.343 فردا یه چیز متفاوت بیار 22:39.343 --> 22:40.623 خربزه پوپو دارین؟ 22:40.663 --> 22:41.903 تا حالا اسمش رو هم نشنیدم 22:45.783 --> 22:46.983 پس با من بیا تو 22:47.063 --> 22:48.423 تا شکلش رو برات بکشم 22:54.303 --> 22:56.943 عجیبه، این‌همه روزه که اینجان 22:56.943 --> 22:58.103 ولی از اتاق بیرون نرفتن 22:58.103 --> 22:59.503 و هیچ‌کس رو هم راه ندادن 22:59.503 --> 23:00.663 اما اونوقت فقط واسه یه خربزه 23:00.663 --> 23:01.703 در رو باز کردن؟ 23:02.103 --> 23:03.263 !چقدر عجیب 23:18.303 --> 23:20.743 بانو، بانو، بانو 23:22.943 --> 23:23.743 ـ چی شده؟ ـ بانو 23:23.743 --> 23:24.423 خبرهای بدی دارم 23:24.503 --> 23:26.423 پادشاه عقاب و شاهزاده چی اومدن اینجا 23:26.983 --> 23:28.023 واسه چی اومدن؟ 23:29.303 --> 23:31.543 شیائو وو یی هنوز بیناییش رو به دست نیاورده 23:33.143 --> 23:34.023 جالبه 23:36.423 --> 23:37.703 خبرها چه زود پخش می‌شن 23:38.503 --> 23:40.823 حتی شاید حیاط بغلی هم از بیماری من خبر نداشته باشه 23:40.823 --> 23:43.183 ولی دربار و پادشاه عقاب قبل از همه باخبر شدن 23:49.903 --> 23:51.743 شنیدم عالیجناب دیروز موقع اسب‌سواری آسیب دیده 23:51.743 --> 23:52.783 ،با توجه به این‌که رقابت نزدیکه 23:52.783 --> 23:55.783 به دستور اعلیحضرت و علیاحضرت اومدم تا از احوالشون باخبر بشم 23:55.783 --> 23:59.223 و پادشاه عقاب هم نگرانی داشت که شاید عالیجناب نتونه توی مسابقه شرکت کنه 23:59.223 --> 24:00.743 واسه همین اونم واسه عیادت اومده 24:02.183 --> 24:03.503 عالیجناب، اصلاً نیازی به نگرانی نیست 24:03.503 --> 24:05.743 پسرم دیروز فقط یه جراحت جزئی برداشته 24:05.743 --> 24:06.903 که تاثیری روی مسابقه نمیذاره 24:06.903 --> 24:08.943 پس چرا نیومده بیرون استقبال کنه؟ 24:09.703 --> 24:12.503 وو یی توی حیاط همسر دومش مونده؟ 24:13.183 --> 24:14.183 برو سریع صداش کن 24:15.063 --> 24:16.503 چشم مادر 24:20.463 --> 24:22.303 حتی قهرمان‌ها هم نمی‌تونن در برابر یه بانوی شیرین مقاومت کنن 24:22.303 --> 24:23.063 اشکالی نداره 24:23.503 --> 24:25.103 من هدیه‌هایی 24:25.263 --> 24:27.103 واسه بقیه‌ی اعضای خاندان شیائو آماده کردم 24:32.463 --> 24:35.303 این هدیه با دقت واسه ارباب جوان یائو انتخاب شده 24:42.663 --> 24:43.463 !مولیان یو 24:44.543 --> 24:45.663 منظورت چیه؟ 24:45.823 --> 24:46.823 مگه بهش نمی‌خوره؟ 24:47.543 --> 24:48.663 خیلی متاسفم 24:48.743 --> 24:50.823 که هیچ‌وقت باهاش مبارزه نکردم 24:51.543 --> 24:52.503 ،شنیدم سال‌های اول 24:52.503 --> 24:54.703 وو یی و آن‌مین هردو استعداد ژنرال شدن رو داشتن 24:54.703 --> 24:55.823 توی میدون جنگ 24:55.943 --> 24:58.663 دستاوردهای نظامیت هیچ‌وقت کمتر از شیائو وو یی نبوده 24:58.663 --> 24:59.423 واقعاً حیف 24:59.743 --> 25:02.343 ،حالا توی مرزهای شمالی مردم فقط شیائو وو یی رو می‌شناسن 25:02.343 --> 25:03.583 ولی کسی از شیائو آن‌مین چیزی نمی‌دونه 25:03.903 --> 25:04.663 ،مو 25:05.503 --> 25:07.743 صبح به این زودی اومدی اینجا تا به ما توهین کنی 25:08.223 --> 25:11.183 تو اصلاً قصد مذاکره‌ی صلح نداری 25:11.503 --> 25:12.783 حالا که این‌طوره 25:13.263 --> 25:15.263 نیازی نیست منتظر مسابقه بمونیم 25:15.663 --> 25:17.783 همین الان 25:18.303 --> 25:19.623 !بیا تا پای جان بجنگیم 25:19.623 --> 25:20.143 !زود باش بیا جلو 25:20.343 --> 25:20.943 پدر 25:33.903 --> 25:34.703 درسته 25:35.623 --> 25:37.703 من همون سگ شکاری لنگ هستم 25:38.703 --> 25:40.423 اما از کجا می‌دونی 25:41.583 --> 25:43.063 که این سگ شکاری لنگ 25:43.543 --> 25:46.303 هیچ‌وقت فرصت جنگیدن توی میدون نبرد رو پیدا نمی‌کنه؟ 25:46.983 --> 25:48.303 پس منتظر می‌مونیم تا ببینیم 25:56.463 --> 25:57.983 ،آقایون 25:58.303 --> 25:59.503 عالیجناب بیدار شدن 25:59.503 --> 26:01.703 و توی باغ منتظر شما دو نفر هستن 26:03.103 --> 26:04.223 !حدس بزن کجام 26:04.903 --> 26:06.343 !بدو بیا اینجا من رو بگیر 26:07.063 --> 26:08.503 نمی‌تونی من رو بگیری، مگه نه؟ 26:08.503 --> 26:09.503 حدس بزن کدوم طرفم 26:09.503 --> 26:10.143 دقیقاً همین‌جا 26:15.703 --> 26:16.503 اون‌ها اومدن 26:17.503 --> 26:18.503 !وایسا 26:22.303 --> 26:22.943 گرفتمت 26:32.503 --> 26:33.663 شاهزاده چی؟ 26:35.503 --> 26:37.903 معذرت می‌خوام ادای احترام می‌کنم عالیجناب 26:38.623 --> 26:40.103 ،شنیدم که زخمی شدی 26:40.103 --> 26:41.383 واسه همین خیلی نگرانت بودم 26:41.783 --> 26:43.143 می‌ترسیدم که روی مسابقه تاثیر بذاره 26:43.143 --> 26:44.143 ولی الان این‌طور به نظر می‌رسه 26:44.543 --> 26:45.863 که بیخودی نگران بودم 26:46.383 --> 26:47.663 همسران عالیجناب 26:48.303 --> 26:49.503 واقعاً زیبا هستن 26:52.143 --> 26:53.143 از این طرف بفرمایین 26:54.263 --> 26:54.823 بریم 26:57.943 --> 26:59.263 خوبه که حالت خوبه 26:59.263 --> 27:00.943 ،این‌طوری می‌تونم به قصر برگردم 27:00.943 --> 27:02.423 و به اعلیحضرت و علیاحضرت گزارش بدم 27:02.423 --> 27:04.023 چرا این‌قدر عجله داری، عالیجناب؟ 27:04.423 --> 27:07.223 به ندرت ارباب جوان شیائو این‌قدر خوش‌اخلاق به نظر می‌رسه 27:07.223 --> 27:09.183 ،منم چندتا شرط واسه مذاکره‌ی صلح دارم 27:09.423 --> 27:11.223 تا با ارباب جوان شیائو دربارش صحبت کنم 27:19.583 --> 27:21.103 در چه موردی می‌خوای صحبت کنی؟ 27:22.663 --> 27:23.863 ازدواج سیاسی 27:25.423 --> 27:26.423 ازدواج سیاسی؟ 27:26.423 --> 27:27.863 ارباب جوان شیائو، به نظرت چه کسی 27:27.863 --> 27:30.343 در حال حاضر مناسب‌ترین آدم تو "یه‌" جنوبیه؟ 27:34.823 --> 27:36.503 فکر کنم قضیه رو برعکس فهمیدی 27:37.143 --> 27:38.423 اگه قرار بر ازدواج سیاسی باشه 27:38.423 --> 27:40.783 کشور شما باید یه شاهدخت به یه‌ بفرسته 27:42.063 --> 27:44.303 اما الان برای صحبت در این مورد خیلی زوده 27:44.623 --> 27:45.823 توی مسابقه تیراندازی با کمان روی اسب 27:45.823 --> 27:47.423 هر اتفاقی ممکنه بیفته 27:48.223 --> 27:50.223 امروز هر چقدر هم خوب صحبت کنیم 27:50.583 --> 27:53.583 همه‌چیز بیهوده می‌شه 27:54.143 --> 27:55.903 اگه یکی از ما توی مسابقه بمیره 27:55.903 --> 27:56.983 درسته 28:01.863 --> 28:04.503 شنیدم توی یِه جنوبی بازی پرتاب تیر به کوزه دارین 28:04.703 --> 28:06.623 من همیشه مجذوبش بودم 28:06.623 --> 28:09.103 می‌شه امروز این بازی رو بهم یاد بدین؟ 28:09.583 --> 28:10.463 من می‌تونم بهت یاد بدم 28:11.903 --> 28:13.303 ،من دارم از عالیجناب می‌پرسم 28:13.463 --> 28:14.823 نه از تو که صیغه‌ش هستی 28:15.943 --> 28:17.703 در واقع، بازی پرتاب تیر به کوزه شما 28:17.743 --> 28:20.143 شبیه به مسابقه تیراندازی با کمان روی اسب ماست 28:20.223 --> 28:21.623 فقط موضوع اینه که چین شمالی 28:21.623 --> 28:23.663 ترجیح می‌ده همه‌چیز هیجان‌انگیزتر و مستقیم‌تر باشه 28:23.663 --> 28:26.183 واسه همین ما هدفمون رو کوزه‌ها یا نشانه‌ها قرار نمی‌دیم 28:27.263 --> 28:28.343 بلکه هدفمون برده‌ها هستن 28:28.863 --> 28:30.703 اسیرای جنگی که گرفتیمشون 28:31.463 --> 28:33.383 ما اون برده‌های کوچیک اسیر شده رو 28:33.383 --> 28:34.343 هدف خودمون قرار می‌دیم 28:34.623 --> 28:36.263 و می‌ذاریم از ترس وحشت‌زده فرار کنن 28:36.663 --> 28:38.583 و برای زنده موندن همدیگه رو بکشن 28:39.503 --> 28:41.623 اونا فکر می‌کنن تا وقتی که از تیرهای امشب فرار کنن 28:41.623 --> 28:42.663 می‌تونن زنده بمونن 28:43.263 --> 28:44.463 اما ما می‌دونیم 28:44.863 --> 28:46.343 حتی اگه برنده بشن 28:46.703 --> 28:49.503 جنگجوهایی می‌شن که سرنوشت براشون انتخاب کرده 28:49.983 --> 28:52.823 و به میدون جنگ فرستاده می‌شن 28:53.223 --> 28:54.263 تا به عنوان طعمه در صف اول خدمت کنن 28:54.263 --> 28:56.063 و زیر بارون تیرهای هم‌وطنای خودشون بمیرن 28:56.663 --> 28:59.103 این سرنوشت اسیرای یِه جنوبیه 29:09.703 --> 29:10.663 نترس 29:32.543 --> 29:33.383 عالیجناب 29:42.303 --> 29:44.063 بازی پرتاب تیر به کوزه از آیین‌های تیراندازی سرچشمه می‌گیره 29:44.063 --> 29:46.303 پرتاب‌کننده نه باید زیاده‌روی کنه 29:46.663 --> 29:47.863 و نه کمتر از حد پرتاب کنه 29:48.103 --> 29:49.423 این بازی دقیقاً راه میانه رو در پیش می‌گیره 29:49.423 --> 29:50.343 منصفانه و بدون تعصب 29:50.343 --> 29:51.343 که اساس و پایه این روشه 29:51.343 --> 29:53.063 پرورش ذهن و شخصیت 29:53.063 --> 29:55.663 دلیل رونق بازی پرتاب تیر به کوزه توی یِه هستش 29:56.103 --> 29:58.343 چطور ممکنه برای لذت کشتن باشه؟ 30:05.423 --> 30:06.903 دلبرم رو ترسوندی 30:07.303 --> 30:09.223 این رسمش نیست که یه مهمان این‌طوری رفتار کنه 30:11.143 --> 30:12.103 عذر میخوام 30:12.583 --> 30:15.103 هرچند، توی مسابقه تیراندازی با کمان روی اسب پیشه‌رو 30:15.623 --> 30:17.423 ما واقعاً دنبال لذت کشتن هستیم 30:18.063 --> 30:20.783 ارباب جوان شیائو، مراعات نکنین 30:21.343 --> 30:21.863 نمی‌کنم 30:24.303 --> 30:26.463 [عمارت شاهزاده جینگ‌آن] 30:31.423 --> 30:33.543 !شیائو وو یی، تیراندازیت خیلی باحال بود 30:33.703 --> 30:35.303 چطور جهت اون تیر رو شنیدی؟ 30:35.303 --> 30:36.663 حتی نمی‌تونم توصیفش کنم 30:36.663 --> 30:37.743 جهت‌یابی از روی صدا 30:38.183 --> 30:39.663 این‌طوری، حتی اگه واقعاً نتونی ببینی 30:39.663 --> 30:42.063 روی فرماندهی‌ت توی جنگ تأثیری نمی‌ذاره 30:48.183 --> 30:49.143 جلو پات رو بپا 31:02.303 --> 31:02.943 شیائو وو یی 31:03.583 --> 31:05.903 شاید فکر کنی هنوز دوستت نیستم 31:07.103 --> 31:08.743 اما می‌خوام یه راز رو بهت بگم 31:10.623 --> 31:12.783 من دختر واقعی شاهدخت نیستم 31:12.783 --> 31:13.583 بلکه یه یتیمم 31:14.103 --> 31:16.183 که اون از یتیم‌خونه با خودش آورد 31:18.343 --> 31:20.103 پدر و مادرم هر دو فکر می‌کردن 31:20.103 --> 31:21.703 من هیچ خاطره‌ای از بچگیم ندارم 31:22.543 --> 31:25.143 اما من به وضوح 31:25.663 --> 31:27.063 چهره اون مرد اهل چین شمالی رو 31:27.063 --> 31:28.863 که پدر و مادر واقعی‌م رو کشت رو یادمه 31:28.863 --> 31:31.063 اون ریش انبوه و موهای بافته شده داشت 31:31.623 --> 31:33.063 با ابروهای بلندی که تا شقیقه‌هاش می‌رسید 31:33.063 --> 31:34.543 و یه خال روی گونه‌ش داشت 31:34.863 --> 31:36.423 اگه به خاطر دلسوزی مادرم نبود 31:37.063 --> 31:37.863 منم تا حد مرگ 31:37.863 --> 31:39.143 مثل اون برده‌های جوونی که 31:39.263 --> 31:40.943 پادشاه عقاب ازشون حرف زد شکنجه می‌شدم 31:41.583 --> 31:42.383 شیائو وو یی 31:44.143 --> 31:45.863 اگه بتونی پادشاه عقاب رو یه بار شکست بدی 31:45.943 --> 31:47.583 می‌تونی برای بار دوم هم شکستش بدی 31:49.343 --> 31:51.583 توی این مسابقه، بی‌فو باید 31:52.463 --> 31:55.303 به خاطر تمام یتیم‌های دنیا برنده بشه 31:59.103 --> 32:00.383 و تو هم باید سلامت بمونی 32:01.583 --> 32:02.583 آدمی مثل تو 32:03.223 --> 32:05.023 متولد شده تا توی میدون جنگ باشه 32:05.263 --> 32:06.703 تا همه‌رو بترسونه 32:10.023 --> 32:11.543 باشه، بهت قول می‌دم 32:13.183 --> 32:14.143 دوست من، جیایو 32:18.023 --> 32:19.103 تو می‌تونی من رو ببینی 32:19.823 --> 32:21.463 چرا زودتر نگفتی؟ 32:22.863 --> 32:24.463 از کی همه‌چیز رو می‌دیدی؟ 32:27.063 --> 32:27.783 بانو 32:30.143 --> 32:31.023 عالیجناب 32:31.103 --> 32:32.663 شاهزاده چی بیرون منتظره 32:32.663 --> 32:33.743 می‌خواد شما رو ببینه 32:34.463 --> 32:34.943 باشه 32:40.063 --> 32:40.903 عالیجناب 32:41.663 --> 32:43.623 پادشاه عقاب خیلی سریع خبردار شد 32:45.103 --> 32:46.623 جاسوس‌های مخفی چین شمالی 32:46.623 --> 32:48.703 جرئت کردن وارد عمارت شاهزاده جینگ‌آن بشن 32:48.703 --> 32:50.423 وقتشه که بهشون هشدار بدیم 32:51.663 --> 32:52.183 بله 32:55.543 --> 32:56.063 مائو 32:56.383 --> 32:56.943 یائویائو 32:58.383 --> 32:59.623 دقیقاً چه اتفاقی برای وو یی افتاده؟ 32:59.623 --> 33:00.903 تو حدسش زدی، مگه نه؟ 33:01.103 --> 33:02.903 از اسب افتاد و نابینا شد 33:02.903 --> 33:03.783 می‌تونه خوب بشه؟ 33:04.063 --> 33:05.863 روی مسابقه تأثیر می‌ذاره؟ 33:06.063 --> 33:06.863 نگران نباش 33:07.303 --> 33:08.183 یه جراحت جزئی بود 33:08.183 --> 33:09.383 الان دیگه حالش خوب شده 33:09.703 --> 33:10.583 خوبه 33:11.383 --> 33:12.783 اگه اون تاکتیک‌ها رو فرماندهی نمی‌کرد 33:12.783 --> 33:14.783 حتی شجاع‌ترین جنگجوها هم فقط یه مشت سرباز فراری بودن 33:14.783 --> 33:16.103 اون نباید اشتباه کنه 33:17.783 --> 33:18.583 اما امروز 33:18.783 --> 33:20.743 چرا پادشاه عقاب این‌قدر ناگهانی اومد؟ 33:20.743 --> 33:21.823 اون صبح زود وارد قصر شد 33:21.823 --> 33:22.663 با آمادگی کامل اومد 33:22.703 --> 33:25.383 و مجبورم کرد با هم بیایم اینجا تا جویای احوال وو یی بشیم 33:25.383 --> 33:27.383 هدفش این بود که چنین نمایش خوبی راه بندازه 33:27.383 --> 33:28.343 وو یی راست می‌گه 33:28.623 --> 33:31.863 اون فقط می‌خواد هر کاری از دستش برمیاد بکنه تا مذاکرات صلح رو خراب کنه 33:31.863 --> 33:33.903 خوشبختانه امروز موفق شدیم باهاش مقابله کنیم 33:33.903 --> 33:35.143 و نذاریم بفهمه 33:35.143 --> 33:37.183 که ارتش بی‌فو چنین نقطه ضعف بزرگی داره 33:43.903 --> 33:44.583 یائو یائو 33:46.223 --> 33:46.823 یعنی تو دیگه 33:48.343 --> 33:49.583 از وو یی متنفر نیستی؟ 33:50.383 --> 33:51.423 اون بیشتر اوقات 33:51.423 --> 33:53.303 خیلی رو مخه 33:53.703 --> 33:55.703 و برای رسیدن به اهدافش دست به هر کاری می‌زنه 33:55.703 --> 33:57.783 اما یه ویژگی داره که بی‌نظیره 33:57.783 --> 33:58.303 چی؟ 33:58.863 --> 34:00.383 اون ستون اصلی یِه هستش 34:01.383 --> 34:02.383 تا وقتی که اون 34:02.543 --> 34:03.823 و ارتش بی‌فو اینجا باشن 34:04.343 --> 34:05.983 می‌تونیم با عزت زندگی کنیم 34:07.503 --> 34:08.343 ،من بهش احترام می‌ذارم 34:08.703 --> 34:10.863 و در صورت نیاز ازش محافظت می‌کنم 34:11.903 --> 34:14.423 مائو، سلیقه‌ت توی انتخاب دوست عالیه 34:18.983 --> 34:21.263 خوشبختانه، تمام این اتفاقات وحشتناک 34:21.263 --> 34:22.183 دارن به پایان می‌رسن 34:22.583 --> 34:24.023 تو این دربار رو دوست نداری 34:24.303 --> 34:25.223 منم همین‌طور 34:26.223 --> 34:28.423 یائو یائو، بعد از تموم شدن مذاکرات صلح 34:28.823 --> 34:30.623 میام دنبالت، باشه؟ 34:46.383 --> 34:47.143 آن‌مین 34:48.423 --> 34:50.383 شنیدم وو یی دیروز بعدازظهر از اسب افتاده 34:50.383 --> 34:51.183 جدیه؟ 34:52.423 --> 34:53.863 مسابقه به زودی شروع می‌شه 34:53.863 --> 34:54.703 مراقب باش 34:54.903 --> 34:56.983 روی‌شنگ قبلاً رفته عیادتش 34:57.143 --> 34:59.023 این داروی معمول منه برای زخم‌ها 34:59.023 --> 35:01.903 برای بهبود و تسکین درد خیلی مؤثره 35:04.823 --> 35:05.983 آن‌مین، با من بیا 35:14.743 --> 35:16.623 رکاب‌ها هنوز نقص‌هایی دارن 35:16.663 --> 35:18.063 به اندازه کافی انعطاف‌پذیر نیستن 35:18.063 --> 35:19.263 این طرح اصلاح‌شده‌ایه که 35:19.263 --> 35:20.423 با الهام از استاد یوان 35:20.423 --> 35:21.463 توی ارتش بی‌فو کشیدم 35:21.783 --> 35:23.703 اگه مایلی یه فرصت دیگه بهم بدی 35:23.703 --> 35:24.663 می‌سازمش 35:24.823 --> 35:26.143 و تو می‌تونی دوباره امتحانش کنی 35:26.863 --> 35:27.623 فراموشش کن 35:28.263 --> 35:29.103 حتی اگه بتونم هم 35:29.423 --> 35:31.263 وو یی نمی‌ذاره وارد میدون بشم 35:31.743 --> 35:33.383 از استاد یوان شنیدم 35:33.743 --> 35:34.863 که سال‌ها پیش 35:34.983 --> 35:36.543 شیائو وو یی بهش سفارش داده بود 35:36.583 --> 35:38.903 تا یه جفت رکاب شبیه به این برات بسازه 35:39.023 --> 35:40.863 نمی‌دونم چه اتفاقی افتاد 35:41.703 --> 35:42.623 اما حداقلش اینه که 35:43.023 --> 35:45.703 اون یه زمانی می‌خواست به میدون جنگ برگردی 35:57.783 --> 35:58.703 !مراقب باش 35:58.863 --> 35:59.703 ولش کن 35:59.823 --> 36:00.903 اون یه چلاقه 36:01.543 --> 36:02.823 خب که چی اگه لنگ میزنم؟ 36:02.823 --> 36:04.143 حتی فقط با یه دست هم 36:04.223 --> 36:05.503 !می‌تونم بزنم لهت کنم 36:06.823 --> 36:07.423 ...تو 36:07.423 --> 36:08.103 شیائو یائو 36:10.543 --> 36:11.063 برادر 36:12.303 --> 36:13.863 وقتشه به عمارت برگردیم 36:13.863 --> 36:14.623 !گمشو بیرون 36:24.583 --> 36:25.263 !برادر 36:27.223 --> 36:29.783 واقعاً می‌خوای توی این مسابقه شرکت کنی؟ 36:30.423 --> 36:31.503 همیشه فکر می‌کردم 36:32.383 --> 36:33.663 وو یی من رو حقیر می‌دونه 36:34.863 --> 36:37.863 و نمی‌خواد توی مرزهای شمالی سربار اون باشم 36:37.863 --> 36:38.703 اما معلوم شد 36:38.903 --> 36:42.583 این مادر بود که نمی‌خواست به میدون جنگ برگردم 36:42.943 --> 36:43.663 ،یوان‌جی 36:44.343 --> 36:45.783 فقط می‌خوام به تو 36:46.143 --> 36:46.983 به مادر 36:47.503 --> 36:48.823 و به هر کس دیگه‌ای ثابت کنم 36:48.983 --> 36:50.663 که من یه آدم بی‌مصرف نیستم 37:04.983 --> 37:07.543 من رو از مرزهای شمالی کشوندی اینجا 37:08.063 --> 37:10.063 تا به اون دختر آموزش بدم؟ 37:11.703 --> 37:13.983 اون واقعاً استعدادهایی داره 37:14.863 --> 37:16.743 اما چه سودی برای من داره؟ 37:16.903 --> 37:18.383 نوشیدنی قوی، عصاره برنج 37:18.423 --> 37:19.743 نوشیدنی دست‌ساز، و نوشیدنی برگ بامبو 37:19.743 --> 37:20.943 کدومشون رو می‌خوای؟ 37:21.383 --> 37:22.543 نمی‌خوام انتخاب کنم 37:22.543 --> 37:23.423 همه‌شون رو می‌خوام 37:23.903 --> 37:25.383 کوره سانگ‌فنگ رو هم می‌خوام 37:25.383 --> 37:26.103 غیرممکنه 37:26.983 --> 37:27.663 شیائو وو یی 37:28.383 --> 37:30.143 من سال‌هاست دارم برات سلاح می‌سازم 37:30.143 --> 37:31.463 یعنی نمی‌تونم 37:31.463 --> 37:32.543 اسلحه‌خونه خودم رو داشته باشم؟ 37:34.023 --> 37:36.503 در مورد اون زن خیلی مرموز رفتار می‌کنی 37:36.903 --> 37:38.663 نمی‌دونم دنبال چی هستی 37:38.703 --> 37:39.263 اون؟ 37:40.863 --> 37:41.983 اون با استعداده 37:42.663 --> 37:44.503 و قدرتی داره که جهان رو تغییر بده 37:44.703 --> 37:46.503 اما خودش هنوز این رو نمی‌دونه 37:46.903 --> 37:48.503 فقط نمی‌خوام مرواریدی زیر غبار پنهان بمونه 37:48.503 --> 37:49.343 شاید 37:49.503 --> 37:52.903 رویای اون فقط این باشه که همسر کسی 37:53.303 --> 37:54.823 و مادر یه بچه باشه 37:55.183 --> 37:57.223 ازت نخواستم همین الان بری سراغش 37:57.783 --> 37:58.743 منظورت چیه؟ 37:59.383 --> 38:01.143 من رو به عنوان مهره زاپاس در نظر گرفتی؟ 38:02.623 --> 38:04.503 خب که چی اگه اون عاشق یکی دیگه باشه؟ 38:04.823 --> 38:06.183 فقط کافیه پسش بگیری 38:06.183 --> 38:07.583 فکر می‌کنی این یه جنگه؟ 38:07.863 --> 38:09.223 حالا که اون من رو به عنوان دوستش می‌بینه 38:09.223 --> 38:10.183 منم دوستش می‌مونم 38:10.183 --> 38:11.063 همین و بس 38:12.823 --> 38:13.423 امیدوارم 38:14.583 --> 38:15.863 اگه واقعاً اون روز برسه 38:17.263 --> 38:18.863 و اون انتخاب‌های مختلفی داشته باشه 38:19.663 --> 38:21.703 تصمیم‌گیری براش عین آزادی باشه 38:22.343 --> 38:23.263 خودت چی؟ 38:24.463 --> 38:27.423 من از قبل کسی هستم که هیچ اختیاری روی سرنوشتم ندارم 38:27.663 --> 38:29.543 هیچ‌وقت یکی از انتخاب‌های اون نخواهم بود 38:30.263 --> 38:32.983 لزوماً این‌طور نیست 38:33.863 --> 38:34.983 بذار برات حساب کنم 38:35.703 --> 38:37.503 اون تقدیرشه که سه بار ازدواج کنه 38:37.503 --> 38:39.263 و شوهرش هم جوون‌مرگ می‌شه 38:40.143 --> 38:40.743 وای نه 38:41.863 --> 38:44.903 نکنه تو قراره شوهر اولش باشی؟ 38:47.223 --> 38:48.823 واقعاً باورت شد؟ 38:49.503 --> 38:50.863 خب، شیائو وو یی 38:50.903 --> 38:52.183 ،اون موقع توی دشت جیوجانگ 38:52.183 --> 38:54.823 بهت گفتم زندگیت در خطره، اما باورم نکردی 38:54.823 --> 38:56.703 حالا این چرت و پرتا رو باور می‌کنی؟ 38:56.703 --> 38:58.703 طبیعتاً، من به سرنوشت اعتقادی ندارم 38:59.063 --> 39:01.183 ،اما اگه حرفای خوبی باشن 39:01.903 --> 39:03.223 مشکلی با شنیدنشون ندارم 39:04.303 --> 39:06.383 مردن قبل از سی سالگی 39:06.543 --> 39:07.583 این کجاش خوبه؟ 39:07.863 --> 39:08.903 چرا خوب نباشه؟ 39:09.183 --> 39:10.423 ،حداقل فردا 39:10.423 --> 39:11.303 یا سال دیگه نمیمیرم 39:11.543 --> 39:12.703 این کجاش بده؟ 39:12.943 --> 39:13.423 باشه 39:13.983 --> 39:14.783 دیوونه‌ای 39:15.703 --> 39:17.823 پس بذار پیوند ازدواجت رو چک کنم 39:17.823 --> 39:18.463 بذار ببینم 39:19.223 --> 39:19.783 لازم نیست 39:20.463 --> 39:21.543 یالا، بذار ببینم 39:22.863 --> 39:23.863 ترسو نباش 39:26.503 --> 39:28.143 فقط بذار ببینم 39:28.983 --> 39:29.903 واقعاً که 39:40.463 --> 39:42.463 !بارون گرفت، چرم‌هام 39:43.743 --> 39:45.303 بانو، شما برین داخل 39:45.343 --> 39:46.423 من جمعشون می‌کنم 39:46.583 --> 39:47.663 سرما نخورین 39:49.503 --> 39:50.703 من اونقدرها هم ضعیف نیستم 39:50.863 --> 39:52.063 اینجوری خیلی هم باحال نیست؟ 39:52.663 --> 39:53.383 عجله کنین 39:53.503 --> 39:54.823 ،نمیشه حتی یه تیکه‌ش رو هم جا بذاریم 39:54.823 --> 39:56.463 وگرنه آن‌مین به موقع نمی‌رسه 39:56.663 --> 39:58.223 اما عالیجناب هنوز موافقت نکردن 39:58.223 --> 39:58.863 مشکلی نیست 39:58.983 --> 40:02.143 شیائو وو یی هر چی نباشه ظاهرش سرسخته اما دل نرمی داره 40:02.223 --> 40:03.663 اول کمکم کن اینا رو ببریم داخل 40:03.663 --> 40:04.223 باشه 40:25.103 --> 40:29.263 ♪ تو منو شناختی و به مرگ و زندگی با هم پیمان بستی ♪ 40:29.303 --> 40:33.143 ♪ به پافشاری من ایمان بیار که جا نمی‌زنم ♪ 40:33.343 --> 40:37.623 ♪ می‌دونی که من سرسختم ♪ 40:37.743 --> 40:40.903 ♪ آتیش قلبم رو شعله‌ور کن ♪ 40:41.703 --> 40:44.863 ♪ قلب‌های پاک مثل گذشته باقی می‌مونن ♪