WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:27.560 --> 00:29.880 ‫کنتس اومدن شما رو ببینن، خانم هارت. 00:30.880 --> 00:32.520 ‫مامان! 00:32.520 --> 00:35.560 ‫چه هفته وحشتناکی رو گذروندی. ‫اصلاً طاقت دیدنش رو ندارم. 00:35.560 --> 00:37.960 ‫به گلفروش گفتم، بهترین دسته‌گلتون رو می‌خوام، 00:37.960 --> 00:39.600 ‫البته بدون گل رز. 00:39.600 --> 00:41.200 ‫و اون دختر فوراً فهمید که لابد این‌ها برای شماست. 00:41.200 --> 00:42.880 ‫نظرت چیه؟ 00:42.880 --> 00:44.360 ‫اون روزنامه‌های ملعون. 00:44.360 --> 00:46.320 ‫خیلی خوشحال شدم وقتی پیشنهاد ناهار دادی. 00:46.320 --> 00:47.480 ‫داری دوام میاری؟ 00:47.480 --> 00:49.240 ‫کی دیدی که کم بیارم؟ 00:49.240 --> 00:50.640 ‫سلام، عزیزم. 00:50.640 --> 00:52.600 ‫رستوران پتسی رو واسه ‫ساعت ۱:۳۰ رزرو کردم. خوبه؟ 00:52.600 --> 00:54.680 ‫جانت قسم می‌خوره که همین سه‌شنبه پیش ‫سیناترا رو اونجا دیده. 00:54.680 --> 00:56.120 ‫محبوب‌ترین حرف مامان 00:56.120 --> 00:57.680 ‫واسه زدن اینه که همه این کارها رو ‫واسه خانواده‌ش کرده، 00:57.680 --> 00:59.320 ‫که البته مضحکه، 00:59.320 --> 01:01.760 ‫واسه زنی که تمام لحظات زندگی بزرگسالیش رو 01:01.760 --> 01:04.080 ‫صرف فرار از خانواده‌ش کرده ‫و سخنرانی‌های غرایی 01:04.080 --> 01:06.200 ‫درباره انتقام لعنتی سر داده. 01:06.200 --> 01:07.960 ‫واقعاً مایه‌تاسفه. 01:07.960 --> 01:09.880 ‫البته این قضیه یه روی دیگه هم داره، 01:09.880 --> 01:11.800 ‫اینکه مطمئن بشی بچه‌هات 01:11.800 --> 01:14.640 ‫هیچ‌وقت محتاج هیچ ‌چیزی تو زندگی‌شون نمی‌شن؛ 01:14.640 --> 01:18.440 ‫و اون روی سکه اینه که مجبوری ‫تماشا کنی چطور بی‌خیال تو زندگی قدم می‌زنن 01:18.440 --> 01:21.040 ‫و هر چیزی که سر راه‌شونه رو وظیفه آدم می‌دونن. 01:21.040 --> 01:22.560 ‫مامان، واقعاً معذرت می‌خوام. من... 01:22.560 --> 01:25.160 ‫اول از همه کدومو می‌خوای توضیح بدی، ‫عشق من؟ 01:25.160 --> 01:26.840 ‫افشاگری با جزئیاتت توی مطبوعات 01:26.840 --> 01:29.400 ‫درباره پرونده پزشکی محرمانه من، 01:29.400 --> 01:33.480 ‫یا استفاده‌ت از کلمه «جادوگر پیر» ‫جلوی آقای فیرلی؟ 01:34.640 --> 01:36.360 ‫می‌تونم توضیح بدم. 01:36.360 --> 01:38.720 ‫خب، خیلی مشتاقم بشنوم، عزیزم. 01:38.720 --> 01:40.360 ‫واقعاً میگم. 01:40.360 --> 01:43.280 ‫خیلی دلم می‌خواد بفهمم، 01:43.280 --> 01:47.040 ‫چون هر کاری که تا حالا کردم ‫واسه خانواده‌ام بوده. 02:20.400 --> 02:23.240 ‫- برگه‌های ساعات کاری، آقای فیرلی. ‫- ممنون. 02:23.240 --> 02:27.080 ‫توی خونه... همه ‌چی روبراهه؟ 02:32.200 --> 02:33.840 ‫چطور مگه؟ 02:33.840 --> 02:36.640 ‫می‌دونم بعضی از کارکنان عمارت در عجب بودن 02:36.640 --> 02:39.560 ‫که شاید اما خبری از خودش داده باشه... 02:39.560 --> 02:40.960 ‫حدوداً همین روزها. 02:44.680 --> 02:46.640 ‫ماه‌هاست که ندیدیمش. 02:48.360 --> 02:49.800 ‫شش... شش ماه می‌شه. 02:51.520 --> 02:52.760 ‫شش ماه و نیم. 02:56.320 --> 02:58.360 ‫اون هر ماه پول می‌فرسته. 02:59.480 --> 03:00.960 ‫با مهر پست لیدز. 03:00.960 --> 03:04.000 ‫دختر عاقل و فهمیده‌ایه، آقای فیرلی. 03:04.000 --> 03:07.720 ‫کار خودش رو پیش می‌بره. ‫نه آدرسی، نه خبری. 03:07.720 --> 03:09.120 ‫نمی‌خواد ما نگران بشیم. 03:10.200 --> 03:12.560 ‫به‌هر‌حال، بهم گفتن که باید 03:12.560 --> 03:13.920 ‫بابت نامزدیتون تبریک بگم. 03:17.360 --> 03:19.440 ‫یه شیفت شب دارم که باید بیدار بمونم. 03:46.360 --> 03:48.360 ‫مترجم: مریم سهرابی 03:52.640 --> 03:55.600 ‫خب خانم فرودر، من تمام شب رو بیدار بودم 03:55.600 --> 03:57.960 ‫تا این لباس رو فقط واسه شما تموم کنم. 03:57.960 --> 04:00.560 ‫بنابراین فکر کنم این دقیقاً ‫همون چیزی باشه که دنبالشید. 04:00.560 --> 04:03.480 ‫با این وضعیتت چطور وقت می‌کنی، خانم هارت؟ 04:03.480 --> 04:06.640 ‫واسه وضعیت خانم هارت ‫فقط یه اسم می‌شه گذاشت، «خستگی‌ناپذیر». 04:06.640 --> 04:09.240 ‫راستش خانم هارت، منم پا به ماهم. 04:09.240 --> 04:11.440 ‫تبریک می‌گم، خانم فرودر. 04:11.440 --> 04:13.120 ‫شاید بتونم یه دامن مثل مال خودم براتون بدوزم 04:13.120 --> 04:14.360 ‫که کمرش بنددار باشه. 04:14.360 --> 04:16.160 ‫ببینید؟ این‌طوری دور شکمم جمع می‌شه. 04:16.160 --> 04:17.920 ‫یه سر بیایید پیشم تا اندازه‌هاتون رو بگیرم. 04:17.920 --> 04:19.200 ‫به‌زودی می‌بینمتون. 04:24.560 --> 04:27.840 ‫من تا حالا هیچ فروشنده‌ای نداشتم ‫که مثل تو این‌قدر مشتری جذب کنه. 04:27.840 --> 04:29.040 ‫همه‌ چی داره جور می‌شه. 04:29.040 --> 04:30.880 ‫سه چهارمش واسه شما، آقای لوتر. 04:32.920 --> 04:35.120 ‫و یک چهارمش واسه... 04:35.120 --> 04:37.520 ‫برنامه‌ت. با ب بزرگ. 04:37.520 --> 04:39.360 ‫ب بزرگ، واسه بچه. 04:39.360 --> 04:41.000 ‫دارم پس‌انداز می‌کنم. 04:41.000 --> 04:43.040 ‫خب، ولی انرژیت رو ذخیره نمی‌کنی. 04:43.040 --> 04:45.240 ‫وقتی بچه به دنیا اومد می‌شینم استراحت می‌کنم. 04:45.240 --> 04:47.240 ‫وقتی مادر می‌شی روال کار همین‌طوریه، مگه نه؟ 04:47.240 --> 04:48.760 ‫کاری جز استراحت نداری. 04:48.760 --> 04:50.760 ‫خب، مطمئن نیستم که روال کار این‌طوری باشه. 04:50.760 --> 04:52.640 ‫خانم بارلو! امیدوار بودم بیایید. 04:52.640 --> 04:54.000 ‫عاشق این می‌شید. 05:21.840 --> 05:23.480 ‫خدا رو شکر. 05:28.400 --> 05:30.600 ‫اون تو جات کاملاً امن و امانه. 05:32.600 --> 05:34.080 ‫منم همین‌طوری نگه‌ت می‌دارم. 05:46.800 --> 05:47.800 ‫[کالسکه‌ی بچه برای فروش] 05:55.400 --> 05:56.400 ‫[نیازهای هر هفته] 06:08.240 --> 06:09.240 ‫[کسر بودجه] 06:19.120 --> 06:20.560 ‫نه! 06:22.880 --> 06:23.880 ‫[بعد از به دنیا اومدن بچه] 06:34.240 --> 06:37.320 ‫اون تو همه‌ چی خوبه؟ ‫داری واسه خودت بازی می‌کنی؟ 06:43.000 --> 06:45.000 ‫وای! 06:45.000 --> 06:48.000 ‫- بفرمایید، جناب. ‫- زیاد طولش نمی‌دم. 06:52.280 --> 06:54.360 ‫امیدوارم تنبلی نکنی، خانم هارت. 06:54.360 --> 06:57.120 ‫ناهارمه. ولی نگران نباش. ‫دست از کار نکشیدم. 06:57.120 --> 06:58.880 ‫خدا اون روز رو نیاره. 07:05.320 --> 07:08.160 ‫به این زودی داره واسه امروز تعطیل می‌کنه؟ ‫هیچ‌وقتِ خدا باز نیست. 07:13.040 --> 07:14.640 ‫فکر کنم از چیزی که امروز 07:14.640 --> 07:16.280 ‫براتون آوردم خیلی خوشحال بشید. 07:16.280 --> 07:19.280 ‫ابریشم‌های جدید! بی‌نظیرن. 07:19.280 --> 07:22.120 ‫و واسه شما، ‫متری فقط سه شیلینگ و شش پنس. 07:22.120 --> 07:24.080 ‫پس مایه شرمساریه که من فقط دو شیلینگ و شش پنس می‌دم. 07:24.080 --> 07:25.800 ‫- سه شیلینگ. ‫- دو شیلینگ و نه پنس. 07:27.240 --> 07:29.040 ‫ای ظالم. 07:33.640 --> 07:35.920 ‫اون‌ها جای سوزنه روی اون انگشت‌ها؟ 07:35.920 --> 07:38.320 ‫خانم هارت، چند وقته که واسه جو لوتر کار می‌کنی؟ 07:38.320 --> 07:39.960 ‫شش ماه می‌شه، نه؟ 07:39.960 --> 07:41.680 ‫و تمام این مدت رو مثل سگ جون کندی. 07:41.680 --> 07:43.320 ‫مردم دوست دارن مدام بهم بگن کار رو لفتش بدم، 07:43.320 --> 07:45.360 ‫اما بچه‌ها از قبل نامه نمی‌فرستن ‫و وقت قبلی نمی‌گیرن. 07:45.360 --> 07:47.840 ‫و وقت منم داره تموم می‌شه. 07:47.840 --> 07:50.360 ‫پول به اندازه کافی سریع جور نمی‌شه. 07:50.360 --> 07:53.240 ‫همسرتون مشکلی نداره که این‌قدر سخت کار می‌کنید؟ 07:54.400 --> 07:56.920 ‫بهتون که گفتم، اونم داره کار می‌کنه. ‫نیروی دریایی نمی‌تونه ازش بگذره. 07:58.520 --> 08:00.760 ‫خب، تنها چیزی که می‌تونم بگم ‫اینه که اون داره ضرر می‌کنه. 08:02.720 --> 08:05.520 ‫توقع دارم تو هم دلت براش تنگ بشه، ‫چون از خونه دوری. 08:05.520 --> 08:08.520 ‫دلم واسه پدرم و برادرم تنگ می‌شه. 08:08.520 --> 08:10.280 ‫وقت ندارم واسه کس دیگه‌ای دلتنگ بشم. 08:10.280 --> 08:11.760 ‫به‌هر‌حال، دارم پس‌انداز می‌کنم، 08:11.760 --> 08:14.120 ‫تا وقتی بچه به دنیا اومد، ‫بتونم دو ماه مرخصی بگیرم. 08:14.120 --> 08:17.280 ‫شاید حتی سه ماه، ‫اگه تو این چند هفته آخر حسابی کار کنم. 08:17.280 --> 08:20.200 ‫به نظر می‌رسه امروز یه روز رکوردشکن دیگه باشه. 08:20.200 --> 08:23.960 ‫- کار تیمی، آقای لوتر. ‫- فکر نکنم این‌طور باشه. 08:23.960 --> 08:26.000 ‫وقتی فروشت رو تماشا می‌کنم، 08:26.000 --> 08:28.720 ‫ذهنت اصلاً شبیه ذهن یه زن کار نمی‌کنه. 08:28.720 --> 08:30.400 ‫مال تو بیشتر شبیه مردهاست. 08:31.880 --> 08:34.120 ‫مگه فرقی هم داره؟ 08:34.120 --> 08:36.240 ‫الان دیگه اینجا زندگی می‌کنی، آره؟ 08:36.240 --> 08:37.960 ‫کار دارم که باید انجام بدم. 08:41.040 --> 08:43.120 ‫این پارچه جدیدیه؟ گرون‌قیمت به نظر می‌رسه. 08:43.120 --> 08:45.480 ‫قرارم بود همین باشه! 08:45.480 --> 08:47.520 ‫این قراره جایگزین جنس‌های فیرلی بشه، آقای لوتر. 08:47.520 --> 08:49.440 ‫راستش مشتری‌ها متوجه قضیه می‌شن. 08:49.440 --> 08:51.680 ‫پارچه‌های کارخونه فیرلی فقط کیفیت‌شون افتضاحه؛ 08:51.680 --> 08:53.200 ‫به قول بعضی‌ها، پوسیده‌ست. 08:57.280 --> 08:59.080 ‫یه سفارش پارچه دیگه رو از دست دادیم. 08:59.080 --> 09:01.040 ‫شکایت‌های بیشتری بابت کیفیت رسیده. 09:02.400 --> 09:05.520 ‫خیلی از اون تجهیزات قدیمی و فرسوده‌ان، 09:05.520 --> 09:07.960 ‫و نمی‌تونیم مدام از کارگرها بخوایم ۲۴ ساعته کار کنن. 09:07.960 --> 09:10.360 ‫گله همیشگی تو اینه که ما ‫به این اراذل و اوباش پول کافی نمی‌دیم. 09:10.360 --> 09:11.840 ‫حالا که داریم ساعات شب‌کاری رو بهشون پیشنهاد می‌دیم، 09:11.840 --> 09:13.560 ‫یهو باید واسه شام خونه باشن. 09:13.560 --> 09:15.040 ‫اونا اراذل و اوباش نیستن. 09:15.040 --> 09:16.440 ‫آدمیزادن... 09:16.440 --> 09:18.040 ‫کسایی که حق و حقوق و احساسات دارن. 09:18.040 --> 09:19.160 ‫هوم! 09:19.160 --> 09:20.720 ‫پریا. 09:20.720 --> 09:22.360 ‫برگشتی. 09:24.880 --> 09:26.760 ‫ببخشید. روز طولانی‌ای بود. 09:28.000 --> 09:29.880 ‫باید خسته باشی. 09:33.640 --> 09:36.240 ‫ادوین، من و پریا امیدوار بودیم که فردا بتونیم 09:36.240 --> 09:38.240 ‫برسیم به کارهای اصلی این هفته. 09:38.240 --> 09:40.360 ‫برنامه‌ریزی عروسی. 09:40.360 --> 09:45.440 ‫قطعاً توی یه مرحله‌ای باید ‫درباره کلیسا صحبت کنیم. 09:45.440 --> 09:47.720 ‫امیدوار بودم حداقل تا وقتی اینجام بتونیم 09:47.720 --> 09:49.240 ‫روی یه تاریخ به توافق برسیم. 09:49.240 --> 09:51.040 ‫چون پدرت آدم پرمشغله‌ایه‌. 09:51.040 --> 09:53.600 ‫سر ویکرام باید برنامه‌ریزی کنه. 09:54.920 --> 09:58.320 ‫پس ما باید تمام جزئیات عروسی رو هماهنگ کنیم، 09:58.320 --> 09:59.640 ‫مگه نه، ادوین؟ 10:01.320 --> 10:04.920 ‫- فکرش بدجور درگیر کاره. ‫- ادوین پرکار قدیمی، 10:04.920 --> 10:06.760 ‫هر کاری از دستش برمیاد می‌کنه ‫تا کسب‌و‌کار رو نجات بده. 10:37.200 --> 10:39.600 ‫تو اصلاً فکر کردی چه خری هستی؟ 10:39.600 --> 10:41.400 ‫باید از خودت خجالت بکشی. 10:41.400 --> 10:42.640 ‫نمی‌تونی همین‌طوری سرت رو بندازی ‫پایین بیای اینجا، 10:42.640 --> 10:44.400 ‫اونم وقتی ماه‌هاست حتی نزدیکش هم نیومدی. 10:44.400 --> 10:48.560 ‫خب، معلومه، الان اینجام چون... ‫می‌بینم که حسابی سرش شلوغ بوده. 10:51.880 --> 10:55.000 ‫ماورنین، چه غلطی داشتی می‌کردی؟ 10:55.000 --> 10:57.440 ‫آقای هارت، شما باید بدونید که همسرتون 10:57.440 --> 11:00.240 ‫تک‌تک دقایق رو خستگی‌ناپذیر کار کرده. 11:02.080 --> 11:03.640 ‫توی غیاب هر کس دیگه‌ای ‫که به خودش زحمت بده... 11:03.640 --> 11:07.280 ‫آقای کالینسکی، دیوید، این همسر من نیست. 11:07.280 --> 11:09.280 ‫این فقط یه دوسته، 11:09.280 --> 11:11.840 ‫یه دوست عزیز. مک. 11:11.840 --> 11:13.080 ‫اون اصلاً شوهر منو نمی‌شناسه. 11:13.080 --> 11:15.000 ‫تعجب می‌کنی اگه بدونی چقدر کم می‌شناسه. 11:17.440 --> 11:19.520 ‫اما من اصلاً روحمم خبر نداشت. 11:19.520 --> 11:22.560 ‫موقع تعطیل کردن مغازه می‌بینمت. بعدش. 11:22.560 --> 11:24.120 ‫می‌بینمت. 11:38.800 --> 11:41.400 ‫شرمنده‌ام. ما... تعطیلیم. 11:41.400 --> 11:43.800 ‫سگ نگهبانت همراهت نیست، نه؟ 11:43.800 --> 11:46.360 ‫آقای کالینسکی فقط کار تحویل بار رو انجام میده. 11:46.360 --> 11:49.160 ‫- اون فقط داره لطف می‌کنه. ‫- لطف می‌کنه، آره؟ 11:49.160 --> 11:50.840 ‫و لابد خوش‌تیپ هم هست؟ 11:56.080 --> 11:58.360 ‫انگار اصلاً به دنیا اومدی که اینجا کار کنی. 12:05.520 --> 12:09.000 ‫اما هارت، قراره تا آخر عمرت 12:09.000 --> 12:11.400 ‫از نگاه کردن بهم فرار کنی؟ 12:11.400 --> 12:13.200 ‫چی شده، عزیزم؟ 12:15.280 --> 12:16.600 ‫بده. 12:23.680 --> 12:25.960 ‫بابا نمی‌دونه من اینجام. 12:25.960 --> 12:27.960 ‫و نبایدم بفهمه. 12:27.960 --> 12:30.080 ‫نمی‌خوام پام به خونه‌ش باز بشه ‫و دردسر درست کنم. 12:32.600 --> 12:34.080 ‫نه بعد از اون بلایی که سر مامان اومد. 12:35.760 --> 12:37.040 ‫من ندیدمش. 12:38.560 --> 12:40.160 ‫نه اون رو دیدم و نه فرانک رو. 12:41.160 --> 12:43.880 ‫چطور تنهایی از پس خرج ‫و مخارج بزرگ کردن این بچه بربیام؟ 12:47.360 --> 12:48.840 ‫عزیزم... 12:52.560 --> 12:55.280 ‫آخه چطور خودتو توی ‫این دردسر بزرگ انداختی؟ 13:03.000 --> 13:04.560 ‫کار یه پسره تو ولایت خودمون بود. 13:06.040 --> 13:08.160 ‫نمی‌شناسیش. 13:08.160 --> 13:09.400 ‫پشتم رو خالی کرد. 13:11.120 --> 13:12.840 ‫پس حسابش رو می‌رسم ‫و تا می‌خوره می‌زنمش. 13:12.840 --> 13:14.960 ‫نیازی نیست. 13:14.960 --> 13:17.800 ‫اولش گفت باهام ازدواج می‌کنه، ‫اما بعدش فرار کرد و رفت نیروی دریایی. 13:22.160 --> 13:23.360 ‫و این چیه؟ 13:25.560 --> 13:27.280 ‫واسه اینکه کسی درباره‌م فکر بد نکنه. 13:29.760 --> 13:32.800 ‫- در ضمن، چون دوست دارم یادم بمونه. ‫- یاد اون بمونی؟ 13:32.800 --> 13:34.160 ‫یادم بمونه که دیگه هیچ‌وقت تو زندگی 13:34.160 --> 13:35.840 ‫به کسی اجازه ندم باهام کاری کنه ‫که اون کرد. 13:38.280 --> 13:39.920 ‫تا روزی که بمیرم. 13:41.000 --> 13:43.800 ‫و یادم بمونه که الان انگیزه‌م چیه. 13:43.800 --> 13:45.640 ‫چیزی که تمام عمرم بهم انگیزه میده. 13:47.120 --> 13:48.400 ‫انتقام. 13:53.120 --> 13:56.160 ‫اما، چطور می‌خوای هم کار کنی ‫و هم از بچه مراقبت کنی؟ 13:57.800 --> 14:00.360 ‫دارم لباس می‌دوزم. 14:00.360 --> 14:02.480 ‫کارم هم خوبه. واقعاً خوبه. 14:02.480 --> 14:05.200 ‫دیدن اینکه پول‌هام داره روی هم جمع می‌شه ‫بهم انرژی میده. 14:05.200 --> 14:07.880 ‫واسه دو ماه هم پس‌انداز کردم، 14:07.880 --> 14:10.960 ‫این یعنی وقتی بچه به دنیا بیاد، ‫می‌تونم یه مدت دست از کار بکشم. 14:15.120 --> 14:16.960 ‫چیزی از دستت افتاد؟ 14:16.960 --> 14:20.480 ‫خودت می‌دونی که باهات ازدواج می‌کنم، اما هارت. 14:20.480 --> 14:22.560 ‫با کمال میل هم این کار رو می‌کنم. 14:23.720 --> 14:25.240 ‫باعث افتخارمه. 14:26.960 --> 14:28.600 ‫اما، با من ازدواج می‌کنی؟ 14:32.880 --> 14:35.040 ‫تو بهترین مردی هستی که می‌شناسم. 14:35.040 --> 14:37.680 ‫مطمئنم ازدواج با تو یه امتیاز بزرگه. 14:37.680 --> 14:38.960 ‫بیشتر شبیه یه بار سنگینه. 14:38.960 --> 14:41.000 ‫این شونه‌ها رو دیدی؟ 14:41.000 --> 14:42.560 ‫می‌تونم از پس مخارج هر دوتاتون بربیام. 14:44.040 --> 14:46.440 ‫می‌دونم. 14:46.440 --> 14:48.080 ‫می‌دونم این کار رو می‌کنی. 14:49.960 --> 14:51.680 ‫اما من واسه‌ش برنامه‌ریزی کردم. 14:51.680 --> 14:54.160 ‫خودم یه جوری از پس زندگی خودمون برمیام. 14:54.160 --> 14:55.720 ‫یه جوری درستش می‌کنم. 14:55.720 --> 14:58.720 ‫من دارم مادر می‌شم، مک، یه مامان واقعی. 14:58.720 --> 15:00.240 ‫دارم صاحب یه بچه واقعی می‌شم. 15:00.240 --> 15:02.640 ‫ارزشمندترین چیزی که یه آدم می‌تونه داشته باشه. 15:02.640 --> 15:04.560 ‫و بیشتر از هر کاری که تا حالا تو زندگیم کردم، 15:04.560 --> 15:06.160 ‫دلم می‌خواد خودم مراقبش باشم. 15:07.160 --> 15:09.200 ‫خب، حداقل می‌تونم هواتون رو... 15:09.200 --> 15:11.120 ‫مک... 15:11.120 --> 15:12.960 ‫تو بزرگ‌ترین قلبی رو داری که تا حالا دیدم. 15:14.160 --> 15:15.880 ‫داری از مهربونی منفجر می‌شی. 15:15.880 --> 15:18.120 ‫واسه همینم هست که می‌خوام این قلب رو 15:18.120 --> 15:20.560 ‫به کسی بدی که واقعاً عاشقشی، 15:20.560 --> 15:22.320 ‫نه به دختری که فقط دلت واسه‌ش سوخته. 15:22.320 --> 15:24.720 ‫- اما، ولی... ‫- جوابم منفیه. 15:26.000 --> 15:28.720 ‫ولی این یه جواب منفی ‫همراه با بزرگ‌ترین تشکر دنیاست. 15:39.440 --> 15:42.520 ‫شاید بهتر باشه... با جارو 15:42.520 --> 15:44.640 ‫زیر صندلی رو تمیز کنی. 15:44.640 --> 15:46.960 ‫وضعیت گرد و خاک... واقعاً افتضاحه. 15:59.920 --> 16:01.280 ‫صبح بخیر! 16:31.280 --> 16:32.920 ‫بذار مغازه بغلی رو اجاره کنم. 16:32.920 --> 16:35.080 ‫بذار ازت اجاره‌ش کنم ‫و یه مغازه لباس‌فروشی راه بندازم. 16:35.080 --> 16:37.440 ‫مغازه خود خودم، پر از لباس‌هایی که خودم دوختم. 16:37.440 --> 16:39.080 ‫فقط یه دلیل بیار که چرا نباید این کار رو بکنم. 16:39.080 --> 16:41.240 ‫فقط یه دلیل می‌خوای؟ 16:41.240 --> 16:43.160 ‫خب، کدوم دلیل رو می‌خوای بشنوی؟ 16:43.160 --> 16:45.600 ‫اینکه هیچ تجربه‌ای تو چرخوندن مغازه نداری؟ 16:45.600 --> 16:48.480 ‫اینکه اصلاً هیچ تجربه‌ای تو اداره کردن ‫هیچ نوع کسب‌و‌کاری نداری؟ 16:48.480 --> 16:50.920 ‫اینکه به زور ۱۹ سالت شده؟ ‫تازه باردار هم هستی. 16:50.920 --> 16:53.640 ‫آقای لوتر، جواب همه اینا یکیه. 16:53.640 --> 16:54.840 ‫من از پسش برمیام. 16:54.840 --> 16:56.480 ‫خانم هارت، این حرفت در بهترین حالت فقط یه رویابافیه. 16:56.480 --> 16:58.160 ‫همین امسال دو نفر توی اون مغازه ورشکست شدن. 16:58.160 --> 16:59.640 ‫دو تا آدم بی‌عرضه و نابلد. 16:59.640 --> 17:01.400 ‫خانم کلیولند؛ جنس‌هاش بی‌کیفیت بود 17:01.400 --> 17:03.000 ‫و نسبت به کیفیت‌شون خیلی گرون بود. 17:03.000 --> 17:04.480 ‫اون مشتری‌هاش رو نمی‌شناخت. 17:04.480 --> 17:06.920 ‫اما من می‌شناسم. ‫می‌دونم چه جور لباس‌هایی دوست دارن. 17:06.920 --> 17:09.200 ‫کارم هم خوبه. خودت هم این رو می‌دونی. 17:09.200 --> 17:11.600 ‫خودت هم گفتی که من اهل کارم. ‫می‌تونم خوب بفروشم. 17:11.600 --> 17:14.280 ‫واسه همینم هست که نمی‌تونم از دستت بدم ‫و بذارم از مغازه‌م بری. 17:14.280 --> 17:15.800 ‫از دستم نمیدی. 17:15.800 --> 17:17.680 ‫کسب‌و‌کار همدیگه رو رونق می‌دیم. ‫همین الان، 17:17.680 --> 17:20.160 ‫وقتی مردم میان تو، فقط طاقه‌های پارچه می‌بینن. 17:20.160 --> 17:21.760 ‫اما با وجود مغازه لباس‌فروشی من بیخ گوشت، 17:21.760 --> 17:24.040 ‫یه نمایشگاه داری که نشون میده ‫اون پارچه‌ها قراره تبدیل به چی بشن. 17:24.040 --> 17:26.160 ‫سودت توی یه ماه دو برابر می‌شه. ‫شاید حتی سه برابر. 17:26.160 --> 17:27.800 ‫تازه، من بهترین مشتریت می‌شم. 17:27.800 --> 17:29.120 ‫واسه هر لباسی که می‌فروشم، 17:29.120 --> 17:30.720 ‫پارچه‌ش رو از خودت می‌خرم. 17:30.720 --> 17:34.120 ‫اون مغازه هم که خالی افتاده، آقای لوتر، ‫داره خاک می‌خوره. 17:34.120 --> 17:37.000 ‫من همین امروز، همین الان، همین لحظه تحویلش می‌گیرم، 17:37.000 --> 17:38.560 ‫تا حتی کرایه یه روز رو هم از دست نداده باشی. 17:38.560 --> 17:41.480 ‫خانم هارت، انگار یادت رفته من از شرایطت باخبرم. 17:41.480 --> 17:43.760 ‫توی اتاق بالای مغازه من زندگی می‌کنی. 17:43.760 --> 17:46.720 ‫پول پیش اون مغازه سر به فلک می‌کشه. 17:58.800 --> 18:00.760 ‫توی این، به اندازه پول پیشت پول هست. 18:00.760 --> 18:02.480 ‫و چون می‌دونم بابت من نگرانی، 18:02.480 --> 18:05.560 ‫هر چند همین که سود کار رو ببینی ‫این نگرانیت برطرف می‌شه... 18:05.560 --> 18:08.280 ‫می‌دونم معمولاً کرایه چهار هفته رو جلوجلو می‌گیری، 18:08.280 --> 18:10.040 ‫اما من اینجا به اندازه هشت هفته پول دارم. 18:11.760 --> 18:13.400 ‫همه‌ش همین‌جاست. 18:14.920 --> 18:17.080 ‫- بگیرش. ‫- خانم هارت... 18:18.200 --> 18:21.920 ‫نیازی هست بهت یادآوری کنم ‫که داری بچه‌دار می‌شی؟ 18:21.920 --> 18:23.640 ‫مراقب اونم هستم. 18:24.840 --> 18:27.320 ‫اصلاً واسه همینم هست که کاملاً مطمئنم ‫این کار درسته. 19:37.600 --> 19:39.440 ‫- ببخشید. ‫- نه، اشکالی نداره. من فقط... 19:39.440 --> 19:40.680 ‫فقط داشتم پیاده می‌رفتم خونه. 19:40.680 --> 19:42.720 ‫هر جا که دلت بخواد می‌تونی پیاده‌روی کنی. 19:45.680 --> 19:47.080 ‫هدف‌گیریت حرف نداره. 19:47.080 --> 19:48.960 ‫الان سه روزه که دارم اونجا تحمل می‌کنم؛ 19:48.960 --> 19:50.760 ‫خاله‌ت مدام داره درباره دسته‌گل عروس حرف میزنه، 19:50.760 --> 19:52.040 ‫تو و پدرت هم مدام دارید 19:52.040 --> 19:54.240 ‫سر دستگاه‌های بافندگی سر همدیگه داد می‌کشید. 19:54.240 --> 19:55.840 ‫باید یه جوری خودم رو خالی می‌کردم. 20:04.720 --> 20:06.440 ‫خب، بذار ببینم. 20:07.920 --> 20:10.520 ‫- بد نیست، بد نیست. ‫- بد نیست. 20:11.960 --> 20:14.560 ‫- افتضاحه. ‫- وحشتناکه. 20:16.680 --> 20:18.760 ‫خب، لابد الان دارن دنبال‌مون می‌گردن ‫که شام بخوریم. 20:18.760 --> 20:20.280 ‫بله. 20:23.640 --> 20:26.160 ‫اون موقعی که ازم خواستگاری کردی رو یادت میاد؟ 20:26.160 --> 20:27.760 ‫فکر می‌کردم یه تفاهمی بین‌مونه. 20:28.760 --> 20:31.600 ‫اینکه تو هم مثل من خوش‌بینی. 20:31.600 --> 20:34.760 ‫چشم‌هات پر از امید و آرزو به نظر می‌رسید، 20:34.760 --> 20:36.840 ‫و مطمئن نبودم که دل‌هامون ‫واسه همدیگه پر می‌کشه یا نه، 20:36.840 --> 20:38.480 ‫نه اون‌جوری که توی کتاب‌ها 20:38.480 --> 20:40.600 ‫درباره پر کشیدن دل حرف می‌زنن... 20:40.600 --> 20:43.160 ‫تو لابد از این‌جور کتاب‌ها نمی‌خونی. 20:43.160 --> 20:45.480 ‫نه واقعاً. 20:45.480 --> 20:48.320 ‫اما مفهومش رو که می‌دونی... ‫پر کشیدن دل رو؟ 20:50.880 --> 20:52.280 ‫بله. 20:52.280 --> 20:55.120 ‫به‌هر‌حال، فقط می‌خواستم بگم... 20:55.120 --> 20:56.480 ‫قسمت همه نمیشه... 20:56.480 --> 20:58.600 ‫این پر کشیدن دل. 20:58.600 --> 21:01.480 ‫فکر نکنم زندگی اصلاً این‌طوری باشه. 21:01.480 --> 21:04.960 ‫اما این اواخر، ‫اون ستاره‌ها از توی چشم‌هات رفتن. 21:04.960 --> 21:08.360 ‫و... می‌دونم این نامزدی پدرت رو خوشحال می‌کنه، 21:08.360 --> 21:10.640 ‫اونم مردی که خوشحال کردنش ‫اصلاً کار راحتی نیست، اما... 21:12.840 --> 21:14.760 ‫می‌تونیم بی‌خیال همه‌ چی بشیم و بریم. 21:19.360 --> 21:21.600 ‫خوشحال کردن آدم‌ها خیلی ارزش داره. 21:23.920 --> 21:25.440 ‫و نه فقط پدر و مادرها. 21:26.640 --> 21:29.960 ‫پریا، من اگه نمی‌خواستم، ‫ازت خواستگاری نمی‌کردم... 21:32.120 --> 21:35.560 ‫اگه قصدش رو نداشتم، ‫اصلاً بهش فکر هم نمی‌کردم... 21:35.560 --> 21:36.800 ‫...یه جوری پیش می‌بریمش. 21:39.040 --> 21:41.160 ‫تمام تلاشم رو می‌کنم تا تو رو هم خوشحال کنم. 21:43.480 --> 21:44.960 ‫خب، پس بهم خبر بده، باشه؟ 21:46.960 --> 21:48.720 ‫اینکه این تلاش واسه خوشحال کردن من ‫کِی قراره شروع بشه؟ 22:13.600 --> 22:15.240 ‫مامان. 22:15.240 --> 22:17.400 ‫حالت چطوره؟ 22:18.800 --> 22:21.160 ‫فکر کنم... ‫دلم می‌خواست ببینمت. 22:23.600 --> 22:25.120 ‫اگه اشکالی نداره؟ 22:36.880 --> 22:41.480 ‫چون همه‌ چی یه جوری... ‫اشتباه به نظر می‌رسه. 22:42.800 --> 22:44.880 ‫پریا از خیلی جهات دختر نازنینیه. 22:44.880 --> 22:46.400 ‫پدرت کجاست؟ 22:49.880 --> 22:51.560 ‫اون هیچ‌وقت نمیاد دیدنم. 22:51.560 --> 22:53.760 ‫پدرت هیچ‌وقت حتی نزدیک منم نمیشه. 22:53.760 --> 22:55.080 ‫کجاست؟ 22:56.080 --> 22:58.840 ‫اون... هنوز برنگشته. 22:58.840 --> 23:01.120 ‫نمی‌دونم. توی کارخونه سرش شلوغ بوده. ‫سر همه‌مون شلوغ بوده. 23:01.120 --> 23:03.280 ‫اما اون یعنی نمی‌دونه من اینجام، ادوین؟ 23:05.280 --> 23:06.920 ‫منم واسه خودم کسی هستم. 23:09.120 --> 23:10.520 ‫من بی‌ارزش نیستم. 23:15.040 --> 23:16.680 ‫دستت رو از روم بردار! 23:19.880 --> 23:21.040 ‫مامان... 23:24.440 --> 23:25.720 ‫تمومش کن! 23:27.560 --> 23:28.840 ‫برو بیرون! 23:30.520 --> 23:32.000 ‫ببخشید. 23:32.000 --> 23:34.600 ‫معذرت می‌خوام. 23:47.720 --> 23:49.400 ‫یک، دو... 24:16.680 --> 24:20.080 ‫قفسه‌ها اینجا، ‫رگال‌های لباس اینجا و اینجا، 24:20.080 --> 24:21.440 ‫و اتاق پرو هم اینجا. 24:21.440 --> 24:23.560 ‫و همین‌طور، یه سری دامن‌های بنددار 24:23.560 --> 24:25.200 ‫واسه زن‌های باردار. 24:25.200 --> 24:27.160 ‫و یه صندلی واسه اون‌ها، ‫و البته واسه آدم‌هایی مثل تو. 24:28.520 --> 24:30.560 ‫مرد جماعت. 24:30.560 --> 24:33.200 ‫و یه شومینه هم روشن می‌شه. ‫مغازه همیشه گرم می‌مونه. 24:33.200 --> 24:34.920 ‫و قراره خودت پول هیزمش رو بدی، آره؟ 24:34.920 --> 24:36.240 ‫بله. و ارزشش رو هم داره، 24:36.240 --> 24:37.800 ‫چون مردم دل‌شون می‌خواد بیان اینجا، 24:37.800 --> 24:39.640 ‫و با تک‌تک مشتری‌ها با اسم خودشون احوالپرسی می‌شه. 24:39.640 --> 24:41.920 ‫اما، 24:41.920 --> 24:45.000 ‫چند هفته دیگه... بچه به دنیا میاد. 24:46.080 --> 24:47.400 ‫از پسش برمیام. 25:21.520 --> 25:22.880 ‫اوه... 25:28.920 --> 25:31.280 ‫آتیش! آتیش! 26:06.000 --> 26:08.200 ‫خدا! 26:15.960 --> 26:17.600 ‫برو کنار! برو کنار! 26:17.600 --> 26:19.080 ‫برو کنار. 26:19.080 --> 26:22.080 ‫- چی شده؟ ‫- بیش از حد داغ شد. 26:22.080 --> 26:23.960 ‫داخلش خالیه؟ کسی اون تو نیست؟ 26:26.200 --> 26:27.840 ‫کی اون توئه؟ کی؟ 26:27.840 --> 26:29.960 ‫برادرم. ادوین. 26:29.960 --> 26:31.640 ‫ادوین رفت اون تو. 26:31.640 --> 26:33.440 ‫ارباب ادوین! 26:43.640 --> 26:44.760 ‫ما از پسش برمیایم. 26:45.800 --> 26:48.840 ‫می‌تونیم این کار رو بکنیم. ‫مگه نه؟ 26:48.840 --> 26:51.200 ‫مگه نه؟ 26:51.200 --> 26:52.200 ‫معلومه که می‌تونیم. 26:53.640 --> 26:55.160 ‫من کنارتم. 26:55.160 --> 26:56.920 ‫ما تنهاییم. 26:56.920 --> 26:58.880 ‫اما می‌تونیم با کمک همدیگه از پسش بربیایم. 28:22.320 --> 28:23.960 ‫ادوین! 28:23.960 --> 28:25.760 ‫خدای من! 28:40.760 --> 28:41.800 ‫اما هارت. 28:50.000 --> 28:54.240 ‫کاری توی این دنیا هست ‫که تو نتونی انجامش بدی؟ 29:14.160 --> 29:16.600 ‫مادرم همیشه دوست داشت بگه روز غسل تعمیدم 29:16.600 --> 29:18.160 ‫داشتم واسه کشیش شکلک درمی‌آوردم. 29:21.320 --> 29:24.320 ‫مامانم هم حتماً همین حس رو نسبت به من داشته. 29:24.320 --> 29:27.600 ‫اگه بود خیلی غصه می‌خورد ‫که الان از غسل تعمید خبری نیست. 29:27.600 --> 29:29.880 ‫کشیش‌ها به مادرهایی مثل من روی خوش نشون نمی‌دن. 29:33.200 --> 29:36.800 ‫آخه کی به کلیسا نیاز داره؟ ‫یا به ظرف آب مقدس؟ 29:39.880 --> 29:42.120 ‫خب، اسمش رو چی می‌ذاری؟ 29:42.120 --> 29:44.040 ‫چون، دختر قشنگم، خوش به حالت، 29:44.040 --> 29:46.040 ‫تصمیم‌گیری کاملاً با خودته... 29:46.040 --> 29:48.960 ‫به این خاطر که پدرش، 29:48.960 --> 29:51.880 ‫همون پسر اهل ولایت‌تون، ‫گذاشته رفته روی کشتیش. 29:54.880 --> 29:57.560 ‫اسمش ادویناست. 30:08.280 --> 30:09.400 ‫خب... 30:12.000 --> 30:13.080 ‫چه اسم شیکی. 30:14.400 --> 30:16.560 ‫ادوینا شین هارت. 30:19.040 --> 30:20.880 ‫به یاد دایی مَکش. 30:22.480 --> 30:24.080 ‫بهترین مردی که می‌شناسم. 30:30.360 --> 30:33.360 ‫ادوینا شین... 30:35.320 --> 30:37.000 ‫هارت. 30:38.400 --> 30:41.560 ‫به نام خدا، 30:41.560 --> 30:44.520 ‫پسر و روح‌القدس... 30:46.200 --> 30:50.280 ‫امیدوارم سلامت، ثروتمند و عاقل باشی. 30:51.520 --> 30:54.720 ‫نیازی نیست زیبایی رو هم بهش اضافه کنم، ‫چون یه نگاه به مادرش بنداز. 31:00.680 --> 31:03.200 ‫حتی گریه هم نکرد. 31:05.840 --> 31:07.600 ‫معلومه، مگه واسه چی باید گریه کنه؟ 31:11.120 --> 31:12.600 ‫وقتی مامور ثبت احوال 31:12.600 --> 31:14.880 ‫اسم پدرش رو بپرسه، می‌خوای چی بگی؟ 31:18.120 --> 31:19.440 ‫نامشخص. 31:19.440 --> 31:23.600 ‫اما، نذار هویتش نامشخص بمونه. 31:23.600 --> 31:25.000 ‫این کار رو باهاش نکن. 31:27.720 --> 31:28.760 ‫اسم منو بنویس. 31:31.160 --> 31:34.200 ‫مک، این مسئولیت خیلی بزرگیه. 31:34.200 --> 31:36.080 ‫حالا، حتماً باید دوباره داستان 31:36.080 --> 31:37.480 ‫این شونه‌ها رو برات تعریف کنم؟ 31:49.480 --> 31:52.880 ‫خب عزیزم، چه حسی داری؟ 31:57.160 --> 31:58.960 ‫حس امنیت. 31:58.960 --> 32:00.080 ‫کم‌وبیش. 32:01.360 --> 32:03.960 ‫دارم حس می‌کنم که من و ادوینا ‫شاید جفت‌مون در امان باشیم. 32:06.000 --> 32:08.920 ‫مطمئن باش این دختر کوچولو ‫خوش‌شانس‌ترین دختر دنیاست. 32:10.920 --> 32:13.400 ‫هیچ‌کس توی خانواده من قرار نیست سختی بکشه. 32:13.400 --> 32:14.760 ‫دیگه هیچ‌وقت. 33:38.360 --> 33:39.800 ‫اشکالی نداره، عزیزم؟ 33:44.920 --> 33:47.600 ‫بمون، اولیویا. خواهش می‌کنم. 33:54.720 --> 33:58.040 ‫تا وقتی پسرم بهم نیاز داشته باشه، ‫توی این خونه می‌مونم. 33:58.040 --> 34:01.400 ‫بعدش، همون لحظه‌ای که حال ادوین خوب بشه، ‫منم باید خوب بشم. 34:03.120 --> 34:04.280 ‫باید اینجا رو ترک کنم. 34:18.360 --> 34:20.080 ‫عزیزم. 34:22.400 --> 34:24.480 ‫من اون مادری که لیاقتش رو داشتی، نبودم. 34:26.320 --> 34:27.800 ‫و واقعاً متاسفم. 34:30.040 --> 34:32.360 ‫اما قول میدم که همه‌ چی رو درست کنم. 34:34.800 --> 34:36.560 ‫بهت قول میدم. 34:50.240 --> 34:51.840 ‫چیزی نیست. الان میام. 34:53.320 --> 34:55.200 ‫فقط لازمه... 35:26.160 --> 35:27.560 ‫نکن. 35:29.000 --> 35:30.480 ‫نکن. 36:09.000 --> 36:10.760 ‫تو دختر کوچولوی منی. 36:12.560 --> 36:14.760 ‫آره، خودتی. 36:14.760 --> 36:17.440 ‫و ادوینا، تو خیلی عزیزی. 36:17.440 --> 36:18.560 ‫خیلی عزیز. 36:20.040 --> 36:22.280 ‫و نمی‌ذارم هیچ اتفاقی واست بیفته. 36:23.880 --> 36:25.520 ‫خودم مراقبت هستم. 36:28.080 --> 36:30.760 ‫و تو بهترین هر چیزی رو خواهی داشت. 36:32.600 --> 36:33.880 ‫بهت قول میدم. 36:36.120 --> 36:39.640 ‫می‌دونی، اون فیرلی‌ها بهمون پشت کردن 36:39.640 --> 36:41.560 ‫چون فکر می‌کنن از ما بالاترن. 36:41.560 --> 36:42.880 ‫این‌جوری فکر می‌کنن. 36:44.240 --> 36:46.320 ‫و اگه قرار باشه تمام عمرم طول بکشه، 36:46.320 --> 36:48.280 ‫تمام انرژی و هر چی که دارم رو بذارم، 36:48.280 --> 36:50.400 ‫بهشون ثابت می‌کنم که اشتباه می‌کنن. 36:54.400 --> 36:56.400 ‫صحیح و سالم نگهت می‌دارم. 36:59.280 --> 37:01.840 ‫و اگه مجبور بشم فداکاری کنم، 37:01.840 --> 37:04.720 ‫و از یه سری چیزها بگذرم، ‫حتماً این کار رو می‌کنم. 37:04.720 --> 37:07.240 ‫اگه این به معنی تامین بودن تو باشه، 37:07.240 --> 37:09.840 ‫حاضرم هر چیزی رو توی دنیا فدا کنم. ‫واقعاً فدا می‌کنم. 37:32.400 --> 37:34.040 ‫بابا؟ 37:41.120 --> 37:42.920 ‫بابا... 37:52.480 --> 37:54.040 ‫بابا... 38:20.320 --> 38:22.760 ‫یه ساک کنار در هست ‫که تمام وسایل ضروریش توشه. 38:22.760 --> 38:24.960 ‫خوب خوابیده 38:24.960 --> 38:27.800 ‫و امروز صبح هم دو تا شیشه شیر خورده. 38:29.120 --> 38:30.880 ‫پس شیشه شیر رو خوب می‌خوره. 38:32.280 --> 38:34.640 ‫یه نامه هم اونجا واسه دخترعمو فریدا گذاشتم، 38:34.640 --> 38:36.320 ‫و ازش تشکر کردم. 38:36.320 --> 38:38.920 ‫یه سری لیست هم گذاشتم، 38:38.920 --> 38:41.480 ‫آهنگ‌هایی که ادوینا دوست داره ‫براش خونده بشه و این‌جور چیزها، 38:41.480 --> 38:44.400 ‫چون فریدا شاید ندونه ‫اون چه جور آهنگ‌هایی دوست داره. 38:48.880 --> 38:52.320 ‫مطمئنی این کار رو می‌کنی؟ 38:52.320 --> 38:55.080 ‫شک نداری؟ 38:55.080 --> 38:57.040 ‫باید فداکاری کرد. 38:57.040 --> 38:58.720 ‫اگه این به این معنیه که تا وقتی من این کار رو 38:58.720 --> 39:00.920 ‫راه بندازم و به سوددهی برسه، ‫باید از هم دور باشیم... 39:02.400 --> 39:04.400 ‫و همه این‌ها واسه خاطر اونه. 39:04.400 --> 39:06.680 ‫یه روزی ادوینا واسه این کار ازم تشکر می‌کنه. 39:06.680 --> 39:07.960 ‫مطمئنم. 39:09.400 --> 39:11.360 ‫دخترعمو فریدا روحیه مادری داره. 39:12.960 --> 39:15.600 ‫بهش میگی که آخر هفته دیگه میام دیدنش؟ 39:15.600 --> 39:18.000 ‫و بعد از اون هم، یک‌روز‌در‌میان یکشنبه‌ها. 39:18.000 --> 39:19.680 ‫و پول هم می‌فرستم. 39:20.840 --> 39:22.320 ‫و بهش میگی... 39:24.000 --> 39:26.920 ‫- اما... ‫- بهش بگو مجبورم این کار رو بکنم. 39:26.920 --> 39:28.560 ‫خواهش می‌کنم. 39:28.560 --> 39:31.360 ‫مطمئن میشی که اینو درک می‌کنه؟ 39:31.360 --> 39:35.000 ‫- بهش بگو چاره دیگه‌ای نیست. ‫- لعنتی! 39:35.000 --> 39:37.800 ‫همین که دوباره سر پا بشم 39:37.800 --> 39:39.440 ‫و بتونم درست و حسابی ازش مراقبت کنم، 39:39.440 --> 39:40.720 ‫برش می‌گردونم پیش خودم. 39:41.840 --> 39:43.760 ‫حالا دیگه فقط ببرش. 39:43.760 --> 39:45.200 ‫خواهش می‌کنم فقط ببرش. 39:50.680 --> 39:51.800 ‫اما... 39:53.080 --> 39:55.480 ‫خدا می‌دونه که داری همه این کارها رو ‫واسه این بچه می‌کنی. 39:55.480 --> 39:58.320 ‫اون رو نمی‌دونم، ‫اما فقط امیدوارم ادوینا خودش این رو بفهمه. 39:58.320 --> 39:59.840 ‫حالا دیگه لطفا برو. 40:03.200 --> 40:04.480 ‫فقط برو. خواهش می‌کنم. 40:57.320 --> 40:59.240 ‫همه‌ش واسه من؟ 40:59.240 --> 41:01.600 ‫همه این کارها واسه خانواده‌ت بوده؟ 41:01.600 --> 41:03.600 ‫خب، شرمنده‌م که اینو بهت میگم مامان، 41:03.600 --> 41:06.600 ‫اما از اون‌جایی که من نگاه می‌کنم، ‫خیلی به نظر می‌رسه 41:06.600 --> 41:08.000 ‫که همه‌ش رو فقط واسه خودت انجام دادی. 41:08.000 --> 41:11.040 ‫و تو اصلاً کجا نشسته بودی، ادوینا؟ 41:11.040 --> 41:12.840 ‫روی کدوم صندلی‌های نرم، 41:12.840 --> 41:16.600 ‫روی کدوم مبل‌های مخملی ‫و پشت کدوم میز براق 41:16.600 --> 41:19.200 ‫تمام عمرت رو نشسته بودی؟ 41:19.200 --> 41:21.600 ‫به نظرت اگه کمتر کار می‌کردی ‫و بیشتر خونه می‌موندی، 41:21.600 --> 41:23.680 ‫از گرسنگی می‌مردیم؟ 41:23.680 --> 41:25.880 ‫یا فقط پنیرهای ارزون‌تر می‌خوردیم؟ 41:25.880 --> 41:30.160 ‫دارم دست و پا می‌زنم ‫تا حس شرمندگی بهم دست نده! 41:36.320 --> 41:40.560 ‫اگه تا حالا ذره‌ای شک داشتی 41:40.560 --> 41:43.200 ‫که عاشقتم، ادوینا، 41:43.200 --> 41:46.280 ‫- با تمام وجودم... ‫- با تمامش؟ 41:46.280 --> 41:48.200 ‫یا فقط یه تیکه کوچیک از اون قلبته 41:48.200 --> 41:52.480 ‫که از من کینه داره، از همه ما کینه داره، ‫چون شبیه تو نیستیم؟ 41:52.480 --> 41:55.840 ‫معلومه که ما تو زمینه سختی کشیدن ‫نمی‌تونیم باهات رقابت کنیم. 41:55.840 --> 41:57.960 ‫نون خشک، سوراخ توی کفش‌هات. 41:57.960 --> 41:59.680 ‫و اگه مادرت فقط دستش می‌رسید 41:59.680 --> 42:01.920 ‫که یکی دو تا مسکن بخره، شاید زنده می‌موند! 42:04.560 --> 42:06.040 ‫و اینم از این. 42:07.960 --> 42:10.440 ‫حالا واقعاً احساس شرمندگی می‌کنم. 42:10.440 --> 42:12.480 ‫من تنها بچه سرکشت نیستم، 42:12.480 --> 42:14.160 ‫اما چون اولی بودم، 42:14.160 --> 42:16.320 ‫اولین بچه‌ای که پاسش دادی به یه فامیل، 42:16.320 --> 42:18.280 ‫اولین بچه‌ای که درباره پدرش بهش دروغ گفتی... 42:21.840 --> 42:24.600 ‫خب، قدم بعدی توی این دنیای جسورانه و جدیدت 42:24.600 --> 42:27.640 ‫توی کلاه‌برداری و ابتکار عمل چیه، ادوینا؟ 42:27.640 --> 42:29.800 ‫خب، قراره به خواهروبرادرهای سرکشم زنگ بزنم. 42:29.800 --> 42:31.440 ‫که بهشون بگی گند زدی؟ 42:31.440 --> 42:34.320 ‫نه. که بهشون بگم شاید نقشه دیگه مخفی نباشه، 42:34.320 --> 42:36.440 ‫اما هیچ‌ چیزی عوض نشده. 42:36.440 --> 42:38.320 ‫ما ادامه می‌دیم. 42:41.760 --> 42:44.240 ‫و بعدش دیگه کی رو داری؟ 42:45.960 --> 42:47.720 ‫پائولا رو خواهم داشت. 43:06.240 --> 43:07.840 ‫پائولا؟ 43:22.960 --> 43:25.280 ‫- اون جیم فیرلیه؟ ‫- بله، خانم هارت. 43:25.280 --> 43:26.800 ‫اومده بود تا کارهای اداری 43:26.800 --> 43:28.680 ‫واسه راه‌اندازی مجدد مجله‌ش رو تحویل بگیره. 43:54.760 --> 43:56.760 ‫من تا حالا زنی مثل تو ندیدم. 43:56.760 --> 43:59.160 ‫شوهر نامرئی، بچه نامرئی. 43:59.160 --> 44:01.520 ‫فکر می‌کنی این علاقه‌ش به تو 44:01.520 --> 44:02.640 ‫اتفاقیه؟ 44:04.960 --> 44:07.440 ‫باید برگردم تا خانواده‌م رو ببینم. 44:07.440 --> 44:08.480 ‫بابا؟ 44:09.760 --> 44:11.760 ‫- همه اینا واسه انتقامه. ‫- بله، همین‌طوره. 44:11.760 --> 44:13.640 ‫و حس فوق‌العاده‌ای داره! 44:14.664 --> 44:20.664 www.Doostihaa.com