WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:17.684 --> 00:18.977 ‫چرا... 00:20.895 --> 00:22.814 ‫از پدر کینه به دل داری؟ 00:26.609 --> 00:28.278 ‫تو شاهزاده یونگان رو کشتی 00:29.529 --> 00:32.073 ‫و حالا می‌خوای به پدر هم آسیب بزنی. چرا؟ 00:32.574 --> 00:33.700 ‫خوب نگاه کن. 00:37.495 --> 00:38.580 ‫ببین... 00:40.582 --> 00:42.834 ‫چطوری کشته شدم. 00:54.721 --> 00:57.724 ‫پدر مسمومم کرد. 01:04.022 --> 01:05.732 ‫پدر... 01:07.734 --> 01:08.735 ‫منو کشت. 01:10.862 --> 01:13.656 ‫- اعلیحضرت، شما بیدار شدین! ‫- اعلیحضرت. 01:20.371 --> 01:22.499 ‫- خواجه اعظم کیم. ‫- بله، اعلیحضرت. 01:22.582 --> 01:24.709 ‫دبیر ارشد سلطنتی رو احضار کن. 01:27.337 --> 01:28.338 ‫اعلیحضرت. 01:31.091 --> 01:32.383 ‫وقتی نیست. 01:35.011 --> 01:39.432 ‫طاعون باید فورا مهار بشه. ‫فرمان رو همون‌طور که نوشته شده اجرا کن. 01:43.937 --> 01:44.979 ‫اعلیحضرت. 01:45.063 --> 01:48.858 ‫یعنی دستور می‌دین ‫همه رو توی روستا بکشیم؟ 01:48.942 --> 01:51.277 [همه را اعدام کنید] 01:53.530 --> 01:55.073 ‫تعلل نکنین. 01:56.324 --> 01:58.076 ‫اون یه آک‌گوی‌ـه. 02:00.286 --> 02:02.205 ‫یه آک‌گوی زنده. 02:03.748 --> 02:05.875 ‫پدر منو کشت. 02:07.418 --> 02:10.672 ‫وقتی به گناهاش پی بردم، ‫منو کشت. 02:18.596 --> 02:22.600 ‫چون تو هم راز رو می‌دونی، ‫تو رو هم می‌کشه. 02:23.393 --> 02:24.894 ‫- نفر بعدی منم. ‫- نفر بعدی تویی. 02:24.978 --> 02:29.774 ‫تو راز رو می‌دونی. پدر منو کشت. ‫پدر مسمومم کرد. نفر بعدی تویی. 02:29.858 --> 02:32.068 ‫- منم می‌کشه. ‫- به‌زودی تو رو هم می‌کشه. 02:33.570 --> 02:35.738 ‫- تو راز رو می‌دونی. ‫- چون منم حقیقت رو می‌دونم. 02:35.780 --> 02:37.699 ‫پدر همه رو کشت. 02:42.829 --> 02:44.747 ‫نفر بعدی تویی. 03:01.806 --> 03:03.266 ‫لعنتی. 03:04.475 --> 03:06.644 ‫این‌جا هم هنوز نمی‌تونم واضح ببینم. 03:50.980 --> 03:52.023 ‫شاهدخت. 04:07.372 --> 04:10.333 ‫از دستورم برای نجات شاهزاده یونگان ‫سرپیچی کردی. 04:10.833 --> 04:14.379 ‫با این حال این‌جا قایم شدی، فریبم دادی 04:15.255 --> 04:17.340 ‫و منو احمق فرض کردی؟ 04:17.423 --> 04:20.426 ‫این‌جوری اعلیحضرت رو از دست روح ‫نجات دادم. 04:20.510 --> 04:23.137 ‫شنیدم جسد ولیعهد رو هم ‫بیرون کشیدی. 04:23.680 --> 04:24.973 ‫جسد الان کجاست؟ 04:25.056 --> 04:27.308 ‫نمی‌تونم بهتون بگم. 04:27.809 --> 04:31.145 ‫برای بیرون کردن روح لازمه. 04:31.229 --> 04:32.272 ‫چون اون روح 04:32.855 --> 04:34.565 ‫پسر شماست، اعلیحضرت. 04:39.320 --> 04:40.571 ‫ده روز وقت داری. 04:41.406 --> 04:44.284 ‫- تو این مدت روح رو بیرون کن. ‫- ده روز کافی نیست. 04:44.367 --> 04:45.451 ‫گفتم ده روز. 04:45.535 --> 04:49.080 ‫پس شما هم باید هر چی می‌گم گوش کنین، ‫اعلیحضرت. 04:49.163 --> 04:50.915 ‫مراقب حرف زدنت باش. چطور جرئت می‌کنی... 04:50.999 --> 04:53.918 ‫یه طلسم توی خوابگاهتون می‌ذارم. 04:54.002 --> 04:56.296 ‫برای اینه که روح نتونه وارد بشه. 04:56.879 --> 04:58.798 ‫مگر اینکه بخواین خون بالا بیارین 05:00.008 --> 05:02.677 ‫و دوباره تا پای مرگ برین. 05:15.189 --> 05:16.441 ‫بسیار خب. 05:17.025 --> 05:18.026 ‫به یه شرط. 05:19.527 --> 05:21.738 ‫بیرون از سالن قصر بذارش. 05:56.481 --> 05:57.482 ‫شاهدخت. 05:59.192 --> 06:00.193 ‫شاهدخت. 06:02.570 --> 06:04.655 ‫شاهدخت! 06:07.492 --> 06:08.576 ‫امکان نداره... 06:12.747 --> 06:14.832 ‫شاهدخت، حالتون خوبه؟ 06:27.553 --> 06:28.554 ‫بیدار شدین؟ 06:35.978 --> 06:37.563 ‫چی شد؟ 06:38.439 --> 06:39.857 ‫غش کردین. 06:42.068 --> 06:45.988 ‫انگار روح ولیعهد ‫جسمتون رو تسخیر کرده بود. 06:47.865 --> 06:51.077 ‫از جسم شما استفاده کرد تا خودش رو قایم کنه. 06:53.037 --> 06:54.038 ‫پس‏.‏‏.‏‏.‏ 06:54.831 --> 06:56.707 ‫هنوز به من چسبیده؟ 06:56.791 --> 06:58.292 ‫نمی‌دونم. 07:00.044 --> 07:01.254 ‫منظورت چیه؟ 07:03.840 --> 07:07.009 ‫توی "قلمرو گوی" چشم‌هام آسیب دیدن‏،‏ ‫برای همین نمی‌تونم ارواح رو ببینم. 07:09.846 --> 07:11.514 ‫فعلا یکم استراحت کنین. 07:12.432 --> 07:14.684 ‫من می‌رم دنبال جسد ولیعهد بگردم. 07:16.185 --> 07:17.395 ‫نیازی نیست. 07:20.022 --> 07:21.482 ‫منظورتون چیه؟ 07:22.442 --> 07:24.569 ‫اگه جسد رو پیدا کنی ‫و روح رو بیرون کنی، 07:24.652 --> 07:27.530 ‫به من و تو رحم نمی‌کنه. 07:29.365 --> 07:31.200 ‫اون مرد پسر خودش رو کشته. 07:34.662 --> 07:35.997 ‫پسر خودش رو کشته؟ 07:40.793 --> 07:44.380 ‫برنج توی دهنش سیاه شده بود. 07:46.591 --> 07:48.468 ‫مسموم شده بود. 07:53.681 --> 07:55.558 ‫برای اینکه به سرنوشت ولیعهد دچار نشیم، 07:57.143 --> 08:00.062 ‫باید ثابت کنیم ‫که اتفاقات سی سال پیش، 08:00.146 --> 08:03.024 ‫که فکر می‌کردن نفرین روح بوده، ‫همه‌اش کار پدر بود‏.‏ 08:04.066 --> 08:07.111 ‫قبل از اینکه آدم‌های بیشتری رو بکشه. 08:07.987 --> 08:10.323 ‫سربازا رو فرستادم ‫و دستورتون رو اجرا کردم. 08:10.823 --> 08:15.203 ‫با این حال، به نظر می‌رسه بعضی‌هاشون ‫زن‌ها و بچه‌ها رو آزاد کردن 08:15.286 --> 08:16.913 ‫و گذاشتن فرار کنن. 08:23.586 --> 08:27.381 ‫کسایی که روستایی‌ها رو آزاد کردن ‫هنوز او‌ن‌جان؟ 08:28.299 --> 08:29.884 ‫بله، اعلیحضرت. 08:30.384 --> 08:34.138 ‫پس دستگیرشون کنین ‫و جلوی بقیه سربازها... 08:36.682 --> 08:38.142 ‫گردن بزنین. 08:44.273 --> 08:45.483 ‫فکر کنم 08:46.275 --> 08:49.320 ‫باید روح ولیعهد رو ‫ملاقات کنم. 08:50.488 --> 08:51.906 منظورت چیه؟ 08:51.989 --> 08:56.702 ‫باید خودم ازش بپرسم ‫چطوری از گناهان پدر باخبر شده. 08:58.079 --> 08:59.705 ‫شاید ازم کمک بخواد 09:00.373 --> 09:02.708 ‫تا بتونه کینه‌اش رو آروم کنه. 09:02.792 --> 09:03.793 ‫شاهدخت، 09:04.418 --> 09:06.546 ‫اون الان یه آک‌گوی‌ـه ‫که آدم کشته. 09:07.380 --> 09:08.756 فراموشش کن‏.‏ 09:09.298 --> 09:10.424 اینو درست کن‏.‏ 09:14.095 --> 09:15.763 ‫این چیه؟ 09:15.846 --> 09:20.810 ‫یه طلسمه تا نذاره روح ‫ولیعهد بهت بچسبه‏.‏ 09:38.286 --> 09:39.912 فکر کنم خیلی کلافه شدی‏.‏‏.‏‏.‏ 09:40.955 --> 09:42.498 از اینکه نمی‌تونی درست ببینی‏.‏ 09:44.584 --> 09:45.793 ‫یه خوبی داره. 09:47.211 --> 09:50.506 ‫برای اولین بار توی زندگیم، ‫هیچ روح یا گوی‌مه‌ای نمی‌بینم. 09:51.424 --> 09:53.593 ‫پس به نظرم چیز خوبیه. 10:00.558 --> 10:01.851 ‫پس می‌خوای‏.‏‏.‏‏.‏ 10:03.644 --> 10:05.646 ‫همین‌طوری به زندگی ادامه بدی؟ 10:07.565 --> 10:08.858 حتی اگه نتونی درست ببینی؟ 10:11.652 --> 10:13.571 ‫خب، خواسته‌ام هر چی که باشه، 10:14.530 --> 10:17.658 ‫باید بیناییم رو به دست بیارم تا بتونیم ‫روح ولیعهد رو پیدا کنیم. 10:18.993 --> 10:20.953 فقط این‌طور جفتمون می‌تونیم زنده بمونیم‏.‏ 10:44.352 --> 10:46.437 چه‌کار می‌کنی؟ 10:48.397 --> 10:50.316 ‫دارم چک می‌کنم ‫ببینم روح ولیعهد 10:50.900 --> 10:53.152 یواشکی بهت چسبیده یا نه‏.‏ 10:54.987 --> 10:57.073 ‫ولی حالا که به‌سختی می‌بینم، 10:57.156 --> 10:59.241 ‫عمرا بتونم تشخیص بدم. 11:00.159 --> 11:01.452 ‫خدای من. 11:09.001 --> 11:10.753 ‫راجع به بیناییت... 11:13.255 --> 11:16.342 ‫چطوری می‌تونی برش گردونی؟ 11:16.425 --> 11:19.470 ‫باید اون شمن لعنتی که ‫سد راهم شد رو پیدا کنم. 11:21.305 --> 11:24.058 ‫هر کی که مرگ پادشاه رو می‌خواد ‫باید اون شمن رو پیش خودش نگه داشته باشه. 11:27.561 --> 11:29.271 ‫کسی به ذهنت می‌رسه؟ 11:37.738 --> 11:40.491 چی باعث شده بیای این‌جا؟ 11:41.158 --> 11:42.827 ‫می‌خوام یه چیزی ازتون بپرسم. 11:42.910 --> 11:44.912 ‫تازگی‌ها مراسم شمنیسم برگزار کردین؟ 11:45.413 --> 11:46.706 ‫مراسم شمنیسم؟ 11:47.206 --> 11:51.168 ‫فکر کنم وقتی شاهزاده یونگان غش کرد ‫یه شمن رو احضار کردین. 11:51.669 --> 11:53.421 ‫اون شمن کجاست؟ 11:53.504 --> 11:57.049 اومدی اینو ازم بپرسی؟ 11:57.633 --> 12:01.095 ‫بعد از کاری که با من کردی، 12:02.596 --> 12:04.974 ‫هنوزم جرئت می‌کنی جلوم بایستی؟ 12:07.226 --> 12:08.436 ‫اعلیحضرت. 12:21.282 --> 12:22.533 ‫مهم‌تر از اون... 12:26.662 --> 12:31.292 ‫اون باید استاد فنگ‌شویی باشه ‫که اعلیحضرت آوردن. 12:31.375 --> 12:33.544 ‫چرا آوردیش این‌جا؟ 12:34.044 --> 12:37.006 ‫ایشون به دستور اعلیحضرت ‫دارن قصر رو بازرسی می‌کنن. 12:37.089 --> 12:39.967 ‫- پس اقامتگاه ملکه مادر... ‫- همه‌اش دروغ می‌گی. 12:40.634 --> 12:44.346 ‫می‌دونم درگیر ‫یه کار عجیبی شده. 12:46.640 --> 12:48.893 ‫خودت بگو. 12:48.976 --> 12:50.311 ‫هنوزم‏.‏‏.‏‏.‏ 12:51.145 --> 12:54.982 ‫روحی توی قصر هست ‫که خون سلطنتی رو شکار کنه؟ 12:55.065 --> 12:56.150 ‫روحی توی قصر؟ 12:56.233 --> 12:58.194 ‫اگه عمو اینو بشنوه، ‫می‌خنده. 12:58.277 --> 12:59.862 چی گفتی؟ 13:01.530 --> 13:03.574 ‫چه کار روح بوده چه نبوده، 13:03.657 --> 13:06.994 ‫جای شکرش باقیه ‫که اعلیحضرت بهبود پیدا کردن، مگه نه؟ 13:07.620 --> 13:10.247 ‫مخصوصا وقتی طاعون ‫توی سرزمین پخش شده. 13:10.331 --> 13:13.501 ‫شاهدخت، شما هم شنیدین؟ 13:13.584 --> 13:18.547 ‫اعلیحضرت سربازها رو به جایی فرستادن ‫که طاعون شیوع پیدا کرده بود. 13:18.631 --> 13:19.799 ‫و بعد... 13:22.760 --> 13:24.762 ‫دستور دادن همه اعدام بشن. 13:32.394 --> 13:35.648 ‫بچه و پیر، تا آخرین نفر. 13:46.492 --> 13:47.952 ‫اون یه آک‌گوی‌ـه. 13:49.745 --> 13:51.247 ‫یه آک‌گوی زنده. 13:53.374 --> 13:57.336 ‫می‌گن این اولین کاری بوده ‫که اعلیحضرت بعد از بیدار شدن انجام دادن. 13:59.004 --> 14:00.673 ‫مادر! 14:03.300 --> 14:07.263 مادر‏،‏ خواهش می‌کنم بیدار شو‏.‏ 14:07.763 --> 14:09.974 ‫پدر منو کشت. 14:10.057 --> 14:12.810 ‫تو راز رو می‌دونی. ‫همه رو می‌کشه. 14:12.893 --> 14:15.104 ‫نفر بعدی تویی. پدر منو کشت. 14:15.187 --> 14:17.022 ‫نفر بعدی تویی. 14:20.401 --> 14:22.528 این چه رفتاریه با شاهدخت؟ 14:26.699 --> 14:29.034 ‫یه هزارپا به بزرگی مار بود. 14:30.035 --> 14:31.954 ‫شاید جونورهای موذی دارن این‌جا جمع می‌شن. 14:36.250 --> 14:40.170 ‫عمو، اومدی این‌جا ‫تا این موضوع رو به ملکه گزارش بدی؟ 14:40.254 --> 14:43.507 ‫وقتی هیچ مقامی ندارم ‫چرا باید خودم رو درگیرش کنم؟ 14:44.049 --> 14:46.343 ‫اعلیحضرت فرمانی صادر کردن 14:46.427 --> 14:49.346 ‫که پسر ارشدم رو ‫به‌عنوان ولیعهد منصوب می‌کنن، 14:49.430 --> 14:51.432 ‫برای همین اومدم تا ادای احترام کنم... 14:53.642 --> 14:55.728 ‫به ملکه مادر. 15:02.860 --> 15:07.197 ‫پسر شاهزاده ایک‌سانگ، شاهزاده این‌ها رو ‫برای یادگیری آداب دربار بیارین توی قصر 15:07.740 --> 15:11.201 ‫و هر چه زودتر ‫مراسم انتصاب ولیعهد رو برگزار کنین. 15:12.286 --> 15:14.121 ‫با توجه به آشفتگی سرزمین، 15:14.747 --> 15:17.291 ‫بیشتر از این نمی‌تونیم ‫قصر شرقی رو خالی بذاریم. 15:18.167 --> 15:23.172 ‫شاهزاده این‌ها رو به‌عنوان پسرم می‌پذیرم ‫و می‌شونمش روی تخت. 15:25.341 --> 15:26.759 ‫منو می‌کشه. 15:27.801 --> 15:29.136 ‫همین کار رو می‌کنه. 15:30.012 --> 15:31.764 ‫اون مردیه 15:32.556 --> 15:34.600 ‫که پسر خودش رو کشته. 15:35.309 --> 15:36.560 ‫این یعنی 15:37.311 --> 15:38.562 ‫منم ممکنه... 15:39.688 --> 15:43.025 [خرگوش] 15:48.822 --> 15:51.200 چی‌کار می‌کنی؟ 15:51.742 --> 15:53.202 ‫خودتو جمع و جور کن. 15:53.285 --> 15:56.372 ‫افکار شوم ‫باعث می‌شه ذهنت فرو بپاشه. 15:56.872 --> 15:59.375 ‫اگه یه روح از توی اون شکاف ‫بیاد تو چی؟ 16:01.627 --> 16:03.003 طلسم رو به خودت بچسبون‏.‏ 16:03.921 --> 16:06.715 من که درست نمی‌بینم‏.‏ باید خودت انجامش بدی‏.‏ 16:17.059 --> 16:18.185 ‫پایین‌تر. 16:18.727 --> 16:20.646 ‫- پایین‌تر بذارش. ‫- می‌دونم. 16:21.480 --> 16:23.065 ‫همین الانشم پایین گذاشتم. 16:23.565 --> 16:24.566 [خرگوش] 16:24.650 --> 16:27.569 ‫- گفتم... ‫- چون درست نمی‌بینی از این رفتارت می‌گذرم‏.‏ 16:36.203 --> 16:40.207 ‫ولی چرا علامت "خرگوش"؟ ‫اونم برعکس. 16:40.290 --> 16:42.626 ‫ولیعهد توی ‫سال خرگوش به دنیا اومده بود. 16:43.127 --> 16:44.878 ‫با وارونه بودن علامتش، 16:45.963 --> 16:49.049 ‫روحش بدون جسم نمی‌تونه از این‌جا رد بشه. 16:51.760 --> 16:53.470 ‫پس مراقب باش، 16:54.304 --> 16:56.807 مگه این‌که بخوای جسمت رو تسخیر کنه‏.‏ 16:57.307 --> 16:59.309 ‫اون موقع چاره دیگه‌ای نداشتم. 17:01.520 --> 17:03.856 ‫بعد از شنیدن اینکه ‫پدرت بچه خودش رو کشته، 17:04.356 --> 17:06.442 چطور تونستی عاقل بمونی؟ 17:10.738 --> 17:12.322 ‫دوباره می‌گم. 17:12.823 --> 17:15.409 ‫باید خودتو جمع‌وجور کنی. 17:18.537 --> 17:22.750 ‫اگه نمی‌تونی، نزدیک کسی بمون ‫که می‌تونی بهش تکیه کنی. 17:31.884 --> 17:33.052 ‫یه نفر هست.‏.‏‏.‏ 17:33.135 --> 17:35.012 که می‌تونم بهش تکیه کنم‏.‏ 17:44.271 --> 17:45.606 ‫سنگ‌گانگ. 17:46.940 --> 17:48.192 ‫کجا می‌ری؟ 17:48.275 --> 17:49.735 حالت خوبه؟ 17:50.235 --> 17:52.738 ‫- زیاد خوب به نظر نمی‌رسی. ‫- خوش به حالش. 17:53.238 --> 17:55.240 ‫داری از قصر می‌ری؟ 17:55.824 --> 17:58.577 ‫اومده بودم از شاهزاده یونگان مراقبت کنم، 17:58.660 --> 18:00.662 ‫ولی دیگه نمی‌تونم، مگه نه؟ 18:01.163 --> 18:05.209 ‫با وجود تو و گوچون این‌جا، ‫اعلیحضرت باید در امان باشن. 18:05.793 --> 18:06.794 ‫با این حال، 18:07.127 --> 18:09.379 ‫موضوع ولیعهد فقید... 18:10.047 --> 18:13.050 ‫باورش سخته که تبدیل به ‫یه روح شده، نه؟ 18:18.806 --> 18:22.851 ‫این قصر واقعا جای ترسناکیه. 18:23.435 --> 18:25.604 ‫به درد پیرزنی مثل من نمی‌خوره. 18:29.024 --> 18:30.734 عین جنازه شده‏.‏ 18:30.818 --> 18:32.611 نه می‌تونه چیزی بخوره‏،‏ نه حرف بزنه‏.‏ 18:33.112 --> 18:36.782 ‫شمنی که خدای حامیش رو از دست بده، ‫فرقی با مرده نداره. 18:36.865 --> 18:38.283 بیا بریم‏.‏ 20:03.035 --> 20:04.661 ‫منو ببر تو. 20:27.434 --> 20:30.479 ‫من خدای حامی جدیدت می‌شم. 20:31.021 --> 20:34.358 ‫اعلیحضرت، ولیعهد! 20:56.588 --> 20:58.006 ‫چی شد؟ 21:01.093 --> 21:02.094 ‫چشم‌هام. 21:03.136 --> 21:05.097 ‫دیگه اصلا نمی‌تونم ببینم. 21:09.142 --> 21:10.727 ‫اون شمن لعنتی... 21:11.561 --> 21:14.022 ‫حتما وسیله‌ای که چشم‌هام رو ‫نفرین کرده بود رو سوزوند‏.‏ 21:14.106 --> 21:16.692 ‫شاید همین الانشم ‫یه خدای حامی جدید گرفته. 21:22.823 --> 21:24.866 ‫پس حالا چیکار کنیم؟ 21:25.492 --> 21:27.869 ‫حالا که نمی‌تونم ارواح رو ببینم، 21:29.371 --> 21:31.206 ‫همه‌چی تموم شد. 21:33.250 --> 21:35.294 ‫راهی هست که بیناییت رو به دست بیاری؟ 21:40.132 --> 21:43.385 ‫یه راه هست، ‫ولی خیلی خطرناکه. 21:44.803 --> 21:46.054 ‫چرا؟ 21:46.138 --> 21:49.016 ‫معنیش اینه که مزاحم چیزی بشیم ‫که نباید بیدار بشه. 21:57.232 --> 21:59.484 ‫ولی اگه تنها راه همینه... 22:01.862 --> 22:02.696 ‫باید انجامش بدیم. 22:02.779 --> 22:03.864 ‫نه. 22:04.573 --> 22:07.492 ‫ترجیح می‌دم از قصر فرار کنم ‫تا اینکه این کارو بکنم‏.‏ 22:08.952 --> 22:11.705 تا وقتی مخفی بمونم‏،‏ زنده می‌مونم‏.‏ 22:12.664 --> 22:14.833 ‫تو نمی‌تونی ببینی. کجا می‌خوای بری؟ 22:19.254 --> 22:20.797 ‫حالا که کار به این‌جا کشیده، 22:21.673 --> 22:23.425 ‫تو هم باید با من از قصر فرار کنی. 22:23.508 --> 22:27.054 ‫به‌محض اینکه فرار کنیم، ‫اعلیحضرت سرباز می‌فرسته تا ما رو بکشه. 22:27.637 --> 22:31.099 ‫من نمی‌خوام دوباره بدون هیچ تقصیری ‫قصر رو ترک کنم، 22:31.183 --> 22:32.809 ‫مثل وقتی که بچه بودم. 22:33.810 --> 22:37.397 ‫اگه کمکم نمی‌کنی، ‫خودم ولیعهد رو پیدا می‌کنم. 22:37.481 --> 22:40.359 ‫تنهایی هم راهی ‫برای نجات جفتمون پیدا می‌کنم. 22:40.442 --> 22:42.110 ‫تنهایی چطوری می‌خوای این کار رو بکنی؟ 22:45.113 --> 22:47.157 ‫اگه روح ولیعهد نزدیک بشه، 22:48.575 --> 22:49.659 ‫جلوش رو نمی‌گیرم. 22:50.535 --> 22:53.038 می‌دونی چقدر خطرناکه؟ 22:53.872 --> 22:55.999 ‫- اگه جسمت رو تسخیر کنه... ‫- این اتفاق نمی‌افته. 22:56.708 --> 23:00.545 ‫گناهان اعلیحضرت باید تحت هر شرایطی ‫ثابت بشه. 23:06.968 --> 23:08.762 ‫تو واقعا عقلت رو از دست دادی. 23:21.441 --> 23:24.569 ‫قیافه شاهدخت رو دیدی؟ 23:25.487 --> 23:28.198 ‫قیافه‌اش؟ 23:30.492 --> 23:35.580 ‫انگار که یه روح داره عذابش می‌ده‏.‏ ‫درست میگم؟ 23:36.081 --> 23:39.501 ‫ممکنه روح سوگلی دربار‏.‏‏.‏‏.‏ 23:39.584 --> 23:42.546 ‫هنوز توی قصر مونده باشه؟ 23:42.629 --> 23:43.755 ‫نه. 23:44.256 --> 23:49.136 ‫اون مردی که اسمش گوچونه ‫قطعاً‌ بیرونش کرده. 23:49.219 --> 23:51.012 ‫احساس سبکی می‌کنم. 23:51.096 --> 23:53.974 ‫این یعنی کینه‌ای که نسبت به من بود از بین رفته. 23:54.474 --> 23:56.643 ‫شاهزاده یونگان مرده‏.‏ 23:56.726 --> 23:59.187 ‫و هم اعلیحضرت و هم شاهدخت ‫بیمار شدن. 24:04.484 --> 24:10.198 ‫ممکنه یه روح دیگه باشه ‫که دنبال پادشاهه؟ 24:14.870 --> 24:15.912 ‫اعلیحضرت. 24:15.996 --> 24:20.083 ‫شرم من بود که کورم کرد. 24:20.167 --> 24:23.378 ‫بین تمام پسران پادشاه فقید، 24:23.462 --> 24:26.047 چرا فقط پادشاه فعلی زنده موند؟ 24:26.131 --> 24:29.885 ‫چطوری تنهایی از اون نفرین جون سالم به در برد؟ 24:31.803 --> 24:32.846 ‫بله. 24:33.346 --> 24:35.515 حتماً دلیل دیگه‌ای داشته‏.‏ 24:36.433 --> 24:40.979 ‫یه پزشک سلطنتی بود که ۳۰ سال پیش ‫شاهزاده‌های مرده رو معاینه کرد. 24:41.480 --> 24:42.981 ‫پیداش کن. 24:49.571 --> 24:51.239 ‫اون مرده؟ 24:51.740 --> 24:53.283 ‫بله، اعلیحضرت. 24:53.783 --> 24:57.704 ‫رد پزشک سلطنتی‌ای که ۳۰ سال پیش ‫به شاهزاده‌ها رسیدگی می‌کرد رو گرفتم. 24:58.538 --> 25:00.373 ‫چند سال بعد، 25:00.457 --> 25:03.460 ‫یهو خون تیره بالا آورد ‫و مرد. 25:03.960 --> 25:07.631 ‫این همون علائمیه که شاهزاده‌های مرده داشتن، مگه نه؟ 25:10.258 --> 25:13.970 پس اونی که‏.‏‏.‏‏.‏ 25:14.763 --> 25:17.140 ‫که خون سلطنتی رو شکار می‌کرده‏،‏ روح نبوده‏.‏ 25:19.976 --> 25:20.977 ‫بله؟ 25:24.523 --> 25:27.692 ‫پسر شاهزاده ایک‌سانگ الان کجاست؟ 25:32.364 --> 25:35.283 ‫شاهزاده این‌ها! 25:37.285 --> 25:38.537 ‫پزشک رو خبر کنین. 25:38.620 --> 25:39.621 ‫بله، بانو! 25:51.466 --> 25:53.009 ‫این وقت شب چی شده؟ 25:53.093 --> 25:55.720 ‫علیاحضرت شما رو احضار کردن، بانو‏.‏ 25:55.804 --> 25:57.430 ‫به چه دلیلی؟ 25:58.306 --> 26:00.267 ‫شاهزاده این‌ها غش کرده. 26:02.519 --> 26:04.646 ‫پس چرا من احضار شدم؟ 26:05.313 --> 26:06.690 ‫توی اون اتاق، 26:07.482 --> 26:08.900 ‫یه جعبه تنقلات پیدا کردیم. 26:12.362 --> 26:16.700 ‫همون طرحی رو داره که یه بار ‫برای علیاحضرت آورده بودین. 26:17.993 --> 26:22.747 ‫علیاحضرت می‌گن به نظر می‌رسه بعد از ‫خوردن چیزی که توی اون جعبه بوده غش کرده. 26:28.795 --> 26:30.005 بانو‏.‏ 26:43.143 --> 26:44.144 ‫سنگ‌گانگ. 26:46.146 --> 26:47.355 ‫سنگ‌گانگ. 26:47.439 --> 26:48.773 ‫سنگ‌گانگ! 26:49.858 --> 26:50.900 ‫سنگ‌گانگ. 26:53.069 --> 26:55.530 ‫چت شده؟ ‫عقلت اومده سر جاش؟ 26:57.949 --> 26:59.576 ‫من چرا این‌جام؟ 26:59.659 --> 27:01.077 ‫من باید اینو ازت بپرسم. 27:01.578 --> 27:04.247 ‫یهو از ناکجا پیدات شد ‫و خشکت زد‏.‏ 27:04.331 --> 27:06.166 ‫من دیگه باید رفع زحمت کنم. 27:09.919 --> 27:13.131 ‫چی شده؟ ‫می‌تونی به من بگی. 27:18.094 --> 27:19.304 ‫مادربزرگ. 27:21.222 --> 27:22.599 ‫پدر... 27:24.684 --> 27:26.645 ‫قصد داره دوباره شروع کنه. 27:28.063 --> 27:29.064 ‫که خودش‏.‏‏.‏‏.‏ 27:29.731 --> 27:31.733 ‫تبدیل به روح برکه بشه. 27:32.692 --> 27:34.235 ‫روح برکه؟ 27:34.736 --> 27:37.155 ‫کسی که ۳۰ سال پیش ‫برادراش رو کشت... 27:39.658 --> 27:40.700 ‫پدر بود. 27:41.618 --> 27:42.619 ‫چی... 27:44.371 --> 27:46.998 ‫- داری چی می‌گی... ‫- ولی می‌خواد دوباره این کار رو بکنه. 27:48.041 --> 27:49.959 ‫قصد داره یه نفر رو بکشه. 27:51.169 --> 27:54.297 ‫پسر شاهزاده ایک‌سانگ رو به قصر احضار کرد ‫و مسمومش کرد. 27:58.885 --> 28:00.136 ‫امکان نداره. 28:00.220 --> 28:03.306 ‫یه جعبه تنقلات با طرح نیلوفر آبی ‫توی اقامتگاهش بود. 28:03.390 --> 28:04.724 ‫مادر هم بعد از... 28:06.643 --> 28:09.479 ‫خوردن چیزی که توی اون جعبه بود مرد. 28:10.689 --> 28:12.565 ‫- غیرممکنه. ‫- نه! 28:13.608 --> 28:17.821 ‫مادربزرگ، شما هم متوجه یه چیز عجیب ‫درباره پدر شدین، مگه نه؟ 28:17.904 --> 28:20.073 ‫اگه چیزی می‌دونین، لطفا بهم بگین. 28:20.156 --> 28:22.242 ‫باید هر جور شده جلوی پدر رو گرفت. 28:22.325 --> 28:23.535 ‫اگه راه دیگه‌ای نیست، 28:24.869 --> 28:26.996 ‫باید مجبورش کنیم از تخت سلطنت ‫کناره‌گیری کنه. 28:46.266 --> 28:48.101 ‫منو ببخشید. 28:49.185 --> 28:50.353 ‫ناپدید شد؟ 28:50.437 --> 28:51.563 ‫چی؟ 28:51.646 --> 28:53.398 ‫مگه نیومده بود دیدن شما؟ 28:53.481 --> 28:55.442 ‫پس کجا رفت؟ 28:56.651 --> 28:58.486 ‫دوباره از اول برام بگو. 29:03.825 --> 29:09.205 ‫به‌محض اینکه از بانو جانگ شنید ‫شاهزاده این‌ها غش کرده، 29:09.289 --> 29:13.293 ‫آدمای او‌ن‌جا رو کنار زد ‫و رفت یه جایی. 29:13.376 --> 29:15.044 میگن یه طوری بود‏.‏ 29:15.545 --> 29:19.174 ‫انگار عقلش رو از دست داده بود. 29:24.053 --> 29:26.139 ‫اون تو غش کرده. 29:27.766 --> 29:30.393 شما می‌دونید شاهدخت کجاست؟ 29:30.894 --> 29:32.353 آره‏.‏ 29:32.937 --> 29:35.190 جایی که یه نفر هست که می‌تونه بهش تکیه کنه‏.‏ 29:39.527 --> 29:42.489 ‫ولی اون مرد، گوچون، 29:43.531 --> 29:45.617 این قضیه رو می‌دونه؟ 29:48.244 --> 29:49.412 ‫نه، نمی‌دونه. 29:50.455 --> 29:52.457 ‫فقط من که می‌تونم صدای ارواح رو بشنوم، 29:54.042 --> 29:55.502 ‫از این موضوع خبر دارم. 30:00.840 --> 30:02.091 ‫دروغه. 30:07.680 --> 30:08.890 ‫بله؟ 30:11.184 --> 30:12.560 ‫سنگ‌گانگ. 30:17.398 --> 30:18.733 ‫مادر؟ 30:42.549 --> 30:43.967 ‫طلسم‌های محافظ... 30:45.009 --> 30:47.595 بهش نزدیک نشو‏.‏ 30:53.184 --> 30:55.186 بهش نزدیک نشو‏.‏ روح وجود نداره‏.‏ 30:55.270 --> 30:59.399 ‫یه روزی، همه می‌فهمن ‫که تو روح برکه هستی. 31:00.358 --> 31:03.278 ‫به نظر می‌رسه مادرت بیرونه. 31:03.361 --> 31:07.657 ‫کی می‌خواد دست از دنبال کردنم برداره؟ ‫برای همینه که نمی‌خواستم بیام این‌جا. 31:11.828 --> 31:12.829 ‫ارواح دیگه‌ای هم 31:13.538 --> 31:15.623 ‫بیرون هستن؟ 31:17.500 --> 31:18.668 ‫سنگ‌گانگ. 31:19.836 --> 31:22.005 بهش نزدیک نش‏و‏.‏ 31:29.012 --> 31:31.931 ‫پوست دور انداخته شده مار‏،‏ ‫بچه اژدها رو کشت. 31:32.015 --> 31:34.726 ‫پوست دور انداخته شده مار‏،‏ ‫بچه اژدها رو کشت. 31:37.020 --> 31:39.355 ‫خطرناکه، سنگ‌گانگ. 31:39.439 --> 31:42.275 ‫علیاحضرت. 31:42.358 --> 31:45.445 ‫هیچکس نباید از این سم بویی ببره. 31:50.950 --> 31:52.118 ‫وقتی بچه بودم... 31:54.203 --> 31:57.540 ‫بعد از اینکه از قصر بیرونمون کردن، همیشه می‌اومدین دیدن من و مادر‏.‏ 31:58.499 --> 32:02.754 واسه‌مون توی پارچه غذا می آوردید‏.‏ 32:14.849 --> 32:16.809 ‫کسی که مادر رو مسموم کرد... 32:19.020 --> 32:20.063 ‫شما بودین؟ 32:22.899 --> 32:23.775 ‫درسته. 32:23.858 --> 32:25.109 ‫تو هم الان 32:25.610 --> 32:27.111 ‫همون رو خوردی. 32:29.072 --> 32:31.199 ‫چون سم ضعیف‌تری بود، 32:31.824 --> 32:34.285 مثل شاهزاده نمی‌میری‏.‏ 32:40.959 --> 32:43.711 مثل یه تیکه گوشت می‌افتی‏.‏‏.‏‏.‏ 32:43.795 --> 32:46.381 ‫و تا آخر عمرت نمی‌تونی حرف بزنی. 32:51.052 --> 32:52.637 ‫مادربزرگ، 32:53.179 --> 32:55.348 ‫شما روح برکه بودین. 32:58.726 --> 33:00.520 ‫- عالیجناب! ‫- عالیجناب! 33:00.603 --> 33:01.854 ‫عالیجناب! 33:01.938 --> 33:03.773 ‫- عالیجناب! ‫- برانکارد بیارین! 33:03.856 --> 33:05.525 ‫همین الان پزشک رو خبر کنین! 33:06.025 --> 33:08.444 ‫- عالیجناب! ‫- عالیجناب! 33:08.528 --> 33:10.363 ‫عالیجناب! 33:21.749 --> 33:23.584 ‫باورم نمی‌شه وقتی داشت اسب‌سواری می‌کرد 33:24.210 --> 33:25.670 ‫یهو مرد. 33:26.254 --> 33:28.381 ‫اون همیشه ضعیف بود. 33:31.092 --> 33:32.885 ‫سوگلی دربار، 33:32.969 --> 33:34.929 ‫که قسم خورده بود به خاندان سلطنتی پایان بده‏،‏ مُرد‏.‏ 33:35.596 --> 33:39.392 کمی بعدش‏،‏ ولیعهد هم از بین رفت‏.‏ 33:42.020 --> 33:44.188 ‫چه تصادف فوق‌العاده‌ای. 33:45.189 --> 33:46.774 ‫آوردمش، علیاحضرت. 33:47.525 --> 33:50.653 ‫هیچکس نباید از این سم بویی ببره. 33:53.781 --> 33:55.742 ‫باید مردم رو به این باور برسونیم 33:55.825 --> 34:00.038 ‫که شاهزاده‌ها بر اثر نفرین یه روح مردن. 34:02.206 --> 34:06.252 ‫روح برکه که خانواده سلطنتی رو نفرین کرد و مرد. 34:06.335 --> 34:07.670 ‫اعلیحضرت. 34:09.505 --> 34:11.632 ‫ملکه، 34:12.216 --> 34:14.927 ‫که سوگلی دربار رو تبدیل به یه روح کرد‏.‏ 34:15.511 --> 34:17.597 همه اینا باید بیفته گردنش‏.‏ 34:18.222 --> 34:21.893 ‫[پوست دور انداخته‌شده مار، بچه اژدها رو کشت] 34:21.976 --> 34:25.646 ‫یکی از شماها آبروی خاندان سلطنتی رو برده‏.‏ 34:33.321 --> 34:34.322 ‫و‏.‏‏.‏‏.‏ 34:35.281 --> 34:37.450 ‫وقتی همه شاهزاده‌های دیگه بمیرن... 34:39.952 --> 34:41.287 ‫پسر من‏.‏‏.‏‏.‏ 34:42.622 --> 34:44.165 ‫ولیعهد می‌شه. 34:50.880 --> 34:52.882 ‫باید کسایی که 34:53.800 --> 34:55.885 ‫ممکنه راز رو فاش کنن از سر راه بردارم. 34:56.511 --> 35:01.057 ‫هر کسی که بخواد به پسرم آسیبی برسونه. 35:02.934 --> 35:05.478 ‫برای همین مادر رو هم کشتی؟ 35:06.062 --> 35:09.774 ‫فقط چون بعدا از راز پدر باخبر شد؟ 35:09.857 --> 35:11.150 ‫بعدا؟ 35:12.360 --> 35:15.363 ‫مادرت از همون اول توی این کار با من شریک بود. 35:34.173 --> 35:38.386 ‫اگه نه، چطوری مادر رعیتت، ‫که فقط یه ندیمه ساده توی سنگ‌گوابانگ بود، 35:38.469 --> 35:41.013 ‫می‌تونست به مقام همسر پادشاه برسه؟ 35:51.941 --> 35:55.945 ‫این تختیه که پدر و مادرت کمک کردن بسازمش. 35:56.028 --> 35:57.655 ‫تو هم‏.‏‏.‏‏.‏ 35:58.489 --> 36:00.575 ‫حاصل همون گناهی. 36:11.961 --> 36:13.754 ‫باید جلوش گرفته بشه. 36:15.965 --> 36:17.633 ‫باید جلوگیری کنیم 36:18.301 --> 36:19.719 ‫از قربانی شدن افراد بیشتر. 36:21.304 --> 36:23.848 ‫از همون اول اصلا روحی در کار نبود. 36:24.724 --> 36:27.518 ‫هیچ روحی نیست که بخواد خاندان سلطنتی رو از بین ببره. 36:29.103 --> 36:30.188 ‫پادشاه. 36:30.688 --> 36:32.857 ‫اون یه آک‌گوی زنده‌ست. 36:32.940 --> 36:34.859 ‫باید جلوی پادشاه گرفته بشه. 37:22.657 --> 37:24.951 ‫سنگ‌گانگ. 37:33.167 --> 37:35.670 ‫پس ارواح از این‌جا وارد شدن. 37:36.170 --> 37:39.340 ‫- شاهدخت کجا رفته؟ ‫- نمی‌دونم. 37:39.840 --> 37:42.093 ‫مهم‌تر از اون، تو باید... 38:05.825 --> 38:07.410 ‫اون طلسم رو دور انداخته. 38:09.912 --> 38:11.372 ‫فرو ریخته. 38:23.342 --> 38:26.220 ‫چه گناهی مرتکب شدی که این‌قدر از ارواح می‌ترسی 38:26.846 --> 38:30.474 ‫که روی هر دری طلسم محافظ گذاشتی؟ 38:33.769 --> 38:35.479 ‫جوابمو بده! 38:35.563 --> 38:36.772 ‫چیکار کردی 38:36.856 --> 38:39.859 ‫که نوه‌ات عقلش رو از دست داد و خودش رو تسلیم یه روح کرد؟ 38:55.124 --> 38:56.625 ‫اون چیه؟ 38:57.376 --> 38:58.377 ‫یه آدمک پوشالی. 38:58.836 --> 39:01.255 ‫این به جای من بدشانسی رو به دوش می‌کشه. 39:01.339 --> 39:02.840 ‫به جای تو؟ این یعنی... 39:02.923 --> 39:04.467 اینو جایی آویزون کن‏.‏‏.‏‏.‏ 39:05.760 --> 39:07.762 که من بهت میگم‏.‏ 39:08.679 --> 39:11.098 تو توی این مدت چه‌کار می‌کنی؟ 39:11.974 --> 39:13.476 ‫من می‌رم شاهدخت رو نجات بدم. 39:15.811 --> 39:18.814 ‫بهش هشدار داده بودم که نذاره روح تسخیرش کنه. 39:19.732 --> 39:21.650 ‫چقدر احمقانه و رقت‌انگیز. 39:24.779 --> 39:25.780 ‫بیا. 39:45.299 --> 39:47.218 ‫پس کار به این‌جا کشید. 39:47.718 --> 39:50.137 ‫لعنت به سرنوشتم. 41:33.782 --> 41:34.783 [خرگوش] 43:33.485 --> 43:34.778 ‫لطفا کمکش کن. 43:38.198 --> 43:39.491 ‫سنگ‌گانگ من. 43:40.826 --> 43:42.286 ‫لطفا کمکش کن. 43:44.371 --> 43:46.290 ‫لطفا دخترم رو نجات بده. 43:49.084 --> 43:50.294 ‫گناهان من 43:51.879 --> 43:53.005 ‫باعث شد... 43:53.505 --> 43:55.424 ‫دخترم بیفته توی خطر. 43:55.507 --> 43:56.634 ‫عالیجناب. 44:02.973 --> 44:04.683 ‫لطفا نجاتش بده... 44:07.019 --> 44:08.437 ‫از دست اون آک‌گوی. 44:19.490 --> 44:20.949 ‫شاهدخت! 44:25.537 --> 44:26.914 ‫خودتو جمع‌وجور کن. 44:29.500 --> 44:32.378 ‫برای مبارزه با روح ولیعهد، 44:32.461 --> 44:34.463 ‫اول باید به خودت بیای. 44:34.963 --> 44:36.048 ‫صدامو می‌شنوی؟ 45:02.032 --> 45:07.037 www.Doostihaa.com