WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:19.978 --> 00:22.814 ‫مثل یه درخت بلند شو. 00:28.445 --> 00:31.615 ‫و حالا مثل یه موش کوچیک شو. 00:33.367 --> 00:34.785 ‫اسکوییک، اسکوییک. 00:36.453 --> 00:39.289 ‫این موش خیلی واقع‌گرایانه‌ای بود، کارل. 00:39.373 --> 00:40.874 ‫ممنون، استیل‌واتر. 00:42.918 --> 00:47.005 ‫حالا، مثل یه فلامینگو بایست. 00:49.466 --> 00:51.260 ‫واو. اوه. 00:54.471 --> 00:56.849 ‫امروز چه روز زیباییه. 00:56.932 --> 01:00.143 ‫آسمون آبیه. یه نسیم گرم می‌وزه. 01:00.727 --> 01:03.105 ‫یه روز عالی برای جشن گرفتن. 01:03.188 --> 01:05.607 ‫امروز روز خاصیه؟ 01:05.691 --> 01:09.653 ‫خب، مایکل، با اینکه هر روز یه روز خاصه، 01:09.736 --> 01:12.281 ‫امروز به طور خاصی خاصه. 01:12.364 --> 01:16.076 ‫از اون روزاییه که فقط سالی یه بار اتفاق می‌افته. 01:16.994 --> 01:17.995 ‫واو. 01:21.123 --> 01:22.332 ‫واو! 01:25.586 --> 01:26.670 ‫جسپر! 01:28.505 --> 01:30.090 ‫بیاین برای امروز تمومش کنیم. 01:31.717 --> 01:35.387 ‫ممنونم که تو تمرین‌های صبحگاهیم بهم ملحق شدین. 01:36.096 --> 01:37.097 ‫تموم شد؟ 01:37.181 --> 01:39.391 ‫می‌دونین، متاسفم که عجله دارم، 01:39.474 --> 01:44.229 ‫ولی باید یه چیزی مخصوصا برای روز خاصم از مغازه بگیرم. 01:51.111 --> 01:53.864 ‫فکر می‌کنین منظور استیل‌واتر از «یه روز خاص» چی بود؟ 01:55.616 --> 02:00.704 ‫روز خاص. جشن گرفتن. فقط سالی یه بار میاد. 02:00.787 --> 02:03.207 ‫به نظر میاد ممکنه تولدش باشه. 02:03.290 --> 02:04.917 ‫شرط می‌بندم همینه. 02:05.000 --> 02:08.336 ‫می‌دونم! باید برای استیل‌واتر یه جشن تولد بگیریم. 02:08.419 --> 02:10.839 ‫با کیک و بازی و همه اون چیزا! 02:10.923 --> 02:11.924 ‫راست می‌گی. 02:12.007 --> 02:14.718 ‫باید روزش رو فوق‌العاده خاص کنیم. 02:15.469 --> 02:17.304 ‫بیاین یه مهمونی غافلگیرکننده بگیریم. 02:17.387 --> 02:19.765 ‫آره! من عاشق غافلگیری‌ام. 02:20.432 --> 02:22.809 ‫استیل‌واتر اونی می‌شه که غافلگیر می‌شه. 02:22.893 --> 02:25.020 ‫ادی، چرا تو کیک رو شروع نمی‌کنی؟ 02:25.103 --> 02:28.106 ‫فکر کنم استیل‌واتر تو انباری تزئینات داره. 02:28.190 --> 02:29.608 ‫من می‌رم سراغ اون. 02:29.691 --> 02:30.734 ‫من چی؟ 02:30.817 --> 02:32.986 ‫تو می‌تونی تو آوردن تزئینات کمک کنی. 02:33.070 --> 02:35.030 ‫بعدش جلو خونه لازمت داریم 02:35.113 --> 02:37.616 ‫تا به محض اینکه استیل‌واتر رسید خونه بهمون خبر بدی. 02:37.699 --> 02:41.286 ‫من دیده‌بان می‌شم. این قراره خیلی خوش بگذره! 02:57.344 --> 02:58.804 ‫دیده‌بان گزارش می‌ده. 02:58.887 --> 03:02.015 ‫من هنوز تو موقعیتم. دید خوبی به خیابون دارم. تمام. 03:03.100 --> 03:04.434 ‫کیک از فر دراومد. 03:04.518 --> 03:06.478 ‫شماها چطورین؟ تمام. 03:06.562 --> 03:08.564 ‫اینجا کارله. تمام. 03:11.108 --> 03:12.693 ‫بله، می‌دونیم تویی، کارل. 03:12.776 --> 03:16.697 ‫استیل‌واتر رو می‌بینی؟ من هنوز چندتا تزئین دیگه برای آویزون کردن دارم. 03:17.739 --> 03:20.909 ‫- یادت رفت بگی «تمام». تمام. ‫- تمام. 03:24.329 --> 03:26.665 ‫هنوز خبری ازش نیست. تمام. 03:26.748 --> 03:30.169 ‫باشه. آفرین، کارل. به دیده‌بانی ادامه بده. 03:30.252 --> 03:31.253 ‫تمام. 04:00.157 --> 04:03.327 ‫کارل به پایگاه. فکر کنم یه چیزی می‌بینم. تمام. 04:07.748 --> 04:09.416 ‫تایید می‌شه. وضعیت قرمز! 04:09.499 --> 04:11.084 ‫داره برمی‌گرده! 04:12.044 --> 04:13.587 ‫کارل، من هنوز دارم روکش کیک رو می‌زنم. 04:13.670 --> 04:17.089 ‫باید جلو نگهش داری تا ما آماده بشیم. تمام. 04:17.173 --> 04:18.884 ‫گرفتم. تمام. 04:23.639 --> 04:24.973 ‫خب، سلام. 04:25.057 --> 04:27.059 ‫هنوز نمی‌تونی بری تو حیاط خلوت. 04:27.142 --> 04:29.311 ‫نه؟ چرا؟ 04:29.394 --> 04:31.939 ‫من و مایکل و ادی داریم برات یه مهمونی می‌گیریم. 04:32.523 --> 04:34.024 ‫یه مهمونی؟ 04:34.107 --> 04:37.277 ‫اوه، و این یه غافلگیریه. غافلگیر شدی! 04:39.905 --> 04:42.824 ‫قرار نبود هنوز اینو بهت بگم. 04:42.908 --> 04:45.369 ‫خب، من غافلگیر شدم. 04:45.452 --> 04:48.664 ‫عالیه. کیک و تزئینات هم هست. 04:48.747 --> 04:50.374 ‫همه چیز آماده‌ست. 04:50.832 --> 04:51.834 ‫تمام. 04:52.751 --> 04:54.419 ‫یالا، استیل‌واتر. 05:12.271 --> 05:13.564 ‫غافلگیری! 05:19.069 --> 05:20.070 ‫غافلگیری! 05:26.118 --> 05:28.120 ‫این همه‌اش فوق‌العاده‌ست. 05:29.663 --> 05:31.206 ‫ولی برای چیه؟ 05:31.999 --> 05:33.000 ‫برای توئه. 05:33.083 --> 05:36.712 ‫ما همه سرنخ‌ها رو کنار هم گذاشتیم تا بفهمیم تولدته. 05:39.131 --> 05:41.550 ‫چه هدیه غیرمنتظره‌ای. 05:41.633 --> 05:44.469 ‫ولی امروز تولد من نیست. 05:45.888 --> 05:47.431 ‫نیست؟ 05:47.514 --> 05:50.267 ‫ولی تو گفتی روز خاصیه، 05:50.350 --> 05:54.104 ‫فقط سالی یه بار اتفاق می‌افته، و ارزش جشن گرفتن داره. 05:56.023 --> 06:01.069 ‫بله. می‌تونم بفهمم چطور ممکنه فکر کنین این یعنی تولد منه. 06:01.612 --> 06:05.073 ‫ما واقعا می‌خواستیم برات یه جشن تولد خاص بگیریم. 06:05.157 --> 06:07.242 ‫ولی حتی تولدتم نیست. 06:08.243 --> 06:09.870 ‫حسابی گند زدیم. 06:09.953 --> 06:12.456 ‫این یعنی نمی‌تونیم مهمونی داشته باشیم؟ 06:12.956 --> 06:16.627 ‫نمی‌تونیم جشن تولد داشته باشیم اگه تولد هیچکس نباشه. 06:16.710 --> 06:20.255 ‫این حرکت مهربونانه خیلی منو تحت تاثیر قرار داد. 06:20.339 --> 06:22.591 ‫حتی با اینکه تولدتم نیست؟ 06:22.674 --> 06:24.801 ‫مخصوصا چون نیست. 06:24.885 --> 06:29.806 ‫بذارین در مورد یه مهمونی دیگه که یه پیچش غیرمنتظره داشت براتون بگم. 06:29.890 --> 06:31.683 ‫مهمونی برای تو بود؟ 06:31.767 --> 06:37.356 ‫نه. راستش، این مهمونی برای یه ملکه خیلی خردمند بود. 06:42.152 --> 06:44.780 ‫اون داشت تاج‌گذاریش رو جشن می‌گرفت. 06:45.948 --> 06:48.033 ‫اون روزی که تاجش رو گرفت. 06:49.243 --> 06:54.873 ‫همه سخت تلاش کردن تا به یه هدیه بی‌نقص برای تحت تاثیر قرار دادن ملکه فکر کنن. 07:04.341 --> 07:07.970 ‫من به ملکه یه شنل مخملی می‌دم تا شبا بپوشه. 07:08.053 --> 07:10.305 ‫بهترین چیزی که با پول می‌شه خرید. 07:11.098 --> 07:13.642 ‫این حتما گرم نگهش می‌داره. 07:13.725 --> 07:17.771 ‫من برای ملکه یه جواهر درخشان جدید برای تاجش گرفتم. 07:17.855 --> 07:20.524 ‫اوه، از درخششش خوشش میاد. 07:23.110 --> 07:26.238 ‫- تو برای ملکه چی آوردی؟ ‫- من برای ملکه یه جعبه ساختم 07:26.321 --> 07:29.157 ‫از محکم‌ترین چوب جنگل سلطنتی. 07:29.241 --> 07:30.909 ‫تو اینو ساختی؟ 07:32.202 --> 07:34.913 ‫این واقعا جعبه خوبیه. 07:34.997 --> 07:39.793 ‫مطمئنا چنین جعبه باشکوهی حاوی یه هدیه به همون اندازه باشکوهه. 07:40.419 --> 07:42.921 ‫به ما نشون بده چی خریدی توش بذاری. 07:50.137 --> 07:51.930 ‫هدیه کجاست؟ 07:53.140 --> 07:54.349 ‫این هدیه‌ست. 07:54.433 --> 07:57.978 ‫تو داری تو خاص‌ترین روز ملکه بهش یه جعبه خالی می‌دی؟ 07:59.646 --> 08:01.148 ‫یه جعبه خالی؟ 08:01.231 --> 08:03.734 ‫اون فکر می‌کنه هدیه‌اش رو فراموش کردی. 08:10.449 --> 08:13.076 ‫بعد از شنیدن در مورد بقیه هدیه‌ها، 08:13.160 --> 08:15.913 ‫اون صنعتگر در مورد هدیه خودش احساس حماقت کرد. 08:16.622 --> 08:22.002 ‫اون جعبه خوشگلش رو زیر میز قایم کرد، به این امید که کسی پیداش نکنه. 08:29.343 --> 08:32.011 ‫از همه شما برای هدیه‌های تاج‌گذاری فوق‌العاده ممنونم. 08:33.054 --> 08:35.599 ‫یکی دیگه اینجا هست. 08:36.265 --> 08:37.893 ‫زیر میز. 08:41.563 --> 08:43.023 ‫این جعبه از طرف کیه؟ 08:44.399 --> 08:46.610 ‫اوه، لطفا. بیا جلو. 08:51.323 --> 08:53.825 ‫از طرف منه، علیاحضرت. 08:54.868 --> 08:57.037 ‫چه جعبه زیبایی. 08:58.705 --> 09:00.123 ‫خالی. 09:01.416 --> 09:06.463 ‫متاسفم، علیاحضرت. امیدوار بودم پیداش نکنین. 09:06.547 --> 09:11.552 ‫بعد از دیدن همه این هدیه‌های دیگه، از دادن یه جعبه خالی به شما احساس حماقت می‌کنم. 09:12.594 --> 09:16.098 ‫هدیه‌ای که از ته دل باشه هیچوقت احمقانه نیست. 09:16.181 --> 09:20.143 ‫ولی، علیاحضرت، این فقط یه جعبه خالیه. 09:22.354 --> 09:25.357 ‫می‌تونم ببینم چقدر برای این فکر کردی. 09:25.440 --> 09:28.318 ‫حتی تاج رو هم روش حکاکی کردی. 09:29.194 --> 09:32.865 ‫من انتخاب می‌کنم چیزی که نیست رو نبینم، بلکه چیزی که همینجا هست رو ببینم. 09:32.948 --> 09:35.617 ‫یه جعبه پر از احتمالات. 09:35.701 --> 09:39.204 ‫ممنونم برای این هدیه خیلی خاص. 09:39.288 --> 09:42.082 ‫از بین همه هدیه‌هایی که اون روز گرفت، 09:42.165 --> 09:45.335 ‫جعبه دست‌ساز مورد علاقه ملکه بود. 09:50.632 --> 09:52.509 ‫من می‌فهمم چرا ملکه جعبه رو دوست داشت. 09:52.593 --> 09:54.970 ‫با اینکه صنعتگره اولش احساس حماقت کرد، 09:55.053 --> 09:57.764 ‫اون قدردانی کرد که این یه هدیه از ته دل بود. 09:57.848 --> 10:00.851 ‫درست مثل این مهمونی فوق‌العاده. 10:01.894 --> 10:04.146 ‫ما می‌خواستیم بهت احساس خاص بودن بدیم. 10:04.229 --> 10:05.898 ‫و دادین. 10:05.981 --> 10:08.942 ‫برای من خیلی ارزش داره که شما اینقدر فکر کردین 10:09.026 --> 10:11.820 ‫برای برنامه‌ریزی یه مهمونی غافلگیرکننده خاص. 10:13.030 --> 10:17.367 ‫اگه تولد استیل‌واتر نیست، پس چی رو می‌خوایم جشن بگیریم؟ 10:19.369 --> 10:21.872 ‫می‌تونیم اینکه تو دوست ما هستی رو جشن بگیریم. 10:23.248 --> 10:25.250 ‫می‌تونیم کیک رو جشن بگیریم. 10:27.169 --> 10:28.795 ‫هنوز می‌تونیم کیک بخوریم؟ 10:28.879 --> 10:32.883 ‫من قطعا امیدوارم. من عاشق کیک‌های ادی‌ام. 10:32.966 --> 10:34.384 ‫ممنونم، استیل‌واتر. 10:43.602 --> 10:48.440 ‫اگه برای خرید وسایل تولد به مغازه نرفتی، پس چرا رفتی؟ 10:50.609 --> 10:52.069 ‫پاکت‌های بذر. 10:53.403 --> 10:54.821 ‫بذر؟ 10:54.905 --> 11:00.661 ‫امروز روزی بود که برنامه‌ریزی کرده بودم کاشت سالانه‌م رو برای محصولات تابستونی انجام بدم. 11:00.744 --> 11:04.039 ‫آسمون آبی. نسیم گرم. 11:04.122 --> 11:06.083 ‫یه روز عالی برای کاشتن. 11:06.166 --> 11:09.837 ‫شاید بالاخره یه تولد باشه. تولد این گیاه‌هاست. 11:10.838 --> 11:14.299 ‫این بهترین کیک تولد غیرتولدیه که تا حالا خوردم. 11:37.030 --> 11:39.199 ‫نمی‌تونم صبر کنم تا بشنوم چه نقش‌هایی گرفتیم. 11:39.283 --> 11:41.201 ‫امیدوارم ما نقش خواهرا رو بگیریم. 11:41.285 --> 11:44.580 ‫این فوق‌العاده می‌شه. تو کدوم خواهر رو می‌خوای؟ 11:44.663 --> 11:47.457 ‫نمی‌دونم. شاهزاده یخی بهترین دیالوگ‌ها رو داره، 11:47.541 --> 11:50.210 ‫ولی شاهزاده آتشی آخرش ملکه می‌شه. 11:50.294 --> 11:54.256 ‫برام فرقی نمی‌کنه کدوم یکی، تا وقتی که بتونم با تو تو نمایش مدرسه باشم. 11:54.798 --> 12:00.971 ‫باشه، بچه‌ها. می‌خوام ازتون تشکر کنم که برای «خواهران سلطنتی» تست دادین. 12:01.054 --> 12:06.268 ‫وقتی فیلمنامه‌تون رو بهتون می‌دم، اسم نقشتون بالای اون نوشته شده. 12:06.351 --> 12:07.978 ‫لوکاس. 12:08.061 --> 12:09.271 ‫کِیلب. 12:09.354 --> 12:10.480 ‫مایا. 12:10.564 --> 12:11.648 ‫ادی. 12:13.066 --> 12:15.944 ‫من شاهزاده آتشی شدم. تو شاهزاده یخی شدی؟ 12:16.028 --> 12:17.905 ‫می‌تونیم نقش خواهرا رو بازی کنیم؟ 12:17.988 --> 12:19.114 ‫نه. 12:19.865 --> 12:22.034 ‫من قورباغه شدم. 12:22.117 --> 12:23.577 ‫اوه، نه. 12:23.660 --> 12:26.580 ‫قورباغه کمترین دیالوگ‌ها رو تو کل نمایش داره. 12:26.663 --> 12:28.457 ‫شاید اشتباهی شده؟ 12:28.540 --> 12:33.545 ‫درست همینجا، رو فیلمنامه‌م نوشته. «ادی، قورباغه.» 12:35.714 --> 12:37.216 ‫متاسفم، ادی. 12:40.761 --> 12:44.932 ‫من هر روز بعد از مدرسه تمرین کردم. حتی آهنگ رو هم حفظ کردم. 12:45.015 --> 12:48.143 ‫تو یه شاهزاده یخی عالی می‌شدی. 12:48.227 --> 12:50.938 ‫ممنون، ولی این حالم رو بهتر نمی‌کنه. 12:52.147 --> 12:54.066 ‫دوست ندارم اینقدر ناراحت ببینمت. 12:55.567 --> 13:01.657 ‫تنها کلمه‌ای که می‌گم «قور قور»ـه، پشت سر هم. 13:01.740 --> 13:04.117 ‫ولی جوری که تو می‌گی واقعا خنده‌داره. 13:04.201 --> 13:06.495 ‫می‌دونم، ولی باعث می‌شه خیلی مسخره حس کنم. 13:09.414 --> 13:12.334 ‫آره. نقش منم مسخره‌ست. 13:12.417 --> 13:15.712 ‫حتی مطمئن نیستم دیگه واقعا بخوام تو نمایش باشم. 13:16.713 --> 13:19.091 ‫واقعا؟ تو خیلی هیجان‌زده بودی. 13:19.925 --> 13:21.677 ‫دیگه نیستم. 13:21.760 --> 13:23.220 ‫بعدا می‌بینمت، ادی. 13:39.486 --> 13:42.406 ‫سلام، استیل‌واتر. با اون گل‌ها داری چیکار می‌کنی؟ 13:42.489 --> 13:46.118 ‫سلام، ادی. به این می‌گن ایکه‌بانا. 13:46.201 --> 13:49.913 ‫این هنر باستانی ژاپنی گل‌آراییه. 13:50.706 --> 13:51.832 ‫قشنگه. 13:51.915 --> 13:53.542 ‫دوست داری بهم ملحق بشی؟ 13:53.625 --> 13:55.752 ‫می‌تونی چیدمان خودت رو درست کنی. 13:56.545 --> 13:57.546 ‫باشه. 13:58.046 --> 14:02.759 ‫در ایکه‌بانا، ما روی فرم و تعادل تاکید داریم. 14:03.635 --> 14:07.472 ‫این یعنی نه خیلی زیاد، نه خیلی کم. 14:22.988 --> 14:24.114 ‫این آرامش‌بخشه. 14:24.615 --> 14:26.909 ‫بله. می‌تونه باشه. 14:26.992 --> 14:29.995 ‫امروز تست نمایش مدرسه‌ات رو داشتی، مگه نه؟ 14:30.078 --> 14:33.040 ‫آره. من در نقش قورباغه انتخاب شدم. 14:34.208 --> 14:37.002 ‫به نظر میاد از این خوشحال نیستی. 14:37.085 --> 14:39.421 ‫من واقعا امیدوار بودم یه نقش دیگه بگیرم. 14:41.256 --> 14:42.257 ‫می‌فهمم. 14:42.341 --> 14:46.512 ‫ولی مایا یه نقش خوب گرفت. اون قراره شاهزاده آتشی رو بازی کنه. 14:46.595 --> 14:48.889 ‫اون حتما خیلی هیجان‌زده‌ست. 14:48.972 --> 14:50.849 ‫نه واقعا. 14:50.933 --> 14:54.770 ‫یعنی، اولش بود، ولی بعدش نبود. 14:55.312 --> 14:59.191 ‫مایا حتی گفت دیگه مطمئن نیست اصلا بخواد تو نمایش باشه. 14:59.274 --> 15:01.193 ‫جالبه. 15:01.818 --> 15:04.446 ‫کاش بدونم چی می‌تونسته نظرش رو عوض کنه. 15:04.988 --> 15:07.199 ‫آره. عجیب بود. 15:07.282 --> 15:09.701 ‫داشت رقص خوشحالی می‌کرد، و بعد... 15:12.287 --> 15:17.084 ‫وقتی دید من چقدر ناامیدم، مایا جشن گرفتن برای خودش رو متوقف کرد. 15:17.167 --> 15:19.294 ‫فکر می‌کنی به خاطر من متوقف شد؟ 15:20.045 --> 15:24.299 ‫این سوال منو یاد یه درخت شکوفه گیلاس میندازه. 15:24.383 --> 15:28.804 ‫در واقع، دو تا درخت، و دو دوستی که ازشون مراقبت می‌کردن. 15:29.388 --> 15:32.683 ‫- دوست داری داستانش رو برات بگم؟ ‫- بله، لطفا. 15:32.766 --> 15:34.184 ‫امیدوار بودم یه داستان بگی. 15:34.768 --> 15:37.980 ‫خوبه. چون من دوست دارم برات بگم. 15:43.652 --> 15:49.283 ‫آمی و همسایه‌اش، ریو، کنار هم رو یه دامنه تپه سرسبز زندگی می‌کردن. 15:50.033 --> 15:53.954 ‫اون دو تا بهترین دوستایی بودن که همه کار رو با هم انجام می‌دادن. 15:54.037 --> 15:55.747 ‫این شبیه من و مایاست. 15:55.831 --> 15:58.792 ‫کار مورد علاقه‌شون چای نوشیدن بود 15:58.876 --> 16:02.546 ‫و تحسین کردن درخت‌های شکوفه گیلاس زیبای خودشون. 16:06.800 --> 16:07.801 ‫منظره چطوره؟ 16:10.596 --> 16:13.348 ‫نفس‌گیر. مال تو چطور؟ 16:13.432 --> 16:14.766 ‫شگفت‌انگیز. 16:18.520 --> 16:19.980 ‫من عاشق اینم. 16:29.656 --> 16:31.867 ‫یه طوفان بارونی باید تو راه باشه. 16:31.950 --> 16:35.495 ‫ترجیح می‌دم پوستم خیس نشه. شب بخیر، آمی. 16:35.579 --> 16:37.206 ‫فردا می‌بینمت، ریو. 17:12.281 --> 17:13.951 ‫درخت من! 17:16.869 --> 17:19.330 ‫اوه، نه. چی شده؟ 17:19.414 --> 17:21.250 ‫صاعقه بهش زده. 17:22.960 --> 17:24.711 ‫خیلی متاسفم، آمی. 17:25.420 --> 17:27.631 ‫شاید بهار بعد دوباره رشد کنه. 17:28.131 --> 17:29.424 ‫بعیده. 17:29.508 --> 17:32.636 ‫اون درخت عزیزترین چیز مورد علاقه من بود. 17:33.470 --> 17:34.888 ‫حالا رفته. 17:36.807 --> 17:41.812 ‫اوه، دوست ندارم آمی رو اینقدر ناراحت ببینم. 17:44.022 --> 17:47.192 ‫کاش به جای اون صاعقه به درخت من زده بود. 17:48.527 --> 17:49.528 ‫صبر کن. 17:50.028 --> 17:53.740 ‫ریو دوست نداشت بهترین دوستش رو اینقدر ناراحت ببینه. 17:53.824 --> 17:57.661 ‫اون تصمیم گرفت اگه آمی نمی‌تونه درخت شکوفه گیلاس داشته باشه، 17:57.744 --> 17:59.913 ‫با هم بی‌درخت باشن. 17:59.997 --> 18:03.083 ‫ولی این مسخره‌ست. یه درخت بهتر از هیچیه. 18:07.588 --> 18:10.757 ‫حالا هیچ درخت شکوفه گیلاسی برای تحسین کردن نیست. 18:11.592 --> 18:13.051 ‫این درسته. 18:15.888 --> 18:18.307 ‫ریو، با درختت چیکار کردی؟ 18:18.891 --> 18:20.392 ‫قطعش کردم. 18:20.475 --> 18:23.770 ‫اگه تو نمی‌تونی درخت داشته باشی، منم یکی نمی‌خوام. 18:25.522 --> 18:30.027 ‫من ناراحتم که مال من از بین رفته، ولی هنوز مال تو رو داشتم که منتظرش باشم. 18:31.403 --> 18:34.281 ‫حالا هیچکدوممون یه درخت زیبا نداریم. 18:36.825 --> 18:39.411 ‫من چیکار کردم؟ 18:39.494 --> 18:45.375 ‫فکر کردم این باعث می‌شه حالت بهتر بشه. و حالا هردومون حالمون بدتره. 18:55.093 --> 18:58.597 ‫مایا داره درخت شکوفه گیلاسش رو قطع می‌کنه، مگه نه؟ 18:59.264 --> 19:03.143 ‫اون داشت هیجان خودش رو کنترل می‌کرد چون من ناامید بودم. 19:03.727 --> 19:08.607 ‫کسی که خوشحالی دیگران رو جلوتر از خودش قرار می‌ده باید قدرش رو دونست. 19:08.690 --> 19:13.695 ‫ولی اونا نباید مجبور باشن از چیزی که براشون واقعا خاصه دست بکشن. 19:14.279 --> 19:15.781 ‫هردو درستن. 19:15.864 --> 19:20.869 ‫مثل ایکه‌بانا. آدم باید تعادل بین این دو رو پیدا کنه. 19:22.913 --> 19:26.041 ‫درست نیست که مایا به خاطر من خوشحال نیست. 19:26.124 --> 19:28.001 ‫اون لایق لحظه درخشش خودشه. 19:28.877 --> 19:30.712 ‫ممنون برای داستان، استیل‌واتر. 19:31.213 --> 19:33.215 ‫باعث خوشحالی من بود. 19:42.266 --> 19:43.767 ‫بفرما. 19:43.851 --> 19:44.893 ‫چطوره؟ 19:52.109 --> 19:53.402 ‫نفس‌گیر. 20:02.911 --> 20:03.912 ‫هی، ادی. 20:03.996 --> 20:06.874 ‫درود، علیاحضرت. 20:06.957 --> 20:08.458 ‫این برای منه؟ 20:08.542 --> 20:12.129 ‫آره. یه کیک آتشی برای یه شاهزاده آتشی. 20:12.212 --> 20:14.506 ‫این فوق‌العاده‌ست. بیا تو. 20:17.551 --> 20:20.929 ‫ممنون برای کیک. من باید برای تو کیک درست می‌کردم. 20:21.013 --> 20:22.723 ‫تو نقشی که می‌خواستی رو نگرفتی. 20:22.806 --> 20:26.560 ‫من از نقشم ناامیدم، ولی بیشتر ناامیدم 20:26.643 --> 20:29.771 ‫از اینکه باعث شدم حس کنی نمی‌تونی برای خودت هیجان‌زده باشی. 20:29.855 --> 20:31.690 ‫اشکالی نداره. 20:31.773 --> 20:35.903 ‫نه، داره. می‌تونیم از اول انجامش بدیم؟ 20:35.986 --> 20:37.362 ‫از اول؟ 20:37.446 --> 20:38.447 ‫بله. 20:39.114 --> 20:41.325 ‫مایا، چه نقشی گرفتی؟ 20:43.243 --> 20:44.912 ‫من شاهزاده آتشی شدم. 20:44.995 --> 20:47.206 ‫وای. این بزرگترین نقشه. 20:51.668 --> 20:53.003 ‫تو بازیگر خیلی خوبی هستی. 20:53.086 --> 20:56.757 ‫من داشتم بازی نمی‌کردم. من واقعا برات هیجان‌زده‌م. 20:57.466 --> 20:58.717 ‫ممنون، ادی. 20:58.800 --> 21:02.429 ‫مطمئنی هنوز می‌خوای تو نمایش باشی؟ حتی به عنوان یه قورباغه؟ 21:02.513 --> 21:05.682 ‫البته. من هیجان‌زده‌م که با تو تو نمایشم. 21:05.766 --> 21:07.142 ‫پایانش رو خوندی؟ 21:07.226 --> 21:08.227 ‫هنوز نه. 21:08.310 --> 21:10.979 ‫خب، پس یه غافلگیری بزرگ در انتظارته. 21:15.651 --> 21:18.695 ‫استیل‌واتر، یالا. برات یه صندلی پیش خودمون نگه داشتیم. 21:18.779 --> 21:20.280 ‫ما ردیف اولیم. 21:25.536 --> 21:27.579 ‫آماده‌ای؟ نمایش داره شروع می‌شه. 21:28.288 --> 21:31.542 ‫من نگرانم، ادی. کلی آدم اون بیرونن. 21:31.625 --> 21:33.335 ‫تو عالی خواهی بود. 21:33.418 --> 21:36.505 ‫ممنون که اینقدر حمایتم کردی. خیلی برام ارزش داره. 21:36.588 --> 21:38.382 ‫بهترین دوستا برای همینن. 21:45.889 --> 21:47.391 ‫داره شروع می‌شه. 21:55.774 --> 21:59.403 ‫برای نجات دادن زندگی من و نشون دادن دلاوری و شجاعت، 21:59.486 --> 22:02.781 ‫من تو رو شوالیه قورباغه‌ای قلمرو می‌کنم. 22:08.662 --> 22:12.332 ‫و پادشاهی تا ابد با خوشی قورقوری زندگی کرد. 22:15.502 --> 22:16.503 ‫قور قور. 22:19.631 --> 22:21.341 ‫اون خواهر منه. 22:21.425 --> 22:23.635 ‫اون خنده‌دارترین بخش نمایش بود. 22:27.222 --> 22:28.223 ‫انجامش دادیم. 22:28.307 --> 22:29.308 ‫آره! 22:37.524 --> 22:38.901 ‫آفرین. 22:40.250 --> 22:46.250 www.Doostihaa.com 22:50.996 --> 22:54.541 ‫با روحمون، شناور بودیم میون درختا 22:55.584 --> 22:59.713 ‫مثل پرنده‌ها پر می‌کشیدیم تا اوج آسمون ‫سبک‌بال و رها 22:59.796 --> 23:03.342 ‫یا مثل کوهی و اون سبزی جوشانش 23:03.425 --> 23:09.264 ‫یه رویای بی‌انتها 23:09.348 --> 23:11.558 ‫یه ذره عسل پیدا کردم 23:12.309 --> 23:14.853 ‫و حالا درونم یه ذره شیرین‌تره 23:17.981 --> 23:20.943 ‫یه کوچولو خنده‌داره 23:21.026 --> 23:23.987 ‫ولی حالا دنیا طرف منه