WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:54.721 --> 00:55.555 ‫لی مین‌یونگ. 00:56.139 --> 00:56.973 ‫حاضر. 00:58.058 --> 00:59.309 ‫جانگ هانسول. 01:00.685 --> 01:01.603 ‫جانگ هانسول؟ 01:02.520 --> 01:03.563 ‫جانگ هانسول. 01:07.567 --> 01:08.485 ‫هو دوجون. 01:08.568 --> 01:09.444 ‫حاضر. 01:13.698 --> 01:17.077 ‫من آخرین تکالیف‌تون رو مرور کردم ‫و گذاشتمشون اونجا. 01:17.160 --> 01:19.329 ‫حتما بعد از کلاس برشون دارین. 01:19.412 --> 01:20.455 ‫چشم، استاد. 01:21.581 --> 01:22.707 ‫تو درس رو نوشتی؟ 01:24.375 --> 01:27.420 ‫- میشه دفعه بعد بهم قرضشون بدی؟ ‫- برات می‌فرستمشون. 01:32.550 --> 01:34.677 ‫استاد! 01:37.597 --> 01:39.099 ‫این... 01:40.350 --> 01:43.812 ‫آخه "آشغال"؟ ‫چطور تونستی همچین چیزی بنویسی؟ 01:43.895 --> 01:45.814 ‫محض اطلاعت، آقا 01:46.314 --> 01:48.316 ‫من اینفلوئنسرم. 01:49.275 --> 01:51.653 ‫اصلا می‌دونی این یعنی چی؟ 01:52.695 --> 01:55.740 ‫فقط وبلاگ من 30 هزار دنبال کننده داره. 01:56.449 --> 01:58.243 ‫می‌دونی روزانه چقدر لایک می‌گیرم؟ 01:58.743 --> 01:59.619 ‫جدی؟ 02:00.495 --> 02:02.038 ‫چه تاثیرگذار. 02:02.580 --> 02:04.374 ‫پس اون وبلاگ باید یه سطل آشغال باشه. 02:04.457 --> 02:05.416 ‫حالا که فکرش رو می‌کنم، 02:05.500 --> 02:08.628 ‫اگه پر از نوشته‌هایی مثل اینه، ‫"گورستان زباله" ممکنه براش مناسب‌تر باشه. 02:12.590 --> 02:14.134 ‫دوازده پاراگراف 02:14.717 --> 02:16.970 ‫و ۱۶۷ جمله. 02:17.470 --> 02:20.640 ‫از اونجایی که تو صفحه‌ها رو همینطوری پر کردی ‫ممکنه اینو نوشتن بدونی، 02:21.141 --> 02:24.477 ‫ولی متاسفانه، این صفحه‌ها ‫یه جمله درست و حسابی هم ندارن. 02:25.228 --> 02:28.481 ‫یه جمله هم نداره که از دل نوشته شده باشه ‫و به نظر درست بیاد. 02:29.440 --> 02:32.360 ‫فقط یه عالمه محتوای کلیشه‌، ‫احساسات سطحی، 02:32.443 --> 02:35.864 ‫و جملاتیه که از آثار دیگران کپی و پیست شده. 02:36.739 --> 02:38.575 ‫دیگه چطور می‌تونم این کلماتی که 02:38.658 --> 02:41.703 ‫تو بدون فهمیدن معنی‌شون ریختی روی کاغذ ‫رو توصیف کنم؟ 02:42.453 --> 02:45.540 ‫اگه اصطلاح مناسب‌تری از "آشغال" به ذهنت رسید، ‫بهم بگو. 02:48.251 --> 02:50.962 ‫منم بعدش سعی می‌کنم ‫از اون کلمه استفاده کنم. 02:57.677 --> 02:58.887 ‫تموم شد؟ 03:04.267 --> 03:05.185 ‫چقدر عوضی. 03:05.685 --> 03:09.230 ‫دلم می‌خواد خفه‌اش کنم. ‫کثافت روحیه‌ خردکن. 03:09.314 --> 03:11.191 ‫کاش کلاس اون اختیاری بود. 03:12.859 --> 03:15.320 ‫شنیدم چون اعتماد به نفس نداره ‫اونطوری رفتار می‌کنه. 03:17.447 --> 03:19.616 ‫یه بار دانشجوهای ارشدترمون ‫موقع نوشیدنی خوردن برام تعریف کردن. 03:20.283 --> 03:22.285 ‫هو مونو فقط یه رمان نوشته. 03:22.785 --> 03:24.454 ‫تازه 20 سال پیش. 03:24.954 --> 03:27.999 ‫ولی از اون موقع دیگه نتونسته یه رمان دیگه بنویسه. 03:28.499 --> 03:31.336 ‫دلش می‌خواد، ‫ولی هرچقدر هم که سعی می‌کنه نمی‌تونه. 03:31.419 --> 03:35.548 ‫بنابراین عقده حقارت و کلافگیش رو ‫سر دانشجوهاش خالی می‌کنه. 03:36.257 --> 03:37.342 ‫مردک بی‌عرضه. 03:37.926 --> 03:39.469 ‫[پژوهش درحال انجام است] ‫[مزاحم نشوید] 03:40.803 --> 03:41.721 ‫مونو، تو اومدی. 03:43.348 --> 03:44.891 ‫در باز بود، منم... 03:48.269 --> 03:51.022 ‫استاد پارک، ما دیروز همدیگه رو ندیدیم؟ 03:51.105 --> 03:52.815 ‫خب، اون دیروز بود، مونو. 03:52.815 --> 03:54.484 ‫چون می‌خواستم امروز ببینمت اومدم. 03:54.567 --> 03:57.612 ‫دوباره داری مونو صدام می‌کنی. ‫بهت گفته بودم که اینقدر اسمم رو صدا نزنی. 03:57.695 --> 03:58.988 ‫بله، استاد هو. 04:00.073 --> 04:02.742 ‫ولی دوست دارم با اسم صدات کنم. 04:03.660 --> 04:05.370 ‫دیروز راحت رسیدی خونه؟ 04:05.453 --> 04:08.373 ‫- قهوه می‌خوری؟ ‫- نه، تازه خوردم. 04:09.082 --> 04:11.292 ‫خدای من، این چیه؟ 04:11.376 --> 04:12.877 ‫تو خیلی لجبازی، مونو. 04:12.961 --> 04:15.797 ‫هنوزم حضور و غیاب رو دستی انجام میدی؟ 04:16.798 --> 04:19.550 ‫نرم‌افزار رو برات نصب کنم؟ ‫خیلی راحت‌تره. 04:19.634 --> 04:21.219 ‫نه، ممنون. 04:21.302 --> 04:23.137 ‫دوست دارم کارها رو به روش خودم انجام بدم. 04:23.972 --> 04:25.056 ‫چی شده اومدی اینجا؟ 04:25.556 --> 04:28.268 ‫حتما دلیل داره که این همه راه ‫از بخش مهندسی اومدی. 04:28.351 --> 04:32.480 ‫خب، دیروز می‌خواستم در این مورد باهات صحبت کنم، ‫ولی فراموش کردم. 04:32.981 --> 04:34.107 ‫مونو، 04:34.691 --> 04:38.278 ‫شنیدم که تو نویسنده کیم سوهون رو می‌شناسی. 04:41.572 --> 04:42.407 ‫کی؟ 04:42.991 --> 04:43.825 ‫کیم سوهون؟ 04:43.908 --> 04:46.369 ‫آره. شنیدم توی دانشگاه همکلاسی بودین. 04:47.161 --> 04:50.581 ‫اصلا نمی‌دونستم که همچین آشناهای درجه‌یکی داری. 04:50.665 --> 04:52.208 ‫اگه از اول می‌دونستم، 04:52.292 --> 04:54.794 ‫ازت می‌خواستم که ما رو بهم معرفی کنی. 04:54.877 --> 04:55.962 ‫منظورت چیه؟ 04:56.462 --> 04:59.674 ‫فکر کنم قبلا اینو بهت گفتم. 05:00.174 --> 05:04.470 ‫من رویدادهای فرهنگی ماهانه‌ی دانشکده مهندسی ‫رو سازماندهی می‌کنم. 05:04.554 --> 05:07.515 ‫دانشجوهای ما از لحاظ احساسی عقب‌مونده‌ان، ‫بنابراین با خودم گفتم... 05:07.598 --> 05:08.808 ‫برو سر اصل مطلب. 05:08.891 --> 05:10.685 ‫درسته، بله. ‫اصل مطلب. 05:11.436 --> 05:15.189 ‫اصل مطلب اینه که داریم صحبت می‌کنیم ‫تا ماه آینده کیم سوهون رو دعوت کنیم. 05:15.273 --> 05:19.652 ‫تا در خصوص رمان جدیدش سخنرانی کنه ‫و بعدش هم گفتگویی انجام بده. 05:19.736 --> 05:23.031 ‫امیدوار بودم که تو بتونی میزبان اون گفتگو باشی. 05:26.617 --> 05:27.452 ‫خب؟ 05:30.705 --> 05:32.832 ‫- می‌خوای من میزبان گفتگو بشم؟ ‫- بله. 05:32.915 --> 05:35.501 ‫اول آقای کیم تو رو پیشنهاد داد. 05:40.381 --> 05:42.216 ‫کیم سوهون منو پیشنهاد داد؟ 05:42.300 --> 05:43.593 ‫بله. 05:44.177 --> 05:45.386 ‫چی گفت؟ 05:45.470 --> 05:49.057 ‫فقط گفت که اینطوری راحت‌تره ‫و خوش می‌گذره که با یه دوست گپ بزنه. 05:49.766 --> 05:51.392 ‫گفت اگه تو بیای اونم میاد. 05:57.565 --> 05:59.067 ‫کیم سوهون اینو گفت؟ 06:00.234 --> 06:01.069 ‫بله. 06:07.575 --> 06:10.286 ‫- جاده لیزه. مراقب باش. ‫- یعنی انتظار یه مقاله عالی داشته باشیم؟ 06:10.370 --> 06:14.415 ‫نگران نباش، قربان. ‫شما فقط آماده چاپ نسخه‌های بیشتری از کتاب باشین. 06:14.499 --> 06:15.416 ‫سوهون. 06:19.462 --> 06:21.798 ‫مونو! ‫هی، یه لحظه وایسا. 06:22.298 --> 06:23.257 ‫آقای گو؟ 06:23.841 --> 06:26.469 ‫لطفا شما جلوتر ببرین. ‫منم زود میام. 06:26.969 --> 06:30.098 ‫- باشه، حتما. ‫- عجله کن. مصاحبه واقعی الان شروع میشه. 06:30.181 --> 06:31.015 ‫باشه. 06:31.516 --> 06:33.768 ‫- توی مغازه سوخاری پوست خوک‌ بیا پیشمون. ‫- باشه. 06:36.354 --> 06:40.024 ‫باید اول بهت زنگ می‌زدم. ‫شرمنده. 06:40.525 --> 06:44.237 ‫مگه قرار نبود امروز باهم شام بخوریم؟ 06:45.029 --> 06:46.489 ‫من این فکر رو می‌کردم. 06:46.572 --> 06:48.616 ‫آره، منم همین فکر رو می‌کردم. 06:49.367 --> 06:50.827 ‫و باید یه چیزی رو بگم. 06:50.910 --> 06:53.955 ‫ولی آقای گو یهو تصمیم گرفت ‫که باهامون بیاد. 06:54.539 --> 06:55.623 ‫آقای گو رو می‌شناسی، درسته؟ 06:55.706 --> 06:58.418 ‫معلومه. ‫مگه نویسنده‌ای هست که گو یونگهو رو نشناسه؟ 06:58.918 --> 07:00.545 ‫اولین باره که از نزدیک می‌بینمش. 07:02.755 --> 07:03.589 ‫خب، 07:04.799 --> 07:06.092 ‫چی می‌خواستی بگی؟ 07:06.592 --> 07:07.677 ‫چیه؟ 07:09.720 --> 07:12.890 ‫در مورد چیزیه که یه مدت پیش ‫ازت خواستم؟ 07:13.683 --> 07:14.517 ‫اون لطفه؟ 07:16.602 --> 07:17.478 ‫آره. 07:20.440 --> 07:21.983 ‫فکر نکنم بتونم ازت حمایت کنم. 07:23.151 --> 07:26.070 ‫فکر می‌کنم اخیرا در نوشتن حمایت رسمی ‫خیلی سهل‌انگارانه عمل کردم. 07:28.781 --> 07:30.867 ‫سهل‌انگارانه؟ 07:32.452 --> 07:35.329 ‫اصلا پیش‌نویس منو خوندی؟ 07:35.413 --> 07:36.789 ‫معلومه که خوندم. 07:38.124 --> 07:40.501 ‫ولی بیا بعدا راجع‌بهش حرف بزنیم، باشه؟ 07:40.585 --> 07:41.627 ‫نه، هی سوهون. 07:42.420 --> 07:43.880 ‫الان بهم بگو. 07:44.380 --> 07:46.466 ‫نظرت چیه؟ ‫فقط بهم بگو. 08:49.695 --> 08:53.699 ‫واقعا نفهمیدم که نویسنده سعی داشت چی بگه. 08:54.867 --> 08:56.577 ‫منو به فکر فرو برد 08:57.078 --> 08:59.580 ‫که وقتی حرفی واسه زدن نداری ‫چرا باید به خودت زحمت نوشتن بدی؟ 09:01.666 --> 09:03.668 ‫همینطوری زندگی کردن هم اشکالی نداره. 09:05.169 --> 09:07.421 ‫ولی مهم‌تر از همه، 09:08.464 --> 09:10.508 ‫باید ساختارهای جمله رو دوباره یاد بگیری. 09:25.398 --> 09:27.692 ‫به خاطر همین هم نوشتن جمله اول حیاتیه. 09:31.737 --> 09:33.614 ‫همین که جمله اول نوشته بشه، 09:34.198 --> 09:38.244 ‫نویسنده بالاخره اولین قدمش رو ‫در داستانش برمی‌داره. 09:41.914 --> 09:43.332 ‫به این جمله گوش کنین. 09:45.543 --> 09:50.381 ‫"من بسی خوشحالم که رفته‌ام! 09:52.717 --> 09:53.718 ‫دوست عزیزم، 09:55.303 --> 09:57.847 ‫دلِ آدمی چه چیز عجیبی است"! 09:59.015 --> 10:01.225 ‫کسی می‌دونه که این جمله اول ‫چه رمانیه؟ 10:05.479 --> 10:06.314 ‫هیچکس؟ 10:12.028 --> 10:15.489 ‫این یه اثر کلاسیک اصیله. 10:19.535 --> 10:20.411 ‫اون کی بود؟ 10:22.622 --> 10:23.831 ‫صدای چی بود؟ 10:27.043 --> 10:28.210 ‫معذرت می‌خوام. 10:35.217 --> 10:39.055 ‫اون جمله اول رمان رنج‌های ورتر جوان ‫از گوته بود. 10:39.972 --> 10:41.098 ‫همونطور که همه‌تون می‌دونین، 10:41.682 --> 10:45.811 ‫این رمان به شکل نامه‌هایی نوشته شده ‫که ورتر برای دوستش آلبرت فرستاده... 10:45.895 --> 10:47.563 ‫مگه کلاس‌های من برات مسخره‌ست؟ 10:51.859 --> 10:53.194 ‫من برات مسخره‌ام؟ 10:56.614 --> 10:57.448 ‫بلند شو. 10:58.491 --> 10:59.742 ‫بلند شو. 11:01.661 --> 11:02.578 ‫بلند نمیشی؟ 11:04.038 --> 11:05.164 ‫برو بیرون! 11:07.792 --> 11:08.876 ‫از کلاسم برو بیرون. 11:08.959 --> 11:12.046 ‫آلبرت نیست، ویلهلمـه. 11:16.092 --> 11:17.009 ‫چی؟ 11:18.260 --> 11:20.638 ‫دوست ورتر، ویلهلم هست. 11:21.639 --> 11:26.185 ‫آلبرت نامزد لوته‌ست، زنی که ورتر عاشقشه. 11:30.773 --> 11:32.775 ‫دلیل حسادت، 11:33.609 --> 11:36.445 ‫تحسین و عقده حقارت ورتر. 11:37.947 --> 11:38.906 ‫ولی... 11:40.658 --> 11:43.577 ‫از این لحاظ که همه اون چیزها ‫بخشی از دوستی باشن، 11:44.870 --> 11:47.123 ‫گمونم بشه گفت که دوست بودن. 11:48.708 --> 11:50.418 ‫اون علت حسادتش بود، 11:51.961 --> 11:53.254 ‫با اینحال دوستش هم بود. 11:59.343 --> 12:02.221 ‫وقت تموم شد، استاد. 12:07.893 --> 12:09.061 ‫می‌تونین برین. 12:15.234 --> 12:16.318 ‫هی، پاشو. 12:33.002 --> 12:35.254 ‫[اصول نگارش] ‫[مفاهیم و شیوه‌ها] 12:35.337 --> 12:36.297 ‫[استاد هو مونو] 12:36.380 --> 12:37.882 ‫[مهندسی الکترونیک: لی کانگ] 12:37.965 --> 12:39.300 ‫هی، دمت گرم. 12:39.800 --> 12:42.011 ‫تو نجاتم دادی. ‫چیزی نمونده بود به فنا برم. 12:42.803 --> 12:44.889 ‫امروز یه غذای خوشمزه مهمونت می‌کنم. 12:45.389 --> 12:46.265 ‫چی می‌خوای؟ 12:46.766 --> 12:49.143 ‫هرچی که بخوای. ‫مرغ سوخاری، پیتزا... 12:49.810 --> 12:53.272 ‫اما اگه حسادت مقدم بر هرگونه محبت باشه، 12:53.773 --> 12:56.859 ‫میشه اون رابطه رو همچنان دوستی نامید؟ 13:00.488 --> 13:03.949 ‫من اولین بار قبل از شروع مدرسه ‫در زمستان سیون رو دیدم. 13:04.033 --> 13:04.867 ‫کاملا... 13:05.451 --> 13:06.452 ‫اتفاقی بود. 13:14.460 --> 13:16.378 ‫زود باش میز رو جمع کن. 13:17.880 --> 13:19.298 ‫صبر کن، این... 13:32.394 --> 13:33.813 ‫اینو برات نگه داشتم. 13:34.313 --> 13:36.106 ‫ممنون. 13:37.733 --> 13:39.151 ‫پیداش کردم. 13:57.586 --> 13:58.796 ‫خیلی ممنون. 13:59.547 --> 14:00.673 ‫مرسی. 14:03.509 --> 14:06.220 ‫دیدار ما اتفاقی بود، ولی رفیق شدن‌مون 14:06.929 --> 14:08.180 ‫اتفاقی نبود. 14:08.973 --> 14:10.140 ‫خودم برنامه‌ریزیش کردم. 14:10.224 --> 14:11.350 ‫[کانون برنامه‌نویسی] 14:19.358 --> 14:20.442 ‫تو هم عضو برنامه‌نویسان یونسئو هستی؟ 14:20.943 --> 14:22.611 ‫اینا رو به سال‌ اولی‌ها دادن. 14:25.739 --> 14:28.701 ‫من سیون هستم از کلاس 25. ‫علوم کتابداری و اطلاع‌رسانی. تو چی؟ 14:29.201 --> 14:31.453 ‫لی کانگ، کلاس 25. ‫مهندسی الکترونیک. 14:33.038 --> 14:34.748 ‫یه مهندس داره توی این کلاس شرکت می‌کنه؟ 14:34.832 --> 14:36.584 ‫ولی خب، این دوره اجباریه. 14:40.713 --> 14:42.464 ‫پس تو برنامه‌نویسی بلدی؟ 14:42.965 --> 14:45.885 ‫حقیقتش من هیچی نمی‌دونم. ‫چون از بازی ویدئویی خوشم میاد اسم نوشتم. 14:49.972 --> 14:51.515 ‫برنامه‌نویسی اونقدرهام سخت نیست. 14:52.308 --> 14:53.309 ‫آسونه. 14:54.018 --> 14:54.852 ‫واقعا؟ 14:58.314 --> 15:00.274 ‫وای، چطور این کارو می‌کنی؟ 15:01.108 --> 15:02.026 ‫بهم یاد بده. 15:02.735 --> 15:05.321 ‫الان نه. ‫باید برم سر کارِ پاره‌وقتم. 15:07.406 --> 15:09.491 ‫فردا چطوره؟ ‫می‌خوای بیای خونه‌ام؟ 15:10.451 --> 15:12.161 ‫برنامه‌ام جواب داد. 15:12.661 --> 15:13.871 ‫- خونه‌ات؟ ‫- آره. 15:13.954 --> 15:16.123 ‫بالاخره با سیون رفیق شدم. 15:16.624 --> 15:19.043 ‫به قدری که همدیگه رو دعوت کنیم خونه‌مون. 15:19.126 --> 15:20.836 ‫[ادامه دارد...] 16:10.260 --> 16:14.807 ‫امکانش هست برای جایی که تا حالا نرفتی ‫احساس نوستالژی کنی؟ 16:17.559 --> 16:19.937 ‫امکانش هست حسرت کسی رو بخوری 16:20.688 --> 16:22.690 ‫که تا حالا باهاش آشنا نشدی؟ 16:31.198 --> 16:33.742 ‫اولین بار بود که می‌رفتم خونه‌اش، ‫ولی حس آشنایی داشت. 16:34.660 --> 16:36.954 ‫دقیقا مثل توی عکسش بود. 16:39.456 --> 16:40.916 ‫از این طرف بیا. 16:45.838 --> 16:46.755 ‫مامان. 16:49.508 --> 16:51.051 ‫اوه، رسیدی خونه. 16:51.552 --> 16:54.054 ‫این دوست من از کانون دانشگاهمه. 16:55.097 --> 16:56.557 ‫بهش اشاره کرده بودم، مگه نه؟ 16:58.308 --> 16:59.977 ‫درسته، تویی. 17:01.020 --> 17:02.354 ‫خوشوقتم. 17:02.896 --> 17:03.772 ‫من لی کانگ هستم. 17:05.691 --> 17:07.276 ‫نه، نسبت به عکس فرق داشت. 17:07.860 --> 17:10.070 ‫خیلی قشنگ‌تر از چیزی که انتظار داشتم بودن. 17:10.571 --> 17:11.405 ‫خونه. 17:11.488 --> 17:12.573 ‫- خیلی خوبه. ‫- مگه نه؟ 17:12.656 --> 17:13.490 ‫و اون شخص. 17:14.491 --> 17:16.118 ‫فکر کنم استعدادش رو دارم. 17:16.201 --> 17:17.453 ‫باریکلا. 17:18.203 --> 17:19.246 ‫بایدم همینطور فکر کنی. 17:54.656 --> 17:56.033 ‫"ادامه دارد"... 17:56.533 --> 17:59.620 ‫ای وای. این چیه؟ ‫کی اینو نوشته؟ 17:59.703 --> 18:00.704 ‫یه بچه. 18:01.872 --> 18:02.956 ‫نظرت چیه؟ 18:04.208 --> 18:05.501 ‫مطمئن نیستم. 18:07.044 --> 18:09.922 ‫پس اون عمدا به این پسره نزدیک ‫و باهاش رفیق شده؟ 18:11.298 --> 18:12.382 ‫نه، اینطوری نیست. 18:12.883 --> 18:16.303 ‫اون وانمود کرد دوستشه ‫تا بتونه بره خونه‌اش؟ 18:16.386 --> 18:18.639 ‫خدای من. ‫این بچه چی می‌خواد؟ 18:18.639 --> 18:20.891 ‫چرا باید همچین چیزی بنویسه؟ 18:20.974 --> 18:22.518 ‫ای بابا. 18:22.601 --> 18:23.769 ‫این چه حرفیه؟ 18:23.852 --> 18:25.729 ‫من ازت خواستم به عنوان یه متخصص نظرت رو بگی، 18:25.729 --> 18:27.606 ‫ولی تو هم داری همون حرفای خودم رو می‌زنی. 18:28.232 --> 18:30.400 ‫اون به چی فکر می‌کنه؟ ‫تو روانکاو هستی خب. 18:31.443 --> 18:34.279 ‫خب، هنوز زوده که بشه بر اساس این ‫قضاوتی انجام داد. 18:36.949 --> 18:39.493 ‫وضعیت روانیش چندان پیچیده نیست. 18:40.744 --> 18:41.620 ‫اون حسوده. 18:42.579 --> 18:45.916 ‫حتما یه چیزی از اون بچه دیده ‫که شدیدا می‌خواسته. 18:45.999 --> 18:50.504 ‫و از اونجایی که نمی‌تونه کاریش بکنه، ‫داره از طریق نوشتن و تخیلات، خودش رو خالی می‌کنه. 18:53.632 --> 18:55.509 ‫با اینکه یه خرده عجیبه، 18:55.592 --> 18:58.387 ‫توانایی بیان این احساسات ‫چیز خوبیـه. 19:01.640 --> 19:03.433 ‫کنجکاوم بدونم که بعدش چی قراره بنویسه. 19:04.017 --> 19:05.435 ‫نویسنده خوبی هم هست. 19:07.062 --> 19:08.063 ‫مگه اولین باری نیست 19:08.564 --> 19:10.190 ‫که تو همچین دانشجویی داری؟ 19:13.318 --> 19:14.403 ‫چرا، اولین باره. 19:15.696 --> 19:17.698 ‫می‌خوای اونو زیر پر و بالت بگیری؟ 19:18.198 --> 19:19.616 ‫چرند نگو. 19:20.117 --> 19:20.951 ‫من رفتم. 19:21.702 --> 19:22.953 ‫می‌دونی... 19:26.748 --> 19:29.001 ‫چند وقته که نیومدی تو اتاقم؟ 19:29.501 --> 19:30.335 ‫یادت میاد؟ 19:33.964 --> 19:34.965 ‫شب بخیر. 20:00.115 --> 20:02.326 ‫کنجکاوم بدونم که بعدش چی قراره بنویسه. 20:03.452 --> 20:04.745 ‫مگه اولین باری نیست 20:04.745 --> 20:05.996 ‫که تو همچین دانشجویی داری؟ 20:07.456 --> 20:09.499 ‫می‌خوای اونو زیر پر و بالت بگیری؟ 20:34.733 --> 20:36.610 ‫چرا ازم خواستین بمونم؟ 20:37.819 --> 20:39.196 ‫حرفی واسه زدن... 20:40.572 --> 20:41.490 ‫داشتین؟ 20:44.034 --> 20:46.578 ‫تو دفعه قبل ‫آبروم رو جلوی کلاس بردی. 20:47.496 --> 20:48.622 ‫حس خوبی داشت؟ 21:05.681 --> 21:07.349 ‫اون کیم سیونه؟ 21:09.768 --> 21:10.602 ‫بله. 21:11.687 --> 21:14.189 ‫می‌دونی تکلیف کلاست در مورد چیه؟ 21:14.690 --> 21:15.857 ‫بهش نشون دادی؟ 21:17.150 --> 21:17.985 ‫نه. 21:18.860 --> 21:21.238 ‫فکر می‌کردم فقط شما تکالیف رو می‌خونین، استاد. 21:22.072 --> 21:23.573 ‫توی کلاس اول اینو گفتین. 21:28.620 --> 21:29.496 ‫بشین. 21:48.307 --> 21:49.224 ‫تو می‌خوای... 21:51.351 --> 21:52.978 ‫راجع‌به چی بنویسی؟ 21:53.770 --> 21:55.147 ‫قصد داری چی بنویسی؟ 21:56.106 --> 21:57.149 ‫منظورتون چیه؟ 21:57.649 --> 22:00.527 ‫یه تکلیف مدرسه‌ست، ‫منم هرچی که دلم خواست نوشتم. 22:01.111 --> 22:01.945 ‫همونطور که خودتون بهمون گفتین. 22:02.946 --> 22:04.281 ‫نه. 22:06.533 --> 22:09.369 ‫خودت می‌دونی که سوالم چیه. 22:10.787 --> 22:12.122 ‫خودتو به خریت نزن. 22:22.799 --> 22:23.925 ‫تو... 22:26.887 --> 22:28.388 ‫به کیم سیون حسودی می‌کنی، مگه نه؟ 22:30.015 --> 22:31.641 ‫می‌خوای جای اون باشی؟ 22:33.310 --> 22:35.520 ‫به خاطر همین هم اینو نوشتی، مگه نه؟ 22:40.692 --> 22:41.902 ‫ولی می‌دونی، 22:43.487 --> 22:45.238 ‫در تکلیفی که کیم سیون تحویل داد، 22:45.781 --> 22:47.699 ‫یه کلمه هم از تو ننوشته. 22:48.575 --> 22:50.660 ‫انگار اصلا براش مهم نیست 22:50.744 --> 22:52.954 ‫که بهش حسودی می‌کنی یا نه. 22:53.914 --> 22:55.582 ‫فقط تویی که داری زجر می‌کشی. 23:00.170 --> 23:01.630 ‫شما هم باهاش آشنایین؟ 23:03.673 --> 23:04.758 ‫با این احساس؟ 23:15.352 --> 23:19.064 ‫پس دارین توصیه می‌کنین که ‫بهتره راجع‌به چیز دیگه‌ای بنویسم؟ 23:21.024 --> 23:22.567 ‫چیز دیگه‌ای نیست که بخوام راجع‌بهش بنویسم. 23:22.609 --> 23:25.028 ‫نه، بنویس. ‫در مورد همین بنویس. 23:25.112 --> 23:28.281 ‫حرف من اینه که باید به نوشتن ادامه بدی. 23:28.365 --> 23:30.117 ‫حتی اگه سخت باشه، فقط بنویس. 23:31.535 --> 23:33.578 ‫فقط میل به نوشتن هست که مهمه. 23:37.707 --> 23:38.792 ‫تو استعداد داری. 23:43.588 --> 23:44.464 ‫و... 23:45.590 --> 23:48.427 ‫با من کلاس خصوصی ادبیات بگیر. ‫هفته‌ای یه بار. 23:49.219 --> 23:50.512 ‫- کلاس خصوصی؟ ‫- آره. 23:50.595 --> 23:51.721 ‫کلاس خصوصی. 23:54.141 --> 23:56.268 ‫دارم میگم که برات وقت می‌ذارم. 23:56.351 --> 23:57.644 ‫چیه؟ نمی‌فهمی؟ 23:57.727 --> 23:59.062 ‫نه، فکر نکنم بتونم. 24:00.814 --> 24:02.441 ‫من چندتا شغل پاره‌وقت دارم. 24:05.152 --> 24:06.862 ‫و پول بیشتر برام مهمه. 24:16.371 --> 24:17.247 ‫پس... 24:18.665 --> 24:22.127 ‫اگه همونقدر که از یکی از اون شغل‌های پاره‌وقت حقوق می‌گیری ‫بهت بدم چی؟ 24:30.093 --> 24:30.927 ‫چرا؟ 24:34.139 --> 24:35.015 ‫دلت برام سوخته؟ 24:39.144 --> 24:41.521 ‫اسکل دیوونه. ‫داری چرت و پرت میگی. 24:50.155 --> 24:50.989 ‫لی کانگ. 24:54.117 --> 24:57.662 ‫اینقدر چرت نگو و با دقت به حرفام گوش بده. 24:59.831 --> 25:02.125 ‫تو نمی‌تونی کیم سیون بشی، 25:02.667 --> 25:06.338 ‫ولی هرچقدر که دلت خواست ‫می‌تونی در مورد اینکه می‌خوای جای اون باشی بنویسی. 25:07.797 --> 25:10.008 ‫تا زمانی که بتونی اون احساس رو ابراز کنی ‫مشکلی نیست. 25:10.675 --> 25:13.386 ‫ادبیات همینه. ‫قدرت ادبیات همینه. 25:16.473 --> 25:18.016 ‫من می‌خوام کمکت کنم 25:18.099 --> 25:21.853 ‫تا چیزهایی که می‌نویسی ‫یه مشت خط خطی به حساب نیان 25:22.771 --> 25:24.481 ‫بلکه به یه داستان منسجم تبدیل بشن. 25:26.691 --> 25:27.526 ‫چون... 25:28.026 --> 25:30.153 ‫استعداد چیز کمیابیـه، 25:30.820 --> 25:32.447 ‫و من معلم توئم. 25:34.407 --> 25:37.869 ‫خیلی‌خب، استاد. ‫من یکی از شغل‌های پاره‌وقتم رو ول می‌کنم. 25:44.209 --> 25:51.007 ‫[خیلی‌خب، معلم. ‫من یکی از شغل‌های پاره‌وقتم رو ول می‌کنم.] 26:32.048 --> 26:33.049 ‫چرا داری پوزخند می‌زنی؟ 26:34.301 --> 26:35.885 ‫آخه به نظرم بامزه‌ست. 26:36.720 --> 26:40.015 ‫کلاس ادبیات؟ ‫فکر نمی‌کردم که واقعا انجامش بدی. 26:41.725 --> 26:44.519 ‫بگذریم، خوشحالم که سرحال می‌بینمت. 26:44.603 --> 26:47.480 ‫مگه نگفتی که برای قرارت دیرت شده؟ 26:47.981 --> 26:49.065 ‫بهتره بری. 26:51.109 --> 26:53.737 ‫با اینحال، از اینکه کلاس‌ها رو اینجا برگزار می‌کنی ‫خیلی خوشم نمیاد. 26:53.820 --> 26:57.073 ‫چرا تو خونه؟ ‫می‌تونی توی دانشگاه یا توی یه کافه انجامش بدی. 26:58.241 --> 27:02.495 ‫گفتم که اگه بیرون کلاس بذارم، ‫مردم ما رو می‌بینن و حرف در میارن. 27:04.289 --> 27:08.168 ‫و وقتی تو استاد پارک و سونگ‌هوی رو دیدی، ‫نباید بهشون بگی، باشه؟ 27:08.668 --> 27:09.502 ‫بگو سرم شلوغ بود. 27:09.586 --> 27:13.131 ‫اوه، باشه. ‫چرا همیشه اینقدر به پنهان‌کاری اصرار داری؟ 27:15.467 --> 27:17.260 ‫من رفتم. ‫از کلاست لذت ببر. 27:17.344 --> 27:18.386 ‫باشه. 28:17.362 --> 28:18.196 ‫سلام. 28:19.864 --> 28:20.699 ‫بیا تو. 28:33.545 --> 28:34.421 ‫از این طرف. 28:42.387 --> 28:43.888 ‫چرا نمیای داخل؟ 28:55.650 --> 28:58.236 ‫چرا اینقدر حالت گرفته‌ست؟ ‫تو اومدی درس یاد بگیری. 28:58.778 --> 29:00.739 ‫حتی درست و حسابی ‫بهم سلام هم نکردی. 29:02.741 --> 29:03.950 ‫سلام کردم. 29:04.868 --> 29:06.619 ‫بچه پررو... بشین. 29:09.038 --> 29:09.873 ‫راستش... 29:13.042 --> 29:16.463 ‫یه چیزی ذهنم رو مشغول کرده، ‫و با خودم گفتم که تلفنی بهت بگم، 29:16.963 --> 29:19.674 ‫ولی بعد گفتم بهتره حضوری بهت بگم. 29:21.634 --> 29:22.719 ‫منظورت چیه؟ 29:25.180 --> 29:26.806 ‫نمی‌تونم توی این کلاس‌ها شرکت کنم. 29:29.309 --> 29:30.143 ‫قضیه اینه که، 29:30.977 --> 29:33.605 ‫دیروز که تو خونه‌ی سیون بودم ‫یه اتفاقی افتاد. 29:33.688 --> 29:37.275 ‫ممکنه دیگه نتونم برم اونجا، ‫که یعنی نمی‌تونم چیزی بنویسم. 29:37.817 --> 29:39.819 ‫اونوقت دیگه این کلاس‌ها فایده‌ای ندارن، ‫پس... 29:41.863 --> 29:42.697 ‫صبر کن. 29:43.698 --> 29:46.576 ‫با حوصله توضیح بده. ‫چرا، مگه چی شد؟ 29:52.791 --> 29:55.168 ‫یادته که راجع‌به کانون برنامه‌نویسی نوشته بودم؟ 29:55.877 --> 29:56.711 ‫آره. 29:57.420 --> 29:59.964 ‫کانون ما دو هفته دیگه ‫یه مسابقه داره. 30:00.465 --> 30:02.884 ‫دوره مقدماتیِ مسابقات کشوری کانون‌هاست. 30:06.387 --> 30:08.932 ‫من و سیون قرار بود به عنوان یه تیم ‫وارد مسابقات بشیم، 30:09.432 --> 30:12.644 ‫واسه همین دیروز رفتم خونه‌اش ‫تا باهم تمرین کنیم، ولی... 30:13.228 --> 30:14.062 ‫ولی؟ 30:14.896 --> 30:16.272 ‫تا این صفحه رو تمرین کن. 30:16.356 --> 30:17.190 ‫باشه. 30:18.316 --> 30:20.944 ‫- من میرم دستشویی. ‫- باشه، برو. 30:57.397 --> 30:59.357 ‫فقط داشتم می‌رفتم دستشویی، 30:59.858 --> 31:01.651 ‫ولی یهو کنجکاو شدم. 31:21.129 --> 31:24.090 ‫راستش رو بخوای، کار اشتباهی کردم. 32:29.072 --> 32:30.198 ‫ببخشید. 32:31.532 --> 32:33.242 ‫نتونستم دستشویی رو پیدا کنم. 32:35.203 --> 32:38.623 ‫آها. ‫فکر کردم تو سیون منی. 32:38.706 --> 32:40.500 ‫طبقه بالا هم دستشویی هست. 32:40.583 --> 32:42.752 ‫و دم در جلویی هم ‫یه دستشویی برای مهمون‌ها هست. 32:44.295 --> 32:46.130 ‫بله، متوجه شدم. 32:46.965 --> 32:48.508 ‫از الان به بعد دیگه ‫از یکی از اونا استفاده می‌کنم. 32:54.055 --> 32:57.350 ‫حتی با اینکه پام رو از گلیمم فراتر گذاشته بودم، ‫مامان سیون مهربون بود. 32:57.850 --> 33:00.645 ‫عصبانی نشد، ‫باملاحظه و مهربون رفتار کرد 33:01.145 --> 33:03.106 ‫و موقع شام هم به نظر ناراحت نمیومد. 33:03.606 --> 33:05.441 ‫- داغه. ‫- باشه. 33:08.861 --> 33:10.613 ‫چرا اینقدر داری طولش میدی؟ ‫زود باش. 33:11.114 --> 33:13.032 ‫بچه‌ها گرسنه و منتظرن. 33:13.533 --> 33:15.118 ‫باشه، اومدم. 33:22.917 --> 33:25.336 ‫پس تو دوست جدید سیون هستی. 33:25.336 --> 33:27.755 ‫خوشوقتم. ‫لی کانگ بودی، درسته؟ 33:29.007 --> 33:29.841 ‫سلام. 33:29.924 --> 33:30.800 ‫بشین. 33:34.804 --> 33:36.723 ‫شنیدم توی کامپیوترها واردی. 33:37.557 --> 33:40.059 ‫این روزها سیون همش راجع‌به تو حرف می‌زنه. 33:41.144 --> 33:42.395 ‫راست میگه. 33:43.354 --> 33:45.523 ‫اون دوست زیاد داشته، ‫ولی هیچوقت در این حد نبوده. 33:45.606 --> 33:47.525 ‫اونقدر دیگه در موردش حرف نمی‌زنم. 33:47.608 --> 33:51.821 ‫حقیقت اینه که فقط به خاطر کانگه ‫که تونستم وارد این رقابت بشم. 33:52.321 --> 33:54.907 ‫حتی همه دانشجوهای ارشد هم ‫از مهارت‌هاش حیرت‌زده شدن. 33:55.950 --> 33:57.910 ‫هی، چرا داری بزرگش می‌کنی؟ 33:57.994 --> 33:58.870 ‫بزرگش می‌کنم؟ 33:59.454 --> 34:01.581 ‫به هرحال، لطفا مراقب سیون باش. 34:02.081 --> 34:05.168 ‫الان یهو رویاش شده برنامه‌نویس شدن. 34:06.252 --> 34:08.755 ‫اگه می‌دونستیم، ‫می‌گفتیم مهندسی بخونه. 34:09.964 --> 34:11.174 ‫باشه. بیاین بخوریم. 34:13.134 --> 34:14.135 ‫بیاین قبلش دعا بخونیم. 34:14.635 --> 34:17.805 ‫به نام پدر، پسر و روح‌القدس. ‫آمین. 34:17.889 --> 34:20.808 ‫پروردگارا، به ما و این هدایایی که به زودی ‫از فضل تو دریافت خواهیم کرد 34:20.892 --> 34:22.560 ‫برکت بده... 34:22.643 --> 34:26.105 ‫ولی وقتی می‌خواستم برم خونه، ‫حقیقت رو فهمیدم. 34:26.606 --> 34:28.274 ‫که واقعا چه حسی نسبت بهم داشت. 34:28.357 --> 34:32.111 ‫نمی‌دونم. ‫اون مشکوک و مرموز می‌زنه. 34:32.779 --> 34:35.239 ‫خودت که می‌دونی چطور همه ‫یه حسی به آدم میدن. 34:35.740 --> 34:37.825 ‫از اولین باری که دیدمش حسش کردم. 34:37.825 --> 34:39.869 ‫کاش دیگه نمیومد خونه‌مون. 34:41.162 --> 34:42.205 ‫چی شده؟ 34:44.665 --> 34:46.542 ‫این بار دیگه چی ناراحتت کرده؟ 34:48.836 --> 34:51.547 ‫ما نمی‌تونیم دوستی که سیون ازش خوشش میاد ‫رو منع کنیم. 34:52.048 --> 34:54.050 ‫فقط می‌تونیم حواسمون بهش باشه. 34:55.301 --> 34:58.596 ‫می‌دونی امروز چه اتفاقی افتاد؟ ‫اون توی اتاق خواب ما بود... 35:00.640 --> 35:05.186 ‫فقط دارم میگم که ترجیح میدم سیون ‫با یه بچه‌ی 35:05.728 --> 35:07.480 ‫شادتر و سرزنده‌تر ‫دوست باشه. 35:08.231 --> 35:09.398 ‫خدایی؟ 35:10.483 --> 35:13.027 ‫فکر می‌کردم پسره مشکلی نداره. ‫به نظر باهوش میومد. 35:13.903 --> 35:17.865 ‫پس بیا حداقل تا بعد از مسابقات ‫کاری به کارشون نداشته باشیم. 35:18.616 --> 35:20.034 ‫اگه جایزه بگیرن چی؟ 35:21.410 --> 35:25.623 ‫میگن که جایزه گرفتن توی همچین رقابت‌هایی ‫در درخواست‌های شغلی به چشم میان. 35:26.124 --> 35:28.543 ‫ذهن منم درگیرش بود. 35:29.335 --> 35:30.419 ‫خیلی‌خب. 35:30.920 --> 35:33.256 ‫اگه به پسرمون کمک می‌کنه ‫مشکلی نیست. 35:34.006 --> 35:36.425 ‫- بیا بعد از مسابقات راجع‌بهش حرف بزنیم. ‫- باشه. 35:48.604 --> 35:50.773 ‫واسه چی اون کارو کردی، ها؟ 35:50.857 --> 35:52.692 ‫می‌دونم کارم اشتباه بود. 35:55.027 --> 35:57.738 ‫پس یعنی داری میگی 35:59.157 --> 36:02.493 ‫که باید اون مسابقه یا حالا اسمش هرچی که هست ‫رو برنده بشی 36:02.994 --> 36:05.204 ‫تا بتونی بازم بری خونه‌اش؟ 36:05.788 --> 36:07.748 ‫آره. همینطوریه. 36:08.332 --> 36:09.959 ‫پس برنده شو. ‫انجامش بده خب. 36:09.959 --> 36:11.586 ‫برنامه‌نویسست که خوبه، مگه نه؟ 36:12.086 --> 36:13.796 ‫در مورد چیزی که نمی‌دونی حرف نزن. 36:13.880 --> 36:16.382 ‫من ممکنه از سیون بهتر باشم، ‫ولی هیچ شانسی ندارم. 36:21.429 --> 36:22.722 ‫هی، واسه اینکه بنویسی 36:23.264 --> 36:26.350 ‫حتما لازم نیست که بری داخل اون خونه. 36:28.436 --> 36:31.230 ‫اگه نرم چه حسی بهم دست میده ‫یا درباره چی بنویسم؟ 36:31.314 --> 36:32.523 ‫الهام من اونجا بود. 36:34.567 --> 36:35.568 ‫حق با توئه. 36:36.277 --> 36:37.403 ‫آره، راست میگی. 36:38.571 --> 36:39.405 ‫درسته. 36:42.074 --> 36:43.451 ‫پس چیکار کنیم؟ 36:44.035 --> 36:47.747 ‫باید یه فکر خوب براش بکنیم... 36:49.665 --> 36:51.918 ‫ممکنه یه راهی باشه، ولی... 36:54.045 --> 36:54.879 ‫چیه؟ 37:03.721 --> 37:06.682 ‫فراموشش کن. ‫نمی‌تونی انجامش بدی، آقای هو. 37:07.183 --> 37:10.603 ‫چی میگی، بچه پررو؟ ‫چه کاری ازم برنمیاد؟ بگو. 37:18.819 --> 37:19.987 ‫مسئله‌های مسابقه. 37:21.530 --> 37:22.657 ‫مسئله‌های مسابقه؟ 37:26.118 --> 37:27.245 ‫چیه مگه؟ 37:42.301 --> 37:43.386 ‫نگو که... 37:46.347 --> 37:48.307 ‫از من می‌خوای... 37:50.101 --> 37:51.560 ‫مسئله‌های مسابقه رو بدزدم... 37:53.854 --> 37:54.897 ‫آره؟ 37:56.691 --> 37:58.985 ‫چاره‌ دیگه‌ای براش به ذهنم نمی‌رسه. 38:04.240 --> 38:05.366 ‫زده به سرت؟ 38:07.868 --> 38:09.161 ‫تو دیوونه‌ای. 38:13.666 --> 38:14.750 ‫بچه پررو رو نگاه. 38:16.377 --> 38:19.672 ‫من معلم توئم و یه استاد دانشگاهم! 38:20.339 --> 38:22.633 ‫چطور جرات می‌کنی همچین چیزی بخوای! 38:27.096 --> 38:28.514 ‫هی، برو بیرون. 38:29.557 --> 38:32.685 ‫از اینجا برو! ‫دیگه دوست ندارم برات کلاس بذارم. 38:33.269 --> 38:35.396 ‫تو واقعا خیلی پررویی، مگه نه؟ 38:37.273 --> 38:38.357 ‫برو بیرون! 38:42.737 --> 38:44.196 ‫پس نمیشه کاریش کرد. 38:45.990 --> 38:47.950 ‫منم پیشنهاد تدریست رو فراموش می‌کنم. 38:57.084 --> 38:58.502 ‫نگاش کن بچه پررو... 39:00.296 --> 39:02.465 ‫چشه این؟ 39:15.353 --> 39:17.396 ‫چرا تکلیفت رو تحویل ندادی؟ 39:18.147 --> 39:19.857 ‫چیزی نداشتم که راجع‌بهش بنویسم. 39:28.240 --> 39:29.116 ‫هی، لی کانگ! 39:30.326 --> 39:32.286 ‫واقعا نمی‌خوای چیزی تحویل بدی؟ 39:32.286 --> 39:34.246 ‫اگه اینطوری پیش بره، کمکت نمی‌کنم... 39:36.832 --> 39:37.666 ‫هی. 39:39.335 --> 39:40.211 ‫هی! 39:40.294 --> 39:41.796 ‫[مهندسی الکترونیک، لی کانگ] 39:58.646 --> 40:02.650 ‫[سخنرانی مهمان با نویسنده کیم سوهون] 40:03.984 --> 40:05.903 ‫[نویسنده‌ی چشمان خانه] 40:39.979 --> 40:41.021 ‫سلام، استاد پارک. 40:41.522 --> 40:43.107 ‫سلام، مونو! ‫منظورم اینه که... 40:43.607 --> 40:45.860 ‫استاد هو، کجایی؟ 40:46.527 --> 40:47.486 ‫خب... 40:47.570 --> 40:50.156 ‫آقای کیم اینجا منتظرته. 40:50.656 --> 40:53.284 ‫باید قبل از سخنرانی، به صرف قهوه ‫باهم صحبت کنین. 40:53.367 --> 40:54.535 ‫جدی؟ 40:54.618 --> 40:57.788 ‫وای. ‫ببین، الان تو راهم دارم میام. 40:58.289 --> 41:01.333 ‫حدود ده دقیقه؟ ‫فکر کنم تا ده دقیقه دیگه برسم. 41:01.417 --> 41:05.880 ‫بهش بگو یه فنجون چای بخوره ‫و یکم بیشتر منتظر بمونه، باشه؟ 41:06.380 --> 41:08.799 ‫شرمنده. ‫زود میام. 41:09.758 --> 41:11.051 ‫باشه، به زودی می‌بینمت. 41:23.314 --> 41:25.107 ‫عجب، پارسال دوست امسال آشنا. 41:25.983 --> 41:28.986 ‫- خیلی وقته ندیدمت. ‫- واقعا راست میگی. خیلی وقته. 41:29.069 --> 41:31.197 ‫آخرین باری که همدیگه رو دیدیم ‫کِی بود؟ 41:31.280 --> 41:33.240 ‫زندگی خیلی پرمشغله‌ست. ‫یادم نمیاد... 41:33.741 --> 41:34.783 ‫بذار ببینم. 41:34.867 --> 41:38.037 ‫کِی بود؟ ‫دقیق یادم نیست. 41:39.497 --> 41:42.208 ‫گمون کنم دیدن دوستان قدیمی ‫واقعا خوشحال کننده‌ست. 41:42.291 --> 41:45.503 ‫من تا حالا ندیده بودم که استاد هو ‫اینقدر لبخند بزنه. 41:45.586 --> 41:46.962 ‫جدی؟ 41:48.506 --> 41:51.550 ‫آره، منم خوشحالم. ‫از دیدنت خوشحالم. 41:53.135 --> 41:54.345 ‫اصلا تغییر نکردی. 41:55.221 --> 41:59.683 ‫شما با بیش از هفت رمان بلند ‫و چهار مجموعه داستان کوتاه، 41:59.767 --> 42:01.560 ‫عمیقا به پیچیدگی‌های 42:02.353 --> 42:05.814 ‫روان انسان پرداخته‌اید. 42:05.898 --> 42:08.776 ‫اما در آخرین اثرتون، ‫"چشمان خانه"، 42:08.859 --> 42:10.819 ‫با به کار گیری تکنیک‌های رمان‌های معمایی، 42:11.320 --> 42:14.156 ‫رویکردی کاملا جدید در پیش گرفته‌اید. 42:14.240 --> 42:15.074 ‫درسته. 42:15.908 --> 42:18.077 ‫من چیزهایی رو از ژانر معمایی قرض گرفتم. 42:18.702 --> 42:20.746 ‫اما درحالی که رمان‌های استاندارد معمایی 42:21.247 --> 42:25.626 ‫روی حل کردن پرونده تمرکز دارن، ‫من به چیز دیگه‌ای علاقه‌مند بودم. 42:26.126 --> 42:30.548 ‫من هر صحنه، از جمله صحنه قتل رو ‫به بخش‌های کوچک تقسیم کردم 42:30.631 --> 42:34.176 ‫و اونا قاطی کردم، ‫بنابراین تشخیص ترتیب وقایع دشواره. 42:35.594 --> 42:39.431 ‫چون برای من کشف قاتل، 42:39.932 --> 42:41.976 ‫راه‌حل و نتیجه‌ی پرونده نبود. 42:42.059 --> 42:46.355 ‫بلکه روابط انسانی چندلایه‌ای بود ‫که داستان رو احاطه کرده. 42:49.066 --> 42:50.192 ‫همه‌تون متوجه شدین، درسته؟ 42:51.610 --> 42:52.695 ‫خب، من که فهمیدم. 42:54.822 --> 42:57.700 ‫بله، واقعا شگفت‌انگیزه. 42:57.783 --> 42:59.493 ‫به خاطر همین هم اکثر خوانندگان 43:00.202 --> 43:03.372 ‫این کتاب رو "بسیار بدیع" و "جذاب" نقد کردن. 43:04.790 --> 43:07.459 ‫اما... 43:09.086 --> 43:10.170 ‫اما... 43:11.505 --> 43:12.715 ‫بعضی‌ها... 43:16.385 --> 43:17.219 ‫بعضی‌ها؟ 43:19.013 --> 43:23.434 ‫خب، بعضی‌ها یه جور دیگه می‌گن... 43:25.394 --> 43:29.732 ‫این ممکنه شنیدنش برای شما ‫دشوار باشه، 43:30.232 --> 43:33.777 ‫اما از اونجایی که اینجا ‫مکانی برای بحث آزاد هست، 43:33.861 --> 43:35.112 ‫اینو میگم. 43:37.865 --> 43:40.784 ‫"کیم سوهون با این رمان داره مخاطب عام ‫رو مخاطب قرار میده". 43:41.285 --> 43:46.165 ‫خب، حقیقت اینه که بعضی‌ها هم ‫چنین نظرات منتقدانه دارن. 43:49.460 --> 43:53.172 ‫البته که نظر شخصی من نیست. 43:53.255 --> 43:55.841 ‫قبل از اینکه امروز به این سالن سخنرانی بیام، 43:55.924 --> 43:59.386 ‫یه سری سوال از بعضی از دانشجوها دریافت کردم. 44:00.012 --> 44:01.972 ‫اینم یکی از سوالات بود. 44:03.432 --> 44:04.683 ‫یه لحظه. 44:04.767 --> 44:06.352 ‫خب... 44:07.436 --> 44:10.564 ‫بذار ببینم. 44:10.648 --> 44:12.900 ‫کجاست؟ ‫اوه، اینجاست. 44:13.442 --> 44:14.818 ‫خب، 44:15.986 --> 44:18.197 ‫این سوال دانشجوها بود. 44:19.281 --> 44:20.949 ‫"آقای کیم سوهون، 44:21.033 --> 44:24.995 ‫شما مدت‌هاست که در داستان‌های ادبی شهرت پیدا کرده‌اید، 44:25.079 --> 44:30.167 ‫بنابراین من برای شما احترام زیادی قائل بودم ‫و از طرفداران پروپاقرص شما بودم. 44:30.834 --> 44:36.131 ‫اما وقتی که ناگهان یه رمان معمایی منتشر کردید ‫خیلی ناامید شدم. 44:36.632 --> 44:40.427 ‫شاید به خاطر اینه که دیگه ‫داستانی از خودتون ندارید 44:40.928 --> 44:45.307 ‫و مجبور شدید باب میل عوام عمل کنید"؟ 44:46.058 --> 44:47.685 ‫این خیلی تنده. 44:48.644 --> 44:50.979 ‫"اگر داستانی برای گفتن ندارید... 44:52.981 --> 44:54.066 ‫بهتر نیست که 44:54.858 --> 44:59.238 ‫کلا نویسندگی رو کنار بذارید"؟ 45:00.155 --> 45:01.281 ‫یه همچین چیزی. 45:02.658 --> 45:04.410 ‫کدوم دانشجو این سوال رو پرسیده؟ 45:13.001 --> 45:15.295 ‫احیانا این نظر شما نیست، استاد هو؟ 45:15.921 --> 45:18.048 ‫چی؟ نه... 45:18.716 --> 45:20.259 ‫دارم سر به سرتون می‌ذارم. 45:20.884 --> 45:23.637 ‫می‌خوام از طرفداری که اینو پرسیده تشکر کنم، ‫حالا هرکی که هستی. 45:23.721 --> 45:28.183 ‫به نظر میاد که خیلی به کار بنده علاقه‌مند هستی ‫و مدت زیادی کارهام رو دنبال کردی. 45:28.684 --> 45:30.269 ‫در جواب سوالت، 45:30.894 --> 45:33.188 ‫بله، حق با توئه. ‫باب میل عوام عمل کردن. 45:34.940 --> 45:37.818 ‫فعل "باب میل عمل کردن" رو ‫میشه به دو صورت تفسیر کرد. 45:37.901 --> 45:41.905 ‫"برآوردن خواسته‌ها یا نیازهای عموم مردم". 45:42.489 --> 45:44.700 ‫اینو میشه به طور منفی ‫به عنوان چاپلوسی تفسیر کرد، 45:44.783 --> 45:46.285 ‫اما یه چیز مثبت هم می‌تونه باشه. 45:47.035 --> 45:48.537 ‫"یافتن وجه مشترک". 45:49.037 --> 45:51.749 ‫طبق تعریف دوم، 45:52.249 --> 45:54.126 ‫ضروریه که در هنر به همه توجه بشه. 45:54.668 --> 45:58.005 ‫چه چیزی می‌تونه هیجان‌انگیزتر از این باشه که ‫نویسنده و خوانندگان 45:58.088 --> 46:00.466 ‫به وجه مشترکی برسن؟ 46:02.217 --> 46:05.804 ‫چیزی که واقعا مهمه "چه چیز" نیست ‫بلکه همیشه "چگونه" هست. 46:06.388 --> 46:09.141 ‫داشتن دیدگاهی انعطاف‌پذیر و چندوجهی ‫خیلی مهمه. 46:10.100 --> 46:12.770 ‫اگر اصرار داشته باشی پایبند دنیایی ‫که می‌شناسی بمونی، 46:12.853 --> 46:14.938 ‫در نهایت خلاقیتت افت می‌کنه. 46:15.814 --> 46:19.610 ‫به همین دلیله که من به گفتن داستان‌های جدید، ‫تست کردن فرم‌های جدید، 46:19.693 --> 46:23.447 ‫و تلاش برای اینکه حتی بهتر بتونم باب میل عوام عمل کنم ‫ادامه میدم. 46:36.376 --> 46:38.712 ‫امروز جوّ عالی بود، مگه نه؟ 46:38.796 --> 46:41.757 ‫- واکنش دانشجوها واقعا... ‫- محشر بود. 46:41.840 --> 46:43.008 ‫- آقای کیم. ‫- ممنون. 46:43.509 --> 46:47.429 ‫از بین همه همایش‌هایی که تا حالا برگزار کرده بودیم، ‫امروز بیشترین حضار رو داشت. 46:47.513 --> 46:49.890 ‫مدیر دانشگاه خیلی هیجان‌زده بود. 46:50.641 --> 46:52.976 ‫به لطف شما، امروز خیلی ازم تعریف شد. 46:53.060 --> 46:58.148 ‫اوه، این چه حرفیه. ‫همش به لطف شما و استاد هو بود که میزبانی کرد. 46:59.024 --> 47:02.611 ‫ولی مهم‌تر از هرچیزی، ‫دانشجوها چنان با دقت گوش می‌دادن که... 47:02.694 --> 47:05.072 ‫خیلی هیجان‌زده شدم ‫و خیلی بیشتر از حد معمول صحبت کردم. 47:05.155 --> 47:08.075 ‫- ممنونم. ‫- دانشجوها واقعا امروز عالی بودن. 47:08.158 --> 47:10.244 ‫چرا موقع سخنرانی‌های من ‫اینطوری رفتار نمی‌کنن؟ 47:10.744 --> 47:12.162 ‫خودت باید بهتر عمل کنی. 47:12.246 --> 47:14.206 ‫بیاین یه نوشیدنی بخوریم. ‫باعث افتخاره. 47:14.289 --> 47:15.123 ‫بله. 47:15.207 --> 47:17.209 ‫- از آشنایی‌تون خوشحال شدم. ‫- واقعا باعث افتخار بود. 47:21.004 --> 47:23.966 ‫چرا اینقدر ساکتی، استاد هو؟ 47:24.925 --> 47:28.762 ‫اصلا. فقط داشتم به گفتگوهای شما گوش می‌کردم ‫و لذت می‌بردم. 47:28.846 --> 47:30.889 ‫درسته. ‫شما دو نفر رفیق هستین، مگه نه؟ 47:30.973 --> 47:32.558 ‫بله، دوستان دوران دانشگاهن. 47:34.476 --> 47:35.727 ‫از تدریس لذت می‌بری؟ 47:37.521 --> 47:39.398 ‫آخه چطور ممکنه لذت‌بخش باشه؟ 47:40.482 --> 47:46.071 ‫آقای کیم، اسم نویسندگی دخترتون ‫لی ای‌پیل هست، درسته؟ 47:46.154 --> 47:49.408 ‫اون پارسال با رمان هفده بال سبز ‫اولین کارش رو منتشر کرد. 47:49.491 --> 47:50.868 ‫وای، واقعا؟ 47:50.951 --> 47:53.912 ‫اون نویسنده‌ای که جوایز ادبی مختص کار اول ‫رو برنده شد 47:53.996 --> 47:56.248 ‫دختر شما بود؟ ‫وای. 47:56.331 --> 47:58.000 ‫فکر کنم منم راجع‌بهش شنیدم. 47:58.083 --> 48:01.086 ‫به گمونم دیگه توی این دنیا ‫نمیشه رازی داشت. 48:01.169 --> 48:04.256 ‫حتی من اسم نویسندگیش رو انتخاب کردم ‫تا مردم نفهمن. 48:04.339 --> 48:06.842 ‫وای، چه خفن. 48:06.925 --> 48:09.303 ‫به گمونم خانوادگی استعداد ادبی دارین. 48:09.386 --> 48:11.680 ‫حتما خیلی بهش افتخار می‌کنین. ‫بدجور حسودیم شد. 48:12.556 --> 48:17.394 ‫یه بچه‌ی با استعداد و کارنامه حرفه‌ای که شما دارین؟ ‫واقعا به همه‌چیز رسیدین. 49:14.451 --> 49:15.452 ‫آقای هو. 49:16.995 --> 49:18.080 ‫چیکار... 49:22.125 --> 49:23.043 ‫اینجا کار می‌کنی؟ 49:23.794 --> 49:24.628 ‫بله. 49:26.213 --> 49:28.006 ‫حتما با کسی اومدی. 49:29.007 --> 49:29.967 ‫آره. 49:31.510 --> 49:33.679 ‫موقع کار داشتی چیزی می‌نوشتی؟ 49:38.767 --> 49:39.643 ‫این فقط... 49:40.727 --> 49:43.605 ‫فقط چیه، خنگول؟ ‫تو حتی تکالیفت رو هم تحویل نمیدی. 49:47.484 --> 49:48.860 ‫راستش، داشتم فکر می‌کردم... 49:51.154 --> 49:53.156 ‫که در یه مسابقه نویسندگی شرکت کنم. 49:53.782 --> 49:55.450 ‫جوایز اولین اثر ادبی. 49:56.326 --> 49:59.496 ‫شنیدم جایزه نقدیش خوبه، ‫واسه همین گفتم امتحان کنم. 50:00.080 --> 50:01.498 ‫چی، مسابقه؟ 50:02.416 --> 50:04.001 ‫آقای هو، خودت بهم گفتی 50:05.419 --> 50:06.586 ‫که استعداد دارم. 50:09.006 --> 50:12.676 ‫ولی هنوز داستانی که بخوام بنویسم ‫رو پیدا نکردم. 50:30.819 --> 50:32.904 ‫جوایز اولین اثر ادبی. 50:37.284 --> 50:38.910 ‫چه پدر سوخته‌ایه. 50:43.123 --> 50:45.167 ‫چه مزخرفا. 50:52.966 --> 50:54.384 ‫[جایزه اولین اثر ادبی، لی کانگ] 50:55.594 --> 50:58.013 ‫ممنونم. خیلی متشکرم. 51:00.682 --> 51:03.935 ‫اما این جایزه واقعا متعلق... 51:04.603 --> 51:05.896 ‫به شخص دیگه‌ایه. 51:05.979 --> 51:07.647 ‫"تو استعداد داری". 51:08.148 --> 51:10.692 ‫شخصی که با این جمله ‫چشم‌های منو باز کرد. 51:11.526 --> 51:12.986 ‫شخصی که بهم یاد داد 51:13.487 --> 51:16.656 ‫ادبیات چیه و فراتر از اون، ‫معنای زندگی چیه. 51:20.619 --> 51:21.870 ‫مرشد من، آقای هو مونو. 51:25.123 --> 51:26.666 ‫خیلی ازت ممنونم. 52:28.061 --> 52:29.104 ‫هی. 52:30.730 --> 52:34.484 ‫فکر کردی که جوایز اولین اثر ادبی ‫همینقدر الکیه؟ 52:36.194 --> 52:38.822 ‫تو با این مهارت‌هات هیچ شانسی نداری، خنگول. 52:52.043 --> 52:53.044 ‫پس... 52:55.839 --> 52:58.425 ‫اگه اینا رو داشته باشی، 52:58.508 --> 53:02.053 ‫مسئله‌های اون مسابقه ‫یا حالا هرچی که هست... 53:05.891 --> 53:08.643 ‫نویسندگی رو جدی می‌گیری؟ 53:11.354 --> 53:13.273 ‫و دوباره کلاس ادبیات میای؟ 53:25.994 --> 53:26.828 ‫پس بچه، 53:27.579 --> 53:30.624 ‫باید چیکار کنم؟ ‫بهم بگو! 53:42.385 --> 53:44.137 ‫مطمئنی که مشکلی با این کار نداری؟ 53:45.472 --> 53:48.558 ‫درواقع خیلی ساده‌ست. ‫فقط باید کاری که میگم رو انجام بدی. 53:49.059 --> 53:51.102 ‫باشه خب، باید دقیقا چیکار کنم؟ 53:51.186 --> 53:53.521 ‫برو به دفتر استاد پارک هیونگ‌جونگ. 53:54.189 --> 53:55.273 ‫پارک هیونگ‌جونگ؟ 53:56.024 --> 53:57.943 ‫- استاد پارک از مهندسی؟ ‫- بله. 53:58.026 --> 54:00.946 ‫او رئیس کمیته انتخاب مسئله‌های مسابقه‌ست. 54:02.155 --> 54:04.616 ‫اون یارو کلا تو همه‌چیز دست داره. 54:05.200 --> 54:08.870 ‫صبر کن. از کجا می‌دونستی که ‫من با استاد پارک آشنام؟ 54:09.454 --> 54:11.623 ‫به نظرت اگه نمی‌دونستم ‫ازت می‌خواستم این کارو کنی؟ 54:11.706 --> 54:13.625 ‫قبلا دیدم که باهم حرف می‌زدین. 54:14.125 --> 54:15.335 ‫- از غذاتون لذت ببرین. ‫- تشکر. 54:15.418 --> 54:16.419 ‫نوش جان. 54:17.045 --> 54:18.922 ‫- بفرمایین. ‫- تشکر. 54:22.550 --> 54:24.719 ‫- از غذاتون لذت ببرین. ‫- همچنین. 54:28.515 --> 54:29.474 ‫استاد پارک. 54:30.642 --> 54:32.435 ‫مونو! ‫بیا بشین پیشم. 54:33.186 --> 54:35.146 ‫- خیلی دیر داری ناهار می‌خوری. ‫- تو هم همینطور. 54:35.230 --> 54:36.982 ‫بعد که رفتم توی دفتر پارک چی؟ 54:36.982 --> 54:38.692 ‫بعدش چیکار کنم؟ 54:38.775 --> 54:39.609 ‫چه خوشمزه‌ست. 54:39.693 --> 54:43.947 ‫مسابقه فرداست، ‫بنابراین مسئله‌ها توی کامپیوترش هستن. 54:44.030 --> 54:47.075 ‫فقط باید اونا رو توی یه فلش کپی کنی. ‫ساده‌ست، درسته؟ 54:47.158 --> 54:50.495 ‫احمق، تو به این میگی ساده؟ ‫چطور وارد کامپیوترش بشم؟ 54:50.996 --> 54:52.664 ‫باید رمزش رو بدونم! 54:52.747 --> 54:57.085 ‫درسته، به خاطر همین هم استاد پارک ‫خودش باید بازش کنه. 55:00.672 --> 55:01.506 ‫استاد پارک. 55:03.883 --> 55:07.345 ‫یه لطفی ازت داشتم. 55:07.971 --> 55:10.724 ‫وای، تو تا حالا ازم لطفی نخواسته بودی. 55:11.891 --> 55:12.976 ‫بگو. 55:13.059 --> 55:14.644 ‫آخه... 55:14.728 --> 55:19.524 ‫فکر می‌کردم که دیگه وقتشه ‫شیوه حضور و غیاب کردنم رو بروز کنم. 55:19.607 --> 55:20.734 ‫- واقعا؟ ‫- بله. 55:20.817 --> 55:23.236 ‫تو یه بار اینو بهم گفته بودی. 55:23.320 --> 55:25.697 ‫وای، خیلی از شنیدنش خوشحال شدم. 55:26.197 --> 55:28.616 ‫آره، دیگه وقتشه که بروزش کنی. 55:28.700 --> 55:32.037 ‫باشه، فردا میام دفترت ‫و برات نصبش می‌کنم. 55:32.120 --> 55:33.580 ‫نه، توی دفتر من نه. 55:34.497 --> 55:37.334 ‫دوست دارم توی دفتر خودت انجامش بدیم. 55:37.417 --> 55:42.380 ‫حداقل بهتر نیست که اول ‫نحوه اجرا شدنش رو ببینم؟ 55:44.174 --> 55:45.008 ‫واقعا؟ 55:45.091 --> 55:48.720 ‫امروز واقعا وقت ندارم، ‫بنابراین فردا بیا دفترم. 55:48.803 --> 55:50.388 ‫- نشونت میدم. ‫- فردا؟ 55:50.889 --> 55:53.350 ‫نه، فردا دیره. ‫باید امروز انجام بشه. 55:55.310 --> 55:59.564 ‫فردا باید برم کاری انجام بدم، ‫واسه همین یه خرده سرم شلوغه. 56:00.440 --> 56:03.109 ‫نمیشه امروز یه چند دقیقه بیام؟ 56:03.693 --> 56:06.029 ‫- امروز؟ الان؟ ‫- آره، خیلی طول نمی‌کشه. 56:06.613 --> 56:08.948 ‫باشه. ‫خب، یه خرده وقت دارم. 56:09.032 --> 56:11.910 ‫- پس می‌ریم. ‫- باشه. پس بیا همین الان بریم. 56:11.993 --> 56:14.079 ‫- باید تا تنور داغه نون رو چسبوند. ‫- الان؟ 56:14.162 --> 56:16.373 ‫آره، چند دقیقه بیشتر که نیست. ‫این غذا هم افتضاحه. 56:16.456 --> 56:17.582 ‫تازه شروع به خوردن کردم. 56:17.665 --> 56:20.418 ‫افتضاحه بابا. ‫بعدا گوشت اردک مهمونت می‌کنم. 56:20.502 --> 56:21.336 ‫ولی... 56:21.836 --> 56:23.254 ‫- بریم، باشه؟ ‫- ولی این غذا... 56:23.338 --> 56:24.631 ‫- زود باش. ‫- تا کیم. 56:24.714 --> 56:26.091 ‫- بله؟ ‫- لطفا سینی‌هامون رو ببر. 56:26.174 --> 56:27.217 ‫- باشه. ‫- ببخشید. 56:27.300 --> 56:28.802 ‫- معذرت می‌خوام. ‫- خدانگهدار. 56:28.885 --> 56:31.054 ‫فکر کنم حدود نیم ساعت چرت و پرت گفتم. 56:31.137 --> 56:34.641 ‫ولی وقتی برنامه پخش شد، ‫فقط یکی دو دقیقه نشونم داد. 56:35.141 --> 56:39.604 ‫تازه بعد از اینکه اون همه راه اومده بودن دفترم ‫و بهم التماس کردن انجامش بدم. 56:41.189 --> 56:42.941 ‫واقعا راحته. 56:43.441 --> 56:45.193 ‫- سلام. ‫- سلام، می‌جین. 56:45.735 --> 56:47.320 ‫نه، نمی‌تونم انجامش بدم. 56:47.404 --> 56:49.447 ‫فکر نکنم بتونم. 56:49.531 --> 56:52.659 ‫آخه من که یه معلمم ‫چطور می‌تونم همچین کاری بکنم؟ 56:52.742 --> 56:54.661 ‫الان دیگه واسه این حرفا دیره. 56:57.330 --> 56:59.290 ‫مونو، حالت خوب نیست؟ 57:01.084 --> 57:03.128 ‫استاد پارک. 57:03.795 --> 57:06.840 ‫ببخشید، ولی باید فورا برم دستشویی. 57:07.382 --> 57:09.634 ‫باشه. ‫زود برگرد. 57:09.717 --> 57:10.844 ‫- باشه. ‫- من داخلم. 57:10.927 --> 57:12.178 ‫آره، معذرت می‌خوام. 57:26.985 --> 57:28.820 ‫لازم نیست عذاب وجدان بگیری. 57:29.320 --> 57:31.781 ‫من درکل در مسابقات نهایی شرکت نمی‌کنم، 57:31.865 --> 57:34.242 ‫بنابراین به کسی لطمه‌ای نمی‌رسه. 57:40.582 --> 57:44.169 ‫اینو بزن ‫و منم اول وارد حساب کاربری‌ام می‌شم. 57:44.919 --> 57:46.254 ‫وقتی وارد شدی... 57:47.130 --> 57:48.465 ‫مشکل اینجاست که... 57:48.965 --> 57:51.426 ‫نمی‌دونم چطور می‌تونیم 57:51.509 --> 57:52.594 ‫اونو از دفترش بفرستیم بیرون. 57:52.677 --> 57:53.720 ‫واسه این کار، 57:54.721 --> 57:56.014 ‫یه نقشه‌ای ریختم. 57:56.097 --> 57:56.931 ‫چی؟ 57:57.432 --> 57:59.100 ‫جدی؟ چیه؟ 57:59.184 --> 58:03.438 ‫نمرات حضور و غیاب به طور خودکار ‫به نمره نهایی اضافه میشه... 58:04.689 --> 58:06.649 ‫- چی شده؟ ‫- قفسه سینه‌ام. 58:07.150 --> 58:10.069 ‫- داره میاد. ‫- مونو، چی شده؟ 58:10.695 --> 58:11.988 ‫دارم رخ دادنش رو حس می‌کنم. 58:12.071 --> 58:12.906 ‫چی... 58:13.406 --> 58:15.158 ‫حالت خوبه؟ ‫زنگ بزنم اورژانس؟ 58:15.241 --> 58:17.952 ‫نه، لازم نیست زنگ بزنی. 58:18.036 --> 58:19.829 ‫- ولی... ‫- یه دقیقه بهم وقت بده. 58:21.289 --> 58:22.332 ‫چی شده؟ 58:22.415 --> 58:24.709 ‫داروهام توی ماشینمه. 58:25.210 --> 58:26.961 ‫هی، کدوم دارو؟ 58:27.045 --> 58:28.254 ‫داروهای آنژین‌‌ام. 58:28.838 --> 58:30.715 ‫مونو، تو آنژین داری؟ 58:30.798 --> 58:32.467 ‫باشه، یه دقیقه همینجا صبر کن. 58:32.550 --> 58:33.468 ‫خیلی شرمنده‌ام. 58:33.551 --> 58:35.261 ‫- فقط همینجا منتظر بمون. ‫- ببخشید. 58:35.345 --> 58:36.304 ‫زود برمی‌گردم! 58:37.096 --> 58:38.806 ‫- سلام، استاد. ‫- سلام، آره. 58:52.695 --> 58:55.073 ‫- کدوم داروئه؟ ‫- تو لازم نیست بدونی، احمق. 58:56.658 --> 58:57.742 ‫واسه بواسیره. 59:03.373 --> 59:04.666 ‫وای، زود باش. 59:04.749 --> 59:05.833 ‫لعنتی! 59:07.418 --> 59:11.631 ‫ولی پارکینگ که نزدیکه. ‫پنج دقیقه‌ای برمی‌گرده. 59:11.714 --> 59:13.091 ‫پنج دقیقه خیلی هم زیاده. 59:13.591 --> 59:14.968 ‫فقط اسم فایل رو بهم بگو. 59:15.969 --> 59:19.180 ‫مشکل اینجاست که نمی‌دونم ‫اسم فایل چی می‌تونه باشه. 59:19.264 --> 59:20.098 ‫چی؟ 59:20.848 --> 59:22.308 ‫ای خنگ! 59:40.285 --> 59:42.745 ‫آخر منو مریض می‌کنی. 59:47.375 --> 59:48.793 ‫لعنتی، کجاست؟ 59:51.921 --> 59:52.880 ‫بذار ببینم. 01:00:06.519 --> 01:00:07.937 ‫اوه، اینجاست! 01:00:08.021 --> 01:00:10.106 ‫[دانشگاه یونسئو] ‫[مسابقه برنامه‌نویسی] 01:00:10.189 --> 01:00:11.441 ‫[پاسخ‌ها] ‫[مسئله‌های مسابقه] 01:00:11.941 --> 01:00:13.318 ‫- سلام. ‫- آره. 01:00:15.570 --> 01:00:17.071 ‫هی، آره. 01:00:38.009 --> 01:00:39.010 ‫گیرش آوردم. 01:00:39.761 --> 01:00:40.720 ‫تمومه. 01:00:46.309 --> 01:00:47.518 ‫لعنتی. 01:00:51.648 --> 01:00:53.524 ‫چرا اینقدر کنده؟ 01:00:55.193 --> 01:00:56.319 ‫50 درصد. 01:00:57.612 --> 01:00:59.364 ‫یالا، زود باش. 01:01:02.992 --> 01:01:04.952 ‫خیلی‌خب. ‫تقریبا آخرشه. 01:01:05.036 --> 01:01:06.788 ‫یالا دیگه. 01:01:11.292 --> 01:01:12.752 ‫فقط یه خرده مونده. 01:01:19.133 --> 01:01:20.426 ‫مونو، داروهات. 01:01:21.010 --> 01:01:21.969 ‫درسته. 01:01:22.053 --> 01:01:22.970 ‫حالت خوبه؟ 01:01:25.264 --> 01:01:27.183 ‫- خوبی؟ ‫- ممنون، استاد پارک. 01:01:27.266 --> 01:01:29.811 ‫به لطف تو خیلی بهترم. 01:01:29.894 --> 01:01:33.022 ‫آخه یهو می‌گیرتم. 01:01:33.106 --> 01:01:35.358 ‫- آره؟ ‫- بعد هم رفع میشه. 01:01:36.484 --> 01:01:37.568 ‫شرمنده که به زحمت انداختمت. 01:01:37.652 --> 01:01:38.486 ‫نه، اصلا... 01:01:38.569 --> 01:01:40.321 ‫اوه و استاد پارک. 01:01:40.405 --> 01:01:43.157 ‫بهش فکر کردم، 01:01:43.241 --> 01:01:45.743 ‫و شاید شیوه خودم بهتر باشه. 01:01:46.244 --> 01:01:47.078 ‫جان؟ 01:01:47.161 --> 01:01:48.746 ‫- بازم ممنون. ‫- خواهش. 01:01:49.247 --> 01:01:50.707 ‫- مطمئنی که حالت خوبه؟ ‫- آره. 01:01:51.874 --> 01:01:53.376 ‫ولی آخه چطور یهو خوب شدی؟ 01:01:59.090 --> 01:02:00.466 ‫وای، چه ترسیدم. 01:02:02.385 --> 01:02:03.261 ‫لعنتی. 01:02:03.886 --> 01:02:04.721 ‫پدرم در اومد. 01:02:15.732 --> 01:02:17.859 ‫- سلام، استاد. ‫- سلام. 01:02:36.753 --> 01:02:37.754 ‫سلام. 01:02:37.837 --> 01:02:39.505 ‫سلام، استاد. 01:02:48.514 --> 01:02:50.641 ‫استاد! ‫سلام. 01:03:32.642 --> 01:03:37.647 www.Doostihaa.com 01:04:28.656 --> 01:04:30.533 ‫مونو. هو مونو. 01:04:31.033 --> 01:04:32.410 ‫تو زده به سرت. 01:04:32.910 --> 01:04:34.203 ‫پاک دیوونه شدی. 01:04:39.917 --> 01:04:43.296 ‫مونو، اصلا داری چیکار می‌کنی؟