WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:06.381 --> 00:10.802 ‫♪ از نظر همه‌ی دوستات ♪ ‫♪ تو پرت و پلا میگی ♪ 00:11.052 --> 00:16.015 ‫♪ از این سرنوشت خسته شدی ♪ 00:17.976 --> 00:22.939 ‫♪ سخت تلاش می‌کنی خلاء درونت رو پر کنی ♪ 00:23.773 --> 00:26.609 ‫♪ نسیم وزید ♪ 00:26.735 --> 00:28.361 ‫- ده دقیقه مونده. ‫- ردیفم. 00:28.486 --> 00:30.989 ‫- داروهات چی؟ ‫- حله، مامان. 00:31.990 --> 00:36.661 ‫♪ مهم نیست اونا چی میگن، تو زیبایی ♪ 01:08.651 --> 01:18.620 دانلود رایگان فیلم و سریال Film2Movie.Asia @myfilm2moviez 01:47.857 --> 01:49.108 ‫هاوس! 01:50.068 --> 01:53.404 ‫- لازمت دارم. ‫- فراموشش کن. دارم میرم خونه. 01:53.529 --> 01:56.950 ‫- تب یونجه؟ ‫- عجب دکتر کار بلدی هستی. 01:57.075 --> 01:58.284 ‫- فقط دو دقیقه. ‫- نه. 01:58.409 --> 02:02.330 ‫اون بیل‌بیلک بنفش روی پرونده ‫یعنی یکی از بیمارای توئـه... 02:02.455 --> 02:04.916 ‫که یعنی سرطان داره، که یعنی ‫عمراً با دو دقیقه سر و تهش هم بیاد. 02:05.041 --> 02:07.126 ‫باشه، دروغ گفتم. ‫سی دقیقه. 02:14.133 --> 02:16.719 ‫- راز زندگی. ‫- شاید «باندریل» کمکت کنه. 02:16.844 --> 02:20.890 ‫- قبلاً مصرف کردم، هزار میلی‌گرم. ‫- سونا؟ 02:22.183 --> 02:25.019 ‫از دست تو جیمی. ‫صبح درموردش حرف می‌زنیم. 02:25.144 --> 02:28.982 ‫یه بچه 9 ساله مبتلا به سرطان. ‫رابدومیوسارکوم آلوئولار. 02:29.107 --> 02:32.443 ‫- بچه‌ی در حال مرگ توجهت رو جلب می‌کنه. ‫- هنوز نه. 02:32.568 --> 02:34.279 ‫توهّم می‌زنه. 02:35.655 --> 02:37.198 ‫خب سرطان توی مغزشـه. 02:37.323 --> 02:39.200 ‫بذارید راحت باشه. ‫حدوداً یه هفته از عمرش مونده. 02:39.325 --> 02:42.787 ‫آره، فقط مسأله اینه که ‫توی مغزش سرطانی نیست. 02:42.912 --> 02:45.999 ‫سی‌تی اسکن، آزمایش خون و ‫شاخصه‌های پروتئین همگی منفی بودن. 02:46.124 --> 02:48.126 ‫سرطان در حال بهبودی‌ـه. 02:49.711 --> 02:52.005 ‫که یعنی توهماتش ارتباطی با سرطان نداره. 02:52.130 --> 02:54.007 ‫خیلی جذابـه، نه؟ 02:54.132 --> 02:57.010 ‫نه که مهم باشه، ولی اگه مشکلی ‫که توی سرش هست حل کنی، 02:57.135 --> 03:01.139 ‫شاید یه سال بیشتر بتونه زندگی کنه. ‫واسه یه بچه 9 ساله زمان زیادیـه. 03:02.890 --> 03:05.977 ‫نه. سریع می‌گذره. 03:07.603 --> 03:10.148 ‫پنج تا عمل جراحی سنگین، ‫پیوند مغز استخوان، 03:10.273 --> 03:12.191 ‫و 14 دور شیمی‌درمانی و پرتودرمانی. 03:12.316 --> 03:15.111 ‫اگه من جاش بودم، می‌موندم خونه ‫و تلوزیونی چیزی تماشا می‌کردم، 03:15.236 --> 03:16.988 ‫نه که اینجا زیر یه میکروسکوپ دراز بکشم. 03:19.490 --> 03:23.619 ‫نگران نباش. اگه اتفاقی برای تو بیفته، ‫کسی دست به سیاه و سفید هم نمی‌زنه. 03:24.871 --> 03:26.914 ‫تشخیص‌های افتراقی. 03:27.040 --> 03:30.001 ‫- برید سر جاتون، آماده بشید... ‫- توهمات ممکنـه از... 03:30.126 --> 03:33.129 ‫یواش! صبر کن. 03:34.630 --> 03:35.882 ‫حالا بگو. 03:37.133 --> 03:39.135 ‫مسمومیت عصبی نهفته ‫از شیمی‌درمانی باشه. 03:39.260 --> 03:41.596 ‫نه، آخرین دور شیمی‌درمانی ‫بیمار دو ماه پیش بوده. 03:41.721 --> 03:43.514 ‫- اگه این بود باید تا الان می‌دیدیمش. ‫- عامل نتیکی؟ 03:43.556 --> 03:47.018 ‫مامانش هیچی نداره. پدرش هم ‫وقتی باردار بوده ازش جدا شده. 03:47.143 --> 03:50.271 ‫- سوابق پزشکیش هم پاکـه. ‫- عجب آدمی. 03:51.022 --> 03:53.983 ‫بیماری پیوند علیه میزبان ناشی ‫از پیوند مغز استخوان چطور؟ 03:54.108 --> 03:56.986 ‫عفونت به مغزش رسیده، ‫توهم زده. 03:57.111 --> 03:58.279 ‫آزمایش خون و بذل نخاعی سالم بودن. 03:58.362 --> 04:01.574 ‫ولی جایی که عفونت باشه، ‫ورم شامگان هم هست. 04:01.699 --> 04:04.994 ‫- توی سی‌تی اسکن هیچ ورم شامگانی نیست. ‫- درسته. 04:05.119 --> 04:06.996 ‫یه آزمایش سم‌شناسی و ام‌آر‌آی بگیرید. 04:07.121 --> 04:09.499 ‫می‌تونیم این کار رو بکنیم، اگه می‌خوای ‫بحثی رو که کردیم نادیده بگیری. 04:09.624 --> 04:10.666 ‫به نظر خوب میاد. 04:10.792 --> 04:12.960 ‫قرار گرفتن در معرض سموم ‫با ترتیب وقوع زمانی جور در نمیاد. 04:13.085 --> 04:15.254 ‫گمونم یه گزینه سومی هست. ‫همه رو از خودش در آورده... 04:15.379 --> 04:18.007 ‫چون نمی‌خواد بابت شکستن ‫یه آینه توی دردسر بیفته. 04:18.132 --> 04:22.470 ‫متأسفانه واسه این نمی‌تونیم آزمایشی ‫بگیریم، پس آزمایش سم‌شناسی، ام‌آر‌آی، 04:23.137 --> 04:25.473 ‫- و تو از بیمار دور می‌مونی. ‫- مگه چیکار کردم؟ 04:25.598 --> 04:29.602 ‫خب، دور و بر اون دختر در حال مرگ ‫فاز مهربونی و نوازش برمی‌داری، 04:29.727 --> 04:33.439 ‫به خودت تلقین می‌کنی. احتمالاً ‫آخرش سر حضانت بچه دعوا بشه! 04:33.564 --> 04:34.815 ‫چیس، مامانش با تو. 04:34.941 --> 04:37.193 ‫بهش بگو اگه تو بودی می‌نشستی خونه و ‫تلوزیون تماشا می‌کردی و می‌مُردی، 04:37.318 --> 04:38.903 ‫ولی تو تصمیم گرفتی تلاشت رو بکنی... 04:38.903 --> 04:42.114 ‫و جون دخترش رو نجات بدی. ‫دکترها اینو درک می‌کنن. 04:43.950 --> 04:48.120 ‫- این دیگه چه کوفتیـه؟ ‫- گردوی سیاه و زنجبیل. 04:50.122 --> 04:51.123 ‫خوبـه. 04:51.249 --> 04:55.002 ‫دراز بکش تا این بیل‌بیلک رو وصل کنم. 04:55.127 --> 04:59.048 ‫- اکسیژن سنج. ‫- کار بلدی. پس لازم نیست همه چی رو توضیح بدم. 05:00.049 --> 05:01.259 ‫خوشم اومد. 05:06.430 --> 05:10.017 ‫- کاتتر سیاهرگ مرکزی برای شیمی‌درمانی. ‫- آره. درد که نمی‌کنه؟ 05:10.142 --> 05:11.018 ‫نه، محشره. 05:11.143 --> 05:15.106 ‫به جای تزریق وریدی، از کلی سوزن ‫و تلف شدن وقت نجاتم میده. 05:15.231 --> 05:19.443 ‫فکر نکنم قبلاً شنیده باشم که کسی از ‫کاتتر سیاهرگ مرکزیش خوشش بیاد. 05:20.486 --> 05:23.614 ‫خیلی‌خب، می‌تونم توجهت رو به ‫قدم زدن توی پارک جلب کنم؟ 05:25.199 --> 05:26.784 ‫- نه ممنون. ‫- خیلی خب. 05:28.327 --> 05:30.329 ‫پروانه هم نمی‌خوام. 05:30.454 --> 05:34.166 ‫مهم نیست دیوار چه شکلی باشه، ‫همچنان دنبال سرطان می‌گردی. 05:34.292 --> 05:38.129 ‫امروز نه. دنبال عفونت می‌‌گردیم. ‫ولی منظورت رو گرفتم. 05:38.254 --> 05:39.755 ‫- راحتی؟ ‫- آره. 05:39.880 --> 05:44.969 ‫- خیلی‌خب. بریم که تمومش کنیم. ‫- کاربلدی. خوشم اومد. 05:48.264 --> 05:49.932 ‫واو! ساعت رو ببین. 05:50.057 --> 05:51.767 ‫باید 20 دقیقه پیش می‌رفتم. 05:51.892 --> 05:55.938 ‫- فقط 20 دقیقه‌ست که اومدی. ‫- هیچی از زیر دستت در نمیره، نه؟ 05:56.063 --> 05:58.357 ‫- توی اتاق یک یه مریض هست. ‫- نه، امروز رو بابت بیماری مرخصی می‌گیرم. 05:58.482 --> 06:01.861 ‫- قرص لوراتادین بخور. ‫- حالا یهویی همه شدن دکتر. 06:01.986 --> 06:04.322 ‫بیمار اتاق یک درخواست پزشکِ مرد داده. 06:04.447 --> 06:06.741 ‫- توپ توی زمین توئـه، دکتر. ‫- قوانین اتحادیه... 06:06.866 --> 06:10.161 ‫نمی‌تونم دم ناهار مشکل ‫این یارو رو معاینه کنم. 06:10.286 --> 06:11.454 ‫اتاق معاینه یک. 06:12.830 --> 06:15.332 ‫خب این خیلی جنسیت‌گرایانه‌ست، ‫و یه سابقه خیلی خطرناک. 06:15.458 --> 06:17.293 ‫اگه ملت می‌تونستن جنسیت ‫دکترشون رو انتخاب کنن، 06:17.293 --> 06:19.879 ‫- شما خانم‌ها از کار بی کار می‌شدید! ‫- اتاق معاینه یک! 06:24.258 --> 06:25.509 ‫گلو درد؟ 06:30.264 --> 06:34.101 ‫خب، لوپوس که نیست. بالاخره ‫بستن لباس کار هر کسی نیست! 06:34.226 --> 06:37.104 ‫هی باید بالا پایین کنی، بعدش چی؟ 06:37.229 --> 06:40.524 ‫نامزدم تا حالا با کسی نبوده که... 06:40.649 --> 06:43.069 ‫ختنه نباشه. 06:43.986 --> 06:46.155 ‫- بدجور جا خورد و... ‫- آهان. 06:46.280 --> 06:50.326 ‫و تو هم می‌خواستی نامزد یهودیت ‫رو راضی کنی. متوجهم. 06:50.451 --> 06:52.161 ‫باعث شرمـه! 06:58.793 --> 07:02.755 ‫- چندتا موکت‌بُر خریدم و... 07:02.880 --> 07:06.467 ‫ضدعفونی‌شون کردم، ‫همونطوری که بهم گفته بودن... 07:06.592 --> 07:07.885 ‫حرف نزن. 07:09.720 --> 07:14.058 ‫به یه جراح پلاستیک اطلاع میدم. ‫تا خلیفه رو برگردونه به بغداد. 07:18.521 --> 07:21.482 ‫هاوس. آهای، هاوس. 07:22.691 --> 07:26.946 ‫ام‌آر‌آی و آزمایش سم‌شناسی اندی پاک بودن. ‫نه عفونتی، نه مسمومیت عصبی. 07:38.290 --> 07:41.168 ‫اشباع اکسیژنش 94 درصده. ‫قلبش رو بررسی کنید. 07:41.293 --> 07:43.045 ‫اشباع اکسیژنش عادیـه. 07:43.170 --> 07:46.173 ‫- یه درصد با حالت عادی تفاوت داره. ‫- در محدوده‌ی مجازه، عادیـه. 07:46.298 --> 07:50.261 ‫اگه دی‌ان‌اِیش یه درصد ‫تفاوت داشت، دلفین می‌شد. 07:50.386 --> 07:52.930 ‫یه بیماری داریم که به دلیل ‫نامشخصی دچار توهمات میشه. 07:53.055 --> 07:55.516 ‫از اونجا که علتش مشهود نیست، ‫گفتم بد نیست بریم سراغ دلایل نهفته. 07:55.641 --> 07:57.893 ‫مهم نیست. اگه اشباع اکسیژن ‫خونش مشکل داشته باشه، 07:58.018 --> 07:59.895 ‫یعنی اکسیژن کافی به خونش نمی‌رسه. 07:59.895 --> 08:01.647 ‫این مشکل از ریه‌هاشـه، نه قلبش. 08:01.647 --> 08:03.440 ‫و مشکلات ریوی باعث توهمات نمیشن. 08:03.440 --> 08:05.317 ‫ولی ممکنه ریه‌هاش ما رو به ‫جایی که مشکل هست برسونن. 08:05.442 --> 08:07.111 ‫به پایان فرآیند تفکر خوش اومدید. 08:07.236 --> 08:08.904 ‫پرفشاری ریوی اولیه؟ 08:09.029 --> 08:10.906 ‫ممکنه فیبروز ریه یا آمبولی ریه باشه. 08:11.031 --> 08:14.034 ‫ممکنه یه مورد عجیب ‫گوژپشتی ستون فقرات باشه! 08:14.827 --> 08:16.245 ‫من میرم خونه. 08:16.370 --> 08:19.248 ‫در این حین که من استراحت می‌کنم، ‫آزمایش گاز خون شریانی بگیرید، 08:19.373 --> 08:22.209 ‫همین‌که تأیید کردید کم‌اکسیژنی داره، ‫تغییر حجم سنجی بدنش رو می‌خوام، 08:22.334 --> 08:24.378 ‫ایکس‌ری سینه، برش‌نگاری و خونیاری‌. 08:25.004 --> 08:28.882 ‫ولی اگه همه‌شون منفی در اومدن، ‫یه کاتتر توی ریه‌هاش بذارین. 08:30.050 --> 08:33.178 ‫نگران نباشید، اگه خوابم ‫نبره، دونات می‌گیرم. 08:34.305 --> 08:37.391 ‫- تابحال این آزمایش رو انجام دادی؟ ‫- واسه چیه؟ 08:38.809 --> 08:42.646 ‫این از رگت وارد لگنت میشه ‫و به ریه‌ات می‌رسه. 08:42.771 --> 08:45.941 ‫اگه چیزی پیدا کنه که راهش رو مسدود ‫کرده باشه، درش میاره. ساده‌ست. 08:46.066 --> 08:50.779 ‫قراره راحت باشه. دکتر بیمارستان ‫«سالون» بهم گفت که آئورتم عالیه. 08:50.904 --> 08:55.242 ‫- پس قبلاً این آزمایش رو انجام دادی. ‫- شرمنده. از شنیدن حرفات خوشم میاد. 09:02.207 --> 09:04.335 ‫تا حالا با کسی صمیمی نبوده 09:06.545 --> 09:08.630 ‫هنوز به وقتش مونده. 09:10.049 --> 09:12.051 ‫تابستون قبل یکی بود. 09:13.093 --> 09:17.598 ‫توی یکی از اون کمپ‌های سرطانی بودم. ‫فقط جرأتش رو نداشتم ازش بخوام. 09:21.018 --> 09:25.522 ‫می‌دونی، احتمالش زیاده که زنده ‫از این بیمارستان بیرون نرم. 09:25.647 --> 09:27.483 ‫حتی اگه زنده بمونم، نُه سالمـه. 09:27.608 --> 09:30.402 ‫توی کلاس سوم زیاد ‫خبری نیست. 09:30.527 --> 09:34.323 ‫از اینجا زنده و سالم بیرون میری، خب؟ ‫و یه نفر رو هم میبینی. 09:37.034 --> 09:39.036 ‫بفرما. لبخند زدی. 09:42.039 --> 09:43.832 ‫میشه تو هم نگاهم کنی؟ 09:47.920 --> 09:50.047 ‫- نه. ‫- هیچکس خبردار نمیشه. 09:51.924 --> 09:55.511 ‫شرمنده. نمی‌تونم. 09:55.636 --> 09:59.056 ‫- به کسی نمیگم. ‫- گوش کن، تو نُه سالتـه. 09:59.765 --> 10:01.183 ‫من 30 سالمـه. 10:02.059 --> 10:05.646 ‫فقط می‌خوام بدونم چه حسی داره. ‫واسه یه بارم که شده. 10:06.897 --> 10:09.149 ‫این آخرین فرصتت برای این کار نیست. 10:18.742 --> 10:20.577 ‫- بفرمایید دونات. ‫- خوابت نبرد. 10:20.702 --> 10:23.914 ‫نخوابیدم، نفس نکشیدم. ‫دارم می‌میرم. 10:24.540 --> 10:27.167 ‫چیزی توی آنژیوگرافی ریه‌های اندی نبود. 10:27.292 --> 10:30.587 ‫گازهای شریان خونی و ‫سی‌تی اسکن‌ها هم عادی بودن. 10:30.712 --> 10:33.006 ‫قلب و ریه‌هاش مشکلی ندارن. 10:33.632 --> 10:36.301 ‫که این هیچ توضیحی از کم شدن ‫اشباع اکسیژن خونش بهمون نمیده. 10:36.426 --> 10:38.512 ‫آره، در کمال تعجب، گاهی عادی، طبیعیـه. 10:38.637 --> 10:42.140 ‫گاهی نمی‌تونیم بفهمیم چرا عادی، ‫طبیعی نیست. 10:42.266 --> 10:45.394 ‫- علائمش رو روی تخته بنویس. ‫- عه؟ می‌ذاری به ماژیک دست بزنم؟ 10:45.519 --> 10:47.771 ‫توی دستورالعمل‌ پیشرفته ‫بیمه درمانیم نوشته شده. 10:47.896 --> 10:50.315 ‫اگه به هر دلیلی ناتوان شدم، ‫تو کار رو دست می‌گیری. 10:50.440 --> 10:53.944 ‫بعدش فورمن. چیس، ‫تو هنوز آماده نیستی. 10:55.028 --> 10:57.531 ‫- دیگه چی؟ ‫- می‌دونم امکان عفونت رو رد کردیم، 10:57.656 --> 11:00.325 ‫ولی اگه یه لحظه بیخیال ‫آزمایشگاه‌ها بشیم، 11:00.450 --> 11:03.287 ‫یه عفونت هست که به خاطر ‫سنش ازش آزمایش نگرفتیم. 11:03.412 --> 11:05.289 ‫- بیماری عصبی. ‫- محالـه. 11:05.414 --> 11:07.332 ‫اگه عفونت به قشر مغزش رسیده باشه، 11:07.416 --> 11:09.209 ‫ممکنه تمام عملکردهای ‫جانبی به خطر بیفته. 11:09.251 --> 11:11.628 ‫نه. اون با کسی ارتباط نداشته. 11:11.753 --> 11:16.008 ‫شاید خود خواسته نبوده. یعنی، ‫کلی آدم بالغ دور و برش بودن. 11:16.133 --> 11:18.969 ‫کلی بیمارستان رفته، اون همه ‫مشاور توی کمپ‌های سرطان. 11:19.094 --> 11:20.304 ‫فکر می‌کنی بهش حمله شده؟ 11:20.429 --> 11:22.556 ‫و اگه از این خبرا هم باشه، ‫به خوبی پنهانش کرده. 11:22.556 --> 11:25.726 ‫آره. همه دخترایی که مورد حمله ‫قرار گرفتن می‌خوان درموردش حرف بزنن. 11:25.851 --> 11:28.812 ‫- آزمایش تعرض جنسی رو انجام بدید. ‫- اون رابطه‌ای نداشته! 11:28.937 --> 11:33.108 ‫- چرا اینقدر مطمئنی؟ ‫- بهم گفت که تابحال کسی رو ماچ نکرده. 11:33.233 --> 11:37.446 ‫- تو هم دفتر خاطراتش رو می‌خونی؟ ‫- ازم خواست ماچش کنم. 11:38.447 --> 11:39.489 ‫بفرما، دیدی گفتم؟ 11:39.615 --> 11:42.326 ‫یه دختر نُه ساله معمولی به رابطه فکر نمی‌کنه، 11:42.451 --> 11:44.786 ‫اونم نه وقتی که یه دکتر داره ‫توی رگش کاتتر می‌فرسته. 11:44.911 --> 11:47.414 ‫اون یه دختر نُه ساله معمولی نیست. ‫سرطان لاعلاج داره. 11:47.539 --> 11:49.875 ‫سرطان باعث نمیشه خاص باشی. 11:50.000 --> 11:53.879 ‫- از طرفی مورد حمله واقع شدن 11:54.004 --> 11:57.841 ‫اگه تابحال کسی این رو تجربه نکرده باشه، ‫میشه گفت هرگز چیز بدی درک نکرده 11:57.966 --> 12:01.511 ‫برو این رو به همه ‌ی نامزدهای قبلیم بگو! 12:01.637 --> 12:04.306 ‫یه فرضیه دارم: ‫آره، بهش حمله شده، 12:04.431 --> 12:08.435 ‫و توی فانتزی‌ های عاشقانه ‫با موهای عالی دنبال پناهگاه می‌گرده، 12:08.560 --> 12:11.730 ‫و گمونم نکته مهمش رو جا انداختی. 12:11.855 --> 12:15.609 ‫قربانیان یاد گرفتن ‫که طفره برن و بقیه رو بازی بدن. 12:18.445 --> 12:21.656 ‫تو این کار رو کردی، مگه نه؟ ‫اذیتش کردی. 12:23.700 --> 12:28.246 ‫اون شکلی نبود. محبتی ‫واسه یه دختر در حال مرگ بود! 12:28.372 --> 12:31.833 ‫یه محبت کوچیک قبل مرگش. 12:31.958 --> 12:33.001 ‫ممنونم. ممنون. 12:33.126 --> 12:36.296 ‫دقیقاً واسه همینه که تو حق نداری ‫به ماژیک‌های من دست بزنی. 12:36.421 --> 12:38.673 ‫- برید ببینید طرف چیکارمیکرده . ‫- خیلی خب. 13:14.960 --> 13:17.087 ‫- دارم بیمار رو ویزیت می‌کنم. ‫- داره می‌میره؟ 13:18.088 --> 13:20.090 ‫- نه. ‫- پس می‌تونه صبر کنه. 13:22.801 --> 13:24.970 ‫میشه دو دقیقه منو ببخشید؟ 13:27.222 --> 13:31.518 ‫کاش مورد تعرض قرار گرفته بود. ‫اون‌وقت یه سرنخی داشتیم. 13:31.643 --> 13:34.104 ‫- بهش تعرض نشده. ‫- یه توهم. 13:35.105 --> 13:37.649 ‫شاید فقط غذای فاسد خورده، ‫شاید اصلاً هیچی نیست... 13:37.774 --> 13:39.234 ‫حالش خوب نیست. 13:40.694 --> 13:42.988 ‫اشباع اکسیژنش یه درصد هم پایین‌تر اومد. 13:43.113 --> 13:45.532 ‫که ممکنه معنیش این باشه که ‫یه تومور توی ریه‌اش هست. 13:45.657 --> 13:47.409 ‫تومور ریه توهمات رو توجیه نمی‌کنه. 13:47.534 --> 13:50.162 ‫سی‌اسکن‌ها نشون دادن که ‫هر دو ریه‌اش سالمن. 13:50.287 --> 13:54.082 ‫- پس یه تومور توی قلبشـه. ‫- عُمراً! بدش من. 13:55.876 --> 13:58.044 ‫- شُلش کرده بودم. ‫- من بازش کردم. 13:58.753 --> 14:01.506 ‫از قلبش ام‌آر‌آی و اکو گرفتیم. ‫هیچی نبود. 14:01.631 --> 14:05.886 ‫یه دلیل دیگه واسه اشباع اکسیژن پایین بهم بده. 14:06.011 --> 14:08.972 ‫نمی‌تونم. فقط یه شرایط ‫هست که همزمان روی... 14:09.097 --> 14:11.933 ‫- قلب و مغزش تأثیر بذاره، ولی اون... ‫- عالیه، بیا با همون پیش بریم. 14:12.058 --> 14:15.979 ‫توبروز اسکلروزیس توی بچه‌ای که ‫رابدومیوسارکوم آلوئولار هم داره؟ 14:16.104 --> 14:19.983 ‫دو تا سرطان غیرمرتبط اونم ‫همزمان از نظر آماری غیرممکنـه. 14:20.108 --> 14:22.736 ‫میزان سرطان در جمعیت عمومی چقدره؟ 14:22.861 --> 14:25.822 ‫- یک در ده هزار؟ ‫- بس کن. سراغ آمار و ارقام نرو. 14:25.947 --> 14:29.993 ‫اینطور که فهمیدم، یه نفر توی اون ‫ده هزار نفر باید یه سرطان دیگه داشته باشه. 14:30.118 --> 14:32.370 ‫این دختره دو بار شانسش خورده! 14:33.079 --> 14:35.957 ‫- پیش میاد. ‫- پس قراره عملش کنی؟ 14:36.082 --> 14:39.169 ‫جراحی اکتشافی. باید این تومور رو پیدا کنیم. 14:39.294 --> 14:42.714 ‫قراره داخل بدن یه دختر نُه ساله ‫که نقص سیستم ایمنی داره رو بگردی؟ 14:42.839 --> 14:45.508 ‫- ممکنه روی میز جراحی بمیره. ‫- می‌دونم یه جایی نزدیک قلبشـه. 14:45.508 --> 14:49.262 ‫هاوس... باید بهتر از اینا عمل کنی. 15:07.989 --> 15:09.532 ‫چرا اینجاییم؟ 15:13.370 --> 15:16.665 ‫صدا بهتر می‌پیچه. ‫حالا به این گوش بدید. 15:21.795 --> 15:25.090 ‫- صدای دریچه‌ی میترال قلبـه. ‫- نه. برو گوشات رو تمیز کن. 15:25.215 --> 15:27.384 ‫این صدای دریچه آئورت بیماره. 15:27.509 --> 15:30.387 ‫صداش رو از اکوکاردیوگرافیش دانلود کردم. 15:30.512 --> 15:32.806 ‫- قصد داریم چی رو بشنویم؟ ‫- تومور. 15:32.931 --> 15:35.892 ‫تومورها معمولاً ساکت هستن چون دهن ندارن. 15:36.017 --> 15:38.686 ‫اما می‌تونیم یه ناهنجاری ‫توی صدای دریچه بشنویم. 15:38.812 --> 15:41.064 ‫که این نشون میده یه چیزی هست. 15:41.189 --> 15:45.527 ‫مثلاً، یه تومور. اگه بتونیم ‫به جراح بگیم کجا رو بگرده، 15:45.652 --> 15:48.905 ‫دیگه جراحی اکتشافی محسوب نمیشه، ‫حمله‌ی دقیق حساب میشه. 15:49.030 --> 15:51.908 ‫- صدای دریچه آئورتش که ظاهراً عادیـه. ‫- حیف شد. 15:52.033 --> 15:55.745 ‫حالا به صدای دریچه سه‌لتی اندی گوش بدید. 15:58.289 --> 16:01.918 ‫- عادیـه. ‫- این دریچه میترالشـه. 16:06.005 --> 16:08.007 ‫من که چیز عجیبی نمی‌شنوم. 16:09.008 --> 16:12.554 ‫شماها ناراحتم می‌کنید. ‫دوباره گوش بدید. 16:12.679 --> 16:16.015 ‫فقط یه بار توهم داشته. ‫چرا داریم جراحیش می‌کنیم؟ 16:16.141 --> 16:17.392 ‫چرا داریم جونش رو به خطر می‌ندازیم؟ 16:17.517 --> 16:19.894 ‫چون ویلسون فکر می‌کنه خوب میشه ‫که دختره یه سال بیشتر عمر کنه... 16:20.019 --> 16:22.355 ‫تا با مادرش خداحافظی کنه. 16:22.480 --> 16:25.984 ‫گمونم لکنتی چیزی داره. ‫حالا خفه شید و گوش بدید. 16:26.109 --> 16:27.485 ‫سه‌لختی. 16:31.030 --> 16:32.157 ‫میترال. 16:35.034 --> 16:36.744 ‫- دوباره. ‫- وایسا. 16:38.496 --> 16:39.706 ‫اینجاش. 16:41.124 --> 16:42.917 ‫یه تپش اضافی هست. 16:44.752 --> 16:48.131 ‫از جراح می‌خوام که اول به ‫دریچه میترال نگاه بندازه. 16:48.256 --> 16:49.340 ‫چیس، می‌خوام اونجا باشی. 16:49.465 --> 16:52.093 ‫دوست ندارم گزارش جراح رو ‫بخونم، خسته‌کننده هستن. 16:52.218 --> 16:54.888 ‫واقعاً مطمئن نیستم صلاح باشه که ‫بیشتر از این باهاش وقت بگذرونم. 16:55.013 --> 16:57.599 ‫اون قراره بیهوش بشه. ‫خطری تهدیدت نمی‌کنه! 17:14.032 --> 17:17.702 ‫- وقتی بیدار شدی کنارتم. ‫- مشکلی واسم پیش نمیاد، مامان. 17:23.166 --> 17:26.920 ‫بچه‌ی شجاعی‌ـه. حتی ‫به مامانش هم روحیه داد. 17:27.045 --> 17:29.964 ‫بالغ، شجاع. اون اعجوبه‌ست. 17:31.174 --> 17:32.592 ‫مشکلت چیه؟ 17:32.717 --> 17:35.929 ‫این بچه‌هایی که سرطان دارن، نمیشه ‫همه رو بی‌نقص درنظر گرفت. 17:36.054 --> 17:39.891 ‫این یه اصل آماریـه. بعضیاشون ‫باید رو مخ باشن. 17:40.016 --> 17:41.017 ‫بابا تو دیگه کی هستی! 17:41.100 --> 17:43.102 ‫اگه توی کل گروه یه ترسو وجود نداشته باشه، 17:43.144 --> 17:45.605 ‫شجاعت هیچ معنی‌ای نداره. 17:45.730 --> 17:48.399 ‫اندی با گشاده‌رویی با یه ‫وضعیت غیرممکن مواجه شده. 17:48.524 --> 17:49.609 ‫نباید این رو تحسین کرد؟ 17:49.734 --> 17:51.194 ‫گشاده‌رویی می‌بینی چون ‫می‌خوای همین رو ببینی. 17:51.194 --> 17:53.529 ‫تو گشاده‌رویی نمی‌بینی ‫چون اصلاً نزدیکش نمیشی. 17:53.571 --> 17:55.907 ‫بُت‌ ساختن وسواس شماهاست. 17:56.032 --> 17:58.117 ‫چیزایی رو تحسین می‌کنید ‫که جایی واسه تحسین نداره. 17:58.242 --> 17:59.786 ‫آره خب، ما شرور هستیم. 17:59.911 --> 18:02.413 ‫تو چیزایی رو تحسین می‌کنی که ‫اصلاً نباید سراغشون بری. 18:02.413 --> 18:05.792 ‫- مثل دِبی توی بخش حسابداری. ‫- اون خانم خوبیـه. 18:05.917 --> 18:07.502 ‫تو که نباید اینو بدونی. ‫خیر سرت متأهلی. 18:07.502 --> 18:10.463 ‫پس، بچه‌ای که از سرطان داره می‌میره، ‫نباید ازش خوشم بیاد؟ 18:10.588 --> 18:12.924 ‫اگه در حال مرگ باشی، ‫یهویی همه ازت خوششون میاد. 18:13.049 --> 18:14.634 ‫تو یه عصا داری، هیچکس ‫حتی ازت خوشش نمیاد. 18:14.717 --> 18:17.470 ‫من درحال مرگ نیستم، فقط چندش‌آور هستم. 18:17.595 --> 18:20.390 ‫باورت نمیشه ملت سر چه چیزایی بهم گیر نمیدن. 19:12.567 --> 19:16.821 ‫اونا یه تومور پیدا کردن. توی ریه‌اشـه، ‫داره به قلبش گسترش پیدا می‌کنه. 19:16.946 --> 19:20.700 ‫توی ام‌آر‌آی قابل مشاهده نبود چون ‫داره در امتداد دیواره‌ی قلب رشد می‌کنه. 19:20.825 --> 19:22.452 ‫حالا، به خاطر موقعیت مکانیش، 19:22.577 --> 19:25.913 ‫جراح مجبوره موقتاً قلب اندی رو در بیاره. 19:26.038 --> 19:29.459 ‫بهش میگن خارج کردن قلب. ‫تومور رو جدا می‌کنن، 19:29.584 --> 19:32.962 ‫عضله‌های قلبی آسیب دیده رو با ‫وصله‌های گاوی جایگزین می‌کنن. 19:33.087 --> 19:36.883 ‫این وصله از پیراشامه قلب گاو درست شده. 19:37.008 --> 19:39.302 ‫کیسه‌ایـه که قلب رو درونش جا داده. 19:39.427 --> 19:40.928 ‫شانس زنده موندنش چقدره؟ 19:41.053 --> 19:44.682 ‫مشکل اینه که وقتی ‫کل تومور رو جدا کردن... 19:44.807 --> 19:46.934 ‫شاید اونقدری قلب باقی نمونه. 19:47.852 --> 19:51.772 ‫و اگه تومور گسترش پیدا کرده باشه، ‫هیچ کاری نمی‌تونیم بکنیم. 20:12.585 --> 20:15.213 ‫- دکتر مورفی. ‫- بذار این رو ببندم. 20:15.338 --> 20:16.923 ‫- دکتر! ‫- چیه؟ 20:17.048 --> 20:19.300 ‫از چشمش خون میاد. 20:24.639 --> 20:28.601 ‫تومور رو در آوردن، قلبش رو ‫ترمیم کردن، ولی از چشمش خون اومده. 20:28.726 --> 20:30.728 ‫به خاطر تومور قلبی که از چشمش خون نیومده. 20:30.770 --> 20:33.522 ‫- درسته. تومور قلبی خوش‌خیم بوده. ‫- امکان نداره! 20:33.648 --> 20:35.524 ‫- از نظر آماری... ‫- وای، خفه شو. 20:35.650 --> 20:39.195 ‫اگه تومور خوش‌خیم بوده باشه، یعنی ‫این دلیل توهماتش نبوده. 20:39.320 --> 20:43.074 ‫- واسه همین بهش اشاره کردم. ‫- پس، تومور تصادفیـه؟ 20:43.950 --> 20:46.285 ‫این بده. داری بدیهیات رو بازگو می‌کنی. 20:46.410 --> 20:49.997 ‫نه، تو گفتی باید اونجا باشه و همونجا ‫بود. نمی‌تونه تصادفی باشه. 20:50.122 --> 20:52.333 ‫یه دختر نُه ساله با سرطان لاعلاج... 20:52.458 --> 20:54.961 ‫دچار یه تومور خوش‌خیم ‫در حال رشد توی قلبش میشه. 20:55.086 --> 20:57.505 ‫- چرا؟ ‫- خوش‌خیمـه؟ امکان نداره! 20:57.630 --> 20:59.840 ‫- با ویلسون صحبت کن. ‫- و خونریزی شبکیه چشم، اینم تصادفی بوده؟ 20:59.882 --> 21:02.426 ‫یه لخته خون می‌تونه پشت چشم فشار ‫ایجاد کنه و باعث خونریزی بشه. 21:02.551 --> 21:05.179 ‫لخته، خونریزی چشمش رو توجیه ‫می‌کنه، ولی توهماتش رو نه. 21:05.179 --> 21:06.472 ‫لخته خون ممکنه باعث ‫حملات صرع جزئی بشه. 21:06.472 --> 21:08.641 ‫عالیه. یه چیز دیگه که باعث توهمات نمیشه. 21:08.641 --> 21:09.642 ‫جنون پس از صرع. 21:09.767 --> 21:12.520 ‫مغز یه جورایی بعد از تشنج با ‫توهم زدن خودش رو اصلاح می‌کنه. 21:12.645 --> 21:14.689 ‫لخته خون می‌تونه چشم ‫و توهماتش رو توجیه کنه، 21:14.689 --> 21:15.731 ‫ولی تومور چی؟ 21:15.856 --> 21:18.526 ‫توموری به اندازه‌ی یه اختاپوس ‫که دور قلب دخترک پیچیده بود... 21:18.651 --> 21:19.735 ‫تصادفی نیست. 21:19.860 --> 21:21.612 ‫اون سالم نیست، ‫هیچوقت در سلامت نبوده. 21:21.654 --> 21:23.864 ‫فرضیه‌ات چیه؟ ‫بدن این دختر لیموئـه؟ 21:23.990 --> 21:26.659 ‫ساختش معیوب بوده؟ ‫همه چیزش داره خراب میشه؟ 21:27.660 --> 21:32.623 ‫تومور مثل افغانستانـه، ‫لخته خون مثل شهر بافلو. 21:34.375 --> 21:37.378 ‫توضیح بیشتری می‌خواد؟ باشه. 21:37.503 --> 21:40.464 ‫تومور القاعده‌ست، ‫آدم بدها، پایگاهشون. 21:40.589 --> 21:43.509 ‫بهش حمله کردیم، نابودش کردیم، ولی ‫اون از قبل مأمور نفوذیش رو فرستاده بوده. 21:43.634 --> 21:47.763 ‫یه تیم از تروریست‌های پلشت که بی سر و صدا ‫حومه شهر بافلو زندگی می‌کنن، 21:47.888 --> 21:48.973 ‫و منتظرن که همه‌مون رو بکشن. 21:49.098 --> 21:53.144 ‫منظورت اینه که تومور قبل اینکه ما ‫درش بیاریم، یه لخته خون فرستاده؟ 21:53.269 --> 21:55.604 ‫استعاره‌ی فوق‌العاده‌ای بود. 21:55.730 --> 22:00.025 ‫از مغزش آنژیو بگیرید، قبل اینکه این لخته خون ‫به خودش جلیقه انتحاری ببنده. 22:20.629 --> 22:22.298 ‫توی آنژیو چیزی نبود. 22:22.923 --> 22:26.927 ‫- لخته‌ای نیست؟ ‫- هست، فقط ما نمی‌تونیم پیداش کنیم. 22:27.052 --> 22:29.680 ‫نمی‌تونیم روی مغزش ‫جراحی اکتشافی انجام بدیم. 22:29.805 --> 22:32.433 ‫مطمئنی عصب‌شناس نیستی؟ 22:35.603 --> 22:36.645 ‫خیلی خب. 22:38.522 --> 22:41.859 ‫- اون می‌میره. ‫- این لخته خون به همین راحتیا برطرف نمیشه. 22:42.568 --> 22:44.612 ‫هر لحظه ممکنه بترکـه. 22:45.654 --> 22:49.658 ‫- بهشون خبر میدی؟ ‫- گمونم آره. 22:50.451 --> 22:53.996 ‫- میشه منم بیام؟ ‫- تا به اندی بگی که قراره بمیره؟ 22:54.121 --> 22:57.875 ‫- از تو بعیده. ‫- اون خیلی دختر شجاعیـه. 22:58.000 --> 23:01.337 ‫می‌خوام ببینم وقتی بهش میگی ‫قراره بمیره چقدر شجاعـه. 23:04.215 --> 23:05.633 ‫برو به جهنم. 23:34.161 --> 23:37.122 ‫اگه بهتون می‌گفتن قراره ‫بمیرید، چیکار می‌کردید؟ 23:37.873 --> 23:41.543 ‫- نمی‌دونم، سر به بیابون می‌ذاشتم. ‫- تو بودی مثل یه بچه گریه می‌کردی. 23:41.669 --> 23:43.545 ‫همه همینطورن. 23:43.671 --> 23:46.298 ‫اون هیچ کاری نمی‌کنه. ‫مثل یه صخره‌ست. 23:46.423 --> 23:47.508 ‫اون شجاعـه. 23:47.633 --> 23:49.134 ‫آره، آره، آره. چرا؟ 23:49.260 --> 23:51.553 ‫اون عذاب‌هایی کشیده که اکثر مردم ‫توی کل عمرشون نمی‌کشن. 23:51.637 --> 23:54.640 ‫که چی؟ این یعنی آماده‌ی مرگـه؟ 23:54.765 --> 23:57.601 ‫اگه شجاعتش یه علامت باشه چیه؟ 23:57.726 --> 24:00.604 ‫لخته خون باعث توهمات میشه ‫و احساساتش رو به‌هم می‌ریزه. 24:00.729 --> 24:02.982 ‫به‌نظرت شجاعتش مبنای شیمیایی داره؟ 24:03.107 --> 24:05.985 ‫بهمون میگه کجا دنبال لخته بگردیم. ‫مرکز ترس کجاست؟ 24:06.110 --> 24:10.072 ‫بادامه، نزدیک هیپوکامپوس. ‫محدوده بزرگ و شلوغیـه. 24:10.197 --> 24:13.117 ‫اگه بی‌هدف اونجا رو جراحی کنیم، ‫باعث مرگش میشه. 24:13.242 --> 24:16.203 ‫فقط توی کالبد شکافی این لخته رو می‌بینی. 24:20.249 --> 24:21.959 ‫پس بیاید همین کار رو بکنیم. 24:24.837 --> 24:28.132 ‫هنوزم کالبد شکافی روی ‫شخص زنده غیرقانونیـه؟ 24:28.257 --> 24:31.510 ‫- نشئه هستی؟ ‫- سه‌شنبه‌ست. بد جور داغونم. 24:31.635 --> 24:33.053 ‫چهارشنبه‌ست. 24:33.178 --> 24:35.723 ‫می‌‌خوام یه ایست قلبی سرمازدگی ایجاد کنم. 24:35.848 --> 24:39.018 ‫همین‌که قلب بیمار ایستاد، ‫دو لیتر از خونش رو می‌کِشیم، 24:39.143 --> 24:40.769 ‫موقعی که توی ام‌آر‌آیـه ‫مغزش رو خونیاری می‌کنیم. 24:40.894 --> 24:42.563 ‫واقعاً داری از کُشتنش حرف می‌زنی. 24:42.604 --> 24:44.606 ‫فقط واسه یه مدت کوتاهـه. ‫بلافاصله برش‌می‌گردونم. 24:44.648 --> 24:47.526 ‫خب، در این صورت، انجامش بده. ‫چرا اصلاً داریم حرف می‌زنیم؟ 24:47.651 --> 24:50.738 ‫اگه کاری نکنیم، به دو روز ‫نکشیده می‌میره، شاید یه هفته. 24:50.863 --> 24:52.656 ‫این مرگ دیگه ابدیـه. 24:55.409 --> 24:57.327 ‫برای هر روش جراحی که برای ‫اهداف تشخیصی استفاده بشه، 24:57.453 --> 24:59.496 ‫- به تأیید سازمان غذا و دارو نیاز داریم. ‫- البته. 24:59.496 --> 25:02.666 ‫اگه قرار بود جراحی باز انجام بدیم آره. ‫ولی جراحی باز نیست... 25:05.669 --> 25:08.422 ‫می‌دونی، من سرش رو برش نمیدم. ‫فقط دنبال یه لخته خون می‌گردم. 25:08.505 --> 25:11.759 ‫جراحی باز و تهاجمی نیست؟ ‫داری اونو به کشتن میدی. 25:11.884 --> 25:14.678 ‫بحث نکن. اگه جواب بده، زنده می‌مونه. 25:21.602 --> 25:25.606 ‫مطمئن بشید مادرش کاملاً بفهمه که ‫احتمال موفقیتش یک در میلیونـه. 25:27.649 --> 25:30.527 ‫از ویلسون می‌خوام بهش بگه. 25:30.652 --> 25:32.696 ‫اصولاً برنامه اینه که... 25:32.821 --> 25:36.492 ‫دخترتون رو دوباره راه‌اندازی کنیم. 25:37.367 --> 25:40.996 ‫مثل کامپیوتر. خاموشش می‌کنیم. ‫بعدش ری‌استارتش می‌کنیم. 25:42.581 --> 25:44.583 ‫چطوری یه دختر نُه ساله ‫رو ری‌استارت می‌کنید؟ 25:44.708 --> 25:48.045 ‫دمای بدنش رو به 21 درجه ‫سانتی‌گراد کاهش می‌دیم. 25:48.170 --> 25:52.549 ‫- از پوشش یخی استفاده می‌کنیم. ‫- مثل خواب زمستونی؟ 25:52.674 --> 25:56.178 ‫نه لزوماً. توی خواب زمستونی، ‫ضربان قلب خرس خیلی کُنده. 25:56.303 --> 25:59.181 ‫توی ایست قلبی، ‫هیچ ضربان قلبی نیست. 25:59.306 --> 26:00.641 ‫پس می‌میره. 26:00.766 --> 26:02.643 ‫موقتاً، بله. 26:02.768 --> 26:07.856 ‫با سرد کردنش، ریسک آسیب رو ‫موقع خارج کردن خونش کم می‌کنیم. 26:07.981 --> 26:11.652 ‫- همه‌اش رو نه، دو تا سه لیتر. ‫- نصف خونش؟ 26:12.819 --> 26:16.657 ‫بعدش برمی‌گردونیم سر جاش. ‫بهش میگن بای‌پس قلبی ریوی. 26:17.366 --> 26:18.534 ‫که در این مورد مغزشـه. 26:18.659 --> 26:21.411 ‫و با استفاده از ام‌آرآی، ‫یه فرصت کوتاه خواهیم داشت... 26:21.537 --> 26:24.289 ‫که امیدواریم بتونیم نمای کلی لخته رو ببینیم. 26:26.250 --> 26:30.379 ‫اگه اونجا باشه و قابل جراحی، ‫درش میاریم. 26:32.130 --> 26:33.882 ‫و اندی از اینجا میره. 26:48.689 --> 26:52.401 ‫- فرم‌های رضایت رو امضاء کرد. ‫- عالیه، ممنون. 26:53.193 --> 26:55.028 ‫انگار بهتر شدی. 26:55.153 --> 26:58.782 ‫یه عالمه منتولاتوم و چندتا ویکودین ‫و یه چیز دیگه که یادم نمیاد... 26:58.907 --> 27:01.827 ‫مصرف کردم. 27:01.952 --> 27:04.663 ‫تا دو ساعت دیگه میزون میشم. 27:07.249 --> 27:10.210 ‫- اندی چی گفت؟ ‫- درمورد چی؟ 27:11.044 --> 27:13.672 ‫- در مورد این کار. ‫- باهاش حرف نزدم. 27:14.631 --> 27:17.509 ‫لازم نیست جزئیات این عمل رو بدونـه. 27:18.927 --> 27:21.305 ‫اگه درموردش درست گفته باشی چی؟ 27:22.723 --> 27:25.559 ‫اگه واقعاً این‌قدر شجاع باشه چی؟ 27:25.684 --> 27:28.687 ‫معنیش این نیست که اون‌قدر بالغ شده ‫که بار همچین تصمیمی رو تحمل کنه. 27:28.812 --> 27:32.607 ‫یا درک می‌کنه، یا شجاع نیست. ‫نمی‌تونی هر دو رو در نظر بگیری. 27:34.067 --> 27:35.902 ‫اگه واقعاً درک می‌کنه، 27:37.154 --> 27:39.906 ‫پس حقشـه که بدونـه قضیه چیه. 28:08.477 --> 28:12.022 ‫- من دکتر هاوس هستم. ‫- اینجاها دیدمت. 28:12.689 --> 28:14.649 ‫مامانت بهت گفته که می‌خوایم ‫چی رو امتحان کنیم؟ 28:14.775 --> 28:15.901 ‫یه جورایی. 28:22.657 --> 28:25.077 ‫آزمایش فردا ممکنه 10 ساعت زمان ببره. 28:26.411 --> 28:30.415 ‫با توجه به وضعیت فعلیت، ‫ممکنه حتی ازش زنده بیرون نیای. 28:32.167 --> 28:35.879 ‫- مامانم تحقیقات زیادی کرده. ‫- چه حسی بهش داری؟ 28:37.255 --> 28:40.717 ‫اگه فرض کنیم بلوغ ناشی از زمانی ‫که برات باقی مونده باشه... 28:40.842 --> 28:43.887 ‫نه از زمانی که اینجا بودی، ‫تصمیمش با خودتـه. 28:44.971 --> 28:47.224 ‫چاره‌ای ندارم، درسته؟ 28:48.683 --> 28:50.685 ‫می‌تونم یکی پیش پات بذارم. 28:53.688 --> 28:55.398 ‫می‌خوام بهتر بشم. 28:56.358 --> 28:57.984 ‫تو سرطان داری. 28:59.110 --> 29:01.112 ‫- اگه این مشکلت رو حل کنم... ‫- یه سال وقت دارم. 29:02.697 --> 29:04.115 ‫یه سال با همچین شرایطی. 29:05.992 --> 29:08.620 ‫آدمای زیادی این رو نمی‌خوان. 29:09.996 --> 29:13.083 ‫آدمای زیادی هستن که ‫فقط می‌خوان تموم بشه. 29:15.669 --> 29:17.921 ‫داری ازم می‌پرسی که می‌خوام بمیرم یا نه؟ 29:18.046 --> 29:19.756 ‫هیچکس نمی‌خواد بمیره. 29:22.342 --> 29:24.010 ‫ولی قراره بمیری. 29:26.304 --> 29:30.267 ‫سؤال اینه که چطور؟ ‫چقدر قراره عذاب بکشی و... 29:31.935 --> 29:33.687 ‫تا چه مدت. 29:34.312 --> 29:36.940 ‫دارم می‌پرسم که می‌خوای تموم بشه یا نه. 29:44.531 --> 29:46.658 ‫اون وقت به مامانم چی میگی؟ 29:49.035 --> 29:51.413 ‫براش 10 تا دلیل پزشکی عالی میارم که... 29:51.538 --> 29:53.707 ‫چرا نمی‌تونیم این عمل رو انجام بدیم. 29:54.874 --> 29:57.669 ‫نمی‌تونم فقط به خاطر اینکه ‫خسته‌ام تنهاش بذارم. 30:01.965 --> 30:04.634 ‫ولی نمی‌تونی براش هم بمونی. 30:05.635 --> 30:07.512 ‫ولی اون بهم نیاز داره. 30:10.599 --> 30:12.517 ‫این زندگی خودتـه. 30:12.642 --> 30:14.936 ‫نمی‌تونی فقط به خاطر اون این کار رو بکنی. 30:18.648 --> 30:20.025 ‫دوستش دارم. 30:30.160 --> 30:32.954 ‫ممنونم که امشب در این ‫تمرین به من ملحق شدید. 30:33.079 --> 30:35.707 ‫جسدی که نقش اندی رو بازی ‫می‌کنه، «مورتی رندولف»ـه. 30:35.832 --> 30:38.585 ‫بابت خدمتی که به علم می‌کنه، متشکریم. 30:38.710 --> 30:41.087 ‫وقتی بدنش سرد شد و ‫ضربان قلبش متوقف شد، 30:41.212 --> 30:44.841 ‫60 ثانیه وقت داریم که ‫2 لیتر خون از بدنش بکشیم، 30:44.966 --> 30:48.053 ‫بعد برش‌گردونیم داخل بدنش تا ‫بتونیم لخته داخل سرش رو پیدا کنیم. 30:48.178 --> 30:51.056 ‫اگه فردا شانس باهامون یار نبود، 30:52.015 --> 30:56.311 ‫حین ام‌آر‌آی، این چراغ‌های ‫قرمز روشن میشن. 30:56.436 --> 30:58.355 ‫که یعنی هیچ نتیجه‌ی آزمایش ‫قابل استفاده‌ای نداریم. 30:58.480 --> 31:00.940 ‫اگه نتیجه‌ای نگیریم، ‫یعنی همه چی تمومـه. 31:01.066 --> 31:03.735 ‫همگی در شرایط بدی قرار می‌گیرید. 31:03.860 --> 31:06.154 ‫جراحان مغز و اعصاب از اینجا مانیتورها ‫رو زیر نظر می‌گیرن، 31:06.196 --> 31:08.281 ‫جراح قلب اونجا، اگه یه موقع ‫لازم شد جراحیش کنیم. 31:08.323 --> 31:11.326 ‫متخصص بیهوشی، یکی ‫کنار دستگاه ایست قلبی، 31:11.451 --> 31:13.661 ‫یکی هم کنار دستگاه خنک‌کننده. 31:13.787 --> 31:16.289 ‫پرستارهایی که قدشون ‫بالای 177ـه کنار من بایستن. 31:16.414 --> 31:19.084 ‫خیلی‌خب، 60 ثانیه واسم زمان بگیرید. 31:20.043 --> 31:22.962 ‫وقت نمایشـه. ‫پنج، شش، هفت، هشت! 31:24.130 --> 31:26.091 ‫خون رو از جریان شریانی بیرون بکشید. 31:26.883 --> 31:27.967 ‫آخیش. 31:28.093 --> 31:30.720 ‫صدای تخلیه خون. ‫بازم آخیش. 31:33.056 --> 31:36.935 ‫و ما اون رو می‌کُشیم. 31:37.060 --> 31:38.186 ‫دوباره. 31:41.064 --> 31:42.941 ‫- شرمنده دستم لیز خورد. ‫- مگه چقدر می‌تونه سخت باشه؟ 31:43.066 --> 31:45.276 ‫- اینجا یه‌کم شلوغ پلوغـه. ‫- دوباره! 31:47.070 --> 31:49.072 ‫اگه مجبور نبودیم دستگاه ‫گوارشش رو شستشو بدیم... 31:49.072 --> 31:50.323 ‫دوباره! 31:51.616 --> 31:52.909 ‫دوباره! 31:54.702 --> 31:56.788 ‫می‌تونیم به میز وصلش کنیم. 31:58.289 --> 32:01.793 ‫مخوف و قدیمی. ‫حال کردم. 32:02.460 --> 32:04.754 ‫پنج، شش، هفت، هشت! 32:07.507 --> 32:09.259 ‫بفرما، دکتر. 32:11.511 --> 32:13.429 ‫این باعث میشه به خواب بری. 32:15.098 --> 32:18.601 ‫- چقدر آدم. ‫- نمایش مهمیـه، دخترک. 32:19.686 --> 32:22.063 ‫کلی آدم اینجان تا تو رو زیبا جلوه بدن. 32:22.188 --> 32:23.940 ‫یه جورایی منو می‌ترسونی. 32:24.065 --> 32:26.067 ‫گاهی از این کارا می‌کنه. 32:27.861 --> 32:29.237 ‫نفس عمیق بکش، عزیزم. 32:35.660 --> 32:37.036 ‫خیلی‌خب، شروع کنید! 32:37.829 --> 32:39.163 ‫براش لوله بذارید. 32:41.082 --> 32:42.792 ‫اون یکی ردیفه؟ 32:56.514 --> 32:57.807 ‫آماده‌ست. 33:01.894 --> 33:03.062 ‫بیا. 33:11.946 --> 33:14.657 ‫دمای بدن 37 درجه سانتی‌گراد. 33:14.782 --> 33:16.409 ‫سرد کردن رو شروع کنید. 33:20.079 --> 33:21.497 ‫تو، شروع کن. 33:27.086 --> 33:29.547 ‫داره می‌لرزه. 200 میلی‌گرم وکرونیوم. 33:34.135 --> 33:36.429 ‫24 درجه سانتی‌گراد. 33:44.687 --> 33:46.105 ‫فیبریلاسیون دهلیزی حاصل شد. 33:50.276 --> 33:52.987 ‫چیه؟ اون مُرده، ‫کل هدف کار همینـه. 33:53.112 --> 33:54.197 ‫شروع کنید! 33:58.284 --> 33:59.911 ‫یه لیتر کشیده شد. 34:06.084 --> 34:07.585 ‫دو لیتر. 34:07.710 --> 34:10.213 ‫خیلی‌خب، خون رو برگردونید. ‫دوباره خون رو پمپاژ کنید. 34:13.424 --> 34:15.635 ‫هیچ خبری نیست جماعت؟ اصلاً؟ 34:15.760 --> 34:17.678 ‫شریان کاروتید داخلی توی سینوس ‫کاورنو در وضعیت مناسبیـه. 34:17.678 --> 34:19.972 ‫- ده ثانیه! ‫- عصب دهلیزی حلزونی دست نخورده‌ست. 34:20.098 --> 34:22.642 ‫- شریان مننژال میانی سالمـه. ‫- پنج ثانیه! 34:22.767 --> 34:24.102 ‫هیچی. 34:27.814 --> 34:29.941 ‫از حدش رد شدیم. باید دیگه ‫شروع کنیم به گرم کردنش... 34:30.066 --> 34:31.109 ‫وگرنه آسیب دائمی به بار میاره. 34:31.109 --> 34:32.610 ‫به گشتن ادامه بدید! 34:33.861 --> 34:35.363 ‫اونجا! 34:36.072 --> 34:38.449 ‫- من چیزی ندیدم. ‫- همونجا بود. 34:38.574 --> 34:39.617 ‫مطمئنی؟ 34:39.742 --> 34:41.953 ‫چهار میلی‌متری هیپوکمپوس، دیدم. 34:42.078 --> 34:44.414 ‫هاوس، دیگه زمان نداره، ‫ممکنه زندگیش نباتی بشه. 34:44.539 --> 34:45.915 ‫دیدمش! 34:47.750 --> 34:49.335 ‫همین واسم کافیه. 35:02.640 --> 35:07.186 ‫اونا تونستن قلبش رو دوباره راه بندازن. ‫حالش به همون اندازه‌ خوبـه که امیدوار بودیم. 35:07.311 --> 35:10.565 ‫- پس لخته خون رو پیدا کردن؟ ‫- اینطور فکر می‌کنیم. 35:10.690 --> 35:13.818 ‫جراحان مغز الان دارن ‫سعی می‌کنن درش بیارن. 35:13.943 --> 35:16.028 ‫و کِی متوجه می‌شیم که ‫آسیبی بهش رسیده یا نه؟ 35:16.154 --> 35:17.655 ‫چند ساعت دیگه. 35:55.526 --> 35:57.945 ‫چهار میلی‌متری هیپوکمپوس. 35:58.070 --> 36:01.115 ‫همینجام. هیچی نیست اونجا. 36:02.199 --> 36:06.662 ‫- هنوز نرسیدی، ادامه بده. ‫- رسیدم. 36:08.164 --> 36:11.375 ‫مطمئنی دیدی... ‫ایناهاشش. 36:12.501 --> 36:14.587 ‫گمونم بتونم برش دارم. 36:36.192 --> 36:37.526 ‫سلام مامان. 36:39.111 --> 36:40.905 ‫اوه، سلام! 36:58.214 --> 37:02.134 ‫گرفتگی بینی‌ـت رو با کوکائین درمان می‌کنی؟ 37:05.429 --> 37:08.182 ‫دیفن‌هیدرامین. ‫آنتی‌هیستامین. 37:09.934 --> 37:13.562 ‫سیستم جذب جدید. سد بین خون و مغزه. 37:13.688 --> 37:18.192 ‫فقط سرعتش اهمیت داره، نه؟ ‫حرکت از جایی به جای دیگه که توقف نداره. 37:20.820 --> 37:24.740 ‫- در این زمینه ماهری. ‫- بلدم با تیغ کار کنم. 37:26.951 --> 37:28.119 ‫وقتشـه. 37:29.412 --> 37:33.124 ‫- فقط چندتا تیکه دیگه مونده. ‫- اندی داره میره خونه. 37:34.500 --> 37:36.001 ‫صحیح. 37:36.127 --> 37:39.130 ‫رژه‌ی بچه‌های کچل عجیب سیرک. 37:40.131 --> 37:45.177 ‫- شرمنده، دستم بنده. ‫- گزارش جراحش رو خوندم. 37:45.302 --> 37:48.097 ‫لخته خون اصلاً نزدیک بادامه مغزش نبوده. 37:48.222 --> 37:52.518 ‫یعنی احساسات ترسش ‫کاملاً درست کار می‌کنن. 37:53.185 --> 37:55.688 ‫- آره. ‫- آره. 37:57.690 --> 38:00.860 ‫پس شجاعتش یه علامت نبوده. 38:03.362 --> 38:06.115 ‫آره. اشتباه می‌کردم. 38:08.033 --> 38:11.704 ‫اون یه قدیس حقیقی‌ فداکاره، 38:11.829 --> 38:13.956 ‫که زندگیش چیزی جز عذاب براش نداره. 38:14.081 --> 38:16.792 ‫که پرهیزگارانه تحملش می‌کنه... 38:16.917 --> 38:19.461 ‫تا مادرش مجبور نشه ‫به این زودیا گریه کنه. 38:19.587 --> 38:21.714 ‫خیلی خوشحالم. 38:27.678 --> 38:30.723 ‫- اون بیشتر از تو از زندگی لذت می‌بره. ‫- درسته. 38:30.848 --> 38:33.934 ‫اون از چیس یه توجهی گرفت ‫تو اخیراً چیکار کردی؟ 38:34.059 --> 38:37.563 ‫دارم آهسته و پیوسته پیش میرم. ‫بر خلاف اون، من زمان دارم. 38:39.773 --> 38:41.609 ‫اون ممکنه از تو بیشتر زندگی کنه. 38:56.040 --> 38:58.125 ‫[موزه تاریخ طبیعی آمریکا] 38:58.125 --> 39:00.753 ‫اگه یه‌وقت خواستی ‫پروانه‌های واقعی رو ببینی. 39:23.442 --> 39:26.528 ‫من قرار نیست کاری کنم. ‫مهم نیست چی بگی. 39:49.009 --> 39:51.971 ‫بیرون هوا آفتابیـه. ‫بهتره بری یه قدمی بزنی. 39:55.766 --> 39:58.686 ‫زیاد از پیاده‌روی طولانی ‫توی پارک خوشم نمیاد. 39:58.811 --> 39:59.978 ‫حالا برو. 40:40.644 --> 40:43.355 ‫صفر تا شصتش 2.8 ثانیه‌ست. 40:44.189 --> 40:46.400 ‫چهار زمانه، چهار سیلندر، خنک‌کنندگی مایعی. 40:47.067 --> 40:49.653 ‫گشتاور بالایی داره... 40:51.864 --> 40:53.323 ‫پای راست؟ 40:55.284 --> 40:57.536 ‫پای راستت؟ ‫هنوزم می‌تونی سواری کنی. 40:58.495 --> 41:01.540 ‫قیمت خیلی خوبی میگم. ‫10800 دلار. 41:01.665 --> 41:04.543 ‫ولی به تو 10300 میدمش. 41:04.668 --> 41:05.961 ‫نه، ممنون. 41:11.633 --> 41:14.303 ‫میشه یکی از اینا رو امتحانی برونم؟ 41:15.304 --> 41:25.314 دانلود رایگان فیلم و سریال Film2Movie.Asia @myfilm2moviez