WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:03.002 --> 00:05.922 ‫[این یک اثر تخیلی است. ‫هر شباهتی با اسامی یا وقایع واقعی تصادفی می‌باشد.] 00:12.303 --> 00:14.222 ‫سال ۵۷ از دوره‌ی یاماتو. بهار. 00:14.931 --> 00:18.393 ‫آئوترو میسومی طرح اصلاحات کشاورزی‌ش رو ارائه می‌ده 00:18.476 --> 00:20.437 ‫و توی توریومون قبول می‌شه. 00:20.520 --> 00:21.771 ‫دو سال بعد... 00:21.855 --> 00:25.483 ‫توی کشور همسایه یعنی سئی، ‫ناآرامی‌های ضدحکومتی شدت می‌گیرن. 00:25.567 --> 00:28.153 ‫در واکنش به این اتفاقات، دنکی تایرا، وزیر کشور... 00:28.236 --> 00:30.113 ‫خودسرانه نامه‌ای به سئی می‌فرسته 00:30.196 --> 00:32.031 ‫و ازشون می‌خواد که بی‌قیدوشرط تسلیم بشن. 00:32.657 --> 00:38.037 ‫با گذشت هر روز، تنش‌ها بین سئی و یاماتو بیشتر می‌شن. 00:39.581 --> 00:43.585 ‫سال بعد، دستاوردهای آئوترو میسومی ‫به رسمیت شناخته می‌شه، 00:43.668 --> 00:47.338 ‫و به‌عنوان بازرسِ سپاه کل مرزی منصوب می‌شه. 00:47.422 --> 00:50.675 ‫آئوترو فقط ۱۸ سالشه. 02:17.720 --> 02:19.514 ‫[سال ۶۰ یاماتو، اوایل بهار] ‫[ساعت ۱۴:۲۳، ۶- درجه سانتی‌گراد] 02:19.597 --> 02:21.683 ‫واقعاً می‌گم. واقعاً جدی می‌گم. 02:21.766 --> 02:23.643 ‫اشتباه کردم! 02:23.726 --> 02:25.520 ‫دیگه هیچ‌وقت تکرار نمی‌کنم. قسم می‌خورم. 02:25.603 --> 02:26.604 ‫«قسمت چهارم: کودتای سئی» 02:26.688 --> 02:29.274 ‫خواهش می‌کنم، از اعدامم بگذرید! 02:29.357 --> 02:30.316 ‫بازرس میسومی! 02:30.400 --> 02:32.068 ‫[آئوترو میسومی، بازرس سپاه کل مرزی] 02:32.151 --> 02:34.153 ‫[مسئول اجرای مجازات‌ها بر اساس قانون نظامی] 02:34.237 --> 02:35.238 ‫معاون ماچیاما، 02:35.863 --> 02:37.699 ‫موقعیتت رو درک می‌کنم. 02:37.782 --> 02:39.033 ‫- بلند بخونش. ‫- بله قربان! 02:39.701 --> 02:41.411 ‫«در روز هفتمِ این ماه، 02:41.494 --> 02:44.455 ‫ناریهیسا ماچیاما به‌طور غیرقانونی ‫پنج سرباز شخصی استخدام کرده 02:44.539 --> 02:47.542 ‫و چهار خونه‌ی مسکونی رو ‫توی استان تاکاتسوکی غارت کرده.» 02:47.625 --> 02:50.044 ‫«طی این اتفاقات، سه غیرنظامی کشته شدن، 02:50.128 --> 02:52.088 ‫و یک نفر هم شدیداً آسیب دیده.» 02:52.839 --> 02:55.466 ‫«چنین رفتاری نظم و آرامش رو... 02:55.550 --> 02:58.344 ‫توی سپاه کل مرزی و کشور زیر سؤال می‌بره، 02:58.428 --> 03:00.263 ‫و اصلاً قابل‌تحمل نیست.» 03:00.346 --> 03:02.807 ‫«بنابراین، طبق قانون نظامی... 03:02.890 --> 03:05.768 ‫ناریهیسا ماچیاما باید فوراً با طناب دار اعدام بشه!» 03:06.310 --> 03:07.979 ‫نه، نه! 03:08.062 --> 03:11.024 ‫نه، نه، نه! گوش کنید، واقعیت نداره! 03:11.107 --> 03:13.026 ‫یعنی، کاملاً هم دروغ نیست، اما... 03:13.860 --> 03:17.196 ‫ببینید، من دلایل خودم رو داشتم. 03:18.865 --> 03:21.826 ‫ماه پیش، دامادم بر اثر بیماری مُرد، 03:21.909 --> 03:24.287 ‫و دخترم تو خرجِ زندگیش مونده بود. 03:24.579 --> 03:25.455 ‫[خالیه] 03:25.538 --> 03:29.375 ‫همه‌چی خیلی سریع اتفاق افتاد ‫و منم پولی نداشتم که براش بفرستم... 03:30.168 --> 03:32.086 ‫من اصلاً قصد نداشتم کسی رو بکشم! 03:32.545 --> 03:33.588 ‫و اونی که آسیب دیده... 03:33.671 --> 03:37.008 ‫فقط کنترلم رو از دست دادم. ‫انگار غریزه‌ی بقام داشت کنترلم می‌کرد. 03:37.967 --> 03:41.554 ‫باورم نمی‌شه که توی این سن تونستم این کار رو بکنم! 03:45.975 --> 03:50.646 ‫وظیفه‌ی یه بازرس اینه که حقایق رو ‫مهم‌تر از شرایط بدونه و مجازات عادلانه‌ای رو اعمال کنه. 03:52.982 --> 03:55.026 ‫می‌فهمم. قابل‌تحسینه. 03:55.109 --> 03:58.112 ‫ولی شما فقط سه ساله که توی سپاهید! 03:58.196 --> 04:01.574 ‫فقط چند روزه که بازرس شدید! 04:01.657 --> 04:05.828 ‫بازرس قبلی عمراً کسی رو ‫به خاطر این کار به اعدام محکوم می‌کرد! 04:05.912 --> 04:07.705 ‫این دیوانگیه! 04:07.789 --> 04:10.792 ‫می‌فهمم که عاشق کارتی، ‫ولی به آینده‌ت هم فکر کن! 04:10.875 --> 04:11.959 ‫یکم رحم داشته باش! 04:14.754 --> 04:16.130 ‫متأسفم، نمی‌تونم این کار رو بکنم. 04:17.548 --> 04:18.382 ‫[آب دهنش رو قورت داد] 04:18.925 --> 04:22.011 ‫راستش، بعد از بررسی احکامِ سال‌های اخیر، دیدم که... 04:22.094 --> 04:25.473 ‫هیچ‌کس حتی به خاطر سنگین‌ترین جرایم هم... 04:25.556 --> 04:28.726 ‫به اعدام یا هیچ مجازات شدید دیگه‌ای محکوم نشده. 04:29.227 --> 04:31.729 ‫با این حال، قانون نظامیِ سپاه کل مرزی... 04:31.812 --> 04:33.648 ‫به‌عنوان یه قانون سخت‌گیرانه 04:33.731 --> 04:35.816 ‫توسط بنیان‌گذار بزرگ یاماتو، امپراتور فوجیِ اول وضع شده. 04:36.442 --> 04:39.445 ‫پس چرا این‌قدر راحت نادیده گرفته شده؟ 04:40.196 --> 04:45.284 ‫من یه تحقیقاتِ کامل انجام دادم ‫و یه حقیقت برام روشن شد. 04:45.368 --> 04:46.202 ‫[مثل همیشه ممنونم] 04:46.285 --> 04:48.204 ‫رشوه اینجا بیداد می‌کنه. 04:50.081 --> 04:52.792 ‫این کوتاهیِ بازرس قبلی بود 04:52.875 --> 04:55.962 ‫که باعث شد اقتدار قانون نظامی از بین بره. 04:56.045 --> 04:59.507 ‫به همین دلیل، به‌عنوان بازرس جدید، ‫همین الان و همین‌جا این قانون رو اجرا می‌کنم. 05:00.216 --> 05:02.885 ‫اقتدارِ قانونِ سخت‌گیرانه‌ی نظامی رو. 05:02.969 --> 05:04.971 ‫بازرس میسومی! 05:05.054 --> 05:07.473 ‫نه... آئوترو جان! 05:07.557 --> 05:08.599 ‫آئو... 05:08.683 --> 05:09.725 ‫آئوترو جان؟ 05:10.393 --> 05:13.980 ‫ما که همیشه با هم می‌رفتیم بیرون غذا می‌خوردیم، مگه نه؟ 05:14.563 --> 05:18.484 ‫درباره‌ی استراتژی حرف می‌زدیم، ‫و از رامنِ خوشمزه‌ی هاکاتا تعریف می‌کردیم. 05:18.567 --> 05:22.697 ‫حتی ساعت‌ها درباره‌ی مانگاهای دورانِ ژاپنِ قدیم ‫حرف می‌زدیم! 05:22.780 --> 05:26.409 ‫من تو رو مثل پسر خودم می‌دیدم! 05:26.492 --> 05:28.995 ‫پس چرا داری من رو به اعدام محکوم می‌کنی؟ 05:29.578 --> 05:32.164 ‫اصلاً تو دل داری آئوترو جان؟ 05:34.083 --> 05:35.751 ‫معاون ماچیاما... 05:37.044 --> 05:38.629 ‫نه. آقای ناری. 05:41.799 --> 05:44.802 ‫بابت همه‌چیز ازتون ممنونم. 06:02.445 --> 06:06.407 ‫بعد از اون، آئوترو بدون هیچ تردیدی، ‫مجازات‌های سنگینی رو... 06:06.490 --> 06:08.826 ‫برای هر کسی که قانون نظامی رو می‌شکست اعمال کرد. 06:08.909 --> 06:11.370 ‫مقام‌های فاسد به‌شدت ازش کینه به دل گرفتن، 06:11.454 --> 06:15.332 ‫اما وقتی خبرِ کارهاش به ژنرالِ مرزی، ‫میتسوهیده ریومون رسید... 06:15.416 --> 06:17.501 ‫«دقیقاً باید همین‌طوری باهاشون برخورد بشه.» 06:18.085 --> 06:20.755 ‫این رو گفت و حسابی از آئوترو تعریف کرد. 06:23.007 --> 06:24.008 ‫[چند روز بعد] 06:24.091 --> 06:26.385 ‫هنوز هم همون‌قدر خامی. ‫اون‌قدر خام که به ضررته. 06:26.469 --> 06:28.137 ‫[یوشیتسونه آساما، معاون فرماندهی تسلیحات] 06:30.097 --> 06:34.351 ‫خبرِ کارهات حتی به دفترِ تسلیحات هم رسیده. 06:34.894 --> 06:37.521 ‫بعضی از مقامات اونجا تحسینت می‌کنن، 06:38.105 --> 06:39.982 ‫ولی یه عده‌شون پچ‌پچ می‌کنن ‫که تو آدم طمع‌کاری هستی 06:40.066 --> 06:43.527 ‫و فقط می‌خوای واسه خودت اسم و رسمی به هم بزنی ‫تا مقامت بره بالا. 06:43.611 --> 06:48.616 ‫بدتر از اون، شایعه شده ‫که به زیردست‌هات رشوه می‌دی تا ازت تعریف کنن. 06:50.868 --> 06:53.954 ‫یعنی مثل اواخر دوران ژاپن، ‫طرفدارهای قلابی بین مردم درست می‌کنم؟ 06:55.081 --> 06:57.458 ‫گوش کن. دارم جدی می‌گم. 06:58.042 --> 07:00.169 ‫ما الان سه ساله که همدیگه رو می‌شناسیم. 07:00.252 --> 07:03.464 ‫من مطمئنم که تو دنبال شهرت نیستی. 07:04.173 --> 07:06.884 ‫ولی خیلی از اون مقامات هستن. 07:06.967 --> 07:10.179 ‫انجام وظیفه‌ت قابل‌تحسینه. 07:10.262 --> 07:15.518 ‫ولی نمی‌تونی که واسه هر چیزی مجازاتِ سنگین ببُری. 07:16.101 --> 07:18.312 ‫پس منظورت اینه که باید قانون نظامی رو نادیده بگیرم 07:18.395 --> 07:20.147 ‫و کمک کنم کشور به نابودی کشیده بشه؟ 07:21.190 --> 07:22.483 ‫احمقی چیزی هستی؟ 07:23.108 --> 07:28.989 ‫می‌گم می‌تونستی با توجه به سوابقشون یکم ارفاق کنی. 07:30.991 --> 07:31.867 ‫آقای تسونه، 07:32.368 --> 07:34.495 ‫فقط مقامات دولتی این‌طوری فکر می‌کنن. 07:35.287 --> 07:36.747 ‫از دیدِ یه آدمِ عادی، 07:36.831 --> 07:39.500 ‫بعد از اینکه خونه‌ش غارت شده ‫و خونواده‌ش کشته شدن، 07:39.583 --> 07:43.087 ‫قطعاً با خودش می‌گه: ‫«چرا اون مقامِ دولتی درست مجازات نشده؟» 07:43.170 --> 07:45.422 ‫اونوقت اعتمادشون رو به سپاه از دست می‌دن. 07:45.506 --> 07:48.092 ‫اگه ده‌ها یا صدها نفر از این مردمِ عادی با هم متحد بشن، 07:48.175 --> 07:50.094 ‫ممکنه یه شورشِ بزرگ راه بیفته. 07:52.096 --> 07:56.225 ‫وقتی این اتفاق بیفته، آقای تسونه، ‫تو آماده‌ای که با مردم بجنگی؟ 07:57.309 --> 07:58.811 ‫[جنگیدن با مردم!؟] 07:58.894 --> 08:04.817 ‫البته، اگه من قانونِ نظامی رو زیر پا گذاشته باشم، ‫پس حقمه که مجازات بشم. 08:04.900 --> 08:09.572 ‫ولی اتهامات بی‌اساس اصلاً برام مهم نیستن. 08:10.406 --> 08:13.617 ‫اگه بازرس‌ها خودشیرینی کنن، ‫و سپاه کل مرزی به فساد کشیده بشه، 08:13.701 --> 08:15.411 ‫دیگه کارِ این کشور تمومه. 08:15.494 --> 08:20.916 ‫واسه همین حتی اگه طرد بشم، ‫خوارم کنن یا ازم متنفر باشن، 08:21.000 --> 08:26.672 ‫باور دارم که باید با شجاعت ‫به وظیفه‌م به‌عنوان یه بازرس عمل کنم. 08:30.175 --> 08:31.260 ‫شجاعت... 08:33.887 --> 08:35.681 ‫تا جایی که من می‌دونم، 08:35.764 --> 08:38.976 ‫آدم‌هایی هستن که ‫خیلی بیشتر از من لایق این کلمه‌ن. 08:39.560 --> 08:41.729 ‫[خب، احتمالاً منظورش منم.] 08:41.812 --> 08:42.730 ‫[شیر] 08:46.150 --> 08:50.154 ‫راستی، به آینده‌ت هم فکر کردی؟ 08:50.821 --> 08:51.655 ‫چطور مگه؟ 08:52.448 --> 08:55.409 ‫اگه سئی تسلیم بشه، فقط بوئو باقی می‌مونه. 08:55.909 --> 08:59.413 ‫اگه همه‌چیز طبق برنامه پیش بره، ‫یاماتو توی ده سالِ آینده ژاپن رو متحد می‌کنه. 08:59.496 --> 09:00.622 ‫[متحد کردن سه کشور] 09:00.706 --> 09:03.876 ‫البته به لطفِ استعدادِ من. 09:04.626 --> 09:06.920 ‫وقتی این اتفاق بیفته، واحدِ ما منحل می‌شه. 09:07.004 --> 09:08.672 ‫اونوقت می‌خوای چی‌کار کنی؟ 09:09.298 --> 09:11.759 ‫برمی‌گردی سراغ تخصصت و توی بخش کشاورزی کار می‌کنی؟ 09:11.842 --> 09:13.260 ‫[یه آینده‌ی روشن‌تر با کشاورزی شروع می‌شه] 09:13.844 --> 09:18.891 ‫اگه همه‌چیز طبق برنامه پیش می‌رفت، ‫من همین الان داشتم توی بخش کشاورزی کار می‌کردم. 09:22.436 --> 09:25.356 ‫تاریخ تماماً از استثنائات ساخته شده. 09:25.856 --> 09:30.527 ‫کی توی دوران ژاپنِ قدیم پیش‌بینی می‌کرد ‫که جنگ هسته‌ای راه بیفته، 09:30.611 --> 09:33.072 ‫و کل سیاره رو وارد سرمای جهانی بکنه؟ 09:33.697 --> 09:36.742 ‫در مورد «انقلاب بزرگ خشونت‌آمیز» ‫توی اواخر دوران ریوا هم همین‌طوره. 09:37.242 --> 09:39.369 ‫و همین‌طور دوره‌ی سه کشور. 09:40.871 --> 09:43.499 ‫چقدر از آدم‌هایی که اون زمان زندگی می‌کردن، 09:43.582 --> 09:46.001 ‫می‌تونستن دنیایی رو که الان توش هستیم پیش‌بینی کنن؟ 09:46.960 --> 09:50.506 ‫مسیری که آدما توش قدم می‌ذارن مثل آبه. 09:52.091 --> 09:53.467 ‫عهدی که با همسرم بستم... 09:53.550 --> 09:59.181 ‫اون عهد مثل یخ محکم شد، ولی آینده مثل مایع می‌مونه... 10:00.390 --> 10:05.229 ‫نه. وقتی از نامشخص بودن آینده حرف می‌زنیم، ‫گاز استعاره‌ی بهتری از مایع نیست؟ 10:05.312 --> 10:06.146 ‫[تق] 10:06.230 --> 10:07.356 ‫حالا هرچی. 10:10.776 --> 10:11.860 ‫آب، هان؟ 10:12.486 --> 10:14.321 ‫دقیقاً شبیهِ خودته. 10:14.404 --> 10:18.617 ‫ولی از نظر من، زندگی مثل سنگ جمع کردن می‌مونه. 10:20.661 --> 10:23.163 ‫مگه نه مامان؟ 10:25.874 --> 10:31.547 ‫[سئی، ساعت ۲۱:۰۰، ۱۷- درجه سانتی‌گراد] 10:35.384 --> 10:36.218 ‫شروع کنیم. 10:41.014 --> 10:44.768 ‫حالا، کودتا رو آغاز می‌کنیم. 10:44.852 --> 10:47.771 ‫[شمشیر اوگا و نشان خانوادگی] 10:48.897 --> 10:49.898 ‫سئی. 10:49.982 --> 10:53.986 ‫جمهوری‌ای که مناطق شمالیِ این سه کشور رو کنترل می‌کنه. 10:54.069 --> 10:56.488 ‫توی این روز، توی پایتخت یعنی «سیرو»، 10:56.572 --> 10:59.408 ‫اتفاقی افتاد که کل ژاپن رو توی شوک فرو برد. 10:59.992 --> 11:05.455 ‫دولت سئی تصمیم گرفته بود ‫درخواست تسلیم بی‌قیدوشرط یاماتو رو بپذیره. 11:05.539 --> 11:08.208 ‫در واکنش به این تصمیم، ‫یه جناحِ ضدتسلیم شکل گرفت... 11:08.292 --> 11:09.126 ‫[۰۰:۰۰] 11:09.209 --> 11:10.878 ‫و اون‌ها دست به یه کودتا زدن. 11:10.961 --> 11:12.838 ‫[اسلحه‌خوانه‌ی هشتم سیرو] 11:12.921 --> 11:15.591 ‫این موقع شب با اسلحه‌خونه چی‌کار دارین؟ 11:16.174 --> 11:21.096 ‫الان خبر رسید که جناح ضدتسلیم، ‫یه قیام مسلحانه راه انداخته. 11:21.179 --> 11:23.765 ‫ما به اسلحه نیاز داریم، می‌تونی در رو باز کنی؟ 11:23.849 --> 11:26.059 ‫قیام مسلحانه توسط جناح ضدتسلیم؟ 11:26.143 --> 11:27.144 ‫حکم‌تون کجاست؟ 11:27.227 --> 11:29.104 ‫حکم نداریم. وضعیت اضطراریه. 11:29.187 --> 11:31.857 ‫پس اسم یگان و افسر فرمانده‌تون رو بگین... 11:31.940 --> 11:32.983 ‫بنگ! 11:35.235 --> 11:36.069 ‫بنگ، بنگ! 11:37.487 --> 11:38.447 ‫بنگ، بنگ! 11:40.782 --> 11:41.742 ‫بنگ! 11:45.537 --> 11:47.331 ‫[رین‌ریرین ساتو، فرمانده تسلیحات جناح موافق تسلیم] 11:47.414 --> 11:52.294 ‫ما از جناح ضدتسلیم هستیم. ‫من کاپیتانِ جوخه‌ی ناگائو، موتون ناگائو هستم. 11:53.170 --> 11:54.546 ‫از دیدنت خوشبختم. 11:54.630 --> 11:56.006 ‫[کاپیتان جوخه ناگائو، موتون ناگائو] 11:56.089 --> 11:57.174 ‫تو دیگه مُردی. 11:57.257 --> 11:58.550 ‫زودباشین، اسلحه‌ها رو منتقل کنین. 11:58.634 --> 12:01.928 ‫مخصوصاً برای یگان اون مرده که ریش داره. ‫عجله کنین، فهمیدین؟ 12:02.012 --> 12:03.055 ‫بله، قربان! 12:03.138 --> 12:03.972 ‫[دوازده دقیقه بعد] 12:04.056 --> 12:06.308 ‫با افتخار گزارش می‌دم که جوخه‌ی کورای ما... 12:06.391 --> 12:09.019 ‫تأمین سلاحِ همه‌ی یگان‌ها رو تموم کرده! 12:09.478 --> 12:10.312 ‫که این‌طور؟ 12:11.271 --> 12:15.192 ‫لعنتی، این ناگائو خیلی سریعه. ‫گند زد به همه‌ی تفریحمون. 12:15.275 --> 12:16.318 ‫امیدوار بودم دیر برسه، 12:16.401 --> 12:19.821 ‫تا با اون بازی که توش چاقو رو بین انگشتا فرو می‌کنیم، ‫حالش رو بگیرم. 12:20.405 --> 12:23.700 ‫- چاقو فرو کنی... ‫- بین انگشت‌هاش؟ 12:25.494 --> 12:28.413 ‫اوه، چیه؟ شما هم بدتون نمیاد؟ 12:30.248 --> 12:31.249 ‫می‌خواین یه امتحانی بکنین؟ 12:31.333 --> 12:32.626 ‫[کاپیتان جوخه‌ی کورا، آتروی کورا] 12:32.709 --> 12:37.297 ‫شاید بهتر باشه اول تمرکزمون رو بذاریم ‫روی اینکه کودتا رو به سرانجام برسونیم! 12:37.381 --> 12:39.549 ‫آره! نکته‌ی خوبی بود! 12:39.633 --> 12:40.509 ‫[آخیش!] 12:43.428 --> 12:47.265 ‫جوخه‌ی کورا، هدفِ ما اقامتگاه فرماندار سیروئه! 12:47.349 --> 12:50.268 ‫شعار ما اینه: «به افراد شریف احترام بذارید، ‫خائنین رو مجازات کنید!» 12:50.852 --> 12:52.396 ‫هیچ‌چیزی برای ما غیرممکن نیست. 12:52.479 --> 12:57.234 ‫اون کثافت خائن رو می‌کشیم پایین، ‫و بعدش با هم یه دل سیر غذا می‌خوریم! 12:58.902 --> 13:00.862 ‫[ساعت ۰۰:۲۵، اقامتگاه فرماندار سیرو] 13:00.946 --> 13:01.822 ‫فرماندار! 13:01.905 --> 13:03.990 ‫خواهش می‌کنم، باید فرار کنین! 13:04.074 --> 13:07.160 ‫هول نکن. امنیت اینجا خیلی بالاست. 13:07.244 --> 13:09.788 ‫نیازی نیست از جناح ضدتسلیم بترسیم. 13:09.871 --> 13:13.416 ‫یگان امنیتی بدون هیچ مقاومتی به دشمن پیوسته! 13:14.084 --> 13:14.918 ‫چی؟ 13:17.838 --> 13:19.756 ‫چی... چی؟ چی؟ 13:22.259 --> 13:25.554 ‫خیلی‌خب، ای کثافت خائن. زندگیت دست منه. 13:25.637 --> 13:27.639 ‫صبر کن، خواهش می‌کنم! وایسا... 13:34.271 --> 13:35.605 ‫[فرماندار سیرو، هیکابی آساهیما] 13:40.402 --> 13:43.071 ‫خیلی‌خب! آتیشِ علامت رو روشن کنین ‫و بریم سراغ هدف بعدی! 13:43.155 --> 13:43.989 ‫بله قربان! 13:45.073 --> 13:49.035 ‫جناح ضدتسلیم، یگان به یگان ‫به جناح موافق تسلیم حمله کرد. 13:50.036 --> 13:50.954 ‫[کشته‌ها: ۵، زخمی‌ها‌: ۱۴] 13:51.037 --> 13:53.748 ‫تلفات در کمترین حد ممکن نگه داشته شد. 13:55.709 --> 13:56.710 ‫و سپس... 14:01.548 --> 14:03.675 ‫شما رئیس‌جمهور آزامی هستین؟ 14:04.968 --> 14:06.052 ‫بله، خودم هستم. 14:11.391 --> 14:12.934 ‫تو... 14:13.560 --> 14:16.438 ‫آخرین بار توی مراسم ختم پدرم همدیگه رو دیدیم. 14:17.022 --> 14:19.983 ‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم دوباره این‌طوری با هم روبه‌رو بشیم. 14:20.066 --> 14:22.694 ‫اوه نه، فکر کنم داره گریه‌م می‌گیره. 14:22.777 --> 14:24.654 ‫[فرمانده کل، اوگا واجیما] 14:24.738 --> 14:26.865 ‫می‌فهمم. جای تعجب نداره که... 14:26.948 --> 14:30.035 ‫پس مغز متفکرِ همه‌ی اینا، دخترِ بیاکو واجیما... 14:30.118 --> 14:31.536 ‫فرمانده‌ی لشکرکشیِ غرب بوده. 14:36.291 --> 14:40.879 ‫بیاکو! دخترت دقیقاً مثل خودت یه استراتژیست نظامیه! 14:40.962 --> 14:43.340 ‫آفرین! واقعاً آفرین! 14:46.551 --> 14:49.387 ‫خب، می‌خوای چطوری من رو بکشی؟ 14:49.471 --> 14:50.972 ‫گردن زدن؟ سوزوندن؟ 14:51.723 --> 14:54.100 ‫حتی اگه تیکه‌تیکه‌م هم بکنی، ‫با کمال میل می‌پذیرمش. 14:54.726 --> 14:55.685 ‫نه. 15:01.733 --> 15:03.151 ‫این یادگار پدرمه. 15:03.735 --> 15:05.904 ‫با این شمشیر جونِ خودت رو بگیر. 15:05.987 --> 15:08.156 ‫از برادرِ قسم‌خورده‌ت، یعنی پدرم، 15:08.239 --> 15:10.492 ‫که با وفاداری به این کشور خدمت کرد عذرخواهی کن... 15:11.618 --> 15:14.496 ‫به خاطر اینکه می‌خواستی این کشور رو بفروشی. 15:16.039 --> 15:17.499 ‫من تقاضای هیچ رحمی ندارم. 15:17.582 --> 15:19.084 ‫همون گردن زدن خوبه. 15:19.167 --> 15:21.211 ‫شاید باهم اختلاف نظر داشته باشیم، 15:21.294 --> 15:24.756 ‫اما من به صلاحِ این کشور و مردمش عمل کردم. 15:25.382 --> 15:29.761 ‫اینکه من خائن بودم یا نه رو ‫تاریخ‌نگارهای آینده مشخص می‌کنن. 15:30.679 --> 15:32.597 ‫مراقبِ مردم سئی باش. 15:35.350 --> 15:39.104 ‫[جناح موافق تسلیم، رئیس‌جمهور سئی] ‫[هارویچی آزامی، ۶۲ ساله (درگذشت)] 15:39.187 --> 15:45.068 ‫هورا، هورا! 15:46.653 --> 15:49.531 ‫یایاکیچی، مطمئن شو ‫که یه خاکسپاریِ آبرومندانه براش بگیرن. 15:49.614 --> 15:52.033 ‫و به خانواده‌ی کسانی که اعدام شدن، 15:52.117 --> 15:55.078 ‫تو جناح موافق تسلیم کمک‌هزینه بدین، ‫حتی اگه قبول نکردن. 15:55.161 --> 15:56.621 ‫کاملاً متوجه شدم. 16:00.250 --> 16:02.961 ‫حالا دولتِ جدید باید کارکنان رو سر و سامون بده. 16:03.044 --> 16:05.338 ‫سرِ ظهر، ما بیانیه‌ی عزم و اراده‌مون رو اعلام می‌کنیم. 16:05.422 --> 16:07.757 ‫بله. همه‌چیز داره طبق برنامه پیش می‌ره. 16:10.969 --> 16:11.803 ‫با این حال... 16:11.886 --> 16:17.308 ‫با این آشوب ناگهانی و این سرمای شدید، ‫مردم آرامش نخواهند داشت. 16:17.892 --> 16:21.354 ‫از اون برنج‌هایی که دولت قایم کرده بود استفاده کنین ‫و یه فرنیِ گرم درست کنین، 16:21.438 --> 16:23.314 ‫و به مردم برسید. 16:24.232 --> 16:26.860 ‫برنج سیرو شیرین، نرم و خوشمزه‌ست. 16:27.652 --> 16:29.571 ‫مطمئنم مردم خوشحال می‌شن. 16:30.238 --> 16:32.448 ‫تو واقعاً دختر همون پدری. 16:34.534 --> 16:36.870 ‫قطعاً فرمانده کل واجیما. 16:37.412 --> 16:41.583 ‫اگه بتونین قلب مردم رو به دست بیارین، ‫شکست دادن یاماتو نباید کار سختی باشه. 16:41.666 --> 16:42.500 ‫بله. 16:44.002 --> 16:46.045 ‫دیگه راه برگشتی نیست. 16:46.713 --> 16:49.924 ‫به خاطر مردم و کشورمون، به پیش می‌ریم. 16:50.758 --> 16:51.593 ‫همون روز... 16:51.676 --> 16:52.844 ‫[قلعه‌ی آموزشی شیباتا] 16:52.927 --> 16:55.513 ‫فرمانده اوگا واجیما یه بیانیه‌ی رسمی صادر کرد، 16:55.597 --> 16:58.433 ‫و جزئیات تشکیل دولت جدید رو اعلام کرد. 16:58.516 --> 17:00.351 ‫داخل قلعه، فرنی بین مردم پخش می‌شد، 17:00.435 --> 17:02.312 ‫که جمعیت زیادی از شهروندها رو به اونجا کشوند. 17:02.937 --> 17:04.772 ‫بعد از رنج کشیدن از حکومتِ بد، 17:04.856 --> 17:10.111 ‫مردم مشتاق بودن ببینن دولت جدید ‫قراره چطوری کشور رو اداره کنه. 17:11.738 --> 17:13.907 ‫حسابی بخورین. 17:15.033 --> 17:16.826 ‫- ممنون! ‫- این اولین وعده‌ی غذاییم بعد از دو هفته‌ست! 17:16.910 --> 17:18.077 ‫خیلی خوبه، خیلی خوبه! 17:21.164 --> 17:22.874 ‫چرا داره گریه می‌کنه؟ 17:22.957 --> 17:24.876 ‫احتمالاً بوی بدِ بدنت داره چشم‌هاش رو می‌سوزونه. 17:24.959 --> 17:26.461 ‫- منظورت بوی خودته؟ ‫- نه، بوی تو. 17:27.420 --> 17:29.464 ‫خیلی خوشحالم که دارین ازش لذت می‌برین. 17:30.340 --> 17:32.091 ‫واقعاً می‌گم. 17:34.093 --> 17:34.928 ‫چقدر ارزشمند! 17:36.262 --> 17:37.555 ‫[فرمانده ارتش] ‫[آتروی کورا] 17:37.639 --> 17:39.390 ‫پسر، من واقعاً سر در نمیارم. 17:39.474 --> 17:42.060 ‫همه‌ی این برنج‌ها باید برای آذوقه‌ی ارتش استفاده می‌شدن. 17:42.143 --> 17:44.062 ‫تو این‌طوری فکر نمی‌کنی؟ 17:45.647 --> 17:46.481 ‫[مذاکره‌کننده‌ی ارشد] ‫[موتون ناگائو] 17:46.564 --> 17:47.565 ‫چقدر نازه... 17:47.649 --> 17:48.983 ‫چی؟ 17:49.067 --> 17:51.903 ‫شوخی می‌کنی، جدی؟ از فرمانده خوشت اومده؟ 17:51.986 --> 17:55.073 ‫وایسا، چی؟ بی‌خیال آتروی، چی داری می‌گی؟ جدی می‌گم. 17:55.156 --> 17:57.325 ‫من از فرمانده خوشم اومده باشه؟ ‫اصلاً این حرفا چیه؟ 17:57.408 --> 18:00.036 ‫یعنی، این‌طوری نیست که ‫به‌خاطر اینکه از فرمانده واجیما خوشم میاد 18:00.119 --> 18:02.789 ‫به جناح ضدتسلیم پیوسته باشم یا یه همچین چیزی. 18:02.872 --> 18:04.916 ‫ایول. من جداً ازت خوشم اومد. 18:04.999 --> 18:09.545 ‫کورا، تو اصلاً قضیه‌ی این فرنی رو درک نمی‌کنی، مگه نه؟ 18:09.629 --> 18:10.797 ‫استراتژیست هی. 18:13.049 --> 18:15.343 ‫درسته، تأمین آذوقه‌ی ارتش مهمه. 18:15.426 --> 18:16.803 ‫ولی تو این سرمای شدید... 18:16.886 --> 18:21.057 ‫واقعاً فکر می‌کنی اگه به این مردمِ گرسنه غذایی ندن، 18:21.140 --> 18:22.684 ‫اصلاً به حرف‌های فرمانده گوش می‌دن؟ 18:23.267 --> 18:25.728 ‫هیچ حاکمی بدون اعتمادِ مردمش نمی‌تونه سرِ پا بمونه. 18:26.270 --> 18:28.940 ‫سیاست بدون اعتماد مردم پیش نمی‌ره. 18:29.023 --> 18:29.941 ‫کنفوسیوس بهمون یاد داده که... 18:30.024 --> 18:33.194 ‫بین سه ستونِ قدرت نظامی، غذا و اعتماد مردم، 18:33.277 --> 18:36.989 ‫این اعتمادِ مردمه که توی حکومت‌داری از همه‌چیز واجب‌تره. 18:37.532 --> 18:42.453 ‫فرمانده واجیما قطعاً به یه حاکم عادل تبدیل می‌شه ‫که مردم رو رهبری می‌کنه. 18:43.121 --> 18:44.956 ‫فکر کنم اون واقعاً آدم عاقلیه. 18:45.039 --> 18:48.751 ‫استراتژیست هی، لطفاً من رو ‫به خاطر توهین به فرمانده مجازات کنید. 18:48.835 --> 18:50.211 ‫بی‌خیال ناگائو. تو هم بیا! 18:50.294 --> 18:51.713 ‫وایسا، منم؟ 18:51.796 --> 18:52.714 ‫اشکالی نداره. 18:56.092 --> 18:59.053 ‫ولی استراتژیست هی، یه چیزی رو من نمی‌فهمم. 19:00.263 --> 19:04.100 ‫حتی اگه داریم فرنی پخش می‌کنیم، ‫طبیعتاً این کار باید به عهده‌ی سپاه باشه. 19:04.600 --> 19:06.811 ‫پس چرا فرمانده باید خودش این کار رو بکنه؟ 19:06.894 --> 19:08.688 ‫نگید که حتی اینم طبق برنامه بوده. 19:09.272 --> 19:12.024 ‫نه. در مورد «تورا» همیشه همین‌طوری بوده... 19:13.776 --> 19:16.696 ‫می‌تونم بگم که این فقط ذاتِ فرمانده واجیماست. 19:18.531 --> 19:19.740 ‫«تورا»؟ 19:22.034 --> 19:23.202 ‫[ظهر] 19:26.289 --> 19:29.876 ‫اجازه بدین خودم رو معرفی کنم. من اوگا واجیما، ‫فرمانده‌ی دولتِ جدید هستم. 19:29.959 --> 19:31.586 ‫[فرمانده کل رژیم جدید] ‫[اوگا واجیما] 19:31.669 --> 19:34.464 ‫- همونی که قبلاً دیدیمش؟ ‫- همون خانمی که فرنی می‌داد! 19:34.547 --> 19:36.507 ‫ای وای! من چقدر خودمونی باهاش حرف زدم! 19:38.718 --> 19:39.719 ‫چقدر نازه! 19:41.262 --> 19:43.222 ‫هم‌وطنانِ عزیزم. 19:43.306 --> 19:46.184 ‫امروز، ما رژیمِ قدیمی رو سرنگون کردیم 19:46.267 --> 19:48.728 ‫و یه دولتِ جدید رو اینجا توی سئی تشکیل دادیم. 19:51.230 --> 19:52.064 ‫تو سال‌های اخیر، 19:52.648 --> 19:55.735 ‫خیلی از کشاورزها منبع درآمدشون رو ‫به خاطر هوای سرد از دست دادن. 19:56.235 --> 19:58.654 ‫در نتیجه، قاچاق انسان بیداد می‌کنه. 19:58.738 --> 20:00.573 ‫حتی یه عده از گرسنگی جون دادن. 20:00.656 --> 20:05.411 ‫مطمئنم خیلی‌ها بینِ شما به خاطرش زجر کشیدن. 20:05.995 --> 20:07.872 ‫ولی بذارین رُک بگم. 20:07.955 --> 20:10.041 ‫مقصر اصلی رژیمِ قبلیه، 20:10.124 --> 20:12.835 ‫که هیچ اقدامی برای مقابله با سرما نکرد و هیچ کاری... 20:12.919 --> 20:14.337 ‫جز پر کردنِ جیبِ خودش نکرد. 20:14.420 --> 20:16.088 ‫درسته، دقیقاً همینه! 20:16.172 --> 20:17.006 ‫درسته! 20:17.089 --> 20:20.927 ‫دولتِ جدید فوراً یه سیاستِ ‫کشاورزی سراسری رو اجرا می‌کنه 20:21.010 --> 20:24.597 ‫تا زمین‌های کشاورزی رو بهبود ببخشه ‫و تولید و توزیع رو سروسامون بده. 20:25.431 --> 20:27.683 ‫و برای سه سال آینده، 20:27.767 --> 20:30.603 ‫هر منطقه ماهیانه ۱۰۰ یِن یارانه می‌گیره! 20:30.686 --> 20:32.438 ‫ماهی ۱۰۰ یِن؟ 20:32.521 --> 20:34.482 ‫- این‌طوری کلی کارگر جذب می‌شه! ‫- آره! 20:35.233 --> 20:38.819 ‫فکر نکنین این روزهای سخت تا ابد ادامه پیدا می‌کنن. 20:38.903 --> 20:42.698 ‫با اراده و اقدام محکمِ تک‌تکِ شما شهروندها، 20:42.782 --> 20:44.450 ‫ما می‌تونیم همه‌چیز رو تغییر بدیم! 20:47.536 --> 20:49.705 ‫و این رو یادتون باشه. 20:49.789 --> 20:52.792 ‫دشمنِ واقعیِ ما کیه؟ 20:53.292 --> 20:54.835 ‫دولتِ قدیمیِ سئی؟ 20:54.919 --> 20:55.836 ‫نه. 20:56.420 --> 20:57.922 ‫بوئو توی شرق؟ 20:58.005 --> 20:58.923 ‫نه. 20:59.006 --> 21:01.342 ‫یاماتو توی غرب چطور؟ 21:01.926 --> 21:03.552 ‫تاریخِ سئی زمانی شروع شد 21:03.636 --> 21:06.681 ‫که ما برای اولین‌بار در برابر ‫حمله‌ی یاماتو به منطقه‌ی هوکوریکو مقاومت کردیم. 21:07.181 --> 21:10.184 ‫با این حال، یاماتو عبرت نگرفته. 21:10.267 --> 21:11.894 ‫در عوض، اون‌ها با خائن‌ها تبانی کردن، 21:11.978 --> 21:15.856 ‫و دوباره سعی کردن موجودیت کشور ما رو تهدید کنن! 21:15.940 --> 21:18.234 ‫درسته، درسته! 21:19.068 --> 21:23.280 ‫یاماتو از زمان تأسیسش ادعا می‌کنه ‫که جانشینِ ژاپن سابقه، 21:23.364 --> 21:26.492 ‫و نقشه کشیده تا مجمع‌الجزایر ژاپن رو مال خودش کنه. 21:26.575 --> 21:29.996 ‫به عبارت دیگه، اگه اجازه بدیم ‫یاماتو به‌عنوان یه کشور ادعای مشروعیت بکنه، 21:30.079 --> 21:33.290 ‫یه روزی دوباره خونِ مردمِ سئی ریخته می‌شه! 21:33.374 --> 21:37.336 ‫بنابراین، به خاطرِ نسل‌های آینده، الان وقتشه 21:37.420 --> 21:40.131 ‫که یاماتو رو نابود کنیم و به آرزوی دیرینه‌مون برسیم! 21:40.214 --> 21:42.216 ‫درسته! درسته! 21:43.134 --> 21:46.595 ‫اوگا واجیما اصلاحاتِ گسترده‌ای رو پیش برد. 21:46.679 --> 21:48.931 ‫اون جمعیتِ مزارع و روستاهای ماهیگیری رو افزایش داد 21:49.014 --> 21:50.641 ‫و تولید رو بالا برد. 21:50.725 --> 21:52.852 ‫توی بخش مالی، ‫اون واحد پول رو کلاً تغییر داد و اصلاح کرد. 21:53.394 --> 21:56.021 ‫توی بخش نظامی هم، ‫سیستمِ کشاورز سرباز رو گسترش داد. 21:56.105 --> 21:58.858 ‫همین‌طور راه‌ها و آب‌راه‌ها رو ساخت، ‫بهبود بخشید و تعمیر کرد. 22:00.151 --> 22:02.194 ‫فقط توی یه ماه، نرخ بیکاری رو... 22:02.278 --> 22:05.489 ‫که به بالای ۲۰۰.۰۰۰ نفر رسیده بود، ‫به کمتر از نصف کاهش داد، 22:05.573 --> 22:08.367 ‫و حمایتِ عمومی ازش به‌شدت و با سرعت بالا رفت. 22:08.951 --> 22:11.871 ‫حکومت برای مردم! ‫به افراد شریف احترام بذارید، خائنین رو مجازات کنید! 22:11.954 --> 22:13.372 ‫زنده‌باد کشورِ ما! 22:13.456 --> 22:16.625 ‫به‌عنوان فرمانده‌تون، همین‌جا و همین الان قسم می‌خورم. 22:16.709 --> 22:21.964 ‫ما برای پول، زمین یا قدرت نمی‌جنگیم. 22:22.465 --> 22:25.384 ‫ما به خاطر شما می‌جنگیم! 22:25.968 --> 22:28.971 ‫حکومت برای مردم! ‫به افراد شریف احترام بذارید، خائنین رو مجازات کنید! 22:29.054 --> 22:30.473 ‫زنده‌باد کشورِ ما! 22:31.557 --> 22:34.393 ‫سال ۵۱ از دوره‌ی سیکی. بهار. 22:34.477 --> 22:39.148 ‫دیکتاتوریِ فرمانده اوگا واجیما پایه‌گذاری می‌شه، 22:40.065 --> 22:43.903 ‫اون‌هم فقط یه ماه قبل از لشکرکشیِ سئی به سمتِ غرب. 22:44.778 --> 22:48.782 ‫[مسیری که مردم در آن قدم می‌گذارند ‫مثل آب همیشه در جریان است] 22:48.782 --> 22:53.829 www.Doostihaa.com