WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 01:47.840 --> 01:53.960 ‫[28 دسامبر، 1987 ‫روز اول تحقیقات] 02:03.440 --> 02:04.560 ‫واسه خودت بخر. 02:04.680 --> 02:06.920 ‫آره، یه سر می‌رم مغازه، باشه؟ 02:11.040 --> 02:13.040 ‫اونجاست. 02:15.920 --> 02:18.200 ‫لعنتی، اینجا آدم چطوری زنده می‌مونه؟ 02:18.320 --> 02:20.040 ‫فکر نکنم زنده بمونی. 02:20.160 --> 02:21.480 ‫اون‌قدر آروم اتفاق افتاد 02:21.600 --> 02:24.080 ‫که تونستن یه پیام اضطراری بفرستن. 02:25.680 --> 02:27.640 ‫چه پیام اضطراری‌ای؟ 02:27.760 --> 02:29.760 ‫روش وایستادی. 02:31.160 --> 02:35.040 ‫آها، پس قرعه به نام شما دوتا افتاده، هان؟ 02:35.160 --> 02:37.160 ‫هی، یه نخ میدی؟ 02:41.600 --> 02:44.520 ‫پلیس محلی توی بخش اقامتی زیرزمینه. 02:44.640 --> 02:46.240 ‫منتظرن باهاتون صحبت کنن. 02:55.600 --> 03:00.760 ‫خب، از این طرف. ‫مواظب اون... 03:04.520 --> 03:07.960 ‫آره، این جوون، داریل، پیداشون کرد. 03:10.480 --> 03:12.040 ‫درسته، داریل؟ 03:12.160 --> 03:13.800 ‫تو اجساد رو پیدا کردی؟ 03:13.920 --> 03:15.520 ‫آره. 03:15.640 --> 03:18.520 ‫آره، چهار جسد بود، 03:18.640 --> 03:20.080 ‫همه‌شون داخل و اطراف اینجا پیدا شدن. 03:20.200 --> 03:24.520 ‫همه مرد بودن. ‫همه‌شون فوت کرده بودن. 03:25.520 --> 03:27.120 ‫درباره دانشمند گمشده چی می‌دونی؟ 03:27.240 --> 03:28.320 ‫کیت رینولدز. 03:28.440 --> 03:30.120 ‫کنار نهر دنبالش می‌گشتیم 03:30.240 --> 03:32.320 ‫که برخوردیم به اون... 03:33.840 --> 03:34.720 ‫پیرمرده. 03:34.840 --> 03:36.240 ‫آره. 03:36.360 --> 03:38.720 ‫می‌دونی اینجا داشتن روی چی تحقیق می‌کردن؟ 03:38.840 --> 03:40.200 ‫فضا. 03:40.320 --> 03:41.760 ‫فضا؟ 03:41.880 --> 03:44.600 ‫آره، ستاره‌ها، کهکشان‌ها... 03:44.720 --> 03:46.200 ‫از این جور چیزها. 03:46.320 --> 03:48.400 ‫- سیاره‌ها. ‫- آره، دقیقا. همین‌ها. 03:48.520 --> 03:52.520 ‫راستش، ما بیشترشون رو ‫به حال خودشون گذاشته بودیم. 03:52.640 --> 03:54.200 ‫یعنی این ایستگاه... ‫داریل، چقدر از باراوین فاصله داره؟ 03:54.320 --> 03:56.520 ‫حدود 340 کیلومتر، پس... 03:56.640 --> 03:58.480 ‫پس از کجا فهمیدین یه مشکلی پیش اومده؟ 03:58.600 --> 04:01.080 ‫ظاهرا قرار بوده دانشمندا 04:01.200 --> 04:03.200 ‫روز کریسمس از طریق رادیو 04:03.320 --> 04:04.720 ‫با خانواده‌هاشون تماس بگیرن 04:04.840 --> 04:07.000 ‫و وقتی خبری ازشون نشد، 04:07.120 --> 04:10.240 ‫اعضای خانواده‌ها با ما تماس گرفتن. 04:12.040 --> 04:13.040 ‫هاوارد، اون سه روز پیش بود. 04:13.160 --> 04:15.160 ‫یعنی... اون... 04:16.080 --> 04:16.960 ‫درسته. 04:17.080 --> 04:18.880 ‫سه روز صبر کردین 04:19.000 --> 04:20.160 ‫و بعد اومدین ببینین چه خبره؟ 04:20.280 --> 04:21.640 ‫آره، خب، روز کریسمس بود. 04:21.760 --> 04:23.480 ‫می‌دونی، پلیس باراوین... 04:23.600 --> 04:25.800 ‫کلا فقط منم و داریل، می‌دونی؟ 04:25.920 --> 04:28.440 ‫آره، جف هم هست. ‫البته جف اسهال داره. 04:28.560 --> 04:30.000 ‫جف کیه؟ 04:30.120 --> 04:32.120 ‫همون که اسهال داره. 04:32.480 --> 04:34.840 ‫باشه. 04:34.960 --> 04:36.960 ‫اون پایین چیه؟ 04:54.640 --> 04:56.640 ‫میک؟ 05:07.680 --> 05:09.640 ‫خب، ای عوضی‌های کثیف! 05:09.760 --> 05:11.480 ‫برای چندتا قتل آماده‌این؟ 05:11.600 --> 05:13.680 ‫ووو! 05:13.800 --> 05:16.200 ‫آره! محشره! 05:16.320 --> 05:19.000 ‫37 سال از قتل‌های پریش می‌گذره. 05:19.120 --> 05:20.640 ‫پسر، این قتل‌ها از منم قدیمی‌ترن. 05:21.840 --> 05:23.120 ‫- جدی؟ ‫- چی؟ 05:23.240 --> 05:25.640 ‫خب، چند ماهه داریم درباره این قضیه حرف می‌زنیم. 05:25.760 --> 05:27.760 ‫این پرونده پریش یه مجموعه چندقسمتی ‫خیلی بزرگ برای ما بوده. 05:27.880 --> 05:28.760 ‫خیلی بزرگ. 05:28.880 --> 05:29.840 ‫و باید بگم، 05:29.960 --> 05:32.280 ‫بعضی وقت‌ها آدم واقعا درگیرش می‌شه. 05:33.600 --> 05:35.760 ‫ولی این یکی، قتل‌عام ایستگاه پریش، 05:35.880 --> 05:36.960 ‫برای تو یه چیز خاصه. 05:37.080 --> 05:38.520 ‫- آره، این بچه خودمه. ‫- آره. 05:38.640 --> 05:40.800 ‫- این پرونده قتل کوچولوی منه. ‫- بهش نگو «پرونده قتل کوچولو». 05:41.920 --> 05:43.040 ‫موضوع فقط این نیست که 05:43.160 --> 05:45.000 ‫این پرونده هنوز حل نشده. 05:45.120 --> 05:47.400 ‫این ماجرا هرچی بیشتر باهاش درگیر می‌شی 05:47.520 --> 05:49.000 ‫و عمیق‌تر واردش می‌شی، 05:49.120 --> 05:50.760 ‫عجیب‌تر می‌شه. 05:50.880 --> 05:52.960 ‫وسط این ماجرا هم دو تا پلیس هستن، 05:53.080 --> 05:54.240 ‫جورجیا کوک... 05:54.360 --> 05:55.440 ‫و مایکل تورن. 05:55.520 --> 05:56.680 ‫و بعد از این پرونده، 05:56.800 --> 05:59.360 ‫هیچ‌کدومشون دیگه هیچ پرونده‌ای رو به عهده نمی‌گیرن. 06:06.040 --> 06:09.920 ‫سایمون لیم. اواخر چهل‌سالگی، اوایل پنجاه‌سالگی. 06:10.040 --> 06:13.160 ‫جسد بعد از مرگ، در معرض دید قرار گرفته. 06:13.280 --> 06:14.880 ‫ناشیانه کالبدشکافی شده. 06:15.000 --> 06:16.160 ‫اعضای بدنش رو درآوردن. 06:16.280 --> 06:18.280 ‫وقتی پیداش کردی بهم بگو. 06:20.080 --> 06:21.560 ‫جورج، چیزی دیدی... 06:21.680 --> 06:23.640 ‫توستر رو باز کردن. 06:23.760 --> 06:26.400 ‫چند تا وسیله دیگه هم روی میز بیلیارد هست. 06:27.560 --> 06:30.280 ‫یه گیتار، یه دستگاه پخش کاست، چندتا ابزار. 06:33.560 --> 06:34.480 ‫هی! 06:34.600 --> 06:36.960 ‫این‌جا ایستگاه تحقیقاته یا معدن؟ 06:37.080 --> 06:39.080 ‫اِ...درسته، آره. 06:40.560 --> 06:41.600 ‫چی درسته؟ 06:41.720 --> 06:44.640 ‫اِ...منظورم اینه که قبلا معدن بوده. 06:44.760 --> 06:47.560 ‫می‌دونی، و بعد شرکت معدنی پاریش تبدیلش کرده 06:47.680 --> 06:49.400 ‫به همون که گفتی، ایستگاه تحقیقاتی. 06:49.520 --> 06:51.120 ‫هنوز پیداش نکردی؟ 06:51.240 --> 06:52.360 ‫آره، چی استخراج می‌کردن؟ 06:52.480 --> 06:53.680 ‫اوم... 06:53.800 --> 06:55.080 ‫اورانیوم. 06:55.200 --> 06:57.200 ‫بابام توی دهه 60 اینجا کار می‌کرد. 06:59.880 --> 07:01.800 ‫پس همه‌ی اینجا زیر نظر خانواده پاریش اداره می‌شد؟ 07:01.920 --> 07:03.120 ‫بله، دقیقا. 07:03.240 --> 07:05.920 ‫همه‌ش بخشی از فعالیت‌های بشردوستانه‌شون بود... 07:06.040 --> 07:08.000 ‫اوه، خدایا. 07:08.120 --> 07:09.320 ‫این...یکم زیادی سنگینه. 07:09.440 --> 07:11.440 ‫میک؟ 07:12.160 --> 07:14.080 ‫این خون روی برش، لخته شده؟ 07:14.200 --> 07:15.920 ‫آره. 07:18.200 --> 07:20.200 ‫این اتفاق وقتی هنوز زنده بوده افتاده. 07:22.800 --> 07:24.240 ‫با این شرایط، 07:24.360 --> 07:27.880 ‫تعیین دقیق زمان مرگ خیلی سخت می‌شه. 07:28.000 --> 07:29.600 ‫می‌فهمی این قضیه قراره چه سروصدایی به پا کنه؟ 07:29.720 --> 07:30.880 ‫تا چه حد می‌تونی زمان مرگ رو ‫دقیق تخمین بزنی؟ 07:31.000 --> 07:32.960 ‫حداقل سه روزه که اینجان. 07:33.080 --> 07:35.360 ‫بیشتر از اون رو نمی‌دونم. 07:35.480 --> 07:38.560 ‫گرما می‌تونه با بدن انسان کارهای عجیبی بکنه. 07:38.680 --> 07:40.720 ‫این محل تحت نظر شرکت پاریش مینرالزه. 07:40.840 --> 07:43.200 ‫این قضیه هفته‌ها خبر اول کشور می‌مونه. 07:49.560 --> 07:51.560 ‫گری بوید. 08:03.080 --> 08:05.760 ‫یه خراش دایره‌ای شکل سمت چپ گلو، 08:05.880 --> 08:06.880 ‫که با... 08:07.000 --> 08:08.200 ‫بطری نوشیدنی؟ 08:08.320 --> 08:09.640 ‫تقریبا اندازه‌ش مناسبه. 08:09.760 --> 08:11.760 ‫اینجا که کمبود نداریم. 08:21.720 --> 08:23.440 ‫وندی، می‌تونم یه سوال مسخره بپرسم؟ 08:23.560 --> 08:25.760 ‫دندون‌هاش کدوم گوری‌ان؟ 08:27.440 --> 08:28.560 ‫دست چپ. 08:28.680 --> 08:29.680 ‫دست چپ؟ 08:32.160 --> 08:35.280 ‫من که هیچ‌وقت ادعا نکردم دندون‌پزشکم. 08:35.400 --> 08:36.800 ‫- درسته. ‫- خب؟ 08:36.920 --> 08:39.720 ‫ولی از نظر پزشکی، 08:39.840 --> 08:41.160 ‫دندون‌ها که اونجا رشد نمی‌کنن. 08:41.280 --> 08:42.560 ‫می‌فهمی چی می‌گم؟ 08:42.680 --> 08:43.880 ‫پس، فکر کنم... 08:44.000 --> 08:45.360 ‫واقعا نمی‌دونم چه خبره. 08:46.480 --> 08:47.840 ‫- نمی‌دونیم. ‫- هوم. 08:47.960 --> 08:49.640 ‫واقعا نمی‌دونیم. 08:49.760 --> 08:53.520 ‫پرونده‌ای که از سال 2002 ‫به‌صورت عمومی در دسترس بوده، 08:53.640 --> 08:56.080 ‫باید بگم، درباره جزئیات این ماجرا 08:56.200 --> 08:57.640 ‫به طرز مشکوکی اطلاعات کمی داره. 08:57.760 --> 09:00.440 ‫خب، پس یه سرپوش‌گذاریه. ‫یعنی کار به مقامات بالا هم می‌رسه؟ 09:00.560 --> 09:03.320 ‫خب، محض اطلاع، خودم می‌دونم ‫دارین مسخره‌م می‌کنین. 09:04.480 --> 09:05.880 ‫ولی بذار یه نمونه دیگه 09:06.000 --> 09:09.280 ‫از چیزهایی رو بگم که هیچ توضیحی براش نداریم. 09:09.400 --> 09:12.400 ‫این رو نزدیک صحنه جرم پیدا کردیم 09:12.520 --> 09:15.720 ‫و چهار تای دیگه هم این اطراف پخش بودن. 09:17.080 --> 09:19.120 ‫جورج، بنظرت بتونیم یکم ‫کارها رو سریع‌تر پیش ببریم؟ 09:20.600 --> 09:22.600 ‫این قضیه‌اش چیه؟ 09:23.280 --> 09:25.280 ‫یه توده سنگه. 09:25.720 --> 09:27.720 ‫لعنتی، خیلی کارت درسته. 09:48.040 --> 09:49.880 ‫چیزی اینو سوزونده؟ 09:50.000 --> 09:52.000 ‫خورشید. 09:53.040 --> 09:54.160 ‫خورشید این بلا رو سرش آورده؟ 09:58.720 --> 10:00.400 ‫سعی کرده خودش رو به سایه برسونه. 10:00.520 --> 10:02.000 ‫این ردها رو می‌بینی؟ 10:02.120 --> 10:04.120 ‫شاید خواسته بره سمت درخت. 10:05.800 --> 10:08.640 ‫گفتن برای پیدا کردن دانشمند گمشده، ‫این اطراف رو گشتن. 10:08.760 --> 10:10.280 ‫ولی ماشین دیگه‌ای نبوده؟ 10:10.400 --> 10:11.680 ‫فقط همون یکی که اون عقب بود؟ 10:11.800 --> 10:13.800 ‫نه. تا جایی که ما می‌دونیم. 10:16.520 --> 10:18.520 ‫اگه پیاده باشه، مرده. 10:21.680 --> 10:22.920 ‫اون یکی چطور؟ 10:23.040 --> 10:25.040 ‫برجک. 11:11.680 --> 11:13.320 ‫پائول ادگارز. 11:13.440 --> 11:15.880 ‫ضربه شدید به سر و... 11:17.800 --> 11:19.960 ‫انگشت‌هاش کجان؟ 11:20.080 --> 11:22.400 ‫یه گشتی اطراف زدیم، ‫هنوز پیداشون نکردیم. 11:39.120 --> 11:41.600 ‫کالوم پاریش چرا باید هزینه ‫یه رادیوتلسکوپ رو تامین کنه؟ 11:41.720 --> 11:43.000 ‫نمی‌دونم. 11:43.120 --> 11:45.560 ‫نصف چیزای این شهر اسم این خانواده روشونه. 11:45.680 --> 11:47.680 ‫بد هم نیست، نه؟ 12:03.040 --> 12:05.040 ‫این صدا رو می‌شنوی؟ 13:01.000 --> 13:01.880 ‫آه! 13:02.000 --> 13:03.640 ‫اوه! 13:06.480 --> 13:08.720 ‫- جورج. ‫- من خوبم. خوبم. 13:27.040 --> 13:29.040 ‫پیداش کردم. 13:29.720 --> 13:32.080 ‫می‌تونیم یه لحظه درباره تنها بازمانده، کیت رینولدز، 13:32.200 --> 13:33.160 ‫حرف بزنیم؟ 13:33.280 --> 13:34.440 ‫آره، راستش واقعا اُمیدوار بودم 13:34.560 --> 13:36.120 ‫حرفش پیش کشیده بشه، اگه صادق باشم. 13:36.240 --> 13:37.760 ‫- واقعا؟ ‫- آره. 13:37.880 --> 13:41.000 ‫برای اونایی که تازه به جمعمون اضافه شدن، ‫هر وقت یه پرونده جدید داریم، 13:41.120 --> 13:42.520 ‫یه بخش از پرونده رو انتخاب می‌کنم 13:42.640 --> 13:45.360 ‫و برای مامانم، دنیس، پیام می‌فرستم. 13:45.480 --> 13:46.480 ‫یوهو! 13:46.600 --> 13:47.680 ‫- آره! ‫- ایول، دنیس. 13:47.800 --> 13:49.760 ‫اوه، پس از طرفدارهای دنیس هم اینجان. 13:49.880 --> 13:51.880 ‫این تی‌شرت یه کم ترسناکه، ولی بازم باحاله. 13:52.000 --> 13:53.560 ‫به مامانم پیام دادم 13:53.680 --> 13:54.920 ‫ببینم از این پرونده چی یادشه، 13:55.040 --> 13:56.560 ‫مخصوصا درباره کیت رینولدز. 13:56.680 --> 13:58.600 ‫و اونم امروز صبح جوابم رو داد. 13:58.720 --> 14:01.400 ‫- آماده‌این بشنوین؟ ‫- همیشه. 14:01.520 --> 14:02.760 ‫باشه. 14:02.880 --> 14:07.000 ‫«دیمین، من قتل‌های ایستگاه پریش رو یادمه. 14:07.120 --> 14:09.200 ‫«اون موقع توی سیلور پاین زندگی می‌کردیم، 14:09.320 --> 14:10.920 ‫کنار مارگو و فیل.» 14:11.040 --> 14:14.600 ‫اطلاعاتی که اصلا به درد نمی‌خوره، مامان. ‫لطفا حواست به موضوع باشه. 14:14.720 --> 14:17.440 ‫«دانشمندا توی یه ایستگاه تحقیقاتی کشته شدن.» 14:17.560 --> 14:18.920 ‫خب، برای دنیس بد هم نیست. 14:20.080 --> 14:21.520 ‫«اون زن، کیت رینولدز، 14:21.640 --> 14:24.000 ‫نامزد یکی از دانشمندا بود.» 14:24.120 --> 14:25.000 ‫- بوقِ ضایع! ‫- آره. هوم. 14:25.120 --> 14:26.200 ‫نه، باشه. 14:26.320 --> 14:27.960 ‫ببین، فقط دنیس نیست. 14:28.080 --> 14:29.680 ‫خیلی‌ها اینو اشتباه می‌گیرن. 14:29.800 --> 14:31.320 ‫اون نامزد کسی نبود. 14:31.440 --> 14:34.640 ‫یه اخترفیزیکدان فوق‌العاده کاربلد و موفق بود. 14:34.760 --> 14:36.320 ‫- آره. ‫- ولی مردم اینو فراموش می‌کنن. 14:36.440 --> 14:37.480 ‫درسته. 14:37.600 --> 14:39.440 ‫مامان، دفعه بعد بهتر جواب بده. 14:39.560 --> 14:41.560 ‫باشه؟ 14:45.440 --> 14:46.400 ‫اه! 14:46.520 --> 14:47.560 ‫لعنتی. 14:47.680 --> 14:49.680 ‫برو زار بزن، بچه‌جون. 14:50.640 --> 14:52.280 ‫الو؟ 14:52.400 --> 14:54.120 ‫الو؟ 14:54.240 --> 14:56.920 ‫میلی فارا هستم. تمام. 14:57.040 --> 14:58.280 ‫هی، فارا. 14:58.400 --> 15:00.000 ‫فرانکی اونجاست؟ 15:00.120 --> 15:02.120 ‫آه، بله، درسته. تایید میشه. 15:02.240 --> 15:05.520 ‫قبل از اینکه بیاریش پای خط، ‫اینو برای رئیس یادداشت کن. 15:06.680 --> 15:08.760 ‫چهار نفر کشته شدن، ‫یه نفر هم زنده پیدا شده. 15:08.880 --> 15:11.000 ‫کیت رینولدز رو با هلیکوپتر دارن می‌برن 15:11.120 --> 15:13.160 ‫به بیمارستان لیدی آو مرسی تا معاینه‌ش کنن. 15:13.280 --> 15:14.400 ‫مظنونه؟ 15:14.520 --> 15:16.280 ‫هنوز زوده که بشه گفت، ولی باهاش 15:16.400 --> 15:18.400 ‫یه...برخوردی داشتیم. 15:21.320 --> 15:23.600 ‫به چارلی بگو بیمارستان می‌بینیمش. 15:23.720 --> 15:25.360 ‫فرانکی رو بیار پای خط، باشه؟ 15:25.480 --> 15:27.480 ‫دریافت شد. 15:30.960 --> 15:31.840 ‫الو؟ 15:31.960 --> 15:34.920 ‫- مامان؟ ‫- سلام، موش کوچولوم. خوبی؟ 15:35.920 --> 15:37.920 ‫با میلی خوب رفتار می‌کنی؟ 15:41.880 --> 15:42.960 ‫فرانکی؟ 15:43.080 --> 15:45.120 ‫اونجا چجوریه؟ 15:46.160 --> 15:47.360 ‫خب، گرمه. 15:47.480 --> 15:49.160 ‫خیلی خشکه. 15:49.280 --> 15:51.840 ‫خیلی هم خاکیه. 15:51.960 --> 15:53.880 ‫یه کم دیگه برمی‌گردم. 15:54.000 --> 15:56.000 ‫دیر جواب بیسیم رو دادی. 15:57.000 --> 15:59.600 ‫می‌دونم. می‌دونم، ببخشید. 16:04.160 --> 16:06.280 ‫می‌خوای ساعت رو چک کنیم، عزیزم؟ 16:06.400 --> 16:08.400 ‫باشه. 16:09.240 --> 16:13.560 ‫الان ساعت 10:34 و 21 ثانیه‌ست، 16:13.680 --> 16:16.400 ‫22 ثانیه، 23 ثانیه. 16:16.520 --> 16:17.960 ‫ساعت منم همینه. 16:18.080 --> 16:20.440 ‫بفرما. ‫همون ساعته. 16:21.920 --> 16:23.080 ‫و اگه یوقت بترسی 16:23.200 --> 16:24.360 ‫یا احساس تنهایی کنی، 16:24.480 --> 16:25.760 ‫اونوقت چیکار می‌کنی؟ 16:25.880 --> 16:27.560 ‫به ساعتم نگاه می‌کنم. 16:27.680 --> 16:29.120 ‫چرا؟ 16:29.240 --> 16:31.240 ‫چون می‌دونم تو هم همین ساعت رو داری. 16:32.640 --> 16:35.520 ‫هر جا که باشم، فرانک، ساعت همونه. 16:38.720 --> 16:42.520 ‫ببین، باید برم. با میلی خوب باش، باشه؟ ‫دوستت دارم. 16:43.560 --> 16:45.560 ‫منم دوستت دارم. 16:50.960 --> 16:52.960 ‫می‌خوام اتاق کیت رینولدز رو ببینم. 17:00.160 --> 17:02.920 ‫هنوزم با فرانکی قضیه ساعت رو انجام می‌دی؟ 17:03.040 --> 17:04.160 ‫انگار کمکش می‌کنه. 17:04.280 --> 17:06.880 ‫هنوز یه کم حالش گرفته‌ست؟ 17:07.000 --> 17:09.680 ‫خیلی نگران می‌شه. ‫بیشتر نگران من می‌شه. 17:10.680 --> 17:11.920 ‫می‌دونه تو شکست‌ناپذیری؟ 17:12.040 --> 17:13.160 ‫بهش گفتی؟ 17:13.280 --> 17:15.160 ‫راستی، من می‌دونم تو کی هستی. 17:15.280 --> 17:17.880 ‫آره. هردومون می‌دونیم. 17:18.880 --> 17:19.960 ‫جدی؟ 17:20.080 --> 17:21.040 ‫- ممنون. ‫- آره. 17:21.160 --> 17:22.200 ‫داریل اول متوجهت شد. 17:22.320 --> 17:24.080 ‫مطمئن نبودم خودتی. 17:24.200 --> 17:27.280 ‫ما توی آکادمی درباره مورلند درس خوندیم. 17:27.400 --> 17:28.760 ‫- آره؟ ‫- هوم. 17:28.880 --> 17:32.440 ‫خب، خوشحالم. ‫واقعا خوشحالم. 17:32.560 --> 17:33.880 ‫آره. 17:34.000 --> 17:35.560 ‫نشونه‌هایی از تلاش برای ورود زورکی 17:35.680 --> 17:36.760 ‫به اتاق کیت رینولدز دیده می‌شه. 17:38.080 --> 17:39.400 ‫خوب نمی‌تونم توضیحش بدم. 17:39.520 --> 17:40.680 ‫نه... 17:40.800 --> 17:43.240 ‫قفل رو شکسته بودن. 17:43.360 --> 17:45.760 ‫تو همچین موقعیتی آدم فرصت فکر کردن نداره. 17:45.880 --> 17:47.400 ‫اصلا وقت نداری. فقط... 17:47.520 --> 17:50.280 ‫غریزی عمل می‌کنی؟ 17:50.400 --> 17:51.840 ‫دقیقا همینطوره. 17:53.560 --> 17:55.480 ‫با تخت جلوی در رو گرفته بودن. 17:55.600 --> 17:58.880 ‫ببین، آدم تو اون شرایط فکر نمی‌کنه... 18:00.640 --> 18:02.760 ‫خب، ما اینجا زیاد با گروگان‌گیری سروکار نداریم. 18:03.880 --> 18:05.600 ‫اون قضیه بنی مالیگان رو ‫یادت رفته که یه بار خودش رو 18:05.720 --> 18:06.760 ‫توی کافه حبس کرد؟ 18:06.880 --> 18:08.120 ‫آره، خب، چیزی که اون توی مورلند 18:08.240 --> 18:09.520 ‫از سر گذروند با این فرق داره. 18:09.640 --> 18:10.640 ‫- خب، آره. ‫- نه. 18:10.760 --> 18:13.160 ‫تنهایی وارد یه درگیری خانوادگی می‌شه. 18:13.280 --> 18:16.200 ‫یه‌دفعه تبدیل به یه گروگان‌گیری تمام‌عیار با بچه‌ها میشه. 18:16.320 --> 18:17.720 ‫نمی‌خوام بگم اینا عین همن... 18:17.840 --> 18:19.080 ‫نه، ولی داری درباره همون ماجرایی حرف می‌زنی که 18:19.160 --> 18:20.240 ‫بنی مالیگان خودش رو توی کافه حبس کرد. 18:20.360 --> 18:22.040 ‫داریل، داری ارزش کارش رو پایین میاری. 18:22.160 --> 18:23.200 ‫بی‌احترامی می‌کنی. 18:23.320 --> 18:24.520 ‫- دارم سعی می‌کنم... ‫- بچه‌ها، بچه‌ها. 18:27.880 --> 18:28.800 ‫میک؟ 18:34.440 --> 18:36.440 ‫اون دیگه کیه؟ 18:57.600 --> 18:59.600 ‫هی! 19:06.800 --> 19:10.120 ‫هی! چه غلطی می‌کنی؟ 19:10.240 --> 19:12.960 ‫من کالوم پاریشم. ‫اینجا متعلق به منه. 19:13.080 --> 19:14.800 ‫نه، اینجا صحنه جرم منه 19:14.920 --> 19:17.160 ‫و تو همین الان یه هلیکوپتر رو وسطش فرود آوردی. 19:18.200 --> 19:19.680 ‫می‌دونم یه اتفاقی افتاده. 19:19.800 --> 19:21.720 ‫هی! اینجا صحنه جرمه. 19:21.840 --> 19:24.560 ‫ببین، نمی‌خوام مزاحم کسی بشم، باشه؟ 19:24.680 --> 19:26.280 ‫- عالیه. ‫- فقط اومدم کمک کنم. 19:26.400 --> 19:29.000 ‫پس گمشو. ‫این بهترین کمکیه که می‌تونی بکنی. 19:29.120 --> 19:30.960 ‫هی، هی، گوش کن. 19:31.080 --> 19:32.360 ‫هوا گرمه. ‫روز خیلی طولانی‌ای بوده. 19:32.480 --> 19:34.400 ‫یه نفر با چکش به سرش ضربه خورده. 19:34.520 --> 19:36.080 ‫هیچ‌کدوم از اینا ایده‌آل نیست. 19:40.920 --> 19:42.920 ‫همه‌چی مرتبه؟ 19:43.240 --> 19:44.760 ‫فقط می‌خوام در جریان کار باشم. 19:44.880 --> 19:46.280 ‫خب، تبریک می‌گم. 19:46.400 --> 19:47.360 ‫الان دیگه در جریانی. 19:47.480 --> 19:49.480 ‫باشه؟ 19:51.280 --> 19:53.280 ‫باشه. 19:56.560 --> 19:57.680 ‫بریم! 20:19.240 --> 20:21.560 ‫حالا وقتی حرف جورجیا کوک میشه، 20:21.680 --> 20:23.280 ‫تو... 20:23.400 --> 20:25.000 ‫چطوری بگم؟ 20:25.880 --> 20:30.720 ‫من برای کارش به‌عنوان یه بازپرس، ‫احترام زیادی قائلم. 20:30.840 --> 20:31.920 ‫آره. 20:32.040 --> 20:34.040 ‫ولی خب...طرفدارشم. 20:34.160 --> 20:36.040 ‫- معلومه. ‫- صددرصد. 20:37.360 --> 20:39.080 ‫حالا تو می‌گی بهش به‌عنوان یه بازپرس 20:39.200 --> 20:40.080 ‫احترام می‌ذاری، 20:40.200 --> 20:41.840 ‫ولی بذار نقش وکیل مدافع شیطان رو بازی کنم، 20:41.960 --> 20:44.800 ‫به نظرم اون... 20:45.840 --> 20:48.880 ‫می‌دونی، در بهترین حالت، کاملا بی‌کفایت بوده. 20:49.000 --> 20:50.760 ‫و در بدترین حالت... 20:50.880 --> 20:52.440 ‫...کاملا از کنترل خارج و خطرناک بوده. 20:52.560 --> 20:53.480 ‫اوووه. 20:53.600 --> 20:56.040 ‫- هووو! ‫- اه، خفه شین. همین‌طور بوده. 20:57.040 --> 20:58.760 ‫باشه، قبول می‌کنم 20:58.880 --> 21:01.720 ‫که جورجیا کوک در آخر پرونده، 21:01.840 --> 21:03.040 ‫دیگه صلاحیت انجام وظیفه میدانی رو نداشته. 21:03.160 --> 21:04.640 ‫آره، خب، این دیگه جای بحث نداره. 21:04.760 --> 21:06.000 ‫اون به دو نفر شلیک کرد. 21:06.120 --> 21:08.720 ‫ولی خب، می‌دونم با توجه 21:08.840 --> 21:10.440 ‫به سرنوشتی که پیدا کرد، 21:10.560 --> 21:12.200 ‫بعید به نظر می‌رسه، اما در واقع ممکنه 21:12.320 --> 21:14.840 ‫درباره خیلی از چیزها حق باهاش بوده باشه. 21:14.960 --> 21:16.840 ‫هممم. 21:16.960 --> 21:19.520 ‫و... وقتی می‌گی «سرنوشتی که پیدا کرد»... 21:19.640 --> 21:20.600 ‫هوم. 21:20.720 --> 21:22.240 ‫فکر کنم بعضی از آدمای اینجا 21:22.360 --> 21:24.560 ‫احتمالا نمی‌فهمن داری به چی اشاره می‌کنی. 21:24.680 --> 21:28.080 ‫خب، اون الان توی یه مرکز درمانیه. 21:28.200 --> 21:29.800 ‫بچه‌ها، توی بیمارستان روانی بستریه. 21:29.920 --> 21:31.960 ‫- اوه... ‫- رسما دیوونه شده. 21:32.080 --> 21:34.800 ‫و 37 ساله که توی بیمارستان روانیه. 21:35.400 --> 21:41.000 ‫[اوایل همان روز ‫37 سال پس از قتل‌ها] 21:54.920 --> 21:56.400 ‫داری چیکار می‌کنی، رفیق؟ 21:56.520 --> 21:58.520 ‫مازجیک‌ها؟ 21:59.240 --> 22:01.240 ‫سعی داری منو عصبانی کنی؟ 22:03.600 --> 22:06.560 ‫لئونارد، می‌دونی چی رو بیشتر از همه ‫توی بازی‌هامون دوست دارم؟ 22:07.920 --> 22:09.920 ‫گفت‌وگو. 22:11.400 --> 22:13.400 ‫چالش. 22:20.320 --> 22:22.280 ‫اوه، لئونارد، ای عوضی! 22:22.400 --> 22:25.240 ‫«مازجیک. دهقان روس.» 22:25.360 --> 22:27.480 ‫هی، بری، تا حالا کلمه «مازجیک» به گوشت خورده؟ 22:27.600 --> 22:28.760 ‫اه، این دیگه چه مزخرفیه. 22:28.880 --> 22:30.160 ‫می‌خوام به مسئولای فرهنگ لغت شکایت کنم، 22:30.280 --> 22:31.400 ‫همین کارو می‌کنم. 22:31.520 --> 22:33.320 ‫یه نفر اومده دیدنت. 22:33.440 --> 22:35.440 ‫بفرما، رفیق. 22:41.560 --> 22:44.000 ‫به این بازی دست بزنی، آتیشت می‌زنم. 22:45.800 --> 22:47.800 ‫مازجیک‌ها! 23:02.160 --> 23:04.160 ‫میلی فارا لعنتی. 23:04.960 --> 23:06.960 ‫خیلی وقته گذشته. 23:09.200 --> 23:11.280 ‫مدتی بود می‌خواستم بیام اینجا و ببینمت. 23:12.520 --> 23:13.960 ‫فکر کنم آخرین بار... 23:14.080 --> 23:16.080 ‫کریسمس 2010 بود. 23:17.240 --> 23:19.320 ‫ملاقاتی زیادی ندارم. ‫معمولا یادم می‌مونه کی میاد. 23:22.320 --> 23:24.680 ‫خب، خیلی وقته. 23:24.800 --> 23:27.600 ‫آره. همه‌مون گرفتاریم. 23:28.680 --> 23:30.680 ‫بشین. 23:41.400 --> 23:43.400 ‫الان مسئول بخش قتل هستم. 23:46.160 --> 23:47.840 ‫کلمه «مازجیک» رو شنیدی؟ 23:47.960 --> 23:51.800 ‫آره، فکر کنم یعنی «دهقان»، درسته؟ 23:51.920 --> 23:53.760 ‫دیدی؟ باهوشی. 23:53.880 --> 23:55.880 ‫واسه همینه که مسئول بخش قتلی. 23:57.160 --> 23:59.160 ‫چقدر از پرونده پاریش یادت مونده؟ 23:59.960 --> 24:01.440 ‫یعنی، یه زمانی بود که اینجا 24:01.560 --> 24:03.560 ‫خیلی بهش فکر می‌کردی، مگه نه؟ 24:04.360 --> 24:06.360 ‫جزئیاتش چقدر یادت مونده؟ 24:07.920 --> 24:10.760 ‫قضیه چیه، فارا؟ ‫داری کتاب می‌نویسی؟ 24:12.000 --> 24:13.000 ‫سه هفته پیش، 24:13.120 --> 24:15.000 ‫جسد مردی به اسم کلیتون والاس 24:15.120 --> 24:17.240 ‫توی زمین‌های بایر نزدیک فرودگاه پیدا شد. 24:17.360 --> 24:20.360 ‫گلوش بریده شده. ‫دندون‌هاش رو هم کشیده بودن. 24:20.480 --> 24:22.480 ‫درست مثل گری بوید. 24:23.600 --> 24:25.640 ‫بعدش، دو روز پیش، 24:25.760 --> 24:27.320 ‫جسد یه دانشجو به اسم تاد فینچ رو 24:27.440 --> 24:30.920 ‫توی یه ساحل در حومه شمالی پیدا کردن. 24:31.040 --> 24:33.400 ‫صورتش له شده بود، ‫انگشت‌هاش هم قطع شده بود. 24:33.520 --> 24:35.200 ‫درست مثل پائول ادگارز. 24:35.320 --> 24:37.320 ‫باشه. 24:39.280 --> 24:41.520 ‫یکی داره قتل‌های ایستگاه رو اینجا، ‫توی شهر، 24:41.640 --> 24:43.640 ‫همینجا، دوباره تکرار می‌کنه. 24:45.240 --> 24:47.240 ‫دوباره شروع شده. 24:49.360 --> 24:50.480 ‫باشه. 24:50.600 --> 24:52.600 ‫دست‌ها بالا. 24:53.240 --> 24:55.320 ‫[37 سال قبل] 24:55.360 --> 24:57.520 ‫اوه، نزدیک بود بگیرمش. 24:57.640 --> 24:59.680 ‫دوباره امتحان کن. 25:05.000 --> 25:06.520 ‫فرانکی؟ 25:08.560 --> 25:10.560 ‫فرانکی، خوبی؟ 25:11.440 --> 25:13.440 ‫اون کیه؟ 25:17.160 --> 25:19.560 ‫اون کسیه که قراره مامانت باهاش صحبت کنه. 25:38.200 --> 25:39.640 ‫فرانکی،دخترم! 25:41.000 --> 25:42.000 ‫هی. 25:42.120 --> 25:44.280 ‫اوه! امروز میلی چی به خوردت داده؟ 25:44.400 --> 25:46.440 ‫بهت آجر داده؟ هان؟ 25:46.560 --> 25:48.600 ‫خوبی؟ 25:48.720 --> 25:50.400 ‫تا یه لحظه پیش حالش عالی بود. 25:50.520 --> 25:51.760 ‫ممنون بابت زحمتی که کشیدی. 25:51.880 --> 25:53.080 ‫خواهش می‌کنم. 25:53.200 --> 25:55.200 ‫پاپی خیلی زود میاد دنبالت، باشه؟ 25:55.320 --> 25:58.480 ‫اوه، سلام کدوتنبل. خوبی؟ ‫حالت خوبه؟ 26:00.520 --> 26:02.520 ‫باشه. 26:03.720 --> 26:05.800 ‫اوه، خدایا! دختر، حسابی ضربه خوردی. 26:05.920 --> 26:06.880 ‫حالش چطوره؟ 26:07.000 --> 26:08.120 ‫آب بدنش کم شده. 26:08.240 --> 26:10.120 ‫مچ پاش پیچ خورده. ‫یه مقدار هم پوستش تحریک شده... 26:10.240 --> 26:12.240 ‫حالش خوبه. 26:12.920 --> 26:15.400 ‫من و دکتر کان داریم همچنان درباره 26:15.520 --> 26:18.680 ‫دسترسی به تنها شاهد ‫یه قتل چهارگانه صحبت می‌کنیم. 26:18.800 --> 26:20.080 ‫یه اختلاف‌نظر کوچیکی داریم. 26:20.200 --> 26:22.280 ‫نیم ساعت دیگه می‌تونی باهاش صحبت کنی. 26:22.400 --> 26:23.680 ‫نیم ساعت؟ 26:23.800 --> 26:25.760 ‫ولی کوتاه و آروم باشه. 26:25.880 --> 26:27.880 ‫سراغ موضوعات استرس‌زا نرو. 26:28.440 --> 26:31.400 ‫اون توی صحنه یه قتل‌عام پیدا شده. ‫ممکنه این موضوع پیش بیاد. 26:32.400 --> 26:34.400 ‫فقط با احتیاط پیش برو. 26:47.120 --> 26:48.800 ‫برای این کار به من نیازی نداری. 26:48.920 --> 26:50.720 ‫همه پرونده‌های قدیمی دستته. 26:50.840 --> 26:53.720 ‫دیدیشون، جورجیا. ‫به هیچ دردی نمی‌خورن. 26:54.960 --> 26:57.520 ‫حالا چارلی لاک‌وود مرده. 26:57.640 --> 26:59.840 ‫میک تورن هم معلوم نیست کجاست. 27:02.360 --> 27:05.240 ‫ولی تو اینجایی. ‫همه‌ش توی ذهنته. 27:05.360 --> 27:07.480 ‫آره، ولی مشکل همینه. ‫همه‌ش توی ذهنمه. 27:07.600 --> 27:10.400 ‫نظرت چیه به هم کمک کنیم؟ 27:10.520 --> 27:12.000 ‫چه‌جوری؟ 27:12.120 --> 27:13.800 ‫می‌تونم برای یه مدت از اینجا بیارمت بیرون. 27:13.920 --> 27:15.920 ‫نمی‌خوام از اینجا برم. 27:17.720 --> 27:19.720 ‫اگه بتونم ببرمت پیش فرانکی چی؟ 27:21.520 --> 27:23.520 ‫می‌دونم دنبالش گشتی. 27:24.000 --> 27:26.360 ‫اون اینجاست، توی شهر، جورجیا. ‫همین‌جا. 27:29.320 --> 27:31.800 ‫اوه، واقعا آدم عوضی‌ای هستی، می‌دونی؟ 27:33.000 --> 27:36.560 ‫یه گوشه‌ای از وجودت نیست، ‫حتی یه گوشه کوچیک، 27:36.680 --> 27:38.680 ‫که بخواد بفهمه آخر این ماجرا به کجا می‌رسه؟ 27:40.280 --> 27:41.880 ‫و می‌دونم به اندازه کافی ثبات داری. 27:42.000 --> 27:45.440 ‫آره، دارم. و می‌دونی چطور به اینجا رسیدم. 27:46.440 --> 27:49.640 ‫قبول کردم که تک‌تک نتیجه‌گیری‌هام اشتباه بودن. 27:50.720 --> 27:54.560 ‫به طرز غم‌انگیزی اشتباه بودن. ‫خیلی طول کشید تا بتونم اینو بپذیرم. 27:54.680 --> 27:58.680 ‫به‌سختی بهش رسیدم. ‫اینجا بهش می‌گیم «پیشرفت». 28:03.840 --> 28:05.840 ‫واقعا می‌دونی فرانکی کجاست؟ 28:06.760 --> 28:08.760 ‫مزخرف که تحویلم نمیدی؟ 28:09.160 --> 28:11.160 ‫می‌دونم کجاست. 28:11.880 --> 28:15.200 ‫و اونجا سه کلمه هست که لاتینن. 28:15.320 --> 28:17.360 ‫- هی، هی، اینجاست. ‫- پاپی! 28:17.480 --> 28:19.440 ‫سلام، موش کوچولو. 28:19.560 --> 28:21.080 ‫اون تنبلِ لعنتی رو ببین. 28:21.200 --> 28:22.680 ‫هی، چارلی. حواست به دخترا هست؟ 28:22.800 --> 28:24.040 ‫آره، رفیق. 28:24.160 --> 28:25.440 ‫چکش. 28:25.560 --> 28:26.960 ‫چکش؟ 28:27.080 --> 28:29.960 ‫خب، آره. ولی این یکی خوبه. 28:30.080 --> 28:32.080 ‫بازنشستگی خوبه؟ ‫دلت برای این چیزا تنگ نشده؟ 28:32.200 --> 28:34.280 ‫اصلا، رفیق. اصلا. 28:34.400 --> 28:35.720 ‫الان می‌تونی بیای داخل. 28:35.840 --> 28:37.960 ‫هی، برای پاپی دختر خوبی هستی؟ 28:38.080 --> 28:39.680 ‫اوه، معلومه که هست. 28:39.800 --> 28:41.840 ‫می‌خوایم کریکت تست رو ببینیم، ‫مگه نه موش کوچولو؟ 28:41.960 --> 28:44.680 ‫هی، یادته درباره آلن بوردر چی بهت گفتم؟ 28:44.800 --> 28:46.560 ‫- بازیکن خیلی خوبیه. ‫- آره، بعدش؟ 28:46.680 --> 28:47.800 ‫باید بعد از بازی هند بازنشسته می‌شد. 28:47.920 --> 28:49.320 ‫باید بعد از بازی هند بازنشسته می‌شد. ‫آفرین دختر خوب. 28:49.440 --> 28:51.440 ‫می‌خوای یه چک کنیم؟ 28:52.000 --> 28:53.680 ‫ساعت 2:34 دقیقه و... 28:53.800 --> 28:56.920 ‫17،18،19... 29:00.080 --> 29:01.120 ‫مامان. 29:02.280 --> 29:03.520 ‫نکن. 29:14.200 --> 29:16.200 ‫هی، یه لحظه وایسا. 29:17.080 --> 29:20.120 ‫هی، لئونارد. باید یه مدت برم. 29:20.240 --> 29:22.240 ‫خب، این دست رو مساوی حساب کنیم؟ 29:23.160 --> 29:25.160 ‫قبل از اینکه بفهمی برمی‌گردم. 29:28.040 --> 29:29.280 ‫نکن. 29:43.480 --> 29:45.160 ‫من جورجیا کوک هستم. 29:45.280 --> 29:47.240 ‫اینم مایکل تورنه. 29:47.360 --> 29:49.520 ‫ما پلیسیم. 29:49.640 --> 29:50.920 ‫قبلا دیدمت. 29:51.040 --> 29:54.360 ‫آره، امروز صبح سعی کردی ‫با چکش منو بکشی. 29:54.480 --> 29:57.280 ‫نه، منظورم امروز صبح نیست. 29:57.400 --> 29:59.400 ‫قبل از اون. 30:00.880 --> 30:02.880 ‫کیت رو ترجیح می‌دی یا کاترین؟ 30:03.680 --> 30:05.440 ‫یا دکتر رینولدز؟ 30:05.560 --> 30:07.800 ‫تا جایی که می‌دونم، مدرک دکترا داری. 30:07.920 --> 30:10.320 ‫- من کیتم. ‫- کیت، باشه. 30:10.440 --> 30:12.440 ‫خوبه. 30:13.320 --> 30:14.680 ‫کیت، می‌دونی کجایی؟ 30:14.800 --> 30:16.800 ‫بیمارستان. 30:19.320 --> 30:21.640 ‫یه اتفاقی توی ایستگاه تحقیقاتی افتاده. 30:22.640 --> 30:23.600 ‫همه‌شون مردن. 30:23.720 --> 30:25.720 ‫درسته. 30:26.600 --> 30:28.600 ‫متاسفم. 30:29.560 --> 30:32.160 ‫می‌تونی بگی اونجا چه اتفاقی افتاد؟ 30:32.280 --> 30:34.840 ‫اون در تاریکی خفته، 30:34.960 --> 30:37.200 ‫گرسنه از سال‌های بی‌پایان. 30:40.800 --> 30:42.800 ‫دوباره می‌گی چی گفتی؟ 30:48.400 --> 30:50.320 ‫کیت، چه بلایی سر پوستت اومده؟ ‫سوختی... 30:50.440 --> 30:53.720 ‫باید از من دورش کنی. ‫باید از بدنم خارج بشه. 30:54.720 --> 30:56.480 ‫اشکالی نداره. ‫می‌تونه...می‌تونه خارج بشه. 30:56.600 --> 30:59.040 ‫ببینید، خانم رینولدز... 30:59.160 --> 31:02.760 ‫بهترین کاری که الان می‌تونی بکنی ‫اینه که بهمون بگین چی دیدی. 31:04.240 --> 31:06.240 ‫چی دیدم؟ 31:06.760 --> 31:07.800 ‫چی دیدم؟! 31:07.920 --> 31:09.760 ‫- اشکالی نداره... ‫- می‌خوای بدونی چی دیدم؟ 31:09.880 --> 31:11.760 ‫نه، خواهش می‌کنم! ‫باید ازم بیرونش بیارین! 31:11.880 --> 31:13.280 ‫نگهش دارین. 31:13.400 --> 31:14.640 ‫- نگهش دارین! ‫- کمک لازم داریم. 31:14.760 --> 31:16.120 ‫پنج میلی‌گرم! 31:18.400 --> 31:19.680 ‫بیرونش بیارین! 31:37.480 --> 31:39.560 ‫فکر کنم خیلی راحت فراموش می‌کنیم 31:39.680 --> 31:42.440 ‫که این چیز با چه سرعتی حرکت می‌کنه. 31:42.560 --> 31:44.920 ‫چهار روز. ‫کل ماجرا همین چهار روزه. 31:45.040 --> 31:47.840 ‫چهار روز بعد از لحظه‌ای که اون مصاحبه انجام شد، 31:47.960 --> 31:49.320 ‫کیت رینولدز می‌میره 31:49.440 --> 31:51.240 ‫و همه‌چیز تموم می‌شه. 31:51.360 --> 31:53.680 ‫اما در عین حال، همه‌چیز از همون‌جا شروع می‌شه، 31:53.800 --> 31:58.320 ‫چون مرگ اون کلی سوال بی‌جواب به جا می‌ذاره 31:58.440 --> 32:02.080 ‫و مردم دهه‌ها سعی می‌کنن ‫جوابشون رو پیدا کنن. 32:27.760 --> 32:29.440 ‫فقط بهمون بگو چی دیدی. 32:29.560 --> 32:31.560 ‫چی دیدم؟ 32:32.560 --> 32:33.760 ‫چی دیدم؟! 32:36.760 --> 32:38.160 ‫نگهش دارین. 32:38.280 --> 32:39.480 ‫نگهش دارین. 32:40.960 --> 32:43.040 ‫بهترین کاری که الان می‌تونی بکنی... 32:43.160 --> 32:44.560 ‫چی دستته؟ 32:44.680 --> 32:47.240 ‫این‌ها...دانشگاه اینا رو فرستاده. 32:47.360 --> 32:49.480 ‫- کدوم دانشگاه؟ ‫- چی دیدم؟ 32:49.600 --> 32:51.040 ‫دانشگاهی که با بنیاد شرکت معدنی پاریش 32:51.160 --> 32:52.760 ‫روی این پروژه کار می‌کنه. 32:52.880 --> 32:54.440 ‫بهترین کاری که الان می‌تونی بکنی... 32:54.560 --> 32:56.560 ‫اونجا یه دستگاه فکس داشتن. 32:57.400 --> 32:59.600 ‫این‌ها گزارش‌هاییه که فرستادن. 32:59.720 --> 33:02.200 ‫فکر نمی‌کنم چیز خاصی توشون باشه، ‫ولی می‌تونم یه نگاهی بندازم. 33:02.320 --> 33:04.760 ‫«در چگالی‌های پایین، ‫جفت‌شدن موج اِس غالب است.» 33:04.880 --> 33:06.000 ‫خدای من، فارا. 33:06.120 --> 33:07.400 ‫فکر کنم کشفش کردی. 33:07.520 --> 33:09.040 ‫کیت، چه بلایی سر پوستت اومده؟ 33:09.160 --> 33:10.080 ‫سوختی... 33:14.960 --> 33:18.040 ‫هی، می‌دونستی این کارت واقعا رو اعصابه؟ 33:18.160 --> 33:19.400 ‫دنبال یه چیزیم. 33:20.880 --> 33:23.080 ‫اون در تاریکی خفته، 33:23.200 --> 33:25.640 ‫گرسنه از سال‌های بی‌پایان. 33:25.760 --> 33:28.120 ‫همین. این چیه؟ 33:28.240 --> 33:30.120 ‫سعی می‌کنه با ادعای جنون از خودش دفاع کنه. 33:30.240 --> 33:31.560 ‫از یه جاییه. 33:31.680 --> 33:32.720 ‫شاید از انجیل باشه؟ 33:32.840 --> 33:34.840 ‫بعید می‌دونم. 33:35.640 --> 33:38.320 ‫هی، میک، بهت گفتم بابا برای کریسمس ‫چی واسه فرانکی گرفته؟ 33:38.440 --> 33:40.760 ‫- نه. ‫- یه کتاب داستان‌های انجیل. 33:40.880 --> 33:41.960 ‫خوبه که. 33:42.080 --> 33:45.000 ‫نه، خوب نیست. ‫حتی ازم نپرسید. 33:45.120 --> 33:46.400 ‫منظورم اینه، برام مهم نیست 33:46.520 --> 33:47.800 ‫اگه می‌خواد برای خداش عبادت کنه، 33:47.920 --> 33:49.080 ‫ولی اون بچه رو قاطی این ماجرا نکنه. 33:49.200 --> 33:50.800 ‫اون الان فقط یه بچه کوچولوی ترسیده‌ست. 33:50.920 --> 33:52.920 ‫می‌شه حرف بزنیم؟ 33:53.040 --> 33:55.120 ‫- آره. ‫- نه، فقط کوک. 34:08.360 --> 34:10.360 ‫ایشون گروهبان کارآگاه کوکه. 34:11.160 --> 34:12.040 ‫چارلی... 34:12.160 --> 34:13.040 ‫فکر کنم قبلا با 34:13.160 --> 34:15.280 ‫معاون کمیسر کاریک آشنا شدین. 34:15.400 --> 34:17.480 ‫امروز صبح به کالوم پاریش حمله کردی؟ 34:17.600 --> 34:19.320 ‫نه، من به کالوم پاریش حمله نکردم. 34:19.440 --> 34:21.440 ‫اون می‌گه حمله کردی. ‫می‌گه هلش دادی. 34:21.560 --> 34:23.280 ‫داشت وارد صحنه جرم می‌شد. 34:23.400 --> 34:24.760 ‫من جلوی ورودش رو گرفتم. 34:24.880 --> 34:26.160 ‫واقعا داریم جدی درباره این حرف می‌زنیم؟ 34:26.280 --> 34:27.680 ‫پس بهش حمله کردی؟ 34:27.800 --> 34:30.520 ‫همون‌طور که گفتم، داشت وارد صحنه جرم می‌شد. 34:30.640 --> 34:34.000 ‫قصد شکایت نداره. ‫یه عذرخواهی کافیه. 34:34.120 --> 34:38.560 ‫این شماره شخصی اونه. 34:38.680 --> 34:40.560 ‫شماره‌ش رو همین‌جوری حفظی، مگه نه؟ 34:40.680 --> 34:41.560 ‫جورج! 34:41.680 --> 34:42.720 ‫گروهبان، می‌دونم 34:42.840 --> 34:44.960 ‫اتفاقاتی که اخیرا براتون افتاده ممکنه 34:45.080 --> 34:46.840 ‫هنوز هم اثرات خودشون رو داشته باشن. 34:46.960 --> 34:49.360 ‫پارسال همین موقع یه تصادف رانندگی داشتی 34:49.480 --> 34:50.600 ‫که توش شوهرت رو از دست دادی. 34:50.720 --> 34:52.640 ‫- درست می‌گم؟ ‫- بله، درسته. 34:52.760 --> 34:54.080 ‫- دخترت هم زخمی شد... ‫- اوه، پیت... 34:54.200 --> 34:55.360 ‫چهار دقیقه مرده بود. 34:55.480 --> 34:57.200 ‫الان حالش چطوره؟ 34:57.320 --> 34:58.440 ‫- عالیه. ‫- خیلی خوب. 34:58.560 --> 34:59.720 ‫چون تنها چیزی که برام مهمه 34:59.840 --> 35:01.960 ‫اینکه توی این شرایط، ‫هر حمایتی که لازم داری دریافت کنی. 35:02.080 --> 35:03.600 ‫اگه لازم باشه مدتی مرخصی بگیری... 35:03.720 --> 35:04.680 ‫کارمون تمومه؟ 35:04.800 --> 35:05.720 ‫ازش عذرخواهی می‌کنی. 35:05.840 --> 35:07.000 ‫بی‌خیال، پیت. 35:07.120 --> 35:08.120 ‫دارم با اون حرف می‌زنم. 35:08.240 --> 35:10.240 ‫عذرخواهی می‌کنم. 35:28.120 --> 35:29.680 ‫امشب روی تخت تاشوی من بخواب، 35:29.800 --> 35:31.800 ‫البته اگه مشکلی نداری. 35:32.760 --> 35:34.760 ‫باشه. 35:37.480 --> 35:39.480 ‫اون... می‌دونی، اون... 35:40.440 --> 35:42.440 ‫یه دکمه داره. 35:43.560 --> 35:46.720 ‫آها، یه دکمه داره. 35:51.440 --> 35:53.360 ‫اهوم. 35:54.560 --> 35:56.560 ‫توی ماشین سیگار نکش. 36:15.800 --> 36:17.400 ‫شاید بتونیم ماگ درست کنیم، 36:17.520 --> 36:19.960 ‫مثلا با یه لوگوی کوچیک از ایستگاه پریش روشون. 36:20.080 --> 36:21.560 ‫فکر کنم مردم خوششون بیاد. 36:21.680 --> 36:24.000 ‫البته راستش نمی‌دونم ‫مردم از چی خوششون میاد. 36:24.120 --> 36:26.120 ‫ممنون. 36:26.480 --> 36:27.720 ‫راستی، درباره جورجیا کوک 36:27.840 --> 36:29.320 ‫و کیت رینولدز خیلی تند نرفتم، نه؟ 36:29.440 --> 36:31.320 ‫فقط نمی‌خوام مردم فکر کنن دارم آدم‌های 36:31.440 --> 36:33.080 ‫آسیب‌پذیرتر رو تحقیر می‌کنم، می‌دونی، 36:33.200 --> 36:34.360 ‫با این قضیه بیماری روانی و این حرف‌ها. 36:34.480 --> 36:35.760 ‫نه، خوب بود. 36:35.880 --> 36:37.880 ‫خوبه. مرسی. 36:38.600 --> 36:40.640 ‫این نصف مبلغه دیگه، درسته؟ 36:40.760 --> 36:42.760 ‫ردیفه. همه‌چی خوبه. فردا می‌بینمت. 36:43.720 --> 36:44.800 ‫راستی، تو از کدوم طرف می‌ری... 36:44.920 --> 36:46.920 ‫فردا می‌بینمت. 36:48.080 --> 36:49.200 ‫فردا می‌بینمت. 37:01.920 --> 37:04.080 ‫بچه داری؟ 37:04.200 --> 37:06.200 ‫نه. 37:08.800 --> 37:10.800 ‫- شوهر؟ ‫- نه. 37:14.000 --> 37:16.000 ‫خب، گپ خوبی بود. 38:28.200 --> 38:30.200 ‫خیلی تا دیروقت نمون. 38:57.080 --> 39:00.360 ‫خب، تخت آماده‌ست. ‫یه فنجون دیگه چای می‌خوای؟ 39:00.480 --> 39:02.480 ‫نه، میل ندارم. 39:06.720 --> 39:09.320 ‫آره، هنوز اینجاست. 39:10.640 --> 39:12.640 ‫برات یه حوله میارم. 40:03.160 --> 40:05.160 ‫خب، وقت خوابه. 40:06.200 --> 40:08.320 ‫یکی از اینا رو برام می‌خونی؟ 40:08.440 --> 40:11.240 ‫اوه، مامانت زیاد از اون کتاب خوشش نمیاد، عزیزم. 40:12.920 --> 40:15.760 ‫باشه، فقط یکی، خب؟ 40:15.880 --> 40:17.040 ‫بعدش وقت خوابه. 40:18.840 --> 40:21.840 ‫خب، بذار ببینیم... 40:22.920 --> 40:25.600 ‫اوه...این یکم چندشه. 40:27.840 --> 40:30.080 ‫آها! باشه. 40:30.200 --> 40:31.720 ‫آماده‌ای؟ 40:31.840 --> 40:34.640 ‫خب، یه مدت پیش... 40:34.760 --> 40:36.000 ‫و فرانکی، منظورم واقعا یه مدت پیشه. 40:36.120 --> 40:38.680 ‫این ماجرا مال زمان کتاب مقدسه. 40:38.800 --> 40:41.800 ‫یه عده آدم توی شهری به اسم بابل بودن 40:41.920 --> 40:43.160 ‫که دور هم جمع شدن 40:43.280 --> 40:47.480 ‫و تصمیم گرفتن یه برج خیلی بزرگ بسازن، 40:47.600 --> 40:49.880 ‫اون‌قدر بلند که به آسمون‌ها برسه. 40:51.880 --> 40:53.040 ‫چرا این کارو کردن؟ 40:53.160 --> 40:54.720 ‫چرا می‌خواستن اون برج رو بسازن؟ 40:54.840 --> 40:57.560 ‫اوه، موش کوچولو، اون زمان کریکت تست نبود. 40:57.680 --> 40:59.640 ‫کار زیادی برای انجام دادن نداشتن. 40:59.760 --> 41:01.760 ‫ولی می‌دونی، فکر کنم... 41:02.920 --> 41:05.640 ‫فکر کنم فقط می‌خواستن بدونن اون بالا چه خبره. 41:05.760 --> 41:07.800 ‫چرا می‌خواستن بفهمن اون بالا چه خبره؟ 41:07.920 --> 41:10.040 ‫اوه، فکر کنم به خاطر ذات آدمیزاده، موش کوچولو. 41:10.160 --> 41:12.160 ‫آدما دوست دارن سر از همه‌چی دربیارن. 41:17.080 --> 41:20.640 ‫می‌دونی، تمام عمرشون به آسمون نگاه می‌کردن 41:20.760 --> 41:22.360 ‫و کنجکاو بودن بدونن اون بالا چه خبره... 41:24.360 --> 41:26.800 ‫و حالا می‌خواستن خودشون بفهمن. 41:28.040 --> 41:30.080 ‫پس شروع کردن به ساختن برج. 41:32.160 --> 41:34.760 ‫آجر روی آجر، آجر روی آجر، 41:34.880 --> 41:37.400 ‫برج بالاتر و بالاتر رفت، 41:37.520 --> 41:40.360 ‫تا جایی که یکی از کارگرها تقریبا می‌تونست 41:40.480 --> 41:42.720 ‫زیر آسمون رو لمس کنه. 41:47.440 --> 41:49.440 ‫ولی خدا از این کار خوشش نیومد، جوجه‌تیغی. 41:49.560 --> 41:51.560 ‫اصلا خوشش نیومد. 41:52.440 --> 41:54.520 ‫پس مجازاتشون کرد. 42:01.840 --> 42:03.520 ‫چرا این کارو کرد؟ 42:03.640 --> 42:06.760 ‫خب، فرانکی، چون بعضی چیزها، ‫فقط برای خدا هستن. 42:06.880 --> 42:09.240 ‫قرار نیست ما اون‌ها رو ببینیم. 42:09.360 --> 42:11.360 ‫نه تا وقتی که اینجاییم. 42:14.120 --> 42:16.600 ‫و وقتی برج شروع کرد به فرو ریختن، 42:16.720 --> 42:20.520 ‫خدا مردم بابل رو در سراسر دنیا پراکنده کرد 42:20.640 --> 42:24.080 ‫و کاری کرد که دیگه نتونن حرف همدیگه رو بفهمن. 43:29.720 --> 43:31.680 ‫وقت خوابه. 43:32.704 --> 43:37.704 www.Doostihaa.com