WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:37.663 --> 00:38.664 ‫بفرمایید تو. 00:40.541 --> 00:43.544 ‫سلام، استیل‌واتر. کنجدهایی که خواسته بودین رو آوردم. 00:43.544 --> 00:45.712 ‫سلام، ادی. ممنونم. 00:45.712 --> 00:49.383 ‫این همون ماده‌ای بود که برای اونیگیری‌هام کم داشتم. 00:49.383 --> 00:52.719 ‫- اونیگیری؟ ‫- یه میان‌وعده‌ی خوشمزه که با برنج درست می‌شه. 00:53.387 --> 00:56.765 ‫دانه‌های کنجد آخرین چیزیه که بهش اضافه می‌کنم. 00:57.808 --> 00:59.560 ‫می‌بینم که کوله‌پشتیت همراهته. 00:59.560 --> 01:02.688 ‫دارم می‌رم جلسه‌ی باشگاه کتاب‌خوانی تو پارک. 01:02.688 --> 01:04.647 ‫من و دوستام هر کدوم یه کتاب میاریم. 01:04.647 --> 01:05.774 ‫یکی رو برای خوندن انتخاب می‌کنیم، 01:05.774 --> 01:08.527 ‫بعد تو جلسه‌ی بعدیمون، در مورد چیزهایی که دوست داشتیم حرف می‌زنیم. 01:08.527 --> 01:10.654 ‫و تو چه کتابی رو قراره به اشتراک بذاری؟ 01:12.114 --> 01:15.534 ‫«اژدهایان طلوع ماه». همیشه دلم می‌خواست بخونمش. 01:15.534 --> 01:17.870 ‫ما چای و خوراکی‌های کوچیک هم داریم، 01:17.870 --> 01:20.831 ‫و چیزهایی مثل «عالیه» و «لذت‌بخشه» می‌گیم. 01:20.831 --> 01:22.749 ‫قراره خیلی بزرگونه باشه. 01:24.084 --> 01:26.753 ‫منتظرم تا همه‌چیز رو در موردش بشنوم. 01:30.340 --> 01:35.137 ‫سلام، ادی. یعنی، از دیدنتون خوشوقتم، ادی. 01:35.137 --> 01:37.472 ‫ببخشید دیر کردم. کلوچه درست کردم. 01:38.015 --> 01:39.808 ‫- وای. ‫- عالیه. 01:39.808 --> 01:42.769 ‫خیلی خوشحالیم که تونستی به ما ملحق بشی. 01:43.437 --> 01:45.522 ‫منم از بودن اینجا خوشوقتم، دارل. 01:45.522 --> 01:47.441 ‫چای میل دارین؟ 01:48.317 --> 01:53.030 ‫بله لطفاً، لوکاس. خیلی... لذت‌بخش به نظر میاد. 02:01.997 --> 02:03.498 ‫جلسه رو شروع کنیم؟ 02:03.498 --> 02:04.625 ‫شروع می‌کنیم. 02:04.625 --> 02:06.668 ‫مایا، دوست داری تو اول شروع کنی؟ 02:08.002 --> 02:10.839 ‫اسم این کتاب «غرور و تعصب» ـه. 02:11.340 --> 02:15.969 ‫من هیچوقت نخوندمش، ولی مامانم می‌گه کتابیه که همه باید بخونن، 02:15.969 --> 02:17.846 ‫چون خیلی مهمه. 02:17.846 --> 02:19.515 ‫غرور و تعصب. 02:20.015 --> 02:22.809 ‫قطعاً مهم به نظر میاد. در مورد چیه؟ 02:22.809 --> 02:25.229 ‫«این رمان کلاسیک که در دوران ریجنسی انگلستان اتفاق میفته،» 02:25.229 --> 02:31.527 ‫«پر از شوخ‌طبعی، کل‌کل، خیانت، و البته، عشق واقعیه.» 02:32.861 --> 02:36.740 ‫کلاسیک یعنی مهم، درسته؟ 02:37.950 --> 02:39.701 ‫خیلی مهم. 02:39.701 --> 02:42.162 ‫آشا، چرا تو نفر بعدی نباشی؟ 02:44.373 --> 02:46.708 ‫خواهر بزرگترم این یکی رو پیشنهاد داد. 02:46.708 --> 02:50.337 ‫اسمش «کتاب بزرگ اصول زمین‌شناسی» ـه. 02:50.337 --> 02:53.006 ‫در مورد سنگ‌ها و چیزهای دیگه تو زمین‌شناسیه. 02:54.550 --> 02:56.385 ‫آموزنده است. 02:56.385 --> 03:00.389 ‫وای. انتظار چنین کتاب‌های بزرگونه‌ای رو نداشتم. 03:02.224 --> 03:07.312 ‫من یه زندگی‌نامه از امپراتورهای چین آوردم. 03:08.564 --> 03:11.066 ‫- «زندگی‌نامه» چیه؟ ‫- چه می‌دونم. 03:11.066 --> 03:12.860 ‫بزرگ‌ترین کتاب تو قفسه بود، 03:12.860 --> 03:15.362 ‫برای همین فکر کردم برای باشگاه کتاب‌خوانی ما خوبه. 03:19.199 --> 03:23.161 ‫بابای من همیشه از شکسپیر نقل قول می‌کنه، برای همین من همه‌ی نمایشنامه‌هاش رو آوردم. 03:23.745 --> 03:27.249 ‫به نظر میاد گزینه‌های خوب زیادی برای باشگاه کتاب‌خوانیمون داریم. 03:28.000 --> 03:30.127 ‫ادی، تو چی آوردی؟ 03:32.254 --> 03:35.340 ‫اون «اژدهایان طلوع ماه» نیست؟ کتاب منتخب تو برای باشگاه کتاب‌خوانی اینه؟ 03:35.883 --> 03:39.344 ‫چی؟ اون مال برادر کوچیکمه. اشتباهی برش داشتم. 03:39.344 --> 03:42.222 ‫منم می‌خواستم یه کتاب خیلی مهم بیارم. 03:43.307 --> 03:44.308 ‫اوه، خب. 03:44.308 --> 03:46.059 ‫اشکالی نداره. 03:47.561 --> 03:50.689 ‫خب... کدوم کتاب رو باید بخونیم؟ 03:50.689 --> 03:53.901 ‫مال مایا چطوره؟ اون از همه بیشتر شبیه داستان بود. 03:54.401 --> 03:57.613 ‫آره، خوب به نظر میاد. 03:57.613 --> 03:59.990 ‫- حتماً. ‫- باشه. 04:01.116 --> 04:05.329 ‫عالیه. پس، همه‌مون «غرور و تعصب» رو به عنوان اولین کتابمون می‌خونیم. 04:05.329 --> 04:08.248 ‫به سلامتی یه جلسه‌ی موفق باشگاه کتاب‌خوانی. 04:08.999 --> 04:10.459 ‫به سلامتی. 04:18.675 --> 04:21.928 ‫خوش برگشتی، ادی. جلسه‌ی باشگاه کتاب‌خوانیت چطور بود؟ 04:22.763 --> 04:23.764 ‫خوب بود. 04:24.473 --> 04:27.309 ‫باشه، خوب نبود. افتضاح بود. 04:27.309 --> 04:29.770 ‫من خیلی هیجان‌زده بودم که «اژدهایان طلوع ماه» رو به اشتراک بذارم، 04:29.770 --> 04:32.981 ‫ولی بعدش کتاب‌های بقیه خیلی بزرگونه به نظر می‌رسید. 04:34.566 --> 04:38.820 ‫متاسفم که جلسه‌ی باشگاه کتاب‌خوانیت اونطور که امیدوار بودی پیش نرفت. 04:39.321 --> 04:40.739 ‫اشکالی نداره. 04:41.365 --> 04:44.701 ‫شما هنوز کلی برنج دارین. دوست دارین برای اونیگیری کمکتون کنم؟ 04:45.452 --> 04:49.081 ‫خیلی دوست دارم کمکم کنی. ممنونم، ادی. 04:49.081 --> 04:50.958 ‫فقط اول دست‌هام رو می‌شورم. 04:53.460 --> 04:58.006 ‫تا حالا قصه‌ی «مرثیه‌ی ویولن‌زن» رو برات تعریف کردم؟ 04:58.006 --> 05:01.009 ‫فکر نکنم. معنیش چیه؟ 05:02.427 --> 05:05.639 ‫فکر کنم وقتی بشنویش، می‌فهمی. 05:08.809 --> 05:12.688 ‫شیمِس یه ویولن‌زن بی‌نهایت بااستعداد بود، 05:12.688 --> 05:18.151 ‫و موسیقی‌ای که بیشتر از همه دوست داشت، آهنگ‌های محلی و شاد روستاشون بود. 05:20.445 --> 05:23.615 ‫من از این جور موسیقی‌ها شنیدم. برای رقصیدن خیلی باحاله، درسته؟ 05:23.615 --> 05:26.451 ‫نمی‌تونستم بهتر از این توصیفش کنم. 05:37.004 --> 05:38.172 ‫یه روز، 05:38.172 --> 05:44.553 ‫یه رهبر ارکستر معروف که داشت از اون منطقه رد می‌شد، موسیقی شیمس رو شنید. 05:50.517 --> 05:53.061 ‫من تا حالا چنین صدای شگفت‌انگیزی نشنیدم. 05:53.729 --> 05:57.274 ‫آقا، شما حتماً پیش بهترین موسیقی‌دان‌ها درس خوندین. 05:57.274 --> 06:00.694 ‫آیا این افتخار رو به من می‌دین که به ارکستر من ملحق بشین؟ 06:00.694 --> 06:05.199 ‫این راه خیلی خوبی می‌شه تا استعداد شگفت‌انگیزتون رو به دنیا نشون بدین. 06:05.949 --> 06:08.452 ‫شیمس عاشق اجرا کردن بود، 06:08.452 --> 06:12.206 ‫برای همین قبول کرد که ارکستر اون رهبر رو امتحان کنه. 06:16.460 --> 06:21.173 ‫موسیقی کلاسیکی که ارکستر می‌نواخت خیلی متفاوت بود. 06:23.091 --> 06:26.428 ‫شیمس عادت داشت از ته دلش بنوازه. 06:26.428 --> 06:33.310 ‫ولی حالا صفحه‌های بلند نت موسیقی داشت با کلی کلی نت. 07:04.341 --> 07:07.052 ‫بعد از چند اجرای موفق، 07:07.052 --> 07:10.806 ‫شیمس به یه عضو خوش‌آمد در ارکستر تبدیل شده بود. 07:15.435 --> 07:20.566 ‫ولی اون هنوز دلش برای نواختن موسیقی محلی روستاشون تنگ می‌شد. 07:44.256 --> 07:48.510 ‫شیمس فهمید که با اینکه این ارکستر فوق‌العاده 07:48.510 --> 07:51.388 ‫پر از موسیقی‌دان‌های بااستعداد بود، 07:51.388 --> 07:54.850 ‫این اون موسیقی‌ای نبود که اون دلش می‌خواست بنوازه. 07:56.435 --> 08:00.939 ‫شیمس به خونه برگشت و به نواختن برای دوستاش ادامه داد. 08:01.523 --> 08:08.155 ‫اون با برگشتن به موسیقی‌ای که باعث می‌شد قلبش آواز بخونه، انتخاب کرد که خودش باشه. 08:11.742 --> 08:13.869 ‫اینکه همه اون کتاب‌های بزرگ رو به پارک آوردن 08:13.869 --> 08:16.872 ‫خیلی شبیه تلاش شیمس برای نواختن موسیقی کلاسیکه. 08:16.872 --> 08:19.708 ‫این مشاهده‌ی جالبیه، ادی. 08:19.708 --> 08:23.128 ‫من و دوستام می‌خواستیم یه باشگاه کتاب‌خوانی داشته باشیم تا حس کنیم بزرگ‌تر شدیم. 08:23.128 --> 08:26.924 ‫پس، منطقیه که همه کتاب‌های خیلی بزرگونه‌ای آوردن. 08:26.924 --> 08:31.678 ‫ولی وقتی بهش فکر می‌کنم، هیچ‌کس کتابی نیاورد چون واقعاً دلش می‌خواست بخوندش. 08:31.678 --> 08:32.763 ‫به جز من. 08:33.554 --> 08:38.352 ‫همین الان، «اژدهایان طلوع ماه» کتابیه که تو رو هیجان‌زده می‌کنه. 08:38.352 --> 08:41.688 ‫چند سال دیگه، شاید یه چیز دیگه باشه. 08:42.231 --> 08:45.359 ‫«غرور و تعصب» کتاب فوق‌العاده‌ایه. 08:45.359 --> 08:47.778 ‫یا «کتاب بزرگ اصول زمین‌شناسی». 08:48.570 --> 08:50.572 ‫کارل حتماً از اون یکی خوشش میاد. 08:51.990 --> 08:55.536 ‫این یعنی من دیگه از «اژدهایان طلوع ماه» هیجان‌زده نمی‌شم؟ 08:56.828 --> 09:00.541 ‫می‌دونستی که اونیگیری، مثل همین‌هایی که امروز داریم درست می‌کنیم، 09:00.541 --> 09:03.210 ‫میان‌وعده‌ی مورد علاقه‌ی من وقتی بچه بودم، بود؟ 09:03.210 --> 09:07.506 ‫من عاشق این بودم که اونا رو شبیه صورتک‌های خندان درست می‌کردن. 09:09.716 --> 09:11.969 ‫با اینکه الان بزرگ شدم، 09:11.969 --> 09:16.849 ‫هنوزم دوست دارم اونیگیری رو به شکل‌های باحال درست کنم. 09:16.849 --> 09:20.352 ‫حتی اگه خیلی بزرگونه به نظر نرسن. 09:21.061 --> 09:25.315 ‫ما همیشه باید کاری رو بکنیم که باعث می‌شه قلبمون آواز بخونه، 09:25.315 --> 09:29.528 ‫چه موسیقی باشه، چه کتاب، چه اونیگیری. 09:31.029 --> 09:33.490 ‫اینا برای خانم ویلسون هستن. 09:33.490 --> 09:36.660 ‫دوست داری با من بیای تا بهشون برسونیم؟ 09:42.165 --> 09:43.292 ‫سلام، خانم ویلسون. 09:44.209 --> 09:46.420 ‫سلام به شما دو تا. 09:47.504 --> 09:49.923 ‫این حباب‌ها ایوون شما رو جادویی کردن. 09:49.923 --> 09:52.134 ‫یه کم جادو که اشکالی نداره. 09:52.134 --> 09:56.847 ‫من وقتی دختربچه بودم حباب‌بازی می‌کردم. هنوزم خوشحالم می‌کنن. 09:57.389 --> 09:59.766 ‫منظورتون اینه که باعث می‌شن قلبتون آواز بخونه؟ 10:01.226 --> 10:04.021 ‫وای، بله، فکر کنم همینطوره. 10:09.776 --> 10:11.195 ‫مایا، وایسا! 10:14.031 --> 10:17.075 ‫فکر می‌کنی می‌تونیم باشگاه کتاب‌خوانی رو برای چند دقیقه دوباره دور هم جمع کنیم؟ 10:17.075 --> 10:19.411 ‫من در مورد کتابی که انتخاب کردیم نظرم عوض شده. 10:19.411 --> 10:23.123 ‫واقعاً؟ یعنی، می‌دونم من اونی بودم که «غرور و تعصب» رو آوردم، 10:23.123 --> 10:26.043 ‫ولی منم نظرم عوض شده. 10:26.043 --> 10:28.420 ‫شرط می‌بندم بقیه هم همین حس رو دارن. 10:28.420 --> 10:30.797 ‫بیا یه جلسه‌ی دیگه برای باشگاه کتاب‌خوانی بذاریم. 10:33.509 --> 10:35.260 ‫من باید یه چیزی به همه‌تون بگم. 10:35.260 --> 10:38.472 ‫من واقعاً «اژدهایان طلوع ماه» رو به باشگاه کتاب‌خوانی آورده بودم. 10:38.472 --> 10:41.600 ‫می‌دونستم. ولی چرا گفتی نیاوردی؟ 10:41.600 --> 10:43.727 ‫شماها همه کتاب‌های خیلی بزرگی داشتین. 10:43.727 --> 10:46.605 ‫نگران بودم فکر کنین به اندازه‌ی کافی بزرگونه نیست. 10:46.605 --> 10:50.067 ‫برای همین، یه داستان در مورد اینکه مال برادر کوچیکمه از خودم ساختم. 10:50.067 --> 10:53.320 ‫ولی حالا، می‌خوام کاری رو بکنم که باعث می‌شه قلبم آواز بخونه. 10:53.320 --> 10:56.240 ‫پس، کتاب منتخب من برای باشگاه، «اژدهایان طلوع ماه» ـه. 10:56.865 --> 11:00.327 ‫- خیلی خوشحالم! ‫- من خیلی بیشتر ترجیح می‌دم یه کتاب اژدهایی بخونم. 11:00.327 --> 11:03.372 ‫منم واقعاً نمی‌خواستم «غرور و تعصب» رو بخونم. 11:05.541 --> 11:08.669 ‫خب، پس همه‌مون می‌خوایم «اژدهایان طلوع ماه» رو بخونیم؟ 11:08.669 --> 11:10.295 ‫- آره. ‫- خب... 11:10.295 --> 11:14.091 ‫- تو چی می‌خوای بخونی، دارل؟ ‫- من مطمئنم «اژدهایان طلوع ماه» عالیه، 11:14.091 --> 11:17.344 ‫ولی من این کتاب معمایی رو دارم که دلم می‌خواسته بخونمش. 11:17.344 --> 11:20.931 ‫و منم قبلاً «اژدهایان طلوع ماه» رو خوندم و عاشقش شدم. 11:20.931 --> 11:22.808 ‫ولی دلم می‌خواد یه چیز جدید بخونم. 11:22.808 --> 11:26.144 ‫فکر می‌کنم هر کدوم از ما باید هر چیزی که باعث می‌شه قلبش آواز بخونه رو بخونه. 11:26.144 --> 11:29.189 ‫آشا و لوکاس، از اونجایی که شما می‌خواین «اژدهایان طلوع ماه» رو بخونین، 11:29.189 --> 11:30.941 ‫چرا با هم نخونیمش؟ 11:30.941 --> 11:33.110 ‫دارل و مایا هم می‌تونن کتاب‌هایی که می‌خوان رو بخونن. 11:33.110 --> 11:36.154 ‫این ایده‌ی عالیه. و تو جلسه‌ی بعدیمون، 11:36.154 --> 11:38.740 ‫هر کدوممون می‌تونیم کتاب‌هامون رو به اشتراک بذاریم و در مورد چیزهایی که دوست داشتیم حرف بزنیم. 11:38.740 --> 11:40.242 ‫- من عاشق اینم! ‫- آره. 11:40.242 --> 11:43.871 ‫حالا که همه‌مون اینجاییم، برای بقیه‌ی این جلسه باید چی‌کار کنیم؟ 11:43.871 --> 11:48.083 ‫من هنوز فکر می‌کنم باید یه کم خوراکی بخوریم. یه کم اونیگیری چطوره؟ 11:48.083 --> 11:50.002 ‫- ممنون، استیل‌واتر. ‫- آره. 11:50.002 --> 11:52.087 ‫- ممنون، استیل‌واتر. ‫- ممنون، استیل‌واتر. 11:52.087 --> 11:53.172 ‫وای! 11:55.340 --> 11:57.009 ‫اینا عالین. 11:57.009 --> 12:01.054 ‫ولی دفعه‌ی بعد، می‌تونیم با اونیگیری‌هامون لیموناد بخوریم؟ 12:01.054 --> 12:03.849 ‫لیموناد واقعاً باعث می‌شه قلبم آواز بخونه. 12:22.826 --> 12:24.786 ‫اوناهاش، دوستمون، مرغ دریایی. 12:27.873 --> 12:30.417 ‫تو ساحل می‌بینیمت، آقای مرغ دریایی! 12:30.417 --> 12:34.505 ‫می‌دونستین به این ساحل بعضی وقتا می‌گن «ساحل کشتی‌شکسته‌ها»؟ 12:36.507 --> 12:37.799 ‫نه. 12:37.799 --> 12:39.718 ‫یه کشتی اونجا غرق شده؟ 12:39.718 --> 12:45.057 ‫آره. ولی هر کشتی‌ای هم نبوده. یه کشتی دزدان دریایی بوده. 12:46.183 --> 12:49.353 ‫یعنی یه کشتی دزدان دریایی تو این ساحل غرق شده؟ 12:49.353 --> 12:51.021 ‫داستانش که اینطور می‌گه. 12:51.688 --> 12:56.610 ‫یه داستان دزدان دریایی. من می‌تونم مثل دزدای دریایی بگم «آررر»! 12:56.610 --> 12:58.278 ‫می‌تونی بیشتر برامون بگی؟ 12:58.278 --> 13:00.864 ‫این دزدای دریایی هفت دریا رو گشتن، 13:00.864 --> 13:03.617 ‫و از همه‌جای دنیا گنج جمع کردن. 13:03.617 --> 13:09.498 ‫برای اینکه جاش امن باشه، اونو تو یه صندوقچه‌ی غول‌پیکر گذاشتن و تو همین ساحل چال کردن. 13:10.916 --> 13:15.003 ‫اون‌ها قسم خوردن که برای گنج برگردن، ولی هیچ‌وقت برنگشتن. 13:15.003 --> 13:17.714 ‫واقعاً؟ چی شد؟ 13:17.714 --> 13:20.843 ‫فکر کنم هنوزم یه جایی همون بیرون تو شن‌ها چال شده. 13:22.803 --> 13:24.346 ‫من پیداش می‌کنم. 13:24.346 --> 13:27.683 ‫دوست داری با هم گنج‌یاب بشیم، کو؟ 13:27.683 --> 13:32.604 ‫خیلی باحال به نظر میاد، کارل. ما مثل دزدای دریایی زمین رو می‌کنیم. 13:32.604 --> 13:34.857 ‫ای خدا! 13:46.118 --> 13:48.120 ‫یالا. کمکت می‌کنم یه محل حفاری پیدا کنی. 13:49.997 --> 13:53.834 ‫دوست داری با من بیای تو اقیانوس یه آب‌تنی کنی، ادی؟ 13:53.834 --> 13:55.502 ‫خیلی دوست دارم، استیل‌واتر. 14:01.675 --> 14:03.051 ‫هنوز چیزی پیدا نکردین؟ 14:03.635 --> 14:05.888 ‫نه. ولی یه هیولای شنی بامزه درست کردیم. 14:08.056 --> 14:09.683 ‫هی. اون چیه؟ 14:09.683 --> 14:10.767 ‫کجا؟ 14:13.353 --> 14:15.439 ‫نگاه کن، من یه کم طلا پیدا کردم! 14:18.483 --> 14:20.152 ‫این فقط شیشه‌ی دریاییه. 14:25.365 --> 14:26.992 ‫ببین کارل چی پیدا کرده. 14:26.992 --> 14:31.205 ‫چه زرد قشنگیه. و خیلی هم صافه. 14:31.205 --> 14:35.209 ‫این خیلی باحاله، کو. پیدا کردن شیشه‌ی دریایی زرد خیلی نادره. 14:35.209 --> 14:38.504 ‫آره، ولی من یه عالمه شیشه‌ی دریایی دارم. 14:38.504 --> 14:40.797 ‫من می‌خوام گنج دزدان دریایی پیدا کنم. 14:44.176 --> 14:46.261 ‫سلام، گنج‌یاب‌ها. 14:46.261 --> 14:47.888 ‫شکار چطور پیش می‌ره؟ 14:48.388 --> 14:51.725 ‫خوب نیست. همه‌ی چیزی که پیدا کردیم شیشه‌ی دریایی بوده. 14:51.725 --> 14:54.353 ‫شاید دزدای دریایی گنج رو زیر چوب‌های شناور چال کردن. 14:54.353 --> 14:58.357 ‫- می‌خوای بری اونجا رو بگردی؟ ‫- اوه، باشه. 15:05.864 --> 15:08.784 ‫نگاه کن. انگار به کوتاه کردن مو احتیاج دارن. 15:11.036 --> 15:14.748 ‫این یکی رو نگاه کن. می‌تونم ساحل رو از توش ببینم. 15:16.291 --> 15:18.335 ‫و عمو هم اونجاست. 15:19.169 --> 15:22.840 ‫مرغ دریایی رو نگاه کن. روی سر عمو نشست. 15:22.840 --> 15:24.800 ‫بیا اینو ببین، کارل. 15:26.176 --> 15:29.388 ‫بامزه‌ست، ولی من باید به گشتن دنبال گنج ادامه بدم. 15:30.806 --> 15:35.018 ‫اگه من یه دزد دریایی بودم، گنجم رو کجا چال می‌کردم؟ 15:35.686 --> 15:39.773 ‫فکر کنم یه جایی قایمش می‌کردم که بدونم کجا دنبالش بگردم. 15:42.401 --> 15:44.361 ‫شاید تپه‌های شنی. 15:44.361 --> 15:45.946 ‫فکر خوبیه، کو. 15:54.913 --> 15:57.541 ‫نگاه کن! علف‌های اینجا نیستن. 15:58.542 --> 16:01.503 ‫حتماً همونجاییه که دزدای دریایی گنج رو چال کردن. 16:06.383 --> 16:09.052 ‫همینجاست. می‌دونم همینجاست! 16:09.052 --> 16:12.347 ‫فقط یه کم عمیق‌تره. این... 16:15.350 --> 16:16.852 ‫صدف؟ 16:21.440 --> 16:26.361 ‫وای، کارل. نگاهشون کن. شبیه بستنی قیفی‌های کوچولو هستن. 16:26.361 --> 16:28.197 ‫از کجا اومدن؟ 16:28.197 --> 16:30.991 ‫اینا صدف‌های حلزون دریایی‌ان، کو. 16:30.991 --> 16:35.662 ‫بعضی حلزون‌های دریایی از زمان دایناسورها زندگی می‌کردن، 16:35.662 --> 16:38.874 ‫پس اینا حتی ممکنه فسیل باشن. 16:39.666 --> 16:41.293 ‫دوست داری ببینی، کارل؟ 16:42.336 --> 16:43.504 ‫نه، ممنون. 16:44.087 --> 16:46.298 ‫چیزی شده، کارل؟ 16:46.298 --> 16:49.635 ‫فکر می‌کردم داریم خوش می‌گذرونیم و دنبال گنج می‌گردیم. 16:49.635 --> 16:51.887 ‫دیگه نه. 17:02.523 --> 17:05.192 ‫مایکل، چیز دیگه‌ای از اون داستان 17:05.192 --> 17:07.277 ‫در مورد گنج پنهان دزدان دریایی یادت میاد؟ 17:07.944 --> 17:11.406 ‫تو هنوز داری می‌گردی؟ اون فقط یه افسانه‌ست، کارل. 17:12.031 --> 17:14.159 ‫یه افسانه؟ اون چیه؟ 17:14.159 --> 17:17.996 ‫یه داستانیه از خیلی وقت پیش که ما نمی‌دونیم واقعیه یا نه. 17:19.498 --> 17:24.545 ‫پس، این یعنی ما هیچ گنجی پیدا نمی‌کنیم؟ 17:26.588 --> 17:28.423 ‫احتمالاً نه. 17:28.423 --> 17:31.468 ‫ولی بعضی وقتا وانمود کردن باحاله. 17:31.468 --> 17:35.097 ‫نمی‌خوام وانمود کنم! من گنج واقعی می‌خوام! 17:35.097 --> 17:37.182 ‫و این اصلاً باحال نیست! 17:38.308 --> 17:41.937 ‫متاسفم، کارل. نمی‌دونستم انقدر جدی گرفتیش. 17:41.937 --> 17:44.523 ‫چرا یه استراحتی نمی‌کنیم و یه کار دیگه نمی‌کنیم؟ 17:44.523 --> 17:46.859 ‫نمی‌خوام هیچ کار دیگه‌ای بکنم! 17:49.695 --> 17:51.655 ‫فقط می‌خوام برم خونه. 17:55.993 --> 17:59.121 ‫می‌بینم که بیلچه‌ت رو کنار گذاشتی، کارل. 17:59.121 --> 18:03.500 ‫مایکل و ادی گفتن که گنجه احتمالاً واقعی نیست. 18:03.500 --> 18:06.920 ‫پس من فقط منتظرم تا وقت رفتن بشه. 18:08.839 --> 18:14.178 ‫متاسفم که اینو می‌شنوم. می‌دونم چقدر برای پیدا کردن گنج هیجان داشتی. 18:14.178 --> 18:19.057 ‫شاید دوست داشته باشی در مورد کسی بشنوی که دقیقاً حس تو رو داشت 18:19.057 --> 18:24.980 ‫وقتی که تو یه ماجراجویی شگفت‌انگیز دنبال یه سیاره‌ی جدید می‌گشت. 18:25.939 --> 18:30.861 ‫یه سیاره‌ی جدید؟ مثل اونایی که تو فضا هستن؟ 18:30.861 --> 18:33.572 ‫قصه رو برام تعریف می‌کنی؟ 18:33.572 --> 18:35.365 ‫با کمال میل. 18:36.366 --> 18:40.370 ‫یکی بود یکی نبود، دو تا کاوشگر فضایی تو یه ماموریت بودن. 18:41.288 --> 18:44.416 ‫اون‌ها دنبال یه سیاره‌ی طلایی می‌گشتن 18:44.416 --> 18:49.713 ‫که بعضی ستاره‌شناس‌ها معتقد بودن تو آسمون شب دیدنش. 18:50.339 --> 18:54.468 ‫این کاوشگرهای فضایی خیلی شجاع بودن. 18:54.468 --> 19:00.849 ‫اون‌ها داشتن به قسمتی از فضا سفر می‌کردن که هیچ‌کس تا حالا بهش سفر نکرده بود. 19:00.849 --> 19:05.604 ‫نمی‌تونم صبر کنم تا اولین کاوشگرهای فضایی باشیم که روی سیاره‌ی طلایی فرود میان. 19:07.397 --> 19:10.651 ‫اونو نگاه کن، کازمو کین. یه سیاره‌ی جدید. 19:11.151 --> 19:13.946 ‫شبیه یه سیاره‌ی گدازه‌ایه. 19:13.946 --> 19:16.573 ‫هی، من یه سنگ گدازه‌ای دارم. 19:16.573 --> 19:22.538 ‫بله، داری، کارل. ولی کازمو کین خیلی علاقه‌مند نبود. 19:22.538 --> 19:25.916 ‫خوبه، ولی من می‌خوام به گشتن دنبال سیاره‌ی طلایی ادامه بدم. 19:27.918 --> 19:30.462 ‫فقط چند لحظه بعد... 19:31.839 --> 19:33.382 ‫کازمو کین، بیا نگاه کن! 19:33.382 --> 19:37.219 ‫- داریم به یه سیاره‌ی جدید دیگه نزدیک می‌شیم. ‫- سیاره‌ی طلاییه؟ 19:37.219 --> 19:39.847 ‫فکر کنم یه سیاره‌ی کریستالیه. 19:39.847 --> 19:43.600 ‫من خیلی دوست داشتم یه سیاره که از کریستال ساخته شده ببینم. 19:43.600 --> 19:45.435 ‫چقدر برق می‌زد. 19:45.435 --> 19:47.688 ‫منم همینطور، کو. 19:47.688 --> 19:51.275 ‫ولی فکر کازمو کین جای دیگه‌ای بود. 19:52.067 --> 19:54.069 ‫امیدوارم زودتر سیاره‌ی طلایی رو پیدا کنیم. 19:55.904 --> 19:59.199 ‫زود بیا، کازمو کورا! یه چیزی اون دوردست‌هاست. 19:59.199 --> 20:01.034 ‫باورم نمی‌شه. 20:01.034 --> 20:03.871 ‫یه سیاره‌ست که از مارشملو ساخته شده! 20:03.871 --> 20:06.081 ‫یه سیاره‌ی مارشملویی؟ 20:09.209 --> 20:13.463 ‫برام مهم نیست اگه یه سیاره‌ی مارشملوییه. من می‌خوام سیاره‌ی طلایی رو پیدا کنم. 20:14.506 --> 20:16.341 ‫خیلی خب، کازمو کین. 20:16.341 --> 20:18.051 ‫من تنهایی می‌رم کشفش کنم. 20:22.431 --> 20:24.391 ‫تا اینکه، بالاخره... 20:24.391 --> 20:27.895 ‫کازمو کین، ما نصف سوختمون رو مصرف کردیم. 20:27.895 --> 20:29.605 ‫باید به خونه برگردیم. 20:29.605 --> 20:32.274 ‫شاید ستاره‌شناس‌ها اشتباه کرده بودن. 20:32.274 --> 20:35.110 ‫شاید هیچ سیاره‌ی طلایی‌ای وجود نداره. 20:35.110 --> 20:36.945 ‫شاید هیچ‌وقت پیداش نکنیم. 20:36.945 --> 20:39.323 ‫ولی به همه‌ی چیزهایی که پیدا کردیم نگاه کن. 20:39.323 --> 20:43.577 ‫ما سه تا سیاره‌ی جدید کشف کردیم که هیچ‌کس تا حالا ندیده بود. 20:47.372 --> 20:51.126 ‫وقتی کاوشگرها به ایستگاه فضایی‌شون برگشتن، 20:51.126 --> 20:53.962 ‫ستاره‌شناس‌ها برای دیدنشون جمع شدن. 20:57.674 --> 21:01.887 ‫خوش برگشتین، کازموها. ماموریتتون رو کامل کردین؟ 21:02.888 --> 21:05.516 ‫خب، ما سیاره‌ی طلایی رو پیدا نکردیم. 21:05.516 --> 21:07.809 ‫ولی یه چیز دیگه پیدا کردیم. 21:07.809 --> 21:10.521 ‫یه عالمه چیز دیگه. 21:10.521 --> 21:13.941 ‫این سنگ از یه سیاره‌ی گدازه‌ایه که ما کشف کردیم. 21:15.901 --> 21:20.489 ‫و این سنگ از یه سیاره‌ست که کاملاً از کریستال ساخته شده. 21:20.489 --> 21:22.574 ‫باورنکردنیه. 21:22.574 --> 21:26.078 ‫- و سیاره‌ی مارشملویی. ‫- چقدر غیرعادی. 21:26.078 --> 21:28.247 ‫نمونه‌های باشکوهی‌ان. 21:28.247 --> 21:32.543 ‫کازمو کین یه چیز مهم رو فهمید. 21:32.543 --> 21:38.674 ‫گاهی وقتا، بزرگ‌ترین گنجی که پیدا می‌کنی اون چیزی نیست که دنبالش می‌گردی، 21:38.674 --> 21:42.511 ‫بلکه چیزهایی هستن که تو مسیر کشف می‌کنی. 21:48.350 --> 21:52.771 ‫همه‌ی این چیزا یه جورایی مثل سیاره‌هایی هستن که اون کاوشگرهای فضایی پیدا کردن. 21:53.605 --> 21:56.358 ‫شاید من و کو واقعاً گنج پیدا کردیم. 21:56.358 --> 21:58.652 ‫یه عالمه گنج مختلف. 21:59.403 --> 22:03.198 ‫شما قطعاً امروز چند تا کشف هیجان‌انگیز داشتین. 22:03.198 --> 22:08.996 ‫می‌تونیم در مورد همه‌ی چیزایی که پیدا کردیم بهتون بگیم؟ مثل کاری که کاوشگرهای فضایی کردن؟ 22:09.872 --> 22:13.000 ‫فکر می‌کنم این ایده‌ی فوق‌العاده‌ایه. 22:13.000 --> 22:14.918 ‫- منم همینطور. ‫- بشنویم. 22:17.045 --> 22:21.425 ‫این یه شیشه‌ی دریایی زرده. یکی از نایاب‌ترین نوع‌هاست. 22:21.425 --> 22:23.135 ‫همونطور که بهمون گفتی، مایکل. 22:23.135 --> 22:26.680 ‫و یادتونه وقتی کو مرغ دریایی رو از توی این چوب شناور دید، ادی؟ 22:26.680 --> 22:28.974 ‫روی سر استیل‌واتر نشسته بود. 22:31.059 --> 22:33.061 ‫می‌خوای صدف‌ها رو بهشون نشون بدی، کو؟ 22:35.564 --> 22:40.068 ‫اینا از حلزون‌های دریایی میان. ما تو تپه‌های شنی پیداشون کردیم. 22:40.068 --> 22:42.070 ‫چقدر مارپیچ دارن. 22:42.946 --> 22:45.574 ‫وای. شما دو تا روز خیلی باحالی داشتین. 22:47.201 --> 22:50.996 ‫آره، ما برای پیدا کردن همه‌ی این چیزا کلی ماجراجویی داشتیم. 22:50.996 --> 22:54.791 ‫و یه چیز دیگه هم می‌دونین؟ فکر کنم حق با شما بود. 22:54.791 --> 22:59.254 ‫اینکه آدم فکر کنه شاید تو ساحل کشتی‌شکسته‌ها گنج چال شده، باحالش می‌کنه. 23:03.634 --> 23:06.678 ‫شاید یه روزی جایی که دزدای دریایی قایمش کردن رو پیدا کنم. 23:06.678 --> 23:09.681 ‫ولی الان، من از این گنج‌ها خوشحالم. 23:11.050 --> 23:17.050 www.Doostihaa.com 23:26.823 --> 23:30.369 ‫با روحمون ‫انگار بین درختا شناور بودیم 23:31.453 --> 23:35.582 ‫مثل پرنده‌ها، اون بالاها پرواز می‌کردیم ‫و خستگی در می‌کردیم 23:35.582 --> 23:39.127 ‫یا مثل یه کوه ‫و اون سرسبزی باطراوتش 23:39.127 --> 23:45.050 ‫یه رویای بی‌انتها 23:45.050 --> 23:47.344 ‫من یه ذره عسل پیدا کردم 23:48.095 --> 23:50.597 ‫و حالا از درون شیرین‌تر شدم 23:53.684 --> 23:56.770 ‫شاید یکم خنده‌دار باشه 23:56.770 --> 23:59.398 ‫ولی حالا انگار دنیا طرف منه