WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:39.958 --> 00:42.249 ‫قبل از اینکه از اون فاجعه باخبر بشه، 00:42.583 --> 00:44.958 ‫استبان تروئبا درباره‌ی ازدواجش رویاپردازی می‌کرد، 00:44.958 --> 00:46.958 ‫چون به‌زودی پولدار می‌شد. 00:54.458 --> 00:56.916 ‫با این حال، هیچ‌وقت به ذهنش خطور نکرده بود 00:57.333 --> 01:00.583 ‫که رزا فانیه. 01:05.374 --> 01:07.374 ‫عشق چیز خطرناکیه. 01:13.333 --> 01:14.749 ‫از من یاد بگیر. 01:14.833 --> 01:18.124 ‫من عاشق یه آدم احمق عیاش مثل پدرت شدم، 01:18.208 --> 01:20.083 ‫و ببین آخرش چی شد. 01:24.874 --> 01:26.833 ‫تو همیشه نق‌نقو بودی. 01:27.874 --> 01:29.541 ‫گریه کردن چه فایده‌ای داره؟ 01:32.083 --> 01:35.708 ‫آیا عزت و ثروت از دست‌رفته‌ام رو ‫بهم برمی‌گردونن؟ 01:36.624 --> 01:37.624 ‫و تو چی؟ 01:38.208 --> 01:40.041 ‫آیا اون دختر رو به زندگی برمی‌گردونن؟ 01:40.041 --> 01:41.833 ‫- دخالت نکن! ‫- نمی‌تونم! 01:42.791 --> 01:45.916 ‫می‌خوام یه زن نجیب پیدا کنی ‫و سروسامون بگیری! 01:46.583 --> 01:49.458 ‫واسم مهم نیست دوستش داری یا نه، ‫این موضوع اصلاً ربطی نداره. 01:49.458 --> 01:50.999 ‫ولش کن، مامان. 01:51.874 --> 01:53.541 ‫استبان دل‌شکسته‌ست. 01:56.333 --> 01:58.208 ‫تو از عشق چی می‌دونی؟ 01:59.666 --> 02:02.416 ‫داری چیزی رو از من مخفی می‌کنی، فرولا؟ 02:06.374 --> 02:07.499 ‫مراقب باش. 02:17.541 --> 02:19.624 ‫من دیگه به معدن برنمی‌گردم. 02:20.874 --> 02:23.333 ‫اما باید یه کاری پیدا کنی، استبان. 02:23.333 --> 02:26.249 ‫ما خرجمون کمه، اما داروی مامان گرونه. 02:26.249 --> 02:28.874 ‫من از ۱۵ سالگی خرج جفتتون رو دادم. 02:29.124 --> 02:31.249 ‫تا وقتی زنده‌ام، هیچ کم‌وکاستی‌ای نخواهید داشت. 02:31.249 --> 02:33.249 ‫معلومه، گفتنش واسه تو آسونه. 02:33.249 --> 02:35.916 ‫این ماییم که توی بلاتکلیفی زندگی می‌کنیم. 02:37.416 --> 02:39.208 ‫میرم به «لاس ترس ماریاس». 02:41.291 --> 02:43.249 ‫اونجا کاملاً ویران شده، استبان. 02:43.999 --> 02:46.583 ‫- اونجا تنها جاییه که توش خوشحال بودم. ‫- خوشحال؟ 02:46.583 --> 02:48.749 ‫زندگی ما همیشه سخت بوده. 02:48.833 --> 02:51.749 ‫و اگه پول معدن رو به باد بدی، ‫بازم همین‌طور می‌مونه. 02:51.749 --> 02:54.458 ‫درست همون کاری که پدر با ارثیه‌ی مادر کرد. 02:54.458 --> 02:57.249 ‫پدر یه شکست‌خورده بود. ‫من قصد ندارم دوباره فقیر بشم. 02:57.249 --> 02:59.041 ‫مراقب باش، این یه چیز ارثیه. 03:01.458 --> 03:03.041 ‫اگه شمّ اقتصادی خوبی داشته باشی، 03:03.041 --> 03:06.499 ‫پولدار شدن توی شهر ‫خیلی آسون‌تر از مزرعه‌هاست. 03:07.374 --> 03:08.749 ‫من از این شهر متنفرم. 03:14.416 --> 03:16.083 ‫بهتره بگی از این خونه متنفری. 03:16.083 --> 03:17.083 ‫اونم همین‌طور. 03:21.208 --> 03:23.166 ‫کاش یه مرد به دنیا اومده بودم. 03:23.499 --> 03:25.166 ‫تا بتونم از اینجا برم. 03:25.624 --> 03:28.416 ‫من اصلاً دلم نمی‌خواست یه زن به دنیا بیام. 04:36.999 --> 04:40.207 ‫«خـانـه‌ی ارواح» 04:40.832 --> 04:44.832 ‫«قسمت دوم» 05:34.957 --> 05:36.207 ‫مامان! 06:14.499 --> 06:15.791 ‫برمی‌گرده. 06:17.749 --> 06:19.957 ‫گاری قصاب حدوداً همین موقع‌ها می‌رسه. 06:19.957 --> 06:22.874 ‫یه چیزی می‌دزده و زود برمی‌گرده. 06:30.332 --> 06:32.874 ‫داری جهت اشتباهی رو نگاه می‌کنی. 06:36.541 --> 06:37.582 ‫کلارا، 06:40.749 --> 06:41.916 ‫اینقدر نگران نباش. 06:43.457 --> 06:46.041 ‫تو اصلاً نمی‌تونستی بفهمی که کی قراره بمیره. 06:46.041 --> 06:47.707 ‫ما همیشه نمی‌تونیم درست بگیم. 06:48.916 --> 06:51.999 ‫تنها کاری که می‌تونیم بکنیم اینه که ‫به قلب‌مون اعتماد کنیم. 06:52.791 --> 06:55.416 ‫و با ذهنی باز با ناشناخته‌ها روبرو بشیم. 06:55.707 --> 06:57.332 ‫اینا رو بذاریم واسه بعداً. 06:58.749 --> 06:59.957 ‫فعلاً، 07:05.624 --> 07:07.582 ‫تمام ما یه موهبت منحصربه‌فرد داریم. 07:07.665 --> 07:09.790 ‫و وقتی اونو با بقیه به اشتراک می‌ذاریم، 07:09.790 --> 07:11.915 ‫نه تنها زندگی اونا رو روشن می‌کنیم، 07:12.124 --> 07:13.665 ‫بلکه زندگی خودمونم روشن میشه. 07:16.749 --> 07:18.415 ‫به خودت اعتماد کن، کلارا. 07:19.040 --> 07:21.915 ‫تو خیلی قوی‌تر از چیزی هستی که فکر می‌کنی. 07:30.999 --> 07:33.457 ‫از موهبتت استفاده کن، کلارای روشن‌بین. 07:47.665 --> 07:49.415 ‫بهش خیره نشو، دوشیزه کلارا. 07:49.415 --> 07:50.957 ‫ممکنه باعث بشه کابوس ببینی. 07:50.957 --> 07:53.915 ‫دیشب واسه من اتفاق افتاد. ‫انگار کار اهریمن بود. 07:53.915 --> 07:56.582 ‫خواب دیدم که مارها دارن از پاهام میان بالا. 07:56.582 --> 07:59.832 ‫تکونشون دادم که بیفتن، ‫اما دوباره میومدن بالا. 08:00.165 --> 08:01.707 ‫جونورهای اهریمنی. 08:11.457 --> 08:13.374 ‫[تو پول زیادی به دست میاری] 08:13.374 --> 08:15.290 ‫[زیاد دووم نمیاره. روی ۱۹ شرط ببند.] 08:16.207 --> 08:17.207 ‫واقعاً؟ 08:22.999 --> 08:23.999 ‫بیا. 08:24.374 --> 08:26.832 ‫بذارشون توی آب تا تازه بمونن. 08:27.624 --> 08:29.707 ‫همون‌طور که مادربزرگم پیش‌بینی کرده بود، 08:29.749 --> 08:33.082 ‫باغبون ۸۰ پزو توی یه قمارخونه برنده شد، 08:33.165 --> 08:36.040 ‫که با اون پول دو روز بی‌وقفه نوشیدنی نوشید، 08:36.290 --> 08:38.749 ‫و یه عروسک چینی واسه دختر روشن‌بین خرید. 08:38.749 --> 08:39.749 ‫[شرط‌بندی نکن.] 08:40.790 --> 08:44.040 ‫شهرت اون به عنوان یه پیشگو بین خدمه پیچید. 08:44.332 --> 08:48.165 ‫و کم‌کم، با این سرگرمی و همینطور عشق مادرش... 08:48.249 --> 08:50.957 ‫دردش تسکین پیدا کرد. ‫[به‌زودی نامزد پیدا می‌کنی] 09:12.207 --> 09:14.790 ‫چیزی که استبان تروئبا رو بیشتر از همه عذاب می‌داد 09:14.874 --> 09:18.540 ‫این بود که می‌دونست دیگه هیچ‌وقت ‫نمی‌تونه رزا رو داشته باشه، 09:18.540 --> 09:21.207 ‫یا موهای زیبای سبزرنگش رو باز کنه، 09:21.540 --> 09:23.874 ‫یا در اعماق وجود اون غرق بشه. 09:32.374 --> 09:34.999 ‫اما می‌دونست که باید به راهش ادامه بده، 09:35.165 --> 09:38.915 ‫چون درجا زدن به معنی تجربه‌ی غمی بود 09:38.999 --> 09:41.415 ‫که هنوز آماده‌ی تحمل کردنش نبود. 10:10.165 --> 10:13.582 ‫کارگران لاس ترس ماریاس ‫بیشتر از ۲۰ سال رو 10:13.665 --> 10:15.457 ‫بدون اینکه رئیسی ببینن گذرونده بودن. 10:16.374 --> 10:19.582 ‫و فرض رو بر این گذاشته بودن که ‫اصلاً رئیسی وجود نداره. 10:28.873 --> 10:32.123 ‫[لاس ترس ماریاس] 10:47.998 --> 10:50.248 ‫هیچ‌کس نمی‌تونست توی اون مرد، 10:50.332 --> 10:53.290 ‫پسرک موطلایی‌ای رو ببینه که سال‌ها قبل 10:53.373 --> 10:56.165 ‫با خوشحالی توی همون حیاط بازی می‌کرد. 11:44.623 --> 11:46.415 ‫بقیه‌ی کجان؟ 11:46.415 --> 11:47.540 ‫رفتن. 11:48.498 --> 11:49.498 ‫کجا؟ 11:50.207 --> 11:51.873 ‫که خرجیشون رو دربیارن. 11:53.123 --> 11:55.082 ‫پدرو سگوندو گارسیا هستم، آقا. 11:56.957 --> 11:58.707 ‫اسم من استبان تروئباست. 11:59.332 --> 12:00.790 ‫من از این به بعد رئیستونم. 12:01.123 --> 12:03.540 ‫کسایی که سخت کار کنن، محتاج چیزی نمیشن. 12:03.540 --> 12:05.290 ‫اونایی که نمی‌خوان، بهتره برن. 12:05.290 --> 12:07.832 ‫من اینجا آدمای تنبل نمی‌خوام. فهمیدید؟ 12:07.832 --> 12:10.373 ‫ما تمام عمرمون اینجا زندگی کردیم. 12:10.915 --> 12:12.665 ‫ما از اینجا نمی‌ریم. 12:16.832 --> 12:17.832 ‫بسیار خب. 12:21.665 --> 12:24.623 ‫این خبر خوب رو به گوش هر آدم زحمت‌کشی برسونید. 12:26.332 --> 12:27.332 ‫اون کیه؟ 12:29.540 --> 12:31.998 ‫امیلیو. یه پسر از یه مزرعه‌ی دیگه‌ست. 12:50.123 --> 12:51.832 ‫حیاط رو تمیز کنید و سگ رو بسوزونید. 12:51.832 --> 12:54.123 ‫و تو، چمدون‌ها رو بیار داخل. 12:55.623 --> 12:56.998 ‫اون پسر رو ساکت کنید. 13:16.248 --> 13:20.623 ‫تب‌وتابی از فعالیت شروع شد که ‫لاس ترس ماریاس رو از اون رخوت بیرون آورد. 13:23.332 --> 13:24.790 ‫یالا، زود باشید! 13:24.873 --> 13:26.123 ‫یالا! 13:34.457 --> 13:37.332 ‫تروئبا هر مرد، زن، کهنسال یا بچه‌ای رو 13:37.332 --> 13:39.998 ‫که می‌تونست روی پاهای خودش بایسته استخدام کرد، 13:40.082 --> 13:44.165 ‫تا توی چند ماه، چیزی رو که طی سال‌ها ‫ویران شده بود بازسازی کنه. 13:45.165 --> 13:46.415 ‫سنگینن. 13:54.040 --> 13:55.331 ‫ممنون، رئیس. 14:00.040 --> 14:01.540 ‫با این حال، 14:01.623 --> 14:05.456 ‫زحمت کار واسه سرکوب کردن انرژی مردانه 14:06.165 --> 14:07.831 ‫و نیازهای شخصیش کافی نبود. 15:16.748 --> 15:18.415 ‫ببخشید، جناب استبان. 15:20.373 --> 15:21.373 ‫بگو. 15:22.373 --> 15:25.331 ‫فقط می‌خواستم بهتون خبر بدم که ‫کارگاه خیاطی آماده‌ست. 15:25.331 --> 15:26.331 ‫خوبه. 15:26.790 --> 15:29.290 ‫و کی رو قراره مسئول اونجا کنیم؟ 15:29.290 --> 15:31.456 ‫باید یه زن سخت‌کوش باشه 15:31.456 --> 15:33.665 ‫که بتونه نظم رو برقرار کنه، رئیس. 15:38.581 --> 15:39.581 ‫پانچا. 15:41.206 --> 15:43.081 ‫اون می‌تونه گزینه‌ی خوبی باشه. 15:44.998 --> 15:46.790 ‫با تمام احترام، رئیس، 15:47.915 --> 15:51.040 ‫خواهرم واسه همچین مسئولیتی خیلی جوونه. 15:52.540 --> 15:55.206 ‫زود یاد می‌گیره و شخصیت محکمی داره. 15:56.290 --> 15:57.581 ‫موافق نیستی؟ 15:57.998 --> 15:59.665 ‫من کارمو خوب انجام میدم، رئیس. 16:01.415 --> 16:03.081 ‫پس حل شد. 16:03.956 --> 16:05.956 ‫پانچا کارگاه رو می‌چرخونه. 16:07.540 --> 16:08.540 ‫با اجازه. 16:19.415 --> 16:20.540 ‫بیا بریم خونه. 16:21.206 --> 16:24.415 ‫پدر داره صدات می‌کنه. ‫می‌خواد همه‌مون سر میز جمع بشیم. 16:24.415 --> 16:27.373 ‫نمی‌تونم. باید یاد بگیرم ‫چطوری از این وسیله استفاده کنم. 16:28.415 --> 16:29.915 ‫لجبازی نکن. 16:30.498 --> 16:33.040 ‫اینا دستورات آقای استبانه، پدرو. 16:38.956 --> 16:40.706 ‫مراقب باش، خواهر کوچولو. 16:41.706 --> 16:43.456 ‫الکی خیال‌بافی نکن. 16:45.915 --> 16:48.831 ‫تو همیشه یه گارسیا می‌مونی و بس. 16:49.623 --> 16:51.331 ‫اینو فراموش نکن. 16:54.998 --> 16:56.456 ‫من یه زن بالغم. 16:57.331 --> 16:58.998 ‫می‌دونم دارم چیکار می‌کنم. 17:17.081 --> 17:18.206 ‫خواهران، 17:18.623 --> 17:22.789 ‫ما دیگه نمی‌تونیم تحت سلطه‌ی چیزهایی ‫که مردها بهمون تحمیل می‌کنن زندگی کنیم. 17:22.873 --> 17:25.123 ‫همه‌ی ما برابر به دنیا اومدیم، 17:25.123 --> 17:28.873 ‫اما بهمون گفتن که ما پایین‌تریم، 17:28.956 --> 17:32.331 ‫و لیاقت حقوق برابر با مردها رو نداریم. 17:32.414 --> 17:34.414 ‫صدای ما، قدرت ماست. 17:35.664 --> 17:38.831 ‫حق رأی زنان خیلی بیشتر از حق ماست. 17:38.914 --> 17:42.206 ‫این به رسمیت شناختن کرامت ماست، 17:43.206 --> 17:45.373 ‫حق ما واسه برابری، 17:46.123 --> 17:47.789 ‫و رهایی ماست. 17:48.331 --> 17:50.331 ‫و اگه همگی کنار هم بایستیم، 17:50.331 --> 17:53.039 ‫متحد بشیم و یک‌صدا فریاد بزنیم، 17:54.206 --> 17:57.331 ‫بهم اعتماد کنید، هیچ قدرتی ‫نمی‌تونه جلومون رو بگیره. 17:58.206 --> 18:00.664 ‫ما باید خودمون رو متقاعد کنیم ‫[زنان خواهان حق رأی هستند] 18:00.664 --> 18:03.081 ‫که خواستار لطف و ترحم نیستیم. 18:03.081 --> 18:06.289 ‫ما داریم حق قانونیمون رو طلب می‌کنیم. 18:06.664 --> 18:08.373 ‫دیگه نمی‌تونیم صبر کنیم. 18:08.373 --> 18:09.373 ‫کمکم کن، کلاریتا. 18:09.373 --> 18:12.873 ‫توی کشورهای دیگه، ‫زنان حق رأی رو به دست آوردن. 18:12.873 --> 18:17.123 ‫اونا حتی شروع به تغییر مسیر کشورهای خودشون کردن. 18:17.873 --> 18:23.456 ‫این کشور به صدا و درایت ‫تمام دخترانش نیاز داره. 18:23.539 --> 18:25.748 ‫اونا از ما می‌خوان مثل مردها کار کنیم، 18:25.748 --> 18:27.664 ‫اما مثل اونا رأی ندیم. 20:07.081 --> 20:10.623 ‫کلارا بین دیوارهای خونه‌اش ‫تبدیل به یه زن جوان شد، 20:10.998 --> 20:13.789 ‫به دور از واقعیت‌های تلخ زندگی، 20:13.831 --> 20:16.706 ‫جایی که واقعیت و رویا به راحتی ‫با هم ترکیب می‌شدن، 20:16.706 --> 20:20.789 ‫و قوانین فیزیک یا منطق همیشه صدق نمی‌کرد. 20:43.956 --> 20:46.039 ‫حالا تقریباً هم‌سن هستیم. 20:47.539 --> 20:48.581 ‫بیا کلارا. 20:49.039 --> 20:50.497 ‫کمکم کن تمومش کنم. 21:00.581 --> 21:03.789 ‫هر کدوم از ما جایگاه خودشو ‫روی این پارچه‌ی بزرگ داره. 21:08.831 --> 21:11.747 ‫جور دیگه‌ای نمی‌تونست باشه، کلاریتا. 21:13.039 --> 21:15.581 ‫من باید می‌رفتم، چون نوبتم رسیده بود. 21:16.956 --> 21:19.497 ‫حالا نوبت توئه که جایگاهت رو پیدا کنی. 21:51.914 --> 21:53.081 ‫چی شده؟ 21:53.664 --> 21:55.122 ‫حالت خوبه؟ 22:00.622 --> 22:01.622 ‫مامان. 22:02.414 --> 22:03.414 ‫بابا. 22:06.164 --> 22:08.164 ‫من به زودی ازدواج می‌کنم. 22:08.706 --> 22:09.706 ‫چی؟ 22:10.039 --> 22:11.414 ‫تو حرف زدی! 22:11.664 --> 22:12.664 ‫کلاریتا. 22:13.914 --> 22:17.747 ‫شنیدن صداش بعد از این همه مدت چنان شوکی بود، 22:18.039 --> 22:20.372 ‫که همه فراموش کردن چی گفته بود. 22:21.247 --> 22:24.456 ‫و چندین هفته بعد حرف‌هاشو به یاد آوردن، 22:24.997 --> 22:27.622 ‫وقتی که یه مهمون سرزده واسشون اومد. 22:36.289 --> 22:41.331 ‫♪ میگن من گل پاییزی‌ام، پاییز ♪ 22:41.747 --> 22:45.831 ‫توی اون سال‌ها، لاس ترس ماریاس ‫تبدیل به یه تجارت خیلی پرسود شد. 22:45.831 --> 22:48.539 ‫یه مزرعه‌ی نمونه توی جنوب کشور. 22:48.539 --> 22:52.581 ‫و استبان تروئبا تبدیل شد به ‫قابل‌احترام‌ترین رئیس منطقه. 22:53.414 --> 22:57.831 ‫نه‌تنها ثروتش بیشتر شد، بلکه ‫تعداد فرزندانش هم افزایش پیدا کرد. 22:57.831 --> 22:59.831 ‫♪ زندگی من زرد و نارنجیه، نارنجی ♪ 22:59.831 --> 23:03.747 ‫♪ زندگیم، میگن من گل پاییزی‌ام، پاییز ♪ 23:04.456 --> 23:10.247 ‫♪ میگن من همدم یه ابرم، همدم ♪ 23:10.331 --> 23:12.039 ‫به چی نگاه می‌کنی؟ 23:15.289 --> 23:16.664 ‫اسمت چیه؟ 23:19.206 --> 23:20.206 ‫استبان. 23:22.247 --> 23:23.956 ‫یه کم می‌خوای، همنام؟ 23:29.831 --> 23:31.539 ‫عذر می‌خوام، جناب استبان. 23:41.414 --> 23:42.414 ‫آفرین! 23:43.372 --> 23:44.372 ‫آفرین! 23:45.956 --> 23:46.581 ‫همسایه‌های لاس ترس ماریاس، 23:46.872 --> 23:48.081 ‫ما اینجا جمع شدیم 23:48.081 --> 23:51.122 ‫چون باید یه تصمیم خیلی مهم بگیریم. 23:51.122 --> 23:53.872 ‫ما داریم آینده‌ی کشورمون رو تعیین می‌کنیم. 23:54.956 --> 23:58.914 ‫تمام چیزهایی که به دست آوردید ‫به خاطر سخت‌کوشیتون بوده. 23:59.289 --> 24:03.331 ‫اما جناح چپ می‌خواد ‫چیز کاملاً متفاوتی رو بهمون بقبولونه. 24:04.289 --> 24:07.247 ‫اونا بهمون قول بهشت میدن، اما بهتون اطمینان میدم 24:07.497 --> 24:10.497 ‫که اگه برنده بشن، همه‌چیز رو نابود می‌کنن. 24:10.581 --> 24:13.497 ‫واسه همینه که ازتون دعوت می‌کنم ‫به پیشرفت رأی بدید، 24:14.164 --> 24:15.914 ‫به ارزش‌های اخلاقی رأی بدید، 24:15.914 --> 24:18.331 ‫به حزب محافظه‌کار رأی بدید. 24:37.080 --> 24:39.705 ‫رأیت اشتباهه. دوباره بنویس. 24:41.830 --> 24:43.539 ‫یکی دیگه بهش بده. 24:56.830 --> 24:58.414 ‫نامه‌هاتون، رئیس. 24:58.497 --> 24:59.497 ‫[برای استبان تروئبا] 24:59.497 --> 25:01.705 ‫- چیز دیگه‌ای لازم دارید؟ ‫- نه. 25:09.914 --> 25:11.580 ‫[تلگراف ملی] 25:11.664 --> 25:13.372 ‫[به: استبان تروئبا] 25:13.455 --> 25:15.497 ‫[مادر در بستر مرگه.] 25:15.497 --> 25:18.622 ‫[می‌خواد تو رو ببینه. فرولا.] 26:13.830 --> 26:16.080 ‫پسرم، نزدیک‌تر نیا. 26:16.914 --> 26:18.539 ‫این بو. 26:19.539 --> 26:20.872 ‫مُسریه. 26:22.664 --> 26:24.580 ‫اون ریش‌ها رو بزن. 26:26.539 --> 26:28.830 ‫شبیه وحشی‌ها شدی. 26:34.039 --> 26:39.497 ‫واسه خودت یه زن نجیب و کاتولیک پیدا کن... 26:42.039 --> 26:44.664 ‫که بتونه بهت بچه‌های سالمی بده. 26:49.872 --> 26:52.747 ‫دردسر درست نکن. 26:53.414 --> 26:55.789 ‫استراحت کن. باشه. 26:59.497 --> 27:00.539 ‫استراحت کن. 27:36.622 --> 27:38.830 ‫مقدمات یه مراسم خاکسپاری آبرومندانه رو فراهم کن. 27:38.830 --> 27:40.539 ‫تکلیف من چی میشه؟ 27:41.455 --> 27:43.289 ‫تمام زندگیم رو صرف مراقبت از اون کردم. 27:43.289 --> 27:44.414 ‫زندگی کن. 27:44.497 --> 27:45.830 ‫سفر کن. 27:45.914 --> 27:47.622 ‫واسه خودت یه لباس بخر. 27:48.413 --> 27:50.955 ‫از پول داروهای مادر استفاده کن. 27:54.538 --> 27:55.663 ‫استبان. 28:38.622 --> 28:43.497 ‫[رزا دل وایه کورتس] ‫[۲۴ سپتامبر ۱۹۲۴] 28:49.747 --> 28:52.413 ‫تنها دخترمون که هنوز ازدواج نکرده کلاریتاست. 28:52.413 --> 28:53.413 ‫کلارا. 28:54.038 --> 28:55.330 ‫کوچک‌ترین دخترتونه، درسته؟ 28:55.330 --> 28:57.497 ‫آره. و همین‌طور خاص‌ترینشون. 28:57.497 --> 28:58.497 ‫خاص؟ 28:59.913 --> 29:01.038 ‫از چه نظر؟ 29:01.747 --> 29:04.372 ‫راستشو بخواید، اون یکم عجیبه. 29:04.580 --> 29:06.413 ‫نُه سال حرف نزد. 29:06.413 --> 29:08.122 ‫چون خودش نخواست که حرف بزنه. 29:08.997 --> 29:11.288 ‫سکوت یه حُسنه، نه یه عیب. 29:11.372 --> 29:13.497 ‫آره، اما چیزهای دیگه‌ای هم هست. 29:13.497 --> 29:14.997 ‫مثل حرف زدن با مُرده‌ها. 29:14.997 --> 29:16.788 ‫یا تکون دادن اشیاء با ذهنش. 29:16.788 --> 29:18.497 ‫پیشگویی کردن فجایع. 29:22.455 --> 29:24.288 ‫من نگران این چیزای عجیب‌وغریب نیستم، 29:24.288 --> 29:26.122 ‫تا زمانی که بتونه بچه‌های سالمی به دنیا بیاره. 29:26.122 --> 29:27.663 ‫عجله نکن، استبان. 29:28.372 --> 29:30.455 ‫اول باید با دخترمون آشنا بشی، 29:30.455 --> 29:31.913 ‫و اونو بهتر بشناسی. 29:31.913 --> 29:35.205 ‫با توجه به اینکه اون دختر شما و ‫خواهر رزاست، مشکلی نمی‌بینم. 29:35.205 --> 29:38.372 ‫اما باید نظر کلارا رو هم بپرسیم. ‫این‌طور فکر نمی‌کنی؟ 29:38.372 --> 29:39.580 ‫اوناهاش. 29:56.705 --> 29:58.455 ‫منتظرت بودم. 30:05.830 --> 30:06.830 ‫بیا. 30:10.913 --> 30:11.913 ‫با اجازه. 30:16.330 --> 30:19.205 ‫پدر و مادرت حسابی ازت تعریف کردن. 30:20.747 --> 30:22.413 ‫من یه مرد یتیمم که سنش هم از تو بالاتره، 30:22.413 --> 30:25.288 ‫پس باید خودم از خودم تعریف کنم. 30:30.788 --> 30:33.080 ‫هیچ‌کس تا حالا چیزی به من نداده. 30:33.497 --> 30:35.122 ‫ثروت من چشم‌گیره، 30:35.122 --> 30:37.288 ‫و امیدوارم بازم بیشتر بشه. 30:37.497 --> 30:40.247 ‫من به سخت‌کوشی و نظم باور دارم... 30:40.330 --> 30:42.122 ‫دلت می‌خواد با من ازدواج کنی؟ 30:43.872 --> 30:46.205 ‫منظورم اینه که پس دیگه وقت رو هدر ندیم. 30:50.080 --> 30:51.872 ‫از رک‌وراست بودن خوشم میاد. 30:54.663 --> 30:56.372 ‫دلت می‌خواد با من ازدواج کنی؟ 30:57.830 --> 30:58.830 ‫آره. 31:00.372 --> 31:01.372 ‫چرا؟ 31:02.872 --> 31:04.580 ‫چون تقدیر منه. 31:09.705 --> 31:11.497 ‫باراباس. بیا اینجا. 31:19.996 --> 31:21.163 ‫چیزی نیست. 31:32.788 --> 31:34.496 ‫چی شده، باراباس؟ 31:37.913 --> 31:39.621 ‫بسیار خب. چیزی نیست. 31:40.121 --> 31:43.121 ‫برو یه چیزی از قصاب بدزد. 31:43.746 --> 31:46.288 ‫اما واسه جشن دیر نکن، باشه؟ 31:58.080 --> 31:59.080 ‫عذر می‌خوام. 31:59.121 --> 32:01.663 ‫- برادرم می‌خواست بدونه... ‫- بیا داخل. 32:09.288 --> 32:11.788 ‫من از وصلت خونواده‌هامون خوشحالم. 32:11.788 --> 32:13.080 ‫منم همین‌طور. 32:13.163 --> 32:16.413 ‫بهم گفتن علاقه‌ای به کارهای خونه نداری. 32:16.913 --> 32:18.246 ‫اما من علاقه دارم. 32:22.455 --> 32:24.580 ‫دیگه لازم نیست نگران باشی. 32:27.788 --> 32:29.330 ‫تنها نمی‌مونی. 32:30.455 --> 32:33.246 ‫تو با ما زندگی می‌کنی. ‫ما مثل دو تا خواهر می‌شیم. 32:38.371 --> 32:39.538 ‫ممنون. 33:18.788 --> 33:20.496 ‫- خیلی خوشگل شدی. ‫- عزیزم. 33:22.455 --> 33:24.163 ‫واست آرزوی خوشبختی می‌کنم. 33:27.246 --> 33:28.871 ‫خیلی ممنونم. 34:12.330 --> 34:14.871 ‫باراباس به آرومی جون داد، 34:14.871 --> 34:17.663 ‫در حالی که چشماش به کلارا دوخته شده بود، 34:18.496 --> 34:23.413 ‫کسی که جشن رو کاملاً فراموش کرد ‫که تا آخرین نفس کنارش باشه. 34:24.913 --> 34:28.163 ‫استبان تنها کسی بود که از اون بدیمنی بی‌خبر بود، 34:28.163 --> 34:30.038 ‫چیزی که توی فضا حس می‌شد، 34:30.038 --> 34:32.455 ‫و هیچ‌کس جرئت نمی‌کرد درباره‌اش حرفی بزنه. 34:33.538 --> 34:38.538 www.Doostihaa.com