WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:14.103 --> 00:20.703 ♪خاطره‌ها نمی‌ذارن به رویاهات برسی♪ 00:24.303 --> 00:30.423 ♪فقط با قدم گذاشتن به جلو می‌تونی دوباره بهم برسین♪ 00:32.663 --> 00:35.863 ♪هر پایان فقط شروع یه مسیر جدیده♪ 00:36.103 --> 00:42.103 ♪همه اینا بخشی از قشنگی‌های مسیرته♪ 00:42.423 --> 00:45.863 ♪به سمت ندای افق♪ 00:45.943 --> 00:52.503 ♪سفرت هنوز شروع نشده♪ 00:53.543 --> 00:57.463 ♪به سمت کوه‌ها برو ستاره‌ها رو دنبال کن♪ 00:57.463 --> 01:03.543 ♪بذار زمان در آغوشت بگیره و گذشته رو بشوره ببره♪ 01:03.863 --> 01:07.703 ♪همه سختی‌ها رو پشت سر بذار♪ 01:07.703 --> 01:12.583 ♪آروم توی دل زمان شناور شو♪ 01:12.983 --> 01:15.703 ♪بزن به دل باد و برو جلو♪ 01:15.703 --> 01:18.663 ♪بذار کوه‌ها هم جلوی قدم‌هات خم بشن♪ 01:18.743 --> 01:24.143 ♪بدو به سمت یه زندگی بدون حسرت♪ 01:24.663 --> 01:28.583 ♪بذار روحت آزاد بشه♪ 01:30.263 --> 01:34.503 (نخسین یاس) 01:34.983 --> 01:37.663 (قسمت ۱۲) 01:38.863 --> 01:40.663 اما قبل از اینکه به پایتخت برسن 01:41.423 --> 01:43.023 اعلیحضرت فوت کردن 01:44.503 --> 01:46.863 باید در مورد این قضیه چیزی شنیده باشی 01:49.423 --> 01:51.783 شنیدم شاگردهای لیشان می‌خواستن ببرنش 01:52.303 --> 01:53.223 تا به تخت بنشوننش 01:55.423 --> 01:56.423 فکر می‌کنی 01:56.783 --> 01:58.223 با یه گروه ده دوازده نفره 01:58.783 --> 02:00.343 میشه پادشاه تعیین کرد؟ 02:19.303 --> 02:20.423 شاگردهای لیشان 02:20.543 --> 02:21.823 نوهٔ اعلیحضرت رو دزدیدن 02:22.543 --> 02:23.703 نیتشون شوم و پلیده 02:24.023 --> 02:25.143 سزاوار مرگن 02:25.423 --> 02:26.623 همه‌شون رو دستگیر کنین 02:27.343 --> 02:29.623 آتش‌سوزی قصر شرقی خیلی مشکوک بود 02:30.543 --> 02:32.823 مو جینگ‌لی تنها بازماندهٔ قصر شرقی بود 02:33.023 --> 02:34.823 برگشتنش به پایتخت خطرناک بود 02:35.103 --> 02:36.983 برادرهای ارشد با رضایت خودش 02:36.983 --> 02:40.143 تصمیم گرفتن بفرستنش اردوگاه نظامی هوآ تا در امان باشه 02:40.423 --> 02:42.583 اما مویان‌هو حقیقت رو وارونه جلوه داد 02:42.703 --> 02:44.263 وسط راه راهشون رو بست 02:44.263 --> 02:45.863 و تهمت دزدیدن نوهٔ اعلیحضرت 02:45.863 --> 02:47.143 و خیانت بهشون زد 02:57.903 --> 02:59.023 یادمه اون موقع 02:59.623 --> 03:01.583 خیلی از مقامات به این ماجرا شک داشتن 03:01.983 --> 03:04.303 حتی لرد هوآ هم پیش‌قدم شد و به دربار نامه زد 03:04.623 --> 03:05.423 آره 03:05.863 --> 03:07.023 همه شک داشتن 03:07.703 --> 03:10.023 مویان‌هو نتونست ثابت کنه که لیشان مقصره 03:10.423 --> 03:12.383 مجبور شد همه‌شون رو بندازه دالی‌سی 03:14.183 --> 03:15.823 اما وقتی اوضاع خیلی پیچیده شده بود 03:16.703 --> 03:18.423 یهو مو جینگ‌لی جلو اومد 03:19.023 --> 03:20.143 و علیه‌شون شهادت داد 03:23.023 --> 03:24.703 اون موقع فقط چهارده سالش بود 03:26.143 --> 03:27.703 درکش می‌کنم که سنش کم بود 03:28.703 --> 03:30.103 می‌فهمم که ترسیده بود 03:31.383 --> 03:32.423 و می‌تونم تصور کنم 03:32.823 --> 03:34.423 مویان‌هو چطوری مجبورش کرده بود 03:34.423 --> 03:35.423 که اون حرف‌ها رو بزنه 03:36.983 --> 03:38.263 اما نمی‌تونم ببخشم 03:40.543 --> 03:42.983 تمام شاگردهای ارشد من همون سال مردن 03:44.463 --> 03:46.463 بزرگ‌ترینشون بیست و چهار ساله بود 03:47.703 --> 03:49.583 و کوچیک‌ترینشون فقط دوازده سالش بود 03:56.183 --> 03:57.863 چرا یهو این حرف‌ها رو به من می‌زنی؟ 04:01.143 --> 04:02.703 فقط می‌خوام بدونی 04:03.583 --> 04:05.623 من و مو جینگ‌لی هیچ رابطهٔ پنهانی نداریم 04:06.023 --> 04:07.463 حتی اگه اون نامزدی رو به هم نمی‌زد 04:08.303 --> 04:09.823 من باهاش ازدواج نمی‌کردم 04:20.063 --> 04:22.063 پایین اون صخره پر از مار بود 04:23.143 --> 04:24.503 به کلفتیِ دورِ یه کاسه 04:25.583 --> 04:26.943 همه‌ش دور و برم می‌چرخیدن 04:27.183 --> 04:28.703 هرچی می‌روندمشون نمی‌رفتن 04:31.503 --> 04:33.183 می‌دونستم میای نجاتم بدی 04:33.743 --> 04:35.263 واسه همین همه‌ش باهاشون درگیر بودم 04:37.383 --> 04:38.863 اما مار من رو نیش زد 04:39.943 --> 04:41.183 و از هوش رفتم 04:50.823 --> 04:51.703 متاسفم 04:53.623 --> 04:54.623 تقصیر تو نبود 04:55.183 --> 04:56.303 کاری از دستت برنمی‌اومد 04:57.383 --> 04:58.183 عالیجناب 04:58.823 --> 05:00.383 می‌تونم یه درخواستی ازتون داشته باشم؟ 05:01.743 --> 05:02.503 بگو 05:06.063 --> 05:07.743 می‌خوام پاهات رو درمان کنم 05:08.183 --> 05:09.583 می‌شه اجازه بدین امتحان کنم؟ 05:18.383 --> 05:19.943 عالیجناب واسه خاطر من هم شده 05:21.263 --> 05:23.143 اون موقعی که توی بیابون با هم آشنا شدیم 05:23.503 --> 05:24.943 یادته چقدر شجاع بودین؟ 05:25.623 --> 05:28.863 الان بخاطر این جراحت توی یه فضای کوچیک حبس شدین 05:29.183 --> 05:31.303 و آدم‌های پست بهتون زور می‌گن و نمی‌تونین از خودتون دفاع کنین 05:31.623 --> 05:32.823 نمی‌خوام این‌طوری باشه 05:34.943 --> 05:36.423 شاید بگین که من خودخواهم 05:37.823 --> 05:39.063 بگین که دنیا دیده‌ام 05:39.703 --> 05:40.943 ولی در قلبِ من 05:42.503 --> 05:45.063 عالیجناب یه قهرمان واقعی و بی‌نظیر هستین 05:45.503 --> 05:46.423 طاقت ندارم 05:47.023 --> 05:49.063 و نمی‌تونم ببینم که این‌طوری تسلیم شدین 05:51.583 --> 05:52.623 درمان نمیشه 05:52.823 --> 05:53.623 درمان میشه 05:54.623 --> 05:55.943 بذارین امتحان کنم 05:56.183 --> 05:57.063 بهتون قول میدم 05:57.063 --> 05:58.063 حتماً درمانش می‌کنم 06:03.623 --> 06:04.943 خواهش می‌کنم 06:05.503 --> 06:07.263 فقط بذارین یه بار امتحان کنم 06:35.503 --> 06:36.263 کیه؟ 06:37.383 --> 06:38.303 کی بیرونِ؟ 06:56.303 --> 06:57.143 برو برو 07:13.383 --> 07:14.863 مردِ سنگدل شب‌ها به خود میلرزد؛ گویی روحی از تیرِ سقف آویزان است 07:54.383 --> 07:55.183 همسر شاهزاده 07:56.383 --> 07:57.863 این سوپ رو براتون درست کردم 07:57.943 --> 07:59.703 بخورینش و زود بخوابین 08:05.703 --> 08:06.503 همسر شاهزاده 08:06.823 --> 08:08.063 خواهش می‌کنم دیگه ننوشین 08:25.863 --> 08:27.103 مواظب باشین همسر شاهزاده 08:34.463 --> 08:34.983 همسر شاهزاده 08:34.983 --> 08:36.263 دارین چیکار می‌کنین؟ 08:40.143 --> 08:41.023 همسر شاهزاده 08:42.503 --> 08:43.263 همسر شاهزاده 08:43.263 --> 08:44.383 بیایین زودتر بریم داخل 08:44.383 --> 08:45.863 بارون خیلی شدیده 08:46.223 --> 08:47.023 به من کاری نداشته باش 08:47.623 --> 08:48.663 نمی‌خوام بیام داخل 08:49.503 --> 08:50.263 اگه مو جینگ‌لی نیاد 08:50.263 --> 08:51.383 من هم قدم تو اون خونه نمی‌ذارم 08:51.383 --> 08:52.223 همسر شاهزاده 08:52.463 --> 08:53.263 شما 08:54.503 --> 08:55.863 من الان می‌رم عالیجناب رو بیارم 09:36.263 --> 09:37.383 مو جینگ‌لی 09:38.103 --> 09:38.983 ازتون متنفرم 10:03.023 --> 10:04.623 مادرم راست می‌گفت 10:05.503 --> 10:07.463 مردهای چوجینگ همه‌شون پَست و بدذاتن 10:08.343 --> 10:09.503 ظاهرشون اتو کشیده و قشنگ 10:09.623 --> 10:10.583 اما دلشون سیاه و پوسیده 10:33.223 --> 10:34.023 لینگ‌اِر 10:34.903 --> 10:36.223 برم داروهات رو بجوشونم 10:36.863 --> 10:37.783 نمی‌خورم 10:39.783 --> 10:41.263 وقتی دیگه نمی‌خوام زندگی کنم 10:41.663 --> 10:43.223 دیگه برای چی دوا درمون کنم؟ 10:46.023 --> 10:46.863 وایسا 10:49.343 --> 10:50.263 حق نداری بری 10:51.583 --> 10:52.983 باید حرف‌هات رو صاف و پوست‌کنده بزنی 10:53.263 --> 10:55.023 به چه حقی با من این‌طوری رفتار می‌کنی؟ 10:57.783 --> 11:00.023 فکر کردی با چند تا شعرِ آبکی خوندن خیلی بزرگی؟ 11:00.503 --> 11:02.223 آهنگ ساختن خیلی هنرِ؟ 11:04.383 --> 11:05.143 مواظب باش 11:05.383 --> 11:06.263 به من دست نزن 11:10.143 --> 11:11.383 من وقتی خونه بودم 11:12.663 --> 11:14.223 عزیزِ دردونهٔ خونواده‌ام بودم 11:16.143 --> 11:18.023 مادرم خیلی برام عزیز بود 11:20.143 --> 11:22.383 پدر بزرگم هم خیلی هوام رو داشت 11:25.023 --> 11:26.863 حتی یه لی که این‌قدر معروف و سرشناسِ 11:27.583 --> 11:29.223 اون هم نمی‌تونست من رو اذیت کنه 11:32.343 --> 11:33.983 پس چرا بعد از اینکه ازدواج کردم 11:34.383 --> 11:35.383 اوضاع این‌طوری شد؟ 11:40.743 --> 11:43.103 من واقعاً منتظر بودم که باهات ازدواج کنم 11:45.743 --> 11:46.583 تو 11:47.623 --> 11:48.783 یه مَردی 11:50.383 --> 11:53.023 اگه از کسی خوشت نمیاد خب نباید بگیریش و ببریش خونه‌ات 11:54.463 --> 11:55.503 وقتی می‌بریش خونه‌ات 11:56.383 --> 11:58.103 باید باهاش خوب رفتار کنی 12:13.583 --> 12:14.863 روز عروسی 12:15.783 --> 12:17.623 خیلی خوشحال بودم 12:20.743 --> 12:22.623 اما فقط همون یه روز خوشحال بودم 12:31.383 --> 12:32.623 از تو متنفرم 13:14.503 --> 13:15.743 از تو متنفرم 13:16.903 --> 13:18.623 تو واقعاً هیچ تغییری نکردی 13:19.903 --> 13:20.743 لی‌وانگ 13:21.903 --> 13:23.383 وقتی این حرف‌ها رو می‌زنی 13:24.503 --> 13:26.023 خودت خنده‌ت نمی‌گیره؟ 13:26.783 --> 13:28.623 اون‌ها همه‌شون بخاطر تو مردن 13:29.463 --> 13:31.343 من متعلق به آکادمی لیشان‌ام 13:33.263 --> 13:34.783 هرگز نمی‌تونم ببخشمت 13:35.383 --> 13:36.903 باید خدا رو شکر کنی 13:37.103 --> 13:38.623 که قبلاً نامزدی رو به هم زدی 13:40.383 --> 13:41.783 وگرنه 13:41.783 --> 13:43.503 ممکن بود همون روز عروسی بکشمت 13:45.263 --> 13:46.223 از من متنفری 13:47.383 --> 13:48.503 از من بیزاری 13:49.463 --> 13:50.983 فکر کردی من دلم می‌خواست این‌طوری بشه؟ 13:51.983 --> 13:53.223 من هم از خودم بیزارم 13:53.623 --> 13:54.143 عالیجناب 13:59.983 --> 14:01.263 عالیجناب ناراحت نباشین 14:01.903 --> 14:03.903 بانو یه لی حتماً بخاطر اون قضایای قدیم 14:04.263 --> 14:05.383 ازتون دلخوره 14:06.383 --> 14:07.983 اون وضعیت شما رو درک نمی‌کنه 14:09.223 --> 14:10.783 اگه یه روزی حقیقت رو بفهمه 14:11.503 --> 14:12.863 حتماً سختی‌های شما رو درک می‌کنه 14:16.583 --> 14:17.343 واقعاً؟ 14:18.743 --> 14:19.983 واقعاً درک می‌کنه؟ 14:20.863 --> 14:21.663 آره 14:26.743 --> 14:27.343 آره 14:28.743 --> 14:29.863 آ لی درک می‌کنه 14:30.463 --> 14:31.863 اون همیشه من رو بهتر از هر کس دیگه‌ای می‌شناخت 14:35.383 --> 14:36.463 گرفتیش؟ 14:37.143 --> 14:37.983 آره گرفتم 14:38.263 --> 14:38.863 ببین 14:40.343 --> 14:42.583 شاید بخاطر اینکه نوهٔ پادشاه بودم 14:42.983 --> 14:44.503 اون سال‌هایی که لیشان برای درمانم بودم 14:44.783 --> 14:46.463 همه با احترام باهام رفتار می‌کردن 14:46.743 --> 14:48.263 اما همیشه یه جور فاصله بینمون بود 14:49.503 --> 14:50.383 فقط آ لی 14:51.223 --> 14:53.743 مثل اولین پرتوِ نورِ آفتاب توی زمستون 14:54.143 --> 14:55.623 پاک و گرم و پرشور بود 14:56.663 --> 14:58.023 همون لحظه بود که فهمیدم 14:58.503 --> 15:00.983 نور هم می‌تونه گرما داشته باشه 15:01.863 --> 15:03.383 ما همیشه با هم بودیم 15:03.783 --> 15:04.783 با هم بازی می‌کردیم 15:05.263 --> 15:07.143 با هم درس می‌خوندیم و ساز می‌زدیم 15:07.903 --> 15:09.983 هر چیزی که از استاد یاد می‌گرفت رو 15:10.143 --> 15:11.103 به من هم یاد می‌داد 15:11.783 --> 15:13.503 و هر وقت از پایین کوه برمی‌گشت 15:13.583 --> 15:15.503 برام کلی سوغاتی می‌آورد 15:15.863 --> 15:16.743 و بعدش 15:17.023 --> 15:18.463 پدربزرگم فرمانی صادر کرد 15:18.583 --> 15:20.343 و حکم ازدواج من و یه لی رو داد 15:22.143 --> 15:24.143 اما اون روزهای قشنگ 15:25.023 --> 15:26.263 دیگه هیچ‌وقت تکرار نمیشن 15:27.183 --> 15:27.823 آکادمی لیشان 15:29.063 --> 15:30.343 سال چهاردهمِ جینگ‌هه 15:30.863 --> 15:33.303 خبر بدی از پایتخت رسید 15:34.183 --> 15:35.223 پدربزرگم سخت مریض شده بود 15:36.903 --> 15:38.623 با دستورِ فوری راهی پایتخت شدم 15:39.143 --> 15:40.983 وقتی پام رو توی قصر گذاشتم 15:41.223 --> 15:43.343 پدربزرگم دیگه تموم کرده بود 15:46.023 --> 15:48.103 قصر شرقی که روزگاری پر از برو و بیا بود 15:48.623 --> 15:51.103 تو یه آتیش‌سوزی به خاکستر تبدیل شد 15:53.103 --> 15:54.623 اون همه شکوه و جلال 15:55.143 --> 15:57.663 انگار فقط یه خواب و خیال بود 15:58.503 --> 16:01.343 که وقتی بیدار شدم دیگه هیچی ازش نمونده بود 16:01.903 --> 16:04.863 فقط خاندان گو بود که قدرتشون به اوج رسیده بود 16:05.623 --> 16:06.383 و من 16:06.623 --> 16:07.983 بازماندهٔ ولیعهد 16:08.263 --> 16:10.263 از اون به بعد توی قصر حبس شدم 16:11.383 --> 16:12.463 از اون موقع 16:12.863 --> 16:14.743 دیگه نتونستم آ لی رو ببینم 16:15.623 --> 16:16.383 مدتی بعد 16:16.583 --> 16:17.863 عمارتِ دینگ‌وانگ دچار فاجعه شد 16:18.143 --> 16:20.623 تمایلِ گو جینگ برای نشستن روی تخت سلطنت دیگه برملا شده بود 16:21.223 --> 16:22.503 اما بخاطر مخالفت لیشان 16:22.503 --> 16:24.743 نتونست اون کار رو انجام بده 16:25.863 --> 16:26.983 اون اصلاً عجله نکرد 16:26.983 --> 16:27.983 آروم و قرار بود 16:28.263 --> 16:31.103 و مو یان‌چی رو به تخت نشوند 16:32.103 --> 16:34.063 زنده باد اعلیحضرت 16:34.263 --> 16:37.463 قصر جینگ سی 16:53.463 --> 16:55.343 سه سال بعد از به تخت نشستنِ مو یان‌چی 16:55.783 --> 16:57.703 بالاخره از قصرِ زندان آزاد شدم 16:58.383 --> 17:00.663 فقط برای اینکه ویترینِ مهربانیِ اون باشم 17:01.943 --> 17:02.783 شانس آوردم 17:02.943 --> 17:03.583 عالیجناب 17:03.583 --> 17:04.623 که تونستم زنده بمونم 17:16.023 --> 17:17.623 پدربزرگ مُرد 17:18.223 --> 17:19.463 پدر مُرد 17:19.903 --> 17:21.343 حتی اون 17:21.623 --> 17:23.863 برادرهایی که ازشون متنفر بودم هم مُردن 17:25.023 --> 17:26.423 فقط من موندم 17:28.023 --> 17:29.303 عزت و احترام چه فایده‌ای داره؟ 17:29.983 --> 17:31.223 فقط اگه زنده باشم 17:31.423 --> 17:32.983 هنوز فرصت دارم 17:33.423 --> 17:34.543 فقط اگه زنده باشم 17:34.543 --> 17:36.543 هنوز می‌تونم آ لی رو ببینم 17:37.663 --> 17:38.263 اما 17:39.223 --> 17:40.263 همه‌چیز برعکس شد 17:42.503 --> 17:43.623 چی داری می‌گی؟ 17:43.783 --> 17:44.983 بانو یه لی 17:45.423 --> 17:46.623 شما نباید باهاش ازدواج کنین 17:48.983 --> 17:49.943 یه بار دیگه بگو 17:49.943 --> 17:51.943 شما به سختی تونستین اعتماد ملکه مادر رو جلب کنین 17:52.023 --> 17:53.903 پس باید حساب‌تون رو از لیشان جدا کنین 17:54.143 --> 17:54.983 شما 17:55.183 --> 17:56.503 نمی‌تونین باهاش ازدواج کنین 17:56.503 --> 17:57.023 بی‌ادب 17:57.023 --> 17:59.223 اعلیحضرت یادشون رفته قصر شرقی چطوری تو آتیش سوخت؟ 17:59.223 --> 18:00.983 انتقام ولیعهد رو نمی‌خواین بگیرین؟ 18:00.983 --> 18:02.383 اعلیحضرت عالیجناب 18:02.543 --> 18:04.143 حتی اگه به فکر خودتون نیستین 18:04.183 --> 18:06.223 به فکر بانو یه لی باشین 18:06.503 --> 18:07.543 بانو یه لی 18:07.983 --> 18:09.303 گرچه زندگی ساده و سختی داره 18:09.703 --> 18:11.303 اما حداقل جونش در خطر نیست 18:11.383 --> 18:12.743 اگه می‌خواین واسه قدرت بجنگین 18:12.903 --> 18:13.903 اگه شد که عالیه 18:14.463 --> 18:15.503 و اگه نشد 18:15.503 --> 18:16.543 همه چی از بین میره 18:16.903 --> 18:18.463 دیگه چرا اون رو هم درگیر کنین؟ 18:19.263 --> 18:20.143 اون روزی که 18:20.463 --> 18:22.983 شما موفق بشین به تخت بنشینین 18:23.023 --> 18:24.743 اون وقت با افتخار بگیریدش 18:24.743 --> 18:25.983 و ملکه کنینش 18:25.983 --> 18:27.063 بهتر نیست؟ 18:30.943 --> 18:33.623 اما من صد بار همه چیز رو محاسبه کردم و نشد 18:34.223 --> 18:35.023 اصلاً فکرش رو نمی‌کردم که 18:35.263 --> 18:37.823 گو جینگ آ لی رو به دینگ‌وانگ بده 18:41.903 --> 18:42.703 عالیجناب 18:44.743 --> 18:45.543 عالیجناب 18:47.543 --> 18:48.943 وقتِ نوشیدنِ جام عروسیه 19:16.663 --> 19:17.663 زندگیِ من 19:18.463 --> 19:19.623 پر از سختی و بدبختی بود 19:20.463 --> 19:21.423 هرچی که خواستم 19:21.543 --> 19:22.943 هیچ‌وقت به دستش نیاوردم 19:24.463 --> 19:25.983 سرنوشت با من خوب تا نکرد 19:26.743 --> 19:28.503 و من هم تن به این سرنوشت نمی‌دم 19:29.983 --> 19:30.823 لی‌وانگ 19:39.743 --> 19:40.543 بشین 19:45.023 --> 19:46.943 تو پرونده‌ی قاچاقِ سلاحِ هوای‌شی رو بررسی کردی 19:50.183 --> 19:51.943 مویان‌هو پشتِ پرده‌شه 19:58.623 --> 19:59.623 درسته 20:00.543 --> 20:02.623 مویان‌هو سلاح‌ها رو قاچاق می‌کنه 20:02.943 --> 20:04.703 اون مثل یه آفت واسه کشوره 20:05.703 --> 20:06.463 من یوان فانگ 20:06.463 --> 20:09.263 باید کاری کنم که این جور آدم‌هایِ خائن که کشور رو به باد میدن 20:09.383 --> 20:11.063 به سزای عمل‌شون برسن 20:14.543 --> 20:15.903 ژنرال یوان آدمِ درستکاری هستین 20:16.223 --> 20:17.463 و دلسوزِ کشوری 20:19.223 --> 20:20.303 اما الان 20:21.743 --> 20:22.983 هنوز وقتش نرسیده 20:47.143 --> 20:48.503 هرکی رو که به درد نمی‌خوره بکشید 20:49.063 --> 20:49.903 چشم 20:57.743 --> 20:58.783 چیزی که می‌خوای رو 20:59.063 --> 21:00.623 خودت باید به دست بیاری 21:00.783 --> 21:02.023 وقتی پا تو این مسیر گذاشتم 21:02.303 --> 21:03.783 راهِ دیگه‌ای نداشتم 21:03.943 --> 21:05.383 و اصلاً پشیمون نیستم 21:11.703 --> 21:12.783 فقط این‌طوریه که 21:13.903 --> 21:15.743 می‌تونم از خودم محافظت کنم 21:15.743 --> 21:17.543 از نیروهای قدیمیِ قصر شرقی محافظت کنم 21:18.423 --> 21:19.823 و از آ لی محافظت کنم 21:23.143 --> 21:24.063 عالیجناب 21:25.023 --> 21:26.183 یه روز 21:26.983 --> 21:28.703 می‌رسین به اون جایگاهی که می‌خواین 21:29.983 --> 21:31.823 و به هرچی که آرزوش رو دارین می‌رسین 21:37.863 --> 21:42.863 عمارت شاهزاده دینگ 21:43.423 --> 21:46.223 همسر شاهزاده می‌خوان پاهای عالیجناب رو درمان کنن؟ 21:46.303 --> 21:47.143 آره 21:47.823 --> 21:50.023 بیماری پاهای عالیجناب غیرقابل درمان نیست 21:50.383 --> 21:51.983 فقط کمی زحمت داره 21:53.223 --> 21:54.023 من می‌خوام 21:54.023 --> 21:55.223 اول از نقاطِ گوان‌یوان 21:55.743 --> 21:56.623 چی‌های 21:56.743 --> 21:58.503 و زوسان‌لی شروع کنم 21:58.623 --> 22:00.223 اول با سوزن‌های نُه‌گانه خونِ مرده رو خارج کنم 22:00.303 --> 22:01.303 و بعد مسیرِ رگ‌ها رو باز کنم 22:01.703 --> 22:03.223 وقتی رگ‌ها باز شدن 22:03.223 --> 22:04.623 اون وقت استخوان‌ها رو جا می‌ندازم 22:05.663 --> 22:07.463 پاهای عالیجناب الان تحلیل رفته 22:08.063 --> 22:09.383 واقعاً باید اول خونِ مرده خارج بشه 22:09.383 --> 22:10.423 و بعد رگ‌ها باز بشن 22:10.623 --> 22:12.903 فقط خونِ مرده رو میشه خارج کرد 22:13.183 --> 22:14.463 اما باز کردنِ رگ‌ها خیلی سخته 22:15.463 --> 22:16.743 همسر شاهزاده چه برنامه‌ای دارین؟ 22:24.743 --> 22:25.783 این چیه؟ 22:26.463 --> 22:27.463 خواهر شوهر نترسین 22:27.503 --> 22:29.663 این سوزنِ بلنده یکی از سوزن‌های نُه‌گانه است 22:30.423 --> 22:31.503 توی کتاب لینگ‌شو نوشته لینگ‌شو: یک متن کلاسیک پزشکی در طب سنتی چینی که به بررسی طب سوزنی و تشریح ( بدن می‌پردازد 22:31.663 --> 22:33.743 سوزن بلند تیز و ظریفه 22:33.743 --> 22:34.743 و برای بیماری‌های عمیق عالیه 22:35.063 --> 22:38.023 خونِ جمع شده توی کمر و پای عالیجناب که هشت ساله موندگار شده 22:38.183 --> 22:39.463 نیاز داره از این سوزن استفاده بشه 22:39.823 --> 22:40.623 باید از نقطه چنگ‌شان وارد بشه 22:40.623 --> 22:41.703 و از نقطه وی‌جون خارج بشه 22:42.223 --> 22:43.663 که دردِ کمر و پا رو درمان می‌کنه 22:43.663 --> 22:44.703 و بی حسیِ پایین‌تنه رو از بین می‌بره 22:48.503 --> 22:50.143 خونِ جمع شده توی کمر عالیجناب خیلی قدیمیه 22:50.703 --> 22:52.903 دوباره با سوزن نقره‌ای نقطه شِن‌شو رو می‌زنم 22:53.663 --> 22:54.663 تا رگ‌ها باز بشن 22:54.703 --> 22:55.703 و جریان خون برقرار بشه 22:55.743 --> 22:57.063 و سمِ ناشی از خونِ مرده 22:57.063 --> 22:58.263 خودش به خودیِ خود برطرف میشه 24:34.783 --> 24:36.023 میشه برین داروها رو بجوشونین 24:37.383 --> 24:38.183 چشم 24:47.183 --> 24:47.983 همسر شاهزاده 24:48.143 --> 24:50.343 پاهای عالیجناب دیگه داره خوب میشه؟ 24:52.783 --> 24:54.263 هنوز یه مرحله‌ی اصلی مونده 25:14.463 --> 25:16.063 داشتم گزارش‌هایِ بخشداری رو می‌خوندم 25:17.063 --> 25:18.703 بخشدارِ شهر خیلی پرمشغله‌ست 25:19.423 --> 25:21.063 وقتی اجازه نمی‌دین برم اداره‌یِ بخشداری 25:21.703 --> 25:23.823 مجبور شدم همه‌یِ پرونده‌ها رو بیارم اینجا 25:25.703 --> 25:26.983 داروهایی که برای پاهات آماده کردم حاضرن 25:27.463 --> 25:28.823 می‌تونم پاهات رو درمان کنم 25:32.463 --> 25:34.463 بیماری پاهای شما خیلی طولانی شده 25:34.743 --> 25:36.223 استخوان‌ها باید دوباره شکسته و جا انداخته بشن 25:45.183 --> 25:46.503 شکستنِ استخوان خیلی درد داره 25:46.743 --> 25:47.503 می‌دونم 25:56.783 --> 25:57.743 نمی‌ترسم 26:01.383 --> 26:02.463 این‌قدر بهم اعتماد داری؟ 26:03.383 --> 26:04.463 وقتی اجازه میدم درمانم کنی 26:05.063 --> 26:06.303 یعنی طبیعتاً بهت اعتماد دارم 26:07.383 --> 26:08.503 امتحان کردنش هم ضرری نداره 26:09.263 --> 26:10.943 بدتر از این که دیگه نمی‌شه 26:19.103 --> 26:20.703 حتماً درمانش می‌کنم 26:41.943 --> 26:43.303 دو تا راهزن 26:43.463 --> 26:44.823 فرار کردن و اومدن به پایتخت 26:45.103 --> 26:47.303 چهار نفر از مقامات عالی‌رتبه رو کشتن 26:47.783 --> 26:50.023 یکی‌شون هم حتی توی خودِ قصر کشته شده 26:50.263 --> 26:52.463 اون‌وقت گزارشِ نهاییِ مو شیویائو 26:52.943 --> 26:54.623 گفته این‌ها راهزن‌های فراری بودن 26:55.463 --> 26:57.223 این حکمِ بازداشت رو صادر کرده 26:57.463 --> 26:58.863 انگار کلِ دربار رو 26:59.263 --> 26:59.823 ...و همینطور من رو 26:59.823 --> 27:01.303 احمق فرض کرده 27:01.583 --> 27:03.063 واقعاً که گستاخه 27:03.343 --> 27:04.303 مویان‌هو خشمگین نشین 27:04.583 --> 27:05.783 مویان‌هو آروم باشین 27:06.303 --> 27:07.103 قبلاً هم 27:07.543 --> 27:10.943 ما وقتی یوان فانگ رو گرفتیم هم وانمود کردیم راهزن‌های کوهی هستیم 27:11.383 --> 27:13.463 مویان‌هو اون داره از ما تقلید می‌کنه 27:21.223 --> 27:23.543 کاش همون موقع همه‌شون رو از بین می‌بردیم 27:57.223 --> 27:58.303 یه مدتیه که اینجا نشستم 27:59.023 --> 27:59.783 ملکه مادر 28:00.143 --> 28:01.863 سوالی از من دارین؟ 28:12.783 --> 28:13.703 اون مو شیویائو 28:14.063 --> 28:15.743 واقعاً خیلی گستاخ شده 28:17.263 --> 28:18.983 به خاطر لطفی که اعلیحضرت بهش داره 28:19.103 --> 28:20.223 هر کاری دلش می‌خواد می‌کنه 28:21.743 --> 28:23.743 یوان فانگ چطوری مُرد؟ 28:26.543 --> 28:27.343 ملکه مادر 28:27.783 --> 28:29.103 من چندین بار توضیح دادم 28:29.343 --> 28:30.503 مرگِ یوان فانگ 28:30.583 --> 28:32.063 اصلاً کار من نبوده 28:32.743 --> 28:33.583 این‌همه سال 28:33.943 --> 28:35.303 هر موضوعی کوچک یا بزرگی که بوده 28:35.503 --> 28:36.543 من هیچوقت از 28:36.703 --> 28:38.103 شما مخفی نکردم 28:39.143 --> 28:40.743 من به شما وفادارم 28:41.703 --> 28:42.863 خدا شاهده 28:43.863 --> 28:44.703 خوبه 28:45.303 --> 28:47.703 حتی اگه من حرف‌هات رو باور کنم 28:48.543 --> 28:49.503 پس اون یوان فانگ 28:49.863 --> 28:51.543 چرا توی هوای‌شی دزدیده شد؟ 28:51.783 --> 28:53.543 اون مسئول بررسیِ پرونده‌ی قاچاق سلاح بود 28:53.863 --> 28:54.983 و خاندانِ شما 28:55.063 --> 28:56.743 دقیقاً قدرتِ اصلیِ هوای‌شی‌ان 28:57.743 --> 29:00.543 راهزن‌ها چطوری تونستن بریزن توی بخشداری و بدزدنش؟ 29:01.143 --> 29:02.503 جرات داری بگی این موضوع 29:02.583 --> 29:04.063 به خاندانِ جو در هوای‌شی 29:04.103 --> 29:05.863 واقعاً هیچ ربطی نداره؟ 29:06.743 --> 29:08.863 جرات داری بگی اصلاً خبر نداشتی؟ 29:09.863 --> 29:10.703 ملکه مادر 29:11.023 --> 29:13.303 اون دار و دسته‌ی لو چانگ‌فو خودشون خواستن که به این روز بیفتن 29:13.303 --> 29:14.303 مستحق مرگ بودن 29:15.023 --> 29:16.103 من قبلاً بهت هشدار داده بودم 29:16.103 --> 29:17.143 که آدم‌هات رو کنترل کن 29:17.863 --> 29:20.263 مو شیویائو کسی‌ئه که مورد اعتماد اعلیحضرته 29:21.063 --> 29:23.143 اگه موفق بشه یا نشه به خودش مربوطه 29:23.463 --> 29:25.103 ولی نباید به دستِ تو نابود بشه 29:25.583 --> 29:26.743 متوجه شدی؟ 29:30.623 --> 29:31.463 ملکه مادر 29:32.623 --> 29:34.543 دارو آماده‌ست 29:35.223 --> 29:36.303 می‌تونین میل کنین 29:41.823 --> 29:42.703 مویان‌هو 29:42.783 --> 29:43.783 تو می‌تونی بری 29:57.103 --> 29:57.983 مویان‌هو 29:58.343 --> 29:59.743 باز هم حرفی داری؟ 30:00.063 --> 30:00.823 ملکه مادر 30:02.103 --> 30:03.543 الان من رو طرد کردین 30:04.623 --> 30:05.983 من که مثل آفت در تاریکی‌ام 30:06.543 --> 30:07.543 مثلِ شب‌گردی که مخفیانه حرکت می‌کنه 30:08.223 --> 30:09.743 می‌خواین از شرِ من خلاص بشین؟ 30:10.863 --> 30:12.103 فراموش نکنین 30:13.103 --> 30:14.143 اون سال‌ها من بودم که 30:14.743 --> 30:16.303 راه رو براتون هموار کردم 30:17.023 --> 30:18.303 و دشمن‌هاتون رو از سر راه برداشتم 30:19.383 --> 30:20.223 من بودم که 30:20.823 --> 30:22.383 کنارتون ایستادم 30:23.103 --> 30:24.343 و همیشه ثابت قدم بودم 30:25.463 --> 30:26.263 من بودم که 30:27.583 --> 30:29.143 آدم‌هایِ پست رو براتون نابود کردم 30:29.543 --> 30:30.783 و بی‌عدالتی‌ها رو از بین بردم 30:32.023 --> 30:33.543 حالا که اوضاع کمی آروم شده 30:35.343 --> 30:37.303 می‌خواین مثلِ شکارچی‌ای که تیر و کمونش رو دیگه لازم نداره من رو دور بندازین؟ 30:38.383 --> 30:39.943 می‌خواین با منِ وفادار این‌طور بد رفتار کنین؟ 30:40.303 --> 30:41.263 مویان‌هو می‌خوای چیکار کنی؟ 30:41.263 --> 30:41.943 خفه شو 30:46.463 --> 30:47.223 داری چیکار می‌کنی؟ 30:47.223 --> 30:47.863 داری بی‌ادبی می‌کنی 30:47.863 --> 30:48.943 به ملکه مادر جسارت می‌کنی 30:49.063 --> 30:50.303 می‌خوای شورش کنی؟ 30:59.103 --> 30:59.943 ملکه مادر 31:00.863 --> 31:02.303 من هیچ‌گونه نیتِ بدی ندارم 31:02.863 --> 31:05.103 فقط دلم گرفته و خیلی ناراحتم 31:05.623 --> 31:07.023 امیدوارم ملکه مادر منصفانه قضاوت کنن 31:08.063 --> 31:09.503 و گوش به حرفِ آدم‌هایِ حسود ندن 31:10.943 --> 31:12.343 قلبِ من رو نشکنن 31:23.023 --> 31:24.063 هوا خیلی گرمه 31:24.743 --> 31:26.063 و تو هم زیاد گوشت و چربی می‌خوری 31:26.303 --> 31:27.303 طبیعیه که زود عصبانی می‌شی 31:27.783 --> 31:28.543 از حالا به بعد 31:29.223 --> 31:30.143 گیاهخواری کن 31:45.263 --> 31:46.063 آروم برو 31:46.503 --> 31:47.303 همسر شاهزاده 31:47.383 --> 31:48.223 ما اینجا چیکار می‌کنیم؟ 31:48.303 --> 31:49.823 مگه ما اینجا چیکار داریم؟ 31:51.423 --> 31:53.263 اینجا عمارتِ شیانگ‌چی یه مکانِ تفریحی‌ئه 31:53.263 --> 31:55.383 و جایِ یه بانو نیست 31:55.383 --> 31:57.383 من و بانو یو‌شنگ از قبل همدیگه رو می‌شناسیم 31:57.383 --> 31:58.543 فقط راه رو نشون بده 32:01.783 --> 32:02.783 ممنون بانو 32:05.623 --> 32:06.423 بانو 32:06.423 --> 32:07.983 اتاقِ بانو یو‌شنگ همین‌جا بود 32:08.143 --> 32:08.943 ممنون 32:12.863 --> 32:13.903 همین بیرون منتظرم بمون 32:13.903 --> 32:15.023 یه چند لحظه دیگه میام بیرون 32:15.263 --> 32:16.103 چشم 32:26.703 --> 32:27.783 فامیلیِ شما یه هست؟ 32:28.703 --> 32:29.463 آره 32:29.943 --> 32:30.863 بانو یه 32:31.263 --> 32:32.903 کمی چای بنوشین تا گلوتون تازه بشه 32:35.903 --> 32:36.903 بانو یه 32:36.943 --> 32:39.023 چطوری با فِبای آشنا شدین؟ 32:41.863 --> 32:42.943 چطوری آشنا شدیم؟ 32:44.183 --> 32:45.503 ما از بچگی همدیگه رو می‌شناختیم 32:46.623 --> 32:47.783 یه جورایی هم‌بازیِ بچگی بودیم 32:53.183 --> 32:54.863 شما چطوری با اون آشنا شدین؟ 32:55.463 --> 32:57.143 مهمونیِ شبانه‌یِ رودخانه‌یِ کوجیانگ بود 32:57.223 --> 32:58.663 یه آدمِ مزاحم داشت اذیتم می‌کرد 32:58.743 --> 33:00.743 نزدیک بود بیفتم توی استخرِ نیلوفر آبی 33:00.743 --> 33:02.303 که فی بای نجاتم داد 33:03.463 --> 33:05.463 اون مثل یه رویا از روی آب رد شد و اومد 33:05.743 --> 33:07.983 و با یه حرکت ده نفر رو شکست داد و اون آدمِ مزاحم رو عقب روند 33:08.383 --> 33:09.983 بعد هم با نوکِ شمشیرش 33:10.383 --> 33:11.503 از توی استخر 33:11.983 --> 33:14.103 گیره‌یِ طلاییِ موهام رو که افتاده بود برداشت 33:14.703 --> 33:17.223 بعد با هم زیر نورِ ماه قدم زدیم 33:17.423 --> 33:19.463 و کنار درختِ جینکوِ قدیمی شعر خوندیم 33:20.663 --> 33:21.463 اون گفت 33:21.863 --> 33:24.183 نگو که سرمایِ پاییز درخت رو پیر می‌کنه 33:24.903 --> 33:26.183 من هم ادامه دادم 33:26.863 --> 33:29.463 که با برگ‌هایِ سرخ سرمایِ زمستون رو گرم می‌کنیم 33:32.343 --> 33:33.383 چه شاعرانه 33:36.383 --> 33:37.303 بانو یه 33:37.583 --> 33:39.023 چرا دنبالِ فی بای می‌گردین؟ 33:45.063 --> 33:46.223 بالاخره برگشتی 33:46.223 --> 33:48.343 این چند روزه چرا همش صبح می‌ری و شب برمی‌گردی؟ 33:48.343 --> 33:49.303 کمی کار داشتم 33:50.983 --> 33:51.743 کار؟ 33:52.223 --> 33:54.023 نکنه به خاطرِ یه زنِ دیگه بوده؟ 33:59.223 --> 34:00.383 ایشون همسرِ شاهزاده‌ان 34:00.583 --> 34:01.663 خواهر کوچیکم 34:01.903 --> 34:02.703 یه لی 34:02.703 --> 34:03.703 ازدواج کرده 34:04.903 --> 34:06.303 عجب پس همسرِ شاهزاده‌ان 34:07.103 --> 34:08.383 ببخشید که بی‌ادبی کردم 34:09.183 --> 34:09.823 یو‌شنگ 34:10.303 --> 34:12.823 می‌خوام چند کلمه خصوصی با خواهرم حرف بزنم 34:13.663 --> 34:14.263 باشه 34:14.263 --> 34:15.943 من می‌رم غذا رو آماده کنم 34:16.023 --> 34:17.503 مرغِ معروفِ این عمارت خیلی خوبه 34:17.503 --> 34:19.223 بعدِ حرف‌هاتون می‌تونین بخورین 34:22.383 --> 34:23.943 به کسی نگو که اون اینجاست 34:24.663 --> 34:25.503 خیالت راحت 34:25.743 --> 34:28.503 من کی رازت رو به کسی گفتم؟ 34:29.183 --> 34:30.023 برو 34:40.423 --> 34:41.983 چرا اون‌جوری بهم نگاه می‌کنی؟ 34:43.183 --> 34:44.023 هیچی 34:44.943 --> 34:46.143 استاد جو رو پیدا کردی؟ 34:46.903 --> 34:49.343 این چند روز کلِ مسافرخونه‌ها 34:49.343 --> 34:50.343 میخونه‌ها و باربری‌هایِ شهر رو گشتم 34:50.903 --> 34:52.423 اصلاً هیچ رد پایی ازش پیدا نکردم 34:53.543 --> 34:54.703 استاد جو گفته بود 34:54.703 --> 34:56.623 توی پایتخت چند تا دوستِ قدیمی داره 34:57.023 --> 34:58.343 فکر نمی‌کنی وقتی از کوه اومده پایین 34:58.383 --> 35:00.343 رفته خونه‌یِ اون‌ها مونده؟ 35:00.343 --> 35:01.383 اونجاها رو گشتی؟ 35:01.703 --> 35:03.543 همه جا رو گشتم چیزی پیدا نکردم 35:04.543 --> 35:05.103 آ لی 35:05.583 --> 35:06.943 وقتی از اون صخره افتادی 35:07.223 --> 35:08.743 مطمئنی که استاد جو رو دیدی؟ 35:09.383 --> 35:10.543 معلومه که مطمئنم 35:10.543 --> 35:12.143 مگه قبلاً بهت نگفته بودم؟ 35:15.023 --> 35:16.823 استاد جو کجا قایم شده؟ 35:16.983 --> 35:19.703 تنهایی بیرونِ کوه واسه‌ش خیلی خطرناکه 35:20.183 --> 35:21.143 تو نگران نباش 35:21.343 --> 35:22.343 بازم می‌گردم دنبالش 35:22.663 --> 35:24.183 تو دیگه خودت رو درگیرِ این موضوع نکن 35:25.143 --> 35:25.983 حالا بگو 35:26.023 --> 35:27.383 امروز که اومدی اینجا دنبالِ من 35:27.703 --> 35:29.943 فقط برایِ پرسیدنِ حالِ استاد جو نبوده نه؟ 35:31.023 --> 35:32.343 یه کار مهمی دارم 35:32.423 --> 35:33.183 چه کاری؟ 35:34.423 --> 35:36.343 مو شیویائو اجازه داد پاش رو درمان کنم 35:36.423 --> 35:37.343 باید کمکم کنی 35:46.383 --> 35:47.183 مویان‌هو 35:48.063 --> 35:49.303 بانو چین اومده 35:51.983 --> 35:52.743 فهمیدم 35:52.823 --> 35:53.583 برو 35:53.863 --> 35:54.543 چشم 35:57.063 --> 35:58.463 چرا بانو چین اومده؟ 35:59.823 --> 36:00.583 چیه؟ 36:01.463 --> 36:03.623 فکر کردی چون قبلا تحقیرت کردم پس نباید بیام؟ 36:06.303 --> 36:07.063 جرات نمی‌کنم همچین فکری کنم 36:08.543 --> 36:10.023 خب خوبه که میدونی 36:13.023 --> 36:13.823 جو جینگ 36:14.303 --> 36:16.023 ما این‌همه سال با هم بودیم 36:16.183 --> 36:17.903 با هم سختی کشیدیم 36:17.903 --> 36:19.183 و تا پایِ جون با هم بودیم 36:20.423 --> 36:21.543 تو هم 36:21.863 --> 36:24.103 برای پول درآوردن کارهایِ پنهانی می‌کردی 36:24.303 --> 36:26.423 که من نادیده گرفتم 36:26.663 --> 36:28.023 حتی ازت دفاع کردم 36:29.183 --> 36:30.623 ولی باید یه چیزی رو بفهمی 36:30.863 --> 36:32.903 ما واسه این کنارِ هم هستیم 36:33.063 --> 36:35.303 چون جفتمون آدم‌هایِ ملکه مادر هستیم 36:36.663 --> 36:38.023 من همیشه یادمه 36:38.023 --> 36:39.303 که آدمِ ملکه مادرم 36:40.303 --> 36:41.463 اما ملکه مادر چی؟ 36:42.023 --> 36:43.063 ایشون هم یادشون هست؟ 36:45.743 --> 36:47.583 پادشاهِ جوان برایِ گرفتنِ قدرتِ واقعی 36:48.543 --> 36:50.663 یکی یکی افرادِ نزدیکِ من رو کشت 36:50.743 --> 36:52.423 ملکه مادر متوجه نشدن؟ 36:53.223 --> 36:54.663 یه مو شیویائویِ لنگ 36:54.903 --> 36:56.623 که می‌خواد سوارِ گردنِ من بشه 36:57.223 --> 36:58.863 اون‌وقت ملکه مادر واکنشی نشون نمی‌دن؟ 37:00.903 --> 37:02.863 حالا به کنار که از من دفاع نکردن 37:03.063 --> 37:04.463 به خاطرِ یه یوان فانگ 37:04.823 --> 37:06.023 به من شک کردن 37:07.303 --> 37:09.463 یوان فانگ آدمِ قابلِ اعتمادِ ملکه مادره 37:09.663 --> 37:11.383 این‌همه سال دنبالِ قدرت نبوده 37:11.383 --> 37:12.303 به دربار وفادار بوده 37:12.303 --> 37:13.423 و با تمامِ وجود تلاش کرده 37:13.463 --> 37:14.223 اون‌وقت تو با یه همچین آدمِ درستکاری 37:14.223 --> 37:15.463 سرِ چی می‌جنگی؟ 37:15.463 --> 37:16.743 من دنبالِ جنگیدن نبودم 37:17.423 --> 37:19.543 فقط می‌خوام تهمتِ کشتنِ یوان فانگ رو 37:19.543 --> 37:20.823 از روی دوشم بردارم 37:20.823 --> 37:21.463 باشه 37:22.463 --> 37:23.983 اگه واقعاً تو نکشتیش 37:24.023 --> 37:25.383 پس قاتلِ اصلیش رو پیدا کن 37:26.023 --> 37:27.023 اگه خودت رو 37:27.143 --> 37:28.823 از این قضیه تبرئه نکنی 37:29.063 --> 37:31.183 ملکه مادر بعدِ این بهت اعتماد می‌کنن؟ 37:31.303 --> 37:33.023 می‌تونی توی جایگاهت توی دادگستری بمونی؟ 37:33.023 --> 37:34.423 ولی اون مقاماتِ کشته شده 37:34.423 --> 37:35.583 همه‌شون پیروانِ من بودن 37:35.583 --> 37:37.183 اون لو چانگ‌فو و بقیه که سگ و گربه بودن 37:37.183 --> 37:38.463 مُردنشون برام مهم نیست 37:38.983 --> 37:40.143 الان مهم‌ترین کار اینه 37:40.983 --> 37:43.463 که دوباره اعتمادِ ملکه مادر رو جلب کنم 37:44.023 --> 37:45.143 اگه اعتمادش رو داشته باشم 37:46.183 --> 37:47.383 اون‌وقت آینده‌ای دارم 38:06.423 --> 38:07.903 ایشون استاد یون‌چی‌ان 38:08.183 --> 38:10.103 که توی لوئویانگ طبیبِ معروفی‌ان 38:11.023 --> 38:12.663 از هفت سالگی طب سنتی رو یاد گرفتن 38:12.743 --> 38:14.303 و بیست و چند ساله که دارن طبابت می‌کنن 38:14.543 --> 38:17.383 تخصصِ اصلیِ ایشون جا انداختنِ استخوان و رگ‌ها 38:17.583 --> 38:18.583 و درمانِ شکستگی‌هاست 38:20.863 --> 38:21.623 زحمت کشیدین 38:24.703 --> 38:25.543 همسر شاهزاده 38:25.943 --> 38:27.183 واقعاً لازمه استخوان شکسته بشه؟ 38:27.463 --> 38:29.463 این کار به گوشت و پوست هم آسیب میزنه 38:33.823 --> 38:34.623 خیالتون راحت باشه 38:35.183 --> 38:36.423 این فنِ من پنجه‌ی تِیسو هست 38:36.543 --> 38:38.023 استخوان رو خرد می‌کنه ولی آسیبی به بافتِ نرم نمی‌زنه 38:38.543 --> 38:40.463 قبلش با سوزن‌های نازک نقطه چِی‌های رو می‌بندم 38:40.623 --> 38:41.423 موقع خرد کردن استخوان 38:41.423 --> 38:42.983 اصلاً آسیبی به رگ‌ها و گوشت نمی‌رسه 38:43.303 --> 38:44.423 فقط نمی‌دونم 38:44.943 --> 38:46.983 دینگ‌وانگ می‌تونه این‌همه درد رو تحمل کنه؟ 38:47.703 --> 38:48.983 من از درد نمی‌ترسم 38:49.383 --> 38:50.463 فقط نمی‌دونم 38:51.343 --> 38:53.703 مهارتِ استاد یون‌چی دقیق هست یا نه؟ 38:56.023 --> 38:58.543 من فقط چند تا کتابِ پزشکیِ قدیمی خوندم 38:58.823 --> 38:59.823 تجربه‌ام کمه 39:00.223 --> 39:02.663 اگه یه وقت اشتباهی بشه و سوزن منحرف بشه 39:03.743 --> 39:05.183 فقط باید از دینگ‌وانگ 39:05.663 --> 39:06.743 عذرخواهی کنم 39:09.823 --> 39:11.503 استاد یون‌چی از هفت سالگی طبابت کردن 39:12.423 --> 39:13.663 فکر کنم خوب می‌دونن 39:14.383 --> 39:15.423 که اگه نقطه چِی‌های آسیب ببینه 39:15.823 --> 39:17.303 آدم برای همیشه فلج میشه 39:18.343 --> 39:19.183 استاد 39:19.823 --> 39:21.463 نمی‌خواد اعتبار خودش رو خراب کنه 39:23.863 --> 39:25.663 استاد یون‌چی همیشه شوخی می‌کنن 39:26.423 --> 39:27.543 بیشتر از این معطل کنیم 39:27.543 --> 39:29.223 اثرِ دارویِ بیهوشی هم از بین میره 39:29.663 --> 39:30.703 بعد از کار حرف می‌زنیم 41:12.783 --> 41:14.503 فقط بذارش زیر زبونت 41:14.943 --> 41:16.303 این قرصِ مسکنِ قوی‌ئه 41:16.303 --> 41:17.623 باید با آبِ دهن حل بشه 41:41.783 --> 41:43.343 حالا احساسِ بهتری داری؟ 41:56.743 --> 41:58.983 پیش نمایش 41:59.063 --> 42:00.103 فکر نمی‌کردم همسر شاهزاده 42:00.423 --> 42:01.663 همچین شطرنج‌بازِ ماهری باشین 42:02.543 --> 42:03.463 باز هم ادامه بده 42:04.023 --> 42:06.343 اصلاً فکرش رو نمی‌کردم که این کارها رو تو انجام داده باشی 42:14.183 --> 42:20.783 ♪خاطره‌ها نمی‌ذارن به رویاهات برسی♪ 42:24.343 --> 42:30.503 ♪فقط با قدم گذاشتن به جلو می‌تونی دوباره بهم برسین♪ 42:32.703 --> 42:35.943 ♪هر پایان فقط شروع یه مسیر جدیده♪ 42:36.183 --> 42:42.183 ♪همه اینا بخشی از قشنگی‌های مسیرته♪ 42:42.503 --> 42:45.943 ♪به سمت ندای افق♪ 42:45.983 --> 42:52.543 ♪سفرت هنوز شروع نشده♪ 42:53.623 --> 42:57.543 ♪به سمت کوه‌ها برو ستاره‌ها رو دنبال کن♪ 42:57.543 --> 43:03.223 ♪هم شادی و هم غم سفر رو ارزشمند می‌کنن♪ 43:03.743 --> 43:12.343 ♪داری سعی می‌کنی به سایه‌ی گمشده‌ت برسی♪ 43:13.263 --> 43:18.743 ♪توی دلِ بیابون صدایِ تو میپیچه♪ 43:18.743 --> 43:24.263 ♪ذهنِ آروم مسیر رو روشن می‌کنه♪ 43:24.343 --> 43:28.383 ♪بابتِ از دست‌دادن‌هات سپاسگزار باش♪ 43:28.663 --> 43:33.903 ♪قدم‌هات رو سبک کن♪ 43:34.503 --> 43:38.223 ♪به سمت کوه‌ها برو ستاره‌ها رو دنبال کن♪ 43:38.263 --> 43:43.903 ♪بذار زمان در آغوشت بگیره و گذشته رو بشوره ببره♪ 43:44.663 --> 43:52.663 ♪همه سختی‌ها رو پشت سر بذار آروم توی دل زمان شناور شو♪ 43:54.063 --> 43:59.303 ♪بزن به دل باد و برو جلو بذار کوه‌ها هم جلوی قدم‌هات خم بشن♪ 43:59.543 --> 44:05.463 ♪بدو به سمت یه زندگی بدون حسرت♪ 44:05.463 --> 44:09.583 ♪بذار روحت آزاد بشه♪ 44:09.783 --> 44:14.543 ♪رها از هر قیدی♪ 44:15.743 --> 44:20.023 ♪بذار روحت آزاد بشه♪ 44:20.263 --> 44:25.663 ♪رها از هر قیدی♪