WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:06.923 --> 00:11.386 ‫کمک! یکی کمک کنه!‬ ‫پرستار خبر کنین! زود باشین!‬ 00:11.469 --> 00:13.888 ‫بقیه کجا رفتن؟‬ 00:13.972 --> 00:15.974 ‫بچه‌ها... داره خیلی سرد می‌شه.‬ 00:16.057 --> 00:17.100 ‫وای. باورم نمی‌شه.‬ 00:17.183 --> 00:19.602 ‫پس باور کن. باید درستش کنیم.‬ 00:19.686 --> 00:20.937 ‫چه خبره؟‬ 00:23.523 --> 00:25.233 ‫باید بره بهداری. همین الان.‬ 00:32.991 --> 00:34.492 ‫حالش خوب می‌شه؟‬ 00:34.576 --> 00:36.786 ‫متاسفانه الان نمی‌تونیم‬ ‫به این سوال جواب بدیم.‬ 00:37.245 --> 00:38.371 ‫چی شدش؟‬ 00:38.997 --> 00:41.750 ‫خیلی سریع و بیش از حد‬ ‫به جادوش فشار آورد.‬ 00:41.833 --> 00:43.084 ‫بدنش نتونسته طاقت بیاره.‬ 00:43.168 --> 00:45.128 ‫ذهنش در اعماق وجودش گم شده.‬ 00:45.712 --> 00:47.922 ‫- چی؟‬ ‫- در واقع رفته توی کما.‬ 00:48.006 --> 00:50.717 ‫اینجا مدرسه جادوگریه.‬ ‫باید یه معجونی...‬ 00:50.800 --> 00:53.678 ‫یا طلسمی باشه که‬ ‫بتونه جون یه نفر رو نجات بده.‬ 00:53.761 --> 00:56.055 ‫هست، داریم همه‬ ‫راه‌ها رو امتحان می‌کنیم.‬ 00:56.139 --> 00:58.391 ‫- خب، بیشتر تلاش کنین.‬ ‫- متاسفانه، یه چیزهایی هستن...‬ 00:58.475 --> 01:01.227 ‫که نمی‌شه ازشون برگشت، حتی با جادو.‬ 01:04.230 --> 01:05.690 ‫توی راهرو منتظر بمونین.‬ 01:05.773 --> 01:07.525 ‫باید بدونم امشب‬ ‫دقیقا چه اتفاقی افتاد.‬ 01:10.987 --> 01:14.449 ‫[قسمت دوازدهم]‬ 01:15.408 --> 01:17.202 ‫می‌دونم ترسناکه...‬ 01:18.578 --> 01:20.371 ‫ولی باور کنین داریم هر کاری‬ ‫از دستمون برمیاد رو انجام می‌دیم.‬ 01:20.455 --> 01:22.916 ‫اگه هم سوالی دارین،‬ ‫هر چی که بود...‬ 01:22.999 --> 01:25.418 ‫- حتما بپرسین، باشه؟‬ ‫- ممنون.‬ 01:25.919 --> 01:26.961 ‫باشه.‬ 01:29.923 --> 01:31.674 ‫خدایا، هیچ‌وقت نباید این کار رو می‌کردیم.‬ 01:32.509 --> 01:35.178 ‫- ما خیلی بهش فشار آوردیم.‬ ‫- ما بهش فشار نیاوردیم.‬ 01:38.097 --> 01:40.683 ‫- من آوردم.‬ ‫- نه، نه. تیگان خودش تصمیم گرفت.‬ 01:41.184 --> 01:42.769 ‫خودش این تصمیم رو گرفت.‬ ‫تقصیر تو نیست.‬ 01:42.852 --> 01:44.187 ‫نمی‌دونم چیکار می‌کردیم...‬ 01:44.312 --> 01:45.521 ‫اگه تو همه‌چیز رو ول نمی‌کردی‬ ‫تا بهمون کمک کنی.‬ 01:45.647 --> 01:49.525 ‫معلومه که کمکتون می‌کنم.‬ ‫ببین، من هوات رو دارم. همیشه.‬ 01:49.984 --> 01:52.028 ‫هر وقت بهت نیاز داشتم بودی، این...‬ 01:52.111 --> 01:53.655 ‫خیلی برام باارزشه.‬ 02:01.454 --> 02:03.873 ‫خیلی‌خب، بگین ببینم، چی شد؟‬ 02:03.957 --> 02:05.875 ‫بهتره خودتون رو آماده کنین.‬ 02:06.501 --> 02:07.794 ‫اصلا خوب نیست.‬ 02:10.296 --> 02:11.923 ‫جیک، یه دقیقه تنهامون می‌ذاری؟‬ 02:12.006 --> 02:13.007 ‫آره.‬ 02:16.302 --> 02:17.595 ‫اگه می‌خواین تیگان رو نجات بدین،‬ 02:17.679 --> 02:19.222 ‫باید از اول شروع کنین،‬ 02:19.305 --> 02:20.848 ‫هیچی رو هم از قلم نندازین.‬ 02:23.643 --> 02:26.271 ‫تیگان از قدرت‌هاش استفاده کرد‬ ‫تا همه‌مون رو یه سال ببره عقب.‬ 02:27.272 --> 02:28.314 ‫یه سال؟‬ 02:28.815 --> 02:30.608 ‫به همون شبی که مادرم مرد.‬ 02:31.609 --> 02:34.028 ‫ما فهمیدیم که‬ ‫اینجا توی نیواورلئان مرده.‬ 02:35.363 --> 02:36.781 ‫که شما از قبل می‌دونستین.‬ 02:36.906 --> 02:38.700 ‫اینکه این جزئیات رو ازمون پنهان کردین.‬ 02:42.203 --> 02:44.539 ‫ظاهرا هنوز هم دارین‬ ‫همین کار رو می‌کنین.‬ 02:45.498 --> 02:49.419 ‫نتونستیم در موردش ازتون بپرسیم‬ ‫چون خب، معلومه دیگه.‬ 02:50.336 --> 02:53.673 ‫پس گفتیم که...‬ ‫ما... امیدوار بودیم که...‬ 02:53.756 --> 02:56.217 ‫شاید بتونیم بریم مادرم رو تعقیب کنیم‬ ‫تا ببینیم کی کشتتش.‬ 02:58.845 --> 03:00.513 ‫- دیدین کار کی بود؟‬ ‫- نه.‬ 03:01.764 --> 03:03.141 ‫قدرت‌های تیگان از بین رفت.‬ 03:03.224 --> 03:05.309 ‫من و ساشا افتادیم توی زمان حال.‬ 03:05.393 --> 03:06.561 ‫تیگان دید کی این کار رو کرد؟‬ 03:06.644 --> 03:08.521 ‫نمی‌دونیم. به محض اینکه‬ ‫برگشت از حال رفت.‬ 03:08.604 --> 03:10.523 ‫- هیچی هم نگفت؟‬ ‫- حتی یه کلمه.‬ 03:11.649 --> 03:13.818 ‫اگه می‌دونی کی مادرت رو کشته،‬ 03:13.901 --> 03:17.613 ‫- باید بهم بگی.‬ ‫- فقط همین رو می‌دونیم. به خدا.‬ 03:20.199 --> 03:23.828 ‫ساشا. از تو انتظار نداشتم.‬ ‫شوکه شدم.‬ 03:23.911 --> 03:27.123 کاملا حق دارین.‬ ‫خودم هم از خودم شوکه شدم.‬ 03:27.206 --> 03:28.541 ‫تقصیر اون نیست.‬ 03:28.624 --> 03:31.210 ‫اگه می‌خواین کسی رو مقصر بدونین،‬ ‫تقصیر منه.‬ 03:31.294 --> 03:32.837 ‫برایر، من تو رو مقصر نمی‌دونم.‬ 03:32.920 --> 03:35.089 ‫تنها کاری که می‌خوام بکنم‬ ‫اینه که جون تیگان رو نجات بدم.‬ 03:35.673 --> 03:37.508 ‫ما چیکار بکنیم؟‬ 03:37.592 --> 03:40.511 ‫الان؟ می‌تونین برگردین اتاقتون،‬ 03:40.595 --> 03:41.929 ‫منتظر خبر بمونین.‬ 03:47.560 --> 03:50.021 ‫ساشا، می‌دونم واسه خانم گریوز‬ ‫جونت رو هم می‌دی،‬ 03:50.104 --> 03:52.356 ‫ولی ما نمی‌تونیم منتظر خبر بمونیم.‬ 03:53.733 --> 03:55.651 ‫ما منتظر هیچی نمی‌مونیم.‬ 03:56.611 --> 03:59.155 ‫- باشه، این احتمالش کمه.‬ ‫- همین احتمالش کافیه.‬ 04:00.198 --> 04:02.992 ‫وقتی کوچیک‌تر بودم،‬ ‫برادرم شب‌ها کابوس می‌دید.‬ 04:03.075 --> 04:04.076 ‫خیلی وحشتناک بود.‬ 04:04.160 --> 04:06.454 ‫جیغ می‌کشید و هیچی‬ ‫نمی‌تونست بیدارش کنه.‬ 04:06.537 --> 04:08.414 ‫بعضی وقت‌ها حتی‬ ‫یه روز همینطوری می‌موند.‬ 04:08.498 --> 04:11.417 ‫نه با آب سرد، نه هل دادنش‬ ‫از روی تخت بلند نمی‌شد.‬ 04:11.501 --> 04:14.086 ‫دومی رو که خیلی امتحان کردم.‬ 04:14.587 --> 04:17.882 ‫بعدش مادرم از طلسمی استفاده کرد که‬ ‫بهمون اجازه داد بریم توی ذهنش،‬ 04:17.965 --> 04:19.550 ‫تا پیداش کنیم و بیاریمش بیرون.‬ 04:19.634 --> 04:20.843 ‫فکر می‌کنی روی تیگان هم جواب بده؟‬ 04:22.136 --> 04:24.180 ‫اگنس گفت در اعماق وجودش گم شده.‬ 04:24.263 --> 04:27.308 ‫یعنی شاید یکی بتونه کمکش کنه‬ ‫تا راه خروج رو پیدا کنه.‬ 04:27.391 --> 04:28.893 ‫کی بهتر از خواهرهاش؟‬ 04:31.521 --> 04:32.647 ‫ولی خطرناکه‌ها.‬ 04:32.730 --> 04:35.316 ‫مامانم همیشه هشدار می‌داد‬ ‫که اگه مراقب نباشین،‬ 04:35.399 --> 04:37.985 ‫اون‌وقت ممکنه شما هم‬ ‫با قربانی گیر بیفتین.‬ 04:38.069 --> 04:39.237 ‫بعدش دیگه هیچ امیدی نیست.‬ 04:39.320 --> 04:41.531 ‫آره، من هیچ‌وقت آدمی نبودم‬ ‫که به برچسب‌های هشدار توجه کنم.‬ 04:41.614 --> 04:43.324 ‫مخصوصا الان.‬ ‫اگه بتونه به تی کمک کنه.‬ 04:43.407 --> 04:45.243 ‫موافقم، ولی این طلسم‬ ‫به سه نفر نیاز داره.‬ 04:45.326 --> 04:47.620 ‫یه نفر سوم می‌خوایم.‬ ‫یکی که قوی باشه.‬ 04:47.703 --> 04:51.499 ‫مسخره است، ولی اولین فکری‬ ‫که به ذهنم رسید...‬ 04:51.582 --> 04:53.292 ‫می‌دونم، تیگان بود.‬ 04:58.297 --> 04:59.924 ‫جیک چطوره؟‬ 05:00.007 --> 05:01.842 ‫جیک؟ مگه ساحره لازم نداریم؟‬ 05:01.926 --> 05:04.679 ‫فقط یه آدم قدرتمند و مایل می‌خوایم.‬ 05:05.429 --> 05:07.974 ‫- من پایه‌ام.‬ ‫- می‌فهمی که خطرناکه؟‬ 05:08.057 --> 05:10.393 ‫آره، ولی از خیابون رد شدن هم خطرناکه.‬ 05:10.476 --> 05:13.396 ‫این خیلی خطرناک‌تره.‬ ‫باید این رو بدونی.‬ 05:13.479 --> 05:16.315 ‫بچه‌ها، ما میاریمش بیرون، خب؟‬ ‫به هر قیمتی که شده.‬ 05:16.399 --> 05:19.235 ‫وایستین، اگه اگنس اونجا باشه چی؟‬ ‫یا خانم گریوز؟‬ 05:19.735 --> 05:21.028 ‫اون‌ها هیچ‌وقت اجازه‬ ‫این کار رو بهمون نمی‌دن.‬ 05:21.112 --> 05:22.780 ‫ما هم نه حالیمون نی‌شه.‬ 05:27.868 --> 05:30.121 ‫شماها قرار نیست اینجا باشین،‬ ‫هر سه نفرتون.‬ 05:32.832 --> 05:34.458 ‫دلت می‌خواد بری یه استراحتی بکنی‬ ‫و قهوه بخوری.‬ 05:37.003 --> 05:38.629 ‫یه استراحت خوب و طولانی...‬ 05:50.433 --> 05:53.477 ‫وای خدا. انگار خیلی...‬ 05:53.561 --> 05:55.563 ‫بدتر شده. خیلی بدتر.‬ 05:55.646 --> 05:57.648 ‫نفس می‌کشه. همین کافیه.‬ 06:01.902 --> 06:03.863 ‫خیلی‌خب، آماده‌این؟‬ 06:03.946 --> 06:04.989 ‫آره.‬ 06:09.493 --> 06:11.037 ‫بعد از من تکرار کنین.‬ 06:15.207 --> 06:17.918 ‫ذهن به ذهن،‬ ‫میان پوست و استخوان،‬ 06:18.002 --> 06:19.920 ‫بگذار قلمروهای درونی ما‬ ‫در هم تنیده شوند.‬ 06:21.297 --> 06:24.341 ‫ذهن به ذهن،‬ ‫میان پوست و استخوان،‬ 06:24.425 --> 06:26.844 ‫بگذار قلمروهای درونی ما‬ ‫در هم تنیده شوند.‬ 06:43.069 --> 06:44.570 ‫نمی‌خوام باهات حرف بزنم!‬ 06:44.653 --> 06:46.489 ‫کجا اومدیم؟‬ 06:48.824 --> 06:51.410 ‫فکر کنم خونه بچگی تیگانه.‬ 06:53.037 --> 06:55.414 ‫روح ساحره برمی‌گرده‬ ‫به خونه‌ای که توش به دنیا اومده.‬ 06:56.165 --> 06:58.125 ‫قبل از اینکه...‬ 06:58.793 --> 06:59.835 ‫بمیرن؟‬ 07:01.879 --> 07:04.048 ‫- ساشا...‬ ‫- ما نمی‌ذاریم اینطوری بشه.‬ 07:06.509 --> 07:07.718 ‫شما هم شنیدین؟‬ 07:10.596 --> 07:12.306 ‫حتما همون توئه.‬ 07:17.895 --> 07:19.438 ‫تیگان.‬ 07:20.397 --> 07:23.067 ‫تیگان، ما اینجاییم.‬ 07:24.068 --> 07:25.402 ‫شما اینجا چیکار می‌کنین؟‬ 07:25.486 --> 07:27.988 ‫- اومدیم تو رو برگردونیم.‬ ‫- برگردم کجا؟‬ 07:28.072 --> 07:29.156 ‫مدرسه. زندگی واقعی.‬ 07:29.198 --> 07:31.325 ‫- توی کمایی تی.‬ ‫- آره، ولی نگران نباش.‬ 07:31.408 --> 07:32.493 ‫می‌بریمت بیرون.‬ 07:32.576 --> 07:34.620 ‫بچه‌ها، من حالم خوبه.‬ ‫فقط می‌خوام بخوابم.‬ 07:34.703 --> 07:37.832 ‫- نه، باید با ما بیای.‬ ‫- خواهش می‌کنم، جام راحته.‬ 07:37.915 --> 07:39.375 ‫فقط... فقط بذارین چشم‌هام رو ببندم.‬ 07:39.458 --> 07:41.168 ‫اِم، اون چیه؟‬ 07:41.293 --> 07:43.295 ‫تیگان، نمی‌شه بهمون اعتماد کن.‬ ‫زود باش، بلند شو.‬ 07:43.379 --> 07:44.630 ‫خیلی خسته‌ام.‬ 07:44.713 --> 07:46.882 ‫اِم، این خوب به نظر نمیاد.‬ 07:46.966 --> 07:49.051 ‫بچه‌ها، بلندش کنین.‬ 07:49.260 --> 07:51.262 ‫- گرفتیمت.‬ ‫- بیدار شو، تیگان.‬ 07:51.345 --> 07:53.639 ‫زود باش. همه‌چیز مرتبه.‬ 07:57.143 --> 07:58.728 ‫تیگان، دووم بیار. خب؟‬ 07:58.811 --> 08:01.230 ‫گرفتیمت. ولش نکنید.‬ 08:01.314 --> 08:03.649 ‫بچه‌ها، باید مقاومت کنیم!‬ 08:03.733 --> 08:07.153 ‫- مقاومت کن تیگان!‬ ‫- نمی‌تونم! اونقدر قوی نیستم!‬ 08:07.278 --> 08:09.613 ‫با هم قوی هستیم! تسلیم نشو!‬ 08:13.284 --> 08:14.493 ‫شما می‌تونین برین!‬ 08:14.577 --> 08:17.288 ‫- ولم کنین! خواهش می‌کنم!‬ ‫- نه!‬ 08:17.371 --> 08:19.039 ‫من ارزشش رو ندارم!‬ 08:19.123 --> 08:21.500 ‫دیگه این حرف رو نزن!‬ ‫ما بهت نیاز داریم، تو خواهر مایی!‬ 08:24.461 --> 08:26.797 ‫ساشا!‬ 08:26.880 --> 08:29.133 ‫نمی‌دونم! نمی‌دونم چیکار کنم!‬ 08:32.052 --> 08:33.470 ‫جیک!‬ 08:33.554 --> 08:35.514 ‫چیکار می‌کنی؟‬ 08:35.598 --> 08:39.560 ‫اوبرام اینووکو اوت پرودوت!‬ 08:58.620 --> 09:02.166 ‫من مردم؟‬ 09:03.542 --> 09:06.337 ‫- نه، برگشتی.‬ ‫- زنده‌ای!‬ 09:09.423 --> 09:11.759 ‫خواهش می‌کنم بگین‬ ‫هیچ عکسی از من...‬ 09:11.842 --> 09:13.135 ‫توی دوران ضایع بودنم ندیدین.‬ 09:14.136 --> 09:15.763 ‫تی، من خیلی معذرت می‌خوام.‬ 09:15.846 --> 09:17.890 ‫هیچ‌وقت نباید مجبورت می‌کردم‬ ‫اونقدر عقب برگردی.‬ 09:17.973 --> 09:19.099 ‫تقصیر تو نیست.‬ 09:21.352 --> 09:22.770 ‫لازم نیست کاری کنی حالم بهتر بشه.‬ 09:22.853 --> 09:24.146 ‫خودخواهانه و احمقانه بود.‬ 09:25.064 --> 09:27.524 ‫من خودم خواستم انجام بدم.‬ ‫این رو یادت نره.‬ 09:28.275 --> 09:29.693 ‫الان هم حالش خوبه.‬ 09:32.863 --> 09:34.698 ‫دیگه هیچ‌وقت ما رو اینطوری نترسون.‬ 09:35.407 --> 09:37.493 ‫شبیه مادرم حرف زدم.‬ ‫خیلی هم بدم نمیاد.‬ 09:39.203 --> 09:41.955 ‫باید یه چیزی بهتون بگم.‬ 09:44.500 --> 09:48.253 ‫عه، سلام جیک،‬ ‫تو هنوز اینجایی که.‬ 09:48.337 --> 09:50.339 ‫آره، آره، معلومه. اِم...‬ 09:51.256 --> 09:52.841 ‫من هم خوشحالم که تو هنوز اینجایی.‬ 09:52.925 --> 09:54.843 ‫فکر نکنم بدون اون‬ ‫می‌تونستیم انجامش بدیم.‬ 10:01.934 --> 10:05.270 ‫باید حرف بزنیم. همین الان.‬ 10:12.402 --> 10:13.904 ‫چرا حس می‌کنم قراره واسم دردسر بشه؟‬ 10:14.446 --> 10:15.906 ‫دیدم توی ذهن تیگان چیکار کردی.‬ 10:15.989 --> 10:18.700 ‫- منظورت نجات دادن ماست؟‬ ‫- از جادوی تاریک استفاده کردی.‬ 10:19.660 --> 10:21.120 ‫من کاری رو کردم که‬ ‫باید انجام می‌شد، باشه؟‬ 10:21.203 --> 10:23.288 ‫- وضعیت اورژانسی بود.‬ ‫- تو همیشه بهم می‌گفتی...‬ 10:23.372 --> 10:25.791 ‫هیچ‌وقت سراغ جادوی تاریک نمی‌ری.‬ 10:25.874 --> 10:27.084 ‫که این کار بازی با آتیشه.‬ 10:27.876 --> 10:29.503 ‫آره، بچه و احمق بودم.‬ 10:30.546 --> 10:32.589 ‫اتفاقا باهوش و عاقل بودی.‬ 10:33.465 --> 10:36.385 ‫می‌‌دونستی چقدر خطرناکه،‬ ‫که چقدر اعتیادآوره.‬ 10:36.468 --> 10:38.929 ‫اشتباه می‌‌کردم، باشه؟‬ ‫اصلا اینطوری نیست.‬ 10:40.347 --> 10:41.723 ‫از کتاب جادوی کی استفاده کردی؟‬ 10:48.814 --> 10:51.775 ‫نکن، نه. این کار رو نکن.‬ ‫داری ذهنم رو می‌خونی. بس کن.‬ 10:51.859 --> 10:54.570 ‫باید بدونم چرا دست به همچین‬ ‫کار پرخطری زدی.‬ 10:54.653 --> 10:58.156 ‫واقعا داری سعی می‌کنی‬ ‫حالم رو بگیری...‬ 10:58.240 --> 10:59.950 ‫به خاطر کاری که همین الان‬ ‫جون تیگان رو نجات داد؟‬ 11:00.033 --> 11:03.203 ‫ممکن بود به خودت‬ ‫و تیگان صدمه بزنی.‬ 11:03.287 --> 11:05.622 ‫آره، ولی تا اونجا که من می‌دونم،‬ ‫حال همه کاملا خوبه.‬ 11:10.586 --> 11:13.338 ‫وایستا ببینم، یعنی قاتل رو دیدی؟‬ 11:14.423 --> 11:17.050 ‫این آخرین چیزی بود که‬ ‫قبل از بیهوش شدنم دیدم.‬ 11:18.885 --> 11:22.472 ‫برایر، شنیدنش... ممکنه برات سخت باشه.‬ 11:23.307 --> 11:24.433 ‫همه‌چی رو بهم بگو.‬ 11:29.229 --> 11:32.024 ‫داشت توی کوچه تنها قدم می‌زد.‬ 11:32.107 --> 11:34.443 ‫سلام، فسقلی. دوباره منم.‬ 11:37.988 --> 11:39.865 ‫که یه نفر بهش نزدیک شد.‬ 11:42.993 --> 11:44.328 ‫مری.‬ 11:44.870 --> 11:46.038 ‫اما.‬ 11:46.872 --> 11:49.583 ‫همین الان به برایر زنگ زدم.‬ ‫می‌خوام همه‌چی رو بهش بگم.‬ 11:51.251 --> 11:54.546 ‫بین خودمون بمونه،‬ ‫باید بدونم...‬ 11:55.547 --> 11:58.884 ‫واقعا داری به متحد کردن محفل فکر می‌کنی؟‬ 12:01.553 --> 12:02.721 ‫آره.‬ 12:03.680 --> 12:05.223 ‫فکر کنم بالاخره آماده‌ام.‬ 12:08.310 --> 12:09.895 ‫حدس می‌زدم همچین چیزی بگی.‬ 12:17.652 --> 12:20.030 ‫اما؟‬ 12:27.705 --> 12:30.332 ‫کاملا توی شوک بودم.‬ 12:30.415 --> 12:33.001 ‫ولی مطمئنم خودش بود برایر.‬ 12:39.216 --> 12:41.927 ‫خانم گریوز مامانم رو کشت؟‬ 12:42.951 --> 12:48.951 ‫www.Doostihaa.com