WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:01.835 --> 00:04.629 ‫میگوی سوخاری، ‫و لابستر. 00:05.839 --> 00:09.300 ‫تاحالا لابستر نخوردم. ‫سرخ‌ـش می‌کنن یا گریل؟ 00:09.926 --> 00:13.138 ‫کدومـش بهتره؟ ‫اصلاً جفتـش رو بیارین. 00:13.263 --> 00:15.014 ‫و میدونم که شیک توت‌فرنگی می‌خوام. 00:15.140 --> 00:18.727 ‫و از اون دونات‌های شکلاتی‌ ‫که توی یه جعبه‌ست. 00:18.852 --> 00:23.440 ‫تمام تلا‌شمـون رو برای تامینـشون می‌کنیم. ‫فردا به یه سلول منتقل میشی. 00:23.565 --> 00:26.192 ‫اونجا آخرین شامـت رو ‫برات میارن. 00:27.986 --> 00:31.656 ‫درضمن قانوناً این حق رو داری که هر راهنمای ‫معنوی‌ای که می‌خوای رو درخواست کنی. 00:31.781 --> 00:33.700 ‫نه، نیازی بهش ندارم. 00:33.825 --> 00:35.493 ‫آخرین چیزی که باید بهش فکر کنی، 00:35.618 --> 00:37.537 ‫بعد از اینکه من حکم اعدام ‫رو خوندم، 00:37.662 --> 00:39.789 ‫بهت یه فرصت داده میشه ‫تا آخرین حرفـت رو بزنی. 00:39.914 --> 00:42.751 ‫شاید بهتره یکم وقت بذاری ‫و درموردش فکر کنی که 00:42.876 --> 00:44.627 ‫می‌خوای آخرین حرف‌هات چی باشه. 00:48.465 --> 00:51.009 ‫هی، کلرنس! ‫شنیدی؟ 00:51.634 --> 00:54.053 ‫هر راهنمای معنوی‌ای که می‌خوام. 00:54.179 --> 00:56.681 ‫مهم نیست، ‫تو که به هرحال میری جهنم. 00:56.806 --> 00:59.726 ‫- به نظرت یه فرصت دیگه بهم میدن؟ ‫- باید بدن. 00:59.851 --> 01:01.895 ‫دیوان عالی گفته درست نیست ‫عقب مونده‌ها رو بکشن. 01:02.020 --> 01:03.688 ‫گپ زدن رو تموم کنین! 01:03.813 --> 01:05.190 ‫وقت ورزشـه. 01:23.041 --> 01:25.919 ‫یه ساعت دیگه برمی‌گردیم. ‫لذت ببر. 01:50.026 --> 01:51.945 ‫این چیـه دیگه؟ 01:52.070 --> 01:53.821 ‫چرا انقدر منو زدی، کلرنس؟ 01:53.947 --> 01:55.698 ‫خودت می‌دونی چرا! 01:55.823 --> 01:58.201 ‫- نباید ادامه می‌دادی. ‫- از پشت بهم چاقو زدی، مرد. 01:58.201 --> 02:00.161 ‫- من هیچ‌وقت... ‫- نمی‌تونستی عادلانه مبارزه کنی؟ 02:00.203 --> 02:01.663 ‫نکه تو عادلانه مبارزه کردی! 02:02.163 --> 02:03.248 ‫من زن و سه‌تا بچه داشتم. 02:04.832 --> 02:06.167 ‫کلرنس! 02:06.292 --> 02:07.835 ‫مگه من چیکارت کرده بودم، مرد؟ 02:07.961 --> 02:09.879 ‫حقتـه همین‌جا بمونی. 02:10.004 --> 02:12.507 ‫من سرم توی کار خودم بود. 02:26.145 --> 02:31.150 دانلود رایگان فیلم و سریال Film2Movie.Asia @myfilm2moviez 03:26.914 --> 03:28.750 ‫نمی‌تونین برین داخل. 03:30.835 --> 03:32.837 ‫تو کی هستی؟ ‫و چرا کراوات بستی؟ 03:32.962 --> 03:36.466 ‫من دستیار جدیدِ دکتر کادی هستـم. ‫بهشون بگم کارتـون در چه مورده؟ 03:36.591 --> 03:40.470 ‫آره، دوست دارم بدونم چرا اون ‫منشی داره ولی من ندارم. 03:40.595 --> 03:44.515 ‫من دستیارشونـم، نه منشی‌شون. ‫فارغ‌التحصیل دانشگاه «راتگرز»ام. 03:45.183 --> 03:47.477 ‫نمی‌دونستم دانشکده‌ی ‫منشی‌گری هم دارن. 03:47.602 --> 03:50.438 ‫امیدوارم چند واحد قوانین آزار و اذیت ‫هم پاس کرده باشی. 03:50.563 --> 03:54.567 ‫صدای «کاچینگ» (پول) معنی خاصی برات داره؟ ‫من رفتم تو. 03:55.443 --> 03:57.195 ‫دکتر هاوس، ما وسط جلسه هستیم. 03:57.320 --> 04:01.157 ‫چرا منشیِ مرد استخدام کردی؟ ‫برنامه‌ی همسریابی به جایی نرسید؟ 04:01.282 --> 04:02.950 ‫اون بانمکـه، مواظب باش. 04:03.075 --> 04:05.244 ‫اون مثل تو نیست، ‫نمی‌تونه همین‌طوری بره توی یه کافه، 04:05.369 --> 04:06.871 ‫و 20 دقیقه‌ای عشقـش رو پیدا کنه. 04:06.871 --> 04:09.415 ‫با مارک توی خیریه آشنا شدم، ‫که محل برگزاریـش اتفاقی توی... 04:09.540 --> 04:10.625 ‫با من توی کافه آشنا شدی. 04:10.666 --> 04:13.628 ‫لیاقت دو دلاری که خرجـت کردم رو نداشتی. ‫بعداً ادامه میدیم. 04:13.753 --> 04:16.088 ‫استیسی، هاوس رو می‌شناسی. ‫میدونم از پسـش برمیای. 04:16.214 --> 04:19.801 ‫نیازی نیست. مشخصه که ‫می‌خواد تنهایی باهات حرف بزنه. 04:23.179 --> 04:24.722 ‫اگه با کار کردن با استیسی ‫مشکل داری، 04:24.722 --> 04:26.098 ‫باید می‌گفتی. 04:26.224 --> 04:30.061 ‫چیکار باید می‌کردم؟ ‫ازش می‌خواستم بره؟ اینکه بی‌ادبی‌ـه. 04:31.020 --> 04:33.481 ‫یارو اعدامیـه، ‫پرونده‌ش رو می‌خوام. 04:33.606 --> 04:34.982 ‫چطوری درموردش خبردار شدی؟ 04:35.107 --> 04:37.026 ‫تو که به اطلاعات مرکزی بیمارستان ‫دسترسی نداری. 04:37.026 --> 04:40.029 ‫نه، ولی «پارتی-پنتز» (شلوار زنونه) داره. 04:41.072 --> 04:42.448 ‫پسورد من رو دزدیدی؟ 04:42.573 --> 04:45.451 ‫نمیشه گفت دزدی، ‫چون کاملاً قابل حدس بود. 04:45.576 --> 04:49.580 ‫خب، «یارو اعدامیـه» رو ‫قبلاً دادم به دکتر نولو. 04:49.705 --> 04:51.624 ‫نولو؟ خب، من... 04:51.749 --> 04:54.085 ‫نمی‌خوام پشت سر یه دکترِ دیگه ‫حرف بدی بزنم، 04:54.210 --> 04:56.212 ‫مخصوصاً اگه طرف معتادِ به ‌دردنخور باشه. 04:56.337 --> 04:57.797 ‫خودت به مُسکن معتادی. 04:57.922 --> 05:00.508 ‫آره ولی به دردنخور نیستم. ‫به نولو بگو پرونده‌ رو دادی به من. 05:00.633 --> 05:03.010 ‫دکتر نولو بورد تخصصیِ قلب و عروق داره. 05:03.135 --> 05:05.972 ‫خب، خوبـه. مطمئنم همه‌ی ‫دلایل رایج رو بررسی می‌کنه، 05:06.097 --> 05:10.935 ‫تا بفهمه چرا قلب یه نفر انقدر سریع میزنه ‫که جای خون، هوا پمپ می‌کنه بیرون. 05:11.060 --> 05:13.854 ‫یه لحظه صبر کن. ‫هیچ دلیل رایجی وجود نداره. 05:15.731 --> 05:17.900 ‫حاضری در ازاش چیکار کنی؟ 05:19.193 --> 05:22.321 ‫این هفته دوساعت بیشتر ‫توی درمانگاه می‌مونم. 05:24.490 --> 05:26.575 ‫حواست باشه از روی زمین ‫صابون برنداری. 05:29.662 --> 05:31.914 ‫فقط مشکل قلبشـه یا مریض ‫شکایت دیگه‌ای هم داره؟ 05:31.914 --> 05:34.125 ‫مریض با کسی حرف نمی‌زنه. 05:34.250 --> 05:35.459 ‫کجا داریم میریم؟ 05:35.584 --> 05:37.461 ‫تو برای دو ساعت میری درمونگاه. 05:37.586 --> 05:38.796 ‫من؟ چرا؟ 05:39.630 --> 05:40.756 ‫از کادی بپرس. 05:40.881 --> 05:44.260 ‫منو مجبور کرده برم زندان ایالتیِ مرسر، ‫واحد اعدامی‌ها. 05:44.385 --> 05:46.095 ‫راه بهتری برای گذروندن وقتمـون نیست؟ 05:46.220 --> 05:49.432 ‫سوال خوبی بود. ‫چه باعث میشه یه نفر لایق درمان باشه؟ 05:49.557 --> 05:50.975 ‫آیا مردی که به زنـش خیانت کرده 05:51.100 --> 05:53.894 ‫از کسی که زنـش رو کشته لایق‌تره؟ 05:54.020 --> 05:56.063 ‫آره، واقعاً هست. 05:56.188 --> 05:57.565 ‫یه کودک آزار چی؟ 05:57.690 --> 06:00.318 ‫مسلماً آدم خوبی نیست، ‫ولی کسی رو نکشته. 06:00.443 --> 06:03.487 ‫شاید بتونیم بهش آنتی‌بیوتیک بدیم، ‫ولی ام‌ آر‌ آی نکنیم. 06:03.612 --> 06:04.488 ‫تو چی؟ 06:04.613 --> 06:08.367 ‫چون ماشین دزدی، چه مراقبت‌های ‫پزشکی‌ای باید ازت دریغ شه؟ 06:08.492 --> 06:10.619 ‫میگم چیکار کنین. ‫سه‌تایی یه لیست بنویسین، 06:10.745 --> 06:14.123 ‫که براساس جرمـی که اشخاص مرتکب شدن، ‫چه درمان‌های پزشکی‌ای رو از دست میدن. 06:14.248 --> 06:16.584 ‫وقتی برگشتـم بررسی‌ش می‌کنم. 06:19.628 --> 06:22.089 ‫مریضـتون ماه اولی که اومد اینجا ‫به یه زندانی چاقو زد. 06:22.214 --> 06:25.468 ‫گردن یکی دیگه رو شکوند. ‫نزدیک بود سر یکی از نگهبان‌هام رو قطع کنه. 06:25.593 --> 06:27.803 ‫نگران نباش، من خیلی خوش‌برخوردم. 06:27.928 --> 06:30.473 ‫برای اینکه توی درمونگاه ‫مستقرش کنیم زیادی ترسناکـه. 06:30.598 --> 06:32.975 ‫لازم نیست نگران باشین، ‫همه موارد احتیاطی رو رعایت کردیم. 06:33.100 --> 06:37.480 ‫به نگهبان‌هام گفتم هرچی خودکار، ‫گیره‌ی کاغذ و منگنه‌ست‌ رو از سلول بردارن. 06:37.605 --> 06:40.566 ‫هرچیزی که بشه به عنوان ‫سلاح ازش استفاده کرد. 06:43.235 --> 06:44.487 ‫بازش کن! 06:51.619 --> 06:55.081 ‫برای ملاقاتِ شما، ‫بهش دستبند و پابند زدیم. 06:55.206 --> 06:57.583 ‫با این‌حال خودت این بیرون ‫وایمیستی. 06:59.460 --> 07:03.589 ‫باید این رو بدین به من. ‫دلمون نمی‌‌خواد کسی آسیبی ببینه. 07:06.759 --> 07:07.760 ‫- سلام. ‫- سلام. 07:07.885 --> 07:09.470 ‫من دکتر کمرون هستم. ‫حالتـون چطوره؟ 07:09.595 --> 07:11.305 ‫یکم سرفه می‌کنم. ‫چیز مهمی نیست. 07:11.430 --> 07:13.390 ‫باشه، پس برای چی اومدین اینجا؟ 07:13.516 --> 07:16.352 ‫یه شغل توی دانشگاه پیدا کردم، ‫تاییدیه‌ی سلامت می‌خوان. 07:16.477 --> 07:19.480 ‫ظاهراً یکم کم‌خون هستم، برای همین ‫ازم خواستن بررسی‌های بیشتری انجام بدم. 07:19.605 --> 07:21.148 ‫سابقه‌ی کم‌خونی توی خانواده‌تون دارین؟ 07:21.273 --> 07:24.527 ‫نه تا اونجایی که میدونم. ‫وقتی بچه بودم مامانم از سرطان فوت کرد. 07:24.652 --> 07:27.655 ‫چندسال پیش قلب پدرم از کار افتاد. 07:28.572 --> 07:29.573 ‫برادر و خواهر؟ 07:29.698 --> 07:32.952 ‫متاسفانه تاریخچه‌ی خانوادگیـم ‫کوتاهـه، همین بود. 07:33.077 --> 07:37.081 ‫یه زمانی شوهر داشتم، ‫ولی دووم نیاورد. 07:37.790 --> 07:42.002 ‫جواب آزمایشاتـم باید اومده باشه، ‫احتمالاً توی اون پرونده‌ست. 07:42.127 --> 07:43.587 ‫- احتمالاً. ‫- آره. 07:47.800 --> 07:49.593 ‫همه‌چی مرتبـه؟ 07:50.886 --> 07:53.264 ‫- رادیوگرافی رو دوباره گرفتی؟ ‫- دوبار دیگه گرفتم. 07:54.682 --> 07:57.601 ‫خب، پس نیازی به مشاوره نداری. 08:00.271 --> 08:02.147 ‫میدونی بیماریـش چیـه. 08:03.232 --> 08:05.109 ‫تنها علامتـش سرفه‌ست. 08:11.907 --> 08:15.619 ‫ناخن‌ها و لب‌ها مایل به آبی. 08:15.744 --> 08:18.163 ‫- هیپوکسی شده. ‫- یعنی چی؟ 08:18.289 --> 08:20.082 ‫یعنی اکسیژن کافی بهش نمی‌رسه. 08:20.207 --> 08:23.502 ‫شنیدی مردم می‌گن ‫بدون عشق نمیشه زنده موند؟ 08:23.627 --> 08:26.130 ‫خب، اکسیژن از اون مهم‌تره. 08:29.341 --> 08:33.095 ‫توی ریه‌هاش مایع جمع شده. ‫تعداد تنفسـش 50ـه. 08:33.220 --> 08:35.014 ‫باید اینتوبه شه. ‫به دستگاه تنفس وصل شه. 08:35.055 --> 08:36.473 ‫ما دستگاه تنفس نداریم. 08:36.599 --> 08:39.476 ‫بهتره تا یه ساعت دیگه گیر بیارین، ‫وگرنه از دست میره. 08:39.602 --> 08:43.188 ‫درخواست میدم، میدونی که ‫دادگاه حکم مرگـش رو صادر کرده. 08:43.314 --> 08:46.483 ‫فکر کنم دادگاه نحوه‌ی مرگـش ‫رو هم مشخص کرده. 08:46.608 --> 08:47.651 ‫دکتر گرگوری هاوس هستم. 08:47.735 --> 08:49.737 ‫نیاز دارم یه آمبولانس بیاد ‫زندان ایالتیِ مرسر. 08:49.737 --> 08:53.073 ‫الکی زنگ نزن، نگهبان‌هام ‫دم ورودی جلوشون رو می‌گیرن. 08:53.198 --> 08:55.492 ‫امکان نداره یه زندانی اعدامی ‫از زندانِ من خارج شه. 08:55.617 --> 08:58.329 ‫حداقل، نه از در جلویی. 09:04.960 --> 09:07.629 ‫- سریع عمل می‌کنی. ‫- تو هم همین‌طور. 09:07.755 --> 09:09.673 ‫- تیکه انداختی؟ ‫- آره. 09:10.382 --> 09:13.510 ‫آسون بود، فقط کافی بود منشی رو ‫راضی کنم برسونتـش دست قاضی مارکهام. 09:13.635 --> 09:15.471 ‫اون عاشق دعوی متمم ‫هشتم قانون اساسیـه. 09:15.596 --> 09:17.181 ‫بس کن، داری دیوونـم می‌کنی. 09:17.306 --> 09:18.515 ‫هاوس! 09:19.224 --> 09:20.934 ‫قرار بود فقط مشاوره بدی! 09:21.060 --> 09:23.479 ‫انتظار داری برای این یارو ‫کل طبقه رو تعطیل کنیم؟ 09:23.604 --> 09:24.813 ‫مدل موهات رو عوض کردی؟ 09:24.813 --> 09:25.814 ‫استیسی! 09:25.939 --> 09:27.232 ‫گفتی ازش تاییدیـه گرفتی! 09:27.274 --> 09:28.609 ‫بیخیال، ‫چند وقته منو می‌شناسی؟ 09:28.609 --> 09:30.402 ‫هنوز تشخیص نمیدی ‫کی دارم سر به سرت میذارم؟ 09:30.402 --> 09:32.529 ‫- برش گردونین زندان، همین الان. ‫- نه، نمی‌تونیم. 09:32.654 --> 09:36.492 ‫از قضا باید به حکم دادگاهی که وکیل ‫درجه یکـت گرفته، پایبند باشم. 09:36.617 --> 09:38.035 ‫قبل اینکه برش گردونم زندان ایالتی 09:38.077 --> 09:39.828 ‫باید حالش رو خوب کنم ‫تا اونا بتونن بکشنـش. 09:39.912 --> 09:41.914 ‫فقط واسه من عجیبـه ‫یا برای بقیه هم هست؟ 09:42.039 --> 09:43.874 ‫به هرحال، ما میریم. 09:52.424 --> 09:55.302 ‫یکی اینو گذاشته روی صندلیِ من. 09:55.427 --> 09:59.556 ‫هوشمندانه‌ست، چون یا مجبورم به این ‫پرونده رسیدگی کنم یا هیچ‌وقت نشینم. 09:59.556 --> 10:01.266 ‫سیندی کرمار. ‫بهش گفتم ویزیتـش می‌کنی. 10:01.391 --> 10:02.893 ‫خب، نباید همچین حرفی ‫بهش می‌زدی. 10:02.893 --> 10:05.687 ‫سرطان سلول سنگ‌فرشی ریه ‫متازتاز شده داره، نهایت 6 ماه. 10:05.813 --> 10:08.107 ‫اصلاً به عکس رادیوگرافی‌ش ‫نگاه کردی؟ 10:08.232 --> 10:09.608 ‫نه، همین‌جوری دارم حدس می‌زنم. 10:09.733 --> 10:12.277 ‫بازیِ جدیده. اگه اشتباه کنم، ‫اون یه خرس عروسکی جایزه می‌بره. 10:12.402 --> 10:16.031 ‫یه لکه روی رایوگرافی لزوماً ‫به معنی کشنده بودنـش نیست. 10:16.156 --> 10:18.242 ‫بچه‌ها رو دوست دارم. ‫سرشار از امیدن. 10:18.367 --> 10:20.410 ‫ممکنه ذات الریه باشه. ‫ممکنه سارکوئیدوز باشه. 10:20.536 --> 10:22.663 ‫ممکن بود، اگه همین الانـم 10:22.704 --> 10:25.290 ‫غدد لنفاوی اون یکی ‫ریه‌ش متورم نشده بود. 10:25.415 --> 10:28.418 ‫میشه حداقل باهم گزینه‌های ‫دیگه رو بررسی کنیم؟ 10:36.552 --> 10:37.970 ‫ممنون. 10:39.638 --> 10:42.307 ‫هنوزم فکر می‌کنم ممکنه ‫ذات‌الریه با سارکوئیدوز باشه. 10:42.432 --> 10:45.102 ‫ولی باید سل رو هم چک کنیم، 10:45.227 --> 10:48.397 ‫و قطعاً باید نارسایی احتقاقی قلب ‫رو هم بررسی کنیم. 10:51.275 --> 10:52.401 ‫پنج مرحله‌ی مردن. 10:52.442 --> 10:53.485 ‫[مرحله‌ی اول: انکار] 10:53.485 --> 10:54.778 ‫دقیقاً. 10:54.903 --> 10:57.281 ‫شخصاً فکر می‌کنیم اینا ‫همش مزخرفات «عصر جدیدی»ـه، 10:57.406 --> 10:59.741 ‫ولی با توجه به چشم‌های ‫پر از اشک و ناراحتِ تو، 10:59.867 --> 11:01.285 ‫گمونم منظورم رو رسوندم. 11:01.410 --> 11:04.955 ‫حالا برو به سیندی، یا هرچی که ‫اسمـش هست، بگو داره میمیره. 11:06.081 --> 11:10.085 ‫تاکی‌کاردی، اِدِم ریه، ‫مظنون‌های احتمالی؟ 11:11.003 --> 11:12.296 ‫یارو اعدامیـه؟ 11:12.421 --> 11:15.132 ‫به جای سیندی داری ‫روی اون کار می‌کنی؟ 11:15.257 --> 11:17.342 ‫خدایا، باید یاد بگیرم ‫حرفـم رو رک بزنم. 11:17.467 --> 11:20.721 ‫منظورم از «مردن» اینه که، ‫هرکاری که بکنیم 11:20.846 --> 11:25.267 ‫اون خیلی خیلی زود میمیره. ‫هنوز برات زیادی مبهمـه؟ 11:25.392 --> 11:27.477 ‫من قسم خوردم که ‫«آسیبی نزنم». 11:27.603 --> 11:29.813 ‫آره، ولی مجبورت که نکردن ‫چیزی رو امضا کنی. 11:29.813 --> 11:32.232 ‫ما مریضـت رو درمان می‌کنیم، ‫برمی‌گرده تا اعدام شه. 11:32.357 --> 11:33.984 ‫برمی‌گرده تا اعدام شه، ‫اونا می‌کشنـش. 11:34.109 --> 11:35.861 ‫اگه اینجا بمونه و درمانـش نکنیم، ‫میمیره. 11:35.861 --> 11:37.738 ‫و من بازم «سیندی نمیدونم چی چی» ‫رو درمان نمی‌کنم. 11:37.738 --> 11:39.281 ‫می‌شه به کارمون برسیم؟ 11:39.406 --> 11:41.908 ‫آره، می‌دونستم می‌تونم روت حساب کنم، ‫که به بچه محلـت کمک کنی. 11:41.908 --> 11:44.953 ‫دقیقاً. من سیاه‌پوستـم. معلومه با کسی که ‫پایین شهر بزرگ شده همدردی می‌کنم، 11:45.078 --> 11:46.455 ‫جایی که تحت کنترل دولتـه. 11:46.580 --> 11:48.498 ‫- برای من منطقیـه. ‫- اینا یه مشت مزخرفاتـه! 11:48.624 --> 11:51.793 ‫نمی‌تونی قاتل بودن خودت رو ‫بندازی گردن جامعه. 11:51.918 --> 11:53.295 ‫یارو احتمالاً معتاد هروئینـه. 11:53.420 --> 11:56.256 ‫این می‌تونه تاکی‌کاردی رو توجیه کنه، ‫که باعث اِدِم ریه میشه. 11:56.381 --> 11:59.885 ‫چطوری یه زندانیِ اعدامی ‫دستـش به هروئین می‌رسه؟ 12:00.677 --> 12:03.305 ‫- شوخی می‌کنی؟ ‫- طرف میدونه زندان چطوریه. 12:03.430 --> 12:05.724 ‫وقتی درمورد قایق‌سواری سوال داشتیم، ‫میایم سراغِ تو. 12:05.849 --> 12:09.478 ‫باشه، پس شد مواد. ‫مو، خون، ادرار و مدفوعـش رو چک کنین. 12:18.779 --> 12:19.988 ‫ممنون که هوام رو داشتین. 12:20.113 --> 12:22.407 ‫فکر می‌کردم چون مدرسه‌ی دینی ‫رفتین با حکم اعدام مخالفیـن. 12:22.407 --> 12:23.700 ‫من از مدرسه‌ی دینی انصراف دادم. 12:23.825 --> 12:25.786 ‫به خاطر موضعی که دربرابر ‫حکم اعدام داشتن؟ 12:25.911 --> 12:27.704 ‫درکل با حکم اعدام مخالفـم. 12:27.829 --> 12:30.540 ‫ولی درعمل، شاهد مرگ ‫یه قاتل بودن، 12:30.665 --> 12:32.542 ‫آرامش بیشتری بهم میده، ‫تا کلافه کردنِ رئیسم. 12:32.667 --> 12:35.420 ‫باید قبل از اینکه برین داخل ‫بازرسی‌تون کنیم. 12:37.964 --> 12:39.591 ‫آمار وزارت دادگستری نشون میده، 12:39.716 --> 12:41.676 ‫نژاد روی این نوع حکم تاثیرگذاره. 12:41.802 --> 12:45.263 ‫مجرم‌های سیاه‌پوست ده برابر بیشتر از ‫سفیدپوست‌ها احتمال داره حکم اعدام بگیرن. 12:45.389 --> 12:47.432 ‫معنیـش این نیست که باید ‫حکم اعدام رو حذف کنیم. 12:47.432 --> 12:50.310 ‫فقط باید سفیدپوست‌های ‫بیشتری رو بکشیم. 12:51.645 --> 12:54.314 ‫چیزی نیست، توی بیمارستانی، ‫داریم ازت مراقبت می‌کنیم. 12:54.439 --> 12:57.609 ‫آروم باش، صدام رو می‌شنوی؟ ‫دو میلی‌گرم لورازپام تزریق کن! 13:07.702 --> 13:10.622 ‫آب، آب. 13:19.548 --> 13:21.758 ‫چی تشنه بودن رو متمایز می‌کنه؟ 13:21.883 --> 13:25.762 ‫فقط یکم بدنـش کم‌آب شده بود، ‫و عقلش رو از دست داده بود. 13:25.887 --> 13:27.597 ‫سرعت سرمـش رو بیشتر کردیم. ‫الان حالش خوبه. 13:27.722 --> 13:31.393 ‫آزمایش خون و ادرار پاک بود، ‫اثری از مواد مخدر توی بدنـش نیست. 13:31.518 --> 13:33.019 ‫این کارو نکن. 13:33.145 --> 13:35.647 ‫چیه؟ تئوری هاوسـی داری که ‫توضیح بده چطور هروئین مصرف کرده 13:35.772 --> 13:37.858 ‫- بدون اینکه تستـش مثبت شه؟ ‫- نه. 13:38.859 --> 13:41.319 ‫فقط من می‌تونم روی تخته بنویسم. 13:42.863 --> 13:44.739 ‫پس مواد مخدر نیست. 13:44.865 --> 13:46.741 ‫چه چیز دیگه‌ای باعث میشه ‫قلب انقدر سریع بزنه؟ 13:46.867 --> 13:51.079 ‫جواب آزمایش خونـش رو دارین، ‫چیز غیرنرمالی توش نبود؟ 13:51.955 --> 13:53.832 ‫بی‌کربنات‌ش پایینـه. 13:54.708 --> 13:56.042 ‫آره، ولی توی کدوم ستون بذاریمـش؟ 13:56.167 --> 13:58.837 ‫هم می‌تونه به خاطر تاکی‌کاردی باشه، ‫هم علتـش باشه. 13:58.837 --> 14:00.839 ‫- علت‌شه. ‫- چرا؟ چون تو دلت می‌خواد باشه؟ 14:00.839 --> 14:02.883 ‫ببینیم خواسته‌هات برای ‫مریض‌های دیگه‌ت چه سودی داره. 14:02.883 --> 14:04.175 ‫داریم با کلمات بازی می‌کنیم. 14:04.175 --> 14:06.678 ‫باید بهش سرم بی‌کربنات وصل کنیم ‫و برش گردونیم. 14:06.803 --> 14:10.724 ‫درستـه، کمبودش رو جبران کنیم، به خودمون ‫زحمت ندیم ببینیم بیماری زمینه‌ایش چیه. 14:10.849 --> 14:12.684 ‫فکر می‌کردم به بیمارها ‫اهمیت میدی. 14:12.809 --> 14:15.353 ‫وظیفه‌ی ما این نیست که کاری کنیم ‫طرف نوه‌هاش رو ‌بینه. 14:15.353 --> 14:18.481 ‫وظیفه‌مون اینه حالش رو انقدری ‫خوب کنیم که حکم اعدامـش انجام شه. 14:18.607 --> 14:21.151 ‫وظیفه‌ی ما تشخیص بیماری‌شه. 14:26.865 --> 14:27.866 ‫چیه؟ 14:28.533 --> 14:31.745 ‫مامانی و بابایی یه دعوای کوچولو دارن، ‫دلیل نمیشه دیگه شما رو دوست نداشته باشن. 14:31.870 --> 14:33.496 ‫حالا برین بیرون و بازی کنین. 14:33.622 --> 14:36.917 ‫برای بابایی چندتا سیگار، ‫و یه آزمایش گاز خون شریانی بگیرین. 14:51.222 --> 14:55.435 ‫حرکت قابل تحسینی بود. ‫باشه، بگو به چه عددی فکر می‌کنم؟ 14:55.560 --> 14:57.020 ‫داری کاری می‌کنی اخراج شم؟ 14:57.145 --> 14:59.981 ‫اگه نمی‌خواستی اینجا کار کنم، ‫چرا نگفتی؟ 15:00.106 --> 15:02.734 ‫فقط نمی‌خوام دقیقاً اینجا کار کنی، ‫توی دفترم. 15:02.859 --> 15:04.736 ‫هرجای دیگه‌ای توی ساختمون ‫مشکلی نداره. 15:04.861 --> 15:05.737 ‫بیمارستان بزرگیـه. 15:05.862 --> 15:08.615 ‫من وکیلـم، تو هم عوضی‌ای. ‫باهم برخوردهایی خواهیم داشت. 15:08.740 --> 15:10.492 ‫خدایا، کاش این حرفت ‫معنی دیگه‌ای داشت. 15:10.492 --> 15:11.701 ‫کادی بهم اخطار داد! 15:11.826 --> 15:13.411 ‫امیدوارم معنی این حرف ‫همونی باشه که فکر می‌کنم. 15:13.411 --> 15:14.496 ‫برای اینکه بهت اعتماد کردم. 15:14.621 --> 15:16.831 ‫فکر می‌کرد با استخدام من، ‫حداقل یه نفر هست 15:16.831 --> 15:17.874 ‫که نتونی ازش سواستفاده کنی. 15:17.874 --> 15:20.126 ‫درضمن شماره‌ی 6 بود. 15:21.753 --> 15:23.922 ‫باید بدونم که می‌تونم ‫بهت اعتماد کنم یا نه؟ 15:25.965 --> 15:30.512 ‫اگه درمورد تاییدیه‌ی کادی بهت ‫دروغ نگفته بودم، مریضـم میمرد. 15:31.638 --> 15:32.847 ‫عالیـه. 15:34.182 --> 15:35.934 ‫حالا می‌دونم. 15:36.059 --> 15:38.061 ‫حالا می‌تونیم باهم کار کنیم. 15:41.815 --> 15:44.275 ‫باید از شریان فمورالـت خون بگیرم. 15:44.401 --> 15:47.070 ‫- از چیـم؟ ‫- رگی که توی کشاله‌ی رون‌تـه. 15:48.905 --> 15:51.116 ‫فکر کردی می‌تونی توی ‫جواهراتم سوزن بزنی؟ 15:51.116 --> 15:54.744 ‫بیشتر به رونـت نزدیکه. ‫ولی در اصل الان به نظر میاد، 15:54.869 --> 15:56.871 ‫جواهراتـت بیشتر به درد ‫نمایش دادن می‌خوره. 15:56.996 --> 15:59.624 ‫صبرکن، صبرکن. ‫بهم مسکنی چیزی بزن. 15:59.749 --> 16:03.878 ‫- گردن کلفتی مثل تو نیازی نداره. ‫- اونو ولش کن، بی‌حسـم کن، مرد. 16:12.011 --> 16:14.889 ‫تتوی خلاف‌کاری داری؟ ‫بذار ببینمـش. 16:15.014 --> 16:18.852 ‫یه سمبل بومی آمریکاییـه. ‫به معنی «عنصر زندگی». 16:19.936 --> 16:22.730 ‫این چیزیـه که به رفیق‌های سفیدپوست‌ ‫میگی که بذارن دکتربازی کنی. 16:22.856 --> 16:24.858 ‫آره، همه‌شون رو خر کردم. 16:25.859 --> 16:29.195 ‫واقعاً، چطور برادری مثل تو از خلاف‌کاری ‫می‌رسه به کت سفید پوشیدن؟ 16:29.320 --> 16:33.867 ‫چطور برادری مثل تو از عاشق یه زن بودن ‫می‌رسه به ترکوندن جمجمه‌ش؟ 16:36.452 --> 16:38.037 ‫زنیکه بهم نارو زد. 16:44.002 --> 16:47.547 ‫ببخشید، انگار به اندازه‌ی کافی ‫لیدوکائین نزدم. 16:48.882 --> 16:53.303 ‫جواب گاز خون اومد، پ-هاش 7.28ـه، ‫و بی‌کربنات بازم کاهش داشته. 16:53.428 --> 16:55.221 ‫که دوتا معنی داره. 16:55.346 --> 16:58.725 ‫مهم‌ترینـش اینه که کامرون ‫درمورد بی‌کربنات اشتباه می‌کرد. 16:58.850 --> 17:01.853 ‫و چیزی که اهمیت کمتری داره، ‫اینه که یه علامت جدید داریم. 17:02.854 --> 17:05.565 ‫اسیدوز آنیون گپ. 17:06.858 --> 17:11.029 ‫کی مشتاقـه؟ زودباشین. ‫وانمود کنین یارو عاشق توله سگـه. 17:11.154 --> 17:13.740 ‫وانمود کنین اون یه انسانـه. ‫چی توی چنته دارین؟ 17:13.865 --> 17:16.326 ‫به نظرم باید دوباره مواد ‫رو درنظر بگیریم. 17:16.451 --> 17:19.245 ‫- تستـش منفی شد. ‫- برای همین گفتم دوباره. 17:19.370 --> 17:21.873 ‫زندان که بودم، پونه کوهی رو ‫پودر می‌کردم جای مواد می‌فروختم. 17:21.873 --> 17:23.708 ‫این‌طوری هزینه‌ی دانشگاه پزشکی ‫رو جور کردی؟ 17:23.708 --> 17:26.461 ‫اگه کلرنس فکر کرده هروئین مصرف می‌کنه ‫ولی دراصل یه چیز دیگه بوده چی؟ 17:26.461 --> 17:29.756 ‫اون چیز دیگه چیه که باعث ‫اسیدوز آنیون گپ شده. 17:29.881 --> 17:31.299 ‫مادپایلز. ‫(معنی دیگه: مدفوع) 17:31.424 --> 17:34.552 ‫خب، لازم نیست اجازه بگیری، ‫فقط قبل از اینکه برگردی دستـت رو بشور. 17:34.677 --> 17:36.554 ‫یعنی، متانول، اورمی، دیابت... 17:36.679 --> 17:39.474 ‫آها، حروف اختصاریـه. ‫اینم منطقیـه. 17:39.599 --> 17:42.477 ‫- پارالدهید، ایزونیازید، لاکتیک اسید... ‫- برگرد عقب. 17:42.602 --> 17:44.896 ‫- ایزونیازید؟ ‫- خودشه. 17:45.021 --> 17:46.189 ‫داروی سِل. 17:46.314 --> 17:49.275 ‫نزدیک به یک چهارم جمعیتِ ‫زندان، مبتلا به سل‌ان. 17:49.400 --> 17:53.529 ‫یه کارآفرین باهوش مثل فورمن خودمون، ‫داروش رو پودر می‌کنه، جای هروئین می‌فروشه. 17:53.655 --> 17:56.074 ‫مسمومیت ایزونیازید تمام ‫علائمـش رو توجیه می‌کنه. 17:56.199 --> 18:00.536 ‫کی می‌خواد بره زندان و ‫مواد مخفی کلرنس رو پیدا کنه؟ 18:03.247 --> 18:06.209 ‫- باشه، من میرم. ‫- عالیه! پس چیس میره. 18:08.419 --> 18:11.965 ‫گمونم دلیلی فراتر از اینکه می‌خوای ‫من رو بیچاره کنی، داری. 18:12.090 --> 18:13.591 ‫تو دهن خوشگل‌تری داری. 18:13.716 --> 18:16.511 ‫احتمالـش بیشتره زندانی‌ها ‫زبونشون برای تو باز شه. 18:16.636 --> 18:18.971 ‫شاید بازم قیافه‌م به همون ‫وحشتناکی باشه. 18:19.097 --> 18:20.848 ‫یعنی لیاقتـم همین نیست؟ 18:21.516 --> 18:26.062 ‫اگه پدرت یواشکی بهت اون ‫داروها رو نداده بود، تو... 18:29.982 --> 18:32.068 ‫طرف توی کماست. 18:32.193 --> 18:34.487 ‫براش مهم نبود. ‫ازش پرسیدم. 18:34.612 --> 18:36.572 ‫داری روش خرده نون میریزی. 18:36.698 --> 18:40.284 ‫به نظرت اصلاً چرا توی اتاق بیمارایی ‫که توی کمان تلویزیون میذارن؟ 18:40.410 --> 18:42.412 ‫بعضی‌ها فکر می‌کنن اونا ‫هنوز می‌تونن بشنون. 18:42.537 --> 18:45.206 ‫خب، براشون یه رادیو بذارن. 18:45.331 --> 18:46.999 ‫چشم‌هاش که بسته‌ست. 18:47.125 --> 18:49.168 ‫کی فکر می‌کنه می‌تونن ببینن؟ 18:51.212 --> 18:53.715 ‫میدونی چرا آدما با همدیگه مهربونن؟ 18:53.840 --> 18:55.591 ‫جواب این یکی رو میدونم! 18:55.717 --> 18:58.553 ‫چون آدما خوب، نجیب و دلسوزن. 18:58.678 --> 19:01.472 ‫یا اینـه، ‫یا اینکه آدما بزدلـن. 19:01.597 --> 19:05.977 ‫اگه باهات بد باشم، تو هم باهام بد می‌شی، ‫یه تخریبِ متقابل و تضمین شده. 19:06.102 --> 19:08.855 ‫دقیقاً. ‫اون چیپس رو می‌خوری؟ 19:09.647 --> 19:12.066 ‫میری سر اصل مطلب؟ 19:14.902 --> 19:16.195 ‫نیاز داری آدما دوست داشته باشن. 19:16.195 --> 19:18.865 ‫برام مهم نیست آدما ‫دوستـم داشته باشن. 19:18.990 --> 19:22.994 ‫آره، نیاز داری آدما دوست داشته باشن، ‫چون به آدما نیاز داری. 19:23.119 --> 19:26.789 ‫مگه اینکه فکر کنی دفعه‌ی بعدی ‫خودت تنهایی می‌تونی حکم دادگاه بگیری. 19:26.914 --> 19:30.751 ‫اگه استیسی نتونه بهت اعتماد کنه، ‫نمی‌تونی ازش استفاده کنی. 19:34.797 --> 19:38.676 ‫و حتی اینم باعث نمیشه ‫به هدف بالاترت برسی، 19:38.801 --> 19:41.596 ‫یعنی از همسرش جدا شه ‫و دوباره عاشقِ تو بشه. 19:41.721 --> 19:43.681 ‫ 19:43.806 --> 19:46.517 ‫ببین می‌دونم شماها رفیقین، ‫ولی باز یه اصولی داریم. 19:46.642 --> 19:48.603 ‫«رفیق به دختر ارجحیت داره.» 19:52.815 --> 19:54.400 ‫- لعنتی. ‫- چی شده؟ 19:56.068 --> 19:58.154 ‫اعدامیـه داره می‌میره. 20:00.198 --> 20:02.700 ‫برادی‌کاردی. ضربان قلبش اومده رو ۳۰. 20:02.825 --> 20:04.076 ‫خیلی بیشتر از این دووم نمیاره. 20:04.076 --> 20:07.038 ‫وایسادی تا زمان مرگـو اعلام کنی، ‫یا می‌خوای بهش آتروپین بزنی؟ 20:07.079 --> 20:08.956 ‫- یه درمان موقتی. ‫- آهان. 20:09.081 --> 20:11.626 ‫نمی‌دونم چرا این دیابتی‌ها ‫انقدر انسولین مصرف می‌کنن. 20:11.751 --> 20:13.169 ‫تا ابد باید ازش استفاده کنن. 20:13.169 --> 20:15.129 ‫آتروپین کلاً چند ساعت برات وقت می‌خره. 20:15.254 --> 20:16.631 ‫ما اصلاً نمی‌دونیم این یارو چشـه. 20:16.631 --> 20:18.382 ‫برو بیرون بابا. 20:29.936 --> 20:30.978 ‫چیس هستم. 20:31.103 --> 20:33.064 ‫از کسی اعتراف نگرفتی؟ 20:33.189 --> 20:34.774 ‫هنوز با زندانی‌ای صحبت نکردم. 20:34.899 --> 20:36.984 ‫ببینم هیچکس دیگه اینجا ‫کارشـو درست انجام نمی‌ده؟ 20:37.109 --> 20:40.071 ‫به این نتیجه رسیدم که ارزش نداره ‫به‌خاطر جونِ کلرنس، جون خودم رو به خطر بندازم. 20:40.196 --> 20:41.864 ‫از رُک‌بودنت خوشم اومد. 20:41.989 --> 20:44.533 ‫اصلاً رفتی زندان، ‫یا رفتی بیرون پیِ بازی؟ 20:44.575 --> 20:46.327 ‫دارم جفت سلول‌های کلرنس رو می‌گردم. 20:46.452 --> 20:49.121 ‫با خودم گفتم اگه معتاد باشه، ‫حتماً جنس‌شـو اینجا قایم کرده. 20:49.247 --> 20:50.957 ‫مگه این‌که تمومش کرده باشه. 20:51.082 --> 20:53.626 ‫آره، واقعاً حیف می‌شه. ‫هر جایی ممکنه گذاشته باشدش. 20:53.751 --> 20:56.963 ‫یه‌سری پاکت‌نامه چسبوندن به سقف، ‫چندتا شیشه جوهرِ پرینتر، 20:57.088 --> 21:01.092 ‫و چندتا جعبه پر از کِش و کاغذ و پرونده. 21:01.217 --> 21:02.468 ‫بی‌خیالش شو. 21:02.593 --> 21:04.095 ‫برگرد. 21:24.699 --> 21:26.158 ‫جریان چیه؟ 21:27.702 --> 21:29.120 ‫شما داری می‌میری. 21:35.209 --> 21:37.378 ‫آدم حقشـه قبل مرگش ‫یه گلویی تازه کنه. 21:40.840 --> 21:42.258 ‫خیلی مشتی ‌ای. 21:43.175 --> 21:45.177 ‫مرسی. خوشحالم کردی. 21:51.809 --> 21:53.978 ‫همه‌ی تست‌ها بی‌نتیجه بودن؟ 21:54.103 --> 21:57.106 ‫طب تشخیصی بیشتر یه هنره تا علم. 21:57.940 --> 22:00.109 ‫باید نگران باشم الان؟ 22:02.945 --> 22:05.197 ‫من برای یکی از ماهرترین ‫متخصصین تشخیصِ کشور کار می‌کنم. 22:05.322 --> 22:08.909 ‫همه داریم از جون و دل مایه می‌ذاریم ‫که مشکل تو رو حل کنیم. 22:10.327 --> 22:13.330 ‫فکر می‌کردم شما خلافکارها ‫تو نوشیدن حرفه‌ای باشین. 22:13.456 --> 22:16.083 ‫حداقل سه‌تا لیوان عقبی که. 22:21.255 --> 22:23.466 ‫حالا شد چهارتا. 22:24.592 --> 22:28.137 ‫به‌نفعتـه که بعدی رو بهم بدی ‫و گرنه دخلتـو میارم. 22:36.770 --> 22:37.980 ‫هاوس. 22:38.731 --> 22:40.983 ‫من منتظر نتیجۀ آزمایش بودم و... 22:41.108 --> 22:44.111 ‫الان یه‌خرده درگیرم. ‫داریم صفا می‌کنیم. 22:45.571 --> 22:47.156 ‫واقعاً که. 22:49.617 --> 22:52.495 ‫این بهترین دختری بود ‫که تو ده سال اخیر دیدم. 22:53.579 --> 22:55.331 ‫من فرصتشـو داشتم باهاش آشنا شم. 22:55.372 --> 22:57.041 ‫بعد این‌کارو نکردی؟ 22:58.542 --> 23:01.462 ‫تو رو باید می‌فرستادن زندان. 23:03.130 --> 23:06.926 ‫یه سؤالی دارم ازت. ‫چندوقتـه ذهن‌مـو درگیر کرده. 23:07.051 --> 23:11.180 ‫چرا یه آدمی که براش حکم اعدام بُریدن 23:11.305 --> 23:13.474 ‫یهو قصد خودکشی می‌کنه؟ 23:18.479 --> 23:20.981 ‫می‌دونم جوهر پرینتر خوردی. 23:21.106 --> 23:25.569 ‫به‌اندازۀ زدن رگ با یه تیزیِ دست‌ساز ‫جلوۀ خفنی نداره، 23:25.694 --> 23:27.571 ‫ولی همینم جوابـه. 23:33.661 --> 23:36.497 ‫یه‌دفعه متوجهِ قضیه شدم. 23:36.622 --> 23:40.000 ‫این‌طوری شده بود که ‫بهم می‌گفتن کِی غذا بخورم، بخوابم، 23:40.125 --> 23:42.795 ‫برم پیاده‌روی یا کِی حرف بزنم، ‫کلاً همه‌چی. 23:44.171 --> 23:47.132 ‫می‌خواستم کنترل یه‌چیز با خودم باشه، خب؟ 23:48.133 --> 23:49.468 ‫زمان مرگم. 23:51.762 --> 23:54.431 ‫پیش خودم گفتم همین هم خوبه. 23:58.602 --> 24:02.106 ‫و این فکر همین‌جوری به ذهنت رسید، ها؟ 24:04.316 --> 24:07.569 ‫بهت که گفتم، ۲۳ ساعت... 24:09.113 --> 24:11.198 ‫خب ببین، خبر خوب اینه که... 24:13.242 --> 24:15.494 ‫اون جوهر پرینتری که خوردی 24:15.619 --> 24:19.999 ‫تقریباً نود درصدش متانولـه ‫که خیلی سمّی‌ـه، 24:20.124 --> 24:23.419 ‫و تو هم انقدری ازش خوردی ‫که راحت بُکشتت. 24:23.544 --> 24:28.007 ‫خبر بد اینه که ‫نوشیدنی‌ای که الان میل کردی 24:28.132 --> 24:31.802 ‫انقدری اتانول توش داره که ‫الان با اون اسید فرمیکِ سخت 24:31.927 --> 24:35.514 ‫ترکیب می‌شه و ‫بلبشوی بزرگی تو بدنت راه می‌ندازه، 24:35.639 --> 24:38.142 ‫و بعدش همه رو با ادرار تخلیه می‌کنی. 24:38.851 --> 24:40.102 ‫بی‌غَل و غَش. 24:44.106 --> 24:45.899 ‫پسر اصلاً حالت سر جاش نیست. 24:46.025 --> 24:50.279 ‫آره درسته. ‫ولی جونت رو هم نجات دادم. 24:56.326 --> 24:57.995 ‫حداقل موقتاً. 25:09.048 --> 25:12.551 ‫صبح به‌خیر! ‫سرت درد می‌کنه؟ 25:12.676 --> 25:15.304 ‫نه، فقط صدای تو خیلی رو مخـه. 25:15.429 --> 25:16.889 ‫همیشه بی‌جنبه بودی. 25:17.014 --> 25:18.599 ‫اصلاً چرا داری با من صحبت می‌کنی؟ 25:18.724 --> 25:21.685 ‫خب همین که می‌خوام آزارت بدم ‫کافی نیست؟ 25:21.810 --> 25:24.646 ‫بیمار دیگه حالش خوب شده، ‫می‌خوای بفرستیش بره؟ 25:24.772 --> 25:26.023 ‫شک نکن. 25:36.825 --> 25:39.286 ‫- می‌تونم بهت اعتماد کنم؟ ‫- قبلاً اعتماد داشتی. 25:42.790 --> 25:46.126 ‫هنوز به‌نظرم بیمار مریضـه. ‫فعلاً همین‌جا نگه‌ش می‌دارم. 25:46.251 --> 25:49.046 ‫آره. یا می‌تونی به وظیفه‌ت عمل کنی، ‫و به بیمارستان اطلاع بدی، 25:49.171 --> 25:51.632 ‫یا که می‌تونی به من کمک کنی ‫نذاریم بیمارستان خبردار بشه 25:51.757 --> 25:53.592 ‫و یه‌کم وقت برام جور کنی. 25:58.055 --> 26:00.265 ‫- سی‌تی‌اسکن رو انجام دادی؟ ‫- بله. 26:00.390 --> 26:01.308 ‫با تزریق؟ 26:01.308 --> 26:05.938 ‫هر کاری باید می‌کرده رو کرده ‫به‌جز اینکه به بیمارش بگه داره می‌میره. 26:07.523 --> 26:10.609 ‫بهتون گفتم فقط من می‌تونم ‫با ماژیک‌ها بازی کنم. 26:12.027 --> 26:14.655 ‫زندانی‌مون علائم جدید داره. 26:14.780 --> 26:18.325 ‫من تا تشخیص‌مون نهایی نشه ‫به سیندی نمی‌گم که قراره بمیره. 26:18.450 --> 26:20.327 ‫من تو کتم نمی‌ره که کلرنس 26:20.452 --> 26:23.664 ‫می‌خواسته با خودکشی ‫کنترل زندگی خودشـو دستش بگیره. 26:23.789 --> 26:25.916 ‫آدمای سالم خودکشی نمی‌کنن. 26:26.041 --> 26:27.668 ‫آدمای سالم بقیۀ آدما رو نمی‌کشن. 26:27.793 --> 26:31.296 ‫طرف تو ایالتی فرجام‌خواهی کرده ‫که حدود ۳۰ سالـه 26:31.421 --> 26:33.006 ‫کسی رو توش نکشتن. 26:33.131 --> 26:36.009 ‫اگه خودکشی نبوده باشه، چی؟ ‫شاید نقشۀ فرار بوده؟ 26:36.134 --> 26:39.721 ‫انقدری متانول بخوری که منتقل شی ‫به بیمارستان و بعد از اینجا فرار کنی. 26:39.846 --> 26:40.847 ‫بنازم هوش. 26:40.973 --> 26:44.268 ‫همه‌چی رو روشن می‌کنه ‫به‌جز علائمی که پاش رو به اینجا باز کرده. 26:44.393 --> 26:47.688 ‫قبل از این‌که توی اون بند گیر بیفته ‫و یه شیشه جوهر رو بره بالا 26:47.813 --> 26:49.690 ‫قلبش قاطی کرده بوده. 26:49.815 --> 26:52.234 ‫به‌نظرم مشکل تو سرشـه. 26:52.359 --> 26:55.779 ‫دنبالِ ضایعۀ درون‌جمجمه‌ای، ‫عفونت مغزی یا بیماری‌های خودایمنی باشید. 26:55.904 --> 27:00.325 ‫سی‌تی اسکن، نمونۀ نخاعی و کلاً چک‌آپ کامل بگیرید. ‫پول‌شـو دولت میده، پس بریز و بپاش کنید. 27:02.953 --> 27:06.373 ‫ماه اولی که رفتم داخل چاقو خوردم. ‫بعد که خوب شدم، خودم تیزی درست کردم. 27:07.791 --> 27:10.085 ‫هنوزم فکر می‌کنید مریضم؟ 27:10.210 --> 27:11.378 ‫آره مسلماً. 27:12.379 --> 27:14.965 ‫چرا انقدر براتون مهمه؟ ‫چرا نمی‌ذارید بمیرم راحت شم؟ 27:15.090 --> 27:16.258 ‫خب، من با تو فرق دارم. 27:16.383 --> 27:19.136 ‫آره. آخه تو منو مثل مامان‌جونت دوست داری. 27:19.261 --> 27:23.098 ‫واسه همین وقتی قلب من داشت ‫وایمیستاد، پرستار رو بیرون کردی. 27:23.223 --> 27:24.891 ‫نفس عمیق بکش. 27:28.729 --> 27:31.023 ‫خانواده‌تون سابقۀ «بیماری‌های روانی» داشته؟ 27:31.148 --> 27:33.442 ‫همیشه می‌گفتن که بابام ‫دیوونه بوده، ولی خودم ندیدمش. 27:33.567 --> 27:35.736 ‫مامانم هم مشکل اعتیاد داشت. 27:35.861 --> 27:37.529 ‫خواهر یا برادری نداری؟ 27:37.654 --> 27:41.325 ‫یه برادر دارم که عملاً خودم بزرگش کردم. 27:41.450 --> 27:45.662 ‫- تحت تأثیر قرار گرفتم. اونم داره آب‌خنک می‌خوره؟ ‫- هی... 27:46.997 --> 27:50.876 ‫اون بچۀ خوبیه. وقتی از چیزی خبر نداری ‫الکی قضاوت نکن. 27:52.377 --> 27:54.087 ‫وضع سلامتی‌اش چطوره؟ 27:55.839 --> 27:58.842 ‫از وقتی رفتم زندان، ‫دیگه ازش خبر ندارم. 28:01.803 --> 28:05.057 ‫۱۶ سال با هم زندگی کردیم، ‫لامصب پوشک‌شـو عوض کردم. 28:06.349 --> 28:08.518 ‫اصلاً می‌تونی تصور کنی ‫بدترین اشتباه عمرت 28:08.643 --> 28:11.521 ‫کل زندگیت رو تغییر بده؟ 28:18.904 --> 28:20.280 ‫تو چهارتا آدم رو زدی کشتی. 28:20.405 --> 28:23.241 ‫و گویا ماکارونی‌های خوشمزه‌ای ‫برای اون پسر درست کردی 28:23.366 --> 28:25.494 ‫دیگه اهمیتش رو از دست می‌ده. 28:33.043 --> 28:36.838 ‫ای وای. حالا کل بدنت ‫رو انداختی روی صندلیم. 28:36.963 --> 28:38.256 ‫یعنی این‌بار چی می‌خوای؟ 28:38.381 --> 28:41.092 ‫می‌خوام شستشوی بند بندِ برونکوسکوپی ‫انجام بدم. 28:41.218 --> 28:43.261 ‫پس سی‌تی اسکن با تزریق ‫جوابش اومد؟ 28:43.386 --> 28:46.389 ‫- جواب قطعی نبود. ‫- بیوپسی جواب قطعی میده. 28:46.515 --> 28:49.267 ‫بیوپسی وحشیانه و غیرضروریـه. 28:49.392 --> 28:50.393 ‫و قطعی. 28:50.519 --> 28:53.230 ‫ولی تو دنبال جواب قطعی نیستی، ‫می‌خوای تا می‌تونی 28:53.355 --> 28:54.356 ‫به خیال‌پردازی ادامه بدی. 28:54.397 --> 28:56.274 ‫شستشو می‌تونه ثابت کنه ‫که سرطان نداره. 28:56.399 --> 29:00.320 ‫ولی برای تأییدِ این عمل ‫به اجازۀ من نیاز داری. حتماً رو مختـه. 29:00.445 --> 29:02.405 ‫- جوابم منفیه. ‫- واسه چی؟ 29:03.532 --> 29:05.325 ‫چون منم؟ 29:05.992 --> 29:08.912 ‫من دیگه ازت گذشتم! ‫شدم همرنگِ جماعت. 29:09.037 --> 29:11.289 ‫و دیگه ازت متنفرم، باشه؟ 29:11.414 --> 29:13.250 ‫ایول. بریم مداواش کنیم. 29:14.709 --> 29:16.127 ‫جریان چیه؟ 29:17.045 --> 29:20.298 ‫به سیندی کمک نمی‌کنی، ‫ولی سوئیچ کردی رو این مرتیکۀ آشغال! 29:20.423 --> 29:22.676 ‫می‌خوای ثابت کنی که ‫هویت آدما تفاوتی ایجاد نمی‌کنه، 29:22.676 --> 29:25.554 ‫و فقط این پازل مسخره‌ی توئه که مهمه؟ 29:30.934 --> 29:32.060 ‫خیله‌خب. 29:32.852 --> 29:36.398 ‫بین‌شون فرق نذار، من فقط همینـو می‌خوام. 29:38.400 --> 29:39.484 ‫یه تست. 29:41.236 --> 29:42.487 ‫عجب. 29:42.612 --> 29:44.364 ‫شگفت‌انگیزه. 29:44.489 --> 29:48.285 ‫طبق گفتۀ این عصر جدیدی‌های ‫روغنِ نعنا هندی‌فروش، 29:48.410 --> 29:50.287 ‫بیمار رو به موت ‫باید این‌ها رو تجربه کنه، 29:50.412 --> 29:53.582 ‫ولی تو داری پنج مرحله رو طی می‌کنی. 29:53.707 --> 29:57.127 ‫الان خیلی سریع و نامحسوس ‫از مرحلۀ خشم 29:57.252 --> 29:58.628 ‫وارد چانه‌زنی شدی. 29:59.671 --> 30:02.299 ‫دو ساعتِ دیگه ‫جای من برو درمانگاه، 30:02.424 --> 30:05.135 ‫بعد می‌تونی عملت رو انجام بدی. 30:13.977 --> 30:16.271 ‫نه ضایعه‌ای داره، نه آنوریسمی. 30:17.188 --> 30:20.650 ‫به شکل متناقضی، مغز یه قاتل ‫کاملاً عادی به‌نظر میاد. 30:21.735 --> 30:24.279 ‫اگه یکی بهت بگه ‫من رو براش توصیف کنی، 30:24.404 --> 30:27.198 ‫اولین چیزی که به طرف میگی چیه؟ 30:27.324 --> 30:28.408 ‫اعتماد به‌نفس نداری. 30:29.868 --> 30:31.911 ‫منظورت چیه؟ 30:32.037 --> 30:34.289 ‫مثلاً اگه می‌خواستی ‫منو با یکی آشنا کنی. 30:34.414 --> 30:39.294 ‫به من به‌عنوان «پسر سیاه‌پوستـه» ‫اشاره می‌کنی؟ یا «نورولوژیست»؟ 30:39.419 --> 30:40.879 ‫یا «ماشین‌دزد»؟ 30:41.004 --> 30:43.923 ‫این یارو داره میره تو مخت هـا، نه؟ 31:13.411 --> 31:15.497 ‫اثری از عفونت وجود نداره. 31:17.415 --> 31:20.001 ‫باید بیوپسی رو انجام بدی. 31:22.796 --> 31:24.547 ‫- [مرحله‌ی چهارم: افسردگی] ‫- این بیمار اعدامیت که هنوز اینجاست. 31:24.547 --> 31:27.967 ‫آره شرمنده. فقط باید اول ‫وضعش استیبل بشه. 31:28.093 --> 31:31.304 ‫احتمالاً در حد چند ساعت سرُم بهش بزنیم ‫و بعدش می‌تونه بره پی کارش. 31:31.429 --> 31:35.391 ‫نه بابا؟ چون حدس می‌زنم که ‫تو هنوز فکر می‌کنی اون مریضـه. 31:37.018 --> 31:41.856 ‫حدس زدن به استدلال استنتاجی نیاز داره. ‫حالا حدس من اینه که تو هیچ حدسی نزدی. 31:41.981 --> 31:46.945 ‫استیسی منو مثل خیار فروخت، نه؟ ‫عجب رازداری‌ای کرد واسه موکلش. 31:47.070 --> 31:50.323 ‫موکلش منم، احمق. ‫استیسی یه تعهدی به این بیمارستان داره. 31:50.448 --> 31:53.076 ‫- صحیح. ‫- یارو رو می‌فرستمش برگرده زندان. 31:53.201 --> 31:55.161 ‫نمی‌تونی. حکم دادگاهـه. 31:55.286 --> 31:57.288 ‫حکم دادگاه گفته ‫باید اعلام بشه که اون سالمـه. 31:57.413 --> 32:00.792 ‫دقیق مشخص نکرده که ‫کدوم دکتر باید این رو اعلام کنه. 32:03.378 --> 32:05.088 ‫- چی شده، کلرنس؟ ‫- شکمم! 32:05.213 --> 32:07.674 ‫داره تیر می‌کشه؟ 32:07.799 --> 32:09.300 ‫یا آروم‌تره؟ 32:09.425 --> 32:13.221 ‫شایدم یه درد تخیلیـه ‫واسه این‌که نمی‌خوای برگردی زندان؟ 32:13.346 --> 32:16.724 ‫- کجات درد می‌کنه؟ ‫- دلم، انگار دارم چاقو می‌خورم! 32:16.850 --> 32:19.352 ‫خب، تجربه‌شـو هم داره. ‫بذار ببینم. 32:20.937 --> 32:24.190 ‫آها، پس همه دروغ میگن ‫به‌جز قاتل‌های محکوم‌شده؟ 32:29.571 --> 32:32.073 ‫بعید می‌دونم نقش بازی کنه. 32:32.198 --> 32:34.659 ‫نظر شما چیه، ‌خانم دکتر؟ 32:52.427 --> 32:54.429 ‫چاره‌ای نداشتم. 32:55.638 --> 32:58.850 ‫آره باید به کادی می‌گفتی. ‫اون رئیستـه، می‌فهمم. 33:00.059 --> 33:02.604 ‫هیتلر هم فکر می‌کرد ‫داره به دنیا لطف می‌کنه. 33:02.729 --> 33:04.647 ‫آره، کاملاً در یه سطح‌ان. 33:04.772 --> 33:07.650 ‫گاندی به‌خاطر اینکه دوستاش ازش خواستن ‫به سمت دریا حمله نبرد. 33:07.775 --> 33:10.653 ‫پل پوت به‌خاطر این‌که می‌خواست دوست پیدا کنه ‫معلم‌ها رو سلاخی نکرد. 33:10.778 --> 33:13.406 ‫تو هم با این کارا دوست پیدا نمی‌کنی. 33:14.324 --> 33:16.743 ‫- من بهت اعتماد کردم. ‫- می‌دونم. 33:20.038 --> 33:22.957 ‫ویلسون احمقـه. من اسکلم. 33:24.834 --> 33:27.962 ‫من باید کاری که فکر می‌کردم درسته ‫رو انجام می‌دادم. 33:28.087 --> 33:30.965 ‫دلیل همه واسه انجام کارهاشون همینه. 33:33.593 --> 33:37.263 ‫جراحی خوب پیش رفت. ‫حدود ۳۰ سانتی‌متر رودۀ مُرده خارج کردن. 33:37.388 --> 33:39.682 ‫دارن بهش دستبند می‌زنن ‫و می‌برنش اتاق ریکاوری. 33:39.807 --> 33:41.100 ‫برام سؤاله. 33:43.519 --> 33:46.689 ‫موندم کلرنس چرا اون زندانی دوم رو کشت؟ 33:48.608 --> 33:51.486 ‫باشه، تسلیمم. ‫معلوم هست داری چی میگی؟ 33:51.611 --> 33:53.279 ‫ما آدم‌ها هر کاری انجام می‌دیم 33:54.238 --> 33:57.533 ‫عاملش انگیزه‌ست. ‫چرا نامزدش رو کشته؟ 33:57.658 --> 34:00.495 ‫- چون طرف روانیـه! ‫- دفاعیۀ خودش هم همین بوده؟ 34:00.620 --> 34:02.580 ‫دختره بی‌وفایی کرده. 34:03.623 --> 34:06.793 ‫حسادت. ‫این باعث می‌شه بره زندان. 34:07.794 --> 34:10.963 ‫جایی که زندانیِ شماره ۱ رو می‌کُشه. ‫برای چی؟ 34:11.089 --> 34:12.965 ‫طرف مقابل اول بهش حمله‌ور شده. 34:13.716 --> 34:14.717 ‫انتقام. 34:14.842 --> 34:17.762 ‫- بعد از اون کی رو کشته؟ ‫- زندان‌بان. 34:18.388 --> 34:20.848 ‫که یه پرونده پر از شکایتِ آزار و اذیت ‫علیه‌ش وجود داشته. 34:20.973 --> 34:23.393 ‫احتمالاً چند ماهی داشته ‫کلرنس رو آزار می‌داده. 34:23.518 --> 34:25.686 ‫کلرنس داره آدم‌های خبیث ‫رو از صحنۀ روزگار پاک می‌کنه. 34:25.812 --> 34:27.772 ‫اسم این رو می‌ذاریم «مجازات». 34:29.399 --> 34:31.859 ‫بعد زندانی دوم رو می‌کشه. 34:32.860 --> 34:34.612 ‫کسی دلیلش رو می‌دونه؟ 34:35.363 --> 34:36.364 ‫ 34:36.948 --> 34:38.533 ‫اون تو پیداش نمی‌کنی. 34:43.996 --> 34:46.541 ‫حالا الان یهویی باید واسه کارم ‫دلیل داشته باشم؟ 34:46.666 --> 34:49.836 ‫یه ناهنجاری‌ـه. ‫دکترها عاشق ناهنجاری‌ان. 34:50.795 --> 34:54.841 ‫نقطۀ سیاه روی ایکس‌ری، ‫نقطۀ سفید روی ام‌آرآی. 34:54.966 --> 34:56.759 ‫کُشتن اون دومین زندانی 34:56.884 --> 35:01.055 ‫معادل جنایت‌کاریِ ‫خون داخل ادراره. جور در نمیاد. 35:01.806 --> 35:04.892 ‫این چیزا واسه من جالبه. 35:05.351 --> 35:07.270 ‫بهم بگو چرا اون‌کارو کردی. 35:11.691 --> 35:14.819 ‫بقیۀ قربانی‌هات رو که ‫عملاً داشتی پزشون رو می‌دادی. 35:15.820 --> 35:18.156 ‫فرقِ این یکی چیه؟ 35:22.493 --> 35:24.787 ‫تو سالن اصلی که بودم ‫اون اتفاق افتاد. 35:27.790 --> 35:30.168 ‫رفته بودم کتابخونه، ‫داشتم مطالعه می‌کردم. 35:32.795 --> 35:37.383 ‫بعد یهو بد استرس گرفتم. ‫یه یارویی زل زده بود بهم. 35:37.508 --> 35:41.178 ‫قشنگ حس می‌کردم که داره با چشماش ‫یه سوراخ پشت گردنم می‌کاره. 35:41.846 --> 35:43.681 ‫دیوونه شدم. 35:45.725 --> 35:48.019 ‫داشتم شُرشُر عرق می‌ریختم. 35:49.145 --> 35:53.316 ‫صدای تپش قلبم رو به‌وضوح می‌شنیدم. 35:56.152 --> 35:58.446 ‫یهو روی طرف رد دادم. 36:04.368 --> 36:06.537 ‫خب، تشخیص افتراقی ‫برای رد دادن چیه؟ 36:06.662 --> 36:09.707 ‫- فراوانیِ تستوسترون، استروئید. ‫- آدرنالین؟ 36:09.832 --> 36:12.668 ‫- کلرنس رو برای جراحی حاضر کنید. ‫- برای کلاس هم توضیح میدی؟ 36:12.793 --> 36:17.256 ‫ای بابا، باید «براتون هجی‌اش کنم»؟ ‫فئوکروموسیتوما. ‫[لقمه رو آماده بذارم دهن‌تون] 36:17.381 --> 36:19.175 ‫اصلاً فکر نکنم هجی‌شـو بلد باشم. 36:19.300 --> 36:20.801 ‫ولی خودت گفتی دیگه، آدرنالین. 36:20.927 --> 36:23.512 ‫فئوکروموسیتوما روی غدد آدرنال قرار می‌گیره، 36:23.638 --> 36:25.890 ‫و به‌طور تصادفی آدرنالین زیادی ‫ترشح می‌کنه. خودشه. 36:26.015 --> 36:29.644 ‫همه‌چیزو توضیح میده، تاکی‌کاردی، ‫اِدِم ریه و انقباض عروقی که 36:29.769 --> 36:30.811 ‫باعث نکروزِ روده شد. 36:30.936 --> 36:33.689 ‫حتی اینم معلوم می‌کنه که چطوری ‫قدرتِ اینو داشت که دستۀ تخت‌شـو بکَنه. 36:33.814 --> 36:36.859 ‫- ولی فئو خیلی نادره. ‫- من عاشق بیماری‌های نادرم. 36:37.151 --> 36:39.862 ‫یه ام‌آرآی ترتیب بدین. ‫کمرون کجاست؟ 36:41.030 --> 36:42.823 ‫نه که خودم نمی‌دونم. 36:48.496 --> 36:50.915 ‫دکتر کمرون، ‫می‌تونم یه درخواست مشاوره داشته باشم؟ 36:51.040 --> 36:53.834 ‫ریاست بخش انکولوژی ‫یه چیز خوب و بدی که داره 36:53.959 --> 36:56.587 ‫اینه که من در جریانِ ‫نتیجۀ تمام تست‌های بیوپسی قرار می‌گیرم. 36:56.712 --> 36:57.922 ‫آره می‌دونم. 36:59.507 --> 37:01.550 ‫- بیماریش لاعلاجـه. ‫- بله. 37:02.802 --> 37:05.179 ‫پس الان رفته بودی ‫داشتی بهش خبر می‌دادی؟ 37:05.304 --> 37:08.933 ‫خب، راستش هنوز به اونجاش ‫نرسیده بودم، ولی داشتم... 37:09.058 --> 37:11.394 ‫چی‌کار می‌کردی؟ ‫داری باهاش رفیق میشی؟ 37:13.479 --> 37:14.689 ‫سیندی از شوهرش جدا شده. 37:14.814 --> 37:17.692 ‫نه بچه‌ای داره، نه خواهر برادری، ‫پدر و مادرش هم فوت کردن... 37:17.817 --> 37:21.112 ‫وظیفۀ تو نیست که دوستِ این زن باشی! ‫فهمیدی؟ 37:21.237 --> 37:23.030 ‫و ارزششـو هم نداره. 37:23.823 --> 37:27.576 ‫اون چند روز آخر عمرش حالش بهتر می‌شه، ‫و تو شاید تا چند سال اون آدم قبلی نشی. 37:27.701 --> 37:31.205 ‫- به‌نظرت ارزشش رو نداره؟ ‫- مطمئنم که نداره. 37:33.666 --> 37:35.251 ‫شوهرم... 37:40.297 --> 37:44.760 ‫دقیقاً بعد از اینکه تشخیص دادن ‫سرطان مغز لاعلاج داره باهاش آشنا شدم. 37:44.885 --> 37:49.807 ‫اگه باهاش ازدواج نمی‌کردم... ‫اون تنها بود. 37:51.142 --> 37:55.396 ‫وقتی یه آدم خوب می‌میره، ‫باید یه تأثیری روی دنیا بذاره. 37:56.188 --> 37:58.149 ‫یه نفر باید تحت تأثیر قرار بگیره. 37:58.774 --> 38:00.776 ‫یکی باید ناراحت بشه. 38:05.739 --> 38:07.158 ‫فئو چی چی؟ 38:08.159 --> 38:09.952 ‫والا منم یادم رفته. 38:10.077 --> 38:14.165 ‫فقط یه معادل باکلاسـه برای ‫«تومورِ کوچک غدد آدرنال». 38:14.999 --> 38:17.168 ‫آره، الان حتماً متوجه شدی. 38:18.586 --> 38:21.714 ‫همین رو بدونی کافیه که ‫اگه حدس من درست باشه، می‌تونیم درمانش کنیم. 38:21.839 --> 38:24.049 ‫فقط اول باید پیداش کنیم. 38:24.175 --> 38:26.010 ‫باید ام‌آرآی بگیریم. 38:26.135 --> 38:28.220 ‫برای بیشتر آدما اصلاً درد نداره. 38:28.345 --> 38:30.014 ‫ولی برای من این‌طوری نیست؟ 38:30.139 --> 38:33.100 ‫حدس می‌زنم این تتوها رو تو زندان زدی. 38:33.767 --> 38:36.979 ‫معمولاً جوهرِ تتوهای زندان ‫حاوی فلزهای سنگینـه. 38:37.104 --> 38:38.939 ‫دستگاه ام‌آرآی هم عملاً ‫یه آهن‌ربای خیلی بزرگه 38:39.064 --> 38:42.151 ‫که اون جوهرهای فلزی رو ‫از تو پوستت می‌کشه بیرون. 39:06.425 --> 39:08.385 ‫انقدر وول نخور. 39:08.510 --> 39:10.679 ‫مجبورمون نکن این پروسه رو تکرار کنیم. 39:12.890 --> 39:14.141 ‫لوسِ نُنُر. 39:14.892 --> 39:16.894 ‫هنوزم چیزی معلوم نیست. 39:19.146 --> 39:20.648 ‫خاموشش کنید! 39:21.440 --> 39:23.067 ‫سوژۀ مورد نظر پیدا شد. 39:24.151 --> 39:25.903 ‫پیداش کردیم کلرنس. 39:26.028 --> 39:27.446 ‫خاموشش کن! 39:27.571 --> 39:29.365 ‫این دستگاه آشغالی رو خاموش کنین! 39:29.490 --> 39:32.493 ‫هر وقت خودتون هم دیدینش ‫خارجش کنید. 39:33.118 --> 39:34.578 ‫تو روحش. 39:43.379 --> 39:46.507 ‫مثل این‌که فئو رو با موفقیت در آوردن. 39:47.925 --> 39:49.301 ‫خب، حالا چی می‌شه؟ 39:50.177 --> 39:52.262 ‫کلرنس برمی‌گرده تو نوبت اعدام. 39:52.388 --> 39:54.181 ‫به همین راحتی؟ 39:54.306 --> 39:55.766 ‫درمان شد دیگه. 39:57.101 --> 39:59.269 ‫اون تومور باعثِ ‫ترشح تصادفی آدرنالین شده، 39:59.520 --> 40:04.316 ‫که مشخصاً منجر شده حملاتی بهش دست بده ‫که از اول باعث قاتل‌شدنش شده. 40:04.650 --> 40:06.110 ‫ای وای، راست میگی! 40:06.235 --> 40:08.862 ‫پس بیا زنگ بزنیم به جراح‌هاش، ‫باید تومورشـو نجات بدیم. 40:08.987 --> 40:10.114 ‫و بفرستیمش شهادت بده. 40:10.155 --> 40:13.033 ‫ما می‌تونیم تو جلسۀ فرجام‌خواهیش ‫شهادت بدیم. 40:13.158 --> 40:17.579 ‫تو هم این بو رو حس می‌کنی؟ ‫فکر کنم بوی گندِ دورویی میاد. 40:17.705 --> 40:20.582 ‫تو حتی حاضر نبودی این احتمال رو ‫در نظر بگیری که تربیت اجتماعی کلرنس 40:20.708 --> 40:24.044 ‫تو شخصیت امروزش تأثیر داشته، ‫ولی حالا می‌خوای بدو بدو بری شهادت بدی 40:24.169 --> 40:25.754 ‫و همه‌چیزو بندازی ‫گردنِ یه تومور کوچولو. 40:25.879 --> 40:28.507 ‫تربیت آدم‌ها با وضعیت بیولوژیکی‌شون ‫خیلی فرق داره. 40:28.632 --> 40:29.967 ‫آره. 40:30.092 --> 40:32.636 ‫چون تو فقط به یکی‌شون غلبه کردی. 40:33.846 --> 40:37.015 ‫خب، پس بیا یه فرصت دیگه ‫به کلرنس بدیم. 40:37.141 --> 40:40.436 ‫که احتمالاً تمام اون مبتلایان فئو ِ دیگه رو ‫خیلی ناراحت می‌کنه 40:40.561 --> 40:42.396 ‫که تونستن خشم‌شون رو کنترل کنن 40:42.521 --> 40:46.275 ‫و وکیل و رانندۀ مسابقاتی ‫و حتی دکتر بشن. 40:46.400 --> 40:50.946 ‫در آوردن اون تومور ‫ترشح تصادفیِ آدرنالین رو متوقف می‌کنه. 40:51.071 --> 40:53.323 ‫ولی اون رو مُبرا نمی‌کنه. 40:53.574 --> 40:55.742 ‫یعنی تو می‌خوای که اون اعدام بشه؟ 40:56.910 --> 40:59.037 ‫من همچین حرفی نزدم. 40:59.955 --> 41:01.373 ‫نظری داری؟ 41:02.332 --> 41:04.376 ‫همه یه نظری دارن. 41:09.756 --> 41:14.803 ‫من... فکر کنم می‌خوام ‫تو دادگاه کلرنس شهادت بدم. 41:15.804 --> 41:18.182 ‫تو همون کاری رو بکن ‫که فکر می‌کنی درسته. 41:20.017 --> 41:21.185 ‫تو اوقات فراغت خودت. 41:36.783 --> 41:39.495 ‫ولی فقط یه سرفۀ ساده‌ست. 42:24.081 --> 42:26.583 ‫مرحله‌ی اول: انکار ‫مرحله‌ی دوم: خشم ‫مرحله‌ی سوم: چانه‌زنی ‫مرحله‌ی چهارم: افسردگی ‫مرحله‌ی پنجم: پذیرش 42:44.267 --> 42:45.686 ‫[مرحله‌ی پنجم: پذیرش] 42:45.978 --> 42:50.983 دانلود رایگان فیلم و سریال Film2Movie.Asia @myfilm2moviez