WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:00.166 --> 00:02.502 ‫- آنچه گذشت... ‫- برگشتی. 00:02.585 --> 00:04.838 ‫یه داستان دیوونه‌وار دیگه‌ست... ‫چطور می‌تونستم نیام؟ 00:04.838 --> 00:07.382 ‫این قراره خیلی طول بکشه؟ ‫چون کار داریم. 00:07.716 --> 00:08.758 ‫شنیدم از نتیجه‌ی... 00:08.758 --> 00:10.468 ‫- مستند قبلی راضی بودی. ‫- اوه، خدای من. 00:10.468 --> 00:12.512 ‫خیلی خوب بود، و... و... 00:12.637 --> 00:15.098 ‫و خیلی‌ها ازم تعریف کردن. 00:15.098 --> 00:17.434 ‫اوه، عالیه. تو چطور؟ 00:18.101 --> 00:20.020 ‫ندیدمش. 00:20.687 --> 00:23.606 ‫ما ۴ کیلو مواد توش پیدا کردیم. 00:23.690 --> 00:27.318 ‫چی؟ هی، خیلی عجیبه. 00:27.986 --> 00:29.863 ‫این آشفته کننده‌ست. 00:29.946 --> 00:34.951 دانلود رایگان فیلم و سریال Film2Movie.Asia @myfilm2moviez 00:35.201 --> 00:37.871 ‫اوه، چرا اینقدر لفتش میده؟ 00:39.289 --> 00:41.124 ‫- ظاهرم رو به راهه؟ ‫- خیلی جذاب شدی. 00:41.166 --> 00:42.167 ‫والا! 00:42.167 --> 00:44.044 ‫خدایا، یعنی میگم، این کرم لب. 00:44.419 --> 00:46.921 ‫- معرکه‌ست. ‫- خب، اینجا چیکار می‌کنیم؟ 00:46.963 --> 00:48.298 ‫دختر، می‌دونی که اینجا چیکار می‌کنیم. 00:48.339 --> 00:51.426 ‫نه. واسه آیندان می‌پرسم. 00:51.468 --> 00:53.762 ‫به نظرم درستش "آیندگان" باشه. 00:53.803 --> 00:55.889 ‫نوچ. اون به نظر درست نمیاد، دختر. 00:56.014 --> 00:57.348 ‫خیلی خب. خب... 00:58.975 --> 01:01.186 ‫- منتظرم جیک از زندان آزاد بشه. ‫- اوهوم. 01:01.227 --> 01:02.937 ‫اون ۶ ماه حبس به خاطر مواد کشید، 01:02.937 --> 01:04.898 ‫و متوجه شدم امروز ‫قراره زودتر از موعد آزاد بشه. 01:04.898 --> 01:06.149 ‫اووه. به خاطر رفتار خوب؟ 01:06.191 --> 01:07.734 ‫دختر. به خاطر اینکه زندان جا نداره. 01:07.734 --> 01:09.944 ‫عزیزم! 01:10.153 --> 01:10.820 ‫آماده‌ای؟ 01:10.904 --> 01:12.906 ‫- هی، هی، هی! ‫- تفنگ رو بنداز! 01:15.575 --> 01:17.869 ‫ولم کنین! ولم کنین! 01:17.911 --> 01:19.662 ‫این ترور بود. 01:19.746 --> 01:21.539 ‫عزیزم؟ عزیزم، مراقب باش! 01:21.539 --> 01:23.083 ‫مراقب باش! مراقب باش! 01:23.333 --> 01:25.460 ‫[دردسر دوبل] 01:36.012 --> 01:37.388 ‫گروهبان. 01:37.472 --> 01:38.640 ‫سلام. صبح به خیر. 01:38.640 --> 01:40.600 ‫صبح به خیر. چطوری؟ 01:40.934 --> 01:42.477 ‫خوبم. سرم شلوغه. 01:42.519 --> 01:43.645 ‫آره؟ 01:43.686 --> 01:46.272 ‫آره. متاسفم. 01:46.439 --> 01:49.526 ‫هنوز یه خرده برام جا نیفتاده ‫که این دفعه مستندت در مورد چیه. 01:49.776 --> 01:52.362 ‫یعنی میگم، احتمالش چقدره ‫که دو تا پلیس، دو تا خلافکاری رو... 01:52.362 --> 01:54.155 ‫دستگیر کنن که شبیه خودشون هستن؟ 01:54.239 --> 01:56.199 ‫- کمه. ‫- بی‌نهایت کمه. 01:56.241 --> 01:58.618 ‫- و این قراره یه فیلم کامل بشه؟ ‫- امیدوارم. 01:58.660 --> 02:01.454 ‫فقط می‌تونم شروع به فیلمبرداری کنم ‫و ببینم به کجا می‌رسم. 02:01.621 --> 02:03.832 ‫- اینم از ایشون. ‫- سلام. 02:06.209 --> 02:07.961 ‫یه خرده مضطربم. 02:08.044 --> 02:09.712 ‫چرا؟ تا الان دیگه باید حرفه‌ای شده باشی. 02:09.838 --> 02:12.757 ‫می‌دونم، ولی، می‌دونی، اون مستندهای دیگه، 02:12.799 --> 02:15.635 ‫اونا در مورد من نبودن. 02:15.677 --> 02:17.762 ‫این دفعه کنار تیم باهام مصاحبه نمی‌کنی؟ 02:17.804 --> 02:19.514 ‫نه، فکر کردم ارزشمنده... 02:19.514 --> 02:21.766 ‫- که جداگانه صحبت‌هاتون رو بشنویم. ‫- خیلی خب. 02:21.808 --> 02:24.144 ‫خب، اولین بار چطور با جیک باتلر آشنا شدی؟ 02:24.519 --> 02:26.813 ‫یه پرونده. هم‌‌خونه‌ایم، تامارا، 02:26.855 --> 02:28.731 ‫توی مزایده‌ی پلیس یه ماشین خرید، 02:28.731 --> 02:30.567 ‫و بعد دیدیم توش مواد جاساز شده. 02:30.692 --> 02:33.528 ‫پس ردش رو تا جیک زدیم و دستگیرش کردیم. 02:33.695 --> 02:35.780 ‫که می‌رسیم به قضیه‌ی اصلی. 02:37.198 --> 02:39.534 ‫صحیح. آره. قضیه‌ی شباهت‌ها. 02:41.536 --> 02:43.163 ‫اون خیلی شبیه من نبود. 02:44.622 --> 02:46.791 ‫چطور می‌تونی این حرف رو بزنی؟ ‫تقریبا انگار همسان هستین. 02:48.293 --> 02:51.629 ‫- تو میگی. ‫- من میگم. می‌تونستن دوقلو باشن. 02:51.713 --> 02:53.423 ‫فکر کردی چرا بهش می‌گفتن دیم؟ 02:53.548 --> 02:55.758 ‫صبر کن. چی؟ 02:56.050 --> 02:57.844 ‫اوه، آره. 02:57.844 --> 03:00.305 ‫ما اسم همزاد تیم رو دیم گذاشتیم. 03:00.346 --> 03:02.557 ‫خنده‌داره، ولی همچنین یه خرده تعصبیه، 03:02.557 --> 03:03.766 ‫اینطور فکر نمی‌کنی؟ 03:03.892 --> 03:05.226 ‫از چه لحاظ؟ 03:05.435 --> 03:07.770 ‫یعنی میگم، اینکه هوشش رو... 03:07.854 --> 03:09.063 ‫به مسخره گرفتین. 03:09.189 --> 03:10.857 ‫یعنی میگم، حقیقت تلخه. 03:10.899 --> 03:13.651 ‫ببین، اگه به اندازه‌ی من توی این کار بودی، 03:13.693 --> 03:16.863 ‫برات خیلی واضح می‌شد که خلافکارهای زیادی... 03:17.197 --> 03:18.531 ‫خب، کودن هستن. 03:18.656 --> 03:19.991 ‫نظری ندارم. 03:20.575 --> 03:21.868 ‫خب، چون تو خیلی مهربونی. 03:21.910 --> 03:26.497 ‫به نظر من ۷۰ درصد کسایی که دستگیر می‌کنیم... 03:26.581 --> 03:30.001 ‫بلد نیستن نحوه‌ی کار در گردان رو توضیح بدن. 03:30.877 --> 03:32.212 ‫خیلی خب. ۳۰ درصد. 03:32.212 --> 03:35.006 ‫آره‌. بگذریم، این کار خیلی پر استرسه، 03:35.048 --> 03:36.925 ‫و پلیس‌ها حس شوخ طبعی تلخی دارن. 03:36.925 --> 03:39.344 ‫- پس لقبی متولد شد. ‫- صبر کن. 03:39.385 --> 03:42.680 ‫اگه اسم جیک رو دیم گذاشتین، ‫واسه ساوا چه اسمی گذاشتین؟ 03:42.764 --> 03:44.140 ‫آهای؟! 03:44.182 --> 03:45.600 ‫- جوسی. ‫- جوسی. 03:45.600 --> 03:46.893 ‫جوسی. 03:48.686 --> 03:49.854 ‫جوسی. 03:49.896 --> 03:52.982 ‫اونا اسمش رو جوسی گذاشتن. 03:53.024 --> 03:54.442 ‫"اونا"؟ 03:54.609 --> 03:57.111 ‫ما. ما... ببین، من... 03:57.153 --> 04:00.281 ‫من واقعا سعی کردم اسم براش نذاریم، ‫ولی زور الکی می‌زدم. 04:00.365 --> 04:02.116 ‫و بعد تو و گروهبان بردفورد... 04:02.158 --> 04:03.993 ‫به عنوان همزادهاتون، دیم و جوسی، 04:04.035 --> 04:05.495 ‫- عملیات مخفی انجام دادین. ‫- درسته. 04:05.536 --> 04:08.039 ‫خب، اول تیم رفت، و بعد من... 04:08.039 --> 04:09.707 ‫توی یه عملیات مخفی در لاس وگاس بهش ملحق شدم، 04:09.749 --> 04:12.377 ‫جایی که چند تا آدم خیلی بد رو راهی زندان کردیم. 04:12.418 --> 04:13.461 ‫و همین موقع‌ها بود... 04:13.461 --> 04:15.713 ‫که تو و تیم با هم صمیمی شدین؟ 04:16.422 --> 04:18.424 ‫نه. 04:19.342 --> 04:21.678 ‫وقتی مامور مخفی بودیم... 04:21.719 --> 04:23.179 ‫باید تظاهر به صمیمیت می‌کردیم. 04:23.221 --> 04:25.598 ‫ولی اون زمان من و تیم ‫هر دو توی رابطه بودیم. 04:25.807 --> 04:29.352 ‫بعدا با همدیگه وارد رابطه شدیم، می‌دونی، 04:29.394 --> 04:30.979 ‫وقتی جفت‌مون دوباره مجرد شدیم. 04:31.020 --> 04:32.146 ‫می‌خوام‌ در این مورد صحبت کنیم. 04:32.146 --> 04:33.564 ‫مجبوریم؟ من... 04:33.856 --> 04:35.984 ‫احتمال اینکه تو و تیم... 04:35.984 --> 04:38.987 ‫با دیم و جوسی روبه‌رو بشین ‫همینجوریش هم خیلی کمه، 04:38.987 --> 04:40.863 ‫ولی اینکه هر دو زوج با هم وارد رابطه بشن... 04:40.989 --> 04:42.991 ‫- مصاحبه تمومه. با چن کار دارم. ‫- سلام. 04:43.032 --> 04:44.409 ‫- سلام. ‫- اوه. چی شده؟ 04:44.450 --> 04:45.493 ‫اینجا نه. 04:45.868 --> 04:48.705 ‫- ببخشید. ‫- خواهش می‌کنم. 04:56.254 --> 04:58.339 ‫نولان و سلینا رفتن ‫به تماسی در رابطه با یه شخص گمشده پاسخ دادن. 04:58.381 --> 05:00.425 ‫ساوا بود. جیک گم شده. 05:00.466 --> 05:01.718 ‫چی؟ 05:05.763 --> 05:07.015 ‫اوه. 05:07.056 --> 05:09.309 ‫نامزدم، جیک گم شده. 05:09.350 --> 05:11.227 ‫نمی‌تونم پیداش کنم. 05:11.477 --> 05:13.313 ‫- آهای؟ آهای؟ ‫- آره. نه. خیلی خب. باشه. 05:13.354 --> 05:15.189 ‫فقط آروم باش. 05:15.273 --> 05:16.482 ‫از اول شروع کن. 05:16.524 --> 05:17.567 ‫- بگو چه اتفاقی افتاد. ‫- خیلی خب. 05:17.608 --> 05:19.319 ‫ما توی اتاق مطالعه بودیم. 05:19.360 --> 05:21.571 ‫اون رفت یه نوشیدنی برداره، ‫و سالاد خرچنگ منو برام بیاره، 05:21.612 --> 05:23.406 ‫و یهو غیبش زد. 05:23.448 --> 05:25.408 ‫- نمی‌دونم کجا رفت. ‫- برگردین عقب. 05:25.450 --> 05:27.910 ‫دیم و جوسی توی عمارتی ‫در بورلی هیلز چیکار می‌کردن؟ 05:28.411 --> 05:30.246 ‫فیلم انگل رو دیدی؟ 05:30.371 --> 05:32.415 ‫آره، بعد اینکه دیم از زندان آزاد شد، 05:32.457 --> 05:35.084 ‫اون و جوسی شروع کردن ‫پولدارها و سلبریتی‌ها رو هدف قرار دادن، 05:35.084 --> 05:37.420 ‫استخدام می‌شدن که توی خونه‌هاشون کار کنن. 05:37.462 --> 05:40.131 ‫کارگر همه فن حریف، سرآشپز، پرستار بچه. 05:40.256 --> 05:41.716 ‫وقتی میگین سلبریتی... 05:41.841 --> 05:43.301 ‫- لنس بس. ‫- لنس بس. 05:43.343 --> 05:45.178 ‫اون دو تا رو استخدام کردم ‫که به خونه‌ام رسیدگی کنن. 05:45.178 --> 05:47.263 ‫- اون لنس بسه؟ ‫- خب، اول جیک. 05:47.388 --> 05:48.681 ‫سلام، بچه‌ها! 05:48.890 --> 05:51.142 ‫ولی بعد سنشوالیستم استعفا داد، 05:51.225 --> 05:53.102 ‫و جیک، ساوا رو پیشنهاد داد. 05:53.227 --> 05:55.271 ‫ببخشید. سنشوالیست چیه دیگه؟ 05:55.438 --> 05:57.815 ‫اونا کاری می‌کنن از محیط دور و برت ‫به نحو احسنت لذت ببری. 05:57.940 --> 06:00.943 ‫هر عنصری، از چیزهای لمس کردنی ‫تا چیزهای بو کردنی. 06:00.985 --> 06:03.279 ‫من شغل به غایت پر استرسی دارم، 06:03.321 --> 06:06.991 ‫پس می‌خوام توی خونه‌ام از هر چیزی... 06:07.075 --> 06:08.451 ‫لذت ببرم. 06:09.410 --> 06:11.454 ‫اوه. 06:11.704 --> 06:13.081 ‫رنگی‌تر. 06:13.289 --> 06:15.375 ‫یه آدم فضایی هرگز اینجوری نمیچرخه 06:15.792 --> 06:17.543 ‫هممم... 06:18.169 --> 06:19.587 ‫ماکارونی و پنیر. 06:19.879 --> 06:21.798 ‫- شرمنده. ‫- مشکلی نیست. 06:21.881 --> 06:23.591 ‫خب بعد اینکه استخدام‌شون کردی چی شد؟ 06:23.674 --> 06:25.343 ‫- اخراج‌شون کردم. ‫- چرا؟ 06:25.426 --> 06:27.178 ‫اون ۳ روزی که برام کار کردن، 06:27.220 --> 06:29.806 ‫همه جای خونه‌ام یه دست گلی به آب دادن. 06:29.889 --> 06:31.307 ‫منظورت از همه جا... 06:31.307 --> 06:34.310 ‫هر جایی که فکرش رو بکنی... 06:34.352 --> 06:39.273 ‫اتاق، هال، پذیرایی، آشپزخونه، استخر. 06:39.273 --> 06:41.150 ‫حتی آغل سگم رو هم خراب کردن. 06:41.234 --> 06:43.569 ‫بعد از رفتن دیم و جوسی... 06:43.569 --> 06:45.113 ‫اون متوجه شد که اونا همچنین... 06:45.196 --> 06:48.574 ‫چندین ساعت گرون قیمت ‫و مقداری جواهرات دزدیدن. 06:48.741 --> 06:50.410 ‫- دستگیر شدن؟ ‫- نه. 06:50.493 --> 06:52.578 ‫وقتی پلیس ازشون بازجویی کرد، 06:52.620 --> 06:54.455 ‫اموال سرقتی دیگه نبودن. 06:54.580 --> 06:55.957 ‫به احتمال زیاد فروخته بودن، پس... 06:55.998 --> 06:58.292 ‫مدرک کافی واسه اتهام زدن وجود نداشت. 06:58.334 --> 07:00.795 ‫اون زمان چیزی که نمی‌دونستیم... 07:00.837 --> 07:03.798 ‫این بود که دیم و جوسی مشخصا... 07:03.798 --> 07:06.300 ‫- داشتن واسه هدف بعدی‌شون نقشه می‌کشیدن. ‫- خانواده‌ی بودلیر. 07:06.342 --> 07:09.595 ‫- اوه، عزیزم، اینجا معرکه‌ست. ‫- اوه. نه. دوربین روی خودمونه. 07:09.679 --> 07:11.931 ‫اووه. اونجا رو. اینجوری می‌تونیم وارد بشیم. 07:12.140 --> 07:13.599 ‫گوش کن. 07:13.641 --> 07:16.018 ‫اگه دوباره به اون خونه برگردی، ‫یه گلوله توی صورتت خالی می‌کنم! 07:16.060 --> 07:17.353 ‫متوجه شدی؟ 07:21.649 --> 07:23.526 ‫طرف رو راهی کرد رفت. ‫خودش جایگزینش شد. 07:23.734 --> 07:26.863 ‫خب، وقتی جیک روز اول رفت سر کار ‫یه خوش شانسی آوردن... 07:26.904 --> 07:28.573 ‫و متوجه شدن خانواده‌ی بودلیر... 07:28.614 --> 07:29.991 ‫اخیرا پرستار بچه‌شون رو از دست دادن. 07:30.032 --> 07:32.243 ‫و جوسی وارد عمل شد. 07:35.413 --> 07:38.666 ‫- چیه؟ ‫- خیلی با آب و تاب توضیح دادی. 07:39.083 --> 07:41.169 ‫چه مدت اونجا کار می‌کردن... 07:41.210 --> 07:43.379 ‫- قبل اینکه دیم گم بشه؟ ‫- سه هفته. 07:43.421 --> 07:46.048 ‫و در مورد خانواده‌ی بودلیر چی می‌تونین بهم بگین؟ 07:46.424 --> 07:47.884 ‫پول‌شون از پارو بالا می‌رفت. 07:47.884 --> 07:49.385 ‫و بعد یهو غیب شد. 07:49.427 --> 07:51.345 ‫نمی‌دونم چه اتفاقی براش افتاده. 07:51.387 --> 07:53.598 ‫کارن، ماشین پلیس بیرون چیکار می‌کنه؟ 07:53.723 --> 07:54.724 ‫کارن؟ 07:54.724 --> 07:57.059 ‫ببخشید، آقای بودلیر، ولی... 07:57.101 --> 07:58.644 ‫اسکیپ گم شده. 07:58.978 --> 08:01.731 ‫ببخشید. و منظورت از اسکیپ همون جیکه؟ 08:03.316 --> 08:05.151 ‫آره. آره. 08:05.193 --> 08:07.195 ‫من و اسکیپ، می‌دونی، ‫ما واسه هم اسم مستعار گذاشتیم. 08:07.236 --> 08:09.197 ‫اون به من میگه ساوا. ‫من بهش میگم جیک. این... 08:09.197 --> 08:10.990 ‫این اصلا... خیلی خب. 08:10.990 --> 08:12.783 ‫خب یه لحظه صبر کن. من فقط... 08:13.242 --> 08:14.702 ‫اولا اسم شما چیه؟ 08:14.744 --> 08:15.912 ‫چارلز بودلیر. 08:15.953 --> 08:17.622 ‫- این خونه‌ی شماست؟ ‫- آره. 08:18.331 --> 08:19.832 ‫آره والا! 08:19.874 --> 08:21.751 ‫اوه، مریدیث، باید این روش رو امتحان کنی. 08:21.792 --> 08:23.461 ‫من یه سایز کوچیکتر شدم. 08:23.503 --> 08:25.463 ‫آره، و حالا باید تمام لباس‌هام رو ‫بدم خیاط کوچیک کنه، ولی... 08:25.463 --> 08:26.881 ‫اوه، خدای من. پلیس اومده. 08:26.964 --> 08:28.174 ‫اینو ببین. 08:28.382 --> 08:30.676 ‫و این زنم، کامیله. 08:30.801 --> 08:32.470 ‫کارن میگه اسکیپ گم شده. 08:32.512 --> 08:34.138 ‫چه بد. 08:34.180 --> 08:35.723 ‫اوه، خدا. شنیدی؟ 08:35.723 --> 08:37.642 ‫ظاهرا کارگرمون گم شده. 08:38.100 --> 08:41.395 ‫خیلی خب. باید ماجرا کامل شفاف سازی بشه. 08:41.437 --> 08:43.898 ‫به نظرم سریع‌ترین راه واسه این کار... 08:43.898 --> 08:46.108 ‫اینه که اول اظهارات تو رو بشنویم. 08:46.192 --> 08:47.527 ‫سرکار خوارز، میشه لطفا... 08:47.568 --> 08:48.986 ‫خانواده‌ی بودلیر رو به اتاق نشیمن ببری؟ 08:49.028 --> 08:50.905 ‫حتما. آقا، خانم، تشریف میارین؟ 08:51.030 --> 08:52.823 ‫من خیلی گیج شدم، ولی باشه. 08:52.865 --> 08:54.033 ‫هی، مریدیث، باید برم. 08:54.033 --> 08:56.369 ‫ولی دختر، باید این روش رو امتحان کنی. جدی میگم. 08:56.410 --> 08:58.704 ‫واسه همین اینقدر طول کشید ‫که بهتون زنگ بزنم. 08:58.704 --> 09:00.289 ‫چون دارین کاری غیر قانونی می‌کنین. 09:00.289 --> 09:01.791 ‫نه. نه. 09:02.333 --> 09:03.960 ‫من و جیک سر به راه شدیم. 09:03.960 --> 09:06.254 ‫من به عنوان پرستار بچه اینجا کار می‌کنم. 09:06.712 --> 09:08.256 ‫و اون کارگره. 09:08.422 --> 09:10.800 ‫همونطور که گفتم خیلی چیزها باید شفاف سازی بشه. ‫بیا از بحث اصلی خارج نشیم. 09:10.841 --> 09:13.344 ‫- گفتی جیک غیبش زد؟ ‫- اوهوم. 09:13.386 --> 09:15.846 ‫- عزیزم. ‫- هی! 09:16.055 --> 09:18.558 ‫هی، اونا ساعت چند برمی‌گردن؟ 09:18.641 --> 09:20.142 ‫حدود ۳. 09:20.226 --> 09:22.645 ‫ساعت ۳. خیلی خب. یادم بنداز ‫فیلم اون دوربین مداربسته رو پاک کنم، خب؟ 09:22.687 --> 09:25.690 ‫نمی‌خوایم مثل هالووین قبلی ‫از اون اتفاقات ناگوار بیفته. 09:25.731 --> 09:26.607 ‫آره. درسته. 09:26.774 --> 09:29.235 ‫خیلی خب، خب دیم ساعت ۲:۰۳ ‫وارد راهرو میشه. 09:29.360 --> 09:31.612 ‫ولی توی اون راهرو دوربینی نیست. 09:31.654 --> 09:33.698 ‫خیلی خب. پس ساعت ۲:۰۳ ‫از تصویر این دوربین خارج شده. 09:33.781 --> 09:37.034 ‫و بعد از راهرو دیگه پیداش نشده. 09:37.285 --> 09:39.287 ‫ما ساعت‌ها فیلم از اون دو اتاق داریم... 09:39.328 --> 09:41.038 ‫ولی دیم هرگز پیداش نمیشه. 09:41.080 --> 09:42.999 ‫در کمترین حالت میشه گفت غیر عادیه. 09:43.124 --> 09:44.709 ‫فرضیه‌ای دارین که چه اتفاقی ممکنه افتاده باشه؟ 09:44.792 --> 09:46.544 ‫نه، ولی جوسی یه فرضیه داشت. 09:46.669 --> 09:48.004 ‫خیلی خب. 09:48.296 --> 09:50.214 ‫آدم‌ فضایی‌ها اونو دزدیدن. 09:50.590 --> 09:52.508 ‫اوه، آره. بعدا به فرضیه‌اش... 09:52.550 --> 09:54.260 ‫"دروازه‌ای به بعدی دیگه" رو هم اضافه کرد. 09:54.302 --> 09:56.929 ‫ولی از نظر تو خوشش نیومد. 09:57.388 --> 09:58.723 ‫سوختن و خاکستر شدن یهویی. 09:58.848 --> 10:01.100 ‫اوه. مثل اون طبل‌زن‌ها توی اسپاینال تپ. 10:01.225 --> 10:02.810 ‫ممنون که فهمیدی به چی اشاره داشتم. 10:03.019 --> 10:04.854 ‫پس ما پرونده‌ای براش درست کردیم. 10:05.021 --> 10:07.023 ‫به احتمال زیاد توضیحی که براش وجود داره... 10:07.064 --> 10:08.899 ‫اینه که سیستم امنیتی دچار نقصی شده. 10:08.983 --> 10:11.444 ‫صحیح. ولی چرا به جوسی نگفته کجا میره؟ 10:11.902 --> 10:13.654 ‫روابط پیچیده هستن. 10:13.779 --> 10:16.532 ‫هر زوجی رازهای خودشون رو دارن، می‌دونی؟ 10:16.616 --> 10:19.201 ‫سوای اینکه قوه‌ی تشخیص ‫خوب و بدشون چقدر قوی باشه. 10:19.368 --> 10:20.536 ‫هممم. 10:20.745 --> 10:23.748 ‫البته چیزیه که جیک و ساوا مشخصا نداشتن. 10:23.789 --> 10:25.875 ‫من و تیم از هم مخفی‌کاری می‌کنیم؟ 10:26.250 --> 10:28.586 ‫یعنی میگم... چیزهای مهم رو نه. 10:28.878 --> 10:32.089 ‫من حس می‌کنم توی رابطه ‫صداقت مهم‌ترین چیزه. 10:32.632 --> 10:34.759 ‫من عملا به خاطر چیزی که... 10:34.800 --> 10:36.344 ‫اون ازم مخفی کرد توی این دفتر نشستم. 10:36.427 --> 10:38.721 ‫سوای همه چی، واقعا به نظر میومد... 10:38.763 --> 10:40.806 ‫دیم و جوسی همدیگه رو دوست دارن. 10:40.973 --> 10:43.351 ‫واسه همین باعث شد ‫اتفاقی که بعدا افتاد خیلی غم‌انگیز باشه. 10:43.517 --> 10:45.144 ‫واحد ۷-لینکلن-۷ هستم. 10:45.186 --> 10:47.605 ‫موقعیت کد ۶ در محل ماموریت. 10:47.730 --> 10:49.690 ‫در مورد بویی که گزارش شده ‫توضیحاتی داده نشده؟ 10:50.441 --> 10:52.860 ‫منفیه، واحد ۷-لینکلن-۷. 10:54.945 --> 10:58.282 ‫یعنی میگم، کوچه‌ای در لس آنجلسه. ‫تمام کوچه‌ها بو میدن. 10:58.407 --> 11:00.034 ‫اگه بو نمی‌داد معجزه بود. 11:23.099 --> 11:24.433 ‫واحد ۷-لینکلن-۷ هستم. 11:24.558 --> 11:26.018 ‫یه آمبولانس به موقعیت من بفرستین، 11:26.060 --> 11:27.353 ‫و به گروهبان گری اطلاع بدین. 11:27.395 --> 11:30.022 ‫من الان یه جنازه پیدا کردم، ‫و جنازه‌ی گروهبان تیم بردفورده. 11:31.357 --> 11:33.150 ‫چی؟ اونو بده من. 11:33.275 --> 11:35.444 ‫نه، نیست. من توی پاسگاهم. 11:36.445 --> 11:38.364 ‫مشخصا دیم بود. 11:38.406 --> 11:40.741 ‫ولی می‌دونی، اون لحظه فکر کردم تیمه. 11:40.866 --> 11:42.034 ‫و... 11:42.952 --> 11:44.412 ‫می‌دونی، هر کسی ممکن بود این اشتباه رو بکنه. 11:44.453 --> 11:47.164 ‫پر بیراه نمیگه. اونا خیلی شبیه هم بودن. 11:47.164 --> 11:50.334 ‫وقتی جنازه‌ی دیم رو دیدم ‫یه خرده به هم ریختم. 11:50.376 --> 11:51.502 ‫واسه چی رفته بودی اونجا؟ 11:51.544 --> 11:53.879 ‫آرون آمبولانس خواسته بود و ما رفتیم، 11:53.921 --> 11:55.464 ‫ولی کاری ازمون ساخته نبود. 11:55.589 --> 11:57.633 ‫- دیم خیلی وقت بود که مُرده بود. ‫- آره. 11:57.633 --> 12:00.594 ‫حالت جمود نعشی اتفاق افتاده بود و گذشته بود، ‫مگس‌های گوشت تخم‌گذاری کرده بودن، 12:00.594 --> 12:02.012 ‫ولی ریزش مو شروع نشده بود، 12:02.012 --> 12:03.681 ‫که می‌شد گفت زمان مرگ... 12:03.723 --> 12:06.726 ‫حدودا ۳۰ ساعت قبل از ‫موقعی بود که آرون جنازه رو پیدا کرد. 12:06.726 --> 12:09.937 ‫پس حدود ۶ بعد از ظهر ‫روزی که جیک غیبش زد. 12:10.187 --> 12:12.148 ‫دیدن جنازه‌اش اذیتت نکرد؟ 12:12.481 --> 12:13.733 ‫منظورت چیه؟ 12:13.733 --> 12:15.776 ‫اینکه جنازه‌ی نسخه‌ای ‫از خودت رو توی باکس آشغال دیدی، 12:15.818 --> 12:17.361 ‫سوای اینکه چقدر مخالفی... 12:17.403 --> 12:18.654 ‫که شباهتی بین‌تون نیست، 12:18.696 --> 12:20.614 ‫یعنی میگم، حتما یه خرده آشفته کننده بوده. 12:21.907 --> 12:23.701 ‫آره، گمونم یه خرده. 12:24.201 --> 12:25.703 ‫من کابوس می‌بینم. 12:26.078 --> 12:27.538 ‫تیم هم کابوس می‌بینه؟ 12:27.997 --> 12:29.373 ‫نه. 12:29.498 --> 12:32.126 ‫می‌دونی، اون خیلی بیشتر از من توی این شغل بوده، 12:32.209 --> 12:34.503 ‫پس دیوارهای احساساتش خیلی بلندن. 12:34.545 --> 12:36.172 ‫ولی می‌دونی، باید باشن. 12:36.380 --> 12:38.966 ‫وگرنه خشونت دائمی داغونت می‌کنه. 12:39.008 --> 12:40.551 ‫به نظر بخشی از تو حسودیش میشه... 12:40.593 --> 12:43.888 ‫که اون می‌تونه خیلی راحت‌تر ‫خودش رو از احساسات جدا کنه. 12:44.513 --> 12:46.640 ‫نه، من... گوش کن. 12:46.932 --> 12:49.643 ‫احساس همدردی می‌تونه دردناک باشه، 12:50.019 --> 12:54.106 ‫ولی حداقل گزینه‌ی جایگزینش واسه من غیر قابل تصوره. 12:54.398 --> 12:55.941 ‫من کارم اینه چون می‌خوام به مردم کمک کنم. 12:55.983 --> 12:57.318 ‫می‌دونی، باید باهاشون همدردی کنم. 12:57.401 --> 12:59.987 ‫اون دیوارها باعث میشه ‫رابطه داشتن با تیم سخت‌ بشه؟ 13:00.279 --> 13:01.405 ‫نه. 13:01.614 --> 13:05.367 ‫ولی به خاطر اینه که می‌دونم پشت اون دیوارها... 13:05.409 --> 13:07.912 ‫اون یه دلرحم بزرگه. 13:08.037 --> 13:09.955 ‫من شبیه یه دلرحم بزرگ به نظر میام؟ 13:10.915 --> 13:13.751 ‫- نه، قربان. ‫- خب، سرکار تورسن جنازه رو پیدا کرد. 13:14.126 --> 13:16.670 ‫دیم ساعت ۲:۰۳ از عمارت غیبش زد... 13:16.670 --> 13:18.047 ‫و ۴ ساعت بعد کشته شد. 13:18.130 --> 13:20.132 ‫پس رازهای جدیدی واسه حل کردن داشتیم. 13:20.216 --> 13:22.092 ‫دیم چطور از خونه خارج شد؟ 13:22.301 --> 13:24.720 ‫اون ۴ ساعت کجا بود؟ 13:24.845 --> 13:27.389 ‫و چه جوری جنازه‌اش سر از باکس آشغال درآورد؟ 13:27.431 --> 13:30.935 ‫متاسفانه دور و بر اون کوچه ‫دوربین مداربسته‌ای نبود، 13:30.976 --> 13:33.395 ‫پس نمی‌دونستن کی جنازه رو اونجا انداخته. 13:33.437 --> 13:35.856 ‫اینجا بود که این پرونده... 13:35.898 --> 13:37.608 ‫به من و کارآگاه لوپز سپرده شد. 13:37.775 --> 13:39.985 ‫خانم وو، ممنون که تشریف آوردی. 13:40.069 --> 13:41.403 ‫بله. خواهش می‌کنم. 13:41.612 --> 13:42.988 ‫قضیه دوربین‌ها چیه؟ 13:42.988 --> 13:44.323 ‫اونا دارن یه مستند می‌سازن. 13:44.406 --> 13:46.742 ‫دوست دارم فرصت شد ‫یه مصاحبه‌ای باهات بکنم. 13:46.784 --> 13:48.577 ‫نگران اونا نباش. بریم صحبت کنیم. 13:49.036 --> 13:51.872 ‫آبی، قهوه‌ای، چیزی نمی‌خوای؟ 13:51.914 --> 13:53.457 ‫نه، ممنون. 13:54.041 --> 13:56.210 ‫- خیلی خب، از این طرف. ‫- برو. برو. برو جلوشون. 14:02.091 --> 14:04.009 ‫شماها چیزی پیدا کردین؟ 14:04.134 --> 14:06.762 ‫داریم یکی دو تا سرنخ رو دنبال می‌کنیم، 14:06.804 --> 14:09.807 ‫ولی واسه اینکه یه سری چیزها ‫برامون شفاف بشه کمکت رو لازم داریم. 14:10.766 --> 14:12.309 ‫عیبی نداره این گفتگو رو ضبط کنیم؟ 14:12.393 --> 14:14.228 ‫نه. هر کار لازمه بکنین. 14:16.105 --> 14:17.314 ‫در چه حالی؟ 14:20.150 --> 14:21.986 ‫یعنی میگم، نمی‌خوام دروغ بگم. 14:22.111 --> 14:24.029 ‫می‌دونی، دارم با خودم کلنجار میرم. 14:24.363 --> 14:25.990 ‫هنوز باور نمی‌کنم اون مُرده. 14:26.574 --> 14:28.367 ‫ببین، می‌دونیم شما و آقای باتلر... 14:28.409 --> 14:31.036 ‫مشغول کلی فعالیت‌های غیرقانونی بودین، 14:31.287 --> 14:33.163 ‫ولی فعلا تمرکزمون روی اون نیست. 14:33.205 --> 14:35.833 ‫آره. تنها دغدغه‌مون گرفتن قاتل اونه. 14:35.875 --> 14:38.419 ‫پس اگه به این خاطر مخفی‌کاری می‌کنی... 14:38.460 --> 14:40.754 ‫چون می‌ترسی توی دردسر بیفتی، تمومش کن. 14:41.130 --> 14:42.631 ‫باید همه چی رو بگی. 14:44.383 --> 14:46.302 ‫هی. شرمنده مزاحم شدم. 14:46.302 --> 14:49.221 ‫- یه لحظه وقت دارین؟ ‫- آره. ببخشید. 14:55.144 --> 14:57.438 ‫- چی شده؟ ‫- یه جنازه‌ی دیگه پیدا کردن. 15:01.483 --> 15:03.777 ‫چند روز بعد از گم شدن دیم، 15:03.819 --> 15:06.030 ‫ماموران داشتن ملک رو می‌گشتن، ‫دنبال اون بودن. 15:06.155 --> 15:08.616 ‫بعد از پیدا کردن جنازه‌ی دیم ‫اونقدر همه گیج بودن... 15:08.866 --> 15:11.619 ‫که دستور توقف جستجو داده نشد. 15:11.744 --> 15:13.579 ‫جنازه‌ی کی رو پیدا کردن؟ 15:18.751 --> 15:20.294 ‫خدای من. 15:21.545 --> 15:23.797 ‫پرستار بچه‌ی خانواده‌ی بودلیر، هالند پو. 15:23.881 --> 15:26.175 ‫چی؟ فکر می‌کردم قبل از اومدن جیک و ساوا... 15:26.216 --> 15:28.385 ‫اون از داستان خارج شده بود. 15:28.802 --> 15:32.139 ‫شاید قبل اینکه دیم ‫کارگر خونه رو کتک بزنه، اونو کشتن. 15:32.181 --> 15:34.600 ‫خب، اون پرستار بیشتر از یک ماهه که مُرده. 15:34.642 --> 15:36.477 ‫کارگر خونه ۳ هفته پیش کتک خورد. 15:36.644 --> 15:38.979 ‫چرا اونو بکشن و بعد صبر کنن ‫که کارگر رو به زور فراری بدن؟ 15:39.063 --> 15:40.481 ‫بریم ازش بپرسیم. 15:47.279 --> 15:48.822 ‫در مورد هالند پو بهم بگو. 15:49.323 --> 15:52.493 ‫- کی هست؟ ‫- پرستار بچه‌ی خانواده‌ی بودلیر قبل از تو. 15:52.785 --> 15:55.245 ‫اوه. یعنی میگم، هرگز اونو ندیدم. 15:55.371 --> 15:58.040 ‫اصلا قبل اینکه ما چیزی از خانواده‌ی بودلیر بدونیم ‫اون رفته بود. 15:58.165 --> 15:59.541 ‫می‌تونی اینو اثبات کنی؟ 16:00.125 --> 16:01.794 ‫معلوم شد می‌تونه. آره‌. 16:01.794 --> 16:04.213 ‫دیم و جوسی زمان قتل اون پرستار... 16:04.254 --> 16:05.381 ‫رفته بودن سفر به دریای کارائیب. 16:05.381 --> 16:07.007 ‫پولش رو با فروش اقلامی که... 16:07.007 --> 16:08.384 ‫از لنس بس دزدیدن دادن. 16:08.467 --> 16:12.596 ‫که باعث شدن توجه‌مون ‫به مشخص‌ترین مظنونین جلب بشه... 16:12.680 --> 16:14.431 ‫- خانواده‌ی بودلیر. خانواده‌ی... ‫- خانواده‌ی بودلیر‌. 16:14.807 --> 16:16.892 ‫- شرمنده. نه، تو... تو بگو. ‫- نه. 16:16.934 --> 16:18.227 ‫- حس کردم لحظه‌ی خاصی دارم. ‫- اونا منو حذف می‌کنن. 16:18.227 --> 16:19.478 ‫خودم پایه‌ریزیش کردم. ‫تو یهو پریدی وسط. 16:19.520 --> 16:20.813 ‫- عیبی نداره. ‫- شرمنده. 16:24.984 --> 16:26.151 ‫غیر عادیه. 16:26.443 --> 16:28.320 ‫عجیب غریبه. 16:28.612 --> 16:30.030 ‫شما انگار دوقلو هستین. 16:30.114 --> 16:32.116 ‫خیلی خب، بیاین از بحث اصلی فاصله نگیریم. 16:32.116 --> 16:34.994 ‫گفتین اون سه‌شنبه هالند نیومد سر کار. 16:34.994 --> 16:36.328 ‫و دیگه ازش خبری نشد؟ 16:36.370 --> 16:40.624 ‫درسته. نه تماسی، نه پیامی، نه ایمیلی، نه اسنپ‌چتی، 16:40.666 --> 16:42.251 ‫- نه کلیپ‌تاکی، نه... ‫- متوجه شدیم. 16:42.292 --> 16:44.503 ‫و نمی‌دونستین که اون گم شده؟ 16:44.545 --> 16:46.380 ‫نه. استخدام رسمی‌مون نبود، 16:46.422 --> 16:47.923 ‫پس گمونم کسی نمی‌دونست که بهمون خبر بده. 16:47.965 --> 16:50.342 ‫- لازمه بگیم وکیل‌مون بیاد؟ ‫- تصمیم با خودتونه. 16:50.342 --> 16:51.552 ‫ولی اون وقت قضیه خیلی جدی میشه. 16:51.593 --> 16:53.637 ‫آره. در حال حاضر ما فقط سعی داریم ‫یه سری مسائل شفاف سازی بشه. 16:53.679 --> 16:55.055 ‫نمی‌تونه اتفاقی باشه... 16:55.097 --> 16:57.766 ‫که دو نفر که براتون کار می‌کردن ‫به قتل رسیده باشن. 16:57.933 --> 16:59.476 ‫ما اونی که دنبالش هستین نیستیم. 16:59.518 --> 17:02.354 ‫یعنی میگم، کارن و اسکیپ سر ما کلاه گذاشتن... 17:02.396 --> 17:04.273 ‫جیک و ساوا. یا هر اسمی که دارن. 17:04.314 --> 17:05.691 ‫ما اینجا قربانی هستیم. 17:05.733 --> 17:07.901 ‫البته. ولی چون مظنون دیگه‌ای در کار نیست، 17:07.943 --> 17:10.362 ‫متوجه میشین که چرا داریم با شما حرف می‌زنیم. 17:10.529 --> 17:11.905 ‫جسی. 17:12.197 --> 17:13.365 ‫جسی کیه؟ 17:13.449 --> 17:14.992 ‫خب، آقای لانگ، 17:15.242 --> 17:18.787 ‫شما ۳ سال به عنوان پیمانکار ‫واسه خانواده‌ی بودلیر کار کردی. 17:19.038 --> 17:20.205 ‫درسته. 17:20.497 --> 17:22.458 ‫دقیقا واسه‌شون چیکار می‌کردی؟ 17:22.875 --> 17:24.376 ‫متاسفم. نمی‌تونم بگم. 17:25.127 --> 17:28.088 ‫قرارداد عدم افشا امضا کردم. ‫نمی‌خوام ازم شکایت بشه. 17:28.130 --> 17:31.633 ‫در حال حاضر شکایت کمترین مشکلته. 17:31.800 --> 17:34.094 ‫بذار فقط بگیم از تعمیرات... 17:34.136 --> 17:36.430 ‫تا ساخت و ساز جدید همه چی با من بود. 17:36.472 --> 17:38.432 ‫در مورد هالند پو چی می‌تونی بهم بگی؟ 17:39.767 --> 17:41.018 ‫چی می‌خوای بدونی؟ 17:42.603 --> 17:43.729 ‫یعنی میگم... 17:44.188 --> 17:46.732 ‫وقتی من توی خونه مشغول یه سری تعمیرات بودم ‫اون به عنوان پرستار بچه اونجا کار می‌کرد. 17:46.940 --> 17:48.192 ‫دختر گلی بود. 17:48.358 --> 17:50.319 ‫شما دو تا با هم میونه‌ی خوبی داشتین؟ 17:50.819 --> 17:53.197 ‫آره. یعنی میگم، من اونو خیلی نمی‌دیدم. 17:53.238 --> 17:55.282 ‫می‌دونی، کمتر از یه هفته بعد از اینکه اون غیبش زد، 17:55.324 --> 17:58.202 ‫تو دیگه واسه خانواده‌ی بودلیر کار نکردی‌. 17:58.368 --> 17:59.453 ‫یه کار بهتر گیر آوردم. 17:59.787 --> 18:03.332 ‫ما دیروز جنازه‌ی هالند رو ‫توی گلخونه پیدا کردیم که مخفی شده بود. 18:03.332 --> 18:05.667 ‫وحشتناکه. 18:05.751 --> 18:08.796 ‫قبل از اون، جنازه‌ی کارگر خونه رو پیدا کردیم. 18:09.004 --> 18:12.257 ‫- لیو؟ ‫- نه. جیک. 18:12.424 --> 18:13.634 ‫اسکیپ. 18:14.009 --> 18:15.594 ‫اونو نمی‌شناسم. 18:16.261 --> 18:18.889 ‫ببین، می‌خوام همه چی رو شفاف بهت بگم. 18:19.223 --> 18:21.975 ‫ما واسه بررسی سوابق تماس هالند حکم گرفتیم. 18:22.226 --> 18:24.228 ‫کلی پیام از طرف تو هست، 18:24.228 --> 18:26.939 ‫اونو اذیت کردی، تهدیدش کردی. 18:27.106 --> 18:31.860 ‫و کارشناس پزشکی قانونی ‫دی‌ان‌اِی تو رو زیر ناخن‌هاش پیدا کرده. 18:32.027 --> 18:34.947 ‫ما تو رو به خاطر قتل بازداشت می‌کنیم. 18:41.161 --> 18:42.663 ‫خیلی متاسفم. 18:48.877 --> 18:50.671 ‫نمی... نمی... 18:50.838 --> 18:53.048 ‫نمی‌خواستم اونو بکشم. فقط... 18:53.257 --> 18:55.801 ‫- فقط اوضاع از کنترل خارج شد. ‫- درک می‌کنم. 18:57.845 --> 19:00.889 ‫ولی بهترین راه واسه اینکه ‫به یاد و خاطرش احترام بذاری اینه که همه چی رو بگی. 19:01.098 --> 19:02.933 ‫بگو چه اتفاقی افتاد. 19:04.101 --> 19:05.602 ‫خیلی خب. 19:05.644 --> 19:07.312 ‫من جمله بلایی که سر جیک آوردی. 19:07.354 --> 19:10.274 ‫گفتم که، من اونو نمی‌شناسم. 19:10.399 --> 19:11.984 ‫قسم می‌خورم. 19:12.484 --> 19:14.194 ‫گفتین به قتل رسیده؟ 19:14.278 --> 19:18.157 ‫آره. بعد اینکه توی عمارت بودلیر ‫یهو آب شد رفت توی زمین. 19:18.365 --> 19:20.284 ‫چک کردین که... 19:20.409 --> 19:21.743 ‫چی رو چک کردیم؟ 19:26.540 --> 19:28.584 ‫هی، بچه‌ها. وایستین. صبر کنین. 19:36.383 --> 19:38.051 ‫چی پیدا کردی؟ 19:44.016 --> 19:46.643 ‫- بریم چکش کنیم. ‫- مراقب باشین. 19:51.106 --> 19:52.691 ‫هی. همینجا بمونین. 20:00.490 --> 20:02.242 ‫چه تونل عجیبی. 20:05.871 --> 20:08.540 ‫- وای. ‫- اینجا دیگه کجاست؟ 20:10.292 --> 20:11.960 ‫چه گرد و خاکی. 20:15.047 --> 20:18.091 ‫اووف. 20:18.550 --> 20:20.260 ‫- چیه؟ ‫- امکان نداره. 20:20.344 --> 20:22.930 ‫- گری. ‫- اوه! 20:24.348 --> 20:25.807 ‫چیه؟ 20:30.145 --> 20:31.688 ‫حتما شوخیت گرفته. 20:33.815 --> 20:36.818 ‫اوه، خدای من. دقیقا شبیه‌اته. 20:39.071 --> 20:41.323 ‫بهش میگن "امپراتور گمشده." 20:41.823 --> 20:44.368 ‫مدتی دست فردیناند بود، 20:44.493 --> 20:46.995 ‫ولی بعد از جنگ جهانی دوم گم شد. 20:47.371 --> 20:50.916 ‫میگن مدت کوتاهی دست هیتلر بوده، 20:51.041 --> 20:53.377 ‫ولی از پناهگاه پیشوا غارت شده. 20:53.710 --> 20:58.507 ‫ما معتقدیم تصویری از نبرد ورتیه در انقلاب هاییتیه، 20:58.590 --> 21:02.594 ‫وقتی شورشیان هاییتی ‫در نوامبر ۱۸۰۳ فرانسوی‌ها رو شکست دادن. 21:02.928 --> 21:06.014 ‫این نقاشی از یکی از ژنرال‌هاست... 21:06.139 --> 21:08.183 ‫گابار، کاپوآ، 21:08.350 --> 21:13.021 ‫شاید حتی آزادی‌‌ بخش بزرگ، ژان‌ ژاک دسالین. 21:13.522 --> 21:15.315 ‫یه چیزی تو مایه‌های جورج واشینگتن. 21:15.399 --> 21:19.236 ‫میگن یه سری خصوصیات به خصوص ژنتیکی هستن... 21:19.528 --> 21:23.991 ‫رهبری، قدرت، توانایی الهام بخشی. 21:24.449 --> 21:27.494 ‫من نمی‌دونم بین دسالین ‫و خانواده‌ام ارتباطی هست یا نه، 21:27.494 --> 21:29.204 ‫ولی خب... 21:29.538 --> 21:31.123 ‫اگه باشه شگفت‌زده نمیشم. 21:33.292 --> 21:34.626 ‫واسه چی می‌خندی؟ 21:34.793 --> 21:36.378 ‫همینجوری. فقط... 21:36.628 --> 21:39.339 ‫واکنشت به نقاشی خیلی معرکه بوده. 21:44.177 --> 21:45.345 ‫برگردین سر کارتون. 21:58.859 --> 22:01.945 ‫"سر هارلکوئین" اثر پیکاسو. 22:03.780 --> 22:06.616 ‫انجیل استالین. محافظ چارلز منسون. 22:06.658 --> 22:08.327 ‫اینا چیه دیگه؟ 22:08.660 --> 22:11.705 ‫آثار هنری دزدی، عتیقه‌، و... 22:11.830 --> 22:13.665 ‫کنجکاوی نفرین شده. 22:13.749 --> 22:16.710 ‫همگی توی بازار سیاه ‫توسط چارلز و کامیل خریداری شدن. 22:16.877 --> 22:18.545 ‫آره. همگی خیلی قیمتی بودن. 22:18.587 --> 22:20.714 ‫معلوم شد چرا چیزی در مورد ‫خزانه‌ی مخفی بهمون نگفتن. 22:20.922 --> 22:23.633 ‫ولی اون زمان ارزشمندترین چیزی که پیدا کردیم... 22:23.759 --> 22:25.052 ‫یه چیزی پیدا کردم. 22:26.303 --> 22:27.512 ‫...اون دریچه بود. 22:36.313 --> 22:38.190 ‫و دیم اینجوری از خونه خارج شد. 22:38.273 --> 22:41.109 ‫نردبون می‌رفت به یه دریچه‌ی مخفی بین بوته‌ها. 22:41.193 --> 22:43.737 ‫و از اونجا، مسیری امن بدون دوربین... 22:43.779 --> 22:45.030 ‫به خارج از ملک بود. 22:45.155 --> 22:47.115 ‫ولی یه سوال باقی موند... 22:47.240 --> 22:50.118 ‫دیم کجا رفت، و کی اونو کشت؟ 22:50.452 --> 22:52.412 ‫آماده باشین، بچه‌ها. اومد. 22:56.291 --> 22:58.293 ‫- ممنون که قبول کردی باهام ملاقات کنی. ‫- خواهش می‌کنم. 23:01.713 --> 23:03.256 ‫و با دوربین‌ها مشکلی نداری؟ 23:04.299 --> 23:06.718 ‫اوه، خدا. گمونم نه. 23:06.968 --> 23:08.553 ‫یه خرده گیج شدم... 23:08.553 --> 23:11.431 ‫که چرا اومدی پیش من، نه پلیس. 23:11.807 --> 23:13.934 ‫به اونا اعتماد ندارم. 23:14.684 --> 23:15.977 ‫اگه اینو بهشون نشون می‌دادم، 23:16.061 --> 23:18.313 ‫راهی پیدا می‌کردن ‫که ازش علیه من استفاده کنن. 23:18.480 --> 23:21.441 ‫خیلی از این بابت مطمئن نیستم، ‫ولی خوشحال میشم یه نگاه بندازم. 23:21.483 --> 23:23.402 ‫چی رو می‌خوای نشونم بدی؟ 23:24.152 --> 23:25.654 ‫یه فیلمه. 23:26.405 --> 23:28.657 ‫دو روز قبل اینکه جیک گم بشه... 23:29.157 --> 23:30.742 ‫یکی سعی کرد ما رو بکشه. 23:31.743 --> 23:33.203 ‫خیلی خب. 23:33.537 --> 23:34.579 ‫دوستت دارم، جیگر. 23:34.621 --> 23:36.039 ‫دوستت دارم، عزیزم. 23:36.081 --> 23:38.083 ‫نه، عزیزم، باید رو به دوربین بگی. 23:38.125 --> 23:39.709 ‫- خب، دارم رانندگی می‌کنم، عزیزم. ‫- عزیزم. 23:39.709 --> 23:41.294 ‫خیلی خب. متاسفم. متاسفم. 23:41.420 --> 23:42.587 ‫دوستت دارم، عزیزم. 23:44.214 --> 23:45.882 ‫لعنتی! 23:46.007 --> 23:47.592 ‫این دیگه کیه؟ 23:47.717 --> 23:49.219 ‫اوه. عزیزم. عزیزم، مراقب باش. 23:49.261 --> 23:50.303 ‫مراقب باش! 23:50.429 --> 23:51.888 ‫خدا! 23:52.139 --> 23:55.100 ‫اوه! 23:58.812 --> 24:00.355 ‫وای خدا. 24:00.397 --> 24:01.481 ‫عزیزم. آره. 24:01.523 --> 24:02.774 ‫- باید بریم‌. ‫- خیلی خب. 24:02.816 --> 24:04.443 ‫- عزیزم، باید همین الان بریم! ‫- خیلی خب! خیلی خب! خیلی خب! 24:09.573 --> 24:11.241 ‫اونا قضیه رو گزارش نکردن. ‫همینجوری ماشین رو ول کردن. 24:11.366 --> 24:13.535 ‫خب، ما پیگیر ماشین رها شده شدیم، 24:13.535 --> 24:16.663 ‫ولی رنگ‌هایی که از محل برخورد برداشتیم... 24:16.705 --> 24:20.041 ‫نشون دهنده‌ی رایج‌ترین برند رنگ خودرو بود. 24:20.125 --> 24:23.211 ‫یعنی یه راز دیگه به پرونده اضافه شده بود... 24:23.378 --> 24:24.963 ‫راننده کی بود؟ 24:24.963 --> 24:27.007 ‫ولی این سوال از اهمیت افتاد. 24:27.048 --> 24:28.842 ‫اوه، چون اون پیام اومد. 24:29.551 --> 24:31.511 ‫باید اینو به پلیس نشون بدی. 24:42.314 --> 24:44.774 ‫- خدای من. ‫- دنبالش برو. 24:47.486 --> 24:51.406 ‫پیامی از طرف یه شماره‌ی ناشناس ‫برای دیم و جوسی اومد، 24:51.531 --> 24:53.575 ‫و آیتمی که قول داده شده بود رو می‌خواست. 24:53.617 --> 24:55.118 ‫و در ادامه‌ی پیام گفته بود ‫اگه جوسی آیتم رو تحویل نده... 24:55.160 --> 24:56.953 ‫اونو تهدید به خشونت کرده بود. 24:56.995 --> 25:00.582 ‫خیلی محتمل به نظر میومد ‫هر کسی که اون پیام رو فرستاده دیم رو کشته باشه. 25:00.624 --> 25:03.376 ‫پس وقتش بود من مامور مخفی بشم. 25:10.217 --> 25:11.843 ‫نمی‌دونستی داری وارد چه ماجرایی میشی. 25:12.010 --> 25:13.678 ‫کار به عنوان مامور مخفی همینه دیگه. 25:13.762 --> 25:15.555 ‫نترسیدی که تنها رفتی؟ 25:15.555 --> 25:17.974 ‫ولی من تنها نبودم. 25:22.437 --> 25:23.939 ‫مامور مخفی وارد عمل شد. 25:42.958 --> 25:44.751 ‫حواس‌ها جمع. این ممکنه طرف‌مون باشه. 26:14.197 --> 26:15.407 ‫داریش؟ 26:16.741 --> 26:18.076 ‫نوچ. 26:18.827 --> 26:21.121 ‫منظورت چیه نه؟ 26:22.289 --> 26:25.041 ‫نمی‌دونم با جیک چه سَر و سِری داشتی، ‫ولی اون چیزی به من نگفت. 26:25.083 --> 26:28.003 ‫نمی‌دونم تو کی هستی یا چی می‌خوای. 26:28.670 --> 26:31.715 ‫و حالا که جیک مُرده... 26:32.882 --> 26:34.718 ‫این مشکل من نیست. 26:35.343 --> 26:36.886 ‫چیزی که قول داده رو می‌خوام... 26:38.763 --> 26:41.349 ‫وگرنه با مزه‌ی اسید باتری آشنا میشی. 26:42.642 --> 26:45.312 ‫قبل اینکه جیک رو بکشی همین رو بهش گفتی؟ 26:46.438 --> 26:49.608 ‫- کافیه. تو با من میای. ‫- تفنگ. وارد عمل بشین. 26:51.651 --> 26:53.445 ‫- تکون نخور. ‫- دریافت شد! وارد عمل میشیم! 26:53.445 --> 26:54.946 ‫- بخواب روی زمین! ‫- تفنگت رو بنداز! 26:54.946 --> 26:56.323 ‫همین الان بخواب روی زمین! 26:56.531 --> 26:58.533 ‫- پلیس! تکون نخور! ‫- همونجا که هستی بمون! 26:58.700 --> 27:00.827 ‫از این طرف دارمش! 27:01.620 --> 27:03.872 ‫- تکون نخور! ‫- همونجا که هستی بمون! 27:03.872 --> 27:05.915 ‫- هیچ کس از جاش تکون نخوره! سلاح‌ها پایین! ‫- هی، هی، هی! 27:05.957 --> 27:07.250 ‫- اسلحه‌ات رو بنداز! ‫- چندین هدف داریم! 27:07.292 --> 27:08.335 ‫- همونجا! ‫- تفنگت رو بنداز! 27:08.627 --> 27:09.836 ‫هی! پلیس لس آنجلس! 27:09.878 --> 27:12.339 ‫- شما کی هستین؟ ‫- سی‌آی‌اِی. 27:17.260 --> 27:18.803 ‫ممنون که وقت گذاشتین باهام صحبت کنین. 27:19.012 --> 27:20.180 ‫خواهش می‌کنم. 27:20.180 --> 27:23.016 ‫سازمان متعهد به شفاف سازی ‫در هر زمینه‌ایه که امکانش باشه. 27:23.141 --> 27:24.809 ‫عالیه. خب، در مورد امیر صدیق... 27:24.851 --> 27:26.227 ‫- چی می‌تونین بهم بگین؟ ‫- هیچی. 27:27.520 --> 27:30.857 ‫بی‌خیال. همه می‌دونن که آقای صدیق ‫یه شهروند ترکه... 27:30.857 --> 27:32.359 ‫که واسه مایر بالیک کار می‌کنه، 27:32.400 --> 27:33.860 ‫یه دلال سلاح بین‌المللی بدنام. 27:33.902 --> 27:35.570 ‫واسه صحبت در اون مورد آماده نیستم. 27:35.862 --> 27:38.365 ‫خیلی خب. میشه ارتباطش ‫با جیک باتلر رو توضیح بدین؟ 27:38.531 --> 27:40.200 ‫واسه صحبت در اون مورد آماده نیستم. 27:41.534 --> 27:44.245 ‫اون آیتم مرموزی که امیر خیلی مصمم بود... 27:44.245 --> 27:45.622 ‫از آقای باتلر و خانم وو بگیره چی؟ 27:45.622 --> 27:47.374 ‫واسه صحبت در اون مورد آماده نیستم. 27:47.749 --> 27:49.668 ‫پس واسه چی قبول کردین مصاحبه کنیم؟ 27:50.168 --> 27:53.171 ‫سازمان متعهد به شفاف سازی ‫در هر زمینه‌ایه که امکانش باشه. 27:55.965 --> 27:59.386 ‫معلوم شد دیم و اون دلال سلاح... 27:59.427 --> 28:00.595 ‫مایر بالیک؟ 28:00.762 --> 28:02.722 ‫آره. خودشه. 28:02.847 --> 28:05.892 ‫دیم و بالیک فامیل دور بودن. 28:05.934 --> 28:09.521 ‫از طریق یه منبع غیر رسمی توی دادگستری فهمیدم... 28:09.562 --> 28:12.190 ‫که سازمان سی‌آی‌اِی ماه‌ها بود امیر رو... 28:12.190 --> 28:14.859 ‫تحت نظر داشت، ‫در حالی که اون و مایر داشتن... 28:14.859 --> 28:17.737 ‫روی یه معامله‌ی سلاح بزرگ ‫واسه اهالی خاور میانه کار می‌کردن. 28:17.862 --> 28:21.116 ‫ولی حین پروسه‌ی جوش دادن معامله، ‫امیر به باربادوس رفت. 28:21.324 --> 28:23.910 ‫- جایی که دیم رو دید. ‫- ولی جوسی رو نه؟ 28:24.494 --> 28:26.496 ‫این چیزیه که اون میگه. 28:27.122 --> 28:28.248 ‫چطوری؟ 28:30.125 --> 28:31.668 ‫قلبم شکسته. 28:32.377 --> 28:33.878 ‫فکر می‌کردم اونو می‌شناسم. 28:34.462 --> 28:35.964 ‫فکر می‌کردم منو دوست داره. 28:36.548 --> 28:39.008 ‫وقتی فهمیدم اون این زندگی دیگه رو داشته، یعنی میگم... 28:40.510 --> 28:42.220 ‫کل هفته نوشیدنی خوردم و منگ کردم. 28:42.721 --> 28:44.556 ‫پس نمی‌دونستی که خانواده‌ی بودلیر... 28:44.556 --> 28:46.099 ‫یه هدف تصادفی نبودن؟ 28:47.767 --> 28:49.936 ‫جیک فقط گفت اونا خرپولن... 28:49.978 --> 28:52.564 ‫و اینکه می‌تونیم با چیزی که از خونه‌شون می‌چاپیم... 28:52.605 --> 28:54.482 ‫تا یه سال عشق و حال کنیم. 28:54.733 --> 28:56.025 ‫خب، چیزی که الان می‌دونیم... 28:56.067 --> 28:58.695 ‫اینه که امیر، جیک رو سراغ خانواده‌ی بودلیر فرستاد. 28:58.987 --> 29:01.698 ‫ولی ربطی به معامله‌ی سلاحی نداشت... 29:01.698 --> 29:03.408 ‫که سی‌آی‌اِی خیلی تمایل داشت جلوش رو بگیره. 29:03.408 --> 29:05.577 ‫معلوم شد بین اشیاء عتیقه‌ی دزدی... 29:05.618 --> 29:08.204 ‫توی خزانه‌ی خانواده‌ی بودلیر ‫یه تفنگ خیلی خاص بوده. 29:08.538 --> 29:11.082 ‫میکیلت، یکی از اولین... 29:11.082 --> 29:13.877 ‫و خوش ساخت‌ترین تفنگ‌های چخماقی که ساخته شده. 29:13.877 --> 29:17.046 ‫و مشهورترین میکیلت مال سلطان ترک... 29:17.088 --> 29:20.091 ‫عثمان دوم، یا عثمان جوان بوده. 29:20.842 --> 29:23.178 ‫- من اهل مطالعه هستم. ‫- مشخصه. 29:23.178 --> 29:25.513 ‫ولی درس تاریخی رو بذاریم کنار، 29:25.513 --> 29:29.559 ‫به عنوان یه ترک سربلند ‫و طرفدار سلاح حرفه‌ای، 29:29.642 --> 29:33.480 ‫مایر بالیک ده‌ها سال دنبال تفنگ سلطان بود. 29:33.855 --> 29:36.858 ‫و به نحوی متوجه شد که ‫اون دست خانواده‌ی بودلیره. 29:36.983 --> 29:39.527 ‫پس به پسرعمو جیک زنگ زد... 29:39.527 --> 29:42.113 ‫و ترتیب ملاقاتی با امیر در باربادوس رو داد. 29:44.365 --> 29:48.870 ‫احتمالا رفته بودم ماساژ یا ‫داشتم ماسک صورت میذاشتم... 29:48.995 --> 29:50.663 ‫یا ماسک جلبک دریایی. 29:52.332 --> 29:53.958 ‫یا کرم بدن می‌زدم. 29:55.877 --> 29:58.880 ‫بیشتر اون سفر فقط داشتم ‫به خودم می‌رسیدم، می‌دونی؟ 30:00.924 --> 30:02.717 ‫آره، وقتی از وجود تفنگ خبردار شدیم، 30:02.759 --> 30:05.178 ‫به سرعت جعبه‌ای که ‫توش گذاشته شده بود رو پیدا کردیم. 30:16.564 --> 30:19.734 ‫ولی تفنگ توش نبود، ‫که یعنی دیم اونو برداشته بود... 30:19.901 --> 30:22.487 ‫قبل اینکه دزدکی از خونه‌ی بودلیرها خارج بشه. 30:23.321 --> 30:25.532 ‫ولی اونو به امیر تحویل نداده بود. 30:25.698 --> 30:27.575 ‫نه. امیر وقتی که دیم کشته شد... 30:27.575 --> 30:28.868 ‫هنوز اصلا وارد خاک آمریکا نشده بود. 30:28.952 --> 30:31.371 ‫که یعنی دیم اونو برده یه جای دیگه. 30:31.412 --> 30:33.414 ‫آره. سوال این بود... کجا؟ 30:33.581 --> 30:35.083 ‫پیش کی؟ 30:35.124 --> 30:36.334 ‫آره. و چه اتفاقی براش افتاده بود؟ 30:36.417 --> 30:38.211 ‫ولی در شرف فهمیدن تمام ماجرا بودین، نه؟ 30:38.294 --> 30:42.257 ‫آره. به وحشتناک‌ترین شکل ممکن. 30:42.340 --> 30:43.675 ‫تفنگ رو بنداز! 30:45.218 --> 30:46.553 ‫عزیزم؟ عزیزم، مراقب باش! 30:46.594 --> 30:47.470 ‫مراقب باش! 30:48.346 --> 30:49.597 ‫اوه! 30:50.807 --> 30:53.184 ‫وقتی امیر از لیست مظنونین خارج شد، 30:53.226 --> 30:54.727 ‫برگشتیم سراغ تصادف. 30:54.769 --> 30:58.231 ‫دو روز قبل از کشته شدن جیک یه نفر سعی کرد... 30:58.231 --> 31:00.191 ‫جیک و ساوا رو از خیابون خارج کنه. 31:00.567 --> 31:03.027 ‫اگه امیر نبود، پس کی بود؟ 31:03.486 --> 31:06.531 ‫خب، قبلا واسه بررسی ‫سوابق تماس جیک حکم گرفته بودیم، 31:06.573 --> 31:08.241 ‫ولی ساوا بهمون گفت... 31:08.283 --> 31:10.869 ‫جیک همیشه یه گوشی اعتباری همراهش داشته، 31:10.910 --> 31:12.203 ‫و ما شماره‌اش رو نداشتیم. 31:12.245 --> 31:14.539 ‫- تا زمان اون ماجرا با امیر. ‫- دقیقا. 31:14.581 --> 31:17.417 ‫با وجود اینکه سی‌آی‌اِی اجازه نمی‌داد ‫از امیر بازجویی کنیم، 31:17.458 --> 31:19.627 ‫ولی سوابق تماس امیر رو گشتن... 31:19.794 --> 31:21.921 ‫و شماره‌ای ناشناس رو پیدا کردن... 31:21.963 --> 31:24.507 ‫که ما نهایتا فهمیدیم شماره‌ی دیمه. 31:24.966 --> 31:28.428 ‫بذار فقط بگیم کلی پیام... 31:28.428 --> 31:32.557 ‫با اون گوشی رد و بدل شده بود ‫که خیلی چیزها رو فاش کرد. من... 31:32.724 --> 31:36.311 ‫- منظورت چیه؟ ‫- جیک مشخصا داشت به ساوا بی‌وفایی می‌کرد، 31:36.477 --> 31:40.315 ‫و اون سلطان پیام‌های عجیب بود. 31:40.356 --> 31:41.941 ‫این... 31:41.983 --> 31:44.235 ‫میشه برخی از اون پیام‌ها رو برام بخونی؟ 31:49.574 --> 31:52.535 ‫خب. تو... نه، نمی‌تونم. متاسفم. 31:52.577 --> 31:55.038 ‫نمی‌تونم جلوی دوربین هیچ کدوم از اینا رو بخونم. ‫مامان‌بزرگم این مستند رو می‌بینه. 31:55.079 --> 31:57.206 ‫- اوه. ‫- می‌تونی... آره. متاسفم. 31:57.248 --> 31:59.083 ‫میشه چند تا از این پیام‌ها رو برام بخونی؟ 31:59.125 --> 32:00.585 ‫شوخیت گرفته؟ جمعش کن. 32:00.627 --> 32:01.961 ‫نه. نتونستی لوسی رو مجاب کنی ‫که اونا رو بخونه. 32:01.961 --> 32:03.463 ‫چی باعث شده فکر کنی من می‌خونم؟ 32:04.172 --> 32:05.590 ‫- جدی میگم. ‫- خیلی خب‌. 32:05.590 --> 32:07.008 ‫- من اونا رو نمی‌خونم. ‫- خیلی خب. 32:07.050 --> 32:10.803 ‫میشه چند تا از این پیام‌ها رو ‫با صدای بلند بخونی؟ 32:13.348 --> 32:14.766 ‫آم... 32:15.016 --> 32:17.060 ‫اینو نمی‌تونم بگم. 32:17.143 --> 32:18.895 ‫اینم که نمیگم. 32:19.395 --> 32:21.105 ‫اینو که اصلا نمی‌دونم یعنی چی. 32:21.147 --> 32:23.107 ‫بذار یه چیز قابل خوندن پیدا کنم. 32:23.149 --> 32:24.567 ‫اوه. بفرما. 32:24.776 --> 32:27.654 ‫"دیگه زنگ نزن. بهت که گفتم همه چی تمومه." 32:28.196 --> 32:29.697 ‫پیام جدایی. 32:29.781 --> 32:32.825 ‫این مدرک مستدل بود. 32:32.909 --> 32:35.828 ‫پیامی که سرنوشت دیم رو تعیین کرد. 32:36.079 --> 32:39.248 ‫و محض شفاف سازی... ‫دیم این پیام‌ها رو به کی فرستاده؟ 32:39.290 --> 32:41.125 ‫با کی رابطه‌ی مخفیانه داشته؟ 32:41.709 --> 32:44.837 ‫- لیسا... میلر؟ لیسا میلر؟ ‫- لیسا میلر. 32:44.837 --> 32:47.382 ‫- بهترین دوست جوسی. ‫- خب، اینجا چیکار می‌کنیم؟ 32:47.590 --> 32:50.051 ‫- دختر، می‌دونی که اینجا چیکار می‌کنیم. ‫- نه. 32:50.134 --> 32:52.011 ‫نه. واسه آیندان می‌پرسم. 32:52.053 --> 32:54.180 ‫به نظرم درستش "آیندگان" باشه. 32:54.305 --> 32:56.474 ‫نوچ. اون به نظر درست نمیاد، دختر. 32:56.599 --> 32:58.059 ‫خیلی خب. خب... 32:59.477 --> 33:01.688 ‫- منتظرم جیک از زندان آزاد بشه. ‫- اوهوم. 33:01.729 --> 33:03.564 ‫اون ۶ ماه حبس به خاطر مواد کشید، 33:03.606 --> 33:05.441 ‫و متوجه شدم امروز ‫قراره زودتر از موعد آزاد بشه. 33:05.483 --> 33:06.776 ‫اووه. به خاطر رفتار خوب؟ 33:06.818 --> 33:08.444 ‫دختر. به خاطر اینکه زندان جا نداره. 33:10.238 --> 33:13.282 ‫اونجا بود که همه چی جفت و جور شد. 33:13.449 --> 33:16.494 ‫لیسا نمی‌تونست تحمل کنه ‫که جیک داشت ازش جدا می‌شد، 33:16.494 --> 33:18.371 ‫پس سعی کرد بزنه اونا رو از خیابون خارج کنه. 33:18.454 --> 33:20.039 ‫- مراقب باش! ‫- و وقتی این نقشه‌اش شکست خورد، 33:20.039 --> 33:22.458 ‫زنگ زد جیک، ازش معذرت خواهی کرد، 33:22.500 --> 33:24.210 ‫و ازش خواست بره دیدنش. 33:24.293 --> 33:25.586 ‫آره، وقتی جیک رفت، 33:25.628 --> 33:28.339 ‫اون با یه کلت کالیبر ۲۲ بهش شلیک کرد، 33:28.381 --> 33:30.216 ‫و جنازه‌اش رو انداخت توی باکس آشغال. 33:30.341 --> 33:31.884 ‫پس ما رفتیم دستگیرش کنیم. 33:32.677 --> 33:34.095 ‫به نظرم خودشه. 33:52.780 --> 33:54.824 ‫پلیس! دست‌هات رو نشونم بده! 33:55.616 --> 33:57.702 ‫- برین سمتش! برین سمتش! ‫- هی، هی، هی! 33:57.702 --> 33:58.828 ‫- تفنگ رو بنداز! ‫- بخواب روی زمین! 33:58.870 --> 34:00.413 ‫تیراندازی شده! تیراندازی شده! 34:00.413 --> 34:01.706 ‫هی، هی، هی! تفنگ رو بنداز! 34:01.748 --> 34:03.166 ‫- اوه، جان! ‫- برو اونجا. 34:04.542 --> 34:05.626 ‫یه مامور تیر خورده. 34:05.710 --> 34:08.629 ‫یه آمبولانس لازم داریم... تقاطع لوئر و لینکلن. 34:09.005 --> 34:11.132 ‫جان. 34:12.550 --> 34:14.761 ‫- اوه، خدای من. ‫- من فقط... 34:14.844 --> 34:17.138 ‫من... برم گردون. برم گردون. 34:19.640 --> 34:21.350 ‫بذار نفسم بالا بیاد. 34:21.601 --> 34:23.144 ‫خوبم. 34:26.606 --> 34:28.357 ‫نکته‌ی تفنگ‌های قدیمی اینه که... 34:28.399 --> 34:29.984 ‫سلاح‌های اصلا دقیقی نیستن، 34:30.068 --> 34:32.487 ‫و سرعت آغازین گلوله به شدت کمتر از... 34:32.528 --> 34:35.573 ‫حتی مدرن‌ترین و کوچیک‌ترین کلت‌هاست. 34:35.615 --> 34:38.326 ‫ترجمه‌اش میشه اینکه امکان نداشت ‫گلوله‌ی میکیلت بتونه... 34:38.367 --> 34:40.369 ‫جلیقه‌ی ضد گلوله‌ی نولان رو سوراخ کنه. 34:40.536 --> 34:42.789 ‫اون شانس آورد که ‫لیسا توی صورتش شلیک نکرد. 34:42.830 --> 34:45.124 ‫حواست باشه توی صورتت شلیک نشه... ‫هدف روزانه‌مون همینه. 34:45.166 --> 34:47.460 ‫آره، درسته. اولین چیزی که اون یادم داد... 34:47.543 --> 34:49.337 ‫این بود که توی صورتت شلیک نشه. 34:49.378 --> 34:51.339 ‫ولی در مجموع خیلی شانس آوردم. 34:51.380 --> 34:53.800 ‫آره. می‌تونست خیلی بدتر باشه. 34:53.841 --> 34:56.010 ‫آره. مثل اتفاقی که واسه گروهبان گری افتاد. 34:57.136 --> 34:59.722 ‫احتمالا خوشش نمیاد که اینو گفتی... 34:59.847 --> 35:01.974 ‫این تصویر حاوی... 35:02.016 --> 35:06.104 ‫لحظه‌ای در تاریخ جهانه ‫که آزادی به سرکوب پیروز شد، 35:06.395 --> 35:08.397 ‫واسه همین بازیابیش خیلی مهمه. 35:08.648 --> 35:12.777 ‫با افتخار تقدیم می‌کنم، "امپراتور گمشده." 35:18.407 --> 35:19.867 ‫تغییر اقلیم! 35:19.867 --> 35:21.577 ‫- نه! ‫- اوه، خدای من! 35:21.828 --> 35:23.246 ‫نه! 35:23.621 --> 35:25.081 ‫عوضی! 35:25.123 --> 35:26.165 ‫چطور تونستی این کار رو بکنی؟ 35:26.207 --> 35:28.835 ‫بی‌شرف! 35:28.960 --> 35:30.586 ‫خاک بر سرت! 35:31.337 --> 35:32.755 ‫خاک بر سرت! 35:32.839 --> 35:34.173 ‫ولم کنین! 35:35.049 --> 35:36.259 ‫ولم کنین! 35:36.300 --> 35:38.177 ‫خرس‌های قطبی هم آدمن! 35:38.344 --> 35:40.096 ‫این ترور بود. 35:41.055 --> 35:42.431 ‫ببخشید. یه لحظه. 35:42.473 --> 35:43.766 ‫من فقط... 35:47.603 --> 35:49.355 ‫حداقل هنوز اینو دارم. 35:55.236 --> 35:57.405 ‫شرمنده، گروهبان. ‫توی سالن کارتون داریم. 35:59.907 --> 36:01.409 ‫قضیه چیه؟ 36:10.960 --> 36:12.378 ‫اینجا چی داریم؟ 36:12.670 --> 36:14.422 ‫خب، می‌دونیم چقدر اون نقاشی رو دوست داری. 36:14.672 --> 36:17.717 ‫متاسفانه کامل نابود شد. 36:17.884 --> 36:20.136 ‫پس دادیم یه نقاشی دیگه ازت بکشن. 36:26.601 --> 36:28.895 ‫ما اینجوری تو رو می‌بینیم. 36:29.228 --> 36:30.521 ‫با لباس؟ 36:30.605 --> 36:33.566 ‫به عنوان اژدها کش. 36:35.109 --> 36:36.402 ‫آم... 36:38.321 --> 36:40.156 ‫خوشم اومد. خوشم اومد. 36:40.239 --> 36:42.909 ‫هورا! 36:45.077 --> 36:47.788 ‫خب، لیسا قرار بود به خاطر... 36:47.830 --> 36:50.208 ‫قتل جیک و تلاش به قتل نولان بره زندان. 36:50.291 --> 36:51.834 ‫ولی یه سوالی که باقی مونده بود این بود که... 36:51.876 --> 36:53.753 ‫با جوسی چیکار کنیم. 36:54.003 --> 36:56.589 ‫نهایتا منطقی نبود که بهش اتهامی بزنیم. 36:56.839 --> 36:58.507 ‫می‌تونستیم دست داشتن دیم ‫توی ماجرا رو ثابت کنیم، 36:58.549 --> 37:01.010 ‫ولی تنها چیزی که علیه جوسی داشتیم اتهام توطئه بود. 37:01.969 --> 37:03.387 ‫دادستانی مدتی در این مورد مشورت کرد، 37:03.387 --> 37:05.932 ‫ولی نهایتا تصمیم گرفتیم ولش کنیم. 37:06.182 --> 37:07.683 ‫در این باره چه حسی داری؟ 37:08.684 --> 37:10.019 ‫در مجموع... 37:10.269 --> 37:11.646 ‫حس خوبی دارم. 37:12.271 --> 37:14.273 ‫هر تقصیری که داشت، جوسی... 37:15.483 --> 37:19.153 ‫ساوا غم بزرگی رو تجربه کرده بود... 37:19.362 --> 37:21.864 ‫بی‌وفایی، قتل. 37:22.865 --> 37:25.701 ‫امیدوارم که اون از این فرصت استفاده کنه... 37:25.701 --> 37:28.871 ‫تا از این تجربه درس عبرت بگیره، ‫می‌دونی، تا عوض بشه. 37:30.665 --> 37:32.124 ‫معلومه لوسی اینو گفته. 37:32.250 --> 37:33.876 ‫گوش کن. آدم‌ها هرگز عوض نمیشن، خب؟ 37:34.043 --> 37:37.088 ‫ساوا به هر حال سر از زندان درمیاره. 37:44.178 --> 37:46.472 ‫تو درآمدت از تولید مستند خوبه؟ 37:46.597 --> 37:47.974 ‫بدک نیست. 37:48.307 --> 37:50.268 ‫بهتر از بدک نیسته. 37:50.768 --> 37:52.019 ‫من در موردت تحقیق کردم. 37:52.144 --> 37:54.480 ‫اینجا فقط تو نیستی که کنجکاوی. 37:56.232 --> 37:58.276 ‫فیلم‌ساز برنده‌ی جایزه. 37:59.026 --> 38:02.446 ‫خونه‌ی تفریحی در ساحل آمالفی. یعنی میگم... 38:02.905 --> 38:04.365 ‫- کارن! ‫- چی؟ 38:04.407 --> 38:05.908 ‫باید بری. 38:07.243 --> 38:08.619 ‫دوباره زندگی "انگلی" رو شروع کردی؟ 38:08.661 --> 38:10.413 ‫باید یه جوری شکمم رو سیر کنم. 38:10.413 --> 38:12.248 ‫شماره‌ام رو بهش بده. شماره‌ام رو بهش بده. 38:12.248 --> 38:13.374 ‫بهم زنگ بزن، خب؟ 38:13.457 --> 38:15.501 ‫اومدم، خانم هاچکینز! 38:15.668 --> 38:17.128 ‫اصلا آشفته‌تون نمی‌کنه... 38:17.253 --> 38:19.255 ‫اینکه رابطه‌ی همزادهاتون... 38:19.297 --> 38:20.715 ‫اینقدر درب و داغون بود؟ 38:21.132 --> 38:24.010 ‫این توصیفی غیر منصفانه‌ست. 38:24.135 --> 38:25.636 ‫درب و داغون نبود. 38:25.720 --> 38:28.264 ‫یعنی میگم، جیک با بهترین دوست ساوا ‫بهش بی‌وفایی کرد... 38:28.306 --> 38:30.725 ‫بعد اینکه سعی کرد اونو ‫از یه معامله‌ی پرسود خارج کنه. 38:30.850 --> 38:33.519 ‫قبول. ولی این باعث نمیشه سوال تغییر کنه. 38:34.186 --> 38:35.354 ‫چی داری میگی؟ 38:35.479 --> 38:37.690 ‫میگی ممکنه اون بلا سر ما هم بیاد... 38:37.690 --> 38:40.776 ‫به خاطر دو نفری که یه خرده شبیه ما بودن... 38:40.776 --> 38:42.194 ‫و به درد هم نمی‌خوردن؟ 38:42.445 --> 38:44.280 ‫به نظرم سوالی منطقیه. 38:44.780 --> 38:46.407 ‫داری زیاده‌روی می‌کنی. 38:46.699 --> 38:48.200 ‫خیلی خب، من... 38:48.367 --> 38:51.203 ‫درک می‌کنم، خب؟ ‫دلت می‌خواد یه جواب به خصوص بگیری... 38:51.245 --> 38:52.913 ‫چون باعث میشه مستندت بهتر بشه. 38:52.955 --> 38:57.376 ‫ولی ما جیک و ساوا نیستیم، خب؟ 38:57.418 --> 38:58.836 ‫یعنی میگم، اونا مجرمانی هستن... 38:58.878 --> 39:00.963 ‫که زندگی‌شون براساس فریب بود. 39:00.963 --> 39:04.759 ‫معلومه اون فریب‌کاری روی رابطه‌شون تاثیر داشت. ولی... 39:05.384 --> 39:07.928 ‫- ما در جایگاه متفاوتی هستیم. ‫- اوهوم. 39:08.387 --> 39:09.764 ‫و چه جایگاهیه؟ 39:11.640 --> 39:14.393 ‫اگه نمی‌دونی، پس یعنی توجه نمی‌کردی. 39:14.393 --> 39:15.853 ‫یعنی میگم... 39:16.103 --> 39:20.149 ‫خیلی خب. پس جایگاه صداقت، احترام، عشق. 39:20.274 --> 39:22.443 ‫آره. یعنی میگم، اونا کلمات خوبی هستن. 39:22.485 --> 39:24.236 ‫- آره. ‫- ولی این ویژگی‌ها تضمین می‌کنن... 39:24.278 --> 39:26.530 ‫که رابطه‌تون برخلاف اونا موفقیت آمیز میشه؟ 39:26.572 --> 39:27.990 ‫اوه، خب، می... ‫خیلی خب، می‌دونی چیه؟ 39:28.032 --> 39:29.533 ‫معلومه که نه. 39:29.992 --> 39:31.577 ‫ولی در حال حاضر، یعنی میگم، 39:31.619 --> 39:34.121 ‫من و تیم در جایگاه خیلی قشنگی هستیم. 39:35.706 --> 39:36.999 ‫و فقط همین مهمه. 39:37.583 --> 39:38.876 ‫آره. 39:39.251 --> 39:41.712 ‫ببین، توی شغل پلیسی اولین چیزی که یاد می‌گیری... 39:41.754 --> 39:44.548 ‫اینه که آینده‌ات هرگز قطعی نیست. 39:44.673 --> 39:47.885 ‫آره. و هر زمانی هر اتفاقی ممکنه واسه هر کسی بیفته. 39:48.094 --> 39:50.012 ‫به خصوص اگه طرف ‫بیش از کوپنش جایی بمونه. 39:53.307 --> 39:55.142 ‫اوه. اوه، این یعنی... 39:55.184 --> 39:57.311 ‫- آره، مصاحبه... آره، مصاحبه تمومه. شرمنده. ‫- درسته. 40:00.106 --> 40:01.941 ‫خیلی خب. بیاین جمع کنیم بریم. 40:02.483 --> 40:04.235 ‫فکر نمی‌کنی که اون واقعا ‫از دستم عصبانی شده باشه، نه؟ 40:04.985 --> 40:09.990 دانلود رایگان فیلم و سریال Film2Movie.Asia @myfilm2moviez