WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:07.465 --> 00:09.217 ‫اولی، چه اتفاقی برات افتاده؟‬ 00:09.300 --> 00:12.429 ‫وایسا. جلوتر نیا.‬ 00:12.721 --> 00:13.888 ‫داری خونریزی می‌کنی.‬ 00:14.681 --> 00:15.849 ‫من…‬ 00:17.017 --> 00:18.518 ‫خونریزی ندارم.‬ 00:18.518 --> 00:19.561 ‫چه اتفاقی افتاده؟‬ 00:21.479 --> 00:23.273 ‫ما دیگه نمی‌تونیم…‬ 00:23.273 --> 00:24.566 ‫من دیگه نمی‌تونم ببینمت.‬ 00:24.899 --> 00:25.984 ‫چی؟‬ 00:27.736 --> 00:28.862 ‫چرا؟‬ 00:31.573 --> 00:33.616 ‫پیش من دیگه در امان نیستی، برایر.‬ 00:34.367 --> 00:37.495 ‫اولی، من وقتی پیش توام بیشترین احساس امنیت رو دارم.‬ 00:42.042 --> 00:43.585 ‫چه خبر شده؟ بهم بگو.‬ 00:43.668 --> 00:45.211 ‫یادته جیک در موردم بهت چی گفت؟‬ 00:45.879 --> 00:47.088 ‫در مورد آینه‌ی غیب‌نما؟‬ 00:47.172 --> 00:48.423 ‫گفتی هیچ چیزی در موردش نمی‌دونی.‬ 00:48.506 --> 00:49.799 ‫دروغ گفتم.‬ 00:50.842 --> 00:52.052 ‫من واقعاً از یه انسان تغذیه کردم.‬ 00:52.093 --> 00:53.094 ‫انسانی که بهش…‬ 00:54.429 --> 00:55.597 ‫حمله کرده بودم.‬ 00:59.768 --> 01:00.894 ‫من یه خون‌آشامم.‬ 01:02.103 --> 01:03.563 ‫برایر، نمی‌تونم تغییرش بدم.‬ 01:03.938 --> 01:05.065 ‫نمی‌تونم…‬ 01:05.065 --> 01:06.900 ‫اجازه نمیدم بهت صدمه بزنم.‬ 01:07.692 --> 01:08.109 ‫نمی‌زنی.‬ 01:08.151 --> 01:10.278 ‫دعوتم رو پس بگیر، برایر. همین الان.‬ 01:10.361 --> 01:12.072 ‫نه. اولی، هر چی که هست،‬ 01:12.113 --> 01:13.406 ‫می‌تونیم با هم حلش کنیم.‬ 01:13.490 --> 01:16.367 ‫برو، دعوتت رو پس می‌گیرم!‬ 01:26.586 --> 01:27.545 ‫خوبی؟‬ 01:27.545 --> 01:28.713 ‫آره، خوبم.‬ 01:28.797 --> 01:30.215 ‫خوبه. به لطف تو.‬ 01:31.382 --> 01:32.884 ‫آفرین، پسرم.‬ 01:32.884 --> 01:34.219 ‫ببین، سر درنمیارم.‬ 01:35.512 --> 01:36.971 ‫چرا این‌قدر مطمئنن که تو قاتلی؟‬ 01:37.680 --> 01:39.474 ‫هوش و ذکاوت اِما گریوز هم به همینه.‬ 01:41.059 --> 01:42.435 ‫قتل‌ها رو می‌اندازه گردن من،‬ 01:42.519 --> 01:44.145 ‫چون می‌دونه من از جادوی سیاه استفاده می‌کنم.‬ 01:44.229 --> 01:45.772 ‫من هدف بی‌نقصیم.‬ 01:45.772 --> 01:47.023 ‫همه‌ی دوستام باورش کردن.‬ 01:47.107 --> 01:49.818 ‫اِما استاد بازی دادنِ آدم‌هاست.‬ 01:49.901 --> 01:51.319 ‫همیشه همین‌طوری بوده.‬ 01:52.362 --> 01:54.572 ‫برای رسیدن به خواسته‌ش هر حرفی می‌زنه.‬ 01:55.448 --> 01:57.408 ‫هر کی هم سر راهش باشه، نابود می‌کنه.‬ 01:59.994 --> 02:01.454 ‫می‌خوام برگردی مدرسه.‬ 02:01.538 --> 02:02.664 ‫بعد از کاری که الان کردم؟‬ 02:02.747 --> 02:04.040 ‫بهشون بگو دیدی معلمت تو دردسر افتاده،‬ 02:04.124 --> 02:06.209 ‫واسه همین واکنش نشون دادی.‬ 02:06.251 --> 02:07.627 ‫بعدشم اون غیبش زد.‬ 02:08.670 --> 02:10.296 ‫نه. نه، نه. من پیش تو می‌مونم.‬ 02:10.380 --> 02:12.257 ‫من یه آدم تحت تعقیبم، جیک.‬ 02:12.423 --> 02:14.884 ‫یه ارتش میفته دنبالم.‬ 02:14.968 --> 02:17.554 ‫نمی‌ذارم تو‬ ‫درگیر این ماجرا بشی.‬ 02:19.055 --> 02:20.348 ‫ولی من… تازه پیدات کردم.‬ 02:20.473 --> 02:21.724 ‫هی.‬ 02:22.350 --> 02:24.435 ‫منم تازه پسرم رو دوباره پیدا کردم.‬ 02:25.645 --> 02:27.063 ‫من جایی نمیرم.‬ 02:27.981 --> 02:29.899 ‫من واسه‌مون نقشه دارم، جیک.‬ 02:30.400 --> 02:33.736 ‫نقشه‌هایی که به پسرم آینده‌ای رو میده‬ ‫که لیاقتش رو داره.‬ 02:36.114 --> 02:37.240 ‫به نظرت خوبه؟‬ 02:38.324 --> 02:39.367 ‫- آره.‬ ‫- آره؟‬ 02:39.450 --> 02:40.702 ‫- آره.‬ ‫- بیا اینجا.‬ 02:51.045 --> 02:52.881 ‫[جیک، باید صحبت کنیم]‬ 02:52.881 --> 02:54.215 ‫[کاریت ندارن، قول میدم]‬ 02:54.299 --> 02:55.508 ‫[خیلی واجبه]‬ 02:55.550 --> 02:57.552 ‫[زود باش دیگه]‬ 03:05.476 --> 03:06.811 ‫خیلی خب، جریان این وضعیت اضطراری چیه؟‬ 03:06.895 --> 03:07.896 ‫چند لحظه دیگه خودت می‌بینی.‬ 03:08.188 --> 03:10.106 ‫سؤال من اینه، پیش خودت چی فکر می‌کردی؟‬ 03:10.523 --> 03:11.983 ‫یه قاتل رو آزاد کردی، جیک.‬ 03:12.150 --> 03:13.401 ‫آقای کول بی‌گناهه. باشه؟‬ 03:13.401 --> 03:14.485 ‫بهم اعتماد کن.‬ 03:16.237 --> 03:17.989 ‫بچه‌ها، گریوز داره بهتون دروغ میگه.‬ 03:18.239 --> 03:20.783 ‫برو اون تو، جیک. خودت ببین.‬ 03:40.011 --> 03:41.137 ‫جیک.‬ 03:43.348 --> 03:45.141 ‫پیتر کولِ واقعی اینه.‬ 03:50.188 --> 03:51.397 ‫مردی که آزادش کردی…‬ 03:53.149 --> 03:54.692 ‫اسمش ویلیام بیکستونه.‬ 03:56.736 --> 03:58.655 ‫اون مامان برایر رو کشت.‬ 03:58.696 --> 04:00.114 ‫تامورا رو کشت.‬ 04:05.995 --> 04:07.747 ‫آقای کول به زور زنده مونده.‬ 04:15.421 --> 04:17.423 ‫[قسمت هجدهم]‬ 04:19.968 --> 04:21.552 ‫قشنگ نیست؟‬ 04:22.053 --> 04:23.888 ‫واو. آره، خوشگله.‬ 04:23.972 --> 04:26.140 ‫تصور کن توی مراسم تشکیل محفل‬ ‫چه شکلی میشه.‬ 04:26.224 --> 04:28.393 ‫می‌دونم ما اینجا زیاد از کلمه‌ی «جادویی»‬ 04:28.476 --> 04:32.814 ‫استفاده می‌کنیم، ولی بی‌خیال،‬ ‫واقعاً هم همینه.‬ 04:33.314 --> 04:34.774 ‫واقعیت اینه که‬ ‫ساش هنوز تکلیفش رو‬ 04:34.857 --> 04:36.150 ‫در مورد فلورانس مشخص نکرده.‬ 04:36.276 --> 04:38.027 ‫شاید حتی به مراسم نریم.‬ 04:38.444 --> 04:40.655 ‫این‌طوری نگو.‬ 04:40.655 --> 04:42.448 ‫باید مثبت فکر کنیم.‬ 04:43.032 --> 04:44.409 ‫یکمی سخته وقتی یه ساحر هست‬ 04:44.450 --> 04:45.910 ‫که آماده‌ست خطوط انرژی رو مسموم کنه،‬ 04:45.910 --> 04:47.412 ‫و اولی هم یهو از زندگیم رفته بیرون.‬ 04:49.038 --> 04:50.498 ‫شاید این اتفاق خوبی باشه.‬ 04:51.040 --> 04:52.959 ‫اون بهت دروغ گفت، برایر.‬ 04:53.001 --> 04:54.961 ‫روی بدنش هم خون انسان بود،‬ 04:55.044 --> 04:57.964 ‫که راستی، قضیه‌ی خون خیلی بدتره.‬ 04:58.840 --> 04:59.882 ‫می‌دونم.‬ 05:00.550 --> 05:01.926 ‫باید ازش بترسم،‬ 05:02.010 --> 05:04.387 ‫از اینکه هر لحظه ممکنه بهم حمله کنه،‬ 05:04.429 --> 05:05.471 ‫ولی نمی‌ترسم.‬ 05:07.223 --> 05:08.558 ‫دردی که توی چشماش بود،‬ 05:09.100 --> 05:10.268 ‫تمام چیزهایی که کشیده،‬ 05:10.351 --> 05:11.561 ‫می‌خوام بهش کمک کنم.‬ 05:13.688 --> 05:14.731 ‫دلم براش تنگ شده.‬ 05:16.232 --> 05:17.233 ‫درکت می‌کنم.‬ 05:18.276 --> 05:21.821 ‫اولی پسر نازیه. مهربونه، خیلی هم جذابه.‬ 05:21.904 --> 05:23.906 ‫منظورم اینه که اگه قاتل بودنش رو بذاری کنار،‬ 05:23.990 --> 05:25.408 ‫- بی‌نقصه.‬ ‫- تی!‬ 05:27.493 --> 05:30.538 ‫ولی جیک در موردش راست می‌گفت، برایر.‬ 05:31.164 --> 05:32.165 ‫اون خطرناکه.‬ 05:34.417 --> 05:35.793 ‫جیک کجاست؟‬ 05:38.463 --> 05:40.256 ‫مک‌کنا بهم گفت افتاده دنبال‬ 05:40.340 --> 05:42.008 ‫پیدا کردن ویلیام،‬ 05:42.008 --> 05:43.301 ‫تا اوضاع رو درست کنه.‬ 05:43.801 --> 05:45.261 ‫فکر خیلی وحشتناکیه.‬ 05:45.261 --> 05:46.429 ‫بی‌نهایت خطرناکه.‬ 05:47.472 --> 05:49.766 ‫دقیقاً همون‌طوری که جیک دوست داره.‬ 05:49.766 --> 05:51.142 ‫نگرانشم.‬ 05:52.518 --> 05:54.354 ‫این حرف رو از یه جهش‌گر زمان بشنو.‬ 05:54.896 --> 05:56.564 ‫جیک یکمی زمان نیاز داره‬ 05:56.647 --> 05:58.191 ‫تا با همه‌ی اینا کنار بیاد.‬ 05:58.191 --> 05:59.650 ‫ما اصلاً وقتی نداریم.‬ 06:00.068 --> 06:01.444 ‫خطوط انرژی امشب باز میشن.‬ 06:01.944 --> 06:03.363 ‫مهم نیست ساشا چی تصمیم بگیره،‬ 06:03.446 --> 06:04.989 ‫اگه ویلیام سر و کله‌ش پیدا بشه،‬ 06:05.031 --> 06:06.199 ‫همه‌مون باید آماده باشیم.‬ 06:29.639 --> 06:31.766 ‫نه فقط نقطه‌ی دسترسی.‬ 06:31.891 --> 06:34.852 ‫در تمام طول مرز خطوط انرژی‬ ‫نگهبان می‌خوام.‬ 06:35.269 --> 06:37.397 ‫خطر جدیه، سرکار مشاور.‬ 06:38.106 --> 06:41.234 ‫ممنون. نهایت تلاشم رو می‌کنم.‬ 06:43.903 --> 06:44.987 ‫- هی!‬ ‫- سلام.‬ 06:45.071 --> 06:46.280 ‫ببین کی اینجاست.‬ 06:46.364 --> 06:47.532 ‫- سرپا شدی.‬ ‫- آره.‬ 06:48.408 --> 06:49.283 ‫عالی به نظر می‌رسی.‬ 06:49.367 --> 06:50.910 ‫کم‌وبیش سرپام.‬ 06:52.161 --> 06:53.871 ‫در حدی که کابوسی که داری باهاش‬ ‫دست‌وپنجه نرم می‌کنی رو ببینم.‬ 06:54.956 --> 06:57.834 ‫آره. من پیشنهاد دادم مراسم تشکیل محفل‬ ‫رو عقب بندازیم،‬ 06:57.917 --> 06:59.085 ‫ولی شورا مخالفت کرد.‬ 06:59.794 --> 07:00.837 ‫نمی‌خوان هرج‌ومرج راه بندازن‬ 07:00.920 --> 07:02.755 ‫وقتی هیچ مدرکی نیست‬ ‫که قرار اتفاقی بیفته.‬ 07:03.256 --> 07:04.507 ‫فکر کنم درکشون می‌کنم.‬ 07:05.925 --> 07:07.927 ‫ولی ریسک خیلی بزرگیه.‬ 07:08.010 --> 07:10.221 ‫آره. آلوده کردن خطوط انرژی‬ ‫توسط یه بچه‌ی ۱۶ ساله‬ 07:10.304 --> 07:14.809 ‫به قدر کافی بد بود، ولی ساحری‬ ‫که این‌همه قدرت جمع کرده؟‬ 07:15.685 --> 07:16.686 ‫غیرقابل تصوره.‬ 07:18.396 --> 07:20.481 ‫حداقلش اینه که دارن نگهبان می‌فرستن.‬ 07:20.565 --> 07:21.649 ‫نمی‌دونم چند نفر.‬ 07:22.900 --> 07:24.694 ‫می‌دونی، اگه اگنس اینجا بود،‬ 07:25.361 --> 07:27.155 ‫مطمئنم می‌تونست با مذاکره‬ ‫تعداد بیشتری بگیره.‬ 07:29.490 --> 07:30.867 ‫امیدوارم حالش خوب باشه.‬ 07:30.950 --> 07:32.368 ‫اگنس همیشه حالش خوبه.‬ 07:32.910 --> 07:35.037 ‫اینم یکی از مزایای نامیرا بودنه.‬ 07:36.414 --> 07:37.790 ‫به‌زودی برمی‌گرده.‬ 07:40.084 --> 07:41.544 ‫مطمئن بودم که مردی.‬ 07:42.837 --> 07:44.714 ‫با اون حجم از جادوی سیاهی‬ ‫که جذب کردی.‬ 07:44.797 --> 07:46.424 ‫آره خب، یه شوک کوچیک به بدن‬ 07:46.507 --> 07:47.633 ‫تا حالا کسی رو نکشته.‬ 07:49.135 --> 07:51.429 ‫پیتر، متأسفم که تنهات گذاشتم.‬ 07:53.681 --> 07:55.516 ‫تو شورا رو فرستادی تا نجاتم بدن.‬ 07:57.268 --> 07:58.895 ‫من به‌خاطر تو هنوز اینجام.‬ 08:00.396 --> 08:02.231 ‫فداکاری‌هایی که برای این مدرسه کردی…‬ 08:03.524 --> 08:04.567 ‫برای من.‬ 08:06.360 --> 08:08.112 ‫بدون معطلی بازم حاضر بودم انجامش بدم.‬ 08:19.624 --> 08:20.416 ‫دیدی؟‬ 08:20.458 --> 08:21.417 ‫چی بهت گفتم؟‬ 08:22.376 --> 08:24.462 ‫دوپا همیشه خوشمزه‌تر از چهارپاست.‬ 08:29.926 --> 08:31.928 ‫نمی‌دونم چرا‬ ‫این‌همه مدت صبر کرده بودم.‬ 08:32.470 --> 08:34.180 ‫خب، تازه‌کار بودی.‬ 08:34.263 --> 08:35.306 ‫همه‌مون این دوران رو گذروندیم.‬ 08:36.349 --> 08:38.976 ‫ولی حالا دیگه یکی از مایی.‬ 08:42.772 --> 08:45.483 ‫آروم‌تر! یواش‌تر، «او».‬ 08:45.483 --> 08:46.692 ‫ازش لذت ببر.‬ 08:51.322 --> 08:52.323 ‫لذت ببرم؟‬ 08:52.907 --> 08:54.617 ‫باز یاد اون نامزدِ جادوگرت افتادی، نه؟‬ 08:57.745 --> 08:59.205 ‫نباشه برات بهتره.‬ 08:59.914 --> 09:02.917 ‫اینکه اون‌طوری بیرونت انداخت،‬ ‫خیلی بی‌رحمانه بود، رفیق.‬ 09:03.751 --> 09:05.002 ‫اون جادوگر رو فراموش کن.‬ 09:07.296 --> 09:08.422 ‫کدوم جادوگر؟‬ 09:10.967 --> 09:13.511 ‫اون جماعت، از ما متنفرن.‬ 09:14.053 --> 09:15.221 ‫منظورم اینه، خودت گفتی.‬ 09:15.805 --> 09:17.431 ‫اون ساحری که می‌خواست بهت زور بگه‬ 09:17.515 --> 09:19.183 ‫و فکر می‌کرد از تو سرتره؟‬ 09:20.226 --> 09:21.435 ‫و اینکه پا شد رفت و…‬ 09:22.728 --> 09:24.272 ‫الکساندر رو کشت؟‬ 09:27.483 --> 09:28.609 ‫می‌دونی چیه؟‬ 09:29.151 --> 09:31.404 ‫فکر کنم وقتشه تو رو ببریم‬ ‫به یه سفر شکاریِ درست‌وحسابی.‬ 09:32.697 --> 09:33.739 ‫فکرت آزاد بشه.‬ 09:35.157 --> 09:36.242 ‫آره.‬ 09:39.537 --> 09:41.414 ‫و می‌دونم کی رو می‌خوام شکار کنم.‬ 09:45.918 --> 09:47.295 ‫پودر کورکننده.‬ 09:48.838 --> 09:50.298 ‫گیاهان سمی.‬ 09:51.757 --> 09:52.842 ‫معجون هذیان.‬ 09:53.342 --> 09:55.386 ‫و محبوب همیشگی من،‬ 09:55.678 --> 09:56.971 ‫کریستال‌های بیهوش‌کننده.‬ 09:58.139 --> 10:00.057 ‫عاشق وقتایی‌ام که چیزای خطرناک این‌قدر قشنگن.‬ 10:00.141 --> 10:01.851 ‫اوهوم.‬ 10:01.934 --> 10:03.477 ‫کادر اساتید از تعجب شاخ درمیارن‬ 10:03.561 --> 10:05.479 ‫وقتی ببینن همه‌ی اینا‬ ‫از کلاسا ناپدید شدن.‬ 10:05.563 --> 10:07.273 ‫خانم گریوز گفت هوشیار باشین.‬ 10:07.315 --> 10:08.983 ‫اینم مدل هوشیار بودنِ ماست.‬ 10:09.066 --> 10:10.318 ‫- اوهوم.‬ ‫- همینه.‬ 10:10.651 --> 10:11.819 ‫سلاح مخفی کجاست؟‬ 10:14.697 --> 10:17.033 ‫خب، مامانم این کتاب طلسم‌های‬ ‫قدیمی رو جمع می‌کنه.‬ 10:17.116 --> 10:18.326 ‫هر چی کمیاب‌تر، بهتر.‬ 10:18.409 --> 10:21.412 ‫بگو هر چی خاک‌گرفته‌تر، بهتر. واویلا.‬ 10:23.039 --> 10:25.124 ‫تمام دیشب رو نشستم و با دقت خوندمشون،‬ 10:25.207 --> 10:27.168 ‫و این طلسم باستانی رو پیدا کردم‬ 10:27.251 --> 10:29.295 ‫که قراره نیت‌های پلید رو خنثی و برعکس کنه.‬ 10:29.670 --> 10:30.880 ‫طلسم رو با هم می‌خونیم؟‬ 10:31.464 --> 10:33.132 ‫وقتی سعی کنه خطوط انرژی رو آلوده کنه،‬ 10:33.215 --> 10:34.717 ‫باید کار ویلیام تموم بشه.‬ 10:34.717 --> 10:36.510 ‫معرکه‌ست. من پایه‌ام.‬ 10:38.387 --> 10:39.388 ‫تی؟‬ 10:40.890 --> 10:43.976 ‫می‌دونین که قدرت‌هام‬ ‫یکمی به مشکل خورده.‬ 10:44.644 --> 10:48.397 ‫اگه خراب کنم چی؟ من…‬ ‫نمی‌خوام ناامیدتون کنم.‬ 10:48.522 --> 10:50.733 ‫تیگان، ما سه تا وقتی کنار هم باشیم،‬ 10:50.858 --> 10:53.986 ‫مهارناپذیریم. همه‌مون اینو می‌دونیم.‬ 10:54.654 --> 10:55.738 ‫آره.‬ 10:59.784 --> 11:01.827 ‫[صحبت به ایتالیایی]‬ 11:02.620 --> 11:04.163 ‫من ایتالیایی بلد نیستم.‬ 11:04.997 --> 11:06.791 ‫منم همین‌طور.‬ 11:06.832 --> 11:07.792 ‫داری میری؟‬ 11:09.210 --> 11:12.755 ‫یعنی «گیر من افتادین».‬ 11:13.881 --> 11:16.133 ‫من هدف‌های خیلی زیادی دارم،‬ 11:16.217 --> 11:21.639 ‫ولی نمی‌تونم آینده‌م رو بدون‬ ‫شما دو تا تصور کنم. من می‌مونم.‬ 11:22.431 --> 11:24.850 ‫ولی فلورانس رویات بود.‬ 11:27.144 --> 11:28.729 ‫حالا دیگه رویای من شمایین.‬ 11:30.231 --> 11:32.566 ‫- محفل خودمون.‬ ‫- آخ‌جون.‬ 11:32.733 --> 11:34.026 ‫خدا رو شکر.‬ 11:39.365 --> 11:41.117 ‫- اون…‬ ‫- جیک بود.‬ 11:42.410 --> 11:43.994 ‫جیک، صبر کن.‬ 11:45.746 --> 11:47.331 ‫ببین، الان اصلاً وقت مناسبی نیست.‬ 11:47.415 --> 11:49.333 ‫از روز شکرگزاری به بعد‬ ‫هیچ‌وقت وقت مناسبی نبوده.‬ 11:49.417 --> 11:52.002 ‫- از دستت عصبانی نیستم، قسم می‌خورم.‬ ‫- گند زدم.‬ 11:52.294 --> 11:53.504 ‫خیلی بد، برایر.‬ 11:53.504 --> 11:54.547 ‫طوری نیست.‬ 11:54.630 --> 11:56.006 ‫چرا، هست.‬ 11:56.090 --> 11:57.758 ‫باید به حرفت گوش می‌دادم.‬ 11:57.842 --> 11:58.884 ‫باشه، باید عقل به خرج می‌دادم.‬ 11:58.968 --> 12:00.553 ‫تو تمام دلایل ممکن رو داشتی‬ ‫تا باورش کنی.‬ 12:00.928 --> 12:03.013 ‫کنارت بود،‬ 12:03.013 --> 12:04.306 ‫مثل یه پدر.‬ 12:06.183 --> 12:08.144 ‫مثل یه پدر نبود.‬ 12:09.395 --> 12:10.354 ‫چی؟‬ 12:10.396 --> 12:11.689 ‫ویلیام…‬ 12:15.943 --> 12:17.153 ‫پدرمه.‬ 12:19.196 --> 12:21.031 ‫فکر می‌کردم پدرت مرده.‬ 12:23.033 --> 12:25.161 ‫هیچ‌وقت… هیچ‌وقت دست از رویاپردازی برنداشتم که…‬ 12:26.537 --> 12:28.122 ‫که شاید واقعاً زنده باشه.‬ 12:31.000 --> 12:33.586 ‫اینکه یه روز پیداش بشه…‬ 12:34.962 --> 12:37.006 ‫و بهم بگه چقدر دلش برام تنگ شده بوده.‬ 12:38.507 --> 12:40.009 ‫و بعدشم این ماجرا پیش میاد.‬ 12:41.260 --> 12:42.344 ‫جیک.‬ 12:45.765 --> 12:47.725 ‫اون مامانت رو کشت، برایر.‬ 12:55.399 --> 12:57.777 ‫تو پدرت نیستی.‬ 12:57.818 --> 12:59.487 ‫هیچ‌وقتم مثل اون نمیشی.‬ 13:00.488 --> 13:01.739 ‫می‌شنوی چی میگم؟‬ 13:03.032 --> 13:04.241 ‫آره. آره.‬ 13:12.958 --> 13:14.168 ‫در مورد اولی راست می‌گفتی.‬ 13:15.127 --> 13:16.170 ‫اولی؟‬ 13:16.253 --> 13:17.505 ‫هر چی گفتی حقیقت داشت.‬ 13:18.255 --> 13:19.673 ‫اون واقعاً از یه آدم تغذیه کرد.‬ 13:21.926 --> 13:23.886 ‫و تو سعی کردی بهم هشدار بدی،‬ ‫ولی من گوش نکردم‬ 13:23.928 --> 13:25.429 ‫چون فکر می‌کردم فقط داری…‬ 13:25.554 --> 13:26.639 ‫حسودی می‌کنی؟‬ 13:28.516 --> 13:29.892 ‫بدگمان بازی درمیاری.‬ 13:35.773 --> 13:37.608 ‫پس… پس شما دو تا دیگه با هم نیستین…‬ 13:40.361 --> 13:42.071 ‫من… از شنیدنش متأسفم.‬ 13:43.864 --> 13:45.157 ‫واقعاً متأسفی؟‬ 13:48.828 --> 13:53.791 ‫باید برم. ام…‬ ‫هی، اگه بعداً ندیدمت،‬ 13:55.042 --> 13:56.919 ‫از مراسم تشکیل محفل لذت ببرین.‬ 13:56.919 --> 13:58.045 ‫مگه به مهمونی نمیای؟‬ 13:58.128 --> 13:59.505 ‫شاید یکم دیر برسم.‬ 14:00.881 --> 14:02.091 ‫یه صندلی واسه من کنار بذار، بروکلینی.‬ 14:15.771 --> 14:19.024 ‫آقایون، خانوم‌ها.‬ 14:19.775 --> 14:21.318 ‫ببخشید خلوتتون رو به هم زدم.‬ 14:21.443 --> 14:23.821 ‫هی، ساحرها دیگه اینجا جایی ندارن.‬ 14:24.655 --> 14:26.365 ‫حستون رو درک می‌کنم،‬ 14:26.407 --> 14:27.908 ‫و کاملاً بهتون حق میدم.‬ 14:29.618 --> 14:32.204 ‫منم به اندازه‌ی شما‬ ‫از ساحرها و جادوگرها متنفرم.‬ 14:32.830 --> 14:34.373 ‫غرورشون،‬ 14:34.373 --> 14:36.333 ‫خودبزرگ‌بینی‌شون.‬ 14:36.584 --> 14:38.669 ‫فکر می‌کنن هر کاری دلشون بخواد می‌تونن بکنن و قسر در برن.‬ 14:39.086 --> 14:41.463 ‫خب، وقتی برادرتون رو کشتن،‬ ‫دیگه پاشون رو از گلیمشون فراتر گذاشتن.‬ 14:42.548 --> 14:44.258 ‫واسه همین، یه پیشنهاد براتون دارم.‬ 14:45.759 --> 14:47.011 ‫اوه، واقعاً؟‬ 14:47.428 --> 14:49.221 ‫امشب سرِ نیمه‌شب،‬ ‫طلسم‌های محافظ رو برمی‌دارم‬ 14:49.305 --> 14:50.556 ‫توی کرسنت ویل، به‌خاطر شما.‬ 14:51.265 --> 14:53.350 ‫جادوگرها و ساحرها بالاخره می‌تونن تاوانِ‬ 14:53.434 --> 14:55.811 ‫اینکه با شما مثل حیوون رفتار کردن رو پس بدن.‬ 14:58.522 --> 14:59.940 ‫و اونوقت چرا داری این کار رو می‌کنی؟‬ 15:00.608 --> 15:02.359 ‫از سرِ خیرخواهی و مهربونیته؟‬ 15:03.319 --> 15:05.237 ‫این کار رو می‌کنم تا همه چی درست بشه.‬ 15:07.364 --> 15:09.491 ‫نیمه‌شب اونجا خواهم بود‬ ‫تا شما رو به داخل دعوت کنم.‬ 15:11.035 --> 15:12.494 ‫بقیه‌ش دیگه پای خودتونه.‬ 15:27.885 --> 15:29.011 ‫و مطمئنی که اینجاست؟‬ 15:29.053 --> 15:29.803 ‫معلومه که مطمئنم.‬ 15:29.887 --> 15:30.971 ‫فکر کردی با کی داری حرف می‌زنی؟‬ 15:31.055 --> 15:33.349 ‫یه گرگینه؛ دقیقاً نماد راستگویی نیستی.‬ 15:33.432 --> 15:34.224 ‫داری بهم میگی دروغگو؟‬ 15:34.266 --> 15:34.808 ‫نه.‬ 15:35.351 --> 15:37.645 ‫خیلی خب، ببین. همین الانشم‬ ‫نایت‌کراولرها دنبالتن.‬ 15:37.853 --> 15:39.813 ‫حواست باشه به کی توهین می‌کنی، ساحر.‬ 15:40.147 --> 15:41.482 ‫پول رو رد کن بیاد.‬ 15:41.482 --> 15:42.483 ‫زود باش.‬ 15:52.701 --> 15:53.953 ‫دنبال من می‌گشتی، پسرم؟‬ 15:57.831 --> 15:59.041 ‫من اصلاً پسرت هستم؟‬ 16:00.417 --> 16:02.628 ‫چون تا الان هر چی بهم گفتی‬ ‫دروغ محض بوده!‬ 16:07.341 --> 16:09.843 ‫بیا تو با هم حرف بزنیم.‬ 16:10.670 --> 16:17.670 www.Doostihaa.com