WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:03.712 --> 00:06.881 ‫ساعت شنی آماده‌ شروع است. ‫لطفا پلتفرم رو ایمن و تخلیه کنید. 00:07.048 --> 00:09.050 ‫1500 متر تا مجاورت. ‫با علامت من. 00:09.217 --> 00:12.470 ‫آماده. ‫ده، نُه... 00:12.595 --> 00:15.265 ‫- تایتان در فاصله 1200 متری. ‫- هشت، هفت، 00:15.390 --> 00:17.058 ‫- شش، پنج... ‫- 900 متری. 00:17.225 --> 00:21.730 ‫- شبیه‌سازهای گاما رو خاموش کنید. ‫- چهار، سه، دو، یک. 00:25.442 --> 00:27.110 ‫داری جای دوری رو کاوشگری می‌کنی؟ 00:27.277 --> 00:28.945 ‫توضیح دادنش سخته، هیرو... 00:29.070 --> 00:31.322 ‫ولی خیلی زود برمی‌گردم. 00:33.033 --> 00:35.118 ‫هی، تا حالا تونستی با اون جیپ ‫بیشتر از سه دنده بری؟ 00:35.243 --> 00:37.579 ‫برو به جهنم. 00:37.704 --> 00:39.122 ‫چرا که نه. 00:44.419 --> 00:46.087 ‫[برندت] 00:46.129 --> 00:50.175 ‫[عملیات ساعت شنی] 00:50.300 --> 00:54.596 ‫[روز مأموریت: فاکسترات] ‫[روز ششم] 00:55.096 --> 00:57.140 ‫مرکز، رهبر ساعت شنی صحبت می‌‌کنه. 00:58.308 --> 01:00.268 ‫روز مأموریت، فاکسترات. 01:01.978 --> 01:03.938 ‫دارم بی‌خبر گزارش می‌کنم. 01:04.064 --> 01:07.317 ‫امروز بورک رو دفن کردم. 01:08.401 --> 01:10.028 ‫میرم پایین‌تر رو بررسی کنم. 01:10.987 --> 01:14.282 ‫ببینم اونجا سیگنالی می‌گیرم یا نه. 01:31.299 --> 01:34.385 ‫[روز مأموریت: اسکار] ‫[روز پانزدهم] 01:52.570 --> 01:55.365 ‫مرکز، رهبر ساعت شنی صحبت می‌کنه. 01:55.532 --> 01:58.535 ‫روز مأموریت، اسکار. ‫جیره‌هام تموم شدن. 01:58.660 --> 02:00.787 ‫آخریش رو دیروز تموم کردم. 02:00.912 --> 02:02.914 ‫امیدوارم بتونم شامم رو شکار کنم. 02:03.039 --> 02:05.792 ‫اگه نشد، نمی‌دونم باید چیکار کنم. 02:48.418 --> 02:50.920 ‫متوجهش شدی؟ ‫دیدیش؟ 02:51.045 --> 02:53.298 ‫- ها؟ ‫- اون چی بود؟ 02:53.423 --> 02:55.258 ‫ها؟ متوجه چی؟ 02:55.425 --> 02:57.468 ‫لوازمم دارن چیزی نشون میدن، 02:57.468 --> 02:59.512 ‫ولی با عقل جور در نمیاد. 02:59.637 --> 03:01.598 ‫کی اهمیت میده؟ ‫اون عالی بود. 03:01.764 --> 03:04.017 ‫من اصلا نمی‌دونم الان چیکار کردیم، ‫تو می‌دونی؟ 03:04.184 --> 03:08.563 ‫داره ناهنجاری‌ای تشخیص میده. ‫نمی‌دونم یه تایتانه یا نه. 03:10.773 --> 03:11.983 ‫چی؟ 03:19.073 --> 03:20.909 ‫مرکز، صدام رو داری؟ ‫تمام. 03:22.243 --> 03:23.745 ‫مرکز، صدام رو داری؟ ‫تمام. 03:27.665 --> 03:29.125 ‫کی کی کی... 03:29.250 --> 03:30.960 ‫کی هستی؟ ‫با کی دارم حرف می‌زنم؟ 03:31.085 --> 03:32.545 ‫تمام. 03:32.670 --> 03:34.088 ‫تو کی هستی؟ 03:34.214 --> 03:35.340 ‫من با کی دارم حرف می‌زنم؟ 03:35.465 --> 03:36.591 ‫وای خدا. ‫خدا رو شکر. 03:37.425 --> 03:39.469 ‫خدا رو شکر. 03:39.594 --> 03:41.763 ‫من سرگرد لیلاند لافایت شاو سوم هستم. 03:41.763 --> 03:43.890 ‫گروهم مُرده. 03:44.015 --> 03:45.433 ‫وسیله نقلیه‌ام صدمه دیده. 03:46.142 --> 03:47.477 ‫غذا تموم کردم. 03:49.979 --> 03:53.274 ‫مرکز، نیاز دارم منو خارج کنید. 05:27.660 --> 05:29.329 ‫چه اتفاقی داره می‌افته، زوک؟ 05:29.454 --> 05:32.332 ‫همونطور که فرض کرده بودم ‫دستگاه داره سیگنالی ارسال می‌کنه. 05:32.457 --> 05:36.127 ‫باید گردش پیدا می‌کرد تا تایتانی رو پیدا کنه. 05:36.252 --> 05:41.466 ‫ولی انگار فرکانس مأموریت اکتشافیِ ‫ساعت شنی رو شناسایی کرده 05:41.591 --> 05:44.385 ‫زمانی که مونارک فکر کرد ‫توی شکاف از دستت داده. 05:44.552 --> 05:48.097 ‫اون که سال 1962 بود. ‫آخه چطور... 05:48.264 --> 05:52.185 ‫همونطور که خودت فهمیدی، ‫زمان اونجا نسبی هست. 05:52.352 --> 05:55.438 ‫مرکز، لطفا جواب بدید. ‫تکرار می‌کنم، رهبر عملیات ساعت شنی هستم. 05:57.899 --> 05:59.233 ‫باهاش حرف بزن. 06:00.276 --> 06:01.277 ‫باهاش حرف بزن، لی. 06:02.278 --> 06:03.821 ‫تو بیشتر از هرچیزی ‫دلت می‌خواست چی بشنوی؟ 06:03.946 --> 06:05.156 ‫من... 06:07.116 --> 06:09.243 ‫ساعت شنی، مرکز صحبت می‌کنه. 06:10.745 --> 06:12.622 ‫ما فکر کردیم شما رو از دست دادیم. 06:13.748 --> 06:15.124 ‫اوه، دادید. 06:15.249 --> 06:16.626 ‫تا حد زیادی آره. 06:16.751 --> 06:19.420 ‫ولی خدا شاهده که خوشحالم صدای یکی رو می‌شنوم. 06:19.587 --> 06:21.839 ‫بیلی رندا اونجاست؟ ‫می‌تونم با بیلی رندا حرف بزنم؟ 06:23.091 --> 06:24.425 ‫می‌تونم با بیل حرف بزنم؟ 06:28.054 --> 06:31.599 ‫اون سعی داره با تو ارتباط بگیره. 06:31.724 --> 06:34.310 ‫همین که بتونیم بهش اطلاع می‌دیم. 06:34.435 --> 06:37.939 ‫شما دارید روی نقشه‌ای برای خارج کردنم ‫کار می‌کنید یا... 06:38.064 --> 06:40.274 ‫- داریم روش کار می‌کنیم، سرگرد. ‫- باشه. 06:40.441 --> 06:44.070 ‫ولی می‌تونم یه چیز رو بهت تضمین کنم، ‫تو به خونه می‌رسی 06:44.195 --> 06:45.655 ‫به نظر خیلی مطمئن میای. 06:52.537 --> 06:54.789 ‫تا حالا توی زندگیم ‫از هیچی اینقدر مطمئن نبودم. 06:55.957 --> 06:56.958 ‫کیت! 06:57.792 --> 06:59.419 ‫بیا اینو ببین. 06:59.544 --> 07:01.045 ‫چی پیدا کردی؟ 07:01.170 --> 07:02.839 ‫مردمک دوتایی. 07:02.964 --> 07:05.383 ‫فرکانس نوسان‌دار نغمه تایتان 07:05.508 --> 07:07.969 ‫یه الگوی همپوشانی به شکل موج ایجاد می‌کنه. 07:10.471 --> 07:11.806 ‫این کجاش منطقیه؟ 07:15.017 --> 07:17.353 ‫شاید نیست. 07:17.478 --> 07:20.982 ‫شاید من این لرزش‌ها رو احساس می‌کنم ‫و اونا رو به عنوان "گم شدگی" می‌بینم. 07:21.107 --> 07:24.026 ‫شاید خودم سردرگمم ‫و دارم فرافکنی می‌کنم. 07:26.362 --> 07:27.447 ‫ببخشید. 07:30.700 --> 07:33.995 ‫تو تنها کسی هستی که می‌تونم در این باره ‫باهاش حرف بزنم و... 07:34.162 --> 07:35.997 ‫کاملا احساس آشفتگی نکنم. 07:36.831 --> 07:39.834 ‫کیت، تو آشفته نیستی. 07:40.001 --> 07:42.587 ‫فرکانس صوتی‌ای که داری می‌شنوی واقعیه. 07:43.713 --> 07:46.215 ‫مشخصه که تایتان از نقشه مهاجرتیش منحرف شده، 07:46.340 --> 07:47.925 ‫و هیچکس نمی‌تونه پیداش کنه. 07:48.050 --> 07:51.095 ‫پس هرطور که به این احساس رسیدی، ‫فکر می‌کنم... 07:51.220 --> 07:52.513 ‫فکر می‌کنم حق با توئه. 07:53.181 --> 07:54.891 ‫گم شده. 07:55.016 --> 07:59.812 ‫ولی تو می‌تونی کلید پیدا کردنش ‫و برگردوندنش به محور هستی باشی. 07:59.937 --> 08:01.939 ‫خب، اگه گم شده باشه، ‫ممکنه هرجایی باشه. 08:02.064 --> 08:04.108 ‫ممکنه تا الان وسط اقیانوس اطلس باشه. 08:04.233 --> 08:05.943 ‫هوم. 08:06.068 --> 08:07.778 ‫لرزش‌هایی که توی اسکله احساس کردم... 08:07.904 --> 08:10.740 ‫قطعا به شدیدی توی سانتا سولداد نبودن. 08:10.907 --> 08:12.533 ‫اگه داره دورتر و دورتر میشه چی؟ 08:12.700 --> 08:14.368 ‫ولی تو اینجا حسش کردی. 08:17.038 --> 08:19.499 ‫بیلی یه محل در ژاپن پیدا کرد. 08:19.624 --> 08:22.877 ‫توی مسیر مهاجرتی نیست، ‫ولی اونو به عنوان "قابل توجه" علامت زده. 08:23.044 --> 08:24.462 ‫از چه لحاظ قابل توجهه؟ 08:24.587 --> 08:25.880 ‫هوم. نفرین شده بود. 08:30.718 --> 08:34.388 ‫بیا. "افسانه محلی از زن‌هایی می‌گفت که ‫توسط یه یوکای تسخیر می‌شدن، 08:34.555 --> 08:39.060 ‫یه شیطان که قربانی‌هاش رو به تاریکی می‌کشوند". 08:41.521 --> 08:42.897 ‫من این عکس‌ها رو پیدا کردم... 08:46.984 --> 08:48.069 ‫ایول. 08:48.194 --> 08:50.196 ‫این عکس‌های روستا رو نگاه کن. 08:54.200 --> 08:55.785 ‫اونا کی هستن؟ 08:59.247 --> 09:02.833 ‫این زنه گفته که صدای شیطان ‫یه لرزش با صدایی عمیق بود. 09:02.959 --> 09:05.920 ‫خیلی‌خب. ‫پس بیلی فکر کرده که شیطان خود تایتان بوده؟ 09:06.087 --> 09:08.464 ‫فکر می‌کرد که احتمالش وجود داره. 09:08.631 --> 09:12.426 ‫اگه این زن‌ها می‌تونستن تفسیر کنن که ‫نغمه چی بهشون می‌گفته، 09:12.593 --> 09:14.262 ‫این ارتباط می‌تونه کمکمون کنه ‫تایتان رو 09:14.428 --> 09:16.764 ‫قبل از اینکه لی فرصت کنه نابودش کنه ‫پیدا کنیم. 09:42.498 --> 09:43.916 ‫آراسته‌ای؟ عه... ‫[لباس پوشیدی؟] 09:45.626 --> 09:48.379 ‫این به تعریف خود کلمه بستگی داره. 09:48.504 --> 09:51.465 ‫خب، تو با بیشتر معانی مطابقت داری. 09:53.843 --> 09:54.969 ‫بابت دیشب معذرت می‌خوام. 09:54.969 --> 09:56.137 ‫نباید اون کارو می‌کردم. 09:56.262 --> 09:57.930 ‫نه. تو نکردی. ‫من... 09:58.055 --> 09:59.348 ‫ما کردیم. 10:00.975 --> 10:02.977 ‫ما گذشته‌ای باهم داریم. ‫پیش میاد. 10:02.977 --> 10:04.979 ‫مشکلی نیست. 10:07.356 --> 10:09.483 ‫داری میری سفر؟ 10:09.650 --> 10:10.985 ‫آره. 10:12.069 --> 10:13.863 ‫باید از اینجا بزنم بیرون. 10:14.822 --> 10:16.198 ‫آره، درک می‌کنم. 10:18.534 --> 10:19.910 ‫کجا میری؟ 10:20.036 --> 10:21.287 ‫تایلند. 10:21.412 --> 10:23.497 ‫هوم. جای قشنگیه. 10:25.166 --> 10:26.626 ‫تنها میری؟ 10:28.169 --> 10:29.545 ‫یکی دعوتم کرد. 10:30.212 --> 10:32.340 ‫کی؟ 10:33.341 --> 10:34.550 ‫یکی که باهاش آشنا شدم. 10:34.675 --> 10:36.510 ‫چیز خاصی نیست. 10:38.054 --> 10:39.889 ‫خیلی‌خب، وقتی میگی چیز خاصی نیست، 10:40.056 --> 10:41.557 ‫به نظر چیز مهمی میاد. 10:41.682 --> 10:44.560 ‫چرا همه باید توی کارهام سرک بکشن؟ 10:44.727 --> 10:47.772 ‫من با یکی آشنا شدم ‫و دارم میرم سفر. 10:48.648 --> 10:50.191 ‫مگه به اجازه‌ات نیاز دارم؟ 10:50.358 --> 10:51.901 ‫نه. من... 10:52.777 --> 10:55.029 ‫همچین حرفی نزدم. 10:56.322 --> 10:58.449 ‫آخه دیگه خسته شدم ‫از بس همه بهم گفتن چیکار کنم. 10:58.574 --> 11:01.369 ‫اینکه چی درسته، چی غلط. 11:01.535 --> 11:04.580 ‫اینکه تعهداتم نسبت به خانواده‌ام، ‫نسبت به مونارک چیه. 11:05.790 --> 11:07.458 ‫نسبت به نجات دنیا. 11:08.709 --> 11:10.086 ‫زندگی خودمه. 11:14.382 --> 11:15.383 ‫باشه. 11:31.065 --> 11:32.942 ‫ببخشید. 11:35.736 --> 11:37.279 ‫کورا متئو؟ 11:37.446 --> 11:38.406 ‫ببخشید. 11:39.156 --> 11:40.282 ‫کی؟ 11:40.908 --> 11:42.576 ‫زود باش. بیا بریم. 11:45.579 --> 11:47.915 ‫زوک، قطع شد. ‫می‌تونی ارتباطش رو برقرار کنی؟ 11:48.791 --> 11:51.377 ‫رهبر ساعت شنی. ‫می‌شنوی؟ 11:53.754 --> 11:56.215 ‫رهبر ساعت شنی. ‫مرکز صحبت می‌کنه. 11:56.215 --> 11:57.425 ‫صدام رو می‌شنوی؟ 11:59.635 --> 12:01.137 ‫زود باش زوک، درستش کن. 12:01.303 --> 12:03.806 ‫می‌دونم که هنوزم یکی دوتا معجزه ازت برمیاد. 12:03.931 --> 12:06.183 ‫این معجزه نیست. ‫فیزیکـه. 12:06.308 --> 12:07.935 ‫می‌تونی قدرتش رو بالا ببری؟ 12:08.102 --> 12:09.478 ‫می‌تونم. 12:16.777 --> 12:18.154 ‫خیلی‌خب. 12:18.279 --> 12:20.197 ‫یالا. 12:21.282 --> 12:22.491 ‫رهبر ساعت شنی، 12:22.616 --> 12:24.118 ‫- می‌شنوی... ‫- یا خدا، آره. هی، آره. 12:24.285 --> 12:25.661 ‫رهبر ساعت شنی صحبت می‌کنه. 12:25.786 --> 12:27.830 ‫رهبر ساعت شنی صحبت می‌کنه. ‫دریافت می‌کنم. صدام رو داری؟ 12:27.997 --> 12:29.832 ‫باشه. ‫سرگرد، صدام رو داری؟ 12:31.208 --> 12:34.211 ‫صدات رو دارم. ‫می‌شنوم، تمام. 12:34.336 --> 12:36.756 ‫فکر کردم از دستت دادم. 12:37.548 --> 12:39.675 ‫اوه، نه. هنوز اینجام. 12:39.800 --> 12:41.469 ‫در چه حالی، سرباز؟ 12:43.304 --> 12:45.639 ‫الان بهترم. الان بهترم. 12:45.806 --> 12:48.976 ‫خب، برنامه‌تون واسه خارج کردنم از اینجا چیه؟ 12:49.101 --> 12:52.313 ‫اول باید یه گزارش وضعیت ازت بگیریم. 12:52.480 --> 12:55.691 ‫شاهد فعالیت موتوهایی بودی؟ ‫[موجودات عظیم زمینیِ ناشناس] 12:55.816 --> 12:58.068 ‫به جز فعالیتی که کل گروهم رو کشت، 12:58.194 --> 13:00.988 ‫یه هزارپا به اندازه واگن مترو. 13:01.155 --> 13:02.406 ‫- عه... ‫- خیلی‌خب. 13:02.531 --> 13:04.825 ‫خیلی‌خب، گودزیلا چی؟ 13:06.827 --> 13:08.037 ‫گودزیلا؟ 13:10.039 --> 13:12.416 ‫ببخشید... نه. 13:12.541 --> 13:14.376 ‫- چرا؟ ‫- این مهمه. 13:14.543 --> 13:16.796 ‫نشونه‌ای از گودزیلا ندیدی؟ 13:16.921 --> 13:19.840 ‫نه. این کجاش مهمه؟ ‫این چطور قراره منو بیاره خونه؟ 13:22.802 --> 13:24.178 ‫منتظر بمون، سرگرد. 13:24.345 --> 13:25.638 ‫درسته. 13:25.763 --> 13:29.099 ‫دفعه اولی که من اونجا بودم ‫گودزیلا اونجا نبود. 13:29.225 --> 13:32.353 ‫- لی، مطمئنی که تو... ‫- باشه. باشه. 13:32.478 --> 13:33.479 ‫باشه، دست نگه دار. 13:33.479 --> 13:34.522 ‫نقشه جدید. 13:35.564 --> 13:37.900 ‫ما الان نمی‌دونیم اون تایتان کجاست. 13:38.025 --> 13:40.110 ‫ولی فکر می‌کنم که بدونم اون موقع کجا بود. 13:40.236 --> 13:44.406 ‫زوک، میشه یه‌جوری روی اون تایتان ‫ردیاب قرار بدیم؟ 13:45.866 --> 13:48.744 ‫یه رادیو توی وسیله نقلیۀ ورودی بود... 13:48.869 --> 13:50.913 ‫- آره، شاید بتونم. ‫- مرکز، هنوز هستی؟ 13:51.038 --> 13:53.040 ‫می‌شنوی؟ 13:53.165 --> 13:56.710 ‫خیلی‌خب، ازت می‌خوایم که الان ‫به وسیله نقلیه ورودی برگردی، باشه؟ 13:56.877 --> 13:59.046 ‫وقتی برگشتی داخلش بهم خبر بده. 13:59.213 --> 14:00.714 ‫ببخشید. ‫به وسیله نقلیه ورودی برگردم؟ 14:00.881 --> 14:01.924 ‫دقیقا. 14:03.092 --> 14:04.218 ‫مفهوم شد. 14:19.692 --> 14:24.488 ‫[پوکت، تایلند] 14:44.800 --> 14:46.010 ‫لگد بزن! 14:47.011 --> 14:48.554 ‫لگد بزن! 14:51.223 --> 14:55.352 ‫دور اول. خیلی‌خب. ‫دور دوم. آره. 14:55.477 --> 14:58.105 ‫یک! یک! 14:58.230 --> 14:59.440 ‫یک، دو! 15:15.122 --> 15:15.831 ‫تونستی بیای. 15:18.167 --> 15:20.169 ‫- آره. ‫- بیا خونه رو نشونت بدم. 15:20.252 --> 15:21.879 ‫به تایلند خوش اومدی. 15:24.548 --> 15:28.177 ‫- پس تو اینجا زندگی می‌کنی؟ ‫- بیشتر اوقات آره. 15:28.302 --> 15:32.264 ‫یکی از پروژه‌های شخصی پدرم ‫برای نجات جنگل بارانی اینجا بود. 15:32.389 --> 15:35.851 ‫ولی خیلی زود حوصله‌اش سر رفت ‫مثل بیشتر رابطه‌مون، 15:35.976 --> 15:39.396 ‫و خونه رو به مناسبت 21 سالگی‌ام ‫خونه رو بهم داد. 15:39.521 --> 15:42.650 ‫بابای من برام هدفون خرید. 15:45.277 --> 15:47.279 ‫به خاطر پدرت متاسفم. 15:49.615 --> 15:52.660 ‫- این موضع شرکته؟ ‫- من که نمی‌دونم. 15:52.785 --> 15:56.538 ‫من هیچ ارتباطی با شرکت ‫یا کارهایی که پدرم می‌کنه ندارم. 15:58.082 --> 16:01.001 ‫حتما خیلی خوبه. ‫که مجبور نباشی اهمیت بدی. 16:04.964 --> 16:06.590 ‫به این سادگی‌ها هم نیست. 16:15.641 --> 16:17.267 ‫خیلی‌خب. 16:18.435 --> 16:21.772 ‫خیلی‌خب. ‫من برد مدار رو در آوردم. 16:23.232 --> 16:25.150 ‫مفهوم شد. 16:25.275 --> 16:30.781 ‫دکتر سوزوکی قراره بقیه فرایند مونتاژ ‫رو برات توضیح بده. 16:30.948 --> 16:32.157 ‫زوک. زوک؟ 16:32.282 --> 16:33.617 ‫اون اونجا پیشته؟ 16:33.784 --> 16:36.787 ‫بله، لی. ‫همینجام. 16:36.912 --> 16:39.206 ‫وای خدا. ‫خیلی خوشحالم صدات رو می‌شنوم. 16:39.331 --> 16:42.459 ‫یکم صدات زمخت می‌زنه. ‫حالت خوبه؟ 16:42.584 --> 16:46.463 ‫کانزاس با تب یونجه‌ام نمی‌سازه ‫و... 16:48.173 --> 16:51.051 ‫سیگنال ما داره از یه شکاف می‌گذره. 16:51.176 --> 16:54.805 ‫و حتما یه مقدار تحریف پیدا می‌کنه. 16:54.972 --> 16:58.600 ‫به گمونم منطقیه، آره. 16:58.726 --> 17:05.149 ‫خیلی‌خب. آند‌ها رو از مدار یکپارچه‌ای که ‫تازه در آوردی خارج کن. 17:05.315 --> 17:06.984 ‫باشه. 17:07.109 --> 17:09.737 ‫و بعد اونا رو به سیم‌های سبز ژیروسکوپِ 17:09.862 --> 17:11.613 ‫نشانگر وضعیت وصل کن. 17:11.739 --> 17:14.700 ‫باشه، با آند‌ها شروع کنم. ‫آند‌ها هم همون... 17:14.825 --> 17:18.912 ‫چیزهای قرص‌مانند طلایی هستن، آره؟ 17:19.038 --> 17:21.999 ‫- بله. بله. ‫- باشه. پس... 17:23.459 --> 17:25.836 ‫هی، میشه بهم بگی که این فناوری‌ها ‫چطور قراره منو از اینجا خارج کنن 17:26.003 --> 17:27.504 ‫یا اینم محرمانه‌ست؟ 17:28.839 --> 17:30.215 ‫سرگرد، 17:30.340 --> 17:32.509 ‫تو برای باز کردن شکاف ‫نیاز به یه تایتان داری، 17:32.676 --> 17:35.262 ‫پس داریم سعی می‌کنیم که ‫یه وسیله تا خونه برات پیدا کنیم. 17:35.387 --> 17:37.973 ‫آره، ولی چرا ریسک کنم که بهش ردیاب وصل کنم؟ ‫متوجه نمی‌شم. 17:46.690 --> 17:49.026 ‫کل این مأموریت ریسک بود. 17:49.193 --> 17:52.571 ‫و ما هم همین انتظار رو ازت داریم، سرباز. 17:52.738 --> 17:55.365 ‫باشه. متوجه‌ام. 17:56.366 --> 17:57.868 ‫دفاع و کشف. 18:02.372 --> 18:06.293 ‫[اقیانوس آرام جنوبی] 18:13.050 --> 18:14.551 ‫- سلام. ‫- این چه کاریه؟ 18:17.429 --> 18:20.307 ‫حالا داریم بدون هیچ توضیحی ‫قلچماق می‌فرستم سراغ مردم؟ 18:20.432 --> 18:22.684 ‫مگه ما دوست نیستیم؟ ‫مگه باهم نودل نخوردیم؟ 18:22.810 --> 18:23.977 ‫دوست؟ 18:24.103 --> 18:25.395 ‫نمی‌دونم اینو یادته یا نه، ‫ولی... 18:25.562 --> 18:27.648 ‫ما یه نقشه‌ای باهم ریختیم 18:27.773 --> 18:29.358 ‫و بعد تو ناپدید شدی. 18:29.483 --> 18:32.736 ‫بعدش هم فهمیدم که دست به دست ‫برندا هالند داده بودی، دوست. 18:32.903 --> 18:35.572 ‫آره، کاری که گفته بودم رو انجام دادم. ‫داشتم اطلاعات جمع‌آوری می‌کنم. 18:35.739 --> 18:38.242 ‫نه. تو داشتی فعالانه ‫توی کارهاش شرکت می‌کردی! 18:38.367 --> 18:41.453 ‫هیچ می‌دونی الان چه خبره؟ 18:41.578 --> 18:46.667 ‫ما الان فقط تکه‌ای از تایتان ایکس داریم ‫که دستگاه تو هنوز بهش چسبیده. 18:46.792 --> 18:48.502 ‫الان تو وضعیت بحرانی هستیم. 18:48.627 --> 18:50.462 ‫قضیه جدیه. 18:50.587 --> 18:54.424 ‫تایتان ایکس ول شده و هیروشی رو کشت. 18:56.969 --> 18:58.846 ‫نمی‌خوام کس دیگه‌ای رو هم بکشه. 19:00.430 --> 19:02.057 ‫فکر کردی من می‌خوام؟ 19:04.810 --> 19:05.811 ‫این فکر رو نمی‌کنم. 19:06.603 --> 19:08.105 ‫به خاطر همین هم اینجایی. 19:09.773 --> 19:13.152 ‫ما فرضیه‌ای داریم که دستگاه تو ‫تایتان ایکس رو از مسیر مهاجرتیش منحرف کرده 19:13.277 --> 19:15.612 ‫و به جنون واداشته. ‫خدا می‌دونه کجاست. 19:15.779 --> 19:18.073 ‫دستگاه من نیست. ‫مال ایپکسه. 19:18.198 --> 19:20.993 ‫پس بهتره از ایپکس سایبرنتیکس بپرسید. 19:21.118 --> 19:22.077 ‫خب، پرسیدیم. 19:22.202 --> 19:24.163 ‫و والتر سیمونز شوکه شده 19:24.288 --> 19:25.539 ‫که دوتا فرد متخلف 19:25.664 --> 19:29.001 ‫عملیاتی غیرمجاز و نسنجیده انجام دادن. 19:30.127 --> 19:33.172 ‫عهد بستن که همه‌چیز رو بهمون بگن. 19:33.338 --> 19:36.175 ‫حالا هالند داره راه میاد، ‫ولی یکم محتاط‌ عمل می‌کنه. 19:36.341 --> 19:38.802 ‫- آره، معلومه که اینطوریه. ‫- معلومه که اینطوریه. 19:38.969 --> 19:42.890 ‫پس الان که تریساپ معلوم نیست کجاست، ‫تو می‌مونی. 19:43.974 --> 19:46.643 ‫کمکمون کن بفهمیم کارش چی بود، 19:46.768 --> 19:49.021 ‫کد تو با تایتان ایکس چیکار ‌کرد. 19:49.897 --> 19:51.815 ‫شاید بتونی کمکمون کنی ‫جلوش رو بگیریم. 19:56.320 --> 19:58.197 ‫یکی از اون لباس‌ها رو لازم دارم. 19:58.864 --> 20:00.657 ‫منم یه خواهر دارم. 20:01.700 --> 20:03.493 ‫- چی؟ ‫- آره. 20:05.704 --> 20:09.917 ‫بعد از اینکه بهترین دکترهای لقاح مصنوعی ‫مامان و بابام رو ناامید کردن، 20:09.958 --> 20:11.335 ‫منو به فرزندگی گرفتن. 20:12.127 --> 20:14.046 ‫و بعد یک سال بعدش... 20:14.922 --> 20:16.131 ‫خواهرم مایا. 20:18.175 --> 20:19.551 ‫بچه معجزه‌ای. 20:21.887 --> 20:24.056 ‫و بعد یهو دیگه ایزابل رو تحویل نمی‌گرفتن. 20:28.185 --> 20:30.145 ‫تو هم با کیت همین وضعیت رو داشتی؟ 20:31.688 --> 20:34.024 ‫سال‌ها و سال‌ها با پدرت کار کردی، 20:34.191 --> 20:35.859 ‫و بعد یهو 20:36.026 --> 20:39.863 ‫کیت از محور هستی اومد بیرون ‫و دیگه کنتارو رو تحویل نمی‌گرفت؟ 20:42.157 --> 20:44.952 ‫همونقدر که تو از مونارک متنفری ‫من از ایپکس متنفرم. 20:47.829 --> 20:49.289 ‫همه اونا می‌خوان دنیا رو تغییر بدن. 20:49.414 --> 20:52.376 ‫من می‌خوام دنیای جدیدی بسازم، ‫ولی تنهایی از پسش برنمیام. 20:56.171 --> 20:58.382 ‫تو چی، کنتارو؟ ‫تو چی می‌خوای؟ 21:04.972 --> 21:07.724 ‫خب چرا حالا این تایتان؟ 21:09.768 --> 21:12.312 ‫اوه، الان می‌خوای ایرادگیر باشی؟ 21:12.437 --> 21:14.439 ‫تو عین من حرف می‌زنی. 21:14.606 --> 21:17.943 ‫می‌دونیم اون یکی به قدری بزرگ هست ‫تا شکافی برای خارج کردنت باز کنه. 21:18.568 --> 21:20.988 ‫چطوری؟ 21:21.113 --> 21:23.448 ‫از کجا می‌دونید؟ ‫از کجا می‌دونید این پایین چی هست؟ 21:25.284 --> 21:29.746 ‫خب می‌دونی، دکتر سوزوکی ‫یه جادوگریه واسه خودش. 21:29.913 --> 21:34.418 ‫تونست اون سیگنال تایتان رو ‫نزدیک به محل فرودتون شناسایی کنه. 21:35.460 --> 21:36.753 ‫تو کی هستی؟ 21:38.297 --> 21:40.257 ‫گفتی که عضو محرمانه‌ی عملیات ساعت شنی هستی. 21:40.424 --> 21:42.634 ‫من کل تیم رو می‌شناسم. 21:42.759 --> 21:44.845 ‫نمی‌تونی بیلی رو پیدا کنی، ‫منو فرستادی به یه تایتان ردیاب وصل کنم، 21:44.970 --> 21:46.888 ‫و من حتی اسمت رو نمی‌دونم. ‫پس کی هستی؟ 21:49.599 --> 21:50.851 ‫منصفانه‌ست، سرگرد. 21:50.976 --> 21:52.644 ‫می‌تونی منو سرهنگ صدا کنی. 21:52.769 --> 21:53.812 ‫آره. 21:53.979 --> 21:56.315 ‫دیر موقع به جمع محلق شدم. 21:56.440 --> 21:59.818 ‫بخشی از تیمی هستم که ‫سعی داریم این گندکاری رو جمع کنیم. 21:59.943 --> 22:02.446 ‫آره. ‫به گمونم باید سپاسگزار باشم، قربان. 22:05.282 --> 22:08.785 ‫باشه، خب چطوره راجع‌به خودت ‫برام تعریف کنی؟ 22:08.952 --> 22:11.580 ‫بیا سعی کنیم ارتباط رو باز نگه داریم. 22:11.705 --> 22:15.709 ‫خیلی‌خب. ‫چی دوست داری بدونی؟ 22:15.834 --> 22:19.129 ‫بذار با... خانواده چی؟ ‫خانواده داری؟ 22:19.254 --> 22:21.548 ‫هیچوقت ازدواج نکردم، ولی... 22:21.673 --> 22:25.802 ‫اخیرا با چندتا بچه سروکار پیدا کردم ‫که فکر کردن باباشون رو از دست دادن. 22:26.970 --> 22:29.014 ‫اونا الان یه جورایی مثل خانواده‌ام می‌مونن. 22:31.016 --> 22:34.603 ‫منم یه وضعیت مشابهی دارم. ‫من... 22:34.728 --> 22:37.731 ‫یه پسربچه بالا هست. ‫با مامانش دوست صمیمی‌ای بودم. 22:39.399 --> 22:42.319 ‫بهش گفتم برمی‌گردم. ‫بهش قول دادم. 22:42.486 --> 22:45.322 ‫پس کاری نکن دروغگو از آب در بیارم، سرهنگ. 22:48.325 --> 22:49.951 ‫عمرا بذارم. 22:51.370 --> 22:53.622 ‫خیلی‌خب. باشه. ‫صبر کن. 22:54.748 --> 22:56.875 ‫این چه کوفتیه؟ 22:57.000 --> 22:58.585 ‫- سرگرد، چی شده؟ ‫- نه، نه، نه. 22:58.710 --> 23:01.755 ‫بوی یه آتیش برقی میده ‫ولی... 23:03.006 --> 23:03.965 ‫فرار کن! 23:04.091 --> 23:05.509 ‫فورا فرار کن! 23:32.369 --> 23:34.121 ‫سرگرد، حالت خوبه؟ 23:36.123 --> 23:37.707 ‫آره. 23:37.874 --> 23:40.419 ‫اوه آره، صدمه و اینا زیاد دیدم. 23:40.585 --> 23:43.547 ‫ولی خوب شدنی‌ان. 23:47.217 --> 23:48.677 ‫یه لحظه صبر کن. 23:49.219 --> 23:51.263 ‫یا خدا. 23:51.388 --> 23:54.349 ‫مرکز، عمرا چیزی که دارم می‌بینم ‫رو باور کنید. 23:56.226 --> 23:59.146 ‫یه جور اردوگاهه. ‫اردو زده شده. 23:59.938 --> 24:02.691 ‫نمی‌دونم چیه. 24:02.816 --> 24:05.902 ‫چطور ممکنه کسی این پایین اردو زده باشه؟ 24:06.027 --> 24:08.029 ‫- سرگرد، این یه دستور مستقیمه. ‫- یا خدا. 24:08.155 --> 24:11.575 ‫از اون محل اردو دور شو ‫و مأموریت رو دنبال کن. 24:14.953 --> 24:16.288 ‫کیکو. 24:19.082 --> 24:20.375 ‫کیکو؟ 24:23.712 --> 24:25.297 ‫کیکو! 24:26.923 --> 24:28.091 ‫کِی! 24:34.806 --> 24:36.057 ‫چی نوشته؟ 24:36.183 --> 24:39.394 ‫خب، اگه دست‌خط بیلی رو درست خونده باشم، 24:39.519 --> 24:42.439 ‫باید مسیری باشه که برسه به حلقه‌های... 24:42.606 --> 24:43.940 ‫- اونجا! ‫- چی؟ 24:44.983 --> 24:46.193 ‫اوه. 24:55.494 --> 24:58.413 ‫- تو عاشقش بودی؟ ‫- عاشق بیلی؟ 24:59.456 --> 25:00.457 ‫شاو. 25:03.084 --> 25:04.669 ‫هوم. 25:04.794 --> 25:07.797 ‫نه. ما اینطوری نبودیم. 25:10.133 --> 25:11.134 ‫باشه. 25:12.093 --> 25:13.094 ‫بیشتر... 25:17.432 --> 25:18.808 ‫معنیش چیه؟ 25:20.185 --> 25:21.436 ‫وارد نشید. 25:31.154 --> 25:32.072 ‫چطور بریم داخل؟ 25:32.197 --> 25:33.740 ‫هوم. ‫باید بشه دورش زد. 25:41.498 --> 25:42.499 ‫یا اینطوری. 25:44.209 --> 25:45.377 ‫اینا چی‌ان؟ 25:47.170 --> 25:49.339 ‫نشانگر. برای قبر. 26:03.812 --> 26:05.689 ‫باید اونجا باشه. ‫جایی که... 26:05.855 --> 26:07.482 ‫زنه لرزش‌ها رو حس کرده. 26:22.122 --> 26:23.123 ‫کیکو! 26:24.541 --> 26:25.834 ‫کیکو! 26:26.585 --> 26:30.130 ‫کِی! کیکو! 26:30.255 --> 26:32.591 ‫باید آروم بگیری، پسر. 26:32.716 --> 26:34.551 ‫آروم بگیرم؟ ‫آروم بگیرم. 26:34.676 --> 26:35.760 ‫اون زنده‌ست و این پایینه. 26:35.885 --> 26:38.722 ‫می‌دونم، ولی قضیه پیچیده‌ست. 26:38.847 --> 26:42.267 ‫منظورت چیه که می‌دونی؟ 26:45.186 --> 26:47.022 ‫ها؟ ‫چی رو بهم نمیگی؟ 26:48.148 --> 26:49.399 ‫چیزهای خیلی زیادی، پسر. 26:53.570 --> 26:55.405 ‫و تو از مرکز مأموریت نیستی، مگه نه؟ 26:57.073 --> 27:00.702 ‫نه، نیستم. ‫ولی اینش مهم نیست. 27:01.536 --> 27:03.288 ‫فقط یه چیز مهمه. 27:03.413 --> 27:05.665 ‫هرجور شده از اون محافظت کنیم. 27:05.665 --> 27:07.917 ‫وای خدا. ‫تو واقعا عین من حرف می‌زنی. 27:09.836 --> 27:11.212 ‫دوباره بگو، لی. 27:13.214 --> 27:14.382 ‫چی؟ 27:14.507 --> 27:17.886 ‫حالا دوباره تکرار کن. 27:20.055 --> 27:21.556 ‫گفتم که تو... 27:24.059 --> 27:27.979 ‫عین من حرف می‌زنی. 27:30.440 --> 27:32.317 ‫یا خدا. 27:32.442 --> 27:36.279 ‫هول نکن، لی. 27:37.113 --> 27:38.073 ‫دارم عقلم رو از دست میدم. 27:38.198 --> 27:39.741 ‫هول نکن. 27:39.908 --> 27:40.867 ‫تو کی هستی؟ 27:43.745 --> 27:46.498 ‫من مسن‌تر توئم. 27:46.623 --> 27:48.333 ‫خودتم. 27:52.087 --> 27:53.254 ‫هر چیزی می‌خوای ازم بپرس. 27:54.589 --> 27:56.800 ‫اگه فقط توهم نزدم، 27:56.925 --> 27:59.928 ‫اگه خود منی، اگه واقعا منی... 28:02.555 --> 28:04.015 ‫می‌دونی که اون چقدر مهمه. 28:06.267 --> 28:07.477 ‫اون مأموریت من بود. 28:08.895 --> 28:14.150 ‫و من باید ازش محافظت می‌کردم. ‫ولی بیشتر از این... 28:14.317 --> 28:15.985 ‫تو عاشقشی. ‫می‌دونم. 28:16.111 --> 28:17.862 ‫نه، من هرگز اینو نگفتم. ‫هرگز اینو نگفتم. 28:17.987 --> 28:19.364 ‫- هرگز اینو نگفتم. ‫- نه. هرگز اجازه... 28:19.489 --> 28:20.740 ‫- هرگز نگفتم... ‫- هرگز به زبونش نیاوردی... 28:20.865 --> 28:23.576 ‫ولی من همیشه خیلی محتاط بودم. ‫حتی توی ذهن خودم. 28:23.702 --> 28:27.122 ‫من زخم‌هات رو دارم، لی. 28:31.584 --> 28:32.585 ‫همه‌شون رو. 28:35.714 --> 28:37.340 ‫کیکو دردناک‌ترینشون بود. 28:43.054 --> 28:44.973 ‫ولی اون زمان دیگه گذشته، لی. 28:50.478 --> 28:54.649 ‫اگه اون واقعا زنده‌ست، ‫لازم نیست گذشته باشه. 28:55.817 --> 28:57.444 ‫چرا، لازمه. 28:57.569 --> 29:02.073 ‫اون گفت، ‫"توی یه عمر دیگه، توی یه دنیای دیگه، 29:02.198 --> 29:03.616 ‫می‌تونیم باهم باشیم". 29:05.994 --> 29:08.163 ‫نه، اگه زنده‌ باشه ‫می‌تونم تغییرش بدم. 29:10.623 --> 29:12.667 ‫تغییرش هم میدم. 29:12.834 --> 29:14.919 ‫- نه، نه، نه، نه، نه. صبر کن، صبر کن. ‫- آره. 29:15.044 --> 29:19.340 ‫وایسا، وایسا. ‫لی، تکون نخور. دست نگه دار. 29:19.507 --> 29:20.550 ‫دست نگه دار. 29:30.393 --> 29:32.312 ‫اگه واقعا تغییرش بدم چی؟ 29:32.437 --> 29:34.981 ‫لی، تو بیشتر از اینا حالیته. 29:36.983 --> 29:37.984 ‫واقعا می‌دونم؟ 29:40.236 --> 29:41.196 ‫تو می‌دونی؟ 29:44.199 --> 29:46.618 ‫اگه بذاری الان بره پیشش، 29:46.743 --> 29:49.370 ‫کاملا ممکنه آینده‌اش رو تغییر بدی. 29:50.413 --> 29:52.457 ‫دیگه ثابت نخواهد بود. 29:52.582 --> 29:55.877 ‫و هر اتفاقی ممکنه رخ بده. 29:59.464 --> 30:02.133 ‫این تصمیمی نبود که الان بگیرم. 30:03.760 --> 30:05.094 ‫اون موقع تصمیم من بود. 30:13.228 --> 30:14.604 ‫می‌بینمش. 30:16.356 --> 30:19.150 ‫یه دلیل خوب بیار که ‫چرا نباید همین الان برم پیشش. 30:29.410 --> 30:30.453 ‫سه دلیل برات میارم. 30:32.080 --> 30:33.122 ‫یک، 30:33.248 --> 30:35.750 ‫اون الان نباید نجات پیدا کنه. 30:38.378 --> 30:41.130 ‫آره، می‌دونم... ‫می‌فهمم که آدم سرسختیه. 30:41.256 --> 30:43.925 ‫نظر خوبیه، ‫ولی من قسم خوردم ازش محافظت کنم. 30:44.050 --> 30:46.970 ‫ازش محافظت کنم. بله. ‫حتی در برابر خودم. 30:47.095 --> 30:49.931 ‫واقعا می‌خوای ریسک کنی که ‫با الان دخالت کردنت 30:50.056 --> 30:53.601 ‫اونو از مسیری منحرف کنی که ‫واقعا نجات پیدا می‌کنه؟ 30:56.938 --> 30:59.148 ‫تو که نمی‌دونی اگه الان مداخله کنم چی میشه. 30:59.315 --> 31:00.608 ‫اینو نمی‌دونی. 31:00.775 --> 31:02.694 ‫نه، نمی‌دونم. 31:02.819 --> 31:05.780 ‫ولی می‌دونم اگه مداخله نکنی ‫دقیقا چه اتفاقی می‌افته. 31:08.116 --> 31:10.994 ‫در آینده‌ای نزدیک تو نجاتش میدی، 31:11.160 --> 31:16.791 ‫و زندگی‌ای رو هم می‌کنه که ‫تو فکر می‌کردی مسئول از دست رفتنش بودی. 31:21.504 --> 31:23.089 ‫پشت در دوم چیه؟ 31:25.091 --> 31:26.509 ‫اون یکی بهتره. 31:29.304 --> 31:31.306 ‫اون بچه‌هایی که وارد زندگیم شدن؟ 31:35.018 --> 31:36.477 ‫بچه‌های هیرو هستن. 31:38.771 --> 31:39.898 ‫تو ازشون خوشت میاد، لی. 31:40.815 --> 31:42.233 ‫در آینده ازشون خوشت میاد. 31:43.151 --> 31:44.944 ‫ولی اگه کیکو زود بیاد بیرون 31:45.069 --> 31:49.824 ‫واقعا نمی‌دونیم که این چقدر جدی ‫می‌تونه همه‌چیز رو تغییر بده. 31:57.874 --> 31:59.000 ‫دلیل سوم چی؟ 32:02.170 --> 32:03.838 ‫این از همه‌شون سخت‌تره. 32:09.344 --> 32:13.514 ‫چون این لحظه‌ایه که ازش دل می‌کَنیم. 32:19.562 --> 32:21.731 ‫آره. برای اینکه نجاتش بدیم. 32:27.153 --> 32:28.279 ‫هیچ کاری نکن، لی. 32:30.949 --> 32:33.201 ‫فقط نگاه کن. 33:35.263 --> 33:36.639 ‫یه طناب. 33:39.892 --> 33:40.893 ‫اوه. 33:44.647 --> 33:46.441 ‫اون از طریق آب ارتباط برقرار می‌کنه. 33:46.566 --> 33:47.650 ‫این یه چاهه. 33:47.817 --> 33:49.360 ‫فکر کنم بقیه رفتن توی چاه 33:49.485 --> 33:50.820 ‫و نغمه‌ تایتان رو شنیدن. 33:52.613 --> 33:54.574 ‫خب، تو نمیری توی چاه، کیت. 33:56.909 --> 33:58.119 ‫کیت، دست نگه دار. ‫خطر داره. 33:58.286 --> 34:00.496 ‫چیزیم نمیشه. ‫من سبک‌ترم. 34:00.663 --> 34:04.375 ‫- اگه اتفاقی افتاد می‌تونی منو بکشی بالا. ‫- آره. 34:05.293 --> 34:06.961 ‫منم دقیقا همینو گفتم... 34:08.337 --> 34:09.297 ‫توی قزاقستان. 34:13.009 --> 34:17.680 ‫و از همون موقع، هر روز از اون اشتباه پشیمونم. ‫پس لطفا، نه. 34:20.641 --> 34:23.186 ‫اون اشتباه نبود. 34:23.186 --> 34:25.688 ‫اشتباه نبود. 34:28.357 --> 34:29.942 ‫دیگه باید چیکار می‌کردی؟ 34:32.320 --> 34:35.656 ‫تو هم مثل من باید به جواب می‌رسیدی. 34:40.620 --> 34:47.502 ‫بعضی اوقات چیزی که عذابمون میده ‫همون چیزیه که در امان نگهمون می‌داره. 34:50.088 --> 34:51.672 ‫بهت اعتماد دارم، کیت. 34:51.672 --> 34:53.299 ‫برو چیزی که اون پایین هست رو پیدا کن. 35:09.690 --> 35:10.691 ‫خیلی‌خب. 35:15.696 --> 35:17.907 ‫خب، تا الان چی رو فهمیدید؟ 35:19.117 --> 35:23.746 ‫خیلی‌خب، پس دستگاه وارد سیستم عصبی میشه 35:23.913 --> 35:25.373 ‫و سیگنال‌ها رو دستکاری می‌کنه. 35:26.749 --> 35:30.086 ‫خب، کارش دستکاری نیست. ‫درک کردنه. 35:30.253 --> 35:32.338 ‫ایده برندا این بود که سیگنال‌های بی‌‌وقفه‌ای 35:32.463 --> 35:35.591 ‫به مغز بفرستیم و برگردونیم ‫تا زمانی که زبانش رو یاد بگیریم. 35:37.927 --> 35:39.804 ‫راستی، می‌خواستم ازت تشکر کنم... 35:41.013 --> 35:45.017 ‫که کاری کردی ‫توی این قضیه به دردسر نیفتم. 35:45.935 --> 35:47.103 ‫از من تشکر نکن. ‫از برندا تشکر کن. 35:48.479 --> 35:49.897 ‫بابت چی؟ 35:50.064 --> 35:53.067 ‫می‌تونم بذارم رونوشت ‫جلسه توجیهی‌اش با مونارک رو بخونی. 35:54.485 --> 35:56.946 ‫نه تنها اینکه اسم تو رو نیاورد، 35:57.071 --> 36:00.575 ‫بلکه خیلی زیرکانه طفره رفت که کسی نفهمه. 36:05.246 --> 36:06.956 ‫نمی‌دونم چرا چنین کاری کرده. 36:09.125 --> 36:10.751 ‫به گمونم همه معماها رو نمیشه باهم حل کرد. 36:28.394 --> 36:30.271 ‫می‌خوای بازی شماره پلاک کنیم؟ 36:32.481 --> 36:34.609 ‫چی؟ 36:34.775 --> 36:37.737 ‫تا فرودگاه دو ساعت راهه. ‫فقط می‌خوام کمتر معذب باشیم. 36:39.488 --> 36:42.200 ‫- من ازت نمی‌خواستم باهام بیای. ‫- می‌دونم. 36:42.325 --> 36:46.871 ‫ولی با خودم گفتم اینطوری دو ساعت وقت دارم ‫تا قانعت کنم نری. 36:46.996 --> 36:49.457 ‫و طبق برنامه تا فردا بمونی. 36:50.499 --> 36:54.003 ‫چرا؟ چرا من برات اهمیت دارم؟ 36:59.634 --> 37:01.344 ‫حقیقتش، بعد از اتفاقی که با پدرت افتاد، 37:01.469 --> 37:02.762 ‫فکر می‌کردم تو درک می‌کنی. 37:04.972 --> 37:08.100 ‫خانواده‌های هر دومون ‫سال‌هاست که درگیر مشکل تایتان‌هان، 37:08.226 --> 37:10.436 ‫و فقط هم بدتر شده. 37:10.561 --> 37:12.647 ‫من واقعا فکر می‌کنم که دیگه وقت ایده‌هایی جدیده. 37:12.772 --> 37:13.856 ‫منظورت ایده‌‌های توئه. 37:14.023 --> 37:15.191 ‫از داخل سازمان شاهدش بودیم. 37:15.316 --> 37:17.318 ‫ما هم دقیقا به اندازه هر کسی ‫صلاحیتش رو داریم، 37:17.443 --> 37:19.028 ‫و مگه همونقدر هم مایه‌ای برای ریسک نداریم؟ 37:19.153 --> 37:20.404 ‫می‌فهمم. 37:20.404 --> 37:21.656 ‫تو خرپولی. 37:21.822 --> 37:22.907 ‫عادت داری به چیزی که می‌خوای برسی. 37:23.032 --> 37:24.700 ‫این هیچ ربطی به پول نداره. 37:24.825 --> 37:26.160 ‫برو اینو به آدم‌های خرپول بگو. 37:26.327 --> 37:28.871 ‫بابای من پولداره، باشه؟ 37:28.996 --> 37:31.207 ‫من هرچی که دارم رو ‫واسه این کار ریسک کردم. 37:31.332 --> 37:34.335 ‫اگه ما موفق نشیم، دیگه هیچی ندارم. 37:35.336 --> 37:36.671 ‫"ما"؟ 37:39.590 --> 37:42.885 ‫یادته شبی که توی توکیو آشنا شدیم ‫راجع‌به چی حرف زدیم؟ 37:43.010 --> 37:47.348 ‫اینکه چطور از روز گودزیلا چهار سال می‌گذره ‫و هنوزم تغییری ایجاد نشده؟ 37:47.473 --> 37:50.351 ‫مونارک، ارتش، شرکت‌ها 37:50.476 --> 37:52.061 ‫یا حتی پدرم هم ‫زندگی رو برامون امن‌تر نکردن. 37:52.228 --> 37:53.938 ‫الان هیچی نمی‌تونه ما رو در امان نگه داره. 37:54.063 --> 37:57.525 ‫دقیقا. ‫الان هیچی نمی‌تونه ما رو در امان نگه داره. 37:57.692 --> 37:59.610 ‫روز گودزیلا یک‌روزه دنیا رو تغییر داد، 37:59.735 --> 38:02.154 ‫ولی اگه اینطوری نمی‌شد چی؟ 38:04.156 --> 38:07.159 ‫چی می‌شد که بتونیم توی دنیایی ‫بدون روز گودزیلا زندگی کنیم؟ 38:07.285 --> 38:08.869 ‫این دیوونگیه. 38:11.956 --> 38:14.417 ‫یعنی، خودت با محور هستی آشنایی. 38:14.583 --> 38:17.378 ‫می‌دونی که قوانین دیوونگی اونجا صدق نمی‌کنن. 38:18.546 --> 38:19.588 ‫چی داری میگی؟ 38:19.714 --> 38:21.507 ‫الان دیگه مطمئن نیستم ‫بخوام بهت بگم، 38:21.632 --> 38:22.967 ‫مگه اینکه بدونم همراهیم می‌کنی. 38:29.432 --> 38:30.433 ‫بذار یه سوال ازت بپرسم. 38:32.560 --> 38:36.856 ‫به نظرت چرا پدرت رازش راجع‌به اینکه 38:38.190 --> 38:39.191 ‫کجا بود رو به تو گفت؟ 38:47.283 --> 38:51.579 ‫نه به کیت. نه به کس دیگه‌ای. ‫به تو گفت. 38:53.456 --> 38:56.334 ‫شاید به خاطر این بود که می‌خواست ‫برای خودت تصمیم بگیری... 38:57.543 --> 39:00.212 ‫بدون اینکه اهمیتی به نظر بقیه بدی. 39:02.798 --> 39:03.758 ‫دقیقا مثل کاری که خودش کرد. 39:13.684 --> 39:15.436 ‫- اینطوری خوبه؟ ‫- عالیه. 39:15.561 --> 39:17.605 ‫خیلی‌خب. هوم. 39:17.772 --> 39:21.275 ‫- و همین که احساس خطر کردی... ‫- بلند داد می‌زنم. 39:22.443 --> 39:25.154 ‫مراقب باش. ‫نمی‌تونم تو رو هم از دست بدم. 39:26.947 --> 39:29.325 ‫فقط داشتم فکر می‌کردم، 39:29.325 --> 39:31.702 ‫که اگه می‌تونستم این کارو با هرکسی انجام بدم... 39:34.372 --> 39:35.623 ‫بازم خوشحالم اون شخص تویی. 39:42.171 --> 39:45.299 ‫آماده‌ای؟ 39:46.342 --> 39:47.343 ‫آماده‌ام. 39:47.927 --> 39:48.844 ‫خیلی‌خب. 40:09.323 --> 40:12.743 ‫ادامه بده. مستقیم برو. 40:13.411 --> 40:16.831 ‫خیلی‌خب. ‫چقدر فاصله دارم؟ 40:16.956 --> 40:19.166 ‫دور نیستی. الاناست برسی. ‫روبروته. 40:19.291 --> 40:20.960 ‫از کجا می‌دونی؟ 40:21.085 --> 40:26.006 ‫چون دفعه قبل که اون پایین بودم ‫و کیکو رو نجات دادیم دیدمش. 40:27.049 --> 40:28.092 ‫فکر کنم یه چیزی می‌بینم. 40:29.510 --> 40:35.891 ‫یه توده بزرگی از زمین که حدود نیم کیلومتر جلوتره. 40:36.016 --> 40:38.436 ‫- عین یه لونه زنبور جهنمی می‌مونه. ‫- لونه زنبور جهنمی؟ 40:38.561 --> 40:41.063 ‫آره، خودشه. ‫حالا حواست رو جمع کن 40:41.188 --> 40:42.898 ‫چون اوضاع قراره سخت بشه. 40:46.986 --> 40:48.863 ‫اوه، اون چه کوفتیه؟ 41:03.669 --> 41:05.379 ‫یا خدا. 41:43.125 --> 41:45.169 ‫- یکم بیشتر طناب شل کن. ‫- باشه. 42:10.319 --> 42:11.779 ‫کیت! 42:11.946 --> 42:14.406 ‫کیت! 42:15.950 --> 42:17.493 ‫کیت! 42:20.788 --> 42:23.374 ‫هروقت پیداش کردی بهم بگو. ‫راهنماییت می‌کنم کجا بری. 42:23.499 --> 42:28.379 ‫خیلی‌خب، می‌بینمش. می‌بینمش. ‫بزرگه. 42:35.135 --> 42:37.638 ‫خیلی‌خب. اون پشتشه. ‫حالا برو بغل صخره. 42:37.763 --> 42:39.348 ‫توی اون صخره پیله بسته. 42:39.473 --> 42:41.183 ‫مثل یه پوسته می‌مونه. 42:41.350 --> 42:43.561 ‫می‌شکونیش و اون طرف پیداش می‌کنی. 42:44.562 --> 42:45.896 ‫صخره رو بشکون. 42:46.021 --> 42:48.649 ‫- دقیقا همینجا؟ ‫- خیلی‌خب. حالا بزن خردش کن. 42:49.483 --> 42:51.026 ‫باشه. 42:51.193 --> 42:54.530 ‫خیلی‌خب. 42:59.451 --> 43:03.205 ‫صبر کن. صبر کن. ‫اگه شروع به پتک زدن بکنم بیدار میشه؟ 43:03.372 --> 43:05.666 ‫فکر کنم توی یه... 43:05.833 --> 43:08.502 ‫مثلا یه حالت پیله‌ای؟ ‫توی خواب مطلق هست؟ 43:08.669 --> 43:10.337 ‫مثل یه کوسه خوابیده‌ست. 43:10.462 --> 43:12.923 ‫باشه. خب، این خیلی احمقانه‌ست، ‫ولی شروع می‌کنم. 43:24.476 --> 43:26.353 ‫خیلی‌خب، خیلی‌خب. ‫خیلی‌خب. پوستش رو می‌بینم. 43:26.520 --> 43:29.607 ‫- انگار داره نفس می‌کشه. ‫- خیلی‌خب. 43:29.732 --> 43:31.817 ‫اوه، عجب. ‫خیلی‌خب. 43:32.610 --> 43:34.361 ‫خیلی‌خب، پس... 43:34.528 --> 43:36.739 ‫خیلی‌خب. ‫حالا ردیاب رو بذار داخل. 43:36.864 --> 43:39.241 ‫- فرو می‌کنمش داخل. ‫- آره، فرو کن بره داخل. 43:41.285 --> 43:45.122 ‫خیلی‌خب. تموم شد. ‫خیلی‌خب. رفت داخل. 43:45.247 --> 43:47.583 ‫- فرستادمش داره. ‫- گفت رفت داخل. 43:48.167 --> 43:49.168 ‫آره. 43:50.753 --> 43:53.380 ‫ایناهاش! 43:53.505 --> 43:55.424 ‫سیگنال دریافت کردیم. ‫گیرش آوردیم. 43:56.258 --> 43:58.969 ‫حله، مأموریت. ‫خدای من. 43:59.094 --> 44:01.388 ‫- لعنتی. اوه، گندش بزنن. ‫- ولی مراقب باش. 44:01.513 --> 44:03.390 ‫آره. 44:03.515 --> 44:04.558 ‫داره میاد بیرون. 44:05.726 --> 44:07.936 ‫ای گندش بزنن. ‫یا خدا. 44:28.666 --> 44:29.875 ‫کیت! 44:33.295 --> 44:34.546 ‫کیت! 44:45.933 --> 44:49.311 ‫کیت! کیت! 44:51.814 --> 44:53.148 ‫کیت! 44:53.982 --> 44:55.192 ‫صدام رو می‌شنوی؟ 44:55.317 --> 44:56.777 ‫بله! 44:59.947 --> 45:01.699 ‫حالت خوبه؟ 45:01.824 --> 45:05.577 ‫خوبم! ‫می‌دونم که زن‌ها این پایین چی می‌شنیدن. 45:05.703 --> 45:09.164 ‫داره نغمه تایتان رو تقویت می‌کنه. 45:09.331 --> 45:10.958 ‫یه تونل هست. 45:12.501 --> 45:14.712 ‫فکر کنم ممکنه به اقیانوس برسه. 45:15.462 --> 45:16.547 ‫باشه. 45:16.672 --> 45:17.673 ‫میرم دنبالش کنم. 45:18.632 --> 45:19.633 ‫مواظب باش. 45:21.301 --> 45:23.971 ‫صدام رو می‌شنوی؟ 45:24.138 --> 45:25.806 ‫آره. 45:25.806 --> 45:27.516 ‫صدات رو می‌شنوم. 45:27.641 --> 45:32.604 ‫فقط اینکه... لعنتی. ‫صدات دورتر می‌زنه. 45:32.730 --> 45:37.317 ‫خیلی‌خب، حالا گوش بده چی میگم. ‫باید به وسیله نقلیۀ ورودی برگردی. 45:37.484 --> 45:41.822 ‫یه درخت بزرگ و چنگال‌مانند همون نزدیکی هست. ‫می‌دونم که دیدیش. 45:42.698 --> 45:45.033 ‫باشه. چرا اونجا؟ 45:45.200 --> 45:48.412 ‫چون اژدهای بیلی اونجا میاد سراغت. 45:49.955 --> 45:51.415 ‫گلیمت رو از آب بکش بیرون، ‫از شکاف رد شو. 45:51.540 --> 45:52.875 ‫وقتی باز بشه، همراهش خارج میشی. 45:53.000 --> 45:54.168 ‫باشه. 45:54.293 --> 45:55.919 ‫بعد مطمئنی که اینطوری می‌رسم خونه؟ 45:56.044 --> 45:57.296 ‫مطمئنی؟ 45:57.421 --> 45:59.381 ‫لی، کاملا مطمئنم. 46:03.218 --> 46:04.845 ‫تو مرد خوبی هستی، سرگرد. 46:04.970 --> 46:06.972 ‫اینو فراموش نکن. 46:06.972 --> 46:08.974 ‫خیلی تلاش کن فراموشش نکنی. ‫کار راحتی نیست. 46:13.395 --> 46:15.189 ‫مراقبش باش، باشه؟ 46:16.523 --> 46:18.734 ‫مراقب بچه‌های هیروشی هم باش. 46:18.901 --> 46:20.861 ‫ارتباط‌مون داره قطع میشه، مگه نه؟ 46:30.746 --> 46:31.747 ‫آره. 46:33.749 --> 46:34.750 ‫وقتش رسیده که بری. 47:20.796 --> 47:22.422 ‫آهای؟ 47:25.592 --> 47:26.635 ‫کیت! 47:27.386 --> 47:28.470 ‫آهای؟ 47:30.097 --> 47:31.098 ‫کیت؟ 47:32.850 --> 47:34.768 ‫- کیت! ‫- هی. 47:37.771 --> 47:40.232 ‫خدای من. ترسوندیم. 47:40.399 --> 47:43.277 ‫چطوری برگشتی؟ 47:43.443 --> 47:46.947 ‫مجموعه‌ای از تونل هست. ‫یکیشون به بالا پشت اینجا رسوند. 47:48.407 --> 47:50.951 ‫حالا می‌دونم چه حسی داره. 47:51.076 --> 47:53.161 ‫واسه یه لحظه، واقعا فکر کردم که اون چاه جن زده‌ست. 47:53.287 --> 47:54.204 ‫فکر نکنم. 47:54.329 --> 47:56.999 ‫اون پایین حس متفاوتی داشت. 47:57.165 --> 48:00.627 ‫همه‌چیز خیلی واضح‌تر بود. 48:00.752 --> 48:03.088 ‫فکر کنم زن‌ها نغمه تایتان رو حس کردن، 48:03.213 --> 48:04.965 ‫و رفتن توی چاه تا بهش گوش بدن. 48:05.090 --> 48:06.633 ‫که به نظر بقیه دیوونگی اومده. 48:06.758 --> 48:09.803 ‫دقیقا. ‫فکر نمی‌کنم تایتان گم شده باشه. 48:11.221 --> 48:12.472 ‫فکر نمی‌کنم خطرناک باشه. 48:14.099 --> 48:15.475 ‫فکر می‌کنم فقط به کمک ما نیاز داره. 48:28.530 --> 48:29.489 ‫تاکسی رسید، زوک. 48:29.656 --> 48:30.866 ‫- باشه. ‫- همینه؟ 48:31.033 --> 48:35.704 ‫بله، سیگنالش قویه. ‫داره به سمت استرالیا میره. 48:35.829 --> 48:37.205 ‫باشه. 48:37.331 --> 48:43.045 ‫مطمئنی که می‌خوای این کارو انجام بدی؟ 48:43.170 --> 48:45.797 ‫خب، برنامه هیچوقت تغییر نکرده بود، زوک. 48:45.923 --> 48:48.175 ‫اتفاق بعدی همیشه قرار بود بی‌افته. 48:51.345 --> 48:55.724 ‫خب، حالا سرنوشت ما رو به کجا می‌بره؟ 49:01.229 --> 49:02.189 ‫ما رو نه، زوک. 49:04.816 --> 49:05.734 ‫فقط من. 49:05.859 --> 49:08.695 ‫اوه. 49:08.820 --> 49:13.784 ‫فکر کردی زیادی پیرم که ‫توی این مأموریت همراهیت کنم؟ 49:13.909 --> 49:16.411 ‫به هیچ‌وجه، زوک. 49:16.536 --> 49:20.082 ‫ولی متاسفانه بخش بعدی ‫یه کار یک‌نفره‌ست. 49:20.207 --> 49:24.503 ‫می‌ترسی که این پیرمرد صد ساله ‫دیگه ممکنه برنگرده؟ 49:30.258 --> 49:33.762 ‫فکر می‌کنی که خودت ممکنه برنگردی. 49:40.268 --> 49:41.269 ‫خدانگهدار، دوست قدیمی. 49:43.397 --> 49:45.399 ‫- چی گیر آوردی؟ ‫- قربان، ما داریم... 49:45.524 --> 49:48.568 ‫یه سیگنال عجیب دریافت می‌کنیم. ‫اچ‌.جی 1-0. 49:51.613 --> 49:52.948 ‫ساعت شنی 1-0؟ 49:55.117 --> 49:57.411 ‫اون سیگنال اصلی اولین وسیله نقلیۀ ورودی 49:57.577 --> 49:58.912 ‫به محور هستی بود. 49:59.871 --> 50:01.748 ‫واسه سال 1962 هست. ‫چرا؟ 50:01.873 --> 50:03.583 ‫فعال شده. 50:03.750 --> 50:07.546 ‫ولی اون محفظه تقریبا 60 سال قدمت داره ‫و توی جزیره جمجمه نابود شد. 50:07.671 --> 50:10.298 ‫خیلی‌خب. ‫نشانگرهای سرعت رو بالا بیارید. 50:10.465 --> 50:12.342 ‫داره با سرعت بیش از 40 گره حرکت می‌کنه. 50:12.342 --> 50:14.219 ‫سیستم ماهواره‌ای جی‌تس داره تایید می‌کنه ‫که تایتان ایکس هست. 50:16.596 --> 50:20.600 ‫خب قربان، همونطور که قول داده بودم ‫اینم از تایتان‌تون. 50:25.480 --> 50:26.982 ‫داره چه غلطی می‌کنه؟ 50:43.623 --> 50:48.628 www.Doostihaa.com