WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:30.458 --> 00:31.791 ‫برو! 00:42.291 --> 00:43.666 ‫بزنش! 00:58.208 --> 00:59.750 ‫تموم شد! 01:50.375 --> 01:55.541 ‫پس از اینکه دادستان کل، پیرلوئیجی فورنو، ‫اتهامات وارده رو فورا ثبت و اعلام کرد، 01:55.625 --> 01:58.541 ‫دادگاه جنایی تورین قراره ‫میزبان اتفاقی باشه... 01:58.625 --> 01:59.916 ‫که خیلی از مطبوعات محلی... 02:00.000 --> 02:03.208 ‫بهش لقب «محاکمه جنجالی قرن» رو دادن. 02:03.791 --> 02:06.666 ‫- خجالت بکش! ‫- خجالت بکش! 02:06.750 --> 02:08.750 ‫از قاتل دفاع می‌کنی! 02:15.416 --> 02:17.541 ‫می‌شه گفت به حداقل به لحاظ عمومی، 02:17.625 --> 02:21.458 ‫حضار بیرون در دادگاه برای متهم ‫گراتزیا فونتانا که قراره محاکمه بشه، 02:21.541 --> 02:23.416 ‫حکم گناهکار صادر کردن. 02:24.958 --> 02:28.083 ‫دادستان تلگرافی داره که ‫دو روز قبل از عید پاک... 02:28.166 --> 02:29.250 ‫به شوهرت زده بودی. 02:29.333 --> 02:32.958 ‫- امکان نداره. ‫- ولی داره. خودم دیدم. 02:33.625 --> 02:36.583 ‫به طور واضح ازش خواسته بودی ‫که خونه ما بیاد. 02:38.958 --> 02:40.500 ‫تو بگو. 02:40.583 --> 02:43.250 ‫نه، نه. نه، نه. ‫لیدیا، به خدا من تلگراف نزدم. 02:43.333 --> 02:44.750 ‫گراتزیا، من باورت دارم. ولی... 02:45.833 --> 02:48.791 ‫مهم اینه که هیئت‌منصفه ‫چه فکری می‌کنه، نه من. 02:48.875 --> 02:50.291 ‫شاید جعلیه. 02:50.375 --> 02:51.250 ‫آها، عالیه! 02:51.333 --> 02:53.625 ‫می‌تونیم دادستانی و پلیس رو... 02:53.708 --> 02:57.166 ‫به ایجاد توطئه متهم کنیم. ‫چرا به ذهن خودمون نرسیده بود؟ 02:57.250 --> 02:59.791 ‫توطئه‌ای در کار نیست، ‫چون من هیچی ننوشتم. 02:59.875 --> 03:03.166 ‫گراتزیا، گوش کن. ‫شاید الان به نظرت مسخره بیاد، 03:03.250 --> 03:06.875 ‫ولی ازت می‌خوام قبول کنی ‫که اون تلگراف رو خودت زدی. 03:06.958 --> 03:11.416 ‫بگو یه لحظه احساس ناامیدی کردی ‫چون نقشه فرارت شکست خورده بود، 03:11.500 --> 03:14.875 ‫و می‌دونستی اگه برگردی خونه، ‫قراره تا حد مرگ کتک بخوری. 03:14.958 --> 03:19.000 ‫- از روی ترس دعوتش کردی. ‫- اینطوری فکر می‌کنن نقشه داشتم. 03:19.083 --> 03:21.333 ‫شاید درک کنن که ترسیده بودی، 03:21.416 --> 03:23.916 ‫و می‌خواستی در حضور بقیه ببینیش. 03:24.000 --> 03:26.500 ‫فقط اینطوری می‌تونیم ‫از آسیب‌هاش جلوگیری کنیم، 03:26.583 --> 03:28.916 ‫که فکر نکنن تو سو نیت داشتی. 03:31.458 --> 03:32.541 ‫درسته؟ 03:36.625 --> 03:37.791 ‫شاید جواب بده. 03:44.833 --> 03:46.625 ‫من همیشه بهت اعتماد داشتم. 03:50.083 --> 03:51.791 ‫حالا تو باید بهم اعتماد کنی. 03:58.958 --> 04:00.375 ‫- سلام. ‫- سلام. 04:02.166 --> 04:04.625 ‫قیام کنید. دادگاه رسما شروع شد. 04:11.166 --> 04:13.291 ‫متهم توی دادگاه حضور داره؟ 04:13.875 --> 04:15.833 ‫- بله. ‫- وکیلتون کیه؟ 04:15.916 --> 04:20.958 ‫منم جناب قاضی. ‫انریکو پوئت از کانون وکلای تورین. 04:21.041 --> 04:23.833 ‫خانم پوئت، اگه اشتباه نکنم، 04:23.916 --> 04:28.541 ‫دادگاه استیناف حکمی صادر کرده ‫که توسط دادگاه رسیدگی تایید شده، 04:28.625 --> 04:32.375 ‫و عضویت شما در ‫کانون وکلا رو ابطال کرده. 04:32.458 --> 04:33.291 ‫درسته. 04:33.375 --> 04:38.250 ‫جناب قاضی، خانم پوئت صرفا ‫به عنوان دستیار حضور دارن. 04:38.333 --> 04:42.208 ‫خب، اگه اصراری به کمکش هست، ‫باید جای بهتری پیدا کنه. 04:42.291 --> 04:45.250 ‫جناب قاضی، می‌شه بپرسم ‫دقیقا کدوم بند و کدوم ماده... 04:45.333 --> 04:47.833 ‫وکیل رو از داشتن دستیار خانم منع می‌کنه؟ 04:47.916 --> 04:50.916 ‫اگه همین الان از روی ‫اون نیمکت بلند نشی، 04:51.416 --> 04:54.000 ‫مجبورم بگم تا بیرون دادگاه هدایتت کنن. 04:55.916 --> 05:01.583 ‫باشه جناب قاضی، امیدوارم قضات دیگه ‫به اندازه شما سوگیری نداشته باشن. ممنون. 05:03.291 --> 05:05.083 ‫اعضای محترم هیئت‌منصفه، 05:05.166 --> 05:08.875 ‫لطفا این دیدگاه شرم‌آور رو نادیده بگیرید، 05:08.958 --> 05:12.958 ‫و فقط به شواهد و شهادت‌ها تکیه کنید، 05:13.041 --> 05:15.583 ‫تا براساس وجدان و باورهای خودتون، 05:15.666 --> 05:17.875 ‫اون‌ها رو ارزیابی کنید، 05:17.958 --> 05:23.750 ‫که با انصاف و بی‌طرفی خودتون تصمیمی درخور ‫اعضای امین و آزاد هیئت‌منصفه بگیرید. 05:23.833 --> 05:25.291 ‫سوگند می‌خورم. 05:25.375 --> 05:32.208 ‫گراتزیا فونتانا تحت بندهای ۵۲۶ ‫و ۵۲۸ در تاریخ... 05:32.291 --> 05:35.500 ‫روز دهم آوریل ۱۸۸۷ در شهر تورین، 05:35.583 --> 05:38.666 ‫متهم به قتل عمد... 05:38.750 --> 05:44.208 ‫ناخدا گوئیدو فونتانا، ‫با سو نیت و برنامه قبلی بوده. 05:44.291 --> 05:47.291 ‫فرآیند پرسش و پاسخ از ‫متهم رو آغاز می‌کنیم. 05:50.458 --> 05:53.833 ‫جناب قاضی، به خداوندی خدا قسم، ‫من هیچ‌وقت نخواستم شوهرم بمیره. 05:53.916 --> 05:55.958 ‫فقط می‌خواستم از خودم ‫و دخترم محافظت کنم. 05:56.541 --> 05:58.958 ‫آقایون، سوال دیگه‌ای ندارید؟ 05:59.041 --> 06:00.833 ‫خیر جناب قاضی. 06:03.166 --> 06:08.375 ‫شما اذعان داشتین که از حضور شوهرتون ‫برای ناهار عید پاک... 06:08.458 --> 06:11.875 ‫در منزل پوئت‌ها شوکه شدین. 06:12.875 --> 06:13.875 ‫درست می‌گم؟ 06:14.708 --> 06:17.708 ‫با این حال ما مدارکی داریم ‫که نشون می‌ده دو روز قبل از ارتکاب جرم، 06:17.791 --> 06:21.458 ‫شما تلگرافی به ایشون زده بودین. 06:22.333 --> 06:24.500 ‫این سند شماره ۱۲ ‫در مدارک پرونده قرار گرفته. 06:28.583 --> 06:32.958 ‫«تورین خونه لیدیا پوئتیم.» 06:33.458 --> 06:34.625 ‫«منتظرتم.» 06:35.250 --> 06:36.166 ‫«گراتزیا.» 06:37.416 --> 06:41.583 ‫می‌شه بگید چرا از حضور شوهرتون... 06:41.666 --> 06:43.125 ‫شوکه شده بودین؟ 06:43.208 --> 06:46.583 ‫اصلا چه دلیلی داره ‫حرف‌های دیگه شما رو باور کنیم؟ 06:52.583 --> 06:54.375 ‫چون من اون تلگراف رو نزدم. 06:55.125 --> 06:56.208 ‫دروغگو! 06:57.208 --> 06:58.125 ‫دروغگو! 06:58.208 --> 06:59.583 ‫ساکت! 06:59.666 --> 07:01.625 ‫این تلگراف جعلیه جناب قاضی. 07:01.708 --> 07:04.208 ‫دفاعیه نهاییتون همینه؟ 07:04.291 --> 07:06.708 ‫که زحمات افسران رو بی‌اعتبار کنین؟ 07:06.791 --> 07:08.083 ‫نه. 07:08.125 --> 07:09.625 ‫نه جناب قاضی. 07:11.041 --> 07:13.541 ‫بیشتر باید گفت کار من بی‌اخلاقی بود... 07:13.625 --> 07:17.208 ‫که قبل از شروع فرآیند پرسش و پاسخ، ‫به خانم فونتانا بگم چه جوابی بدن. 07:17.291 --> 07:21.375 ‫اگرچه این شواهد هیچ بررسی ‫موشکافانه‌ای نشدن... 07:21.458 --> 07:23.708 ‫تا اصالت و حقیقی‌بودن ‫این تلگراف رو تایید کنن. 07:23.791 --> 07:25.125 ‫بذارین ببینم درست فهمیدم؟ 07:25.208 --> 07:28.250 ‫شما درخواست تحلیل متخصصان... 07:28.333 --> 07:31.500 ‫برای اثبات واقعیت مدرک رو دارین؟ 07:31.583 --> 07:32.416 ‫بله. 07:32.500 --> 07:34.750 ‫بسیارخب. درخواستتون رد شد. 07:36.333 --> 07:37.833 ‫می‌خواید اعتراض کنید؟ 07:38.000 --> 07:39.000 ‫نه. 07:39.041 --> 07:40.416 ‫نه، ممنونم جناب قاضی. 07:40.500 --> 07:42.333 ‫تنفس در دادگاه برقراره. 08:02.416 --> 08:06.250 ‫خب، در نهایت... ‫اونقدر هم بد نشد. 08:11.500 --> 08:15.041 ‫لیدیا، می‌دونستی در نهایت ‫این روز فوق‌العاده... 08:15.125 --> 08:16.625 ‫زناردلی هم بهم زنگ زد؟ 08:16.708 --> 08:19.625 ‫لحنی که پشت تلفن گرفته بود ‫چندان دلگرم‌کننده نبود. 08:20.125 --> 08:21.833 ‫- نگفت ازت چی می‌خواد؟ ‫- نه. 08:22.416 --> 08:24.875 ‫گفت میاد تورین همدیگه رو ببینیم. 08:24.958 --> 08:27.208 ‫پس هر موقع اومد، ‫اگه دیدیم مشکلی وجود داره، 08:27.291 --> 08:28.583 ‫با هم حلش می‌کنیم. 08:29.333 --> 08:30.166 ‫به اینجام رسیده. 08:30.250 --> 08:34.708 ‫لیدیا، باید درکی کنی که ارتباط ‫زناردلی و انریکو مثل زن و شوهرهاست، 08:35.833 --> 08:38.708 ‫که یک حرکت اشتباه ‫باعث می‌شه زندگیشون بپاشه. 08:39.333 --> 08:42.083 ‫آقای فراری همین خونه بغل رو ‫می‌خواد اجاره کوتاه‌مدت بده. 08:42.166 --> 08:45.583 ‫- می‌تونم برات تخفیف بگیرم. ‫- جای گرمای حضورت رو نمی‌گیره انریکو. 08:45.666 --> 08:47.125 ‫شومینه قشنگی داره. 08:47.208 --> 08:49.666 ‫کونسوئلو خوشش میاد. ‫می‌تونی خودت رو بندازی توش. 08:49.750 --> 08:51.291 ‫بسه انریکو! 08:52.541 --> 08:54.958 ‫یاکوپ تا هر موقع بخواد ‫می‌تونه پیش ما بمونه. 09:01.000 --> 09:02.625 ‫مرسی آلبرتینا. می‌تونی بری. 09:04.083 --> 09:05.583 ‫می‌شه یه چیزی بگم؟ 09:07.041 --> 09:08.083 ‫راحت باش. 09:09.291 --> 09:11.208 ‫راستش من وکیل می‌خوام. 09:15.166 --> 09:16.625 ‫آلبرتینا، زدی یکی رو کشتی؟ 09:17.208 --> 09:23.166 ‫نه خانم. چرا همچین فکری کردین؟ ‫واسه فامیلمونه. ارنستو دوتزا. 09:23.250 --> 09:25.458 ‫خیلی آدم خوبیه. ‫آزارش به مورچه نمی‌رسه. 09:27.333 --> 09:30.333 ‫پلیس می‌گه مرتکب قتل یه بوکسور شده. 09:30.833 --> 09:34.333 ‫بعضی وقت‌ها می‌رفتم مسابقه ‫بوکس نگاه می‌کردم که هوا عوض کنم. 09:34.833 --> 09:37.166 ‫از وقتی پسرم مرد شروع کردم. 09:37.666 --> 09:41.125 ‫نوشیدنی‌هاش ارزون بود، ‫بعضی وقت‌ها هم شرط می‌بستم. 09:41.833 --> 09:44.541 ‫اون شب چند تا بازی دیدم ‫و بعدش بلند شدم که برم. 09:48.375 --> 09:50.000 ‫وقتی اومدم بیرون... 09:52.291 --> 09:54.750 ‫یه پسره رو دیدم که سرش توی آبه. 09:54.833 --> 09:56.375 ‫آهای! چیکار می‌کنی؟ 09:58.250 --> 10:01.791 ‫می‌خواستم به هوش بیارمش، ‫ولی یکی داد زد و گفت من کشتمش. 10:01.875 --> 10:03.791 ‫نزدیک بود حلق‌آویزم کنن. 10:03.875 --> 10:06.166 ‫می‌شه بپرسم چه نسبتی ‫با قربانی داشتین؟ 10:06.250 --> 10:07.125 ‫هیچ نسبتی. 10:07.625 --> 10:10.083 ‫یعنی اسمش رو که می‌دونستم، 10:10.166 --> 10:12.916 ‫چند باری مبارزه‌هاش رو دیده بودم. ‫ولی فقط همین. 10:13.000 --> 10:15.083 ‫معذرت می‌خوام. ‫بذارین چند قدم بریم عقب. 10:15.666 --> 10:19.666 ‫توی این گردهمایی‌ها که می‌رفتین ‫شرط‌بندی مجاز بود، درسته؟ 10:19.750 --> 10:22.375 ‫بله. یه نفر مسئول همه‌چی بود. 10:22.458 --> 10:24.125 ‫اسمش ماریو فدلیه. 10:24.208 --> 10:27.208 ‫بوکسورها رو خودش میاره، ‫قبل از هر مبارزه، 10:27.291 --> 10:29.166 ‫خودش ضریب مشخص می‌کنه ‫و پول‌ها رو جمع می‌کنه. 10:29.250 --> 10:32.916 ‫تا حالا از شرط‌بندی روی ‫این نینو بیراگو باخته بودین؟ 10:33.000 --> 10:36.166 ‫همچین فکری می‌کنین؟ ‫که شرط باخت خودم زدم کشتمش؟ 10:36.250 --> 10:39.875 ‫آقای دوتزا، ما طرف شماییم، ‫اگر هم سوالی ازتون می‌پرسیم، 10:39.958 --> 10:42.458 ‫واسه همینه که انگیزه‌های ‫احتمالی رو حذف کنیم. 10:42.541 --> 10:47.166 ‫دلیلی نداشت من این بچه رو بکشم. ‫وقتی پیداش کردم مرده بود. 10:48.041 --> 10:49.500 ‫دیگه حرفی ندارم. 10:50.291 --> 10:53.166 ‫راستش انگیزه برام مهم نیست. 10:53.250 --> 10:54.708 ‫من نه تا شاهد دارم... 10:54.791 --> 10:57.875 ‫که می‌گن دوتزا آقای نینو بیراگو رو کشته. 10:59.000 --> 11:01.666 ‫که به اصطلاح قانونی می‌شه: ‫«حین ارتکاب جرم دستگیر شد.» 11:01.750 --> 11:04.458 ‫ببخشید، ولی شاهدهای شما ‫به وضوح دیدن که... 11:04.541 --> 11:07.041 ‫قربانی رو توی آب خفه کنه؟ 11:07.125 --> 11:11.333 ‫به وضوح دیده باشن خانم؟ شب بود. ‫حتی بهشون نزدیک نبودن. 11:11.416 --> 11:14.916 ‫ولی دیدن دوتزا روی این بیچاره افتاده، 11:15.000 --> 11:16.666 ‫و سرش رو زیر آب نگه داشته. 11:16.750 --> 11:20.041 ‫دوتزا مدعیه که وقتی پیداش کرد ‫مرده بود و سرش توی آب بود. 11:20.125 --> 11:21.916 ‫جز این هم نباید بگه. 11:22.000 --> 11:25.000 ‫هر حرفی می‌خواد بزنه، ‫ما که باورش نمی‌کنیم. 11:25.083 --> 11:28.500 ‫ما هم دلیلی نداره بدون وجود انگیزه ‫حرف شاهدهای شما رو باور کنیم. 11:28.583 --> 11:34.791 ‫جناب، دوتزا به شرط‌بندی ‫و مواد مخدر اعتیاد داشت. 11:35.500 --> 11:37.083 ‫اگه زحمتی نیست یه کمکی بدین. 11:40.000 --> 11:40.875 ‫طبیعیه... 11:41.791 --> 11:45.166 ‫که آدم یکی رو سر باختش بزنه بکشه. 11:45.250 --> 11:48.375 ‫نه، نه. ببخشید دادستان. ‫ولی این‌ها فرضیه است. 11:48.458 --> 11:52.666 ‫بله خانم، صرفا فرضیه است. ‫ولی من نه تا شاهد دارم... 11:52.750 --> 11:55.583 ‫ولی شما صرفا استدلال‌هایی دارین ‫که به درد کمپین انتخاباتی می‌خوره. 11:59.000 --> 12:01.250 ‫می‌شه حداقل بدونیم ‫نینو عضو خانواده‌ای داشت یا نه؟ 12:01.333 --> 12:03.958 ‫یه خواهر کوچیک‌تر به اسم رومیلدا داشت. 12:04.041 --> 12:07.833 ‫اگه بخواین می‌تونین برین یکی از ‫زاغه‌های ویال مونفراتو ببینیدش. 12:34.000 --> 12:37.375 ‫ببخشید. می‌شه بگی رومیلدا کجاست؟ 12:39.416 --> 12:41.208 ‫رومیلدا بیراگو شمایی، درسته؟ 12:42.083 --> 12:43.250 ‫معذرت می‌خوام. 12:43.750 --> 12:44.666 ‫ما وکیلیم. 12:44.750 --> 12:47.958 ‫خواستیم اگه می‌شه چند تا سوال ‫درباره برادرتون بپرسیم. 12:49.875 --> 12:52.666 ‫شبی که نینو کشته شد کجا بودین؟ 12:54.833 --> 12:55.958 ‫تسلیت می‌گم. 12:57.583 --> 13:00.416 ‫من هر چی می‌دونستم رو ‫به دادستان گفتم. 13:00.500 --> 13:01.541 ‫متوجهم. 13:02.125 --> 13:03.291 ‫ببینین خانم... 13:03.375 --> 13:06.833 ‫ما داریم از ارنستو دوتزا ‫در مقابل اتهام قتل دفاع می‌کنیم... 13:06.916 --> 13:09.166 ‫و سعی داریم که بفهمیم... 13:09.250 --> 13:12.625 ‫ممکنه کس دیگه‌ای قصد جون ‫نینو رو کرده باشه یا نه. 13:13.208 --> 13:15.791 ‫هر اطلاعاتی که بدین ‫ممکنه به کارمون بیاد. 13:16.291 --> 13:19.916 ‫حرف زدن با شما فایده‌ای نداره. ‫مشخصه هیچ درکی از زندگی ما ندارین. 13:21.125 --> 13:23.375 ‫حرفی درباره ماریو فدلی ندارین؟ 13:23.958 --> 13:26.500 ‫ماریو برای من و نینو ‫عین پدرمون بود. 13:27.875 --> 13:30.416 ‫همیشه هوامون رو داشت. ‫باهاش چیکار دارین؟ 13:30.500 --> 13:32.833 ‫که درباره نینو و دیشب ‫باهاش صحبت کنیم. 13:32.916 --> 13:35.875 ‫اگه می‌خواین با ماریو صحبت کنین ‫باید یکی از شب‌های مسابقات برین. 13:35.958 --> 13:36.958 ‫اونجا پیداش می‌کنین. 13:37.541 --> 13:38.500 ‫ممنون. 13:40.625 --> 13:42.250 ‫چقدر هم که همکاری کرد. 13:44.333 --> 13:46.375 ‫چیکار کنیم؟ بریم خونه؟ 13:47.750 --> 13:50.333 ‫تو برو. من یه کاری دارم. 13:50.833 --> 13:52.833 ‫چیه؟ باز نقشه‌های احمقانه داری؟ 13:52.916 --> 13:54.958 ‫کار جدی‌ای نیست انریکو. 13:55.958 --> 13:57.250 ‫آدم که نباید همیشه کار کنه. 13:59.416 --> 14:00.666 ‫یه حموم برو. 14:15.958 --> 14:16.791 ‫سلام. 14:26.333 --> 14:29.041 ‫نگران بودم عصبانی باشی. 14:29.125 --> 14:30.958 ‫صرفا وظیفه‌ات رو انجام دادی. 14:32.166 --> 14:33.208 ‫درک می‌کنم. 14:37.291 --> 14:39.291 ‫وقتی قاضی از جایگاه بلندت کرد... 14:39.916 --> 14:41.625 ‫می‌خواستم به باد مشت بگیرمش. 14:45.375 --> 14:46.833 ‫در اون صورت خیلی خوب می‌شد. 14:49.708 --> 14:51.166 ‫داشتی تکالیفت رو انجام می‌دادی؟ 14:59.416 --> 15:02.041 ‫اگه گراتزیا می‌گه تلگراف رو ننوشته، 15:02.125 --> 15:03.750 ‫حتما یه توضیحی داره. 15:05.208 --> 15:08.250 ‫مسئول تلگراف می‌گه نمی‌تونه ‫فرستنده رو شناسایی کنه. 15:08.333 --> 15:12.166 ‫اتفاقا برادر فونتانا بود ‫که توی تحقیقات پیداش کرد. 15:12.666 --> 15:16.000 ‫لیدیا، ولی واضحه که قاضی درخواستت رو... 15:16.083 --> 15:18.500 ‫از روی سوگیری‌هاش رد کرد. 15:20.166 --> 15:22.375 ‫خلاصه من از یه متخصص خواستم ‫که بررسی کنه. 15:24.625 --> 15:25.875 ‫تلگرافه واقعیه. 15:27.583 --> 15:30.333 ‫راحت نیست که قبول کنی ‫دوستت بهت دروغ گفته. 15:30.416 --> 15:32.041 ‫تو اصلا نمی‌شناسیش. 15:32.125 --> 15:36.166 ‫اگه دوستت نبود، ‫طبیعتا بهش شک می‌کردی. 15:37.708 --> 15:40.125 ‫- باشه. ‫- می‌شه یه لحظه گوش کنی؟ 15:40.208 --> 15:42.416 ‫نمی‌خوام سر این موضوع بحث کنم. 15:42.500 --> 15:45.166 ‫- من نمی‌خوام فکر کنی... ‫- من هیچ فکری نمی‌کنم. 15:45.250 --> 15:48.291 ‫تو داری اشاره می‌کنی که گراتزیا ‫یواشکی شوهرش رو... 15:48.375 --> 15:50.625 ‫توی خونه ما کشت ‫تا شواهد به نفع خودت باشه. 15:50.708 --> 15:52.916 ‫حتی من هم انقدر ‫استدلال‌سازی مسخره ندارم. 15:53.000 --> 15:55.583 ‫این هیچ ربطی به تو، اون، ‫یا دوستیتون نداره. 15:55.666 --> 15:57.708 ‫- من با مدرک حرف می‌زنم. ‫- طبیعیه دیگه. 15:58.791 --> 16:02.875 ‫چون آدم روشنفکری هستی، نه؟ ‫عین بقیه نیستی. 16:05.583 --> 16:09.500 ‫محاکمه تازه شروع شده، ‫ولی شما هیچی نشده محکومش کردین. 16:09.583 --> 16:10.958 ‫همه اینطوری نیستن. 16:13.125 --> 16:15.208 ‫باربریس عمدا تورین موند، نه؟ 16:17.500 --> 16:20.750 ‫- لیدیا، می‌شه... ‫- متوجه حرفت نیستی. 16:22.625 --> 16:23.875 ‫بعدا صحبت می‌کنیم. 16:57.625 --> 16:58.583 ‫عزیزم، 16:59.500 --> 17:03.291 ‫شنیدم شب افتتاحیه اتللو ‫توی سالن کنستانزی موفقیت‌آمیز بود، 17:03.375 --> 17:08.000 ‫متاسفم که نتونستم شخصا ‫ردیف جلو بشینم و تماشا کنم. 17:13.583 --> 17:15.333 ‫واسه کونسوئلو نامه می‌نویسی؟ 17:16.291 --> 17:17.125 ‫آره. 17:20.583 --> 17:22.666 ‫واقعا دلت براش تنگ شده؟ 17:23.750 --> 17:25.125 ‫انقدر چیز عجیبیه؟ 17:25.208 --> 17:26.333 ‫نه. 17:27.583 --> 17:29.541 ‫لیدیا توی زندگی من تموم شده. 17:29.625 --> 17:30.708 ‫پس خدا رو شکر. 17:31.583 --> 17:34.583 ‫ولی آره. دلم واسه کونسوئلو تنگ شده. 17:34.666 --> 17:38.333 ‫خیلی دختر خوبیه، نه؟ 17:40.875 --> 17:45.000 ‫انگار خیلی هم دوستت داره، نه؟ 17:48.666 --> 17:53.125 ‫ترسا، این چه کاریه؟ چه خبره؟ 17:54.541 --> 17:55.375 ‫من... 17:56.750 --> 17:58.125 ‫دلم واسه ماریانا تنگ شده. 18:00.541 --> 18:02.375 ‫خیلی هم نگران میلام. 18:09.916 --> 18:13.833 ‫ببخشید، شما انریکو رو ندیدین؟ 18:14.333 --> 18:17.000 ‫با زناردلی قرار داشت. رفته. 18:18.041 --> 18:19.416 ‫چیزی می‌خواستی؟ 18:19.500 --> 18:22.666 ‫نه، می‌خواستم بهش بگم ‫من رو واسه مسابقات بوکس ببره. 18:22.750 --> 18:23.791 ‫ولش کن. 18:34.416 --> 18:35.958 ‫لیدیا، می‌شه بیام تو؟ 18:36.041 --> 18:37.708 ‫نه، دارم حاضر می‌شم. 18:37.791 --> 18:39.791 ‫حالا منظورم همین لحظه که نبود. 18:41.291 --> 18:43.041 ‫کارت چیه یاکوپ؟ 18:43.125 --> 18:46.125 ‫می‌خوام باهات واسه مسابقات بیام. 18:46.208 --> 18:50.791 ‫آره، من هم دلم می‌خواست ‫پروانه وکالتم باطل نمی‌شد. دنبال بی‌رحمه. 18:50.875 --> 18:56.000 ‫گفته بودم وقتی پاریس بودم ‫کلاس بوکس رفته بودم، نه؟ 18:57.333 --> 18:59.000 ‫می‌خواستم بوکسور بشم. 18:59.791 --> 19:01.416 ‫بعدش چی شد؟ 19:04.000 --> 19:06.250 ‫یهو عقلت به کار افتاد؟ 19:08.500 --> 19:12.791 ‫نه، نمی‌خواستم صورتم خراب بشه. ‫جذبه‌ام بهم می‌ریخت. 19:21.041 --> 19:22.041 ‫چقدر هم که خاصم. 19:42.375 --> 19:43.958 ‫ماریو فدلی هستین؟ 19:44.250 --> 19:47.916 ‫اگه اومدین شرط ببندین دیر شده. ‫این آخرین مسابقه است. 19:48.000 --> 19:51.750 ‫نه، اومدیم درباره روال ‫این مبارزات بپرسیم. 19:52.250 --> 19:53.333 ‫چرا براتون سواله؟ 19:56.916 --> 19:59.000 ‫دوستم بوکسوره. 19:59.583 --> 20:02.208 ‫توی بدترین محلات پاریس دعوا می‌کرد. 20:02.291 --> 20:06.666 ‫به نظر اتوکشیده میاد، ‫ولی خیلی وحشی و قدرتمنده. 20:06.750 --> 20:08.166 ‫کلا عوض می‌شه. 20:09.250 --> 20:10.708 ‫الان پول‌لازمه. 20:12.833 --> 20:16.500 ‫بوکسورها در صورت برد پنجاه لیره، ‫و در صورت باخت بیست لیره می‌گیرن. 20:17.083 --> 20:19.875 ‫فقط هم می‌تونن روی خودشون شرط ببندن. ‫نه روی رقیبشون. 20:20.458 --> 20:22.833 ‫وگرنه یکی ممکنه عمدا بخواد ببازه. 20:23.500 --> 20:24.833 ‫خدا نکنه. 20:25.000 --> 20:26.250 ‫سیمونه. 20:26.541 --> 20:28.208 ‫پایه یه مبارزه دیگه هستی؟ 20:30.250 --> 20:31.291 ‫من که هنوز انرژی دارم. 20:31.375 --> 20:34.666 ‫- خوبه، همین رو می‌خوایم. ‫- با همین سیمونه؟ 20:35.875 --> 20:37.625 ‫این فرصت مبارزته. 20:39.291 --> 20:41.833 ‫مسلما اگه ببری سی لیره دیگه می‌گیری. 20:44.041 --> 20:45.208 ‫یاکوپ. 20:46.875 --> 20:48.625 ‫این یارو گنده است. 20:48.708 --> 20:51.333 ‫آره، ولی جلوی من چیزی نیست. ‫می‌تونم ببرم. 20:51.416 --> 20:53.875 ‫- چی می‌گی؟ ‫- اگه بگم می‌برم یعنی می‌برم. 20:53.958 --> 20:55.083 ‫یا ممکنه بمیری. 20:57.041 --> 20:57.875 ‫خب؟ 21:03.291 --> 21:04.541 ‫یاکوپ. 21:08.291 --> 21:10.541 ‫یه مبارزه برنامه‌ریزی‌نشده داریم. 21:10.625 --> 21:14.375 ‫مبارزی داریم که صاف از دل پاریس اومده... ‫اسمت چیه؟ 21:14.500 --> 21:15.416 ‫یاکوپم. 21:15.458 --> 21:16.583 ‫اسمش احمقه. 21:16.666 --> 21:19.625 ‫هر کسی که روی فرانسویه ببنده رو ‫با ضریب هفت حساب می‌کنم. 21:23.875 --> 21:28.333 ‫زناردلی، نگرانی‌هات رو درک می‌کنم. ‫ولی تو هم یه‌کم درکم کن. 21:28.916 --> 21:30.458 ‫خیلی من رو دست بالا گرفتی. 21:31.458 --> 21:32.875 ‫بذار اینطور بگم. 21:34.333 --> 21:38.208 ‫اگه این محاکمه رو موفق بشی، ‫اسمت سر زبون همه میفته. 21:39.208 --> 21:43.875 ‫اینکه اسمت زبان‌زد دنیای حقوقی بشه، ‫برات اعتبار اجتماعی میاره. 21:44.666 --> 21:47.916 ‫اگه ببازی خودت و مدرک حقوقیت ‫با همدیگه سقوط می‌کنین. 21:49.333 --> 21:51.041 ‫حتی من هم نمی‌تونم نجاتت بدم. 21:52.166 --> 21:55.666 ‫قاضی‌های جانشین چندان ‫قابل پیش‌بینی نیستن. 21:55.750 --> 21:57.166 ‫ولی همه‌شون مردن. 21:57.250 --> 21:59.500 ‫که موکل تو یه زن قاتله. 22:00.750 --> 22:03.416 ‫آینده کاریت توی وکالت خیلی روشنه. 22:04.375 --> 22:07.708 ‫می‌ارزه توی مبارزه‌ای ‫که قراره ببازی شرکت کنی؟ 22:08.958 --> 22:10.000 ‫سوال خوبیه. 22:17.083 --> 22:18.666 ‫یاکوپ، فرار کن! 22:39.208 --> 22:40.416 ‫بدبخت شدیم! 22:40.500 --> 22:43.916 ‫خواهرم اگه اینجا بود می‌گفت ‫اگه ما همه اهدافی که فکر می‌کردیم... 22:44.000 --> 22:47.833 ‫شکست‌خورده‌ان رو ول می‌کردیم، ‫امکان نداشت به تمدن برسیم. 22:47.916 --> 22:50.000 ‫ما همه می‌دونیم ‫خواهرت چطور فکر می‌کنه. 22:51.000 --> 22:52.166 ‫تو چطور؟ 22:52.916 --> 22:54.083 ‫خودت چطور فکر می‌کنی؟ 22:56.250 --> 22:58.250 ‫زناردلی، من والدوسی‌ام. 22:59.125 --> 23:03.625 ‫هفتصد ساله که می‌خوان ‫سعی کنن ما رو تغییر بدن. 23:04.625 --> 23:08.750 ‫ما رو طرد اجتماعی کردن، ‫محاکمه کردن، آتیش زدن. 23:09.500 --> 23:10.666 ‫ولی فایده نداشت. 23:11.791 --> 23:13.333 ‫چون آدم‌های یه‌دنده‌ای هستیم. 23:15.791 --> 23:18.583 ‫نمی‌تونیم خلاف وجدانمون عمل کنیم. 23:22.875 --> 23:24.083 ‫یاکوپ! 23:24.125 --> 23:25.166 ‫یاکوپ! 23:30.083 --> 23:31.541 ‫بزنش! 23:40.333 --> 23:41.583 ‫همینطوری بزنش! 23:42.666 --> 23:44.541 ‫چرا معطلی؟ بزن! 24:00.166 --> 24:02.333 ‫سه، دو، یک! 24:02.416 --> 24:03.375 ‫تموم شد! 24:03.458 --> 24:04.708 ‫بردم! 24:04.791 --> 24:06.916 ‫تموم شد! 24:12.791 --> 24:14.000 ‫آخ. 24:14.083 --> 24:16.375 ‫- هنوز دستم هم نخورده. ‫- می‌دونم. ولی زخمی شدم. 24:16.458 --> 24:18.958 ‫- چیکارش کنم؟ ‫- فقط مراعات کن. 24:21.375 --> 24:26.583 ‫خلاصه اولین مسابقه بوکس زندگیم بود ‫و زدم دمار از روزگار قهرمانشون در آوردم. 24:26.666 --> 24:30.791 ‫جات بودم سر بردن توی مسابقه‌ای ‫که گاوبندی بود پز نمی‌دادم یاکوپ. 24:30.875 --> 24:32.708 ‫گاوبندی چیه؟ زدم لهش کردم. 24:32.791 --> 24:33.750 ‫خودش گذاشت بزنی. 24:33.833 --> 24:36.875 ‫نه بابا! قشنگ جلوم وایستاده بود. ‫خسته بود، من هم... 24:36.958 --> 24:39.625 ‫یاکوپ، وقتی مشغول مبارزه بودی، 24:39.708 --> 24:42.250 ‫ماریو فدلی یه لیوان رو ‫روی پیشخوان برعکس گذاشت. 24:42.333 --> 24:45.125 ‫از اون لحظه به بعد، ‫سیمونه گذاشت بهش مشت بزنی. 24:45.208 --> 24:47.458 ‫- تصادفی که نیست. ‫- بعید می‌دونم. 24:47.541 --> 24:51.291 ‫خودت فکر کن. همه شرط‌بندی‌ها ‫یه‌جور کلاهبرداری محسوب می‌شن. 24:51.375 --> 24:52.583 ‫منطقیه دیگه. 24:54.125 --> 24:55.333 ‫- واقعا؟ ‫- آره. 24:56.416 --> 24:58.000 ‫این خیلی چیزها رو توجیه می‌کنه. 24:59.000 --> 24:59.833 ‫خیلی‌خب. 24:59.916 --> 25:06.916 ‫بگذریم. خیلی باحال بود که ببینم ‫یکی بالاخره داره اینطوری... 25:07.791 --> 25:08.916 ‫لهت می‌کنه. 25:20.791 --> 25:22.333 ‫- بذار خودم پاکش کنم. ‫- باشه. 25:36.500 --> 25:39.000 ‫ماریو فدلی چقدر بهت می‌ده ‫که توی مسابقات ببازی؟ 25:39.750 --> 25:42.166 ‫مسابقه تموم شد. ‫شما هم برین خونه. 25:42.250 --> 25:44.666 ‫نینو هم توی این مسابقات ‫گاوبندی شرکت می‌کرد؟ 25:45.375 --> 25:48.625 ‫توی مسابقه‌ای که توان بردش رو داشت، ‫عمدا می‌باخت که پول بگیره؟ 25:48.708 --> 25:51.041 ‫- ولم می‌کنی؟ ‫- آروم باش، خب؟ 25:51.541 --> 25:53.625 ‫اینجا می‌تونم تا می‌خوری بزنمت. ‫بفهم چی می‌گی. 25:53.708 --> 25:55.291 ‫واقعا خودت گذاشتی من ببرم؟ 25:55.375 --> 25:56.250 ‫یاکوپ. 25:57.541 --> 25:59.708 ‫من نماینده حقوقی آقای دوتزا هستم. 25:59.791 --> 26:02.333 ‫می‌تونم ببرمت دفتر دادستان ‫که ازت سوال بپرسم. 26:04.666 --> 26:06.541 ‫واقعا فکر می‌کنین دوتزا بی‌گناهه؟ 26:07.125 --> 26:08.958 ‫نگفت پسر خودش چطوری مرد؟ 26:10.000 --> 26:13.291 ‫پسرت توی یکی از مبارزه‌ها ‫با نینو بیراگو مرد. 26:13.791 --> 26:15.333 ‫چرا نگفته بودی؟ 26:15.416 --> 26:17.000 ‫اگه دادستان این رو بفهمه... 26:17.083 --> 26:19.833 ‫یه انگیزه غیرقابل رد علیهت می‌سازن. ‫می‌گن انتقام بوده. 26:19.916 --> 26:21.250 ‫من دنبال انتقام نبودم. 26:22.791 --> 26:26.625 ‫پس چرا می‌رفتی مسابقات؟ ‫خود ورزش رو دوست داشتی؟ 26:26.708 --> 26:29.041 ‫من اصلا نمی‌دونستم ‫کی پسرم رو تا حد مرگ زده بود. 26:29.125 --> 26:32.833 ‫واسه همین می‌رفتم مسابقات. ‫که بفهمم کی بود. 26:33.750 --> 26:37.583 ‫خود نینو اومد پیشم. ‫عذاب‌وجدان داشت. 26:38.791 --> 26:40.333 ‫به نظرت از ته دلش بود؟ 26:40.416 --> 26:41.625 ‫آره. 26:42.375 --> 26:43.875 ‫آخرش من رو قانع کرد... 26:43.958 --> 26:48.041 ‫که همون شب علیهش شرط ببندم. ‫قرار بود ببازه. 26:48.541 --> 26:51.666 ‫با پول اون شرط‌بندی ‫می‌تونستم کل بدهی‌هام رو بدم. 26:53.250 --> 26:54.291 ‫باقیش هم که می‌دونین. 26:57.333 --> 26:58.583 ‫عجب مصیبتی شد. 26:59.166 --> 27:00.000 ‫قابل دفاع نیست. 27:00.083 --> 27:03.458 ‫وقتی با طرف قرار گذاشته، ‫دلیلی نداره بکشش. 27:03.541 --> 27:06.916 ‫می‌دونم، ولی این صرفا حرف خودشه. ‫باقی بازجویی‌ها رو نقض می‌کنه. 27:07.000 --> 27:07.916 ‫باشه. 27:08.416 --> 27:13.125 ‫آقای دوتزا، کسی هست که بتونه از ‫این معامله شما و نینو شهادت بده؟ 27:14.375 --> 27:15.916 ‫نه. 27:17.750 --> 27:18.875 ‫عالی شد. 27:18.958 --> 27:20.625 ‫روایت دوتزا رو باور نمی‌کنم. 27:23.625 --> 27:25.333 ‫راستش رو نمی‌گه. 27:27.250 --> 27:28.333 ‫گوشت با منه؟ 27:28.833 --> 27:31.833 ‫نه، ببخشید. ‫توی فکر زناردلی بودم. 27:31.916 --> 27:33.750 ‫به زناردلی چه ربطی داره؟ 27:33.833 --> 27:36.250 ‫بهم نگفتی دیشب چی شد. 27:36.333 --> 27:38.333 ‫- درباره چی حرف زدین؟ ‫- هیچی. 27:38.416 --> 27:41.000 ‫اینکه کریسپی ممکنه ‫نخست‌وزیر جدید بشه. 27:41.083 --> 27:42.458 ‫- از این حرف‌ها. ‫- آها. 27:43.541 --> 27:45.041 ‫درباره محاکمه حرف نزد. 27:45.125 --> 27:47.666 ‫پس تا تورین اومد که فقط ‫درباره کریسپی صحبت کنه. 27:48.500 --> 27:49.458 ‫آره. 27:49.541 --> 27:52.375 ‫ترسا، من کلا بیست متر دور شدم. 27:52.458 --> 27:54.833 ‫لطفا انقدر شلوغش نکن. 27:54.916 --> 27:58.541 ‫انریکو بعضی وقت‌ها عین غارنشین‌ها می‌شه. ‫نمی‌خواست ناراحتت کنه. 27:58.625 --> 28:00.458 ‫می‌شه بدونم باز چیکار کردم؟ 28:05.750 --> 28:07.166 ‫- یاکوپ، وایستا. ‫- ترسا. 28:07.250 --> 28:09.375 ‫یکی بهم می‌گه چه خبره؟ 28:10.250 --> 28:12.666 ‫یاکوپ می‌خواد تا خونه آقای فراری بره. 28:12.750 --> 28:14.916 ‫چه خبر مبارکی. ‫قیمت خوب پیشنهاد داد؟ 28:15.000 --> 28:17.708 ‫لیدیا، لطفا بهش بگو ‫ما ترجیح می‌دیم اینجا بمونه. 28:17.791 --> 28:20.833 ‫ببخشید عزیزم. ولی شاید ‫خودش دلش نمی‌خواد بمونه. 28:22.250 --> 28:23.791 ‫ما کار اشتباهی کردیم؟ 28:23.875 --> 28:26.750 ‫- حرفش هم نزن. ‫- دیدی؟ اگه بی‌ادبی نمی‌کردی... 28:26.833 --> 28:31.166 ‫ترسا، ترسا، ترسا... ‫تو بهترین خواهر دنیایی. جدی می‌گم. 28:31.250 --> 28:35.166 ‫شوهرت هم آدم فوق‌العاده خوبیه. ‫عاشق اینم با هم بحث کنیم. 28:35.250 --> 28:38.791 ‫ولی الان کافیه. ‫چون داره مسخره می‌شه، خب؟ 28:38.875 --> 28:42.041 ‫اگه کارم داشتی، کلا چند قدم فاصله دارم. ‫در خونه رو بزنی میام پیشت. 28:42.791 --> 28:44.250 ‫بچه‌ها، مواظبت کنین. 28:45.625 --> 28:47.583 ‫آلبرتینا، حرف نداری. 28:53.375 --> 28:55.500 ‫نمی‌دونم چه‌ام شده. انگار... 28:56.000 --> 28:56.833 ‫انگار چی؟ 28:58.416 --> 29:00.958 ‫فایده نداره. ‫تو که اصلا نمی‌فهمی. 29:02.125 --> 29:03.791 ‫- چیکار کنم؟ ‫- برو پیشش! 29:05.666 --> 29:07.583 ‫چشم و چراغ زندگیم. 29:23.875 --> 29:25.250 ‫این رو یادت رفت. 29:25.750 --> 29:27.625 ‫عه، مرسی. 29:28.125 --> 29:30.500 ‫می‌تونستی به عنوان ‫یادگاری پیش ترسا بذاری. 29:30.583 --> 29:34.208 ‫انقدر بی‌شعور نباش. ‫ترسا الان خیلی احساساتیه. 29:35.750 --> 29:37.916 ‫همه‌مون احساساتی‌ایم لیدیا. 29:40.250 --> 29:41.541 ‫- نوشیدنی می‌خوری؟ ‫- نه. 29:41.625 --> 29:44.500 ‫اصلا فکر خوبی نیست ‫که وقتم رو اینطوری بگذرونم. 29:45.625 --> 29:48.375 ‫- چطور مگه؟ ‫- هیچی. یاد قدیم میفتم. 29:49.250 --> 29:50.333 ‫آها. قدیم‌ها. 29:54.833 --> 29:57.583 ‫- هنوز درد داری؟ ‫- آره، یه‌کم. 29:58.083 --> 30:00.750 ‫ولی حداقل ارزشش رو داشت؟ 30:00.833 --> 30:05.500 ‫آره، فهمیدیم که دوتزا و بیراگو ‫همدیگه رو می‌شناختن. 30:06.125 --> 30:09.208 ‫با همدیگه قرار گذاشته بودن ‫که از ماریو فدلی پول بچاپن. 30:09.708 --> 30:13.583 ‫این به تنهایی می‌تونه ‫اتهام قتل رو رفع کنه. 30:13.666 --> 30:16.166 ‫- ولی؟ ‫- ولی هیچ شاهدی وجود نداره. 30:16.750 --> 30:22.500 ‫من واسه این معامله دنبال شاهدم. ‫دوتزا می‌گه به کسی نگفته. 30:22.583 --> 30:24.541 ‫نینو چی؟ شاید نینو گفته. 30:24.625 --> 30:27.166 ‫آره، خواهرش رومیلدا رو داریم. 30:27.250 --> 30:31.041 ‫ولی اون و نینو یه ارتباط ‫صمیمی و نه‌چندان سالمی... 30:31.125 --> 30:32.541 ‫با ماریو فدلی داشتن... 30:32.625 --> 30:35.166 ‫و اگه بدونه برادرش می‌خواست ‫سر اون کلاه بذاره... 30:35.250 --> 30:37.458 ‫نظرش رو عوض می‌کنه. 30:37.541 --> 30:43.375 ‫شاید زورش رو زده ولی نتونسته. ‫برادرهای بزرگتر گاهی یه‌دنده می‌شن. 30:47.625 --> 30:48.458 ‫آره. 30:51.750 --> 30:54.791 ‫دیدی این همه مشت خوردی ‫عقلت سر جاش اومد؟ 30:54.875 --> 30:56.958 ‫حتی بهتر فکر می‌کنی. آفرین. 30:58.666 --> 31:00.916 ‫می‌دونی پسر دوتزا چطوری مرد؟ 31:02.166 --> 31:04.458 ‫تصادفی شد. تقصیر نینو نبود. 31:04.541 --> 31:05.791 ‫پس بهت گفته بود. 31:06.375 --> 31:10.375 ‫بهت گفته بود که به دوتزا گفته ‫که روی مبارز مقابلش شرط ببنده؟ 31:10.458 --> 31:15.500 ‫- چون عذاب‌وجدان داشت. ‫- نمی‌دونم منظورتون چیه. 31:15.583 --> 31:19.500 ‫ماریو فدلی فهمید ‫و نینو رو توی آب خفه کرد. 31:19.583 --> 31:22.958 ‫پیغامش کاملا واضحه. ‫هیچ‌کس حق نداره سرش کلاه بذاره. 31:23.041 --> 31:25.166 ‫کی بهش هشدار داد؟ ‫یکی که از نینو کینه داشت؟ 31:25.250 --> 31:28.166 ‫یا کسی بود که فکر نمی‌کرد ‫ماریو واقعا نینو رو اذیت کنه؟ 31:28.250 --> 31:29.250 ‫بس کن، گفتم... 31:29.333 --> 31:31.583 ‫رومیلدا، می‌دونم ترسیدی. 31:31.666 --> 31:33.875 ‫ولی آدم‌های امثال ماریو فدلی... 31:33.958 --> 31:36.583 ‫روی این حساب می‌کنن که زن‌ها ‫سکوت اجباری رو به پیامدها ترجیح بدن. 31:36.666 --> 31:38.666 ‫چرا دست از سرم برنمی‌داری؟ 31:41.083 --> 31:43.666 ‫چون برادرت لایق عدالته. 31:44.666 --> 31:45.916 ‫همینطور دوتزا. 31:47.875 --> 31:50.541 ‫می‌دونم دیگه نمی‌شه برش گردوند. 31:51.041 --> 31:55.458 ‫ولی فقط تو می‌تونی ‫بهمون بگی چه اتفاقی افتاد. 31:56.791 --> 32:00.291 ‫اگه شر فدلی رو کم نکنی، ‫آدم‌های بیشتری می‌میرن. 32:02.416 --> 32:04.125 ‫ولی اگه شهادت بدی، خلاص می‌شی. 32:06.500 --> 32:10.208 ‫من و نینو بچه بودیم که ماریو ‫ما رو از پرورشگاه برداشت. 32:10.791 --> 32:12.666 ‫هیچ‌وقت برامون کم و کسری نذاشت. 32:13.333 --> 32:15.458 ‫ما هم هیچ‌وقت اذیتش نکردیم. 32:15.541 --> 32:19.000 ‫ولی وقتی اون پسره مرد... ‫پسر دوتزا رو می‌گم... 32:20.083 --> 32:21.916 ‫نینو خیلی حالش بد شده بود. 32:22.500 --> 32:25.375 ‫خانم، می‌شه برین سر اصل مطلب؟ 32:29.041 --> 32:32.500 ‫من به فدلی گفتم که برادرم ‫با دوتزا اون قرار رو گذاشته. 32:33.291 --> 32:37.250 ‫فدلی بهم تسلی خاطر داد ‫و گفت: خودم حلش می‌کنم. 32:37.333 --> 32:40.333 ‫بعد دیدم که سرش رو توی آب کرده. 32:41.333 --> 32:42.958 ‫داد زدم که بس کنه. 32:43.583 --> 32:45.583 ‫ولی نینو دیگه نفس نمی‌کشید. 32:46.458 --> 32:48.291 ‫فدلی همون‌جا ولش کرد. 32:49.250 --> 32:50.625 ‫بهم گفت خفه شم. 32:51.708 --> 32:53.500 ‫گفت حقش بود بمیره. 32:55.708 --> 32:58.208 ‫چی بگم جناب قاضی؟ 32:58.708 --> 33:02.666 ‫ما دنبال انگیزه دوتزا بودیم، 33:03.250 --> 33:06.625 ‫ولی آقای پوئت لطف کردن ‫و این موضوع رو زودتر از ما حل کردن. 33:07.125 --> 33:09.541 ‫امروز آقای فدلی رو بازداشت می‌کنم. 33:09.625 --> 33:11.583 ‫از شما هم ممنون آقا. 33:11.666 --> 33:14.166 ‫دیگه لزومی نداره موکلتون بازداشت بمونه. 33:14.833 --> 33:17.041 ‫ولی یه چیزی هنوز برام سواله. 33:18.000 --> 33:20.291 ‫وقتی نینو این تصمیم رو گرفت، 33:20.875 --> 33:22.541 ‫چرا به اعتمادش خیانت کردی؟ 33:23.041 --> 33:25.500 ‫نه جناب قاضی. ‫من اعتماد کسی رو نشکستم. 33:26.666 --> 33:31.041 ‫می‌ترسیدم ماریو زودتر بفهمه ‫و خیلی بد نینو رو اذیت کنه. 33:31.125 --> 33:32.625 ‫واسه همین بهش گفتم. 33:33.208 --> 33:35.958 ‫فقط امیدوار بودم که تهش ‫همه‌چی ختم به خیر بشه. 33:39.458 --> 33:41.166 ‫می‌خواستم تهش ختم به خیر بشه. 33:43.875 --> 33:45.291 ‫خانم. 33:46.333 --> 33:48.041 ‫شک و تردیدی دارین؟ 33:49.291 --> 33:50.791 ‫نه، همه‌چی واضحه. 33:52.333 --> 33:55.250 ‫به نام خداوند یکتا و رحمان. 33:55.375 --> 33:56.875 ‫- آمین. ‫- آمین. 33:57.166 --> 33:59.416 ‫خداوندا، تو را بابت این غذا سپاسگزاریم. 33:59.500 --> 34:02.708 ‫گوئیدوی ما، برادر ما، ‫خادم وفادارت رو به خاطر بسپار. 34:02.791 --> 34:07.041 ‫و نور خودت رو در مسیر تاریک ما روشن کن. 34:07.625 --> 34:08.750 ‫می‌شه غذا بخوریم؟ 34:10.416 --> 34:12.458 ‫تو از خدا خواسته‌ای نداری؟ 34:15.166 --> 34:18.833 ‫از پادشاهی، ارتش، عمو ‫و روح من محافظت بفرما. 34:18.916 --> 34:21.666 ‫اگر هم می‌شه... 34:22.916 --> 34:24.291 ‫اگر می‌شه چی؟ 34:25.000 --> 34:27.375 ‫به مامانم کمک کن. ‫چون نیاز داره. 34:29.750 --> 34:30.833 ‫آمین. 34:30.958 --> 34:32.208 ‫حالا غذات رو بخور. 34:34.166 --> 34:39.250 ‫ستوان، انریکو پوئت و خواهرش ‫می‌خوان شما رو ببینن. 34:44.166 --> 34:45.666 ‫میلا، تو همین‌جا بمون. 34:58.541 --> 35:01.375 ‫صبح به خیر ستوان. ‫می‌خواستیم با برادرزاده‌تون صحبت کنیم. 35:01.458 --> 35:03.375 ‫من حق اعتراض دارم؟ 35:04.125 --> 35:07.083 ‫بله، ولی در اون صورت مجبوریم ‫به قاضی بگیم که ببینیمش. 35:08.291 --> 35:09.875 ‫من حق اعتراض دارم؟ 35:11.166 --> 35:13.416 ‫آقای فونتانا، ‫متوجهید اگه این کار رو بکنید، 35:13.500 --> 35:15.333 ‫این بچه مجبوره توی دادگاه شهادت بده؟ 35:15.416 --> 35:17.958 ‫من حق اعتراض دارم یا نه؟ 35:21.083 --> 35:22.750 ‫پس اعتراض می‌کنم. 35:24.166 --> 35:25.166 ‫با اجازه. 35:43.875 --> 35:45.625 ‫همیشه انقدر توی خودتی؟ 35:49.541 --> 35:51.791 ‫اسمم ویرجینیاست. یه ساله اینجام. 35:52.458 --> 35:55.625 ‫- من گراتزیام. ‫- می‌دونم. شوهرت رو کشتی. 35:56.125 --> 35:57.500 ‫همون دریانورد قهرمانه. 35:57.583 --> 35:59.375 ‫نمی‌خواستم بکشمش. 36:00.000 --> 36:01.250 ‫کار درستی کردی. 36:01.333 --> 36:04.000 ‫همه‌شون رو باید کشت ‫که دنیا دوباره درست بشه. 36:04.083 --> 36:07.125 ‫- فقط خودمون بمونیم. ‫- حالا یکی دو تاشون رو نگه داریم. 36:07.625 --> 36:11.375 ‫فقط به درد بچه‌آوردن می‌خورن. ‫بعدش باید سر از تنشون جدا کرد. 36:11.458 --> 36:12.875 ‫عین ملخ می‌مونن. 36:13.833 --> 36:15.416 ‫من از خودم دفاع کردم. 36:15.500 --> 36:18.041 ‫کسی براش مهم نیست علتش چی بود. 36:18.125 --> 36:20.333 ‫کاریه که کردی. ‫بابتش هم محکوم می‌شی. 36:20.916 --> 36:24.291 ‫مرسی. واقعا حرف دلگرم‌کننده نیاز داشتم. 36:25.208 --> 36:27.708 ‫باید جای درستی دنبال امید بگردی. 36:29.125 --> 36:32.083 ‫اگه خواستی با کسی حرف بزنی، ‫بیا سمت ما. 36:32.708 --> 36:34.500 ‫چند تا نقطه اشتراک داریم. 36:50.500 --> 36:52.541 ‫جناب، من متوجه نمی‌شم چرا... 36:52.583 --> 36:54.958 ‫استشهادیه یه کودک صغیر... 36:55.041 --> 36:58.375 ‫که شاهد اون اتفاق نبوده، ‫انقدر امر مهمیه. 36:58.458 --> 37:03.208 ‫خب جناب قاضی، ‫ما کاملا مطمئن نیستیم حیاتی باشه. 37:04.708 --> 37:07.916 ‫ولی برای نظریه‌ای که داریم ‫می‌خوایم باهاش صحبت کنیم. 37:08.000 --> 37:09.791 ‫- جناب قاضی... ‫- امکانش نیست. 37:10.375 --> 37:13.291 ‫شما که می‌دونین چقدر راحت ‫می‌شه روی ذهن کودکان کار کرد. 37:13.375 --> 37:16.583 ‫یعنی فکر می‌کنین استدلال دفاعی ما ‫روی شهادتش تاثیر می‌ذاره؟ 37:16.666 --> 37:19.000 ‫نه خانم. ‫همچین جسارتی نکردم. 37:19.083 --> 37:21.583 ‫ولی می‌دونم که راحت می‌شه ‫روی کودکان صغیر تاثیر گذاشت... 37:21.666 --> 37:24.166 ‫حتی اگه هیچ منظوری ‫از این سوال و جواب نداشته باشین. 37:24.250 --> 37:27.916 ‫میلا فونتانا اطلاعات خیلی مهمی داره... 37:28.000 --> 37:29.958 ‫که باید به هیئت‌منصفه ارائه بشه. 37:30.041 --> 37:31.875 ‫باشه خانم. متوجهیم. 37:31.958 --> 37:34.208 ‫جناب، اگه می‌خواین ‫نظریه‌تون رو تایید کنین، 37:34.291 --> 37:36.333 ‫باید توی دادگاه این کار رو بکنین. 37:36.916 --> 37:39.291 ‫مقابل دادستان و هیئت‌منصفه. 37:39.375 --> 37:40.666 ‫مشکلی نداره. 37:44.333 --> 37:48.833 ‫وکیل مدافع خواستار احضار ‫کامیلا فونتانای صغیر به جایگاهه. 37:48.916 --> 37:55.750 ‫کامیلا فونتانای صغیر... ‫دختر قربانی، ناخدا فونتانا... 37:55.833 --> 37:58.291 ‫و متهم، گراتزیا فونتانا. 38:11.291 --> 38:14.833 ‫میلا، تو در جریان جر و بحث‌های مداوم... 38:14.916 --> 38:16.583 ‫پدر و مادرت بودی؟ 38:19.375 --> 38:21.125 ‫متوجه سوال شدی؟ 38:22.625 --> 38:23.541 ‫بله. 38:24.208 --> 38:27.375 ‫معمولا زیاد دعوا می‌کردن. 38:27.458 --> 38:29.958 ‫از این بابت اذیت می‌شی؟ 38:30.041 --> 38:33.291 ‫جناب قاضی، فکر نمی‌کنم ‫احساسات کودک ربطی داشته باشه. 38:33.375 --> 38:34.833 ‫منظورم این بود که... 38:35.791 --> 38:38.375 ‫سعی کردی آشتیشون بدی؟ 38:40.041 --> 38:40.875 ‫بله. 38:41.458 --> 38:42.291 ‫چطوری؟ 38:43.625 --> 38:49.208 ‫رفتم دفتر تلگراف و به خانمه گفتم... 38:50.208 --> 38:52.250 ‫برای بابام یه نامه بنویسه. 38:54.166 --> 38:56.291 ‫گفتم به اسم گراتزیا باشه. 39:03.416 --> 39:06.375 ‫ببخشید مامان. ‫باید بهت می‌گفتم. 39:06.458 --> 39:08.541 ‫تقصیر تو نیست. ‫کاری که کردی کاملا عادی بود. 39:08.625 --> 39:12.000 ‫- کاری بود که هر کس دیگه‌ای... ‫- دلداری‌ها رو بذار برای بعدا جناب. 39:12.500 --> 39:18.791 ‫میلا، اسم خانمی که برات ‫تلگراف رو زد یادت میاد؟ 39:19.916 --> 39:22.416 ‫ازش نپرسیدم. ببخشید. 39:22.916 --> 39:25.625 ‫به نظرت می‌تونی دوباره پیداش کنی؟ 39:26.125 --> 39:29.125 ‫- می‌شه تایید کنیم... ‫- سوال دیگه‌ای ندارین جناب؟ 39:30.750 --> 39:31.916 ‫خیر جناب قاضی. 39:32.791 --> 39:34.125 ‫دادستان؟ 39:41.541 --> 39:42.625 ‫میلا. 39:43.291 --> 39:44.500 ‫سواد خوندن داری؟ 39:45.000 --> 39:47.416 ‫- بله. ‫- آره؟ خوبه. 39:47.916 --> 39:52.500 ‫چند روز اخیر روزنامه‌ها رو خوندی؟ 39:53.541 --> 39:57.916 ‫که ممکنه متوجه شده باشی مادرت ‫نوشتن تلگراف رو انکار کرده؟ 39:59.125 --> 40:00.708 ‫بله، خوندم. 40:01.291 --> 40:02.416 ‫مرتیکه عوضی. 40:02.458 --> 40:03.666 ‫یاکوپ. 40:04.208 --> 40:06.416 ‫سوال دیگه‌ای ندارم جناب قاضی. 40:06.500 --> 40:07.916 ‫واسه امروز کافیه. 40:08.000 --> 40:11.500 ‫جناب قاضی، دکتر موناری ‫قرار بود امروز شهادت بده. 40:11.583 --> 40:12.958 ‫باشه برای فردا جناب. 40:13.041 --> 40:15.458 ‫شهادت ایشون برای دفاعیه ما مهمه. 40:15.541 --> 40:16.375 ‫دقیقا. 40:16.916 --> 40:20.666 ‫خوب براش آماده بشین ‫و بذارین هیئت‌منصفه استراحت کنه. 40:21.166 --> 40:23.250 ‫دادگاه به تنفس می‌ره. 40:35.875 --> 40:39.458 ‫ببخشید خانم. ‫یعنی نمی‌ذارن امروز صحبت کنم؟ 40:39.541 --> 40:40.666 ‫نه، وقتی دادستان... 40:40.750 --> 40:42.750 ‫دست بالا رو داره، ‫معمولا تنفس می‌دن. 40:42.833 --> 40:45.125 ‫فردا بهتره. برو خونه استراحت کن. 40:45.208 --> 40:46.041 ‫ممنون. 40:51.791 --> 40:54.958 ‫«علی‌رغم آنچه که قضات ‫ممکن است فکر کنند،» 40:55.041 --> 41:00.625 ‫«جای انکار ندارد که شهادت ‫کامیلا فونتانای جوان کاملا...» 41:00.708 --> 41:03.791 ‫«استدلال‌های دادستانی را رد می‌کند.» 41:03.875 --> 41:06.500 ‫«ضمنا دادستان فورنو،» 41:06.583 --> 41:11.125 ‫«به جای ایجاد کردن شبهه‌های خودش ‫در ذهن صادق این کودک،» 41:11.208 --> 41:14.500 ‫«می‌بایست این نظریه گیج‌کننده،» 41:14.583 --> 41:18.708 ‫«که ناخدا گوئیدو فونتانا با نقشه قبلی ‫به قتل رسیده را رد کند.» 41:18.791 --> 41:20.166 ‫ادامه نده. 41:21.708 --> 41:24.375 ‫لزومی داره به فورنو اشاره کنی؟ 41:25.333 --> 41:26.791 ‫لیدیا، قراره ناراحت بشه. خب؟ 41:26.875 --> 41:30.666 ‫قراره ناراحت بشه، ولی مهمه. ‫چون ما توی جنگیم. 41:30.750 --> 41:35.083 ‫ما با طرز فکر اون و امثال اون توی جنگیم، ‫نه خودش یاکوپ. 41:35.166 --> 41:36.291 ‫گوش کن لیدیا. 41:36.375 --> 41:39.500 ‫کاملا می‌فهمم الان تحت شرایط... 41:39.583 --> 41:42.250 ‫سختی قرار گرفتی. ‫باور کن می‌خوام کمکت کنم. 41:43.708 --> 41:48.291 ‫ولی بحث ما الان کاریه، ‫پس ارتباط شما... 41:50.041 --> 41:51.375 ‫جواب نمی‌دی؟ 42:01.166 --> 42:02.291 ‫سورپرایز عزیزم! 42:02.375 --> 42:03.666 ‫سلام عزیزم. 42:09.041 --> 42:10.291 ‫- سلام. ‫- سلام. 42:18.791 --> 42:19.666 ‫چی شده؟ 42:19.750 --> 42:22.291 ‫- نه، چیه؟ هیچی... ‫- هیچی. 42:22.375 --> 42:23.625 ‫مزاحمتون شدم؟ 42:23.708 --> 42:25.166 ‫- نه. ‫- نه بابا. اصلا. 42:25.250 --> 42:29.166 ‫- نه، صرفا این مقاله رو نوشتم... ‫- داشتیم... 42:29.250 --> 42:30.166 ‫ای خدا. 42:30.666 --> 42:32.625 ‫- رسیدن به خیر کونسوئلو. ‫- مرسی. 42:32.708 --> 42:34.291 ‫- من دیگه برم. ‫- باشه. 42:40.333 --> 42:41.166 ‫چطور بود؟ 42:42.833 --> 42:44.916 ‫خیلی دلم برات تنگ شده بود. 42:45.416 --> 42:46.625 ‫- واقعا؟ ‫- آره. 42:46.708 --> 42:51.416 ‫فکر کردم مجبورم کردی اینجا بمونم ‫که توی رم جلوی دست و پات نباشم. 42:53.708 --> 42:54.916 ‫حسودیت شد؟ 43:11.833 --> 43:13.416 ‫لیدیا. 43:19.125 --> 43:20.000 ‫ببخشید. 43:21.041 --> 43:22.375 ‫بابت امروز متاسفم. 43:22.875 --> 43:24.916 ‫ببخشید اگه با... 43:25.708 --> 43:28.041 ‫اون دختره بد حرف زدم. ‫نمی‌خواستم... 43:28.125 --> 43:31.541 ‫بیا درباره محاکمه حرف نزنیم. ‫عین سری پیش می‌شه. 43:32.375 --> 43:33.541 ‫الان حوصله ندارم. 43:34.375 --> 43:35.666 ‫چون گوش نمی‌دی. 43:37.208 --> 43:38.958 ‫نه که با اون حرفت ‫گذاشتی بهت گوش بدم. 43:39.041 --> 43:40.250 ‫الان تقصیر من شد؟ 43:40.333 --> 43:42.750 ‫- منظورم این نبود. ‫- طبق معمول. 43:42.833 --> 43:44.333 ‫پیِر، دارم زورم رو می‌زنم. 43:44.416 --> 43:45.250 ‫می‌دونم. 43:48.833 --> 43:50.083 ‫اگه این بحث رو ادامه بدیم، 43:50.166 --> 43:54.375 ‫ممکنه چیزهایی بگیم که از ته دلمون نیست ‫و الکی خرابش کنیم. 43:54.458 --> 43:55.666 ‫جدی دارم می‌گم. 43:55.750 --> 43:56.958 ‫پس چیکار کنیم؟ 43:59.958 --> 44:02.333 ‫به همدیگه نگاه نکنیم ‫که بتونیم کنار هم بمونیم؟ 43:59.958 --> 44:01.208 ‫اگه این بحث رو ادامه بدیم، 43:59.958 --> 44:04.167 ‫ممکنه چیزهایی بگیم که از ته دلمون نیست ‫و الکی خرابش کنیم. 43:59.958 --> 44:01.166 ‫جدی دارم می‌گم. 43:59.958 --> 44:01.166 ‫پس چیکار کنیم؟ 43:59.958 --> 44:02.333 ‫به همدیگه نگاه نکنیم ‫که بتونیم کنار هم بمونیم؟ 44:05.291 --> 44:08.541 ‫وقتی گراتزیا تبرئه بشه، ‫اوضاع عین قبل می‌شه. 44:12.750 --> 44:14.500 ‫اگه محکوم شه چی لیدیا؟ 44:18.708 --> 44:19.583 ‫نمی‌دونم. 44:21.625 --> 44:22.833 ‫جواب نمی‌ده. 44:23.833 --> 44:24.875 ‫اصلا. 44:27.416 --> 44:29.958 ‫ولی با تمام وجود امیدوارم ‫فکرم اشتباه باشه. 44:35.208 --> 44:36.166 ‫خداحافظ پیِر. 44:35.208 --> 44:37.750 ‫ولی با تمام وجود امیدوارم ‫فکرم اشتباه باشه. 44:35.208 --> 44:36.166 ‫خداحافظ پیِر. 44:42.791 --> 44:44.166 ‫لیدیا. 44:48.791 --> 44:50.333 ‫توی محاکمه فردا موفق باشی. 44:54.125 --> 44:54.958 ‫ممنون. 45:17.583 --> 45:18.875 ‫دکتر تولیو موناری؟ 45:18.958 --> 45:20.875 ‫بله. صبحتون به خیر. 45:21.916 --> 45:24.958 ‫فکر نمی‌کردم با حضور پلیس ‫لازم باشه تا دادگاه بیام. 45:25.041 --> 45:26.750 ‫قرار نیست بریم دادگاه دکتر. 45:27.416 --> 45:29.166 ‫توی راه توضیح می‌دیم. 45:29.750 --> 45:31.250 ‫ببینید، من باید تا ساعت... 45:31.333 --> 45:33.375 ‫نه، این موضوع مهم‌تره. 45:34.399 --> 45:40.399 www.Doostihaa.com