WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:31.875 --> 00:33.416 ‫روزی که به دنیا اومدم، 00:34.500 --> 00:36.666 ‫مادربزرگم کلارا تونست آینده‌مو ببینه. 00:38.166 --> 00:41.708 ‫گفت که کائنات دست به دست هم دادن ‫تا به من موهبت‌هایی ببخشن 00:42.166 --> 00:45.625 ‫که توی هر بدبیاری و بدشانسی تقدیرم کمکم کنن. 01:04.666 --> 01:05.833 ‫مادربزرگ. 02:18.000 --> 02:20.833 ‫مادربزرگم توی خاطراتش نوشته ‫که حافظه شکننده‌ست. 02:23.458 --> 02:26.041 ‫و مسیر زندگی اون‌قدر کوتاهه، 02:26.125 --> 02:29.083 ‫که متوجه ارتباط بین اتفاقات نمی‌شیم. 02:31.083 --> 02:34.166 ‫و به عواقب کارهامون فکر نمی‌کنیم. 02:47.166 --> 02:49.791 ‫واسه همین، از سن خیلی کم، ‫مادربزرگم صدها دفترچه رو 02:49.875 --> 02:52.041 ‫با نوشتن زندگی‌نامه‌اش پر کرد. 02:54.416 --> 02:56.250 ‫تا ۵۰ سال بعد، 02:58.000 --> 02:59.625 ‫من ازشون استفاده کنم. 03:00.625 --> 03:02.625 ‫تا بتونم گذشته رو دوباره زنده کنم 03:03.333 --> 03:05.583 ‫و از روزهای وحشتناک خودم جون سالم به در ببرم. 04:06.500 --> 04:09.625 «خانه‌ی ارواح» 04:10.208 --> 04:14.208 «قسمت اول» 04:31.208 --> 04:33.416 ‫کلارا دل وایه، مادربزرگم، 04:33.500 --> 04:35.583 ‫همیشه یه پاش توی این دنیا بود 04:35.583 --> 04:37.625 ‫و یه پاش توی اون دنیا. 04:39.291 --> 04:41.166 ‫- بدش به من! ‫- خودت دادیش بهم! 04:41.250 --> 04:42.833 ‫حواسمو پرت می‌کنین! 04:42.916 --> 04:44.166 ‫بدش به من! 04:44.166 --> 04:46.125 ‫بدش به من، لوئیس! 04:46.208 --> 04:48.333 ‫هی، مامان میگه عجله کنید! 04:48.416 --> 04:50.375 ‫- دیروز خودت دادیش به من. ‫- نه! 04:50.458 --> 04:53.041 ‫چرا همه‌تون اینجایید؟ 04:53.125 --> 04:56.250 ‫بهتون گفتم برید لباس بپوشید. برید! 04:57.000 --> 04:58.541 ‫تو چی، کلاریتا؟ 04:58.541 --> 05:01.208 ‫تو هم باید واسه رفتن به مراسم حاضر بشی. 05:02.666 --> 05:03.666 ‫من نمیام. 05:04.208 --> 05:05.208 ‫منظورت چیه؟ 05:06.125 --> 05:07.833 ‫فکر می‌کنی دست خودته؟ 05:07.916 --> 05:09.833 ‫- بدو! ‫- نه! 05:10.875 --> 05:14.041 ‫فکر می‌کنین خونه با جادو خودشو تمیز می‌کنه؟ 05:14.916 --> 05:16.625 ‫از اون طرف، عزیزم. 05:16.708 --> 05:18.625 ‫همه‌تون عرق می‌کنید! 05:19.375 --> 05:21.625 ‫کلارا قدرت‌های روانیش رو 05:21.666 --> 05:24.250 ‫با تشویق دایی مارکوس عزیزش پرورش داد، 05:24.875 --> 05:29.166 ‫یه کاوشگر سیری‌ناپذیر که دانش‌های پیچیده ‫و مرموز رو از سراسر جهان جمع می‌کرد. 05:31.333 --> 05:32.666 ‫من نمیام عشای ربانی. 05:32.750 --> 05:35.166 ‫- چرا؟ ‫- چون دایی مارکوس داره میاد. 05:35.833 --> 05:38.416 ‫عزیزم، دایی مارکوس توی سفره. 05:38.416 --> 05:40.000 ‫خیلی دور. خیلی خیلی دور. 05:40.083 --> 05:41.750 ‫آره، می‌دونم، اما داره میاد، 05:41.750 --> 05:43.916 ‫و می‌خوام وقتی می‌رسه اینجا باشم. 05:44.625 --> 05:45.625 ‫رزا! 05:45.708 --> 05:47.166 ‫- به من نگاه نکن. ‫- رزا! 05:55.958 --> 05:56.833 ‫کلاریتا! 05:56.916 --> 05:58.833 ‫خواهر بزرگترش، رزا، 05:59.500 --> 06:02.916 ‫تنها کسی بود که واقعاً کارای ‫عجیب‌وغریب کلارا رو درک می‌کرد. 06:03.375 --> 06:05.666 ‫شاید به این خاطر که خودشم ‫متعلق به این دنیا نبود. 06:05.750 --> 06:06.750 ‫رزا! 06:12.416 --> 06:14.083 ‫اینجا بهترین مخفیگاهه. 06:14.083 --> 06:15.916 ‫هیولاها ازت محافظت می‌کنن. 06:17.125 --> 06:18.875 ‫داریم از چی قایم می‌شیم؟ 06:18.958 --> 06:21.541 ‫نمی‌فهمم چرا باید به مراسم بریم. 06:21.625 --> 06:24.291 ‫مامان میگه می‌تونیم مستقیم با خدا حرف بزنیم. 06:24.958 --> 06:27.375 ‫آره. می‌تونم یه اعترافی کنم؟ 06:28.541 --> 06:31.666 ‫توی این دنیا چیزهایی هستن ‫که منم درکشون نمی‌کنم. 06:31.750 --> 06:33.458 ‫اما به این نتیجه رسیدم 06:33.541 --> 06:36.041 ‫که دلیلش اینه که هیچ منطقی ندارن. 06:36.125 --> 06:38.833 ‫واسه این کارا یکم بزرگ نشدی؟ 06:40.500 --> 06:42.666 ‫اگه منظورت گلدوزیمه بابا، 06:43.250 --> 06:46.875 ‫تا وقتی که بزرگترین رومیزی دنیا نشه، ‫قرار نیست دست از کار بکشم. 06:46.958 --> 06:48.125 ‫یالا بریم. 06:48.208 --> 06:49.291 ‫نه، بسه! 06:50.791 --> 06:52.416 ‫بریم. کافیه دیگه. 06:57.875 --> 07:00.500 ‫- خوش اومدید. ‫- سلام، حالتون چطوره؟ 07:00.583 --> 07:02.416 ‫ممنون. سلام. 07:02.500 --> 07:03.833 ‫نیکولاس، خیلی وقت بود ندیده بودمت. 07:03.916 --> 07:05.666 ‫- حالت چطوره؟ ‫- حالت چطوره؟ 07:05.750 --> 07:07.375 ‫چه ورود باشکوهی، جناب نامزد. 07:07.458 --> 07:09.708 ‫- خانم نیویا. ‫- حالتون چطوره؟ 07:09.791 --> 07:12.208 ‫ردیف سوم رو رزرو کردم ‫تا بتونید همه کنار همدیگه باشید. 07:12.291 --> 07:14.208 ‫- عالیه. خیلی ممنون. ‫- بفرمایید. 07:14.291 --> 07:15.291 ‫بفرمایید. 07:15.291 --> 07:17.083 ‫نه، نه، نه، بذار ببینم. 07:17.833 --> 07:20.625 ‫- ممنون. ‫- بیشتر از حالت عادی دارن نگاهمون می‌کنن. 07:20.708 --> 07:21.833 ‫بهش عادت کن. 07:21.916 --> 07:24.666 ‫وقتی به عنوان سناتور انتخاب بشی، ‫از اینم بدتر میشه. 07:24.750 --> 07:26.958 ‫در این پنجشنبه‌ی مقدس، ما توبه می‌کنیم 07:27.041 --> 07:30.666 ‫تا یاد روزی رو گرامی بداریم ‫که مسیح، فرزند خداوند، 07:30.750 --> 07:32.458 ‫به خاطر گناهان ما فدا شد. 07:32.500 --> 07:34.208 ‫پس، برادران من... 07:34.291 --> 07:35.291 ‫بابا. 07:36.583 --> 07:38.833 ‫خوبه که روی مجسمه‌ی قدیس‌ها رو پوشوندن. 07:38.916 --> 07:40.958 ‫خون روشون حالمو به هم می‌زنه. 07:41.958 --> 07:43.208 ‫حواست جمع باشه، کلارا. 07:46.125 --> 07:47.833 ‫به رزا دل وایه نگاه کن. 07:48.916 --> 07:50.625 ‫خیلی معنوی شده. 07:51.041 --> 07:52.375 ‫اون یه فرشته‌ست. 07:52.458 --> 07:53.750 ‫یا یه پری دریایی. 07:53.833 --> 07:59.041 ‫...منجی‌مون، تا یه خلافکار ‫به اسم باراباس رو نجات بدن. 08:01.375 --> 08:03.833 ‫و حالا جهنم در انتظار ماست 08:03.833 --> 08:06.750 ‫مگر اینکه توبه کردن رو یاد بگیریم. 08:06.833 --> 08:08.000 ‫باورنکردنیه. 08:08.583 --> 08:10.416 ‫بعد از این همه وقت، 08:10.500 --> 08:14.583 ‫داستان جهنم هنوزم حسابی طرفدار داره. 08:18.791 --> 08:20.083 ‫چرا قیافه‌ت تو همه؟ 08:21.166 --> 08:22.708 ‫- می‌خوای برم؟ ‫- نه! 08:25.375 --> 08:27.166 ‫اون دختربچه با خودش حرف می‌زنه؟ 08:29.416 --> 08:31.250 ‫دلم واست تنگ شده، دایی مارکوس. 08:32.125 --> 08:33.583 ‫نیمه‌ی پر لیوان رو ببین. 08:34.000 --> 08:36.708 ‫حالا دیگه مجبور نیستم واسه دیدنت سوار قایق بشم. 08:37.250 --> 08:39.333 ‫می‌تونم همین‌طوری بیام. 08:39.916 --> 08:41.291 ‫عالیه، نه؟ 08:42.208 --> 08:45.458 ‫«باراباس! بذارید باراباس بره!» 08:45.541 --> 08:47.625 ‫می‌خوای همچنان قدرت‌هات رو تمرین کنی؟ 08:50.958 --> 08:54.666 ‫خیلی از آدمای زنده ‫آرزو دارن موهبت‌های ما رو داشته باشن. 08:55.833 --> 08:57.375 ‫تو خاصی، کلارا. 08:58.083 --> 08:59.958 ‫قراره به آدمای زیادی کمک کنی. 09:00.041 --> 09:04.958 ‫یه مشت گناهکار باراباس رو از جهنم نجات دادن. 09:05.375 --> 09:07.208 ‫و وقتی پیلاطس پرسید، 09:07.208 --> 09:09.000 ‫«چه کسی رو باید آزاد کنم؟» 09:09.083 --> 09:13.708 ‫کشیش‌های اعظم و بزرگان ‫به جمعیت پیشنهاد دادن 09:13.791 --> 09:16.916 ‫که باراباس رو انتخاب کنن، ‫که باراباس رو نجات بدن. 09:18.500 --> 09:19.500 ‫کلارا! 09:21.375 --> 09:23.791 ‫واسه همین باراباس دزد، نجات پیدا کرد. 09:23.875 --> 09:28.166 ‫واسه همین شما گناهکاران باید توبه کنید، 09:28.250 --> 09:31.750 ‫وگرنه تا ابد توی جهنم می‌سوزید. 09:31.833 --> 09:33.625 ‫به جهنم! 09:34.541 --> 09:35.666 ‫پس... 09:39.375 --> 09:42.541 ‫پدر رسترپو، اگه جهنم وجود نداشته باشه چی؟ 09:42.625 --> 09:44.166 ‫چی گفتی، بچه؟ 09:44.750 --> 09:46.041 ‫چی گفتی؟ 09:46.125 --> 09:47.666 ‫اگه هنوز نمُردید، 09:47.750 --> 09:49.958 ‫هیچ راهی ندارید که بدونید اون طرف چه خبره. 09:50.041 --> 09:52.416 ‫- ببخشید، پدر. ‫- گستاخ شرور! 09:52.500 --> 09:54.250 ‫اون بچه جن‌زده شده! 09:54.333 --> 09:55.333 ‫دیدی؟ 09:55.833 --> 09:57.333 ‫بچه‌ی اهریمنی! 09:59.291 --> 10:01.250 ‫- چشم‌سفید! ‫- پدر. 10:01.916 --> 10:04.458 ‫اون بچه شروره! 10:04.541 --> 10:07.875 ‫فقط یه آدم متعصب مثل پدر رسترپو ‫هنوز می‌تونه به اهریمن باور داشته باشه. 10:07.958 --> 10:10.416 ‫- قرن بیستمه. ‫- آره، اما مسئله این نیست. 10:10.500 --> 10:13.500 ‫مسئله اینه که اگه اونا از ‫توانایی‌های کلاریتا باخبر بشن، 10:13.583 --> 10:15.083 ‫شایعات شروع میشه. 10:15.166 --> 10:17.500 ‫نامزدی من واسه حزب لیبرال به باد رفت. 10:17.583 --> 10:18.625 ‫غلو نکن. 10:18.708 --> 10:21.666 ‫نمی‌تونم مدام با آدمایی سروکله بزنم ‫که پشت سر خانواده‌م حرف می‌زنن. 10:21.750 --> 10:23.500 ‫برادرت به اندازه‌ی کافی دردسر درست می‌کرد. 10:23.583 --> 10:27.708 ‫نه، نمی‌ذارم به خاطر هرچیزی که به ذهنت می‌رسه ‫مارکوس رو مقصر بدونی. 10:27.791 --> 10:30.291 ‫اون تأثیر بدی روی کلارا داره. و حالا... 10:30.375 --> 10:32.750 ‫مراقب حرفی که می‌خوای بزنی باش، ‫سورو دل وایه. 10:33.458 --> 10:37.291 ‫خانواده‌مون از منافع شخصی‌مون مهم‌تره. 10:37.375 --> 10:38.583 ‫هیچ‌وقت اینو فراموش نکن. 10:39.083 --> 10:41.416 ‫و ما کلاریتا رو همین‌جوری که هست دوست داریم. 10:49.708 --> 10:50.916 ‫مراقب باش. 10:54.416 --> 10:56.041 ‫- وول نخور. ‫- بس کن! 10:56.125 --> 10:57.625 ‫- مراقب باش! ‫- شرمنده. 10:57.708 --> 10:59.000 ‫بس کن! 11:01.000 --> 11:02.083 ‫مامان، اونا کی‌ان؟ 11:02.166 --> 11:03.958 ‫- دایی مارکوسه؟ ‫- دایی مارکوس. 11:04.041 --> 11:05.250 ‫مارکوس! 11:06.666 --> 11:08.041 ‫برادرت اومده. 11:08.125 --> 11:11.000 ‫منظورم... جسد برادرته. 11:12.541 --> 11:14.083 ‫- نه. ‫- دنبالم بیا. 11:14.166 --> 11:15.458 ‫نانا. نانا. 11:25.166 --> 11:26.250 ‫مارکوس! 11:27.250 --> 11:28.458 ‫بازش کن. 11:28.541 --> 11:31.500 ‫این‌طوری بود که دایی مارکوس ‫از آخرین سفرش برگشت خونه. 11:31.583 --> 11:32.750 ‫برادرم! 11:32.833 --> 11:35.375 ‫اون به خاطر یه طاعون مرموز آفریقایی مُرده بود 11:35.458 --> 11:38.375 ‫که باعث شد مثل کاغذ پوستی، ‫چروکیده و زرد بشه. 11:38.458 --> 11:40.500 ‫کلاریتا گفت که اون میاد. 11:45.625 --> 11:46.625 ‫برادرم! 12:06.375 --> 12:07.375 ‫رزا! 12:10.500 --> 12:11.708 ‫یه توله‌سگ. 12:14.750 --> 12:16.208 ‫- سلام. ‫- نجات پیدا کرده. 12:20.833 --> 12:22.250 ‫همه‌چی درست میشه. 12:23.916 --> 12:25.500 ‫- چقدر کوچولوئه. ‫- باراباس. 12:32.458 --> 12:35.750 ‫اون روز می‌تونست یکی از ‫غم‌انگیزترین روزهای زندگیش باشه، 12:36.208 --> 12:39.708 ‫اگه باراباس با وسایل دایی مارکوس نیومده بود، 12:40.125 --> 12:44.000 ‫و رزا اونجا نبود تا بهش دلداری بده. 12:48.750 --> 12:52.708 ‫کلاریتا، دایی مارکوس کتاب‌های خیلی بیشتری آورده. 12:54.125 --> 12:55.125 ‫نگاه کن. 12:56.666 --> 12:59.375 ‫اون درباره‌ی تمام ماجراجویی‌هاش نوشته. 12:59.458 --> 13:00.625 ‫پاریس رو ببین. 13:02.250 --> 13:05.791 ‫هی، شاید تو هم بتونی همین کار رو بکنی، نه؟ 13:06.375 --> 13:08.250 ‫ماجراجویی‌هات رو بنویسی. 13:09.291 --> 13:12.458 ‫اینم یه دفتر کوچیک. خالیه. 13:13.041 --> 13:14.083 ‫ببین. 13:27.291 --> 13:29.333 ‫- ممنون. ‫- خواهش می‌کنم. 13:43.000 --> 13:45.541 ‫«باراباس از راه دریا وارد خانواده‌مون شد.» 13:46.541 --> 13:48.250 ‫و این‌طوری مادربزرگم کلارا 13:48.333 --> 13:52.375 ‫اولین دفترچه خاطرات زندگیش رو شروع کرد. 14:03.375 --> 14:05.791 ‫به این میگن رشوه، و یه جُرمه. 14:07.583 --> 14:10.166 ‫تمام سناتورهای بسیار محترم این کشور 14:10.250 --> 14:12.875 ‫از همین راه کرسی‌هاشون توی کنگره رو به دست آوردن. 14:13.916 --> 14:15.333 ‫اما من یه وکیلم. 14:16.000 --> 14:20.166 ‫من از قوانین محافظت می‌کنم ‫تا نذارم چنین اتفاقاتی رخ بده. 14:21.166 --> 14:22.750 ‫رسوایی پنجشنبه‌ی مقدس 14:22.750 --> 14:25.208 ‫واسمون خوب تموم نشد، دوست من. 14:25.291 --> 14:27.291 ‫و ما در آستانه‌ی انتخاباتیم. 14:30.541 --> 14:33.708 ‫من به همسرم قول دادم که این کار رو ‫با صداقت کامل انجام بدم. 14:34.166 --> 14:37.833 ‫خب، اگه می‌خوای نیویا رو خوشحال نگه داری، 14:39.041 --> 14:40.500 ‫این تنها راهشه. 14:41.291 --> 14:45.958 ‫هیچ‌کس جز تو نمی‌تونه پیشنهادات ‫طرفداران حق رأی زنان رو پیش ببره. 14:47.375 --> 14:51.208 ‫باید با مردم واقعی حرف بزنیم، مردم شهر. 14:51.291 --> 14:56.083 ‫خونه‌به‌خونه بریم، وارد کارخونه‌ها بشیم، ‫حسابی سروصدا به پا کنیم. 14:56.166 --> 14:58.083 ‫اگه شوهرم به عنوان سناتور انتخاب بشه، 14:58.166 --> 15:00.833 ‫می‌تونیم اون تغییرات رو از توی کنگره اعمال کنیم. 15:00.916 --> 15:03.291 ‫خب، شاید اگه شوهرت یه زن بود. 15:03.375 --> 15:05.458 ‫ما می‌خوایم بقیه تغییر ایجاد کنن، 15:05.541 --> 15:08.875 ‫و خودمون کوچکترین تلاشی ‫واسه حق زنان انجام نمی‌دیم. 15:08.958 --> 15:10.083 ‫خب تو انجام بده. 15:10.083 --> 15:11.083 ‫چی؟ 15:13.083 --> 15:15.166 ‫- خانم. ‫- دختر کوچولوی من. 15:15.250 --> 15:17.166 ‫ببین، یه نامه‌ی دیگه واسه رزا. 15:18.166 --> 15:19.541 ‫ممنون، نانا. 15:19.625 --> 15:20.625 ‫مامان. 15:21.583 --> 15:23.000 ‫- می‌تونم ببینم؟ ‫- نه. 15:23.083 --> 15:24.500 ‫از طرف پسر استر تروئباست؟ 15:24.583 --> 15:27.458 ‫آره، اون مجوز یه معدن طلا رو گرفته. 15:27.541 --> 15:30.500 ‫- تقریباً دو سال روش کار کرد. ‫- طفلکی. 15:30.583 --> 15:31.750 ‫چرا، مامان؟ 15:31.833 --> 15:35.291 ‫چون مرد خیلی مصممیه، و من از این خوشم میاد. 15:35.375 --> 15:38.166 ‫چون وقتی یه زن به زیبایی رزا باشه، 15:39.208 --> 15:41.583 ‫مردها حتی جرئت نمی‌کنن بهش نزدیک بشن. 15:42.541 --> 15:44.625 ‫- دو تا. ‫- ممنون. 15:45.500 --> 15:46.500 ‫نگاه کن. 15:47.375 --> 15:48.916 ‫قشنگه، کلاریتا. 15:49.000 --> 15:51.083 ‫- می‌تونیم بخریمش؟ ‫- بذار ببینم. 16:06.125 --> 16:07.375 ‫بیاید دخترا، بریم. 16:07.458 --> 16:08.625 ‫همراه من بیاید. 16:08.708 --> 16:10.416 ‫همیشه دنبال رزیتای من هستن. 16:10.500 --> 16:11.791 ‫بی‌شرف‌ها! 16:12.916 --> 16:14.333 ‫بیا اینجا. 16:19.166 --> 16:20.208 ‫عذر می‌خوام. 16:23.500 --> 16:24.750 ‫اسمت چیه؟ 16:25.333 --> 16:26.541 ‫شما؟ 16:27.916 --> 16:29.208 ‫استبان تروئبا. 16:30.041 --> 16:32.041 ‫بیا بریم، وگرنه به دردسر می‌افتم. 16:35.625 --> 16:37.208 ‫اسمش رزا دل وایه‌ست! 16:37.208 --> 16:38.791 ‫و هیچ خواستگار دیگه‌ای نداره! 16:38.875 --> 16:40.166 ‫- کلاریتا! ‫- کلارا! 16:40.666 --> 16:42.541 ‫به چی فکر می‌کنی؟ 16:43.125 --> 16:44.125 ‫رزا. 16:48.625 --> 16:49.875 ‫اون روز عصر، 16:49.916 --> 16:52.041 ‫رزا مثل یه فرشته‌ی رؤیایی 16:52.125 --> 16:55.416 ‫وارد زندگی استبان تروئبا شد و روحش رو دزدید. 16:57.833 --> 17:00.458 ‫و از اون لحظه به بعد، به خودش قول داد 17:00.541 --> 17:03.541 ‫که هر کاری بکنه تا تبدیل به یه مرد ثروتمند بشه... 17:03.625 --> 17:04.625 ‫[عاشقتم.] 17:04.708 --> 17:07.041 ‫و لیاقت بردنش به محراب کلیسا رو داشته باشه. 17:16.541 --> 17:19.291 ‫رزا، یه نامه‌ی دیگه. می‌تونم بخونمش؟ 17:20.916 --> 17:22.291 ‫«رزای زیبا و محبوب من.» 17:22.375 --> 17:23.750 ‫- «هر ثانیه...» ‫- بدش به من. 17:25.166 --> 17:27.916 ‫«هر ثانیه اینجا بدون تو مثل یه عمر می‌گذره.» 17:28.916 --> 17:31.500 ‫دلم می‌خواد یکی منو همون‌طوری دوست داشته باشه ‫که استبان رزا رو دوست داره. 17:31.583 --> 17:34.583 ‫من هنوز نمی‌فهمم عشق چه ربطی داره 17:34.666 --> 17:36.750 ‫به کندن صخره‌ها واسه پولدار شدن. 17:36.833 --> 17:38.541 ‫چون اون دوستت داره. 17:38.666 --> 17:39.708 ‫من طلا نمی‌خوام. 17:39.791 --> 17:40.791 ‫منم همین‌طور. 17:40.875 --> 17:43.500 ‫اما دلت نمی‌خواد یکی پیدا بشه ‫که یه خونه مثل اینجا بهت بده؟ 17:44.041 --> 17:46.250 ‫- نه. ‫- پس چی؟ 17:47.250 --> 17:49.375 ‫می‌خوای با حیوونای خیالیت زندگی کنی؟ 17:49.458 --> 17:50.458 ‫شاید. 17:51.208 --> 17:52.458 ‫منم همینو می‌خوام. 17:52.500 --> 17:54.041 ‫درکت نمی‌کنم. 17:54.125 --> 17:55.708 ‫تو هم از این خوشت میاد؟ 18:05.500 --> 18:06.708 ‫باراباس! 18:06.958 --> 18:10.250 ‫واسه کلارا، زمان با هیچ خبر دیگه‌ای 18:10.333 --> 18:13.541 ‫جز ظرفیت نامحدود رشد ‫سگش، باراباس، نمی‌گذشت. 18:15.583 --> 18:16.583 ‫اونجا! 18:16.583 --> 18:19.833 ‫خیال‌پردازی‌های مردم ‫و عدم شناخت از نژاد اون سگ 18:19.916 --> 18:23.000 ‫در نهایت باعث شد بهش ‫ویژگی‌های اساطیری نسبت بدن. 18:25.041 --> 18:26.041 ‫همه عاشقش بودن. 18:26.125 --> 18:27.166 ‫[برندگان] ‫[سورو دل وایه] 18:27.250 --> 18:29.666 ‫به جز سناتور جدید، سورو دل وایه. 18:30.250 --> 18:32.125 ‫هیولای جهنمی! 18:32.208 --> 18:33.583 ‫و نانا. 19:24.583 --> 19:25.833 ‫قراره یکی بمیره. 19:29.958 --> 19:31.041 ‫چی شده، عزیزم؟ 19:32.625 --> 19:33.833 ‫قراره یه نفر دیگه بمیره. 19:33.916 --> 19:34.916 ‫چی؟ 19:37.083 --> 19:39.875 ‫نه، عشقم، نگران نباش. ‫این اتفاق نمی‌افته. 19:40.875 --> 19:44.250 ‫اما کلارا گفت که من قراره ‫از روی اسب بیفتم، و همین‌طور هم شد. 19:44.333 --> 19:48.833 ‫این افتخار رو به من بدید که به ‫سناتور جدید این جمهوری تبریک بگم. 19:52.333 --> 19:54.250 ‫انگار روح دیدین. 19:54.333 --> 19:57.166 ‫قیافه‌هاتون رو عوض کنید. ‫امروز روز جشنه. 19:57.833 --> 19:59.208 ‫هدایای بیشتر. 19:59.291 --> 20:03.208 ‫این نوشیدنی و یه خوک شیرخوار ‫از طرف حامیان جنوبی‌تون. 20:03.291 --> 20:05.500 ‫باید یه سفر واسه تشکر ازشون برم. 20:05.583 --> 20:07.250 ‫نه! نرو. 20:08.416 --> 20:11.125 ‫- چت شده؟ ‫- بعداً توضیح میدم. 20:11.208 --> 20:14.125 ‫همینه. مراقب باشید، نندازیدش. 20:17.250 --> 20:19.208 ‫عجب حیوون گنده‌ای. 21:18.875 --> 21:23.666 ‫سورو. از همگی می‌خوام که بیان ‫و به صحبت‌های سناتور جدیدمون گوش بدن. 21:30.208 --> 21:31.333 ‫ممنون. 21:32.083 --> 21:35.166 ‫از همه‌تون ممنونم که اینجایید ‫تا با من جشن بگیرید. 21:35.791 --> 21:39.208 ‫البته باید واقعاً به خاطر ‫کمبود نامزدها سپاسگزار باشم. 21:41.708 --> 21:42.708 ‫مامان. 21:43.000 --> 21:44.958 ‫نمی‌خوام هیچ اتفاقی واسه بابا بیفته. 21:45.041 --> 21:47.416 ‫نه، همه‌چی درست میشه. ‫نگران نباش. 21:47.500 --> 21:50.125 ‫واسه من باعث افتخاره که نماینده‌ی ‫حزب لیبرال توی کنگره باشم. 21:50.208 --> 21:52.416 ‫بریم سراغ دسر. 21:53.250 --> 21:56.708 ‫همون‌طور که همه‌تون می‌دونید، من این شانس رو داشتم ‫که یه زندگی پر از امتیاز داشته باشم... 21:56.791 --> 21:58.875 ‫چقدر خوشمزه‌ست. 21:58.958 --> 22:01.416 ‫و حالا وقت جبران کردنشه. 22:01.500 --> 22:02.500 ‫توت‌فرنگی. 22:02.541 --> 22:05.500 ‫- من اینو می‌خوام. ‫- امیدوارم که از غذاتون لذت برده باشید، 22:05.583 --> 22:08.416 ‫و به خاطر ما هم که شده ‫بازم واسه خودتون غذا بکشید، 22:08.500 --> 22:11.333 ‫وگرنه مجبوریم یک هفته‌ی تمام خوک جنوبی بخوریم! 22:13.250 --> 22:15.625 ‫- نوش جان! ‫- نوش جان! 22:15.916 --> 22:17.125 ‫زنده‌باد! 22:17.125 --> 22:18.583 ‫- زنده‌باد سناتور! ‫- زنده‌باد! 22:19.083 --> 22:20.541 ‫زنده‌باد! 22:30.000 --> 22:31.083 ‫نه! 22:34.291 --> 22:36.541 ‫آروم باش. آروم باش. 22:53.666 --> 22:55.666 ‫نمی‌خوام کس دیگه‌ای بمیره. 22:56.083 --> 22:58.041 ‫نگران نباش. یه کابوس بود. 22:58.041 --> 22:59.458 ‫بیا. بگیر بخواب. 23:00.125 --> 23:01.791 ‫می‌شه پیشم بمونی؟ 23:02.375 --> 23:03.916 ‫آره، یکم برو اونور. 23:08.166 --> 23:09.250 ‫خیلی سرده. 23:14.833 --> 23:17.083 ‫من همیشه باهاتم، باشه؟ 23:18.375 --> 23:19.875 ‫همیشه. 23:26.541 --> 23:27.833 ‫دستت کوچولوئه. 23:35.958 --> 23:37.125 ‫یه سرماخوردگی معمولیه. 23:37.791 --> 23:39.375 ‫دیدی؟ بهت که گفتم. 23:39.458 --> 23:43.000 ‫بهش یکم لیموناد با شکر و مایعات بدید ‫تا تبش با عرق کردن بیاد پایین. 23:43.083 --> 23:45.750 ‫نانا، از اون نوشیدنی جدید که بهم دادن بهش بده. 23:46.500 --> 23:48.416 ‫ممنون که به این سرعت اومدید. 23:49.000 --> 23:50.333 ‫تا دم در همراهیتون می‌کنم. 24:09.666 --> 24:14.458 ‫همون روز، بعد از یه دوره‌ی طولانی ‫تنهایی و سخت‌کوشی، 24:14.541 --> 24:17.833 ‫استبان تروئبا به چیزی که خیلی دلش می‌خواست رسید. 24:28.583 --> 24:32.541 ‫بالاخره، می‌تونست به آرزوی ازدواج با رزا برسه. 24:34.916 --> 24:36.666 ‫لطفاً نخ قرمز رو بده به من. 24:36.750 --> 24:39.958 ‫نانا. باراباس قراره بره روی رومیزی. 24:41.041 --> 24:44.125 ‫هر لحظه ممکنه اون هیولا شاخ دربیاره. 24:44.208 --> 24:45.208 ‫و بال. 24:45.708 --> 24:46.708 ‫ممنون. 24:47.875 --> 24:48.875 ‫خیلی‌خب. 24:49.625 --> 24:50.625 ‫ممنون، نانا. 25:50.458 --> 25:52.625 ‫اونجا چیکار می‌کنی، کلاریتا؟ 25:54.875 --> 25:56.583 ‫چرا اینقدر تاریکه؟ چی شده؟ 25:58.500 --> 26:01.000 ‫چرا اینقدر بوی گل رز میاد؟ 26:05.041 --> 26:06.041 ‫رزیتا؟ 26:09.041 --> 26:10.041 ‫عزیزم؟ 26:10.916 --> 26:11.916 ‫رزا. 26:13.750 --> 26:15.041 ‫وای خدای من! 26:19.416 --> 26:20.541 ‫خانم نیویا! 26:21.416 --> 26:22.416 ‫آقای سورو. 26:23.041 --> 26:24.791 ‫آقای سورو! 27:14.708 --> 27:16.041 ‫خیلی متأسفم. 27:17.416 --> 27:19.416 ‫دلیل این اتفاق یه تب ساده نبوده. 27:22.291 --> 27:25.166 ‫یادتون میاد که رزا کار غیرعادی‌ای کرده باشه 27:25.583 --> 27:28.416 ‫یا چیزی خورده باشه که بقیه نخوردن؟ 27:29.250 --> 27:33.041 ‫هیچی. نمی‌دونم. 27:34.416 --> 27:38.916 ‫اون لیمونادی که گفتین بهش بدم ‫با یه ذره نوشیدنی. 27:39.000 --> 27:40.000 ‫کلاریتا. 27:45.166 --> 27:47.125 ‫- همه‌اش تقصیر من بود. ‫- نه، نه. 27:48.166 --> 27:51.125 ‫تقصیر تو نبود. ‫دیگه هیچ‌وقت اینو نگو. 27:51.958 --> 27:52.958 ‫بهم قول بده. 28:20.083 --> 28:21.708 ‫انتظار نداشتم اینقدر زود بیای اینجا. 28:21.791 --> 28:22.958 ‫عصر بخیر. 28:27.458 --> 28:28.458 ‫بیا. 28:50.541 --> 28:52.250 ‫[تلگراف از طرف دولت] ‫[استبان تروئبا] 28:52.333 --> 28:55.500 ‫[استبان، باید برگردی. رزا مُرده. فرولا] 28:58.041 --> 29:00.750 ‫شک من بر اینه که این باعث مرگ دخترتون شده. 29:01.875 --> 29:02.875 ‫متوجه نمیشم. 29:02.916 --> 29:05.750 ‫واسه انجام کالبدشکافی به اجازه‌تون نیاز دارم. 29:12.125 --> 29:14.291 ‫داری میگی که باید بدنش رو بشکافی؟ 29:14.375 --> 29:16.166 ‫نه، نه کاملاً. 29:16.750 --> 29:18.125 ‫کاری به سرش نداریم. 29:18.208 --> 29:21.333 ‫اما واسه این کار، باید رزا رو ببرم سردخونه. 29:21.416 --> 29:22.750 ‫سردخونه؟ 29:25.125 --> 29:26.250 ‫سردخونه نه. 29:26.916 --> 29:28.750 ‫- نه، نه، نه. ‫- خیلی‌خب. 29:29.333 --> 29:31.583 ‫- هیچ‌کس دخترم رو نمی‌بره. ‫- خیلی‌خب، نیویا. 29:32.833 --> 29:34.208 ‫آره. کسی نمی‌بره. 29:35.708 --> 29:36.708 ‫قسم می‌خوری؟ 29:37.208 --> 29:40.125 ‫- قسم بخور. واسم قسم بخور. ‫- باشه. 29:48.458 --> 29:49.500 ‫عشقم. 29:52.875 --> 29:54.375 ‫بهش دست نزنید. 29:54.458 --> 29:55.875 ‫- حق نداری بهش دست بزنی! ‫- نیویا. 29:59.625 --> 30:01.958 ‫اینو بخور یکم آروم شی. فقط یه کم. 30:10.958 --> 30:12.208 ‫متأسفم، عشقم. 30:12.916 --> 30:14.750 ‫من این کار رو به خاطر کل خانواده می‌کنم. 30:16.583 --> 30:19.875 ‫نانا، به خدمه بگو ‫می‌تونن بقیه‌ی روز رو مرخصی بگیرن. 30:19.958 --> 30:20.833 ‫چشم، آقا. 30:20.916 --> 30:23.583 ‫و لطفاً بذار کلاریتا پیش ترسا بخوابه. 30:24.375 --> 30:26.000 ‫نمی‌خوام تنها بخوابه. 30:43.416 --> 30:44.416 ‫سورو. 30:48.666 --> 30:50.208 ‫شب بخیر، آقا... 30:57.958 --> 30:59.041 ‫مراقب باش. 31:11.875 --> 31:14.791 ‫توی اون بطری نوشیدنی مرگ موش بود. 31:16.500 --> 31:18.458 ‫اون‌قدر که یه گاو نر رو می‌کشه. 31:21.333 --> 31:24.750 ‫حالا فقط باید از نظر پزشکی تأیید کنیم ‫که این یه قتل بوده. 31:27.541 --> 31:29.291 ‫باید لباس‌هاشو دربیاریم، سورو. 31:45.958 --> 31:47.333 ‫متأسفم، فرزندم. 32:18.708 --> 32:20.583 ‫نمی‌تونم تماشا کنم. 32:30.208 --> 32:31.208 ‫رزا؟ 32:40.083 --> 32:41.083 ‫آقا؟ 32:41.833 --> 32:43.208 ‫رزا کجاست؟ 32:47.125 --> 32:48.166 ‫آقا... 32:51.208 --> 32:52.375 ‫پیش دکتر. 32:53.458 --> 32:54.791 ‫توی آشپزخونه. 32:56.083 --> 32:57.875 ‫لطفاً همین‌جا بمون. 32:58.541 --> 32:59.541 ‫بمون. 33:00.416 --> 33:03.375 ‫لطفاً یه نوشیدنی بخور. 33:07.291 --> 33:08.291 ‫بشین. 33:09.708 --> 33:10.708 ‫بشین. 33:36.791 --> 33:37.791 ‫ممنون. 33:39.750 --> 33:41.250 ‫تقصیر من بود، نانا. 33:41.958 --> 33:43.208 ‫تقصیر من بود. 33:44.291 --> 33:46.916 ‫این من بودم که باید می‌مُردم. 33:47.750 --> 33:50.083 ‫- این حرفو نزنید. ‫- نه رزای من. 33:56.708 --> 33:57.708 ‫نانا. 34:17.583 --> 34:18.583 ‫دختر بیچاره. 34:19.125 --> 34:20.875 ‫هدفشون سورو بوده. 34:21.333 --> 34:22.666 ‫باید بهش هشدار بدم. 34:26.541 --> 34:28.125 ‫از سیاست کنار می‌کشم. 34:28.500 --> 34:30.166 ‫از حزب لیبرال کنار می‌کشم. 34:30.875 --> 34:32.208 ‫از تمام این مزخرفات. 34:46.125 --> 34:49.958 ‫خدا کنه هیچ‌کس توی خانواده‌م ‫دیگه هیچ‌وقت وارد سیاست نشه. 35:36.208 --> 35:39.833 ‫مادربزرگم کلارا تمام ‫پوچی دنیا رو درون خودش حس کرد. 35:41.791 --> 35:44.125 ‫سکوت وجودش رو کاملاً فرا گرفت 35:56.083 --> 36:00.166 ‫و تا نُه سال بعد دیگه حتی یه کلمه هم حرف نزد. 36:08.166 --> 36:11.208 ‫قتل رزا اولین مورد از ‫اقدامات خشونت‌آمیز متعددی بود 36:11.291 --> 36:14.125 ‫که خانواده‌ام مقدر شده بود تجربه‌شون کنه. 36:14.208 --> 36:15.958 ‫خداوند با تو است. 36:16.041 --> 36:18.750 ‫در میان تمام زنان خجسته هستی 36:18.833 --> 36:21.583 ‫و میوه‌ی وجود تو، عیسی، خجسته است. 36:21.666 --> 36:22.666 ‫مریم مقدس... 36:22.750 --> 36:24.083 ‫حقیقت اینه که، 36:24.083 --> 36:27.833 ‫یه نفر سعی کرده سورو رو به قتل برسونه. 36:28.500 --> 36:31.833 ‫پلیس سعی کرد منبع بطری سمی رو پیدا کنه، 36:32.125 --> 36:34.625 ‫اما نه اونا و نه کارآگاه خصوصیِ 36:34.625 --> 36:36.791 ‫استخدام شده توسط جدّم سورو، 36:36.875 --> 36:39.125 ‫نتونستن قاتلین رو پیدا کنن. 36:39.208 --> 36:43.041 ‫مریم مقدس، مادر خدا، ‫برای ما گناهکاران دعا کن... 36:43.833 --> 36:46.083 ‫و سایه‌ی اون انتقام حل‌نشده 36:46.708 --> 36:49.125 ‫توی نسل‌های بعدی هم باقی موند. 36:49.208 --> 36:52.250 ‫تو پر از فیض هستی. خداوند با توست. 36:52.333 --> 36:55.041 ‫تو در میان تمام زنان خجسته هستی 36:55.125 --> 36:57.875 ‫و میوه‌ی وجود تو، عیسی، خجسته است. 36:57.958 --> 37:00.708 ‫مریم مقدس، مادر خدا، 37:00.708 --> 37:03.000 ‫برای ما گناهکاران دعا کن، 37:03.083 --> 37:06.166 ‫اکنون و در هنگام مرگ ما، آمین. 37:18.125 --> 37:19.291 ‫کلاریتا. 37:24.500 --> 37:25.666 ‫کلاریتا، عشقم. 37:28.583 --> 37:30.583 ‫بیا و با خواهرت خداحافظی کن. 37:38.666 --> 37:41.125 ‫این اتفاق به خاطر حرف تو نیفتاد. 37:41.583 --> 37:43.500 ‫شاید تو بتونی اتفاقات رو پیش‌بینی کنی، 37:43.500 --> 37:45.666 ‫اما نمی‌تونی جلوی رخ دادنشون رو بگیری. 37:55.250 --> 37:56.750 ‫فرشته‌ی کوچولو. 38:02.458 --> 38:04.083 ‫کجا نگهش داشتید؟ 38:05.083 --> 38:06.208 ‫می‌خوام ببینمش! 38:07.625 --> 38:08.625 ‫اون کجاست؟ 38:09.250 --> 38:10.458 ‫رزا! 38:11.791 --> 38:12.833 ‫رزا! 38:44.208 --> 38:45.666 ‫رزای من. 38:50.083 --> 38:52.250 ‫متأسفم که به قولم عمل نکردم. 38:53.291 --> 38:55.083 ‫دست من نبود. 38:56.875 --> 38:58.250 ‫متأسفم. 38:59.541 --> 39:01.458 ‫با ما به مراسم خاکسپاری بیا، استبان. 39:09.750 --> 39:12.000 ‫چرا ما نمی‌تونیم بریم؟ 39:15.541 --> 39:18.208 ‫مراسم خاکسپاری فقط واسه مردهاست. 39:31.000 --> 39:32.125 ‫کلاریتا! 39:36.541 --> 39:37.708 ‫ماشین رو نگه دار! 39:37.791 --> 39:39.583 ‫چیکار می‌کنی، عزیزم؟ 39:41.625 --> 39:43.041 ‫بیا اینجا، عشقم. 40:05.416 --> 40:06.750 ‫تو کلارا هستی؟ 40:09.583 --> 40:12.000 ‫رزا توی خیلی از نامه‌هاش از تو گفته بود. 40:14.208 --> 40:15.583 ‫چند سالته؟ 40:22.291 --> 40:23.833 ‫کلارا، چرا حرف نمی‌زنی؟ 40:26.625 --> 40:29.000 ‫کلارا سکوتش رو حفظ کرد، 40:29.000 --> 40:31.375 ‫اما توی اون لحظه می‌دونست 40:32.208 --> 40:34.708 ‫که سرنوشت اون و استبان تروئبا 40:36.125 --> 40:38.125 ‫واسه همیشه به هم گره خورده. 40:38.708 --> 40:43.708 www.Doostihaa.com