WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:09.160 --> 00:10.600 ‫خیلی هیجان‌زده‌ام. 00:10.760 --> 00:13.680 ‫می‌دونم، یه ماهه که مثل یه بچه سه‌ساله 00:13.680 --> 00:14.920 ‫داری واسش بالا و پایین می‌پری. 00:14.920 --> 00:16.160 ‫- تا حالا رفتی؟ ‫- نه! 00:16.160 --> 00:17.520 ‫اوه، خیلی خوبه. 00:22.720 --> 00:25.240 ‫واقعاً امروز صبح موهات رو کوتاه کردی؟ 00:25.240 --> 00:26.760 ‫ساعت هفت امروز صبح. 00:26.760 --> 00:29.080 ‫واسه رفتن به نمایشگاه ماشین‌آلات کشاورزی؟ 00:29.080 --> 00:30.840 ‫خب نه لزوماً، در هر صورت می‌خواستم کوتاه کنم. 00:30.840 --> 00:32.720 ‫هر شش هفته کوتاهشون می‌کنم. 00:32.720 --> 00:34.160 ‫اما بعدش فکر کردم، حالا که دارم می‌رم، 00:34.160 --> 00:36.760 ‫بهتره واسه چهارشنبه صبح وقت بگیرم، 00:36.760 --> 00:38.840 ‫موهام رو درست کنم و بعدش برم. 00:39.720 --> 00:43.200 ‫توی زندگیم احتمالاً پنجاه‌تا نمایشگاه ماشین رفتم، 00:43.200 --> 00:45.600 ‫توی دیترویت، ژنو، توکیو، 00:46.040 --> 00:47.560 ‫لندن، بیرمنگام، 00:48.160 --> 00:52.760 ‫- و هیچ‌وقت موقع رفتن موهام رو کوتاه نکردم. ‫- واسه همینه که همیشه شلخته به نظر می‌رسی. 00:52.760 --> 00:54.880 ‫- لیسا حسابی عصبانی می‌شه. ‫- چرا؟ 00:55.080 --> 00:56.600 ‫اوه، چون اینو برداشتی. 00:56.600 --> 00:59.520 ‫ماشینش رو کش رفتم و گفت... دیشب گفت: 00:59.520 --> 01:01.280 ‫«من فردا باید برم لندن.» 01:01.280 --> 01:02.880 ‫- پس قراره با چی بره؟ ‫- منم گفتم: 01:02.880 --> 01:05.600 ‫«با قطار می‌ری یا رانندگی می‌کنی؟» ‫گفت: «خب نه، قراره رانندگی کنم.» 01:05.600 --> 01:09.040 ‫و من داشتم نفس عمیق می‌کشیدم تا بگم: ‫«واسه رفتن به بیرمنگام ماشینت رو نیاز دارم.» 01:09.040 --> 01:10.040 ‫جرات نکردی بهش بگی، نه؟ 01:10.040 --> 01:12.560 ‫- فقط گفتم: «اوه، باشه.» ‫- و بعد ماشینش رو برداشتی! 01:12.560 --> 01:14.320 ‫خب، قبل از اینکه بیدار بشه راه افتادیم. 01:14.320 --> 01:16.280 ‫واسه همین حسابی... 01:21.600 --> 01:28.720 ‫«قسمت ۳۵: سفر» 01:35.560 --> 01:37.720 ‫ژانویه هر سال به مدت چند روز، 01:37.880 --> 01:40.600 ‫مزارع در سراسر کشور 01:40.600 --> 01:42.560 ‫هیچ کشاورزی توی خودشون ندارن. 01:43.360 --> 01:47.800 ‫چون این موقع از سال اونا ‫واسه «لاما» به بیرمنگام می‌رن، 01:49.240 --> 01:51.560 ‫نمایشگاه سالانه ماشین‌آلات کشاورزی. 01:52.760 --> 01:56.080 ‫تعداد وانت‌هایی که به ان‌ای‌سی می‌رن رو ببین. 01:57.000 --> 01:59.320 ‫حالا این یه... این یارو رو اینجا ببین، 01:59.320 --> 02:01.080 ‫فکر همه چیز رو کرده. 02:01.080 --> 02:03.760 ‫روی سقف وانتش هیچ طراحی خاصی انجام نشده. 02:03.760 --> 02:06.920 ‫نه، اما طوری طراحی شده که ‫کلی گوسفند مرده توش جا بشه. 02:06.920 --> 02:08.120 ‫دقیقاً. 02:10.560 --> 02:13.760 ‫وقتی وارد سالن‌های بزرگ شدیم، 02:13.840 --> 02:17.840 ‫کیلب همون‌قدر هیجان‌زده شد که من توی هشت‌سالگی 02:18.000 --> 02:19.880 ‫واسه نمایشگاه‌های ماشین می‌شدم. 02:20.240 --> 02:21.840 ‫اوه، سی‌آر۹ رو ببین! 02:22.240 --> 02:24.520 ‫همون‌جاییه که پارسال سی‌آر۱۱ رو گذاشته بودن. 02:24.520 --> 02:26.640 ‫این نسخه کوچیک‌ترشه. 02:26.720 --> 02:30.240 ‫نمی‌فهمم چرا اینو گذاشتن... ‫این که سی‌آر۹-۹۰ هست. 02:30.720 --> 02:32.400 ‫می‌دونم، روش نوشته. 02:32.840 --> 02:34.840 ‫قشنگه، نه؟ رنگش رو دوست دارم. ‫رینگ‌هاش مشکیه؟ 02:34.840 --> 02:36.040 ‫- آره. ‫- اوه، اونو ببین! 02:36.040 --> 02:38.000 ‫و دورش آبیه. 02:38.000 --> 02:40.200 ‫خیلی باحاله، نه؟ اون منم. 02:40.200 --> 02:41.480 ‫اون یه تیکه از منه. 02:41.480 --> 02:42.840 ‫- چی؟ ‫- اون. 02:44.120 --> 02:45.800 ‫خب نگاهش کن: برق می‌زنه. 02:45.800 --> 02:47.080 ‫در همین حال، من 02:47.080 --> 02:51.200 ‫همون حسی رو داشتم که خواهرم ‫توی نمایشگاه‌های ماشین توی هشت‌سالگیش داشت: 02:51.600 --> 02:54.720 ‫کاملاً گیج و مبهوت از همه‌چیز. 02:55.680 --> 02:56.680 ‫اون چیه؟ 02:59.760 --> 03:01.440 ‫این یه شروع عالیه. 03:05.440 --> 03:06.440 ‫یه چمن‌زن. 03:06.560 --> 03:08.080 ‫نزدیک بود. یه دستگاه مالچ‌پاشه. 03:08.080 --> 03:09.520 ‫- اوه، جدی؟ ‫- آره. 03:09.520 --> 03:10.520 ‫اون چیه؟ 03:11.680 --> 03:13.800 ‫کودپاش؟ 03:14.000 --> 03:15.680 ‫نه. اون کاه‌پاشه. 03:15.680 --> 03:17.120 ‫اونجا چیه؟ 03:17.720 --> 03:18.960 ‫شمع‌کوب. 03:19.120 --> 03:20.200 ‫چوب‌شکن. 03:20.400 --> 03:22.120 ‫پس اون یکی که اونجاست چیه؟ 03:22.120 --> 03:23.480 ‫یه علف‌پخش‌کن. 03:23.640 --> 03:25.640 ‫- چیه؟ ‫- علف‌پخش‌کن. 03:25.640 --> 03:29.160 ‫یعنی چمنت رو می‌زنی، با علف‌پخش‌کن میای، ‫و اونو برمی‌گردونی. 03:29.160 --> 03:30.960 ‫- می‌فهمی چی می‌گم؟ ‫- نه. 03:31.120 --> 03:32.640 ‫کیلب، چطوری؟ 03:32.640 --> 03:35.040 ‫- خوبی؟ ‫- آره، بد نیستم، پسر. 03:35.040 --> 03:37.000 ‫- اون پیرمرد کجاست... ‫- اونجاست. 03:37.000 --> 03:38.560 ‫پیرمرد! اوضاعت چطوره؟ 03:38.560 --> 03:39.720 ‫- خوبی؟ ‫- آره، بد نیستم. 03:39.720 --> 03:44.840 ‫مردهای هیکلی با کفش‌های گنده ‫مدام جلوی کیلب رو می‌گرفتن. 03:45.520 --> 03:48.880 ‫اون فقط واسه گفتن چیزهایی که ‫ازشون سر درنمیوردم، مکث می‌کرد. 03:51.880 --> 03:55.120 ‫اواخر صبح، راهنمام رو گم کردم... 03:55.680 --> 03:57.560 ‫خوبه که آدم بتونه این فرصت رو به بقیه بده... 03:57.560 --> 04:00.920 ‫چون اون واسه شرکت توی یه نوع 04:01.000 --> 04:03.200 ‫تد تاک روستایی رزرو شده بود. 04:03.400 --> 04:05.280 ‫سلام به همگی. من کیلب هستم. 04:05.280 --> 04:07.440 ‫احتمالاً به خاطر برنامه «مزرعه کلارکسون» ‫منو می‌شناسید. 04:07.440 --> 04:10.720 ‫اما البته تور تئاتر خودمو هم دارم ‫که اوایل سال انجامش دادم. 04:10.720 --> 04:12.440 ‫سه‌تا کتاب هم بیرون دادم. 04:12.600 --> 04:14.840 ‫همون‌طور که متواضعانه خودشو معرفی می‌کرد... 04:14.840 --> 04:16.080 ‫کارهایی توی شبکه‌های اجتماعی... 04:16.080 --> 04:20.280 ‫من توی یه حالت گیجی کامل ‫این‌طرف و اون‌طرف می‌رفتم. 04:22.440 --> 04:23.480 ‫این چیه؟ 04:24.880 --> 04:26.200 ‫و اون چیه؟ 04:28.880 --> 04:29.880 ‫و اون؟ 04:30.800 --> 04:32.800 ‫اوه ببین، یه ماه‌نورد. 04:34.720 --> 04:36.600 ‫ببین، وقتی بدون کیلب می‌چرخی این‌طوری می‌شه. 04:36.600 --> 04:39.720 ‫انگار توی... نمی‌دونم، 04:39.880 --> 04:42.960 ‫یه بازار توی کامبوج باشی که فقط ‫به همه‌چیز نگاه می‌کنی و با خودت می‌گی: 04:42.960 --> 04:47.600 ‫«اوه، این ماهیه؟ گیاهه؟ نمی‌دونم.» 04:49.760 --> 04:51.840 ‫سرانجام، به سالنی رسیدم 04:51.840 --> 04:54.480 ‫که پر از تجهیزات پیشرفته و آینده‌نگرانه بود، 04:56.640 --> 05:00.360 ‫جایی که انتظار داشتم بیشتر از قبل گیج بشم. 05:01.880 --> 05:04.800 ‫اما وقتی فروشنده بهم گیر داد، 05:05.520 --> 05:08.280 ‫کاملاً کنجکاو شدم. 05:08.440 --> 05:10.080 ‫تا حالا چیزی شبیه به این دیدی؟ 05:10.080 --> 05:12.560 ‫نه. چیه؟ 05:12.760 --> 05:14.600 ‫یه ماشین بذرکار و وجین‌کاره. 05:14.600 --> 05:16.200 ‫یه وسیله خودرانه، 05:16.200 --> 05:18.440 ‫که با برق کار می‌کنه. انرژیش از... 05:18.440 --> 05:21.240 ‫- گمونم خورشید. ‫- با انرژی خورشیدی کار می‌کنه، آره. 05:21.240 --> 05:22.200 ‫توی دانمارک؟ 05:22.200 --> 05:23.480 ‫- خورشیدی. ‫- خورشیدی؟ 05:23.480 --> 05:24.480 ‫خورشیدی، آره. 05:24.480 --> 05:27.680 ‫روز هفتم ژوئن ۱۹۸۱ اونجا یه روز آفتابی بود. 05:27.680 --> 05:28.560 ‫دقیقاً! 05:28.560 --> 05:30.880 ‫اما اگه آفتاب نباشه چی؟ که پیش میاد. 05:30.880 --> 05:32.960 ‫در واقع این 24 ساعته کار می‌کنه. 05:32.960 --> 05:34.800 ‫پشتش یه پک باتری داره، 05:34.800 --> 05:36.320 ‫واسه همین شبا هم کار می‌کنه. 05:36.320 --> 05:38.360 ‫پس وجین و بذرکاری چطوری... 05:38.360 --> 05:40.640 ‫اساساً این یه ماشین بذرکاره، 05:40.640 --> 05:43.920 ‫و یه ماشین وجین‌کار، ‫و تماماً با جی‌پی‌اس کار می‌کنه. 05:44.080 --> 05:45.760 ‫عجب، چقدر دقیقه؟ 05:45.960 --> 05:48.240 ‫دقتش بین ۸ تا ۱۰ میلی‌متره. 05:48.240 --> 05:50.720 ‫وای خدای من. این بیل‌بیلک چیه؟ 05:52.000 --> 05:54.120 ‫این یکی؟ اون آنتن جی‌اس‌ام هست. 05:54.120 --> 05:56.760 ‫- خب اون چیه؟ ‫- اون آنتن جی‌پی‌اسه. 05:56.760 --> 05:59.560 ‫و آخرین مورد اینجا، اون باران‌سنجه. 05:59.560 --> 06:02.480 ‫پس اگه یهویی بارون شروع به باریدن کنه، 06:02.480 --> 06:04.600 ‫مثلاً یک میلی‌متر بارون بیاد، 06:04.600 --> 06:06.040 ‫واسه جلوگیری از آسیب به محصولات 06:06.040 --> 06:08.120 ‫عملیات رو متوقف می‌کنه. 06:08.120 --> 06:09.920 ‫و البته بعدش یه پیام دریافت می‌کنی که می‌گه، 06:09.920 --> 06:11.840 ‫بسیار خب، به خاطر بارون متوقف شد. 06:11.840 --> 06:14.040 ‫- اوه، می‌تونی باهاش حرف بزنی؟ ‫- آره، آره، آره. 06:14.040 --> 06:18.040 ‫پس روی گوشی یا تبلتت، توی یه برنامه نگاه می‌کنی، 06:18.200 --> 06:21.160 ‫و بعد می‌تونی ببینی، ‫اگه بذرش داره تموم می‌شه متوقف می‌شه 06:21.160 --> 06:25.080 ‫و یه پیام می‌فرسته واست: ‫«هی جرمی، بذرهام تموم شده.» 06:25.320 --> 06:28.680 ‫پس پیشنهاد من اینه که ‫محصول باارزش بالا رو انتخاب کنی. 06:28.680 --> 06:31.600 ‫می‌تونه پیاز یا چغندر یا چغندر قرمز باشه یا... 06:31.760 --> 06:34.080 ‫پیاز؟ پیاز ارزش بالایی داره؟ 06:34.240 --> 06:35.600 ‫به نظر من که آره. 06:35.600 --> 06:37.400 ‫اگه اونا رو با پیاز پر کنی... 06:37.400 --> 06:38.360 ‫آره. 06:38.360 --> 06:40.920 ‫قبل از اینکه تموم بشه چقدر از یه مزرعه رو می‌کاره؟ 06:40.920 --> 06:43.400 ‫می‌تونی حداقل پنج هکتار بذر بکاری، مشکلی نیست. 06:43.400 --> 06:45.440 ‫پس می‌شه چقدر؟ تقریباً 12 جریب. 06:45.640 --> 06:47.760 ‫ما روزی پنج هکتار انجام می‌دیم. 06:48.160 --> 06:49.520 ‫این عالیه. 06:49.560 --> 06:52.080 ‫در همین حال، اون‌طرف توی تد تاک، 06:52.280 --> 06:56.440 ‫کیلب کاملاً توی حس و حال مربی زندگی بود. 06:56.600 --> 06:59.440 ‫اگه خودت زحمت نکشی، رویاها به جایی نمی‌رسن. ‫من همیشه اینو با خودم دارم. 06:59.440 --> 07:01.480 ‫تو می‌تونی انجامش بدی. و مهم نیست چیکار می‌کنی، 07:01.480 --> 07:02.800 ‫اگه به سختی کار کنی، و بازم میگم، 07:02.800 --> 07:05.480 ‫رویاها جواب نمیدن، مگه اینکه ‫خودت بتونی محققشون کنی. 07:05.480 --> 07:07.080 ‫پس فکر کنم واقعاً باید به خودت باور داشته باشی 07:07.080 --> 07:09.760 ‫و از همون اول «آره، تو به اندازه کافی خوبی» ‫رو با تمام وجود بپذیری. 07:09.760 --> 07:11.320 ‫هیچ‌وقت باور نکن که خوب نیستی. 07:11.320 --> 07:12.360 ‫و اگه نیستی، اشکال نداره، 07:12.360 --> 07:15.680 ‫فقط قسمت نبوده که اون کار خاص رو انجام بدی. 07:17.240 --> 07:20.560 ‫با بازگشت به آینده، ‫بعد از اینکه مسحور دستگاهی شدم 07:20.560 --> 07:23.960 ‫که می‌تونست محصولات رو ‫بدون نیاز به تراکتور بکاره، 07:24.040 --> 07:28.160 ‫حالا تراکتوری پیدا کرده بودم ‫که نیازی به راننده نداشت. 07:29.320 --> 07:31.480 ‫پس این احتمالاً اولین تراکتور توی بازاره 07:31.480 --> 07:33.640 ‫که کاملاً خودرانه 07:33.640 --> 07:36.480 ‫و می‌تونیم بذاریم شبانه‌روز بدون مراقب کار کنه. 07:36.480 --> 07:38.640 ‫- پس همین‌طور کار می‌کنه؟ ‫- شبانه‌روز کار می‌کنه. 07:38.640 --> 07:40.520 ‫راهش بنداز، برو بخواب، 07:40.520 --> 07:42.120 ‫صبح بیدار شو، کارت انجام شده. 07:42.280 --> 07:44.720 ‫تنظیمش می‌کنی که... بذر بکاره؟ 07:44.920 --> 07:46.360 ‫آره، شخم بزنه. 07:46.360 --> 07:48.000 ‫اتصال عقب استاندارد داره. 07:48.000 --> 07:49.960 ‫پس تمام ابزارهای موجودت رو روش داری. 07:49.960 --> 07:52.280 ‫هیدرولیک استاندارد. اتصال جلو. 07:52.760 --> 07:54.680 ‫دقیقاً هر چیزی که نیاز داری. 07:54.680 --> 07:56.720 ‫سرعتش چقدره؟ 07:56.720 --> 07:58.840 ‫دقیقاً مثل سرعت یه تراکتور معمولیه؟ 07:58.840 --> 08:01.680 ‫آره، بین صفر تا ۱۲.۶ کیلومتر بر ساعت. 08:02.520 --> 08:04.600 ‫بسیار خب. پس واسه کشاورزی عادی ‫به اندازه کافی سریعه. 08:04.600 --> 08:06.160 ‫قطعاً، کار عادی، آره. 08:06.160 --> 08:08.120 ‫- پس می‌تونه کشاورزی عادی رو انجام بده. ‫- آره. 08:08.120 --> 08:09.640 ‫بدون کیلب. 08:10.360 --> 08:13.400 ‫یه تراکتور بدون دردسر. تصورش رو بکن. 08:13.600 --> 08:14.680 ‫اوه، بدون کیلب؟ 08:14.840 --> 08:17.760 ‫بدون کیلب. فقط تصورش رو بکن. 08:20.120 --> 08:24.960 ‫حالا ذهنم با انواع و اقسام ‫ایده‌های جدید درگیر شده بود. 08:26.760 --> 08:31.320 ‫که روز بعد، بی‌صبرانه می‌خواستم ‫با چارلی در میون بذارم. 08:33.840 --> 08:34.880 ‫کشاورزی 08:35.320 --> 08:37.920 ‫هر سال همون کاری رو می‌کنه که همیشه می‌کرده. 08:38.040 --> 08:39.080 ‫آره. 08:39.240 --> 08:40.920 ‫داریم به نقطه‌ای می‌رسیم 08:41.000 --> 08:43.960 ‫که این روش دیگه جواب نمی‌ده. 08:44.120 --> 08:45.800 ‫آب و هوا داره تغییر می‌کنه 08:45.800 --> 08:47.720 ‫و ما یه دولت کاملاً احمق داریم. 08:47.720 --> 08:50.320 ‫پس مثل کوبیدن سر به دیواره. 08:50.320 --> 08:53.280 ‫دولت احمق و بارونی که هیچ‌وقت بند نمیاد. 08:53.520 --> 08:57.000 ‫هیچ فایده‌ای نداره ‫هر سال همون کاری رو بکنی که همیشه می‌کردی. 08:57.000 --> 08:58.720 ‫تعریف حماقت 08:58.800 --> 09:00.600 ‫اینه که یک کار رو بارها و بارها انجام بدی 09:00.600 --> 09:02.760 ‫- و انتظار نتیجه متفاوتی داشته باشی. ‫- آره. 09:02.760 --> 09:06.040 ‫فکر کنم الان به نقطه‌ای رسیدیم ‫که کشاورزها باید بگن: 09:06.040 --> 09:07.920 ‫«ما باید این کار رو متفاوت انجام بدیم.» 09:07.920 --> 09:09.040 ‫- آره. ‫- پس... 09:09.840 --> 09:10.840 ‫بفرما. 09:14.840 --> 09:16.600 ‫- یه ربات کشاورز؟ ‫- آره. 09:17.560 --> 09:20.160 ‫قراره یه تراکتور بدون راننده بگیری؟ 09:21.920 --> 09:24.240 ‫من راننده تراکتور خیلی خوبی نیستم، 09:24.240 --> 09:26.480 ‫بعد از پنج سال اینو فهمیدم. 09:26.480 --> 09:28.800 ‫نمی‌تونم شخم بزنم، نمی‌تونم کشت و کار انجام بدم، 09:28.800 --> 09:30.000 ‫نمی‌تونم بذر بکارم، 09:30.000 --> 09:32.400 ‫هنوز نمی‌تونم چیزی بهش وصل کنم. 09:33.000 --> 09:34.760 ‫وقتی اون دستگاه داره واسه خودش می‌چرخه 09:34.760 --> 09:38.240 ‫و شخم می‌زنه یا بذر می‌کاره ‫یا هر کاری که بهش گفتی رو انجام می‌ده... 09:38.240 --> 09:39.240 ‫آره. 09:39.240 --> 09:41.560 ‫می‌تونی به کارهای دیگه‌ات برسی. 09:41.560 --> 09:44.360 ‫و اشتباه هم نمی‌کنه. برعکس من. 09:45.440 --> 09:47.040 ‫بسیار خب. 09:47.200 --> 09:50.240 ‫احتمالاً باید موانع توی مزرعه رو هم مشخص کنی؟ 09:50.240 --> 09:52.680 ‫راستش ما هیچ مانعی توی مزارعمون نداریم. 09:52.680 --> 09:56.160 ‫درخت نداریم. یدونه تیر تلگراف داریم که من زدم به... 09:56.160 --> 09:58.600 ‫- توی اون مزرعه پنج‌تا هست. ‫- آره. 09:58.600 --> 10:00.600 ‫همه‌چیز رو بلند می‌کنه؟ 10:01.840 --> 10:03.000 ‫خیلی جمع‌وجور به نظر می‌رسه. 10:03.000 --> 10:06.680 ‫خب، حتماً ظرفیت بالابریش رو نوشتن. 10:06.680 --> 10:08.080 ‫نپرسیدی؟ 10:08.280 --> 10:10.960 ‫نه. فقط به نظرم خیلی باحال اومد. 10:10.960 --> 10:13.600 ‫و این منو می‌رسونه به... 10:14.360 --> 10:16.200 ‫ربات بذرکار و وجین‌کار. 10:19.080 --> 10:21.520 ‫اما اون قراره کاشت رو انجام بده؟ 10:21.720 --> 10:24.160 ‫کاشت پیاز و چغندر رو نه. 10:25.280 --> 10:27.560 ‫ما پیاز و چغندر نمی‌کاریم. 10:28.520 --> 10:31.400 ‫- قراره پیاز و چغندر بکاریم؟ ‫- آره. 10:32.880 --> 10:34.160 ‫چرا پیاز و چغندر؟ 10:34.160 --> 10:36.240 ‫چون این دستگاه می‌تونه این کار رو بکنه. 10:36.440 --> 10:39.240 ‫پس چون تکنولوژی این کار رو می‌کنه، ما می‌کاریمش؟ 10:39.680 --> 10:41.400 ‫می‌خوام ببینم این کار رو می‌کنه یا نه. 10:48.280 --> 10:51.400 ‫در حالی که چارلی رفت ‫تا این تجهیزات جدید رو پیدا کنه، 10:52.400 --> 10:54.840 ‫من تصمیم گرفتم برم هلند 10:55.000 --> 10:58.960 ‫تا کشاورزی پیشرفته‌ای که ‫اونجا انجام می‌دن رو ببینم. 11:03.000 --> 11:05.280 ‫اولش حس عجیبی داشت، 11:05.440 --> 11:08.640 ‫چون معمولاً وقتی با یه گروه فیلمبرداری ‫می‌رم سفر جاده‌ای، 11:08.640 --> 11:11.200 ‫هموند و می همراهیم می‌کنن، 11:11.400 --> 11:14.040 ‫که اونا هم جهانگردهای باتجربه‌ای هستن. 11:15.320 --> 11:19.760 ‫اما این بار همراهم این‌طوری نبود. 11:30.920 --> 11:33.640 ‫آیا هوای اینجا فرانسه هم همینطوره؟ 11:35.920 --> 11:38.080 ‫فرق داره؟ بوی متفاوتی حس می‌کنی، مثلاً... 11:38.080 --> 11:39.760 ‫می‌فهمی چی می‌گم؟ مثلاً متراکمه؟ یا... 11:39.760 --> 11:40.920 ‫متفاوته؟ 11:40.920 --> 11:42.800 ‫نه، نیست. همونه. 11:43.280 --> 11:45.080 ‫خارج شدن از انگلیس قراره حس عجیبی داشته باشه. 11:45.080 --> 11:47.040 ‫- هنوز ازش خارج نشدیم. ‫- می‌دونم، اما... 11:47.040 --> 11:48.440 ‫راستش فکر کنم هنوز توی آکسفوردشیر هستی. 11:48.440 --> 11:51.560 ‫- می‌دونم، فکر کنم همینطوره! ‫- هنوز حتی از آکسفوردشیر هم خارج نشدی! 11:51.560 --> 11:54.040 ‫می‌دونم، اما این چیزیه که داره توی ذهنم می‌گذره! 11:54.040 --> 11:56.360 ‫می‌دونی وقتی می‌ریم اونجا، یک ساعت جلوترن؟ 11:56.360 --> 11:57.760 ‫- جدی؟ ‫- اوهوم. 11:58.920 --> 11:59.920 ‫چطوری؟ 12:00.000 --> 12:01.040 ‫- چی؟ ‫- چطوری؟ 12:01.120 --> 12:02.120 ‫فقط همین‌طوره دیگه. 12:06.080 --> 12:07.200 ‫اما چطوری؟ 12:07.360 --> 12:11.160 ‫به جز پرتغال، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، آلمان، 12:11.160 --> 12:12.920 ‫واقعاً تمام اروپا یک ساعت از ما جلوترن. 12:12.920 --> 12:14.440 ‫دچار پرواززدگی می‌شم؟ 12:16.200 --> 12:18.760 ‫نه، فقط مثل وقتیه که ساعت‌ها ‫توی انگلیس عقب و جلو می‌شن. 12:18.760 --> 12:19.760 ‫اوه، بسیار خب. 12:23.200 --> 12:27.040 ‫در حالی که من و «رانولف فاینز» ‫به سمت تونل مانش می‌رفتیم، 12:27.240 --> 12:30.920 ‫طرز فکر پشت ماموریت حقیقت‌یابیمون رو توضیح دادم. 12:31.920 --> 12:35.280 ‫پس وقتی توی لاما بودم، به این نتیجه رسیدم 12:35.480 --> 12:37.640 ‫که باید تکنولوژی بیشتری بیاریم. 12:38.280 --> 12:40.000 ‫- باید مدرن‌تر بشیم. ‫- آینده. 12:40.000 --> 12:41.000 ‫خب... 12:41.000 --> 12:42.280 ‫قضیه از این قراره. 12:42.640 --> 12:44.720 ‫یه بار اون برنامه ‫«فکر می‌کنی کی هستی؟» رو انجام دادم، 12:44.720 --> 12:46.320 ‫که توش رد شجره‌نامه‌ات رو می‌گیری. 12:46.320 --> 12:47.320 ‫اوهوم. 12:47.320 --> 12:50.440 ‫و فهمیدم که من از یه خانواده به اسم کیلنرها هستم، 12:50.440 --> 12:53.120 ‫خب؟ مادربزرگ مادرم یه کیلنر بود. 12:53.120 --> 12:55.440 ‫و اونا یه شرکت بزرگ داشتن 12:55.440 --> 12:57.560 ‫که شیشه می‌ساخت، بزرگ، خیلی عظیم. 12:57.720 --> 13:01.560 ‫اونا دوتا کارخونه داشتن که هر کدومشون ‫مساحتی حدود ۶.۸ هکتار رو پوشش می‌داد. 13:01.560 --> 13:02.520 ‫وای خدای من. 13:02.520 --> 13:04.120 ‫- بزرگ بودن. ‫- واو. 13:04.120 --> 13:07.040 ‫اگه هر چیزی توی دنیا می‌خریدی که شیشه‌ای بود، 13:07.040 --> 13:10.320 ‫مثلاً یه لیوان نوشیدنی توی سنگاپور، ‫یه شیشه قرص توی تگزاس، 13:10.320 --> 13:13.760 ‫تقریباً به طور قطع توی بطری‌ای بود ‫که کیلنرها ساخته بودن. 13:13.760 --> 13:14.840 ‫- آره. ‫- خیلی بزرگ بودن. 13:14.840 --> 13:17.520 ‫- به هر حال، اونا مدرن نشدن. ‫- درسته. 13:17.560 --> 13:20.280 ‫و تمام این شیشه‌سازهای کوچیک ‫با استفاده از تکنولوژی مدرن 13:20.280 --> 13:22.480 ‫- وارد بازار می‌شدن. ‫- آره. 13:22.720 --> 13:26.240 ‫و تا کیلنرها به خودشون اومدن، نابود شدن چون اونا... 13:26.240 --> 13:28.960 ‫- توی گذشته گیر کرده بودن. ‫- توی گذشته گیر کرده بودن. 13:28.960 --> 13:31.760 ‫و محو شدن. و خیلی سریع محو شدن. 13:31.760 --> 13:35.080 ‫پس فکر می‌کنم دیدلی اسکوات ‫باید یکم تکنولوژیک‌تر بشه. 13:35.080 --> 13:36.560 ‫- آره. ‫- این چیزیه که دارم می‌گم. 13:37.000 --> 13:38.480 ‫و توی هلند، 13:38.640 --> 13:41.080 ‫اونا توی کشاورزیشون خیلی دقیق و وسواسی هستن، 13:41.080 --> 13:42.640 ‫تا جایی که من عقلم می‌رسه. 13:42.640 --> 13:46.200 ‫اون روز داشتم می‌خوندم که اونا ‫کارآمدترین کشاورزهای اروپا هستن. 13:46.200 --> 13:48.920 ‫- جدی؟ ‫- دانمارکی‌ها و هلندی‌ها، آره. 13:55.600 --> 13:56.640 ‫۱۹ کیلومتر. 13:58.920 --> 14:00.320 ‫دلشوره گرفتم. 14:00.320 --> 14:01.760 ‫- جدی؟ ‫- آره. 14:05.200 --> 14:07.200 ‫اون پلاک چیه؟ 14:07.240 --> 14:08.880 ‫- هلندی. ‫- جدی؟ 14:09.040 --> 14:10.880 ‫«ان‌ال»؟ معنیش چیه؟ 14:11.600 --> 14:12.600 ‫هلند. 14:15.880 --> 14:16.880 ‫«پ» 14:17.240 --> 14:18.280 ‫پرتغال. 14:21.000 --> 14:22.040 ‫دانمارک، «د». 14:23.600 --> 14:24.600 ‫آلمان. 14:25.480 --> 14:27.560 ‫- واسه «د»؟ ‫- دویچلند. 14:29.160 --> 14:30.920 ‫آدم فکر می‌کنه باید واسه آلمان ‫یه «جی» بذارن، نه؟ 14:30.920 --> 14:33.480 ‫آدم فکر می‌کنه باید واسه آلمان حرف «جی» بذارن. 14:33.480 --> 14:36.800 ‫آره، اما یادت باشه که اونا خودشونو ‫دویچلند صدا می‌زنن. 14:36.840 --> 14:37.800 ‫چرا؟ 14:37.800 --> 14:41.080 ‫- اسمیه که روی خودشون گذاشتن. ‫- چون همه از آلمان متنفرن. 14:49.800 --> 14:51.280 ‫داریم از انگلیس خارج می‌شیم! 14:51.640 --> 14:54.640 ‫پاسپورتم رو دیدی؟ ببین چقدر براقه. 14:54.640 --> 14:57.040 ‫- احتمالاً از مال من براق‌تره. ‫- ببین! 14:57.040 --> 14:59.160 ‫اوه، آبیه! پاسپورت آبی داری! 14:59.480 --> 15:01.800 ‫بذار پاسپورتت رو ببینم. 15:01.960 --> 15:03.760 ‫آره، شبیه مجرم‌ها هستی. 15:03.840 --> 15:07.400 ‫اسم وسطت وین هست، ‫اینو نمی‌دونستم. چقدر مسخره. 15:07.400 --> 15:10.200 ‫- منظورت از «چقدر مسخره» چیه؟ ‫- خب آخه خنده‌داره. 15:11.280 --> 15:13.760 ‫وقتی از کنترل پاسپورت رد شدیم، 15:13.920 --> 15:17.280 ‫وین شروع به سوال پرسیدن درباره خود تونل کرد. 15:19.720 --> 15:21.120 ‫چقدر عمق داره؟ 15:23.600 --> 15:25.440 ‫خب، این... این... 15:25.440 --> 15:29.160 ‫زیر کف دریاست، اگه این‌طوری منطقی به نظر برسه. 15:29.560 --> 15:31.080 ‫پس خیلی عمیقه. 15:31.400 --> 15:34.800 ‫منظورم اینه که از نظر روانی ‫می‌دونی زیر دریا هستی، 15:34.880 --> 15:36.720 ‫اما درست مثل حضور توی یه تونل عادیه. 15:36.720 --> 15:38.520 ‫خب، تو تا حالا توی تونل نبودی، نه؟ نه. 15:38.520 --> 15:39.520 ‫نه. 15:39.680 --> 15:41.160 ‫اوه خدای من. 15:41.680 --> 15:43.760 ‫چندتا قطار اون پایینه؟ 15:43.800 --> 15:45.080 ‫نمی‌دونم. 15:45.280 --> 15:48.000 ‫- چندتا واگن رو می‌کشه؟ ‫- نمی‌دونم. 15:48.000 --> 15:51.000 ‫- چندتا ماشین روی یه واگن جا می‌شه؟ ‫- نمی‌دونم. 15:51.000 --> 15:53.720 ‫تایتانیک کِی بود؟ ‫تایتانیک کِی بود؟ 15:53.720 --> 15:55.080 ‫سال ۱۹۱۲. 15:56.680 --> 15:59.600 ‫بسیار خب، پس این بعد از... این مشخصاً... 15:59.600 --> 16:00.760 ‫- خیلی بعد از اون بود. ‫- آره. 16:00.760 --> 16:02.480 ‫این سال ۱۹۸۸ بود. 16:06.720 --> 16:08.600 ‫یا خدا، پهناش چقدره؟ 16:08.600 --> 16:10.120 ‫قطارش خیلی پهنه. 16:14.760 --> 16:17.560 ‫و بفرما، داریم سوار قطار می‌شیم. 16:20.000 --> 16:22.160 ‫عجیبه که فکر کنم این ‫اولین قطاریه که تا حالا سوار شدی. 16:22.160 --> 16:25.080 ‫و شرط می‌بندم آدمای زیادی نیستن 16:25.440 --> 16:30.240 ‫که بتونن بگن اولین قطاری که ‫توی عمرشون سوار شدن یه قطار یورواستار بوده. 16:32.840 --> 16:36.120 ‫می‌تونی پیاده بشی، یکم پاهاتو کش بیاری. 16:37.480 --> 16:39.000 ‫من همین‌جا می‌مونم. 16:39.000 --> 16:41.480 ‫- چی؟ نمی‌خوای پیاده شی؟ ‫- نه. 16:43.560 --> 16:46.240 ‫- به نظر مضطرب می‌رسی. ‫- معلومه که مضطربم! 16:48.240 --> 16:50.520 ‫چطوری اون پایین اکسیژن می‌فرستن؟ 16:50.800 --> 16:52.800 ‫- منظورت چیه؟ ‫- خب... 16:53.000 --> 16:54.520 ‫چطوری اکسیژن رو به جریان میندازن توی...؟ 16:54.520 --> 16:58.000 ‫فقط می‌ره... تهش بسته نیست. 17:00.600 --> 17:03.920 ‫اگه دوتا سوراخ توی هر دو طرف باشه، ‫پر از هوا می‌شه. 17:04.080 --> 17:07.240 ‫می‌دونم، اما مطمئناً باید هوا رو بفرستی اون پایین؟ 17:07.240 --> 17:09.240 ‫- نه. ‫- هوا می‌ره بالا. 17:10.200 --> 17:13.400 ‫نه، این‌طور نیست. ‫هوا به هر جهتی که بخواد می‌ره. 17:13.520 --> 17:15.880 ‫و اگه اونقدر بری زیر دریا، 17:15.880 --> 17:17.680 ‫هوا توی آب حرکت نمی‌کنه. 17:17.680 --> 17:21.000 ‫نه. نه، اما هیچ‌کدوم از دو طرفش زیر آب نیست. 17:21.120 --> 17:22.360 ‫ما داریم می‌ریم توی یه سوراخ 17:22.360 --> 17:25.240 ‫که بالای سطح زمینه، 17:25.400 --> 17:26.960 ‫بالاتر از سطح آب... 17:27.280 --> 17:29.880 ‫[پنج دقیقه بعد...] 17:30.480 --> 17:33.400 ‫فرض کنیم این دریاست، باشه؟ 17:33.560 --> 17:35.400 ‫- سوراخ از اینجا شروع می‌شه... ‫- آره. 17:35.400 --> 17:37.160 ‫و اینجا، و این‌طوری می‌ره پایین. 17:37.160 --> 17:39.320 ‫هوا فقط قراره اینجا رو پر کنه. 17:39.320 --> 17:42.640 ‫توی تونل هوا هست، کیلب. ‫قول می‌دم هوا هست. 17:42.640 --> 17:45.760 ‫واسه زنده موندن نیازی به لباس غواصی نداری. 17:45.920 --> 17:47.520 ‫هوا هست. 17:47.720 --> 17:49.160 ‫اوه، داریم حرکت می‌کنیم. 17:49.800 --> 17:50.880 ‫برو که رفتیم. 17:53.280 --> 17:54.280 ‫رسیدیم. 17:58.800 --> 18:00.960 ‫خوشبختانه تونل نشتی پیدا نکرد 18:00.960 --> 18:04.360 ‫یا توی اون سفر خاص اکسیژنش تموم نشد. 18:05.960 --> 18:08.400 ‫و نیم ساعت بعد از راه افتادن، 18:08.400 --> 18:10.640 ‫رسیدیم فرانسه. 18:11.280 --> 18:12.480 ‫اومدی خارج! 18:12.960 --> 18:14.840 ‫من از انگلیس خارج شدم. 18:15.280 --> 18:17.760 ‫حس عجیبی داره، نه؟ 18:18.280 --> 18:20.080 ‫- خب... ‫- اما فقط به پنج سال پیش فکر کن. 18:20.080 --> 18:23.800 ‫می‌دونم، پنج سال پیش، از چیپینگ نورتون ‫خارج نشده بودی. حالا خودتو ببین. 18:23.800 --> 18:25.480 ‫شبیه جیمز باند شدی. 18:30.120 --> 18:32.600 ‫از مرز گذشتیم و وارد بلژیک شدیم... 18:33.040 --> 18:35.880 ‫و در نهایت به توقفگاه شبانه‌مون 18:35.880 --> 18:38.160 ‫توی شهر بروژ رسیدیم. 18:41.080 --> 18:43.520 ‫که خیلی مشتاق بودم کیلب اونو ببینه. 18:50.680 --> 18:51.800 ‫اوه واو. 18:51.960 --> 18:54.640 ‫خارج این شکلیه. 18:54.840 --> 18:56.760 ‫- همه‌جا همین شکلیه. ‫- خیلی قشنگه، مگه نه؟ 18:56.760 --> 18:58.840 ‫آره. خارج قشنگه. 18:59.040 --> 19:01.600 ‫فکر می‌کردم وقتی بیای خارج ‫شبیه کارل پیلکینگتون بشی، 19:01.600 --> 19:03.600 ‫اما نشدی، واقعاً داره ازش خوشت میاد. 19:03.600 --> 19:06.720 ‫خب، قشنگه. آخه منظره‌ها رو ببین. 19:06.720 --> 19:08.800 ‫آره، واقعاً قشنگه. 19:09.800 --> 19:13.800 ‫پس اونا واقعاً مقداری از ‫خون حضرت عیسی رو اونجا دارن. 19:14.400 --> 19:17.320 ‫- خون واقعیش رو؟ ‫- این تنها نمونه توی دنیاست. 19:17.320 --> 19:18.720 ‫از کجا می‌دونن مال اونه؟ 19:18.720 --> 19:23.200 ‫خب، حالا بیا درگیر این نشیم ‫که چطوری چیزها رو می‌فهمن. 19:23.400 --> 19:25.160 ‫آخه میله بستن جلوش. 19:25.160 --> 19:26.600 ‫خب، باید هم بکشن. 19:26.600 --> 19:29.000 ‫تصور کن اگه خون حضرت عیسی رو بدزدی. 19:29.440 --> 19:30.800 ‫چقدر می‌ارزه؟ 19:30.800 --> 19:33.880 ‫فکر کنم اگه اونو ببری بازار چیپینگ نورتون و بگی 19:33.880 --> 19:36.040 ‫«این خون مسیحه»، احتمالاً حرفت رو باور نمی‌کنن. 19:36.040 --> 19:39.280 ‫بهم می‌گن گمشو بابا! 19:40.200 --> 19:41.200 ‫اوه ببین! 19:43.120 --> 19:46.160 ‫از این تیکه‌اش خوشم میاد ‫که می‌تونی پایین کانال رو ببینی، نگاه کن. 19:46.680 --> 19:48.400 ‫خیلی قشنگه. 19:49.080 --> 19:50.080 ‫واو. 19:51.560 --> 19:53.960 ‫خیلی زیبا نورپردازی شده، نه؟ 19:55.360 --> 19:56.400 ‫اوه، ببین. 19:57.920 --> 19:59.920 ‫اینجا تمساح دارن؟ 20:04.800 --> 20:07.720 ‫- چیه؟ ‫- نه، اینجا تمساح ندارن. 20:14.560 --> 20:15.520 ‫صبح روز بعد، 20:15.520 --> 20:19.680 ‫به سمت مرز هلند راه افتادیم ‫تا اولین کشاورز پیشرفته‌مون رو ملاقات کنیم. 20:20.600 --> 20:23.520 ‫و من به شدت منتظر این لحظه بودم. 20:24.320 --> 20:26.880 ‫کاری که اون می‌کنه یه کشاورزی خیلی قدیمیه: 20:26.880 --> 20:30.080 ‫مزرعه‌ات رو بشناس، ‫وجب به وجب مزرعه‌ات رو بشناس، 20:30.080 --> 20:34.000 ‫اما از تکنولوژی مدرن استفاده کن ‫تا بهترین نتیجه رو ازش بگیری. 20:35.840 --> 20:40.120 ‫واسه کارآمد‌سازی دیدلی اسکوات خیلی هیجان‌زده‌ام. 20:40.520 --> 20:42.360 ‫- بهش نیاز داره. ‫- آره. 20:42.520 --> 20:44.160 ‫ما در حال حاضر احمق‌های پرمشغله‌ای هستیم. 20:44.160 --> 20:46.280 ‫تعبیر خوبی بکار بردی. 20:46.440 --> 20:49.240 ‫اوه می‌دونم چرا. ‫می‌دونم چرا احمق‌های پرمشغله‌ای هستیم. 20:49.240 --> 20:51.600 ‫- چرا؟ به خاطر منه؟ تقصیر منه؟ ‫- آره. 20:51.600 --> 20:53.360 ‫آره، فکر می‌کردم تقصیر من باشه. 20:53.360 --> 20:56.480 ‫خب، می‌خواستم انواع مختلفی ‫از کشاورزی رو امتحان کنم... 20:56.480 --> 20:57.800 ‫موافقم، اما بیدار می‌شی و می‌گی: 20:57.800 --> 20:59.960 ‫- «فهمیدم، امروز... خوک‌ها.» ‫- آره. 21:00.120 --> 21:03.360 ‫«و قراره اونا رو توی دورترین ‫نقطه مزرعه، دور از مرکز مزرعه بذاریم.» 21:03.360 --> 21:06.640 ‫آره، اون یه اشتباه بود. و ‫اونا تمام درخت‌ها رو خوردن و از بین بردن. 21:06.640 --> 21:08.560 ‫«اوه نه، بز چی؟ بیا چندتا بز بگیریم. 21:08.560 --> 21:10.520 ‫- آره. حالا، اونا رو کجا بذاریم؟» ‫- خب، من از بزها خوشم میاد. 21:10.520 --> 21:13.520 ‫«فهمیدم باهاشون چیکار کنیم. ‫اونا رو جابجا می‌کنیم و یه منطقه رو حصار می‌کشیم 21:13.520 --> 21:16.720 ‫تا اون پناهگاه رو سالی سه‌هزار بار بسازیم.» 21:17.280 --> 21:18.840 ‫اما اونا حیوانات فوق‌العاده‌ای هستن. 21:18.840 --> 21:21.360 ‫«حالا فهمیدم باید چیکار کنیم. ‫می‌خوام مرغ‌ها توی اون جنگل اونجا باشن، 21:21.360 --> 21:24.960 ‫اما نمی‌خوام لونه‌هاشون رو ببینم ‫پس اونا رو بذار اون‌طرف حصار.» 21:24.960 --> 21:26.200 ‫آره، من این کار رو کردم. 21:26.200 --> 21:29.720 ‫«اما فقط پنجاه‌تا می‌گیریم و ‫همه‌شون رو توی سه تا محوطه مختلف می‌ذاریم.» 21:29.720 --> 21:32.360 ‫- آره، ما این کار رو کردیم. ‫- «ایده‌ی بدی نیست.» 21:32.360 --> 21:35.360 ‫من این کار رو کردم! 21:35.520 --> 21:37.880 ‫خب اونا سه نوع مختلف هستن. 21:37.880 --> 21:39.760 ‫هنوزم می‌تونن با هم باشن. 21:45.160 --> 21:47.440 ‫توی راه واسه بنزین زدن توقف کردیم. 21:48.040 --> 21:49.840 ‫خب، بیا یکم سوپر ۹۸ بزنیم. 21:49.840 --> 21:50.840 ‫سوپر، آره؟ 21:51.520 --> 21:54.280 ‫و چون پمپ بنزین یه ون سیب‌زمینی سرخ‌کرده داشت، 21:55.000 --> 21:58.720 ‫کیلب رو با غذای ملی بلژیک آشنا کردم. 21:59.520 --> 22:01.520 ‫چون سیب‌زمینی سرخ‌کرده توی بلژیک اختراع شده. 22:01.520 --> 22:02.520 ‫جدی؟ 22:02.520 --> 22:06.160 ‫آره. هیچ‌وقت بیشتر از ‫دو متر با یه پاکت سیب‌زمینی فاصله نداری. 22:06.960 --> 22:08.800 ‫سلام، رفیق. اونا چیه؟ 22:09.360 --> 22:11.200 ‫- کوفته قلقلی. ‫- کوفته قلقلی؟ 22:11.400 --> 22:12.720 ‫- گاو. ‫- گاو؟ 22:12.920 --> 22:14.280 ‫- گوشت گاو. ‫- گوشت گاو. 22:14.440 --> 22:16.120 ‫اوه، بسیار خب، آره. 22:16.280 --> 22:19.080 ‫یدونه از اونا و یه پاکت سیب‌زمینی می‌خوام. 22:19.360 --> 22:21.960 ‫- و بعد باید روش سس مایونز بریزی. ‫- چرا؟ 22:21.960 --> 22:23.640 ‫فیلم «پالپ فیکشن» رو دیدی. 22:23.800 --> 22:25.560 ‫«پاپ پیکچر»؟ منظورت چیه؟ 22:25.560 --> 22:26.680 ‫پالپ فیکشن. 22:28.040 --> 22:30.160 ‫- منظورت چیه؟ ‫- اوه خدایا. 22:32.680 --> 22:34.280 ‫خیلی ممنون. 22:37.640 --> 22:39.680 ‫کوفته قلقلی. 22:39.880 --> 22:41.480 ‫خیلی ممنون. 22:52.080 --> 22:55.160 ‫ممنون. اوه نه، باید بهت پول بدم. ‫چقدر می‌شه؟ 22:55.160 --> 22:56.600 ‫می‌شه... 23:01.360 --> 23:04.480 ‫می‌دونستی نرمه گوش‌هات ‫کاملاً شفاف و شیشه‌ای هستن؟ 23:12.480 --> 23:16.280 ‫بعد از اینکه «وین رمزی» ‫نظرش رو درباره کوفته‌ها داد، 23:16.440 --> 23:18.280 ‫به اولین مزرعه‌مون رسیدیم، 23:18.480 --> 23:22.200 ‫که در امتداد مرز بلژیک و هلند قرار داره. 23:23.240 --> 23:26.200 ‫و اونجا با مالک غول‌پیکرش آشنا شدیم، 23:26.400 --> 23:29.600 ‫کشاورز سیب‌زمینی، جیکوب ون د بورن. 23:29.960 --> 23:31.840 ‫بهت گفتم توی هلند همه قدبلندن. 23:31.840 --> 23:33.720 ‫خیلی قدبلنده. الان احساس کوتوله بودن می‌کنم. 23:33.720 --> 23:35.720 ‫- آره. ‫- حتی از تو هم بلندتره! 23:38.200 --> 23:42.160 ‫مزرعه جیکوب تقریباً هم‌اندازه دیدلی اسکواته، 23:42.720 --> 23:48.000 ‫اما با توجه به مقدار تجهیزاتی ‫که توی سوله‌های بسیار بزرگش داره... 23:48.360 --> 23:49.440 ‫یا خدا! 23:50.160 --> 23:51.600 ‫باورنکردنیه. 23:51.640 --> 23:56.800 ‫مشخص بود که اون توی تبدیل زمین‌هاش ‫به پول نقد، در مقایسه با ما 23:57.640 --> 23:59.040 ‫خیلی موفق‌تره. 24:00.600 --> 24:03.960 ‫تو واسه تراکتورهات توی سوله‌هات جای پارک داری! 24:03.960 --> 24:06.440 ‫و اون تریلرها رو ببین. نگاهشون کن. 24:06.440 --> 24:08.960 ‫اما سم‌پاش‌ها باورنکردنیه. 24:08.960 --> 24:11.320 ‫اون سم‌پاش شیمیاییته و اون کود مایع. 24:11.320 --> 24:14.000 ‫در واقع این یه سیستم دو مخزنه‌ست. 24:14.160 --> 24:15.480 ‫اوه واو، اونو ببین. 24:15.480 --> 24:17.440 ‫- پس ما نُه هزار لیتر... ‫- باورنکردنیه! 24:17.440 --> 24:19.360 ‫دوتا سم‌پاش توی یکیه، کیلب! 24:19.360 --> 24:20.360 ‫اوه واو! 24:20.400 --> 24:22.360 ‫- پس می‌تونیم دوتا سم‌پاشی رو... ‫- قیافه‌شو ببین! 24:22.360 --> 24:24.640 ‫- تو یه مرحله انجام بدیم. ‫- این باورنکردنیه! 24:25.000 --> 24:27.920 ‫باید با فرغون جمعت کنیم. 24:28.360 --> 24:31.680 ‫پس این نرخ متغیره. ‫سیستم باد کردن لاستیک‌ها. 24:31.680 --> 24:33.480 ‫پس می‌تونی باد لاستیک‌ها رو کم کنی 24:33.480 --> 24:35.120 ‫و در حین رانندگی بادشون کنی؟ 24:35.120 --> 24:38.120 ‫در واقع تراکتورهای من، بیشترشون، 24:38.280 --> 24:40.000 ‫لاستیک‌های بادشونده هم دارن. 24:40.120 --> 24:43.040 ‫بسیار خب، اگه هر چیزی که اینجاست ‫نیم میلیون یورو باشه، 24:43.040 --> 24:45.880 ‫که احتمالاً هست، به جز چیزهایی که بیشترن... 24:45.880 --> 24:47.040 ‫ده میلیون پوند توی این سوله هست؟ 24:47.040 --> 24:49.040 ‫- بیست میلیون یورو؟ ‫- توی اینجا؟ 24:49.040 --> 24:50.720 ‫- خب، آره. ‫- اوه آره. 24:52.040 --> 24:54.400 ‫و بازم یه سیستم دو مخزنه. 24:55.000 --> 24:57.320 ‫و ببین، می‌خوام یکم کسل‌کننده باشم، 24:57.320 --> 24:58.960 ‫می‌خوام درباره این کفپوش حرف بزنم. 24:59.440 --> 25:03.360 ‫این کفپوش طوری طراحی شده که ‫هوا بتونه از زیرش بیاد بالا. 25:03.360 --> 25:05.680 ‫پس اگه سیب‌زمینی یا هر چیزی که ‫بخوای رو روش ذخیره کنی، 25:05.680 --> 25:08.000 ‫از زیر تهویه می‌شن. 25:08.360 --> 25:10.040 ‫این چقدر هزینه داره؟ 25:11.120 --> 25:13.040 ‫الان می‌تونم بوی سیب‌زمینی‌ها رو حس کنم. 25:13.160 --> 25:15.880 ‫اتاق ذخیره‌سازی ما این شکلیه. 25:16.480 --> 25:17.840 ‫یا خدا! 25:18.000 --> 25:19.560 ‫یا عیسی مسیح. 25:19.760 --> 25:21.800 ‫یه دست فوتبال بزنیم، یا سه‌تا؟ 25:21.800 --> 25:24.120 ‫این سوله می‌تونه ۶۵۰۰ تن رو جا بده 25:24.280 --> 25:27.000 ‫از اون ۳۲۰۰۰ تن سیب‌زمینی 25:27.000 --> 25:28.960 ‫که در مجموع می‌تونیم ذخیره کنیم. 25:29.120 --> 25:30.320 ‫تو روحش. 25:30.840 --> 25:33.480 ‫می‌دونی می‌تونیم ‫تمام انبارهامون رو توی این انبار جا بدیم. 25:33.480 --> 25:35.360 ‫- می‌دونم. ‫- و خونه‌مو. 25:35.560 --> 25:37.560 ‫آره، و کل چدلینگتون رو. 25:37.760 --> 25:40.080 ‫- پس، یه فندت دیگه؟ ‫- آره. 25:41.600 --> 25:43.880 ‫باید توضیح بدم. ما مدام فندت می‌بینیم، 25:43.880 --> 25:45.520 ‫یه عالمه فندت، فندت‌های خیلی بزرگ. 25:45.520 --> 25:50.360 ‫اونا واقعاً جزو گرون‌ترین ‫تراکتورهایی هستن که می‌تونی بخری. 25:50.360 --> 25:53.840 ‫اونا مثل تراکتورهای رده‌بالای مرسدس بنز هستن. 25:54.000 --> 25:58.000 ‫و اون توی هر سوله سه‌تا داره! 25:58.920 --> 26:00.200 ‫همه‌اش از اون به دست اومده. 26:01.160 --> 26:03.280 ‫چون داره خودشو با آینده وفق میده. 26:05.920 --> 26:10.440 ‫جای تعجب نداره که جیکوب ‫یه تجهیزات دیگه هم داره. 26:12.520 --> 26:14.240 ‫من واسه صبحونه سیب‌زمینی سرخ‌کرده خوردم. 26:14.440 --> 26:17.040 ‫بازم سیب‌زمینی. اوه، خیلی ممنون. 26:17.240 --> 26:20.320 ‫بعد از اینکه کیلب صبحونه دومش رو تموم کرد، 26:22.320 --> 26:27.120 ‫جیکوب توضیح داد ‫که چطوری مزرعه‌اش رو اینقدر موفق کرده. 26:27.320 --> 26:30.160 ‫و وقتی رفتم توی مزارعم، ‫وقتی این کار رو شروع کردم، 26:30.160 --> 26:33.080 ‫مزرعه رو سال ۲۰۰۶ از پدرم تحویل گرفتم، 26:33.200 --> 26:34.680 ‫رفتم به یه مزرعه 26:34.680 --> 26:37.840 ‫و ۳۰ تن سیب‌زمینی از یه نقطه برداشت کردم. 26:38.520 --> 26:40.840 ‫قسمت دیگه، همون مزرعه، همون بذر، 26:40.840 --> 26:42.920 ‫همه‌چیزش یکسان، 26:43.080 --> 26:44.240 ‫۹۰ تن. 26:44.440 --> 26:47.320 ‫اختلاف ۶۰ تنی توی یه مزرعه. 26:47.320 --> 26:48.480 ‫و چی باعثش می‌شد؟ 26:48.480 --> 26:50.800 ‫و این چیزیه که باید بفهمیم. 26:50.800 --> 26:54.520 ‫پس توی سال ۲۰۰۹ کشاورزی دقیق رو شروع کردیم. 26:55.080 --> 26:56.160 ‫خیلی از مردم درمورد... 26:56.160 --> 26:59.760 ‫تمام کشاورزها دوست دارن ‫کیفیت خاکشون رو بدونن. 27:01.480 --> 27:04.880 ‫اما جیکوب این کار رو به سطح دیگه‌ای می‌بره 27:05.080 --> 27:07.600 ‫با استفاده از تجهیزات مخصوص توسعه‌یافته 27:09.400 --> 27:11.680 ‫تا خوانش‌های فوق‌دقیقی 27:13.480 --> 27:15.200 ‫از زیر زمین بهش بده. 27:15.880 --> 27:18.480 ‫پس هر چیزی توی خاک که رسانا باشه، 27:18.480 --> 27:21.800 ‫یعنی مواد آلی، آب، مواد مغذی، 27:22.000 --> 27:24.480 ‫هر بخشی توی خاک که رسانا باشه 27:24.480 --> 27:26.680 ‫داده‌ها رو بهم برمی‌گردونه. 27:26.880 --> 27:30.320 ‫اسکن رو انجام بده، داده‌ها رو پردازش کن ‫تا اون نقشه رو به دست بیاری. 27:31.440 --> 27:33.960 ‫- اوه، اون یه مزرعه‌ست؟ ‫- اون یکی از مزارع منه. 27:33.960 --> 27:36.720 ‫نقاط قرمز رساناتر هستن 27:37.160 --> 27:39.280 ‫و بنابراین محصول بیشتری دارن. 27:40.480 --> 27:44.680 ‫وقتی فهمید ضعیف‌ترین ‫و قوی‌ترین نقاط خاک کجا هستن، 27:45.440 --> 27:47.920 ‫جیکوب می‌تونه تراکتورهاش رو برنامه‌ریزی کنه 27:48.080 --> 27:51.440 ‫تا هر قسمت از مزرعه رو با توجه به نیازش 27:51.600 --> 27:53.880 ‫کوددهی و بذرکاری کنن. 27:55.600 --> 27:58.360 ‫تراکتورهام رو برنامه‌ریزی می‌کنم که 27:58.560 --> 28:00.760 ‫به طور خودکار خاک رو تشخیص بدن. 28:00.920 --> 28:04.520 ‫بعدش کار رو انجام می‌دن، و در نهایت، ‫وقتی راننده‌ام از مزرعه خارج می‌شه، 28:04.520 --> 28:06.800 ‫تراکتور تشخیص میده: ‫«اوه، کارت تموم شد!» 28:06.800 --> 28:10.880 ‫پس به تراکتور می‌گی کارهای متفاوتی رو 28:11.080 --> 28:13.480 ‫توی بخش‌های مختلف مزرعه انجام بده، همون مزرعه؟ 28:13.480 --> 28:14.480 ‫آره. 28:14.480 --> 28:16.720 ‫بذرکاری، کوددهی، 28:16.720 --> 28:18.600 ‫اینا همه‌اش «نرخ متغیره». 28:19.560 --> 28:22.480 ‫و وقتی نوبت به مقابله با علف‌های هرز می‌رسه، 28:23.600 --> 28:27.440 ‫اون مثل ما مزرعه رو با علف‌کش بمباران نمی‌کنه. 28:27.640 --> 28:30.560 ‫در عوض، از نقشه‌های پیشرفته‌اش استفاده می‌کنه 28:30.720 --> 28:33.480 ‫تا سم‌پاشی دقیق انجام بده. 28:34.200 --> 28:36.480 ‫ما در اصل می‌تونیم اون نقاط رو تشخیص بدیم 28:36.520 --> 28:39.520 ‫و در واقع فقط همون علف‌های هرز رو بکشیم 28:39.680 --> 28:41.400 ‫بدون اینکه به بقیه دست بزنیم. 28:41.520 --> 28:45.960 ‫پس اونا دارن سم‌پاشی می‌کنن، یعنی فقط می‌ره ‫و وقتی یه علف هرز می‌بینه، «پیس». 28:45.960 --> 28:47.080 ‫این آینده‌ست. 28:47.120 --> 28:50.120 ‫پس اگه مواد شیمیایی رو ‫روی محصولات اسپری نکنی... 28:50.120 --> 28:53.200 ‫اونوقت محصول بیشتری خواهی داشت. 28:53.200 --> 28:56.720 ‫و شاید سالی چهار هزار پوند ‫روی هزینه‌های علف‌کشمون صرفه‌جویی میشه. 28:56.720 --> 28:59.320 ‫پس پولت رو واسه هیچ... 28:59.480 --> 29:02.120 ‫حتی یه متر مربع از مزرعه هدر نمی‌دی. 29:02.320 --> 29:04.800 ‫- این در سطح ناساست. ‫- کاهش میده. 29:05.320 --> 29:10.080 ‫و روش‌های جیکوب به نقشه‌برداری خاک ‫و تراکتورهای برنامه‌پذیر ختم نمی‌شه 29:10.400 --> 29:14.320 ‫چون حالا از پهپادها واسه سم‌پاشی ‫مزارع استفاده می‌کنه. 29:15.120 --> 29:18.080 ‫اگه به پنجاه سال آینده و اینا نگاه کنی، 29:18.080 --> 29:19.720 ‫ما تراکتور خواهیم داشت، 29:19.720 --> 29:22.960 ‫اما بخش زیادیش هم پهپاد خواهد بود. 29:23.160 --> 29:26.680 ‫و اون مجبور شد از یه زیرکی تحسین‌برانگیز استفاده کنه 29:26.880 --> 29:30.320 ‫تا قوانین خیلی سخت‌گیرانه ‫اتحادیه اروپا رو دور بزنه. 29:30.480 --> 29:32.800 ‫فقط یه مشکل وجود داشت، جرمی. 29:32.880 --> 29:35.160 ‫پرواز پهپادها توی اروپا مجاز نیست. 29:35.160 --> 29:37.640 ‫پرواز دادنشون با کامپیوتر مجاز نیست، 29:37.640 --> 29:40.680 ‫حرکت دسته‌جمعیشون ‫و کار کردنشون با هم مجاز نیست. 29:40.680 --> 29:43.560 ‫در واقع تو هیچ کاری نمی‌تونی بکنی. 29:43.680 --> 29:45.560 ‫پس می‌دونی چیکار کردیم؟ 29:45.800 --> 29:47.480 ‫یه فرودگاه راه انداختم. 29:48.080 --> 29:49.200 ‫- چی؟ ‫- آره. 29:49.240 --> 29:52.080 ‫می‌تونم هر چیزی رو تا هر ارتفاعی ‫که بخوام پرواز بدم. 29:52.080 --> 29:53.840 ‫چی، مزرعه‌ات رو تبدیل به فرودگاه کردی؟ 29:53.840 --> 29:55.600 ‫مزرعه‌ام رو تبدیل به فرودگاه کردم! 29:55.800 --> 29:57.880 ‫این خیلی باحاله. 30:00.720 --> 30:04.320 ‫بیرون، اون پیشنهاد داد ‫که پهپاد سم‌پاشش رو نشون بده، 30:04.480 --> 30:07.520 ‫که اصلاً کوچیک نبود. 30:10.080 --> 30:11.080 ‫یا خدا! 30:12.160 --> 30:14.520 ‫اگه اونو توی یه زمین بازی بکوبی زمین... 30:14.520 --> 30:15.880 ‫آره... 30:16.360 --> 30:18.840 ‫میره توی اخبار. 30:19.000 --> 30:20.640 ‫چه مقدار سم می‌پاشه؟ 30:20.640 --> 30:22.920 ‫خب یه مخزن ۵۰ لیتری داریم. 30:23.080 --> 30:25.640 ‫و این مزرعه به چقدر سم نیاز داره؟ 30:25.840 --> 30:29.000 ‫و یک هکتار می‌شه و می‌تونیم ‫توی ۸ دقیقه انجامش بدیم. 30:29.000 --> 30:32.280 ‫من معمولاً واسه هر هکتار حدود ‫۱۲۵ تا ۱۵۰ لیتر سم استفاده می‌کنم. 30:32.440 --> 30:34.360 ‫پس می‌تونی برنامه‌ریزیش کنی ‫که برگرده به حیاط، 30:34.360 --> 30:37.880 ‫فقط پرش می‌کنی و برمی‌گرده ‫به هر زمینی که داری روش کار می‌کنی. 30:39.120 --> 30:40.160 ‫اما من نمی‌خوام این کار رو بکنم. 30:40.160 --> 30:41.800 ‫می‌دونم، چون تو رانندگی با تراکتور رو دوست داری. 30:41.800 --> 30:42.800 ‫آره. 30:42.880 --> 30:45.520 ‫اما من به عنوان مردی که می‌خواد ‫آینده رو در آغوش بگیره، 30:45.520 --> 30:47.800 ‫باید به این چیزها توجه کنم. 30:48.120 --> 30:51.080 ‫وقتی مخزنش با علف‌کش پر شد، 30:51.080 --> 30:56.080 ‫جیکوب تمام اطلاعاتی که واسه ‫پرواز سم‌پاشیش نیاز داشت رو وارد کرد. 30:56.240 --> 30:57.480 ‫یه عالمه کد. 30:57.680 --> 30:59.080 ‫اینکه چند لیتر قراره سم‌پاشی کنیم، 30:59.080 --> 31:01.400 ‫با چه فشاری، با چه اندازه قطره‌ای. 31:08.160 --> 31:10.120 ‫و الان داره سم‌پاشی می‌کنه. می‌بینی؟ 31:11.480 --> 31:12.560 ‫اوه واو! 31:16.280 --> 31:18.400 ‫خب حالا داره دور اول رو می‌زنه. 31:19.760 --> 31:21.800 ‫وقتی برسه حاشیه زمین متوقف می‌شه. 31:24.360 --> 31:25.560 ‫دور می‌زنه. 31:26.720 --> 31:29.200 ‫- شگفت‌زده شدم. ‫- و من... 31:29.600 --> 31:33.240 ‫- خودش داره این کار رو می‌کنه. ‫- به هیچ‌چیزی دست نمی‌زنی. 31:33.360 --> 31:34.640 ‫جل‌الخالق! 31:35.720 --> 31:38.440 ‫من از پهپاد خودمون خیلی خجالت می‌کشم. 31:40.240 --> 31:41.920 ‫که واقعاً تأسف‌باره. 31:43.160 --> 31:46.080 ‫در واقع 80 درصد دنیا با این روش 31:46.160 --> 31:48.880 ‫- قراره محصولاتشون رو سم‌پاشی کنن. ‫- مجبورن. 31:49.560 --> 31:51.560 ‫بی‌خیال کیلب، این واقعاً شگفت‌انگیزه. 31:51.560 --> 31:53.400 ‫و اگه توی یه روز تابستونی هوا خیلی گرم باشه، 31:53.400 --> 31:55.800 ‫ببین، من موقرمزم، نمی‌تونم ‫بیرون وایسم و اونو توی دستم نگه دارم. 31:55.800 --> 31:57.520 ‫- باید توی یه کابین باشم. ‫- می‌تونی توی ماشینت بشینی. 31:57.520 --> 31:59.640 ‫- می‌تونی توی ماشین بشینی. ‫- بشین توی ماشینت. 31:59.640 --> 32:02.320 ‫اگه واسه داشتن فرودگاه توی ‫دیدلی اسکوات درخواست بدم، 32:02.320 --> 32:04.800 ‫اون آقا مخالف می‌کنه. 32:07.320 --> 32:09.920 ‫پس اون مزرعه رو توی پنج دقیقه تموم کرد. 32:09.920 --> 32:12.040 ‫و بعد میاد و توی نقطه شروع فرود میاد؟ 32:12.040 --> 32:13.480 ‫فرود خودکار. 32:16.200 --> 32:18.880 ‫ببینش کیلب، واقعاً تأثیرگذاره. 32:19.240 --> 32:21.600 ‫و تازشم فکر کن چقدر بی‌سروصداست. 32:21.600 --> 32:22.880 ‫تراکتور من بی‌سروصداست. 32:22.960 --> 32:24.640 ‫به اندازه این بی‌سروصدا نیست. 32:26.400 --> 32:30.360 ‫هرچقدر هم که کیلب درباره ‫استقبال از نظم نوین جهانی بی‌میل بود، 32:32.080 --> 32:33.720 ‫وقتی دور می‌شدیم، 32:33.720 --> 32:36.440 ‫مجبور شد درمورد جیکوب منصف باشه. 32:37.400 --> 32:39.600 ‫- به این میگن یه کشاورزی درست‌وحسابی. ‫- همم. 32:40.520 --> 32:44.000 ‫- آره، اون مرد یه کشاورز درست‌وحسابی بود. ‫- یه کشاورز درست‌وحسابی بود. 32:44.360 --> 32:47.400 ‫اگه اون سالی ۳۲ هزار تن سیب‌زمینی داشته باشه 32:47.560 --> 32:51.160 ‫با قیمت ۲۵۰ پوند به ازای هر تن، 32:51.320 --> 32:53.880 ‫می‌شه سالی ۸ میلیون پوند سیب‌زمینی. 32:53.880 --> 32:54.840 ‫آره. 32:54.840 --> 32:57.840 ‫- آخه تجهیزاتش واقعاً مسخره بود. ‫- آره. 32:58.040 --> 33:01.360 ‫اطلاعات خیلی زیادی وارد ذهنم شده. 33:03.080 --> 33:07.120 ‫پس، بعد از آشنا کردن کیلب ‫با یه کشاورزی هلندی بی‌نظیر، 33:07.320 --> 33:10.840 ‫تصمیم گرفتم وقتی به سمت توقفگاه شبانه‌مون می‌ریم، 33:11.000 --> 33:14.680 ‫اونو با یه موسیقی هلندی بی‌نظیر آشنا کنم. 33:18.040 --> 33:19.640 ‫به این بیس گوش کن. 33:27.480 --> 33:30.720 ‫♪ تمام شب رو رانندگی کردم ‫دستام روی فرمون خیس شده ♪ 33:30.720 --> 33:32.320 ‫یه حس و حال روستایی توش داره. 33:32.320 --> 33:33.880 ‫♪ یه صدا توی سرم هست ♪ 33:33.880 --> 33:36.000 ‫♪ که پام رو روی گاز فشار میده ♪ 33:37.160 --> 33:40.320 ‫♪ عزیزم زنگ می‌زنه و می‌گه ‫«اینجا بهت نیاز دارم» ♪ 33:42.000 --> 33:45.200 ‫♪ و ساعت چهار و نیمه ‫و دارم دنده عوض می‌کنم ♪ 33:46.480 --> 33:47.440 ‫یالا! 33:47.440 --> 33:51.720 ‫♪ وقتی تنهاست و دلتنگی خیلی زیاد می‌شه ♪ 33:52.440 --> 33:56.680 ‫♪ یه تلگراف می‌فرسته که از بالا میاد ♪ 33:56.840 --> 33:58.960 ‫♪ اصلاً نیازی به تلفن نیست ♪ 34:00.240 --> 34:03.920 ‫- ♪ ما یه چیزی داریم که بهش می‌گن ♪ ‫- ♪ عشق راداری ♪ 34:04.520 --> 34:10.040 ‫♪ ما یه موجی توی هوا داریم ♪ ‫♪ عشق راداری ♪ 34:12.200 --> 34:14.720 ‫سلام، آقا. اسم من کیلب هست. ‫(به زبان فرانسوی) 34:14.720 --> 34:15.680 ‫چی گفتی؟ 34:15.680 --> 34:17.920 ‫سلام، آقا. اسم من کیلب هست. ‫(به زبان فرانسوی) 34:17.920 --> 34:21.000 ‫- اوه! ‫- می‌دونی که اینو یاد گرفتم؟ 34:25.920 --> 34:29.640 ‫صبح روز بعد، به سمت لوکیشن بعدی رفتیم. 34:31.360 --> 34:33.040 ‫و حیرت انگیز بود. 34:35.360 --> 34:37.280 ‫چون یه مزرعه لبنیاته. 34:39.200 --> 34:40.320 ‫روی آب. 34:42.240 --> 34:46.000 ‫درست در وسط روتردام. 34:50.880 --> 34:52.800 ‫- سلام، سلام. ‫- چطوری؟ 34:52.960 --> 34:55.280 ‫- چطوری؟ ‫- خوش اومدین. پیتر. از دیدنت خوشبختم. 34:55.280 --> 34:57.120 ‫- از دیدنت خوشبختم. ‫- منم از دیدنت خوشبختم. 34:57.120 --> 34:58.880 ‫از دیدنت خوشبختم. ‫به مزرعه ما خیلی خوش اومدین. 34:58.880 --> 34:59.880 ‫این معرکه‌ست! 34:59.880 --> 35:03.280 ‫این تنها باریه که دیدم اون توی یه شهر لبخند می‌زنه. 35:04.280 --> 35:07.680 ‫مزرعه شناور ایده و ابتکار پیتر ون وینگردن 35:07.680 --> 35:09.560 ‫و همسرش مینکه است. 35:10.240 --> 35:13.640 ‫و با اینکه توی شهره، حتی یه لحظه هم فکر نکنید 35:13.640 --> 35:18.120 ‫که این یه جور عملیات صنعتی ‫دامپروری متراکم شبیه مرغداریه. 35:19.640 --> 35:20.960 ‫گاو دریایی؟ 35:21.120 --> 35:23.120 ‫آره، درسته، گاوهای دریایی، آره. 35:23.760 --> 35:27.120 ‫گاوها آزادن که توی منطقه تغذیه پرسه بزنن 35:27.320 --> 35:29.400 ‫یا واسه چرا برن ساحل. 35:33.720 --> 35:35.800 ‫و در مورد دوشیدن شیر، 35:35.800 --> 35:38.080 ‫اونا برنامه زمانی خودشون رو دارن. 35:39.960 --> 35:42.120 ‫- اون داره می‌ره داخل تا شیرش دوشیده بشه؟ ‫- آره. 35:42.120 --> 35:46.000 ‫پس گاو می‌دونه کِی می‌خواد ‫شیرش دوشیده بشه و فقط می‌ره اون تو؟ 35:46.000 --> 35:47.000 ‫دقیقاً. 35:48.960 --> 35:52.840 ‫پس این کاملاً خودکاره؟ ‫می‌تونی راحت بری خونه و تلویزیون تماشا کنی؟ 35:52.840 --> 35:55.520 ‫دقیقاً. و ما اینجا دوربین‌های زیادی هم داریم، 35:55.520 --> 35:57.960 ‫پس همه‌چیز رو اندازه می‌گیریم: دما، 35:57.960 --> 35:59.920 ‫سرعت باد، رطوبت نسبی، 36:00.080 --> 36:02.040 ‫اینکه گاو دراز کشیده، ایستاده، 36:02.040 --> 36:04.920 ‫داره غذا می‌خوره، داخله یا بیرون، 36:04.920 --> 36:07.880 ‫چون این چیزیه که ما بهش می‌گیم گاو آزاد، ‫پس می‌تونه خودش تصمیم بگیره. 36:07.880 --> 36:10.480 ‫- چندتا هستن؟ ‫- حدود 30 تا. 36:10.640 --> 36:11.920 ‫- 30 تا؟ ‫- آره. 36:13.680 --> 36:16.400 ‫با اینکه مزرعه کمتر از نیم هکتار مساحت داره، 36:16.400 --> 36:19.000 ‫تولیدش خیره‌کننده‌ست. 36:19.160 --> 36:23.480 ‫توی طبقه پایین، شیر پاستوریزه می‌شه ‫یا به کره تبدیل می‌شه. 36:24.800 --> 36:26.760 ‫و بعد زیر اون... 36:26.960 --> 36:28.240 ‫یه پنیرسازی؟ 36:29.160 --> 36:31.280 ‫یه پنیرسازی زیر آب. 36:33.160 --> 36:35.720 ‫توی این کشور چقدر بتن دارن؟ 36:35.720 --> 36:37.400 ‫چطوری شناور می‌مونه؟ 36:37.520 --> 36:40.000 ‫این شناوره یا وصل شدین به...؟ 36:40.000 --> 36:41.000 ‫نه، کاملاً شناوره. 36:41.000 --> 36:42.920 ‫- شناوره؟ ‫- کاملاً شناوره. 36:42.920 --> 36:45.920 ‫خب ما الان سه متر زیر سطح دریا هستیم. 36:46.080 --> 36:47.120 ‫که باعث می‌شه خنک بمونه؟ 36:47.120 --> 36:49.800 ‫دما کاملاً کنترل شده‌ست. 36:50.840 --> 36:52.360 ‫اما از اون هم چشمگیرتر 36:52.360 --> 36:55.800 ‫روشیه که این مزرعه و شهر با هم کار می‌کنن. 36:56.720 --> 36:59.680 ‫وقتی پیتر می‌ره بیرون تا ‫محصولات لبنیش رو تحویل بده، 36:59.680 --> 37:02.920 ‫با تفاله غلات از کارخونه‌های نوشیدنی‌سازی 37:02.920 --> 37:06.960 ‫و نون‌های بیات و فروش نرفته روز قبل ‫از مغازه‌ها برمی‌گرده. 37:07.120 --> 37:09.240 ‫که هیچ‌کدومشون حتی یه پنی هم واسش خرج ندارن. 37:09.760 --> 37:13.680 ‫و بعد اونا تبدیل به غذای گاوها می‌شن. 37:16.640 --> 37:17.680 ‫اونو ببین. 37:17.720 --> 37:20.240 ‫و این مال چه موقعست؟ یک روز پیش؟ دو روز؟ 37:20.440 --> 37:24.080 ‫ما نون‌های زیادی رو هدر می‌دادیم، ‫و حالا همه‌اش میاد پیش ما. 37:24.240 --> 37:26.720 ‫چون وقتی به مقدار زباله‌ها ‫توی یه شهر فکر می‌کنی. 37:26.720 --> 37:29.120 ‫- باورنکردنیه. ‫- زباله ارگانیک. 37:29.680 --> 37:32.840 ‫و علفی که واسه تغذیه گاوها استفاده می‌شه، 37:33.000 --> 37:35.760 ‫از یه منبع خیلی هوشمندانه میاد. 37:35.920 --> 37:39.280 ‫پس وقتی چمن‌ها رو ‫توی استادیوم فوتبال کوتاه می‌کنن، 37:39.480 --> 37:40.840 ‫تو خُرده‌چمن‌ها رو برمی‌داری؟ 37:40.840 --> 37:42.600 ‫آره، از زمین اصلی. 37:43.200 --> 37:44.600 ‫بهترین چمنی که می‌تونی گیر بیاری. 37:44.600 --> 37:46.680 ‫روش جلبک دریایی و اینا می‌ریزن تا سبز به نظر برسه، 37:46.680 --> 37:49.760 ‫بنابراین مواد مغذی اون چمن باید خیلی خفن باشه. 37:49.760 --> 37:51.160 ‫- آره، واقعاً خوبه. ‫- واو. 37:51.160 --> 37:54.040 ‫و چون اینجا هستی می‌تونی هر روز صبح بری ‫و همه‌شو برداری و... 37:54.040 --> 37:55.040 ‫دقیقاً. 37:55.040 --> 37:57.640 ‫پس این چرخه شهره. 37:58.840 --> 38:02.320 ‫و این کارآمدی چرخشی حتی فراتر هم می‌ره، 38:02.480 --> 38:06.320 ‫چون پیتر یه ربات داره ‫که تمام کودها رو جمع می‌کنه 38:06.480 --> 38:11.200 ‫و اون کود بعدش واسه ‫تولید آب آشامیدنی گاوها استفاده می‌شه. 38:12.960 --> 38:14.280 ‫ما آب دریا رو هم می‌کشیم بیرون. 38:14.280 --> 38:17.920 ‫- اوه، شما دستگاه آب‌شیرین‌کن دارین؟ ‫- این دستگاه آب‌شیرین‌کن ماست. 38:17.920 --> 38:20.040 ‫و میره این طرف ممبران. 38:20.040 --> 38:22.960 ‫و ما طرف دیگه ممبران رو گرم می‌کنیم 38:23.040 --> 38:25.400 ‫با استفاده از پِهن گاو. 38:25.600 --> 38:27.920 ‫پس اگه پهن گاو رو توی این سطل بریزی، 38:28.400 --> 38:30.080 ‫ما آب دریا رو می‌ریزیم اینجا، 38:30.240 --> 38:33.800 ‫تا ۳۵، ۴۰ درجه گرم می‌شه، می‌تونی اینجا حسش کنی. 38:33.800 --> 38:36.600 ‫- پس ما داریم... ‫- پس اونا دارن آب دریا می‌خورن؟ 38:36.600 --> 38:38.040 ‫آره، درسته. 38:38.200 --> 38:40.880 ‫و از کودشون استفاده می‌کنی تا شیرینش کنی؟ 38:40.880 --> 38:41.880 ‫درسته. 38:44.040 --> 38:45.680 ‫ما داریم از همه‌چیز استفاده مجدد می‌کنیم. 38:45.680 --> 38:49.880 ‫زباله ارگانیک شهر تا دوباره تبدیل به پروتئین بشه. 38:50.040 --> 38:52.960 ‫پس آره، این آینده‌ی کشاورزیه. 38:55.360 --> 38:57.200 ‫لعنتی! لعنتی! 38:57.360 --> 39:00.640 ‫این واقعاً... مخم الان داره سوت می‌کشه. 39:00.720 --> 39:02.480 ‫الانه که منفجر بشه. 39:07.280 --> 39:12.000 ‫بیرون، در حالی که کنار پنل‌های خورشیدی ‫که برق کل عملیات رو تامین می‌کنن نشسته بودیم، 39:12.520 --> 39:14.960 ‫پیتر مصالح ساختمانی‌ای رو بهمون نشون داد 39:14.960 --> 39:17.920 ‫که اونا رو هم از کود درست می‌کرد. 39:20.000 --> 39:21.760 ‫خب با این چیکار می‌کنی؟ 39:21.760 --> 39:23.480 ‫خب این می‌تونه یه دیوار داخلی باشه. 39:23.480 --> 39:25.520 ‫- عایق؟ ‫- عایق، آره. 39:25.520 --> 39:27.880 ‫- پس می‌تونی خونه‌ات رو باهاش عایق کنی. ‫- آره. 39:27.880 --> 39:30.200 ‫خونه‌ات رسماً پر از کثافت می‌شه. 39:30.200 --> 39:31.200 ‫درسته. 39:31.200 --> 39:33.760 ‫- ملت می‌گن خونه من الانشم همینطوره. ‫- درسته. 39:33.920 --> 39:35.400 ‫من به ندرت شگفت‌زده می‌شم. 39:35.600 --> 39:37.920 ‫لامبورگینی روئلتو منو شگفت‌زده کرد 39:38.120 --> 39:41.000 ‫و توی یکی دو سال گذشته فقط همین بوده. 39:41.000 --> 39:43.520 ‫و این تقریباً هیچ‌چیزی از محیط زیست نمی‌گیره. 39:43.520 --> 39:45.320 ‫- دقیقاً. ‫- و بیشتر هم پس می‌ده! 39:45.320 --> 39:47.640 ‫تقریباً هیچ رد پایی نداره. 39:48.080 --> 39:49.120 ‫شگفت‌انگیزه. 39:49.160 --> 39:52.120 ‫ما در واقع می‌خوایم هدررفت غذا رو کاهش بدیم. 39:52.320 --> 39:54.960 ‫چون هدررفت غذا توی دنیا فاجعه‌ست. 39:54.960 --> 39:56.480 ‫ما داریم غذای خیلی زیادی رو از دست می‌دیم. 39:56.480 --> 40:00.000 ‫حدود 30 درصد از تمام غذای تولیدشده ‫توی دنیا از دست می‌ره، 40:00.160 --> 40:02.760 ‫در حالی که هنوز یک میلیارد نفر غذا ندارن. 40:02.760 --> 40:04.440 ‫پس ما باید اینو تغییر بدیم. 40:04.440 --> 40:07.040 ‫و این فقط زمانی شدنیه که تولید بومی انجام بدی. 40:07.040 --> 40:08.960 ‫پس چیزی که ما فهمیدیم 40:09.120 --> 40:12.600 ‫اینه که دیدلی اسکوات توی لوکیشن اشتباهیه 40:12.600 --> 40:13.840 ‫چون توی روستاست. 40:13.840 --> 40:15.360 ‫و شناور نیست. 40:16.360 --> 40:19.080 ‫لوکیشن مزارع اشتباهه! 40:24.000 --> 40:28.800 ‫مشخصاً نمی‌تونستم دیدلی اسکوات رو ‫به رودخونه تیمز منتقل کنم. 40:29.840 --> 40:33.320 ‫اما وقت‌گذروندن با این کشاورزهای نابغه هلندی 40:33.480 --> 40:36.640 ‫منو متقاعد کرده بود که اگه می‌خوایم دووم بیاریم، 40:38.160 --> 40:41.200 ‫قطعاً باید مدرن بشیم. 40:42.920 --> 40:47.920 www.Doostihaa.com 40:48.600 --> 40:51.320 ‫این همون اسباب‌بازی کنترل از راه دوریه ‫که همیشه می‌خواستی. 40:51.320 --> 40:52.800 ‫اوه خدای من! 40:53.000 --> 40:54.360 ‫اون چیه؟ 40:54.560 --> 40:56.000 ‫ما یه مشکل داریم. 40:57.080 --> 40:58.440 ‫اونا قراره بمونن؟ 40:58.440 --> 40:59.480 ‫نمی‌دونم. 41:01.720 --> 41:03.840 ‫- خیلی وقت بود ندیده بودمت! برگشتم، رفیق! ‫- آلن! 41:03.840 --> 41:05.120 ‫برگشتی! 41:05.120 --> 41:06.560 ‫عجب بغل مردونه‌ای بود.