WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:25.900 --> 00:29.029 ‫بهتره امیدوار باشی که تیم کیکبال‌تون ‫امروز آماده باشه. 00:29.112 --> 00:32.532 ‫آخرین باری که یادمه، ‫تیم من سه بازی قبلی رو برده. 00:32.615 --> 00:33.616 ‫ما آماده می‌شیم. 00:38.079 --> 00:40.081 ‫سلام، مارکوس. ‫چطوری؟ 00:40.165 --> 00:43.877 ‫مادرم میگه که امروز بعد از مدرسه ‫باید با تو بیام خونه. 00:45.295 --> 00:46.921 ‫آره، خوش می‌گذره. 00:47.714 --> 00:49.758 ‫مدرسه ساعت 3:35 تعطیل میشه. 00:59.559 --> 01:01.436 ‫نگران نباش. ‫منم میام خونه‌تون. 01:01.436 --> 01:03.313 ‫شاید اینطوری برات راحت‌تر بشه. 01:06.775 --> 01:08.318 ‫سلام، مایکل. 01:08.401 --> 01:09.402 ‫سلام، لیو. 01:09.986 --> 01:12.197 ‫صبح قشنگیه، مگه نه؟ 01:12.280 --> 01:13.406 ‫- سلام، استیلواتر. ‫- سلام. 01:15.950 --> 01:18.661 ‫به نظر میاد ذهنت مشغوله. 01:20.455 --> 01:24.250 ‫آره. مارکوس. ‫بچه‌ای که الان داشتیم باهاش حرف می‌زدیم. 01:24.334 --> 01:25.960 ‫اون امسال به مدرسه‌مون اومده. 01:26.044 --> 01:29.547 ‫همیشه دوست جدید پیدا کردن خوبه. 01:29.631 --> 01:33.009 ‫- خب، مارکوس خیلی عجیبه. ‫- اوه؟ 01:33.093 --> 01:37.347 ‫خیلی تنهایی وایمیسته ‫و با بقیه بچه‌ها حرف نمی‌زنه. 01:37.430 --> 01:39.849 ‫یه معلم ویژه هم داره که بهش کمک می‌کنه. 01:40.475 --> 01:44.521 ‫دلم براش می‌سوزه، ‫ولی معمولا نمی‌دونم چی بهش بگم. 01:46.272 --> 01:47.315 ‫بگذریم، 01:47.398 --> 01:50.193 ‫پدر و مادر مارکوس فکر می‌کنن ‫براش خوبه که بعد از مدرسه 01:50.276 --> 01:52.112 ‫با بچه‌های دیگه وقت بگذرونه. 01:52.112 --> 01:53.905 ‫واسه همین قراره امروز عصر بیاد خونه‌مون. 01:53.988 --> 01:58.827 ‫چقدر ویژه‌ست که بهت اعتماد کردن ‫اینطوری به مارکوس کمک کنی. 01:59.869 --> 02:00.870 ‫واقعا؟ 02:00.954 --> 02:02.038 ‫آره. 02:02.122 --> 02:07.752 ‫نشون میده که آدم‌های بالغ اطراف تو ‫متوجه مهربونی و صبوریت شدن. 02:07.836 --> 02:09.587 ‫اینطوری بهش فکر نکرده بودم. 02:09.671 --> 02:13.007 ‫وقتی مارکوس اومد خونه‌مون ‫مطمئن می‌شم که حس کنه اونو هم حساب می‌کنیم. 02:13.091 --> 02:14.092 ‫منم همینطور. 02:34.195 --> 02:36.489 ‫امروز توی مسابقه کیکبال ‫بهت خوش گذشت، مارکوس؟ 02:37.073 --> 02:38.074 ‫نه. 02:38.616 --> 02:41.369 ‫همه ترک‌های این پیاده‌رو مورب هستن. 02:48.001 --> 02:50.628 ‫امروز عصر کلی بهمون خوش می‌گذره، مارکوس. 02:50.712 --> 02:53.298 ‫فقط یادت باشه، ‫اگه حس کردی که می‌خوای بری خونه، 02:53.381 --> 02:55.675 ‫پدر و مادرت گفتن که هرموقع بود ‫می‌تونن بیان دنبالت. 03:06.311 --> 03:08.062 ‫می‌تونی وسایلت رو اینجا بذاری. 03:11.733 --> 03:14.152 ‫نمی‌خوای گرمکنت رو در بیاری؟ 03:17.697 --> 03:19.824 ‫باشه. ‫خوراکی چی؟ 03:21.993 --> 03:23.578 ‫من از خونه خوراکی آوردم. 03:33.671 --> 03:34.756 ‫چیزی شده؟ 03:34.839 --> 03:36.841 ‫من از بوی پرتقال خوشم نمیاد. 03:37.467 --> 03:39.719 ‫ببخشید. ‫می‌تونیم بیرون بخوریم. 03:39.802 --> 03:42.222 ‫اشکال نداره. ‫من میرم اونجا می‌شینم. 03:49.145 --> 03:50.271 ‫اول چیکار کنیم؟ 03:52.649 --> 03:54.692 ‫بسکتبال چطوره؟ 04:03.785 --> 04:04.786 ‫پاس از پشت کمر. 04:05.745 --> 04:06.996 ‫از لای پاها. 04:08.957 --> 04:09.958 ‫نوبت توئه، مارکوس. 04:21.511 --> 04:24.055 ‫مارکوس، پاس نمیدی؟ 04:25.098 --> 04:26.599 ‫گمون نکنم. 04:27.684 --> 04:29.686 ‫شاید بهتره به جاش اون بازی کارتی ‫رو امتحان کنیم. 04:32.313 --> 04:34.941 ‫یادمه گفته بودی که از این بازی خوشت میاد، مارکوس. 04:35.024 --> 04:36.985 ‫اوه، من یه فکری دارم. 04:37.068 --> 04:39.904 ‫چطوره به جای پنج‌تا کارت ‫با ده‌تا شروع کنیم؟ 04:43.324 --> 04:45.326 ‫قوانین بازی اینطوری نیست. 04:45.410 --> 04:47.912 ‫آره، ولی تغییر دادنش ممکنه حال بده. 04:52.125 --> 04:56.546 ‫یه کارت موجودات، یه کارت قهرمان، ‫دوتا کارت طلسم و یه کارت رزمی. 04:56.629 --> 04:58.548 ‫قوانین اینه. 05:00.550 --> 05:02.844 ‫اشکال نداره. ‫می‌تونیم عادی بازی کنیم. 05:08.057 --> 05:09.934 ‫چطوره به جاش موشک کاغذی درست کنیم؟ 05:13.062 --> 05:15.148 ‫میشه اینطوری که توی کتاب نشون داده ‫خط‌هاش رو تا بزنیم، 05:15.231 --> 05:17.233 ‫ولی اگه یه طرح جدید رو هم امتحان کنیم ‫حال میده. 05:31.080 --> 05:32.290 ‫نظرت چیه، مارکوس؟ 05:34.500 --> 05:36.252 ‫رفته پیش استیلواتر. 05:45.345 --> 05:49.515 ‫و می‌دونستی که قدمت سنجاقک‌ها ‫از دایناسورها هم بیشتره؟ 05:49.599 --> 05:51.642 ‫چه جالب. 05:53.436 --> 05:58.608 ‫به این یکی سوسک غواص بزرگ گفته میشه. ‫اسم علمیش دیتیسکوس مارژینالیس هست. 05:58.691 --> 06:00.777 ‫می‌تونه هم پرواز کنه ‫هم زیر آب شیرجه بزنه. 06:00.860 --> 06:03.613 ‫و این یکی یه سوسک ببری استرالیاییه. 06:03.696 --> 06:05.823 ‫پاهای بلند و باریکش رو می‌بینی؟ 06:05.907 --> 06:09.827 ‫این درواقع سریع‌ترین حشره‌ در کل دنیاست. 06:10.370 --> 06:12.872 ‫کود تو توش کرم هم داره؟ 06:12.955 --> 06:14.499 ‫بله که داره. 06:14.582 --> 06:15.833 ‫میشه برم نگاهشون کنم؟ 06:15.917 --> 06:16.918 ‫معلومه. 06:21.130 --> 06:22.757 ‫پس با مارکوس آشنا شدی. 06:22.840 --> 06:25.593 ‫اون مرد جوان خیلی جالبیه. 06:26.260 --> 06:27.929 ‫عصرتون چطور می‌گذره؟ 06:28.012 --> 06:31.641 ‫تا الان اصلا به نظر نمیومد ‫که به مارکوس خوش می‌گذره. 06:32.433 --> 06:35.311 ‫شنیدی که وقتی داشت درباره حشرات حرف می‌زد ‫چقدر هیجان‌زده بود؟ 06:36.521 --> 06:38.272 ‫اون حتی به ما نگاه هم نمی‌کرد. 06:39.148 --> 06:41.484 ‫چیکار کردی که اینطوری راحت حرف بزنه، استیلواتر؟ 06:42.527 --> 06:45.696 ‫شاید یه داستان بتونه توضیحش بده. 06:46.447 --> 06:50.201 ‫من توی سطل کود 47تا کرم شمردم. 06:50.284 --> 06:54.247 ‫خوب شد گفتی، مارکوس. ‫به موقع اومدی. 06:54.330 --> 06:57.667 ‫من یه داستان دارم که فکر می‌کنم ‫همه‌تون دلتون بخواد بشنوین. 07:05.425 --> 07:10.555 ‫روزی روزگاری یه دسته ماهی بود که ‫همه کارها رو باهم انجام می‌دادن. 07:11.139 --> 07:15.476 ‫باهم زندگی می‌کردن، باهم غذا می‌خوردن، ‫باهم شنا می‌کردن. 07:16.227 --> 07:18.688 ‫همه‌شون به جز ماکوا. 07:18.771 --> 07:21.232 ‫اون هرگز با گروه شنا نمی‌کرد. 07:21.315 --> 07:25.445 ‫در حالی که ماهی‌های دیگه با نظم و ترتیب ‫باهم شنا می‌کردن، 07:25.528 --> 07:31.075 ‫اون زیگزاگی شنا می‌کرد ‫و هرطور که دوست داشت حرکت می‌کرد. 07:31.576 --> 07:35.163 ‫بقیه ماهی‌ها اینو درک نمی‌کردن. 07:35.246 --> 07:38.749 ‫هی ماکوا، ‫چرا تو مثل بقیه ما شنا نمی‌کنی؟ 07:39.333 --> 07:42.295 ‫نمی‌دونم. ‫بدنم ازم می‌خواد اینطوری شنا کنم. 07:55.933 --> 08:00.438 ‫یه روز، جریان آب اقیانوس ‫دسته ماهی رو 08:00.521 --> 08:03.357 ‫به داخل یه کشتی بزرگِ غرق شده برد. 08:12.909 --> 08:17.997 ‫ماهی‌ها کنار هم گیر کرده بودن ‫و مثل همیشه بصورت گروهی شنا می‌کردن. 08:18.581 --> 08:23.294 ‫ولی اینطوری فقط بیشتر سردرگم‌ شدن ‫و گیر کردن. 08:23.377 --> 08:26.297 ‫- وای نه. ‫- همه‌شون به جز ماکوا. 08:48.319 --> 08:49.946 ‫از این طرف؟ 08:55.326 --> 08:56.369 ‫ماکوا؟ 09:02.500 --> 09:04.585 ‫هی. ‫شما گیر کردین؟ 09:04.669 --> 09:08.798 ‫آره! ماکوا، چطوری رفتی بیرون؟ ‫رازت چیه؟ 09:08.881 --> 09:10.383 ‫فقط همینطوری شنا کردم. 09:10.466 --> 09:13.135 ‫بقیه ماهی‌ها یهو پی بردن 09:13.219 --> 09:18.558 ‫که نوع شنا کردن خاص ماکوا ‫اونو از کشتی خلاص کرده. 09:19.517 --> 09:22.019 ‫زود باشین، ماهی‌ها. ‫بیاین مثل ماکوا شنا کنیم. 09:22.603 --> 09:25.856 ‫اونا به شیوه‌ی خودشون زیگزاگی شنا کردن 09:26.440 --> 09:31.946 ‫تا اینکه بالاخره تک تکشون ‫تونستن از کشتی خارج بشن. 09:33.698 --> 09:34.865 ‫موفق شدیم! 09:36.826 --> 09:37.827 ‫بالاخره خلاص شدین! 09:39.579 --> 09:40.871 ‫از اون موقع به بعد، 09:40.955 --> 09:44.834 ‫وقتی ماکوا متفاوت شنا می‌کرد ‫اونو زیر سوال نمی‌بردن. 09:47.128 --> 09:52.717 ‫بعضی اوقات که از بقیه جدا می‌شد ‫بهش ملحق هم می‌شدن. 09:52.800 --> 09:53.801 ‫بیاین. 10:03.394 --> 10:07.523 ‫طرز فکر کردن منم فرق می‌کنه، ‫مثل همون ماهی‌ای که متفاوت شنا می‌کنه. 10:09.650 --> 10:13.529 ‫شاید بتونی بیشتر درباره طرز فکر کردنت ‫برامون تعریف کنی، مارکوس. 10:15.281 --> 10:20.077 ‫خیلی از چیزهایی که بقیه آدم‌ها رو اذیت نمی‌کنن ‫منو خیلی تحت فشار قرار میدن. 10:20.620 --> 10:25.082 ‫مثلا صداها می‌تونن خیلی برام بلند باشن ‫و رنگ‌ها خیلی می‌تونن روشن باشن، 10:25.166 --> 10:28.252 ‫و بوها می‌تونن خیلی شدید باشن. 10:32.006 --> 10:36.552 ‫وقتی حس می‌کنم زیاد تحت فشارم، ‫انگار آتیش‌بازی بزرگی توی مغزم در جریانه. 10:37.053 --> 10:39.013 ‫و می‌خوام فرار کنم. 10:40.890 --> 10:47.355 ‫ولی از خیلی چیزهای ‫طرز کار کردن مغزم هم خوشم میاد. 10:48.189 --> 10:51.651 ‫مثلا وقتی یه چیزی که خیلی دوست دارم ‫مثل حشرات رو پیدا می‌کنم، 10:52.193 --> 10:56.489 ‫همه‌چیز رو درباره‌شون یاد می‌گیرم. ‫و منظورم هرچی که باشه. 10:56.572 --> 10:59.659 ‫اینا چه قشنگن. ‫جزئیاتشون محشره. 10:59.742 --> 11:02.286 ‫ممنون. ‫من خیلی براشون وقت گذاشتم. 11:03.204 --> 11:06.415 ‫ببخشید که ازت انتظار داشتیم ‫همه کارها رو طوری که ما می‌خواستیم انجام بدی. 11:07.208 --> 11:09.543 ‫حالا درک می‌کنم که چرا تنهایی گذاشتی رفتی. 11:09.627 --> 11:12.755 ‫کاری هست که بخوای قبل از اومدن ‫پدر و مادرت انجام بدی، مارکوس؟ 11:12.838 --> 11:14.090 ‫این بار تو انتخاب کن. 11:15.383 --> 11:19.095 ‫می‌خوام برای سطل کود استیلواتر ‫کرم بیشتری پیدا کنم. 11:19.178 --> 11:20.805 ‫به نظر فکر بکری میاد. 11:22.431 --> 11:26.602 ‫خیلی از آدم‌ها نمی‌دونن که کرم‌ها ‫درواقع حشره نیستن. 11:26.686 --> 11:28.688 ‫ولی من هنوزم فکر می‌کنم باحالن. 11:29.605 --> 11:33.442 ‫بی‌صبرانه منتظرم تا به پدر و مادرم بگم که ‫امروز اولین دوست‌های واقعی‌ام رو پیدا کردم. 11:37.238 --> 11:40.908 ‫وای. ‫حتما دوست پیدا کردن واسه مارکوس خیلی سخته. 11:41.534 --> 11:43.953 ‫نمی‌دونستم که این ممکنه چقدر اذیتش کنه. 11:44.036 --> 11:46.914 ‫هر کدوم از ما به نوعی با بقیه فرق داریم، 11:47.623 --> 11:53.421 ‫ولی تنها وجه مشترک ما اینه که ‫همه‌مون نیاز به دوست داریم. 12:05.599 --> 12:10.896 ‫سلام، بچه‌ها. ‫به نظر میاد قراره پیاده‌روی قشنگی تا مدرسه باشه. 12:11.564 --> 12:13.357 ‫سلام، مایکل. ‫سلام، لیو. 12:14.316 --> 12:15.526 ‫خدانگهدار، استیلواتر. 12:16.318 --> 12:19.613 ‫خب مارکوس، امروز چه واقعیتی درباره حشرات برامون داری؟ 12:19.697 --> 12:23.701 ‫می‌دونستین که مورچه‌ها می‌تونن پنج هزار برابر ‫وزن خودشون رو حمل کنن؟ 12:23.784 --> 12:25.327 ‫نه بابا. چه قوی‌ان. 12:25.411 --> 12:27.079 ‫و اینم یه واقعیت دیگه. 12:27.163 --> 12:30.458 ‫مگس میوه اولین حیواناتی بودن که ‫به فضا فرستاده شدن. 12:30.541 --> 12:32.084 ‫روحمم خبر نداشت. 12:49.602 --> 12:53.147 ‫بیا. حالا دیگه دستمال گردن ‫پیشاهنگ پانداییت رو گرفتی. 12:54.982 --> 12:56.317 ‫ممنون، کارل. 12:56.817 --> 12:59.320 ‫واقعا که احساس رسمی بودن می‌کنم. 12:59.403 --> 13:02.156 ‫اولین ماجراجویی‌مون رو کجا بریم؟ 13:02.239 --> 13:03.949 ‫جنگل چطوره؟ 13:04.033 --> 13:07.453 ‫اونجا کلی کار میشه انجام داد. ‫مثلا پیاده‌روی در طبیعت. 13:07.536 --> 13:10.956 ‫- فکر عالی‌ایه، کو. ‫- سلام، استیلواتر. 13:11.040 --> 13:12.291 ‫سلام، استیلواتر. 13:12.374 --> 13:14.168 ‫سلام، مایکل. ‫سلام، ادی. 13:15.002 --> 13:16.086 ‫شال باحالیه. 13:16.170 --> 13:18.255 ‫یه شال نیست، مایکل. 13:18.339 --> 13:20.549 ‫دستمال گردن پیشاهنگ پانداییه. 13:20.633 --> 13:23.469 ‫من و کو جوخه‌ی خودمون رو تاسیس کردیم. 13:23.552 --> 13:27.973 ‫دوست داریم کاوش کنیم ‫و کلی ماجراجویی انجام بدیم. 13:28.057 --> 13:29.683 ‫شما هم به جمع ما می‌پیوندین؟ 13:30.267 --> 13:32.812 ‫- به نظر حال میده. خیلی هم دوست دارم. ‫- منم همینطور. 13:32.895 --> 13:36.357 ‫پس اول، باید باید سوگند پیشاهنگ پاندا ‫رو یاد بگیرین. 13:37.441 --> 13:39.360 ‫پیشاهنگ پانداها مهربونن. 13:39.443 --> 13:41.987 ‫پیشاهنگ پانداها بیرون کاوش می‌کنن. 13:42.071 --> 13:43.864 ‫همیشه آماده‌ی کمک کردن هستن. 13:44.990 --> 13:46.283 ‫حالا شما بگین. 13:47.076 --> 13:48.911 ‫- پیشاهنگ پانداها مهربونن. ‫- پیشاهنگ پانداها مهربونن. 13:48.911 --> 13:50.746 ‫- پیشاهنگ پانداها بیرون کاوش می‌کنن. ‫- پیشاهنگ پانداها بیرون کاوش می‌کنن. 13:50.830 --> 13:52.248 ‫- همیشه آماده‌ی کمک کردن هستن. ‫- همیشه آماده‌ی کمک کردن هستن. 13:52.331 --> 13:55.459 ‫خیلی‌خب. ‫شما هم مثل ما پیشاهنگ پاندا هستین. 13:55.543 --> 13:57.378 ‫حالا یونیفرم‌تون رو می‌گیرین. 13:58.003 --> 13:59.129 ‫ممنون، کو. 14:01.757 --> 14:03.050 ‫اینا عالی‌ان. 14:03.133 --> 14:05.386 ‫خب، قراره چه جور ماجراجویی‌هایی انجام بدیم؟ 14:05.469 --> 14:07.721 ‫قراره بریم نشان پیاده‌گردی‌مون رو بگیریم. 14:07.805 --> 14:10.474 ‫مثل پاداشی می‌مونه که به یونیفرم‌تون می‌زنین. 14:10.558 --> 14:13.602 ‫وای. ‫پیشاهنگ پاندا بودن هم کار مهمیه‌ها. 14:13.686 --> 14:15.938 ‫خیلی هم مهمه. 14:39.003 --> 14:40.087 ‫گوش کنین. 14:43.591 --> 14:45.926 ‫من که جز سکوت چیزی نمی‌شنوم. 14:46.552 --> 14:48.888 ‫آرامش‌بخشه. ‫خوشم میاد. 14:48.971 --> 14:50.890 ‫منم همینطور، ادی. 14:52.808 --> 14:55.352 ‫بیا، کو. ‫بریم جلوتر رو دیدبانی کنیم. 14:56.854 --> 14:59.023 ‫ما هم یکم دیگه بهتون می‌رسیم. 14:59.607 --> 15:01.400 ‫نگاه کن، کارل. ‫اینجا. 15:02.026 --> 15:03.903 ‫خیلی چیزها واسه دیدن هست. 15:03.903 --> 15:05.738 ‫من یه مسیر جدید پیدا کردم. 15:09.992 --> 15:13.913 ‫استیلواتر، مایکل، ادی، سریع بیاین! 15:14.872 --> 15:16.165 ‫بهتره بریم ببینیم چه خبره. 15:24.423 --> 15:26.258 ‫همه‌چیز روبراهه؟ 15:28.594 --> 15:30.137 ‫ما یه چیزی پیدا کردیم. 15:30.220 --> 15:34.016 ‫یه پرنده کوچولو روی زمین افتاده. ‫تکون نمی‌خوره. 15:34.099 --> 15:37.061 ‫کو، هیس! ‫شاید خواب باشه. 15:37.144 --> 15:39.021 ‫نباید بیدارش کنیم. 15:44.693 --> 15:47.071 ‫فکر نمی‌کنم اون پرنده خوابیده باشه. 15:47.154 --> 15:50.366 ‫خب، شاید مریض باشه. ‫میشه کمکش کنیم؟ 15:54.620 --> 15:58.082 ‫واقعا متاسفم، کارل ‫ولی نمی‌تونیم به این پرنده کمک کنیم. 15:58.749 --> 16:01.919 ‫چرا خب؟ ‫پیشاهنگ پانداها همیشه آماده‌ی کمک کردن هستن. 16:03.545 --> 16:05.589 ‫چون مرده نمی‌تونیم کمکش کنیم. 16:06.298 --> 16:08.676 ‫یعنی نه نفس می‌کشه، ‫نه تکون می‌خوره. 16:09.218 --> 16:10.886 ‫دیگه زنده نیست. 16:11.595 --> 16:12.596 ‫برای همیشه؟ 16:13.472 --> 16:14.974 ‫اوه، نگو که برای همیشه‌ست. 16:17.476 --> 16:21.313 ‫عمو، واقعا همینطوره؟ ‫نمیشه به عقب برش گردوند؟ 16:23.023 --> 16:26.735 ‫نه، کو. ‫نمی‌تونیم به عقب برش گردونیم. 16:27.695 --> 16:31.407 ‫ولی من نمی‌خوام مرده باشه. 16:33.158 --> 16:36.704 ‫عیب نداره که الان ناراحت باشین. 16:37.204 --> 16:38.747 ‫فکر می‌کنم همه‌مون ناراحتیم. 16:38.831 --> 16:41.041 ‫پرنده خیلی نازنینیـه. 16:41.125 --> 16:42.668 ‫به نظر عادلانه نمیاد. 16:44.128 --> 16:45.546 ‫بقیه پرنده‌ها. 16:46.046 --> 16:48.298 ‫اونا یه دوستشون رو از دست دادن، عمو. 16:48.882 --> 16:50.634 ‫براشون ناراحتم. 16:51.385 --> 16:54.388 ‫قلبت مهربونه که همچین حسی داری، کو. 16:55.723 --> 16:58.642 ‫همگی بیاین. ‫کنارم بشینین. 17:03.063 --> 17:05.399 ‫الان چه اتفاقی واسه پرنده می‌افته؟ 17:06.442 --> 17:10.904 ‫این پرنده یه زمانی به ما ‫موهبت آواز خوندن رو هدیه داده بود، 17:10.988 --> 17:16.326 ‫همه‌جا بذر ریخته بود تا گیاهان بتونن ‫به مکان‌های خیلی دور سفر کنن، 17:16.410 --> 17:20.622 ‫و حالا آخرین هدیه‌اش رو برای ما داره. 17:20.706 --> 17:26.420 ‫بدنش این جنگل و همه چیزهایی که بهش وابسته هستن ‫رو حفظ می‌کنه. 17:26.962 --> 17:32.468 ‫حشرات، گل‌ها و حشراتی چنان کوچیک ‫که حتی نمی‌تونین ببینینشون. 17:33.552 --> 17:36.805 ‫یه جورایی انگار همه‌چیز بهم وصله. 17:36.889 --> 17:38.807 ‫دقیقا، مایکل. 17:40.434 --> 17:41.560 ‫می‌دونین، 17:41.643 --> 17:47.274 ‫همه این سوالات ‫منو یاد یه داستان خیلی قدیمی انداختن. 17:47.357 --> 17:49.943 ‫مثلا یک میلیارد سال پیش؟ 17:51.695 --> 17:53.864 ‫شاید نه اونقدر. 17:54.740 --> 17:56.241 ‫براتون تعریف کنم؟ 17:58.118 --> 18:00.579 ‫روزی روزگاری شاگرد جوانی بود 18:00.662 --> 18:05.042 ‫که بیشتر از همه دوست داشت ‫از معلم داناش یاد بگیره. 18:06.043 --> 18:09.880 ‫اونا عصرهای دلپذیر زیادی رو ‫در کنار رودخانه گذروندن، 18:09.963 --> 18:12.925 ‫و درباره اسرار زندگی صحبت کردن. 18:13.801 --> 18:19.389 ‫در اون روز، شاگرد داشت ‫یکی از کارهای مورد علاقه‌ی دیگه‌اش رو انجام می‌داد، 18:19.473 --> 18:24.978 ‫ساختن مجسمه از گِل تازه‌ی بستر رودخانه. 18:26.146 --> 18:28.565 ‫ببینین من چی ساختم، استاد. 18:29.441 --> 18:32.486 ‫اون اینجا در رودخانه به دوستانش ملحق میشه. 18:33.654 --> 18:35.280 ‫بسیار خوبه، شاگرد من. 18:36.240 --> 18:38.951 ‫ولی یه چیزی هست که ذهنم رو مشغول کرده. 18:39.576 --> 18:42.162 ‫شاید بتونی با جواب دادن به یه سوال ‫بهم کمک کنی. 18:43.413 --> 18:44.915 ‫این چیه؟ 18:46.125 --> 18:47.417 ‫یه میمونه، استاد. 18:49.294 --> 18:50.712 ‫و این؟ 18:50.796 --> 18:52.464 ‫این یه روباهه. 18:56.677 --> 18:57.678 ‫و این؟ 18:58.971 --> 19:01.807 ‫مطمئنا خودتون این یکی رو می‌دونین، استاد. 19:01.890 --> 19:03.350 ‫یه فیله. 19:04.101 --> 19:06.603 ‫اینا اسم‌هایی هستن که ما روشون گذاشتیم. 19:06.687 --> 19:08.438 ‫ولی واقعا چی هستن؟ 19:10.107 --> 19:11.775 ‫گِل، استاد؟ 19:11.859 --> 19:13.485 ‫بله. 19:13.569 --> 19:18.157 ‫همه اینا به نظر متفاوت میان، ‫ولی همه‌شون هنوز گِل هستن. 19:18.991 --> 19:20.701 ‫دقیقا در اون لحظه، 19:20.784 --> 19:24.580 ‫اون دو نفر ‫غرش مهیبی از تپه بالای سرشون شنیدن... 19:25.539 --> 19:26.874 ‫اون پایین مراقب باشین! 19:27.833 --> 19:29.418 ‫- جابجا بشیم؟ ‫- سریع باشین، استاد! 19:29.418 --> 19:31.003 ‫من کمکتون می‌کنم. 19:37.050 --> 19:39.970 ‫شاگرد اون روز جون معلمش رو نجات داد، 19:40.053 --> 19:43.891 ‫ولی نتونست مجسمه‌های گِلی عزیزش رو نجات بده. 19:46.310 --> 19:47.519 ‫شرمنده. 19:48.937 --> 19:51.607 ‫دوستان بیچاره‌ام. ‫از بین رفتن. 19:53.108 --> 19:55.903 ‫من غمت رو می‌بینم، شاگرد جوان من. 19:56.612 --> 20:01.033 ‫احساسات مهمانان ما هستن ‫و از همه‌شون استقبال میشه. 20:02.159 --> 20:04.786 ‫ولی یه سوالی برام پیش اومده. 20:05.454 --> 20:08.707 ‫شاید بتونی با جواب دادن به یه سوال دیگه ‫بهم کمک کنی. 20:09.208 --> 20:11.084 ‫این چیه؟ 20:12.502 --> 20:15.464 ‫دیگه نمی‌فهمم. 20:15.547 --> 20:17.049 ‫له شده رفته. 20:25.849 --> 20:27.893 ‫گِل هست، استاد. 20:27.976 --> 20:29.394 ‫بله. 20:30.020 --> 20:36.735 ‫همون گِلی که باهاش میمون، روباه و فیل ساخته شده بودن. 20:37.945 --> 20:40.280 ‫گِل هنوز اینجاست. 20:40.364 --> 20:42.658 ‫توی دستم گرفتمش. 20:43.200 --> 20:47.871 ‫یعنی دوست‌هام هیچوقت واقعا از دنیا نمیرن. 20:50.666 --> 20:54.461 ‫حس می‌کنم که تو یه روزی ‫خیلی دانا میشی. 21:02.970 --> 21:07.474 ‫من غمگین بودن شاگرد ‫موقع له شدن حیوانات گِلیش رو درک می‌کنم. 21:08.016 --> 21:10.435 ‫مثل حسی که وقتی ما پرنده رو پیدا کردیم ‫بهمون دست داد. 21:10.519 --> 21:14.273 ‫ولی بعد اون پی برد که اگه همه‌شون ‫از یه چیز درست شدن، 21:14.356 --> 21:16.191 ‫هیچ کدومشون هیچوقت از دنیا نمیرن. 21:18.652 --> 21:21.780 ‫شکوفه‌ها پژمرده می‌شن، ‫برگ‌ها می‌ریزن، 21:22.322 --> 21:26.410 ‫ولی در بهار، طبیعت دوباره شکوفا میشه. 21:27.035 --> 21:31.540 ‫پایان یه چیز ممکنه دشوار باشه، ‫حتی غم‌انگیز باشه، 21:31.623 --> 21:35.544 ‫ولی یه چیز زیبا و جدید هم به ارمغان میاره. 21:35.627 --> 21:40.632 ‫روز سختی بوده، ‫ولی اینا درس‌های خوبی هستن. 21:40.716 --> 21:42.342 ‫الان کمتر غمگینم. 21:43.510 --> 21:48.098 ‫وقتی ماهی مایکل مرد رو یادمه. ‫براش مراسم خاکسپاری گرفتیم. 21:48.181 --> 21:51.518 ‫اون مراسم خاکسپاری چه حسی بهت داد، کارل؟ 21:51.601 --> 21:56.606 ‫غمگین بودیم، ولی بعد تونستیم ‫حرفای قشنگی در مورد گلدی بزنیم. 21:56.690 --> 21:58.317 ‫و اون حالم رو بهتر کرد. 21:58.400 --> 22:00.027 ‫در فرهنگ‌های زیادی، 22:00.110 --> 22:05.282 ‫مراسم گرفتن، راهی مهم برای ادای احترام ‫به کسی یا موجودی هست 22:05.365 --> 22:07.659 ‫که فوت کرده. 22:08.577 --> 22:12.080 ‫میشه واسه پرنده هم یکی بگیریم؟ ‫یه مراسم؟ 22:12.164 --> 22:13.874 ‫فکر عالی‌ایه، کارل. 22:21.757 --> 22:25.927 ‫من از این سنگ قبر خوشم میاد. ‫فکر می‌کنم پرنده هم دوستش داره. 22:27.262 --> 22:28.889 ‫خدانگهدار، دوست کوچولو. 22:28.972 --> 22:31.558 ‫بابت آوازخونی قشنگت ممنون. 22:32.100 --> 22:34.186 ‫بابت پَرهای رنگارنگت ممنونم. 22:35.812 --> 22:39.691 ‫ممنون که توی آسمون پرواز می‌کردی ‫و برای رشد کردن باغ‌هامون بذر پخش می‌کردی. 22:41.651 --> 22:44.821 ‫چنین لحظاتی هرگز راحت نیستن، 22:45.322 --> 22:48.408 .ولی خوشحالم که تونستیم با هم شریک بشیم 23:01.755 --> 23:04.174 ‫آفرین، پیشاهنگ پانداها. 23:04.257 --> 23:06.718 ‫امروز همه‌تون نشان پیاده‌گردی‌تون ‫رو به دست آوردین. 23:09.763 --> 23:11.306 ‫ممنون، استیلواتر. 23:11.390 --> 23:12.766 ‫یه چیز دیگه. 23:13.266 --> 23:17.229 ‫بابت همه سوالات ملاحظه‌گرانه ‫و اقدامات دلسوزانه‌تون، 23:17.938 --> 23:19.231 ‫یه نشان قلب می‌گیرین. 23:20.107 --> 23:22.442 ‫این مهم‌ترین نشان‌ـه. 23:22.984 --> 23:25.237 ‫می‌خوام برم به همه دوست‌هامون نشون بدم. 23:25.320 --> 23:26.613 ‫میشه منم باهات بیام؟ 23:27.280 --> 23:30.700 ‫اگه اشکالی نداشته باشه، عمو؟ ‫من به این افتخار می‌کنم. 23:32.119 --> 23:33.870 ‫معلومه که می‌تونی، کو. 23:33.954 --> 23:36.039 ‫من به همه‌تون افتخار می‌کنم. 23:37.541 --> 23:38.583 ‫من می‌برمتون. 23:39.084 --> 23:41.294 ‫باشه. بزن بریم! 23:43.422 --> 23:45.173 ‫یه سوالی برام پیش اومده. 23:46.591 --> 23:50.095 ‫شاگرد جوان توی داستانت، ‫خودت بودی؟ 23:50.178 --> 23:55.142 ‫خب، من گفتم که داستان برای خیلی وقت پیشه. 23:55.725 --> 23:57.018 ‫ولی نه اونقدر. 23:58.562 --> 24:01.314 ‫خداحافظ، پیشاهنگ پانداها. 24:01.398 --> 24:03.108 ‫- ممنون، استیلواتر. ‫- خدافظ، استیلواتر. 24:55.076 --> 25:00.081 www.Doostihaa.com 25:20.477 --> 25:23.897 ‫♪ با روحمون شناور بودیم بین درخت‌ها ♪ 25:25.065 --> 25:29.069 ‫♪ مثل موجودات، در اوج شادی بودیم ♪ ‫♪ و استرس‌هامون رو تخلیه می‌کردیم ♪ 25:29.152 --> 25:32.614 ‫♪ یا یه کوه و سبزی سرزنده‌اش ♪ 25:32.697 --> 25:38.662 ‫♪ یه رویای بی‌پایان ♪ 25:38.745 --> 25:41.081 ‫♪ یه ذره عسل پیدا کردم ♪ 25:41.706 --> 25:44.209 ‫♪ و حالا درونم یه کم شیرین‌تره ♪ 25:47.420 --> 25:50.298 ‫♪ یه کم خنده‌داره ♪ 25:50.382 --> 25:52.509 ‫♪ ولی حالا دنیا طرف منه ♪