WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:00.000 --> 00:02.880 ‫یه جیزی رو برداشتم که نباید برمی‌داشتم. ‫یه نامه‌ی خصوصی از هری رو کش رفتم. 00:02.920 --> 00:05.000 ‫این راز کوچولو بین خودمون بمونه. 00:05.040 --> 00:07.160 ‫شکایت‌هایی درباره‌ی این مدرسه به دستم رسیده، 00:07.200 --> 00:09.840 ‫- از طرف کی؟ ‫- این موضوع محرمانه‌ست، خانم. 00:09.880 --> 00:11.720 ‫آدمِ مناسبت بالاخره پیدا می‌شه، عزیزم. 00:11.760 --> 00:14.120 ‫جو که سر کاره، هری هم دانشگاه می‌ره، 00:14.160 --> 00:15.720 ‫اگه ازدواج نکنم چی‌کار کنم؟ 00:15.760 --> 00:18.240 ‫همش فکر می‌کنم اگه آزاد بودیم چه حسی داشت. 00:18.280 --> 00:19.480 ‫منم تصورش می‌کنم، بتسی. 00:19.520 --> 00:21.960 ‫کار این مدرسه تمومه. 00:22.000 --> 00:25.040 ‫دستِ بعدی برنده رو مشخص می‌کنه، ‫برنده همه‌چی رو می‌بره. 00:25.080 --> 00:26.640 ‫چی؟ فکر می‌کردم بردیم! 00:26.680 --> 00:29.960 ‫ای وای... تالار هاردیکر رو باختی. 00:30.460 --> 00:33.460 زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in 01:03.960 --> 01:05.520 ‫حیف شد واقعاً. 01:05.560 --> 01:09.120 ‫انصاف نیست یه آدم عوضی بتونه مدرسه رو تعطیل کنه. 01:09.160 --> 01:13.840 ‫آره، ولی الکی جو راه انداخته ‫و کشیش و هیئت‌مدیره رو پر کرده. 01:15.600 --> 01:18.040 ‫همه دلشون برای اینجا تنگ می‌شه. 01:18.080 --> 01:19.080 ‫از جمله خودِ من. 01:20.840 --> 01:22.480 ‫می‌دونم. 01:22.520 --> 01:24.800 ‫صبح بخیر، ماری، بتسی. 01:24.840 --> 01:29.120 ‫بانو اما، حالتون چطوره؟ ‫شنیدم میگرن گرفته بودید، ناراحت شدم. 01:29.160 --> 01:32.600 ‫- خداروشکر دیگه تموم شد. ‫- خداروشکر. 01:32.640 --> 01:34.840 ‫اومدم کتاب‌هام رو بردارم. 01:34.880 --> 01:38.160 ‫- فکر کنم اینا مال شما باشن. ‫- ممنون. 01:38.200 --> 01:42.440 ‫راستش می‌خواستم بابت کمک‌هاتون ‫توی کلاس‌ها تشکر کنم، 01:42.480 --> 01:44.600 ‫هم برای من خیلی ارزش داشت، هم برای خانم‌ها. 01:44.640 --> 01:47.920 ‫کاش مگی رو می‌دیدید، چقدر قشنگ روخونی کرد! 01:47.960 --> 01:49.560 ‫خوشحالم این رو می‌شنوم. 01:52.400 --> 01:54.640 ‫خب... راستش... 01:54.680 --> 01:57.080 ‫من... من... 01:59.160 --> 02:02.040 ‫از درس دادن خیلی لذت می‌برم، 02:02.080 --> 02:04.600 ‫و متأسفم که کار به اینجا کشید. 02:04.640 --> 02:06.240 ‫آره. 02:06.280 --> 02:09.920 ‫آره، وقتی اون رو دیدم خونم به جوش اومد، ‫[انتخابات هیئت مدیره‌ی مدرسه] 02:09.960 --> 02:11.680 ‫دلم می‌خواد حرفم رو بزنم، 02:11.720 --> 02:14.360 ‫بهشون بگم درس و مشق فقط مال بچه‌ها نیست. 02:14.400 --> 02:17.560 ‫چرا بزرگ‌ترهایی که جا موندن ‫نباید همین فرصت رو داشته باشن؟ 02:17.600 --> 02:19.400 ‫شاید واقعاً باید حرفت رو بزنی. 02:19.440 --> 02:22.080 ‫هر کسی می‌تونه کاندید بشه. 02:22.120 --> 02:23.760 ‫حتی یه زن؟ 02:25.320 --> 02:27.360 ‫حتی یه زن. 02:38.000 --> 02:40.640 ‫- صبح بخیر. ‫- بانو هانسن. 02:40.680 --> 02:43.040 ‫خیلی خوش اومدید. 02:43.080 --> 02:47.560 ‫می‌خوام با خانم هاردیکر و مادرش صحبت کنم. 02:48.840 --> 02:51.960 ‫بانو هانسن، چه سعادتی! 02:52.000 --> 02:56.000 ‫- چه کمکی می‌تونم بهتون بکنم؟ ‫- اومدم طلبم رو بگیرم. 02:57.160 --> 03:00.600 ‫ببخشید، متوجه نمی‌شم. 03:00.640 --> 03:02.080 ‫بگو واقعیت نداره، «ما». 03:02.120 --> 03:03.800 ‫بگو سرِ خونه شرط‌بندی نکردی! 03:03.840 --> 03:06.080 ‫شرط‌ها بالا بود، باید ضمانت می‌ذاشتیم. 03:06.120 --> 03:08.960 ‫آخه عقلت کجا رفته بود؟ زده به سرت؟ 03:09.000 --> 03:11.760 ‫- من خوب می‌دونم چطور این اتفاق افتاده. ‫- خب، بگو ببینم! 03:11.800 --> 03:14.960 ‫می‌خواستی به این افاده‌ای‌ها نشون بدی ‫کی از همه زرنگ‌تره، 03:15.000 --> 03:17.200 ‫مطمئن هم بودی که می‌بری، 03:17.240 --> 03:18.840 ‫واسه همین وقتی ورق برگشت، 03:18.880 --> 03:20.960 ‫غرور بی‌جات نذاشت کوتاه بیای، 03:21.000 --> 03:23.240 ‫حتی به قیمت نابود کردنِ کل خونواده! 03:23.280 --> 03:26.280 ‫- که اینطور؟ ‫- اعتراف کن، «ما»، بهت رودست زدن! 03:27.320 --> 03:29.600 ‫نبینم بدونِ من باهاش حرف بزنی! 03:31.240 --> 03:35.880 ‫می‌بینم که در جریان باختِ فاجعه‌بارتون 03:35.920 --> 03:38.280 ‫سر میز شرط‌بندی هستید، خانم هاردیکر. 03:39.600 --> 03:44.280 ‫مادرم واقعاً بی‌عقلی کرده، این قضیه... 03:44.320 --> 03:46.240 ‫واقعاً شوکه‌کننده بود. 03:46.280 --> 03:49.960 ‫عواقبش برای خونواده‌تون خیلی سنگینه. 03:50.000 --> 03:54.400 ‫بله، واسه همین امیدوار بودم با توجه به شرایط، 03:54.440 --> 03:57.520 ‫و اینکه این فقط یه بازی دوستانه بین چند تا بانو بوده 03:57.560 --> 04:00.600 ‫و برای بهتر شدن روابط خونواده‌هامونه، ‫یه جوری با هم کنار بیایم. 04:01.760 --> 04:04.560 ‫- بدهی رو ببخشم؟ ‫- بله. 04:04.600 --> 04:05.720 ‫ابداً. 04:05.760 --> 04:13.320 ‫برام عجیبه که فکر می‌کنید ‫شرافت و قول‌وقرار بین زن‌ها انقدر آبکیه. 04:13.360 --> 04:17.800 ‫معلومه که این‌طور نیست، ‫من دارم از... گذشت و انسانیت حرف می‌زنم. 04:17.840 --> 04:20.720 ‫قوانین رو من تعیین نکردم، خانم هاردیکر. 04:20.760 --> 04:22.520 ‫نه، ولی لازم بود زیر پا بذاریدشون! 04:22.560 --> 04:26.720 ‫- جفتمون می‌خواستیم ببریم. ‫- چی داری می‌گی، «ما»؟ 04:31.920 --> 04:34.880 ‫سفته‌تون. 04:40.480 --> 04:42.000 ‫سندِ خونه. 04:45.000 --> 04:47.480 ‫اها. 04:47.520 --> 04:49.320 ‫اصلاً هم پشیمون نیستی. 04:49.360 --> 04:52.680 ‫خونواده‌ی شما داشتن توی توهم زندگی می‌کردن، 04:52.720 --> 04:54.960 ‫باید این حباب شکسته می‌شد. 04:55.000 --> 04:56.400 ‫چه توهمی مثلاً؟ 04:56.440 --> 05:00.040 ‫اینکه پولِ بادآورده با خودش اصالت میاره، 05:00.080 --> 05:06.640 ‫در صورتی که اصالت به نسل‌ها خون پاک ‫و تربیت خانوادگی نیاز داره، 05:06.680 --> 05:11.720 ‫ویژگی‌هایی که خونواده‌هایی ‫که نسل‌اندرنسل ماهی پاک می‌کردن، 05:11.760 --> 05:13.520 ‫عمراً خوابش رو هم نمی‌بینن. 05:13.560 --> 05:16.040 ‫بفرما، کینه و عقده‌ت زد بالا! 05:16.080 --> 05:19.840 ‫ایملدا تله گذاشته بود تا حتماً ببازیم. 05:19.880 --> 05:22.120 ‫مار هفت‌خطیه، ماری. 05:22.160 --> 05:23.840 ‫هوم. 05:23.880 --> 05:26.400 ‫می‌دونی، آدم‌هایی مثل شماها خیلی دوروان، 05:26.440 --> 05:28.680 ‫از فقرا و کارگرها بدتون میاد، 05:28.720 --> 05:31.440 ‫ولی زندگی خودتون لنگِ ماست. 05:31.480 --> 05:34.880 ‫نه اصلاً، اشتباه متوجه شدی، 05:34.920 --> 05:38.680 ‫من یه ماهی‌فروش ماهر رو تحسین می‌کنم، 05:38.720 --> 05:42.240 ‫درست مثل یه دودکش‌پاک‌کن خوب. 05:42.280 --> 05:46.920 ‫اگه توی جایگاه خودتون می‌موندید، ‫هیچ‌کدوم از این بلاها سرتون نمی‌اومد. 05:46.960 --> 05:51.880 ‫نه، نه، ما زندگی داریم، نه یه جایگاه! 05:51.920 --> 05:57.760 ‫دقیقاً همین طرز فکرتونه ‫که باعث میشه یه خطر برای جامعه به حساب بیاید. 05:57.800 --> 06:02.960 ‫من از همون اول هم فهمیده بودم خونواده‌تون... 06:03.000 --> 06:05.200 ‫چه بلندپروازی‌های خطرناکی داره. 06:08.440 --> 06:11.080 ‫انجمن ملی حراست... 06:11.120 --> 06:14.240 ‫- کارِ تو بود! ‫- هوم. 06:14.280 --> 06:19.320 ‫آقای بالفور خیلی سریع نگرانیم رو درک کرد. 06:19.360 --> 06:23.280 ‫همین الان از خونه‌ی من برو بیرون. 06:24.520 --> 06:28.360 ‫ولی اینجا دیگه خونه‌ی شما نیست، درسته؟ 06:35.120 --> 06:37.040 ‫بهتره یه نگاه به سند بندازی. 06:46.800 --> 06:49.560 ‫کلبه‌ی فور ویندز؟ 06:51.200 --> 06:54.480 ‫من رو چی فرض کردی؟ ‫تو تالار رو شرط بستی! 06:54.520 --> 06:58.680 ‫من سرِ خونه‌مون توی یورکشایر شرط بستم، ‫مسئله اینجاست که ما دو تا خونه داریم 06:58.720 --> 07:01.360 ‫تالار هاردیکر و کلبه‌ی فور ویندز، 07:01.400 --> 07:02.960 ‫خونه‌ی قدیمیمون توی روستا. 07:03.000 --> 07:04.640 ‫ولی می‌تونی به خواهران دوون بگی 07:04.680 --> 07:07.160 ‫که از کلبه خیلی خوب نگهداری شده، 07:07.200 --> 07:12.040 ‫مستأجرهاش هم قرارداد دارن... ‫مادام‌العمر! 07:17.520 --> 07:19.440 ‫درِب خروج اونجاست. 07:20.640 --> 07:22.200 ‫روز خوش. 07:31.280 --> 07:34.160 ‫وای، خدایا! 07:35.480 --> 07:37.720 ‫می‌تونستی بگی از اولش نقشه داشتی! 07:37.760 --> 07:40.160 ‫خب علیاحضرت باید فکر می‌کرد باختیم 07:40.200 --> 07:41.480 ‫تا خودِ واقعیش رو نشون بده. 07:41.520 --> 07:46.360 ‫تازه، بعد از اون حمله‌ی بی‌دلیلت، ‫اصلاً حوصله نداشتم. 07:46.400 --> 07:49.200 ‫بی‌دلیل؟! 07:57.600 --> 07:59.840 ‫فقط قیافه‌ش! 08:18.200 --> 08:20.400 ‫از این طرف، لطفاً. 08:20.440 --> 08:21.880 ‫چه خبره؟ 08:21.920 --> 08:23.520 ‫یه نامه پیدا کردم. 08:25.760 --> 08:27.680 ‫یعنی از طرف کیه؟ 08:29.840 --> 08:31.320 ‫آقای کالدول. 08:33.280 --> 08:35.160 ‫بگو چی شده دیگه! 08:35.200 --> 08:38.160 ‫دعوت شدم آکسفورد واسه مصاحبه‌ی ورودی! 08:38.200 --> 08:40.440 ‫آفرین، هری، واقعاً حقت بود! 08:40.480 --> 08:43.520 ‫- باورم نمی‌شه! ‫- قضیه چیه؟ 08:43.560 --> 08:46.400 ‫از طرف استاد قدیمی آقای لوئیس توی کالج پمبروکه. 08:46.440 --> 08:49.520 ‫خب: «آقای هاردیکر عزیز، 08:49.560 --> 08:54.240 ‫خواندن مقاله‌های پرشور و استدلال‌های محکم شما ‫بسیار لذت‌بخش بود. 08:54.280 --> 08:56.840 ‫باور آقای لوئیس به نبوغ و نوآوری ذهن شما 08:56.880 --> 08:58.360 ‫در کارهاتون کاملاً به اثبات رسید، 08:58.400 --> 09:00.040 ‫و صمیمانه از شما دعوت می‌کنم 09:00.080 --> 09:02.720 ‫برای مصاحبه‌ی پذیرش در کالج پمبروک به آکسفورد بیایید.» 09:02.760 --> 09:06.840 ‫وای عزیزم، چه خبر فوق‌العاده‌ای! آفرین! 09:06.880 --> 09:08.960 ‫تبریک می‌گم، پسرم. 09:09.000 --> 09:10.520 ‫همه‌ش رو مدیون آقای لوئیسم. 09:10.560 --> 09:13.000 ‫چرت نگو، زحمت خودت بوده، هری. 09:17.040 --> 09:18.680 ‫اینا رو تو از لایزا خواستی بکشه؟ 09:18.720 --> 09:22.280 ‫- نه، ولی قشنگن، مگه نه؟ ‫- آره. 09:23.720 --> 09:26.040 ‫ذهن خلاقی داره. 09:26.080 --> 09:28.640 ‫نگرانشم، سم. 09:28.680 --> 09:30.400 ‫دل‌شکستگیش رو فراموش می‌کنه. 09:30.440 --> 09:33.080 ‫نه، بحث از دست دادن اون عوضی نیست، 09:33.120 --> 09:35.080 ‫بیشتر به‌خاطر خلائیه که بعد از رفتنش حس می‌کنه. 09:35.120 --> 09:36.520 ‫اینکه خواستگار دیگه‌ای نداره؟ 09:36.560 --> 09:38.880 ‫ماری، اون از همه‌ی اون آدم‌های آویزون بدش می‌اومد. 09:38.920 --> 09:41.280 ‫آره، همین‌طوره، 09:41.320 --> 09:43.520 ‫ولی داره برادرهاش رو می‌بینه، 09:43.560 --> 09:45.800 ‫می‌بینه هرکدوم سرگرم کار و هدف خودشونن 09:45.840 --> 09:48.400 ‫و اونم دلش یه هدف توی زندگی می‌خواد. 09:50.000 --> 09:54.760 ‫هوم، فقط باید از استعدادهاش درست استفاده کنه. 09:59.040 --> 10:03.440 ‫این تابلوها رو کجا بذارم، قربان؟ ‫بفرستمشون مغازه؟ 10:04.520 --> 10:06.680 ‫فعلاً بذاریدشون توی اتاق کار، خانم درایتون. 10:06.720 --> 10:07.880 ‫لایزا این دور و براست؟ 10:07.920 --> 10:10.600 ‫- فکر کنم بالا باشن، قربان. ‫- ممنون. 10:14.200 --> 10:16.160 ‫تق‌تق! شنیدم دنبالم می‌گشتی. 10:16.200 --> 10:18.120 ‫لایزا، بیا تو، بشین. 10:19.280 --> 10:21.240 ‫اون تابلوها رو برای جشن برداشت محصول کشیدم. 10:21.280 --> 10:22.600 ‫می‌دونم، 10:22.640 --> 10:24.200 ‫خیلی ازشون خوشم اومد. 10:25.440 --> 10:27.360 ‫اینا چطور؟ 10:27.400 --> 10:29.840 ‫اینا فقط چند تا ایده برای قوطی‌های کنسروه. 10:31.600 --> 10:33.680 ‫مرباهای «ما» روی هوا دارن فروش می‌رن. 10:33.720 --> 10:36.840 ‫آره واقعاً! چند روزه یه بند داره پز می‌ده. 10:36.880 --> 10:40.480 ‫یه بخشیش هم هنرِ توئه، ‫برندِ خودمون خیلی محبوب شده. 10:40.520 --> 10:43.160 ‫خب، شاید بتونیم بقیه‌ی جنس‌ها رو هم همین‌طوری بفروشیم. 10:43.200 --> 10:45.080 ‫حرف درستیه، 10:45.120 --> 10:46.920 ‫ولی بسته‌بندی کار می‌بره، 10:46.960 --> 10:49.360 ‫- چرا باید به خودمون زحمت بدیم؟ ‫- برای اینکه واسطه‌ها حذف بشن، 10:49.400 --> 10:52.920 ‫از کجا معلوم جنس آشغال به خوردمون نده؟ 10:52.960 --> 10:55.920 ‫حداقل اگه با برند خودمون باشه، ‫خیالمون از کیفیتش راحته. 10:58.160 --> 11:00.760 ‫خب قضیه چیه بابا؟ ‫چرا اینا رو از من می‌پرسی؟ 11:00.800 --> 11:03.760 ‫دارم ایده‌های تازه رو بررسی می‌کنم ‫تا کارمون رو گسترش بدیم. 11:05.920 --> 11:07.440 ‫بعد از ایده‌های من خوشت اومده؟ 11:07.480 --> 11:09.040 ‫آره، خیلی خوشم اومده. 11:09.080 --> 11:12.080 ‫وای، ایول! 11:12.120 --> 11:14.600 ‫- بذار این یکی رو هم نشونت بدم. ‫- اوهوم. 11:23.080 --> 11:25.440 ‫آرتورِ عزیزم، 11:25.480 --> 11:30.040 ‫من اخیراً خیلی دلم می‌خواد باهات صمیمی‌تر باشم. 11:42.960 --> 11:46.520 ‫- خب، تیم‌ها مثل دفعه‌ی قبل باشن. ‫- دخترا علیه پسرا. 11:47.800 --> 11:50.560 ‫این مصاحبه‌ی آکسفورد حسابی نگرانم کرده، 11:50.600 --> 11:52.920 ‫آخه چطوری براش آماده بشم، آرتور؟ 11:52.960 --> 11:55.720 ‫- نوبت توئه، هری. ‫- آقای کالدول ممکنه هر چیزی بپرسه. 11:55.760 --> 11:56.760 ‫نگران نباش، 11:56.800 --> 11:59.960 ‫احتمال اینکه کالدول بپرسه گوشت خوک بهتره یا گوساله، 12:00.000 --> 12:02.040 ‫خیلی بیشتر از اینه که بپرسه هملت بهتره یا اتلو! 12:02.080 --> 12:03.480 ‫هری، ضربه‌ت رو بزن. 12:03.520 --> 12:05.280 ‫شبیه مصاحبه‌ی خودم توی کمبریجه، 12:05.320 --> 12:07.480 ‫با یه استادِ عجیب‌وغریب افتاده بودم 12:07.520 --> 12:10.440 ‫که کل طول مصاحبه وسواسی مگس می‌کشت! 12:10.480 --> 12:12.040 ‫خب، بازی می‌کنیم یا نه؟ 12:12.080 --> 12:14.600 ‫آخه همه که خاطرات عجیب‌وغریب از مصاحبه ندارن. 12:14.640 --> 12:17.320 ‫- اتفاقاً من یکی دارم! ‫- تعریف کن ببینیم. 12:18.400 --> 12:20.640 ‫خب، مصاحبه که نبود دقیقاً، 12:20.680 --> 12:23.200 ‫فقط با بابام بود، ولی... 12:23.240 --> 12:25.560 ‫از ایده‌م برای برند هاردیکر خوشش اومد، 12:25.600 --> 12:29.000 ‫- همین‌طور از طرح‌هایی که زده بودم. ‫- لایزا، این فوق‌العاده‌ست! 12:29.040 --> 12:30.760 ‫البته اصلاً تعجب نکردم. 12:32.240 --> 12:35.920 ‫شوخی می‌کنی؟ چرا بابا باید درباره‌ی کار با تو حرف بزنه؟ 12:37.880 --> 12:41.160 ‫تقصیر من چیه؟ ‫خودمم به اندازه‌ی تو جا خوردم. 12:41.200 --> 12:43.960 ‫نه، فقط حس می‌کنم... 12:44.000 --> 12:46.960 ‫منم باید یه نقشی می‌داشتم، همین. 12:48.920 --> 12:51.360 ‫بانو اما می‌گه زن‌ها هم می‌تونن کاندید بشن. 12:51.400 --> 12:53.560 ‫ماری، باید اون ماجرا رو فراموش کنی و بی‌خیال بشی. 12:53.600 --> 12:55.520 ‫این دقیقاً همون بی‌خیال شدنه. 12:55.560 --> 12:58.680 ‫- با کاندید شدن توی انجمن مدرسه؟ ‫- آره، جایی که همه‌چیز رو تعیین می‌کنن. 12:58.720 --> 13:00.960 ‫چرا می‌خوای الکی برای خودت دردسر درست کنی؟ 13:01.000 --> 13:04.800 ‫سم، اگه خودمون از نیازهای جامعه‌مون دفاع نکنیم، ‫کی این کار رو می‌کنه؟ 13:09.160 --> 13:12.200 ‫ببخشید، بانو هانسن برگشتن. 13:12.240 --> 13:14.040 ‫- چی؟ ‫- فکر کنم معلومه که سرمون شلوغه! 13:14.080 --> 13:16.040 ‫گفت این دفعه واسه چی اومده؟ 13:16.080 --> 13:19.160 ‫ظاهراً کار فوری‌ای دارن. 13:24.360 --> 13:27.400 ‫سرمون شلوغه، بانو هانسن، ‫اگه ممکنه زودتر برید سر اصل مطلب. 13:27.440 --> 13:30.280 ‫یه نامه‌ی رسواکننده به دستم رسیده، 13:30.320 --> 13:33.800 ‫در مورد همه یه سری اسرار توش هست. 13:33.840 --> 13:35.440 ‫به ما چه ربطی داره؟ 13:35.480 --> 13:38.360 ‫پسر کوچیک‌تون اون رو نوشته. 13:38.400 --> 13:40.680 ‫چطور جرئت می‌کنی به هری تهمت بزنی؟ 13:40.720 --> 13:42.280 ‫خب، نشونش بده ببینیم. 13:43.280 --> 13:45.360 ‫نامه توی جای امنیه. 13:45.400 --> 13:48.240 ‫فکر کنم حرف دیگه‌ای نمونده باشه، البته دوباره! 13:48.280 --> 13:51.640 ‫بذارید پسرتون تأیید یا تکذیبش کنه. 13:55.040 --> 13:57.560 ‫بیزلی، لطفاً برو هری رو صدا کن. 13:59.160 --> 14:01.880 ‫قبل از اینکه از این خونه پات رو بذاری بیرون، ‫باید از پسرم عذرخواهی کنی. 14:01.920 --> 14:03.560 ‫خواهیم دید. 14:11.280 --> 14:14.560 ‫ببخشید، پسرم، ولی بانو هانسن ادعا می‌کنه 14:14.600 --> 14:17.480 ‫که تو یه سری اسرار رو توی یه نامه نوشتی. 14:18.680 --> 14:20.880 ‫چطور به دست شما رسیده؟ 14:20.920 --> 14:23.680 ‫به نظرم این موضوع ربطی به ماجرا نداره. 14:25.040 --> 14:27.440 ‫نامه رو برای کی نوشتی، پسرم؟ 14:32.880 --> 14:34.400 ‫آقای لوئیس. 14:34.440 --> 14:37.080 ‫خب، پس یه جور تکلیف درسی بوده؟ 14:37.120 --> 14:40.320 ‫باید بدونیم تا سر دربیاریم چی شده، عزیزم. 14:41.480 --> 14:46.160 ‫یه نامه‌ی شخصی بود... ‫برای تشکر کردن. 14:46.200 --> 14:52.000 ‫بیشتر شبیه درد و دل و برملا کردن اسرار همه بود، 14:52.040 --> 14:54.840 ‫نامه بوی عطر تو رو می‌ده. 14:54.880 --> 14:56.720 ‫شما حق نداشتید بدزدیدش! 14:56.760 --> 15:00.520 ‫تو هم نباید انقدر در مورد آدم‌های دیگه دهن‌لق باشی. 15:00.560 --> 15:03.680 ‫این نقضِ آشکار قانونه! 15:03.720 --> 15:05.800 ‫- کافیه! ‫- هری... 15:05.840 --> 15:08.560 ‫بیا... با من بیا. 15:10.240 --> 15:12.000 ‫چیزی نیست. 15:19.840 --> 15:22.480 ‫دقیقاً چی می‌خوای؟ 15:24.400 --> 15:29.720 ‫اینکه خونواده‌تون برای همیشه این خونه رو ترک کنن. 15:29.760 --> 15:33.360 ‫اگه قبول نکنید، نامه رو می‌دم دست قاضی 15:33.400 --> 15:36.240 ‫تا قانون مسیر خودش رو بره. 15:36.280 --> 15:38.040 ‫حاضری با یه نامه‌ی خصوصی... 15:38.080 --> 15:41.720 ‫از یه پسر سردرگم ۱۸ ساله به دادگاه بکشونیش؟ 15:46.080 --> 15:48.640 ‫چاره‌ی دیگه‌ای برام نذاشتید. 15:57.800 --> 16:02.400 ‫یه جوری نامه‌ی من افتاده دست بانو هانسن، ‫همونی که گم شده بود. 16:02.440 --> 16:05.320 ‫- لیست کتاب‌ها؟ ‫- آره. 16:05.360 --> 16:08.960 ‫فقط، همه‌چیز رو بهت نگفته بودم، آرتور. 16:11.400 --> 16:15.360 ‫راستش بیشتر... شخصی بود. 16:16.960 --> 16:21.000 ‫می‌خواستم بابت همه‌ی چیزهایی ‫که بهم یاد دادی تشکر کنم و خب... 16:25.280 --> 16:26.800 ‫ادامه بده. 16:28.280 --> 16:33.160 ‫بانو هانسن خیلی حقه‌بازه، اصلاً نمی‌دونم ‫چطور به دستش رسیده. 16:33.200 --> 16:35.320 ‫فکر می‌کنی توی این خونه جاسوس داره؟ 16:35.360 --> 16:37.280 ‫لطفاً بگو توی اون نامه چی نوشتی، هری. 16:42.480 --> 16:44.280 ‫قضاوتت نمی‌کنم، 16:45.880 --> 16:48.880 ‫ولی متن اون نامه ممکنه خیلی تعیین‌کننده باشه. 16:51.080 --> 16:52.920 ‫ناراحتی‌هام رو گفتم... 16:52.960 --> 16:54.720 ‫نسبت به چی؟ 16:58.360 --> 16:59.600 ‫آدم‌های توی خونه. 17:03.120 --> 17:06.320 ‫یعنی واقعاً تهدیدش رو عملی می‌کنه؟ 17:06.360 --> 17:08.440 ‫توی چشم‌های اون زن جنون موج می‌زد، 17:08.480 --> 17:10.040 ‫معلومه که پاش برسه عملیش می‌کنه. 17:10.080 --> 17:13.080 ‫ببین، خونواده‌ی ما روزهای سخت زیادی رو پشت سر گذاشته، 17:13.120 --> 17:15.600 ‫یه جوری این یکی رو هم از سر می‌گذرونیم. 17:15.640 --> 17:19.160 ‫آره، ولی هری چی؟ ‫ماری، اون کم‌سن و حساسه، 17:19.200 --> 17:21.920 ‫اگه پای قانون بیاد وسط، ‫معلوم نیست چه بلایی سرمون بیاد. 17:21.960 --> 17:24.280 ‫- این پسر پیش خودش چی فکر کرده؟ ‫- فکر نکرده بوده، سم، 17:24.320 --> 17:26.720 ‫از روی احساساتش عمل کرده، عزیزم. 17:26.760 --> 17:29.640 ‫بعید نیست خودِ ایملدا نامه رو عطر زده باشه. 17:29.680 --> 17:31.640 ‫شرط می‌بندم یه نامه‌ی درد دل و تشکر بوده 17:31.680 --> 17:32.840 ‫که توی ذهنش زیادی شلوغش کرده، 17:32.880 --> 17:34.640 ‫از بس شعر می‌خونه این‌طوری شده. 17:34.680 --> 17:36.920 ‫- تو رو خدا! ‫- تو رو خدا چی؟ 17:36.960 --> 17:38.920 ‫با نامه‌ی به آقای لوئیس آبروی همه رو به خطر انداخته. 17:40.680 --> 17:43.120 ‫بفرما، بالاخره گفتیم. 17:43.160 --> 17:45.400 ‫زمین هم از حرکت واینستاد. 17:47.200 --> 17:49.400 ‫- باید یه هوایی بخورم. ‫- نه، 17:49.440 --> 17:52.880 ‫جفت‌تون باید فکرتون رو جمع‌وجور کنید. 17:52.920 --> 17:55.760 ‫ایملدا رسماً به خونواده‌مون اعلان جنگ کرده، 17:55.800 --> 17:59.240 ‫ما هم باید یه نقشه بکشیم ‫تا هری‌مون نیفته گوشه‌ی زندان. 18:12.040 --> 18:16.800 ‫قصد دارم فوراً برم آقا، ‫این‌طوری هم به نفع خودمه هم هری. 18:16.840 --> 18:20.880 ‫- باید تا می‌تونیم این قضیه رو مدیریت کنیم. ‫- واقعاً نظرت چیه؟ 18:20.920 --> 18:22.760 ‫اون نامه چقدر می‌تونه خطرناک باشه؟ 18:22.800 --> 18:25.800 ‫از نظر قانونی، همه‌چیز به برداشت قاضی بستگی داره، 18:25.840 --> 18:29.680 ‫بعضی از قاضی‌ها به این پرونده‌ها ورود می‌کنن ‫و بعضی‌ها ازش فاصله می‌گیرن. 18:29.720 --> 18:31.720 ‫پس پای شانس هم در میونه. 18:31.760 --> 18:34.120 ‫چه کسانی می‌تونن روشون تاثیر بذارن؟ 18:34.160 --> 18:37.120 ‫- آدم‌هایی مثل بانو هانسن؟ ‫- دقیقاً. 18:37.160 --> 18:41.040 ‫حتی یه قاضی شریف هم ممکنه تحت فشار قرار بگیره اگه... 18:41.080 --> 18:43.760 ‫آدم‌های بانفوذ صداشون دربیاد. 18:46.600 --> 18:48.880 ‫در جریان پرونده‌ی اسکار وایلد که هستید؟ 18:51.000 --> 18:55.120 ‫قوانین جدید با کوچک‌ترین ایما و اشاره‌ای ‫می‌تونن حکم پیگرد قانونی بدن. 19:01.400 --> 19:04.960 ‫بالاخره هاردیکرها رفتنی شدن. 19:05.000 --> 19:09.040 ‫هیچ رسوایی‌ای بالاتر از قانون نیست. 19:09.080 --> 19:12.200 ‫داری معماطور حرف می‌زنی مامان، ‫چه رسوایی‌ای؟ 19:12.240 --> 19:15.760 ‫هری هاردیکر. نامه‌ش رو خوندم. 19:15.800 --> 19:22.080 ‫کی فکرش رو می‌کرد این‌همه از اسرار کاری ‫خانواده‌شون خبر داشته باشه و دهن لق باشه؟ 19:22.120 --> 19:25.560 ‫تو نمی‌تونستی نامه‌ش رو بخونی، سوزوندیش! 19:25.600 --> 19:27.960 ‫پاکت‌نامه رو سوزوندم، عزیزم، 19:28.000 --> 19:30.760 ‫نه اون نامه‌ی زننده‌ی داخلش رو. 19:30.800 --> 19:33.680 ‫لطفاً یکی بگه اینجا چه خبره؟ 19:34.840 --> 19:37.160 ‫من نامه‌ی خصوصی هری رو کش رفتم، 19:37.200 --> 19:40.400 ‫عذاب وجدان داشتم، واسه همین نخوندمش، 19:40.440 --> 19:44.240 ‫وقتی به مادربزرگ اعتراف کردم، ‫پیشنهاد داد از بین ببریمش 19:44.280 --> 19:46.080 ‫تا دست نااهل نیفته. 19:46.120 --> 19:48.920 ‫دقیقاً، افتاد دست خودم. 19:52.760 --> 19:54.520 ‫من بهت اعتماد کرده بودم. 20:05.000 --> 20:09.280 ‫یه نامه‌ی دزدی ممکنه آدلا رو با اتهام سرقت روبه‌رو کنه. 20:09.320 --> 20:12.600 ‫کارش کاملاً موجه بود، 20:12.640 --> 20:16.720 ‫اونم با توجه به محتوای محرمانه‌ی اون نامه. 20:18.280 --> 20:22.120 ‫مامان، فکر کنم آبروی خودمون هم به باد بره، 20:22.160 --> 20:25.560 ‫ما با هاردیکرها رفت‌وآمد داریم. 20:25.600 --> 20:29.320 ‫اصلاً سر درنمیارم چی باعث شد انقدر تند بری. 20:29.360 --> 20:35.080 ‫شرف و آبرو اِما. آبروی خونواده. 20:45.600 --> 20:48.920 ‫- خوبی، بابا؟ ‫- آره، چطور؟ 20:48.960 --> 20:52.000 ‫خواستم ببینم روبه‌راهی یا نه. 20:55.320 --> 20:57.680 ‫آره، خوبم. 20:57.720 --> 21:00.000 ‫برق داره اذیت می‌کنه. 21:00.040 --> 21:01.560 ‫همیشه یه جای کار می‌لنگه. 21:02.960 --> 21:05.640 ‫شاید ما هم توی کلبه سیم‌کشی برق راه انداختیم، 21:05.680 --> 21:09.160 ‫یه سر بیا پیشمون، بتسی خیلی خوشحال می‌شه. 21:10.640 --> 21:11.760 ‫چی؟ 21:11.800 --> 21:13.560 ‫دارم دعوتت می‌کنم بیای خونمون، بابا، 21:13.600 --> 21:15.600 ‫خوشحال می‌شم باهات گپ بزنم، 21:15.640 --> 21:18.200 ‫شنیدم لایزا هم ایده‌هایی برای کار و کاسبی داره. 21:18.240 --> 21:21.680 ‫امروز نه، جو. راستش... 21:21.720 --> 21:23.160 ‫الان وقتش نیست، 21:23.200 --> 21:25.280 ‫فکرم حسابی درگیره. 21:38.600 --> 21:39.920 ‫بیا تو، هری. 21:40.420 --> 21:43.420 Z A R D F I L M تقدیم میکند 21:59.240 --> 22:01.600 ‫نمی‌فهمم چرا می‌خوای بری. 22:01.640 --> 22:03.120 ‫چون این‌طوری به نفع توئه. 22:03.160 --> 22:04.720 ‫نه، اصلاً هم این‌طور نیست! 22:04.760 --> 22:07.920 ‫پس من با کی حرف بزنم؟ 22:07.960 --> 22:10.320 ‫تو کمکم می‌کنی سر از کار دنیا دربیارم. 22:10.360 --> 22:12.040 ‫تو خونواده‌ی خوبی داری، هری. 22:13.400 --> 22:15.680 ‫اونا مثل تو من رو درک نمی‌کنن، 22:15.720 --> 22:18.080 ‫تازه الان آبروشون رو هم بردم. 22:19.320 --> 22:20.920 ‫چه بلایی قراره سرم بیاد؟ 22:22.040 --> 22:23.760 ‫می‌رم زندان؟ 22:23.800 --> 22:26.840 ‫نذار فکر و خیال دورت برداره. 22:26.880 --> 22:29.440 ‫قدم‌به‌قدم پیش می‌ریم، باشه؟ 22:32.640 --> 22:34.800 ‫دیگه حتی خودم رو هم نمی‌شناسم. 22:34.840 --> 22:36.600 ‫چرا، می‌شناسی. 22:38.200 --> 22:40.320 ‫تو هری هاردیکری، 22:41.960 --> 22:45.960 ‫و داری به سمت یه زندگی پربار ‫و درخشان قدم برمی‌داری. 22:47.520 --> 22:49.600 ‫الان که اصلاً چنین حسی ندارم. 22:49.640 --> 22:51.520 ‫امیدت رو از دست نده. 22:51.560 --> 22:57.400 ‫یاد بگیر عاقلانه رفتار کنی و ‫بدون که توی آکسفورد دنیای جدیدی به روت باز می‌شه. 22:57.440 --> 23:00.320 ‫منم با خودت ببر، آرتور. 23:02.040 --> 23:03.920 ‫نمی‌تونم، هری. 23:06.480 --> 23:08.000 ‫متأسفم. 23:09.680 --> 23:11.800 ‫همه‌چیز درست می‌شه، 23:13.520 --> 23:14.880 ‫بهت قول می‌دم. 23:30.720 --> 23:32.720 ‫چطور تونست همچین کاری بکنه؟ 23:32.760 --> 23:35.720 ‫از من سوءاستفاده کرد تا با هاردیکرها وارد جنگ بشه. 23:35.760 --> 23:37.640 ‫خیلی متأسفم، آدلا. 23:38.760 --> 23:40.200 ‫از تو هم سوءاستفاده کرد. 23:41.560 --> 23:44.640 ‫- برات مهمه اصلاً؟ ‫- اون همیشه همین بوده، 23:44.680 --> 23:48.640 ‫همیشه همین رفتارش رو دیدم، ‫ولی آره، برام مهمه. 23:50.640 --> 23:53.160 ‫باید یه کاری بکنیم، 23:53.200 --> 23:56.040 ‫نابود کردن زندگی هری بی‌رحمانه‌ست. 23:56.080 --> 23:58.280 ‫هیچ‌وقت خودم رو نمی‌بخشم. 23:58.320 --> 24:01.880 ‫سعی کردم باهاش منطقی حرف بزنم، ‫ولی بی‌فایده بود، 24:01.920 --> 24:03.760 ‫کاری از دستمون برنمیاد جلوش رو بگیریم. 24:05.080 --> 24:07.920 ‫کاری از دست‌مون برنمیاد، ‫یا خودمون می‌خوایم دست‌روی‌دست بذاریم؟ 24:08.420 --> 24:11.420 زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in 24:51.120 --> 24:52.760 ‫پسر گل من. 24:55.000 --> 24:57.880 ‫تا حالا بهت گفتم مهربون‌ترین قلب دنیا رو داری... 24:59.400 --> 25:03.080 ‫و لبخندی داری که کل کشور رو روشن می‌کنه... 25:06.240 --> 25:09.440 ‫و روحت پاک‌تر از هر کسیه که تا حالا دیدم؟ 25:12.760 --> 25:15.480 ‫حتی یک بار هم خودت رو قربانی ندیدی... 25:17.120 --> 25:21.160 ‫و به‌خاطر سختی‌هایی که کشیدی ‫دیگران رو مقصر ندونستی. 25:24.640 --> 25:28.880 ‫من توی تک‌تک روزهای زندگیت بهت افتخار کردم. 25:47.600 --> 25:49.600 ‫خونواده‌ت دوستت دارن، هری، 25:51.680 --> 25:54.280 ‫و هر کاری که بکنی... 25:54.320 --> 25:56.720 ‫و هر اتفاقی که بیفته، این رو تغییر نمی‌ده. 26:20.840 --> 26:23.160 ‫سلام، خانم هاردیکر. 26:23.200 --> 26:24.720 ‫می‌خوام هری رو ببینم، لطفاً. 26:24.760 --> 26:26.680 ‫نه. 26:26.720 --> 26:30.320 ‫نه، امروز مهمان قبول نمی‌کنه، ‫بهتره تشریفتون رو ببرید. 26:30.360 --> 26:32.480 ‫خواهش می‌کنم، 26:32.520 --> 26:34.080 ‫واقعاً باید ببینمش. 26:35.880 --> 26:37.800 ‫همه‌ش تقصیر منه. 26:39.440 --> 26:41.640 ‫نخوندمش، هری، قول می‌دم نخوندمش، 26:41.680 --> 26:43.280 ‫هیچ‌وقت هم علیه خودت ازش استفاده نمی‌کردم. 26:43.320 --> 26:45.120 ‫پس چرا دزدیدیش؟ 26:46.640 --> 26:48.440 ‫شاید... 26:49.680 --> 26:53.120 ‫حسودیم می‌شد که تو و لایزا و جو... 26:53.160 --> 26:56.120 ‫همه‌تون هدف‌های خودتون رو دارید. 26:57.880 --> 27:00.320 ‫فکر کنم غرورم جریحه‌دار شده بود، 27:01.720 --> 27:05.120 ‫- مادربزرگم هم ازش سوءاستفاده کرد. ‫- تا زندگی من رو نابود کنه. 27:07.760 --> 27:09.360 ‫خیلی شرمنده‌م، هری. 27:11.000 --> 27:14.960 ‫هم از خودم خجالت می‌کشم، هم از خونواده‌م. 27:16.960 --> 27:18.840 ‫می‌تونی من رو ببخشی؟ 27:22.800 --> 27:24.320 ‫نمی‌دونم. 27:27.680 --> 27:29.720 ‫می‌خوام کمکت کنم. 27:29.760 --> 27:31.880 ‫کاری از دست تو برنمیاد، آدلا، 27:33.080 --> 27:35.480 ‫آبروم رفته. 27:37.400 --> 27:39.240 ‫یه فکری به سرم زده. 27:41.960 --> 27:44.400 ‫کسی شربت میل داره؟ 27:44.440 --> 27:47.240 ‫- نه، ممنون. ‫- آره. 27:49.080 --> 27:54.600 ‫آدلا، چهره‌ت چقدر محشر شده. 27:54.640 --> 27:56.960 ‫یه اتفاق فوق‌العاده افتاده، 27:58.000 --> 28:00.000 ‫نامزد کردم! 28:01.160 --> 28:03.520 ‫چه عالی! 28:05.280 --> 28:06.800 ‫می‌تونم بپرسم با کی؟ 28:06.840 --> 28:09.040 ‫بیا تو، عزیزم. 28:14.840 --> 28:17.480 ‫من و هری ماه‌هاست خاطرخواه همدیگه‌ایم، 28:17.520 --> 28:22.000 ‫امروز هم پیشنهاد ازدواجش رو قبول کردم، 28:22.040 --> 28:23.600 ‫هیچ‌وقت انقدر خوشحال نبودیم. 28:25.000 --> 28:29.520 ‫یا شست‌وشوی مغزیت دادن، 28:29.560 --> 28:32.120 ‫یا دارن ازت باج می‌گیرن، آدلا! 28:32.160 --> 28:36.520 ‫هری هاردیکر یه دهن لق مجرمه! 28:37.680 --> 28:39.640 ‫سخت در اشتباهید، 28:39.680 --> 28:43.280 ‫هری یکی از شریف‌ترین جوون‌هاییه که تا حالا دیدم. 28:43.320 --> 28:46.040 ‫این مسخره‌بازی بسه دیگه! جرج! 28:46.080 --> 28:49.800 ‫باید جلوی این... وصلت رو بگیری! 28:50.880 --> 28:53.520 ‫اگه این دو تا جوون راضی باشن، منم راضیم. 28:54.760 --> 28:57.480 ‫پیوند دو خونواده، 28:57.520 --> 28:59.960 ‫- هر دو با شأن و مرتبه‌ای یکسان... ‫- هیس! 29:00.000 --> 29:01.440 ‫اِما! 29:01.480 --> 29:04.720 ‫همه‌چیز داره خیلی سریع پیش می‌ره، باید فکر کنم. 29:04.760 --> 29:07.880 ‫مامان، لطفاً نگاهم کن، 29:09.800 --> 29:12.760 ‫این ازدواج برام یه دنیا ارزش داره، 29:12.800 --> 29:14.640 ‫از ته دلم همینو می‌خوام. 29:17.720 --> 29:20.000 ‫می‌خوام با مادرم خصوصی صحبت کنم. 29:20.040 --> 29:24.520 ‫بله... بیاید بریم بیرون، موافقید؟ 29:37.320 --> 29:39.240 ‫می‌تونم نامه‌ی هری رو ببینم؟ 29:48.280 --> 29:52.760 ‫خوشحالم بالاخره عقل یکی توی این خونه سر جاش اومد. 29:52.800 --> 29:55.080 ‫منم همین‌طور، 29:55.120 --> 29:59.040 ‫صلاح هم در همینه... ‫همون‌طور که خودت می‌بینی. 30:01.560 --> 30:04.720 ‫تنها چیزی که می‌بینم اینه که زندگی من رو زهر کردی 30:04.760 --> 30:08.280 ‫و بین من و خونواده‌م فاصله انداختی، 30:08.320 --> 30:10.680 ‫این ماجرا هم همین‌جا تموم می‌شه. 30:15.840 --> 30:18.480 ‫شاید پیش خودت فکر کنی اومدی آدلا رو نجات بدی، 30:19.720 --> 30:23.200 ‫ولی تو ذره‌ای به نوه‌ت محبت نداری... 30:23.240 --> 30:25.280 ‫به منم نداری. 30:40.040 --> 30:41.840 ‫این مال توئه، هری. 30:41.880 --> 30:44.400 ‫ممنونم، بانو اما. 30:47.800 --> 30:51.920 ‫همین الان از خونه‌ی من می‌ری بیرون، 30:53.280 --> 30:56.200 ‫اون جهیزیه‌ی زهرآگینت رو هم با خودت می‌بری! 30:59.400 --> 31:04.520 ‫تنها چیزی که برای ما ارزش داره، ‫آرامش خاطر دخترمونه. 31:40.360 --> 31:42.360 ‫یه کلمه، دو بخش. 31:42.400 --> 31:44.360 ‫ایست. 31:45.720 --> 31:48.360 ‫توقف... 31:48.400 --> 31:51.200 ‫دست... شست... 31:52.280 --> 31:55.280 ‫شبیه... «دست، شست»... 31:55.320 --> 31:57.160 ‫دست، شست... دست، شست... 31:57.200 --> 31:59.120 ‫یالا دیگه، کالوم! 31:59.160 --> 32:01.520 ‫- پنج ثانیه مونده! ‫- دوباره بگو! 32:01.560 --> 32:03.880 ‫- دست، شست... عمارت... عمارت! ‫- وقت تمومه! 32:03.920 --> 32:05.960 ‫وقت تمومه! 32:06.000 --> 32:08.760 ‫«خوش‌تیپ» بود، خنگِ بی‌عقل! ‫[شباهت واژگان انگلیسی] 32:08.800 --> 32:10.880 ‫حیف اون دانشگاه که تو رفتی! 32:10.920 --> 32:12.960 ‫عقل توی کله‌ت نیست به خدا! 32:13.000 --> 32:15.680 ‫ولی خدایی بی‌عقلِ خوش‌تیپیه، نه؟ 32:15.720 --> 32:17.560 ‫اوه! 32:17.600 --> 32:19.560 ‫حالا این چیه دیگه؟ سنگ قبره؟! 32:19.600 --> 32:21.440 ‫با این چیزها شوخی نکن. 32:21.480 --> 32:23.600 ‫راستش حدس «ما» زیاد هم دور نبود، 32:23.640 --> 32:26.720 ‫نه، سنگ قبر نیست، 32:26.760 --> 32:30.640 ‫ولی از وقتی مریض شدم خیلی به آینده فکر کردم، 32:30.680 --> 32:34.080 ‫به اینکه چطور بعد از من آسایش شماها تضمین بشه. 32:35.360 --> 32:37.120 ‫و به این نتیجه رسیدم 32:37.160 --> 32:41.120 ‫همون چیزی که این خونواده رو سرپا نگه داشته، ‫به کسب‌وکارمون رو هم رونق می‌ده، 32:44.360 --> 32:46.360 ‫همدلی و همکاری. 32:46.400 --> 32:50.400 ‫واسه همین، جو... و لایزا، 32:50.440 --> 32:52.840 ‫می‌خوام دوتایی با هم کسب‌وکار رو بچرخونید، 32:52.880 --> 32:55.960 ‫از استعدادهای هر دوتون استفاده کنید ‫تا یه میراث مشترک بسازید. 32:56.000 --> 32:57.400 ‫هری، تو رو هم شریک می‌کردم، 32:57.440 --> 32:59.280 ‫ولی دلت پیش رفتن به دانشگاهه، 32:59.320 --> 33:03.600 ‫پس... «هاردیکر و خونواده». 33:03.640 --> 33:05.680 ‫به افتخارش! 33:06.840 --> 33:08.080 ‫آره، خیلی عالیه. 33:16.640 --> 33:18.640 ‫پس «هاردیکر و پسران» چی می‌شه؟ 33:21.480 --> 33:23.880 ‫همیشه می‌گفتی این رسم روزگاره، 33:23.920 --> 33:26.360 ‫پس چرا هرچی براش جون کندم رو ‫داری ازم می‌گیری؟ 33:28.120 --> 33:30.520 ‫- این‌طوری به نفع هر دوتونه، جو. ‫- به نفع من که نیست! 33:31.720 --> 33:34.480 ‫من نمی‌خوام قاطی این تصورات عجیب‌غریبت از آینده بشم. 33:37.600 --> 33:39.000 ‫من دیگه نیستم. 33:42.840 --> 33:44.960 ‫- بتسی، لطفاً نرو. ‫- باید پیش جو باشم. 33:54.720 --> 33:56.440 ‫اشتباه کردم، ماری؟ 33:58.440 --> 34:02.280 ‫به نظرم عجله کردی، خیلی هم جسورانه بود، 34:04.320 --> 34:06.200 ‫ولی نه، فکر نمی‌کنم اشتباه کرده باشی. 34:07.280 --> 34:09.280 ‫جو فقط یه کم زمان می‌خواد، عزیزم. 34:12.320 --> 34:15.560 ‫- خانم. ‫- ممنون. 34:19.960 --> 34:21.520 ‫ممنونم. 34:25.120 --> 34:27.800 ‫یه عذرخواهی بهت بدهکارم، ماری. 34:30.160 --> 34:32.480 ‫خونواده‌ت به‌خاطر ما خیلی عذاب کشیدن، 34:32.520 --> 34:34.920 ‫و از ته دل بابتش متأسفم. 34:36.080 --> 34:37.480 ‫ممنونم، 34:39.080 --> 34:41.600 ‫ولی تو مقصر کارهای مادرت نبودی. 34:42.800 --> 34:44.200 ‫می‌تونستم محکم‌تر جلوش بایستم. 34:44.240 --> 34:47.840 ‫اینکه مادر خودت رو بیرون کنی، شجاعت می‌خواد. 34:49.200 --> 34:53.440 ‫از آدلا و... تو یاد گرفتم. 34:55.040 --> 34:57.160 ‫راستش... 34:57.200 --> 35:01.080 ‫اگه مایلی، ماری... 35:02.680 --> 35:05.440 ‫امیدوار بودم بتونیم با هم دوست باشیم. 35:12.200 --> 35:16.000 ‫خیلی هم خوشحال می‌شم، اِما. 35:17.520 --> 35:20.880 ‫خب... یه چیزی برات آوردم. 35:22.200 --> 35:25.400 ‫می‌دونستم دلت می‌خواست ‫توی انتخابات نامزد بشی، 35:25.440 --> 35:27.280 ‫واسه همین کاندیدت کردم. 35:31.760 --> 35:34.880 ‫خیلی لطف کردی، ممنونم، 35:36.120 --> 35:37.920 ‫ولی انتخابات که امروزه! 35:37.960 --> 35:40.480 ‫من تبلیغات نکردم، فکر نکنم رأی بیارم. 35:40.520 --> 35:42.560 ‫انقدرها هم مطمئن نباش، 35:42.600 --> 35:45.520 ‫شاید بهتر باشه بری با چشم‌های خودت ببینی. 36:03.640 --> 36:05.120 ‫جمعیت خوبی جمع شده، نه؟ 36:06.400 --> 36:08.200 ‫نمی‌دونم چی بگم، 36:08.240 --> 36:10.360 ‫منظورم اینه که، این حتماً خیلی زحمت داشته. 36:10.400 --> 36:12.080 ‫اصلاً زحمتی نداشت، خانم هاردیکر، 36:12.120 --> 36:14.040 ‫همین که زن‌ها فهمیدن کاندید شدید، 36:14.080 --> 36:15.840 ‫خودشون به همدیگه خبر دادن. 36:17.960 --> 36:19.160 ‫ممنونم. 36:24.520 --> 36:26.120 ‫تبریک می‌گم، آدلا. 36:26.160 --> 36:29.240 ‫گرچه حدس می‌زنم نامزدی‌تون خیلی طولانی بشه! 36:29.280 --> 36:32.880 ‫آره خب، من و هری اصلاً عجله‌ای نداریم. 36:32.920 --> 36:34.800 ‫ممنون که هری رو نجات دادی، 36:35.920 --> 36:37.640 ‫واقعاً یه دنیا برامون ارزش داره. 36:37.680 --> 36:40.080 ‫کمترین کاری بود که از دستم برمی‌اومد. 36:42.240 --> 36:45.360 ‫لایزا، بابت اتفاقی که بین تو و ادوارد افتاد متأسفم. 36:45.400 --> 36:47.240 ‫ممنون، 36:48.480 --> 36:50.280 ‫دیگه هرچی بود تموم شد و رفت. 36:50.320 --> 36:52.440 ‫- سلام، آقای بیزلی. ‫- شب بخیر. 36:52.480 --> 36:54.360 ‫- شب همگی بخیر. ‫- شب بخیر. 36:54.360 --> 36:55.520 ‫شب بخیر جو. 36:55.560 --> 36:57.360 ‫شب بخیر. 36:57.400 --> 36:59.760 ‫خب، بذار اون رو برات بیارم. 37:00.920 --> 37:02.280 ‫ممنون، مامان. 37:06.080 --> 37:07.280 ‫چطوری، پسرم؟ 37:07.320 --> 37:10.720 ‫خوبم، فقط کاش یه مدت این خونواده ‫دست از ماجراجویی برداره. 37:10.760 --> 37:12.080 ‫آخ گفتی، شدیداً موافقم! 37:15.160 --> 37:18.400 ‫دیدی؟ حال‌شون حسابی خوبه، ‫بهت چی گفته بودم؟ 37:18.440 --> 37:20.640 ‫اوه. 37:21.760 --> 37:24.720 ‫حالا که این آخر هفته همش خبرهای مهم داشتیم، 37:24.760 --> 37:26.760 ‫من و بتسی هم یه خبری داریم. 37:26.800 --> 37:28.600 ‫باز داری بچه‌دار می‌شی؟ 37:30.520 --> 37:32.240 ‫ساکت، جو می‌خواد حرف بزنه. 37:32.280 --> 37:36.200 ‫نه، نطق نیست. «ما»، ‫تو هم کلاً اشتباه متوجه شدی. 37:37.480 --> 37:39.720 ‫ما داشتیم درباره‌ی آینده‌مون حرف می‌زدیم... 37:41.120 --> 37:43.480 ‫و یه تصمیمی گرفتیم. 37:43.520 --> 37:44.920 ‫تغییر بزرگیه، 37:47.640 --> 37:50.000 ‫ولی برامون هیجان‌انگیزه. 37:50.040 --> 37:53.400 ‫من و بتسی... داریم می‌ریم آمریکا. 37:55.600 --> 37:57.960 ‫تا فصل تازه‌ای رو توی زندگیمون شروع کنیم، 37:58.000 --> 38:01.560 ‫همه هم می‌دونن که من چقدر عاشق همه‌چیز آمریکام. 38:01.600 --> 38:03.920 ‫مگه آمریکا چی داره که من برات فراهم نکردم؟ 38:06.680 --> 38:09.480 ‫اگه از فرصتی که داری استفاده کنی، ‫خیلی بیشتر یاد می‌گیری جو. 38:09.520 --> 38:11.800 ‫نه، من این‌طوری فکر نمی‌کنم، 38:11.840 --> 38:14.200 ‫اینم مشورت نیست، بابا، دارم خبرش رو می‌دم. 38:14.240 --> 38:16.640 ‫این تصمیم به نفع همه‌ست، ‫مخصوصاً خودت. 38:16.680 --> 38:18.080 ‫نه، بدتر می‌شه! 38:22.320 --> 38:24.120 ‫فقط انقدر لجبازی که نمی‌فهمی! 38:26.320 --> 38:29.520 ‫هی، همینطوری ولم نکن بری. 38:42.760 --> 38:47.560 ‫من مهم‌ترین تصمیم زندگیم رو گفتم، ‫اون‌وقت تو رات رو می‌کشی می‌ری! 38:47.600 --> 38:49.200 ‫دستت درد نکنه واقعاً، عجب حمایتی! 38:49.240 --> 38:52.120 ‫چون این دقیقاً همون جوگیر شدن‌های همیشگیته! 38:52.160 --> 38:55.800 ‫باز یه تصمیم یهویی و تند دیگه، ‫اونم بدون هیچ مشورتی، جو. 38:55.840 --> 38:58.880 ‫آره، یهوییه، 38:58.920 --> 39:01.200 ‫ولی می‌دونی دیگه چیه؟ 39:01.240 --> 39:05.840 ‫برای من درست‌ترین تصمیم ممکنه، ‫از ته دلم باورش دارم، 39:05.880 --> 39:10.000 ‫مشورت هم کردم... با زنم! 39:10.040 --> 39:13.000 ‫چرا اول نمی‌ذاری ایده‌ام پیش بره ببینی چی می‌شه؟ 39:13.040 --> 39:14.120 ‫یه فرصت بهش بده، 39:14.160 --> 39:16.840 ‫قبل از اینکه همه‌چیز و همه‌کس رو ‫پشت سرت بذاری و بری. 39:19.280 --> 39:21.160 ‫چرا بهم اعتماد نداری؟ 39:21.200 --> 39:23.360 ‫چون همیشه به هر چی که گفتی اعتماد کردم، 39:23.400 --> 39:24.720 ‫ولی هیچ‌وقت برات کافی نبود. 39:24.760 --> 39:27.840 ‫چون من تو نیستم، هیچ‌وقت هم مثل تو نمی‌شم! 39:29.320 --> 39:32.360 ‫خودم رو کشتم تا به چشمت بیام ‫و پیشم احترام داشته باشی 39:34.480 --> 39:36.560 ‫دیگه وقتشه برای خودم ارزش قائل بشم. 39:41.440 --> 39:44.880 ‫من وارد کار خونوادگی نمی‌شم، ‫نمی‌خوام به قیمت رفتن همیشگی جو تموم بشه. 39:44.920 --> 39:47.360 ‫خدا نکنه، همیشگی که نیست! 39:47.400 --> 39:50.280 ‫هیچ‌کس این رو نمی‌خواست، لایزا، 39:50.320 --> 39:53.920 ‫ولی تو نباید جلوی خودت رو بگیری ‫تا برادرت جلو بیفته. 39:53.960 --> 39:56.120 ‫خب شاید اصلاً دلم نخواد. 39:58.840 --> 40:02.280 ‫ولی من شنیدم چطور ایده‌هات رو برای بابات توضیح می‌دادی، 40:03.400 --> 40:05.040 ‫برق ذوق رو توی چشم‌هات دیدم 40:05.080 --> 40:06.880 ‫وقتی جلوی همه اون خبر رو اعلام کرد. 40:08.080 --> 40:10.080 ‫تو خودت هم دلت می‌خواد، لایزا، 40:10.120 --> 40:12.520 ‫مطمئنم کارت واقعاً عالی می‌شه. 40:13.600 --> 40:16.560 ‫ولی نمی‌تونم بار رفتن جو رو به دوش بکشم، مامان، 40:16.600 --> 40:19.920 ‫- انصاف نیست. ‫- نه، نیست، 40:19.960 --> 40:21.880 ‫ولی تو از پسش برمیای، 40:21.920 --> 40:23.680 ‫باید هم بربیای، 40:23.720 --> 40:28.240 ‫چون تنها راه پیشرفت زن‌ها همینه، 40:28.280 --> 40:30.360 ‫باید براش تلاش کنیم، 40:30.400 --> 40:33.640 ‫بارها... و بارها. 40:38.240 --> 40:40.360 ‫حس می‌کنم باختم، 40:41.800 --> 40:43.920 ‫مخصوصاً از طرف خودم. 40:43.960 --> 40:48.520 ‫گاهی انقدر شبیه همین ‫که همدیگه رو درست درک نمی‌کنید. 40:48.560 --> 40:50.000 ‫ظاهراً که همین‌طوره. 40:52.080 --> 40:54.280 ‫ببین، منم از این خبر خوشحال نیستم، سم، 40:55.680 --> 40:58.120 ‫ولی قیافه‌ی جو رو وقتی واسه شام اومد دیدی؟ 40:58.160 --> 41:02.640 ‫یه آرامش و سبکی‌ای توی نگاهش بود ‫که تا حالا ندیده بودم. 41:03.920 --> 41:05.680 ‫آره، 41:07.040 --> 41:09.080 ‫راست می‌گی، 41:09.120 --> 41:11.400 ‫- اعتمادبه‌نفس هم داشت. ‫- هوم. 41:12.720 --> 41:14.680 ‫دیگه نظرش عوض نمی‌شه، ماری، 41:16.080 --> 41:20.240 ‫می‌ره... خیلی زود هم می‌ره. 41:22.480 --> 41:26.000 ‫رفتن اون رو با رفتن خودت مقایسه نکن، سم. 41:27.440 --> 41:30.280 ‫جو از خونواده‌ش فرار نمی‌کنه، 41:30.320 --> 41:33.640 ‫داره می‌ره تا روی پای خودش بایسته. 41:36.080 --> 41:37.920 ‫فقط امیدوارم یه روزی برگردن. 41:52.240 --> 41:55.600 ‫عرق نعنا و پودر دندون‌درد برای بچه هست، 41:55.640 --> 41:59.600 ‫- آبنبات نعنایی و شیرین‌بیان هم برای خودت. ‫- ممنون. 41:59.640 --> 42:01.480 ‫خیلی دلم براتون تنگ می‌شه. 42:01.520 --> 42:04.480 ‫مراقب خودت باش، بتسی. 42:06.480 --> 42:07.480 ‫ممنونم. 42:07.520 --> 42:09.440 ‫- زود برمی‌گردم. ‫- باشه. 42:17.040 --> 42:20.440 ‫- عالی پیش می‌ری، لایزا، ‫- دیوونه‌وار دلم برات تنگ می‌شه. 42:28.520 --> 42:31.800 ‫رفیق خیلی خوبی بودی، کال، ‫نمی‌دونم چطوری ازت تشکر کنم. 42:31.840 --> 42:33.400 ‫منتظرم از آمریکا برام تعریف کنی! 42:35.960 --> 42:39.960 ‫توی آکسفورد حسابی بترکون، رفیق، ‫خیلی برات خوشحالم. 42:40.000 --> 42:41.600 ‫اول باید قبولم کنن. 42:41.640 --> 42:43.960 ‫قبول می‌شی، لیاقتش رو داری. 42:50.680 --> 42:52.440 ‫ما رو فراموش نکنیا، 42:52.480 --> 42:55.520 ‫هر دو هفته یه بار منتظر نامه‌تم. 42:55.560 --> 42:56.560 ‫قول می‌دم. 42:58.320 --> 42:59.400 ‫اوه. 43:00.720 --> 43:04.760 ‫دنیا رو تسخیر کن، ‫نشون‌شون بده چند مرده حلاجی! 43:08.040 --> 43:09.360 ‫دوستت دارم. 43:16.120 --> 43:18.520 ‫این یانکی‌ها رو سر جاشون بشونیا، ‫شنیدی چی گفتم؟ 43:18.560 --> 43:19.960 ‫تمام تلاشم رو می‌کنم، «ما». 43:33.600 --> 43:36.000 ‫خیلی بهت افتخار می‌کنم. 43:54.640 --> 43:56.000 ‫راه بیفت! 44:14.960 --> 44:18.280 ‫اولیش پر کشید و رفت، بعدی هم هریه. 44:18.320 --> 44:21.200 ‫- مطمئنم به‌زودی راهی آکسفورد می‌شه. ‫- هوم. 44:21.240 --> 44:24.320 ‫لایزا هم که شریک جدیدته توی کار. 44:24.360 --> 44:27.520 ‫تنها چیزی که همیشگیه تغییر کردنه، ‫مگه این‌طوری نمی‌گن؟ 44:27.560 --> 44:31.680 ‫هوم، یه فصل تموم می‌شه ‫و یه فصل تازه شروع می‌شه.