WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:08.758 --> 00:10.260 ‫♪ انجیل رو برات می‌خونم... ♪ 00:10.343 --> 00:11.845 ‫♪ و به شک می‌اندازمت ♪ 00:11.928 --> 00:14.764 ‫با اون صلیب چیکار می‌کنه؟ 00:17.017 --> 00:18.643 ‫سلام خواهرها. 00:19.561 --> 00:21.104 ‫مادر روحانی. ما داشتیم... 00:21.187 --> 00:25.483 ‫از وظایفتون چشم‌پوشی می‌کردین ‫و کثافت تماشا می‌کردین؟ 00:25.567 --> 00:27.944 ‫چه دفاعی از خودتون دارین؟ 00:28.028 --> 00:30.572 ‫آهنگش رو زبون می‌افته. 00:30.697 --> 00:32.282 ‫ببخشید مادر کنستانس. 00:32.365 --> 00:34.951 ‫کنجکاویمون بهمون چیره شد. 00:35.035 --> 00:36.453 ‫حقیقت داره؟ 00:36.536 --> 00:40.165 ‫واقعا واسه خرید صومعه پیشنهاد داده؟ 00:40.999 --> 00:44.377 ‫خواهر فرانسیس، ‫دوباره خبرچینی کردی. 00:46.337 --> 00:48.673 ‫وای، بهتره بهتون بگم. 00:48.757 --> 00:50.050 ‫حقیقت داره. 00:51.217 --> 00:56.139 ‫آلایا جید پیشنهاد هنگفتی ‫به اسقف داده. 00:56.222 --> 00:57.807 ‫ولی ایمان داشته باشین خواهرها. 00:57.891 --> 01:01.561 ‫من هیچ‌وقت نمی‌ذارم خونه‌مون رو بفروشن. 01:01.686 --> 01:04.898 ‫مخصوصا به این زن شریر. 01:05.023 --> 01:06.816 ‫باید تا آخر ماه تخلیه کنین. 01:06.900 --> 01:09.944 ‫من مادر روحانی صومعه‌ام. 01:10.070 --> 01:13.948 ‫باید هر فروشی رو تأیید کنم. 01:14.074 --> 01:16.993 ‫به مخالفتتون فکر کردن... 01:17.077 --> 01:19.287 ‫و ردش کردن. 01:23.917 --> 01:25.251 ‫کنستانس، 01:25.335 --> 01:28.004 ‫آمار صومعه رو به کاهشه... 01:28.088 --> 01:31.007 ‫و ساختمون به شدت نیازمند تعمیراته. 01:31.091 --> 01:33.760 ‫سقفش نشتی داره، ‫برج ناقوس تله مرگه، 01:33.885 --> 01:35.929 ‫لوله‌کشی هم... 01:36.054 --> 01:37.680 ‫که اصلا نگم. 01:37.764 --> 01:40.016 ‫به خواهرها چی بگم؟ 01:40.100 --> 01:43.436 ‫صومعه خرج انسولین خواهر روث رو می‌ده، 01:43.561 --> 01:45.355 ‫خواهر مارگارت ماری... 01:45.438 --> 01:49.067 ‫نود و دو سالشه و نابیناست. 01:49.150 --> 01:51.736 ‫قراره از تنها خونه‌ای ‫که به عمرشون داشتن... 01:51.820 --> 01:53.113 ‫بیرونشون کنن؟ 01:53.238 --> 01:54.948 ‫عین حکم مرگ می‌مونه. 01:55.031 --> 01:57.826 ‫این صومعه بیش از دویست سال قدمت داره، 01:57.951 --> 01:59.953 ‫این‌جوری تموم می‌شه؟ 02:00.078 --> 02:03.123 ‫به دست زنیکه آشغالی ‫که تو جوایز «فن‌فیو» پارسال... 02:03.248 --> 02:05.625 ‫از بس مصرف کرده بود ‫از روی صحنه افتاد پایین؟ 02:05.708 --> 02:07.502 ‫اصلا نباید بذارن پاش رو تو کلیسا بذاره، 02:07.585 --> 02:09.963 ‫چه برسه که بخواد بخردش. 02:10.088 --> 02:13.550 ‫نه، ولی بیست و هفت میلیون دلار داره. 02:13.633 --> 02:16.803 ‫متأسفم، واتیکان فروش رو تأیید کرده... 02:16.928 --> 02:20.306 ‫و ما در حد زیر سوال بردن ‫سریر مقدس نیستیم. 02:21.224 --> 02:23.601 ‫آها، فهمیدم جریان چیه. 02:23.685 --> 02:25.061 ‫نمی‌خوای مقاومت کنی، 02:25.145 --> 02:26.771 ‫آخه می‌خوای وقتی اسقف بازنشسته شد، 02:26.771 --> 02:28.565 ‫جاش رو پر کنی. 02:28.648 --> 02:31.484 ‫فهمیدم هدفت چیه مونسینور. 02:32.318 --> 02:34.988 ‫فردا بعدازظهر از اینجا دیدار می‌کنه... 02:35.071 --> 02:36.447 ‫و اگه همه‌چی طبق برنامه پیش بره، 02:36.531 --> 02:38.825 ‫فروش تا آخرهفته نهایی می‌شه. 02:38.908 --> 02:40.493 ‫ولی از کجا معلوم؟ 02:40.618 --> 02:43.371 ‫می‌تونیم امیدوار باشیم ‫معجزه‌ای رخ بده. 02:49.627 --> 02:52.672 ‫خدای بزرگ، تو من رو فرا خوندی... 02:52.755 --> 02:54.924 ‫تا این خواهرها رو رهبری ‫و ازشون محافظت کنم. 02:55.008 --> 02:59.220 ‫اگه خواستت اینه، ‫لطفا راهی نشونم بده... 02:59.345 --> 03:01.347 ‫تا خونه‌مون رو نجات بدم. 03:02.348 --> 03:04.225 ‫خواهش می‌کنم... 03:04.350 --> 03:06.102 ‫نشونه‌ای بهم بده. 03:13.401 --> 03:15.028 ‫دربان می‌گه قبل از افتادن قربانی... 03:15.111 --> 03:16.738 ‫از بالکن صدای دعوا شنیده بود. 03:16.821 --> 03:19.782 ‫همسایه می‌گه زیاد محبوب نبود، ‫شخصیت خاصی داشت. 03:19.866 --> 03:21.451 ‫نظرتون چیه پدر؟ 03:23.328 --> 03:25.246 ‫ظاهرا یکی همسایه‌اش رو ‫خیلی دوست نداشته. 03:28.791 --> 03:31.711 ‫وسط تیتراژش صحبت نکنین. 03:53.149 --> 03:54.776 ‫[خطر!] ‫[وارد نشوید!] 03:54.817 --> 03:56.653 ‫هاز؟ تو اینجا چیکار می‌کنی؟ 03:56.736 --> 03:57.862 ‫من رو ببخش پدر، 03:57.946 --> 03:59.155 ‫می‌دونم دیروقته، 03:59.239 --> 04:00.907 ‫ولی باید اعتراف کنم. 04:00.990 --> 04:03.451 ‫از همون موقع که تو مراسم ختم فلیسیتی ‫دیدمت، فهمیدم. 04:03.534 --> 04:04.994 ‫من عاشقتم ریک. 04:11.584 --> 04:13.836 ‫خیلی‌خب، خیلی‌خب. 04:13.920 --> 04:15.463 ‫خوش گذشت. 04:15.588 --> 04:18.258 ‫وقت خوابه. ‫فردا هم روز خداست. 04:18.383 --> 04:20.301 ‫- شب به خیر مادر. ‫- شب به خیر. 04:20.426 --> 04:22.595 ‫وای خواهر داربی. 04:22.679 --> 04:24.055 ‫طبق ساعت من، 04:24.138 --> 04:26.224 ‫زنگ عبادت امشب... 04:26.307 --> 04:29.394 ‫ساعت ۶:۰۲ به صدا در اومد. 04:29.477 --> 04:30.979 ‫ولی به خدا... 04:31.104 --> 04:35.775 ‫خواهرها به ناقوس تکیه می‌کنن ‫تا برنامه روزانه‌شون رو انجام بدن. 04:35.858 --> 04:37.527 ‫شرمنده‌ام مادر کنستانس، جدی می‌گم. 04:37.610 --> 04:39.779 ‫بهتون قول می‌دم ‫دیگه تکرار نمی‌شه. 04:39.904 --> 04:41.114 ‫لطفا من رو ببخشین. 04:41.239 --> 04:43.616 ‫تنبلی گناه کبیره است خواهر. 04:43.700 --> 04:46.786 ‫نباید از من طلب بخشش کنی. 04:53.793 --> 04:57.630 ‫خواهر، یادت باشه کفاره کار عادی نیست، 04:57.714 --> 04:59.674 ‫عبادت محسوب می‌شه. 05:18.067 --> 05:18.985 ‫عجب. 05:19.110 --> 05:21.154 ‫آره، اون دیوار مرکزیه، 05:21.237 --> 05:23.323 ‫ولی صندوق‌خانه رو کنار بزنیم، 05:23.489 --> 05:25.325 ‫کلی فضا باز می‌شه. 05:25.408 --> 05:27.994 ‫ممنون بچه‌ها. 05:30.330 --> 05:32.665 ‫خیلی‌خب، این چطوره؟ 05:32.790 --> 05:35.335 ‫مثلا... دیوارم رو خراب کن، ‫شاهد تخریبش باش، 05:35.418 --> 05:38.504 ‫قلب پربارم رو خرد کن. 05:40.340 --> 05:44.927 ‫خیلی‌خب، همین نه، ‫ولی تو این مایه‌ها، مثلا... 05:45.011 --> 05:47.180 ‫اینجا کلیساست، ‫اینجا برجشه، 05:47.263 --> 05:50.016 ‫اینجا تابوتته ‫آخه بازیت مرگباره. 05:50.058 --> 05:50.850 ‫[صدای ضبط‌شده ۶] 05:50.892 --> 05:51.267 ‫[صداهای ضبط‌شده] 05:53.895 --> 05:57.273 ‫- وای! ‫- خیلی عذر می‌خوام که ترسوندمت. 05:57.357 --> 05:58.524 ‫نه، چیزی نیست. 05:58.608 --> 06:01.277 ‫می‌شه پیشت بشینم؟ 06:01.361 --> 06:02.612 ‫چرا که نه؟ 06:02.695 --> 06:04.572 ‫ممنون. 06:04.697 --> 06:07.867 ‫سلام، من آلایا هستم. 06:07.950 --> 06:10.453 ‫وای، خودم می‌شناسمت. 06:10.536 --> 06:13.623 ‫باید اعتراف کنم، وقتی شنیدم ‫تو می‌خوای... 06:13.706 --> 06:16.542 ‫صومعه‌مون رو بخری، ‫یه‌کم غافلگیر شدم. 06:16.626 --> 06:18.378 ‫خب راستش، ما قبلا ‫دو بلوک اون‌ورتر... 06:18.461 --> 06:19.754 ‫یه خونه داشتیم. 06:19.796 --> 06:21.798 ‫مدت زیادی اونجا بودیم، ‫ولی چه بدونم... 06:21.881 --> 06:23.466 ‫آتش گرفت و خراب شد. 06:23.549 --> 06:26.302 ‫خلاصه، می‌دونستم خونه بعدی ‫باید جای خیلی خاصی باشه... 06:26.386 --> 06:29.305 ‫و همیشه از کنار این کلیسا رد می‌شدم... 06:29.389 --> 06:32.225 ‫و به بالا نگاه می‌کردم ‫و حس می‌کردم... 06:32.308 --> 06:33.893 ‫- خیلی... ‫- ناچیزی؟ 06:34.018 --> 06:34.894 ‫قدرتمندم! 06:35.061 --> 06:36.771 ‫متوجهی؟ 06:36.896 --> 06:38.898 ‫نمی‌دونم، توضیحش سخته. 06:39.023 --> 06:40.274 ‫اینجا یه خصوصیتی داره... 06:40.358 --> 06:42.568 ‫که انرژی خیلی خوبی می‌ده. 06:42.652 --> 06:45.405 ‫واقعا بهترین مکان... 06:45.571 --> 06:46.948 ‫واسه استودیو موسیقی جدیدمه. 06:47.073 --> 06:49.575 ‫استودیو موسیقی؟ 06:49.742 --> 06:51.327 ‫خیلی خفنه. مگه نه؟ 06:51.411 --> 06:55.665 ‫واقعا خفنه، آره. آره. 06:56.457 --> 06:58.543 ‫امیدوارم از این حرفم ناراحت نشی، 06:58.626 --> 07:03.297 ‫ولی انگار بار هنگفتی ‫روی روحت سنگینی می‌کنه. 07:04.674 --> 07:07.510 ‫خیلی‌خب، خیلی ترسناکه. 07:07.593 --> 07:09.345 ‫از کجا فهمیدی؟ 07:09.429 --> 07:11.097 ‫همین... 07:11.264 --> 07:12.682 ‫همین‌جوری حس کردم. 07:12.765 --> 07:15.935 ‫هر حرفی بهت بزنم ‫بین خودمون می‌مونه، مگه نه؟ 07:16.060 --> 07:18.938 ‫خب، اون... ‫باید کشیش باشه... 07:19.021 --> 07:22.108 ‫که بتونی پیشش اعتراف کنی، 07:22.191 --> 07:25.278 ‫ولی رازت پیش خودم می‌مونه. 07:25.403 --> 07:27.989 ‫خیلی‌خب، خیلی‌خب. ‫ببین، سیزده ساله... 07:28.114 --> 07:30.450 ‫که من با یه آهنگ‌ساز کار کردم. 07:30.616 --> 07:34.078 ‫همون کسیه که آلینا جیکوبز کوچولو رو ‫از کانزاس سیتی برداشت... 07:34.162 --> 07:36.539 ‫و به آلایا جید، پدیده پاپ، تبدیل کرد... 07:36.622 --> 07:38.583 ‫و من بابتش تا ابد... 07:38.624 --> 07:40.460 ‫- ممنونشم. ‫- همه‌مون هستیم. 07:40.543 --> 07:42.962 ‫ولی به نظر دیگه در حدم نیست. 07:43.087 --> 07:44.630 ‫چه بدونم. 07:44.714 --> 07:47.049 ‫اگه بدون اون بلد نباشم ‫آلایا جید باشم چی؟ 07:47.133 --> 07:51.512 ‫اگه بپرم و یهو... 07:51.637 --> 07:52.972 ‫خراب کنم چی؟ 07:53.097 --> 07:57.727 ‫آها. خب، من رو یاد راهبه جوانی می‌اندازی ‫که قبلا می‌شناختم. 07:57.810 --> 08:01.814 ‫وقتی تازه اومده بود اینجا ‫خیلی شک داشت. 08:01.939 --> 08:04.066 ‫خودش و مسیر زندگیش رو... 08:04.150 --> 08:05.776 ‫زیر سوال می‌برد. 08:05.860 --> 08:09.822 ‫حتی ایمانش رو زیر سوال می‌برد. 08:12.533 --> 08:14.327 ‫اون راهبه جوان خودم بودم. 08:14.452 --> 08:15.870 ‫وای خدایا. 08:15.995 --> 08:21.000 ‫آره. تا این که یه روز ‫داشتم برج ناقوس رو جارو می‌کردم. 08:21.125 --> 08:22.210 ‫بیا، نشونت می‌دم. 08:22.335 --> 08:25.254 ‫همین... همین بالاست. 08:25.338 --> 08:27.173 ‫یه روز عادی بود... 08:27.256 --> 08:30.927 ‫و از پنجره غربی بیرون رو نگاه کردم... 08:31.010 --> 08:35.348 ‫و دیدم آسمون نارنجی و زرشکی شده. 08:35.473 --> 08:38.559 ‫یهو کل شهر با نور الهی... 08:38.684 --> 08:40.770 ‫پوشیده شده بود، 08:40.853 --> 08:42.939 ‫زرین و ناب بود. 08:43.022 --> 08:45.274 ‫بعدش صدای خدا رو... 08:45.358 --> 08:46.859 ‫به وضوح صدای ناقوس شنیدم. 08:46.984 --> 08:49.445 ‫اون روز راهم رو پیدا کردم... 08:49.529 --> 08:52.698 ‫و بعدش یه بار هم منحرف نشدم. 08:53.533 --> 08:54.825 ‫خب، چی گفته بود؟ 08:54.909 --> 08:57.328 ‫رازش پیش خودم می‌مونه، 08:57.411 --> 08:58.955 ‫عین راز تو. 08:59.038 --> 09:00.414 ‫ولی... 09:00.540 --> 09:04.043 ‫در برج ناقوس رو باز می‌ذارم... 09:04.126 --> 09:06.712 ‫که اگه هرکدوم از خواهرها... 09:06.796 --> 09:09.465 ‫به ایمانش شک کرد استفاده کنه. 09:09.549 --> 09:14.720 ‫گمون کنم غروب امشب ساعت ۵:۴۲ باشه. 09:14.845 --> 09:17.056 ‫دقیقا ۵:۴۲. 09:19.517 --> 09:21.686 ‫[چند دقیقه قبل از ۵:۴۲] 09:42.957 --> 09:46.711 ‫[خطر!] ‫[وارد نشوید!] 10:37.762 --> 10:40.097 ‫خوبی؟ ‫انگار رنگت پریده. 10:40.181 --> 10:41.766 ‫از راهبه‌ها می‌ترسم. 10:41.932 --> 10:43.851 ‫دوازده سال مدرسه کاتولیک ‫چنین بلایی سر آدم میاره. 10:43.934 --> 10:45.102 ‫ولش کن. 10:45.227 --> 10:47.271 ‫خب، تو این آلایا جید رو می‌شناختی؟ 10:47.396 --> 10:48.731 ‫آره بابا، نشناختنش سخته. 10:48.814 --> 10:51.275 ‫همیشه اون آهنگش رو ‫تو اغذیه‌فروشیم پخش می‌کنن. 10:51.442 --> 10:52.443 ‫تو این مایه‌هاست: 10:52.485 --> 10:54.320 ‫♪ لالای‌لای ♪ 10:54.445 --> 10:56.781 ‫♪ تو دلتم، تو دلتم ♪ 10:56.864 --> 10:58.866 ‫یادم بنداز به اغذیه‌فروشیت نرم. 10:58.949 --> 11:02.703 ‫من واسه عبادت صبحگاهی ‫تو سالن عبادت بودم... 11:02.787 --> 11:05.331 ‫که صدای ناقوس رو شنیدم... 11:05.456 --> 11:07.958 ‫و بعدش صدای جیغ اومد، 11:08.042 --> 11:10.127 ‫بعدش هم... 11:10.252 --> 11:11.629 ‫صدای افتادن اومد. 11:11.796 --> 11:16.801 ‫این جیغ بیشتر تو این مایه‌ها بود... 11:17.968 --> 11:21.764 ‫یا این‌جوری بود... 11:21.847 --> 11:25.643 ‫گمون کنم دومی بود؟ 11:26.602 --> 11:28.979 ‫اگه آدم قصد پرش داشته باشه ‫این‌جوری جیغ نمی‌کشه. 11:29.063 --> 11:30.898 ‫به نقل از پزشکی قانونی، ‫جراحاتش با سقوط همخونی داره، 11:30.981 --> 11:33.234 ‫به جز کبودی سرش. 11:33.317 --> 11:34.860 ‫یعنی یکی بهش حمله کرده بود؟ 11:34.985 --> 11:36.487 ‫یا یه چیزی. 11:36.612 --> 11:39.407 ‫ناقوس، جیغ، سقوط. 11:40.825 --> 11:43.327 ‫وای. آره، درسته. درسته. 11:43.411 --> 11:44.578 ‫ناراحت‌کننده است. 11:44.662 --> 11:45.830 ‫من ناقوس رو به صدا در آوردم. 11:45.913 --> 11:46.914 ‫تقصیر منه؟ 11:46.997 --> 11:49.166 ‫- من کشتمش؟ ‫- عه، آروم باش. 11:49.250 --> 11:50.501 ‫لطفا گریه نکن. 11:50.584 --> 11:52.002 ‫این لطیفه رو شنیدی؟ 11:52.086 --> 11:56.006 ‫یه پلیس، یه راهبه و یه وکیل ‫می‌رن کلیسا. 11:56.132 --> 11:58.008 ‫یا نکنه... می‌رن کافه. 11:58.092 --> 12:00.010 ‫یا نکنه یه کشیش، 12:00.177 --> 12:03.347 ‫یه راهبه و یه مرغ بودن؟ 12:03.472 --> 12:05.057 ‫الان می‌گم. 12:05.182 --> 12:07.435 ‫خیلی مهربونی. 12:08.936 --> 12:10.521 ‫مادر روحانی. 12:10.646 --> 12:13.566 ‫خواهر داربی، برو تو اتاقت ‫و خودت رو آروم کن. 12:13.691 --> 12:15.776 ‫قبل از خاموشی بهت سر می‌زنم. 12:15.860 --> 12:17.486 ‫چشم مادر. 12:20.197 --> 12:21.282 ‫وای. 12:21.365 --> 12:23.033 ‫وای، ببخشید. 12:23.117 --> 12:24.452 ‫یه گوله خاک روتونه. 12:24.535 --> 12:25.703 ‫وای. 12:25.828 --> 12:27.663 ‫واسه همین مشکی نمی‌پوشم. 12:27.747 --> 12:29.206 ‫همه‌چی رو نشون می‌ده. 12:29.331 --> 12:32.376 ‫من الزبت تاسیونی هستم. ‫از کلانتری اومدم. 12:32.460 --> 12:34.044 ‫مادر کنستانس ماری کابوت هستم، 12:34.211 --> 12:36.046 ‫من مادر روحانی... 12:36.213 --> 12:39.133 ‫صومعه بانوی بخشنده‌مون هستم. 12:39.216 --> 12:41.635 ‫من رو باش که خیال می‌کردم ‫«الزبت تاسیونی» طولانیه. 12:41.719 --> 12:45.973 ‫شاید بتونین در این مسئله کمکم کنین. 12:46.056 --> 12:50.311 ‫چرا یه ستاره پاپ ‫تو برج ناقوستون بود؟ 12:50.394 --> 12:52.480 ‫خب، گمون کنم برج ناقوس خودش بود. 12:52.563 --> 12:55.399 ‫تازه پیشنهاد سخاوتمندانه‌اش رو... 12:55.483 --> 12:57.234 ‫واسه خرید صومعه‌مون ‫قبول کرده بودم. 12:57.318 --> 12:59.820 ‫صومعه می‌خواست چیکار؟ 12:59.904 --> 13:01.322 ‫مطمئن نیستم، 13:01.405 --> 13:04.074 ‫ولی اون پول خیلی به درد کلیسا می‌خورد. 13:04.074 --> 13:07.161 ‫امروز بعدازظهر اومده بود بازدید ‫و وقتی بهش گفتم... 13:07.244 --> 13:10.247 ‫ورود به برج ناقوس اکیدا ممنوعه... 13:10.414 --> 13:12.333 ‫خیلی ناراحت شده بود. 13:12.416 --> 13:16.420 ‫چندین سال پیش ‫کارش از تعمیر گذشته بود... 13:16.545 --> 13:19.048 ‫و از اون به بعد درش قفله. 13:20.090 --> 13:23.636 ‫خب، امشب که اصلا قفل نبود، مگه نه؟ 13:23.761 --> 13:27.014 ‫آره، ظاهرا یکی یه چیزی توش فرو کرده... 13:27.097 --> 13:28.432 ‫تا به زور باز بشه. 13:28.557 --> 13:30.059 ‫احتمالا زور زیادی نزده. 13:30.100 --> 13:32.311 ‫به این در میاد صد سال قدمت داشته باشه. 13:32.394 --> 13:34.396 ‫دویست. 13:34.480 --> 13:36.273 ‫بذار ببینم. 13:36.357 --> 13:39.944 ‫آره، یه جفت ردپا می‌ره بالا. 13:40.110 --> 13:41.529 ‫تنها بود. 13:41.612 --> 13:43.197 ‫ظاهرا سانحه اتفاقی بوده. 13:43.280 --> 13:44.448 ‫هوم. 13:44.532 --> 13:45.866 ‫ولی اینجا چی بود؟ 13:45.950 --> 13:49.537 ‫وای، عین بازی معماییه. 13:50.621 --> 13:52.581 ‫دینگ دینگ دینگ. 13:52.665 --> 13:53.707 ‫همخونی داره. 13:53.791 --> 13:55.000 ‫این تابلو تکون خورده. 13:55.125 --> 13:56.126 ‫«خطر.» 13:56.210 --> 13:57.962 ‫«وارد نشوید.» 13:58.045 --> 13:59.588 ‫چرا باید چنین تابلوی بزرگی رو ‫نادیده بگیره؟ 13:59.672 --> 14:02.299 ‫خب، اگه قفل در جلوش رو نگرفته، 14:02.424 --> 14:04.134 ‫گمون نکنم تابلو هم بگیره. 14:04.218 --> 14:05.177 ‫یا شاید ندیده بودش. 14:05.261 --> 14:08.556 ‫ولی اگه آلایا دیده بودش، 14:08.639 --> 14:12.977 ‫چرا باید تابلو می‌چرخوند؟ 14:15.312 --> 14:17.731 ‫اگه با من کار دیگه‌ای ندارین، 14:17.815 --> 14:22.820 ‫به خواهر داربی قول داده بودم ‫قبل از خاموشی بهش سر می‌زنم. 14:22.945 --> 14:25.155 ‫حالش خیلی بده. 14:25.322 --> 14:26.699 ‫شبتون به خیر. 14:28.784 --> 14:31.328 ‫[خطر!] 14:47.303 --> 14:48.721 ‫[مرگ آلایا جید در ۲۷ سالگی] ‫[مقتول ناقوس] 14:48.762 --> 14:50.514 ‫اصلا چی به جون اون دختر افتاده بود... 14:50.639 --> 14:53.851 ‫که از برج ناقوس دویست ساله ‫بالا رفته بود؟ 14:53.976 --> 14:57.646 ‫خب سروان، من اسم تعداد اندکی ‫از آهنگ‌های آلایا جید رو براتون می‌خونم. 14:57.730 --> 14:59.315 ‫«مصرف کن.» 14:59.398 --> 15:00.357 ‫«چاله.» 15:00.482 --> 15:02.776 ‫«باتونئشه‌ام»، بدون فاصله. 15:02.860 --> 15:03.944 ‫«نوشیدنی گازدار.» 15:04.028 --> 15:04.987 ‫«فراموشی.» 15:05.070 --> 15:06.614 ‫متوجه منظورت شدم. ممنون. 15:06.697 --> 15:08.782 ‫هنوز منتظر نتیجه سم‌شناسی‌ایم، ‫ولی من حدس می‌زنم... 15:08.866 --> 15:11.702 ‫سانحه اتفاقی بوده و احتمالا... 15:11.827 --> 15:13.078 ‫مصرف کرده بود. 15:13.203 --> 15:14.955 ‫بد موقع جای بدی رفته بود. 15:15.039 --> 15:16.457 ‫الزبت؟ 15:16.540 --> 15:18.208 ‫تو خیلی ساکت بودی. 15:19.001 --> 15:21.211 ‫دارم سعی می‌کنم صبر کنم ‫نوبتم بشه. 15:21.295 --> 15:22.630 ‫نوبتم شد؟ 15:25.549 --> 15:27.051 ‫من شک دارم. 15:27.134 --> 15:28.135 ‫خب، چرا؟ 15:28.218 --> 15:29.219 ‫یه تابلو دیدم. 15:29.345 --> 15:30.971 ‫نه، اشتباه برداشت نکنین. 15:31.055 --> 15:33.098 ‫یه تابلوی «وارد نشوید» بود... 15:33.223 --> 15:36.101 ‫که از جلوی راه‌پله جابه‌جا شده بود. 15:37.561 --> 15:39.647 ‫لطفا وایستین. 15:39.730 --> 15:43.233 ‫خیلی‌خب. اگه آلایا ‫تابلو رو جابه‌جا کرده بود، 15:43.359 --> 15:46.070 ‫چرا الکی زحمت کشید... 15:46.195 --> 15:47.947 ‫رو به دیوار بذاردش؟ 15:48.072 --> 15:49.406 ‫ببینین. من آلایام، 15:49.573 --> 15:51.951 ‫این‌ها راه‌پله‌ان، ‫تابلو هم تابلوئه. خب؟ 15:51.992 --> 15:53.911 ‫این راه‌حل ساده‌اشه. 15:54.036 --> 15:55.746 ‫خب؟ 15:55.913 --> 16:02.086 ‫یا می‌شه الکی... 16:02.211 --> 16:04.672 ‫سختش کرد. 16:04.755 --> 16:08.592 ‫ضمنا، اگه آلایا قفل رو شکسته بود، ‫از چی استفاده کرده بود؟ 16:08.676 --> 16:10.386 ‫فقط گوشیش همراهش بود. 16:10.469 --> 16:11.720 ‫خب، از گوشیش چه خبر؟ 16:11.804 --> 16:13.681 ‫چیزی نداشت که اطلاعات بیشتری بده؟ 16:13.681 --> 16:17.434 ‫یه چیزی هست. آخرین پیامش ‫به آهنگ‌سازش... 16:17.601 --> 16:18.769 ‫شین سیلز بود. 16:18.894 --> 16:23.023 ‫«باید صحبت کنیم. خ مهمه.» 16:23.107 --> 16:25.025 ‫هیچ‌کدوم این کلمات رو درست ننوشته بود. 16:25.109 --> 16:27.027 ‫ضمنا، اینجا رو ببینین. 16:27.111 --> 16:30.114 ‫هشتگ «مرگ بر شین سیلز»... 16:30.280 --> 16:31.740 ‫تو کل دنیا پخش شده. 16:31.824 --> 16:34.451 ‫کل اینترنت می‌گن مرگش تقصیر اونه. 16:34.576 --> 16:36.578 ‫خب، یا می‌گن تقصیر اونه یا خدا. 16:36.662 --> 16:38.038 ‫خب، نمی‌تونیم از خدا بازجویی کنیم، 16:38.122 --> 16:39.999 ‫ببینیم می‌تونیم با اون آهنگ‌ساز ‫صحبت کنیم... 16:40.082 --> 16:43.585 ‫و ببینیم از آخرین لحظات آلایا جید ‫چی می‌دونه یا نه. 16:43.669 --> 16:44.962 ‫راستی، الزبت؟ 16:45.129 --> 16:46.672 ‫ببین می‌تونی بفهمی ‫وقتی آلایا جید می‌خواست... 16:46.755 --> 16:49.299 ‫از اون برج بالا بره، ‫چی تو سرش می‌گذشت یا نه؟ 16:49.425 --> 16:51.135 ‫گمون کنم تدی هوادارش باشه. 16:51.301 --> 16:52.553 ‫شاید یه چیزی بدونه. 16:52.553 --> 16:54.722 ‫آره، خیلی چندش بود، 16:54.805 --> 16:57.558 ‫ولی در واقع استعاری و طنز بود. 16:57.641 --> 16:59.393 ‫داشت استفاده ابزاری از دخترها رو... 16:59.476 --> 17:01.645 ‫- نقد می‌کرد. ‫- پرفروش‌ترین آلبومش بود. 17:01.729 --> 17:03.439 ‫چندتا آلبوم داشت؟ 17:03.522 --> 17:05.315 ‫- هفت‌تا. ‫- خیلی‌خب. 17:05.482 --> 17:08.027 ‫هفت آلبوم استودیویی، 17:08.152 --> 17:11.155 ‫شش تور فروش‌رفته... 17:11.280 --> 17:13.699 ‫و تقریبا چهل میلیون آلبوم فروش‌رفته. 17:13.824 --> 17:15.325 ‫چقدر سرش شلوغ بود. 17:15.409 --> 17:16.577 ‫آره، ولی همیشه بیشترین سود... 17:16.660 --> 17:18.162 ‫نصیب شین می‌شد. ‫اون صاحبش بود. 17:18.287 --> 17:21.290 ‫هوادارهاش که «جم» صداشون می‌زد ‫ازش متنفر بودن. 17:21.373 --> 17:23.000 ‫به نظرشون راه بدی جلوش باز کرد. 17:23.083 --> 17:26.003 ‫دعوا با پاپاراتزی‌ها، ‫رسوایی بی‌وفاییش، 17:26.128 --> 17:27.963 ‫مشکل لباسش تو مراسم ‫نورپردازی درخت. 17:28.047 --> 17:29.506 ‫- اوهوم. ‫- از چند ماه پیش شایعه شده بود... 17:29.590 --> 17:31.425 ‫می‌خواد نشرش رو عوض کنه. 17:31.508 --> 17:34.970 ‫چطوری کسی با قدرت آلایا... 17:35.054 --> 17:36.889 ‫وقت داشت که این‌جوری... 17:37.014 --> 17:38.432 ‫کم بیاره؟ ‫هر هفته... 17:38.515 --> 17:40.184 ‫تو صفحه اصلی اخبار بود. 17:40.267 --> 17:42.186 ‫حالا که حرفش شد، ‫نمی‌خواستم تا رسمی نشده... 17:42.269 --> 17:45.355 ‫چیزی بگم، ‫البته هنوز واقعا رسمی نشده... 17:45.439 --> 17:47.066 ‫اولین سطر امضای تدی رو بهش دادن. 17:47.191 --> 17:49.443 ‫وایستا ببینم، چی؟ تدی! 17:49.526 --> 17:51.403 ‫شگفت‌انگیزه. 17:51.528 --> 17:53.030 ‫مطلبش چیه؟ 17:53.155 --> 17:56.116 ‫می‌شه گفت راجع به الک بلومه. ‫تو سخنرانی سیاسیش... 17:56.200 --> 17:58.535 ‫به یه کارمند مترو به نام پیت ‫اشاره می‌کنه... 17:58.619 --> 18:00.162 ‫که وقتی تو بچگیش بی‌خانمان بود... 18:00.245 --> 18:02.039 ‫بهش از ساندویچ خودش می‌داد. 18:02.122 --> 18:03.791 ‫با خودم گفتم می‌شه ازش مطلب نوشت. 18:03.874 --> 18:06.794 ‫کارمند شهرداری که به شهردار آینده نیویورک ‫غذا می‌داد؟ ایول. 18:06.877 --> 18:08.170 ‫خیلی قشنگ می‌شه. 18:08.253 --> 18:09.797 ‫آره. کاش می‌شد. 18:09.880 --> 18:12.424 ‫ویراستارم تا آخرهفته می‌خوادش، 18:12.549 --> 18:13.801 ‫ولی هنوز طرف رو پیدا نکردم. 18:13.884 --> 18:17.805 ‫آها، خیلی‌خب. ‫خب، اسم کوچکش رو بلدیم. 18:17.888 --> 18:20.557 ‫شغلش رو بلدیم، ‫می‌دونیم ساندویچ دوست داره. 18:20.682 --> 18:23.644 ‫آها. خب، من کل اعضای... 18:23.727 --> 18:25.813 ‫صنف ترابری نیویورک رو ‫از ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۴ مرور کردم... 18:25.896 --> 18:29.608 ‫و شصت و هشت پیتر پیدا کردم... 18:29.733 --> 18:32.236 ‫و تا الان از پیتر اِی تا پیتر ای ‫رو تماس گرفتم. 18:32.402 --> 18:34.404 ‫پسر خودمی. 18:34.446 --> 18:35.656 ‫[کلانتری نیویورک] 18:35.697 --> 18:37.491 ‫خیلی بیشتر طول می‌کشه؟ 18:37.574 --> 18:38.492 ‫من تو ویو میز شام رزرو کردم. 18:38.575 --> 18:39.743 ‫خب، ما فقط می‌خوایم... 18:39.785 --> 18:41.411 ‫ذهنیت آلایا رو در زمان... 18:41.495 --> 18:42.663 ‫وقوع سانحه درک کنیم... 18:42.746 --> 18:45.165 ‫و تو بهتر از هر کسی می‌شناختیش. 18:45.249 --> 18:46.834 ‫با این حال، بهت نمیاد خیلی... 18:46.917 --> 18:48.710 ‫از مرگش ناراحت شده باشی. 18:48.794 --> 18:50.462 ‫من ناراحت نیستم. عصبانی‌ام. 18:50.587 --> 18:52.172 ‫اصلا می‌دونین الان تکمیل کردن آلبوم... 18:52.256 --> 18:53.674 ‫چقدر سخت‌تر می‌شه؟ 18:53.757 --> 18:57.761 ‫گمون کنم... خیلی؟ 18:57.845 --> 19:00.013 ‫خوش‌بختانه غیرممکن نیست. 19:00.097 --> 19:03.016 ‫ببینین، من به اصطلاح صاحب «آلایا جید» هستم. 19:03.100 --> 19:05.769 ‫آثارش، تصاویرش، همه‌چیش. 19:05.853 --> 19:07.688 ‫ولی خود ستاره پاپ رو نداری. 19:07.771 --> 19:09.690 ‫هوم، واقعا این‌طور نیست. 19:09.773 --> 19:11.358 ‫ببینین، من به فضای ابریش دسترسی دارم، 19:11.441 --> 19:12.985 ‫یعنی به تک‌تک ترانه‌هایی... 19:13.068 --> 19:14.361 ‫که به ذهنش رسیده دسترسی دارم، 19:14.444 --> 19:17.447 ‫به تک‌تک نسخه‌های اولیه ‫و یادداشت‌های صوتی دسترسی دارم... 19:17.573 --> 19:18.866 ‫و حداقل تا دو آلبوم دیگه کافی‌ان. 19:18.949 --> 19:23.162 ‫اگه تو حموم هم آواز خونده باشه، ‫صاحبش منم. 19:23.996 --> 19:25.789 ‫چندشم شد. 19:25.914 --> 19:30.335 ‫تو عمر کوتاهش دستاوردهای زیادی داشت. 19:30.460 --> 19:35.132 ‫از کجا وقت پیدا کرد ‫که این‌قدر اذیت بشه؟ 19:35.215 --> 19:37.634 ‫- مصرفش رو می‌گین؟ ‫- هوم. 19:37.759 --> 19:40.137 ‫من اون اخبار رو پخش کردم ‫که خفن‌تر جلوه کنه. 19:40.304 --> 19:42.055 ‫هیچ‌کس ستاره پاپ حوصله‌سربر نمی‌خواد. 19:42.139 --> 19:44.683 ‫سر آلایا خیلی شلوغ بود. 19:44.808 --> 19:48.145 ‫در واقع، زندگیش عین یه... 19:48.270 --> 19:49.188 ‫راهبه بود؟ 19:49.313 --> 19:50.480 ‫دقیقا. 19:50.647 --> 19:52.316 ‫آها، حالا که حرف از راهبه شد، 19:52.482 --> 19:54.902 ‫گمون کنم الان دیگه راهبه‌ها ‫خونه‌شون رو نگه می‌دارن. 19:54.985 --> 19:56.153 ‫نه بابا، عمرا. 19:56.236 --> 19:57.613 ‫اون ملک تو منهتن خیلی خریدار داره. 19:57.696 --> 19:59.239 ‫خودم با اسقف در ارتباط بودم. 19:59.323 --> 20:01.491 ‫اگه بجنبیم، احتمالا می‌تونیم... 20:01.658 --> 20:06.663 ‫عید پاک یه کنسرت تمام‌انگاری ‫آلایا جید برگزار کنیم. 20:06.747 --> 20:08.498 ‫برمی‌خیزه. 20:10.459 --> 20:12.502 ‫[خیلی دیر یا اسکاتی بریستول] ‫[زندگیش عین یه راهبه بود] 20:15.714 --> 20:17.424 ‫عه، خواهر فرانسیس. 20:17.507 --> 20:19.134 ‫چی شده که افتخار دیدارت نصیبم شده؟ 20:19.218 --> 20:21.011 ‫ببخشید این‌جوری مزاحم شدم. 20:21.136 --> 20:24.348 ‫دیشب فرصت نکردم ‫بابت محبتت به خواهر داربی... 20:24.473 --> 20:25.933 ‫ازت تشکر کنم. 20:26.016 --> 20:28.185 ‫این رو واسه تشکر آوردم. 20:28.352 --> 20:29.519 ‫وای. 20:29.645 --> 20:31.939 ‫ضمنا، امیدوار بودم مجابت کنم... 20:32.022 --> 20:34.274 ‫این آخرهفته تو خیریه غذامون... 20:34.358 --> 20:35.609 ‫شرکت کنی. 20:35.692 --> 20:38.320 ‫آخرین خیریه غذامون ‫قبل از رفتنمونه. 20:38.403 --> 20:41.531 ‫وای، با کمال میل میام. 20:41.615 --> 20:44.201 ‫ممنون. آخی، این خیلی... 20:44.368 --> 20:47.537 ‫خیلی لطف داشتی خواهر. 20:47.704 --> 20:49.957 ‫وای. عسل. 20:50.040 --> 20:52.209 ‫- خیلی لطف داری. ‫- خواهرها قبلا... 20:52.209 --> 20:56.546 ‫تو حیاط کندو داشتن، ‫ولی از هم پاشید. 20:56.672 --> 20:59.216 ‫شاید این احساساتت به‌خاطر... 20:59.341 --> 21:01.301 ‫از هم پاشیدن یه چیز دیگه است؟ 21:01.385 --> 21:04.388 ‫خبرش واسه خواهرها خیلی دردناک بود. 21:04.513 --> 21:06.473 ‫خب، مادر کنستانس یه‌جوری می‌گفت... 21:06.556 --> 21:08.558 ‫که انگار فروش کار خوبیه. 21:08.684 --> 21:10.227 ‫خودش شخصا تأیید کرده بود. 21:10.310 --> 21:12.896 ‫نه بابا، نه، نه، نه، نه، نه. 21:12.980 --> 21:17.401 ‫مادر کنستانس اصلا نمی‌خواست به فروش بره. 21:17.526 --> 21:22.406 ‫به عمرم ندیده بودم ‫اون‌قدر عصبانی باشه. 21:23.198 --> 21:25.575 ‫الزبت... 21:25.701 --> 21:27.411 ‫می‌شه یه اعترافی بکنم؟ 21:27.536 --> 21:30.414 ‫احیانا قبلش وکیل نمی‌خوای؟ 21:32.416 --> 21:33.875 ‫من تو عباداتمون، 21:33.959 --> 21:38.422 ‫از خدا خواستم یه کاری بکنه، ‫هر کاری بکنه... 21:38.547 --> 21:40.465 ‫تا جلوی فروش صومعه رو بگیره. 21:40.590 --> 21:43.093 ‫حتما صدام رو شنیده بود، آخه... 21:43.218 --> 21:45.429 ‫وقتی ساعت ۶:۰۰ شد، 21:45.595 --> 21:47.764 ‫دعام برآورده شد. 21:47.889 --> 21:50.100 ‫خیلی عذاب وجدان دارم. 21:50.225 --> 21:52.269 ‫وای خواهر. 21:52.394 --> 21:55.355 ‫نباید خودت رو واسه امیدواریت ‫مقصر بدونی. 21:55.439 --> 21:57.441 ‫خب؟ بیا. 22:01.611 --> 22:03.780 ‫وایستا ببینم. گفتی ۶:۰۰. 22:03.947 --> 22:07.617 ‫مگه ناقوس بعد از اتمام ‫عبادات عصرگاهی به صدا در نمیاد؟ 22:07.784 --> 22:10.454 ‫درسته. ساعت ۶:۰۰. 22:10.579 --> 22:13.457 ‫مگه این که خواهر داربی ‫دوباره دیر کرده باشه. 22:15.292 --> 22:17.627 ‫خدا خیرت بده خواهر. 22:18.503 --> 22:21.131 ‫بد موقع جای بدی نبوده. 22:21.256 --> 22:23.133 ‫زمانی واقعا بد بوده. 22:23.216 --> 22:24.634 ‫معما طرح کردی؟ 22:24.634 --> 22:26.928 ‫قرار بود ناقوس دقیقا ‫سر ساعت ۶:۰۰ به صدا در بیاد، 22:27.012 --> 22:29.473 ‫ولی ساعت ۵:۴۵ ‫با ۹۱۱ تماس گرفتن. 22:29.556 --> 22:31.224 ‫- الزبت... ‫- می‌خواین حساب کنیم احتمالش چقدره... 22:31.308 --> 22:34.561 ‫که تو تنها زمان بد طی این دویست سال ‫از برج ناقوس... 22:34.644 --> 22:36.980 ‫بالا بره؟ ‫اصلا سانحه نبود. 22:37.105 --> 22:38.982 ‫الزبت، یکی اعتراف کرده. 22:39.983 --> 22:42.027 ‫ایشون استنلی کالپپره. 22:42.152 --> 22:44.446 ‫می‌گه قاتل آلایا جیده. 22:44.529 --> 22:46.365 ‫اون دیگه کدوم خریه؟ 22:50.160 --> 22:53.330 ‫چی رو قبول نداری؟ ‫فیلمش رو داریم... 22:53.455 --> 22:55.040 ‫که دم آپارتمانش ‫و صومعه وایستاده بود. 22:55.123 --> 22:57.334 ‫اندازه چاقوی جیبیش... 22:57.501 --> 22:59.336 ‫دقیقا واسه شکستن قفل ‫برج ناقوس مناسبه. 22:59.461 --> 23:02.839 ‫تو گوشیش ۳۲ گیگ... 23:02.964 --> 23:04.549 ‫آز آلایا در سراسر شهر هست. 23:04.674 --> 23:07.302 ‫ضمنا، یادمون نره، ‫خودش اعتراف کرده. 23:07.386 --> 23:08.220 ‫دروغ می‌گه. 23:08.345 --> 23:09.721 ‫بذار یه کاری بکنم. 23:11.973 --> 23:13.350 ‫سلام استن. 23:13.475 --> 23:15.811 ‫گفته بودی... 23:15.894 --> 23:17.771 ‫چرا آلایا جید رو کشتی؟ 23:17.854 --> 23:19.815 ‫ازش خوشم نمی‌اومد. 23:19.898 --> 23:23.110 ‫بین خودمون باشه، ‫من هم طرفدارش نبودم. 23:23.193 --> 23:26.321 ‫همیشه خیلی فیلم بازی می‌کرد. ‫می‌گیری چی می‌گم؟ 23:26.405 --> 23:29.533 ‫اسم واقعیش رو می‌دونستی؟ ‫آلیسا جرگلند. 23:29.699 --> 23:30.867 ‫اهل سنت لوییس بود. 23:31.034 --> 23:33.703 ‫آهنگش هم هیچ‌وقت درک نمی‌کردم. 23:33.829 --> 23:35.205 ‫همیشه خیلی ساده بود. 23:35.330 --> 23:37.791 ‫سطحی بود. ‫اگه یه بار دیگه مجبور بشم... 23:37.874 --> 23:40.085 ‫اون آهنگ «چاه» رو گوش بدم. 23:40.210 --> 23:42.546 ‫«چاله» است. ‫اسم اون آهنگ «چاله» است. 23:42.712 --> 23:45.215 ‫اسمش هم آلینا جیکوبز بود ‫و اهل کانزاس سیتی بود، 23:45.382 --> 23:47.092 ‫نه آلیسا جرگینز اهل سنت لوییس. 23:47.217 --> 23:49.010 ‫درست تحقیق کنین دیگه. 23:49.094 --> 23:51.346 ‫امان از دستتون، طرف نابغه بود. 23:52.848 --> 23:54.099 ‫اون قاتل نیست. 23:54.224 --> 23:55.267 ‫یه «جم»ـه. 23:55.392 --> 23:58.728 ‫طرفداریه که نمی‌دونه علاقه‌اش رو ‫چه‌جوریه بروز بده. 23:58.895 --> 24:02.858 ‫اولین سرنخم قاب گوشیش بود ‫که عکس آلایا جید داشت. 24:02.941 --> 24:05.110 ‫فقط می‌خواستم بخشی از داستانش باشم. 24:05.235 --> 24:09.281 ‫حاضر بودی بری زندان ‫که فقط حس کنی بهش نزدیک‌تری؟ 24:09.406 --> 24:10.866 ‫هنوز هم حاضرم. 24:10.949 --> 24:12.659 ‫می‌دونی چرا آلایا رفته بود ‫بالای برج ناقوس؟ 24:12.742 --> 24:15.120 ‫نه، ولی... 24:15.245 --> 24:17.372 ‫شاید اون خانم لباس‌مشکی بدونه. 24:17.456 --> 24:19.082 ‫من عکس گرفته بودم. 24:20.750 --> 24:22.461 ‫سلام، من با آقای پیتر... 24:22.586 --> 24:23.920 ‫هانیگان کار دارم. 24:24.087 --> 24:25.630 ‫من مایل نیستم چیزی بخرم. 24:25.714 --> 24:27.466 ‫نه آقای هانیگان، ‫من محقق... 24:27.591 --> 24:28.884 ‫«نیویورک ویو» هستم. 24:28.967 --> 24:30.177 ‫امیدوارم بودم راجع به دوران کاریتون... 24:30.260 --> 24:31.887 ‫در مترو چند سوال بپرسم؟ 24:31.970 --> 24:34.139 ‫آها. باشه. 24:34.264 --> 24:37.100 ‫می‌دونم احتمالش خیلی کمه، ‫ولی احیانا یادتون میاد... 24:37.100 --> 24:40.103 ‫پسر کم سن و سالی ‫حوالی دوازده ساله دیده باشین... 24:40.187 --> 24:41.855 ‫که تو ایستگاه برادوی شرقی بخوابه؟ 24:41.938 --> 24:44.065 ‫تقریبا حوالی سال ۱۹۹۰ بود. 24:44.149 --> 24:48.153 ‫اگه یادتونه، بهش ساندویچ می‌دادین؟ 24:48.278 --> 24:51.072 ‫آره، آره! معلومه! 24:51.156 --> 24:53.241 ‫تو ایستگاه برادوی شرقی. 24:53.325 --> 24:56.536 ‫وای خدایا. عذر می‌خوام. 24:56.620 --> 25:01.833 ‫یعنی... خیلی خوشحالم ‫که پیداتون کردم آقای هانیگان. 25:01.958 --> 25:05.629 ‫برام مهم نیست دیوار مرکزیه! 25:05.754 --> 25:08.381 ‫زشته. یه کاریش بکن. 25:10.592 --> 25:15.472 ‫مادر... مادر، چه کمکی از دستم بر میاد؟ 25:15.555 --> 25:17.891 ‫خب، گمون کنم باید شجاعتت رو ‫تحسین کنم... 25:17.974 --> 25:20.936 ‫که با احتساب اون واقعه ‫خرید رو ادامه می‌دی. 25:21.019 --> 25:23.313 ‫خب، من اصلا نمی‌ترسم ‫که خدا کمرم رو بزنه. 25:23.438 --> 25:26.650 ‫آها، نباید نگران خدا باشه. 25:26.775 --> 25:29.152 ‫نه. راستش، میلیون‌ها نفر معتقدن... 25:29.319 --> 25:32.197 ‫حق آلایا بود که خدا کمرش رو زد. 25:32.322 --> 25:34.157 ‫ولی میلیون‌ها هوادارش باور دارن... 25:34.282 --> 25:36.117 ‫تو در مرگش دست داشتی. 25:36.201 --> 25:39.746 ‫الان که خرید رو تکمیل کنی، 25:39.829 --> 25:42.332 ‫انگار داری خودت رو تا آخر عمرت... 25:42.457 --> 25:45.835 ‫در معرض خطر قرار می‌دی. 25:54.386 --> 25:55.887 ‫سلام. 25:57.472 --> 26:00.100 ‫خودتونین، درسته؟ 26:00.183 --> 26:04.271 ‫آخه اگه خیلی زوم کنیم، 26:04.354 --> 26:06.273 ‫یه کپه خاک رؤیت می‌شه. 26:07.357 --> 26:12.070 ‫تکرار می‌کنم، ازم خواست ‫برج ناقوس رو ببینه، 26:12.195 --> 26:15.198 ‫من بهش گفتم ورود ممنوعه. 26:15.323 --> 26:18.994 ‫درسته. گفته بودین ‫از این بابت ناراحت شده بود. 26:19.077 --> 26:22.414 ‫ولی اینجا به نظر نمیاد ناراحت باشه. 26:22.539 --> 26:24.874 ‫به‌خاطر زاویه دوربینه. 26:25.041 --> 26:26.293 ‫آها. 26:26.376 --> 26:29.254 ‫شما به خدا اعتقاد داری خانم تاسیونی؟ 26:29.379 --> 26:31.506 ‫وای. 26:31.590 --> 26:34.050 ‫اِم... 26:34.134 --> 26:36.720 ‫گمون کنم نمی‌دونم. 26:36.886 --> 26:39.055 ‫خیلی می‌خوام اعتقاد داشته باشم. 26:40.140 --> 26:43.602 ‫من خواهرها رو تشویق می‌کنم سوال بپرسن. 26:43.727 --> 26:46.938 ‫سوال ایمان رو تقویت می‌کنه. 26:47.063 --> 26:51.026 ‫خیلی خوش‌شانسن ‫که چنین مادر روحانی بابصیرتی دارن. 26:51.109 --> 26:54.613 ‫من جایگاه مادر روحانی رو ‫شوخی نمی‌گیرم. 26:54.738 --> 26:58.116 ‫درسته، ریاست با منه، ‫ولی راهنمای روحانی، 26:58.241 --> 27:01.453 ‫محافظ و مهم‌تر از همه ‫مادرشون هستم. 27:01.578 --> 27:05.415 ‫وای. این همه مسئولیت ‫واسه یه نفر خیلی زیاده. 27:05.540 --> 27:07.959 ‫از من بشنوین، خودم تجربه دارم. 27:08.084 --> 27:10.378 ‫داشتم می‌گفتم، 27:10.462 --> 27:13.715 ‫خواهرها معمولا وقتی به دوراهی می‌خورن ‫به من مراجعه می‌کنن. 27:13.798 --> 27:17.469 ‫من موظفم راه درست رو نشونشون بدم، 27:17.594 --> 27:19.429 ‫همون‌طور که به خودم ‫نشون داده بودن. 27:19.554 --> 27:24.309 ‫خب، ظاهرا کارتون خیلی درسته. 27:24.434 --> 27:30.815 ‫یادم افتاد، لطف می‌کنین ‫بهم بگین خواهر داربی کجاست؟ 27:33.276 --> 27:34.486 ‫باورم نمی‌شه. 27:34.611 --> 27:36.696 ‫ما هر هفته «پدر جنایت» رو تماشا می‌کنیم... 27:36.780 --> 27:38.323 ‫و تو پدر گاروی رو می‌شناسی؟ 27:38.448 --> 27:40.617 ‫وای، خیلی رویاییه. 27:40.742 --> 27:43.787 ‫از نزدیک اون‌قدر جالب نیست. 27:43.870 --> 27:45.372 ‫اصلا لازم نیست کمکم کنی. 27:45.455 --> 27:47.707 ‫ولی هرچی بیشتر باشیم، ‫کار سبک‌تر می‌شه. 27:47.791 --> 27:49.876 ‫خیلی بهم خوش می‌گذره. 27:49.959 --> 27:51.670 ‫ولی یه سوال دیگه دارم. 27:51.795 --> 27:55.131 ‫خوشت میاد هر روز یه لباس بپوشی؟ ‫آخه من... 27:55.256 --> 27:58.343 ‫گاهی تو یه بعدازظهر ‫چهار پنج لباس مختلف می‌پوشم. 27:58.468 --> 27:59.803 ‫سرگرمی من لباس عروسیمه. 27:59.886 --> 28:02.180 ‫خیلی خوش‌شانسم که می‌تونم ‫هر روز بپوشمش، مگه نه؟ 28:02.263 --> 28:05.600 ‫وای، خیلی خاصه. 28:05.684 --> 28:07.268 ‫وای. 28:07.352 --> 28:09.813 ‫کاش من هم می‌تونستم هر روز ‫لباس عروسم رو بپوشم. 28:09.979 --> 28:13.942 ‫زندگی مشترکم خیلی عالی نبود. 28:14.025 --> 28:17.153 ‫ولی لباسم...؟ 28:17.946 --> 28:20.240 ‫اما گاهی نگرانم که راهبه خوبی نیستم. 28:20.323 --> 28:22.659 ‫چی؟ چرا چنین حرفی می‌زنی؟ 28:22.784 --> 28:25.829 ‫مدام خرابکاری می‌کنم. ‫باغبونی، ناقوس... 28:25.954 --> 28:27.706 ‫واسه همین الان ظرف‌شویی با منه. 28:27.831 --> 28:30.333 ‫دیروز چهارتا بشقاب انداختم. 28:32.001 --> 28:34.879 ‫خب، بی‌نقص نیستی. ‫هیچ‌کس ازت انتظار نداره بی‌نقص باشی. 28:35.004 --> 28:37.382 ‫- حتی خدا هم نداره. ‫- مادر کنستانس داره. 28:37.507 --> 28:39.884 ‫مخصوصا وقتی پای ناقوس وسط باشه. 28:40.009 --> 28:42.762 ‫زندگی خواهرها طبق ناقوسه. 28:43.847 --> 28:46.558 ‫خواهر داربی، شب مرگ آلایا، 28:46.683 --> 28:50.645 ‫ناقوس عبادت ۶:۰۰ ‫زمان اشتباهی به صدا در اومد. 28:50.729 --> 28:53.022 ‫طبق فیلم دوربین... 28:53.148 --> 28:54.441 ‫ساختمون اون‌ور خیابون، 28:54.524 --> 28:57.068 ‫ناقوس ۶:۰۰ صبح، 28:57.193 --> 29:00.613 ‫سر ظهر و ۵:۴۲ عصر ‫به صدا در اومد. 29:00.697 --> 29:03.950 ‫امکان نداره. ‫من ساعتم رو چک کرده بودم. 29:04.033 --> 29:05.744 ‫سه‌بار چک کرده بودم. 29:06.995 --> 29:08.580 ‫موقع شستن ظرف‌ها در آورده بودمش... 29:08.663 --> 29:10.665 ‫- تا خشک بمونه. ‫- موقع شستن ظروف... 29:10.749 --> 29:12.625 ‫کس دیگه‌ای هم اینجا بود؟ 29:12.709 --> 29:14.377 ‫خواهرها ظروفشون رو برام آوردن. 29:14.461 --> 29:16.629 ‫مادر کنستانس به کارم نظارت می‌کرد. 29:16.713 --> 29:18.882 ‫گمون نکنم... 29:19.007 --> 29:21.259 ‫اگه ناقوس حتی سی ثانیه ‫جابه‌جا بشه... 29:21.384 --> 29:22.927 ‫مادر کنستانس دعوام می‌کنه. 29:23.052 --> 29:26.222 ‫گمون کنم با هجده دقیقه ‫از کلیسا طرد بشم. 29:26.347 --> 29:29.601 ‫با این حال، اصلا هیچی نگفت. 29:31.186 --> 29:33.605 ‫پدر، من رو ببخش که گناه کردم. 29:33.730 --> 29:37.275 ‫سه روز از آخرین اعترافم می‌گذره. 29:37.400 --> 29:40.195 ‫من مرتکب یه گناه کبیره شدم. 29:40.278 --> 29:42.906 ‫هیچ گناهی از آمرزش خدا بزرگ‌تر نیست. 29:43.031 --> 29:48.119 ‫ممکنه اون زن جوان رو ترغیب کرده باشم... 29:48.244 --> 29:50.163 ‫از برج ناقوس بالا بره. 29:50.914 --> 29:53.750 ‫می‌ترسم اگه پلیس‌ها... 29:53.917 --> 29:56.461 ‫تحقیقاتشون رو ادامه بدن، 29:56.586 --> 29:58.087 ‫به کشفیاتی برسن... 29:58.171 --> 30:01.257 ‫که آسیب جبران‌ناپذیری ‫به کلیسا... 30:01.382 --> 30:05.804 ‫سو فرصت اسقفی شما وارد کنه. 30:06.638 --> 30:09.140 ‫عذر می‌خوام سروان، ‫ولی مأمورانتون... 30:09.265 --> 30:11.226 ‫و این خانم که معلوم نیست کیه... 30:11.309 --> 30:13.436 ‫دیگه بدون حکم حق ندارن بیان اونجا. 30:13.603 --> 30:16.564 ‫خودتون گفته بودین ‫مشخصه سانحه اتفاقی بوده. 30:16.648 --> 30:18.358 ‫مونسینور فرانک، ما صرفا می‌خوایم... 30:18.441 --> 30:19.859 ‫احتمال وقوع جرم رو حذف کنیم. 30:19.943 --> 30:21.569 ‫با سر زدن و ظرف شستن؟ 30:21.611 --> 30:23.488 ‫خواهرها تصمیم گرفتن زندگیشون رو... 30:23.613 --> 30:25.323 ‫در سکوت و عبادت بگذرونن. 30:25.448 --> 30:26.783 ‫نه تو «سسمی استریت.» 30:26.908 --> 30:29.035 ‫این چند روز اخیر به حد کافی ‫سختی کشیدن... 30:29.118 --> 30:31.996 ‫و این حضور غیرالزامی پلیس‌ها... 30:32.121 --> 30:34.082 ‫خیلی حواسشون رو پرت می‌کنه. 30:34.165 --> 30:36.501 ‫من اصلا نمی‌خواستم ‫حواسشون رو پرت کنم. 30:36.626 --> 30:38.253 ‫خودش پیش میاد. 30:38.336 --> 30:40.713 ‫سوالاتی راجع به این پرونده وجود داره ‫که هنوز به جوابشون نرسیدیم. 30:40.797 --> 30:43.049 ‫پس حکم بگیرین. ‫عمرا اگه بتونین قاضی رو... 30:43.132 --> 30:45.677 ‫قانع کنین برعکس شدن ‫تابلوی «خطر» دلیل کافیه. 30:45.802 --> 30:48.346 ‫راستی، بدونین وکلای باتجربه کلیسا... 30:48.471 --> 30:51.724 ‫آماده خدمت هستن. 30:51.808 --> 30:53.434 ‫روزتون به خیر. 30:55.144 --> 30:56.896 ‫از شونزده سالگی ‫که کلاس هندسه رو... 30:56.980 --> 30:58.982 ‫جیم شده بودم، ‫کشیشی دعوام نکرده بود. 30:59.065 --> 31:01.317 ‫داشتی راهبه‌ها رو اذیت می‌کردی؟ 31:01.442 --> 31:04.237 ‫داشتم یه راهبه به خصوص رو اذیت می‌کردم. 31:04.320 --> 31:06.739 ‫خب، دیگه راهمون نمی‌دن. ‫پس بهتره راه‌حل جدیدی... 31:06.781 --> 31:08.783 ‫واسه ورودتون به اون صومعه پیدا کنیم. 31:08.867 --> 31:09.993 ‫هوم. 31:10.952 --> 31:14.205 ‫- خانم‌ها، صبحتون به خیر. ‫- سلام. 31:14.330 --> 31:15.623 ‫ببینین کی رو آوردم. 31:15.707 --> 31:17.083 ‫واسه خیریه غذاتون اومدیم. 31:17.166 --> 31:19.878 ‫بفرمایین تو، بفرمایین. 31:23.506 --> 31:27.260 ‫سخت‌ترین بخش ایفای نقش ‫کشیش تو تلویزیون چیه؟ 31:27.343 --> 31:29.220 ‫احتمالا اون همه شنا رفتن. 31:30.680 --> 31:32.181 ‫خانم تاسیونی. 31:32.265 --> 31:34.309 ‫غافلگیر شدم که اینجا دیدمت، 31:34.392 --> 31:37.729 ‫آخه تأکید کرده بودیم ‫دیگه اینجا راهتون نمی‌دیم. 31:37.854 --> 31:41.941 ‫درسته. خواهر فرانسیس ‫دعوتم کرد داوطلب بشم. 31:42.025 --> 31:43.443 ‫می‌خواستم کمک کنم. 31:43.526 --> 31:46.029 ‫خیال کردی اون‌قدر احمقم ‫که باورم بشه؟ 31:46.154 --> 31:47.405 ‫نه، نه، نه، نه. 31:47.530 --> 31:48.907 ‫واقعا فقط... 31:49.032 --> 31:50.783 ‫می‌خوام کار خیر کنم. 31:50.867 --> 31:54.078 ‫خب، پرت کردن حواس خواهرها ‫با وسوسه مادی... 31:54.203 --> 31:55.663 ‫چه کار خیریه؟ 31:57.040 --> 31:58.458 ‫بد نیست چند نفر دیگه کمکمون کنن... 31:58.541 --> 31:59.709 ‫تا بارها رو تخلیه کنیم. 31:59.792 --> 32:01.920 ‫دوتا دیگه هم اومدن! 32:02.045 --> 32:03.296 ‫وانت؟ 32:03.379 --> 32:06.674 ‫عزیزان، جک درخواست کرد ‫به خیریه‌تون اهدا کنن... 32:06.758 --> 32:08.927 ‫و شگفت‌انگیزه که مهمان مشهور... 32:09.052 --> 32:10.929 ‫چقدر تأثیرگذاره! 32:11.596 --> 32:13.222 ‫واقعا لازم نیست ازم تشکر کنین. 32:13.306 --> 32:14.974 ‫سعی می‌کنم فداکار باشم. 32:15.058 --> 32:18.853 ‫چی بگم؟ متود بازی می‌کنم. 32:19.562 --> 32:23.650 ‫اجازه داری بمونی. ‫لطفا کاری نکن پشیمون بشم. 32:24.901 --> 32:26.945 ‫حداقل پیراهنت رو بذار تو شلوارت. 32:27.028 --> 32:29.155 ‫ماریسا، بهت که گفتم. ‫نیومدیم واسه ستاد عکس بگیریم. 32:29.238 --> 32:30.740 ‫معلومه که نه. 32:30.907 --> 32:32.992 ‫چون کلیساها شامل ماده ۵۰۱(۳) می‌شن ‫و نمی‌تونن از نامزدی حمایت کنن. 32:33.076 --> 32:36.663 ‫الک! اومدی! وای. ‫تو هم اومدی ماریسا. 32:36.746 --> 32:39.457 ‫خب، هیچ‌کدوم از مردم نیویورک ‫نباید گرسنه باشن. 32:39.582 --> 32:41.125 ‫- عه، بده به من. ‫- وای. 32:41.250 --> 32:42.543 ‫ممنون. 32:42.627 --> 32:44.921 ‫چطوره برین پیش خواهر آن... 32:45.046 --> 32:46.172 ‫تا کمکتون کنه. 32:46.255 --> 32:47.924 ‫یادتون باشه، با پا بلند کنین. 32:47.966 --> 32:49.759 ‫- آره. ‫- وای، الزبت! 32:49.884 --> 32:52.053 ‫خیلی ازت متشکریم. 32:52.136 --> 32:53.554 ‫خواهش می‌کنم. 32:53.638 --> 32:58.768 ‫ولی گمون کنم مادر کنستانس رو ‫با حضورم ناراحت کردم. 32:58.893 --> 33:00.019 ‫یه‌کم عذاب وجدان دارم. 33:00.103 --> 33:02.480 ‫با این حرفت کل زندگیم رو توصیف کردی. 33:02.605 --> 33:07.151 ‫نیتش خیره، ولی همیشه این‌جوری نبود. 33:07.944 --> 33:09.696 ‫واقعا؟ چطور مگه؟ 33:09.779 --> 33:14.409 ‫بین خودمون بمونه، ‫اون قدیم‌ها... 33:14.492 --> 33:15.535 ‫روحیه سرکشانه‌ای داشت. 33:15.618 --> 33:16.661 ‫مادر روحانی قبلیمون، 33:16.786 --> 33:17.829 ‫مادر ماری فیلیس، 33:17.954 --> 33:19.789 ‫اون‌قدر بهش سخت می‌گرفت... 33:19.872 --> 33:24.460 ‫که یه جای سری پیدا کرده بود ‫تا از دستش فرار کنه. 33:25.962 --> 33:28.798 ‫این جای سری... 33:49.360 --> 33:51.946 ‫وای! 33:52.030 --> 33:54.323 ‫نباید این‌جوری بی‌سروصدا ‫به مردم نزدیک بشی. 33:54.490 --> 33:56.492 ‫مگه «سرگیجه» رو ندیدی؟ 33:56.659 --> 33:58.286 ‫دنبال چی می‌گردی؟ 33:58.369 --> 34:00.830 ‫آها. خب... 34:00.955 --> 34:04.083 ‫گمون کنم دنبال هدف می‌گشتم. 34:04.167 --> 34:06.169 ‫می‌خوام بدونم دارم تغییر مثبتی... 34:06.252 --> 34:08.171 ‫- تو دنیا ایجاد می‌کنم... ‫- تو برج ناقوس. 34:08.296 --> 34:10.923 ‫تو برج ناقوس من دنبال چی می‌گردی؟ 34:11.007 --> 34:13.885 ‫آها. درسته. ببخشید. 34:14.010 --> 34:18.306 ‫گمون کنم... 34:20.850 --> 34:22.268 ‫این‌ها مال شمان. 34:22.351 --> 34:25.563 ‫اون مال دختری بود ‫که دیگه نمی‌شناسمش. 34:25.688 --> 34:29.442 ‫من یه عمر پیش ‫می‌اومدم اینجا و قایم می‌شدم... 34:29.525 --> 34:31.694 ‫که مادر روحانیم پیدا و مجازاتم نکنه. 34:31.819 --> 34:33.029 ‫مسلما مچم رو گرفت. 34:33.154 --> 34:36.282 ‫مسئولیت نظافت برج ناقوس رو ‫به من سپرد. 34:36.365 --> 34:38.701 ‫همون موقع ندای الهی رو شنیدم. 34:38.826 --> 34:42.705 ‫اینجا دم همین پنجره ایستاده بودم. 34:42.872 --> 34:48.628 ‫همون موقع دیدم آسمون دهن باز کرد و دیدمش. 34:48.711 --> 34:51.255 ‫نور الهی رو دیدم... 34:51.380 --> 34:53.800 ‫که زرین و ناب بود. 34:55.218 --> 34:57.929 ‫اون روز راهم رو نشونم داد. 34:58.054 --> 35:03.392 ‫گفت راهبر و محافظ خواهرهای ‫بانوی بخشنده‌مون باشم. 35:03.518 --> 35:06.687 ‫من نور الهی لازم ندارم، 35:06.771 --> 35:10.900 ‫ولی دارم دنبال جواب می‌گردم. 35:11.025 --> 35:14.904 ‫هرچقدر سعی می‌کنم... 35:18.241 --> 35:24.747 ‫نمی‌فهمم چی باعث شد ‫آلایا بیاد این بالا. 35:24.872 --> 35:28.543 ‫خداوند با بصیرت بی‌نهایتش... 35:28.626 --> 35:30.419 ‫به ما اختیار داده. 35:30.545 --> 35:33.422 ‫من استفاده دیگران از اختیارشون رو ‫زیر سوال نمی‌برم. 35:33.548 --> 35:36.592 ‫ولی آلایا اختیار نداشت. 35:36.717 --> 35:40.888 ‫تو چهارده سالگی با اهریمن ‫قرارداد بست و اختیارش رو از دست داد. 35:40.972 --> 35:45.434 ‫آدمی نبود که نافرمانی کنه. 35:45.518 --> 35:47.061 ‫عین تو نبود. 35:47.145 --> 35:52.608 ‫پس چرا دقیقا همون موقع اومد این بالا؟ 35:52.692 --> 35:55.444 ‫احتمالا هیچ‌وقت نمی‌فهمیم. 35:56.279 --> 36:00.408 ‫کاش خودش اینجا بود و بهمون می‌گفت. 36:02.451 --> 36:04.579 ‫از صومعه من برو. 36:05.997 --> 36:07.248 ‫زود باش. 36:10.793 --> 36:13.671 ‫چرا اعتراف نمی‌کنی یه حسی داری؟ 36:13.796 --> 36:16.007 ‫الک زرنگه، مهربونه، 36:16.132 --> 36:17.216 ‫- جذابه. ‫- جذابه. 36:17.300 --> 36:19.302 ‫الک خیلی خوبه. واقعا خوبه. 36:19.427 --> 36:22.054 ‫ولی به نظرم نمی‌شه. ‫دوست عادیه. 36:22.138 --> 36:24.765 ‫دوست عادیه، ولی وسط ستادش ‫وقت می‌ذاره... 36:24.849 --> 36:27.768 ‫تا واسه حمل جعبه‌ها تو کلیسا کمکت کنه؟ ‫حتما. 36:28.895 --> 36:32.231 ‫«به جدیدترین تک‌آهنگ آلایا جید...» 36:32.315 --> 36:33.774 ‫«به نام رستاخیز گوش بدین.» 36:33.858 --> 36:35.026 ‫این دیگه چه کوفتیه؟ 36:35.151 --> 36:37.028 ‫شین گفته بود اون‌قدر ‫صدای ضبط‌شده خانم داره... 36:37.111 --> 36:40.114 ‫که دو آلبوم بسازه. ‫وای، اصلا وقت تلف نکرد. 36:40.198 --> 36:43.367 ‫من طاقت ندارم. ‫کسی نوشیدنی نمی‌خواد؟ 36:51.500 --> 36:53.920 ‫♪ من اسیر افسون تو شدم ♪ 36:54.003 --> 36:55.463 ‫به نظرم اشتباهه. 36:55.546 --> 36:57.298 ‫- ♪ نور الهی... ♪ ‫- وایستا، بزن عقب. 36:58.507 --> 36:59.550 ‫♪ نور الهی... ♪ 36:59.675 --> 37:01.802 ‫تو هم شنیدی؟ 37:01.886 --> 37:03.095 ‫چی؟ چی رو شنیدم؟ 37:04.680 --> 37:07.516 ‫فهمیدم چرا آلایا جید ‫از اون برج ناقوس بالا رفت. 37:11.812 --> 37:16.525 ‫خواهران عزیزم، اقامتمون اینجا ‫داره به اتمام می‌رسه، 37:16.651 --> 37:18.611 ‫ولی من تا تک‌تکتون ‫تو اقامتگاه جدیدتون... 37:18.694 --> 37:20.613 ‫مستقر نشین، آروم و قرار ندارم. 37:28.913 --> 37:30.623 ‫کارآگاه، خیال می‌کردم ‫واضح و روشن گفتم. 37:30.706 --> 37:32.833 ‫خودتون و مأمورهاتون رو... 37:32.917 --> 37:34.961 ‫دیگه بدون حکم تفتیش اینجا راه نمی‌دیم. 37:35.044 --> 37:37.380 ‫شرمنده پدر، حکم تفتیش نداریم. 37:37.546 --> 37:40.675 ‫ولی یه حکم جلب داریم. 37:40.758 --> 37:42.009 ‫بر چه اساسی؟ 37:42.093 --> 37:45.054 ‫من رو ببخش مادر، ولی تو گناه کردی. 37:45.179 --> 37:46.555 ‫خیلی زیاد. 37:46.681 --> 37:48.391 ‫مثلا... 37:48.516 --> 37:51.394 ‫بنده خدا نباید شهادت دروغ بدهد. 37:51.560 --> 37:53.729 ‫وقتی گفتی پیشنهاد آلایا رو... 37:53.854 --> 37:55.231 ‫که به نفع کلیسا بود قبول کردی. 37:55.314 --> 37:57.441 ‫ولی به نقل از خواهر فرانسیس، 37:57.566 --> 37:59.485 ‫اون پیشنهاد رو رد کرده بودی، 37:59.568 --> 38:02.530 ‫اما اسقف بدون توجه به نظرت ‫کار خودش رو کرد. 38:03.364 --> 38:05.533 ‫بنده خدا نباید دزدی کند. 38:05.616 --> 38:09.203 ‫با این حال، ظرف‌شویی رو ‫به خواهر داربی سپردی... 38:09.287 --> 38:11.956 ‫تا بتونی ساعتش رو بقاپی ‫و ساعتش رو عوض کنی. 38:12.081 --> 38:13.457 ‫چرا باید چنین کاری بکنم؟ 38:13.582 --> 38:15.876 ‫چون می‌دونستی می‌تونی ‫آلایا جید رو ترغیب کنی... 38:15.960 --> 38:18.504 ‫دقیقا زمان به صدا در آوردن ناقوس... 38:18.587 --> 38:22.466 ‫دم اون پنجره غربی وایسته. 38:22.591 --> 38:24.093 ‫حالا به این فرمان می‌رسیم... 38:24.218 --> 38:27.471 ‫بنده خدا نباید آدم بکشد. 38:27.596 --> 38:31.017 ‫خانم تاسیونی، من اهل ایمانم، 38:31.100 --> 38:34.270 ‫ولی حتی من هم اهمیت مدرک رو درک می‌کنم. 38:34.395 --> 38:36.522 ‫چی گفته بودی؟ 38:36.605 --> 38:40.318 ‫«کاش آلایا اینجا بود ‫و خودش بهمون می‌گفت.» 38:41.861 --> 38:45.573 ‫♪ من اسیر افسونت شدم ♪ 38:45.656 --> 38:49.827 ‫♪ نور الهی، زرین و ناب ♪ 38:49.952 --> 38:53.122 ‫«نور الهی، زرین و ناب.» 38:53.247 --> 38:55.791 ‫وای، به نظرم آشناست. 38:55.875 --> 38:58.336 ‫تو غروبی رو که باعث شده بود... 38:58.461 --> 39:01.213 ‫خودت رو وقف خدا و این صومعه کنی، 39:01.297 --> 39:02.298 ‫این‌جوری توصیف نکرده بودی؟ 39:02.381 --> 39:03.716 ‫خیلی مسخره است. 39:03.799 --> 39:05.926 ‫طرف مرده. ‫حتی اگه مادر روحانی... 39:06.010 --> 39:07.970 ‫راجع به برج ناقوس ‫باهاش صحبت کرده باشه، 39:08.095 --> 39:09.680 ‫چطور ممکنه این رو ضبط کرده باشه؟ 39:09.805 --> 39:11.807 ‫نه، نه، نه. ‫خودشه. خودشه. 39:11.891 --> 39:14.226 ‫«من اسیر افسونت شدم،» 39:14.310 --> 39:16.937 ‫«نور الهی، زرین و ناب.» 39:17.021 --> 39:19.440 ‫شین سیلز به فضای ابری آلایا دسترسی داشت. 39:19.523 --> 39:22.735 ‫این یادداشت صوتی ۵:۲۸ عصر ‫ضبط شده بود 39:22.818 --> 39:25.738 ‫یعنی ۱۴ دقیقه پیش از بالا رفتنش ‫از برج ناقوس. 39:25.821 --> 39:31.827 ‫ساعت ۵:۴۲ که زمان دقیق غروب بود. 39:31.952 --> 39:35.539 ‫می‌دونستی می‌تونی با وعده رستگاری ‫آلایا جید رو قانع کنی... 39:35.664 --> 39:38.042 ‫از اون برج ناقوس بالا بره. 39:38.167 --> 39:42.129 ‫خودت از خواهر داربی استفاده کردی ‫تا کمرش رو بزنی. 39:42.213 --> 39:45.383 ‫همه‌اش واسه این بود که طاقت نداشتی ببینی... 39:45.508 --> 39:48.386 ‫خونه‌ات استودیوی موسیقی بشه. 39:49.178 --> 39:52.098 ‫مادر کنستانس. حقیقت داره؟ 39:53.724 --> 39:54.767 ‫نه. 39:54.850 --> 39:57.144 ‫پس به خدا قسم بخورین. 39:57.228 --> 40:02.274 ‫به حقیقت، عدالت و قضاوت خدا ‫قسم بخورین. 40:02.358 --> 40:05.194 ‫نمی‌تونم. 40:07.029 --> 40:08.697 ‫می‌شه لطفا من رو ببخشین؟ 40:08.823 --> 40:12.618 ‫نباید از ما طلب بخشش کنین مادر. 40:13.702 --> 40:15.788 ‫کنستانس ماری کابوت، 40:15.871 --> 40:19.875 ‫تو به جرم قتل آلایا جید بازداشتی. 40:20.000 --> 40:23.337 ‫فقط می‌خواستم خونه‌مون رو نجات بدم. 40:23.421 --> 40:25.840 ‫خیلی شرمنده‌ام که نتونستم ‫این کار رو بکنم. 40:25.923 --> 40:28.134 ‫ای بابا، نگران نباش. 40:28.217 --> 40:29.760 ‫من تقریبا موفق شدم. 40:29.885 --> 40:32.888 ‫ظاهرا خیریه غذای موفقمون... 40:33.055 --> 40:35.433 ‫توجه مطبوعات و هیئت محافظت... 40:35.558 --> 40:37.143 ‫از آثار باستانی رو جلب کرده. 40:37.226 --> 40:41.105 ‫طبق قانون، نه تنها این صومعه ‫نباید تخریب بشه، 40:41.230 --> 40:45.276 ‫بلکه باید کاملا نوسازی بشه ‫و به شکوه سابقش برگرده. 40:45.401 --> 40:48.028 ‫معجزه است! 40:48.863 --> 40:51.949 ‫واقعا نمی‌شه از کار خدا سر در آورد. 40:56.036 --> 40:58.164 ‫ممنون الزبت. 40:58.247 --> 41:01.375 ‫ممنون که به صومعه‌مون ‫جون دوباره دادی. 41:01.459 --> 41:05.421 ‫خب، دست آدم مناسبیه مادر فرانسیس. 41:05.588 --> 41:06.922 ‫ضمنا، همه‌اش کار الک بود. 41:07.047 --> 41:08.591 ‫همه‌اش کار تو بود. 41:08.716 --> 41:11.760 ‫چون تو خواستی تماس گرفتم. 41:11.927 --> 41:12.928 ‫همه‌اش کار تو بود. 41:13.012 --> 41:14.180 ‫من هم خیلی کارها کردم. 41:14.263 --> 41:15.931 ‫ولی عیبی نداره. ‫از دید مردم... 41:15.973 --> 41:17.850 ‫به نفع همه‌مونه. 41:17.892 --> 41:20.603 ‫بچه‌ها؟ ایشون... 41:20.728 --> 41:22.188 ‫هرجا ببینم می‌شناسمت. 41:22.271 --> 41:24.273 ‫خیلی از دیدار مجددت خوشحالم آقای هانیگان. 41:24.398 --> 41:25.441 ‫اصلا عوض نشدین. 41:25.566 --> 41:27.610 ‫ولی من اصلا تو رو نمی‌شناسم. 41:27.735 --> 41:30.154 ‫آره، چند وقتی گذشته. 41:30.279 --> 41:31.489 ‫باید صحبت کنیم. 41:31.614 --> 41:33.407 ‫- درست و حسابی. ‫- خب، بیاین، بیاین. 41:33.449 --> 41:35.868 ‫وقت عکس گروهیمونه. 41:35.951 --> 41:37.953 ‫وای، گمون کنم بهتره من نباشم... 41:38.120 --> 41:40.039 ‫بیا تو عکس الزبت! 41:40.122 --> 41:41.665 ‫باشه. 41:41.790 --> 41:43.667 ‫باز هم ممنون که این کار رو کردین ‫آقای هانیگان. 41:43.751 --> 41:45.294 ‫خیلی واسه الک ارزشمنده. 41:45.461 --> 41:46.754 ‫کی؟ 41:46.837 --> 41:49.673 ‫الک بلوم؟ ‫نامزد شهرداری رو می‌گم. 41:49.798 --> 41:51.300 ‫کاچ چی شد؟ 41:52.426 --> 41:56.055 ‫آقای هانیگان، الک بلوم همون بچه‌ایه ‫که خاطره‌اش رو گفتین، 41:56.138 --> 41:57.181 ‫یادتونه؟ 41:57.306 --> 41:59.099 ‫آها، آره. ‫معلومه که یادمه. 41:59.183 --> 42:00.476 ‫آره. 42:00.601 --> 42:03.145 ‫برده بودمش گرند کنیون. 42:03.229 --> 42:05.564 ‫آقای هانیگان، شما... 42:05.648 --> 42:08.234 ‫شما واقعا یادتونه زمستان ۱۹۸۹... 42:08.317 --> 42:09.401 ‫به پسری که تو ایستگاه ‫برادوی شرقی می‌خوابید... 42:09.485 --> 42:11.445 ‫کمک می‌کردین دیگه، مگه نه؟ 42:11.529 --> 42:14.156 ‫آقای هانیگان؟ ‫منتظر شماییم. 42:14.323 --> 42:16.825 ‫آره. 42:17.618 --> 42:20.538 ‫خیلی‌خب، همگی لبخند بزنین! 42:20.663 --> 42:22.331 ‫می‌خوام راهبه‌ها خوشحال باشن! 42:22.414 --> 42:24.333 ‫- جوشم چطوره؟ ‫- خوبه. 42:24.416 --> 42:26.126 ‫مامانت رو ببین. 42:26.210 --> 42:28.504 ‫معلومه داره عاشق الک بلوم می‌شه. 42:29.528 --> 42:35.528 www.Doostihaa.com