WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:29.446 --> 00:32.782 ‫[به پاسادینا خوش اومدین] 00:41.750 --> 00:46.671 ‫[کمیک‌سنتر پاسادینا] 00:46.796 --> 00:49.382 ‫[شرمنده، تعطیلیم] 00:51.968 --> 00:54.387 ‫- سلام استوارت. ‫- سلام برت. 00:55.055 --> 00:56.264 ‫جنس جدید چی داری؟ 00:57.724 --> 00:58.850 ‫هر بار می‌گی روده‌بر می‌شم. 01:01.853 --> 01:04.731 ‫فکر کنم دیگه وقتشه بتمن ۶۰۸ رو بخرم. 01:05.732 --> 01:07.442 ‫انتخاب معرکه‌ایه. 01:08.026 --> 01:09.194 ‫با چی تاخت می‌زنی؟ 01:09.277 --> 01:12.822 ‫نظرت با یه قوطی باقلا چیه؟ 01:12.906 --> 01:16.117 ‫ای بابا برت، بیخیال! ‫جنس این در حد نوئه. 01:16.201 --> 01:18.745 ‫واسه این احتمالا بتونم ‫دو تا خوراک گوشت دینتی مور بگیرم. 01:18.828 --> 01:20.080 ‫در کنارش... 01:20.872 --> 01:22.332 ‫ذرت خامه‌ای هم می‌دم. 01:22.415 --> 01:26.961 ‫باشه. واسه تولدم نگهش داشته بودم، ‫ولی می‌ذارمش روی معامله. 01:28.129 --> 01:29.589 ‫فنسی فیست دارما. 01:30.215 --> 01:31.341 ‫چه طعمیه؟ 01:31.424 --> 01:33.009 ‫- سالمونه. ‫- قبوله. 01:33.093 --> 01:35.178 ‫- ایول! ‫- دیوونه شدی؟ 01:35.804 --> 01:37.597 ‫هاکای اصلا لیاقت ‫نداره عضو اونجرز باشه. 01:37.680 --> 01:39.808 ‫عه، عه، عه... ‫اصلا وارد این بحث نشو. 01:39.891 --> 01:43.311 ‫یه یارو داری با تیر و کمان، ‫اونوقت قراره توی تیمی باشه... 01:43.394 --> 01:47.774 ‫که یه نفر با زره آهنی با آرک راکتور داره ‫و یکی دیگه‌شون رسما الهه رعد و طوفانه؟ 01:47.857 --> 01:49.109 ‫آخه این چه منطقی داره؟ 01:49.192 --> 01:52.070 ‫نمی‌دونم، آخه... ‫مگه این کارم منطقیه؟ 01:55.698 --> 01:59.911 ‫همین الان طی کشیدم! ‫کایل، ما که صحبت کرده بودیم. 01:59.994 --> 02:03.623 ‫- این اخطار سومت بود! ‫- ببخشید، خب؟ ولی تو که شنیدی چی گفت. 02:05.667 --> 02:07.418 ‫شرمنده. ولی اون شروع کرد. 02:08.336 --> 02:09.379 ‫باورم نمی‌شه. 02:09.420 --> 02:11.631 ‫- کمکم می‌کنی؟ ‫- آره بابا. 02:11.714 --> 02:14.551 ‫راستش من هم در مورد ‫گرین‌ارو همین حس رو دارم. 02:14.634 --> 02:16.970 ‫آره، همه این حس رو دارن، ‫ولی مگه مجبورن آدم بکشن؟ 02:20.890 --> 02:22.016 ‫بدرود! 02:22.100 --> 02:24.811 ‫- تا حالا فکر کردی این به کجا می‌رسه؟ ‫- نه. 02:25.395 --> 02:27.021 ‫- کار عاقلانه‌ایه. ‫- استوارت. 02:29.899 --> 02:30.900 ‫باید حرف بزنیم. 02:32.735 --> 02:34.696 ‫اوضاع خیت شد. 02:37.073 --> 02:38.908 ‫[تازه اوضاع قراره خیت‌تر هم بشه.] 02:38.950 --> 02:40.743 ‫[تیتراژ رو رد نکنین!] 02:40.785 --> 02:44.205 ‫[حتی به رد کردن تیتراژ فکر هم نکنین!] 02:44.205 --> 02:46.666 ‫[البته فکر شما که دست خودتونه، ‫ولی لب کلام: خودتون ضرر می‌کنین.] 02:49.294 --> 02:51.796 ‫[مثلا دنی الفمن آهنگساز همین تیتراژ بوده. ‫خدایی خیلی آدم رو می‌گیره، نه؟] 02:52.130 --> 02:53.506 ‫[طراحی گرافیکی رو داشتین؟] 02:53.548 --> 02:55.341 ‫[با توجه به اینکه بودجه‌مون ‫تقریبا صفر بود، زیاد بد نیستا.] 02:55.383 --> 02:56.467 ‫[بگذریم، این تیتراژ اولمون بود.] 02:56.509 --> 03:00.138 ‫[امیدواریم قسمت به قسمت بهتر بشه.] ‫[یا حداقل انتظار شما کمتر بشه.] 03:03.141 --> 03:06.895 ‫[قسمت یکم: اسپویل... گری می‌میره.] 03:11.566 --> 03:13.359 ‫تو دوقلوی همسان داشتی؟ 03:13.943 --> 03:15.069 ‫نه. 03:15.153 --> 03:16.988 ‫- خب، دو تا سوال دارم. ‫- فقط دو تا؟ 03:17.071 --> 03:20.074 ‫کلا چند ثانیه وقت دارم این رو توضیح بدم، ‫پس خواهشا حواست رو جمع کن. 03:20.158 --> 03:22.202 ‫- تو کی هستی؟ ‫- سوال اولم همین بود. 03:22.285 --> 03:24.996 ‫من خود توئم که از یه دنیای دیگه اومدم. 03:25.079 --> 03:27.498 ‫خب، سوال اول معلوم شد. ‫سوال دوم... 03:27.582 --> 03:28.625 ‫گوش کن چی می‌گم. 03:29.459 --> 03:32.587 ‫این کابوس آخرالزمانی ‫که توش زندگی می‌کنی، 03:32.712 --> 03:34.923 ‫می‌شه جلوش رو گرفت، ‫حتما نباید اینطوری بشه. 03:35.048 --> 03:37.300 ‫خب، الان تقریبا شش‌ تا سوال دارم. 03:37.383 --> 03:39.552 ‫- امکان نداره این من باشم. ‫- شبیهت که هست. 03:39.636 --> 03:42.513 ‫جشن فارغ‌التحصیلی، ‫املی منهارت، آب‌هلوی گازدار. 03:42.597 --> 03:44.474 ‫همه‌چی ردیف بود. ‫ولی تو روی دامنش بالا آوردی. 03:44.557 --> 03:45.975 ‫شبیه کارهاییه که تو می‌کنی. 03:46.059 --> 03:49.729 ‫- حداقل من رفتم جشن فارغ‌التحصیلی. ‫- من نتونستم برم. مشکل مونوسیت داشتم. 03:49.812 --> 03:51.272 ‫خواهش کردم. می‌گم زیاد وقت ندارم. 03:51.356 --> 03:54.651 ‫لئونارد هافستادر، ‫شلدون کوپر، هاوارد والوویتز. 03:54.734 --> 03:56.903 ‫- این‌ها رو یادته؟ ‫- آره، یه مشت خرخون بودن. 03:56.986 --> 03:58.112 ‫دیگ به دیگ می‌گه رو سیاه. 03:58.196 --> 03:59.322 ‫- باشه اصلا. ‫- بیراه نمی‌گی. 03:59.948 --> 04:04.911 ‫خلاصه، یه چیزی تو مایه‌های ‫درهم‌تنیدگی کوانتومی اختراع کردن، 04:04.994 --> 04:06.829 ‫که وقتی خراب شد همه‌تون اونجا بودین. 04:06.913 --> 04:08.081 ‫من هم بودم یا فقط این بود؟ 04:08.164 --> 04:10.250 ‫- مهم نیست! ‫- واسه من مهمه. 04:10.333 --> 04:14.045 ‫اصل مطلب اینه که واقعیت رو تغییر داد. ‫هیچ‌کدوم از این‌ها قرار نبود اینطوری بشه. 04:14.128 --> 04:17.590 ‫- منظورت از هیچ‌کدوم یعنی... ‫- یعنی هیچی دیگه! 04:18.967 --> 04:23.429 ‫این خشونت و ویرانی ‫و شکاف‌های ابعادی رو می‌گم! 04:23.513 --> 04:26.391 ‫- شکاف‌های ابعادی دیگه! ‫- حالا فهمیدیم. 04:26.474 --> 04:28.726 ‫هیچ‌کدوم این‌ها عادی نیست. 04:31.312 --> 04:33.356 ‫- مخصوصا اون یکی! ‫- اون بید غول‌پیکر رو می‌گی؟ 04:33.439 --> 04:36.526 ‫آره! آره! همون بید غول‌پیکر! 04:36.609 --> 04:39.028 ‫چراغ‌ها رو خاموش کنی، ‫کاری به کارت ندارن. 04:40.989 --> 04:43.449 ‫می‌تونی همه‌چی رو درست کنی. ‫دنیا رو به حالت اولش برگردونی. 04:43.533 --> 04:46.494 ‫- فقط باید بگردی دنبال... ‫- یه لحظه صبر کن. وایستا ببینم! 04:47.036 --> 04:50.915 ‫اگه تو خود من از یه جهان دیگه‌ای، ‫چطوری الان اینجایی؟ 04:50.999 --> 04:53.001 ‫نمی‌دونم. فیزیکدان کوانتوم که نیستم. 04:53.084 --> 04:54.836 ‫دانشکده طراحی رود آیلند رفتم. 04:54.919 --> 04:57.297 ‫- این رو نمی‌دونستم. ‫- آره بابا، لیسانس هنر دارم. 04:57.380 --> 04:59.507 ‫جدی؟ پس چرا شغل مرتبط انتخاب نکردی؟ 04:59.590 --> 05:01.676 ‫چیکار می‌کردم؟ ‫به بچه‌ها یاد می‌دادم میوه نقاشی کنن؟ 05:01.759 --> 05:03.594 ‫بچه‌ها، خواهش می‌کنم! 05:03.678 --> 05:06.556 ‫دستگاه هنوز تو دانشگاه کل‌تکه. ‫باید این کار رو بکنی... 05:06.639 --> 05:08.725 ‫یه لحظه وایستا یادداشتش کنم. 05:10.852 --> 05:12.020 ‫«کل...» 05:12.562 --> 05:13.771 ‫ای بابا! 05:14.355 --> 05:17.400 ‫- تکون دادنش چه دردی دوا می‌کنه؟ ‫- حرف نزن و گوش کن. 05:17.483 --> 05:19.902 ‫فکر کنم شاید یه ماژیک داشته باشم، ببخشید. 05:21.237 --> 05:23.406 ‫گوش کن! 05:24.032 --> 05:25.616 ‫وقتی به دستگاه رسیدین... 05:28.077 --> 05:29.787 ‫- گندش بزنن! ‫- چی... چی شد؟ 05:29.871 --> 05:33.624 ‫نمی‌دونم! دارم توی یه جور کرم‌چاله میفتم! 05:33.750 --> 05:36.127 ‫بخش مهم حرفم اینه که... 05:39.756 --> 05:41.674 ‫بعد... بعدش که پیدا کردی... 05:44.844 --> 05:47.972 ‫اینطوری همه‌چی درست می‌شه. 05:52.435 --> 05:53.478 ‫چیزی دستگیرت شد؟ 05:54.479 --> 05:55.855 ‫کلیت موضوع رو فهمیدم. 06:05.323 --> 06:06.991 ‫خوب گرفتی استیو! 06:07.075 --> 06:11.037 ‫- هوا چطوره؟ ‫- یه‌کم سرده. چند لایه لباس بپوش. 06:11.204 --> 06:13.998 ‫[کمیک‌سنتر پاسادینا] 06:14.123 --> 06:15.208 ‫بریم؟ 06:16.084 --> 06:19.087 ‫نمی‌دونم. یه‌کم دوبه‌شک شدم. 06:19.170 --> 06:21.881 ‫چی داری می‌گی؟ ‫بهمون ماموریت دادن. 06:21.964 --> 06:25.301 ‫- آره، ولی مگه تو حرف‌هاش رو باور می‌کنی؟ ‫- طرف خودت بودی. 06:25.385 --> 06:28.262 ‫همین رو می‌گم. از کی تا حالا ‫حرف من رو جدی می‌گیریم؟ 06:28.888 --> 06:31.265 ‫شاید بتونیم دنیا رو نجات بدیم. 06:31.349 --> 06:33.267 ‫نمی‌دونم، به نظرم باید ‫این سوال رو از خودمون بپرسیم. 06:33.393 --> 06:35.186 ‫واقعا دنیایی که توشیم انقدر بده؟ 06:37.480 --> 06:39.440 ‫به نظرم می‌تونه بهتر بشه. 06:49.367 --> 06:50.493 ‫چیکار می‌کنی؟ 06:51.035 --> 06:53.246 ‫مگه نمی‌بینی؟ ‫مسیریابی می‌کنم تا بریم کل‌تک. 06:53.329 --> 06:54.747 ‫با نقشه کاغذی؟ 06:55.248 --> 07:00.002 ‫اگه تمدن بشری نابود نشده بود، ‫از جی‌پی‌اس آیفونم استفاده می‌کردم. 07:01.587 --> 07:02.672 ‫اینجا رو باش. 07:04.841 --> 07:06.008 ‫بازی با دو تا... 07:06.092 --> 07:12.181 ‫بازی با دو تا جاندار گرسنه و وحشی، ‫همونطور که می‌بینین کار سختی نیست، ولی... 07:13.474 --> 07:18.688 ‫بازی با سه‌ تاشون... رسما حماقته. 07:19.981 --> 07:21.732 ‫توی وگاس دیده بودمش. 07:21.816 --> 07:23.609 ‫خیلی شب باحالی بود. 07:23.693 --> 07:26.737 ‫می‌دونی توی وگاس اجرای کی خیلی بهم چسبید ‫در حالی که فکرش هم نمی‌کردم؟ 07:26.821 --> 07:28.281 ‫سلین دیون. 07:28.364 --> 07:30.575 ‫شرمنده. 07:36.205 --> 07:37.206 ‫خب دیگه. 07:38.499 --> 07:40.126 ‫همینه. 07:46.090 --> 07:47.300 ‫دم شما گرم! 07:47.383 --> 07:51.387 ‫ما پن و تلر هستیم، ‫تا دم مرگ همین‌جا پیشتونیم! 08:08.029 --> 08:09.071 ‫بید رو بپا. 08:13.826 --> 08:17.580 ‫یا خدا؛ نگاه کن. نخ دندونه! 08:17.663 --> 08:20.708 ‫- فقط عجله کن، داره تاریک می‌شه. ‫- آره، باشه، باشه. 08:20.791 --> 08:23.711 ‫ببخشید، یه وجب نخ دندون چند؟ 08:23.794 --> 08:26.380 ‫- نعنایی یا معمولی؟ ‫- بی‌زحمت معمولیش رو بدین. 08:32.929 --> 08:35.389 ‫دستت درد نکنه. به‌به، اینجا رو ببین. 08:36.390 --> 08:38.351 ‫سلامت لثه که قیمت نداره. 08:41.229 --> 08:45.983 ‫- آخیش، چه حالی می‌ده. ‫- خرابش نکن، شریکیه‌ها! 08:48.778 --> 08:49.904 ‫صدای خوبی نبود. 08:53.157 --> 08:54.367 ‫استوارت؟ 08:55.910 --> 08:56.911 ‫دنیز؟ 08:56.994 --> 08:59.497 ‫- فکر کردم مردی. ‫- من هم فکر کردم تو مردی! 09:00.915 --> 09:03.125 ‫خب، چیکارها کردی؟ 09:03.209 --> 09:05.628 ‫بیشتر خفت‌گیری و دزدی کردم. ‫هنوز روی فیلمنامه‌ام کار می‌کنم. 09:05.711 --> 09:07.922 ‫- ایول، آفرین. ‫- آره. خودت چطوری؟ 09:08.005 --> 09:10.508 ‫- بد نیستم. مغازه رو هنوز دارم. ‫- چه خوب. 09:10.591 --> 09:11.592 ‫چه خبر شده؟ 09:12.301 --> 09:13.803 ‫غمت نباشه گری. ‫این‌ها رو می‌شناسم. 09:13.886 --> 09:16.347 ‫یعنی دزدی نمی‌کنیم؟ کسی رو نمی‌کشیم؟ ‫پس داریم چیکار می‌کنیم؟ 09:16.430 --> 09:20.268 ‫- یادته درباره استوارت بهت گفتم؟ ‫- آره. چطوری؟ گری هستم. 09:20.351 --> 09:21.394 ‫سلام. 09:22.353 --> 09:24.063 ‫خب، یعنی شما دو تا... 09:24.146 --> 09:26.232 ‫حتما درک می‌کنی. آخه فکر کردم مردی. 09:26.315 --> 09:28.234 ‫آره، نه. راست می‌گی. درسته. 09:28.317 --> 09:30.736 ‫راستش قضیه‌اش خنده‌داره. ‫گری خاطرخواه دوستم لیزا بود. 09:30.820 --> 09:32.321 ‫آره، دختر خوبی بود. یهودی بود. 09:32.405 --> 09:35.741 ‫آره، خلاصه اون لیزا رو ‫آدم‌خوارهای شرمن‌اوکس خوردن. 09:35.825 --> 09:37.535 ‫ای وای. 09:37.618 --> 09:39.412 ‫گوشت انسان که خورردنی نیست. 09:39.495 --> 09:42.832 ‫ولی فکر کنم فقط وقتی مهمه ‫که آدم‌خوارها هم یهودی باشن. 09:45.585 --> 09:48.254 ‫بگذریم، ما هم... ‫توی این غم با هم شریک شدیم. 09:48.379 --> 09:50.673 ‫- خانوم کارش درسته، قبول داری؟ ‫- خب... 09:51.632 --> 09:55.219 ‫راستش من بیشتر ‫حواسم به عملکرد خودم بود. 09:56.762 --> 10:00.891 ‫- بگذریم، ما دیگه بریم. ‫- آره، می‌ریم کل‌تک. ماموریت داریم. 10:00.975 --> 10:03.853 ‫کل‌تک دیگه وجود نداره. ‫هرچی ازش مونده دام مرگه. 10:03.936 --> 10:05.104 ‫ما هم چاره‌‌ای نداریم. 10:05.187 --> 10:07.732 ‫آره، نسخه موازی من از یه جهان دیگه اومد... 10:07.815 --> 10:09.775 ‫بهم توضیح داد چطوری ‫جلوی این آخرالزمان رو بگیرم. 10:09.859 --> 10:13.154 ‫- خیلی خفن بود. ‫- نسخه موازیت اومد؟ 10:13.237 --> 10:15.615 ‫آره، عین خودش رنگ‌پریده بود ‫و صداش روی اعصاب بود. 10:15.698 --> 10:17.033 ‫انگار توی آیینه نگاه می‌کردم. 10:17.116 --> 10:19.410 ‫خب، موفق باشین. 10:19.493 --> 10:22.204 ‫- آره، خوشحال شدم دیدمت. ‫- همچنین، من هم همینطور. 10:22.705 --> 10:25.541 ‫خوش بگذره با... غارت کردن و این حرف‌ها. 10:26.834 --> 10:27.918 ‫فعلا. 10:31.589 --> 10:34.425 ‫- این دو تا می‌میرن. ‫- آره بابا. 10:40.389 --> 10:44.268 ‫- اوضاع خیت به نظر میاد. ‫- به خاطر تفنگ‌هاشون می‌گی؟ 10:45.519 --> 10:47.271 ‫بله، دقیقا به خاطر تفنگ‌هاشون گفتم. 10:50.107 --> 10:53.778 ‫- دنیز، داری چیکار می‌کنی؟ ‫- می‌خوام خودت رو به کشتن ندی. 10:53.819 --> 10:56.197 ‫من نگران جون تو نیستم، ‫فقط می‌خوام خودم تنها نباشم. 10:56.280 --> 10:57.281 ‫گری! 10:57.365 --> 10:58.366 ‫- لطف داری. ‫- ممنون. 10:58.449 --> 11:00.993 ‫- نقشه چیه؟ ‫- راستش، نقشه خاصی ندارم. 11:01.077 --> 11:03.829 ‫- تازه وارد ژانر اکشن شدم. ‫- خب، روال کار اینطوریه. 11:03.913 --> 11:05.373 ‫من دم در اصلی حواسشون رو پرت می‌کنم. 11:05.456 --> 11:07.917 ‫شما سه تا سمت ورودی کامیون‌ها برین. 11:07.958 --> 11:09.001 ‫خب، بعدش چی؟ 11:09.085 --> 11:13.464 ‫کامیون‌ها که ایستادن، شیرجه می‌زنین زیرشون، ‫شاسی رو می‌گیرین و وارد می‌شین. 11:13.547 --> 11:15.508 ‫استاد، معلومه قبلا این‌کاره بودی. 11:15.591 --> 11:17.593 ‫قدیم‌ها توی یگان ویژه ارتش بودم. 11:17.677 --> 11:20.096 ‫ایول. من هم زمین‌شناس بودم. 11:21.639 --> 11:22.807 ‫- آماده‌اید؟ ‫- آره. 11:22.890 --> 11:28.396 ‫- یه لحظه. یعنی... یعنی شیرجه، بدو، بگیر؟ ‫- بدو، شیرجه، بگیر. 11:28.479 --> 11:33.859 ‫- ببخشید، من باید چشمی یاد بگیرم. ‫- با شماره سه. یک، دو، سه! 11:36.278 --> 11:37.613 ‫یا خدا! گری! 11:37.697 --> 11:40.032 ‫- تکون نخورین! ‫- دست‌ها بالا! 11:43.119 --> 11:46.455 ‫بهشون درباره نسخه موازی خودت بگو. 11:47.456 --> 11:48.999 ‫گری، الهی بمیرم! 11:49.083 --> 11:52.211 ‫فاجعه است. فاجعه. ‫ولی می‌دونی چیه‌؟ 11:52.294 --> 11:54.380 ‫بالاخره یکی دیگه رو پیدا می‌کنی. 11:55.131 --> 11:56.799 ‫شاید زودتر از چیزی که فکرش رو می‌کنی. 11:58.050 --> 11:59.176 ‫گم شو برو! 12:00.928 --> 12:03.222 ‫- عجبا! ‫- چی شد؟ 12:03.305 --> 12:05.725 ‫اینجا قبلا کلاس زمین‌شناسی من بود. 12:06.350 --> 12:09.478 ‫- مغزهای جوانی رو اینجا شکوفا کردم. ‫- می‌شه سروصدا نکنی؟ 12:10.980 --> 12:12.148 ‫راج؟ 12:14.525 --> 12:16.110 ‫شاید باشم. ممکنه باشم. 12:16.944 --> 12:18.154 ‫کی پرسیده؟ 12:18.946 --> 12:21.240 ‫منم راج، استوارتم. ‫توی کمیک‌فروشی کار می‌کردم. 12:23.993 --> 12:25.119 ‫استوارت؟ 12:25.202 --> 12:28.414 ‫آره، با برت کیبلر. ‫برت رو که می‌شناسی؟ 12:28.497 --> 12:31.000 ‫- برت؟ ‫- این هم دنیزه. دنیز رو یادت میاد؟ 12:33.544 --> 12:36.172 ‫شما واقعی نیستین. ‫شما رو... شما رو توهم زدم! 12:36.255 --> 12:38.507 ‫نه. نه، نه، نه. ‫واقعا اینجاییم. واقعا هستیم. 12:38.591 --> 12:41.093 ‫اگه توهمش هم بودیم باید ‫همین رو می‌گفتیم. 12:42.845 --> 12:46.140 ‫- تو اینجا چیکار می‌کنی؟ ‫- مگه نمی‌بینی؟ تو این اتاق حبس شدم. 12:46.223 --> 12:49.018 ‫سال‌هاست لباسم رو عوض نکردم ‫و دستشوییم این سطل مزخرفه! 12:50.311 --> 12:51.604 ‫یعنی زندانی هستی؟ 12:51.687 --> 12:54.982 ‫تو عروسیم فیل‌سواری می‌کردم، ‫حالا باید توی سطل دستشویی کنم! 12:55.065 --> 12:56.275 ‫مبارک باشه. 12:57.401 --> 13:00.237 ‫- بابت عروسی گفتم. ‫- آره، یه بید زنم رو خورد. 13:01.155 --> 13:05.826 ‫بگذریم، من وقت داشتم تا... ‫تا همه‌چی رو بفهمم،. 13:05.910 --> 13:08.662 ‫فهمیدم این دنیای ما ‫قطعا یه مشکل جدی داره. 13:08.746 --> 13:12.750 ‫می‌بینین؟ اینجا و اینجا اثباتش کردم. ‫اعداد که دروغ نمی‌گن. 13:12.833 --> 13:15.085 ‫- یعنی راست می‌گفتی؟ ‫- باورت نمی‌شد؟ 13:15.169 --> 13:17.379 ‫اینکه نسخه موازی خودت ‫بهت گفته چطور دنیا رو نجات بدی؟ 13:17.463 --> 13:19.006 ‫نه، اصلا باورم نشد. 13:19.089 --> 13:23.552 ‫حواستون رو جمع کنین! ‫لئونارد، شلدون و هاوارد. 13:23.636 --> 13:27.306 ‫اون‌ها یه دستگاه تداخل‌سنج ‫کوانتومی چندحالته ساختن. 13:27.389 --> 13:28.766 ‫حدس من هم همین بود. 13:28.849 --> 13:31.811 ‫دستگاه خراب شد ‫و همه‌چی رو تغییر داد، خب؟ 13:31.894 --> 13:34.605 ‫جهان، تاریخ، واقعیت ما رو تغییر داد. 13:34.688 --> 13:36.649 ‫باشه، باشه. عالی. ‫چطور... چطور درستش کنیم؟ 13:36.732 --> 13:39.109 ‫آره، این کار سختیه‌. می‌پرسی چرا؟ 13:39.777 --> 13:41.779 ‫ببینم، پرسیدی؟ ‫فرض می‌کنم که پرسیدی. 13:41.862 --> 13:46.116 ‫کار سختیه چون همه‌مون ‫اسیر «خبیث اعظم» هستیم. 13:46.200 --> 13:52.122 ‫خبیث اعظم هم دوست داره همه‌چی ‫دقیقا همینطوری بمونه. 13:53.541 --> 13:54.834 ‫خبیث اعظم کیه؟ 13:56.877 --> 14:00.130 ‫نمی‌تونم اسمش رو بیارم! ‫اگه اسمش رو بگم اتفاقات بدی میفته! 14:01.632 --> 14:02.925 ‫ببخشیدا، مگه ولدمورته؟ 14:03.008 --> 14:05.052 ‫کاش ولدمورت بود. ‫با اون حداقل می‌شد حرف زد. 14:05.135 --> 14:06.220 ‫ولی... 14:06.846 --> 14:09.723 ‫اگه به دستگاه برسیم، ‫واقعا می‌تونی جهان رو بازنویسی کنی؟ 14:09.807 --> 14:11.851 ‫سه سوت! ولی هیچ فایده‌ای نداره! 14:11.934 --> 14:14.979 ‫نگهبان‌های مسلح به طور شبانه‌روزی ‫دور اون دستگاه رژه می‌رن! 14:15.062 --> 14:17.398 ‫نه، بی‌فایده که نیست. ‫اون نسخه جهان موازیم گفت... 14:17.481 --> 14:19.483 ‫من اون فرد برگزیده‌ای هستم ‫که همه‌چی رو درست می‌کنه. 14:20.276 --> 14:21.694 ‫حالا «برگزیده» که نگفت. 14:21.777 --> 14:26.740 ‫-منظورش همون برگزیده بود. ‫- نه بابا، من که همچین برداشتی نکردم. 14:27.408 --> 14:28.742 ‫همه زانو بزنین... 14:28.826 --> 14:32.788 ‫خلیفه بزرگ پاسادینای جنوبی و ‫فلینتریج و مونروویا، تشریف آوردن! 14:32.872 --> 14:35.541 ‫حاکم مطلق دره سان‌گابریل! 14:35.624 --> 14:37.126 ‫من جلوی هیچ‌کس زانو نمی‌زنم! 14:37.960 --> 14:39.587 ‫باشه، آره. 14:42.089 --> 14:44.300 ‫سلام زندانیان عزیزم. 14:44.925 --> 14:46.719 ‫- کریپکی؟ ‫- وظیفه کریپکیه! 14:46.802 --> 14:48.137 ‫وظیفه نه، «ردیفه» بود. 14:49.179 --> 14:51.140 ‫- مگه من چی گفتم؟ ‫- گفتی «وظیفه»، در حالی که... 14:51.223 --> 14:54.143 ‫خبیث اعظم شما ایشونه؟ بری کریپکیه؟ 14:54.226 --> 14:57.813 ‫غلط کرد. تو رو خدا. ‫جوونی کرد. بهش رحم کن. 14:57.897 --> 15:02.943 ‫رحم نشون بدم؟ من ته رحمم! ‫خائنان در وصف من ترانه‌ها سرودن! 15:03.027 --> 15:06.614 ‫- می‌شه بلند شیم؟ ‫- هیچ‌کس جلوی وظیفه کریپکی نمی‌ایسته! 15:06.697 --> 15:09.491 ‫ببین، بار آخره می‌گم. ‫«ردیفه» درسته، نه «وظیفه». 15:09.575 --> 15:10.784 ‫اصلا بلند شین، مهم نیست. 15:10.868 --> 15:15.623 ‫با تمام احترام سرورم، ‫چطوری شده که شما شدین خلیـ... 15:15.706 --> 15:18.626 ‫- «خویفه». ‫- ...خلیفه پاسادینای جنوبی؟ 15:18.709 --> 15:21.086 ‫فکر کنم وقت باشه ‫یه خلاصه از گذشته بگم. 15:21.170 --> 15:24.006 ‫معذرت می‌خوام. ‫شما قبلا این رو شنیدین. 15:24.089 --> 15:29.553 ‫وقتی همه‌چی به فنا رفت ‫و تمدنی بشری ما فرو پاشید، 15:29.637 --> 15:32.932 ‫یک خلا رهبری اینجا، ‫توی دانشگاه ایجاد شد. 15:33.015 --> 15:36.018 ‫همونطور که همه می‌دونیم... 15:36.769 --> 15:38.187 ‫طبیعت از خلا متنفره؟ 15:38.270 --> 15:44.193 ‫دقیقا. واسه همین قدرت رو دست گرفتم، ‫تمام غذاها، تفنگ‌ها و اموال رو تصاحب کردم. 15:45.235 --> 15:46.946 ‫آره، این هم از خلاصه داستان. 15:47.029 --> 15:49.490 ‫ولی این دنیا جهنمه. ‫دلت نمی‌خواد درستش کنی؟ 15:49.573 --> 15:53.077 ‫مگه گوش نمی‌دادی؟ من... ‫می‌گم همه‌چی رو تصاحب کردم. 15:53.160 --> 15:54.662 ‫راستی... 15:55.329 --> 15:57.206 ‫تو احیانا تنهایی اومدی؟ 15:57.289 --> 15:58.874 ‫- ایشون همراه منه. ‫- نه خیر، نیستم. 15:58.958 --> 16:01.251 ‫صرفا اومدم جونت رو نجات بدم. 16:02.962 --> 16:04.964 ‫این ضعیفه رو ببرین، ‫بهش غذا بدین و آماده‌اش کنین. 16:05.047 --> 16:07.341 ‫- بمیرم سنگین‌ترم! ‫- درک می‌کنم. 16:08.175 --> 16:09.218 ‫پس غذا بدین و بکشیدش. 16:09.301 --> 16:10.678 ‫- چی؟ نه! ‫- نه، نه، نه. 16:10.761 --> 16:12.262 ‫- عه، عه، عه! ‫- چیکار می‌کنی؟ ولم کن! 16:12.346 --> 16:13.973 ‫- دستت رو بکش! ‫- ولم کن! دستت رو بکش! 16:14.056 --> 16:15.808 ‫ولش کنین! عه، عه، هوی! 16:17.434 --> 16:19.853 ‫استوارت، تو رو خدا برگرد. 16:19.937 --> 16:22.147 ‫به سمت نور حرکت کن! 16:23.732 --> 16:28.070 ‫- نه. ‫- یالا، بیدار شو. یه فکرهایی دارم. 16:29.738 --> 16:32.574 ‫- چی... دنیز کو؟ دنیز کجاست؟ ‫- بردنش. 16:32.658 --> 16:35.327 ‫نه، نه! نه، نه، نه. ‫باید یه کاری کنم! 16:35.411 --> 16:36.578 ‫یا اینکه... 16:37.329 --> 16:39.832 ‫- یا اینکه چی؟ ‫- بی‌خیالش می‌شی و زندگیت رو می‌کنی. 16:39.915 --> 16:41.834 ‫وقتی هم که ماه عسل بودین ‫یه بید میاد می‌خوردش. 16:41.917 --> 16:44.712 ‫- ببخشید، من یه فکری دارم. ‫- بگو. 16:44.795 --> 16:49.925 ‫همونطور که گفتم، ‫اینجا کلاس زمین‌شناسی من بود. 16:50.009 --> 16:52.803 ‫پر از انواع نمونه‌های سنگه. 16:52.886 --> 16:56.515 ‫یعنی می‌گی قراره با سنگ ‫جلوی تفنگ وایستیم؟ 16:56.598 --> 16:58.892 ‫چون محض اطلاعت، ‫سنگ قیچی رو می‌زنه، نه تفنگ رو. 16:58.976 --> 17:02.271 ‫قرار نیست سنگ پرت کنیم. ‫باهاشون بمب درست می‌کنیم. 17:02.354 --> 17:04.440 ‫- چی‌چی؟ ‫- نگاه کن. 17:05.733 --> 17:07.943 ‫پتاسیم. با یه‌کم آب. 17:08.027 --> 17:10.571 ‫همگی لطفا یه‌کم برن عقب. 17:18.912 --> 17:22.374 ‫- خفن بود، نه؟ ‫- آره، به شرطی که نگهبان‌ها حموم باشن. 17:22.458 --> 17:25.919 ‫نه دیگه. ‫قراره نارنجک بسازیم. 17:27.838 --> 17:31.091 ‫- چرا به ذهن خودم نرسید؟ ‫- به خودت سخت نگیر. 17:31.175 --> 17:35.679 ‫اکثر آدم‌ها قدرت فوق‌العاده ‫زمین‌شناسی رو دست‌کم می‌گیرن. 17:42.519 --> 17:44.605 ‫شرمنده رفقا. مرگ در خونه رو زده. 17:45.397 --> 17:47.232 ‫گل گفتی. پس بگیر. 17:47.775 --> 17:49.026 ‫این دیگه... 17:52.654 --> 17:55.449 ‫- خیلی می‌خوامت. ‫- من هم می‌خوامت. 17:55.532 --> 17:57.284 ‫پس بریم! 18:42.079 --> 18:43.622 ‫خب، قبل این اوضاع چیکاره بودی؟ 18:43.705 --> 18:46.291 ‫- حرف زدن ممنوعه. ‫- بیخیال، من که تهش می‌میرم. 18:47.668 --> 18:50.796 ‫پادکست داشتم. ‫درباره ویتامین و سلامت گوارش بود. 18:50.879 --> 18:53.006 ‫- ایول. ‫- گوینث پالترو هم مهمونم شده بود. 18:53.674 --> 18:55.634 ‫وای خدا، گمونم اون قسمت رو شنیدم. 18:55.717 --> 18:57.553 ‫درباره باکتری‌هایی بود ‫که مانع زوال عقل می‌شن. 18:57.636 --> 18:58.679 ‫- آره! ‫- دقیقا. 18:58.804 --> 19:00.597 ‫- دمت گرم! دقیقا همین... ‫- خیلی خوب بود. آره. 19:04.059 --> 19:07.020 ‫خب عزیز جان. نظرت عوض شد؟ 19:07.104 --> 19:09.565 ‫هنوز گزینه‌هام بین ‫حرف زدن با تو و مرگه؟ 19:09.648 --> 19:11.150 ‫ببین، من که هیولا نیستم. 19:11.233 --> 19:15.529 ‫فقط می‌گم یه شام خوب بخوریم، ‫فیلم ببینیم، تا ببینیم چی می‌شه. 19:16.155 --> 19:18.615 ‫- من رو بکش. ‫- چند لحظه اجازه بده. 19:24.496 --> 19:30.043 ‫ببین. فرمانروای یه قلمروی ‫آخرالزمانی بودن می‌تونه... 19:31.211 --> 19:32.629 ‫خیلی آدم رو تنها کنه. 19:32.713 --> 19:35.716 ‫- مگه نوچه و نوکر نداری؟ ‫- اون‌ها که واقعا تحویلم نمی‌گیرن. 19:35.799 --> 19:39.595 ‫فقط واسه غذا و دارو ‫و نگهداری رایگان از بچه‌ها اینجان. 19:43.932 --> 19:44.975 ‫می‌دونی چیه؟ 19:45.517 --> 19:48.020 ‫باشه. یه شب شام رو قبول می‌کنم. 19:48.812 --> 19:51.732 ‫- عالی شد. ‫- قبلش باید دست‌هام رو باز کنی. 19:52.691 --> 19:56.820 ‫چون هر ارتباط موثری با اعتماد شکل می‌گیره. ‫که الان باید جلبش کنی. 19:59.865 --> 20:03.327 ‫باشه... می‌گم، گوشت شکار دوست داری؟ 20:03.410 --> 20:08.290 ‫با سس گیلاس درستش می‌کنم. ‫ترفندش اینه که باید با شعله ملایم غلیظ بشه. 20:13.003 --> 20:18.425 ‫چقدر مرد احمق و احمق و احمق و احمقی هستی. 20:31.021 --> 20:32.189 ‫تندرست بمونی. 20:33.732 --> 20:34.900 ‫همچنین! 20:38.362 --> 20:39.363 ‫استوارت! 20:39.446 --> 20:42.157 ‫- چقدر خوشحالم سالمی. ‫- من خوشحالم که تو سالمی. 20:44.785 --> 20:47.412 ‫ببخشید، سر تا پام خونی شده. 20:48.038 --> 20:51.041 ‫آره، همه سالمیم! حالا بریم! 20:57.547 --> 21:01.218 ‫- خدا پدر زمین‌شناسان رو بیامرزه! ‫- هر روز همین رو می‌گم. 21:02.678 --> 21:04.096 ‫اینجاست. 21:04.471 --> 21:05.973 ‫جدی؟ شبیه دستگاه نون تست... 21:06.181 --> 21:07.224 ‫فروشگاه ویلیامز سونوماست. 21:07.307 --> 21:10.352 ‫این یه دستگاه تداخل‌سنج ‫کوانتومی چندحالته است! 21:10.435 --> 21:11.520 ‫شایدم جفتش باشه. 21:11.603 --> 21:13.939 ‫- می‌تونی درستش کنی؟ ‫- آره، گمونم بتونم. 21:14.022 --> 21:15.857 ‫کالیبراسیون دستگاه خراب شده. 21:15.941 --> 21:20.737 ‫- باید پیکربندی بشه. ورودی‌ها رو تغییر بدم. ‫- تهش قراره چی بشه؟ 21:20.821 --> 21:23.073 ‫همه‌چی به حالت قبلش برمی‌گرده؟ 21:23.156 --> 21:24.992 ‫آره، اگه شانس بیاریم. 21:25.075 --> 21:27.119 ‫یعنی من و تو هم برمی‌گردیم سر زندگیمون. 21:27.202 --> 21:29.329 ‫تند نرو قهرمان، من هنوز عزادارم. 21:30.664 --> 21:31.707 ‫فکر کنم فهمیدم! 21:34.835 --> 21:36.461 ‫هیچی نفهمیده! 21:36.545 --> 21:41.133 ‫بری، چه غلطی کردی؟ ‫ما داریم دنیا رو درست می‌کنیما! 21:41.216 --> 21:43.677 ‫نمی‌خوام درست بشه! ‫همینطوری دوستش دارم. 21:43.760 --> 21:45.053 ‫ما که نداریم! 21:47.889 --> 21:51.518 ‫- راج، حرف بزن داداش! ‫- خوبم، خوبم. 21:52.936 --> 21:54.396 ‫شاید هم نیستم. 21:56.023 --> 21:57.232 ‫راج؟ 22:00.444 --> 22:02.571 ‫چیکار کنیم؟ ‫چطوری دستگاه رو درست کنیم؟ 22:02.654 --> 22:04.239 ‫نگاه کنین! 22:04.323 --> 22:08.285 ‫آمبولوئه، مامان‌بزرگمه، ‫داره دست تکون می‌ده برم پیشش! 22:08.952 --> 22:10.370 ‫می‌تونه یه دقیقه صبر کنه؟ 22:11.330 --> 22:13.206 ‫- ظاهرا که نتونست. ‫- خیلی‌خب. 22:15.792 --> 22:19.421 ‫- چیکار کنیم؟ چیکار کنیم؟ ‫- ایمپدانس روی نقطه هفت باشه. 22:19.504 --> 22:22.382 ‫- چی‌چی؟ ‫- آره، اینجا نوشته. 22:25.302 --> 22:26.803 ‫خب... 22:26.887 --> 22:30.057 ‫- آتنواتور رو آزاد کن. ‫- باشه. 22:33.977 --> 22:35.812 ‫- باشه. ‫- دکمه آزادسازی رو بچرخون. 22:44.071 --> 22:45.989 ‫- تموم شد! ‫- ولی قبلش... 22:46.073 --> 22:48.200 ‫«ولی قبلش»؟ ‫مگه «ولی قبلش» داشت؟ 22:54.289 --> 22:55.749 ‫نگران‌کننده شد. 22:57.959 --> 22:59.169 ‫طبیعیه برق بزنه؟ 23:16.853 --> 23:17.979 ‫برت، بس کن. 23:21.274 --> 23:23.276 ‫نه زامبی داریم، نه بید داریم. 23:24.945 --> 23:26.154 ‫خبری از آخرالزمان نیست. 23:30.117 --> 23:31.576 ‫جواب داد. 23:33.328 --> 23:34.663 ‫ببین چه دنیای قشنگیه. 23:35.872 --> 23:38.417 ‫افسوس، پادشاهی من هم تموم شد. 23:40.127 --> 23:43.547 ‫- آهای، کبودی‌هات غیب شدن. ‫- آره بابا. 23:44.297 --> 23:47.342 ‫بهت میاد. البته... ‫با معیارهای پایین خودت گفتم. 23:48.552 --> 23:50.804 ‫- دنیز کو؟ ‫ نمی‌دونم. 23:52.347 --> 23:53.890 ‫نباید دوباره از دستش بدم. 23:53.974 --> 23:58.353 ‫غمت نباشه. ‫همین اطرافه. پیداش می‌کنیم. 24:00.188 --> 24:02.190 ‫زندگی‌هامون دوباره درست شد. 24:03.214 --> 24:08.214 www.Doostihaa.com