WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:00.000 --> 00:01.001 ‫[مشهورترین نمایش عروسکی جهان] 00:01.001 --> 00:02.544 ‫دنیای عروسک‌گردانی، 00:02.627 --> 00:05.338 ‫دنیای جادوییِ خیال و تصوره. 00:05.380 --> 00:09.259 ‫همون‌طور که پشت سرم می‌بینین، ‫کلی عروسک فوق‌العاده... 00:09.342 --> 00:13.138 ‫از انواع و اقسام مختلف داریم ‫که از سراسر دنیا جمع‌آوری شدن. 00:13.179 --> 00:16.933 ‫عروسک‌های نخی داریم، ‫دست‌کشی داریم، جورابی داریم. 00:17.017 --> 00:18.601 ‫پس من چی؟ 00:18.643 --> 00:20.645 ‫تو؟ تو عروسکی، خنگول! 00:20.645 --> 00:23.648 ‫با منی؟ اونی که با عروسک‌ها حرف می‌زنه من نیستم! 00:25.191 --> 00:27.777 ‫دوستان، شما بگین، ‫اینجا کی خنگه؟ 00:29.029 --> 00:30.864 ‫باشه «پرسی»، شلوغش نکن. 00:30.905 --> 00:32.991 ‫آرتور، چیزی زدی؟ 00:33.033 --> 00:34.117 ‫نه. 00:34.159 --> 00:37.037 ‫پس چرا داری با یه تیکه چوب حرف می‌زنی؟ 00:39.956 --> 00:41.541 ‫داری سعی می‌کنی منو ضایع کنی. 00:41.583 --> 00:43.960 ‫- بی‌خیال. ‫- چقدر حوصله‌سربره. 00:44.044 --> 00:47.047 ‫بابا اصلاً چرا این‌همه سال ‫این یارو رو اینجا نگه داشته؟ 00:47.130 --> 00:49.132 ‫اصلاً اسم این هتل، ‫هتل «خیمه‌شب‌بازی»ـه. 00:49.215 --> 00:51.801 ‫این نماد اصلی برند ماست. 00:52.385 --> 00:54.012 ‫خب، وقتشه برندمون رو عوض کنیم. 00:54.054 --> 00:56.598 ‫بابا به این افتخار می‌کرد که ‫گذشته‌ها رو زنده نگه می‌داشت 00:56.681 --> 00:58.391 ‫و به سنت‌هامون بها می‌داد. 00:58.433 --> 01:01.144 ‫منم قصد دارم اینجا رو معرکه کنم. 01:01.227 --> 01:03.563 ‫به نظر من که همین الانش هم معرکه‌ست. 01:03.646 --> 01:05.732 ‫خب، تو اصلاً خیال‌پردازی بلد نیستی. 01:05.774 --> 01:07.400 ‫من کلی ایده دارم، نادیا. 01:07.400 --> 01:09.778 ‫باهوش و امروزی‌ام. 01:09.861 --> 01:12.739 ‫فکرش رو بکن! ‫با این فضا چه کارها که نمی‌شه کرد. 01:12.822 --> 01:14.240 ‫یه سینمای سه‌بعدی! 01:14.324 --> 01:15.992 ‫همه عاشق سه‌بعدی‌ان. 01:16.076 --> 01:18.870 ‫می‌تونیم کاری کنیم صندلی‌ها بلرزن، هان؟ 01:18.912 --> 01:21.831 ‫کلی ایده دارم نادیا، یه عالمه! 01:23.083 --> 01:25.668 ‫هیچ‌کس براش مهم نیست. ‫مردم فقط برای این تماشا می‌کنن... 01:25.668 --> 01:27.504 ‫که ببینن لب‌هات تکون می‌خوره یا نه. 01:27.587 --> 01:28.880 ‫که تکون می‌خوره! 01:28.922 --> 01:31.257 ‫مگه نه، خانم‌ها و آقایان؟ 01:34.594 --> 01:35.720 ‫[پرسی] 01:37.263 --> 01:41.392 ‫خب ببین، بذار رُک و پوست‌کنده بهت بگم، «آرتی». 01:41.434 --> 01:43.311 ‫باید باهات خداحافظی کنیم. 01:43.394 --> 01:45.396 ‫عروسک‌گردانی دیگه مال قرن پیشه. 01:45.438 --> 01:48.525 ‫ولی خانواده‌های ما قرن‌هاست که اینجا 01:48.566 --> 01:49.734 ‫با هم کار کردن. 01:49.776 --> 01:51.152 ‫می‌تونم یه‌سری چیزها رو تغییر بدم. 01:51.236 --> 01:54.447 ‫نگران نباش، ما خودمون ‫داریم یه‌سری چیزها رو تغییر می‌دیم. 01:57.117 --> 01:58.618 ‫تا آخر هفته باید وسایلت رو 01:58.660 --> 02:00.161 ‫از کانکس جمع کنی و بری. 02:03.164 --> 02:06.126 ‫منظورت چیه... چی... 02:06.167 --> 02:08.920 ‫با اجازه‌ت عروسک‌های نمایش رو برات بسته‌بندی کردم. 02:08.962 --> 02:10.630 ‫چی؟! 02:26.980 --> 02:29.482 ‫ولی این نمایش تمام زندگی منه. 02:48.293 --> 02:51.671 ‫می‌خوای بذاری همین‌جوری همچین بلایی سرمون بیارن؟ 02:51.713 --> 02:54.007 ‫دوران مدیریت تو تموم شد. 02:54.090 --> 02:56.342 ‫حالا همه‌کاره منم. 03:01.514 --> 03:05.310 ‫[آخرین راهکار] 03:09.189 --> 03:11.107 ‫کجایی پس؟ 03:11.107 --> 03:12.525 ‫آهان، خودشه! 03:12.609 --> 03:15.778 ‫- این توی سفر تفریحی‌مون به کارمون میاد. ‫- سفر تفریحی؟ 03:15.862 --> 03:18.448 ‫فکر می‌کردم فقط قراره یه خط انرژی جادویی رو بررسی کنیم. 03:18.531 --> 03:19.616 ‫نمی‌فهمم. 03:19.657 --> 03:21.367 ‫چرا داریم اینو بررسی می‌کنیم؟ 03:21.367 --> 03:24.037 ‫چون این خط انرژی، از قضا توی محوطۀ 03:24.078 --> 03:26.206 ‫هتل و اسپای «خیمه‌شب‌بازی» قرار داره. 03:26.247 --> 03:28.750 ‫پاتوق قدیمی من! ‫برای هر وقت که نیاز به آرامش داشتم، 03:28.791 --> 03:32.295 ‫که البته آرامش یعنی «رؤیاپردازی و تفکر»‌. 03:32.378 --> 03:36.090 ‫- نخیرم، این‌طور نیست. ‫- نه نه، اون چمدون رو خالی کن. 03:36.174 --> 03:38.509 ‫خیلی‌خب، این کار نهایتاً دو سه ساعت طول می‌کشه. 03:38.509 --> 03:41.054 ‫دقیقاً! پس برای یه اقامت کوتاه وقت داریم. 03:43.473 --> 03:46.809 ‫بچه‌ها، بچه‌ها، این اواخر حسابی از پا در اومدیم. 03:46.893 --> 03:49.062 ‫شاید یه استراحت کوتاه برامون خوب باشه. 03:49.103 --> 03:50.230 ‫- نه. ‫- هوم. 03:50.271 --> 03:51.731 ‫کتابدارها به خودشون مرخصی نمی‌دن. 03:51.731 --> 03:53.983 ‫باید خط انرژی رو پیدا کنیم و جادوش رو مهار کنیم. 03:54.025 --> 03:56.277 ‫آره، حق با چارلیه، تازه... 03:56.319 --> 03:58.112 ‫مگه تو نبودی که می‌گفتی دیگه وقت برای... 03:58.154 --> 04:00.031 ‫«با لذت کتاب خوندن» نداری؟ 04:00.073 --> 04:01.366 ‫- اون که آره. ‫- هوم. 04:01.407 --> 04:03.660 ‫کتاب‌ها هم حسابی تنها موندن. 04:03.660 --> 04:05.536 ‫خب، پس حرفی نمی‌مونه. 04:05.578 --> 04:09.415 ‫وسایلتون رو جمع کنین. بریم برای خوش‌گذرونی! 04:09.415 --> 04:11.626 ‫- برو بریم. ‫- نه! 04:11.668 --> 04:13.920 ‫سفر تفریحی نمی‌ریم! 04:15.171 --> 04:16.965 ‫خب، حالا که داریم به هتل نزدیک می‌شیم، 04:17.006 --> 04:19.300 ‫حس نمی‌کنین همۀ نگرانی‌ها داره دود می‌شه می‌ره هوا؟ 04:19.342 --> 04:20.677 ‫نگرانی من اینه که تمرکزتون 04:20.718 --> 04:22.053 ‫روی خط انرژی و پیدا کردنِ راهی 04:22.053 --> 04:23.263 ‫برای خنثی کردنش نیست. 04:23.263 --> 04:24.555 ‫لازمه دوباره یادت بندازم؟ 04:24.555 --> 04:26.349 ‫این یه سفر تفریحی نیست. 04:26.391 --> 04:27.642 ‫یه تفریح فسقلیه. 04:27.725 --> 04:29.269 ‫هیچ تفریحی در کار نیست. 04:35.608 --> 04:37.694 ‫هتل و اسپای «خیمه‌شب‌بازی». 04:37.777 --> 04:39.279 ‫بوی یه دوست قدیمی رو می‌ده. 04:39.320 --> 04:41.406 ‫حسابی آماده‌ام برای یه‌کم آرامش. 04:41.656 --> 04:44.784 ‫فقط خودم، آفتاب، ‫و یه جلد کتاب... شایدم ۱۲ جلد! 04:44.784 --> 04:46.911 ‫یادمون نره که اصلاً برای چی اومدیم اینجا. 04:46.953 --> 04:47.996 ‫تو الکی نگرانی. 04:51.165 --> 04:53.668 ‫دیدی؟ دیدی گفتم؟ 04:54.377 --> 04:55.920 ‫روز بخیر. 04:56.004 --> 04:58.840 ‫به «هتل و اسپای «خیمه‌شب‌بازی» ‫خوش اومدین. 04:58.840 --> 05:01.384 ‫با بیش از دویست سال سابقۀ بهبود سلامت جسم و روان. 05:01.426 --> 05:02.552 ‫من نادیا ببک هستم. 05:02.593 --> 05:05.179 ‫من و برادرم مالکان اینجا هستیم. 05:07.015 --> 05:08.725 ‫چهره‌تون خیلی آشناست. 05:08.808 --> 05:10.601 ‫واقعاً؟ 05:10.685 --> 05:11.644 ‫آره. 05:11.978 --> 05:13.229 ‫قیافه‌ش از اون قیافه‌هاست 05:13.313 --> 05:14.981 ‫که آشنا به نظر میان، نه؟ 05:15.023 --> 05:16.065 ‫یه چهرۀ جذاب 05:16.107 --> 05:17.442 ‫با چشم‌هایی به زلالیِ شکلات خالص. 05:17.775 --> 05:18.818 ‫اوه! 05:18.818 --> 05:21.612 ‫- به اسم پاسکال رزرو داریم. ‫- عالیه. 05:21.696 --> 05:23.448 ‫اجازه بدین سیستم رو چک کنم. 05:23.531 --> 05:25.074 ‫ممنون. 05:25.158 --> 05:26.868 ‫خیلی‌خب. 05:29.120 --> 05:31.080 ‫- اینم کلیدهای اتاقتون. ‫- ممنون. 05:31.164 --> 05:34.167 ‫هر چی لازم داشتین، اصلاً تعارف نکنین. 05:34.208 --> 05:35.752 ‫- حتماً، خیالتون راحت. ‫- خیلی‌خب. 05:35.835 --> 05:37.420 ‫اقامت فوق‌العاده‌ای داشته باشین. 05:37.420 --> 05:38.338 ‫[میز پذیرش] 05:38.671 --> 05:39.714 ‫هوم. 05:40.673 --> 05:42.717 ‫- اتاق‌هاتون چطوره؟ ‫- جادار و بزرگ! 05:42.800 --> 05:44.135 ‫بهتون نقشه دادن؟ 05:44.218 --> 05:45.762 ‫نه، ولی این هتل یه اَپ داره. ‫(اپلیکیشن) 05:45.845 --> 05:47.513 ‫اَپ نه، مپ! ‫(اپ: اپلیکیشن - مپ: نقشه) 05:47.513 --> 05:48.765 ‫توی خود اَپ نقشه هست. 05:48.765 --> 05:49.557 ‫که این‌طور. 05:49.599 --> 05:51.851 ‫تا وقتی اینجاییم حتماً باید ‫بریم نمایش عروسکی رو ببینیم. 05:51.893 --> 05:53.394 ‫گل سرسبدِ این هتله، 05:53.436 --> 05:55.813 ‫تجربه‌ای با شکوه برای حواس پنج‌گانه. 05:55.813 --> 05:58.107 ‫ظاهراً دیگه اجرا نمی‌شه. ‫[روی نمایش عروسکی ضربدر زده شده] 05:58.107 --> 05:59.942 ‫من یکی که خوشحالم مجبور نیستیم ببینیمش. 05:59.984 --> 06:01.152 ‫از عروسک‌گردانی خوشم نمیاد. 06:01.152 --> 06:02.737 ‫ولی عروسک‌گردانی یه نوع هنره؛ 06:02.779 --> 06:05.948 ‫هنری که هتل خیمه‌شب‌بازی به حمایت ازش معروفه. 06:06.032 --> 06:08.159 ‫هتلی که به عروسک‌گردانی معروفه؟ اه! 06:08.201 --> 06:10.953 ‫بله، همون‌طور که حتماً از دکور سنتی‌ش فهمیدین، 06:11.037 --> 06:13.289 ‫خیمه‌شب‌بازی خیلی بیشتر از امکانات معمولیِ 06:13.331 --> 06:14.582 ‫بقیۀ اسپاها مزیت داره. 06:14.624 --> 06:16.334 ‫فرهنگ، تعمق و تفکر. 06:16.709 --> 06:18.211 ‫عه، یه دریاچه هم داره. 06:18.252 --> 06:19.253 ‫بذار ببینم کجاست. 06:19.295 --> 06:21.297 ‫امیدوارم حداقل توی دریاچه‌ش خبری از عروسک نباشه. 06:21.339 --> 06:22.840 ‫می‌دونین، قدیما رسم بود 06:22.924 --> 06:25.635 ‫که آخر هفته رو با یه دور ورزش صبحگاهی شروع می‌کردن. 06:27.553 --> 06:28.971 ‫ببخشید، چیزی می‌گفتی؟ 06:29.055 --> 06:31.140 ‫ویک باز داشت از قدیم‌الایام می‌گفت. 06:31.224 --> 06:32.850 ‫آهان. 06:37.522 --> 06:38.439 ‫[اطلاعات رزرو] 06:38.439 --> 06:39.982 ‫شهربازی مسقف هم داره! 06:40.066 --> 06:41.943 ‫من که از اینجا تکون نمی‌خورم. 06:41.984 --> 06:43.820 ‫مسئول برنامه‌ها کجاست پس؟ 06:43.903 --> 06:47.824 ‫زمان ما، برنامه‌های گروهی ‫تحت نظر یه راهنما بود، خب؟ 06:47.907 --> 06:50.368 ‫نگو که الان گفتی «تحت نظر». ‫واقعاً گفتی؟ 06:50.410 --> 06:52.703 ‫باید تنهایی دنبال خط انرژی بگردم؟ 06:52.787 --> 06:56.374 ‫یا زنگ بزنم به خانم استولات؟ 06:56.416 --> 06:59.377 ‫ویکرام، می‌شه بری یه جای دیگه این کار رو بکنی؟ 06:59.419 --> 07:00.503 ‫نه نمی‌شه. 07:00.545 --> 07:02.922 ‫خیلی مهمه که قبل از شنا بدنت رو حسابی گرم کنی. 07:02.964 --> 07:04.257 ‫اون‌تو اصلاً نمی‌تونی شنا کنی! 07:04.298 --> 07:07.218 ‫کانر، من شناگر فوق‌العاده‌ای‌ام. 07:07.218 --> 07:09.178 ‫تا حالا برات تعریف کردم که چطور 07:09.262 --> 07:12.432 ‫توی مسابقۀ بزرگ شنای ۱۸۴۳ برنده شدم؟ 07:12.515 --> 07:14.809 ‫رقابتش خیلی سنگین بود؛ 07:15.101 --> 07:16.602 ‫شناگرهایی از سراسر دنیا... 07:16.644 --> 07:19.063 ‫نه، اینجا نوشته شنا کردن توی دریاچه ممنوعه؛ 07:19.147 --> 07:20.606 ‫میزان جیوه‌ش خیلی بالاست. 07:20.648 --> 07:22.984 ‫جیوه؟ آخه کی توی دریاچه جیوه می‌ریزه؟! 07:23.067 --> 07:24.819 ‫می‌دونین چیه؟ چطوره فعلاً 07:24.861 --> 07:26.362 ‫هرکی بره پی کار خودش؟ 07:26.446 --> 07:29.115 ‫یا اینکه می‌تونیم بریم سراغ همون ‫کاری که به‌خاطرش اومدیم اینجا! 07:29.157 --> 07:30.450 ‫- موافقم. ‫- ممنون. 07:30.491 --> 07:32.577 ‫با لایسا موافقم. موقع ناهار می‌بینمتون. 07:37.957 --> 07:40.084 ‫داشتم می‌گفتم، خوراک ماهیِ سرد رو حتماً امتحان کنین؛ 07:40.126 --> 07:41.878 ‫چشم‌هاش منبع غنیِ پروتئینه. 07:41.919 --> 07:43.588 ‫آها! «کلم به سه روش» رو هم امتحان کنین: 07:43.629 --> 07:45.339 ‫آب‌پز، نمک‌سود، و از همه مهم‌تر... 07:45.381 --> 07:47.967 ‫خیلی‌خب، همین الان برای چند ساعت دیگه ‫برامون ماساژ رزرو کردم. 07:47.967 --> 07:50.428 ‫خدا رو شکر! ‫عضله‌های ذوزنقه‌ایم از بس کتاب خوندم داغون شده. 07:50.470 --> 07:52.263 ‫همون‌طور که داشتم می‌گفتم، برای کلم... 07:52.263 --> 07:53.806 ‫به نظرم بهتره قبل از اینکه... 07:53.848 --> 07:55.224 ‫تغییرات رو اول باید با من هماهنگ کنی! 07:55.266 --> 07:56.684 ‫از کِی تا حالا اپلیکیشن‌دار شدیم؟ 07:56.684 --> 07:57.810 ‫بی‌خیال بابا! 07:57.852 --> 08:00.229 ‫تو هر تغییری اینجا می‌دم مخالفت می‌کنی. 08:00.271 --> 08:02.982 ‫فقط بلدی به همه‌چی بگی نه! 08:03.024 --> 08:04.609 ‫اگه بابا بود از این کارها بدش می‌اومد. 08:04.650 --> 08:06.903 ‫تازه، توی سالن عبادت، مشعل‌های ساحلی گذاشتی؟! 08:06.944 --> 08:08.905 ‫مگه دعا کردن نمی‌تونه باحال و شاد باشه؟ 08:08.905 --> 08:10.072 ‫این یعنی نوآوری! 08:10.406 --> 08:11.782 ‫خیلی بی‌کلاسه. 08:11.782 --> 08:13.034 ‫وای خدا. 08:13.117 --> 08:14.785 ‫نادیا، صبر کن! 08:15.161 --> 08:16.454 ‫هوم. 08:16.496 --> 08:18.748 ‫برگردیم سر موضوع کلم‌ها. ‫می‌دونستین از نظر تاریخی... 08:18.748 --> 08:19.999 ‫توی سفرهای دریایی طولانی 08:20.041 --> 08:22.960 ‫برای جلوگیری از اسکوربوت می‌خوردنش؟ ‫(بیماری ناشی از کمبود ویتامین ث) 08:24.003 --> 08:25.588 ‫ای خدا. 08:27.048 --> 08:29.050 ‫[غذاهای جدید از سرتاسر دنیا] 08:29.842 --> 08:31.761 ‫نه، این فرق کرده. 08:31.802 --> 08:33.137 ‫اون چیزی نیست که یادمه. 08:33.179 --> 08:35.890 ‫توی اَپ نوشته... ‫عه، از امروز سلف‌سرویس رو تغییر دادن: 08:35.932 --> 08:37.183 ‫غذاهایی از سراسر دنیا آوردن. 08:37.225 --> 08:39.727 ‫نه، نه، اصلاً درست نیست. 08:39.727 --> 08:42.355 ‫همیشه غذاهای محلی سِرو می‌شد. 08:42.438 --> 08:44.190 ‫میز ترشیجات کجاست پس؟ 08:44.273 --> 08:45.483 ‫دیوار تربچه‌ها کو؟ 08:45.566 --> 08:47.068 ‫بی‌خیال بابا، خدا رو چه دیدی، 08:47.151 --> 08:49.153 ‫شاید از این غذاهای جدید خوشت اومد. 08:49.237 --> 08:51.239 ‫شاید یه‌کم امتحان کنم، 08:51.280 --> 08:52.990 ‫هر چی نباشه اومدم سفر تفریحی. 08:53.074 --> 08:54.784 ‫تفریحی نیست! 08:54.825 --> 08:57.453 ‫حالا اخم‌هات رو وا کن، بعداً می‌ریم ماساژ. 08:57.495 --> 08:59.413 ‫چرا ماساژ رزرو کردی آخه؟ 09:02.875 --> 09:05.545 ‫حواست باشه اون چاقو رو کجا فرو می‌کنی، خانم! 09:08.256 --> 09:10.341 ‫شما هم همون چیزی رو می‌بینین که من دارم می‌بینم؟ 09:12.009 --> 09:13.844 ‫فکر کنم خوب نپخته. 09:30.027 --> 09:32.405 ‫به نظرم بهتره بری اون ماساژها رو کنسل کنی. 09:33.114 --> 09:34.991 ‫آره. 09:44.917 --> 09:46.460 ‫خیلی‌خب، خط انرژی جادویی اینجا 09:46.502 --> 09:47.837 ‫حتماً یه عتیقه به وجود آورده، 09:47.878 --> 09:50.381 ‫یا به یکی سرایت کرده و بهش قدرت جادویی داده. 09:50.381 --> 09:53.634 ‫دیدین گفتم باید دنبال خط انرژی بگردیم؟ 09:53.718 --> 09:55.344 ‫- ببخشید. ‫- اوه. 09:55.386 --> 09:57.888 ‫نادیا گزینۀ خوبی برای شروع تحقیقات به نظر میاد. 09:58.848 --> 10:00.433 ‫اون پسره هم که داشت باهاش بحث می‌کرد 10:00.474 --> 10:01.601 ‫- لابد برادرشه. ‫- آره. 10:01.684 --> 10:03.227 ‫موافقم. بیاید پخش شیم... 10:03.227 --> 10:05.146 ‫و آمار این خواهر و برادر مظنون رو دربیاریم. 10:05.187 --> 10:06.480 ‫- خیلی‌خب. ‫- سریعاً! 10:06.522 --> 10:07.982 ‫واقعاً بابت این حادثه متأسفم. 10:08.024 --> 10:09.191 ‫- خیلی عذر می‌خوام. ‫- نه، ما همین الان می‌ریم. 10:09.233 --> 10:10.359 ‫پولتون کامل پس داده می‌شه. 10:10.401 --> 10:11.444 ‫وکیلمون باهاتون تماس می‌گیره. 10:11.444 --> 10:13.446 ‫- واقعاً شرمنده‌ام، من... ‫- نمی‌خوایم صدات رو بشنویم. 10:15.114 --> 10:17.617 ‫خانم نادیا، ناخواسته شنیدیم 10:17.658 --> 10:21.078 ‫که موقع ناهار، مشکلی پیش اومده. 10:21.162 --> 10:22.872 ‫برادرم یواشکی بدون اطلاع من 10:22.913 --> 10:24.749 ‫رفته با یه کترینگ بیرونی قرارداد بسته. 10:24.790 --> 10:26.626 ‫ما همیشه غذاها رو خودمون درست می‌کردیم؛ 10:26.667 --> 10:28.669 ‫- به این معروفیم اصلاً. ‫- مثلاً همون کلم به سه روش! 10:28.711 --> 10:31.130 ‫ولی یهو زد به سرش ‫که سنّت‌ها رو بریزه دور 10:31.172 --> 10:33.257 ‫و هر چی توی شبکه‌های مجازی تِرِند شده رو بیاره. 10:33.257 --> 10:34.800 ‫اینم از عاقبتش! 10:34.884 --> 10:36.844 ‫مسمومیت غذایی و توهم! 10:36.927 --> 10:39.513 ‫مردم فکر کردن غذاهاشون زنده شده 10:39.513 --> 10:40.765 ‫و شروع کرده به رقصیدن! 10:40.765 --> 10:42.141 ‫باورتون می‌شه؟ 10:43.601 --> 10:46.979 ‫خب، پس برادرتون مشخصه که اصلاً 10:46.979 --> 10:48.439 ‫قدر زیباییِ اینجا رو نمی‌دونه. 10:48.481 --> 10:51.651 ‫هر چی بهش گفتم این تغییرات ‫فکر خوبی نیست، گوش نکرد. 10:52.652 --> 10:55.488 ‫هدف از این هتل، حفظ گذشته‌ست؛ 10:55.780 --> 10:57.907 ‫اینکه آدم رو ببره به یه دورۀ ساده‌تر. 10:57.948 --> 10:59.575 ‫یه دورۀ بهتر. 10:59.617 --> 11:03.579 ‫پایبندی‌تون به اصالت و پیشینۀ این هتل فوق‌العاده 11:03.579 --> 11:05.206 ‫واقعاً تحسین‌برانگیزه. 11:05.289 --> 11:08.626 ‫کاش برادرم هم دیدِ شما رو داشت. 11:10.294 --> 11:11.796 ‫ولی اون هیچ‌وقت سر عقل نمیاد. 11:11.879 --> 11:13.339 ‫خواهرم اصلاً ایده‌هام 11:13.422 --> 11:15.257 ‫برای این هتل رو درک نمی‌کنه. 11:15.299 --> 11:17.134 ‫چند وقته دوتایی اینجا رو می‌چرخونین؟ 11:17.176 --> 11:18.260 ‫خیلی نیست. 11:18.302 --> 11:19.720 ‫از پدرمون بهمون ارث رسیده 11:19.720 --> 11:21.013 ‫که تازگی فوت کرده. 11:21.472 --> 11:23.057 ‫سال‌ها بود که داشت ضرر می‌داد. 11:23.099 --> 11:24.266 ‫دارم سعی می‌کنم احیاش کنم، 11:24.308 --> 11:25.726 ‫ولی نادیا نمی‌فهمه که 11:25.810 --> 11:27.436 ‫برای پیشرفت، تغییر لازمه. 11:27.520 --> 11:28.979 ‫گذشته فقط دست‌وپاگیره. 11:29.021 --> 11:31.315 ‫تخت‌های آبی، قهوه‌خونه با تلویزیون‌های بزرگ، 11:31.315 --> 11:32.650 ‫و سالن‌های پذیراییِ وی‌آی‌پی؛ 11:32.650 --> 11:34.151 ‫اینا چیزهاییه که مردم می‌خوان. 11:34.235 --> 11:36.195 ‫واقعاً مردم اینا رو می‌خوان؟ 11:36.278 --> 11:38.864 ‫یه لحظه اجازه بدین لطفاً، الان برمی‌گردم. 11:42.284 --> 11:44.995 ‫- تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟ ‫- خواهش می‌کنم! باید به حرفم گوش بدی. 11:45.037 --> 11:47.415 ‫اگه بخوای نقشه‌هات رو عملی کنی 11:47.415 --> 11:49.458 ‫عواقب بدی داره. 11:56.549 --> 11:58.008 ‫دیمیتری، تو رو خدا! 11:58.050 --> 12:00.010 ‫من زیر بار این تهدیدها نمی‌رم. 12:00.094 --> 12:03.139 ‫همین الان برو بیرون ‫وگرنه زنگ می‌زنم پلیس. 12:06.142 --> 12:08.477 ‫بله؟ الان میام بیرون. 12:08.561 --> 12:09.770 ‫- همین‌جا بود! ‫- چی؟ 12:09.854 --> 12:11.021 ‫این عروسک‌ها همه‌جا هستن. 12:11.021 --> 12:12.606 ‫خب دیگه، بیا بریم. 12:13.858 --> 12:15.067 ‫تنهام نذار. 12:15.151 --> 12:17.653 ‫نه برقی، نه کامپیوتری، 12:17.737 --> 12:22.158 ‫و قطعاً هیچ گوشی تلفنی؛ فقط خودت و طبیعت. 12:22.199 --> 12:24.869 ‫قدیما به‌جای تبلت، لوح‌های سنگی داشتیم. 12:24.910 --> 12:25.995 ‫هوم. 12:26.036 --> 12:27.288 ‫شب‌ها هم... 12:27.371 --> 12:29.874 ‫اتاق‌ها با نور شمع روشن می‌شدن. 12:29.915 --> 12:32.126 ‫حسابی هم دنج و باصفا بود. 12:33.335 --> 12:38.424 ‫یعنی توی تخیلاتم می‌گم، ‫چون خودم اون‌موقع نبودم. 12:40.050 --> 12:41.343 ‫همیشه فکر می‌کردم 12:41.343 --> 12:43.721 ‫«خیمه‌شب‌بازی» می‌تونه دروازه‌ای به اون دوران باشه. 12:45.347 --> 12:46.515 ‫نادیا؟ 12:47.516 --> 12:49.143 ‫منتظر بسته‌ای چیزی بودی؟ 12:54.774 --> 12:57.067 ‫قول داده بود این کار رو نکنه. 13:00.362 --> 13:01.822 ‫هر بار که چشم‌هام رو باز می‌کنم، 13:01.906 --> 13:04.241 ‫می‌ترسم دیگه اینجا رو نشناسم. 13:04.283 --> 13:05.618 ‫هدفمون هم همینه. 13:05.701 --> 13:07.286 ‫یه چیز نو، یه چیز تازه، 13:07.286 --> 13:08.287 ‫یه چیز هیجان‌انگیز! 13:08.287 --> 13:09.747 ‫اینا کجاش هیجان‌انگیزه؟ 13:09.830 --> 13:11.248 ‫خب، اینا مُد شدن؛ 13:11.290 --> 13:12.666 ‫پیشرو و آوانگارد هستن. 13:12.708 --> 13:14.502 ‫کل‌کل‌های خواهر برادری کماکان ادامه داره. 13:14.543 --> 13:16.462 ‫اینا خیلی زشت و زننده‌ان، دیمیتری. 13:16.504 --> 13:18.088 ‫این تجلیِ دیدگاه هنری منه. 13:18.088 --> 13:20.424 ‫می‌تونیم «کوچلایِ» اروپای شرقی بشیم، 13:20.424 --> 13:21.717 ‫یا حتی «برنینگ‌من»! 13:21.801 --> 13:23.093 ‫با اینا؟! 13:23.093 --> 13:24.845 ‫این اصلاً چیه؟ 13:24.929 --> 13:26.722 ‫خیلی بدترکیب و زشته. 13:26.764 --> 13:28.265 ‫دیمیتری. 13:28.349 --> 13:31.894 ‫می‌گن هنر باید آدم رو تکون بده. 13:33.604 --> 13:35.022 ‫- حالتون خوبه بچه‌ها؟ ‫- وای خدا! 13:35.105 --> 13:36.357 ‫اینا رو بیمه نکرده بودم. 13:36.440 --> 13:37.608 ‫گفتم مواظب باشین! 13:37.691 --> 13:39.026 ‫افتاد اونجا. 13:39.109 --> 13:41.737 ‫خیلی‌خب، اثر هنری، حرکت کن. 13:41.737 --> 13:43.864 ‫داره تکون می‌خوره! برو، برو، برو، برو، برو! 13:43.948 --> 13:45.616 ‫هی، هی، مواظب باشید! 13:45.658 --> 13:46.992 ‫چیزی نیست، چیزی نیست. 13:47.034 --> 13:48.410 ‫چطوری این اتفاق افتاد؟ 13:56.961 --> 13:58.462 ‫- وقت رفتنه. ‫- بیاید بریم تو. 13:58.504 --> 14:00.047 ‫- بریم! ‫- زود باشین، بجنبین. 14:00.130 --> 14:02.049 ‫همه برن داخل! 14:02.132 --> 14:03.843 ‫دیمیتری! بس کن! از اونجا بیا کنار! 14:03.926 --> 14:05.427 ‫نه، کلی پول بالای اینا دادم. 14:16.355 --> 14:20.067 ‫دیمیتری، فرار کن! 14:50.139 --> 14:52.600 ‫خب، نظرتون چیه؟ جادوی تسخیره؟ 14:52.641 --> 14:54.852 ‫هر چی که هست، قدرت کنترل کردن اشیاء 14:54.894 --> 14:56.353 ‫می‌تونه عواقب فاجعه‌باری داشته باشه. 14:56.395 --> 14:59.023 ‫اگه به اشیاء ختم نشه چی؟ 14:59.106 --> 15:00.941 ‫یعنی اگه کنترل آدم‌ها رو به دست بگیره چی؟ 15:07.406 --> 15:08.782 ‫باز یکی دیگه؟ 15:09.825 --> 15:11.911 ‫ویکرام، چرا توی این‌همه عکس هستی؟ 15:11.952 --> 15:14.079 ‫حالا باید سر دربیاریم خطوط انرژی چطور 15:14.121 --> 15:15.831 ‫باعث شدن این اجسام خودبه‌خود حرکت کنن، 15:15.873 --> 15:16.999 ‫و کی می‌خواد آرامش و خلوتِ 15:17.041 --> 15:18.250 ‫لذت‌بخش و نابِ 15:18.292 --> 15:19.710 ‫هتل خیمه‌شب‌بازی رو به هم بزنه؟ 15:19.710 --> 15:21.128 ‫ممکنه کار ارواح خبیث یا تله‌پات‌ها باشه؟ 15:21.170 --> 15:23.464 ‫- عروسک. ‫- ببخشید؟! 15:23.547 --> 15:25.507 ‫نه، منظورم اون عروسکه. 15:26.342 --> 15:27.593 ‫آهان. 15:28.427 --> 15:31.096 ‫این عروسک رو قبلاً توی لابی دیده بودم، 15:31.138 --> 15:32.598 ‫همون‌موقع که دیمیتری داشت با اون پیرمرده حرف می‌زد. 15:32.598 --> 15:34.266 ‫آره، یادم اومد. 15:34.350 --> 15:36.518 ‫این پرسیواله، عروسک شکم‌گویی؛ 15:36.518 --> 15:37.770 ‫مخففش کردن و بهش می‌گن پرسی. 15:37.811 --> 15:39.271 ‫ستارۀ نمایش، 15:39.355 --> 15:41.023 ‫- برای سالیانِ سال. ‫- هوم. 15:41.065 --> 15:42.358 ‫قیافۀ یارو آشناست. 15:42.399 --> 15:43.734 ‫از عروسک‌ها متنفرم. 15:43.817 --> 15:45.402 ‫خب، این همون پیرمرد توی لابیه. 15:45.444 --> 15:48.530 ‫داشت به دیمیتری دربارۀ عواقب کارش هشدار می‌داد. 15:48.572 --> 15:52.534 ‫حالا هشدار بود یا تهدید؟ هوم. 15:52.868 --> 15:55.371 ‫کانر، من و تو می‌ریم سراغ این عروسک‌گردان 15:55.454 --> 15:58.040 ‫تا بفهمیم چطور شد که تبدیل ‫به پیام‌آور شومی و هلاکت شد. 15:58.082 --> 15:59.166 ‫ما هم مسئولیت پیدا کردنِ 15:59.166 --> 16:00.584 ‫- خط انرژی رو قبول می‌کنیم. ‫- باشه. 16:00.626 --> 16:03.128 ‫کجای جملۀ «از عروسک‌ها متنفرم» رو متوجه نشدی؟ 16:11.804 --> 16:13.180 ‫آرتور پیرو؟ 16:13.222 --> 16:15.307 ‫عروسک‌گردان و هنرمند شکم‌گوی سرشناس دنیا؟ 16:15.683 --> 16:17.267 ‫بله، من آرتورم. 16:17.351 --> 16:18.560 ‫روزتون بخیر. 16:18.602 --> 16:21.188 ‫ما دو نفر از شیفتگان هنر عروسک‌گردانی هستیم؛ 16:21.188 --> 16:23.691 ‫مریدانِ این هنر والای جان‌بخشی به عروسک‌ها، 16:23.732 --> 16:25.526 ‫به‌خصوص دوستم کانر. 16:25.526 --> 16:27.611 ‫- مگه نه کانر؟ ‫- آره، آره. 16:27.611 --> 16:30.531 ‫ما کشته‌مردۀ اون... 16:30.572 --> 16:34.159 ‫چشم‌های مات و زانوهای برجسته‌شونیم. 16:34.243 --> 16:35.577 ‫اوهوم. 16:35.661 --> 16:39.331 ‫از پانتومیم یونانی گرفته ‫تا نمایش‌های سایه‌بازیِ چین باستان، 16:39.373 --> 16:41.750 ‫ما عاشق همه‌شونیم. 16:41.834 --> 16:43.377 ‫دیگه کمتر کسی حوصله داره 16:43.419 --> 16:45.796 ‫که تا آخر یه نمایش بشینه و تماشا کنه. 16:46.463 --> 16:48.716 ‫می‌شه بیاییم داخل؟ 16:48.757 --> 16:50.718 ‫خب... آممم... 17:01.437 --> 17:03.188 ‫از سلیقه‌تون توی چیدمان 17:03.230 --> 17:04.231 ‫خیلی خوشم اومد. 17:04.273 --> 17:05.441 ‫کانر، در رو ببند. 17:06.900 --> 17:08.444 ‫اوه. 17:10.612 --> 17:12.197 ‫اون‌طوری نگاهم نکن. 17:12.281 --> 17:15.534 ‫آقای پیرو، تا جایی که می‌دونم خانوادۀ شما 17:15.617 --> 17:18.829 ‫صدها ساله که توی هتل خیمه‌شب‌بازی کار می‌کردن. 17:19.121 --> 17:21.999 ‫پدرِ پدرِ پدرِ پدربزرگم... 17:21.999 --> 17:23.792 ‫تئاتر اینجا رو راه انداخت. 17:23.834 --> 17:26.962 ‫مردم از هر گوشه و کناری ‫می‌اومدن تا نمایشش رو ببینن. 17:27.004 --> 17:30.591 ‫معرکه بود، صداپیشگی‌ش هم نظیر نداشت. 17:31.633 --> 17:34.678 ‫یعنی... طبق چیزایی که شنیدم. 17:34.762 --> 17:38.223 ‫توی خاطراتش نوشته بود برای یه هنرمند واجبه 17:38.265 --> 17:41.518 ‫که با تموم احساسات درونی‌ش در ارتباط باشه. 17:41.602 --> 17:45.981 ‫عروسک‌گردانی یه زمان هنر قابل احترامی بود، 17:45.981 --> 17:47.316 ‫ولی حالا... 17:47.399 --> 17:49.651 ‫حالا حواس‌پرتی‌ها خیلی زیاد شده. 17:49.693 --> 17:51.070 ‫کل تاریخ بشر 17:51.153 --> 17:52.696 ‫تنها با فشردن یه دکمه در دسترسه، 17:52.738 --> 17:56.241 ‫ولی بااین‌حال هیچ‌کس براش مهم نیست ‫که از گذشته چیزی یاد بگیره. 17:57.910 --> 18:00.746 ‫حس می‌کنم... 18:00.829 --> 18:02.539 ‫از رده خارج شدم. 18:06.376 --> 18:08.879 ‫جوری که انگار اینجا دیگه جایی برای من نیست. 18:09.546 --> 18:14.426 ‫جوری که انگار فقط یه عتیقۀ عهد بوقم. 18:16.845 --> 18:21.141 ‫خب آرتور، از دیمیتری برام بگو. 18:21.725 --> 18:24.603 ‫چند ساعت پیش، ‫شنیدم داشتی دربارۀ عواقب کار بهش هشدار می‌دادی؟ 18:24.603 --> 18:25.896 ‫خب، من فقط... 18:25.896 --> 18:27.564 ‫آره، نمایشت رو از جدول برنامه‌ها حذف کردن 18:27.564 --> 18:28.857 ‫و توی اَپ هم نوشته 18:28.857 --> 18:31.193 ‫که تئاتر در حال بازسازیه. 18:31.610 --> 18:34.988 ‫یه سؤال: امکانش هست پرسی رو نشونمون بدی؟ 18:35.072 --> 18:36.615 ‫همون عروسک شاهکارت. 18:37.366 --> 18:38.826 ‫دیگه کم‌کم برید. 18:38.826 --> 18:41.870 ‫باید وسایلم رو جمع کنم و تا آخر هفته 18:41.912 --> 18:43.580 ‫از اینجا برم. 18:45.916 --> 18:47.376 ‫خیلی‌خب، عه، عجب... 18:54.341 --> 18:56.969 ‫برام مهم نیست این سالن تئاتر چقدر قدمت داره؛ 18:57.010 --> 18:58.887 ‫خرابش می‌کنیم بره پی کارش. 18:59.138 --> 19:01.807 ‫نه، نه، سوءتفاهم شده. 19:01.807 --> 19:04.560 ‫اونا مجسمه‌های متحرک فرستادن ‫ولی من گفته بودم... 19:05.727 --> 19:09.148 ‫معلومه که هیچ خطری افراد شما رو تهدید نمی‌کنه، ‫قول می‌دم. 19:09.231 --> 19:11.275 ‫تقصیر ما نبود. 19:11.358 --> 19:14.236 ‫گوش کن، فقط فردا یه گروه بفرست اینجا، 19:14.319 --> 19:16.280 ‫هزینه‌ش رو هم می‌دم، خب؟ 19:28.292 --> 19:29.751 ‫بخواب. 19:31.712 --> 19:33.463 ‫خطوط انرژی معمولاً جاهای پرت هستن، 19:33.547 --> 19:35.048 ‫یا اینکه معمولاً توی شکاف کوه‌ها، 19:35.048 --> 19:37.176 ‫ترک‌های زمین، و بستر خشک رودخونه‌ها پیدا می‌شن. 19:37.176 --> 19:39.928 ‫فکرش رو بکن چندتا گردشگر ‫ممکنه اتفاقی به این یکی برخورده باشن. 19:39.928 --> 19:41.388 ‫درسته، ولی جادو همین‌جوری الکی 19:41.388 --> 19:42.431 ‫همه‌جا پخش نمی‌شه؛ 19:42.431 --> 19:43.682 ‫یعنی نیت و قصد می‌خواد. 19:43.682 --> 19:45.392 ‫یعنی می‌گی اگه روی خط انرژی وایستم 19:45.392 --> 19:47.144 ‫و آرزوی یه اسب پاکوتاه بکنم، واقعی می‌شه؟ 19:47.186 --> 19:48.812 ‫- بستگی داره چقدر بخوایش... ‫- محشره! 19:48.896 --> 19:50.272 ‫و حاضر باشی در راهش چی فدا کنی. 19:50.314 --> 19:51.773 ‫عه، پس چندان هم معرکه نیست. 19:51.857 --> 19:53.025 ‫وایستا. 19:54.943 --> 19:56.028 ‫فکر کنم... 19:56.028 --> 19:57.404 ‫[رزونانسِ خط انرژی] 19:58.030 --> 19:59.573 ‫خودشه. 19:59.615 --> 20:00.949 ‫خط انرژی همینه. 20:02.034 --> 20:05.078 ‫با چشم دیده نمی‌شه، ولی خط انرژی دقیقاً همین‌جاست. 20:05.787 --> 20:07.331 ‫«ای‌پی». 20:07.623 --> 20:09.041 ‫فوق‌العاده‌ست! 20:09.082 --> 20:11.251 ‫تا حالا با همچین فرکانس‌هایی روبه‌رو نشده بودم. 20:12.920 --> 20:14.671 ‫تا حالا نزدیک هیچ خط انرژی‌ای نرفته بودم، 20:14.713 --> 20:15.631 ‫خیلی هیجان‌انگیزه. 20:15.714 --> 20:18.258 ‫می‌تونیم از این داده‌ها به نفع خودمون استفاده کنیم. 20:20.469 --> 20:22.054 ‫نگاه کن. 20:22.137 --> 20:23.347 ‫چی رو؟ 20:25.182 --> 20:27.059 ‫ردپاهای کوچولو. 20:28.018 --> 20:29.686 ‫اینا مال همون آرتورِ عروسک‌گردانه. 20:29.728 --> 20:31.730 ‫پس اون یکی‌ها حتماً... 20:31.813 --> 20:33.398 ‫ردپای عروسکه. 20:33.482 --> 20:34.691 ‫اوهوم. 20:34.942 --> 20:36.485 ‫عروسک‌گردان حرفی زد؟ 20:36.526 --> 20:37.986 ‫هیچی نگفت! 20:38.528 --> 20:40.072 ‫- که خودش خیلی معنی داره. ‫- خیلی‌خب، 20:40.113 --> 20:41.698 ‫خط انرژی رو پیدا کردیم، محشر بود! 20:41.782 --> 20:44.076 ‫مثل این بود که «رزونانس شومان» رو از نزدیک تجربه کنی. 20:44.326 --> 20:46.203 ‫- چی هست حالا؟ ‫- چقدر خوب شد پرسیدی! 20:46.203 --> 20:47.788 ‫شدّت میدان الکترومغناطیسیه 20:47.829 --> 20:49.373 ‫که بین سطح زمین 20:49.456 --> 20:50.499 ‫و یونوسفر به وجود میاد؛ 20:50.582 --> 20:52.501 ‫بهش می‌گن ضربان قلب زمین. 20:53.794 --> 20:55.045 ‫مهم‌تر از اون، 20:55.128 --> 20:58.632 ‫این دستمال رو روی خط انرژی پیدا کردیم. 20:58.882 --> 21:00.259 ‫تقریباً مطمئنم مال آرتوره. 21:00.300 --> 21:01.635 ‫تازه، یه‌سری ردپای عروسک هم هست 21:01.677 --> 21:03.512 ‫که ردش تا هتل اومده. 21:03.553 --> 21:04.680 ‫هوم. 21:04.680 --> 21:07.432 ‫خانم ببک، باید با شما و برادرتون صحبت کنیم. 21:07.516 --> 21:09.393 ‫موضوع در مورد آرتوره. نگرانشیم. 21:09.476 --> 21:10.602 ‫شما نگرانین؟! 21:10.686 --> 21:12.312 ‫من نگرانم که برادرم 21:12.354 --> 21:14.147 ‫میراث خانوادگی‌مون رو نابود کنه. 21:14.523 --> 21:16.566 ‫دستور داده فردا تیم تخریب بیاد. 21:16.608 --> 21:19.611 ‫چشم به هم بزنم ‫اینجا رو تبدیل به کلوب شبانه می‌کنه. 21:19.653 --> 21:21.530 ‫درک می‌کنم که براتون سخته، 21:21.613 --> 21:22.990 ‫ولی ما نگران امنیت‌تون هستیم. 21:23.073 --> 21:24.241 ‫لطفاً ما رو ببرین پیشش. 21:24.324 --> 21:27.536 ‫باشه، توی دفترشه، بیاید. 21:32.541 --> 21:34.960 ‫لابد داره اون پشت، لامپ‌های بلک‌لایت وصل می‌کنه. 21:36.044 --> 21:37.129 ‫با دیمیتری تماس گرفتین، 21:37.129 --> 21:39.047 ‫- الان در دسترس نیستم... ‫- رفت روی پیغام‌گیر. 21:39.089 --> 21:41.800 ‫بچه‌ها، فکر کنم با عجله رفته. 21:45.887 --> 21:48.223 ‫با اینی که من می‌بینم، احتمالاً به زور بردنش. 22:00.110 --> 22:02.487 ‫خودش رو توی چه دردسری انداخته؟ 22:06.575 --> 22:08.118 ‫همۀ اتاق‌های انتهای راهرو رو گشتم، 22:08.160 --> 22:09.411 ‫هیچ اثری از دیمیتری نیست. 22:09.453 --> 22:11.663 ‫خانم نادیا، ما سعی می‌کنیم برادرتون رو پیدا کنیم. 22:11.747 --> 22:13.457 ‫شما هم حواستون باشه مهمون‌هایی که موندن 22:13.540 --> 22:15.042 ‫توی اتاق‌هاشون بمونن، خب؟ 22:15.042 --> 22:17.586 ‫هر چقدر هم با هم اختلاف داشته باشیم، بازم برادرمه. 22:18.503 --> 22:20.130 ‫لطفاً نذارین بلایی سرش بیاد. 22:21.840 --> 22:23.842 ‫خیلی‌خب، به گمونم یکی از عروسک‌های آرتور 22:23.925 --> 22:26.470 ‫با خط انرژی فعال شده و دیمیتری رو دزدیده. 22:26.511 --> 22:28.889 ‫آره، اونم نه هر عروسکی؛ خودِ پرسیه. 22:28.972 --> 22:30.140 ‫از کجا مطمئنی کار پرسیه؟ 22:30.223 --> 22:31.683 ‫اون‌موقع توی لابی دیدمش؛ 22:31.683 --> 22:33.185 ‫یه لحظه اونجا بود، بعدش یهو غیب شد. 22:33.226 --> 22:34.811 ‫توی کانکس هم وقتی ویکرام اسمش رو آورد، 22:34.811 --> 22:36.563 ‫رفتار آرتور عجیب شد و پرتمون کرد بیرون. 22:36.605 --> 22:39.524 ‫اون ستارۀ نمایشه و نمایش هم لغو شده؛ 22:39.608 --> 22:41.651 ‫یه ستاره بدون صحنۀ نمایشش. 22:41.693 --> 22:43.320 ‫شاید می‌خواد از کسی انتقام بگیره 22:43.362 --> 22:44.780 ‫که مثل زباله انداختتش دور. 22:44.863 --> 22:46.698 ‫پس با یه‌جور وضعیت پینوکیویی طرفیم. 22:46.740 --> 22:48.492 ‫بیشتر شبیه قضیۀ چاکیه! ‫(عروسک قاتل) 22:48.533 --> 22:50.786 ‫خیلی‌خب، پس باید سریع اون عروسک رو پیدا کنیم. 22:50.869 --> 22:52.746 ‫بهترین راهش اینه که از صاحبش بپرسیم. 22:52.788 --> 22:54.706 ‫هوم، پس وقتشه یه‌بار دیگه 22:54.790 --> 22:56.541 ‫خدمت عروسک‌گردانِ بدقلقمون برسیم. 22:56.625 --> 22:58.043 ‫کانر، برگردیم به کارگاهش 22:58.043 --> 23:00.045 ‫تا ببینیم چه اطلاعات دیگه‌ای می‌تونیم گیر بیاریم؟ 23:00.045 --> 23:01.546 ‫به هیچ وجه! اونجا بدترین جاییه 23:01.546 --> 23:02.756 ‫که توی عمرم رفتم؛ 23:02.798 --> 23:04.132 ‫تازه منی که جاهای داغونی رو دیدم. 23:04.174 --> 23:05.217 ‫خیلی‌خب، من می‌رم. 23:05.217 --> 23:06.385 ‫تو هم برو رد عروسک رو بزن. 23:06.385 --> 23:07.177 ‫چی؟! 23:07.260 --> 23:08.720 ‫عجب! واقعاً هیچ گزینۀ درست‌وحسابی‌ای 23:08.720 --> 23:09.638 ‫برای من نذاشتین، نه؟ 23:09.721 --> 23:10.889 ‫نچ. 23:10.931 --> 23:12.349 ‫وای خدا. 23:13.767 --> 23:15.727 ‫اگه بهتون بگم اینجا واقعاً چه اتفاقی افتاده 23:15.811 --> 23:17.270 ‫اصلاً باورتون نمی‌شه. 23:17.354 --> 23:19.231 ‫به یه عروسک عتیقه مربوط می‌شه که 23:19.272 --> 23:20.899 ‫جون گرفته و افتاده دنبالِ 23:20.941 --> 23:22.067 ‫گرفتنِ انتقام؟ 23:23.360 --> 23:25.821 ‫بعد از اینکه دیمیتری اخراجم کرد، 23:25.862 --> 23:28.156 ‫از درِ خروجی پرسنل پرتم کرد بیرون. 23:28.198 --> 23:31.034 ‫با همۀ عروسک‌هام ‫پرت شدم توی یه فضای باز، روی زمین. 23:31.118 --> 23:32.953 ‫ناراحت بودم. 23:33.036 --> 23:34.579 ‫همون‌موقع بود که اون اتفاق افتاد. 23:35.038 --> 23:36.456 ‫که پرسی جون گرفت؟ 23:37.207 --> 23:39.418 ‫گفت حالا اون‌همه‌کاره‌ست. 23:39.501 --> 23:41.253 ‫به گمونم خطرناکه. 23:41.503 --> 23:44.423 ‫نمی‌دونستم باید چی‌کار کنم، ‫نمی‌خوام به کسی آسیب بزنه. 23:44.423 --> 23:47.134 ‫اون فضای باز، ‫خب حتماً همون‌جاییه که 23:47.134 --> 23:48.760 ‫فرکانس‌های خط انرژی رو دریافت کردم. 23:49.094 --> 23:50.387 ‫خودشه! 23:50.429 --> 23:51.972 ‫فرکانس‌های خط انرژی! 23:52.055 --> 23:54.724 ‫می‌تونم دستگاهی بسازم که خط انرژی رو از کار بندازه. 23:55.392 --> 23:56.852 ‫هوم. 23:56.935 --> 23:58.145 ‫آره، منم می‌تونم کمکت کنم. 23:58.228 --> 24:00.730 ‫نه، نه، یعنی... نه! 24:00.772 --> 24:03.483 ‫تو همین‌طوری بشین در مورد قدیم‌ندیما صحبت کن. 24:03.567 --> 24:06.194 ‫عصبانیتت به‌خاطر اینه که گفتی اگه کوکی‌ها رو پاک کنم، 24:06.278 --> 24:07.612 ‫سرعت کامپیوترم زیاد می‌شه، 24:07.654 --> 24:08.989 ‫منم رفتم توی آشپزخونه 24:09.072 --> 24:11.741 ‫و یه بستۀ کامل کوکیِ دارچینی خوردم؟ 24:11.783 --> 24:14.161 ‫ویکرام، وقتی ازت خواستم یه آباژور رو به برق بزنی، 24:14.202 --> 24:16.204 ‫فیوز کل قصر رو پروندی! 24:16.288 --> 24:17.164 ‫اون که درسته. 24:17.205 --> 24:18.582 ‫منم همین‌جوری‌ام. 24:18.623 --> 24:22.127 ‫خب، البته قصر که نه، فقط کانکس. 24:22.169 --> 24:23.587 ‫هوم. 24:23.628 --> 24:25.338 ‫خیلی‌خب، باشه، شما هم کمک کنید. 24:26.256 --> 24:29.384 ‫اون سیم رو بدید به من و واسم پیچ‌گوشتی بیارید. 24:29.759 --> 24:32.554 ‫آرتور، به گمونم دیاپازون داری، نه؟ 24:32.637 --> 24:33.972 ‫آره، پشت کانکسه، 24:33.972 --> 24:36.308 ‫برای وقت‌هایی بود که توی نمایشم گیتار می‌زدم. 24:36.349 --> 24:37.976 ‫باید برم دنبالش بگردم. 24:38.018 --> 24:39.352 ‫عالیه. 24:39.394 --> 24:41.229 ‫فقط امیدوارم چارلی و کانر 24:41.313 --> 24:42.689 ‫پرسی رو پیدا کرده باشن. 24:50.989 --> 24:52.365 ‫ردپای عروسکه. 24:52.449 --> 24:53.867 ‫بیا دنبالش بریم. 24:57.787 --> 25:00.499 ‫- وای خدا، چقدر لوسی! ‫- نه، نه. 25:00.582 --> 25:03.168 ‫اصلاً مشکلت با عروسک‌ها چیه؟ 25:05.003 --> 25:05.879 ‫قول بده نمی‌خندی. 25:05.962 --> 25:07.255 ‫نمی‌خندم. 25:08.089 --> 25:10.467 ‫شش سالم که بود، مامانم واسم جشن تولد گرفت 25:10.509 --> 25:13.136 ‫و یه عروسک‌گردان شکم‌گو آورد. 25:13.220 --> 25:14.429 ‫چه باحال! 25:14.513 --> 25:17.098 ‫اون عروسک، همه‌چیز رو دربارۀ من می‌دونست؛ 25:17.098 --> 25:19.351 ‫فیلم، رنگ، و غذای موردعلاقه‌م. 25:20.101 --> 25:21.937 ‫بعداً فهمیدم مامانم همه‌چیز رو از قبل 25:22.020 --> 25:24.231 ‫به اون عروسک‌گردان گفته بوده تا مثلاً شگفت‌زده بشم؛ 25:24.314 --> 25:27.400 ‫ولی نشدم، وحشت برم داشت! 25:27.484 --> 25:30.445 ‫حالا هم هر بار چشمم به یه عروسک می‌افته، 25:31.738 --> 25:34.115 ‫حس می‌کنم می‌تونه ذهنم رو بخونه. 25:36.868 --> 25:38.954 ‫وای خدا، داری می‌خندی، مگه نه؟ 25:39.037 --> 25:40.163 ‫ای خدا! 25:40.247 --> 25:41.581 ‫چارلی! 25:42.874 --> 25:45.502 ‫خیلی‌خب، قراره چی بسازیم؟ 25:45.544 --> 25:47.629 ‫"من" دارم یه دیاپازون جادویی می‌سازم. 25:47.712 --> 25:49.422 ‫همون فناوری‌ایه که می‌خواستم 25:49.464 --> 25:51.216 ‫برای غیرفعال کردن خط انرژی ازش استفاده کنم؛ 25:51.216 --> 25:52.551 ‫می‌تونم با بسامد جادو همگامش کنم 25:52.592 --> 25:55.053 ‫و در نتیجه یه خنثی‌کنندۀ فرکانس بسازم. 25:55.136 --> 25:56.471 ‫- هوم. ‫- دقیقاً همون سازوکاریه که 25:56.555 --> 25:57.764 ‫توی هدفون‌های نویزکنسلینگ هست. 25:57.764 --> 25:59.182 ‫بله. 25:59.266 --> 26:00.267 ‫ایول! 26:00.350 --> 26:02.185 ‫دا... داری چی‌کار می‌کنی؟ 26:02.269 --> 26:03.895 ‫دوربینم! 26:04.563 --> 26:06.606 ‫فقط باید صفحه‌مدارش رو قرض بگیرم. 26:06.690 --> 26:08.149 ‫فیلمش سالمه. 26:08.441 --> 26:10.986 ‫آره، می‌دونستم. 26:11.778 --> 26:13.738 ‫خیلی عجیبه که این‌همه پیشرفتِ 26:13.822 --> 26:15.949 ‫فناوری الکترومغناطیس رو ندیدی. 26:16.241 --> 26:19.202 ‫مثلاً «معادلات ماکسول» تقریباً... کِی بود؟ 26:19.244 --> 26:21.871 ‫۲۰ سال، بعد از گیر افتادنت توی حباب زمان کشف شد. 26:21.913 --> 26:23.915 ‫ظاهراً زمان من، از خیلی چیزها عقب مونده. 26:26.960 --> 26:29.754 ‫فکر کنم بدونم پرسی احتمالاً کجاست. 26:38.513 --> 26:40.807 ‫خیلی‌خب، می‌ریم تو، دیمیتری رو پیدا می‌کنیم، 26:40.890 --> 26:43.852 ‫بعدشم پرسی رو یه گوشه گیر میندازیم ‫تا ویکرام و لایسا برسن اینجا. 26:43.935 --> 26:46.271 ‫با اون دلشوره‌ای که درست قبل از ورود به یه خونۀ جن‌زده 26:46.313 --> 26:48.148 ‫به دلت می‌افته، آشنایی داری؟ 26:48.231 --> 26:49.649 ‫نه. 26:49.691 --> 26:50.984 ‫صحیح. 26:51.026 --> 26:52.110 ‫منم همین‌طور. 26:55.572 --> 26:56.990 ‫وای خدا. 27:01.494 --> 27:02.954 ‫اینجا چقدر تاریکه. 27:02.996 --> 27:04.247 ‫هیس! 27:19.888 --> 27:21.181 ‫عه! 27:21.431 --> 27:22.974 ‫اه. 27:24.684 --> 27:27.479 ‫وای خدا، دیمیتری؟ 27:40.909 --> 27:42.202 ‫خیلی‌خب، نقشه اینه: 27:42.243 --> 27:43.662 ‫باید اون‌قدری به پرسی نزدیک بشم 27:43.703 --> 27:45.413 ‫که خنثی‌کنندۀ فرکانس رو بهش بزنم، 27:45.497 --> 27:47.540 ‫این‌طوری باید از کار بیفته. 27:47.624 --> 27:52.045 ‫عجب! دیگه چه‌جور ابزارهایی قراره اختراع بشه؟ 27:52.212 --> 27:53.713 ‫- عه! ‫- ای وای! 27:53.797 --> 27:55.840 ‫شاید این یه نشونه‌ست، ‫شاید بهتر باشه برگردیم. 27:55.882 --> 27:57.008 ‫هیچ‌وقت نترس، آرتور. 27:57.092 --> 27:57.926 ‫خوب یادمه 27:57.926 --> 27:59.386 ‫توی دهۀ ۱۸۴۰ یه نمایش شعبده‌بازی 27:59.386 --> 28:00.970 ‫مدت کوتاهی اینجا اجرا داشت، 28:01.054 --> 28:02.430 ‫که یه درِ مخفی 28:02.430 --> 28:05.100 ‫برای حقۀ غیب شدن و ظاهر شدن، کار گذاشته بودن. 28:05.141 --> 28:06.601 ‫واقعاً تحسین‌برانگیز بود. 28:07.519 --> 28:10.605 ‫یعنی... طبق چیزی که شنیدم می‌گم! 28:12.399 --> 28:13.483 ‫خب... 28:15.985 --> 28:18.863 ‫بیاید، از این‌طرف. 28:23.493 --> 28:24.452 ‫دیمیتری! 28:24.536 --> 28:25.995 ‫- وای خدا! ‫- هان؟ 28:26.287 --> 28:27.288 ‫خدا رو شکر. 28:27.288 --> 28:28.957 ‫این بیچاره رو از اینجا ببریم بیرون، باشه؟ 28:28.957 --> 28:30.417 ‫باشه، ولی یه نکته‌ای هست... 28:31.584 --> 28:32.419 ‫معذرت می‌خوام! 28:32.460 --> 28:33.586 ‫کنترلی روی بدنم ندارم! 28:33.628 --> 28:35.088 ‫این یکی غیرمنتظره بود! 28:37.507 --> 28:38.550 ‫داری چی‌کار می‌کنی؟ 28:38.591 --> 28:40.552 ‫کار پرسیه! داره مثل یه عروسک کنترلمون می‌کنه. 28:40.552 --> 28:41.803 ‫دست خودم نیست! 28:45.640 --> 28:46.850 ‫الان بهت لگد می‌زنم! 28:47.475 --> 28:48.977 ‫حالا نوبت یه آپرکاته! 28:49.060 --> 28:50.478 ‫هوک، جَب، زیر پات! 28:52.647 --> 28:54.899 ‫کنترلی روی دست و پاهام ندارم. 28:56.776 --> 28:58.987 ‫این حرکات رو از کجا یاد گرفتی؟ 28:59.863 --> 29:01.489 ‫کار من نیست، کار پرسیه! 29:03.533 --> 29:04.993 ‫آخ، دردم گرفت! 29:05.243 --> 29:06.953 ‫تبدیل به همون چیزی شدم که ازش متنفرم! 29:06.953 --> 29:07.954 ‫لطفاً بس کن! درد داره! 29:07.954 --> 29:08.955 ‫واقعاً شرمنده‌ام! 29:09.038 --> 29:10.623 ‫می‌دونی که دست خودم نیست! 29:10.665 --> 29:12.083 ‫منو برسون پیش کانر و لایسا. 29:12.125 --> 29:13.460 ‫عه... 29:17.881 --> 29:18.673 ‫جاخالی بده! 29:19.674 --> 29:21.092 ‫ایول چارلی! 29:22.218 --> 29:24.053 ‫- کارِت عالی بود. ‫- متشکرم. 29:25.305 --> 29:27.182 ‫ببخشید. 29:38.443 --> 29:39.819 ‫عالی بود، قربان. 29:39.903 --> 29:41.029 ‫متشکرم. 29:42.030 --> 29:44.866 ‫خیلی‌خب. هی، بیدار شو! بیدار شو! 29:44.908 --> 29:46.409 ‫خیلی‌خب. 29:46.493 --> 29:48.244 ‫چه اتفاقی افتاده؟ 29:48.286 --> 29:50.121 ‫یه... یه عروسک اونجا بود. 29:50.121 --> 29:51.790 ‫آره، می‌دونم. جلوش رو می‌گیریم. 29:53.792 --> 29:55.001 ‫هی! 29:55.084 --> 29:57.086 ‫حق ندارین با اسباب‌بازی‌هام بازی کنین! 30:00.632 --> 30:03.468 ‫حس می‌کنم قدرتم داره بیشتر می‌شه. 30:03.927 --> 30:06.763 ‫به‌زودی می‌تونم دیمیتری رو کنترل کنم؛ 30:06.846 --> 30:08.306 ‫جسم و روحش رو! 30:08.348 --> 30:12.060 ‫کاری رو می‌کنه که من بخوام، ‫حرفی رو می‌زنه که به ذهن من برسه، 30:12.143 --> 30:14.437 ‫و طوری رفتار می‌کنه که من بخوام! 30:14.521 --> 30:15.980 ‫چطور ممکنه؟ 30:16.773 --> 30:20.109 ‫تمام عمرم بازیچۀ دست دیگران بودم، 30:20.151 --> 30:23.780 ‫ولی به‌زودی، خودم کنترل رو به دست می‌گیرم. 30:23.780 --> 30:25.824 ‫معذرت می‌خوام! اصلاً سالن تئاتر مال تو، 30:25.865 --> 30:28.034 ‫- می‌تونی نمایشت رو اجرا کنی... ‫- ساکت شو! 30:28.743 --> 30:30.453 ‫خدایا! وای خدا! 30:30.537 --> 30:32.789 ‫می‌خواستی از شرّ ما خلاص بشی؛ 30:32.872 --> 30:35.208 ‫بندازی‌مون توی یه اتاق زیرشیرونی غبارگرفته و متروکه، 30:35.291 --> 30:37.710 ‫مثل یه عتیقۀ عهد بوق! 30:37.794 --> 30:41.047 ‫می‌خواستی اینجا رو تغییر بدی، ‫حالا تغییرش هم می‌دیم. 30:42.006 --> 30:43.174 ‫با قدرتِ در حال افزایش من، 30:43.174 --> 30:46.010 ‫این سالن رو تبدیل به پایگاه مخصوص خودم می‌کنم. 30:46.094 --> 30:47.679 ‫و هر کی پاش به اینجا برسه، 30:47.762 --> 30:51.266 ‫تبدیل می‌شه به یکی دیگه از عروسک‌های من! 30:51.349 --> 30:52.684 ‫یه ارتش از خودمون! 30:52.767 --> 30:55.311 ‫دیگه هیچ‌کس جرئت نمی‌کنه به ما زور بگه! 30:55.353 --> 30:58.398 ‫ما همه‌چی رو کنترل می‌کنیم! 31:00.525 --> 31:02.777 ‫وای خدا! کار نمی‌کنه! 31:02.777 --> 31:04.195 ‫چرا کار نکرد؟ عددش که درست بود، 31:04.195 --> 31:05.405 ‫فرکانس هم که دقیق بود. 31:05.488 --> 31:07.198 ‫اوه. 31:07.282 --> 31:11.244 ‫یا شایدم من یه آدم واقعی‌ام! 31:11.327 --> 31:12.620 ‫چی؟ 31:13.580 --> 31:14.622 ‫هیچ سیگنالی نداره. 31:14.622 --> 31:16.624 ‫ویکرام، هیچ جادویی نداره، ‫اثری از جادو نیست! 31:16.666 --> 31:20.837 ‫نه، علتش اینه که هیچ جادویی توی پرسی وجود نداره؛ 31:20.920 --> 31:23.673 ‫مگه نه، آرتور؟ 31:25.300 --> 31:27.468 ‫یکی دیگه رو هم می‌شناسم که به خودش می‌گفت 31:27.510 --> 31:30.555 ‫- عتیقۀ عهد بوق. ‫- چی؟! 31:30.638 --> 31:32.015 ‫اونی که جادوی خطوط انرژی 31:32.056 --> 31:33.474 ‫روش اثر گذاشت پرسی نبود؛ 31:33.516 --> 31:34.893 ‫خودِ تو بودی. 31:34.976 --> 31:38.062 ‫بهت امکان اینو داد ‫که یه عروسک‌گردانِ حقیقی بشی. 31:38.104 --> 31:39.188 ‫نه. 31:39.230 --> 31:41.107 ‫کل این‌مدت تو داشتی پرسی رو 31:41.190 --> 31:42.066 ‫کنترل می‌کردی، 31:42.150 --> 31:43.693 ‫بدون اینکه اصلاً متوجهش باشی. 31:43.735 --> 31:45.987 ‫اون‌قدر احساساتت رو ریختی توی خودت و سرکوب کردی، 31:45.987 --> 31:48.197 ‫که انگار گذاشتی‌شون توی گاوصندوق ‫و کلیدش رو دور انداختی. 31:48.197 --> 31:50.033 ‫نه، من هیچ ارتباطی به این ماجرا نداشتم! 31:50.074 --> 31:52.660 ‫می‌خواستی بابت کاری که دیمیتری باهات کرد، 31:52.660 --> 31:53.995 ‫ازش انتقام بگیری 31:54.078 --> 31:58.750 ‫ولی خیلی دل‌رحم‌تر از اون بودی که دست به کاری بزنی. 31:59.959 --> 32:02.420 ‫ولی از طرف دیگه، پرسی، 32:02.462 --> 32:04.631 ‫که خشم فروخوردۀ تو رو توی خودش مجسم کرده بود، 32:04.714 --> 32:09.260 ‫با جادوی خط انرژی، از وجودت جدا شد. 32:09.344 --> 32:12.013 ‫پرسی در واقع تجسم خشم توئه. 32:12.096 --> 32:14.057 ‫ولی قربانی این ماجرا منم! 32:14.057 --> 32:16.893 ‫«قربانی منم، قربانی منم!» 32:16.976 --> 32:20.980 ‫جیگرش رو نداری ‫کاری رو بکنی که باید بکنی، آرتی! 32:21.064 --> 32:24.108 ‫برای همینه که می‌خوای من برات انجامش بدم! 32:29.739 --> 32:30.907 ‫امکان نداره. 32:30.990 --> 32:33.284 ‫من آدم خوبی‌ام، هیچ‌وقت به چیزی اعتراض نمی‌کنم، 32:33.326 --> 32:35.453 ‫همـ... همیشه هر چی بهم بگن گوش می‌دم. 32:35.495 --> 32:36.955 ‫دقیقاً! 32:37.038 --> 32:38.748 ‫بی‌عرضه‌ای! 32:38.790 --> 32:42.335 ‫و هر بار که گذاشتی بقیه حقت رو پایمال کنن، 32:42.418 --> 32:44.504 ‫خشمت بیشتر شد؛ 32:44.587 --> 32:47.590 ‫و اون خشم تبدیل شد به من! 32:47.674 --> 32:49.384 ‫یه کاری کنین، تو رو خدا! 32:49.467 --> 32:50.802 ‫چرا؟ 32:51.636 --> 32:53.012 ‫حق با اونه. 32:54.639 --> 32:56.140 ‫- چی؟ ‫- فکر کردی اعتراض نکردن 32:56.224 --> 32:59.018 ‫و کوتاه اومدن در برابر بقیه، ‫ازت آدم خوبی می‌سازه؟ 32:59.352 --> 33:02.063 ‫ابداً! ازت توسری‌خور می‌سازه. 33:02.146 --> 33:03.398 ‫ازت یه آدم رقت‌انگیز می‌سازه. 33:03.398 --> 33:04.983 ‫ویکرام، داری چی‌کار می‌کنی؟ 33:04.983 --> 33:07.026 ‫فقط چیزهایی رو به آرتور می‌گم که باید بشنوه. 33:08.444 --> 33:10.446 ‫چرا باید همچین حرف‌های زشتی بزنی؟ 33:10.488 --> 33:12.657 ‫زشت نیست، عین حقیقته. 33:12.740 --> 33:14.409 ‫نمی‌تونم کمکت کنم، آرتور. 33:14.409 --> 33:17.620 ‫حتی دلمم به حالت نمی‌سوزه. یه نگاه به خودت بنداز! 33:17.620 --> 33:20.790 ‫الان که باید بجنگی، ‫خودتو انداختی زمین و داری التماس می‌کنی. 33:20.873 --> 33:22.792 ‫بس کن! من با هیچ‌کس نمی‌جنگم. 33:22.834 --> 33:24.669 ‫حتی برای حق خودت؟! 33:24.752 --> 33:26.713 ‫مایۀ شرمساری هستی! 33:26.796 --> 33:28.548 ‫مَردی هستی که ذره‌ای جرئت نداره. 33:28.548 --> 33:30.258 ‫بس کن، بس کن! 33:30.341 --> 33:32.010 ‫نه، ادامه بده! 33:32.051 --> 33:34.345 ‫عاشق این دعوام، خیلی جذابه! 33:34.345 --> 33:38.516 ‫تو فقط یه پیرمرد بدبخت و فلک‌زده‌ای ‫که با اسباب‌بازی بچه‌ها سرگرمه. 33:38.558 --> 33:40.685 ‫- من یه هنرمندم! ‫- هنرمند؟! 33:40.768 --> 33:42.854 ‫تو مایۀ خنده‌ای! هیچ استعدادی نداری. 33:42.937 --> 33:45.690 ‫مثل یه احمق بی‌خاصیت روی اون صحنه دست‌وپا می‌زنی! 33:45.690 --> 33:46.566 ‫بس کن. 33:46.649 --> 33:50.153 ‫خانواده‌ت اگه زنده بودن، ‫از وجودت خجالت می‌کشیدن. 33:50.194 --> 33:52.071 ‫آبرو براشون نذاشتی. 33:52.530 --> 33:54.449 ‫- بس کن! ‫- مجبورم کن بس کنم! 33:55.491 --> 33:57.285 ‫آهان، یادم رفته بود: 33:57.660 --> 34:00.038 ‫خودت نمی‌تونی کاری کنی، ‫باید به عروسکت بگی. 34:00.079 --> 34:01.664 ‫بسه! 34:01.706 --> 34:04.542 ‫با من این‌طوری حرف نزن! 34:06.502 --> 34:09.714 ‫من آرتور پیرو هستم! 34:09.797 --> 34:12.675 ‫یکی از بزرگ‌ترین عروسک‌گردان‌های این کرۀ خاکی! 34:12.717 --> 34:17.388 ‫اجدادم به روشی که سنّت‌هاشون رو زنده نگه داشتم، 34:17.430 --> 34:19.182 ‫افتخار می‌کنن! 34:19.223 --> 34:21.976 ‫چطور جرئت می‌کنی منو زیر سؤال ببری؟! 34:30.943 --> 34:32.320 ‫اوه. 34:46.584 --> 34:48.586 ‫خدایا، چقدر کارم درسته! 34:56.260 --> 34:58.971 ‫شرمنده‌ام که همچین حرف‌های وحشتناکی زدم. 34:59.013 --> 35:00.765 ‫امیدوارم بدونی منظوری نداشتم. 35:00.765 --> 35:03.101 ‫تنها راهی بود که می‌تونستی خشمت رو پس بگیری. 35:03.184 --> 35:04.435 ‫و صدات رو. 35:04.477 --> 35:06.187 ‫کی فکرش رو می‌کرد این‌همه خشم 35:06.270 --> 35:07.605 ‫توی وجودم پنهان شده باشه؟ 35:07.688 --> 35:10.691 ‫تموم عمرت از زبون اون عروسک‌ها حرف زدی، 35:10.733 --> 35:12.777 ‫ولی در اصل همیشه خودت بودی. 35:12.819 --> 35:15.947 ‫فقط کافی بود بهت یه تلنگر بزنم ‫تا یادت بیارم. 35:16.030 --> 35:18.449 ‫تلنگری برای برگردوندنِ احساساتم. 35:18.533 --> 35:19.575 ‫دقیقاً. 35:19.617 --> 35:22.411 ‫احساسات ما باید به‌صورت متعادل وجود داشته باشن؛ 35:22.453 --> 35:23.579 ‫- در کنار هم. ‫- هوم. 35:23.621 --> 35:25.748 ‫درست مثل گذشته و آینده. 35:25.832 --> 35:27.250 ‫فکر می‌کردم علاقه‌ای 35:27.250 --> 35:29.293 ‫به حکایت‌های قدیمی من نداری. 35:29.293 --> 35:31.295 ‫نه خب، اطلاعات تو 35:31.337 --> 35:33.339 ‫از گذشتۀ هتل بود که ما رو آورد توی سالن تئاتر، 35:33.422 --> 35:35.842 ‫در حالی که دستگاه پیشرفتۀ من هیچ کاری نکرد. 35:35.842 --> 35:38.469 ‫چرت نگو! ‫دستگاهت شک و شبهه‌هام رو دربارۀ آرتور تأیید کرد. 35:38.511 --> 35:40.638 ‫تیکۀ آخر پازل بود. 35:41.681 --> 35:43.641 ‫ببخشید که بهت مشت زدم، قربان. 35:43.724 --> 35:45.726 ‫باعث افتخارم بود. 35:46.769 --> 35:49.230 ‫فکر کنم بهتر باشه این رو با خودتون ببرین. 35:50.022 --> 35:51.649 ‫- مطمئنی؟ ‫- آره، آره. 35:51.691 --> 35:55.611 ‫فکر کنم وقتشه پرسی بازنشسته بشه. 35:56.571 --> 35:57.697 ‫- نه! ‫- نه؟! 35:57.697 --> 35:59.157 ‫ممنون. 35:59.240 --> 36:00.158 ‫خیلی‌خب. 36:20.428 --> 36:22.138 ‫اینم از سفر تفریحی ما! 36:22.138 --> 36:24.515 ‫نگو که دلم خون‌ـه؛ ‫کلاً ۳۰۰ صفحه تونستم بخونم! 36:24.599 --> 36:25.892 ‫۳۰۰ صفحه؟! 36:25.975 --> 36:26.934 ‫چیه؟ 36:27.935 --> 36:28.978 ‫جایی تشریف می‌بری؟ 36:29.020 --> 36:31.314 ‫یکی از دوست‌های قدیمی‌م از دانشکدۀ بازرگانی ‫تازگی یه استارتاپ راه انداخته، 36:31.314 --> 36:32.440 ‫الانم دنبال کسی می‌گرده 36:32.440 --> 36:33.983 ‫که نبض فناوری مدرن دستش باشه. 36:34.025 --> 36:36.903 ‫و به نظرم این کار ‫بیشتر به سبک و سیاق من می‌خوره. 36:36.986 --> 36:38.821 ‫- خیلی ابتکار خوبیه. ‫- هوم. 36:38.905 --> 36:40.615 ‫ضمناً سهمم از هتل رو هم 36:40.698 --> 36:42.700 ‫- فروختم به نادیا. ‫- بله. 36:42.700 --> 36:43.784 ‫این هفته یاد گرفتم که 36:43.826 --> 36:45.912 ‫برای لذت بردن از حال، ‫لازم نیست گذشته رو آتیش بزنی. 36:45.995 --> 36:47.705 ‫چون ممکنه یه عروسک خیمه‌شب‌بازیِ ‫دارای درک و احساسات، بدزدتت؟ 36:48.539 --> 36:49.415 ‫کانر! 36:50.833 --> 36:52.960 ‫واقعاً نمی‌دونم چطور بابت کمک‌هاتون تشکر کنم. 36:53.002 --> 36:55.254 ‫نه بابا، وظیفه‌مون بود. 36:55.296 --> 36:57.173 ‫تازه، اینجا بدون اون‌همه ساخت‌وساز 36:57.256 --> 36:58.507 ‫خیلی قشنگ‌تر می‌شه. 36:58.591 --> 36:59.800 ‫راستش، شاید... 36:59.884 --> 37:01.469 ‫یه‌خُرده ساخت‌وساز هم داشته باشیم. 37:01.761 --> 37:02.470 ‫جدی؟ 37:02.511 --> 37:04.764 ‫شاید دیمیتری هم در مورد یه چیزهایی درست می‌گفت. 37:04.805 --> 37:06.641 ‫اپلیکیشن هتل یه‌سری قابلیت‌های جالب داره. 37:06.724 --> 37:09.644 ‫شاید بد نباشه اتاق بازی رو نوسازی کنیم. 37:09.727 --> 37:11.229 ‫و داریم توی اون فضای بازِ 37:11.270 --> 37:13.606 ‫کنار خروجی پرسنل، یه حوضچه می‌سازیم 37:13.689 --> 37:15.441 ‫تا مردم از هر بلایی که 37:15.483 --> 37:17.193 ‫سر پرسی اومد دور بمونن. متوجهید دیگه؟ 37:17.193 --> 37:18.778 ‫آره خب، مهم اینه که اینجا 37:18.861 --> 37:20.112 ‫اصالت خودش رو از دست نده. 37:20.154 --> 37:21.322 ‫آره، خیلی‌ها هستن 37:21.405 --> 37:23.741 ‫که از چشیدنِ طعمِ تاریخ لذت می‌برن. 37:23.783 --> 37:24.992 ‫- دقیقاً. ‫- مثل ویکرام! 37:25.034 --> 37:25.952 ‫بله. 37:26.035 --> 37:27.286 ‫- ویکرام کجاست؟ ‫- وای نه! 37:27.370 --> 37:28.829 ‫تکلیف آرتور چی می‌شه؟ 37:28.871 --> 37:32.166 ‫یه ایدۀ معرکه برای آرتور داشتم. 37:32.250 --> 37:35.962 ‫مردم باید بفهمن قشنگیِ گذشته‌ها به چیه. 37:36.003 --> 37:39.966 ‫عروسک‌گردانی یه هنر بسیار کهن‌ـه 37:40.049 --> 37:42.718 ‫که تقریباً توی هر فرهنگی وجود داشته، 37:42.802 --> 37:46.305 ‫و مدام به شیوه‌های جدید و هیجان‌انگیز 37:46.347 --> 37:47.807 ‫رشد می‌کنه. 37:47.848 --> 37:51.310 ‫امروز می‌خوام دربارۀ انواع مختلف عروسک‌ها 37:51.352 --> 37:53.020 ‫بهتون آموزش بدم. 37:53.104 --> 37:56.357 ‫اینم دوستم کورتیس‌ـه. 37:57.191 --> 37:59.652 ‫سلام کن، کورتیس. 37:59.735 --> 38:01.028 ‫سلام، کورتیس! 38:03.155 --> 38:05.658 ‫عه، اسم منم کورتیسه! 38:12.206 --> 38:14.125 ‫واقعاً لازمه این جعبه باشه؟ 38:14.417 --> 38:16.627 ‫برای آرامش اعصاب من؟ آره، کاملاً لازمه. 38:16.836 --> 38:18.129 ‫فکر کنم معادلۀ تعیینِ 38:18.129 --> 38:20.172 ‫موقعیت دقیق جزیرۀ آتلانتیس رو حل کردم. 38:20.256 --> 38:21.590 ‫حالا فقط باید... 38:21.632 --> 38:23.301 ‫بچه‌ها، بیاید اینجا! 38:23.384 --> 38:25.428 ‫براتون یه سورپرایز دارم. 38:25.678 --> 38:29.473 ‫آتلانتیس فردا هم همچنان ‫توی مکان نامعلومی باقی می‌مونه. 38:35.479 --> 38:36.981 ‫- یا خدا! ‫- نه! 38:37.023 --> 38:38.524 ‫چرا آخه؟! 38:38.607 --> 38:42.111 ‫این هدیه از طرف آرتوره، ‫بابت انجام موفقیت‌آمیز مأموریت 38:42.153 --> 38:45.781 ‫و خراب شدنِ سفرمون. 38:45.823 --> 38:49.493 ‫شماها رو نمی‌دونم، ‫ولی این بهترین مسافرتی بود که توی عمرم داشتم. 38:51.120 --> 38:51.704 ‫وای خدا! 38:51.746 --> 38:53.706 ‫به‌خدا داره به اعماق وجودم نگاه می‌کنه. 38:53.706 --> 38:55.374 ‫نکتۀ جالب اینه که این مأموریت 38:55.458 --> 38:57.835 ‫منو یاد سفری انداخت که سال‌ها پیش به آتن داشتم؛ 38:57.877 --> 38:59.670 ‫اونجا توی یه نِشست... 38:59.712 --> 39:02.715 ‫دربارۀ مفهوم «روح چندگانۀ» افلاطون شرکت کرده بودم. 39:04.508 --> 39:08.387 ‫البته که دوست ندارین ‫داستان‌های قدیمی و منسوخ‌شدۀ منو بشنوین. 39:10.514 --> 39:11.724 ‫نه بابا، هنوز بهمون نگفتی... 39:11.724 --> 39:13.142 ‫چطور توی اون مسابقۀ شنا برنده شدی. 39:13.184 --> 39:14.435 ‫آره. 39:14.518 --> 39:16.687 ‫می‌خوام سیر تا پیازِ ‫اون ورزش‌های صبحگاهی دسته‌جمعی رو بشنوم. 39:16.687 --> 39:18.272 ‫تازه، توضیحاتت در موردِ 39:18.356 --> 39:19.774 ‫«کلم سه حالته» رو تکمیل نکردی. 39:19.774 --> 39:22.109 ‫دلمه! حالت سومش دلمه بود. 39:22.109 --> 39:23.527 ‫- هوم. ‫- دیدی گفتم؟ 39:23.611 --> 39:24.653 ‫اوهوم. 39:24.737 --> 39:27.323 ‫خب، با مسابقۀ شنا شروع می‌کنم. 39:27.406 --> 39:29.909 ‫اون‌موقع‌ها المپیک امروزی در کار نبود، 39:29.950 --> 39:31.285 ‫ولی مسابقات مختلفی 39:31.369 --> 39:32.828 ‫توی مناطق مختلفی برگزار می‌شد. 39:32.912 --> 39:36.457 ‫مسابقۀ هتل، مهم‌ترین رویداد کل قارّه بود. 39:36.540 --> 39:38.125 ‫شرکت‌کننده‌ها... 39:38.125 --> 39:41.545 ‫هر سال از سراسر دنیا می‌اومدن 39:41.629 --> 39:42.963 ‫تا عیارشون رو بسنجن. 39:43.047 --> 39:46.133 ‫منم که مسلماً اون زمان، و همین الانش هم، 39:46.133 --> 39:47.510 ‫یه شناگر بی‌نظیر بودم؛ 39:47.510 --> 39:48.969 ‫و زیر نظر استاد بزرگ 39:49.011 --> 39:51.722 ‫یوهان کریستوف فریدریش گوتس‌موتس آموزش دیدم، 39:51.764 --> 39:53.808 ‫- از کشور آلمان. ‫- یه چیزایی در موردش خوندم! 39:53.891 --> 39:55.893 ‫بله، یا به قول خودشون از «دویچلند»، 39:55.935 --> 39:57.019 ‫اصرار دارن نگیم آلمان. 39:57.061 --> 39:59.397 ‫برای کشوری که ذره‌ای شوخ‌طبعی نداره، ‫خیلی پرتوقع‌ان! 39:59.480 --> 40:01.190 ‫خلاصه، در حال اجرای حرکتی بودم 40:01.273 --> 40:03.776 ‫به اسم «تمساح» که الان دیگه ممنوع شده، 40:04.026 --> 40:05.694 ‫داشتم... 40:06.404 --> 40:11.075 www.Doostihaa.com