WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:28.528 --> 00:30.405 ‫روح‌القدس رو حس می‌کنید؟ 00:37.746 --> 00:41.875 ‫آسا در ۳۹ـمین سال فرمانروایی‌اش، ‫از ناحیۀ‌ پاهاش بیمار شد... 00:42.000 --> 00:43.752 ‫تا اینکه بیماری به سرعت شدت گرفت، 00:43.877 --> 00:46.921 ‫با این‌حال از پروردگار کمک نخواست، 00:46.963 --> 00:49.466 ‫بلکه از پزشک‌ها کمک گرفت. 00:49.591 --> 00:52.927 ‫حالا اینکه بری دکتر معاینه‌ات کنه ‫هیچ ایرادی نداره. 00:53.052 --> 00:57.474 ‫ولی یه دکتر می‌تونه از طریق قدرتی ‫که عیسی به حواریونش داده شفا بده؟ 00:57.724 --> 01:00.226 ‫مردانِ دنیای علوم، می‌تونن با چشم‌بند ‫در مسیر زندگی قدم بردارند، 01:00.351 --> 01:02.854 ‫بدون اینکه هیچوقت بدونن ‫اگه خدا ما رو از زمین بلند نکنه... 01:02.979 --> 01:05.064 ‫هیچ‌وقت نمی‌تونیم حتی یکی قدم هم برداریم. 01:11.112 --> 01:16.576 ‫اگنس، ممنون که می‌ذاری ‫وسیله‌ای برای انتقال محبت الهی به تو باشم. 01:35.094 --> 01:36.179 ‫در سایۀ ایمان... 01:37.347 --> 01:39.015 ‫همه چیز ممکنه. 01:42.894 --> 01:45.897 ‫دوستان، ازتون می‌خوام بذارید اگنس... 01:46.022 --> 01:48.566 ‫امروز و اینجا ‫موج ایمان رو در این کلیسا حس کنه... 01:48.566 --> 01:51.027 ‫چون دستش رو به دستان خداوند سپرده. 01:53.112 --> 01:55.114 ‫خدا رو شکر! 01:55.156 --> 01:57.575 ‫تو می‌تونی. یالا، خواهر. 02:07.335 --> 02:08.711 ‫درود بر عیسی! 02:08.753 --> 02:10.421 ‫سپاس از خداوند! 02:11.297 --> 02:13.967 ‫ممنونم، پروردگار! سپاس از خداوند. 02:14.092 --> 02:15.718 ‫ممنونم، پروردگار. 02:31.693 --> 02:33.861 ‫- حالش خوبه؟ ‫- نه! 02:37.323 --> 02:39.033 ‫پسرم! 02:40.493 --> 02:43.538 ‫بابایی، فکر کنم باید برم دکتر. 02:48.668 --> 02:53.464 دانلود رایگان فیلم و سریال Film2Movie.Asia @myfilm2moviez 03:25.872 --> 03:27.498 ‫یادت نبود دستگاه دی‌وی‌دیِ منو بیاری؟ 03:27.540 --> 03:28.666 ‫خب، اگه می‌خواستیش... 03:28.791 --> 03:30.877 ‫وقتی داشتی اسباب‌کشی می‌کردی ‫با خودت می‌بردیش. 03:31.002 --> 03:34.338 ‫می‌فهمم. ‫فیلم دیدن توی وی‌اچ‌اس بهت حال نمیده. 03:35.047 --> 03:37.008 ‫به محض اینکه کارم باهاش تموم شد ‫بهت زنگ می‌زنم. 03:37.008 --> 03:38.760 ‫البته اگه تلفنت رو راه بندازی! 03:38.801 --> 03:43.514 ‫ولش کن. خودم میام برش می‌دارم. ‫مثلاً پنج‌شنبه بعد از کار. 03:44.557 --> 03:45.808 ‫پنج‌شنبه خونه نیستم. 03:45.850 --> 03:49.020 ‫عیبی نداره. بازم کلید دارم، ‫می‌تونم بیام تو و برم بیرون. 03:49.145 --> 03:51.189 ‫به گمونم احتمالاً بتونم فردا بیارمش. 03:51.314 --> 03:53.566 ‫آخه، مگه آدم چند بار می‌تونه ‫دکمۀ مکث رو... 03:53.608 --> 03:56.694 ‫توی اون تیکه‌ای که «لیندزی لوهان» ‫توی مسابقۀ «اسپلینگ‌بی» برنده میشه رو بزنه؟ 03:56.694 --> 03:58.279 ‫چرا دخترایی که هجی بلندن انقدر جذابن؟ 03:58.279 --> 04:01.866 ‫- مسابقۀ ریاضیات ـه. ‫- چرا دخترایی که ریاضی بلدن انقدر جذابن؟ 04:01.991 --> 04:03.951 ‫امشب شبِ کارت‌بازیه، مگه نه؟ 04:03.951 --> 04:06.204 ‫چندین هفته پیش گفتی می‌ذاری بازی کنم. 04:06.204 --> 04:07.955 ‫- انقدر بهانه‌تراشی نکن. ‫- باید برم! 04:07.997 --> 04:11.292 ‫ساختمون پر از آدمای مریضه. ‫اگه عجله کنم، شاید بتونم ازشون پرهیز کنم. 04:12.877 --> 04:15.254 ‫ایکس‌ری‌هایی که از شکم گرفته شده ‫هیچ انسدادی رو نشون نمیده. 04:15.254 --> 04:16.964 ‫غذا چی خوردی؟ 04:17.006 --> 04:18.257 ‫ساندویچ مرغ. 04:18.382 --> 04:20.218 ‫ما همیشه در حال سفریم، ‫فست‌فود زیاد می‌خوریم. 04:22.929 --> 04:25.097 ‫ممنون، تقریباً حسش نکردم. 04:26.224 --> 04:27.892 ‫خواهش می‌کنم. 04:28.392 --> 04:30.019 ‫خدا بهم گفت آدم مهربونی هستی. 04:32.396 --> 04:33.856 ‫با خدا حرف می‌زنی؟ 04:33.981 --> 04:37.193 ‫خدا خیلی وقتا با «بوید» ارتباط برقرار می‌کنه ‫ تا بتونه به دیگران کمک کنه. 04:37.527 --> 04:40.029 ‫- از کِی تا حالا؟ ‫- از وقتی ۱۰ ساله بوده. 04:41.781 --> 04:44.867 ‫خدا بهم گفت با یه زنِ درمانگر آشنا میشم... 04:44.992 --> 04:49.163 ‫که افکار کینه‌توزانه در مورد مَردی ‫که باهاش کار می‌کنه داره. 04:51.457 --> 04:52.583 ‫این کار خداست. 04:54.710 --> 04:56.587 ‫اینو به‌خاطر می‌سپارم. 04:58.339 --> 05:01.300 ‫- ادرارش رقیق ـه. ‫- یعنی چی؟ 05:01.342 --> 05:04.762 ‫ممکنه به این معنی باشه که بنا به دلایلی ‫کلیه‌ها اون‌طور که باید، پاکسازی نمی‌کنن... 05:04.804 --> 05:07.265 ‫و در این‌صورت سموم توی بدنش انباشته میشه. 05:07.265 --> 05:09.642 ‫آزمایش خون انجام می‌دیم ‫تا ببینیم جوابش چی میشه. 05:09.684 --> 05:12.103 ‫ممنونم. لطف کردید. 05:16.232 --> 05:18.484 ‫خدا باهاش حرف می‌زنه؟ 05:18.484 --> 05:20.903 ‫روان‌پریشی نیست. صرفاً مذهبیه. 05:21.028 --> 05:24.156 ‫تنها مشکل پزشکی‌ای ‫که توی آزمایش خونش پیدا شد، کمبود سدیم بود. 05:24.282 --> 05:27.660 ‫نه. اگه با خدا حرف بزنی، میشی مذهبی. ‫ولی اگه خدا باهات حرف بزنه، روان‌پریش هستی. 05:27.702 --> 05:29.996 ‫خیلی از آدما هستن که دین‌شون رو ‫با چیزی تجربه می‌کنن... 05:29.996 --> 05:31.664 ‫که فقط نمادین نیست. 05:31.789 --> 05:32.540 ‫دلیل نمیشه... 05:32.540 --> 05:35.793 ‫وقتی توی مدرسۀ علوم دینی بودی ‫خدا باهات حرف می‌زد؟ 05:37.795 --> 05:40.464 ‫- نه. ‫- اگه حرف می‌زد، تو هم دیوونه بودی. 05:40.798 --> 05:43.134 ‫اون یا روانیه یا شیاد. 05:43.175 --> 05:45.594 ‫اتفاقاً خیلی هم تحسین‌برانگیز بود. 05:45.678 --> 05:48.597 ‫خب، آره، از اونا که بوته آتیش می‌زنن! ‫نمایش خیلی قشنگیه. 05:48.639 --> 05:51.809 ‫اون باهوش و مؤدب و باوقار بود. ‫از این بچه‌های ۱۵ سالۀ معمولی نیست. 05:51.809 --> 05:53.894 ‫و به کمرون گفت خدا می‌خواد... 05:53.894 --> 05:56.105 ‫انقدر واسه مقاله ازم عصبانی نباشه. 05:56.731 --> 05:58.733 ‫خدا می‌دونه مقالۀ کمرون رو دزدیدی؟ 05:58.774 --> 06:01.610 ‫می‌دونه افکار کینه‌توزانه داره. 06:01.736 --> 06:02.737 ‫دیگه باهاش کنار اومدم. 06:02.778 --> 06:06.657 ‫آره، از زبان بدنی که بین شما دوتا می‌بینم ‫قشنگ معلومه که باهاش کنار اومدی. 06:06.699 --> 06:08.200 ‫وای که شوکه شدم که فهمیده! 06:08.242 --> 06:10.911 ‫برای کمبود سدیم، ‫چک کردین بیماری آدیسون داره یا نه؟ 06:11.037 --> 06:13.831 ‫رنگدانه نداره و سطح پتاسیمش عادیه. 06:13.873 --> 06:14.707 ‫سیروز؟ 06:14.749 --> 06:17.543 ‫کبدش به نظر مشکلی نداره، ‫ترانس آمیناز عادیه. 06:18.461 --> 06:21.589 ‫باید استعمال نمکش رو زیر نظر بگیریم ‫تا سدیمش اصلاح بشه. 06:21.589 --> 06:23.632 ‫بیشتر از یک اکی‌والان در لیتر در هر ساعت ‫بهش ندید. 06:23.632 --> 06:24.967 ‫بیاید سوابق بیمار رو بررسی کنیم 06:25.092 --> 06:27.553 ‫و ببینیم سابقۀ استعمال مواد ‫یا توهم‌زای دیگه‌ای داره یا نه. 06:27.595 --> 06:29.722 ‫بسپاریدش به خودم. 06:31.182 --> 06:33.642 ‫می‌خوای با یه بیمار صحبت کنی؟ 06:33.684 --> 06:35.436 ‫خدا باهاش صحبت می‌کنه. 06:35.436 --> 06:38.189 ‫اگه تصور کنم از خدا بهترم، خیلی مغرورم. 06:45.071 --> 06:47.698 ‫خب، تو یه شفادهندۀ ایمان هستی؟ 06:47.740 --> 06:49.742 ‫توهین که نبود؟ 06:49.867 --> 06:53.370 ‫«مدیریت سلامت الهی» رو ترجیح میدی؟ 06:55.414 --> 06:57.833 ‫گفتم شاید خدا وسط حرفاش ‫گفته باشه که دارم میام. 06:59.168 --> 07:01.378 ‫با شفادهندۀ ایمان مشکلی ندارم، دکتر هاوس. 07:03.255 --> 07:06.592 ‫قشنگ بود. ‫حتی نیومدی بگی: 07:06.842 --> 07:09.386 ‫«یه حرف "هـ" روی یونیفرم پزشکی می‌بینم». ‫(هاوس) 07:09.428 --> 07:12.181 ‫- پرستارها خیلی درباره‌تون صحبت می‌‌کنن. ‫- حرفاشون رو باور نکن. 07:12.181 --> 07:14.183 ‫الکی ازم تعریف می‌کنن. 07:14.225 --> 07:17.311 ‫ایمان! به عبارت دیگه میشه همون جهل، مگه نه؟ 07:17.520 --> 07:20.606 ‫هیچ‌وقت درک نکردم چطور مردم می‌تونن ‫انقدر به چیزی افتخار کنن... 07:20.648 --> 07:22.525 ‫که بدون هیچ مدرکی باورش دارن. ‫انگار هنره! 07:22.566 --> 07:24.318 ‫خدا ازمون می‌خواد بهش اعتماد کنیم. 07:24.360 --> 07:26.362 ‫نمیشه یکی رو دوست داشته ‫باشی ولی بهش اعتماد نکنی. 07:26.362 --> 07:28.531 ‫اعتماد باید جلب بشه! 07:28.531 --> 07:30.783 ‫نمیشه به کسی که ‫توی کمد قایم شده اعتماد کرد. 07:32.076 --> 07:33.577 ‫تو به هیچ‌کس اعتماد نداری. 07:35.496 --> 07:37.623 ‫به نظر سالم میای. 07:37.665 --> 07:39.583 ‫نه منگ می‌زنی، نه بی‌حالی داری. 07:39.625 --> 07:41.293 ‫چه داروهایی مصرف می‌کردی؟ 07:41.502 --> 07:43.754 ‫هیچی، یه مقدار آسپرین. 07:44.129 --> 07:46.131 ‫وقتی روی چیزی تمرکز می‌کنم، ‫یادم میره غذا بخورم، 07:46.173 --> 07:47.883 ‫تا به خودم میام می‌بینم ‫سردردِ گرسنگی گرفتم. 07:47.925 --> 07:50.594 ‫پس آسپرین و بیمارستان اشکالی نداره. 07:51.095 --> 07:54.014 ‫نگرش جالبی از طرف کسیه که ‫نذاشته کلی آدم... 07:54.014 --> 07:55.933 ‫کمک‌های پزشکی دریافت کنن. 07:56.141 --> 07:58.310 ‫صرفاً چون به دعا کردن اعتقاد دارم... 07:58.435 --> 08:01.438 ‫دلیل نمیشه به میکروب‌ها و سم‌ها ‫اعتقاد نداشته باشم. 08:04.483 --> 08:06.485 ‫اون بطری قبلاً باز شده بوده. 08:06.527 --> 08:09.655 ‫از آب‌سردکن پُرش کردی. 08:09.655 --> 08:11.490 ‫- آره. ‫- همیشه این کار رو می‌کنی؟ 08:11.532 --> 08:14.535 ‫ساعتی چند بار. ‫دوست نداره آب بدنش کم بشه. 08:15.953 --> 08:18.247 ‫فکر می‌کنی شاید میکروب‌ها ‫اینجوری رفته باشن تو؟ 08:18.289 --> 08:20.624 ‫فکر می‌کنم آب شاید رفته باشه تو. 08:27.256 --> 08:30.759 ‫- مسکّن‌هات رو تعدیل می‌کنیم. ‫- دوباره! 08:32.303 --> 08:34.930 ‫می‌خوای اکسی‌کدونِ مصرفی‌ات رو بیشتر کنیم؟ 08:36.056 --> 08:40.102 ‫جفتمون می‌دونیم که تنها دلیل اینکه ‫الان سرحال هستم... 08:40.227 --> 08:43.397 ‫اینه که امروز صبح، ‫دوزِ کامل داروم رو مصرف نکردم. 08:47.026 --> 08:49.028 ‫نهایت تلاشت رو کردی، 08:49.153 --> 08:51.322 ‫منم سرباز خوبی بودم. 08:53.490 --> 08:55.326 ‫وقتشه بپذیریم که دیگه تمومه. 08:57.661 --> 09:00.664 ‫سفری که می‌گفتی می‌خوای بری چی؟ 09:00.789 --> 09:03.542 ‫از وقتی نوجوون بودی دلت می‌خواسته ‫فلورنس رو ببینی، مگه نه؟ 09:03.542 --> 09:05.669 ‫آره، الان که حسابی دارو خوردم برم؟ 09:06.503 --> 09:09.340 ‫اون سفر نمیشه که آرزوش رو داشتم. 09:11.842 --> 09:14.303 ‫باشه، ولی تو قوی‌ای، 09:14.345 --> 09:16.889 ‫داری با این بیماری سر و کله می‌زنی، 09:16.930 --> 09:21.810 ‫و یه ترکیب مناسب مسکّن هست ‫که بالاخره پیداش می‌کنیم. 09:22.644 --> 09:24.188 ‫ازمون قطع امید نکن. 09:25.564 --> 09:28.108 ‫و از صدایی که ‫تا چند لحظۀ دیگه می‌شنوی نترس. 09:29.777 --> 09:31.445 ‫ببخشید. 09:31.570 --> 09:35.074 ‫یه دوست دارم که حریم شخصی حالیش نمیشه. 09:43.499 --> 09:46.585 ‫- میشه بذاری برای پنج دقیقۀ دیگه؟ ‫- داره می‌میره؟ 09:47.795 --> 09:49.129 ‫آره. 09:50.255 --> 09:51.673 ‫قبل از اتمام این مشاوره؟ 09:51.673 --> 09:54.718 ‫می‌تونن از خودمحور بودنت مجسمه بسازن! 09:54.760 --> 09:59.807 ‫بیمار ۱۵ ساله،‌ شفادهندۀ ایمان، ‫رابطۀ مستقیم با خدا! 09:59.932 --> 10:03.310 ‫- علائمش چیه؟ ‫- اون یه قدیس نیست. 10:03.435 --> 10:05.354 ‫با نگاه کردن و گوش دادن و استنباط کردن... 10:05.354 --> 10:07.189 ‫می‌فهمه توی زندگی آدما چه خبره. 10:07.231 --> 10:09.399 ‫اون‌وقت نگران این هستی ‫که خیلی شبیه خودته؟ 10:09.441 --> 10:12.945 ‫بعدش از خدا بهشون پیام منتقل می‌کنه ‫تا بهشون انگیزه بده. 10:12.945 --> 10:14.363 ‫بهشون حس قدرتمندی میده. 10:14.488 --> 10:17.658 ‫اه، اینجاش رو با تو خیلی فرق داره. ‫چرا آوردنش اینجا؟ 10:17.783 --> 10:19.535 ‫برای نسل انسان‌ها می‌ترسم. 10:19.660 --> 10:22.079 ‫یه نوجوون ادعا می‌کنه سخنگوی خداست، 10:22.121 --> 10:24.081 ‫اون‌وقت مردم با تحصیلات عالی ‫به حرفش گوش می‌کنن. 10:24.289 --> 10:26.500 ‫اکثر آمریکایی‌ها برای خودشون یه خدایی دارن. 10:26.542 --> 10:29.753 ‫- علائمش چیه؟ ‫- انقباض‌های شدید، کمبود سدیم. 10:29.878 --> 10:31.839 ‫ظاهراً بی‌وقفه آب می‌خورده. 10:31.880 --> 10:33.590 ‫خدا بهش گفته بدنش رو تزکیه کنه. 10:33.715 --> 10:35.509 ‫مصرف زیاد آب، باعث کمبود سدیم میشه. 10:35.551 --> 10:37.386 ‫انقباض عضلاتش هم برای همینه. ‫آره، می‌دونم. 10:37.511 --> 10:39.513 ‫چیه؟ همین؟ حلش کردی؟ 10:41.056 --> 10:44.101 ‫فقط منو آوردی این بیرون که وراجی کنی ‫و بگی ایمان اعصابت رو خُرد می‌کنه؟ 10:44.434 --> 10:47.229 ‫اوهوم. حالش بهتره. 10:49.314 --> 10:52.693 ‫می‌دونی، درک می‌کنم که مردم ‫دنبال یه راهی برای پُر کردنِ خلأها هستن. 10:52.818 --> 10:56.196 ‫ولی این خلأها رو دوست دارن، ‫می‌خوان توشون زندگی کنن، 10:56.321 --> 10:59.575 ‫و وقتی کسی می‌خواد خلأهاشون رو پُر کنه ‫قات می‌زنن. 11:01.660 --> 11:03.662 ‫از خلأهاتون بیاید بیرون، ملت! 11:22.055 --> 11:26.226 ‫♪ برو روی کوه بگو ♪ 11:26.768 --> 11:30.314 ‫♪ بر فراز تپه‌ها و مکان‌های مختلف بگو ♪ 11:30.355 --> 11:34.192 ‫♪ برو روی کوه بگو ♪ 11:34.318 --> 11:38.155 ‫♪ که عیسی مسیح به دنیا اومده ♪ 11:38.280 --> 11:42.200 ‫♪ برو روی کوه بگو ♪ 11:42.326 --> 11:45.912 ‫♪ بر فراز تپه‌ها و مکان‌های مختلف بگو ♪ 11:46.038 --> 11:49.374 ‫♪ برو روی کوه بگو ♪ 11:49.416 --> 11:52.127 ‫♪ که عیسی مسیح به دنیا اومده ♪ 11:52.127 --> 11:55.756 ‫- بوید، حالت خوبه؟ ‫- ♪ برو روی کوه بگو ♪ 11:55.881 --> 11:56.882 ‫بوید. 11:56.882 --> 11:58.800 ‫♪ بر فراز تپه‌ها و... ♪ 12:05.015 --> 12:07.392 ‫بیا. بیا بریم. 12:07.434 --> 12:09.478 ‫می‌تونی اسمت رو بهم بگی؟ 12:09.603 --> 12:12.647 ‫می‌دونی الان کجایی؟ ‫بوید؟ 12:16.401 --> 12:17.486 ‫بوید؟ 12:19.613 --> 12:21.448 ‫خدا نمی‌خواد بترسی. 12:23.200 --> 12:25.202 ‫منو فرستاده اینجا تا شفات بدم. 12:25.619 --> 12:27.704 ‫فکر می‌کنی دعاهات رو نشنیده، ‫ولی همه‌شون رو شنیده، 12:27.704 --> 12:28.997 ‫حتی اونایی که به زبون نیاوردی. 12:28.997 --> 12:31.416 ‫ببخشید. بوید، یالا! ‫بذار برت گردونم توی اتاقت. 12:31.458 --> 12:35.837 ‫- با ایمان، همه چیز ممکنه. ‫- بیا بریم. 12:35.837 --> 12:40.300 ‫پروردگارا، از تو می‌خواهم که ‫دخترت را از رنج‌هایش آزاد گردانی... 12:40.300 --> 12:42.636 ‫- گریس؟ ‫- و دوباره او را کامل کنی. 12:42.761 --> 12:45.263 ‫آهای، آهای! چیکار می‌کنی؟ ‫قضیه چیه؟ 12:45.263 --> 12:48.141 ‫یه تشنجِ جزئیِ پیچیده داشت. ‫الان ذهنش پریشانه. 12:48.183 --> 12:51.478 ‫- نمی‌دونه داره چیکار می‌کنه. ‫- خب، برش گردون توی اتاقش! فوراً. 12:54.898 --> 12:56.483 ‫خوبی؟ 13:03.824 --> 13:06.118 ‫اصلاً مطمئنیم تشنج کرده؟ 13:06.243 --> 13:09.496 ‫اینکه آواز بخونه و شفا بده رو که ‫همیشه انجام میده، مگه نه؟ 13:09.621 --> 13:10.956 ‫جالبه، مگه نه؟ 13:11.081 --> 13:13.333 ‫آخه این رفتارِ مذهبی‌اش ‫اون‌قدر به دیوونه‌بازی نزدیکه... 13:13.458 --> 13:14.876 ‫که نمی‌تونیم از هم تشخیص‌شون بدیم. 13:14.876 --> 13:18.797 ‫تکرارهاش، بی‌تفاوت بودن و عدم هوشیاریش ‫نشون میده که تشنج بوده. 13:18.922 --> 13:20.757 ‫- عفونت؟ ‫- تب نداشت. 13:20.882 --> 13:24.219 ‫ممکنه بیماری ویلسون بوده باشه، ‫یا مثلاً بیماری ذخیرۀ گلیکوژنی. 13:24.219 --> 13:27.597 ‫- یا تومور مغزی. ‫- یا توبروز اسکلروزیس. (تصلب تکمه‌ای). 13:28.431 --> 13:29.724 ‫هوم. 13:29.850 --> 13:31.601 ‫چطور این مسئله رو حل کنیم؟ 13:31.726 --> 13:35.856 ‫می‌تونیم از بیمارمون بخوایم که از خدا بخواد ‫ یا می‌تونیم مغزش رو ام‌.آر.آی کنیم. 13:35.981 --> 13:37.774 ‫کدوم راه رو انتخاب می‌کنید؟ ‫من پایۀ جفتش هستم. 13:37.816 --> 13:38.984 ‫- هاوس! ‫- بله. 13:38.984 --> 13:41.862 ‫چرا گذاشتی یه بیمار ناخوش‌احوال ‫توی راهروها برای خودش بچرخه؟ 13:42.779 --> 13:43.780 ‫افسارش پاره شد! 13:43.864 --> 13:45.407 ‫تنها چیزی که یه بیمار لاعلاج... 13:45.490 --> 13:48.076 ‫بهش نیاز نداره، ‫اینه که بشنوه یکی با یه علاج دستش بندازه. 13:48.201 --> 13:49.911 ‫کُپ کرده بود، عصبانی بود. 13:49.953 --> 13:53.874 ‫ولی الان کُپ نکرده و عصبانی نیست ‫ولی تو هستی. 13:53.999 --> 13:56.585 ‫میگه حالش بهتره. 13:56.710 --> 13:59.296 ‫درسته که مشغول آواز خوندن و رقص نیست ‫ولی بعد از چندین ماه... 13:59.337 --> 14:00.630 ‫بالاخره یه کم شاد شده. 14:00.755 --> 14:03.341 ‫کاهش ناگهانی درد، می‌تونه نشاط ایجاد کنه. 14:03.466 --> 14:05.176 ‫بذار برای خودش خوش باشه. 14:05.302 --> 14:07.971 ‫به‌به، چه عالی! ‫وقتی این خوشی‌هاش تموم بشه چی؟ 14:08.096 --> 14:10.348 ‫وقتی فرود بیاد وسط این همه انکار چی؟ 14:10.473 --> 14:12.809 ‫داشت با بیماری‌اش دست و پنجه نرم می‌کرد. 14:12.934 --> 14:14.686 ‫الان انتظاراتش دارن میرن بالا. 14:14.728 --> 14:17.022 ‫و وقتی اون همه امید واهی یهویی ‫ازش گرفته میشه... 14:17.063 --> 14:18.732 ‫این منم که باید پیشش باشم. 14:24.821 --> 14:26.698 ‫شماها کار و زندگی ندارید؟ 14:28.742 --> 14:31.286 ‫چند وقته که مردم رو شفا میدی؟ 14:31.411 --> 14:33.204 ‫باور داری که دارم این کار رو می‌کنم؟ 14:34.497 --> 14:35.749 ‫دوست دارم باور داشته باشم. 14:36.666 --> 14:37.918 ‫ولی نداری. 14:38.919 --> 14:41.546 ‫چرا همیشه کارهایی رو می‌کنی ‫که دلت نمی‌خواد بکنی؟ 14:44.716 --> 14:47.218 ‫چیزی نیست، انتظار ندارم یه جواب واقعی بدی. 15:02.442 --> 15:05.612 ‫خدا احتمالاً ازت می‌خواد انقدر لجبازی نکنی 15:05.654 --> 15:07.322 ‫و این قضیه رو فراموش کنی. 15:07.447 --> 15:09.532 ‫اگه یه قدرتِ متعالی داره جهان رو می‌گردونه، 15:09.574 --> 15:12.243 ‫احتمالاً خیلی با تمام چیزهایی ‫که گونۀ ما می‌تونه درک کنه فرق داره، 15:12.243 --> 15:14.746 ‫پس حتی فکر کردن بهش هم بی‌فایده‌ست. 15:14.871 --> 15:17.374 ‫ولی بعید می‌دونم لجبازی کردنِ من ‫براش مهم باشه. 15:17.499 --> 15:20.752 ‫پس اعتقادت اینه که خدا شاید وجود داشته باشه ‫ولی بهش فکر نمی‌کنی؟ 15:20.794 --> 15:22.128 ‫این مهم‌ترین مسئله... 15:22.128 --> 15:24.798 ‫من فکر می‌کنم پنگوئن‌ها هم شاید ‫در مورد فیزیک هسته‌ای فرضیه‌پردازی کنن. 15:24.839 --> 15:28.134 ‫- الان هدف‌مون از این بحث چیه؟ ‫- چیه مگه؟ کنجکاو شدم. 15:29.886 --> 15:32.472 ‫نمیشه به یه نفر بگی همکارش هستی ‫و دوستش نیستی، 15:32.472 --> 15:34.766 ‫و بعد همینجوری یهویی ‫از زندگیِ پس از مرگ صحبت کنی. 15:44.734 --> 15:46.736 ‫[خدا ۲ - هاوس ۱] 15:55.537 --> 15:57.205 ‫واقعاً امتیازها رو ثبت می‌کنی؟ 15:59.833 --> 16:02.210 ‫نتایج ام.آر.آی‌ات هنوز نیومدن. 16:02.210 --> 16:05.213 ‫برگرد توی اتاقت. آواز خوندن ممنوع! 16:05.213 --> 16:08.842 ‫خب، یه امتیاز برای اینکه ‫حدس زدی کمبود سدیم دارم می‌گیری. 16:09.050 --> 16:10.927 ‫امتیازهایی که به خدا دادی برای چی هستن؟ 16:10.927 --> 16:14.681 ‫حقه‌ات در مورد نزاعِ بین دکتر کمرون ‫و دکتر فورمن... 16:14.722 --> 16:16.266 ‫ظاهراً یه نفر رو تحت‌تأثیر قرار داده. 16:16.307 --> 16:17.600 ‫امتیاز دوم چی؟ 16:20.937 --> 16:24.441 ‫به نظرت ممکنه برای این باشه ‫که گریس رو شفا دادم؟ 16:26.276 --> 16:28.445 ‫دوباره هم اومد به دیدنم. ‫ازش خوشم میاد. 16:28.570 --> 16:30.530 ‫تو دوست داری سر به سر مردم بذاری. 16:30.572 --> 16:32.490 ‫برای همین الان اینجایی. 16:32.615 --> 16:35.910 ‫شاید فکر می‌کنی باتری‌هات رو خدا شارژ کرده ‫شایدم همچین فکری نمی‌کنی. 16:35.910 --> 16:38.371 ‫در هر صورت، ‫از کاری که می‌کنی لذت می‌بری. 16:38.496 --> 16:41.457 ‫آره، از کمک کردن به دیگران خوشم میاد. 16:41.499 --> 16:43.960 ‫وقتی می‌فهمن که مشکلاتشون از بین رفته، 16:44.002 --> 16:45.503 ‫قیافه‌شون حس خوبی بهم میده. 16:45.628 --> 16:47.380 ‫ولی حواست هست که بعد از اینکه... 16:47.422 --> 16:50.508 ‫اثر اندورفین از بین میره و ‫التهاب مفصل برمی‌گرده، توی ایالت بعدی باشی. 16:51.676 --> 16:53.178 ‫همچین اتفاقی نمی‌افته. 16:53.219 --> 16:56.097 ‫عه، یعنی بعدش ‫حال بیمارهات رو پیگیری می‌کنی؟ 16:56.639 --> 16:58.141 ‫خدا بهم گفت. 16:58.975 --> 17:02.520 ‫ببین، این دیگه نامردیه. ‫بحث‌مون داشت حال می‌داد. 17:02.770 --> 17:04.772 ‫وقتی از این برگ برنده‌ات استفاده می‌کنی... 17:04.898 --> 17:06.733 ‫دیگه نمیشه بحث منطقی کرد. 17:13.323 --> 17:15.158 ‫در مورد تو هم باهام صحبت کرد. 17:15.283 --> 17:16.951 ‫که دشمنانم رو ببخشم؟ 17:17.076 --> 17:20.038 ‫هیچ‌وقت توی فال‌گیری‌هام ‫کسی بهم نگفته به هر کسی نمیشه اعتماد کرد. 17:20.163 --> 17:22.999 ‫آره، اینو خودم به سختی یاد گرفتم. 17:23.124 --> 17:25.835 ‫خدا میگه دنبال بهانه می‌گردی که تنها باشی. 17:26.085 --> 17:29.797 ‫ببین، این دقیقاً از اون نوع اطلاعاتیه ‫که به نظر زیرکانه میاد... 17:29.923 --> 17:33.343 ‫ولی میشه به هر کسی که دنبالِ تأییدِ همۀ ‫آدمایی که باهاشون آشنا میشه نمی‌گرده... 17:33.384 --> 17:36.179 ‫تعمیمش داد، که تو با هوشمندی تمام، ‫از من استنباط کردی... 17:36.304 --> 17:38.264 ‫چون احمق نیستی! 17:38.389 --> 17:40.433 ‫دفعۀ بعدی به خدا بگو جزئیات دقیق‌تر بگه. 17:42.226 --> 17:45.063 ‫خدا می‌خواد دکتر ویلسون رو ‫به کارت‌بازی‌ات دعوت کنی. 18:00.328 --> 18:02.455 ‫با بیمارِ من صحبت نکن. 18:04.040 --> 18:05.166 ‫چی میگی؟ 18:05.291 --> 18:08.294 ‫وقتی بیمار من توی راهرو به بیمارت برمی‌خوره ‫از کوره در میری... 18:08.336 --> 18:10.838 ‫ولی هیچ مشکلی با صحبت کردن ‫با بیمار من نداری. 18:11.631 --> 18:13.967 ‫باحاله، مثل بازی بیست سؤالی می‌مونه. ‫بیشتر بگو. 18:14.008 --> 18:16.135 ‫وقتی فهمیدم چی داری میگی ‫حدسم رو بهت میگم. 18:16.135 --> 18:18.971 ‫خدا از کارت‌بازیِ من خبر داره. 18:19.305 --> 18:20.348 ‫فکر کردی من بهش گفتم؟ 18:20.473 --> 18:23.184 ‫یا تو گفتی یا اینکه از این به بعد ‫هر یکشنبه میرم کلیسا. 18:23.184 --> 18:24.811 ‫اون‌جوری با برنامۀ بولینگم تداخل داره. 18:24.811 --> 18:27.146 ‫بجز اینکه سرش داد زدم ‫که برگرده توی اتاقش، 18:27.271 --> 18:29.023 ‫هیچ‌وقت با بیمارت صحبت نکردم. 18:34.904 --> 18:37.031 ‫ام.آر.آی یه بخش غیرعادی رو نشون میده. 18:38.449 --> 18:40.702 ‫توبروز اسکلروزیس. 18:40.827 --> 18:43.204 ‫- دقیقاً همونجاست که باید باشه. ‫- با همۀ علائم جور در میاد. 18:43.246 --> 18:48.084 ‫- همه‌شون! ‫- توبرِ غشاییِ پیشرو، قابل شناساییه. 18:48.209 --> 18:51.254 ‫- می‌تونیم جراحیش کنیم. ‫- به بیمارمون تبریک بگید. 18:51.462 --> 18:54.716 ‫به زودی صحبت‌هاش با خدا ‫به گذشته‌ها می‌پیونده. 18:55.675 --> 18:57.593 ‫یه امتیاز برای فانی‌ها. 19:11.941 --> 19:15.611 ‫می‌دونستی کلیسای کاتولیک، ‫یه دکتر توی «لوردس» داره؟ 19:15.736 --> 19:17.530 ‫هر روز همون خبرای همیشگی رو می‌شنوه. 19:17.655 --> 19:22.410 ‫ولی از بین هزاران موردی که ادعا می‌کنن ‫حالشون بهتر شده، 19:22.535 --> 19:27.123 ‫کلیسای کاتولیک، ‫فقط یه مُشت از اونا رو معجزه تشخیص میده. 19:27.248 --> 19:29.333 ‫ولی بازم یه مُشت معجزه دارن. 19:29.459 --> 19:34.046 ‫خب، اونا یه کلیسا هستن. ‫کارشون همینه. 19:35.465 --> 19:39.635 ‫ببین. دو سه سال اخیر... 19:39.760 --> 19:42.305 ‫دنیام داشته کوچیک‌تر و کوچیک‌تر می‌شده. 19:42.430 --> 19:44.390 ‫هشت ماه، شش ماه... 19:46.559 --> 19:49.645 ‫وقتی تریلر (تیزر) فیلم‌ها رو نگاه می‌کنم، ‫با خودم میگم... 19:49.687 --> 19:52.523 ‫«وقتی این فیلمه منتشر شد، ‫من هنوزم زنده‌ام؟» 19:54.567 --> 19:58.029 ‫ولی شاید هنوز یه کورسوی امیدی باشه. 19:58.154 --> 20:03.201 ‫شاید، شاید بتونم برای یکسال دیگه‌ام ‫برنامه بچینم. 20:03.326 --> 20:04.493 ‫دو سال! 20:07.371 --> 20:09.123 ‫این نگرش رو دوست دارم. 20:10.374 --> 20:13.169 ‫این نگرش دروغی بیش نیست، ‫و اگه بهش اعتقاد داشته باشی... 20:13.294 --> 20:15.546 ‫بدجوری از هم می‌پاشی. 20:18.466 --> 20:20.176 ‫بذار از کبدت عکس جدید بگیرم. 20:20.509 --> 20:22.678 ‫نمی‌تونی قبول کنی ‫ که ممکنه حقیقت داشته باشه. 20:22.720 --> 20:25.890 ‫خب، اگه حقیقت داره ‫پس نباید از ثابت کردنش بترسی. 20:30.853 --> 20:33.689 ‫توبروز اسکلروزیس یه اختلال ژنتیکی ـه. 20:33.814 --> 20:37.193 ‫باعث میشه تومورهای کوچیک و خوش‌خیم ‫توی بخش‌های مختلف بدن رشد کنن. 20:37.318 --> 20:40.154 ‫- در این مورد، توی مغزه. ‫- گفتی خوش‌خیم. 20:40.821 --> 20:44.325 ‫احتمالاً خوش‌خیم باشن ولی چه باشن چه نباشن، ‫توی جای خوبی قرار نگرفتن. 20:44.450 --> 20:47.286 ‫- باید برشون داریم. ‫- منظورت جراحی مغزه؟ 20:47.411 --> 20:50.331 ‫علائمش دارن بدتر میشن ‫که یعنی تومورها دارن رشد می‌کنن. 20:50.456 --> 20:54.126 ‫جراحی همه چی رو درست می‌کنه، ‫عدم توازنِ مواد شیمیایی، تشنج‌ها، 20:54.126 --> 20:55.670 ‫توهم‌های شنیداری. 20:55.670 --> 20:57.755 ‫توهم‌ها؟ 20:57.880 --> 21:01.217 ‫بدون جراحی، وضعش بدتر از بد میشه. 21:01.342 --> 21:02.843 ‫شاید حتی مرگبار هم باشه. 21:02.885 --> 21:07.598 ‫با جراحی، پسرتون ‫یه بچۀ ۱۵ سالۀ بی‌نقصِ‌ عادی میشه. 21:09.517 --> 21:10.935 ‫من عادی نیستم. 21:19.735 --> 21:23.114 ‫ازت می‌خوام با بیمارم صحبت کنی. ‫اینو بسپار به من. 21:24.532 --> 21:27.201 ‫چرا حس می‌کنم ‫برنامه داری روی دنیا تسلط پیدا کنی؟ 21:27.243 --> 21:30.621 ‫آقای مذهبی جراحی رو قبول نمی‌کنه. ‫تو یه استعدادی داری: 21:30.871 --> 21:33.541 ‫مردم ازت تشکر می‌کنن ‫که بهشون میگی دارن می‌میرن. 21:34.834 --> 21:39.171 ‫اگه بتونم متقاعدش کنم که جراحی کنه، ‫باید بذاری بیام کارت‌بازی. 21:39.213 --> 21:42.842 ‫حاضری بذاری این بچه‌هه بمیره ‫تا بتونی توی یه بازی احمقانه شرکت کنی؟ 21:42.967 --> 21:44.885 ‫حاضری بذاری بمیره تا منو بازی ندی؟ 21:51.642 --> 21:52.643 ‫سلام. 21:55.187 --> 21:56.605 ‫من دکتر ویلسون هستم. 21:58.149 --> 21:59.692 ‫می‌دونستم یکی دیگه رو می‌فرستن. 21:59.817 --> 22:02.570 ‫- اون خدات چقدر حرف می‌زنه. ‫- هاوس! 22:04.572 --> 22:08.576 ‫میشه بگی چرا نمی‌خوای تومورهات رو بردارن؟ 22:08.576 --> 22:10.369 ‫خدا حتماً یه دلیلی داشته ‫که گذاشته‌شون اونجا. 22:10.411 --> 22:13.664 ‫فکر کردی خدا یه تلفن توی سرت لازم داره ‫تا باهات حرف بزنه؟ 22:13.664 --> 22:16.208 ‫مگه همه جا حضور نداره؟ ‫یه تماس از راه دور نیست که. 22:16.250 --> 22:18.627 ‫خدا اینجوری کارهاش رو انجام میده، ‫با قانون طبیعت! 22:18.669 --> 22:22.256 ‫اگه بره توی دنیا و همه‌ش ‫معجزه‌های بزرگ و پر زرق و برق انجام بده... 22:22.381 --> 22:24.884 ‫- دیگه کسی ایمان نیاز نداره. ‫- چطوریه که همه ایمان لازم دارن، 22:24.925 --> 22:28.137 ‫ولی فقط توی گوشِ تو داد می‌زنه ‫که من وجود دارم؟ 22:30.931 --> 22:32.349 ‫نوبت توئه. 22:36.395 --> 22:38.689 ‫فکر می‌کنی خدا می‌خواد بمیری؟ 22:38.814 --> 22:42.234 ‫خدا معمولاً با افراد برگزیده‌اش ‫این رویکرد رو داره. 22:42.568 --> 22:45.696 ‫اونایی که بیشتر از همه دوستشون رو داره رو ‫بیشتر آزمایش می‌کنه. 22:45.696 --> 22:47.406 ‫چقدر قشنگ! 22:47.448 --> 22:49.158 ‫داری از زیر مسئولیت‌هات شونه خالی می‌کنی، 22:49.200 --> 22:50.826 ‫از مشکلات سختِ پدرانه پرهیز می‌کنی، 22:50.868 --> 22:54.038 ‫که مثلاً بذاری ۱۶ سالگی رانندگی کنه یا نه. ‫همینجوری می‌ذاری ۱۵ سالگی بمیره. 22:54.079 --> 22:58.876 ‫پس، اعتقادتون اینه که پسرتون... 22:59.210 --> 23:02.004 ‫هوم... یه قدیس ـه؟ 23:03.005 --> 23:07.676 ‫تا جایی که من می‌دونم ‫یکی از مشخصه‌های قدیس‌ها، تواضعه. 23:07.801 --> 23:11.597 ‫کسی که واقعاً تواضع داشته باشه، ‫اینو مد نظر می‌گیره که شاید... 23:11.722 --> 23:15.267 ‫خدا برای همچین افتخاری انتخابش نکرده باشه. 23:15.267 --> 23:17.561 ‫همچین شخصی مد نظر می‌گیره... 23:17.603 --> 23:21.607 ‫که شاید فقط یه بیماری داشته. 23:28.614 --> 23:30.950 ‫توی فریب دادنِ آدما استعداد داری. 23:30.991 --> 23:33.535 ‫من با مردم قشنگ صحبت می‌کنم، ‫به حرفاشون گوش میدم، 23:33.577 --> 23:36.163 ‫که به طرز غافلگیرکننده‌ای ‫احتمالِ مشارکت‌کردنشون رو می‌بره بالا. 23:36.205 --> 23:37.373 ‫منم همینو میگم. 23:37.414 --> 23:41.085 ‫اون بچه رو قشنگ شناختی ‫و مثل چی فریبش دادی. 23:43.671 --> 23:45.547 ‫پرتزل (نوعی دونات) هم بیار. 23:56.642 --> 23:58.811 ‫اون صدای در زدن رو می‌شناسم. 23:59.812 --> 24:02.314 ‫کلید داری دیگه. من بلند نمیشم. 24:15.077 --> 24:17.162 ‫بازی فردا شبه... 24:17.204 --> 24:18.956 ‫و اونا پرتزل نیستن. 24:19.373 --> 24:22.710 ‫عکس سرطان گریس پالمیری رو آوردم. 24:25.379 --> 24:26.505 ‫خب؟ 24:33.345 --> 24:35.139 ‫تومورش کوچیک شده. 24:52.906 --> 24:55.034 ‫به بیمارم خبر نده. 24:59.371 --> 25:01.373 ‫همۀ سوابق زنِ معجزه‌ای رو می‌خوام. 25:02.207 --> 25:04.168 ‫همۀ آزمایش‌ها، ‫همۀ معالجاتی که تا حالا انجام داده، 25:04.209 --> 25:06.712 ‫همۀ سؤال‌هایی که ‫توی این بیمارستان جواب داده. 25:06.837 --> 25:08.505 ‫و هر چی که از دکترهای قبلی فرستاده شده. 25:08.547 --> 25:10.591 ‫اگه مجبور شدین اطلاعاتِ ‫نوزادیش رو هم در بیارین. 25:14.219 --> 25:17.306 ‫اینکه گفتم «اونا رو از هم جدا نگه دار» ‫برات قابل فهم نبود؟ 25:17.431 --> 25:19.433 ‫اونا دوستن. 25:19.475 --> 25:21.143 ‫دختره فکر می‌کنه پسره جونش رو نجات داده. 25:22.436 --> 25:24.521 ‫الان مدرک پزشکیِ قابل استنادی داریم... 25:24.521 --> 25:26.315 ‫که توهماتش حقیقت دارن. 25:26.440 --> 25:28.817 ‫رضایت جراحی رو پس گرفتن. 25:28.942 --> 25:31.945 ‫وکیل‌ها رو گذاشتم بررسی کنن. ‫تومورش کوچیک شده؟ 25:32.070 --> 25:33.363 ‫دارم پیگیری می‌کنم. 25:35.657 --> 25:39.578 ‫به عیسی جون بگو ۲۴ ساعت دیگه وقت لازم داریم ‫تا سطح سدیمش رو به روال عادی برگردونیم. 25:39.578 --> 25:41.580 ‫همین الانش هم عادی شده. 25:41.705 --> 25:44.666 ‫راستی نه، به باباش بگو. ‫چون عیسی می‌فهمه داری دروغ میگی. 25:44.792 --> 25:46.251 ‫از تو و فورمن و کمرون می‌خوام... 25:46.293 --> 25:48.962 ‫تمام خطوط پروندۀ اون زنه رو بررسی کنید. 25:49.087 --> 25:50.798 ‫مگه اونی که باید نجاتش بدیم، پسره نیست؟ 25:52.007 --> 25:56.011 ‫تنها راهی که میشه نجاتش بدیم ‫اینه که ثابت کنیم دختره هنوز داره می‌میره. 26:05.020 --> 26:06.313 ‫دستگاه ام‌.آر.ای درسته. 26:06.355 --> 26:08.857 ‫شاید رادیولوژیست اشتباه نوشته ‫که از چه دستگاهی استفاده کردن. 26:08.982 --> 26:10.317 ‫جفتش رو چک کردم. 26:10.442 --> 26:13.820 ‫این دیوونگیه! داریم برای ‫یه بیمار سالم تشخیص بیماری می‌دیم. 26:13.946 --> 26:14.988 ‫شش ماه پیش چی؟ 26:15.072 --> 26:17.324 ‫شاید توی عکس‌هایی که قبلاً گرفته ‫مشکلی وجود داشته. 26:17.366 --> 26:20.494 ‫مثلاً سایه‌ای که تومور رو ‫بزرگتر از اونی که بوده جلوه داده. 26:20.619 --> 26:22.913 ‫برم ببینم چی میشه پیدا کرد. 26:23.038 --> 26:25.374 ‫شاید یه تأثیر تأخیری ‫به‌خاطر پرتودرمانی بوده. 26:25.374 --> 26:26.625 ‫بعضی وقتا یه مدت طول می‌کشه. 26:26.625 --> 26:28.460 ‫شش ماهی میشه که پرتودرمانی نداشته. 26:28.460 --> 26:30.337 ‫- اینجا نداشته. ‫- هیچ‌جا! سوابقش... 26:30.379 --> 26:33.090 ‫توی همۀ‌ خونه‌ها حدود ۱۰ ۱۲ تا دستگاه هست ‫که پرتوزا هستن. 26:33.090 --> 26:36.718 ‫دوزهاش به یه همستری که مثلاً‌ یکسال ‫به دستگاه وصل بوده هم آسیب نمی‌زنه. 26:36.843 --> 26:39.429 ‫این در صورتیه که دستگاه درست کار کنه. 26:39.555 --> 26:41.682 ‫بعضی وقتا مریض خودش خوب میشه. 26:43.100 --> 26:45.978 ‫فکر کردی اگه خونه‌اش رو چک نکنیم... 26:46.019 --> 26:48.021 ‫هاوس بیخیال میشه و قبول می‌کنه؟ 27:15.674 --> 27:17.843 ‫رد کنید بیاد. 27:18.885 --> 27:19.970 ‫ممنون. 27:22.347 --> 27:28.520 ‫ویلسون. اینا خشک‌شو، حسابدار مالیاتی ‫و مَرد ایستگاه اتوبوسی هستن. 27:28.645 --> 27:29.896 ‫اینم ویلسون ـه. 27:30.022 --> 27:31.565 ‫چطوریه که اون حق داره اسم داشته باشه؟ 27:32.816 --> 27:34.818 ‫- قدمتِ دوستی! ‫- سلام. 27:36.820 --> 27:38.780 ‫[فلورنس] 27:50.792 --> 27:51.877 ‫چیزی پیدا نکردی؟ 27:52.002 --> 27:55.505 ‫اصلاً می‌دونی چند تا وسیلۀ الکتریکی ‫پرتوزایی می‌کنن؟ 27:55.630 --> 27:57.924 ‫- همه‌شون! ‫- تا صبح باید اینجا بمونم. 27:58.050 --> 27:59.676 ‫همه خوب بلدن غُر بزنن. 28:00.010 --> 28:02.262 ‫«انجام دهنده» باش، ‫«تقلید کننده» نباش. 28:03.013 --> 28:04.264 ‫بیشتر می‌ذارم وسط. 28:05.182 --> 28:06.224 ‫من نیستم. 28:07.100 --> 28:09.561 ‫حداقل چهار نوع مسکّن مختلف اینجاست 28:09.686 --> 28:11.605 ‫و یه دستگاه LED. 28:15.358 --> 28:16.902 ‫من بیشتر می‌ذارم روی بیشتر گذاشتنت. 28:20.822 --> 28:22.199 ‫بازم بگرد. 28:30.040 --> 28:31.541 ‫فولد می‌کنم. ‫(می‌کشم کنار) 28:34.336 --> 28:36.463 ‫داشتی بلوف می‌زدی، ‫اونم می‌دونست داری بلوف می‌زنی. 28:36.463 --> 28:38.256 ‫امشب بخت باهات یار نیست. 28:40.926 --> 28:42.594 ‫چیزی پیدا نکردن؟ 28:42.594 --> 28:44.179 ‫یا می‌خوای قبول کنی که هر از گاهی... 28:44.262 --> 28:46.723 ‫بیمارها خود به خود بهبود پیدا می‌کنن؟ 29:07.285 --> 29:09.496 ‫اگه با این تماست الکی وقتم رو ‫گرفته باشی خودت می‌دونی! 29:09.538 --> 29:12.916 ‫وقتی بیمار ما نیست اینجوری میشه. ‫به اندازۀ کافی اطلاعات نداریم. 29:13.041 --> 29:16.545 ‫- برای همین الان اونجایی. ‫- یه نامزد داره. 29:17.754 --> 29:21.424 ‫- نکنه فکر کردی اون پرتوزاست؟ ‫- هر لحظه ممکنه بیاد. 29:21.424 --> 29:24.845 ‫افتخارِ کار کردن با تو ‫ارزش اتهام کیفری رو نداره. 29:24.886 --> 29:26.179 ‫یه دقیقه بهم وقت بده. 29:34.854 --> 29:38.858 ‫به نظرم احتمال اینکه کارت‌های ‫متوالی داشته باشید خیلی کمه! 29:43.780 --> 29:44.864 ‫هاوس؟ 29:56.209 --> 29:57.544 ‫فولد می‌کنم. 29:58.503 --> 29:59.879 ‫- فولد. ‫- فولد. 30:01.631 --> 30:03.049 ‫به فنا رفتم، آره؟ 30:15.937 --> 30:18.648 ‫۹ دلار برای کارت‌های متوالی. ‫(استرایت فلاش) 30:25.905 --> 30:28.616 ‫اون نمیاد خونه. نگران نباش. 30:32.162 --> 30:36.916 ‫هیچی توی این جهان نیست که در نهایت ‫نشه براش توضیحی ارائه داد. 30:38.543 --> 30:39.919 ‫مثلاً این بازی. 30:40.587 --> 30:43.798 ‫فقط دو نفر می‌دونستن ‫دلت می‌خواست توش شرکت کنی. 30:43.923 --> 30:45.342 ‫خودم که بهش نگفتم. 30:45.467 --> 30:48.386 ‫- بهت گفتم که، من بهش نگفتم. ‫- چرا باید بگی؟ 30:48.511 --> 30:51.473 ‫نه، تنها کسی که باهاش صمیمی شده ‫و خیلی باهاش حرف می‌زنه... 30:51.473 --> 30:53.016 ‫اون دخترۀ سرطانیه. 30:53.016 --> 30:54.392 ‫اون دختره از کجا خبر داره؟ 30:55.143 --> 30:56.603 ‫موضوع کارت‌بازیِ من... 30:56.644 --> 30:59.105 ‫بعیده که توی گفت‌وگوی کاری با بیمار ‫مطرح بشه. 31:00.106 --> 31:01.983 ‫اینجور اطلاعات رو به کسی میدن... 31:02.108 --> 31:04.861 ‫که قبلاً جزئیات روز رو بهش می‌گفتن. 31:07.072 --> 31:08.073 ‫بس کن. 31:08.823 --> 31:12.160 ‫مثلاً خاخامت. ‫مشاور آموزشی‌ات، مادرت. 31:12.911 --> 31:14.412 ‫مامانت نیست که؟ هست؟ 31:14.537 --> 31:16.748 ‫دارم جداً میگم، بس کن! 31:17.916 --> 31:20.835 ‫- تو با این خانم معجزه‌ای‌مون... ‫- واقعاً اینجا جاش نیست. 31:20.960 --> 31:22.921 ‫نامزد کردی! 31:30.136 --> 31:32.430 ‫عذر می‌خوام. میشه باهاتون صحبت کنم؟ 31:32.555 --> 31:33.973 ‫البته. 31:34.557 --> 31:36.684 ‫بوید داره لباس‌هاش رو می‌پوشه، ‫برای ترخیص آماده‌ست. 31:36.726 --> 31:39.521 ‫بدون اجازۀ شما نمی‌تونه ‫کارهای ترخیصش رو بکنه. 31:39.646 --> 31:42.315 ‫- سطح سدیمش هنوز عادی نیست. ‫- بهش گفتم. 31:42.315 --> 31:45.568 ‫میگه خدا گفته اشکالی نداره و حالش خوبه. 31:47.320 --> 31:48.947 ‫میشه باهاش صحبت کنید؟ 31:50.824 --> 31:52.158 ‫بهشون بگو فامیلی من ویلسون نیست. 31:53.660 --> 31:55.954 ‫اکثر آدمایی که مشکلی مثل تو ‫براشون پیش اومده... 31:56.079 --> 31:57.997 ‫فقط نگران آیندۀ شغلی‌شون هستن. 31:58.123 --> 31:59.999 ‫تو هم این نگرانی رو داری، ‫هم خشم الهی رو! 32:00.125 --> 32:01.334 ‫بهشون بگو. 32:01.334 --> 32:04.003 ‫بگو چی شد که اینجوری شد ‫تا هر چی خواستی بهشون بگم. 32:06.381 --> 32:08.925 ‫روز سختی رو گذرونده بود، ‫یعنی از نظر درد و اینا. 32:10.510 --> 32:12.679 ‫کسی که قرار بود ‫بیاد دنبالش که ببرتش خونه نیومد. 32:12.679 --> 32:16.015 ‫- تعارف کردی سوار شه؟ ‫- آره. 32:16.015 --> 32:19.269 ‫مواد غذایی خونه‌اش تموم شده بود، ‫مریض‌تر از اونی بود که بره تهیه کنه، 32:19.894 --> 32:24.858 ‫با خودم گفتم می‌تونم ‫ یه نیم ساعت وقت بذارم... 32:24.899 --> 32:26.276 ‫و چند قلم چیز براش بگیرم... 32:26.317 --> 32:28.903 ‫- و اونجا بمونی و ببینی حالش خوبه یا نه. ‫- آره. 32:29.904 --> 32:31.489 ‫ولی دیگه موندگار شدی. 32:32.907 --> 32:34.742 ‫بهم گفتی یه آپارتمان گرفتی. 32:35.285 --> 32:38.037 ‫ولی رفتی پیش اون زنگ زدی ‫بهم دروغ گفتی. 32:39.122 --> 32:40.123 ‫بهشون بگو. 32:42.333 --> 32:45.712 ‫فامیلی‌اش ویلسون نیست ‫و وضعش خیلی خراب‌تر از منه. 32:45.712 --> 32:47.881 ‫باشه. آره، بهت دروغ گفتم. 32:47.881 --> 32:48.923 ‫شرمنده. 32:48.923 --> 32:52.385 ‫نصف دکترهایی که متخصص اُنکولوژی میشن ‫آخرش زِوار در رفته میشن. 32:52.510 --> 32:55.471 ‫ولی تو از نیاز دیگران سوء استفاده می‌کنی. 32:55.597 --> 32:57.223 ‫خوش به حال تو! 32:58.016 --> 32:59.726 ‫بابت بازی ممنون، بچه‌ها. 32:59.851 --> 33:01.352 ‫فکر نکنم دیگه برگردم. 33:01.352 --> 33:03.187 ‫تو یه خون‌آشامِ اساسی هستی. 33:03.313 --> 33:05.982 ‫درسته که قهرمان هستی و برای جامعه مفیدی... 33:05.982 --> 33:08.151 ‫ولی فقط برای اینکه ‫نیازهات رو برآورده می‌کنه. 33:10.737 --> 33:13.114 ‫چیز ارزشمندی برای دزدیدن ندارم ‫پس الکی نگردید. 33:19.245 --> 33:23.041 ‫تو فقط کُشته‌مُردۀ آدمای محتاج نیستی، ‫باهاشون ازدواج هم می‌کنی. 33:23.833 --> 33:25.001 ‫- شروع شد! ‫- کاملاً جدی جدی. 33:25.043 --> 33:29.047 ‫بعدش به مرور زمان، یهویی می‌بینی ‫دیگه خیلی هم محتاج نیستن. 33:29.047 --> 33:32.008 ‫تقصیر خودته. ‫زیادی هواشون رو داشتی. 33:32.133 --> 33:35.678 ‫وقتی می‌بینی دارن سالم و مستقل میشن ‫چشم دیدنِ این لحظات رو نداری. 33:35.803 --> 33:39.390 ‫ای خدا! حتماً الان از دست خدا عصبانی هستی ‫که اون دختره رو شاد کرده. 33:39.515 --> 33:41.893 ‫- چرا اینجوری می‌کنی؟ ‫- چون داری حماقت می‌کنی. 33:43.269 --> 33:45.563 ‫می‌دونی وقتی با یه بیمار نامزد کردی ‫چیو به خطر انداختی. 33:45.563 --> 33:47.148 ‫عه، چرند نگو! 33:47.273 --> 33:49.692 ‫چون شغلم رو به خطر انداختم عصبانی نیستی. 33:49.776 --> 33:51.569 ‫حتی از اینکه بهت دروغ گفتم هم عصبانی نیستی. 33:51.611 --> 33:53.780 ‫عصبانیتت واسه اینه که بهت دروغ گفتم ‫ولی تشخیص ندادی. 33:53.821 --> 33:56.199 ‫- آره. مُچم رو گرفتی. ‫- آره. 33:56.324 --> 33:58.618 ‫واسه همین نمی‌خواستی توی کارت‌بازیت باشم. 33:58.659 --> 34:00.661 ‫چون وقتی پای صاحب اختیار بودن می‌رسه، 34:00.703 --> 34:03.373 ‫گرگوری هاوس بچۀ شفادهندۀ ایمان رو ‫به خاک و خون می‌کِشه. 34:03.414 --> 34:05.917 ‫و برای همینه که اعتقادات مذهبی ‫اعصابت رو به هم می‌ریزه. 34:06.334 --> 34:08.336 ‫چون اگه کائنات با قوانین انتزاعی ‫در حال حرکت باشه، 34:08.336 --> 34:10.546 ‫می‌تونی یاد بگیریشون ‫و از خودت محافظت کنی. 34:10.588 --> 34:14.258 ‫ولی اگه یه قدرتِ لایتناهی وجود داشته باشه، ‫هر موقع بخواد می‌تونه لِهِت کنه. 34:14.467 --> 34:16.177 ‫خدا می‌دونه الان کجا هستم. 34:18.721 --> 34:20.306 ‫فکر کنم گوشی تو باشه. 34:21.224 --> 34:22.517 ‫بله؟ 34:25.103 --> 34:26.854 ‫الان میام. 34:29.148 --> 34:31.859 ‫عیسی تب گرفته. ‫توهم زده. 34:31.859 --> 34:33.694 ‫تب جزو علائم توبروز اسکلروزیس نیست. 34:33.820 --> 34:35.613 ‫می‌دونم. 34:35.613 --> 34:37.198 ‫می‌رسونمت. 34:42.787 --> 34:47.500 ‫اگه هر مَردی رو به صورت تصادفی ‫از خیابون بردارید و بیارید اینجا... 34:47.542 --> 34:51.754 ‫و کامل معاینه‌اش کنید، ‫می‌بینید که حداقل سه نوع مشکل داره. 34:51.754 --> 34:55.091 ‫این بچه‌هه توبروز اسکلروزیس داره، ‫ولی خیلی خفیفه. 34:55.133 --> 34:56.425 ‫ولی تومورهاش دارن بزرگ میشن. 34:56.551 --> 34:59.637 ‫ما گمون کردیم تومورهاش دارن بزرگ‌تر میشن، ‫چون حالش داشت بدتر می‌شد. 34:59.637 --> 35:02.098 ‫ولی اگه نیومده بود اینجا، ‫ممکن بود پیر بشه و بمیره... 35:02.140 --> 35:03.641 ‫و هیچ‌وقت از تومورهاش باخبر نمی‌شد. 35:03.641 --> 35:06.769 ‫دنبال یه چیزی می‌گشتیم، ‫کم و بیش همونجای مغزش بود. 35:06.853 --> 35:10.356 ‫مثل این می‌موند که کسی رو پیدا کردیم ‫که با یه تفنگ بالای سر یه جنازه وایستاده، 35:10.481 --> 35:12.108 ‫دستگیرش کردیم ولی بیشتر تحقیق نکردیم. 35:12.150 --> 35:16.654 ‫خب، بعضی وقتا آدما واقعاً ‫خیلی اتفاقی پاشون به صحنۀ جرم باز میشه. 35:16.696 --> 35:18.948 ‫تبش ۴۰ درجه‌ست و داره میره بالاتر. 35:19.073 --> 35:21.242 ‫اگه کاری نکنیم، به زودی از نزدیک... 35:21.284 --> 35:22.535 ‫با خدا صحبت می‌کنه. 35:22.660 --> 35:25.663 ‫تب‌ها از بیماری‌های زمینه‌ایِ طولانی‌مدت ‫نشئت نمی‌گیرن. 35:25.788 --> 35:30.793 ‫اون یه خل‌وچلِ مذهبیِ معمولیه ‫که از قضا یه عفونت هم داره. 35:30.918 --> 35:32.920 ‫وقت کشیدنِ آب نخاع رسیده! 35:35.381 --> 35:39.552 ‫نه، نه، خدا بهم گفت ‫دیگه با داروهای بشریت کار نداشته باشم. 35:39.552 --> 35:41.512 ‫اگه بهش ایمان داشته باشیم، ‫حالم رو خوب می‌کنه. 35:41.512 --> 35:44.432 ‫یه آزمایش کوچیکه. ‫فقط می‌خوایم ببینیم مشکل از چیه. 35:44.473 --> 35:47.143 ‫خدا می‌دونه مشکل از چیه. ‫خدا درستش می‌کنه. 35:47.143 --> 35:49.145 ‫داره هذیون میگه و به سن قانونی هم نرسیده. 35:49.186 --> 35:51.731 ‫شما باید براش تصمیم بگیرید، نه خودش. 35:51.856 --> 35:54.400 ‫«قلمروی آسمانی همچون گنجینه‌ای پنهان ‫در یک مزرعه می‌مانَد... 35:54.400 --> 35:57.320 ‫که وقتی کسی آن را پیدا کند، ‫پنهانش کرده و برای لذتش... 35:57.320 --> 35:59.447 ‫تمام دارایی‌هاش را فروخته ‫و آن مزرعه را می‌خرد.» 35:59.488 --> 36:01.991 ‫هر چی زمین می‌خوای بخر، ‫ولی مغزت رو نترکون! 36:01.991 --> 36:04.952 ‫وایستادی می‌بینی که بچه‌ات خودشو می‌کُشه؟ ‫با تب دیگه عقلش کار نمی‌کنه... 36:04.952 --> 36:09.540 ‫بابا! اگه ایمانت ضعیف باشه، ‫من به جایی نمی‌رسم. 36:10.958 --> 36:12.168 ‫بهت نیاز دارم. 36:18.090 --> 36:22.511 ‫شرمنده، شما حتی نمی‌دونید مشکلش چیه. 36:24.513 --> 36:26.098 ‫خدا راه‌حلش رو بلده. 36:26.390 --> 36:29.352 ‫و ترجیح میدم به‌جای شما ‫به اون بسپارمش. 36:34.231 --> 36:35.858 ‫[طبقۀ چهارم] 36:38.319 --> 36:39.654 ‫ویلسون! 36:40.321 --> 36:41.822 ‫باید اون حرکت مخصوصت رو بزنی. 36:43.324 --> 36:45.951 ‫می‌دونی که واقعاً قدرت‌های جادویی ندارم؟ 36:45.951 --> 36:47.286 ‫بهت ایمان دارم. 36:47.536 --> 36:50.206 ‫اگه یه آنتی‌بیوتیک بریزی توی غذاش ‫کارِت بهتر راه می‌افته. 36:50.247 --> 36:52.500 ‫کدوم آنتی‌بیوتیک؟ ‫نمی‌دونیم عفونتش چیه. 36:52.792 --> 36:54.585 ‫- یه آنتی‌بیوتیکِ کلی بهش بدید. ‫- بیخیال. 36:54.627 --> 36:56.712 ‫الان امیدمون به چرب‌زبونیِ توئه. 36:56.796 --> 36:58.464 ‫اگه عفونت نباشه چی؟ 36:58.923 --> 37:01.759 ‫وقتی داشتم اون استعارۀ صحنۀ جرم رو ‫ارائه می‌دادم توجه نمی‌کردی؟ 37:01.801 --> 37:03.636 ‫اگه توبروز اسکلروزیس ‫واقعاً گناهکار باشه چی؟ 37:03.678 --> 37:05.805 ‫تفنگ که توی دستش بوده، ‫وایستاده... 37:05.846 --> 37:06.972 ‫تب جزو علائمش نیست. 37:06.972 --> 37:10.434 ‫ولی بقیۀ چیزا علائمش هستن. ‫اگه تب یه رهگذرِ بیگناه باشه چی؟ 37:10.559 --> 37:13.354 ‫ممکنه اون تب رو از هر جایی گرفته باشه. 37:13.479 --> 37:15.272 ‫ممکنه همینجا از یه حشره گرفته باشه. 37:20.069 --> 37:21.946 ‫یا از یه حشره‌ای که اینجا منتشر کرده. 37:25.991 --> 37:27.952 ‫اونو به بیمار تو هم داده. 37:28.536 --> 37:31.622 ‫واسه همین تومورش کوچیک شده. ‫ویروس اول رفته سراغ سرطان. 37:31.747 --> 37:34.583 ‫یعنی میگی یه ویروس به تومورش حمله کرده؟ 37:34.708 --> 37:39.630 ‫۲۰۰ ساله که یه سری موارد گزارش میشن که ‫ویروس‌های تیپ وحشی به تومورها حمله می‌کنن. 37:39.755 --> 37:43.426 ‫یه ژورنالیستِ پزشکیِ ایتالیایی، اوایلِ ‫قرن بیستم، نوشته زنی با سرطان دهانۀ رَحِم 37:43.467 --> 37:45.302 ‫بهش ویروس ضعیف‌شدۀ هاری تزریق شده. 37:45.344 --> 37:47.805 ‫نمی‌دونم چرا این کار رو کردن ‫ولی تومورش کوچیک شده. 37:47.847 --> 37:49.598 ‫فکر می‌کنی پسره بهش هاری داده؟ 37:49.932 --> 37:54.228 ‫یکی از تیپ‌های ویروسی‌ای که بیشتر گرایش به ‫حمله به سلول‌های سرطانی دارن، انسفالیت ـه. 37:54.353 --> 37:55.855 ‫انسفالیتِ ویروسی. 37:57.606 --> 37:58.858 ‫همخونی داره. 37:58.983 --> 38:02.528 ‫تشنج، کمبود سدیم، حتی تاریِ دید. 38:02.653 --> 38:06.574 ‫پس یعنی اگه حق با تو باشه، ‫سرطان گریس برمی‌گرده. 38:09.285 --> 38:10.953 ‫نمی‌تونی قانع‌شون کنی. 38:10.995 --> 38:12.997 ‫دیگه نمی‌خوان آزمایش بدن، نمی‌خوان... 38:13.038 --> 38:16.041 ‫نمی‌تونن با «نشان قابیل» مخالفت کنن. ‫(منظورش علائم ظاهریِ روی بدنه) 38:17.168 --> 38:19.128 ‫نظرم رو عوض نمی‌کنم. 38:19.170 --> 38:21.380 ‫دیگه آزمایش نمیدم. ‫خدا راه رو بلده. 38:21.380 --> 38:23.799 ‫خیلی خب، با پیراهنت شروع می‌کنیم. 38:24.758 --> 38:26.844 ‫چیکار می‌کنی؟ ‫چیکار می‌کنی؟ 38:26.969 --> 38:28.679 ‫منو خدا به این مأموریت فرستاده. 38:28.804 --> 38:31.348 ‫اگه نمی‌ذاری پیراهنت رو در بیارم، ‫پس خودت در بیار. 38:31.473 --> 38:32.850 ‫چیکار می‌کنه؟ قضیه چیه؟ 38:32.975 --> 38:35.519 ‫اون زنی که کمکش کردی، بهش ویروس منتقل کردی. 38:35.519 --> 38:37.563 ‫نه، شفا پیدا کرده. ‫من یه موهبت دارم! 38:37.605 --> 38:40.566 ‫موهبت و هدیه به جواهرات و جوراب میگن. 38:40.691 --> 38:42.902 ‫چیزی که تو داری، انسفالیتِ ویروسی ـه. 38:43.277 --> 38:45.154 ‫تنها راه انتقالش اینه که... 38:45.154 --> 38:47.615 ‫زخمت رو بخارونی و ‫با یه فرد دیگه تماس فیزیکی برقرار کنی. 38:47.615 --> 38:50.117 ‫انسفالیت رو از راه خاصی می‌گیرن، آره؟ 38:50.117 --> 38:52.036 ‫یا از اون یا از تاول. 38:53.621 --> 38:56.540 ‫نه، نه. تاول ندارم. ‫نه، بدنِ من صافه. 38:56.540 --> 38:58.000 ‫وقتی اومدم اینجا معاینه‌ام کردن. 38:58.042 --> 38:59.501 ‫- تاول ندارم. ‫- انسفالیت قایم میشه. 38:59.543 --> 39:02.880 ‫بهت سرایت می‌کنه، از بین میره، دوباره ‫برمی‌گرده، دوباره از بین میره. در بیار! 39:03.005 --> 39:05.716 ‫شاید وقتی اومدی اینجا تاول نداشتی ‫ولی الان داری. 39:05.758 --> 39:07.635 ‫بابا، من هیچ‌وقت همچین کاری نکردم. 39:07.676 --> 39:12.097 ‫برات سؤال نشده که چرا یه بندۀ بی‌نقص خدا ‫انقدر باید درمونده باشه... 39:12.222 --> 39:14.224 ‫که بدنش رو پاکسازی کنه ‫که مجبور میشه روزی... 39:14.350 --> 39:16.143 ‫چندین لیتر آب بخوره؟ 39:16.268 --> 39:18.145 ‫بوید، راست میگه؟ 39:18.270 --> 39:20.898 ‫بابا! نه، اون دیوونه‌ست. کمکم کنید. 39:20.940 --> 39:22.691 ‫دکتر ویلسون، کمک! 39:22.816 --> 39:25.486 ‫خدا بهت گفته دارو و عمل جراحی ممنوع. 39:25.611 --> 39:28.197 ‫در آوردنِ پیراهنت، ‫هیچ‌کدوم از این دو مورد حساب نمیشه. 39:28.197 --> 39:29.782 ‫این مورد رو شما باید تصمیم بگیری. 39:33.911 --> 39:35.120 ‫پسرم... 39:36.580 --> 39:39.625 ‫- بابا، باید بهم ایمان داشته باشی. ‫- من به خدا ایمان دارم. 39:39.750 --> 39:42.086 ‫ولی به تو، اعتماد دارم، 39:42.127 --> 39:44.797 ‫منتها در حدی که میشه ‫ به یه پسر نوجوون اعتماد کرد. 39:47.341 --> 39:48.634 ‫پیراهنت رو در بیار. 40:00.688 --> 40:02.064 ‫آروم باش. 40:02.064 --> 40:04.692 ‫یه چند بار طلب مغفرت کن، ‫ یه مقدار «اسی کلوویر» مصرف کن، 40:04.817 --> 40:07.069 ‫بعدش خیلی زود، حالت خوبِ خوب میشه. 40:25.671 --> 40:26.964 ‫بیا تو. 40:34.847 --> 40:37.474 ‫بابام بهم گفت باید ازت عذرخواهی کنم. 40:39.309 --> 40:40.936 ‫هنوز صداها رو می‌شنوی؟ 40:44.106 --> 40:45.691 ‫خیلی خوش‌شانسی. 40:46.483 --> 40:49.486 ‫دیدگاهت به زندگی جوریه ‫که از مسیری که داری میری کاملاً مطمئنی. 40:51.822 --> 40:53.866 ‫می‌دونم این حس چقدر آرامش‌بخشه. 40:59.496 --> 41:00.706 ‫موفق باشی. 41:10.174 --> 41:12.384 ‫[خدا ۳ - هاوس ۲] 41:16.680 --> 41:18.849 ‫نمی‌خوای امتیاز آخرم رو بذاری؟ 41:19.975 --> 41:21.643 ‫می‌دونستی کار من بوده؟ 41:22.060 --> 41:23.353 ‫پس کار کی می‌تونست باشه؟ 41:34.531 --> 41:37.242 ‫فکر نمی‌کنی خدا باید یه امتیازش بیفته؟ 41:37.284 --> 41:39.578 ‫- توموره کوچیک شد. ‫- به‌خاطر یه ویروس! 41:39.620 --> 41:40.787 ‫می‌دونی احتمالش چقدره؟ 41:40.829 --> 41:42.664 ‫دختره باید یه سرطانِ مشخصی می‌داشته، 41:42.873 --> 41:44.917 ‫پسره هم باید یه ویروس مشخص می‌داشته. 41:44.958 --> 41:47.836 ‫- در معرضش قراره می‌گرفته... ‫- شانس آورده! 41:47.878 --> 41:50.964 ‫تو میگی «شانس آورده» ‫اون میگه «معجزه شده». 41:50.964 --> 41:54.801 ‫آره، این بچه‌ فرستاده شده برای کارای خاص 41:54.927 --> 41:58.222 ‫تا تاولش رو بخارونه ‫و انگشتش رو به صورتِ این زنه بماله... 41:58.263 --> 41:59.932 ‫و چند ماه دیگه بهش فرصت زندگی بده. 42:00.057 --> 42:03.352 ‫بیخیال، اون پسره ‫یه دروغگو و شیاد مثل امثال خودش بود. 42:03.352 --> 42:05.812 ‫هیچ‌کس مثل تو بی‌نقص نیست. 42:07.940 --> 42:11.777 ‫احتمالش هست که چیزی رو باور داشته باشی ‫ولی بازم نتونی بهش برسی. 42:27.626 --> 42:29.962 ‫خب، نامزدت چطوره؟ 42:30.754 --> 42:33.966 ‫سر این قضیه یه مقدار بیشتر عمر نصیبش شد. ‫نه خیلی! 42:34.091 --> 42:35.842 ‫از هم نپاشید. 42:35.968 --> 42:38.971 ‫نه، میگه وقتی به چیزی اعتقاد داره ‫که فراتر از خودشه... 42:38.971 --> 42:40.806 ‫شادتر میشه. 42:40.931 --> 42:42.683 ‫پس هنوز اعتقادش رو داره. 42:42.724 --> 42:45.352 ‫ایمان! ‫داره میره فلورنس. 42:46.103 --> 42:48.063 ‫می‌خوای از خونه‌اش بیای بیرون؟ 42:48.188 --> 42:49.564 ‫آره. 42:49.606 --> 42:51.441 ‫برمی‌گردی پیش من؟ 42:53.860 --> 42:56.113 ‫به نظرم فکر خوبی نباشه. 42:58.448 --> 43:00.367 ‫دلخوری‌ای که بینمون نیست؟ 43:01.368 --> 43:03.370 ‫هاوس، الحق که... 43:06.873 --> 43:09.793 ‫خدا تو رو خلق کرده! 43:11.253 --> 43:17.050 دانلود رایگان فیلم و سریال Film2Movie.Asia @myfilm2moviez