WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:20.854 --> 00:23.649 ‫بیا اینور، مایکل! پاس بده اینجا! 00:31.114 --> 00:32.616 ‫تونستم! تونستم! 00:32.616 --> 00:34.201 ‫آفرین، کارل. 00:34.701 --> 00:36.828 ‫هی، بچه‌ها. حدس بزنین چی شده؟ 00:37.829 --> 00:40.332 ‫- دفتر گمشده‌ت رو پیدا کردی؟ ‫- نه، خنگول. 00:40.332 --> 00:43.585 ‫قراره یه شعری که خودم نوشتم رو توی همایش فرهنگی هنری بخونم. 00:44.169 --> 00:46.338 ‫چه خبر شگفت‌انگیزی. 00:46.839 --> 00:51.635 ‫همه‌ی بچه‌های کلاسمون قراره یه کاری انجام بدن، مثلاً یه آهنگ یا یه رقص، 00:51.635 --> 00:54.096 ‫و معلمم گفت من باید شعرم رو بخونم. 00:54.096 --> 00:55.430 ‫من یه شعر بلدم. 00:55.430 --> 00:59.351 ‫گل‌ها سرخن، اژدها آبیه... 01:00.894 --> 01:03.897 ‫میزها پایه دارن، خب تو هم که داری! 01:06.149 --> 01:09.444 ‫ممنونم که شعرت رو با ما به اشتراک گذاشتی، کارل. 01:09.444 --> 01:12.573 ‫امیدوارم منم بتونم جلوی همه تو همایش به خوبی تو اجرا کنم. 01:12.573 --> 01:14.741 ‫نگران نباش. تو عالی عمل می‌کنی. 01:14.741 --> 01:17.703 ‫تو که برای تئاتر مدرسه هیچ مشکلی برای رفتن روی صحنه نداشتی. 01:17.703 --> 01:20.372 ‫ولی این اجرا یه حس دیگه‌ای داره. 01:21.164 --> 01:25.586 ‫من قراره تنهای تنها روی صحنه بایستم و چیزی رو بخونم که خودم نوشتم. 01:25.586 --> 01:27.921 ‫شعر از دل آدم میاد، 01:27.921 --> 01:32.551 ‫و این یعنی داری یه تیکه از وجود خودت رو هم با بقیه به اشتراک می‌ذاری. 01:32.551 --> 01:35.345 ‫منم یه بار مجبور شدم تو یه همایش یه چیزی بخونم. 01:35.345 --> 01:38.932 ‫اونقدر تمرین کردم و تمرین کردم تا اعتماد به نفسم بالا رفت. 01:38.932 --> 01:40.559 ‫شاید تو هم بتونی همین کار رو بکنی. 01:40.559 --> 01:44.271 ‫- می‌خوای شعرت رو برامون بخونی؟ ‫- لطفاً شعرت رو بخون. 01:44.271 --> 01:47.983 ‫خیلی لذت‌بخش می‌شه. مثل موسیقی برای گوش‌های من. 01:47.983 --> 01:51.445 ‫شعر! شعر! شعر! 01:51.945 --> 01:54.031 ‫فکر کنم تمرین کردن ضرری نداشته باشه. 01:56.617 --> 01:58.535 ‫من می‌خوام یه «تانکا» بخونم. 01:58.535 --> 02:00.370 ‫یه نوع شعر ژاپنیه. 02:00.954 --> 02:02.623 ‫اسمش رو گذاشتم «مرغ مگس‌خوار». 02:03.248 --> 02:07.127 ‫مرغ‌های مگس‌خوار وِزوِزکنان، با نسیمی ملایم تاب می‌خورم 02:07.127 --> 02:09.545 ‫بال‌هایم علف‌های بلند را لمس می‌کند 02:09.545 --> 02:13.342 ‫در طبیعت تنها ایستاده‌ام، اما هرگز تنها نیستم 02:17.012 --> 02:18.013 ‫ایول! 02:21.308 --> 02:23.894 ‫این بهترین شعری بود که تا حالا شنیدم. 02:23.894 --> 02:26.647 ‫کلمه‌هاش خیلی چرخشی بودن! 02:26.647 --> 02:30.651 ‫شعر تو باعث شد منم حس کنم یه مرغ مگس‌خوارم. 02:30.651 --> 02:32.110 ‫ممنون. 02:32.110 --> 02:35.656 ‫فقط به چیزی که دوست دارم و به بودن در طبیعت فکر کردم. 02:35.656 --> 02:38.700 ‫- بعدش اونا رو با هم ترکیب کردم. ‫- دو تا چیز با هم؟ 02:38.700 --> 02:42.788 ‫«موچی شیرین و بامبوی سبز.» این می‌شه اسم شعر من. 02:43.288 --> 02:45.123 ‫منم می‌خوام یه شعر بنویسم! 02:45.624 --> 02:47.251 ‫و موچی چیه؟ 02:48.252 --> 02:50.712 ‫یه جور برنج شیرین و چسبناکه. 02:50.712 --> 02:54.508 ‫مخصوصاً وقتی دور بستنی پیچیده بشه، خیلی خوشمزه می‌شه. 02:55.843 --> 02:57.803 ‫به نظر خوب میاد. 02:58.428 --> 02:59.638 ‫همینطوره. 02:59.638 --> 03:02.516 ‫حالا، بیاین برای شما دو تا کاغذ پیدا کنیم 03:02.516 --> 03:06.436 ‫تا بتونین تا وقتی حس و حالش رو دارین، شعرهاتون رو بنویسین. 03:07.437 --> 03:10.107 ‫خب، نظرت در مورد شعر خوندنم چی بود؟ 03:10.691 --> 03:11.733 ‫شعر خوندنت؟ 03:12.901 --> 03:15.237 ‫شعر خوندنت عالی بود. 03:15.737 --> 03:18.574 ‫به نظر می‌رسید اون بالا بهت خوش می‌گذره. 03:19.241 --> 03:21.743 ‫نمی‌دونم استیل‌واتر برای پیدا کردن اون کاغذ کمک لازم داره یا نه. 03:21.743 --> 03:23.579 ‫ولی نظرت در مورد خود شعر چی بود؟ 03:24.621 --> 03:28.166 ‫اوه، شعر. جالب بود. 03:28.166 --> 03:31.795 ‫- از چه نظر؟ ‫- خب... منو به فکر فرو برد. 03:31.795 --> 03:34.047 ‫عالیه. باید هم همینطور باشه. 03:34.047 --> 03:35.549 ‫خب، به چی فکر می‌کردی؟ 03:36.466 --> 03:41.638 ‫خب، داشتم فکر می‌کردم که راستش خیلی درکش نکردم. 03:42.222 --> 03:45.309 ‫لازم نیست درکش کنی. همین که حسش کنی کافیه. 03:49.313 --> 03:50.731 ‫حسش هم نکردی؟ 03:53.400 --> 03:56.028 ‫پس این یعنی ازش خوشت نیومد. 03:56.570 --> 03:57.988 ‫من واقعاً متاسفم. 03:57.988 --> 03:59.948 ‫نمی‌خوام ناراحتت کنم. 04:00.908 --> 04:02.868 ‫شاید نباید هیچی می‌گفتم. 04:02.868 --> 04:05.579 ‫نه. تو صادق بودی. 04:06.079 --> 04:08.707 ‫ولی کاش هیچ‌وقت نظرت رو نمی‌پرسیدم. 04:15.672 --> 04:17.548 ‫همه چی مرتبه، مایکل؟ 04:18.841 --> 04:20.719 ‫من شعر ادی رو نفهمیدم. 04:25.641 --> 04:28.769 ‫بذار ببینم دفترش رو لازم داره یا نه. 04:41.490 --> 04:42.574 ‫سلام، ادی. 04:45.661 --> 04:47.996 ‫فکر می‌کنم این مال توئه. 04:47.996 --> 04:50.082 ‫ممنون، ولی می‌تونی نگهش داری. 04:50.082 --> 04:52.584 ‫نمی‌خوام شعرم رو تو همایش بخونم. 04:54.878 --> 04:57.798 ‫تو که قبلاً خیلی برای خوندنش هیجان داشتی. 04:57.798 --> 04:59.299 ‫چیزی عوض شده؟ 04:59.299 --> 05:01.051 ‫مایکل ازش خوشش نیومد. 05:02.594 --> 05:05.305 ‫می‌فهمم که این چقدر می‌تونه ناامیدکننده باشه. 05:06.348 --> 05:10.435 ‫می‌دونی، ادی، هر کسی هنر رو یه جور متفاوت تجربه می‌کنه، 05:10.936 --> 05:13.689 ‫چه یه شعر باشه چه یه نقاشی. 05:14.940 --> 05:17.568 ‫گاهی وقتا این یعنی ممکنه ازش خوشت نیاد. 05:17.568 --> 05:20.153 ‫ولی اگه من بخوام همه ازش خوششون بیاد چی؟ 05:21.321 --> 05:23.782 ‫یه نفر هست که فکر می‌کنم باید باهاش حرف بزنی. 05:24.283 --> 05:29.830 ‫و تو راه، یه قصه‌ی بامزه برات تعریف می‌کنم که شاید خوشت بیاد. 05:30.330 --> 05:32.457 ‫دوست دارم یه چیز بامزه بشنوم. 05:33.208 --> 05:38.881 ‫خب، این قصه توی یه گالری هنری اتفاق میفته، نه خیلی وقت پیش. 05:41.425 --> 05:44.636 ‫یه گالری هنری یه کم شبیه موزه است. 05:44.636 --> 05:48.599 ‫اینجا، هنرمندها جدیدترین شاهکارهاشون رو به نمایش می‌ذاشتن. 05:49.683 --> 05:54.688 ‫یه شب، سه تا هنرمند جوون دقیقاً همین کار رو می‌کردن. 05:54.688 --> 05:57.983 ‫اون‌ها بهترین آثار هنریشون رو به نمایش گذاشته بودن. 05:58.567 --> 06:00.611 ‫اون‌ها بی‌نهایت مضطرب بودن، 06:00.611 --> 06:05.741 ‫چون یه منتقد هنری خیلی مهم اونجا بود تا کار همه رو ببینه. 06:07.701 --> 06:08.785 ‫داره میاد. 06:09.661 --> 06:11.747 ‫امیدوارم از نقاشی من خوشش بیاد. 06:13.040 --> 06:14.041 ‫منم همینطور. 06:14.041 --> 06:19.755 ‫معلوم بود که هنرمندها برای نظر این منتقد ارزش زیادی قائل بودن. 06:25.219 --> 06:26.720 ‫درکش نمی‌کنم. 06:33.685 --> 06:35.312 ‫حسش نمی‌کنم. 06:39.775 --> 06:40.984 ‫درکش می‌کنم. 06:42.110 --> 06:43.612 ‫حسش می‌کنم. 06:44.112 --> 06:47.157 ‫ولی خوشم نمیاد ازش. 06:48.408 --> 06:51.036 ‫هنرمندها ناامید شدن. 06:52.120 --> 06:57.376 ‫مخصوصاً وقتی که منتقد از چیز بعدی که دید، کلی تعریف کرد. 06:59.670 --> 07:00.921 ‫حالا، این... 07:01.421 --> 07:03.715 ‫این یه شاهکاره. 07:04.633 --> 07:05.968 ‫اینکه چطور کج وایساده. 07:05.968 --> 07:10.764 ‫چه بیانیه‌ی هنری جسورانه‌ای. چقدر معمولی، و در عین حال چقدر والا. 07:11.265 --> 07:15.018 ‫چه تصویر دقیقی از تسلیم شدن در برابر بیهودگیِ نظم. 07:16.478 --> 07:20.482 ‫از نظر من، این یعنی هنر. 07:24.027 --> 07:26.488 ‫از نظر من که شبیه یه جاروی ساده‌ی قدیمیه. 07:27.656 --> 07:29.074 ‫آها، اینجاست. 07:31.535 --> 07:33.537 ‫همه‌جا دنبال این می‌گشتم. 07:36.665 --> 07:39.585 ‫ببخشید، اون اثر هنری شماست؟ 07:40.419 --> 07:42.129 ‫نه، پسرجون. این جاروی منه. 07:42.713 --> 07:44.339 ‫باورتون نمی‌شه، 07:44.339 --> 07:47.342 ‫ولی یه منتقد هنری معروف همین الان بهش گفت یه شاهکار. 07:47.342 --> 07:49.011 ‫واقعاً؟ 07:49.011 --> 07:51.388 ‫خب، فکر کنم هر کسی حق داره نظر خودشو داشته باشه. 07:51.388 --> 07:56.101 ‫و اگه نظر منو بخوای، این سه تا که اینجا هستن شاهکارهای واقعی‌ان. 07:56.101 --> 07:59.771 ‫در اون لحظه، اون سه هنرمند فهمیدن 07:59.771 --> 08:04.443 ‫که نظر یک نفر ارزش یه چیزی رو تعیین نمی‌کنه، 08:04.443 --> 08:06.987 ‫حتی اگه اون منتقد خیلی مهم باشه. 08:09.281 --> 08:11.450 ‫مایکل مثل اون منتقد هنری از خود راضی نبود. 08:12.075 --> 08:14.203 ‫ولی می‌فهمم که اون هنرمندها چه حسی داشتن. 08:14.703 --> 08:17.456 ‫وقتی کسی از چیزی که تو بهش افتخار می‌کنی خوشش نمیاد، 08:17.456 --> 08:18.916 ‫حس خیلی خوبی نداره. 08:18.916 --> 08:21.752 ‫می‌دونستم که این قصه رو درک می‌کنی. 08:21.752 --> 08:24.254 ‫و حالا، رسیدیم. 08:25.297 --> 08:28.550 ‫اون آقای مورگانه! ایشون همونیه که می‌خواستین باهاش حرف بزنم؟ 08:28.550 --> 08:30.260 ‫بله، خودشه. 08:30.260 --> 08:34.306 ‫آقای مورگان می‌دونه نوشتن چیزی از ته دل چه حسی داره، 08:34.806 --> 08:36.265 ‫درست مثل تو. 08:37.518 --> 08:40.938 ‫همه‌ی بچه‌های کلاس من قراره یه آهنگ یا یه رقص اجرا کنن. 08:40.938 --> 08:43.649 ‫و تو چه نوع هنری رو قراره به اشتراک بذاری، ادی؟ 08:44.149 --> 08:46.109 ‫شعر. چیزیه که خودم نوشتم. 08:47.152 --> 08:50.614 ‫این فوق‌العاده‌ست. حتماً خیلی هیجان‌زده‌ای. 08:50.614 --> 08:51.907 ‫هستم. 08:51.907 --> 08:54.326 ‫یعنی، بودم. 08:54.326 --> 08:58.121 ‫من برای خوندن شعرم تمرین کردم، ولی همه ازش خوششون نیومد. 08:59.581 --> 09:00.958 ‫بذار حدس بزنم. 09:01.458 --> 09:05.295 ‫این باعث شد به این فکر کنی که شعرت اصلاً خوبه یا نه، 09:05.295 --> 09:08.632 ‫و اینکه اصلاً تو شعر گفتن استعداد داری یا نه؟ 09:09.132 --> 09:10.509 ‫از کجا فهمیدین؟ 09:13.011 --> 09:17.683 ‫چون من خودم بارها و بارها همین حس‌ها رو داشتم. 09:17.683 --> 09:23.272 ‫می‌دونی، خیلی‌ها کتاب‌های منو دوست دارن، ولی بعضی‌ها هم دوست ندارن. 09:23.272 --> 09:24.356 ‫واقعاً؟ 09:24.356 --> 09:26.650 ‫ولی خوندن کتاب‌های شما خیلی لذت‌بخشه. 09:26.650 --> 09:28.861 ‫خب، ممنونم، ادی. 09:29.361 --> 09:31.446 ‫ولی همه اینطور فکر نمی‌کنن. 09:31.446 --> 09:36.994 ‫در واقع، غیرممکنه که همه در مورد همه چیز یه جور فکر کنن. 09:36.994 --> 09:40.247 ‫پس، شما فقط روی چیزهای خوبی که بقیه می‌گن تمرکز می‌کنین؟ 09:40.247 --> 09:41.707 ‫نه. 09:42.207 --> 09:47.754 ‫اگه بخوام نقدهای خوب رو باور کنم، باید نقدهای بد رو هم باور کنم. 09:49.423 --> 09:52.718 ‫به جاش، من فقط به خودم ایمان دارم. 09:52.718 --> 09:53.886 ‫به خودتون؟ 09:53.886 --> 09:58.348 ‫اگه من از چیزی که می‌نویسم خوشحال باشم، فقط همون مهمه. 10:06.023 --> 10:07.566 ‫من عاشق موچی‌ام 10:07.566 --> 10:12.321 ‫در سایه‌ی درخت بامبو، طعمش خیلی شیرینه 10:14.114 --> 10:18.619 ‫توت‌فرنگی و چای سبز، اینا چیزاییه که تو موچی منه 10:18.619 --> 10:24.082 ‫بستنی موچی واقعاً باحاله، حالا دلم می‌خواد یه کم بخورم 10:24.583 --> 10:25.709 ‫آفرین. 10:25.709 --> 10:26.919 ‫ایول! 10:28.128 --> 10:30.130 ‫بعد از شنیدن شعرهای شما، 10:30.130 --> 10:34.343 ‫یهو هوس بستنی موچی کردم. 10:43.227 --> 10:44.228 ‫ادی؟ 10:44.228 --> 10:46.730 ‫من واقعاً متاسفم که قبلاً ناراحتت کردم. 10:46.730 --> 10:47.940 ‫نمی‌خواستم اینطور بشه. 10:47.940 --> 10:49.233 ‫اشکالی نداره، مایکل. 10:49.233 --> 10:53.153 ‫من یاد گرفتم که قرار نیست همه از شعر من خوششون بیاد، و این اشکالی نداره. 10:53.737 --> 10:56.448 ‫این یعنی قراره شعرت رو تو همایش بخونی؟ 11:02.246 --> 11:05.666 ‫باورم نمی‌شه قراره برم اونجا و جلوی همه آواز بخونم. 11:05.666 --> 11:08.085 ‫تو عالی عمل می‌کنی. من عاشق آواز خوندنتم. 11:08.085 --> 11:09.169 ‫ممنون. 11:09.169 --> 11:12.631 ‫ولی اگه اونا ازش خوششون نیاد چی؟ یا از نمایش؟ 11:13.257 --> 11:14.925 ‫چطور می‌تونی انقدر آروم باشی؟ 11:14.925 --> 11:18.512 ‫الان آرومم، ولی قبلاً نگران بودم. 11:18.512 --> 11:20.222 ‫فکر می‌کردم شعرم اصلاً خوب نیست. 11:20.889 --> 11:24.726 ‫ولی حالا فهمیدم فقط یه نفر هست که باید اونجا راضیش کنم. 11:25.227 --> 11:26.562 ‫بذار یه قصه برات تعریف کنم 11:26.562 --> 11:29.690 ‫در مورد سه تا هنرمند که کارهاشون تو یه نمایشگاه بود. 11:31.900 --> 11:33.735 ‫- ایول! ‫- تو می‌تونی، ادی. 11:35.404 --> 11:36.613 ‫ممنونم. 11:38.198 --> 11:41.702 ‫من قراره یه شعر تانکا که خودم نوشتم رو بخونم، به اسم «مرغ مگس‌خوار». 11:44.246 --> 11:48.208 ‫مرغ‌های مگس‌خوار وِزوِزکنان، با نسیمی ملایم تاب می‌خورم 11:48.208 --> 11:50.127 ‫بال‌هایم علف‌های بلند را لمس می‌کند... 12:08.896 --> 12:11.523 ‫چه روز زیبایی برای کوه‌پیمایی. 12:12.024 --> 12:15.152 ‫حتی برگ‌ها هم از هیجان دارن می‌رقصن. 12:18.947 --> 12:21.033 ‫سعی کن منو بگیری، کو! 12:21.033 --> 12:23.535 ‫این قراره بهترین طبیعت‌گردی عمرمون بشه. 12:23.535 --> 12:26.163 ‫نمی‌تونم صبر کنم تا همه‌ی پرنده‌های تو کتابم رو پیدا کنم. 12:26.163 --> 12:28.290 ‫خیلی جالبه. 12:28.290 --> 12:29.917 ‫کلی پرنده برای دیدن هست. 12:29.917 --> 12:34.713 ‫می‌دونستین این جنگل‌ها خونه‌ی ۳۰ گونه‌ی شگفت‌انگیز از پرنده‌هاست؟ 12:36.423 --> 12:38.550 ‫این خیلی گونه‌ی زیادیه. 12:40.010 --> 12:41.386 ‫«گونه» چیه؟ 12:41.386 --> 12:45.516 ‫«گونه» فقط یه راه علمی برای گفتن «انواع مختلف پرنده‌ها»ست. 12:45.516 --> 12:46.600 ‫ببین؟ 12:46.600 --> 12:50.812 ‫بعضی پرنده‌ها به بلندی هواپیماها پرواز می‌کنن، در حالی که بعضی دیگه اصلاً پرواز نمی‌کنن. 12:51.396 --> 12:54.233 ‫امروز، من قراره هر چقدر که می‌تونم پیدا کنم. 12:54.233 --> 12:58.028 ‫و هر بار که یکی رو ببینم، می‌تونم توی یکی از این خونه‌های کوچیک تیک بزنم. 12:58.612 --> 13:00.614 ‫چقدر خونه. 13:00.614 --> 13:04.868 ‫شاید مجبور بشی تمام روز رو بگردی. این خیلی پرنده‌ی زیادیه. 13:04.868 --> 13:08.789 ‫خب، اگه کسی بتونه همه‌ی اون خونه‌ها رو تیک بزنه، اون مایکل ـه. 13:09.748 --> 13:11.583 ‫حالا، همه یادتون باشه، 13:11.583 --> 13:15.420 ‫یه پرنده‌نگر خوب بودن به صبر و مشاهده‌ی دقیق احتیاج داره. 13:15.420 --> 13:17.631 ‫چیزی که می‌بینین به این بستگی داره که کجا رو نگاه کنین. 13:19.383 --> 13:21.593 ‫چشم‌های پرنده‌نگر من آماده‌ان. 13:26.056 --> 13:30.185 ‫فکر می‌کنم همه‌مون برای پیدا کردن چند تا پرنده‌ی زیبا هیجان داریم. 13:30.185 --> 13:32.479 ‫بیاین ببینیم چی می‌تونیم پیدا کنیم. 13:38.318 --> 13:39.319 ‫یه نکته‌ی جالب. 13:39.319 --> 13:42.114 ‫پرنده‌ها از چیزهایی که در دسترسشونه برای ساختن لونه‌هاشون استفاده می‌کنن. 13:42.114 --> 13:45.075 ‫وقت یه پرش قدرتیه! 13:53.125 --> 13:55.294 ‫کو، یه پرنده. 13:58.380 --> 14:01.884 ‫مایکل! این چه پرنده‌ایه؟ 14:01.884 --> 14:03.177 ‫تو یه پرنده دیدی؟ 14:07.222 --> 14:12.144 ‫شاید برگرده. خیلی پشمالو بود. 14:12.144 --> 14:14.730 ‫پشمالو بود؟ چقدر پشمالو؟ 14:14.730 --> 14:18.358 ‫اینقدر پَر داشت. 14:19.568 --> 14:21.320 ‫ولی مطمئنی، کارل؟ 14:21.320 --> 14:24.656 ‫منم به پرنده نگاه کردم. به نظرم بدنش صاف بود. 14:25.365 --> 14:28.827 ‫خب، پس صاف یا پشمالو. 14:28.827 --> 14:33.123 ‫- چه رنگی بود؟ ‫- یه جورایی قرمز بود؟ 14:34.499 --> 14:36.251 ‫می‌تونه هر کدوم از اینا باشه. 14:37.878 --> 14:39.254 ‫بیاین به راهمون ادامه بدیم. 14:46.178 --> 14:47.888 ‫متاسفم، مایکل. 14:47.888 --> 14:51.642 ‫می‌دونم دلت می‌خواد پرنده ببینی. ما دنبال پرنده‌های بیشتری می‌گردیم. 14:51.642 --> 14:53.060 ‫ممنون، کو. 14:53.060 --> 14:55.854 ‫فقط یادتون باشه، باید خیلی با دقت نگاه کنیم 14:55.854 --> 14:57.898 ‫تا هیچ جزئیاتی رو از دست ندیم. باشه؟ 15:19.962 --> 15:23.590 ‫چقدر زیبایی دور و بر ماست، اینطور نیست، مایکل؟ 15:23.590 --> 15:28.220 ‫بله. می‌دونستین توکای خندان کاکل‌سفید به صورت گله‌ای سفر می‌کنه؟ 15:28.220 --> 15:31.014 ‫چقدر خوبه که آدم دوستایی برای پرواز کردن داشته باشه. 15:37.813 --> 15:38.814 ‫مایکل! 15:38.814 --> 15:41.316 ‫یه چیزی این بالا داره دور خودش می‌چرخه. 15:42.609 --> 15:43.861 ‫امکان نداره! 15:46.238 --> 15:47.281 ‫رفت. 15:47.281 --> 15:48.365 ‫شاید یه عقاب بود. 15:48.365 --> 15:51.243 ‫یا یه شاهین. یا یه عقاب ماهی‌گیر چطور؟ 15:52.202 --> 15:56.331 ‫یا شاید یه اژدها بود! یه اژدهای بزرگ که آتیش از دهنش بیرون میاد. 15:57.457 --> 15:59.960 ‫مطمئن نیستم به بزرگی یه اژدها بود. 15:59.960 --> 16:01.962 ‫ولی واقعاً بزرگ بود. 16:05.507 --> 16:07.968 ‫اِ، سلام به تو، جغد کوچولو. 16:09.970 --> 16:12.681 ‫یه جغد؟ تو روز بیداره؟ 16:12.681 --> 16:16.059 ‫شرط می‌بندم یه جغد شاهینی شمالیه. یا شاید یه جغد کوتوله. 16:20.063 --> 16:22.441 ‫چه غافلگیری فوق‌العاده‌ای. 16:22.441 --> 16:25.903 ‫یه پروانه که تظاهر می‌کنه یه جغده. 16:26.403 --> 16:28.697 ‫یه پروانه که شبیه جغده؟ 16:29.198 --> 16:32.201 ‫بیاین به راهمون ادامه بدیم. اینجا چیزی برای دیدن نیست. 16:46.381 --> 16:49.760 ‫نگران نباش، کو. اینجا تمساح نداره. 16:50.928 --> 16:54.973 ‫کلی چیزای دیگه برای دیدن هست. از روی این کنده رد می‌شیم. 16:54.973 --> 16:56.517 ‫چه ماجرایی. 16:57.184 --> 16:58.227 ‫وایسین منم بیام! 17:02.189 --> 17:04.650 ‫از طبیعت‌گردی لذت می‌بری، مایکل؟ 17:06.068 --> 17:07.277 ‫نه خیلی. 17:07.277 --> 17:10.280 ‫من تنها کسی‌ام که امروز هیچ پرنده‌ای ندیده، 17:10.280 --> 17:12.532 ‫و تنها دلیلی که اومدم هم همین بود. 17:13.742 --> 17:15.243 ‫تنها دلیل؟ 17:15.993 --> 17:18.955 ‫خب، شاید تنها دلیلش نباشه. 17:19.455 --> 17:20.874 ‫ولی مهم بود. 17:26.088 --> 17:30.467 ‫بعضی وقتا وقتی تمام تمرکزمون رو روی یه چیز می‌ذاریم، 17:30.467 --> 17:34.221 ‫بقیه‌ی چیزها می‌تونن نامرئی بشن. 17:36.598 --> 17:39.726 ‫اگه فقط به چیزی که تو دستمونه نگاه کنیم، 17:39.726 --> 17:43.647 ‫ممکنه چیزی که درست جلوی چشممونه رو از دست بدیم. 17:47.359 --> 17:49.278 ‫دوست داری یه قصه بشنوی؟ 17:49.278 --> 17:51.530 ‫من همیشه دوست دارم قصه‌های شما رو بشنوم. 17:52.072 --> 17:54.950 ‫و منم همیشه دوست دارم اونا رو برات تعریف کنم. 17:55.534 --> 17:58.161 ‫خب. سال‌ها پیش، 17:58.161 --> 18:04.251 ‫یه شهر کوچیکی بود که داشت به یه شهر بزرگ تبدیل می‌شد. 18:06.336 --> 18:10.757 ‫بنجامین تازه کار جدیدش رو به عنوان کارگر تعمیر و نگهداری شروع کرده بود. 18:15.512 --> 18:19.975 ‫هر روز اون پیاده‌روی تازه‌ساز شهر رو بازرسی می‌کرد 18:19.975 --> 18:23.437 ‫- تا لب‌پریدگی و ترک‌ها رو پیدا کنه. ‫- یه دونه اونجاست. 18:23.437 --> 18:25.314 ‫و یه دونه هم اینجا. 18:25.314 --> 18:28.317 ‫بنجامین اونقدر روی کارش تمرکز کرده بود، 18:28.317 --> 18:31.987 ‫که هیچ‌وقت از پیاده‌روی زیر پاش چشم برنمی‌داشت. 18:31.987 --> 18:35.240 ‫- روز زیباییه، اینطور نیست، بنجامین؟ ‫- بله، واقعاً همینطوره. 18:39.077 --> 18:42.873 ‫چندین سال گذشت، و بنجامین یه کم پیرتر شده بود. 18:43.498 --> 18:45.459 ‫و پیاده‌رو هم همینطور. 18:45.459 --> 18:48.420 ‫و اون به زیر نظر گرفتن دقیقش ادامه می‌داد، 18:48.420 --> 18:51.924 ‫و از هر ترکی که پیدا می‌کرد، یادداشت‌های دقیقی برمی‌داشت. 18:52.674 --> 18:53.926 ‫این ترک بزرگ‌تر شده. 18:54.426 --> 18:57.262 ‫و این طرف هم یکی یه چیزی ریخته. 18:57.888 --> 19:02.142 ‫ولی در حالی که اون فقط روی پیاده‌رو تمرکز کرده بود، 19:02.142 --> 19:07.439 ‫متوجه تغییرات بزرگی که دور و برش اتفاق میفتاد، نشد. 19:09.191 --> 19:11.318 ‫سال‌های بیشتری هم گذشت، 19:11.318 --> 19:15.072 ‫و حالا بنجامین خیلی پیر شده بود... 19:15.072 --> 19:18.325 ‫...و هنوز داشت سخت کار می‌کرد و پیاده‌رو رو بازرسی می‌کرد. 19:21.078 --> 19:23.580 ‫ببخشید. اجازه هست. 19:23.580 --> 19:27.751 ‫اگه زحمتی نیست یه کم برین کنار، من فقط باید این ترک رو بازرسی کنم. 19:27.751 --> 19:31.505 ‫بنجامین، برای سال‌ها کار سخت شما، 19:31.505 --> 19:34.716 ‫شهر بزرگ ما از شما برای خدماتتون تشکر می‌کنه. 19:36.343 --> 19:37.886 ‫اوه، ممنونم، آقای شهردار. 19:37.886 --> 19:39.721 ‫در طول همه‌ی این سال‌ها، 19:39.721 --> 19:42.015 ‫شما حتماً تغییرات زیادی رو دیدین. 19:42.599 --> 19:43.892 ‫بله، دیدم. 19:43.892 --> 19:47.312 ‫این پیاده‌رو قبلاً کوتاه بود، ولی الان خیلی بلنده. 19:48.105 --> 19:50.357 ‫و من در طول سال‌ها شکل گرفتن ترک‌های زیادی رو دیدم. 19:50.357 --> 19:55.779 ‫منظور من همه‌ی تغییراتی بود که تو شهر بزرگمون اتفاق افتاده. 19:55.779 --> 20:01.118 ‫وقتی شما شروع کردین ما یه شهر خیلی کوچیک بودیم، ولی حالا ما رو نگاه کنین. 20:05.914 --> 20:10.794 ‫بنجامین تمام این سال‌ها اونقدر مشغول نگاه کردن به پایین و به پیاده‌رو بود، 20:11.295 --> 20:15.924 ‫که هیچ‌وقت متوجه تغییراتی که اون بالا اتفاق میفتاد، نشد. 20:16.425 --> 20:20.554 ‫حالا، تعطیلاتی که شایسته‌ش هستین رو چطور می‌خواین بگذرونین؟ 20:20.554 --> 20:26.643 ‫تصور کنین اگه هر از گاهی فقط بالا رو نگاه می‌کردم، چه چیزهایی رو می‌تونستم ببینم. 20:26.643 --> 20:30.189 ‫خب، من می‌خوام از همین الان این کار رو شروع کنم. 20:41.408 --> 20:43.827 ‫من امروز خیلی شبیه بنجامین رفتار کردم. 20:43.827 --> 20:46.371 ‫تمام طول مسیر حواسم به کتابم بود 20:46.371 --> 20:48.123 ‫به جای اینکه به دور و برم نگاه کنم. 20:49.082 --> 20:55.005 ‫برای اینکه دنیا رو واقعاً تجربه کنیم، باید حواسمون رو باز کنیم. 20:55.506 --> 21:00.427 ‫فقط اون موقع است که می‌تونیم همه‌ی چیزهای شگفت‌انگیز دور و برمون رو ببینیم. 21:01.220 --> 21:03.764 ‫وقتی به دور و برت نگاه می‌کنی چی می‌بینی؟ 21:05.140 --> 21:09.019 ‫خب، کلی درخت می‌بینم و یه جوی آب. 21:09.811 --> 21:12.773 ‫- و یه پاندا. ‫- بله. 21:12.773 --> 21:15.025 ‫همه‌ی این چیزا اینجا هستن. 21:15.734 --> 21:18.028 ‫حالا، چشم‌هات رو ببند. 21:18.904 --> 21:21.865 ‫بیا به همه چیز دور و برمون گوش بدیم. 21:22.950 --> 21:23.992 ‫چه بویی حس می‌کنی؟ 21:26.161 --> 21:31.959 ‫بوی سوزن‌های تازه‌ی کاج و برگ‌های خیس رو حس می‌کنم. 21:32.918 --> 21:34.503 ‫و چه چیزی حس می‌کنی؟ 21:35.671 --> 21:38.048 ‫حس می‌کنم خاک زیر کفش‌هام خُرد می‌شه. 21:38.882 --> 21:40.717 ‫چه صدایی می‌شنوی؟ 21:40.717 --> 21:44.930 ‫صدای باد رو می‌شنوم که لای برگ‌ها می‌پیچه، 21:44.930 --> 21:46.390 ‫و... 21:48.809 --> 21:50.769 ‫صدای پرنده‌ها رو می‌شنوم. 21:51.270 --> 21:53.355 ‫یه دارکوب و یه سینه سرخ. 21:53.856 --> 21:57.693 ‫بهم بگو، مایکل، حالا چی می‌بینی؟ 22:00.320 --> 22:02.114 ‫باورم نمی‌شه. 22:15.335 --> 22:16.336 ‫هی، مایکل. 22:18.255 --> 22:20.090 ‫چیزی از لیستت رو تیک زدی؟ 22:20.883 --> 22:25.262 ‫نه، ولی کلی چیز شگفت‌انگیز پیدا کردم که تو لیستم نبود. 22:26.722 --> 22:28.473 ‫بیاین. بهتون نشون می‌دم. 22:28.473 --> 22:30.184 ‫نمی‌خوای از کتابت استفاده کنی؟ 22:31.810 --> 22:34.104 ‫برای تنوع می‌خوام بالا رو نگاه کنم. 22:39.902 --> 22:42.279 ‫اون صدا رو می‌شنوین؟ اون یه دارکوبه. 22:42.279 --> 22:43.614 ‫وای. 22:44.156 --> 22:46.575 ‫و اونجا رو نگاه کنین. یه سنجاقک. 22:47.451 --> 22:49.036 ‫و یه سینه سرخ. دیدین؟ 22:51.600 --> 22:57.600 www.Doostihaa.com 23:02.007 --> 23:05.552 ‫با روحمون ‫انگار بین درختا شناور بودیم 23:06.637 --> 23:10.766 ‫مثل پرنده‌ها، اون بالاها پرواز می‌کردیم ‫و خستگی در می‌کردیم 23:10.766 --> 23:14.311 ‫یا مثل یه کوه ‫و اون سرسبزی باطراوتش 23:14.311 --> 23:20.234 ‫یه رویای بی‌انتها 23:20.234 --> 23:22.528 ‫من یه ذره عسل پیدا کردم 23:23.278 --> 23:26.156 ‫و حالا از درون شیرین‌تر شدم 23:28.825 --> 23:31.954 ‫شاید یکم خنده‌دار باشه 23:31.954 --> 23:34.581 ‫ولی حالا انگار دنیا طرف منه