WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:15.098 --> 00:19.102 ‫وقتی دوربین روشن بشه، ‫اون شیاطین ظاهر می‌شن. 00:20.603 --> 00:23.857 ‫مایک تایسون الان میاد ‫و مثل همیشه، کاملا جدیه. 00:23.940 --> 00:27.944 ‫اون بزرگ‌ترین ستاره بوکس ‫و بزرگ‌ترین جاذبه از زمان محمد علیه. 00:28.862 --> 00:30.530 ‫بحث‌برانگیزترین، 00:30.613 --> 00:34.242 ‫پرطرفدارترین مبارزی ‫که مردمِ زمان ما می‌خوان ببینن. 00:36.161 --> 00:39.456 ‫تو این دنیا چه کسی ‫حتی شانسی مقابل این مرد داره؟ 00:39.539 --> 00:40.749 ‫وحشی... 00:42.500 --> 00:46.921 ‫مایک تایسون! 00:47.547 --> 00:51.551 ‫قهرمان جدید سنگین‌وزن دنیا. 00:51.634 --> 00:55.013 ‫این گلادیاتور بزرگ، ‫این قهرمان بزرگ، این غول. 00:55.096 --> 00:57.640 ‫مطمئنم می‌تونم هر مبارزی ‫تو دنیا رو شکست بدم. 01:02.312 --> 01:04.272 ‫چرا بوکس اینقدر مهمه؟ 01:04.355 --> 01:06.483 ‫خب، بوکس استعاره خوبیه برای زندگی. 01:07.275 --> 01:10.278 ‫شیوه‌ای که باهاش مبارزه می‌کنی، ‫همون شیوه‌ایه که زندگی می‌کنی. 01:10.361 --> 01:12.530 ‫بحث‌برانگیزترین چهره بوکسه، 01:12.614 --> 01:14.365 ‫هم داخل و هم بیرون رینگ. 01:14.449 --> 01:16.993 ‫من اینطوری زندگی می‌کنم. ‫بی‌پروا، واقعا بی‌پروا. 01:17.077 --> 01:19.120 ‫بدترین مرد روی کره زمینه. 01:19.204 --> 01:23.124 ‫کارهای بدنامش ‫اونقدر برچسب به مایک تایسون زده 01:23.208 --> 01:25.001 ‫که برای چند عمر کافیه. 01:25.085 --> 01:26.711 ‫سه! 01:26.795 --> 01:30.381 ‫نمی‌تونه اعصابش رو کنترل کنه ‫و این ترسناکه. 01:30.465 --> 01:32.884 ‫واقعا دندونش رو فرو کرد. 01:32.967 --> 01:35.595 ‫وحش واقعی رو نشون داد، ‫همون حیوانی که هست. 01:35.678 --> 01:36.554 ‫چهار! 01:36.638 --> 01:38.389 ‫همه دارن به من می‌خندن. 01:39.682 --> 01:40.725 ‫مایک تایسون؟ 01:40.809 --> 01:42.185 ‫اوه! خدا. 01:43.895 --> 01:44.729 ‫پنج! 01:44.813 --> 01:46.773 ‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم اینقدر عمر کنم. 01:46.856 --> 01:48.817 ‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم ‫اینقدر پول داشته باشم. 01:48.900 --> 01:52.779 ‫می‌تونم اونطوری که می‌خوام با تو حرف بزنم. ‫مشکل داری؟ رادیوت رو خاموش کن. 01:57.992 --> 01:58.910 ‫کیکی! 01:58.993 --> 02:01.412 ‫چیزهایی که از سر گذرونده، 02:01.496 --> 02:03.206 ‫بیشتر مردم اگه جاش بودن مُرده بودن. 02:03.289 --> 02:04.124 ‫شش! 02:04.207 --> 02:07.001 ‫مایک تایسون به اتهام آزار و اذیت ‫تحت تحقیقات قرار داره. 02:07.085 --> 02:08.211 ‫بگو چی شد. 02:08.294 --> 02:10.255 ‫و اون فقط دوباره برمی‌گرده. 02:10.338 --> 02:11.923 ‫هفت! 02:12.006 --> 02:15.635 ‫من برای مبارزه ‫در همه جنبه‌های زندگی طراحی شدم. 02:16.219 --> 02:19.013 ‫قبول نمی‌کنم ببازم. غیرممکن بود ‫که این رینگ رو زنده ترک کنم. 02:19.097 --> 02:20.682 ‫بس کن! 02:20.765 --> 02:21.850 ‫باید می‌مردم. 02:31.317 --> 02:35.363 ‫چند بار بعد از اینکه کتک خوردم ‫می‌خوام از جام بلند شم؟ 02:35.864 --> 02:39.617 ‫مثل زندگیه. ‫چند بار می‌خوای بلند شی؟ 02:50.670 --> 02:53.256 ‫[قسمت اول: قدرت] 03:09.689 --> 03:11.941 ‫«مایک تایسون می‌گه بهترینه.» 03:15.153 --> 03:19.365 ‫من همیشه وقتی بچه بودم پز می‌دادم. ‫وقتی مبارزه می‌کردم، همیشه پز می‌دادم. 03:25.580 --> 03:28.499 ‫ما امروز حاصل جمع هر چیزی هستیم که بودیم. 03:28.583 --> 03:32.420 ‫هر عمل و هر کاری که کردیم ‫ما رو تبدیل به چیزی می‌کنه که امروز هستیم. 03:33.213 --> 03:34.422 ‫خوب یا بد. 03:35.882 --> 03:38.343 ‫حقیقت همیشه از خیال عجیب‌تره. 03:38.426 --> 03:39.427 ‫همیشه. 03:39.928 --> 03:41.012 ‫هیچ‌وقت شکست نمی‌خوره. 03:41.095 --> 03:44.766 ‫من مبارز خودم رو ‫بزرگ‌ترین مبارز تاریخ می‌دونم. 03:44.849 --> 03:47.894 ‫قبل از اینکه کارش تموم بشه، ‫این رو به کل دنیا ثابت می‌کنه. 03:48.728 --> 03:51.105 ‫امم! کیسه قشنگیه. 03:53.524 --> 03:55.985 ‫ساعت‌های زیادی روی این کیسه بودم. 03:56.069 --> 03:57.153 ‫الان اینجا می‌زنم. 03:59.948 --> 04:02.533 ‫این اولین رینگیه ‫که تو عمرم داخلش رفتم. 04:02.617 --> 04:05.411 ‫مبارز بزرگ، هر چی صدام می‌زنن، ‫بهترین، هر لقبی که بهم می‌دن، 04:05.495 --> 04:08.456 ‫اینجا شروع شد. ‫همینجا. اولین بار، همینجا. 04:11.292 --> 04:15.046 ‫هیچ‌وقت به نعمت‌هام شک نمی‌کنم. ‫این رو هم یادم دادن. 04:15.129 --> 04:19.759 ‫ولی چرا من؟ درسته؟ گفتم، «چرا من؟» 04:21.886 --> 04:25.139 ‫مربیم گفت به خاطر جایی که ‫ازش اومدم، بزرگ‌ترین مبارزم. 04:28.434 --> 04:30.103 ‫گفت این بزرگ‌ترین دارایی منه. 04:30.687 --> 04:32.272 ‫اهل براونزویل بودن. 04:34.107 --> 04:36.943 ‫[براونزویل - بروکلین، نیویورک] 04:46.869 --> 04:48.037 ‫مایک تایسون! 04:48.121 --> 04:50.623 ‫مایک تایسونه! ‫واقعا مایک تایسونه! 04:50.707 --> 04:51.708 ‫آره، مایک... 04:51.791 --> 04:53.459 ‫مایک تایسون! 04:56.754 --> 04:59.465 ‫الان که داری عمیق‌تر می‌ری ‫توی بروکلین چه حسی داری؟ 04:59.549 --> 05:00.591 ‫عاشقشم. 05:01.509 --> 05:02.927 ‫این همونیه که هستم. 05:03.970 --> 05:07.890 ‫اگه همین الان پیاده شم، ‫می‌فهمن این مایک تایسون از بروکلینه. 05:07.974 --> 05:09.642 ‫همینه. 05:09.726 --> 05:12.437 ‫تو این خیابون‌ها کتک خوردم. ‫تو این خیابون‌ها دزدی کردم. 05:12.520 --> 05:16.065 ‫و الان معروفم و مایک تایسونم. ‫این همیشه گیجم می‌کرد. 05:16.149 --> 05:18.818 ‫تو این خیابون‌ها دزدی می‌کردم، ‫زنجیر می‌قاپیدم، 05:18.901 --> 05:21.112 ‫کیف پول مردم رو می‌قاپیدم از... 05:21.195 --> 05:22.196 ‫وقتی تو ماشین بودن، 05:22.280 --> 05:24.949 ‫کیف پولشون رو ‫از روی پاشون می‌قاپیدم. 05:25.033 --> 05:26.242 ‫اینجا بالا و پایین می‌دویدم، 05:26.326 --> 05:28.619 ‫و الان مایک تایسونم ‫و همه اسمم رو می‌دونن. 05:32.040 --> 05:34.042 ‫بدترین جامعه، بدترین محله، 05:34.125 --> 05:35.126 ‫همینجا تو براونزویل. 05:35.209 --> 05:38.212 ‫شعارش این بود، «هیچ‌وقت فرار نکرد، ‫هیچ‌وقت فرار نمی‌کنه. براونزویل.» 05:38.296 --> 05:41.799 ‫درسته. ایشون محصول براونزویله. همینجا. 05:42.300 --> 05:44.677 ‫الگوی خیلی از جوون‌های سیاه‌پوست این محله. 05:47.764 --> 05:49.474 ‫هی، بسه. بسه! 05:49.557 --> 05:50.975 ‫- بسه. ‫- صبر کن. صبر کن. 05:51.059 --> 05:53.269 ‫- فقط آروم باشید. ‫- آروم، آروم، آروم. 05:56.314 --> 05:58.191 ‫خیابون امبوی. ‫اینجا بزرگ شدم. 05:59.275 --> 06:00.860 ‫همه این چیزها جدیدن. 06:01.652 --> 06:06.574 ‫خیابون امبوی رو تو ۱۹۷۷ یا ۷۸ نشونت می‌دم. ‫مثل پارکینگ می‌موند. 06:09.869 --> 06:12.246 ‫[سال ۱۹۷۷ - یازده سالگی] 06:12.330 --> 06:15.666 ‫با برادرم رادنی ‫و خواهرم دنیس، با مادرم زندگی می‌کردم. 06:16.751 --> 06:19.379 ‫به مشکل مالی خوردیم ‫و اومدیم براونزویل. 06:20.338 --> 06:23.633 ‫۱۳۰ هزار نفر اینجا زندگی می‌کنن، ‫بیشترشون سیاه‌پوست و پورتوریکویی، 06:23.716 --> 06:26.928 ‫بدترین نرخ فقر، ‫بدترین نرخ بیماری، 06:27.011 --> 06:30.598 ‫بالاترین نرخ مرگ‌ومیر نوزادان، ‫بدترین مشکل مواد مخدر، 06:30.681 --> 06:33.393 ‫بدترین شرایط مسکن، ‫بدترین سابقه مدارس 06:33.476 --> 06:35.812 ‫در مقایسه با هر ‫منطقه شهری دیگه‌ای در آمریکا. 06:36.312 --> 06:40.233 ‫واقعا فقیر بودم، ‫ولی خوش می‌گذشت. بچه کوچیک بودم. 06:40.316 --> 06:42.902 ‫استرس پرداخت قبض و این چیزها رو نمی‌فهمیدم. 06:45.196 --> 06:48.116 ‫و بعد، محیط بر من چیره شد. 06:49.784 --> 06:51.828 ‫من و مایک، با هم بزرگ شدیم. 06:53.413 --> 06:56.124 ‫تو دهه هفتاد، بچه‌های خیابونی بودیم. 06:56.791 --> 06:59.794 ‫خیابونی که مایک توش زندگی می‌کرد ‫احتمالا بدترین خیابون براونزویل بود. 06:59.877 --> 07:03.756 ‫کلی معتاد می‌دیدی که ‫این ور و اون ور می‌رفتن، خودفروشی می‌دیدی. 07:04.382 --> 07:05.258 ‫ساختمون‌های متروکه. 07:05.341 --> 07:07.969 ‫زمین بازی ما ‫همین ساختمون‌های متروکه بود. 07:08.052 --> 07:09.720 ‫کلی چیز آتیش گرفته بود. 07:10.304 --> 07:11.889 ‫اونجا می‌پلکیدیم. 07:13.391 --> 07:15.351 ‫زیاد کتک می‌خوردم. 07:15.435 --> 07:17.478 ‫همه به یه دلیلی اذیتم می‌کردن. 07:17.562 --> 07:20.189 ‫همیشه اذیتم می‌کردن. ‫صدای من... خشن حرف نمی‌زدم. 07:21.899 --> 07:24.277 ‫مردم من رو می‌گرفتن، ‫تو خیابون می‌پریدن روم. 07:24.360 --> 07:25.820 ‫همیشه تو گِل می‌افتادم. 07:26.612 --> 07:29.490 ‫مردم کتکم می‌زدن. ‫نمی‌خواستم برم مدرسه. 07:30.283 --> 07:31.784 ‫مبارز نبودم، باور کنید یا نه. 07:33.494 --> 07:38.082 ‫اولین باری که مایک رو دیدم، ‫کفش کثیف داشت، لباس کثیف. 07:38.166 --> 07:40.293 ‫مایک همیشه یه کلاه کثیف کوچیک سرش بود. 07:40.376 --> 07:42.420 ‫یه مشت بچه بودیم، ‫همه با هم می‌پلکیدیم. جمع می‌شدیم. 07:42.503 --> 07:44.964 ‫نمی‌خواستن دور و برشون باشه. ‫مثلا «برو گم شو، مایک کثیف.» 07:47.800 --> 07:49.927 ‫مسخره‌ست. ببین، ام... 07:50.595 --> 07:53.431 ‫یه روز، داشتم دور مدرسه‌م می‌گشتم ‫چون ملت کتکم می‌زدن، 07:53.514 --> 07:55.349 ‫پس نمی‌خواستم برم مدرسه. 07:55.433 --> 07:58.478 ‫باید صبر می‌کردم تا مدرسه تموم بشه، ‫بعد می‌رفتم خونه. 07:58.561 --> 08:01.147 ‫پس دارم دور مدرسه می‌گردم، ‫این یاروها اومدن سمتم، 08:01.230 --> 08:02.940 ‫و گفتن، «می‌خوای با ما پرواز کنی؟» 08:03.024 --> 08:06.444 ‫نمی‌دونستم «با ما پرواز کنی» یعنی چی ‫و گفتم، «آره.» 08:08.863 --> 08:12.241 ‫گفتن، «از حصار برو بالا» ‫و یه ساختمون متروکه بود. 08:12.325 --> 08:15.411 ‫گفتم، «چی؟ باید با این یاروها برم تو؟» 08:15.495 --> 08:17.955 ‫و یه کم عصبی شدم. 08:19.248 --> 08:24.086 ‫و وقتی بالا اومدم، یه قفس دیدم که روش ‫ورق حلبی بود و چند تا پرنده داخلش بودن. 08:24.837 --> 08:27.298 ‫هیجان‌زده شدم، ‫ولی چیزی که واقعا هیجان‌زدم کرد 08:27.381 --> 08:28.341 ‫این بود که آزادشون کردن. 08:28.424 --> 08:31.677 ‫و دور می‌زنن، بعد برمی‌گردن پایین. ‫یعنی، وای! 08:33.513 --> 08:36.474 ‫با خودم گفتم، «وای! ‫این یاروهای خشن همچین کاری می‌کنن؟» 08:36.557 --> 08:40.186 ‫همین من رو به پرنده‌ها جذب کرد، ‫همه این یاروهای خشن پرنده‌باز بودن. 08:42.688 --> 08:44.440 ‫عاشق پرنده‌ها شدم. 08:44.524 --> 08:46.776 ‫کل فعالیت، کل روز برام قشنگ بود. 08:58.079 --> 08:59.830 ‫اولین عشقم کبوترها بودن. 09:00.915 --> 09:02.208 ‫همینجا تو قفس بودن، 09:02.291 --> 09:04.460 ‫و من کل روز اینجا می‌نشستم، ‫کل روز لعنتی. 09:05.086 --> 09:10.049 ‫دقیقا مثل اونا، عصبانی می‌شم، گشنه می‌شم، ‫خوشحال می‌شم. همون چیزهاست. 09:13.761 --> 09:15.429 ‫فقط بخشی از زندگیت می‌شه. 09:17.932 --> 09:21.102 ‫می‌خواد آزادش کنم. ‫دوست نداره تو دستم نگهش دارم. 09:21.185 --> 09:24.355 ‫اگه غرغر می‌کنه، یعنی «ولم کن لعنتی.» 09:26.482 --> 09:28.276 ‫اون موقع هیچ مشکلی نمی‌خواستم. 09:28.359 --> 09:31.445 ‫فقط یه نفر بودم که می‌خواست ‫خوش بگذرونه و پرنده رو به پرواز دربیاره. 09:31.529 --> 09:34.198 ‫ولی این بزرگ‌ترها ‫پرنده‌هام رو ازم می‌گرفتن. 09:35.116 --> 09:38.578 ‫یه روز، یه یارویی اومد، یه پرنده گرفت، 09:38.661 --> 09:41.497 ‫گذاشت زیر کاپشنش و دوید بیرون. 09:41.581 --> 09:44.959 ‫و اون موقع بود که گفتم، «لطفا ‫پرنده‌م رو بهم برگردون. لطفا.» 09:45.042 --> 09:47.920 ‫گفت، ‫«برو گم شو، چاقالوی خیکی. همینه که هست.» 09:48.004 --> 09:51.757 ‫«می‌خوای چیکار کنی؟» ‫بعد پرنده رو گرفت و گردنش رو شکست. 09:53.134 --> 09:54.510 ‫با همون پرنده زد تو صورتم. 09:57.888 --> 10:00.141 ‫یهو از کوره در رفتم. 10:00.224 --> 10:02.685 ‫خسته شده بودم از اینکه مردم اذیتم کنن. 10:02.768 --> 10:05.354 ‫فقط شروع کردم به مشت زدن. 10:05.438 --> 10:07.189 ‫یه مشت دیگه زدم. بوم. 10:09.275 --> 10:10.276 ‫بعد بی‌هوش شد. 10:10.359 --> 10:13.279 ‫اون موقع فهمیدیم می‌تونیم ‫ازش برای مبارزه استفاده کنیم. 10:13.362 --> 10:14.447 ‫تو مشت زدن خوب بود. 10:16.407 --> 10:20.369 ‫هر روز شروع کردم به مبارزه. ‫مردم رو برای پولشون کتک می‌زدم. 10:20.453 --> 10:22.830 ‫قبل از اینکه منو ببینن، ‫می‌دویدم و تو صورتشون می‌زدم. 10:22.913 --> 10:24.498 ‫پولشون رو می‌گرفتم. 10:24.582 --> 10:27.376 ‫مایک مردهای بزرگ رو نقش زمین می‌کرد. ‫می‌گفتن، «مایک، بزنش.» 10:27.460 --> 10:30.296 ‫و مایک می‌اومد، می‌زدشون ‫و بعد همه‌مون می‌رفتیم سراغ جیب‌هاشون. 10:31.839 --> 10:35.509 ‫هر چی بزرگ‌تر می‌شدیم، ‫جسورتر می‌شدیم. 10:36.010 --> 10:37.928 ‫کلی جواهرفروشی بالای یوتیکا داشتن. 10:38.012 --> 10:40.973 ‫آجر می‌انداختیم تو پنجره، ‫سعی می‌کردیم وسایل رو بدزدیم. 10:41.057 --> 10:42.600 ‫مایک سعی می‌کرد همه چی رو برداره. 10:44.268 --> 10:47.104 ‫من همیشه فکر می‌کردم ‫زندگیم قراره با جرم و جنایت بگذره. 10:47.188 --> 10:49.440 ‫همه تو محله‌م همین کار رو می‌کردن. 10:49.523 --> 10:51.359 ‫همه‌مون با جرم و جنایت زندگی می‌کردیم. 10:52.902 --> 10:55.821 ‫اولین باری که دستگیر شدم ۱۲ سالم بود. 10:56.656 --> 10:58.824 ‫اولین باری بود که رفتم اسپافورد. 10:59.408 --> 11:00.993 ‫اسپافورد هاوس، مرکزی در برانکس 11:01.077 --> 11:03.579 ‫که محل نگهداری نوجوانان متهم 11:03.663 --> 11:07.041 ‫به ارتکاب جرایم سنگینی همچون ‫قتل، سرقت، آزار و اذیت است. 11:07.124 --> 11:08.084 ‫واقعا ترسناک بود. 11:08.167 --> 11:10.795 ‫وسط شب منو آوردن، ‫حدود ۴ صبح. 11:10.878 --> 11:13.005 ‫و بعد ساعت ۷، ‫وقت صبحانه بود. 11:13.089 --> 11:15.132 ‫به محض اینکه رفتم تو کافه‌تریا، شنیدم، 11:15.216 --> 11:18.386 ‫«هی، مایک. یو، مایک! ‫چطوری، مایک؟ یو، مایک...» 11:18.469 --> 11:20.262 ‫کل محله‌م اونجا بود. 11:21.597 --> 11:25.476 ‫اولین چیزی که وقتی رسیدی می‌دن ‫دو تا کلوچه‌ست، دو تا سیگار، 11:25.559 --> 11:27.728 ‫و یه ظرف کوچیک شیر. 11:27.812 --> 11:29.814 ‫من ۱۲ سالمه، ‫سیگار بهم می‌دن. 11:30.648 --> 11:32.066 ‫از خونه بهتر بود. 11:32.566 --> 11:34.735 ‫مایک وقتی بچه بود ‫حدود ۳۸ بار زندانی شد. 11:34.819 --> 11:39.115 ‫خیلی وقت‌ها من رو گرفتن. ‫ولی تصور کن چند بار فرار کردم. 11:39.699 --> 11:43.160 ‫بعد از چندین بار رفتن به اسپافورد، ‫دیگه کافی بود. 11:43.244 --> 11:44.662 ‫فرستادنش ترایون. 11:46.539 --> 11:49.250 ‫منو فرستادن ترایون، ‫جایی که هیچ‌کس آزادی نداره. 11:49.291 --> 11:50.960 ‫[مدرسه پسرانه ترایون، شمال ایالت نیویورک] 11:50.960 --> 11:55.214 ‫جایی که همه بچه‌های خلافکار می‌رن، ‫اونایی که آدم می‌کشن، جرم‌های سنگین می‌کنن. 11:55.297 --> 11:58.217 ‫می‌دونی، شکارچی‌های رأس هرم می‌رن. 11:58.843 --> 12:01.846 ‫همیشه قفلت می‌کنن، ۲۴ ساعته. 12:01.929 --> 12:03.681 ‫و هیچ‌کس بهت اهمیت نمی‌ده. 12:04.932 --> 12:07.351 ‫ولی یه روز، تو سلول خودم، 12:07.435 --> 12:09.603 ‫می‌بینم ملت دارن می‌دون سمت عقب ‫جایی که اتاق‌هاست. 12:09.687 --> 12:12.648 ‫با دندون‌های افتاده برمی‌گردن. ‫از دهنشون خون میاد. 12:12.732 --> 12:15.985 ‫ولی می‌خندن. خوشحالن. ‫یعنی «معلوم هست چه خبره؟» 12:16.068 --> 12:18.529 ‫گفتن، «داریم با آقای استوارت ‫اون طرف بوکس می‌زنیم.» 12:18.612 --> 12:20.322 ‫گفتم، «منم می‌خوام این کار رو بکنم.» 12:25.369 --> 12:29.665 ‫من نگهبان ترایون بودم ‫و بعد یه برنامه بوکس تو بخشمون راه انداختم. 12:30.374 --> 12:31.625 ‫من در دسته نیمه‌سنگین‌وزن 12:31.709 --> 12:35.045 ‫و قهرمان ملی «دستکش طلایی» ‫در سال ۱۹۷۴ بودم. 12:35.671 --> 12:38.716 ‫اولین باری که دیدمش، ‫مایک اعتمادبه‌نفس خیلی کمی داشت. 12:38.799 --> 12:40.259 ‫نمی‌تونست تو چشمت نگاه کنه. 12:40.843 --> 12:44.305 ‫بهش گفتم اگه تو مدرسه خوب باشه، ‫باهاش تمرین می‌کنم. 12:44.889 --> 12:47.808 ‫کل زندگیم رو عوض کردم. ‫خیلی دلم می‌خواست بوکس یاد بگیرم. 12:47.892 --> 12:50.519 ‫در عرض یک ماه، از سطح خواندن کلاس سوم ‫به کلاس هفتم رسید، 12:50.603 --> 12:53.731 ‫یعنی همون سطحی که اون زمان باید می‌داشت. 12:54.815 --> 12:58.444 ‫و معلم‌ها شروع کردن به زنگ زدن، ‫گفتن «معلوم هست چی شده؟» 12:58.527 --> 13:01.197 ‫گفتم، «خب، الان یه چیزی داره ‫که براش تلاش کنه.» 13:01.280 --> 13:04.283 ‫فورا شروع کردم. ‫حس می‌کردم سرنوشتم همینه. 13:04.366 --> 13:08.496 ‫یکی از بالا یه چیزی بهم گفت ‫که این بچه فرق داره. 13:09.121 --> 13:11.248 ‫طاقت نداشتم که باهاش تمرین کنم. 13:13.250 --> 13:14.960 ‫و بعد وقتی شروع کردیم، 13:15.044 --> 13:17.838 ‫اولین جلسه مبارزه، ‫دستش رو تاب داد تا منو بزنه، 13:17.922 --> 13:20.299 ‫ولی خودش افتاد زمین. ‫هر کاری می‌کرد مسخره بود. 13:21.759 --> 13:24.720 ‫با خودم گفتم، «این سفیدپوست کوچولو. ‫می‌خوام بکشمش، خب؟» 13:24.804 --> 13:25.888 ‫من رو لت و پار کرد. 13:25.971 --> 13:27.681 ‫به شکمم خورد. ‫نمی‌تونستم نفس بکشم. 13:27.765 --> 13:29.141 ‫حس کردم دارم می‌میرم. 13:29.225 --> 13:32.686 ‫«نمی‌تونم نفس بکشم. یعنی چی!» و افتادم. 13:33.771 --> 13:36.565 ‫با باب استوارت بوکس می‌زدم. ‫انگار با بمب بهم می‌زد. 13:36.649 --> 13:38.526 ‫درد داشت و اینا. 13:38.609 --> 13:41.529 ‫ولی هیچ‌وقت... ‫من دوست داشتم مثل بمب بهم بخوره. 13:41.612 --> 13:43.197 ‫گفتم، «می‌تونی یادم بدی 13:43.280 --> 13:46.116 ‫که چطور به شکم یکی بزنم و بندازمش؟» 13:46.200 --> 13:47.785 ‫گفتم، «صبر کن، نشونت می‌دم.» 13:49.537 --> 13:52.790 ‫حدود هشت، نُه ماه آموزشش دادم. 13:53.374 --> 13:56.585 ‫یه میلیون بچه دیدم ‫که اینطوری تو سیستم رفتن، 13:56.669 --> 14:00.130 ‫و هیچ‌کس به اندازه اون سخت تلاش نکرد. 14:00.214 --> 14:03.259 ‫من رو به سمت خودش می‌کشید. ‫باید این کار رو بکنی. 14:04.093 --> 14:06.595 ‫همکارهام می‌گفتن، ‫«چرا وقتت رو تلف می‌کنی؟» 14:06.679 --> 14:09.974 ‫«به محض اینکه از اینجا بره، ‫دوباره تو دردسر می‌افته.» 14:10.057 --> 14:12.059 ‫چون بیشتر بچه‌های ما اینطوری بودن. 14:14.270 --> 14:18.232 ‫و قسم می‌خورم این چیزیه که ‫الان تقریبا اشکم رو درمیاره. 14:18.315 --> 14:20.943 ‫ولی می‌تونم ببینم که می‌خواست... 14:21.026 --> 14:23.445 ‫نمی‌گم که موفق می‌شه، ‫ولی می‌خواد موفق بشه. 14:25.948 --> 14:28.367 ‫گفت، «می‌خوام با یکی دیگه آشنات کنم.» 14:28.450 --> 14:31.579 ‫«تو رو می‌بره سطح بعدی. نگرانش نباش.» 14:31.662 --> 14:33.205 ‫و اون موقع بود که کاس رو دیدم. 14:40.754 --> 14:45.175 ‫نشونه‌ی یه مبارز بزرگ اینه که ‫هم شخصیت داشته باشه، هم مهارت. 14:46.552 --> 14:48.929 ‫کاس بوکس رو به یه سطح دیگه برد. 14:49.013 --> 14:51.390 ‫کاس دماتو، نابغه‌ی بوکس. 14:51.473 --> 14:52.600 ‫اسم من کاس دماتوئه. 14:53.309 --> 14:56.478 ‫آگاه‌ترین آدم درباره بوکس در دنیا. 14:56.562 --> 14:58.898 ‫بابی استوارت بهم گفت ‫مربی بزرگیه. 14:58.981 --> 15:00.733 ‫دو تا قهرمان جهانی داشت. 15:00.816 --> 15:02.192 ‫با محمد علی کار کرده بود... 15:02.276 --> 15:04.111 ‫خب، باید تو رینگ ثابت کنی. 15:04.194 --> 15:05.613 ‫فلوید پترسون. 15:05.696 --> 15:09.241 ‫کاس دماتو، فلوید پترسون رو ‫از ۱۴ سالگی بزرگ کرد، 15:09.325 --> 15:13.078 ‫و از یه بزهکار نوجوان ‫به قهرمان جهانی تبدیلش کرد. 15:13.662 --> 15:16.457 ‫یه هوک چپ شیطانی ‫مور رو روی رینگ می‌ندازه. 15:16.540 --> 15:20.336 ‫کاس از اون قهرمانی استفاده کرد ‫که تشکیلات فاسد بوکس رو 15:20.419 --> 15:21.420 ‫تو اون زمان سرنگون کنه. 15:21.503 --> 15:24.006 ‫ولی پروموتر مستقل ۴ هزار دلار نمی‌ده که 15:24.089 --> 15:26.717 ‫اون رو به زور به مدیران مبارزه تحمیل کنه. 15:26.800 --> 15:31.305 ‫ولی بوکس ازش عبور کرد ‫و تو تبعید در حاشیه شهر ولش کرد. 15:31.388 --> 15:35.351 ‫کاس دماتو رو می‌شناختم ‫و می‌دونستم هنوز با بچه‌ها کار می‌کنه. 15:36.727 --> 15:38.729 ‫کل عمرم داشتم به پرورش 15:38.812 --> 15:44.151 ‫یه مبارز فکر می‌کردم که بی‌نقص باشه. 15:44.860 --> 15:48.614 ‫با کاس قرار گذاشتم که بیاد باشگاه ‫تا مایک رو بهش نشون بدم. 15:48.697 --> 15:51.075 ‫پس به مایک گفتم و اولش می‌لرزید. 15:51.158 --> 15:52.826 ‫یه کم می‌ترسید بیاد. 15:53.577 --> 15:57.039 ‫راه نداشت. خیلی عصبی بودم. ‫اعتماد به نفس خوبی نداشتم. 15:57.122 --> 15:59.667 ‫«اون نمی‌خواد منو ببینه.» ‫گفتم، «چرا، می‌خواد.» 16:05.923 --> 16:09.301 ‫با هم مبارزه تمرینی کردیم. ‫واقعا، واقعا کارش خوب بود. 16:09.385 --> 16:11.720 ‫کاس جیغ می‌زد، ‫«وای! این قشنگه.» 16:11.804 --> 16:13.639 ‫«چطور این حرکت رو یاد گرفتی؟ ‫فوق‌العاده‌ست.» 16:14.431 --> 16:18.477 ‫بعد از دو راند، گفت، ‫«خیلی‌خب، کافیه.» 16:18.560 --> 16:20.062 ‫کاس داشت دستکش‌هام رو درمی‌آورد. 16:20.729 --> 16:23.816 ‫پس گفتم، «۱۳ سالشه. ‫نظرت درباره‌ش چیه؟» 16:24.400 --> 16:26.694 ‫گفت ‫«خب، هیچ‌کس اینجا فکر نمی‌کنه ۱۳ سالشه.» 16:26.777 --> 16:29.321 ‫گفت، «ببین، همین الان بهت می‌گم، ‫به من دروغ نگو.» 16:29.405 --> 16:31.740 ‫«راستش رو بگو. ‫چند سالته؟ ۱۳ سالته؟» 16:31.824 --> 16:34.034 ‫گفتم، «آره. ‫شناسنامه‌م رو داری.» 16:35.119 --> 16:38.414 ‫بعد گفت، «نظرم درباره‌ش چیه؟» ‫به خدا راست می‌گم، دروغ نمی‌گم. 16:39.289 --> 16:41.166 ‫گفت، «به استثنای حواس‌پرتی‌های بیرونی، 16:42.668 --> 16:44.545 ‫اون قهرمان سنگین‌وزن دنیاست.» 16:44.628 --> 16:46.588 ‫قهرمان سنگین‌وزن دنیا. 16:46.672 --> 16:48.757 ‫بزرگ‌ترین قهرمان سنگین‌وزنی ‫که تا حالا داشتیم. 16:48.841 --> 16:51.802 ‫قهرمان سنگین‌وزن دنیا می‌شه ‫و احتمالا جوان‌ترین قهرمان. 16:54.096 --> 16:56.473 ‫چطور این رو باور کنم، واقعا؟ 16:56.557 --> 16:58.267 ‫من چیزی جز جرم و جنایت نمی‌شناختم. 16:58.350 --> 17:01.186 ‫من چیزی جز کثافت و آشغال ‫و این چیزها نمی‌دونستم. 17:01.270 --> 17:03.439 ‫چطور این رو از زبون یه سفیدپوست باور کنم؟ 17:03.522 --> 17:06.150 ‫بزرگ‌ترین هدفم، ‫چطور این یارو رو بزنم؟ 17:07.443 --> 17:09.820 ‫گفت، «دو سال، ‫سه سال از زندگیت رو بهم بده، مایک.» 17:09.903 --> 17:11.363 ‫«هیچ‌وقت پشیمون نمی‌شی.» 17:11.447 --> 17:14.116 ‫«فقط سه سال بهم بده، ‫سه سال از زندگیت.» 17:20.122 --> 17:23.417 ‫پس اولین باری که از ترایون اومدم بیرون، ‫مستقیم رفتم پیش کاس. 17:24.334 --> 17:25.669 ‫[سال ۱۹۸۰ - چهارده سالگی] 17:25.753 --> 17:29.131 ‫نه ماه گذشته رو تو یه مرکز نگهداری بودم. 17:31.216 --> 17:33.177 ‫و بعد اومدم اینجا. 17:35.137 --> 17:39.183 ‫می‌تونی تصور کنی یه پسر سیاه‌پوست جوون ‫از محله‌های فقیر کل عمرش توی... 17:39.266 --> 17:43.937 ‫پدر و مادرش تو ساختمون‌های متروکه زندگی ‫می‌کردن. هیچ‌وقت نمی‌تونست خودش رو بشوره. 17:44.021 --> 17:47.900 ‫وقتی می‌رفت مدرسه بو می‌داد. ‫همیشه لباس کثیف داشت. 17:47.983 --> 17:50.861 ‫و بعد در ۱۴ سالگی اومد اینجا زندگی کرد. 17:53.447 --> 17:58.202 ‫ولی مادرم اولش ناراحت بود. ‫«هدفش چیه؟» 17:58.285 --> 18:01.705 ‫از فضای بروکلین اومدن، ‫هیچ‌وقت به کسی اعتماد نمی‌کردم. 18:01.789 --> 18:03.624 ‫به هیچ‌کس اعتماد نمی‌کنی. 18:03.707 --> 18:06.210 ‫چون اینجا کاس داشت ‫بی‌هیچ چشم‌داشتی کاری انجام می‌داد. 18:06.293 --> 18:09.254 ‫و تو شهر عادت نداری ‫مردم یه کاری برات همینجوری بکنن. 18:09.338 --> 18:11.381 ‫گفتم، «مامان، می‌خوام قهرمان دنیا بشم.» 18:11.465 --> 18:13.509 ‫فکر نکنم حرفم رو باور کرد. 18:13.592 --> 18:17.679 ‫چون هیچ‌وقت به هیچ چیزی که ‫قبلا بهش گفته بودم عمل نکرده بودم. 18:17.763 --> 18:20.140 ‫احتمالا فکر می‌کرد ‫این یارو داره ازم سوءاستفاده می‌کنه. 18:22.559 --> 18:24.812 ‫باید رضایت مادرم رو می‌گرفت. 18:25.729 --> 18:28.315 ‫فقط التماسش می‌کردم، ‫«مامان، لطفا امضا کن. لطفا.» 18:28.398 --> 18:30.526 ‫پس کاغذ رو امضا کرد. 18:31.026 --> 18:32.569 ‫اولین باری که اومدم اینجا، 18:32.653 --> 18:35.531 ‫احتمالا هفت نفر همزمان اینجا بودیم. 18:38.117 --> 18:41.370 ‫مثل یه اردوی تمرینی بود، آره. ‫یه جایی برای تمرین بوکس. 18:44.331 --> 18:49.336 ‫اولین باری که مایک رو دیدم، ‫خیلی ساکت، تو خودش بود. 18:49.419 --> 18:52.840 ‫پنج سال، ‫هم‌اتاقی و شریک تمرین بودیم. 18:53.340 --> 18:57.010 ‫حداقل پنج، شش ماه ‫تو باشگاه تمرین کردم 18:57.094 --> 18:59.763 ‫بدون هیچ مبارزه یا چیزی، ‫فقط حرکت‌ها رو انجام می‌دادم. 18:59.847 --> 19:01.348 ‫اینجا زندگیم شروع شد. 19:01.431 --> 19:03.892 ‫اینجوری حس کردم. ‫زندگیم همینجا شروع می‌شه. 19:07.938 --> 19:09.857 ‫همینجا. کاس همینجا وایمیستاد. 19:11.150 --> 19:13.735 ‫همیشه همینجا بود و بعد دور می‌زد. 19:13.819 --> 19:14.903 ‫و تماشا می‌کرد که می‌زنم. 19:14.987 --> 19:17.197 ‫وقتی مشت می‌زدم ‫و حرکت می‌کردم و جاخالی می‌دادم. 19:22.077 --> 19:25.164 ‫مایک هفت روز هفته ‫برای المپیک جوانان تمرین می‌کرد. 19:25.247 --> 19:28.542 ‫صبح زود بیدار می‌شدم و می‌رفتم می‌دویدم. 19:29.418 --> 19:32.421 ‫مهم نیست چه روزی باشه، ‫هر روز، می‌دویدیم. 19:37.217 --> 19:38.844 ‫وقتی بچه بودم کل زندگیم همین بود. 19:40.971 --> 19:44.016 ‫کاس یه سبک رو به کمال رسوند. ‫بهش می‌گفتن سبک پیک‌اَبو. 19:45.017 --> 19:47.019 ‫کاس فقط بهش می‌گفت دفاع محکم. 19:47.102 --> 19:48.770 ‫فقط جب، جب. فاصله‌ت رو حفظ کن. 19:48.854 --> 19:51.565 ‫چرا دست‌هات پایین باشه ‫وقتی ممکنه آسیب‌پذیر باشی؟ 19:51.648 --> 19:54.401 ‫دست‌هات اینطوری باشه. ‫داری از خودت محافظت می‌کنی. 19:54.484 --> 19:57.696 ‫مهم‌ترین چیز اینه که ثابت نباشی. 19:57.779 --> 20:00.824 ‫بعد از آخرین مشتت حرکت کن ‫و خودت رو برای ضربه‌ی بعدی آماده کن 20:00.908 --> 20:04.286 ‫که مبارز مقابل مدام مجبور باشه ‫با حرکات تو هماهنگ بشه. 20:09.917 --> 20:12.544 ‫دفاع و حمله. حمله و دفاع. 20:12.628 --> 20:16.006 ‫می‌خوای آسیب واقعی بزنی. ‫ممکنه با یه مشت بندازیش. 20:16.089 --> 20:18.175 ‫ولی اینجا هدف می‌گیری ‫و همون دست رو میاری... 20:18.258 --> 20:20.093 ‫وقتی اینجا می‌زنه، ‫ممکنه پایینش بیاره، 20:20.177 --> 20:23.680 ‫اگه پایین باشه، بوم، اینجا. ‫بوم! با هوک چپ اینجا یا اینجا. 20:23.764 --> 20:29.853 ‫این یه پیرمرد سفیدپوست ضعیف نیست ‫که فقط برای این سیاه‌پوست دلش بسوزه. 20:29.937 --> 20:33.649 ‫نه، این یه جنگجوئه. ‫این یه امپراتور رومیه که باهاش طرفم. 20:33.732 --> 20:35.067 ‫من با یه استاد طرفم. 20:36.109 --> 20:40.072 ‫کاس دماتو فقط به کار بی‌نقص رضایت می‌داد. 20:40.155 --> 20:43.533 ‫به کمال برسونش. ‫خوبه، ولی بی‌نقص نیست. 20:43.617 --> 20:46.203 ‫همه چیز باید بی‌نقص می‌بود. ‫باید اینطوری باشه. 20:50.082 --> 20:51.667 ‫نمی‌خواست از مایک تعریف کنن. 20:51.750 --> 20:53.919 ‫می‌خواست مایک ‫برای تأیید گرفتن تقلا کنه. 20:55.003 --> 20:58.966 ‫وقتی با کیسه تمرین می‌کنی، کارت همیشه ‫تحسین‌برانگیزه. فقط می‌خوام بی‌نقصش کنم. 20:59.049 --> 21:00.509 ‫خوبه، ولی بی‌نقص نیست. 21:00.592 --> 21:03.971 ‫واقعا خوبه. خوبه. ‫فقط بی‌نقص نیست. 21:04.596 --> 21:06.014 ‫یعنی چی آخه؟ 21:12.229 --> 21:14.439 ‫فکر نمی‌کنم حتی بدونم ‫دیگه چطور این رو بزنم. 21:14.523 --> 21:15.691 ‫خیلی وقته، ولی... 21:19.027 --> 21:21.071 ‫بر اساس ریتم پیش می‌ره. ریتم رو می‌شنوی؟ 21:27.953 --> 21:30.914 ‫کاس می‌گفت بوکس ‫حدود ۷۵ درصد روانی 21:30.998 --> 21:32.416 ‫و ۲۵ درصد فیزیکیه. 21:32.499 --> 21:35.460 ‫بخش فیزیکی بوکس اینقدر ناچیزه 21:35.544 --> 21:37.796 ‫که بیشتر مردم هیچ‌وقت ‫باورش نمی‌کنن یا قبولش نمی‌کنن. 21:38.964 --> 21:41.008 ‫کاس با آدم‌هایی طرف می‌شد ‫که تروما داشتن، 21:41.091 --> 21:43.385 ‫چون آدم‌هایی که راهشون ‫به باشگاه بوکس می‌افته 21:43.468 --> 21:45.846 ‫آدم‌هایی‌ان که هیچ گزینه دیگه‌ای ندارن. 21:48.265 --> 21:51.268 ‫اون آسیب رو دوست داره. ‫آسیب رو دوست داره. 21:51.351 --> 21:53.979 ‫من فقط می‌تونم به کسی کمک کنم ‫که بتونم روش تأثیر بذارم. 21:54.062 --> 21:57.566 ‫هیچ‌وقت نمی‌دونستم میل چیه ‫که یه چیزی رو خیلی شدید بخوای، 21:57.649 --> 21:58.984 ‫تا اینکه با اون آشنا شدم. 21:59.067 --> 22:00.485 ‫عاشق اون حس شدم. 22:00.569 --> 22:03.113 ‫وقتی اون حس رو بهم داد، ‫هر چی می‌گفت انجام می‌دادم. 22:04.740 --> 22:08.285 ‫کاس همیشه بیشتر می‌خواست. ‫همیشه آسیب‌پذیریت رو پیدا می‌کرد. 22:08.368 --> 22:11.872 ‫اول باید وضعیت روحیش رو ‫تو اون لحظه تعیین کنم 22:11.955 --> 22:14.791 ‫که به هسته شخصیتش برسم. 22:15.375 --> 22:17.961 ‫وقتی به اون نقطه رسیدم ‫و اون پذیرا شد، 22:18.045 --> 22:19.671 ‫حالا می‌تونم شروع کنم به یاد دادن. 22:19.755 --> 22:22.591 ‫به قدرت فکر اعتقاد داشت، ‫به قدرت ذهن. 22:23.258 --> 22:25.010 ‫با ذهن مردم طرفی، 22:25.093 --> 22:27.012 ‫و هیچی جالب‌تر از این نیست. 22:27.095 --> 22:28.263 ‫پیش استاد بودم. 22:28.347 --> 22:31.058 ‫به استاد گوش کن، ‫همه چی درست می‌شه. 22:31.141 --> 22:32.601 ‫همین کار رو کردم. بهش گوش دادم. 22:33.810 --> 22:38.398 ‫کاری که می‌کنم اینه که بفهمم ‫باید چند لایه از شخصیتش رو کنار بزنم 22:39.232 --> 22:41.318 ‫تا به خودِ واقعیش برسم. 22:42.069 --> 22:44.905 ‫بزرگ‌ترین مانع یادگیری روانیه. 22:44.988 --> 22:47.491 ‫ما امروز حاصل جمع هر چیزی هستیم که بودیم. 22:47.574 --> 22:49.284 ‫لایه‌هایی که باید بکنم. 22:50.577 --> 22:51.745 ‫[سال ۱۹۷۱ - پنج سالگی] 22:52.788 --> 22:56.166 ‫اولین خاطره‌م اینه که دنبال جلب توجه بودم. 22:56.750 --> 23:00.379 ‫مایع لوله‌بازکن درینو روی شستم ریختم ‫و گذاشتمش تو دهنم. 23:00.879 --> 23:03.256 ‫و بعد باید می‌رفتم بیمارستان. 23:03.965 --> 23:05.467 ‫جلب توجه از مامانت؟ 23:05.550 --> 23:08.678 ‫اگه کسی دور و بر بود، ‫منگ و پاتیل بودن، حرف می‌زدن، 23:08.762 --> 23:12.391 ‫و من می‌خواستم بخشی از اون انرژی باشم ‫و هیچ‌کس به من گوش نمی‌داد، 23:12.474 --> 23:15.602 ‫پس... سعی می‌کردم به خودم آسیب بزنم. 23:18.355 --> 23:19.773 ‫دنبال جلب توجه بودم. 23:19.856 --> 23:23.402 ‫- جواب داد؟ ‫- آره. آره. 23:26.154 --> 23:28.824 ‫مادرم، امم... 23:28.907 --> 23:32.202 ‫خودفروش بود، ‫یا هر چی که بشه اسمش رو گذاشت. 23:32.953 --> 23:35.914 ‫- خودت دیدی؟ ‫- آره. کاملا، آره، دیدم. 23:35.997 --> 23:39.000 ‫از نزدیک دیدم. ‫باهاش توی خونه بودم. 23:39.084 --> 23:40.335 ‫آره. 23:44.256 --> 23:45.966 ‫[لورنا تایسون، مادر مایک] 23:46.091 --> 23:48.385 ‫کلی دعوای وحشیانه دیدم. 23:49.177 --> 23:51.888 ‫یادم میاد مادرم با دوستش دعوا می‌کرد. 23:51.972 --> 23:54.307 ‫دیدم که زدش. ‫دندون‌هاش رو انداخت. 23:54.391 --> 23:57.269 ‫بعد دیدم که با آب جوش سوزوندش. 24:00.939 --> 24:02.774 ‫مادرم خیلی خشن بود. 24:02.858 --> 24:07.446 ‫با هر چیزی منو می‌زد. ‫سیم برق، بطری، هر چیزی. 24:09.698 --> 24:12.242 ‫پدرت چی؟ ‫چه جور آدمی بود؟ 24:12.325 --> 24:16.913 ‫یه دلال. یه دلالی که خودش مشتری بود. ‫بیشتر مشتری بود تا دلال. 24:16.997 --> 24:20.083 ‫مادرم ازش به نفع خودش استفاده می‌کرد. ‫مادرم با اون هم افتضاح رفتار می‌کرد. 24:22.711 --> 24:25.338 ‫بزرگ‌ترین مانع یادگیری، ترسه. 24:26.089 --> 24:28.467 ‫و همه مبارزهای بزرگ در لحظه‌ی حساس ‫در حد انتظار ظاهر می‌شن. 24:29.968 --> 24:32.387 ‫[سال ۱۹۸۲ - پانزده سالگی] 24:32.512 --> 24:36.099 ‫مایک اولین بار با حضور در المپیک جوانان، 24:36.183 --> 24:38.185 ‫در سطح ملی ورزش آماتوری ظاهر شد. 24:39.144 --> 24:40.854 ‫[المپیک جوانان ‫کلرادو اسپرینگز، کلرادو] 24:40.896 --> 24:44.774 ‫این‌ها اجزای سازنده نسل بعدی مبارزها هستن. 24:48.028 --> 24:51.114 ‫[تدی اطلس، مربی] 24:51.865 --> 24:55.160 ‫ببین، ببین، ببین. فقط آروم باش، ‫مایکل. آروم باش. فقط آروم باش. 24:55.243 --> 24:58.330 ‫فقط آروم باش. آروم باش. 24:58.413 --> 25:01.917 ‫- کلی خاطره رو زنده می‌کنه. ‫- آره، ولی باید آروم باشی. فقط آروم باش. 25:02.000 --> 25:05.754 ‫- یادت میاد اولین بار که شروع کردیم؟ ‫- می‌دونم. خب... فقط آروم باش. 25:07.547 --> 25:10.091 ‫هیچ‌وقت نمی‌دونستم ‫ترسم از کجا میاد. 25:10.592 --> 25:12.886 ‫می‌دونی، فقط داریش. 25:12.969 --> 25:15.680 ‫می‌دونی، ما فقط داریمش. ‫این یه مکانیزم دفاعیه. 25:15.764 --> 25:18.183 ‫راه زیادی رو طی کردم، یادته؟ 25:18.266 --> 25:20.435 ‫من مایک تایسونم. همه دوستم دارن. 25:20.519 --> 25:23.021 ‫- آره. همه دوستت دارن. ‫- به خودم افتخار می‌کنم. 25:23.647 --> 25:28.193 ‫طبیعت ترس رو بهمون داد که زنده بمونیم. ‫بدون ترس، همه‌مون می‌مردیم. 25:28.276 --> 25:31.738 ‫دوست ما بود... ‫که هیچ‌وقت نباید ازش فرار کنیم. 25:31.821 --> 25:36.201 ‫گفت، «وقتی شروع کنی ازش فرار کردن، ‫اون شروع سقوطت می‌شه.» 25:38.453 --> 25:41.331 ‫باید این احساسات رو کنترل کنی. ‫ترس رو کنترل کنی. 25:41.414 --> 25:43.166 ‫اضطراب رو کنترل کنی. 25:43.250 --> 25:46.127 ‫شک به خودت رو کنترل کنی. ‫درد رو کنترل کنی. 25:47.420 --> 25:49.631 ‫اون فکر می‌کرد ‫اعتماد به نفس من پایینه. 25:50.215 --> 25:53.969 ‫و فکر نمی‌کرد وقت کافی داشته باشه ‫که بهم یاد بده چطور با موفقیت کنار بیام. 25:54.052 --> 25:57.305 ‫پس از این حرف‌ها گذشت و فقط گفت، ‫«بی‌خیال، تو بهترینی که تا حالا بودی.» 25:57.389 --> 26:00.267 ‫بزرگ‌ترین مبارزی که تا حالا اومده. 26:00.350 --> 26:02.769 ‫کاس منو به یه هیپنوتیزم‌کننده معرفی کرد. 26:02.852 --> 26:05.522 ‫منو به حالت خلسه می‌برد. ‫بعد باهام حرف می‌زد. 26:06.731 --> 26:08.483 ‫انگار طلسمم کرده بود. 26:10.485 --> 26:12.862 ‫یادت میاد چه چیزهایی گفته می‌شد؟ 26:12.946 --> 26:15.323 ‫- آره. نمی‌خوام بهت بگم. ‫- نمی‌خوای بهم بگی؟ 26:15.407 --> 26:18.451 ‫- نه. واقعا مهم نیست. ‫- مهمه. 26:18.535 --> 26:21.621 ‫مهم نیست. ‫فقط یه سوال دیگه ازم بپرس. 26:22.747 --> 26:26.710 ‫من به طور کلی به هیچ‌کس اعتماد نمی‌کنم. ‫دوست ندارم مردم اصلا منو بشناسن. 26:27.502 --> 26:31.089 ‫و همین اخیرا به اون اعتماد کردم ‫و نمی‌ذارم هیچ‌کس اینقدر نزدیک بشه. 26:31.798 --> 26:36.469 ‫هیچ‌کس واقعا مایک تایسون رو نمی‌شناسه. ‫هیچ‌کس واقعا با مایک تایسون دوست نیست. 26:36.970 --> 26:38.346 ‫جز کاس دماتو. 26:39.723 --> 26:42.142 ‫نظرت درباره کلمه «شستشوی مغزی» چیه؟ 26:42.225 --> 26:44.978 ‫به شستشوی مغزی اعتقاد دارم. کاملا. 26:45.687 --> 26:50.984 ‫به اون حالت خاص اعتقاد دارم. ‫به شستشوی مغزی اعتقاد دارم. آره. 26:51.067 --> 26:52.777 ‫و اینکه کاس مغزت رو شستشو داد؟ 26:56.323 --> 27:00.493 ‫آره. آره، اینطوری می‌گم. ‫ولی مغزم رو شستشو داد... 27:00.577 --> 27:03.788 ‫یه ذهن کثیف رو تمیز کرد و بهترش کرد. 27:14.758 --> 27:17.177 ‫خیلی‌خب. بریم برای مبارزه‌مون آماده شیم. ‫بیا. 27:24.142 --> 27:26.102 ‫یه نفر با جرقه میاد پیشم. 27:26.186 --> 27:28.647 ‫به جرقه باد می‌دم تا شعله‌ور بشه. 27:29.606 --> 27:32.025 ‫شعله رو تقویت می‌کنم ‫تا به آتش تبدیل بشه. 27:32.609 --> 27:35.278 ‫بعد آتش رو تقویت می‌کنم ‫تا یه شعله‌ی خروشان بشه. 27:36.613 --> 27:39.032 ‫اون عنوانم رو نمی‌گیره. امکان نداره. 27:39.115 --> 27:41.242 ‫هوشمندانه و سخت بجنگ. 28:03.348 --> 28:07.727 ‫هی! آروم باش. آروم. ‫آروم. آروم. آروم. آروم. 28:09.062 --> 28:13.900 ‫هی، کاس. ناک‌اوت هشت ثانیه‌ای ‫تو راند اول. ناک‌اوت هشت ثانیه‌ای. 28:13.942 --> 28:15.902 ‫سریع‌ترین ناک‌اوت تاریخ. 28:16.444 --> 28:19.989 ‫چطوری، کاس؟ حالت چطوره؟ 28:21.449 --> 28:23.201 ‫نه، فقط سعی می‌کنم برنده بشم. 28:25.870 --> 28:28.707 ‫گشنه‌تر و گشنه‌تر شدم، ‫بااعتمادبه‌نفس‌تر و بااعتمادبه‌نفس‌تر. 28:28.790 --> 28:32.210 ‫می‌رم خونه و استراحت می‌کنم. ‫نمی‌خوام از این مغرورتر بشم. 28:32.877 --> 28:35.130 ‫قهرمان ملی المپیک جوانان شدم. 28:35.213 --> 28:37.841 ‫و این بهم یه غروری داد ‫که می‌تونم دنیا رو شکست بدم. 28:37.924 --> 28:41.636 ‫این شروع میراث منه. ‫می‌دونستم این قراره چی بشه. 28:42.220 --> 28:45.140 ‫خوشم نمیاد از کلمه «میراث» استفاده کنم. ‫ولی این رویای من بود. 28:45.223 --> 28:48.643 ‫می‌دونستم قراره بزرگ‌ترین مبارزی بشم ‫که خدا تا به حال آفریده. 28:50.520 --> 28:52.814 ‫اونقدر مطمئن بودم ‫قهرمان اون تورنمنت می‌شه که 28:52.897 --> 28:58.153 ‫رفتم یه بنر بزرگ خریدم ‫تا تو خیابون اصلی کتسکیل اینجا بزنیم. 29:00.530 --> 29:03.283 ‫به خونه خوش اومدی، قهرمان. مایکل تایسون. 29:03.950 --> 29:06.327 ‫سسش رو هم روشه، کاس. 29:07.412 --> 29:09.247 ‫- اون رو بذار جلوی جام. ‫- آره. 29:09.330 --> 29:12.876 ‫- ماکارونی رو بذار جلوی من. ‫- گفتی دوستش نداری. یادته؟ 29:12.959 --> 29:17.797 ‫اون بهترین قسمت بود. ‫یه بچه چهارده تا هجده ساله‏.‏ 29:17.881 --> 29:19.883 ‫آره، ‫اون سال‌ها بهترین سال‌های زندگیم بود. 29:20.425 --> 29:22.844 ‫- اون موقع خوشحال‌ترین بودی؟ ‫- آره. 29:23.678 --> 29:24.846 ‫- اسمرف... ‫- اسمرف رو نشونم بده. 29:24.929 --> 29:27.307 ‫- برو بابا! ‫- اسمرف رو یادم بده. بیا مایکل. 29:27.390 --> 29:29.350 ‫- بیا. اسمرف رو یادم بده. ‫- برو بابا. 29:29.434 --> 29:31.603 ‫- اسمرف رو ببینیم، مایک. ‫- مایک هم خوب انجامش می‌ده. 29:31.686 --> 29:32.687 ‫اون اسمرف رو انجام می‌ده؟ 29:32.771 --> 29:34.606 ‫- نشونشون بده چطور انجامش می‌دی. ‫- بیا. 29:36.858 --> 29:39.444 ‫خیلی قشنگ بود. ‫کامیلی همیشه برامون غذا می‌پخت. 29:40.236 --> 29:43.573 ‫کامیلی اِوالد، ‫که مادرخوانده‌م بود. 29:43.656 --> 29:46.618 ‫اون همه غذا رو می‌پخت و ما هم ‫تمیز می‌کردیم. 29:46.701 --> 29:49.162 ‫- مطمئن نیستم به اندازه کافی خورده باشی. ‫- من فقط چیزی رو که می‌خورم، برداشتم. 29:49.245 --> 29:52.165 ‫احساس غرور می‌کردم، ‫چون حتی بین سفیدپوست‌ها، 29:52.248 --> 29:54.751 ‫اولین بار بود که احساس ‫برابری می‌کردم. 29:55.418 --> 29:57.462 ‫و اونا باعث شدن احساس ‫برابری کنم. 29:58.046 --> 30:01.424 ‫این کت رو سریع‌ترین دونده ‫دنیا دزدیده. 30:01.508 --> 30:02.550 ‫بیا و منو بگیر. 30:06.095 --> 30:08.515 ‫کل زندگیم عوض شد. ‫صبح از خواب بیدار می‌شی. 30:08.598 --> 30:11.267 ‫می‌ری می‌دوی. برمی‌گردی. ‫چند تا فیلم مبارزه می‌بینی. 30:11.351 --> 30:14.604 ‫دوش می‌گیری، حمام می‌کنی، خودت رو می‌شوری. ‫بعد می‌ری مدرسه. 30:15.980 --> 30:18.483 ‫توی مدرسه، ‫مایک شروع به جلب توجه می‌کنه. 30:18.566 --> 30:22.529 ‫مایک یه آدم خیلی بزرگ ‫و با ابهته. 30:22.612 --> 30:26.407 ‫وقتی برای اولین بار به مدرسه کتسکیل ‫اومدم، فکر می‌کردن من معلمم. 30:26.491 --> 30:29.953 ‫می‌گفتن: "اون معلم جدیده؟" 30:30.036 --> 30:32.163 ‫من برای اون‌جا زیادی ‫بزرگ بودم. 30:32.956 --> 30:36.000 ‫خیلی از بچه‌ها ممکنه مسخره‌ش کنن، ‫بهش بگن مایتی جو یانگ، 30:36.084 --> 30:38.294 ‫و اون رو به گوریل ‫تشبیه کنن. 30:38.378 --> 30:41.005 ‫یه بار به یه معلم ضربه زدم. ‫می‌خواستم از مدرسه فرار کنم. 30:41.089 --> 30:43.424 ‫در یه مقطعی، ‫دیگه محیط سالمی نبود... 30:43.508 --> 30:45.051 ‫که مایک در معرضش باشه. 30:45.969 --> 30:49.097 ‫من برای مدرسه ساخته نشده بودم. به درد من نمی‌خورد‏.‏ 30:49.681 --> 30:51.349 ‫می‌خواستم یه مبارز باشم. 30:52.684 --> 30:56.896 ‫کاس باعث شد باور کنم حرف بقیه ارزش گوش ‫دادن نداره. می‌دونی؟ 30:57.772 --> 31:01.442 ‫اون فقط می‌خواست من به حرف اون گوش کنم. ‫هر چی می‌گفت، باور می‌کردم. 31:01.526 --> 31:03.570 ‫برام مثل کتاب مقدس بود. 31:05.196 --> 31:07.198 ‫سرت رو حرکت بده. جب و فلیپ. ‫فلیپ و جب. 31:07.282 --> 31:10.034 ما صد در صد مبارزه می‌کردیم‏.‏ 31:10.118 --> 31:13.162 ‫وقتی زنگ می‌خورد، مبارزه می‌کنی، ‫و سخت مبارزه می‌کنی. 31:14.873 --> 31:16.708 ‫کلاه محافظ سر نمی‌ذاری. 31:16.791 --> 31:18.167 ‫بدون کلاه محافظ. 31:19.002 --> 31:21.796 ‫کاس می‌گفت این بهت یه حس ‫امنیت کاذب می‌ده. 31:23.798 --> 31:27.010 ‫مایک 15 سالشه، ‫و ما حریف تمرینی استخدام می‌کردیم... 31:27.093 --> 31:28.511 ‫که بیان و با مایک ‫تمرین کنن، 31:28.595 --> 31:31.848 ‫و بعد از یه روز حریف تمرینی ‫بودن، اونا می‌رفتن. 31:31.931 --> 31:35.351 ‫گاهی اوقات نصف شب، ‫از پنجره بالا می‌رفتن و می‌رفتن. 31:36.519 --> 31:37.854 ‫اونا فقط می‌خواستن ‫از خونه برن، 31:37.937 --> 31:40.189 ‫چون نمی‌خواستن یه روز دیگه ‫با مایک تمرین کنن. 31:41.107 --> 31:44.611 ‫فقط یه حریف تمرینی بود که کاس ‫می‌گفت ترسی نداره. 31:46.779 --> 31:48.781 ‫اسم من لنکس لوئیسه. 31:48.865 --> 31:52.619 ‫من آخرین قهرمان بلامنازع ‫سنگین‌وزن جهانم. 31:53.870 --> 31:58.875 ‫وقتی برای اولین بار در مورد مایک تایسون ‫شنیدم، حدود 15، 16 سالم بود. 31:59.584 --> 32:02.378 ‫وقتی توی مسابقات قهرمانی ‫جوانان جهان بودم، 32:02.462 --> 32:05.506 ‫بیشتر آمریکایی‌ها می‌گفتن: "اوه، خب، ‫تو بهترین رو شکست ندادی." 32:05.590 --> 32:07.216 ‫من گفتم: "من بهترین ‫رو شکست ندادم؟" 32:07.300 --> 32:10.511 ‫و به مربی‌م نگاه کردم و گفتم: ‫"خب، این کیه؟" 32:10.595 --> 32:15.725 ‫"خب، اسمش مایک تایسونه." پس ما جایی رو که زندگی ‫می‌کرد، کتسکیل، پیدا کردیم. 32:15.808 --> 32:17.477 ‫ما از کانادا تا اون‌جا ‫رانندگی کردیم. 32:19.145 --> 32:21.356 ‫اون به آمریکا اومد تا ‫با من بوکس کنه. 32:22.357 --> 32:24.692 ‫یادمه گفتم: "وای، ‫ببین چطور حرف می‌زنه." 32:25.985 --> 32:28.071 ‫من باهاش ملاقات کردم. ‫اون به من سلام کرد. 32:28.154 --> 32:32.075 ‫اون آدم خوبی بود تا اینکه روز بعد ‫رفتیم و تمرین کردیم. 32:32.158 --> 32:34.327 ‫وقتی زنگ خورد، 32:34.410 --> 32:36.663 ‫اون فقط به سمت من دوید و سعی کرد ‫سرم رو از جا بکنه، 32:36.746 --> 32:40.500 ‫و من داشتم از خودم محافظت می‌کردم، کار ‫محمد علی رو انجام می‌دادم. 32:42.460 --> 32:45.713 ‫چون نمی‌دونستم چطور با اون نوع ‫خشونت کنار بیام. 32:47.632 --> 32:49.926 کلا من این‌طوری تمرین می‌‏کنم‏.‏ سخت تمرین می‌کنم‏.‏ 32:50.969 --> 32:56.557 ‫مایک بیرون از رینگ مثل دکتر جکیل ‫می‌مونه. خوبه، مؤدبه. 32:57.058 --> 32:58.977 ‫اما توی رینگ آقای هایده. 33:01.020 --> 33:03.022 ‫به محض اینکه وارد رینگ می‌شم، ‫داستان فرق می‌کنه. 33:03.106 --> 33:04.107 ‫اون موقع من قاتلم. 33:05.483 --> 33:07.652 ‫- فقط بهش ضربه زد. ‫- آره، می‌بینم. 33:07.735 --> 33:11.072 ‫من داشتم حرکت می‌کردم، ‫و مایک یه جورایی کلافه شد، 33:11.155 --> 33:14.909 ‫پس یه جورایی سرش رو اینجوری بالا آورد ‫تا من بهش ضربه بزنم. 33:15.493 --> 33:17.620 ‫کاس دماتو گفت: "مایک، ‫این کار رو نکن!" 33:17.704 --> 33:19.414 ‫"یه روزی با این یارو ‫مبارزه می‌کنی." 33:19.497 --> 33:21.833 ‫پس من همیشه اون رو ‫به یاد داشتم. 33:21.916 --> 33:24.752 ‫یه روزی مبارزه می‌کنیم. ‫و من گفتم: "باشه." 33:26.671 --> 33:28.631 ‫بعداً گفت: "بیا ‫بریم بالا... 33:28.715 --> 33:30.758 ‫و چند تا مبارزه قدیمی ‫رو ببینیم." 33:30.842 --> 33:35.096 ‫اون واقعاً یه ملافه توی اتاقش آویزون کرده ‫بود، و یه پروژکتور اون‌جا بود. 33:35.179 --> 33:38.558 ‫اون روشنش کرد، و ما شروع به دیدن خیلی از ‫مبارزه‌های مختلف کردیم. 33:39.726 --> 33:42.395 ‫هر روز، تمام روز، ‫قبل و بعد از تمرین، 33:42.478 --> 33:44.105 ‫من فیلم‌های بوکس می‌دیدم. 33:44.188 --> 33:47.316 ‫بیشتر قهرمان‌های مبارزه من مال دوران ‫قدیم هستن. دیدن فیلم‌‏.‏‏.‏‏.‏ 33:48.526 --> 33:51.070 کلاً بازی عوض شده‏.‏ 33:51.154 --> 33:54.282 ‫اون گفت: "تا حالا اینا رو دیدی؟" ‫من گفتم: "نه." 33:54.365 --> 33:58.828 ‫جک دمسی، جک جانسون، ‫جو گنز، جو والکات، 33:58.911 --> 34:03.249 ‫خیلی از آدم‌ها، خیلی از ملیت‌ها. ‫همه‌شون واقعاً افسانه‌ای هستن. 34:07.086 --> 34:09.547 ‫من ساعت 2 یا 3 صبح ‫خواب بودم، 34:09.630 --> 34:11.632 ‫و صدای تمرین مایک رو بالای سرم ‫توی خونه می‌شنیدم، 34:11.716 --> 34:15.053 ‫مبارزه سایه با جو لوئیس ‫یا جک جانسون. 34:15.136 --> 34:16.137 ‫اون فقط داره نگاه می‌کنه، 34:16.137 --> 34:19.348 ‫و وانمود می‌کنه که داره مبارزه می‌کنه، داره باهاشون ‫توی رینگ حریف تمرینی می‌شه. 34:20.266 --> 34:22.518 ‫من 24 ساعت در روز مغزش ‫رو می‌خوردم، 34:22.602 --> 34:24.520 ‫فقط سعی می‌کردم همه چیز رو از ‫سرش بیرون بکشم. 34:24.604 --> 34:27.482 ‫کل روز‏،‏ جلوی چشمش بودم‏.‏ ‫"کاس، چی شد این یارو؟" 34:27.565 --> 34:30.193 ‫"چی شد وقتی مبارزه کرد؟ ‫چی شد توی سال 1922؟" 34:30.276 --> 34:32.737 ‫دیدید وقتی با مد داگ ‫مبارزه کرد؟ 34:32.820 --> 34:33.821 ‫بله، دیدم. 34:33.863 --> 34:36.491 ‫"اون مبارزه رو یادت میاد؟ توی سال 1922، ‫و دمسی، اون‌جا بودی؟" 34:36.574 --> 34:38.201 ‫"آره، اون‌جا بودم،" می‌گفت. 34:38.284 --> 34:40.286 ‫اون موقع همه چیز ‫رو می‌دونستم. 34:45.917 --> 34:47.752 ‫بعد از اینکه مایک المپیک ‫جوانان رو برد، 34:47.835 --> 34:50.630 ‫کاس می‌خواست مایک 20 یا 30 مبارزه ‫آماتور دیگه داشته باشه. 34:51.839 --> 34:55.510 ‫و بعد مایک و کاس برنامه‌ای داشتن ‫که مایک حرفه‌ای بشه. 34:57.428 --> 34:59.347 ‫آماتورها همه چیزشون ‫کسب تجربه‌ست. 34:59.430 --> 35:02.517 ‫قبل از اینکه حرفه‌ای بشی، باید بیشترین ‫تجربه ممکن رو داشته باشی. 35:03.601 --> 35:08.606 ‫باید توی جاهای وحشتناک مبارزه می‌کردی و ‫هیچ خبری ازش منتشر نمی‌شد. 35:08.689 --> 35:09.816 ‫خیلی قشنگ بود. 35:10.900 --> 35:14.570 ‫اینا طرفدارهای واقعی مبارزه هستن که مدام ‫دیوونه می‌شن، فریاد می‌زنن. 35:14.654 --> 35:16.531 ‫دود سیگار همه جا رو گرفته. 35:16.614 --> 35:20.118 ‫تایسون شوخی نداره. ‫با کینه به سمتت میاد. 35:20.701 --> 35:24.038 ‫مایک تایسون هر مبارزی رو که باهاش ‫مبارزه کرد، ناک‌اوت کرد. 35:26.541 --> 35:30.253 ‫مایک تلاش بیشتری می‌کرد، ‫و نتایج هم نشون می‌داد. 35:30.336 --> 35:34.632 ‫اون توی بوکس آماتور یه نیروی مطلق بود که ‫باید باهاش حساب می‌کردن. 35:34.715 --> 35:39.053 ‫این منم. من این‌جا هستم. ‫اینجوری مایک تایسون شروع شد. 35:41.556 --> 35:43.558 [1982] [شانزده سالگی] 35:44.350 --> 35:46.394 ‫من به صورت دوره‌ای برمی‌گشتم ‫تا دوستام رو ببینم. 35:46.477 --> 35:48.479 ‫اونا داشتن می‌مردن با ‫کارهایی که می‌کردن. 35:51.023 --> 35:54.068 ‫یه روز داشتیم تاس بازی می‌کردیم، ‫و مایک به پروژه میاد. 35:54.735 --> 35:57.446 ‫مدل موی خوب، لباس‌های خوب تنش، ‫کتونی‌های تمیز. 35:57.530 --> 35:59.365 تا دیدیمش‏،‏ گفتیم‏:‏ ‫"لعنتی! مایک تمیزه." 36:01.075 --> 36:04.662 ‫من با اون انرژی و اعتماد ‫به نفس برگشتم... 36:04.745 --> 36:07.790 ‫که می‌خوام دنیا رو فتح کنم، چون کاس اون رو ‫توی ذهن من گذاشته بود. 36:07.874 --> 36:09.542 ‫بعد میام خونه و ‫به مادرم می‌گم، 36:09.625 --> 36:11.043 ‫و اون فکر می‌کنه من یه آدم ‫عجیب‌غریبم. 36:12.253 --> 36:15.965 ‫من فقط یه بچه بودم. خیلی مغرور بودم. فکر ‫می‌کردم قراره کسی بشم. 36:16.465 --> 36:18.092 توی یه آپارتمان افتضاح‏،‏ 36:18.176 --> 36:20.595 ‫آپارتمان فرسوده، مخروبه، ‫در حال فروپاشی، 36:20.678 --> 36:23.806 ‫موش، حشره، سوسک، ‫و من دارم بهش می‌گم چقدر عالیم. 36:23.890 --> 36:27.018 ‫دارم بهش می‌گم چقدر عالیم. 36:27.101 --> 36:28.769 ‫اون حتماً فکر می‌کنه من ‫کاملاً دیوونه‌م. 36:28.853 --> 36:30.980 ‫"این سفیدپوست‌ها پسرم ‫رو خراب کردن." 36:31.898 --> 36:35.568 ‫"بخون، مامان. در مورد من بخون." اون گفت: ‫"نه، بعداً در موردش می‌خونم." 36:36.068 --> 36:39.030 ‫اون تا حالا چنین حرفی از ‫من نشنیده بود. 36:39.530 --> 36:41.782 ‫اون گفت: "همیشه یکی ‫بهتر هست." 36:41.866 --> 36:44.660 ‫من گفتم: "بله، دقیقاً، مامان. من همون آدمیم ‫که تو در موردش حرف می‌زنی... 36:44.744 --> 36:46.746 ‫که همیشه از اون یکی بهتره. ‫اون منم." 36:46.829 --> 36:48.581 ‫"من همون آدمیم که تو همین الان ‫در موردش حرف می‌زنی." 36:49.415 --> 36:53.544 ‫بعد از اون دیگه منو دوست نداشت. ‫فکر می‌کرد یه مشکلی هست. 36:54.045 --> 36:56.047 ‫نمی‌فهمید این همه ‫اعتماد به نفس... 36:56.130 --> 36:57.965 ‫و این همه شور و اشتیاق ‫از کجا اومده. 36:59.008 --> 37:00.968 ‫اون عکس رو واضح دیدی؟ 37:01.052 --> 37:02.220 ‫عکس خوبیه، نه؟ 37:02.720 --> 37:04.889 ‫مادرم هیچ‌وقت مبارزه ‫منو ندید. 37:05.514 --> 37:07.308 ‫اون خیلی مریض بود. 37:07.808 --> 37:10.186 ‫من می‌رفتم بیمارستان و ‫مادرم رو می‌دیدم. 37:10.269 --> 37:12.563 ‫حالش بد بود. ‫زیاد دوام نمی‌آورد. 37:12.647 --> 37:17.526 ‫سرطان، سیروز کبدی. ‫واقعاً حالش بد بود. 37:18.027 --> 37:20.196 ‫خیلی سخت بود، ‫چون من داشتم باهاش حرف می‌زدم، 37:20.279 --> 37:22.698 ‫و بعدش، بوم، اون مرد. 37:27.203 --> 37:32.792 ‫وقتی مادر مایک فوت کرد، ‫خودش تنهایی باهاش کنار اومد‏.‏ 37:36.420 --> 37:38.297 ‫و من تازه برادر کوچیکم رو ‫از دست داده بودم. 37:38.381 --> 37:41.509 ‫و برای همین یه روز رفتم پیش مایک و گفتم: "متاسفم ‫که مادرت رو از دست دادی." 37:41.592 --> 37:44.303 ‫"من برادرم رو از دست دادم. اگه یه روزی به کسی برای ‫حرف زدن نیاز داشتی، بهم بگو." 37:44.387 --> 37:45.930 ‫مایک فقط به من نگاه کرد. 37:46.806 --> 37:49.100 همین‏.‏ ‫دیگه هیچ‌وقت در موردش حرف نزدیم. 37:56.315 --> 37:58.734 ‫کاس به من گفت: "فقط توی زندگی ‫به موفقیت ادامه بده." 37:58.818 --> 38:01.487 ‫"اون می‌خواد تو همین کار رو بکنی، ‫به موفقیت ادامه بدی." 38:04.949 --> 38:06.450 [1985] [هجده سالگی] 38:06.867 --> 38:10.121 ‫کاس می‌دونست وقتشه مایک ‫دنبال هدف بزرگ بره. 38:10.204 --> 38:12.206 ‫جوان‌ترین قهرمان ‫سنگین‌وزن تاریخ. 38:12.790 --> 38:16.127 ‫کاس گفت: "ما الان حرفه‌ای مبارزه می‌کنیم. ‫وقتشه یه قرارداد امضا کنیم." 38:16.210 --> 38:18.879 ‫و به من گفت: "من اسلحه روی ‫سرت نذاشتم... 38:18.963 --> 38:22.633 ‫که این قرارداد رو امضا کنی، درسته؟" من گفتم: ‫"آره." پس قرارداد رو امضا کردم. 38:23.926 --> 38:26.721 ‫به طور سنتی توی بوکس، ‫مدیر برنامه‌ها 33 درصد می‌گیره، 38:26.804 --> 38:30.099 ‫مربی 10 درصد می‌گیره، ‫و مبارز بقیه رو می‌گیره. 38:30.182 --> 38:32.018 ‫و این توافقی بود که ‫اونا داشتن. 38:32.101 --> 38:34.228 ‫من اون موقع واقعاً زیاد به پول ‫اهمیت نمی‌دادم. 38:34.312 --> 38:35.563 ‫من خیلی روی مبارزه ‫تمرکز کرده بودم. 38:37.106 --> 38:39.859 ‫از لحظه‌ای که تصمیم گرفته ‫شد حرفه‌ای بشه، 38:39.942 --> 38:46.532 ‫جیمی جیکوبز و بیل کایتون شرکای ‫مدیریتی مایک تایسون شدن. 38:46.615 --> 38:49.827 ‫من دوستان خوبی مثل جیم جیکوبز ‫و بیل کایتون دارم، 38:49.910 --> 38:53.205 ‫که توی هر زمینه‌ای کاملاً و به طور کامل ‫صادق و شایسته هستن. 38:54.290 --> 38:56.417 ‫جیمی جیکوبز مثل کاس ‫فکر می‌کرد. 38:56.500 --> 38:59.920 ‫اون مثل کاس مدیریت می‌کرد، چون اونا برای ‫دهه‌ها خیلی به هم نزدیک بودن. 39:00.004 --> 39:03.215 ‫اما کاس کنترل همه تصمیمات ‫رو حفظ کرد. 39:03.716 --> 39:06.135 ‫هدف این بود که جوان‌ترین ‫قهرمان سنگین‌وزن بشه. 39:06.218 --> 39:09.347 ‫قبل از من، ‫مبارز معروف فلوید پترسون جوان‌ترین قهرمان بود. 39:09.430 --> 39:11.891 ‫و فلوید اون رو در 21 سال و ‫10 ماهگی برد. 39:11.974 --> 39:15.394 ‫حالا مایک 19 سال و 10 ماهشه. ‫پس دو سال وقت داره. 39:16.854 --> 39:19.315 ‫اولین مبارزه حرفه‌ای من با ‫هکتور مرسدس بود. 39:20.191 --> 39:24.070 ‫اون یه رکورد باخت داشت. ‫یه بچه کوتاه و چاق بود. 39:24.153 --> 39:27.239 ‫صبح روز مبارزه، اون میاد، می‌گه: "من ‫آماده‌م. من این رو می‌برم." 39:27.323 --> 39:30.368 ‫من گفتم: "می‌دونم که هستی." ‫گفتم: "بهش مهلت نده‏.‏‫" 39:32.870 --> 39:34.955 یه مشت هم نخورد‏.‏ 39:38.042 --> 39:39.251 توی راند اول کارش رو خلاص کردم‏.‏ 39:40.461 --> 39:45.633 ‫و برنده، ‫در اولین حضور حرفه‌ای خودش، مایک تایسون! 39:50.304 --> 39:53.349 ‫من توی کنار رینگ بودم برای بیشتر اولین ‫مبارزه‌های حرفه‌ای مایک. 39:53.432 --> 39:58.187 ‫و از لحظه‌ای که وارد میدان شد و از ‫اون پله‌ها بالا رفت، 39:58.270 --> 40:00.064 ‫می‌دونستی یه اتفاق خاص ‫قراره بیفته. 40:00.147 --> 40:01.982 ‫ما توی راند اول هستیم. 40:02.066 --> 40:04.693 ‫اما زیاد فرصت نکردیم ‫تایسون رو ببینیم. 40:07.321 --> 40:10.699 ‫فقط یه بچه، و من دارم آدم‌ها رو ناک‌اوت می‌کنم. و باورم ‫نمی‌شه دارم این کار رو می‌کنم. 40:10.783 --> 40:14.286 ‫آیا تایسون می‌تونه این رو تموم کنه؟ فکر ‫می‌کنم آره. پس کافیه... 40:14.370 --> 40:17.289 دستم رو که بالا بردم‏،‏ همه به وجد اومدن‏.‏ 40:21.419 --> 40:23.421 ‫و من گفتم: "کاس ‫عصبانی می‌شه." 40:23.504 --> 40:26.215 ‫"تعجب کردی که ناک‌اوتش کردی؟ ‫تمام سال برای این تمرین نکردی؟" 40:26.298 --> 40:28.884 ‫تایسون مثل چکش بخار ‫ضربه می‌زنه. 40:30.010 --> 40:33.347 ‫پس تایسون 5-0 می‌شه با ‫هر پنج ناک‌اوت. 40:33.431 --> 40:36.183 ‫یه شکارچی و طعمه ‫سیستماتیک بود. 40:37.351 --> 40:40.646 ‫اون یه پتک داشت، مرد. این سخت‌ترین ضربه‌ای ‫بود که تا حالا خورده بودم. 40:40.729 --> 40:42.356 ‫داشت کم‌کم شناخته می‌شد. 40:42.440 --> 40:45.317 ‫داشت طرفدار پیدا می‌کرد و مردم واقعاً ‫در موردش حرف می‌زدن. 40:51.031 --> 40:54.827 ‫وقتی سال 1985 برای "نیوزدی" ‫بوکس رو پوشش می‌دادم، 40:54.910 --> 40:56.829 ‫من توی این کار ‫تازه‌کار بودم. 40:59.081 --> 41:02.293 ‫یه روز، برای من و بقیه نویسنده‌های بوکس ‫توی روزنامه‌های دیگه... 41:02.376 --> 41:03.878 ‫یه نوار وی‌اچ‌اس فرستادن. 41:05.337 --> 41:07.214 ‫چند تا از اولین مبارزه‌های ‫مایک تایسون. 41:07.298 --> 41:09.341 ‫خب، این یکی ممکنه تموم بشه. 41:09.884 --> 41:11.302 ‫پسر، ‫مایک تایسون خیلی قدرتمنده. 41:12.178 --> 41:14.597 ‫‫- ده کیلو اختلاف وزن‏.‏ ‫‫- اوه، خدای من! 41:14.680 --> 41:18.350 ‫همه‌شون ناک‌اوت بودن. ‫و این یه کمپین هماهنگ‌شده بود. 41:18.434 --> 41:21.270 ‫این باعث شد تایسون مورد توجه خیلی از کسایی ‫قرار بگیره که ندیده بودنش، 41:21.353 --> 41:22.354 ‫خودم هم همین‌طور. 41:23.397 --> 41:26.192 ‫من توی اچ‌بی‌او بودم و اونا شروع کردن در ‫مورد این پسر حرف زدن. 41:26.275 --> 41:29.737 ‫که اون با کاس دماتو کار می‌کرد و توی ‫کتسکیل زندگی می‌کرد. 41:30.988 --> 41:35.117 ‫آدمای اچ‌بی‌او گفتن: "ما این پسر رو دوست داریم. ‫می‌خوایم ببینیم تا کجا پیش می‌ره." 41:35.201 --> 41:38.829 ‫کل ماجرا بر اساس یه... ‫یه شعار بود. 41:38.913 --> 41:40.414 ‫"کاس و پسر"، می‌دونی، 41:40.498 --> 41:43.000 ‫و یه حس پدرانه توی اون بود. 41:44.168 --> 41:47.546 ‫توی چهار سالی که با هم بودن، ‫مایکل تایسون و کاس دماتو... 41:47.630 --> 41:50.841 ‫به همدیگه یه هدیه یکسان دادن، ‫یه آینده. 41:50.925 --> 41:55.221 ‫یه فرصت برای مایک. ‫یه فرصت دوباره برای کاس. 41:55.304 --> 41:57.640 ‫هیچ چیز فداکارانه‌ای ‫توی این نبود. 41:57.723 --> 42:00.726 ‫یعنی چرا؟ چرا داشت این کار رو می‌کرد؟ چرا ‫داشت این کار رو می‌کرد؟ 42:00.809 --> 42:03.270 ‫چون: "این راه منه تا یه قهرمان ‫سنگین‌وزن دیگه داشته باشم." 42:03.854 --> 42:07.107 ‫یعنی، آدمایی مثل کاس دماتو توی ‫باشگاه‌ها پرسه می‌زنن، 42:07.191 --> 42:09.944 ‫و برای همیشه منتظر می‌مونن تا ‫مایک تایسون وارد بشه. 42:10.027 --> 42:12.947 ‫اون موقع، ‫بوکس یه جورایی داشت درجا می‌زد. 42:14.114 --> 42:16.367 ‫بوکس یه جورایی دوره ‫رکود رو می‌گذروند. 42:16.450 --> 42:18.285 ‫همه اینایی که بعد از لری ‫هولمز اومدن... 42:18.369 --> 42:21.789 ‫و عنوان رو بین خودشون رد و بدل ‫می‌کردن، هیچ‌کس نبودن. 42:21.872 --> 42:23.165 ‫اونا محمدعلی نبودن. 42:23.249 --> 42:26.418 ‫هیچ‌کس نبود که کسی خارج از ‫دنیای بوکس بشناسه. 42:26.502 --> 42:28.087 ‫و حالا این پسر اومده. 42:28.963 --> 42:30.714 ‫من به یه همچین آدمی ‫نیاز دارم. 42:31.465 --> 42:34.468 ‫این می‌تونه محمدعلی من باشه. ‫این می‌تونه جک دمسی من باشه. 42:36.178 --> 42:37.513 ‫صدای مشت‌ها رو می‌شنوی. 42:37.596 --> 42:40.099 ‫انگار یه هندونه رو از یه ساختمون ‫انداخته باشی پایین. 42:41.850 --> 42:44.812 ‫نمی‌خوام خودخواه باشم، ‫ولی ضرباتم اون‌قدر دقیق و حساب‌شده‌ان، 42:44.895 --> 42:46.939 ‫نمی‌تونم کاری کنم که تو کی ‫هستی. باید بیفتی. 42:48.315 --> 42:51.277 ‫کاس به من گفت: "هرچی بیشتر به مردم آسیب بزنی، این ‫مردم بیشتر دوستت خواهند داشت." 42:54.363 --> 42:57.741 ‫گفت: "اگه به حرفم گوش کنی، اسم بچه‌هاشون ‫رو به اسم تو می‌ذارن." 43:00.744 --> 43:03.872 ‫دیدنش لذت‌بخش بود چون این مردی بود که من ‫باهاش حریف تمرینی بودم، 43:03.956 --> 43:06.250 ‫پس می‌خواستم بدونم تا کجا ‫می‌تونه پیش بره. 43:08.669 --> 43:12.631 ‫اشتباه نکنید. ‫این یه عملکرد خوب بود. 43:14.049 --> 43:17.845 ‫دیدن یکی از دوستامون که حالا بهش ‫کید داینامایت می‌گفتن، 43:17.928 --> 43:19.013 ‫چیز خاصی بود. 43:19.096 --> 43:24.059 ‫"اون مایک کثیفه!" ‫ما بهش باور نداشتیم‏،‏ ولی اون داره موفق میشه‏.‏ 43:26.395 --> 43:30.649 ‫حدود زمانی که مایک نه تا ‫مبارزه حرفه‌ای داشت، 43:30.733 --> 43:33.360 کاس به مشکلات جسمی برخورد‏.‏ 43:37.323 --> 43:39.408 ‫وضعیتش خیلی سریع بدتر شد. 43:40.576 --> 43:42.703 ‫خب، اون هیچ‌وقت به من ‫نگفت که مریضه. 43:42.786 --> 43:46.040 ‫اون هیچ‌وقت اجازه نداد هیچ اطلاعاتی در ‫مورد سلامتیش داشته باشم. 43:48.125 --> 43:50.878 ‫توی بیمارستان بهش سر زدی؟ ‫چی شد؟ 43:50.961 --> 43:53.255 ‫آره، ‫توی بیمارستان بهش سر زدم. 43:54.173 --> 43:56.342 ‫می‌دونستی که اون موقع فوت می‌کنه؟ ‫در مورد چی حرف زدید؟ 43:56.425 --> 43:58.886 ‫آره، داشتیم حرف می‌زدیم که ‫اون قراره فوت کنه. 43:58.969 --> 44:01.138 ‫اون آخرین باری بود که ‫باهاش حرف می‌زدم. 44:10.064 --> 44:13.067 [در غم فقدان او هستیم] 44:13.067 --> 44:16.445 ‫می‌دونستم وقتی از اون اتاق بیرون برم، ‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینمش. 44:17.237 --> 44:19.073 ‫اون بهت چی گفت؟ ‫تو بهش چی گفتی؟ 44:19.156 --> 44:23.160 ‫"قهرمان باش"، می‌دونی. ‫من گفتم: "دیگه نمی‌خوام مبارزه کنم." 44:24.828 --> 44:27.498 ‫همین. اون گفت: "اگه نکنی، ‫روحت رو تسخیر می‌کنم‫" 44:38.008 --> 44:39.468 ‫و... 44:42.388 --> 44:44.098 میشه دوربین رو خاموش کنی؟ 44:44.181 --> 44:45.516 ‫آره. 44:56.026 --> 44:58.904 ‫چون وقتی اون از من مستقل بشه، ‫من موفق شدم. 44:58.987 --> 45:00.739 ‫اون وقتی قهرمان بشه، ‫موفق شده. 45:00.823 --> 45:02.783 ‫من وقتی موفق شدم که اون رو از ‫خودم مستقل کردم، 45:02.866 --> 45:04.118 ‫که دیگه به من نیازی نداره. 45:07.955 --> 45:10.958 [کاس دماتو] [1908-1985] [سن مایک‏:‏ نوزده] 45:21.969 --> 45:24.930 ‫چرا خودم رو توی این ‫مزخرفات انداختم؟ 45:26.932 --> 45:28.976 ‫چرا فکر می‌کنی این مزخرفاته؟ 45:30.436 --> 45:32.896 ‫چون دردناکه. ‫چون واقعاً دردناکه. 45:40.988 --> 45:43.824 ‫بهش قول دادم که بزرگ‌ترین ‫مبارز تاریخ بشم. 45:47.244 --> 45:49.413 ولی آخه چرا مهمه؟ 45:53.542 --> 45:55.335 ‫چرا این‌قدر مهمه؟ ‫حالا بهش فکر می‌کنم‏.‏ 45:55.419 --> 45:57.296 ‫چرا این‌قدر مهمه؟ 45:58.088 --> 46:01.383 ‫من 60 سالمه. ‫چرا اون مزخرفات این‌قدر مهم بود؟ 46:14.438 --> 46:18.275 ‫یه مشکلی توی من هست. ‫باید یه مشکلی باشه. 46:19.818 --> 46:21.987 ‫این مزخرفات نباید ‫منو اذیت کنه. 46:27.326 --> 46:30.662 ‫شاید یکی منو در حال گریه ببینه و فکر ‫کنه: "این آدم ضعیفه." 46:32.831 --> 46:34.416 ‫در حالی که دقیقاً برعکسه. 46:36.543 --> 46:40.589 ‫بزرگ‌ترین قهرمان سنگین‌وزن تمام دوران. ‫همین. این چیزیه که اون می‌خواست‏.‏ 46:42.132 --> 46:46.178 ‫تو پروژه مورد علاقه یکی از بزرگ‌ترین مربیان ‫تاریخ، کاس دماتو، بودی. 46:46.762 --> 46:51.225 ‫اگه بگم اون اساساً زندگیت رو ‫نجات داد، اغراق کردم؟ 46:52.059 --> 46:53.811 ‫نه، اصلاً اغراق نیست. 46:57.439 --> 47:01.026 ‫از دست دادن اون ساختار ‫حمایتی اطرافت... 47:01.610 --> 47:03.904 ‫واقعاً برای مایک ‫ویران‌کننده بود. 47:05.781 --> 47:08.200 ‫اما ما آموزش دیده بودیم که از نظر ‫احساسی بی‌تفاوت باشیم. 47:09.243 --> 47:13.539 ‫احساساتت رو تا حدی کنترل می‌کنی ‫که غیرقابل نفوذ باشی. 47:13.622 --> 47:15.791 ‫"هیچ چیز آسیب‌پذیری در مورد ‫من وجود نداره." 47:15.874 --> 47:18.168 ‫"من یه ماشین ‫تخریب‌کننده هستم." 47:18.252 --> 47:21.964 ‫با وجود اینکه ممکنه چه حسی داشته باشی، تو ‫یه کار داری. برو سر کار. 47:22.047 --> 47:26.009 ‫خانم‌ها و آقایان، ‫مایک تایسون! 47:27.219 --> 47:29.263 ‫پلک نزنید، ‫چون ممکنه از دستش بدید. 47:31.390 --> 47:34.101 ‫مایک تایسون واقعاً ‫فوق‌العاده‌ست. 47:35.227 --> 47:37.813 ‫اولین مشتی که زد، ‫و تموم شد. 47:37.896 --> 47:39.606 ‫بعد از فوت کاس، 47:40.274 --> 47:44.278 ‫جیمی جیکوبز و بیل کایتون حالا ‫مسئول حرفه‌اش بودن. 47:45.070 --> 47:48.407 ‫و مایک همچنان دقیقاً همون‌طور که ‫کاس می‌خواست، پیش می‌رفت. 47:48.490 --> 47:53.287 ‫12 برد و 0 باخت. ‫12 ناک‌اوت پیاپی، مایک تایسون. 47:53.370 --> 47:56.540 ‫یه حس اجتناب‌ناپذیری وجود داشت. ‫واقعاً قابل توجه بود. 47:56.623 --> 47:59.209 ‫انگار: "وای! اونا حتی نمی‌تونن بهش ضربه ‫بزنن. اون بلافاصله وارد می‌شه." 47:59.793 --> 48:02.170 ‫تایسون مشت‌های بی‌هدف نمی‌زنه. 48:02.254 --> 48:03.422 ‫یه هوک چپ بزرگ. 48:03.505 --> 48:06.091 ‫داره نفس می‌کشه، ‫و خون از بینیش می‌ریزه. 48:06.174 --> 48:08.719 ‫من به اون رویای قهرمانی ‫فکر می‌کردم‏.‏ 48:08.802 --> 48:11.471 ‫هیچ چیز دیگه‌ای مهم نبود. ‫فقط باید پیش می‌رفتم. 48:13.015 --> 48:14.850 ‫چند بار این رو دیدیم؟ 48:14.933 --> 48:17.936 ‫مایک به همون زیبایی یه تصادف ‫قطار زیبا بود. 48:18.020 --> 48:20.856 ‫چند تا چپ. حالا یه راست، ‫یه چپ. اون رو انداخت! 48:20.939 --> 48:23.525 ‫اون اون‌جا بود تا مردم ‫رو نابود کنه. 48:23.609 --> 48:26.320 ‫اون واقعاً با هر کسی که تا اون زمان ‫دیده بودم فرق داشت، 48:26.403 --> 48:27.696 ‫و از اون موقع هم همین‌طور. 48:28.614 --> 48:32.534 ‫مایک تایسون سطح جدیدی از هیجان رو ‫به دسته سنگین‌وزن آورد... 48:32.618 --> 48:34.244 ‫که هیچ‌کس تا حالا ندیده بود. 48:34.328 --> 48:38.123 ‫اون انرژی که باعث می‌شه روی ‫لبه صندلیت بشینی. 48:39.041 --> 48:41.793 ‫نمی‌خوای بری دستشویی چون ممکنه ‫چیزی رو از دست بدی. 48:41.877 --> 48:43.295 ‫ممکنه اون ناک‌اوت ‫رو از دست بدی. 48:44.296 --> 48:47.257 ‫برای رفتن، ‫و این یه ضربه محکم بود. 48:47.341 --> 48:50.886 ‫ما یه شوخی رایج توی ردیف خبرنگاران داشتیم که ‫سرود ملی رو زمان‌بندی می‌کردیم... 48:50.969 --> 48:53.347 ‫و شرط می‌بستیم که: "مبارزه طولانی‌تر ‫می‌شه یا کوتاه‌تر؟" 48:53.430 --> 48:55.140 ‫مایک تایسون! 48:55.223 --> 48:57.517 ‫مایک تایسون! 48:59.436 --> 49:01.271 ‫همیشه مبارزه می‌کنی. با همه. 49:01.355 --> 49:03.273 ‫درسته. ‫من برای همین توی این کارم. 49:03.357 --> 49:06.109 ‫توی یه سال، مایک داره خودش رو به عنوان ‫یه مدعی برتر... 49:06.193 --> 49:08.528 ‫و پدیده سنگین‌وزن ‫مطرح می‌کنه. 49:09.112 --> 49:11.531 ‫آپرکات، و مارویس آسیب دیده. 49:12.032 --> 49:13.992 ‫فریزیر افتاد. 49:14.076 --> 49:16.411 ‫می‌خواستم بتونم بهترین ‫مشت‌ها رو بزنم، 49:16.495 --> 49:17.871 ‫بهترین زمان‌بندی. 49:17.955 --> 49:20.457 ‫می‌خواستم بزرگ‌ترین ‫قهرمان باشم. 49:20.540 --> 49:22.668 ‫هر روز، تمام روز، ‫فقط به خودم فکر می‌کردم. 49:22.751 --> 49:24.503 ‫می‌گفتم من بزرگ‌ترین مبارزی ‫هستم که خدا آفریده، 49:24.586 --> 49:26.296 ‫بزرگ‌ترین مبارز ‫از آغاز زندگی. 49:26.380 --> 49:29.132 ‫این چیزها رو بارها و بارها و بارها ‫و بارها تکرار می‌کنم. 49:30.509 --> 49:33.345 ‫و وقتی این رو این‌قدر مداوم می‌گی، ‫تو رو درگیر می‌کنه. 49:33.428 --> 49:38.058 ‫هر چیزی که توی دیدت هست، ‫هر چیزی که توی چشمت هست، 49:38.141 --> 49:40.352 ‫باید باور کنی که از ‫تو پایین‌تره. 49:40.435 --> 49:42.145 ‫این چیزیه که از کاس ‫یاد گرفتم. 49:42.646 --> 49:45.941 ‫و در کنار رینگ این‌جا مایک تایسون ‫بی‌عیب و نقص، بی‌نقص، 49:46.024 --> 49:48.276 ‫و شکست‌ناپذیره. 49:48.360 --> 49:50.862 ‫تا وقتی 20 ساله بشم، ‫به اندازه کافی مبارزه برای عنوان دارم. 49:50.946 --> 49:54.157 ‫من نفر اول توی دبلیو بی سی هستم، ‫نفر اول توی دبلیو بی ای، 49:54.241 --> 49:56.702 ‫پس مهم نیست. ‫در هر صورت برای عنوان مبارزه می‌کنم. 49:56.785 --> 49:58.704 ‫الان مطمئنی که می‌تونی ‫هر کسی رو شکست بدی؟ 49:58.787 --> 50:00.080 ‫قطعاً، آره. 50:02.416 --> 50:05.669 ‫مایک تایسون حالا با بزرگ‌ترین چالش دوران ‫کوتاه حرفه‌ای‌اش روبرو می‌شه... 50:05.752 --> 50:07.838 ‫وقتی که در 22 نوامبر با ترور ‫بربیک روبرو می‌شه... 50:07.921 --> 50:10.340 ‫برای عنوان قهرمانی ‫سنگین‌وزن دبلیو بی سی. 50:10.424 --> 50:14.219 ‫پیش‌بینی داری؟ مسئله اینه که من ‫برای برد اون‌جا می‌رم. 50:14.302 --> 50:17.097 ‫و سعی می‌کنم قبل از راند هفتم ‫اون رو ناک‌اوت کنم. 50:17.180 --> 50:20.017 ‫مدعی بوکس سنگین‌وزن، ‫مایک تایسون. 50:20.100 --> 50:22.352 ‫مایک تازه کمی بیشتر ‫از 20 سالشه. 50:22.436 --> 50:24.813 ‫من یه معلم عالی به اسم کاس دماتو ‫داشتم، و اون می‌گفت... 50:24.896 --> 50:27.524 ‫براش مهم نبود که چقدر جوونی. ‫سن فقط توی ذهنه. 50:28.150 --> 50:31.278 ‫عالی می‌شد اگه قبل از مرگ کاس برای ‫عنوانم مبارزه می‌کردم، 50:31.361 --> 50:32.946 ‫اما قرار نبود این‌طور باشه. 50:33.030 --> 50:37.576 ‫مردم می‌خوان صعود مایک رو به سمت کسب ‫اون تاج سنگین‌وزن ببینن. 50:38.410 --> 50:41.329 ‫وقتی می‌ری تمرین کنی، ‫همه‌چی رو کنار می‌ذاری؟ 50:41.913 --> 50:43.415 ‫نه. 50:44.750 --> 50:46.585 ‫فکر می‌کنم اون برای ‫بوکس تازگی داره. 50:46.668 --> 50:49.880 ‫اون توی مشت‌هاش دینامیت داره، شکی نیست. ‫اون یه بوکسور خوبه. 50:49.963 --> 50:53.300 ‫حالا تایسون، البته، شانس این رو داره که جوان‌ترین ‫قهرمان سنگین‌وزن تاریخ باشه. 50:53.383 --> 50:56.178 ‫وقتی این رکورد رو بشکنم، ‫من توی این سطح تنها هستم، 50:56.261 --> 50:58.680 ‫و این رکورد، به نظر من، ‫برای ابدیت باقی می‌مونه. 50:58.764 --> 51:00.348 ‫هیچ‌کس هرگز این رکورد ‫رو نمی‌شکنه. 51:00.432 --> 51:04.436 از نظر خودت‏،‏ اصلا امکان داره شکست بخوری؟ 51:04.519 --> 51:07.856 ‫به هیچ وجه. ‫شاید اگه هر دو بازوم رو قطع کنم. 51:10.108 --> 51:12.986 [نوادا‏،‏ لاس وگاس] 51:17.157 --> 51:20.452 ‫مقدمات مبارزه با ‫ترور بربیک، 51:20.994 --> 51:25.707 ‫انتظار چیزی بود که بیشتر از همه قابل ‫لمس بود، چون اون‌جا بود. 51:25.791 --> 51:28.335 ‫هیجان توی وگاس توی ‫هیلتون هتل. 51:28.418 --> 51:31.588 ‫این‌جا جایی بود که همه چیز اتفاق افتاد. گوش ‫کن، اون موقع این‌طوری بود. 51:31.671 --> 51:34.382 ‫وقتی میومدی این‌جا، ‫به محض اینکه میومدی این‌جا، 51:34.466 --> 51:37.844 ‫بوم، همه چیز توی صورتت بود. همه داشتن نوشیدنی ‫می‌خوردن، مهمونی می‌گرفتن. 51:37.928 --> 51:41.098 ‫همه مبارزهایی که مبارزه نمی‌کردن فقط ‫برای دیدن مبارزها اومده بودن. 51:41.181 --> 51:44.601 ‫سلبریتی‌ها این‌جا بودن و وقت می‌گذروندن. ‫سیلورستر استالون این‌جا بود. 51:44.684 --> 51:47.771 ‫می‌بینی؟ همه. ‫همه این‌جا بودن و وقت می‌گذروندن. 51:48.271 --> 51:50.565 ‫مایک تایسون واقعاً ‫چقدر خوبه؟ 51:50.649 --> 51:53.110 ‫این مبارزه همه رو از مخفیگاهشون ‫بیرون کشیده. 51:54.486 --> 51:57.155 ‫و واقعاً زیبا بود. ‫من فقط یه پسر بودم. 52:01.785 --> 52:04.746 ‫پس حالا لحظه حقیقت ‫دور نیست. 52:04.830 --> 52:06.540 ‫اون می‌تونه امشب وارد کتاب ‫رکوردها بشه... 52:06.623 --> 52:11.044 ‫به عنوان یکی از جوان‌ترین قهرمانان ‫سنگین‌وزن تمام دوران. 52:14.673 --> 52:16.925 ‫یه نفر با یه جرقه پیش ‫من میاد. 52:17.008 --> 52:20.137 ‫من اون جرقه رو باد می‌زنم ‫تا شعله‌ور بشه. 52:20.220 --> 52:22.347 ‫من همیشه عکسش رو توی ‫رختکنم داشتم. 52:22.430 --> 52:24.224 ‫فقط می‌خواستم اون ‫به من نگاه کنه. 52:24.808 --> 52:26.518 ‫اون همیشه با من بود. 52:27.519 --> 52:30.105 ‫من شعله رو تغذیه می‌کنم تا ‫تبدیل به آتش بشه. 52:30.188 --> 52:33.817 ‫قبل از مبارزه، به کاس گفتم: "فکر کنم قراره این ‫یارو رو واقعاً اذیت کنم." 52:33.900 --> 52:36.069 ‫بیشتر از هر چیزی، ‫می‌خواستم این کار رو برای اون انجام بدم. 52:36.653 --> 52:38.238 هر دوتون گوش کنید‏.‏ 52:38.321 --> 52:39.948 وقتی‏.‏‏.‏‏.‏ 52:40.031 --> 52:42.450 ‫فقط می‌دونستم که اون ‫توی دردسره. 52:42.534 --> 52:45.078 چون اون دردسر خودم بودم‏.‏ 52:45.162 --> 52:46.329 ‫این‌طوری فهمیدم. 52:46.413 --> 52:48.707 ‫ما تقریباً آماده‌ایم ‫برای راند اول. 52:48.790 --> 52:51.459 ‫و بیایید ببینیم چقدر سریع تایسون ‫به ترور بربیک حمله می‌کنه. 52:51.543 --> 52:54.504 ‫تمام زندگیش برای ‫این شب بوده. 52:54.588 --> 52:56.840 ‫مایک تایسون، ‫این‌جا داره حریفش رو می‌سنجه، 52:56.923 --> 52:59.801 ‫ولی بلافاصله با دست ‫راست حمله می‌کنه. 52:59.885 --> 53:03.221 ‫بربیک با هوک چپش بی‌هدف حمله می‌کنه. و ‫تایسون... این ترکیب رو ببینید! 53:06.224 --> 53:08.768 ‫و بربیک آماده‌ی ناک‌اوت شدنه، ‫ولی روی پاهاش می‌مونه. 53:11.855 --> 53:15.150 ‫مایک با دست راستش بی‌هدف حمله می‌کنه. اون ‫رو در حالت نامتعادل می‌گیره. 53:15.233 --> 53:17.235 ‫ترور دوباره آماده‌ی ‫ناک‌اوت شدنه. 53:17.319 --> 53:18.904 می‌خواستم حسابی بهش صدمه بزنم‏.‏ 53:18.987 --> 53:21.740 راند اول واسه مایک تایسون خوب بود‏.‏ 53:22.616 --> 53:26.036 ‫قراره حسابی آسیب بزنی. ‫شاید با یه مشت حریف رو بندازی. 53:27.454 --> 53:32.250 ‫این راند دومه. ‫مسابقات قهرمانی سنگین‌وزن دبلیو بی سی جهان. 53:32.334 --> 53:33.835 ‫تایسون بلافاصله شروع ‫به کار می‌کنه، 53:33.919 --> 53:36.296 ‫و ترور رو به دردسر می‌ندازه، ‫و اون افتاد! 53:36.379 --> 53:39.341 ‫باید هشت شماره رو در حالت ‫ایستاده تحمل کنه. 53:39.424 --> 53:42.052 ‫شمارش به چهار، و پنج، ‫و شش می‌رسه. 53:43.303 --> 53:46.223 می‌دونستم کار تمومه‏،‏ ولی می‌خواستم آرامشم رو حفظ کنم‏.‏ 53:46.306 --> 53:47.766 ‫تایسون دوباره میاد. 53:47.849 --> 53:50.518 ‫می‌دونه که هر لحظه می‌تونه بهش آسیب بزنه. ‫هوک چپ، دست راست. 53:50.602 --> 53:53.104 ‫مایک تایسون بیست ساله در راه ‫تبدیل شدن به... 53:53.188 --> 53:55.523 ‫یکی از جوان‌ترین قهرمانان ‫سنگین‌وزن تمام دوران. 53:55.607 --> 53:58.485 باید اون مشت رو با بدترین نیت بزنی‏.‏ 53:58.568 --> 54:01.154 ‫بنگ! این‌جا. ‫بنگ با هوک چپ این‌جا یا این‌جا. 54:01.238 --> 54:03.281 ‫به بدن ضربه می‌زنه. وای! ‫با یه آپرکات. 54:03.365 --> 54:05.909 ‫با یه هوک چپ سبک بهش ضربه می‌زنه، ‫و اون می‌افته! 54:07.369 --> 54:09.913 ‫اون می‌افته. ‫باید بتونه از این بلند بشه. 54:09.996 --> 54:11.998 ‫پاهاش ممکنه از کار افتاده ‫باشن. همینطوره. 54:12.791 --> 54:14.751 ‫نمی‌دونم که می‌تونه ‫ادامه بده یا نه. 54:17.045 --> 54:20.423 ‫و شمارش تموم شد. ‫به عنوان ناک‌اوت ثبت میشه. 54:21.091 --> 54:22.175 ‫همه چیز تموم شد. 54:22.259 --> 54:25.553 ‫ما یه قهرمان سنگین‌وزن کاملاً ‫جدید در جهان داریم، 54:25.637 --> 54:27.138 ‫مایک تایسون. 54:28.348 --> 54:32.894 ‫فقط یه بچه. ‫هیچی از زندگی نمی‌دونه ولی فکر می‌کنه می‌دونه. 54:33.395 --> 54:38.483 ‫جوان‌ترین و جدیدترین قهرمان ‫سنگین‌وزن دبلیو بی سی جهان، 54:38.566 --> 54:40.986 ‫مایکل تایسون. 54:41.861 --> 54:44.281 ‫اون یه لحظه‌ی واقعی ‫و ناب بود. 54:44.364 --> 54:45.740 ‫یعنی، تمام اون تلاش‌ها. 54:45.824 --> 54:49.411 ‫اگه به کل چیزی که برای رسیدن به اون‌جا ‫لازم بود فکر کنی، 54:49.494 --> 54:51.037 ‫خیلی طاقت‌فرساست. 54:51.705 --> 54:54.291 ‫مایک سریع اون رو ناک‌اوت کرد. این برای ‫من خیلی تأثیرگذار بود. 54:54.374 --> 54:56.710 ‫گفتم، "اوه مرد، ‫اون ترور بربیک رو ناک‌اوت کرد." 54:56.793 --> 54:58.586 ‫ترور بربیک مرد قوی‌ایه. 55:01.423 --> 55:03.758 ‫می‌دونی، ‫اونا درباره‌ی غریزه‌ی قاتل حرف می‌زنن. 55:04.467 --> 55:05.468 ‫اون این رو تعریف کرد. 55:05.510 --> 55:08.388 ‫اومده بودم تا نابود کنم و قهرمانی ‫سنگین‌وزن جهان رو ببرم، 55:08.471 --> 55:09.389 ‫که انجامش دادم. 55:09.389 --> 55:12.684 ‫می‌خوام مبارزه‌ام رو به مربی بزرگم، ‫کاس دماتو، تقدیم کنم، 55:12.767 --> 55:15.645 ‫مطمئنم اون اون بالاست، داره نگاه می‌کنه، ‫با مبارزای بزرگ حرف می‌زنه... 55:15.729 --> 55:16.730 ‫و میگه پسرش انجامش داد. 55:16.813 --> 55:17.814 ‫و لبخند می‌زنه. درسته. 55:18.481 --> 55:21.484 ‫اوه، اون عاشق اون مبارزه می‌شد. ‫اون مبارزه... اون می‌خندید. 55:21.568 --> 55:25.071 ‫اون می‌گفت، "مبارز من بزرگترین مبارز تاریخه‫‏.‏‫" 55:25.155 --> 55:27.365 ‫خب، اون همیشه با منه، ‫ولی من هیچ‌وقت بهش فکر نمی‌کنم. 55:27.449 --> 55:29.492 ‫اون این رو نمی‌خواست، ‫چون من یه حرفه‌ای هستم، 55:29.576 --> 55:33.580 ‫و از نظر احساسی درگیر نمی‌شم چون این ‫مانع عملکردم میشه. 55:33.663 --> 55:35.498 ‫فوق‌العاده بود، 55:35.582 --> 55:38.918 ‫ولی یه غم و اندوهی هم توش بود، و یه داستانی ‫براتون تعریف می‌کنم. 55:39.002 --> 55:41.838 ‫اون شب، برگشتم به لابی هتل. 55:41.921 --> 55:43.340 ساعت چهار‏،‏ پنج صبح بود‏.‏ 55:43.423 --> 55:47.802 ‫و کی روی یه صندلی تنها نشسته بود با کمربند ‫قهرمانی دور کمرش... 55:47.886 --> 55:49.346 ‫جز مایک تایسون؟ 55:49.429 --> 55:53.475 ‫می‌دونی، معمولاً یه قهرمان سنگین‌وزن ‫مردم مثل مگس دورش جمع میشن. 55:53.558 --> 55:56.936 تنهایی نشسته بود‏.‏ صحنه عجیبی بود‏.‏ 55:57.771 --> 55:59.939 ‫و من گفتم، "چه خبره؟" 56:00.023 --> 56:01.733 ‫و اون گفت، ‫"فقط این‌جا نشستم." 56:01.816 --> 56:04.444 ‫و یه جورایی تقریباً غمگین به نظر ‫می‌رسید. اون تنها بود. 56:05.236 --> 56:09.657 ‫می‌تونی تصور کنی، یه بچه‌ی کوچیک باشی، ‫بیست ساله، ترک تحصیل کرده، 56:09.741 --> 56:11.076 ‫و قهرمان جهان باشی؟ 56:13.703 --> 56:16.915 ‫مادرم و بعد مربی‌ام، معلمم، 56:16.998 --> 56:20.126 ‫کسایی که بیشتر از همه می‌خواستم ‫موفقیت رو ببینن... 56:22.087 --> 56:23.088 ‫وجود نداشتن. 56:23.088 --> 56:25.840 ‫هیچ‌کس دیگه حتی مهم نبود اون موقع ‫به جز اون دو نفر، 56:25.924 --> 56:28.385 می‌خواستم بهم افتخار کنن‏.‏ 56:29.260 --> 56:30.762 ‫و می‌دونستم که اونا ‫افتخار می‌کردن. 56:34.391 --> 56:38.228 ‫همیشه می‌خواستم بهش بگم که دنیا منو ‫بزرگترین مبارز تاریخ می‌دونه. 56:38.311 --> 56:40.480 ‫کاش این‌جا بود تا این رو ‫از اونا بشنوه. 56:47.612 --> 56:50.073 ‫ولی اون نمی‌تونست منو برای ‫خودم آماده کنه. 56:53.368 --> 56:55.245 ‫بیشتر از اینه که جوان‌ترین ‫قهرمان بشی. 56:55.328 --> 56:57.372 ‫خیلی چیزای دیگه ‫با اون میاد. 56:59.374 --> 57:04.337 ‫آزادی، موشکافی، درد. 57:04.421 --> 57:06.297 ‫نه. ‫فقط از این‌جا برو بیرون، بیا. 57:07.465 --> 57:10.844 ‫سخته که خود واقعی‌ات ‫رو هدایت کنی... 57:10.927 --> 57:12.929 ‫وقتی واقعاً نمی‌دونی ‫کی هستی. 57:13.953 --> 57:19.953 www.Doostihaa.com