WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:39.600 --> 00:42.000 ‫این یه حقیقت تلخه که اگه یه دختر جوون... 00:42.000 --> 00:46.120 ‫ اون‌قدر بدشانس باشه که بدون هیچ آینده‌ای به دنیا بیاد، 00:46.120 --> 00:48.520 ‫بهتره هر کاری از دستش برمیاد بکنه 00:48.520 --> 00:50.680 ‫تا مطمئن بشه که زیباست. 00:54.080 --> 00:57.840 ‫فقیر و زیبا بودن به‌اندازه‌ی کافی سخت هست. 00:57.840 --> 01:00.600 ‫اما بی‌پول و زشت بودن... 01:00.600 --> 01:03.000 ‫واقعاً سرنوشت تلخیه. 01:04.880 --> 01:06.920 ‫حداقل این چیزی بود که مادرمون بهمون یاد داد. 01:08.200 --> 01:09.400 ‫آقای بنت. 01:09.400 --> 01:12.800 ‫شنیدی بالاخره عمارت ندرفیلد رو اجاره دادن؟ 01:12.800 --> 01:14.320 ‫نه، نشنیدم. 01:17.560 --> 01:21.000 ‫می‌خوای بدونی کی اجاره‌ش کرده؟ 01:21.000 --> 01:24.400 ‫تو می‌خوای بهم بگی، منم مخالفتی با شنیدنش ندارم. 01:24.400 --> 01:25.800 ‫من دلم می‌خواد بدونم. 01:25.800 --> 01:28.880 ‫دادنش به یه آقایی به اسم بینگلی. 01:28.880 --> 01:31.000 ‫یه مرد مجرد. 01:31.000 --> 01:32.440 ‫با یه ثروت عظیم. 01:32.440 --> 01:35.200 ‫سالی چهار پنج هزارتا! 01:35.240 --> 01:38.200 ‫شنیدم دوشنبه با یه کالسکه و چهار تا اسب اومده. 01:39.440 --> 01:43.640 ‫- این رو از کی شنیدی؟ ‫- دخترها، باید خودتون رو آماده کنین. 01:44.880 --> 01:47.960 ‫خانم لانگ بهم گفت که اهل شمال انگلیسه. 01:47.960 --> 01:50.360 ‫عمارت ندرفیلد رو دیده، عاشقش شده 01:50.360 --> 01:51.760 ‫و درجا روی هوا گرفتتش... 01:51.760 --> 01:54.480 ‫برای درک ذوق‌وشوق مادرم... 01:54.480 --> 01:57.080 ‫از اومدن این غریبه، 01:57.080 --> 02:00.520 ‫باید از اول شروع کنیم. 02:00.520 --> 02:02.720 ‫با کیک... 02:04.120 --> 02:06.320 ‫توی مریتون انگلیس. 02:09.720 --> 02:12.800 ‫جایی که یه پسر پولدار با یه دختر زیبا آشنا شد. 02:14.040 --> 02:16.040 ‫پدر... با مادر آشنا شد. 02:16.040 --> 02:19.640 ‫و چیزی که بعدش به دنیا اومد، یه دختر بود، 02:19.640 --> 02:20.800 ‫- بعدش یه دختر دیگه... ‫- پنس بدین! 02:20.800 --> 02:22.680 ‫یه دختر دیگه... 02:22.680 --> 02:24.320 ‫یه دختر دیگه... 02:25.640 --> 02:28.440 ‫و بعدش... یه دختر دیگه. 02:29.280 --> 02:32.080 ‫مادرم روزهاش رو اینطوری می‌گذروند ‫که پدرم رو راضی کنه، 02:32.080 --> 02:34.440 ‫تا کمک کنه از این وضعیت وحشتناک نجات پیدا کنن. 02:34.440 --> 02:36.560 ‫اما پدرم پشت روزنامه‌ش قایم می‌شد 02:36.560 --> 02:38.440 ‫و اصلاً براش مهم نبود. 02:38.440 --> 02:40.560 ‫اصلاً چرا باید راضی می‌شد؟ وقتی وقتش برسه... 02:40.560 --> 02:42.360 ‫من که به‌هرحال مُردم. 02:44.320 --> 02:47.360 ‫هر کدوم از بچه‌هاش یه ویژگی خاصِ غیرقابل‌توصیف داشتن. 02:47.360 --> 02:49.880 ‫چه زیباییِ جین. 02:51.200 --> 02:53.240 ‫هوش و ذکاوت لیزی. 02:54.240 --> 02:55.720 ‫خوش‌اخلاقیِ کیتی. 02:55.720 --> 02:58.520 ‫یا شور و نشاط... لیدیا. 02:58.560 --> 03:00.760 ‫مری! 03:00.760 --> 03:04.240 ‫اگه می‌تونست شوهرهای خوبی ‫برای هر کدوم از ما دخترها پیدا کنه 03:04.240 --> 03:06.880 ‫کافی بود تا همه‌مون رو از فقر و بیچارگی نجات بده. 03:07.880 --> 03:10.400 ‫با اینکه من هنوز ‫بهترین ویژگی خودم رو پیدا نکرده بودم... 03:11.400 --> 03:12.440 ‫اوه! 03:12.440 --> 03:14.920 ‫کاملاً مطمئن بودم که پیدا می‌کنم... 03:14.920 --> 03:16.440 ‫چشم‌بند رو بده مری. 03:16.440 --> 03:20.640 ‫تا روزی که نظر واقعی مادرم در موردم بهم ثابت شد. 03:20.640 --> 03:24.000 ‫مری رنگ‌وروی خیلی قرمزی داره. 03:24.000 --> 03:27.640 ‫رنگ‌وروی خواهراش رو نداره، این درسته. 03:27.640 --> 03:29.720 ‫خیلی هم دست‌پاچلفتیه. 03:29.720 --> 03:30.960 ‫بی‌ظرافت. 03:30.960 --> 03:33.640 ‫همون‌طور که می‌گن، بی‌دست‌وپاست. 03:33.640 --> 03:37.000 ‫چهار تا ازدواج خوب هم کارمون رو راه میندازه. 03:37.000 --> 03:40.600 ‫فقط امیدوارم شانس خواهرهاش رو خراب نکنه. 04:01.280 --> 04:03.440 ‫اگه اون دختری که خوشگله نباشی، 04:04.160 --> 04:06.520 ‫یا اونی که باهوشه، 04:06.520 --> 04:10.360 ‫یا اونایی که توی بازی‌ها خوبن و پر از انرژی‌ان، 04:10.360 --> 04:12.440 ‫پس کی هستی؟ 04:12.440 --> 04:14.760 ‫و اگه وصله‌ی ناجوری باشی، چیکار می‌تونی بکنی؟ 04:14.840 --> 04:17.240 ‫[ام‌بی] 04:17.280 --> 04:20.240 ‫اصلاً ممکنه یه روزی راهی واسه بهشون رسیدن پیدا کنی؟ 04:24.320 --> 04:25.720 ‫فکر کنم بدتر شد. 04:38.480 --> 04:40.240 ‫بازم بدتره. 04:41.400 --> 04:43.200 ‫نگران نباشید دوشیزه بنت. 04:54.680 --> 04:56.720 ‫پیداش کردیم؟ 04:56.720 --> 04:58.760 ‫فکر کنم آره آقای اسپارو! 04:58.760 --> 05:00.520 ‫اوه، خدا رو شکر! 05:08.720 --> 05:12.080 ‫ببینید، این عدسی‌ها با خم کردن پرتوهای نور، ‫دیدتون رو اصلاح می‌کنن. 05:12.080 --> 05:14.120 ‫وای، چه جالب! 05:14.120 --> 05:15.360 ‫هوم. 05:29.880 --> 05:32.120 ‫عینک خیلی بهتون میاد. 05:34.120 --> 05:35.680 ‫مخصوصاً وقتی لبخند می‌زنید. 05:37.680 --> 05:39.040 ‫اوه. 05:39.040 --> 05:41.240 ‫بعید می‌دونم مادرم باهاتون موافق باشه. 05:41.240 --> 05:43.280 ‫ولی من علاقه‌ی زیادی به مطالعه دارم 05:43.280 --> 05:45.520 ‫و اگه مجبور می‌شدم ولش کنم خیلی غصه می‌خوردم. 05:47.880 --> 05:51.320 ‫امیدوارم کمکتون کنه ‫که از مهمونیِ پیش‌روی مریتون بیشتر لذت ببرین. 05:51.320 --> 05:54.360 ‫- مهمونی؟ ‫- آره! یه ماه دیگه. 05:54.360 --> 05:55.920 ‫امروز صبح شنیدم. 05:55.920 --> 05:58.040 ‫خواهرهام خوشحال می‌شن. 06:00.600 --> 06:02.200 ‫شاید اونجا ببینم‌تون. 06:02.200 --> 06:03.320 ‫هوم. 06:08.760 --> 06:11.480 ‫- دوشیزه مری، باید راه بیفتیم. ‫- حتماً هیل. 06:11.480 --> 06:13.040 ‫من حساب می‌کنم. 06:13.040 --> 06:14.440 ‫آم... ممنونم. 06:14.440 --> 06:16.800 ‫ممنونم. از شما هم ممنونم آقای اسپارو. 06:24.880 --> 06:26.840 ‫یه خبری دارم! 06:28.400 --> 06:30.840 ‫قراره یه ماه دیگه توی مریتون یه مهمونی برگزار بشه. 06:30.840 --> 06:32.360 ‫می‌دونیم! 06:32.360 --> 06:34.640 ‫من می‌خوام به مامان بگم. 06:34.640 --> 06:37.800 ‫این اولین مهمونیِ منه. 06:37.800 --> 06:40.520 ‫اولین ورودم به اجتماع. 06:41.880 --> 06:43.280 ‫همین‌طوره. 06:45.480 --> 06:48.880 ‫همیشه برام سوال بوده چطوری باید ‫یه نفر رو برای رقص پیدا کنم؟ 06:48.880 --> 06:52.640 ‫اوه مری، مطمئنم با هوشت چیزی به این سادگی... 06:52.640 --> 06:55.040 ‫مثل پیدا کردن یه نفر برای رقص رو حل می‌کنی. نگران نباش. 06:55.040 --> 06:56.840 ‫نیستم! نگران نیستم. 07:15.880 --> 07:18.400 ‫آقای تامپسون خودش بهم گفت. 07:18.400 --> 07:20.560 ‫من اولین کسی بودم که فهمیدم مهمونی قطعی شده. 07:20.560 --> 07:23.240 ‫- «ما» اول فهمیدیم. ‫- من اول فهمیدم. تو یه کم عقب‌تر از من وایستاده بودی. 07:23.240 --> 07:24.400 ‫فوق‌العاده‌ست. 07:24.400 --> 07:25.920 ‫من چی بپوشم؟ 07:25.920 --> 07:28.160 ‫پدر، کیتی و لیدیا اجازه دارن بیان مهمونی؟ 07:28.160 --> 07:30.440 ‫چرا نباید داشته باشیم؟ من بودم که اول فهمیدم. 07:30.440 --> 07:31.960 ‫من اجازه دارم؟ 07:33.000 --> 07:35.240 ‫جین، لیزی، شما که قطعاً می‌رین. 07:35.240 --> 07:36.280 ‫مری هم همین‌طور. 07:36.280 --> 07:38.680 ‫پدر! من اگه نرم می‌میرم! 07:38.680 --> 07:41.080 ‫- منم احتمالاً می‌میرم. ‫- بعید می‌دونم. 07:41.080 --> 07:44.920 ‫آقای بنت، کیتی و لیدیا هم بالاخره باید شوهر پیدا کنن. 07:45.840 --> 07:48.000 ‫البته بعد از جین و لیزی. 07:50.560 --> 07:52.200 ‫نمی‌فهمم این‌همه هیاهو برای چیه. 07:52.240 --> 07:54.120 ‫اون مراسم‌ها وحشتناک و گرمن. 07:54.120 --> 07:55.640 ‫مری! 07:55.640 --> 07:57.280 ‫تو حتماً می‌ری. 07:58.560 --> 07:59.880 ‫اوه. 07:59.880 --> 08:02.120 ‫اوه، خب البته مادر، اگه شما... 08:02.120 --> 08:03.520 ‫اگه شما این‌طور می‌خواین. 08:03.520 --> 08:06.400 ‫من و بانو لوکاس به یکی نیاز داریم ‫که برامون نوشیدنی بیاره. 08:06.400 --> 08:08.560 ‫به شرطی که از من انتظار نداشته باشین بیام. 08:08.560 --> 08:12.120 ‫- آقای بنت... ‫- بهت که گفتم، من دیگه پام رو توی اون... 08:12.120 --> 08:13.840 ‫مراسم‌های رقص بیخود و غیرقابل‌تحمل نمی‌ذارم. 08:13.840 --> 08:14.880 ‫اوه! 08:14.880 --> 08:18.160 ‫می‌گم آقای بینگلی هم میاد مهمونی مریتون؟ 08:18.160 --> 08:19.760 ‫اوه، حتماً میاد. 08:19.760 --> 08:21.560 ‫مگه کسی هم از دستش می‌ده؟ 08:21.560 --> 08:23.440 ‫ظاهراً من. 08:23.440 --> 08:25.120 ‫همه‌تون می‌رین مهمونی. 08:25.120 --> 08:27.720 ‫به شرطی که دیگه یه کلمه هم در موردش نشنوم. 08:29.080 --> 08:32.160 ‫وگرنه هیچ‌وقت از دستتون خلاص نمی‌شم. 08:32.160 --> 08:34.480 ‫- شاید منم با بینگلی برقصم. ‫- منم همین‌طور! 08:34.480 --> 08:37.760 ‫این‌همه ذوق‌زدگی برای مردی ‫که تا حالا ندیدینش واقعاً مسخره‌ست. 08:37.760 --> 08:39.960 ‫اوه مری، داریم واسه خودمون رویاپردازی می‌کنیم. 08:46.680 --> 08:48.240 ‫مری عینک زده. 08:49.200 --> 08:51.160 ‫این دیگه چیه...؟ 08:51.160 --> 08:54.400 ‫خیلی خوبه. امیدوارم کلی کمکت کنه مری. 08:54.400 --> 08:56.000 ‫همینطوره پدر، ممنونم. 08:56.000 --> 08:58.720 ‫آقای بنت، شما از این موضوع خبر داشتین؟ 08:58.720 --> 09:00.880 ‫ما مفصل در موردش حرف زده بودیم. 09:00.880 --> 09:03.000 ‫- قرار بود مری بره عینک‌سازی. ‫- بله! 09:03.000 --> 09:06.840 ‫ولی نمی‌دونستم که واقعاً قراره عینک بزنه. 09:06.840 --> 09:08.760 ‫انگار یادت رفته عزیزم، 09:08.760 --> 09:10.680 ‫که من خودمم عینک می‌زنم. 09:10.680 --> 09:13.520 ‫ولی اون یه زنه! 09:13.520 --> 09:16.120 ‫بااین‌حال، باید بتونه ببینه. 09:16.120 --> 09:17.520 ‫به نظرم خیلی بهت میاد. 09:20.160 --> 09:22.200 ‫سیب‌زمینی مری! 09:24.720 --> 09:26.520 ‫گفتم شاید نمی‌تونه ببینتشون. 09:27.840 --> 09:31.320 ‫- به نظرم خیلی شجاعی که حاضری این‌قدر زشت به نظر برسی. ‫- لیدیا! 09:31.320 --> 09:34.400 ‫ولی بابا، کی حاضره با مری ‫و اون چیزی که روی صورتشه برقصه؟ 09:34.440 --> 09:36.120 ‫من خوشحالم که می‌تونم بخونم. 09:38.720 --> 09:41.360 ‫- وای، امیدوارم بتونیم ببینیمش. ‫- قطعاً می‌بینیمش. 09:41.360 --> 09:43.680 ‫عینک که چه عرض کنم. 09:50.280 --> 09:53.520 ‫مامان، من و کیتی برای مهمونی لباس‌های جدید می‌خوایم. 09:53.600 --> 09:57.040 ‫[سرنوشت تلخ آنه الم] 10:31.360 --> 10:33.440 ‫اوه، این... 10:33.440 --> 10:37.120 ‫شاید من بتونم توی انتخاب یه لباس برای مهمونی مریتون... 10:37.120 --> 10:38.240 ‫بهتون کمک کنم دوشیزه مری؟ 10:38.240 --> 10:39.760 ‫اوه هیل. 10:41.560 --> 10:44.160 ‫من توی مهمونی رقص می‌خوام چیکار کنم؟ 10:44.160 --> 10:45.480 ‫برقصید؟ 10:46.440 --> 10:49.640 ‫ولی اگه هیچ‌کس نخواست باهام برقصه چی؟ 10:51.000 --> 10:53.680 ‫اونوقت کلی بستنی می‌خورین. 10:53.680 --> 10:56.000 ‫این‌جور کارهای بیهوده به درد من نمی‌خورن. 10:56.000 --> 10:59.160 ‫دوشیزه مری، به نظر من ‫شما خودتون رو اون‌طور که باید، نمی‌بینید. 10:59.160 --> 11:01.400 ‫اگه منظورت اینه که من با خواهرهام قابل مقایسه نیستم، 11:01.400 --> 11:03.120 ‫سال‌هاست که این رو می‌دونم. 11:03.120 --> 11:06.360 ‫یه گل نرگس ممکنه کنار یه زنبق ساده به نظر برسه، 11:06.360 --> 11:09.040 ‫اما به‌خودی‌خود، کلی زیبایی قابل تحسین داره. 11:09.040 --> 11:10.600 ‫یعنی من دراز و زردم؟ 11:11.840 --> 11:13.760 ‫دوشیزه مری، 11:13.760 --> 11:19.200 ‫به نظرم شاید یکم خوشحال‌تر می‌بودید ‫اگه می‌رفتید توی اجتماع... 11:19.200 --> 11:22.480 ‫و می‌دیدید که بقیه چطور شما رو می‌بینن، 11:22.480 --> 11:25.520 ‫بقیه به‌جز خونواده‌تون. 11:27.640 --> 11:29.720 ‫خب، پس تموم شد. 11:29.720 --> 11:32.480 ‫من براتون یه لباس جدید برای مهمونی انتخاب می‌کنم. 11:32.480 --> 11:34.200 ‫اوه... 11:34.200 --> 11:37.240 ‫و دیگه هم نمی‌خوام یه کلمه هم در این مورد بشنوم. 11:48.440 --> 11:51.000 ‫هیل! روبان‌هام رو گم کردم! ‫[یک ماه بعد] 11:51.120 --> 11:53.880 ‫[یک ماه بعد] 11:53.920 --> 11:54.960 ‫پیداشون کردم. 12:01.680 --> 12:04.600 ‫خانم، لطفاً اگه می‌تونید تکون نخورید. 12:10.640 --> 12:12.800 ‫این رنگ طلایی باعث نمی‌شه شبیه... مادرم بشم؟ 12:15.520 --> 12:16.720 ‫یه کم. 12:19.240 --> 12:20.840 ‫- کیتی! ‫- چیه؟ 12:20.840 --> 12:22.520 ‫اونا کتاب‌های منن لیدیا. 12:22.520 --> 12:24.880 ‫قدم به جعبه‌ی جواهراتم نمی‌رسه. ‫یه چیزی می‌خوام که برم روش. 12:24.880 --> 12:26.640 ‫این مسئله مهمه مری. 12:26.640 --> 12:28.400 ‫باید کم‌کم آماده بشین دوشیزه مری. 12:36.760 --> 12:38.760 ‫اول نوبت جینه. 12:38.760 --> 12:40.840 ‫این منصفانه نیست! من همیشه آخرم. 12:40.840 --> 12:43.000 ‫مری می‌تونه آخر بره. 12:46.040 --> 12:49.000 ‫فکر می‌کنی می‌تونم باهاش برقصم؟ هنوز درد می‌کنه؟ 12:49.000 --> 12:51.880 ‫- آره. دو هفته پیش بود. ‫- می‌دونم! 12:53.320 --> 12:55.240 ‫باید قبلش یه چیزی بخوریم؟ 12:55.240 --> 12:58.040 ‫شاید یه غذای خیلی سبک، خیلی هم نوشیدنی نخور. 12:58.040 --> 12:59.760 ‫ولی اگه تشنه‌م شد چی؟ 12:59.760 --> 13:03.080 ‫لیدیا، فکر نمی‌کنم دلت بخواد جلوی همه... 13:03.080 --> 13:04.960 ‫- مجبور بشی بری دستشویی. ‫- لیزی! 13:23.400 --> 13:26.320 ‫فکر می‌کنی برای من زیادی خوشگله؟ 13:26.320 --> 13:28.800 ‫با این لباس خیلی زیبا شدین. 13:36.880 --> 13:40.120 ‫- کیتی! عطر من رو برداشتی! ‫- من مال خودم رو دارم. 13:40.120 --> 13:42.800 ‫دوشیزه لیدیا، شما که کلی عطر دارید! 13:42.800 --> 13:44.400 ‫ولی نه با اون رایحه. 14:37.480 --> 14:38.120 ‫اوه شارلوت! 14:39.440 --> 14:42.880 ‫چقدر شلوغه. قسم می‌خورم هر فصل جمعیت بیشتر می‌شه. 14:42.880 --> 14:45.880 ‫باید ورود رو محدود کنن ‫به اون خانم‌های جوونِ خوش‌شانسی... 14:45.880 --> 14:47.440 ‫که تونستن با کسی بیان. 14:47.440 --> 14:49.320 ‫آره، منم دقیقاً به همین فکر کردم. 15:06.520 --> 15:07.880 ‫اوه! 15:14.760 --> 15:15.600 ‫الیزابت! 15:15.600 --> 15:17.880 ‫آقای بینگلی. خوش اومدید. 15:17.920 --> 15:21.400 ‫اینا خواهرهای منن، لوئیزا و ایشون کارولاین هستن. 15:21.400 --> 15:24.520 ‫ایشون آقای هرست و آقای دارسی هستن. 15:24.520 --> 15:27.840 ‫و اجازه بدید خانم بنت رو معرفی کنم. 15:30.160 --> 15:32.080 ‫دوشیزه جین بنت. 15:33.200 --> 15:34.400 ‫دوشیزه الیزابت بنت. 15:37.040 --> 15:39.560 ‫کیتی و لیدیا. 15:41.760 --> 15:44.680 ‫اوه، ایشون هم دوشیزه مری بنت هستن. 15:45.840 --> 15:47.680 ‫موفق‌ترین دختر کل این محل. 15:49.000 --> 15:51.320 ‫که مطمئناً دستاورد بزرگیه. 15:52.400 --> 15:56.200 ‫مشخصه که مطالعه توی ذهن شما ‫نسبت به بقیه‌ی چیزها اولویت داره. 15:56.200 --> 15:57.840 ‫چه الگوی خوبی برای همه‌ی ما. 16:13.400 --> 16:16.080 ‫باورت نمی‌شه که آقای بینگلی... 16:16.080 --> 16:17.920 ‫با چه آدمای غیرقابل‌تحملی رفت‌وآمد داره. 16:17.960 --> 16:19.240 ‫چی شده؟ 16:19.240 --> 16:21.320 ‫کاملاً اتفاقی شنیدم که... 16:21.320 --> 16:24.280 ‫آقای بینگلی داشت با اون مرد مغرور... 16:24.280 --> 16:26.040 ‫که اونجا به دیوار تکیه داده حرف می‌زد، 16:26.040 --> 16:27.520 ‫یه آقایی به اسم دارسی. 16:29.040 --> 16:31.320 ‫که در مورد من گفت: 16:31.320 --> 16:35.520 ‫«بد نیست، اما اون‌قدر خوشگل نیست که وسوسه بشم.» 16:42.680 --> 16:44.160 ‫ببخشید. 16:44.160 --> 16:46.280 ‫دوشیزه بنت. 16:46.280 --> 16:49.280 ‫قصد دخالت ندارم، اما این‌جوری تنگ کردن چشم‌ها... 16:49.280 --> 16:51.080 ‫برای بینایی‌تون خیلی ضرر داره. 16:51.080 --> 16:52.680 ‫آقای اسپارو. 16:52.680 --> 16:56.080 ‫شاید اگه اجازه بدید بتونم توی پیدا کردن ‫چیزی که دنبالش هستید کمکتون کنم؟ 16:57.640 --> 16:59.560 ‫دنبال... امم... 16:59.560 --> 17:00.920 ‫خواهرهام می‌گشتم! 17:03.080 --> 17:06.440 ‫از این‌همه رقص خیلی خسته شدم. 17:06.440 --> 17:09.040 ‫ترجیح دادم این یکی رو بشینم. 17:09.040 --> 17:10.400 ‫چقدر حیف. 17:11.680 --> 17:14.000 ‫می‌خواستم بپرسم افتخار می‌دید 17:14.000 --> 17:16.560 ‫برای رقص بعدی با من همراه بشید؟ 17:16.560 --> 17:18.680 ‫راستش الان احساس می‌کنم خستگیم در رفته. 17:18.680 --> 17:21.360 ‫و باعث افتخارمه. 17:21.360 --> 17:23.120 ‫خیلی‌خب، پس ازتون ممنونم. 17:30.320 --> 17:32.040 ‫- عینکتون چطوره؟ ‫- خیلی خوبه. 17:32.040 --> 17:35.560 ‫بله، الان می‌تونم ساعت‌ها بدون هیچ مشکلی مطالعه کنم. 17:35.560 --> 17:37.440 ‫خوشحالم این رو می‌شنوم. 17:41.280 --> 17:43.760 ‫شاید بتونید یه کتاب بهم معرفی کنید؟ 17:43.760 --> 17:45.600 ‫چی می‌خونید که این‌قدر ازش لذت می‌برید؟ 17:48.280 --> 17:51.240 ‫اوه، خانم کاترین مکالی یه روایت فوق‌العاده... 17:51.240 --> 17:53.680 ‫از تاریخ بریتانیا نوشته، خوندنش واقعاً جذابه. 17:53.680 --> 17:57.160 ‫- حتماً دنبالش می‌گردم. ‫- شما پژوهشگر هستید آقا؟ 17:57.160 --> 18:00.880 ‫من خوندن رو دوست دارم، اما بیشتر علم تا تاریخ. 18:00.880 --> 18:02.800 ‫برنامه‌م اینه که توی لندن پزشکی بخونم. 18:02.800 --> 18:04.760 ‫توی بارتز یا شاید مورفیلدز. 18:06.120 --> 18:07.960 ‫چه هدف شرافتمندانه‌ای. 18:07.960 --> 18:09.880 ‫اما خیلی‌ها ازش خبر ندارن. 18:09.880 --> 18:12.600 ‫قبل از شما به هیچ‌کس دیگه‌ای نگفته بودم. 18:14.960 --> 18:16.520 ‫منم به هیچ‌کس نمی‌گم. 18:27.240 --> 18:29.240 ‫یه نوشیدنی خنک میل دارین دوشیزه بنت؟ 18:29.240 --> 18:31.800 ‫بله، فکر خیلی خوبیه. 18:31.800 --> 18:33.200 ‫ممنون. 18:34.640 --> 18:37.120 ‫به نظر میاد داره بهت خوش می‌گذره مری. 18:38.800 --> 18:42.160 ‫همراهت جان اسپاروی جوونه، مگه نه؟ 18:42.160 --> 18:43.840 ‫بله. پسرِ عینک‌ساز. 18:45.360 --> 18:48.080 ‫و تو دو بار باهاش رقصیدی؟ 18:49.800 --> 18:52.080 ‫مری، تو خیلی جوونی... 18:52.080 --> 18:57.040 ‫و شاید کاملاً درک نکنی که چه برداشتی... از کارهات می‌شه. 18:57.040 --> 18:59.920 ‫اگه بخوای دوباره باهاش برقصی، ‫بقیه ازش حرف درمیارن. 18:59.920 --> 19:02.240 ‫دوتا رقص پشت‌سر‌هم نشونه‌ی علاقه‌ست. 19:02.240 --> 19:04.640 ‫سه‌تا ممکنه معنی بیشتر از اینا بده. 19:09.080 --> 19:10.920 ‫ولی من با این کارم خیلی خوشحالم. 19:23.200 --> 19:27.000 ‫می‌بینم که دوبار با این پسره اسپارو رقصیدی. 19:27.000 --> 19:28.440 ‫بله مامان. 19:29.960 --> 19:32.400 ‫دیگه باهاش نمی‌رقصی. 19:35.800 --> 19:38.440 ‫اما مادر، اون خیلی باوقار بود. 19:38.440 --> 19:40.560 ‫کاملاً مثل یه آقا رفتار کرد. 19:40.560 --> 19:43.600 ‫مری، پدرش مغازه داره. 19:44.600 --> 19:46.040 ‫بله. 19:46.040 --> 19:47.680 ‫از اونا که زنگوله دارن. 19:50.840 --> 19:53.120 ‫مادر، من فقط دو بار باهاش رقصیدم. 19:53.120 --> 19:55.080 ‫قصد ندارم باهاش ازدواج کنم که. 19:55.080 --> 19:57.360 ‫شاید تو مشکلی با پایین آوردن شأن خودت نداشته باشی، 19:57.360 --> 20:01.000 ‫اما من اجازه نمی‌دم شانس خواهرهات رو ‫برای یه ازدواج خوب خراب کنی. 20:21.680 --> 20:24.000 ‫مایل هستید بازم برقصیم دوشیزه بنت؟ 20:24.000 --> 20:26.080 ‫البته بعد از این‌که بستنی‌هامون تموم شد. 20:27.360 --> 20:30.600 ‫آقای اسپارو، متأسفم اما من... 20:32.480 --> 20:35.840 ‫- دیگه امشب نمی‌تونم کنارتون باشم. ‫- اوه. 20:36.960 --> 20:38.680 ‫ولی من فکر می‌کردم... 20:38.680 --> 20:40.160 ‫فکر کردم... 20:41.720 --> 20:43.680 ‫امیدوارم باعث رنجشتون نشده باشم. 20:43.680 --> 20:45.280 ‫نه، نه، نه. اصلاً آقا. 20:45.280 --> 20:47.320 ‫من... اوه، من، من... 20:47.320 --> 20:50.520 ‫از کنار شما بودن خیلی لذت بردم. 20:50.520 --> 20:52.040 ‫موضوع اینه که... 20:53.560 --> 20:55.280 ‫یعنی می‌خوام بگم که... 20:57.040 --> 20:59.560 ‫مادرم نگرانه. 20:59.560 --> 21:01.280 ‫نگران؟ 21:01.280 --> 21:04.520 ‫نگران من و خواهرهام. 21:04.520 --> 21:07.080 ‫مهمه که ما یه... 21:07.080 --> 21:09.480 ‫یه وصلت مناسب، اجتماعی، 21:09.480 --> 21:12.920 ‫یا می‌شه گفت از نظر مالی... 21:12.920 --> 21:15.680 ‫خب، یه وصلت مناسب داشته باشیم... 21:15.680 --> 21:18.800 ‫دوشیزه بنت، نیازی به توضیح نیست. 21:18.800 --> 21:20.280 ‫من دیگه اصرار نمی‌کنم. 21:20.280 --> 21:23.720 ‫من ازش لذت بردم، از وقتی که با شما گذروندم... 21:23.720 --> 21:25.280 ‫شبتون بخیر. 21:27.200 --> 21:28.800 ‫متأسفم، من... 21:28.800 --> 21:29.880 ‫متأسفم. 21:49.480 --> 21:52.720 ‫من مردی رو رنجونده بودم ‫که تنها جرمش مهربون بودن با من بود. 21:56.520 --> 21:58.320 ‫من کی بودم؟ 21:58.320 --> 22:02.360 ‫یه آدم ترسو که جرئتِ دنبال کردن ‫خواسته‌های خودش رو نداشت؟ 22:03.840 --> 22:07.080 ‫وقتش بود که مسیر خودم رو پیدا کنم. 22:07.080 --> 22:10.200 ‫که دنبال یه نسخه‌ی جدید از خودم بگردم 22:10.200 --> 22:12.560 ‫به‌عنوان یه زنِ جدی و متفکر. 22:14.760 --> 22:16.480 ‫دیگه نه روبانی هست، 22:16.480 --> 22:18.560 ‫نه لباسِ جشنی و نه کارتِ رقصی! 22:18.560 --> 22:20.360 ‫مریِ قدیمی دیگه وجود نخواهد داشت. 22:21.680 --> 22:25.560 ‫من قرار بود تبدیل بشم به اون دختری که روشن‌فکره. 22:25.560 --> 22:29.440 ‫این‌جوری بود که می‌تونستم به‌عنوان یه خواهرِ متفاوت ‫توی خانواده‌ی بنت خودی نشون بدم. 22:29.480 --> 22:34.720 www.Doostihaa.com