WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:21.999 --> 00:24.749 ‫از همون اول می‌دونستم آخر و عاقبت ‫خوبی نخواهی داشت. 00:27.291 --> 00:28.166 ‫بابا؟ 00:30.833 --> 00:33.458 ‫تو، لیدیا پوئت، 00:34.124 --> 00:37.708 ‫از عمد به ذات قانون، 00:38.333 --> 00:41.374 ‫اعتبار نهادهای ما و نظم عمومی ‫آسیب زدی. 00:41.874 --> 00:44.833 ‫به زور روی خودت اسم وکیل گذاشتی 00:45.374 --> 00:49.374 ‫و حضور زنانه‌ت رو در راهروهای ‫عدالت تحمیل کردی. 00:52.416 --> 00:54.958 ‫برای همین، بدین وسیله تو رو ‫محکوم می‌کنیم. 01:01.041 --> 01:02.041 ‫آماده! 01:03.541 --> 01:04.416 ‫هدف بگیرید! 01:14.083 --> 01:15.041 ‫شلیک! 01:39.041 --> 01:40.958 ‫- چیزی لازم دارید، خانم؟ ‫- نه. 01:40.999 --> 01:42.291 ‫ممنون، آلبرتینا. 01:43.499 --> 01:44.624 ‫صبح بخیر. 01:45.791 --> 01:47.166 ‫صبح بخیر، لیدیا. 01:49.458 --> 01:50.583 ‫خوب خوابیدی؟ 01:51.958 --> 01:53.541 ‫آره، بگی نگی. 01:55.583 --> 01:59.499 ‫من و ترسا می‌خوایم بهت بگیم ‫که تا آخرش کنارتیم. 02:00.083 --> 02:02.499 ‫حمله‌ی زشتی بود. 02:03.374 --> 02:06.791 ‫ویراستار گازت شخصاً عذرخواهی کرده 02:06.874 --> 02:08.874 ‫و قول داد که خیلی سریع ‫این نسخه روزنامه رو منع چاپ می‌کنن، 02:08.958 --> 02:12.666 ‫هرچند تو فکرشم با توجه به لحن ‫زشت و اتهام‌آمیزشون و 02:12.749 --> 02:16.416 ‫کنایه‌های توهین‌آمیزشون درخواست ‫یه غرامت سنگین کنم. 02:16.499 --> 02:17.708 ‫لازم... نه. 02:19.208 --> 02:22.208 ‫- حرف بدی زدم؟ ‫- نه. 02:25.624 --> 02:26.499 ‫آخه... 02:28.833 --> 02:32.374 ‫چیزی که نوشتن کاملاً غلط نیست. 02:32.458 --> 02:34.041 ‫- آره. ‫- بله؟ 02:35.916 --> 02:38.166 ‫من و دادستان فورنو، 02:38.749 --> 02:41.666 ‫قبل از شروع این دادرسی، 02:43.541 --> 02:47.499 ‫میشه گفت ارتباط دوستانه‌ای داشتیم. 02:50.083 --> 02:51.416 ‫لطفاً 02:52.208 --> 02:54.208 ‫منظورت از دوستانه رو توضیح بده. 02:54.291 --> 02:55.458 ‫عاشقانه. 02:57.666 --> 03:00.666 ‫البته خیلی احتیاط کردیم، 03:00.749 --> 03:04.124 ‫و این مسئله هیچ تاثیری روی ‫دادگاه نداشت. 03:04.208 --> 03:05.124 ‫اتفاقاً برعکس. 03:05.208 --> 03:08.499 ‫ولی ببینید، اگه مسئله‌ای که روزنامه‌ها ‫دارن درباره‌ش حرف می‌زنن... 03:08.583 --> 03:09.958 ‫راست میگن؟ 03:11.333 --> 03:12.499 ‫آره. 03:12.999 --> 03:15.958 ‫- بهتره تنهاتون بذارم. ‫- نه، ترسا، بمون. 03:16.041 --> 03:18.666 ‫بمون. می‌تونیم درباره‌ش صحبت کنیم. 03:18.749 --> 03:22.041 ‫اصلاً چیزی نیست که بخوام ازش ‫خجالت بکشم. 03:22.124 --> 03:25.374 ‫بحث خجالت کشیدن نیست، لیدیا. 03:26.499 --> 03:28.874 ‫برام مهم نیست. ‫برام مهم نیست چطوری عاشق شدی، 03:28.957 --> 03:31.166 ‫فارغ شدی، ازدواج کردی، ‫نکردی. 03:31.249 --> 03:32.999 ‫من دیگه سعی نمی‌کنم درکت کنم. 03:33.499 --> 03:36.041 ‫ولی اینکه پای من رو تو 03:36.124 --> 03:37.291 ‫دادگاه جنایی باز کردی 03:37.374 --> 03:41.749 ‫در حالی که خودت با اون دادستان ‫رفت‌وآمد داشتی، غیرقابل بخششه. 03:41.832 --> 03:44.124 ‫کجاش غیرقابل بخششه، انریکو؟ 03:44.791 --> 03:46.957 ‫که من تصمیمات آزادانه‌ای می‌گیرم؟ 03:47.041 --> 03:50.457 ‫آزادی تو، تصمیماتت، ‫روی زندگی بقیه مردم هم تاثیر می‌ذارن. 03:50.541 --> 03:52.624 ‫مثل بابا حرف نزن. واسه من... 03:52.707 --> 03:55.791 ‫- نه. اجازه نمیدم. ‫- باید همون اول بهت می‌گفتم. متاسفم. 03:55.874 --> 03:58.624 ‫- دیگه نمی‌دونم باید چی بگم. ‫- نه! بمون و گوش بده. 03:58.707 --> 04:00.707 ‫چهار ساله هر چی میگی میگم چشم. 04:00.791 --> 04:03.124 ‫«کمک کن تو این دادگاه فرجام ‫درخواست استیناف بدم.» 04:03.207 --> 04:05.374 ‫«چشم!» ‫«دادخواست قانونیم رو تو دادگاه ثبت کن.» 04:05.457 --> 04:06.874 ‫«چشم، خانم!» 04:06.957 --> 04:10.916 ‫«می‌تونی وکالت دوستم گراتزیا رو قبول کنی؟» ‫«البته! اونم مجانی!» 04:10.999 --> 04:12.916 ‫به خاطر تو دیگه نمی‌تونم بخوابم. 04:13.624 --> 04:15.374 ‫هر کاری بگی برات کردم! 04:15.457 --> 04:16.541 ‫و تو؟ 04:17.791 --> 04:19.082 ‫چیکار کردی؟ 04:19.957 --> 04:21.249 ‫فقط به فکر خودتی. 04:25.082 --> 04:28.791 ‫- وسایلت رو جمع کن و از این خونه برو. ‫- انریکو. 04:29.749 --> 04:30.999 ‫دیگه هیچی بین ما نیست. 04:43.916 --> 04:45.166 ‫متاسفم، ترسا. 05:15.666 --> 05:17.707 ‫بفرمایید، اینجا اتاق شماست. 05:17.791 --> 05:19.707 ‫- ممنون. ‫- راحت باشید. 05:36.916 --> 05:41.374 ‫یاکوپ عزیز، تو تنها دوست واقعیم هستی ‫که می‌تونم براش بنویسم 05:41.457 --> 05:44.707 ‫و درباره حرفای برادرم صحبت نکنم، 05:44.791 --> 05:48.124 ‫بلکه می‌خوام درباره تنها مسئله‌ای که ‫واقعاً برام مهمه صحبت کنم، 05:48.207 --> 05:50.957 ‫یعنی سرنوشت دوستم گراتزیا. 05:51.457 --> 05:56.457 ‫می‌خوام درباره آینده صحبت کنم، نه گذشته، ‫چون آماده نیستم. 05:56.541 --> 05:59.582 ‫هرچند، می‌خوام در صورت امکان انریکو ‫نبردی که علی‌رغم 05:59.666 --> 06:02.541 ‫دعوای بینمون با هم شروع کردیم رو ‫ناتموم باقی نذاره. 06:02.624 --> 06:07.999 ‫درباره گذشته فونتانا تحقیق کن. لیدیا. 06:12.082 --> 06:13.582 ‫باورم نمیشه. 06:14.207 --> 06:15.957 ‫لیدیا پوئت. 06:17.416 --> 06:20.624 ‫من رو یادته؟ جولیو بونامو. 06:21.749 --> 06:25.374 ‫سال ۸۱ با هم فارغ‌التحصیل شدیم. ‫هنوز یادمه چقدر تشویقت کردن. 06:25.374 --> 06:27.541 ‫جولیو، البته. 06:28.124 --> 06:31.249 ‫ببخشید، داشتم نامه می‌نوشتم. ‫اگه اجازه بدی، باید... 06:31.249 --> 06:33.457 ‫- ممنون. ‫- راحت باش، عجله ندارم. 06:35.207 --> 06:38.832 ‫ببین، مقاله‌ای که درباره‌ت نوشتن یه ‫اتهام زشت بود. امیدوارم... 06:38.832 --> 06:41.666 ‫- دو لیوان نوشیدنی بیار! ‫- جولیو، جولیو، تو... 06:41.666 --> 06:44.082 ‫راستش من نمی‌دونم... 06:44.749 --> 06:47.707 ‫که من کی هستم. آره، متوجهم. 06:48.999 --> 06:51.332 ‫- تو به دست تقدیر ایمان داری؟ ‫- نه. 06:51.332 --> 06:53.041 ‫منم همینطور. 06:53.041 --> 06:54.457 ‫ولی وقتی اینجا دیدمت، 06:54.457 --> 06:56.457 ‫گفتم شاید باید نظرم رو عوض کنم. 06:57.624 --> 06:59.499 ‫چند وقت پیش یه پرونده مهم بهم دادن 06:59.499 --> 07:02.124 ‫که خواب رو از سرم پرونده. 07:02.124 --> 07:05.165 ‫جولیو، من واقعاً دارم دوران سختی ‫رو پشت سر می‌ذارم و... 07:05.165 --> 07:06.999 ‫کلی کار دارم. واقعاً نمی‌تونم... 07:06.999 --> 07:10.040 ‫درباره یه پسر بچه‌ست. ‫که اشتباهی متهم به آدم‌کشی شده. 07:12.332 --> 07:15.832 ‫چهارده سالشه. از بچگی کتک می‌خورده. 07:16.749 --> 07:18.082 ‫میشه ادامه بدم؟ 07:19.249 --> 07:21.124 ‫مگه می‌تونم بگم نه؟ 07:21.207 --> 07:24.457 ‫مدیر مدرسه دو متر اون طرف‌تر از جنازه معلمش 07:24.540 --> 07:27.332 ‫با دستای خونی پیداش کرده. 07:27.415 --> 07:29.832 ‫دادستان میگه برای متهم کردنش کافیه، 07:29.915 --> 07:31.499 ‫ولی مطمئنم کار خودش نبوده. 07:31.582 --> 07:33.165 ‫اسمش برتو تونلیه. 07:33.249 --> 07:35.165 ‫می‌خوام کمکش کنم، ولی هیچی نمیگه. 07:35.249 --> 07:37.999 ‫یه جوری نگاه می‌کنه... ‫گوشت با منه؟ 07:38.749 --> 07:39.790 ‫آره. 07:39.874 --> 07:42.999 ‫اگه کمکم کنی تا ابد مدیونتم. ‫هیچوقت... 07:43.082 --> 07:46.124 ‫باشه، ولی اگه کمکت کنم، ‫می‌تونی پنج ثانیه ساکت بشی؟ 07:51.790 --> 07:53.707 ‫حالا که اینقدر حرف گوش کنی، ‫این رو هم تحویل بده. 07:53.790 --> 07:56.665 ‫آدرس روش نوشته شده. ‫ممنون، بونامو. 08:01.999 --> 08:04.082 ‫داداشت عقلش رو از دست داده. 08:04.165 --> 08:06.165 ‫اشتباه هم نمی‌کنه. 08:06.832 --> 08:07.707 ‫شاید. 08:08.290 --> 08:09.374 ‫ولی داشتم فکر می‌کردم، 08:09.457 --> 08:11.582 ‫اگه ارتباط بین ما 08:12.165 --> 08:13.624 ‫یه ارتباط عادی بود، 08:14.915 --> 08:16.290 ‫و همه ازش خبر داشتن... 08:17.249 --> 08:18.540 ‫ما که با هم درباره‌ش تصمیم گرفتیم. 08:20.207 --> 08:23.040 ‫فردا گازت به صورت رسمی ‫خبرش رو رد می‌کنه. 08:23.124 --> 08:26.040 ‫- الکی فکرت رو درگیرش نکن. ‫- منم همین رو میگم. 08:28.415 --> 08:31.415 ‫ممکنه عجیب به نظر بیاد، 08:32.707 --> 08:34.124 ‫ولی بیا انکارش نکنیم. 08:35.499 --> 08:39.707 ‫انکارش نمی‌کنیم و جلوی همه ‫اعتراف می‌کنیم که عاشق همدیگه‌ایم. 08:41.665 --> 08:43.499 ‫و قصدمون ازدواجه. 08:43.582 --> 08:46.499 ‫برای حفظ آبرومون نمیگم. ‫جدی هستم. 08:48.082 --> 08:49.332 ‫چون همین رو می‌خوام. 08:50.832 --> 08:53.124 ‫از اولین دیدارمون. 08:57.999 --> 09:00.540 ‫بگو داشتم توهم می‌زدم، اگه... 09:01.790 --> 09:03.665 ‫- یا همه‌ش فکر و خیال خودم بوده... ‫- پیر. 09:05.624 --> 09:07.415 ‫من نمی‌خوام ازدواج کنم. 09:10.165 --> 09:11.957 ‫می‌دونی که چقدر برام مهمی. 09:14.874 --> 09:15.957 ‫و دوستت دارم. 09:26.790 --> 09:28.040 ‫متاسفم. 09:41.915 --> 09:44.040 ‫هم‌کلاسی‌های برتو میگن 09:44.124 --> 09:47.749 ‫که معلمشون جلوی همه بچه‌ها به شدت ‫تنبیهش کرده. 09:47.832 --> 09:53.707 ‫دادستان کانتامسا واسه همین فکر می‌کنه ‫که زده سر معلمش رو شکسته. 09:54.624 --> 09:57.957 ‫از رز صحرایی استفاده کرده، ‫یه سنگ از کلکسیون معلمش. 10:00.332 --> 10:03.207 ‫می‌بینیش؟ ‫هیچی نمیگه. 10:04.499 --> 10:06.332 ‫چون هیچی ازش نپرسیدی. 10:12.165 --> 10:13.207 ‫خیلی خب... 10:17.790 --> 10:19.082 ‫سلام، من لیدیا هستم. 10:19.665 --> 10:21.082 ‫اومدم کمکت کنم. 10:21.665 --> 10:23.749 ‫شنیدم اسمت برتوئه، درسته؟ 10:25.957 --> 10:27.790 ‫خوشبختم، برتو. 10:28.415 --> 10:32.040 ‫می‌خوای سعی کنم بفرستمت خونه؟ 10:35.540 --> 10:36.665 ‫می‌دونستم همین رو می‌خوای. 10:37.707 --> 10:41.373 ‫برای آزاد کردنت، اول باید چندتا ‫سوال ازت بپرسم. 10:41.457 --> 10:42.290 ‫باشه؟ 10:43.790 --> 10:47.915 ‫درسته که معلم جلوی همه ‫تنبیهت کرد؟ 10:47.998 --> 10:49.707 ‫زیاد همچین کاری می‌کرد؟ 10:49.790 --> 10:50.915 ‫کتکت زد؟ 10:50.998 --> 10:54.123 ‫آقای بورومی کسی رو کتک نمی‌زد. 10:55.040 --> 10:57.457 ‫بقیه معلم‌ها با خط‌کش بچه‌ها ‫رو می‌زدن. 10:58.248 --> 10:59.290 ‫ولی اون نه. 10:59.790 --> 11:02.040 ‫فقط سرم داد می‌زد. 11:02.998 --> 11:05.415 ‫وقتی رفتم تو، دیدم افتاده روی زمین. 11:06.082 --> 11:09.540 ‫همه جا پر خون بود. ‫بعدش بهم گفتن مُرده. 11:09.623 --> 11:11.248 ‫متاسفانه همینطوره. 11:12.290 --> 11:13.957 ‫ولی الان اینجاییم 11:14.748 --> 11:16.373 ‫تا بفهمیم چه بلایی سرش اومده. 11:16.457 --> 11:17.957 ‫اگه می‌خوای کمکمون کنی. 11:18.040 --> 11:20.957 ‫به نظرتون می‌تونم برم خونه؟ 11:21.623 --> 11:25.457 ‫برتو، کسایی که آوردنت اینجا، 11:26.498 --> 11:30.832 ‫به دلایلی فکر می‌کنن تو ‫معلمت رو کشتی. 11:30.915 --> 11:32.123 ‫متوجهی؟ 11:33.748 --> 11:37.790 ‫ولی اگه حرفی که بهم زدی حقیقت داشته باشه، ‫یه کاری می‌کنیم نظرشون عوض بشه. 11:38.957 --> 11:40.207 ‫خب؟ 11:41.415 --> 11:42.873 ‫جزئیات زیاد واضح نیستن. 11:43.373 --> 11:45.457 ‫ولی فکر کنم انریکو هم اونجا بود. 11:45.540 --> 11:48.582 ‫و داشت با یه جور پمپ مکانیکی ‫کار می‌کرد، 11:48.665 --> 11:52.540 ‫از همونی که برای دوچرخه‌ت ازش ‫استفاده می‌کردی. 11:53.040 --> 11:55.373 ‫وقتی داشت باهاش ور می‌رفت، ‫من باد کردم. 11:55.457 --> 11:58.165 ‫ولی سبک بودم و رفتم تو آسمون، ‫بالاتر از تپه‌ی سوپرگا. 11:58.915 --> 12:00.373 ‫مثل بالن هوای گرم؟ 12:00.873 --> 12:01.707 ‫دقیقاً. 12:02.207 --> 12:04.290 ‫مثل بالن هوای گرم گرد شده بودم. 12:05.290 --> 12:07.623 ‫یا مثل زنی که تو آخرین ماه ‫بارداریش بود. 12:10.582 --> 12:12.873 ‫عزیزم، اینی که میگه خواب بوده. 12:17.832 --> 12:18.665 ‫عزیزم، 12:19.332 --> 12:21.290 ‫خواب دیدم باردارم. 12:21.373 --> 12:23.082 ‫آره، ما زیاد خواب می‌بینیم. 12:23.582 --> 12:27.248 ‫آره، ولی یه سری خواب‌ها از آینده خبر میدن. ‫حتی شوپنهاور هم همین رو میگه. 12:27.332 --> 12:29.540 ‫بیخیال فلسفه آلمانی شو، ترسا. 12:32.415 --> 12:35.998 ‫به کاری که کردی افتخار می‌کنی؟ 12:37.415 --> 12:40.790 ‫لیدیا من رو تو موقعیت توجیه‌ناپذیری ‫قرار داد. دادگاه رو باختیم رفت. 12:40.873 --> 12:42.415 ‫اشتباهت همینجاست. 12:42.498 --> 12:46.040 ‫درسته که تمام روزنامه‌های ‫بورژوازی علیه تو هستن. 12:46.123 --> 12:48.498 ‫ولی یکیشون آماده‌ست که ازت ‫حمایت کنه. 12:48.582 --> 12:49.665 ‫روزنامه خودت رو میگی؟ 12:50.165 --> 12:52.082 ‫پای لیدیا که میاد وسط، 12:52.165 --> 12:55.707 ‫روزنامه یاکوپ همیشه خیلی ‫جسور میشه. 12:55.790 --> 12:57.748 ‫همیشه قراره همینجوری گیر بدی، عزیزم؟ 12:57.832 --> 13:01.332 ‫فهمیدم. دیگه اذیتت نمی‌کنم. ‫ببخشید. 13:04.582 --> 13:06.082 ‫یاکوپ. 13:08.915 --> 13:10.457 ‫با اجازه، عزیزم. 13:16.248 --> 13:18.957 ‫انریکو، یک بار هم که شده ‫خوب به حرفام گوش بده. 13:20.290 --> 13:25.165 ‫روایتی که مطبوعات دارن به مردم ‫ارائه میدن خیلی ساده‌ست. 13:26.207 --> 13:29.373 ‫از یک طرف، یه قهرمان جنگی شریف رو داریم. 13:30.123 --> 13:31.790 ‫از طرف دیگه، زنش رو، 13:31.873 --> 13:33.290 ‫که بی‌وفاست، 13:33.373 --> 13:36.707 ‫و وکیلش هم دوستیه که زیاد ‫اخلاق‌مدار نیست. 13:36.790 --> 13:37.873 ‫برو سر اصل مطلب. 13:37.957 --> 13:40.082 ‫بیا درباره ناخدا گوئیدو فونتانا صحبت کنیم. 13:40.832 --> 13:44.665 ‫انریکو، ما هیچی درباره یارو نمی‌دونیم. 13:45.415 --> 13:47.040 ‫نمی‌دونیم کِی عضو نیروی دریایی شده. 13:47.832 --> 13:50.540 ‫نمی‌دونیم چطوری نشان شجاعت گرفته. 13:51.082 --> 13:55.290 ‫انریکو، ما حتی نمی‌دونیم اصلاً ‫تو جنگ حضور داشته یا نه. 13:55.998 --> 13:58.331 ‫هنوز یه مقدار شرافت برام مونده، یاکوپ، 13:58.415 --> 14:02.081 ‫و به هیچ عنوان حاضر نیستم ‫یه قربانی رو دادگاهی کنم. 14:02.165 --> 14:04.123 ‫وایسا. موضوع همینه. 14:04.623 --> 14:07.331 ‫اگه میگی ناخدا فونتانا قربانیه، 14:07.415 --> 14:11.081 ‫یعنی داری فرض رو بر این می‌گیری که ‫گراتزیا به صورت مشروع از خودش دفاع نکرده. 14:11.706 --> 14:14.165 ‫به این کار میگن مصادره به مطلوب. 14:14.248 --> 14:16.873 ‫انریکو، اگه می‌خوای تو دادگاه از ‫استدلال دفاع از خود استفاده کنی، 14:16.956 --> 14:20.831 ‫باید ثابت کنی که گراتزیا تنها ‫قربانی این ماجراست. 14:20.915 --> 14:23.998 ‫حالا که شاهد دیگه‌ای نداری، 14:25.123 --> 14:28.623 ‫باید امیدوار باشی ناخدا فونتانا 14:28.706 --> 14:32.956 ‫اونقدری که همه میگن آدم حسابی نباشه. 14:33.040 --> 14:34.873 ‫کورسویی از امید. 14:35.998 --> 14:38.748 ‫پس کنجکاو نیستی بفهمی 14:38.831 --> 14:41.665 ‫ناخدا فونتانا قبل از ازدواج کردنش ‫مشغول چه کاری بوده؟ 14:47.623 --> 14:50.540 ‫اونطور که من فهمیدم، وقتی روباتینو ‫تو دهه هفتاد 14:50.623 --> 14:54.081 ‫از طرف دولت ایتالیایی خلیج عصب ‫رو خریده، 14:54.581 --> 14:58.123 ‫نیروی دریایی یه کشتی به اسم ‫کشتی ودتا فرستاد، 14:58.206 --> 15:00.873 ‫و شوهر من از مامورهای اجراییش بود. 15:00.956 --> 15:02.915 ‫چند ماه اونجا موند. 15:02.998 --> 15:06.456 ‫فکر کنم تو اون دوران مجروح شده بود، 15:06.956 --> 15:09.331 ‫ولی وقتی همدیگه رو دیدیم، ‫از نیروی دریایی عزل شده بود. 15:09.915 --> 15:13.206 ‫هیچوقت درباره گذشته حرف نمی‌زد. ‫حتی نمی‌دونم کجا زندگی می‌کرده. 15:13.290 --> 15:16.498 ‫معمولاً آدم‌ها تو ارتش دوست‌های ‫خیلی صمیمی پیدا می‌کنن. 15:17.248 --> 15:20.331 ‫با هیچکدوم از هم‌خدمتی‌هاش ‫در ارتباط نبود؟ 15:20.415 --> 15:22.456 ‫دوست و رفیق خاصی نداشت. 15:23.706 --> 15:25.581 ‫آدم بداخلاقی بود. 15:25.665 --> 15:27.331 ‫نکته خوبیه. 15:28.790 --> 15:30.748 ‫ای کاش یکی باشه که بتونه ‫درباره‌ش شهادت بده. 15:31.831 --> 15:32.790 ‫ایده لیدیاست؟ 15:33.998 --> 15:34.998 ‫بله؟ 15:35.665 --> 15:37.206 ‫ایده لیدیاست؟ 15:38.165 --> 15:41.123 ‫نه، فکر لیدیا نیست. ‫یه ایده‌ست دیگه. 15:41.206 --> 15:43.540 ‫شاید ایده درستی هم نباشه، ‫ولی بهرحال یه ایده‌ست. 15:43.623 --> 15:45.123 ‫گراتزیا، ایده خیلی خوبیه. 15:46.123 --> 15:48.415 ‫و مطمئنم لیدیا اگه بشنوه ‫موافقت می‌کنه. 15:49.581 --> 15:51.373 ‫براش یه نامه نوشتم. 15:54.748 --> 15:56.665 ‫لطفاً بده بهش. 16:03.040 --> 16:04.998 ‫به نظرتون یه روز میاد دیدنم؟ 16:06.373 --> 16:08.665 ‫بذار روراست باشم. 16:09.915 --> 16:11.456 ‫لیدیا به اندازه کافی گند زده. 16:12.456 --> 16:13.581 ‫الان دیگه من اینجام، 16:13.665 --> 16:17.165 ‫و به شرافتم قسم می‌خورم که ‫دادگاه رو نبازم. 16:19.456 --> 16:23.540 ‫آقای بورومی اینجا یه آزمایشگاه علمی ‫ساخته بود، می‌بینید؟ 16:25.040 --> 16:29.081 ‫اینجا روی زمین پیداش کردم. ‫لکه‌های خون هنوز روی زمینن. 16:30.998 --> 16:34.040 ‫این همون کلکسیونیه که گفتی؟ 16:34.123 --> 16:39.790 ‫بله. دادستان میگه برتو اون سنگ رو ‫برداشته و زدتش... 16:39.873 --> 16:42.165 ‫بیا. بپا خونی نشی. 16:43.373 --> 16:44.206 ‫خیلی خب، الان 16:45.040 --> 16:46.165 ‫من و تو اینجاییم. 16:46.248 --> 16:50.831 ‫- آره. ‫- داریم حرف می‌زنیم، یه دفعه هلت میدم. 16:51.373 --> 16:53.998 ‫سرت می‌خوره اونجا، 16:54.623 --> 16:58.081 ‫میفتی زمین، و زمین پر خون میشه. 16:58.165 --> 16:59.540 ‫ولی اگه یه بچه 17:00.040 --> 17:00.915 ‫که از تو کوتاه‌تره، 17:00.998 --> 17:07.040 ‫یه سنگ برداره و از پشت سر بزندت، ‫در واقع باید نشسته باشی. 17:09.290 --> 17:12.248 ‫دادستان گفته معلم کجا نشسته بوده؟ 17:12.331 --> 17:13.498 ‫پشت میزش. 17:15.540 --> 17:16.415 ‫از اینجا مشخصه. 17:16.498 --> 17:19.540 ‫اگه اونجا نشسته بوده باشه، ‫امکان نداشته بیفته اون سمت. 17:20.123 --> 17:22.706 ‫اوه، یعنی میگی نمی‌خواسته ‫بکشتش. 17:22.789 --> 17:25.373 ‫- فقط می‌خواسته هلش بده. ‫- نه، برتو یه پسربچه‌ست. 17:25.873 --> 17:28.623 ‫فکر نکنم زورش رو داشته باشه که ‫اینقدر محکم هلش بده. 17:28.706 --> 17:29.873 ‫پس کار کی بوده؟ 17:30.914 --> 17:33.206 ‫آقای مدیر، تا جایی که شما می‌دونید، 17:33.289 --> 17:39.039 ‫آدم بزرگسال یا یکی از معلم‌ها ‫با آقای بورومی بحثش نشده بوده؟ 17:39.123 --> 17:44.039 ‫تازه چند ماه بود اومده بود اینجا، ‫دوست و رفیق زیادی نداشت. 17:44.123 --> 17:45.998 ‫ولی میونه‌ی ما با هم خوب بود. 17:46.081 --> 17:47.706 ‫- می‌تونید از بقیه هم بپرسید. ‫- البته. 17:49.373 --> 17:54.873 ‫ولی بقیه همکارهاش فکر می‌کردن ‫یه مقدار آدم عجیبیه. 17:54.956 --> 17:55.831 ‫درست فکر می‌کردن؟ 17:56.664 --> 17:59.498 ‫من ازش خوشم میومد. ‫آدم آرمان‌گرایی بود. 18:00.123 --> 18:03.331 ‫گاهی اوقات که والدین بچه‌هاشون ‫رو نمی‌آوردن مدرسه، 18:03.414 --> 18:05.331 ‫خودش می‌رفت خونه‌شون دنبال بچه‌ها. 18:10.748 --> 18:13.123 ‫دادستان اینا رو دیده؟ 18:13.623 --> 18:14.456 ‫بله. 18:14.539 --> 18:15.706 ‫خب؟ 18:16.206 --> 18:17.289 ‫نه، اونا رو ندیده. 18:17.373 --> 18:21.539 ‫اینا نقاشی‌های بچه‌ها از معلم هستن. ‫بچه‌ها تو عید پاک اینا رو بهش دادن. 18:22.664 --> 18:24.831 ‫و بچه‌ها خیلی خوب همه چی رو ‫درک می‌کنن، نه؟ 18:32.039 --> 18:34.498 ‫«فراروتی دانته.» 18:35.331 --> 18:37.456 ‫«خیابون نهم ریوارولو.» 18:40.956 --> 18:43.623 ‫هی. می‌دونستی دیر کردی دیگه؟ 18:43.706 --> 18:46.373 ‫شاید، ولی خبرهای بزرگی دارم. 18:46.873 --> 18:50.664 ‫اول از همه، این رو گراتزیا نوشته. 18:50.748 --> 18:52.914 ‫از دست من عصبانی نشو. 18:53.414 --> 18:55.914 ‫بعدش کاری که خواستی رو انجام دادم، 18:55.998 --> 19:02.373 ‫و نتیجه‌ش این بود که انریکو رو کشوندم ‫به یگان نیروی دریایی، 19:02.456 --> 19:06.789 ‫جالبیش اینجاست، یه لیست از ‫ملوان‌هایی بهمون دادن 19:06.873 --> 19:11.206 ‫که تو سال ۱۸۷۰، با ناخدا فونتانا ‫تو کشتی ودتا بودن. 19:11.789 --> 19:15.164 ‫ماموریتشون محافظت از اولین ‫مستعمره ایتالیایی بوده، 19:15.248 --> 19:16.498 ‫یعنی خلیج عصب. 19:16.581 --> 19:18.623 ‫پس فونتانا رفته بوده اریتره. 19:18.706 --> 19:20.623 ‫همونجا به پاش تیر خورده. 19:20.706 --> 19:24.581 ‫ولی می‌تونم اطلاعات بیشتری هم بهت بدم ‫چون یکی از ملوان‌ها تو تورین زندگی می‌کنه. 19:25.081 --> 19:27.123 ‫داداشت داره سعی می‌کنه باهاش ‫صحبت کنه. 19:29.206 --> 19:30.248 ‫خیلی خب. 19:30.331 --> 19:33.039 ‫حالا میشه یه بار لبخند بزنی؟ 19:34.789 --> 19:38.039 ‫به شرط اینکه بتونی انریکو رو راضی کنی ‫بذاره روی پرونده کار کنم. 19:38.664 --> 19:40.039 ‫با شناختی که ازش دارم، 19:40.748 --> 19:44.873 ‫فکر نکنم هیچوقت بابت دوستیت ‫با فورنو تو رو ببخشه. 19:45.706 --> 19:48.539 ‫پس بهش بگو دیگه چیزی بین ‫من و فورنو نیست. 19:50.664 --> 19:51.748 ‫نمی‌تونست که باشه. 19:53.081 --> 19:55.039 ‫بگذریم، ترجیح میدم درباره‌ش ‫صحبت نکنم. 19:58.581 --> 19:59.706 ‫واقعاً متاسفم. 20:06.581 --> 20:09.998 ‫[دادستان فورنو: دست از غیبت کردن بردارید.] 20:10.081 --> 20:12.456 ‫صبح بخیر، جناب دادستان. 20:14.206 --> 20:15.706 ‫صبح بخیر، جناب قاضی. 20:18.373 --> 20:21.581 ‫همونطور که می‌دونی، از دادرسی‌های ‫بدون حضور هیئت منصفه خوشم نمیاد. 20:22.123 --> 20:24.706 ‫مخصوصاً اون دادرسی‌هایی که مورد ‫توجه مطبوعات هستن. 20:25.206 --> 20:26.914 ‫خوشحالم که می‌شنوم، جناب قاضی. 20:26.998 --> 20:30.956 ‫ولی ازت انتظار شفاف‌سازی ‫قاطع دارم. 20:31.456 --> 20:35.081 ‫باید چه فکری درباره دوستیت ‫با خانم پوئت بکنم؟ 20:35.164 --> 20:36.623 ‫هیچی. 20:37.289 --> 20:39.206 ‫یه مشت دروغن، جناب قاضی. 20:40.748 --> 20:46.998 ‫ولی خوب یادمه که یه بار شما دوتا رو ‫تو پارک ولنتینو دیدم. 20:48.914 --> 20:49.789 ‫که چی؟ 20:50.414 --> 20:52.622 ‫همین که بهم قول بدی ‫برام کافیه. 20:52.706 --> 20:53.956 ‫قول میدم. 20:54.456 --> 20:55.831 ‫انتظار چیز کمتری ازت نداشتم. 20:56.331 --> 20:59.039 ‫امیدوارم دیگه غافلگیر نشم. 21:10.997 --> 21:11.956 ‫لیدیای عزیز، 21:12.789 --> 21:14.872 ‫نمی‌دونم باید از کجا شروع کنم، 21:16.622 --> 21:20.206 ‫ولی از ته دل حس می‌کنم باید ‫این نامه رو برات بنویسم. 21:21.206 --> 21:22.164 ‫متاسفم 21:23.372 --> 21:27.289 ‫که همچین مسئله مهمی رو از خیلی وقت ‫پیش ازت پنهان کردم. 21:27.789 --> 21:30.289 ‫توجیه دیگه‌ای جز این ندارم 21:30.372 --> 21:32.622 ‫که ما آدم‌ها گاهی اوقات به اسم دوستی 21:32.706 --> 21:33.914 ‫کارهای احمقانه یا شرورانه‌ای انجام میدیم. 21:36.622 --> 21:38.372 ‫می‌ترسیدم بری. 21:39.622 --> 21:41.206 ‫امیدوارم بتونی من رو ببخشی. 21:41.706 --> 21:42.789 ‫دوستت دارم. 21:43.289 --> 21:45.956 ‫ارادتمند تو، گراتزیا. 21:50.997 --> 21:52.081 ‫صبح بخیر. 21:53.747 --> 21:54.831 ‫آقای فراروتی؟ 21:55.331 --> 21:58.956 ‫سلام. اگه پسرتون دانته خونه‌ست ‫می‌خوام باهاش صحبت کنم. 21:59.539 --> 22:01.539 ‫- چرا؟ تو دردسر افتاده؟ ‫- نه. 22:01.622 --> 22:05.664 ‫به هیچ عنوان. ‫باید ازش چندتا سوال بپرسم. 22:05.747 --> 22:09.456 ‫همونطور که می‌دونید، معلم دانته ‫به شکل وحشتناکی به قتل رسید... 22:09.539 --> 22:11.372 ‫باز قضیه اون معلمه‌ست؟ 22:11.456 --> 22:14.706 ‫بله، می‌دونید، مدیر مدرسه ‫گفت از بچه‌ها بپرسم 22:14.789 --> 22:17.122 ‫چه خاطراتی ازش دارن، واسه همین... 22:17.539 --> 22:21.497 ‫رزا، دانته رو بردار بیار! 22:21.997 --> 22:23.164 ‫بجنب! 22:24.789 --> 22:28.372 ‫تازه از کارخونه نخ‌ریسی برگشته. ‫شیفتش تا ساعت پنج عصر طول کشید. 22:29.331 --> 22:34.456 ‫بگذریم، ماها همه‌مون می‌دونستیم برتو ‫پسر عجیبیه، می‌دونی؟ 22:34.539 --> 22:37.622 ‫یه بار نزدیک بود بیرون کارخونه ‫سر دانته رو بشکنه. 22:37.706 --> 22:38.747 ‫اومد! 22:39.247 --> 22:41.706 ‫مرد کوچک من. ‫زخم روی سرت رو به خانم نشون بده. 22:41.789 --> 22:43.581 ‫- نه. ‫- یالا، نشونش بده. 22:43.664 --> 22:46.956 ‫قضاوت با شما. 22:49.914 --> 22:50.747 ‫سلام، دانته. 22:53.872 --> 22:56.247 ‫این نقاشی توئه، نه؟ 22:57.247 --> 22:59.247 ‫بله، برای معلم. 22:59.956 --> 23:01.039 ‫خیلی قشنگ کشیدی. 23:01.539 --> 23:02.956 ‫این خود معلمه، نه؟ 23:03.581 --> 23:05.497 ‫بله، ولی زیاد شبیهش نیست. 23:08.206 --> 23:10.164 ‫این غول چی؟ 23:10.247 --> 23:12.664 ‫وقتی کشیدیش شخص خاصی ‫تو ذهنت بود؟ 23:15.372 --> 23:17.164 ‫جواب خانم رو بده. ‫پسر خوبی باش. 23:18.372 --> 23:21.081 ‫داشتم به 23:22.164 --> 23:23.706 ‫آقای کالکانیو فکر می‌کردم. 23:24.372 --> 23:25.581 ‫کی هست؟ 23:25.664 --> 23:28.081 ‫صاحب کارخونه نخ‌ریسی. 23:28.164 --> 23:30.247 ‫ولی اون که غول نیست. 23:30.331 --> 23:34.372 ‫به حرفش گوش ندید. ‫همیشه مزخرف میگه. 23:34.456 --> 23:37.539 ‫حتماً بعد از ده ساعت کار ‫خسته شده. 23:38.789 --> 23:40.372 ‫- بذارید بره استراحت کنه. ‫- برو. 23:40.456 --> 23:41.539 ‫ممنون، دانته. 23:44.039 --> 23:46.747 ‫دانته سر مرگ معلمش ‫خیلی اذیت شد. 23:47.414 --> 23:49.247 ‫همه‌مون خیلی دوستش داشتیم. 23:49.331 --> 23:50.456 ‫که اینطور. 23:50.997 --> 23:53.122 ‫شنیدم آدم خاصی بوده. 23:56.247 --> 23:58.164 ‫ممنون. خداحافظ. 24:28.830 --> 24:32.664 ‫راستش آقای بورومی خیلی ‫رو اعصاب بود. 24:32.747 --> 24:36.205 ‫کل روستا رو بهم ریخته بود، ‫می‌گفت مردم نباید از بچه‌هاشون کار بکشن. 24:36.289 --> 24:38.414 ‫نه، این حرف قانونه، ‫آقای کالکانیو. 24:39.330 --> 24:40.705 ‫این بچه‌ها پول می‌برن خونه. 24:40.789 --> 24:43.372 ‫و برای شما هم پول درمیارن، نه؟ 24:43.872 --> 24:47.497 ‫بعد اون رو اعصاب اومد و حمال‌های ‫شما رو ازتون گرفت. 24:47.580 --> 24:50.705 ‫البته. ‫همیشه رئیس ماجراست که آدم می‌کشه. 24:50.789 --> 24:51.830 ‫من هیچوقت همچین حرفی نزدم. 24:51.914 --> 24:53.830 ‫من احمق نیستم، خانم پوئت. 24:53.914 --> 24:57.330 ‫شاید یکی درباره بحث من با معلم ‫چیزی بهتون گفته باشه، 24:57.414 --> 24:58.747 ‫و شما هم جوگیر شده باشین. 24:58.830 --> 25:00.997 ‫پس اعتراف می‌کنین که بحث کردید. 25:01.080 --> 25:02.872 ‫گوش کن، همینجا ترمز بزن. 25:02.955 --> 25:06.705 ‫من به تو توضیحی بدهکار نیستم، ‫ولی نمی‌خوام وقتت رو تلف کنم. 25:06.789 --> 25:11.580 ‫روز قتل، من رفته بودم شهر کومو ‫ابریشم بخرم. 25:11.664 --> 25:14.122 ‫شبش هم تو کاروانسرای لاریو خوابیدم. 25:14.205 --> 25:16.997 ‫نامه بنویسید و از خودشون بپرسید. 25:17.497 --> 25:20.872 ‫با اجازه‌تون، می‌خوام برگردم سر کارم. 25:34.622 --> 25:35.872 ‫داره میاد. 25:49.205 --> 25:51.455 ‫اگه کمکم کنی، زودتر تموم میشه. 25:51.539 --> 25:52.872 ‫خب بعدش چی؟ 25:54.872 --> 25:57.414 ‫حتی اگه فرار کنیم، میلا چی میشه؟ 25:57.497 --> 25:58.914 ‫مگه نگفتی باهوشه؟ 25:59.414 --> 26:02.414 ‫اگه بتونی فرار کنی، ‫شاید اونم بتونه از دست عموش فرار کنه. 26:02.497 --> 26:04.455 ‫بهش بگو کجایی که بیاد پیشت. 26:05.455 --> 26:07.747 ‫ولی اگه بمونی و محکوم بشی... 26:07.830 --> 26:09.914 ‫چون می‌دونی محکومت می‌کنن دیگه؟ 26:10.414 --> 26:11.789 ‫بله متاسفانه. 26:11.872 --> 26:12.872 ‫بعدش چی؟ 26:12.955 --> 26:15.455 ‫بعد از محکومیت، می‌اندازنت زندان ‫فوق امنیتی. 26:15.539 --> 26:17.497 ‫دیگه نمی‌تونی دخترت رو ببینی. 26:19.789 --> 26:22.705 ‫جلسه آخر دادرسی هفته بعده. ‫نمی‌تونیم فرار کنیم. 26:23.622 --> 26:24.580 ‫شاید. 26:25.872 --> 26:27.830 ‫ولی حداقل می‌تونی بگی تلاشت رو کردی. 26:35.247 --> 26:38.539 ‫من جهنم‌دره‌های زیادی رو دیدم، ‫ولی خلیج عصب... 26:38.622 --> 26:41.830 ‫خورشید چشم آدم رو کور می‌کنه، ‫آبی در کار نیست. 26:42.330 --> 26:44.830 ‫شن و ماسه، گرد و خاک میرن ‫توی همه چیز. 26:44.914 --> 26:48.580 ‫فونتانا هم که روزگار ما رو سیاه کرده بود. 26:48.664 --> 26:51.580 ‫- ولی یه قهرمانی بود که مدال گرفته بود، نه؟ ‫- خب... 26:52.205 --> 26:53.997 ‫من فقط می‌دونم که از من متنفر بود. 26:55.622 --> 26:58.539 ‫می‌دونین، یه بار من رو هفت روز ‫انداخت زندان 26:58.622 --> 27:00.414 ‫چون پوتین‌هام به اندازه کافی ‫برق نمی‌زدن. 27:00.914 --> 27:01.747 ‫تو عصب. 27:03.997 --> 27:06.372 ‫درباره زخمی که تو نبرد خورده بود بگو. 27:06.955 --> 27:08.705 ‫کدوم نبرد؟ 27:09.539 --> 27:12.872 ‫خودش، خودش رو زخمی کرد. ‫اشتباهی به پاش شلیک کرد. 27:13.664 --> 27:16.955 ‫جز اون، بیشتر وقتش رو با دخترهای ‫محلی می‌گذروند. 27:18.747 --> 27:19.830 ‫بله؟ 27:20.414 --> 27:23.080 ‫آره، می‌گفت از دخترهای سفیدپوست ‫بیشتر باهاش راه میان. 27:23.872 --> 27:26.080 ‫هر چقدر کوچیکتر بودن، بیشتر ‫خوشش میومد. 27:27.414 --> 27:31.705 ‫- یعنی هیکلشون کوچیک بود؟ ‫- انریکو... 27:32.997 --> 27:34.955 ‫آقای محترم، چی میگی؟ 27:35.747 --> 27:38.205 ‫ببخشید. شما ادامه بدید. من ‫الان برمی‌گردم. 27:40.164 --> 27:42.080 ‫بگید. ادامه بدید، لطفاً. 27:51.622 --> 27:53.580 ‫ترسا، چیکار می‌کنی؟ 27:54.080 --> 27:57.288 ‫دختر کوچولو به یه تخت جدید نیاز داره. ‫تخت ماریانا به دردش نمی‌خوره. 27:57.372 --> 27:59.538 ‫اوه. از الان می‌دونی قراره دختر باشه؟ 27:59.622 --> 28:00.788 ‫حسش می‌کنم. 28:01.747 --> 28:03.205 ‫شوهرم، آقای پوئت. 28:03.288 --> 28:05.122 ‫قربان، صبح بخیر. 28:05.205 --> 28:06.663 ‫صمیمانه بهتون تبریک میگم. 28:06.747 --> 28:07.955 ‫- اه. ‫- ممنون. 28:08.455 --> 28:09.872 ‫- عزیزم؟ ‫- بله؟ 28:10.788 --> 28:12.997 ‫نمی‌خوام گیر بدم، 28:13.080 --> 28:17.122 ‫ولی حس نمی‌کنی یه کم زوده؟ 28:20.247 --> 28:23.038 ‫امروز صبح سه بار بالا آوردم. 28:24.288 --> 28:26.038 ‫- خب پس... ‫- آره. 28:28.538 --> 28:30.955 ‫- خسته نباشید. ‫- ممنون. 28:37.747 --> 28:39.247 ‫لطفاً به کارتون ادامه بدید. 28:42.163 --> 28:45.497 ‫این ادواردو گوارینو، ملوان ودتا، 28:45.997 --> 28:50.913 ‫ادعا می‌کنه که ناخدا فونتانا یه ‫دختر کم سن 28:51.413 --> 28:54.705 ‫به اسم امیرا رو خریده و با خودش ‫برگردونده ایتالیا. 28:56.497 --> 28:57.997 ‫گراتزیا هیچوقت درباره‌ش چیزی ‫نگفته بود. 28:58.080 --> 29:00.955 ‫درسته، دقیقاً. ‫من نمی‌دونم اصلاً داستان واقعیش چیه. 29:01.038 --> 29:03.372 ‫تازه، البته خودم اینطور فکر می‌کنم، 29:03.872 --> 29:06.955 ‫انگار به صورت شخصی از ناخدا فونتانا متنفره. 29:08.163 --> 29:11.455 ‫ولی حتی اگه حقیقت داشته باشه، ‫سندی برای اثباتش نداریم. 29:11.538 --> 29:13.413 ‫نه کاغذکاری اداری، هیچی. 29:15.122 --> 29:19.580 ‫می‌دونیم وقتی ناخدا از آفریقا ‫برگشته کجا زندگی کرده؟ 29:19.663 --> 29:22.997 ‫می‌دونیم که متولد تورین بوده، 29:23.622 --> 29:25.580 ‫تو یه آکادمی تو لا اسپتزیا درس خونده، 29:26.080 --> 29:28.913 ‫و بعد از عروسی، تو جنوا ‫یه آپارتمان خریده. 29:29.413 --> 29:31.997 ‫متاسفانه از قبل همه اینا هیچ ‫ردی ازش نیست. 29:32.080 --> 29:33.247 ‫- عالیه. ‫- آره. 29:35.913 --> 29:39.205 ‫- رفتی اداره ثبت احوال؟ ‫- اونجا چرا؟ 29:39.288 --> 29:42.872 ‫فونتانا با پای زخمی برگشت دیگه؟ 29:43.372 --> 29:46.747 ‫و وقتی شما مردها مجروح می‌شید، ‫گریه کنان می‌رید پیش مامانتون. 29:47.247 --> 29:49.955 ‫دنبال مادرش بگرد، و شاید بتونیم ‫خودش رو هم پیدا کنیم. 30:00.455 --> 30:02.747 ‫بسه دیگه! بچه‌ها! 30:03.330 --> 30:06.372 ‫مثل آدم بازی کنید، شنیدید؟ ‫توپ رو بندازید وسط. 30:09.288 --> 30:10.455 ‫باید برم. 30:10.538 --> 30:11.788 ‫چی شد؟ 30:11.872 --> 30:15.038 ‫هیچی. ممنون، کارت عالی بود. 30:15.122 --> 30:15.955 ‫ولی... 30:42.330 --> 30:44.455 ‫می‌خوای درباره دوستات برام بگی؟ 30:44.538 --> 30:46.663 ‫- زیاد دوست و رفیق ندارم. ‫- جدی؟ 30:47.747 --> 30:48.580 ‫چرا؟ 30:49.372 --> 30:51.747 ‫ولی می‌دونیم با هم‌کلاسیت ‫دعوات شد 30:51.830 --> 30:53.497 ‫و زدی سرش رو زخمی کردی. 30:53.580 --> 30:55.413 ‫- چرا خفه نمیشی؟ ‫- برتو. 30:55.497 --> 30:57.205 ‫- ببخشید. ‫- گفتی من رو برمی‌گردی خونه. 30:57.288 --> 31:01.413 ‫دلم می‌خواد، ولی اول باید مطمئن بشم ‫که تمام حقیقت رو بهم گفتی. 31:05.247 --> 31:07.497 ‫زیاد پیش میاد با بقیه دعوا کنی؟ 31:08.788 --> 31:10.872 ‫آره، گاهی اوقات. 31:11.372 --> 31:13.205 ‫ولی من بلایی سر معلم نیاوردم. 31:13.288 --> 31:15.746 ‫خیلی خب، ولی تو و دانته ‫چرا دعواتون شد؟ 31:16.746 --> 31:19.163 ‫چون معلم براش کلاس خصوصی ‫برگزار می‌کرد. 31:19.246 --> 31:22.288 ‫می‌گفت باهوشه و باید ادامه تحصیل بده. 31:22.371 --> 31:25.371 ‫می‌خواست بفرستتش مدرسه شبانه‌روزی ‫پولدارها. 31:25.455 --> 31:27.580 ‫این حرفش چه حسی بهت داد؟ 31:28.080 --> 31:29.496 ‫نمی‌دونم. 31:30.038 --> 31:30.996 ‫یه حس بد. 31:31.996 --> 31:34.996 ‫ولی آخرش بابای دانته راضی نشد ‫بفرستتش جایی. 31:35.580 --> 31:36.996 ‫گفت دانته باید کار کنه. 31:37.496 --> 31:39.913 ‫مثل خودش، مثل همه. 31:41.788 --> 31:42.621 ‫درسته. 31:43.621 --> 31:45.038 ‫منظورت از، «درسته» چیه؟ 31:45.121 --> 31:47.621 ‫اول می‌خوای من رو ببری خونه. ‫الان فکر می‌کنی کار من بوده؟ 31:47.705 --> 31:49.038 ‫اتفاقاً برعکس، برتو. 31:50.705 --> 31:52.955 ‫یادمه چه قولی بهت دادم. 31:54.080 --> 31:57.080 ‫تو هم اطلاعات مهمی بهم دادی. 31:58.121 --> 31:58.955 ‫چه اطلاعاتی؟ 32:32.163 --> 32:33.205 ‫میشه بیام تو؟ 32:36.746 --> 32:38.330 ‫شوهرم خونه نیست. 32:38.413 --> 32:39.955 ‫دنبال شوهرتون نبودم. 32:41.121 --> 32:44.121 ‫می‌خواستم با شما صحبت کنم. 32:54.496 --> 32:56.705 ‫این شوهر شماست، نه؟ 33:00.913 --> 33:05.038 ‫معلم می‌خواسته راضیش کنه که بذارید ‫پسرتون درس بخونه. 33:05.538 --> 33:08.038 ‫و فکر کنم واسه همین بحثشون شد. 33:08.663 --> 33:10.205 ‫و دانته هم اونا رو دید. 33:11.830 --> 33:14.871 ‫تو چند ماه آینده، معلم هی ‫اصرار می‌کرد، 33:14.955 --> 33:16.538 ‫شوهرتون هم صبرش تموم شد، 33:16.621 --> 33:19.955 ‫و یه روز، حتماً محکم هلش داده، 33:20.038 --> 33:21.705 ‫و معلم مُرده. 33:22.621 --> 33:25.871 ‫شاید تصادفی بوده باشه، شاید هم نه. ‫ولی دقیقاً همین اتفاق افتاده و شما... 33:25.955 --> 33:29.038 ‫خانم، ما می‌دونیم شما با وکیل ‫برتو تونلی کار می‌کنید. 33:31.038 --> 33:32.746 ‫ما حرفی برای گفتن به همدیگه نداریم. 33:36.455 --> 33:39.621 ‫رزا، من نمی‌تونم مجبورت کنم کاری کنی. 33:40.121 --> 33:41.205 ‫هیچکس نمی‌تونه. 33:42.121 --> 33:43.455 ‫ولی دلم می‌خواد 33:44.871 --> 33:46.288 ‫این جرئت رو بهت بدم 33:47.038 --> 33:48.413 ‫که حقیقت رو افشا کنی 33:48.496 --> 33:51.330 ‫چون می‌دونی که در حق پسرت ‫انصاف نیست. 33:51.830 --> 33:55.246 ‫انصاف نیست که یه بچه اینقدر ‫تو کارخونه خسته بشه. 33:55.330 --> 33:57.788 ‫انصاف نیست که وسط خشونت ‫زندگی کنه 33:57.871 --> 34:01.496 ‫و نتونه آینده‌ای رو جز زندگی پدرش ‫تصور کنه. انصاف نیست. 34:01.580 --> 34:03.746 ‫و الان یه بچه‌ی دیگه به خاطر 34:03.830 --> 34:06.246 ‫شوهرت زندانه، و در حق اونم ‫بی‌انصافیه. 34:06.330 --> 34:08.246 ‫نمی‌خوای به خاطر خودت این ‫کار رو بکنی؟ باشه. 34:08.830 --> 34:10.080 ‫به خاطر اونا این کار رو بکن. 34:11.330 --> 34:13.705 ‫به خاطر پسرت، رزا. من می‌تونم ‫کمکت کنم. 34:13.788 --> 34:14.955 ‫باز برگشتی به خونه‌ی من؟ 34:17.038 --> 34:18.871 ‫خانم داشت می‌رفت، ارنستو. 34:19.371 --> 34:21.996 ‫خب؟ میری یا نه؟ 34:22.496 --> 34:24.788 ‫اگه نرم من رو مثل اون ‫معلم می‌کشی؟ 34:24.871 --> 34:26.455 ‫بس کن، ارنستو! بس کن! 34:26.538 --> 34:28.413 ‫خفه شو! 34:44.829 --> 34:45.663 ‫برو! 34:46.579 --> 34:47.579 ‫رزا. 34:48.996 --> 34:51.163 ‫نمی‌تونم باز ازت دفاع کنم. 34:53.371 --> 34:57.621 ‫- متاسفم. ‫- رزا. رزا! 34:58.829 --> 35:00.663 ‫رزا! 35:04.454 --> 35:05.788 ‫رزا! 35:07.996 --> 35:09.413 ‫رزا! 35:20.371 --> 35:21.204 ‫مامان! 35:27.204 --> 35:30.079 ‫دیدی که دیدار ما کار دست تقدیر بود؟ 35:30.913 --> 35:32.163 ‫یا شانسی بود. 35:34.663 --> 35:35.538 ‫ممنون. 35:36.163 --> 35:37.038 ‫خواهش می‌کنم. 35:38.371 --> 35:40.579 ‫حتی تو دوران دانشگاه هم بهترین بودی. 35:42.496 --> 35:46.579 ‫حالا که غیبت‌ها کمتر شدن، ‫خودت میری دادگاه دوستت... 35:48.913 --> 35:49.996 ‫حرف زدن درباره‌ش بدشانسی میاره. 35:50.746 --> 35:52.038 ‫- ببخشید. ‫- عیبی نداره. 35:55.704 --> 35:57.038 ‫نامه‌م به دستت رسید؟ 35:57.538 --> 35:59.538 ‫نیاز نیست درباره‌ش صحبت کنیم، گراتزیا. 35:59.621 --> 36:01.746 ‫چرا، باید درباره‌ش صحبت کنیم. 36:04.538 --> 36:06.954 ‫می‌خواستم عذرخواهی کنم، ‫خیلی خودخواه بودم. 36:09.663 --> 36:12.371 ‫چند شب پیش خواب دیدم. 36:13.871 --> 36:15.829 ‫در واقع کابوس بود. 36:18.121 --> 36:19.454 ‫یه جوخه آتش 36:19.954 --> 36:24.246 ‫آماده بودن که بهم شلیک کنن. 36:25.538 --> 36:27.079 ‫دستام بسته بودن. 36:28.079 --> 36:30.371 ‫و پدرم داشت کیفرخواست رو می‌خوند. 36:31.246 --> 36:32.329 ‫چه ترسناک. 36:32.413 --> 36:33.288 ‫و واقعی. 36:37.996 --> 36:39.913 ‫من و تو هیچ فرقی با هم نداریم، گراتزیا. 36:41.579 --> 36:43.871 ‫همیشه تو تیم غلط بودیم. 36:44.538 --> 36:46.871 ‫و می‌تونم کاری که کردی رو درک کنم. 36:47.704 --> 36:49.996 ‫چه خودخواهانه چه نه، درک می‌کنم. 36:50.871 --> 36:54.663 ‫چون وقتی ازدواج کردی، منم سعی نکردم ‫جلوت رو بگیرم. 36:55.371 --> 36:56.496 ‫باید جلوم رو می‌گرفتی. 36:57.038 --> 36:58.079 ‫آره. 37:03.329 --> 37:04.788 ‫پس باز دوست شدیم؟ 37:07.829 --> 37:10.413 ‫من و تو تا ابد دوست باقی می‌مونیم. 37:10.496 --> 37:11.329 ‫شرمنده. 37:13.663 --> 37:15.496 ‫حیف که قراره بهم شلیک کنن. 37:15.579 --> 37:16.788 ‫نه، این حرفا رو نزن. 37:17.913 --> 37:19.496 ‫در بدترین حالت بهت حبس ابد میدن. 37:20.496 --> 37:21.954 ‫ها؟ با کار اجباری. 37:23.496 --> 37:25.621 ‫بیست سالی میشه کسی رو ‫اعدام نکردن. 37:37.163 --> 37:38.329 ‫همچین اتفاقی نمیفته. 37:40.329 --> 37:41.579 ‫حرفت رو باور می‌کنن. 37:43.454 --> 37:44.454 ‫امیدوارم. 37:44.538 --> 37:45.621 ‫قول میدم. 37:50.621 --> 37:52.913 ‫[کاروانسرای استلا] 37:56.538 --> 37:59.204 ‫شب بخیر. اتاق شونزده، لطفاً. 38:00.913 --> 38:02.996 ‫نامه دارید. از طرف شما گرفتمش. 38:03.079 --> 38:04.163 ‫عالیه. 38:06.996 --> 38:11.579 ‫تهدید. تهدید. توهین. 38:14.121 --> 38:17.287 ‫[به لیدیا پوئت، از طرف برتو] 38:17.371 --> 38:18.537 ‫این یکی رو نگه می‌دارم. 38:18.621 --> 38:22.079 ‫اوه، خانم. یکی تو اون اتاق ‫سراغتون رو گرفت. 38:31.204 --> 38:35.579 ‫والدین ناخدا فونتانا تو پورتا نوئووای ‫تورین زندگی می‌کردن. 38:36.204 --> 38:38.287 ‫ولی خونه بهش ارث رسیده بوده. 38:38.371 --> 38:41.246 ‫اما سریع فروش رفته، ‫پس اون یه بن‌بسته. 38:41.329 --> 38:45.662 ‫ولی رد وصیت‌نامه‌ی کتبی رو زدم، 38:46.246 --> 38:51.746 ‫که به یه ملک بزرگ تو دریاچه گرانده‌ی ‫آویلیانا اشاره می‌کنه. 38:51.829 --> 38:52.871 ‫می‌بینی؟ 38:53.496 --> 38:56.954 ‫یه ویلای هشتصد متر مربعی به ‫عنوان ارث باقی مونده. 38:57.537 --> 38:59.537 ‫فردا صبح با انریکو میرم اونجا. 38:59.621 --> 39:03.871 ‫«برای پسرم گوئیدو فونتانا، که همین الانش ‫هم ساکن دائمی اون ویلاست.» 39:03.954 --> 39:06.579 ‫می‌دونم، سرنخ بزرگی نیست. 39:06.662 --> 39:11.079 ‫ولی اگه کسی یه دختر اهل ‫اریتره رو یادش باشه... 39:11.829 --> 39:14.246 ‫شاید بتونم درباره‌ش یه مقاله بنویسم. 39:14.829 --> 39:17.037 ‫به نظرت هیئت منصفه در نظر می‌گیردش؟ 39:17.537 --> 39:23.329 ‫خب، اگه بتونیم خود امیرا رو پیدا کنیم، ‫شرایط عوض میشه، آره. 39:23.412 --> 39:26.704 ‫اگه هنوز ساکن ویلا باشه، ‫فکر نکنم کار سختی باشه. 39:27.287 --> 39:30.037 ‫آره، ولی مراقب باش. ‫خوشبینی واسه سیاستمدارهاست. 39:40.912 --> 39:43.121 ‫شنیدم کونسوئلو قراره تو میلان بخونه. 39:44.204 --> 39:45.079 ‫که چی؟ 39:47.204 --> 39:49.079 ‫- هیچی. همینجوری. ‫- نه، فقط... 39:49.579 --> 39:51.787 ‫کونسوئلو چه ربطی داشت؟ 39:51.871 --> 39:54.037 ‫هیچی. خواستم یه بحث بندازم وسط. 39:54.787 --> 39:56.454 ‫لیدیا، الان فقط من و تو داریم ‫حرف می‌زنیم. 39:56.996 --> 40:00.704 ‫داریم سعی می‌کنیم یه مشکل جدی ‫رو حل کنیم. چه ربطی به کونسوئلو داره؟ 40:00.787 --> 40:02.329 ‫- یه سوال ساده بود. ‫- نپرس! 40:02.412 --> 40:04.329 ‫- باشه. هیس. خیلی خب. ‫- نپرس. 40:08.496 --> 40:10.662 ‫ببخشید. اغراق کردم. ببخشید. 40:10.746 --> 40:12.496 ‫نه، تو ببخش. قصد نداشتم... 40:15.079 --> 40:16.871 ‫لیدیا، کونسوئلو بی‌نظیره. 40:17.371 --> 40:18.579 ‫فوق‌العاده‌ست. 40:19.496 --> 40:22.662 ‫وقتی کنارشم حس می‌کنم به درد نخورم ‫چون عاشقمه. 40:24.996 --> 40:25.829 ‫ولی من عاشقش نیستم. 40:28.287 --> 40:29.454 ‫می‌دونی چی فهمیدم؟ 40:30.704 --> 40:33.162 ‫وقتی گفتی دادستان رو ول کردی. 40:33.662 --> 40:36.662 ‫چون همونطور که ممکنه حدس ‫زده باشی، 40:37.329 --> 40:39.204 ‫وقتی گفتی خوشحال شدم چون... 40:39.287 --> 40:41.079 ‫- بسه. بهتره بری. ‫- چی؟ چرا؟ 40:41.162 --> 40:44.079 ‫چون خودت هم می‌دونی داری ‫مزخرف میگی. 40:46.871 --> 40:50.079 ‫وایسا! می‌دونی چی مزخرفه، لیدیا؟ ‫می‌دونی؟ 40:50.579 --> 40:51.704 ‫که من و تو الان اینجاییم، 40:52.787 --> 40:55.496 ‫و نمی‌تونیم حرف دلمون رو بزنیم. 40:56.079 --> 40:57.287 ‫و نمی‌دونم چرا. 40:57.787 --> 41:01.746 ‫چون نمی‌خوایم کسی رو اذیت کنیم؟ ‫چون خودمون نمی‌خوایم عذاب بکشیم! 41:01.829 --> 41:04.662 ‫ولی حتی اگه وانمود کنیم همه چی مرتبه، ‫مشخصه که... 41:04.746 --> 41:05.871 ‫چی؟ 41:06.662 --> 41:07.537 ‫چی؟ 41:11.287 --> 41:12.204 ‫تو بگو. 41:41.162 --> 41:43.662 ‫[به لیدیا پوئت، از طرف برتو] 41:50.287 --> 41:52.912 ‫[ممنونم] 41:58.037 --> 41:59.204 ‫[به لیدیا] 41:59.995 --> 42:00.829 ‫[از طرف ترسا - فوری] 42:00.912 --> 42:04.537 ‫لیدیای عزیز، امیدوارم این نامه ‫ناراحتت نکنه. 42:05.745 --> 42:09.037 ‫با این نامه می‌خوام از سوءتفاهمی ‫برات بگم 42:09.120 --> 42:12.370 ‫که ممکنه خوشبختی برادرم یاکوپ ‫رو در خطر بندازه. 42:13.287 --> 42:16.037 ‫کونسوئلو بارداره، 42:16.870 --> 42:18.204 ‫ولی جرئت نداره بهش بگه 42:18.287 --> 42:20.829 ‫چون می‌ترسه یاکوپ هنوز عاشق تو باشه. 42:24.829 --> 42:28.204 ‫خواهش می‌کنم چیزی درباره این ماجرا ‫بهش نگو، ولی اگه می‌تونی سعی کن 42:28.287 --> 42:30.954 ‫دیگه باهاش در ارتباط نباشی. 42:33.870 --> 42:36.537 ‫یادت نره که هنوز نبخشیدمت. 42:38.120 --> 42:38.995 ‫باشه، فهمیدم. 42:39.079 --> 42:40.162 ‫خوبه. 42:40.662 --> 42:42.329 ‫نمی‌خوام الکی امیدوار بشی. 43:41.037 --> 43:41.870 ‫خودشه. 43:43.204 --> 43:44.245 ‫امیراست. 43:53.954 --> 43:57.620 ‫لیدیا. من کار اشتباهی کردم؟ 43:58.620 --> 44:00.537 ‫بیاید اینجا. ببینید. 44:00.620 --> 44:02.537 ‫ما اشتباه کردیم، یاکوپ. 44:03.561 --> 44:08.561 www.Doostihaa.com