WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:07.958 --> 00:09.791 ‫چرا انقدر می‌خوری؟ 00:12.166 --> 00:13.083 ‫کی بود... 00:14.416 --> 00:16.666 ‫خودشه، اون کاپیلِ کثافته. 00:18.083 --> 00:19.208 ‫یالا داداش. 00:19.291 --> 00:20.750 ‫وقت ما از الان شروع می‌شه. 00:26.625 --> 00:27.875 ‫یالا، بریم. 00:44.458 --> 00:45.458 ‫هی، در رو ببند! 01:07.416 --> 01:08.416 ‫اینو بگیر. 01:10.041 --> 01:10.958 ‫برو، برو، برو! 01:18.833 --> 01:20.375 ‫هی، راوی. بیا اینجا. 01:21.875 --> 01:23.083 ‫می‌تونی بری بالا؟ 01:25.500 --> 01:28.166 ‫تو همین‌جا بمون. ‫من از داخل بازش می‌کنم. 01:56.250 --> 01:57.083 ‫کاپیل؟ 01:57.166 --> 02:00.041 ‫خونه انگار خالیه، ‫فقط یه گاومیش این‌توئه. 02:00.125 --> 02:02.166 ‫هان؟ گاومیش؟ 02:02.250 --> 02:04.041 ‫گاو نر؟ توی خونه؟ 02:04.500 --> 02:06.041 ‫اون پشت یه انباری هست. 02:06.125 --> 02:09.000 ‫همۀ کارگرها اونجان. ‫حتماً همون‌جا قایم شده. 02:09.958 --> 02:10.833 ‫- بریم. ‫- بریم. 02:25.625 --> 02:27.958 ‫لعنتی، واقعاً یه گاو نر این‌توئه. 02:28.041 --> 02:30.000 ‫- از اون پشت، از پله‌ها برو بالا. ‫- باشه. 02:43.208 --> 02:45.291 ‫این روزها هوا واقعاً داره سرد می‌شه. 02:45.375 --> 02:47.875 ‫- بیا بریم داخل. آره داداش. ‫- آره، بریم. 02:54.416 --> 02:56.333 ‫قربان، جسد رو روی زمین پیدا کردیم. 02:56.416 --> 02:57.583 ‫آره. 02:57.666 --> 03:00.708 ‫خب وقتی روی زمین پیداش کردین، ‫یعنی افتاده روی زمین دیگه. 03:03.750 --> 03:05.583 ‫ببین. دست و پاش پیچ خورده. 03:08.250 --> 03:10.583 ‫اگه درست راه می‌رفت که نمی‌افتاد. 03:10.666 --> 03:14.041 ‫اینجا منطقۀ کوهستانیه، ‫کلی سرازیری هست. 03:16.541 --> 03:18.208 ‫هی، بذار اون فیلم رو ببینیم، داداش. 03:18.291 --> 03:20.583 ‫باشه، باشه، چرا که نه. ‫منم خیلی دوستش دارم. 04:17.750 --> 04:18.708 ‫آشغال! 04:26.666 --> 04:28.333 ‫یه‌جوری می‌زنمت که بیهوش بشی. 04:28.416 --> 04:31.958 ‫- دهن این آشغال رو ببند. ‫- امیدوارم هر چی می‌خواستی دستشویی کرده باشی، 04:32.041 --> 04:34.500 ‫چون قراره سفر خیلی طولانی‌ای داشته باشیم. 04:34.583 --> 04:35.791 ‫راه بیفت، راه بیفت. 05:03.000 --> 05:04.875 ‫راوی! برو. برو. 05:18.875 --> 05:20.666 ‫نه. برو سراغ اونا. 05:30.625 --> 05:31.750 ‫بیاید بچه‌ها! 05:58.458 --> 05:59.625 ‫تیراندازی نکن، سوییتی. 05:59.708 --> 06:01.250 ‫سلطان رو می‌زنی، احمق! 06:01.333 --> 06:03.000 ‫هی، پاپی، تفنگتو بیار پایین! 06:05.958 --> 06:10.125 ‫وای! اسم اون گاو نر گُنده رو گذاشته سلطان، ‫بعد به نوچه‌هاش می‌گه سوییتی و پاپی. 06:14.916 --> 06:16.666 ‫- راوی. ببین. ‫- هان؟ 06:17.791 --> 06:20.250 ‫حالا نگاه کن چطور ‫پدر این عوضی‌ها رو درمیارم. 06:22.125 --> 06:25.083 ‫کثافت‌ها، خوب گوش کنین! 06:25.666 --> 06:26.875 ‫اینو ببینین. 06:28.500 --> 06:30.583 ‫یه بمب تو دستمه. 06:31.500 --> 06:32.750 ‫می‌بینینش؟ 06:34.291 --> 06:36.666 ‫اگه هر کدوم از شما بی‌عرضه‌ها بخواد دست از پا خطا کنه، 06:36.750 --> 06:39.583 ‫اول، من می‌رم رو هوا، ‫بعدشم اون می‌ره رو هوا. 06:40.125 --> 06:42.708 ‫آخرشم رئیستون، داندا، پدرتونو درمیاره. 06:43.541 --> 06:44.875 ‫اسلحه‌هاتونو بندازین زمین. 06:46.000 --> 06:47.666 ‫شوخی نمی‌کنم، خب؟ 06:47.750 --> 06:49.541 ‫اینو می‌چپونم تو دهنش. 06:49.625 --> 06:50.833 ‫یالا، بجنبین! 06:52.916 --> 06:55.541 ‫اسلحه‌هاتونو بندازین زمین ‫و برین بچسبین به دیوار. 07:06.125 --> 07:07.041 ‫لعنتی. 07:07.916 --> 07:09.166 ‫یالا! برین بیرون! 07:09.250 --> 07:11.083 ‫یالا، یالا، یالا، یالا! 07:11.625 --> 07:12.833 ‫بدویید! بجنبید! 07:43.666 --> 07:50.666 ‫سلطان! 09:01.083 --> 09:02.708 ‫به حرف بیاریمش؟ 09:03.833 --> 09:05.375 ‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟ 09:05.416 --> 09:06.500 ‫من بهش گفتم بیاد. 09:06.583 --> 09:07.791 ‫آقا. آقا، کمکم کنین! 09:07.875 --> 09:10.500 ‫- این کثافت‌ها می‌خوان منو بکُشن. ‫- برای چی داری عر می‌زنی؟ 09:10.583 --> 09:13.250 ‫کثافت! ‫برای چی داری عر می‌زنی؟ هان؟ 09:13.333 --> 09:17.875 ‫بهتره همین الان شروع کنی به حرف زدن! ‫وگرنه اون دستگاه پرس رو می‌بینی؟ هان؟ 09:17.958 --> 09:19.875 ‫سرتو می‌ذارم زیرش. 09:22.708 --> 09:25.875 ‫یادته چه بلایی سرِ کلۀ اون گاوه اومد؟ هان؟ 09:25.958 --> 09:28.041 ‫خب، حالا نوبت توئه. 09:28.375 --> 09:30.250 ‫لطفاً منو ببخشید، آقا. 09:30.833 --> 09:32.875 ‫ببخشمت؟ هان؟ 09:32.958 --> 09:34.041 ‫ببخشمت؟ 09:34.625 --> 09:36.958 ‫دو نفر کشته شدن! 09:37.041 --> 09:38.375 ‫دو نفر! 09:39.250 --> 09:41.458 ‫قرار نبود جفتشون بمیرن. 09:42.166 --> 09:43.791 ‫پس چرا گودیا رو کُشتین؟ 09:48.000 --> 09:49.708 ‫اصلاً رفته بودیم گودیا رو بکُشیم. 09:50.750 --> 09:52.375 ‫ما برای کشتنِ نیهال اونجا نبودیم. 10:08.250 --> 10:10.083 ‫این چرت‌وپرت‌ها چیه می‌گی؟ 10:10.166 --> 10:12.250 ‫چی می‌گی برای خودت؟ 10:12.333 --> 10:14.208 ‫ما فقط برای کشتن گودیا رفتیم اونجا. 10:14.291 --> 10:18.708 ‫یه هفتۀ تمام تعقیبش کردیم. ‫صبح و شب، لحظه به لحظه. 10:18.791 --> 10:20.958 ‫می‌رفت کلاس زبان انگلیسی. 10:21.041 --> 10:24.791 ‫نقشه این بود که بعد از کلاسش بدزدیمش. 10:24.875 --> 10:28.375 ‫می‌دزدیدیمش و مینداختیمش توی ماشین سانی، 10:28.458 --> 10:31.583 ‫بعدش توی یه زمین خالی می‌کشتیمش. مینداختیمش... 10:41.500 --> 10:44.416 ‫روزی که رفتیم بگیریمش، ‫نرفت کلاسش. 10:44.500 --> 10:46.375 ‫توی باشگاه بوکس هم نبود. 10:47.250 --> 10:48.916 ‫گند زد به تمام نقشه‌هامون. 10:49.916 --> 10:53.833 ‫بعد گفتیم یه نفر هست که حتماً می‌دونه اون کجاست. 10:55.083 --> 10:56.041 ‫نیهال سینگ. 11:04.833 --> 11:06.583 ‫دیگه کی با شماها بود؟ 11:08.916 --> 11:12.125 ‫سانی، من و دینو. 11:12.208 --> 11:13.125 ‫کی؟ 11:15.458 --> 11:16.500 ‫دینو هم اونجا بود. 11:25.208 --> 11:28.208 ‫دینو، تو واقعاً حیوونی، داداش. 11:28.291 --> 11:31.750 ‫حق اون عوضی همینه ‫که این‌طوری کشته بشه. 11:34.250 --> 11:36.500 ‫و آره، یه نفر دیگه هم بود. 11:37.166 --> 11:38.333 ‫اون دیگه کدوم خریه؟ 11:42.250 --> 11:44.875 ‫اون؟ همون کسیه که اجیرمون کرده. 11:48.083 --> 11:51.666 ‫اصل داستان از الان شروع می‌شه. 12:00.958 --> 12:03.000 ‫بهمون بگو! بگو، آشغال! 12:03.083 --> 12:04.875 ‫کی بهتون گفت این کار رو بکنین؟ 12:04.958 --> 12:08.125 ‫- کی بهتون گفت این کارها رو بکنین؟ ‫- دِو! 12:10.833 --> 12:12.916 ‫روحم هم خبر نداره. ‫دارم راستش رو می‌گم. 12:14.541 --> 12:16.041 ‫هیچ‌وقت صورتشو ندیدم. 12:17.000 --> 12:18.458 ‫فقط دینو می‌دونست اون کیه. 12:19.750 --> 12:21.083 ‫دینو رو کجا می‌تونیم پیدا کنیم؟ 12:23.166 --> 12:24.500 ‫کجاست؟ 12:26.333 --> 12:27.500 ‫نمی‌دونم. 12:27.583 --> 12:29.208 ‫بعد از اون قضیه غیبش زد. 12:29.875 --> 12:31.083 ‫واقعاً؟ 12:31.166 --> 12:32.375 ‫غیبش زد؟ 12:32.458 --> 12:34.000 ‫که غیبش زده، آره؟ 12:34.291 --> 12:35.708 ‫بکُشینش کثافت رو. 12:36.291 --> 12:39.458 ‫این عوضی قرار نیست ‫به این راحتی‌ها حرف بزنه. 12:39.541 --> 12:41.750 ‫پاشو، کثافت! بلند شو! 12:43.833 --> 12:45.166 ‫حرف بزن، عوضی! 12:45.250 --> 12:46.250 ‫بهمون بگو کجاست. 12:46.291 --> 12:47.666 ‫هیسار! 12:47.875 --> 12:48.958 ‫احتمالاً هیسار. 12:49.041 --> 12:50.333 ‫دقیقاً کجای هیسار؟ 12:50.375 --> 12:51.625 ‫دینو رو توی هیسار پیدا می‌کنین! 12:51.666 --> 12:55.333 ‫آشغال، هنوزم داری ‫بعضی از چیزهایی که می‌دونی رو قایم می‌کنی. 12:55.833 --> 12:57.791 ‫نجاتم بدین! 13:16.666 --> 13:19.333 ‫هی! هنوز کارمون باهات تموم نشده، کثافت. 13:19.416 --> 13:20.916 ‫فقط ۱۰ ثانیه وقت داری. 13:21.208 --> 13:24.833 ‫همین الان حرف می‌زنی، ‫یا سرت همین‌جا می‌مونه و مغزت می‌پاچه بیرون. 13:25.166 --> 13:26.416 ‫یالا، یالا. پاشو. 13:26.500 --> 13:27.500 ‫هنوز تموم نشده. 13:27.583 --> 13:29.041 ‫بذار کارشو تموم کنیم. 13:31.375 --> 13:32.916 ‫دِو، این کار رو نکن. می‌میره. 13:32.958 --> 13:34.250 ‫بذار این عوضی بمیره! 13:34.333 --> 13:36.916 ‫دِو، ما چیزهایی که باید می‌دونستیم رو فهمیدیم. 13:37.000 --> 13:38.708 ‫- حالا ولش کن! ‫- یا حرف می‌زنه یا می‌میره! 13:38.791 --> 13:41.583 ‫- بس کن، دِو! می‌میره! ‫- اگه مُرد هم به درک! 13:41.666 --> 13:43.916 ‫دِو، چیزهایی که لازم داشتیم رو فهمیدیم، خب؟ 13:44.000 --> 13:45.750 ‫حالا ولش کن! 13:45.791 --> 13:47.375 ‫داره پسره رو می‌کُشه! 14:01.416 --> 14:03.541 ‫ایست! گفتم ایست! 14:03.916 --> 14:05.666 ‫نیروی کمکی خبر کن. 14:16.500 --> 14:17.416 ‫یالا! 14:19.000 --> 14:19.916 ‫اونجان. 14:22.791 --> 14:24.250 ‫وایستید، عوضیا! 14:28.375 --> 14:29.833 ‫صبر کن، صبر کن. 14:32.708 --> 14:33.750 ‫برو عقب. برو عقب. 14:36.375 --> 14:38.791 ‫اونجان. محاصره‌شون کنین. ‫یالا! 14:39.875 --> 14:41.875 ‫نباید بذاریم فرار کنن. 14:43.625 --> 14:44.875 ‫خدا پشت و پناهت باشه. 15:08.375 --> 15:10.041 ‫دیگه داری پیر می‌شی. 15:13.541 --> 15:16.666 ‫اصلاً می‌فهمین شما دوتا نابغه چی‌کار کردین؟ 15:17.291 --> 15:19.000 ‫اون زیر سن قانونیه. 15:19.083 --> 15:20.250 ‫۱۷ سالشه. 15:20.333 --> 15:23.208 ‫و هر کاری این پسرۀ ۱۷ ساله بکنه ‫اشکالی نداره؟ 15:23.291 --> 15:25.500 ‫اون با بی‌رحمیِ تمام، خواهر منو به قتل رسونده. 15:25.666 --> 15:27.291 ‫چه مدرکی داری؟ هوم؟ 15:27.375 --> 15:28.875 ‫پسره به همه‌چی اعتراف کرد. 15:28.958 --> 15:30.000 ‫معلومه که اعتراف می‌کنه. 15:30.083 --> 15:33.208 ‫اگه این‌طوری شکنجه‌ش بدی ‫هر چی بخوای بشنوی رو بهت می‌گه. 15:45.000 --> 15:47.250 ‫نه، نه، نه، نه! ‫نه، نه، نه، نه، نه، نه! 15:47.291 --> 15:50.250 ‫یعنی چی، «نه، نه، نه»؟ ‫فوگات، ولم کن. 15:50.333 --> 15:51.833 ‫ولم کن، فوگات! 15:51.916 --> 15:55.333 ‫این کثافت‌ها سلطانِ منو کشتن! 15:56.750 --> 15:58.250 ‫هی، نه! تفنگم نه! 15:58.333 --> 16:00.708 ‫- دستمو ول کن! ‫- حسابی می‌افتی تو دردسر! 16:00.791 --> 16:02.166 ‫- دستمو ول کن! ‫- خواهشاً! 16:02.250 --> 16:03.791 ‫- یالا، ولم کن. ‫- به حرفم گوش بدین. 16:03.875 --> 16:07.125 ‫- یعنی چی که تو دردسر می‌افتم؟ ‫- آروم باشین. 16:07.166 --> 16:10.875 ‫عصبانیت شما کاملاً منطقیه، جناب شهردار. 16:10.958 --> 16:13.000 ‫ولی چطور می‌تونین آقای مربی رو این‌طوری بکُشین؟ 16:13.083 --> 16:14.333 ‫نه. 16:14.416 --> 16:15.416 ‫بهشون شلیک کن. 16:15.458 --> 16:17.250 ‫- جلوی روی من بهشون شلیک کن، همین الان! ‫- نه. 16:17.333 --> 16:20.041 ‫نمی‌خوام این قضیه ۱۰۰ سال ‫توی دادگاه کش پیدا کنه. 16:20.125 --> 16:22.916 ‫جلوی روی من بهشون شلیک کن. ‫اونا گاو منو کشتن! 16:23.000 --> 16:24.416 ‫آقا، شما اصلاً گوش نمی‌دین. 16:26.041 --> 16:27.416 ‫دادگاهی در کار نیست. 16:28.541 --> 16:31.250 ‫مجازاتی که کوکی یاداو براشون در نظر گرفته کافیه. 16:31.708 --> 16:32.833 ‫آره. 16:33.333 --> 16:35.000 ‫خیلی از نوچه‌هاش توی زندانن. 16:36.041 --> 16:39.916 ‫هر دو، پدر و پسر می‌رن اون‌تو ‫و دیگه هیچ‌وقت بیرون نمیان. 16:41.541 --> 16:45.083 ‫جفتشون می‌میرن ‫بدون اینکه ما قانونی رو بشکنیم. 16:45.166 --> 16:46.583 ‫چیزی که می‌شکنه... 16:47.333 --> 16:48.625 ‫گردن اوناست. 16:49.666 --> 16:51.000 ‫فقط به من اعتماد کنین. 16:59.458 --> 17:00.416 ‫[شعبۀ شمارۀ ۲ دادگاه] 17:13.791 --> 17:15.000 ‫همون‌طور که می‌بینین، 17:15.083 --> 17:18.791 ‫مربی راغوبیر سینگ و پسرش ‫دِوِندرا سینگ بازداشت شدن. 17:19.375 --> 17:22.083 ‫چیزی که جای تأمل داره ‫اینه که دقیقاً همون خشونتی 17:22.166 --> 17:24.666 ‫که ما توی رینگ‌های بوکسِ ‫این کشور تشویقش می‌کنیم 17:24.750 --> 17:29.000 ‫حالا بیرون از رینگ بوکس ‫چهرۀ به‌شدّت زشتی از خودش نشون داده. 17:29.500 --> 17:32.291 ‫و در گیر و دار تمام این اتفاقات، ‫راویندرا سینگ هنوز متواریه. 18:02.208 --> 18:03.416 ‫به کمکت نیاز دارم. 18:04.833 --> 18:06.833 ‫[ترمینال اتوبوس شکتیگار] 18:15.125 --> 18:17.291 ‫تو؟ اینجا چی‌کار می‌کنی؟ 18:17.375 --> 18:19.416 ‫چی شده؟ چرا تعجب کردی؟ 18:20.083 --> 18:22.791 ‫نه، نه. آخه... ‫بهم نگفتی داری میای. 18:22.875 --> 18:24.250 ‫می‌اومدم ایستگاه دنبالت. 18:24.333 --> 18:25.958 ‫راه خونه‌مو بلدم. 18:26.500 --> 18:28.375 ‫چرا مزاحمت بشم؟ 18:31.500 --> 18:32.916 ‫همه‌چی مرتبه؟ 19:03.750 --> 19:05.250 ‫تو دوست خوبی هستی. 19:07.333 --> 19:08.208 ‫داداش. 19:09.250 --> 19:11.666 ‫فقط همون سه نفر ‫می‌تونن اطلاعاتی که می‌خوایم رو بهمون بدن. 19:12.416 --> 19:14.583 ‫خیلی مهمه که هر سه‌تاشون رو پیدا کنیم. 19:16.291 --> 19:17.333 ‫خب، از کجا شروع کنیم؟ 19:19.291 --> 19:20.333 ‫از هیسار. 19:22.875 --> 19:24.666 ‫[زندان منطقه‌ای شکتیگار] 20:04.708 --> 20:06.291 ‫هی. اینجا نه. 20:08.500 --> 20:09.625 ‫سلول شمارۀ ۴۲. 20:09.708 --> 20:12.625 ‫ولی آقا، چرا نندازیمشون اینجا؟ 20:12.708 --> 20:14.416 ‫۴۲. 20:14.500 --> 20:15.708 ‫بریم. 20:19.708 --> 20:21.750 ‫باید به آقای کوکی خبر بدیم. 20:35.541 --> 20:38.250 ‫خب، دو نفر به راحتی می‌تونن اینجا بمونن. 20:38.333 --> 20:39.583 ‫تهویۀ خوبی هم داره. 20:40.458 --> 20:41.625 ‫ممنون، فیروز. 20:42.583 --> 20:44.916 ‫خواهش می‌کنم، دارین خجالتم می‌دین، آقای مربی. 20:45.000 --> 20:49.000 ‫من با این امید اومدم شکتیگار ‫که اگه پسرهام توی بوکس به جایی رسیدن، 20:49.083 --> 20:51.250 ‫بتونن شغل دولتی گیر بیارن. 20:51.833 --> 20:53.583 ‫این واقعاً لطف خدا بود 20:54.666 --> 20:56.666 ‫که شما قبول کردین مربی پسرای من بشین. 20:57.791 --> 21:00.583 ‫شما اونا رو به سطح ملی رسوندین. ‫این چیز کمی نیست. 21:04.541 --> 21:05.791 ‫چه خوب. 21:09.125 --> 21:10.375 ‫خیلی خوبه. 21:13.541 --> 21:15.250 ‫من دیگه با اجازه‌تون رفع زحمت می‌کنم. 21:15.875 --> 21:18.083 ‫اگه چیزی لازم داشتین بهم خبر بدین. 21:18.166 --> 21:19.000 ‫ممنون. 21:19.083 --> 21:20.083 ‫مراقب خودتون باشین. 21:40.000 --> 21:41.416 ‫از آرویند خبری داری؟ 21:41.916 --> 21:43.375 ‫تونست چیزی بفهمه؟ 21:43.458 --> 21:45.083 ‫منظورت در مورد دینوئه؟ 21:45.583 --> 21:46.500 ‫نه. 21:47.416 --> 21:48.625 ‫یه چیزی بخور. 21:49.583 --> 21:50.583 ‫اشتها ندارم. 21:53.208 --> 21:55.000 ‫گرسنه موندن چه فایده‌ای داره؟ 21:55.541 --> 21:56.458 ‫یه چیزی بخور. 21:57.541 --> 21:59.083 ‫کمکت می‌کنه بهتر فکر کنی... 21:59.166 --> 22:01.541 ‫گفتم نمی‌خوام چیزی بخورم! 22:06.125 --> 22:07.458 ‫ببخشید. 22:14.208 --> 22:15.125 ‫ببخشید. 22:16.791 --> 22:17.750 ‫ببخشید. 22:18.958 --> 22:20.291 ‫مغزم درست کار نمی‌کنه. 22:21.166 --> 22:24.416 ‫نمی‌دونم. ‫نمی‌دونم باید چی‌کار کنم، بهارتی. 22:27.125 --> 22:29.666 ‫فکر و خیال‌هام انگار تمومی ندارن. 22:48.041 --> 22:49.000 ‫راوی. 22:51.500 --> 22:52.625 ‫راوی. 22:58.291 --> 22:59.208 ‫راوی، گوش کن. 23:04.208 --> 23:06.166 ‫آقای مربی با هُل دادنِ من، 23:07.250 --> 23:08.625 ‫از دست پلیس نجاتم داد. 23:10.583 --> 23:12.708 ‫وگرنه منم الان داشتم توی زندان آب خنک می‌خوردم. 23:16.333 --> 23:18.916 ‫اگه پلیس به‌موقع نرسیده بود، 23:19.000 --> 23:20.750 ‫برادرم کاپیل رو کشته بود. 23:22.875 --> 23:25.541 ‫اون بیشتر از اینکه دنبال جواب باشه، دنبال انتقام بود. 23:28.708 --> 23:29.791 ‫انتقام. 23:32.041 --> 23:34.166 ‫اون خواهر منم بود. 23:35.208 --> 23:36.625 ‫حتی منم بابتش عصبانی‌ام. 23:38.625 --> 23:40.958 ‫ولی اون دردی که بعد از گرفتنِ جونِ یه نفر 23:41.041 --> 23:43.666 ‫تو رو از هم می‌دره، بهارتی... 23:45.291 --> 23:47.875 ‫هیچ‌وقت نمی‌شه ازش فرار کرد! 23:55.083 --> 23:56.375 ‫من این گناه رو... 24:01.916 --> 24:03.333 ‫توی رینگ بوکس مرتکب شدم. 24:06.958 --> 24:10.083 ‫نمی‌خوام دوباره مسئول مرگ کسی باشم. 24:12.791 --> 24:15.666 ‫می‌خوام تمام این خون و خونریزی‌ها رو ‫پشت سر بذارم. 24:15.750 --> 24:18.291 ‫برای اولین بار توی پنج سال گذشته، حس می‌کنم... 24:19.125 --> 24:20.208 ‫زنده‌ام. 24:21.625 --> 24:22.541 ‫بهارتی، 24:23.458 --> 24:25.041 ‫کاری که کردم این بود که... 24:25.791 --> 24:30.750 ‫وارد رینگ شدم، دستکش‌هامو دستم کردم ‫و شروع کردم به مبارزۀ تمرینی، 24:31.458 --> 24:34.916 ‫و یه خوشحالی‌ای رو حس کردم ‫که کاملاً فراموشش کرده بودم. 24:37.875 --> 24:38.791 ‫ولی... 24:39.875 --> 24:41.625 ‫یعنی در جستجوی دلخوشیِ خودم... 24:43.458 --> 24:45.500 ‫دارم کم‌کم گودیای خودمو فراموش می‌کنم؟ 24:56.041 --> 25:00.500 ‫پیدا کردنِ دلخوشیِ خودت ‫هیچ اشکالی نداره، راوی. 25:04.666 --> 25:06.291 ‫گودیا الان هر جا که باشه، 25:08.000 --> 25:09.875 ‫دوست داره که تو خوشحال باشی. 25:19.875 --> 25:21.916 ‫پس اونا برای کُشتنِ گودیا اومده بودن. 25:23.958 --> 25:26.250 ‫ولی چرا باید می‌خواستن اونو بکُشن؟ 25:28.541 --> 25:31.291 ‫ویجو چشمِ دیدنِ نیهال سینگ رو نداشته. 25:31.375 --> 25:33.791 ‫حتماً با خودش فکر کرده که اگه گودیا ‫و بچه‌ش کشته بشن، 25:33.875 --> 25:36.833 ‫نیهال سینگ خودبه‌خود از هم می‌پاشه. 25:36.916 --> 25:40.791 ‫ولی چرا داندا باید به آقای فوگات دستور بده ‫که پرونده رو مختومه کنه؟ 25:42.625 --> 25:43.541 ‫یه لحظه صبر کن. 25:44.125 --> 25:45.875 ‫نکنه شورای روستا پشت این قضیه‌ست؟ 25:46.666 --> 25:50.791 ‫می‌خوان گودیا درس عبرتی بشه برای بقیه ‫که دیگه ازدواج‌های بینِ طایفه‌ای نکنن؟ 25:52.000 --> 25:55.083 ‫پس اون کوکی یاداوِ عوضی چی می‌شه؟ 25:55.166 --> 25:57.291 ‫اون این وسط داره چی‌کار می‌کنه؟ 25:58.958 --> 26:01.375 ‫به نظرم باید همین الان از اینجا بریم. 26:01.458 --> 26:04.458 ‫بعد از این‌همه حرف زدن، ‫به این نتیجه رسیدی؟ 26:04.500 --> 26:06.125 ‫اگه همین‌جا بشینیم و دست روی دست بذاریم، 26:06.166 --> 26:08.375 ‫اون دینوی کثافت ‫برای همیشه غیبش می‌زنه. 26:09.083 --> 26:11.000 ‫آره. خب باید چی‌کار کنیم؟ 26:14.708 --> 26:17.083 ‫- ای خدا. ‫- چی شده؟ 26:17.833 --> 26:20.333 ‫هیچی. به کمرم فشار آوردم. 26:23.416 --> 26:24.958 ‫کمرت نیست. 26:25.041 --> 26:26.791 ‫سنّ‌ت رفته بالا. 26:32.458 --> 26:34.458 ‫براتون یه چیزی آوردم، آقای مربی. 26:35.541 --> 26:36.791 ‫روغن ماساژ. 26:37.375 --> 26:41.375 ‫مادرم همیشه می‌گفت ‫بهترین درمان برای کمردرده. 26:43.375 --> 26:47.250 ‫ببخشید آقا، مادرتون هیچ‌وقت ‫درمانی برای بیرون اومدن از زندان بهتون نداد؟ 26:47.333 --> 26:48.583 ‫- دِوِندرا. ‫- هان؟ 26:48.666 --> 26:49.500 ‫بده به من. 26:49.583 --> 26:51.583 ‫- فقط داشتم می‌پرسیدم... ‫- بیا اینجا. 27:06.625 --> 27:07.875 ‫کافیه، پسرم. 27:09.750 --> 27:11.083 ‫نه، مشکلی نیست. 27:11.166 --> 27:13.500 ‫فقط یه دقیقه طول می‌کشه. ‫حالت بهتر می‌شه. 27:16.333 --> 27:18.791 ‫یه چیزی هست ‫که قبلاً هیچ‌وقت بهت نگفتم. 27:18.875 --> 27:19.791 ‫اتفاقی که... 27:20.500 --> 27:21.958 ‫اتفاقی که برای پات افتاد... 27:24.541 --> 27:26.750 ‫یعنی کاری که من باهات کردم، 27:27.750 --> 27:29.208 ‫اون... 27:29.291 --> 27:31.041 ‫نه، نه، نه. آه... 27:31.125 --> 27:33.750 ‫بی‌خیالش شو، بابا. نمی‌خوام بشنوم. 27:33.833 --> 27:35.208 ‫ولی من می‌خوام بهت بگم. 27:36.000 --> 27:39.666 ‫- همین الان بهت گفتم که نمی‌خوام... ‫- ولی من می‌خوام بهت بگم، دِوِندرا. 27:43.000 --> 27:45.416 ‫اتفاقی که برات افتاد خیلی اشتباه بود. 27:47.208 --> 27:48.916 ‫هر دوتون خیلی کتک خوردین. 27:52.250 --> 27:55.708 ‫ولی اصلاً در حد و اندازۀ ‫کتک‌هایی که من از پدربزرگت خوردم هم نبودن. 27:58.833 --> 28:00.208 ‫اولین اسطورۀ هند. 28:01.500 --> 28:03.625 ‫همه بهش می‌گفتن امپراتور بوکس. 28:04.291 --> 28:06.541 ‫ولی مردم اینو فراموش می‌کنن که امپراتور 28:06.625 --> 28:09.750 ‫آدمای خودشو به کشتن می‌ده ‫تا به خواسته‌ش برسه. 28:09.833 --> 28:11.291 ‫موقع تمرین منو می‌زد. 28:14.666 --> 28:17.541 ‫خون کاملاشوار سینگ توی رگ‌های توئه. 28:18.333 --> 28:19.916 ‫تو مدال طلا رو می‌بری. 28:20.000 --> 28:20.916 ‫مدال طلا. 28:23.708 --> 28:27.375 ‫اصلاً نمی‌دونم کِی اون افتخار درخشان خانوادۀ سینگ 28:27.458 --> 28:29.500 ‫به همچین بار سنگینی تبدیل شد! 28:32.375 --> 28:34.458 ‫من همون انتظاری رو از شما دوتا داشتم... 28:35.833 --> 28:37.750 ‫که پدرم از من داشت. 28:38.666 --> 28:40.416 ‫منم شروع کردم به دنبال همون افتخار گشتن. 28:43.708 --> 28:45.083 ‫دِوِندرا. 28:51.208 --> 28:52.833 ‫لطفاً منو ببخش، پسرم. 28:58.750 --> 29:00.125 ‫نه. 29:06.791 --> 29:08.208 ‫واقعاً آدم عجیبی هستی. 29:12.291 --> 29:14.333 ‫ناسلامتی داری ازم طلب بخشش می‌کنی 29:14.416 --> 29:17.375 ‫بعدش می‌گی تقصیر تو نبوده، ‫تقصیر پدرت بوده! 29:18.291 --> 29:20.166 ‫حرفت اینه، درسته؟ 29:20.833 --> 29:21.791 ‫پس بی‌خیالش شو. 29:25.708 --> 29:26.708 ‫نه، تو منو ببخش. 29:26.791 --> 29:28.750 ‫- من... ‫- لطفاً تو منو ببخش. 29:30.708 --> 29:32.791 ‫واقعاً دیگه شورشو درآوردی. 29:36.791 --> 29:38.416 ‫اولین وظیفۀ یه پدر چیه؟ 29:39.583 --> 29:41.833 ‫اینکه بچه‌هاش رو صحیح‌و‌سالم نگه داره. 29:41.916 --> 29:43.416 ‫درسته یا نه؟ 29:45.250 --> 29:48.041 ‫همه‌چی برات حاضر و آماده بود ‫ولی نمی‌خواستی قبول کنی. 29:48.125 --> 29:50.083 ‫داری اشتباه می‌کنی، دِوِندرا. 29:50.791 --> 29:52.458 ‫چی رو دارم اشتباه می‌کنم؟ 29:53.875 --> 29:55.625 ‫عین حقیقته! 29:59.416 --> 30:02.291 ‫یا یادت نمیاد، ‫یا نمی‌خوای به یاد بیاری. 30:05.875 --> 30:08.833 ‫یادته؟ ویجو اومد باشگاه رو بخره؟ 30:08.916 --> 30:10.625 ‫یادته؟ 30:10.708 --> 30:13.750 ‫اینکه برای خریدِ باشگاهِ هاریانا پیشنهاد داد، ‫کار اشتباهی نبود. 30:14.083 --> 30:16.958 ‫حتی پدرت هم گفته که ‫اون از تو بوکسور بهتری بوده! 30:17.041 --> 30:20.416 ‫اگه می‌خواستی، می‌تونستی پولو بگیری. 30:20.500 --> 30:23.791 ‫می‌تونستی خانواده‌ت رو ‫تو اولویت قرار بدی. 30:23.875 --> 30:28.041 ‫ولی در عوض، فقط برای اینکه ‫تسلطت روی باشگاه رو حفظ کنی، 30:28.125 --> 30:29.916 ‫همۀ ما رو تو خطر انداختی. 30:32.416 --> 30:34.083 ‫اینجا چه خبره؟ 30:43.000 --> 30:45.000 ‫ویجوی آشغال! 30:45.083 --> 30:46.416 ‫آهای، راغوبیر! 30:46.500 --> 30:48.875 ‫گودیا. 30:49.583 --> 30:51.458 ‫این خط و این نشون. 30:51.541 --> 30:53.958 ‫یه روز، این باشگاه، مال من می‌شه. 31:00.291 --> 31:02.333 ‫اون روز، غرور کاذبِ بی‌ارزشت 31:03.333 --> 31:05.166 ‫نزدیک بود گودیای کوچولومون رو به کشتن بده. 31:07.958 --> 31:09.250 ‫حالا اون واقعاً مُرده. 31:16.791 --> 31:18.166 ‫یه بوکسور مُرده. 31:19.458 --> 31:20.500 ‫اون یکی فراریه. 31:20.541 --> 31:21.541 ‫[ویجندرا سانگوان] ‫[مدال طلای مسابقات آسیایی ۱۹۸۵] 31:21.583 --> 31:22.958 ‫آقای مربی توی زندانه. 31:23.958 --> 31:25.625 ‫اصلاً نمی‌تونم درک کنم... 31:25.666 --> 31:28.625 ‫به اسم بوکس داره توی این انجمن ‫چه اتفاقی می‌افته. 31:32.875 --> 31:34.208 ‫راستش، من... 31:36.166 --> 31:38.125 ‫اون روز باید به حرفت گوش می‌کردم. 31:43.750 --> 31:45.875 ‫آره، باید گوش می‌کردی. 31:51.916 --> 31:53.541 ‫اشتباه بزرگی کردم. 31:53.625 --> 31:54.500 ‫دقیقاً. 32:02.583 --> 32:05.583 ‫خب، اینم از فُرم‌هاش. 32:05.666 --> 32:08.250 ‫حالا هر جا که لازمه امضا کنم رو بگو. 32:09.500 --> 32:11.041 ‫کی قراره بره اردو؟ 32:11.125 --> 32:12.166 ‫«دارام»؟ 32:13.958 --> 32:16.000 ‫یا اون پسره؟ آه... 32:16.083 --> 32:17.041 ‫راکا. 32:33.291 --> 32:34.833 ‫سربلندتون می‌کنم، مربی. 32:42.458 --> 32:43.875 ‫شما اینجا چی‌کار می‌کنین؟ 32:48.375 --> 32:50.166 ‫[آکادمی بوکس شکتی] 33:12.958 --> 33:15.083 ‫هی، عوضی! ‫داشتی منو می‌کُشتی! 33:42.166 --> 33:43.958 ‫هر کاری شماها گفتین... 33:45.541 --> 33:46.833 ‫من انجام دادم. 33:47.666 --> 33:49.333 ‫حالا لطفاً بذارین برن. 34:01.166 --> 34:02.083 ‫بگو. 34:04.375 --> 34:06.791 ‫هوم. هوم. 34:08.666 --> 34:10.000 ‫خیلی خوبه. 34:12.458 --> 34:14.416 ‫چیزی که من از فیلما یاد گرفتم اینه که 34:15.458 --> 34:20.833 ‫اگه خانوادۀ یه آدم خوب رو سر به نیست کنی، ‫همه‌چی مثل یه رؤیای بی‌نقص پیش می‌ره. 34:22.500 --> 34:23.416 ‫پایان خوش. 34:24.000 --> 34:25.166 ‫ولشون کنین، بچه‌ها. 34:30.166 --> 34:31.833 ‫داداش، به جایی رسیدیم؟ 34:32.333 --> 34:33.208 ‫راوی. 34:34.083 --> 34:36.666 ‫کاپیل رو فرستادن یه جایی بیرون شهر. 34:42.791 --> 34:43.916 ‫سلام، خانم. 34:44.625 --> 34:46.750 ‫آرویند سخاوات خونه‌ست؟ 34:48.041 --> 34:49.375 ‫پدرسوخته. 34:51.250 --> 34:52.583 ‫همین‌جا منتظر بمون. 35:06.791 --> 35:08.833 ‫ممنون، خانم. ممنون. 35:12.541 --> 35:15.333 ‫همین دلخوشی‌های کوچیک زندگی ‫خیلی مهمن، مگه نه؟ 35:28.250 --> 35:30.625 ‫خبر جدیدی از پروندۀ جواهرفروشی کوندان نشد؟ 35:35.791 --> 35:38.750 ‫خب، با یه پیگیریِ کوچیک ‫که خودم انجام دادم به اینجا رسیدم. 35:41.125 --> 35:44.208 ‫اخیراً زندگی‌ت پر از ‫فراز و نشیب بوده، مگه نه؟ 35:46.416 --> 35:48.333 ‫دوست‌هات فراری‌ان، 35:48.416 --> 35:50.208 ‫رئیست افتاده دنبالت. 35:50.291 --> 35:52.333 ‫نه، می‌فهمم. درک می‌کنم. 35:52.416 --> 35:54.208 ‫بعضی وقتا لازمه یه‌کم دروغ بگیم. 35:54.958 --> 35:56.208 ‫هوم؟ 35:57.083 --> 35:58.708 ‫بهم بگو، داری دروغ می‌گی، مگه نه؟ 35:58.791 --> 36:00.791 ‫قصد نداری به این پرونده گند بزنی. 36:01.875 --> 36:03.958 ‫چی؟ متوجه نمی‌شم، قربان. 36:07.625 --> 36:09.375 ‫کجاشو متوجه نمی‌شی؟ 36:12.666 --> 36:14.083 ‫فقط یه چیزی رو یادت باشه. 36:14.958 --> 36:18.708 ‫دوستی یه چیزه، ‫کار یه چیز دیگه‌ست. 36:18.791 --> 36:19.625 ‫هوم؟ 36:20.500 --> 36:21.916 ‫حداقل انقدرش رو که می‌فهمی؟ 36:23.375 --> 36:25.041 ‫- خب پس. ‫- بله. 36:25.125 --> 36:28.666 ‫اگه چیزی در مورد راوی سینگ فهمیدی، بهم خبر بده. 36:28.750 --> 36:29.791 ‫باشه؟ 36:30.500 --> 36:31.416 ‫چشم. 36:33.083 --> 36:34.625 ‫خیلی‌خب، من رفتم. 36:38.708 --> 36:40.208 ‫قبل از اینکه برم... 36:41.500 --> 36:43.291 ‫می‌شه از دستشویی‌تون استفاده کنم؟ 36:44.166 --> 36:45.583 ‫- بله. ‫- باشه، ممنون. 38:09.208 --> 38:12.625 ‫آرویند سخاوات، تو تعلیقی. 38:12.708 --> 38:15.125 ‫اسلحه و یونیفرمت رو تحویل بده و گم شو. 39:04.333 --> 39:06.208 ‫یالا، یالا، پاشو! 39:26.125 --> 39:27.458 ‫زنده‌باد هند، قربان. 39:34.666 --> 39:36.208 ‫عوضی! 39:42.750 --> 39:43.875 ‫بابا! 39:56.083 --> 39:58.791 ‫- ولش کن. ‫- به پدرم کاری نداشته باش! با من دربیفت! 39:58.875 --> 39:59.791 ‫بس کن! 40:06.000 --> 40:07.208 ‫زنده‌باد هند، قربان. 40:08.125 --> 40:10.583 ‫بله، دستگیر شده. ‫خودم گرفتمش. 40:12.041 --> 40:12.875 ‫چی؟ 40:13.708 --> 40:15.083 ‫چی قربان؟ 40:15.875 --> 40:16.916 ‫نمی‌فهمم. 40:20.125 --> 40:21.041 ‫چشم، قربان. 40:22.333 --> 40:23.250 ‫زنده‌باد، هند. 40:55.708 --> 40:57.250 ‫یالا، بریم. 41:19.041 --> 41:20.000 ‫همۀ اینا کار تو بود؟ 41:23.083 --> 41:25.166 ‫نقشه‌تون جواب داد، آقای مربی. 41:25.250 --> 41:27.541 ‫اونا تمام اتهامات رو پس گرفتن. 41:29.625 --> 41:31.250 ‫این دیگه چه نقشه‌ای بود؟ 41:32.666 --> 41:34.666 ‫آدمکش‌های کوکی داشتن ما رو زنده‌زنده می‌خوردن. 41:35.541 --> 41:36.458 ‫چی‌کار کردی؟ 41:40.541 --> 41:42.166 ‫بالأخره با ویجو معامله کردم. 41:43.916 --> 41:45.541 ‫اون با داندا حرف زد، 41:46.083 --> 41:48.041 ‫کاپیل هم هیچ شکایتی نمی‌کنه. 41:49.208 --> 41:50.125 ‫چی؟ 41:50.500 --> 41:51.833 ‫چه معامله‌ای؟ 41:54.916 --> 41:56.208 ‫باشگاه رو بهش فروختم. 41:58.208 --> 41:59.458 ‫چی؟ 42:01.958 --> 42:03.666 ‫اگه بهش نفروخته بودمش، 42:04.208 --> 42:06.833 ‫تو توی زندان می‌مُردی، ‫اونم توی درگیری با پلیس. 42:09.083 --> 42:10.791 ‫حق با تو بود، پسرم. 42:10.958 --> 42:12.875 ‫من یه‌بار این اشتباه رو کردم. 42:13.083 --> 42:14.416 ‫نمی‌ذارم دوباره تکرار بشه. 42:15.125 --> 42:17.375 ‫دیگه نمی‌خوام هیچ‌کدوم از بچه‌هام رو از دست بدم. 42:26.250 --> 42:28.208 ‫اون باشگاه تمام زندگی‌تون بود. 42:31.333 --> 42:33.000 ‫بهتون قول می‌دم، آقای مربی، 42:33.708 --> 42:35.666 ‫دیگه بوکس رو ول نمی‌کنم. 42:37.250 --> 42:38.791 ‫شما رو به افتخار می‌رسونم. 42:43.166 --> 42:45.250 ‫توی المپیک طلا می‌گیرم. 42:45.333 --> 42:47.250 ‫- راوی؟ ‫- من دیگه نیستم، داداش. 42:47.916 --> 42:49.375 ‫بسه. 42:49.458 --> 42:51.916 ‫من دیگه از این خشونت و خون‌ریزی خسته شدم. 42:52.000 --> 42:54.583 ‫اون روز، فقط یه قدم تا کشتنِ کاپیل فاصله داشتیم. 42:55.375 --> 42:57.333 ‫من نمی‌خوام این کارها رو بکنم. 42:59.166 --> 43:02.666 ‫اونایی که گودیا رو کشتن، ‫همه‌شون حیوون بودن. 43:02.750 --> 43:03.833 ‫هیولا بودن! 43:05.125 --> 43:08.833 ‫ولی نمی‌شه بذاریم این خصومتی که باهاشون داریم ‫ما رو هم تبدیل به هیولا کنه. 43:09.250 --> 43:10.166 ‫داداش... 43:10.958 --> 43:15.083 ‫یه‌بار یه نفر بهم گفت: ‫هیچ اشکالی نداره آدم دلخوشیِ خودشو پیدا کنه. 43:16.791 --> 43:18.125 ‫گودیا الان هر جا که باشه... 43:18.958 --> 43:20.750 ‫- اونم می‌خواست... ‫- کثافت! 43:23.583 --> 43:25.916 ‫دیگه اسم گودیا رو نمیاری ها! 43:26.958 --> 43:28.625 ‫برای اینکه با یه هیولا بجنگی، 43:28.708 --> 43:30.458 ‫خودتم باید هیولا شی! 43:33.125 --> 43:36.666 ‫ضمناً به من نگو گودیا اگه زنده بود چی می‌خواست، 43:36.750 --> 43:39.666 ‫چون تو هیچ‌کدوم از این کارها رو ‫برای گودیا نمی‌کنی. 43:39.750 --> 43:42.041 ‫این مَرد! ‫تو همۀ این کارها رو برای ایشون می‌کنی! 43:45.875 --> 43:49.583 ‫چون مغزت رو شستشو داده! ‫مثل همیشه! 43:49.666 --> 43:51.333 ‫- دِوِندرا. ‫- چیه؟ 43:53.166 --> 43:55.583 ‫هم خودت اینو می‌دونی، هم من می‌دونم. 44:10.083 --> 44:15.666 www.Doostihaa.com