WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:11.678 --> 00:13.138 ‫[بر اساس شایعه‌ای واقعی] 00:31.573 --> 00:32.699 ‫یا خدا! 00:32.699 --> 00:35.869 ‫- مامان مک. ‫- به‌به، صبح بخیر آقای هارلسون. 00:35.869 --> 00:36.995 ‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟ 00:36.995 --> 00:41.207 ‫نشستم اینجا ‫و دارم از اولین پرتوهای آفتاب خدا لذت می‌برم. 00:41.207 --> 00:43.626 ‫خوب خوابیدی، شازده؟ 00:43.626 --> 00:47.422 ‫نه‌چندان. ‫اگه یادت باشه تیر خوردم. 00:47.422 --> 00:49.132 ‫آهان، درسته. 00:49.132 --> 00:51.468 ‫متأسفم که خواب نازت به هم ریخت. 00:51.468 --> 00:55.180 ‫توی خونه غلات صبحانۀ خیلی خوشمزۀ ‫طعم سیب و دارچین داریم. 00:55.180 --> 00:57.057 ‫می‌خوای یه کاسه برات درست کنم؟ 00:57.057 --> 00:58.975 ‫پس دیگه بابت دیشب از دستم کفری نیستی؟ 00:59.601 --> 01:02.479 ‫اتفاقاً هنوز شدیداً ازت عصبانی‌ام. 01:03.063 --> 01:06.524 ‫از درون مثل دیگ شاه‌میگو جوش آوردم. 01:06.524 --> 01:09.444 ‫ولی نگران نیستم، ‫چون یه راه‌حل دارم. 01:10.361 --> 01:11.696 ‫که چیه؟ 01:11.696 --> 01:16.367 ‫می‌خوام تو رو با اون بوی گند نعنایی‌ت ‫از اینجا بندازم بیرون، 01:16.367 --> 01:18.453 ‫قبل از اینکه بیشتر از این شرّ به‌پا کنی. 01:18.453 --> 01:22.582 ‫فکر کردی کار اون پیرمردهای آدمکش با تو تموم شده؟ 01:22.582 --> 01:25.919 ‫میان اینجا سراغت، ‫منم نمی‌ذارم این‌طوری بشه. 01:25.919 --> 01:28.546 ‫قبلش باید حسابی از اینجا دور شده باشی. 01:28.546 --> 01:31.299 ‫پاتو از گلیمت درازتر کردی، هارلسون. 01:32.050 --> 01:36.679 ‫وقتی هم که پات رو از گلیمت درازتر می‌کنی، ‫دیگه راه برگشتی نیست. 01:39.724 --> 01:41.101 ‫تُست فرانسوی می‌خوری؟ 02:23.309 --> 02:26.271 ‫خب، امروز می‌ریم اون بیرون، ‫میونِ مردم، توی دنیای واقعی. 02:26.646 --> 02:28.189 ‫- باشه پری کوچولو؟ ‫- آره. 02:28.231 --> 02:30.024 ‫و چون هنوز نامزد شدنت رو رسماً اعلام نکردیم، 02:30.024 --> 02:32.694 ‫- امروز حکم تمرینِ قبل از اجرا رو داره، خب؟ ‫- که این‌طور. 02:32.694 --> 02:34.529 ‫می‌دونم شما بازیگرا عاشق چالشین، 02:34.529 --> 02:37.490 ‫پس این‌طور تصور کن که انگار داری ‫برای مهم‌ترین نقش زندگی‌ت آماده می‌شی. 02:37.532 --> 02:40.618 ‫قراره نقش «متیو مک‌کانهی» رو بازی کنی ‫که مثلاً یه آدم عادیه. 02:41.369 --> 02:43.621 ‫کاری نداره؛ چون من یه آدم کاملاً عادی‌ام. 02:44.789 --> 02:45.957 ‫خیلی بامزه‌ای! 02:45.957 --> 02:47.667 ‫زنت بیست‌وچهار ساعته بهت می‌خنده؟ 02:51.337 --> 02:52.755 ‫سلام. 02:56.926 --> 02:58.344 ‫[تاکو] 02:58.761 --> 03:00.847 ‫- سلام، حالتون چطوره؟ ‫- از آشنایی با همه‌تون خوشحال شدم. 03:00.847 --> 03:02.056 ‫- بگیر دیگه! ‫- یوهو! 03:02.265 --> 03:03.433 ‫[بستنی] 03:04.559 --> 03:06.186 ‫وانیلی. شما چی میل داری؟ 03:07.395 --> 03:08.396 ‫بله. 03:17.572 --> 03:19.282 ‫- اوضاع چطوره پسر؟ ‫- خوبم. 03:19.282 --> 03:21.868 ‫سلام متیو! ‫می‌خوای پسرام رو بغل کنی؟ 03:22.327 --> 03:23.328 ‫آره، حتماً. 03:26.789 --> 03:28.583 ‫مامانش رو می‌خواد. خیلی‌خب. 03:31.336 --> 03:33.254 ‫آهای، مک‌کانهی! 03:33.254 --> 03:35.089 ‫- سلام! ‫- ماری‌جوآنا داری؟ 03:35.465 --> 03:37.300 ‫اگه تو داشتی خیلی خوب می‌شد. 03:38.551 --> 03:39.928 ‫[باربیکیو] 03:41.638 --> 03:43.056 ‫سلام، چطوری؟ 03:43.056 --> 03:44.557 ‫- حال شما چطوره؟ ‫- خوشوقتم. 03:53.733 --> 03:55.777 ‫- و بهشون نظم و ساختار می‌دیم... ‫- پسرا. 03:56.069 --> 03:57.445 ‫- من... ‫- بگین باربیکیو! 03:57.445 --> 03:58.863 ‫- باربیکیو! ‫- عالی شد. 03:58.863 --> 04:00.490 ‫- همه افتادیم؟ ‫- ایول. 04:02.200 --> 04:05.328 ‫عزیزم، شمارۀ من رو به کی دادی؟ 04:05.328 --> 04:08.915 ‫مدام یه مشت پیرمرد خشن زنگ می‌زنن 04:08.915 --> 04:10.833 ‫و در مورد تو و بابات... 04:10.833 --> 04:13.253 ‫و دفترچه تلفن و دفترچه تلفن‌های کوچیک‌تر حرف می‌زنن. 04:13.253 --> 04:14.337 ‫این خط کاری منه. 04:14.337 --> 04:16.673 ‫اگه برای آدمایی که توی سفرها می‌بینی ‫یه خط دم‌دستی می‌خوای، 04:16.673 --> 04:18.174 ‫می‌ریم برات یه خط می‌گیریم. 04:18.174 --> 04:20.176 ‫وای خدا، دوباره دارن زنگ می‌زنن. 04:20.176 --> 04:21.302 ‫خیلی‌خب عزیزم. 04:21.302 --> 04:23.304 ‫- گوش کن ببین چی می‌گم... آخ... ‫- یا خدا. 04:24.889 --> 04:26.557 ‫خیلی سریع بلند شدم، سرم گیج رفت. 04:26.557 --> 04:28.351 ‫- خیلی‌خب. ‫- اینا آدمای ناجوری‌ان، 04:28.351 --> 04:31.229 ‫و می‌خوام فکر کنن خیلی خیلی از اینجا دور شدم، 04:31.271 --> 04:33.356 ‫پس جواب بده و بگو: «آلوها». ‫(سلام به زبان هاوایی) 04:33.356 --> 04:35.316 ‫- نخیر، خودت جواب بده. ‫- نه، تو جواب بده! 04:35.316 --> 04:36.818 ‫خودت جواب بده! ‫رفیقای خودتن. 04:36.818 --> 04:37.944 ‫رفیقم نیستن! 04:37.944 --> 04:39.529 ‫- جواب بده! وای خدا. ‫- می‌خوان منو بکشن! 04:39.529 --> 04:40.905 ‫- جواب بده دیگه! ‫- باشه! 04:40.905 --> 04:42.657 ‫هِلوها! ‫(مثلاً می‌خوان اونا فکر کنن توی هاوایی‌ان) 04:42.657 --> 04:44.784 ‫آلوها! ‫(مثلاً می‌خوان اونا فکر کنن توی هاوایی‌ان) 04:44.784 --> 04:46.202 ‫ببخشید، الان صداتون رو نمی‌شنوم. 04:46.202 --> 04:47.745 ‫- طوطی طوق‌قرمز! ‫- آخه... اینجا... 04:47.745 --> 04:49.998 ‫- طوطی بال‌قرمز هست! ‫- طوق‌قرمز! 04:49.998 --> 04:52.208 ‫طوطی طوق‌قرمز! ‫یه پرندۀ پر سروصدا و رو مخ. 04:52.208 --> 04:54.294 ‫- بومی هاوایی! ‫- بومی هاواییه! 04:55.211 --> 04:56.212 ‫وودی هارلـ... 04:56.629 --> 04:58.840 ‫نه نه، وودی الان نمی‌تونه بیاد پای گوشی. 04:59.382 --> 05:00.883 ‫داره شنا می‌کنه. 05:01.509 --> 05:06.306 ‫موج‌سواری می‌کنه! توی دریای هاوایی... ‫که به اقیانوس آرام هم معروفه. 05:06.306 --> 05:08.099 ‫همین الان گوشی رو بده بهش. 05:08.099 --> 05:09.517 ‫بله، هاوایی تشریف دارن. 05:12.687 --> 05:14.188 ‫مرتیکه از شهر خارج شده! 05:14.188 --> 05:15.606 ‫آشغال بی‌شرف! 05:16.607 --> 05:17.984 ‫معرکه بودی! 05:17.984 --> 05:19.944 ‫تا حالا به بازیگری فکر کردی؟ 05:19.944 --> 05:21.571 ‫فقط بگو چه خبره. 05:21.571 --> 05:23.948 ‫خیلی‌خب، نگران اون پیرمردها نباش. 05:23.948 --> 05:26.200 ‫چون راستش متوجه یه چیزی شدم که... 05:26.200 --> 05:31.664 ‫اگه واقعی باشه، یعنی جدی‌جدی واقعی باشه، اون‌وقت پوووف! 05:32.040 --> 05:33.791 ‫این دنیایی که می‌شناسیم تمومه، 05:33.833 --> 05:38.379 ‫و می‌ریم پشت هفت آسمون، ‫توی یه جهان کاملاً متفاوت، 05:38.379 --> 05:39.547 ‫مثل فیلم ماتریکس، 05:39.547 --> 05:41.799 ‫مثل افتادن توی سوراخ خرگوش، ‫با حال‌وهوای «نارنیا»! 05:41.799 --> 05:43.217 ‫گرفتی چی می‌گم؟ 05:44.302 --> 05:45.803 ‫چند دقیقه سر و ته مونده بودی؟ 05:46.429 --> 05:48.681 ‫پای متیو در میونه. 05:50.099 --> 05:52.435 ‫خدایا، چقدر الکی جو می‌دی! 05:52.435 --> 05:53.895 ‫عزیزم، معلومه که جو می‌دم. 05:53.895 --> 05:56.981 ‫- خیر سرم هنرپیشه‌ام دیگه! ‫- خیلی‌خب، وودی، دوستت دارم، 05:56.981 --> 05:59.233 ‫ولی نگرانم که مغزت جزغاله شده باشه! 05:59.233 --> 06:01.819 ‫- خداییش؟ ‫- الان اصلاً تحمل این مسائل رو ندارم. 06:01.819 --> 06:03.529 ‫متیو هم همین‌طور. خب؟ 06:03.529 --> 06:04.739 ‫سرش حسابی شلوغه. 06:04.739 --> 06:05.990 ‫سرِ همین قضیۀ فرماندار شدنش. 06:05.990 --> 06:09.744 ‫اصلاً کششِ این بلبشویی رو که ‫می‌خوای راه بندازی نداره. 06:09.744 --> 06:10.620 ‫عزیزم، 06:10.620 --> 06:15.333 ‫مامان مک رسماً داره تلاش می‌کنه ‫در اسرع وقت ما رو بندازه بیرون! 06:15.333 --> 06:19.837 ‫باید با یکی در مورد این موضوع صحبت کنم، ‫وگرنه ممکنه منفجر بشم! 06:19.837 --> 06:22.173 ‫باشه، لطفاً این توهم توطئه‌ای رو که مطمئنم 06:22.173 --> 06:25.635 ‫خیلی خیلی واقعیه، به یکی دیگه بگو. ‫خواهش می‌کنم بذار یه روز آروم داشته باشیم. 06:26.427 --> 06:28.137 ‫هیچ قولی نمی‌تونم بدم. 06:30.348 --> 06:31.432 ‫می‌شه لطفاً من... 06:31.432 --> 06:34.143 ‫می‌شه این آقای جذاب رو ‫یه لحظه ازتون قرض بگیرم؟ 06:34.143 --> 06:35.353 ‫یه لحظه، با اجازه‌تون. 06:35.353 --> 06:37.021 ‫- متیو، این دوست جدیدم لوسیه... ‫- سلام. 06:37.021 --> 06:38.731 ‫و راستش داشتیم دربارۀ سیاست حرف می‌زدیم، 06:38.731 --> 06:40.858 ‫که می‌دونم خودتم علاقۀ زیادی بهش داری. 06:40.858 --> 06:41.943 ‫خب... 06:41.943 --> 06:43.861 ‫فقط باید بگم من یکی از طرفدارهای پروپاقرصتونم. 06:43.903 --> 06:45.863 ‫فیلم «باشگاه خریداران دالاس» رو ۸۴ بار دیدم! 06:46.030 --> 06:47.073 ‫ممنونم، لوسی. 06:48.074 --> 06:50.535 ‫راستش این روزها اوضاعم یه‌کم خرابه. 06:50.535 --> 06:53.204 ‫مادرم تازگی فوت کرده ‫و داریم تلاش می‌کنیم خونه‌ش رو بفروشیم. 06:53.204 --> 06:55.289 ‫ولی به‌خاطر معافیت‌های مالیاتیِ بخش ۳۱۳، 06:55.289 --> 06:57.375 ‫و تأثیر خاصی که روی شناسه‌های روستایی گذاشته، 06:57.375 --> 07:00.336 ‫داریم چوب تموم شدن مهلت این طرح رو می‌‌خوریم. 07:00.336 --> 07:02.547 ‫نظری دربارۀ این موضوع دارید؟ ‫به نظرتون باید چی‌کار کرد؟ 07:02.588 --> 07:05.049 ‫آره، موضوع... موضوعِ پیچیده‌ایه. 07:05.049 --> 07:06.592 ‫نظرت چیه متیو؟ 07:06.592 --> 07:08.970 ‫- معاف؟ ‫- اوهوم، معافیت‌های مالیاتی. 07:10.930 --> 07:12.473 ‫گفتی ۳۱۳؟ 07:13.766 --> 07:16.853 ‫اول باید به این سؤال جواب بدیم ‫که اصلاً چرا ۳۳... 07:16.853 --> 07:20.189 ‫۳۱۳ تصویب شد. 07:20.189 --> 07:23.151 ‫و بعد، به نفع کی تموم شد، ‫چرا و چطور؟ 07:23.151 --> 07:25.069 ‫کجا، کِی، کی؟ 07:25.069 --> 07:26.446 ‫شما که خودت باشی. 07:26.612 --> 07:28.781 ‫گفتی شناسنامۀ روستایی؟ 07:28.781 --> 07:30.992 ‫می‌دونی، باید از بیرون به درون نگاه کنیم، 07:30.992 --> 07:32.076 ‫دید بدونِ تعصب داشته باشیم، 07:32.076 --> 07:34.912 ‫تا بعدش بتونیم با سلیقۀ خودمون... ‫می‌دونی، بعدش... 07:34.912 --> 07:37.874 ‫وای خدا، اتفاقاً الان یه پیامک برام اومد. 07:37.874 --> 07:39.125 ‫بزرگ‌ترین اسبت فرار کرده 07:39.125 --> 07:40.918 ‫و داره توی مزرعه برای خودش می‌چرخه. 07:40.918 --> 07:43.254 ‫- باید بری با طناب و کمند مهارش کنی. ‫- آره. 07:43.254 --> 07:44.797 ‫- شرمنده. ‫- فقط خودش از پسش برمیاد. 07:44.797 --> 07:47.383 ‫فقط خودش زورش می‌رسه. ‫پس باید سریع بریم سراغش. 07:47.383 --> 07:50.136 ‫- خب پس... ‫- بابت فوت مادرتون هم تسلیت می‌گم. 07:50.136 --> 07:51.804 ‫آره، از دیدنتون خیلی خوشحال شدم. 07:51.804 --> 07:53.055 ‫ممنون که نجاتم دادی! 07:53.055 --> 07:55.933 ‫معلومه که باید یه‌کم اطلاعات سیاسی‌م رو تقویت کنم. 07:55.933 --> 07:57.602 ‫آره، یه‌کم تقویتش کن. ‫نظرت چیه؟ 07:57.602 --> 07:59.353 ‫چون فکر نکنم بتونی این نقص رو 07:59.353 --> 08:00.855 ‫با تیپ و لبخند جبران کنی. 08:00.855 --> 08:02.315 ‫فهمیدی آقای خوش‌تیپ؟ 08:02.315 --> 08:04.859 ‫کارزار انتخاباتی، تیزر تبلیغاتی لینکلن نیست، متیو! 08:04.859 --> 08:07.653 ‫نمی‌تونی همین‌طور به پنجره زل بزنی ‫و یه مشت چرندیات به هم ببافی، 08:07.695 --> 08:09.363 ‫به امید اینکه جاده‌ها خودبه‌خود درست بشن! 08:09.405 --> 08:11.574 ‫خب؟ متیو، باید این چیزها رو بلد باشی، 08:11.574 --> 08:13.659 ‫مسائلی که برای رأی‌دهنده‌ها مهمه. 08:13.659 --> 08:16.537 ‫- متوجهی؟ باید بدونی... ‫- آماده می‌شم، خب؟ آماده می‌شم. 08:16.537 --> 08:19.790 ‫ببین! این کارزار همه‌‌چیز منه، خب؟ 08:19.790 --> 08:23.002 ‫شاید برای تو فقط یه بازی برای دیده‌شدن باشه، ‫اما برای من کل زندگی‌مه. 08:23.002 --> 08:24.921 ‫نه شوهری دارم، نه بچه‌ای، 08:24.921 --> 08:26.297 ‫نه یه جای دائمی ساکنم. 08:26.297 --> 08:28.925 ‫۱۷ ساله به‌خاطر مشغلۀ کاری دندون‌پزشکی نرفتم! 08:28.925 --> 08:34.305 ‫باشه، به نظر میاد همۀ این مشکلات، مربوط به قبل از منه، ‫ولی بذار یه چیزی رو کاملاً روشن کنم: 08:34.847 --> 08:36.724 ‫این کارزار همه‌چیز منم هست، خب؟ 08:36.724 --> 08:38.476 ‫برای همینه که نامزد فرمانداری شدم. 08:39.352 --> 08:41.187 ‫و آره، هنوز جای کار دارم. 08:41.187 --> 08:43.272 ‫این حرف‌ها توی کارزار انتخاباتی خریدار نداره. 08:43.272 --> 08:44.357 ‫خب؟ اینو می‌فهمم. 08:44.357 --> 08:46.817 ‫ولی وقتی بهت می‌گم آماده می‌شم، ‫یعنی آماده می‌شم. 08:52.031 --> 08:53.908 ‫می‌خوای چندتا پادکست برات بفرستم؟ 08:54.617 --> 08:55.826 ‫خیلی‌خب. آروم باش مک‌کانهی. 08:55.826 --> 08:57.703 ‫نفس عمیق بکش... بده بیرون. 09:10.675 --> 09:12.426 ‫حوزۀ قضایی شماره دو. 09:13.803 --> 09:14.804 ‫گرفتم. 09:20.226 --> 09:23.187 ‫- حالش خوبه؟ ‫- آره، وقتایی که استرس داره این‌طوری می‌کنه. 09:23.187 --> 09:25.982 ‫می‌دونی، این‌طوری حس می‌کنه کنترل اوضاع دست خودشه. 09:25.982 --> 09:27.817 ‫خونۀ تمیز، ذهن تمیز. 09:27.817 --> 09:29.026 ‫ردخور نداره! 09:29.652 --> 09:32.613 ‫می‌دونی، سر انیمیشن «آواز ۲» ‫وقتی داشت تمرین می‌کرد، 09:32.613 --> 09:34.740 ‫توی شومینه رو هم با وایتکس برق انداخت! 09:35.074 --> 09:36.826 ‫خدایا! می‌شه بیاد اتوبوس ما رو هم تمیز کنه؟ 09:36.826 --> 09:37.827 ‫بعید نیست. 09:38.953 --> 09:40.496 ‫خدایا، من توی یه اتوبوس زندگی می‌کنم! 09:41.247 --> 09:42.665 ‫جای تو اونجا نیست. 09:43.666 --> 09:45.042 ‫تکرار جرم. 09:51.299 --> 09:52.300 ‫دینگ! 09:53.801 --> 09:56.554 ‫صبح بخیر وایات. ‫رفیق، چرا هنوز لباس نپوشیدی؟ 09:56.554 --> 09:59.557 ‫سلام بابا. داشتم دفتر خاطرات صبحگاهی‌م رو می‌نوشتم، ‫بعدش هم که... 10:00.391 --> 10:01.392 ‫سلام. 10:01.934 --> 10:03.728 ‫می‌بینم که ریور هنوز صبحونه نخورده. 10:03.728 --> 10:05.855 ‫- نوبت تو بود بهش غذا بدی، درسته؟ ‫- آره، ببخشید. 10:05.855 --> 10:07.523 ‫خاله جوی کلاً آشپزخونه رو قرق کرده! 10:08.024 --> 10:08.941 ‫صبح بخیر. 10:09.191 --> 10:10.109 ‫صبح بخیر. 10:10.192 --> 10:12.069 ‫اشکالی نداره گوشت‌ها رو ببریم توی فریزر گاراژ؟ 10:12.737 --> 10:14.530 ‫ترجیحم اینه که این کار رو نکنید، ولی... 10:14.530 --> 10:15.823 ‫اینجا چه خبره؟ 10:15.823 --> 10:17.450 ‫- صبح بخیر، کلارا. ‫- صبح بخیر. 10:17.450 --> 10:18.951 ‫گوشی قبل از صبحونه ممنوعه. 10:19.118 --> 10:20.536 ‫- می‌دونی که. ‫- وای خدا، ببخشید. 10:20.536 --> 10:22.038 ‫تقصیر منه، من گوشی‌م رو دادم بهش. 10:22.079 --> 10:23.539 ‫خاموشش کن، برو صبحونه بخور. 10:23.581 --> 10:24.999 ‫- باشه. ‫- هی، وایات. 10:24.999 --> 10:26.208 ‫رفیق؟ بجنب دیگه پسر. 10:26.250 --> 10:28.169 ‫- برو لباس بپوش، باید کارهای خونه رو بکنی. ‫- حله. 10:28.169 --> 10:29.503 ‫راستش کای توی دستشویی منه. 10:29.503 --> 10:30.838 ‫خواستم راحت باشه. 10:30.838 --> 10:32.256 ‫اشکالی نداره هودی‌ت رو قرض بگیرم؟ 10:32.256 --> 10:33.758 ‫ترجیح می‌دم برش نداری. 10:34.300 --> 10:35.468 ‫می‌شه گفت دیگه پوشیدمش! 10:36.218 --> 10:37.219 ‫متیو. 10:38.054 --> 10:39.138 ‫بله؟ 10:39.138 --> 10:42.808 ‫من این‌طور حس می‌کنم، ‫یا وقتشه هارلسون‌ها دیگه کم‌کم برن؟ 10:42.808 --> 10:45.645 ‫از وقتی اومدن اینجا ‫یک هفته‌ست که همه‌چیز به هم ریخته. 10:45.645 --> 10:46.979 ‫- آره، خب... ‫- متیو، 10:46.979 --> 10:49.315 ‫خبر داری ریور الان رفته روی سقف اتوبوس، 10:49.315 --> 10:51.484 ‫و وودی یادش داده چطور بره بالا؟ 10:51.484 --> 10:52.360 ‫نه! 10:52.360 --> 10:54.403 ‫ریور! بیا پایین! 10:54.403 --> 10:57.907 ‫تعجب می‌کنم چطور با این لشکرکشی هارلسون‌ها کنار میای! 10:57.907 --> 11:00.493 ‫دیدم زن وودی چطور به متیو نگاه می‌کنه. 11:00.493 --> 11:03.329 ‫خیلی‌خب، بسه دیگه! ‫ما خوشحالیم که هارلسون‌ها پیشمونن. 11:03.329 --> 11:04.997 ‫قطعاً همین‌طوره. 11:04.997 --> 11:06.624 ‫ضمناً خوشحالم که شما دوتا 11:06.624 --> 11:10.586 ‫با این‌همه بچۀ هیپی که این‌ور و اون‌ور می‌رن ‫احساس خفگی نمی‌کنین. 11:10.753 --> 11:12.338 ‫فقط دوتا دخترن! 11:12.338 --> 11:15.633 ‫که یعنی تو دیگه عزیزدردونۀ خوشگل جمع نیستی! 11:15.633 --> 11:19.345 ‫می‌گم، اشکالی نداره یه لحظه ‫با مادربزرگتون صحبت کنم؟ 11:20.054 --> 11:22.390 ‫پس حالا نقشه‌ت شده این؟ 11:22.390 --> 11:24.809 ‫تخریب وجهۀ خانوادۀ من؟ 11:24.809 --> 11:29.980 ‫چی؟ من فقط یه پیرزن مهربونم ‫که منتظره خداوند روحش رو ببره اون دنیا. 11:29.980 --> 11:31.315 ‫می‌دونی، تا وقتی حقیقت رو دربارۀ 11:31.315 --> 11:33.818 ‫خودم و متیو نفهمم، ‫هیچ‌جا نمی‌رم. 11:33.818 --> 11:35.444 ‫من ازت نمی‌ترسم، مامان مک. 11:37.655 --> 11:39.073 ‫یا خدا، چقدر ترسناکه این زن! 11:39.740 --> 11:41.450 ‫[هالیوود] 11:47.832 --> 11:49.166 ‫سلام، پدر. 11:49.667 --> 11:53.212 ‫دخترم، موضوعی هست ‫که مایلم با تو در میون بذارم. 11:53.212 --> 11:54.964 ‫چرا انقدر جو می‌دی؟ 11:54.964 --> 11:56.590 ‫چرا همه گیر دادن به... 11:57.550 --> 11:58.551 ‫گوش کن... 12:00.553 --> 12:02.012 ‫مامان مک چند شب پیش... 12:02.888 --> 12:07.309 ‫بهم گفت که پدرم رو می‌شناخته... ‫یعنی خوب می‌شناخته! 12:08.269 --> 12:10.229 ‫- خب؟ ‫- ارتباط داشتن! 12:10.229 --> 12:15.192 ‫و غیرمستقیم گفت که بابای متیو ‫شاید اصلاً بابای واقعی‌ش نباشه! 12:15.943 --> 12:17.111 ‫که یعنی... 12:20.322 --> 12:22.032 ‫تو و متیو ممکنه با هم برادر باشین؟ 12:22.032 --> 12:24.201 ‫- آره. ‫- یا خدا! 12:25.119 --> 12:26.412 ‫یا خدا! 12:27.371 --> 12:29.790 ‫الان حالت خوبه؟ چه حسی داری؟ 12:29.790 --> 12:31.542 ‫حالم خوبه؟ هزار جور حس دارم! 12:31.542 --> 12:32.835 ‫اون دوست صمیمی‌مه. 12:32.835 --> 12:34.253 ‫اگه بشه که فوق‌العاده‌ست. 12:34.879 --> 12:37.673 ‫ولی از طرفی باباش تمام دنیای اونه، 12:37.673 --> 12:40.801 ‫و شاید دلش بدجوری بشکنه. 12:40.801 --> 12:42.887 ‫شاید کل کارزارش رو خراب کنه. 12:42.887 --> 12:45.681 ‫شاید رفاقتمون تموم بشه. 12:45.681 --> 12:49.560 ‫نمی‌دونم. تا وقتی هم مطمئن نشم ‫نمی‌تونم به کسی چیزی بگم. 12:49.560 --> 12:51.353 ‫همین‌جوری دارم این بار رو به دوش می‌کشم. 12:51.353 --> 12:54.857 ‫هنوز نتونستم به کسی بگم و ‫مثل خوره افتاده به جونم. 12:55.357 --> 12:57.693 ‫خیلی‌خب. ‫واقعاً متأسفم بابا. 12:58.944 --> 13:02.198 ‫راستی، چرا اینو داری به من می‌گی؟ 13:02.198 --> 13:03.991 ‫به یه عقل کل نیاز داشتم، 13:03.991 --> 13:06.285 ‫و تو باهوش‌ترین آدمی هستی که می‌شناسم. 13:08.788 --> 13:09.789 ‫ممنون. 13:11.123 --> 13:13.876 ‫خیلی‌خب. یه کیت آزمایش دی‌ان‌ای سفارش می‌دیم. 13:14.335 --> 13:17.254 ‫چندتا تار مو یا ‫یه‌مقدار بزاق دهان متیو رو جمع می‌کنیم. 13:17.254 --> 13:18.714 ‫به این زودی ایده‌های خفنی دادی. 13:18.714 --> 13:21.258 ‫بعد می‌فرستیمش آزمایشگاه برای بررسی. 13:21.258 --> 13:22.885 ‫فقط یکی دو هفته طول می‌کشه. 13:22.885 --> 13:24.345 ‫ما دو هفته وقت نداریم! 13:24.345 --> 13:26.388 ‫فکر می‌کنم مامان مک نمی‌خواد من بویی ببرم. 13:26.388 --> 13:28.682 ‫داشته زیرآبمون رو می‌زده ‫تا از اینجا بندازتمون بیرون. 13:28.682 --> 13:32.228 ‫خب، پس باید یه نقشه‌ای بکشیم ‫که نتونه بیرونمون کنه. 13:32.770 --> 13:33.938 ‫صحیح. 13:33.938 --> 13:35.105 ‫صحیح، صحیح، صحیح. 13:36.607 --> 13:41.737 ‫من یه روش بی‌نقص بلدم که قبلاً هم باهاش موفق شدم. 13:41.737 --> 13:42.988 ‫نگو که می‌خوای بری یه سگ... 13:42.988 --> 13:44.240 ‫سلام بچه‌ها! 13:45.032 --> 13:48.285 ‫وای خدا، توله‌سگ! 13:48.285 --> 13:49.370 ‫بله درسته. 13:49.370 --> 13:52.998 ‫یه توله‌سگ فوق‌العاده ملوس، برای شما. 13:52.998 --> 13:55.709 ‫وودی، ما توله‌سگ نمی‌خوایم، ‫خیلی ممنون. 13:55.709 --> 13:57.169 ‫شدنی نیست. ‫بحثش هم نمی‌کنیم. 13:57.169 --> 13:59.088 ‫اینجا چه خبره آخه؟ 13:59.088 --> 14:03.676 ‫هیچی، فقط عمو وودیِ عزیز ‫ داره به متیو و خانواده‌ش 14:03.676 --> 14:05.886 ‫بزرگ‌ترین هدیۀ دنیا رو تقدیم می‌کنه... 14:07.054 --> 14:08.931 ‫- ارادت! ‫- ارادت؟ آره؟ 14:08.931 --> 14:11.475 ‫و مبل‌های جویده‌شده و سه کیلو خرابکاری 14:11.475 --> 14:13.185 ‫که خودتم خوب می‌دونی ‫کی باید تمیزشون کنه! 14:13.185 --> 14:15.229 ‫- نمی‌شه. ‫- نه نه، پسر، بذار همون‌جا بمونه. 14:15.229 --> 14:16.772 ‫اصلاً برای خاک خوبه. 14:16.814 --> 14:18.649 ‫عمراً بذارم حیاط پر از کثافت بشه! 14:18.649 --> 14:20.693 ‫حالا اون‌قدرها هم خرابکاری نمی‌کنه! 14:20.693 --> 14:22.319 ‫آخه وودی‌کوچولو هنوز یه توله‌سگه. 14:22.319 --> 14:24.488 ‫- وودی‌کوچولو؟! ‫- خب، خودشون هر اسمی می‌خوان روش بذارن. 14:24.488 --> 14:26.115 ‫من عاشق وودی‌کوچولوم هستم. 14:26.115 --> 14:27.283 ‫خب، آره. 14:27.283 --> 14:30.619 ‫بچه‌ها، همین دو سه ساعت کِیفش رو ببرین، ‫ولی این سگ مال ما نیست. 14:30.619 --> 14:33.289 ‫یادتون نره، یه‌سری وظیفه دارین ‫که باید تا قبل غروب تمومشون کنین. 14:33.497 --> 14:34.957 ‫بله قربان! 14:34.957 --> 14:37.668 ‫هی! ببخشید، ولی اینجا چه خبره؟ 14:38.294 --> 14:41.005 ‫بعضی وقتا که اوضاع شیرتوشیر می‌شه و به هم می‌ریزه، 14:41.005 --> 14:43.966 ‫بابام ادای ژنرال‌ها رو درمیاره ‫و ما رو منظم می‌کنه، 14:43.966 --> 14:45.301 ‫می‌دونی، یه‌جورایی... 14:46.343 --> 14:47.803 ‫یعنی تا حالا تنبیه نشدی؟ 14:47.803 --> 14:49.680 ‫فقط وقتایی که یه کار واقعاً بد می‌کنیم، 14:49.680 --> 14:53.392 ‫ولی اون‌موقع هم قضیۀ فرزندخونده بودن رو وسط می‌کشم، ‫بابام معذب می‌شه و ول می‌کنه. 14:55.227 --> 14:56.478 ‫خب... 14:57.771 --> 15:00.566 ‫- چیه؟ ‫- خوب بود، نه؟ 15:00.566 --> 15:02.151 ‫سگ‌ها مثل چسبن! 15:02.651 --> 15:05.654 ‫چندتا خانواده بودن که در آستانۀ طلاق، 15:05.654 --> 15:08.908 ‫یه سگ آوردن و تمام؟! ‫دو سال دیگه کنار هم دَووم آوردن! 15:08.908 --> 15:10.868 ‫راستش زیاد برای من با عقل جور درنمیاد، 15:10.868 --> 15:12.661 ‫ولی شاید واقعاً یه نابغۀ نامحسوس باشی. 15:12.953 --> 15:14.121 ‫چی گفتی؟ 15:14.121 --> 15:16.290 ‫اصلاً هم نامحسوس نیست. 15:16.832 --> 15:20.544 ‫یعنی همیشه خودم رو هم اهل علم می‌دونستم ‫هم گرگ بارون‌دیده، 15:20.544 --> 15:24.632 ‫ولی حالا باید نابغه‌بودن رو هم به این ترکیب اضافه کنم! 15:26.008 --> 15:27.217 ‫آره. 15:27.593 --> 15:29.970 ‫ببین، می‌دونم بابات گفت برگ‌ها رو جمع کنیم، 15:29.970 --> 15:32.056 ‫ولی اینجا اصلاً هنوز جزو مِلک شماست؟ 15:40.397 --> 15:41.440 ‫عه، عجب! نگاه کن. 15:42.733 --> 15:44.526 ‫ببین! بلوط قرمزه. 15:44.526 --> 15:45.819 ‫بلوط پیدا کردی؟ 15:45.819 --> 15:48.572 ‫وایستا... وسط جنگل؟! ‫این واقعاً باورنکردنیه! 15:48.572 --> 15:51.200 ‫آره خب، بچه‌تر که بودم اینا رو جمع می‌کردم. 15:51.200 --> 15:54.036 ‫نماد چیزیه که به نظرم باحال می‌اومد. می‌دونی؟ 15:54.036 --> 15:56.163 ‫خب، حالا خیلی چیزا رو در موردت فهمیدم. 15:56.163 --> 15:57.665 ‫حتی شاید بیش از حد! 15:58.290 --> 15:59.375 ‫خب، چی بگم... 15:59.375 --> 16:03.379 ‫فقط... از این خوشم می‌اومد که بلوط هر چقدر هم ریز باشه، 16:03.379 --> 16:06.507 ‫یه روزی تبدیل به یه درخت غول‌پیکر می‌شه. ‫می‌دونی و... 16:07.591 --> 16:08.717 ‫خب... 16:09.051 --> 16:12.471 ‫مثلاً شاید هر وقت به خودت شک کردی 16:12.471 --> 16:14.431 ‫یا یادت رفت چقدر فوق‌العاده‌ای، 16:14.431 --> 16:16.183 ‫بتونی به این بلوط فکر کنی، 16:16.183 --> 16:18.602 ‫تا یادت بیاد چقدر قوی هستی. 16:24.441 --> 16:25.901 ‫طبیعتاً دارم شوخی می‌کنم. 16:25.901 --> 16:28.779 ‫من... بیشتر یه‌جور تشبیه و شوخی بود. 16:28.779 --> 16:30.948 ‫من... اونطوری نیستم که کلکسیونر بلوط باشم، 16:30.948 --> 16:33.117 ‫- توی اتاقم قفسۀ مرتب یا چیزی ندارم که... ‫- ببین، 16:33.117 --> 16:35.119 ‫خیلی لطف داری. 16:35.119 --> 16:38.372 ‫- ممنون. ‫- آره. حله. 16:38.372 --> 16:39.623 ‫آره، بریم. 16:42.042 --> 16:44.461 ‫- خب، می‌تونی قل بخوری؟ ‫- وودی‌کوچولو! 16:44.461 --> 16:46.422 ‫بیا، اینجا کلی تشویقی هست. 16:46.422 --> 16:48.048 ‫قل بخور. بخواب. 16:48.048 --> 16:49.341 ‫اوهوم. 16:49.341 --> 16:51.343 ‫- وودی‌کوچولو، می‌تونی قل بخوری؟ ‫- وودی‌کوچولو! 16:51.343 --> 16:53.012 ‫- لطفاً قل بخور. ‫- کلارا؟ کلارا عزیزم، 16:53.012 --> 16:55.264 ‫می‌شه... می‌شه لطفاً برگردی سرِ کارهات؟ 16:55.264 --> 16:56.974 ‫برای من قل نمی‌خوره بابا! 16:56.974 --> 16:59.893 ‫خب، دلیلش اینه که ‫تربیت کردن سگ کلی وقت می‌بره عزیزم. 16:59.893 --> 17:01.937 ‫کلی وقت که تو نداری. 17:01.937 --> 17:03.647 ‫بیا کارهامون رو تموم کنیم، خب؟ 17:03.647 --> 17:05.107 ‫ریور، کمتر تشویقی بهش بده. 17:05.107 --> 17:06.316 ‫خودم می‌تونم بخورمشون؟ 17:06.316 --> 17:08.444 ‫هر چقدر دلت می‌خواد بخور، ‫فقط به مامانت نگو. 17:08.444 --> 17:11.196 ‫به‌به، ببین کی بالأخره پیداش شد! 17:11.196 --> 17:12.823 ‫جناب دست‌ودلباز! 17:12.823 --> 17:14.199 ‫عموی محبوب همه! 17:14.700 --> 17:15.784 ‫دستت رو خوندم، داداش. 17:15.951 --> 17:19.538 ‫می‌خوای با آوردن توله‌سگ، ‫خودتو توی دل بچه‌هام جا کنی! 17:19.538 --> 17:24.668 ‫بی‌خیال داداش، سگ چیزیه که پدر خانواده ‫هر وقت موقعش برسه برای بچه‌هاش می‌گیره. 17:24.668 --> 17:27.588 ‫نه عموی دوره‌گرد و آواره‌ای که ‫یهو از راه می‌رسه و می‌گه: 17:27.588 --> 17:29.506 ‫«ببینین چی براتون آوردم»، ‫آخرش هم می‌ره! 17:29.506 --> 17:31.884 ‫کی اسیرِ مراقبت از اون لامصب می‌شه؟ من! 17:31.884 --> 17:34.553 ‫به کلمۀ «دوره‌گرد و آواره» اعتراض دارم... 17:34.553 --> 17:36.472 ‫- جدی؟ ‫- باشه، گرفتم چی می‌گی. 17:36.472 --> 17:37.848 ‫گرفتی؟ آره، خیلی‌خب، خوبه. 17:37.848 --> 17:40.017 ‫اگه بهش جای دستشویی کردن رو یاد بدم، ‫نظرت عوض می‌شه؟ 17:40.017 --> 17:42.311 ‫- تو می‌خوای بهش یاد بدی؟! ‫- توی برنامه‌م یه‌کم وقت آزاد دارم. 17:42.311 --> 17:44.188 ‫«وقت آزاد»! همینه، مشکل دقیقاً همینه. 17:44.188 --> 17:45.647 ‫- سیستم کلاً شل و ول شده! ‫- چی؟ 17:45.647 --> 17:47.775 ‫از وقتی اومدی اینجا، همه زیادی وقت آزاد دارن. 17:47.775 --> 17:49.276 ‫یواش‌یواش داره حرصم درمیاد. 17:49.276 --> 17:51.904 ‫الان اصلاً کشش حواس‌پرتی بیشتر رو ندارم، خب؟ 17:53.155 --> 17:54.823 ‫برگرد وودی‌کوچولو، برگرد! 17:56.241 --> 17:58.577 ‫می‌دونی که برگ‌ها هم برای خاک خوبن! 17:58.577 --> 17:59.745 ‫عالیه! پس یه‌مقدار جمع کن! 18:03.749 --> 18:05.084 ‫پسر خوبی هستی. 18:05.959 --> 18:06.960 ‫حالا بمون. 18:07.461 --> 18:09.630 ‫بمون. بشین. نه، نه، نرو. 18:10.297 --> 18:11.423 ‫وودی‌کوچولو! 18:11.423 --> 18:13.550 ‫اعتمادبه‌نفس کاذب گرفتی، هارلسون. 18:14.551 --> 18:17.346 ‫خودت خوب می‌دونی متیو دوست داره ‫همه‌چیز مرتب و شسته‌رفته باشه. 18:17.721 --> 18:21.475 ‫یه سگ سرکش، بی‌انضباط و کثیف ‫که گند بزنه به همه‌چیز، 18:21.475 --> 18:23.685 ‫الان بدترین اتفاق ممکن برای اونه. 18:23.685 --> 18:26.313 ‫خودت با کله پریدی توی منجلاب! 18:26.897 --> 18:29.108 ‫اینی که می‌بینی منجلاب نیست، مامان مک. 18:29.608 --> 18:32.486 ‫هیچ‌کس نمی‌تونه در برابر سگ مقاومت کنه. 18:32.486 --> 18:36.240 ‫اوایل رابطه‌م با جوی براش سگ گرفتم، ‫حالا وضعیتمون رو ببین. 18:36.240 --> 18:38.450 ‫آره بابا! داره کِیف زندگی رو می‌بره. 18:38.450 --> 18:43.038 ‫بعضی وقتا فکر می‌کنم اون زن بیچاره رو ‫به‌زور نگه داشتی. 18:43.038 --> 18:46.083 ‫اون فیلما رو دیدی که دربارۀ یه مرد و سگشه؟ 18:46.083 --> 18:49.795 ‫اولش همیشه از سگه بدش میاد، ‫ولی تهش چی؟ 18:49.795 --> 18:51.672 ‫ها؟ عضوی از خانواده می‌شه! 18:51.672 --> 18:54.383 ‫ولی تو داری از هالیوود حرف می‌زنی، ‫من از دنیای واقعی می‌گم. 18:54.883 --> 18:59.555 ‫سگ‌ها فقط مایۀ دردسرن. ‫برای همینه بهشون می‌گن سگ! 18:59.555 --> 19:02.558 ‫همیشه که قرار نیست برنده بشی، خب؟ 19:02.558 --> 19:03.934 ‫خودخوری نکن. 19:03.934 --> 19:07.855 ‫رقابت با کسی که خیلی‌ها بهش می‌گن ‫نابغۀ نامحسوس، کار سختیه. 19:07.855 --> 19:10.691 ‫ولی جناب نابغه، الان دقیقاً ‫وسط خرابکاریِ سگ وایستادی! 19:16.363 --> 19:17.364 ‫می‌دونم. 19:17.865 --> 19:20.492 ‫ارگانیکه، چرخۀ طبیعته. 19:22.035 --> 19:23.871 ‫برای هر چیزی یه جوابی داری. 19:24.663 --> 19:26.165 ‫بالأخره یه روز دهنت بسته می‌شه. 19:26.456 --> 19:29.084 ‫بهتر بود می‌گفتی «کودنِ نامحسوس». 19:32.045 --> 19:33.046 ‫لعنتی. 19:33.839 --> 19:36.925 ‫پاشید روی ساق پام؟ بی‌خیال! 19:37.050 --> 19:39.052 ‫[کرۀ بادام‌زمینیِ ارگانیک] 19:46.894 --> 19:48.937 ‫وقت نمایشه، آشغال. 19:54.193 --> 19:55.319 ‫مامان؟ 19:55.319 --> 19:56.862 ‫ببخشید. 19:56.862 --> 19:58.697 ‫آروم‌تر گریه می‌کنم. 19:58.697 --> 20:01.074 ‫نه، چی شده مگه؟ 20:01.074 --> 20:02.993 ‫نمی‌خوام در موردش حرف بزنم. 20:02.993 --> 20:04.369 ‫ولی حس می‌کنم می‌خوای. 20:04.369 --> 20:06.955 ‫نشستی اینجا و داری بلندبلند گریه می‌کنی. 20:06.955 --> 20:08.707 ‫به نظرم یه چیزی هست که می‌خوای بگی. چی شده؟ 20:08.707 --> 20:12.669 ‫داشتم وسایل پدرت رو می‌گشتم، ‫که پیرهن ورزشی دوران دانشگاهش رو پیدا کردم. 20:13.712 --> 20:14.588 ‫این مال باباست؟ 20:14.588 --> 20:17.674 ‫فکر می‌کردم تنها پیرهن ورزشی‌ای که ازش مونده، ‫همونیه که توی دبیرستان قاب شده. 20:17.674 --> 20:20.302 ‫بیا. می‌خوام بدمش به تو. 20:20.928 --> 20:26.183 ‫می‌خوام همیشه دقیقاً یادت بمونه ‫که پدرت کیه. 20:26.183 --> 20:27.184 ‫حتماً. 20:28.477 --> 20:29.937 ‫مامان، این فوق‌العاده‌ست. 20:29.937 --> 20:32.189 ‫آره، فوق‌العاده‌ست. 20:32.189 --> 20:34.483 ‫بعد از این‌‌همه سال! 20:34.483 --> 20:36.693 ‫دیگه چه چیزهایی رو این‌همه سال قایم کرده بودی، هان؟ 20:36.693 --> 20:38.487 ‫- سؤال خیلی خوبی بود! ‫- دوستت دارم. 20:38.695 --> 20:40.322 ‫تو مگه نباید می‌رفتی سگ رو پس بدی؟ 20:40.322 --> 20:42.324 ‫توی اتاق کارم یه قاب عالی برای این دارم. 20:42.866 --> 20:44.409 ‫چه نقشه‌ای کشیدی، خانم؟ 20:45.535 --> 20:49.039 ‫تو با اون دندونای فاصله‌دارت ‫لازم نیست نگران باشی، وودی جون! 20:55.587 --> 20:57.047 ‫عجب روزی بود، نه داداش؟ 20:57.047 --> 20:59.675 ‫اول اون سگ، حالا هم این. ‫دوتا هدیۀ عالی. 20:59.675 --> 21:00.759 ‫نه، یه هدیۀ عالی! 21:00.759 --> 21:02.552 ‫وقتی یه آدم مهم رو توی زندگی‌ت از دست می‌دی، 21:02.552 --> 21:04.721 ‫فکر نمی‌کنی راه جدیدی ‫برای به یاد آوردنش پیدا کنی. 21:04.721 --> 21:08.141 ‫بعد یه هدیۀ غیرمنتظره مثل این از راه می‌رسه، ‫و واقعاً... 21:08.141 --> 21:10.018 ‫حس خوبی داره، پسر. 21:10.018 --> 21:11.270 ‫- هی، هی، هی! ‫- می‌گیرمش. 21:11.270 --> 21:13.855 ‫- هی، نکن! نه، نه! ‫- وودی‌کوچولو! دارمش! دارمش! 21:14.606 --> 21:15.732 ‫بدو وودی، ببرش! 21:15.732 --> 21:16.900 ‫ولش کن، بی‌خیال! 21:16.900 --> 21:18.318 ‫- داری آبرومو می‌بری! ‫- ولش کن! 21:18.318 --> 21:19.361 ‫نه، نه، نه! 21:20.195 --> 21:21.697 ‫ببرش وودی‌کوچولو! 21:22.197 --> 21:23.198 ‫نه! 21:23.991 --> 21:24.992 ‫خیلی‌خب. 21:25.492 --> 21:27.202 ‫خبر خوب اینه که یقه‌ش هنوز سالمه. 21:27.202 --> 21:29.496 ‫می‌دونی، مهم‌ترین بخش هر لباسی... 21:29.496 --> 21:31.832 ‫وود، همین الان اون سگ بی‌صاحاب رو ‫از مِلکم ببر بیرون! 21:31.832 --> 21:33.041 ‫- بابا، بابا! ‫- چیه؟ 21:33.041 --> 21:34.960 ‫رفتی روی خرابکاری! 21:36.044 --> 21:37.796 ‫گندش بزنن! لعنتی. 21:37.796 --> 21:40.215 ‫شرمنده رفیق، ‫الان سه سوته تمیزش می‌کنیم. 21:40.799 --> 21:41.925 ‫- جوی! ‫- می‌دونی چیه؟ 21:41.925 --> 21:44.928 ‫شاید بهتر باشه تا دوشنبه ‫همه‌تون از اینجا برید. هان؟ 21:44.928 --> 21:46.555 ‫لعنتی! 21:48.140 --> 21:50.726 ‫منظورش وودی‌کوچولوئه یا وودیِ بزرگ؟ 21:51.476 --> 21:52.477 ‫ظاهراً جفتش. 21:53.603 --> 21:56.398 ‫این بدترین روز زندگی منه! 21:56.398 --> 21:58.275 ‫چیزی نیست رفیق. ‫این قضیه رو هم پشت سر می‌ذاریم. 21:58.275 --> 21:59.860 ‫خیلی‌خب، اینجا چه خبره؟ 21:59.860 --> 22:02.029 ‫بابا عمو وودی رو مجبور کرد ‫سگمون رو پس بده. 22:02.029 --> 22:03.989 ‫- نه! ‫- مک‌کانهی‌ها! 22:03.989 --> 22:05.824 ‫بگین ببینم اینجا چه خبره؟ 22:05.824 --> 22:08.994 ‫چرا برگ‌ها جمع نشدن؟ ‫هیچ‌کس کارش رو انجام نداده. 22:08.994 --> 22:12.748 ‫ببخشید بابا، وقتی همه‌مون به‌خاطر سگ ناراحتیم، ‫تمرکز کردن روی کار خیلی سخته. 22:12.748 --> 22:15.542 ‫خیلی‌خب ببینین، اون سگ هیچ‌وقت مال ما نبود، خب؟ 22:15.542 --> 22:17.294 ‫واقعاً موضوع چندان مهمی نیست. 22:17.294 --> 22:19.588 ‫کاش اصلاً به دنیا نیومده بودم! 22:19.588 --> 22:23.300 ‫انگار داری مجبورمون می‌کنی ‫بچه‌مون رو بدیم پرورشگاه! 22:23.300 --> 22:24.718 ‫- چی؟! ‫- بچه‌ها، 22:24.718 --> 22:27.304 ‫بیاید این کلیپ بهترین خاطراتمون ‫با وودی‌کوچولو رو ببینیم. 22:28.472 --> 22:30.849 ‫«خاطرات وودی‌کوچولو»؟! 22:31.433 --> 22:35.479 ‫♪ یه نقطه عطف دیگه ♪ ‫♪ یه دوراهی سر راهمون ♪ 22:37.147 --> 22:39.566 ‫ما این سگ رو کلاً نصف روز داشتیم! 22:39.566 --> 22:42.235 ‫ولی حس می‌کنم صد ساله می‌شناسمش. 22:42.235 --> 22:43.528 ‫ای بابا، خیلی‌خب. 22:43.528 --> 22:47.574 ‫کلارا، ریور، وایات، ‫قبلاً در موردش حرف زدیم. 22:47.574 --> 22:48.784 ‫حرفم کاملاً واضح بود. 22:48.784 --> 22:53.080 ‫هر موقع اون‌قدر وقت داشتین که بتونین مسئولیت ‫بزرگ کردن و تربیت یه سگ رو به عهده بگیرین، 22:53.121 --> 22:55.040 ‫اون‌وقت در مورد گرفتنِ یه سگ دیگه حرف می‌زنیم. 22:55.040 --> 22:56.291 ‫ولی الان نه، خب؟ 22:56.333 --> 22:58.251 ‫من یه سگ دیگه نمی‌خوام. 22:58.251 --> 23:00.379 ‫- من فقط وودی‌کوچولو رو می‌خوام! ‫- خیلی‌خب. 23:02.798 --> 23:05.759 ‫سگ رو پس دادم رفیق. ‫الان راضی شدی؟ 23:10.347 --> 23:11.348 ‫کجا بردیش؟ 23:12.974 --> 23:14.476 ‫به هیچ وجه! 23:14.476 --> 23:16.770 ‫- فکر کردین این طفل معصوم... ‫- سگه! 23:16.770 --> 23:19.231 ‫می‌تونه از وضعیت بلاتکلیفی ‫بره به یه خونۀ همیشگی، 23:19.231 --> 23:21.983 ‫بعد دوباره برگرده به وضعیت بلاتکلیفی ‫و باز بره توی یه خونه، 23:21.983 --> 23:23.735 ‫بدون اینکه ضربۀ روحی بخوره؟ 23:23.735 --> 23:27.572 ‫خب، من فکر می‌کردم سگ‌ها ‫راحت از این‌ور به اون‌ور می‌رن 23:27.572 --> 23:29.533 ‫- و به زندگی روزمره‌شون می‌رسن. ‫- آره. 23:29.533 --> 23:30.659 ‫یعنی اشتباه می‌کنم؟ 23:30.659 --> 23:33.370 ‫خب، مطمئنم توی دنیای خیالی شما ‫سگ‌ها همچین حسی دارن! 23:33.370 --> 23:35.122 ‫خیلی‌خب، اصل قضیه اینه، خب؟ 23:35.122 --> 23:36.998 ‫ایشون سگ رو برای خانوادۀ من گرفت. 23:36.998 --> 23:39.626 ‫من نمی‌خواستمش، ‫ولی خانواده‌م عاشقش شدن. 23:39.626 --> 23:45.090 ‫سؤال اینه که چقدر باید به تو بدم ‫تا همین الان اونو با خودم ببرم خونه؟ 23:45.757 --> 23:47.134 ‫اینا رو فقط واگذار می‌کنیم. 23:47.134 --> 23:50.053 ‫می‌دونم شما سلبریتی‌ها عادت دارین سگ بخرین، 23:50.053 --> 23:52.472 ‫جوری که انگار رول سوشی یا کلاه لبه‌داره! 23:52.472 --> 23:54.766 ‫ولی اینجا فروشگاه نیست، ‫اینم کالا نیست. 23:54.766 --> 23:57.477 ‫این عضوی از یه خانواده‌ست. 23:58.478 --> 23:59.604 ‫چقدر می‌شه؟ 24:01.273 --> 24:02.274 ‫۵ هزار دلار. 24:03.358 --> 24:04.901 ‫۵ هزارتا برای این سگ؟! 24:04.901 --> 24:07.654 ‫به دیدِ کمک مالی به «انجمن تگزاسی‌ها علیه حیوان‌آزاری» ‫بهش نگاه کنین. 24:07.654 --> 24:09.072 ‫اگه یه فرصت دوباره می‌خواین، 24:09.072 --> 24:11.992 ‫این سازمان واقعاً ارزش این کمک مالی رو داره. 24:11.992 --> 24:14.453 ‫رفیق، می‌خواستم یه مقدارش رو من بدم، 24:14.453 --> 24:16.705 ‫- ولی کیف پولم رو توی ماشین جا گذاشتم. ‫- آره طبق معمول! 24:16.705 --> 24:18.457 ‫می‌دونی چیه؟ ۵ هزارتا، از این کارت بکش. 24:18.457 --> 24:21.376 ‫قبوله؟ معاملۀ خوبیه. ‫صحبت از فرصت دوباره شد... 24:21.376 --> 24:23.712 ‫- فکر کنم تاوانِ معروف بودنه. ‫- یه لحظه صبر کن. 24:25.213 --> 24:26.381 ‫لوسی! 24:26.381 --> 24:28.592 ‫سلام، متیو مک‌کانهی هستم. ‫هفتۀ پیش همدیگه رو دیدیم. 24:28.592 --> 24:31.636 ‫آره خب، می‌شناسمتون! ‫پوسترتون هم بالای تختم زدم. 24:31.636 --> 24:33.388 ‫- هنوزم؟! ‫- همیشه! 24:33.388 --> 24:35.682 ‫وای. خب، فکر کنم باید تشکر کنم! 24:36.475 --> 24:37.058 ‫ببین، 24:37.058 --> 24:39.978 ‫می‌خواستم جواب سؤالی که دربارۀ بخش ۳۱۳ ‫پرسیدی رو بهت بدم. 24:39.978 --> 24:42.939 ‫می‌خوام یه فرصت دیگه به خودم بدم ‫تا کمکت کنم مشکلت حل بشه. 24:42.939 --> 24:45.066 ‫یه‌کم تحقیق کردم ‫و قضیه از این قراره: 24:45.066 --> 24:48.278 ‫افزایش مالیاتی که ‫بعد از تموم شدن مهلت پرداختش پیش اومده، 24:48.278 --> 24:51.823 ‫روی خیلی‌ها اثر گذاشته، ‫مخصوصاً اهالی روستا، مثل مادر شما. 24:51.823 --> 24:57.078 ‫حالا توصیه‌م اینه که می‌تونید با شناسنامۀ محلی ‫برید با شهرستان‌های دیگۀ تگزاس که با شما هم‌نظر هستن... 24:57.078 --> 24:59.289 ‫متحد بشید. خب؟ ‫(بازم کلمۀ «شناسه» رو اشتباه متوجه شده) 24:59.289 --> 25:00.832 ‫اگه این کار رو بکنید و صداتون یکی بشه، 25:00.832 --> 25:03.293 ‫شانس بیشتری دارید که نماینده‌تون، 25:03.293 --> 25:04.794 ‫همونی که توی نوامبر انتخاب می‌کنید، 25:04.794 --> 25:07.797 ‫وقتی طرح دوباره برای رأی‌گیری رفت ‫صداتون رو بشنوه، خب؟ 25:08.465 --> 25:10.467 ‫خیلی‌خب، ببخشید مزاحم شدم و... 25:10.884 --> 25:12.302 ‫بابت فوت مادرت هم تسلیت می‌گم. 25:12.511 --> 25:14.012 ‫- ممنونم. ‫- خواهش می‌کنم. 25:18.808 --> 25:20.936 ‫خب، بالأخره صاحب یه سگ شدیم؟ 25:20.936 --> 25:22.729 ‫شما «صاحب» یه سگ نمی‌شید، 25:22.729 --> 25:25.273 ‫ولی این افتخار نصیبتون می‌شه ‫که با یه حیوان زندگی کنید. 25:25.273 --> 25:26.858 ‫هر چی تو بگی اصلاً! 25:27.108 --> 25:28.276 ‫بیا بریم. 25:29.361 --> 25:31.154 ‫از معامله با شما خوشحال شدم. 25:31.446 --> 25:34.324 ‫♪ عزیزم، عزیزم، عزیزم ♪ 25:35.075 --> 25:37.077 ‫♪ دارم میام خونه... ♪ 25:42.499 --> 25:45.252 ‫وای پسر، شبیه تیزرهای تبلیغاتیِ نوشیدنی‌ها شدی! 25:45.252 --> 25:46.503 ‫اجازه هست منم... 25:54.886 --> 25:58.515 ‫خودت خوب می‌‌دونی که تنها دیوونه ‫توی این کرۀ خاکی هستی 25:58.515 --> 26:02.811 ‫که بدون هماهنگی، برای خانوادۀ ‫صمیمی‌ترین دوستش سگ می‌گیره! 26:03.395 --> 26:04.521 ‫می‌دونی دیگه؟ 26:08.900 --> 26:11.403 ‫ولی در عین حال باید اعتراف کنم نتیجه‌ش... 26:12.112 --> 26:14.531 ‫خب، خیلی‌ها رو خوشحال کرده. 26:16.324 --> 26:19.744 ‫آره رفیق، می‌دونم تو این سگ رو نمی‌خواستی... 26:19.744 --> 26:21.705 ‫- نه. ‫- ولی اونا همه‌شون می‌خواستن. 26:22.330 --> 26:25.208 ‫و اگه یه تشبیه قشنگ رو ازم بپذیری، 26:25.208 --> 26:29.045 ‫مثل یه فرماندارِ واقعاً شریف ‫برای خانواده‌ت عمل کردی. 26:29.045 --> 26:33.550 ‫به خواستۀ مردم گوش دادی ‫و حسابی دلشون رو شاد کردی. 26:36.386 --> 26:38.513 ‫این حرکتت خیلی مردم‌سالارانه بود، رفیق. 26:40.098 --> 26:43.143 ‫معنی‌ش اینه که ازمون نمی‌خوای فردا راهیِ جاده بشیم؟ 26:46.605 --> 26:50.233 ‫نه، مگه اینکه جادۀ معرفت و خودشناسی باشه، برادر. 26:51.860 --> 26:53.778 ‫- ای لعنت بهت! ‫- خوشت اومد؟ 26:53.778 --> 26:56.239 ‫- خیلی خاکی و باصفایی! ‫- خوشت اومد، نه؟ 26:56.239 --> 26:57.991 ‫- معرکه بود! یعنی... ‫- فدایی داری! 26:57.991 --> 27:01.953 ‫من خودم بچۀ تگزاسم، ‫ولی تو انگار کمربند مشکیِ تگزاس رو داری، پسر! 27:01.953 --> 27:03.330 ‫ایول. 27:03.330 --> 27:06.249 ‫خیلی‌خب، من برم یه چیز خنک بیارم. 27:06.249 --> 27:07.959 ‫باشه. برای منم یه نوشیدنی بیار بی‌زحمت. 27:09.836 --> 27:12.714 ‫منظورم بانگ با آب یخ بود، ‫ولی برات نوشیدنی میارم. 27:13.882 --> 27:14.924 ‫دمت گرم. 27:16.384 --> 27:19.679 ‫خب، کلک مسخرۀ سگ آوردنت جواب داد، مگه نه؟ 27:20.805 --> 27:23.016 ‫مامان مک، خیلی برام عزیزی. 27:23.516 --> 27:25.310 ‫خانواده‌ت هم خیلی برام عزیزه. 27:25.644 --> 27:28.146 ‫و می‌خوام بدونی که کلاً بی‌خیال این ماجرا شدم. 27:28.146 --> 27:29.606 ‫جدی می‌گی؟! 27:29.606 --> 27:32.567 ‫آره. ببین، من و متیو برادریم. 27:32.567 --> 27:34.527 ‫از اون برادرهایی که نیازی به مدرک و دلیل ندارن. 27:34.527 --> 27:36.529 ‫پس اگه می‌گی چیزی برای پیگیری نیست، 27:36.529 --> 27:40.241 ‫منم حرفت رو قبول می‌کنم ‫و بی‌خیالش می‌شم. 27:40.241 --> 27:41.951 ‫به‌به، خوشم اومد. 27:43.328 --> 27:44.871 ‫ببین، ولی نمی‌تونم بهت قول بدم 27:44.871 --> 27:47.332 ‫که اون پسرای تراویس نیان سراغت. 27:47.957 --> 27:50.335 ‫اون مسئله رو هم حل و فصل کردم. 27:50.335 --> 27:52.337 ‫دیگه دردسری درست نمی‌کنن. 27:52.337 --> 27:53.421 ‫شوخی‌ت گرفته؟ 27:53.421 --> 27:54.422 ‫نه. 27:56.758 --> 28:00.011 ‫ببین، دیگه از طرف من ‫دردسری برات درست نمی‌شه، خب؟ 28:00.804 --> 28:01.805 ‫آتش‌بس؟ 28:02.597 --> 28:03.598 ‫آتش‌بس. 28:11.439 --> 28:12.774 ‫پیرمرد لجوج. 28:19.280 --> 28:20.699 ‫- سلام. ‫- سلام. 28:20.699 --> 28:24.244 ‫اون آزمایش دی‌ان‌ای رو سفارش بده، ‫باید جواب سؤالمون رو پیدا کنیم. 28:24.661 --> 28:25.954 ‫حله. 28:25.954 --> 28:27.414 ‫ترکوندی بابا! 28:27.414 --> 28:28.623 ‫بله، بله، بله. 28:28.623 --> 28:32.252 ‫یادت نره؛ تو دختر یه نابغۀ نامحسوس هستی! 28:34.671 --> 28:37.382 ‫وای نه... شوخی‌ت گرفته؟! 28:37.966 --> 28:40.427 ‫چشه این حیوون؟ ‫سندروم رودۀ تحریک‌پذیر داره؟! 28:41.594 --> 28:42.595 ‫وودی‌کوچولو... 28:44.013 --> 28:45.056 ‫دست بردار! 28:45.432 --> 28:51.104 www.Doostihaa.com