WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:13.513 --> 00:15.432 ‫وای! لعنت... 00:32.782 --> 00:33.783 ‫[بهترین لاستیک‌ها برای تمام فصول] 00:35.660 --> 00:37.037 ‫هی، هی، هی، هی. 00:37.037 --> 00:38.788 ‫یه زن با نوزادش تو لابی نشستن. 00:38.788 --> 00:41.750 ‫- مهم نیست. اصلاً برام مهم نیست. ‫- خیلی احساسیه. 00:41.750 --> 00:46.129 ‫خوش به حالش. خوش به حال اون بچه. ‫امیدوارم باباهه رفتار خوبی با اون بچه داشته باشه. 00:46.129 --> 00:49.049 ‫نمی‌خوای ببینی؟ ‫اینجا از این صحنه‌ها زیاد نمی‌بینیم. 00:49.049 --> 00:51.259 ‫- نوزاده خوشگله؟ ‫- آره. 00:52.927 --> 00:54.971 ‫بی‌خیال. فقط یه عکس بگیر ‫و بعداً نشونم بده. 00:54.971 --> 00:57.390 ‫- تا حالا بچه به این خوشگلی ندیدی. ‫- اصلاً برام مهم نیست. 01:00.310 --> 01:04.105 ‫فکر کنم هنوز سر اون خبر ناراحته. ‫تمام هفته با من حرف نزده. 01:05.398 --> 01:06.232 ‫صدای جیرجیرکه؟ 01:06.232 --> 01:08.693 ‫شین وقتی ناراحته ‫یه جیرجیرک می‌ذاره اینجا. 01:08.693 --> 01:10.070 ‫تاکتیک موثریه. 01:11.196 --> 01:12.447 ‫آدم خیلی تاکتیکیه. 01:12.447 --> 01:14.949 ‫گوش کن، ازت می‌خوام ‫که از طرف من با شین حرف بزنی. 01:14.949 --> 01:17.494 ‫فکر می‌کنم ارتباط بین ‫شما دو تا خیلی مهمه. 01:17.494 --> 01:21.247 ‫ببین، ویل. بالاخره یه جایی، نیازه ‫که کارهای کثیفم رو انجام بدی 01:21.247 --> 01:22.749 ‫اگه می‌خوای دست راستم باشی. 01:22.749 --> 01:23.917 ‫من؟ 01:24.417 --> 01:26.252 ‫- قطعا می‌خوام دستت باشم. ‫- خوبه. 01:26.252 --> 01:28.296 ‫راستی اوضاع تنقلات چطوره؟ 01:28.296 --> 01:31.633 ‫- تقریباً چیزی نیست. جلوه‌ی بدی داره. ‫- پیتزا سفارش می‌دم. 01:31.633 --> 01:32.717 ‫فکر خوبیه. 01:33.218 --> 01:35.720 ‫چهار تا پرگوشت، ‫چهار تا پنیر ساده بگیر. 01:35.720 --> 01:38.014 ‫واقعاً این‌قدر گوشت‌خوار اینجا هست؟ 01:38.014 --> 01:40.850 ‫چون آدما می‌گن گوشت می‌خوان، ‫اما بعدش فقط پنیر می‌خورن، 01:40.850 --> 01:42.685 ‫و این کار آدمای پنیر ساده رو خراب می‌کنه. 01:42.685 --> 01:44.729 ‫پیش میاد. آدما جوگیر می‌شن. 01:44.729 --> 01:46.648 ‫می‌گن، «گوشت می‌خوام»، بعد می‌گن، 01:46.648 --> 01:49.234 ‫«یکم ساده هم امتحان می‌کنم»، ‫ولی بعدش هیچ پنیر ساده‌ای باقی نمی‌مونه. 01:49.234 --> 01:53.029 ‫می‌دونی، راستش، فکر کنم ‫اگه اینجا کمی‌ پول دربیاریم، 01:53.029 --> 01:57.826 ‫ممکنه توی یه همچین موقعیتی، ‫یه پیتزای پنیر ساده‌ی بزرگ برای خودم سفارش بدم 01:57.826 --> 02:00.161 ‫چون اون‌جوری مجبور نمی‌شم... 02:03.248 --> 02:05.041 ‫می‌دونستم بالاخره تموم می‌شه. 02:05.041 --> 02:08.253 ‫♪ پدر من ♪ 02:08.253 --> 02:10.630 ‫♪ بگو، کجا بودی؟ ♪ 02:10.630 --> 02:13.133 ‫♪ می‌دونی، من فقط چشمام رو بستم ♪ 02:13.133 --> 02:15.510 ‫♪ کل دنیام ناپدید شد... ♪ 02:15.510 --> 02:18.138 ‫فکر می‌کنی منظورش منم؟ 02:18.138 --> 02:20.723 ‫♪ منو برگردون به روزی که... ♪ 02:20.723 --> 02:22.058 ‫کی می‌دونه؟ 02:22.058 --> 02:24.269 ‫♪ پسر سوگلیت درست قبل از این که... ♪ 02:53.214 --> 02:54.507 ‫ممنون برای همه‌ی کارهایی که کردی. 02:54.591 --> 02:56.885 ‫- هی، جان. ‫- هی، دارنل. چطوری؟ 02:56.885 --> 02:57.802 ‫هی، بچه‌ها. 02:57.802 --> 02:58.928 ‫- چه خبر؟ ‫- خوبه. 02:58.928 --> 03:01.472 ‫اشکالی نداره. اون بیسکوییت‌ها رو بذار ‫و یه چند تایی بیار این‌طرف. 03:03.057 --> 03:04.434 ‫- حالت خوبه؟ ‫- آره. 03:07.270 --> 03:10.815 ‫پس قراره یه خونه بخریم، ‫بهشون بگیم از پس این کوفتی برمیاییم. 03:10.815 --> 03:12.567 ‫- مگه نه؟ ‫- آره. 03:12.567 --> 03:15.862 ‫خیلی خب. هی، از دیدنت خوشحالم. ‫خوشحال شدم دیدمت، دارنل. 03:15.862 --> 03:18.489 ‫ممنون، دیو. و راستی، اسم من جان ـه. 03:27.290 --> 03:28.124 ‫چطوری؟ 03:29.667 --> 03:30.543 ‫خیلی خوبم. 03:32.170 --> 03:34.881 ‫- گفت چی بهم بگی؟ ‫- کی..... 03:37.717 --> 03:39.844 ‫می‌خواد بدونه چرا اینقدر عصبانی هستی. 03:39.844 --> 03:40.887 ‫عصبانی نیستم. 03:41.387 --> 03:44.807 ‫- دخترهای لعنتی عصبانی می‌شن. من غصه‌دارم. ‫- چه کاری از دستم برمیاد که کمک کنم؟ 03:44.807 --> 03:47.560 ‫دو ماه پیش، همه چی خوب بود. ‫پاداش هفتگی می‌گرفتم. 03:47.560 --> 03:48.686 ‫فیل توی کی‌وست بود. 03:48.686 --> 03:51.898 ‫حالا میاد اینجا، برات نوشیدنی و شام میاره، ‫افسارت رو دست می‌گیره. 03:51.898 --> 03:54.484 ‫- افسارمو دست نگرفته. ‫- افسارتو دست نگرفته. 03:54.484 --> 03:56.236 ‫- عروسک خیمه‌شبازیش شدی. ‫- نه. 03:56.236 --> 03:57.528 ‫داره ازت سوءاستفاده می‌کنه. می‌گه، 03:57.528 --> 03:59.781 ‫«باید با پدرت مهربون باشی». ‫تو عروسک خیمه‌شب‌بازی اونی. 03:59.781 --> 04:01.658 ‫نیستم. من دست راستشم. 04:01.658 --> 04:05.328 ‫داره تلاش می‌کنه از طریق تو ‫با من حرف بزنه. گولشو نمی‌خورم. 04:05.328 --> 04:07.497 ‫از من استفاده نمی‌کنه. ‫خودم اومدم وساطت. 04:07.497 --> 04:10.667 ‫صبر کن! شین، می‌دونی چی شدی؟ 04:10.667 --> 04:12.627 ‫شدی مثل یه زن غرغرو، باشه؟ 04:12.627 --> 04:15.255 ‫یه مهمونی برپاست، ‫همه دارن خوش می‌گذرونن، 04:15.255 --> 04:17.632 ‫اما هوا سرده و یادت رفته کاپشنت رو بیاری، ‫واسه همین می‌گی... 04:17.632 --> 04:19.592 ‫«می‌خوام برم خونه!» 04:19.592 --> 04:20.843 ‫«خیلی سردمه.» 04:20.843 --> 04:24.013 ‫نه، تو شدی... ‫شدی زن دودوزه باز عوضی. 04:24.013 --> 04:26.683 ‫مهمونی در واقع واقعاً مزخرفه، ‫و سرد هم هست. 04:26.683 --> 04:30.228 ‫همه بهت می‌گن خوشگل شدی، ‫واسه همین می‌خوای بمونی و می‌دونی چیه؟ 04:30.228 --> 04:32.230 ‫ما جفتمون تو اعماق وجودمون می‌دونیم، 04:32.230 --> 04:35.233 ‫قبلاً بهتر از الان به نظر می‌رسیدی، ‫و موهات موخوره گرفته. 04:37.986 --> 04:38.820 ‫خیلی خب. 04:38.820 --> 04:40.488 ‫گورکت رو گم کن، عروسک خیمه‌شب‌بازی. 04:40.488 --> 04:42.156 ‫برو یه شکست دیگه رو گزارش بده. 04:42.657 --> 04:43.908 ‫عروسک خیمه‌شب‌بازی خوب بود. 04:44.909 --> 04:46.703 ‫زن غرغرو. من بُردم. 04:49.622 --> 04:52.125 ‫ویل، ویل، ویل. هی. ‫می‌شه یه لحظه باهات حرف بزنم؟ 04:52.125 --> 04:53.334 ‫نه! 04:54.210 --> 04:58.089 ‫ببین، تو مشخصاً هنوز سر قضیه‌ی کنفرانس ‫ازم عصبانی هستی. معذرت می‌خوام. 04:58.089 --> 05:00.133 ‫برام مهم نیست. 05:00.133 --> 05:03.344 ‫هیچ انرژی‌ای رو هدر نمی‌دم ‫که از دستت عصبانی باشم. 05:03.344 --> 05:06.097 ‫یعنی می‌گی هیچ پیش‌نویس ایمیلی ‫درباره‌ی این نداری؟ 05:06.597 --> 05:08.391 ‫خیلی خب. کارم داشتی؟ 05:09.559 --> 05:11.728 ‫ویل، منو دوست داری؟ 05:14.022 --> 05:15.064 ‫نه‌چندان. 05:15.064 --> 05:18.443 ‫- چرا؟ ‫- چون آدم بدقلقی هستی. 05:18.443 --> 05:19.652 ‫کی می‌گه؟ 05:19.652 --> 05:20.945 ‫همه می‌گن. 05:21.654 --> 05:24.032 ‫- بیخیال. آدما دوستم دارن. ‫- دوستت ندارن! 05:24.032 --> 05:26.492 ‫تظاهر می‌کنن دوستت دارن ‫چون رئیس‌شون هستی، 05:26.492 --> 05:29.203 ‫اما اگه بیرون توی جایی مثل ‫سالن بولینگ ملاقاتت کنن، 05:29.203 --> 05:32.081 ‫باهات حرف می‌زنن ‫و بعد دور می‌شن و می‌گن، «اه». 05:34.709 --> 05:36.461 ‫آره، من... 05:37.503 --> 05:39.088 ‫من راستش یه جورایی حدس می‌زدم. 05:40.131 --> 05:41.382 ‫پس چرا این‌ طوری رفتار می‌کنی؟ 05:41.382 --> 05:45.345 ‫من... نمی‌دونم، ویل. یعنی، ‫می‌دونی، چهارتا برادر بزرگ‌تر دارم. 05:45.887 --> 05:49.265 ‫افتخار خانواده. ‫خوش‌تیپ، هیکلی، قدبلند. 05:49.265 --> 05:51.684 ‫همه دوستشون داشتن. دخترا دوستشون داشتن. 05:52.226 --> 05:56.356 ‫تمام حرفشون این بود، ‫که فقط دخترکُش هستن و... 05:58.191 --> 06:01.402 ‫نمی‌دونم. ‫فکر کردم شاید اگه شبیه اونا رفتار کنم، 06:01.903 --> 06:03.613 ‫شاید آدما هم منو دوست داشته باشن. 06:08.743 --> 06:09.660 ‫و این کارو کردم... 06:09.660 --> 06:10.828 ‫زیاد دلبری می‌کردم. 06:12.705 --> 06:14.832 ‫- راستش کلی خاطرخواه پیدا کردم. ‫- خیلی خب. 06:14.832 --> 06:17.335 ‫- و آدما واقعاً منو دوست داشتن. ‫- می‌شه این بحث رو جمعش کنیم؟ 06:17.335 --> 06:19.670 ‫بیخیال، ویل. ‫ببخشید. از عموت برام بگو. 06:19.670 --> 06:23.007 ‫چرا نمی‌ری خودتو معرفی نمی‌کنی؟ ‫مطمئنم قراره عاشقت بشه. 06:23.508 --> 06:25.343 ‫منظورت چیه؟ 06:25.343 --> 06:26.386 ‫هیچی. 06:28.971 --> 06:30.473 ‫ممنونم که اومدید. 06:31.766 --> 06:33.601 ‫هی، عمو جان. ‫می‌شه یه لحظه باهات حرف بزنم؟ 06:33.601 --> 06:34.519 ‫آره. 06:35.395 --> 06:37.688 ‫از دیدنت خوشحال شدم. آره، آره. ‫چطوری؟ 06:37.688 --> 06:40.024 ‫- چه حسی در مورد این جریانات داری؟ ‫- چه حسی دارم؟ 06:40.024 --> 06:43.152 ‫لعنتی، خیلی خوشحالم. ‫اصلاً نمی‌تونم بگم چقدر. 06:43.152 --> 06:44.654 ‫واقعاً؟ 06:44.654 --> 06:45.780 ‫- آره. ‫- ایول. 06:46.614 --> 06:49.492 ‫چون شنیدم آدما بعد از بازنشستگی ‫سریع سراشیبی رو طی می‌کنن. 06:49.492 --> 06:51.661 ‫آره، خب، اگه قضیه اینه، پس، 06:52.161 --> 06:54.789 ‫قراره از پایین رفتن لذت ببرم. 06:55.331 --> 06:58.918 ‫- آدمای مبتلا به زوال عقل می‌تونن لذت ببرن؟ ‫- یاخدا، شین. حالت خوبه؟ چه خبر شده؟ 06:59.502 --> 07:01.295 ‫فکر می‌کنم داری اشتباه می‌کنی. 07:01.295 --> 07:04.966 ‫خیلی وقته به این شادی نبودم، ‫و نمی‌تونه چیز بدی باشه. 07:04.966 --> 07:07.468 ‫بیخیال. درست می‌شه. ‫بیا یه نوشیدنی بزنیم. 07:07.969 --> 07:09.595 ‫عمو جان، تو پدرم رو می‌شناسی. 07:09.595 --> 07:12.056 ‫به محض این که اینجا یه ماه بد داشته باشه، ‫می‌خواد بفروشتش. 07:12.056 --> 07:13.933 ‫اونوقت من و ویل بیکار می‌شیم. 07:15.726 --> 07:19.230 ‫- بیخیال. بیا یه نوشیدنی بزنیم. ‫- نه، نمی‌خوام. ممنون. 07:28.197 --> 07:29.699 ‫سلام، دیو. 07:29.699 --> 07:30.616 ‫سلام. 07:31.409 --> 07:32.243 ‫هی، ران. 07:34.412 --> 07:35.371 ‫چه خبر، دیو؟ 07:35.955 --> 07:36.789 ‫چطوریایی، رفیق؟ 07:38.082 --> 07:39.000 ‫حالم خوبه. 07:40.918 --> 07:42.503 ‫خوبه. 07:42.503 --> 07:43.421 ‫عالی. 07:44.505 --> 07:46.382 ‫شاید اونو بگذاری اون ‌طرف. 07:48.301 --> 07:49.760 ‫می‌دونه؟ 07:56.851 --> 08:00.354 ‫هی، فیل. چطوری؟ ‫دیو هستم. مدیر کل اینجا. 08:00.354 --> 08:03.357 ‫- از دیدنت خوشبختم، دیل. ‫- هی. فیل، درسته؟ چاک. 08:03.357 --> 08:05.443 ‫- از دیدنت خوشوقتم، چاک. ‫- منم همین طور. 08:05.443 --> 08:07.904 ‫ما در واقع وسط ‫یه مکالمه‌ی خصوصی بودیم. 08:07.904 --> 08:09.822 ‫چه جالب. 08:10.323 --> 08:12.700 ‫- مشکلی نداری منم بپرم وسط؟ ‫- چرا، داریم. 08:12.700 --> 08:15.036 ‫هی، فیل. یه دقیقه وقت داری حرف بزنیم؟ 08:15.036 --> 08:16.787 ‫الان میام سراغت، جان. 08:16.787 --> 08:19.081 ‫- ببخشید، چاک. ‫- چاک، آره. 08:19.081 --> 08:20.625 ‫و دیل. 08:20.625 --> 08:22.001 ‫دیو. 08:25.046 --> 08:27.131 ‫دمت گرم، اسکل. فراریش دادی. 08:27.131 --> 08:29.300 ‫ندادم. اصلاً نگات نمی‌کرد. 08:30.426 --> 08:31.552 ‫اشکالی نداره. 08:34.472 --> 08:36.390 ‫ارتودنسی نامرئی چطور پیش می‌ره، چاک؟ 08:36.390 --> 08:38.601 ‫فکر کنم خودت می‌دونی خوب پیش نمی‌ره. 08:49.028 --> 08:50.821 ‫فکر می‌کنی چه بلایی سرمون میاد؟ 08:51.322 --> 08:52.823 ‫- هیچی. ‫- مطمئنی؟ 08:56.244 --> 08:57.703 ‫نگران چیزی هستی؟ 08:58.996 --> 09:01.165 ‫آخه، 09:02.458 --> 09:06.671 ‫الان احساس می‌کنم یه کم گیر کردم ‫چون پدرم مشخصاً می‌خواد بازنشسته بشه. 09:06.671 --> 09:09.590 ‫آوردمت سر کار، ‫و حالا داری کار منو سخت‌تر می‌کنی. 09:09.590 --> 09:12.301 ‫و نمی‌تونم همی‌ن‌طوری مجبورش کنم ‫تا ابد اینجا کار کنه. 09:12.301 --> 09:15.137 ‫اما اگه اونو به کسی مثل مریلین بفروشه، ‫من بیکار می‌شم. 09:15.137 --> 09:18.849 ‫من روز اول تک‌تک شما کله‌پوک‌ها ‫رو اخراج می‌کنم. 09:18.849 --> 09:20.268 ‫پس گزینه بعدی فیل ـه. 09:20.268 --> 09:23.563 ‫اگه دنبال این بودی با من وارد کار بشی، ‫باید دل و جیگر نشون بدی. 09:23.563 --> 09:24.605 ‫اما اون فیله. 09:24.605 --> 09:27.817 ‫نمی‌دونم. آدم خوبی به نظر می‌رسه. ‫الان داشتم باهاش حرف می‌زدم. 09:27.817 --> 09:30.152 ‫- درباره‌ی چی؟ ‫- ماشین. 09:30.152 --> 09:33.739 ‫خوشش اومد. فکر می‌کنه اگه درستش کنم، ‫می‌تونم دو برابر پولی که دادم ازش بگیرم. 09:33.739 --> 09:35.074 ‫دو برابر پولت. 09:36.242 --> 09:39.161 ‫- داشت ترغیبت می‌کرد بفروشیش؟ ‫- نمی‌دونم ترغیب بود یا نه. 09:39.161 --> 09:40.705 ‫فقط می‌گه یه گزینه‌ست. 09:40.705 --> 09:42.540 ‫مب‌فروشیش و می‌ری سراغ پروژه‌ی بعدی. 09:44.375 --> 09:47.169 ‫حس می‌کنم یه کم لباس‌هام نامناسبه. ‫تو چی فکر می‌کنی؟ 09:47.169 --> 09:48.963 ‫- نه، خوش‌تیپ شدی. ‫- فکر نکنم. 09:48.963 --> 09:51.632 ‫می‌خوام برم خونه و لباس عوض کنم. ‫می‌رم خونه. برمی‌گردم. 10:01.934 --> 10:04.228 ‫هی! چه خبر، شین؟ 10:04.770 --> 10:06.439 ‫هی. قضیه‌ی تو و لیزا چیه؟ 10:06.439 --> 10:08.107 ‫هیچی، داداش. همه‌چی روبراهه. 10:08.107 --> 10:10.026 ‫ران هیچ‌ چی نمی‌دونه. 10:11.360 --> 10:13.279 ‫داداش، فکر کنم یه ‌چیزی می‌دونه. 10:13.279 --> 10:16.198 ‫نه، اون فقط آدم جدی‌ایه. ‫فکر کنم تو طیف اوتیسمه. 10:16.198 --> 10:19.785 ‫- به یه آدم اوتیسمی‌ نارو زدی؟ ‫- همه‌ چی روبراهه. اونا هیچ‌چی نمی‌دونن. 10:19.785 --> 10:22.371 ‫احتمالاً دارن سر یه چیز دیگه بحث می‌کنن، پس... 10:22.371 --> 10:24.040 ‫از پدرت برام بگو. 10:24.040 --> 10:27.168 ‫مثلاً، باحاله؟ ‫آدم باحالی به نظر می‌رسه. 10:27.168 --> 10:30.296 ‫- قراره براش کار کنم، پس... ‫- قراره ازت متنفر باشه. 10:30.880 --> 10:34.425 ‫- چی؟ ‫- آخه اون خیلی مذهبیه. 10:34.425 --> 10:35.635 ‫چی؟ 10:37.762 --> 10:40.222 ‫- من اساساً شبیه دجالم. ‫- می‌دونم. 10:40.723 --> 10:43.309 ‫تو شبیه یه اهریمن خفنی. ‫دودره‌باز. مرد اهریمنی. 10:49.440 --> 10:52.652 ‫- هنوز منو دوست داری، مگه نه؟ ‫- آره. تو بهترین هستی. 10:52.652 --> 10:55.154 ‫یکی از بدترین آدم‌هایی هستی که دیدم. ‫خیلی عالیه. 10:55.154 --> 10:56.072 ‫ممنون، مرد. 10:56.072 --> 10:58.783 ‫فقط هیچ‌کدوم از قضیه‌های دودره‌بازی ‫یا مواد رو پیش نکش، 10:58.783 --> 11:01.827 ‫یا هرکدوم از اون کارهای خبیث باحالی ‫که با پدر من می‌کنی. 11:01.827 --> 11:03.371 ‫می‌دونی باید چی کار کنی؟ 11:03.371 --> 11:07.333 ‫یه آیه‌ی انجیل درباره‌ی سختکوشی ‫یا یه چیزی تو همین مایه‌ها پیدا کن. 11:07.333 --> 11:08.834 ‫خیلی خب. از عهده‌ش برمیام. 11:08.834 --> 11:10.878 ‫یه کم باید خویشتندار باشی. 11:10.878 --> 11:13.297 ‫کاری نمی‌کنم بابا. ‫اون قدیما از این چیزا خبر نداشتن. 11:13.297 --> 11:16.133 ‫اگه قرار بود فرمان‌ها رو بازنویسی کنن، ‫این جزو موارد مهم می‌شد. 11:16.133 --> 11:18.761 ‫- جزو ده تا فرمان اول نمی‌شد. ‫- هیچ ‌کدوم از این مزخرفات رو به پدرم نگی. 11:18.761 --> 11:21.222 ‫- گندش بزنن! ‫- مشکلی پیش نمیاد. 11:21.222 --> 11:22.306 بیچاره ام 11:22.848 --> 11:25.309 ‫جان، فقط باید به من اعتماد کنی. ‫من برادرتم. 11:25.309 --> 11:28.771 ‫- قرار نیست ولی فورج رو بفروشم. ‫- سابقه که داری. 11:28.771 --> 11:31.023 ‫در مورد باجه‌های طعمه‌ی زنده. 11:31.023 --> 11:32.483 ‫خیلی خب، به من گوش کن. 11:32.483 --> 11:37.571 ‫تمام دلیلی که تو این بیزینس موندم ‫اینه که می‌‌خواستم ویل شغل داشته باشه. 11:37.571 --> 11:40.741 ‫- نمی‌خوای که دربه‌درش کنی، مگه نه؟ ‫- خدای من. داریم درباره‌ی چی حرف می‌زنیم؟ 11:40.741 --> 11:43.703 ‫- خب، من با شین حرف زدم... ‫- با شین حرف زدی؟ 11:43.703 --> 11:45.079 ‫آره. نگران این قضیه‌ست. 11:45.079 --> 11:47.915 ‫شین نگرانشه؟ ‫بذار یه چیزی بهت بگم. 11:47.915 --> 11:49.875 ‫شین یه بچه‌ننه‌س. 11:49.875 --> 11:52.962 ‫می‌دونی از رو لج ویل ‫جیرجیرک‌ اینجا می‌ذاره. 11:52.962 --> 11:55.381 ‫- شبیه کارهاییه که خودت می‌کنی. ‫- خب، آره. خیلی نابغه‌ست. 11:55.381 --> 11:57.174 ‫آره. 11:57.174 --> 12:00.428 ‫چطور می‌شه اینقدر خوب باهاش کنار بیای ‫در حالی که اون حتی با من حرف هم نمی‌زنه؟ 12:01.220 --> 12:03.597 ‫کاری به کارش ندارم. ‫شاید ارزش امتحان کردن رو داشته باشه. 12:03.597 --> 12:06.100 ‫کار بهش نداشته باشم؟ ‫نمی‌خوام پسرم رو ول کنم. 12:06.100 --> 12:07.643 ‫شین دلیل اینجا بودن منه، جان. 12:07.643 --> 12:10.771 ‫بذار یه چیزی بگم. ‫ویل هر روز بهم زنگ می‌زنه. 12:10.771 --> 12:12.606 ‫باور کن، اصلاً چنین چیزی رو نمی‌خوای. 12:25.703 --> 12:30.291 ‫هی، فیل. باز هم دیو هستم. مدیر کل. ‫نمی‌دونم از قبل یادت میاد یا نه. 12:30.291 --> 12:31.333 ‫معلومه که یادمه. 12:31.333 --> 12:35.004 ‫پس این دنباله‌ی ‫مکالمه‌ی بلاک‌باستری قبلی‌مونه؟ 12:36.046 --> 12:38.632 ‫می‌خوام بگم چقدر هیجان‌زده‌ام ‫که داریم با هم کار می‌کنیم. 12:38.632 --> 12:39.675 ‫صبر کن. دیو؟ 12:40.176 --> 12:43.012 ‫- تو همونی نیستی که با منشی سر و سرّ داره؟ ‫- چی؟ 12:43.012 --> 12:44.138 ‫نه، من... 12:44.638 --> 12:45.806 ‫من متاهل هستم، فیل. 12:45.806 --> 12:50.269 ‫هیچ‌وقت به یکی از مقدسات خداوند ‫بی‌احترامی‌ نمی‌کنم. 12:50.770 --> 12:52.188 ‫هر مردی که به همسرش خیانت کنه... 12:52.188 --> 12:54.231 ‫حالم رو به هم می‌زنه. 12:54.231 --> 12:55.858 ‫بعضی آدما اشتباه می‌کنن، دیو. 12:55.858 --> 12:58.903 ‫تو واقعاً بخشش رو به اندازه‌ی چیزی که ‫خداوند ما موعظه می‌کنه یاد گرفتی. 12:58.903 --> 13:01.739 ‫چی بگم؟ ‫فکر کنم واقعاً عاشق متون مقدس هستم. 13:02.323 --> 13:07.620 ‫می‌دونی، نامه‌ی سنت جود به افسسیان ۱۴. 13:07.620 --> 13:13.292 ‫«مبادا بذر هوس خود را جایی بکاری 13:13.793 --> 13:17.880 ‫که مبادا روی زمین بریزد و 13:18.380 --> 13:21.175 ‫درخت زهرآگین جوانه بزند.» 13:22.134 --> 13:23.302 ‫یکی از آیه‌های موردعلاقه‌مه‌. 13:23.302 --> 13:24.678 ‫- درسته. ‫- خیلی زیبا دکلمه شد. 13:24.678 --> 13:28.599 ‫و فکر می‌کنم معناش در واقع اینه، 13:28.599 --> 13:30.351 ‫«خیانتکار همیشه خیانتکار می‌‌مونه.» 13:31.685 --> 13:33.229 ‫پس تو از اون آدمایی. 13:33.938 --> 13:35.272 ‫چی؟ 13:35.272 --> 13:37.483 ‫اه. 13:37.483 --> 13:38.984 ‫بعداً می‌بینمت، خاخام. 13:38.984 --> 13:40.986 ‫♪ کجا بودی ♪ 13:40.986 --> 13:43.489 ‫♪ می‌دونی، من فقط چشمام رو بستم... ♪ 13:44.365 --> 13:47.868 ‫- می‌شه لطفاً صداش رو کم کنی؟ ‫- چی رو کم کنم؟ 13:47.868 --> 13:50.204 ‫می‌شه واسه یه دقیقه هم که شده ‫مثل آدم‌بزرگ‌ها رفتار کنی؟ 13:50.204 --> 13:52.248 ‫به اندازه‌ی کافی آدم‌بزرگ هستم. 13:52.248 --> 13:55.543 ‫شغل خوبی دارم. ‫نامزد دارم. حالا یه اسلحه هم دارم. 13:55.543 --> 13:58.337 ‫ببین، فکر می‌کردم از این که با هم ‫کار می‌کنیم هیجان‌زده باشی. 13:58.337 --> 14:01.841 ‫وقتی اومدی هیجان‌زده بودم، ‫بعد توی اپل‌بیز پشت سرم زر زدی. 14:01.841 --> 14:03.384 ‫نامزدم رو فراری دادی. 14:03.384 --> 14:06.262 ‫شغل منو خریدی، ‫که حتماً می‌خوای بفروشیش. 14:06.262 --> 14:10.057 ‫اگه تا وقتی من باهاش آشنا شدم، ‫تو اون دختره رو نترسونده بودی، من هیچ شانسی نداشتم. 14:10.057 --> 14:11.058 ‫خیلی خب. 14:11.725 --> 14:13.769 ‫خدای من. 14:15.354 --> 14:16.480 ‫شین! 14:16.480 --> 14:19.024 ‫خیلی خب، پس شاید کل این قضیه ‫ایده‌ی بدی بوده. 14:19.024 --> 14:21.318 ‫اگه نمی‌خوای من مدیریت رو به دست بگیرم، ‫پس شاید این کار رو نکنم. 14:21.318 --> 14:22.736 ‫نمی‌خوام مدیریت رو به دست بگیری. 14:22.736 --> 14:25.990 ‫به جهنم. من همین الان کار رو خریدم، ‫یعنی مدیریت رو به دست گرفتم. 14:26.949 --> 14:28.325 ‫- حتی برام مهم هم نیست. ‫- واقعاً؟ 14:28.993 --> 14:33.163 ‫تو این یک ساعت داشتی آهنگی درباره‌ی ‫یه پدر غایب پخش می‌کردی، 14:33.163 --> 14:34.623 ‫و روز اول منه اینجا. 14:34.623 --> 14:36.208 ‫قرار نیست همه‌ چی درباره‌ی تو باشه، داداش. 14:37.418 --> 14:40.671 ‫چی، قراره الان جوش بیاری؟ ‫روز اول کاریت قاطی کنی؟ عالیه. 14:40.671 --> 14:42.882 ‫حتی بهترین آهنگ آلبوم هم نیست. 14:42.882 --> 14:45.509 ‫بهترینش همونیه که درباره‌ی مردیه‌ ‫که از موج‌شکن رد می‌شه. 14:45.509 --> 14:47.636 ‫حتی نمی‌دونم خواننده‌ش کدوم خریه! 14:47.636 --> 14:49.680 ‫گروه اورکلیره. سرچشون کن. 14:50.973 --> 14:53.976 ‫لعنتی! اسم آهنگ سانتا مونیکاست. 15:18.792 --> 15:20.252 ‫فکر می‌کنم داری اشتباه می‌کنی. 15:20.753 --> 15:22.713 ‫- کدوم یکی از این دخترها مجردن؟ ‫- هان؟ 15:22.713 --> 15:25.174 ‫‌کدوم یکی از این دخترها مجردن؟ 15:25.174 --> 15:28.302 ‫- یه داستان کوچیک دارم. ‫- داستان نه. 15:35.559 --> 15:38.270 ‫این یه مهمانی کاریه. ‫ممنون! ممنون، جو. ممنون. 15:38.270 --> 15:40.564 ‫نه، می‌دونم نمی‌خوای یه مرد باشی، 15:40.564 --> 15:42.733 ‫اما از نظر فنی هستی. 15:43.233 --> 15:46.362 ‫- همه‌مون شک داریم. و تو همونی. ‫- خیلی خب، جو، ممنون! 15:46.362 --> 15:48.530 ‫- کارت خوبه. ‫- آره! 15:48.530 --> 15:50.950 ‫به افتخار ویل! شاه ویل! 15:50.950 --> 15:53.035 ‫- شاه تپه، ویل! ‫- خیلی خب! 15:53.035 --> 15:54.036 ‫[خداحافظ، جان] 15:55.663 --> 15:57.790 ‫خیلی خب، بیایید شروع کنیم. 15:57.790 --> 16:00.042 ‫میشه همگی توجه کنید، 16:00.042 --> 16:02.127 ‫فقط می‌خوام چند کلوم حرف بزنم. 16:02.127 --> 16:04.463 ‫خب، فکر کنم باید با یه دعا شروع کنیم. 16:04.463 --> 16:07.049 ‫قرار نیست این کار رو بکنیم، دیو. ‫ادامه بده، جان. 16:07.049 --> 16:10.594 ‫اول از همه، ‫ممنون از همگی که تشریف آوردید. 16:10.594 --> 16:13.305 ‫از همه‌ی هدایا و ابراز لطف‌ها ‫و همه‌ چی ممنونم. 16:13.305 --> 16:14.932 ‫خیلی باارزشه. 16:20.312 --> 16:21.814 ‫ایول. کایلا الان جذاب شده؟ 16:21.814 --> 16:23.649 ‫- یا خدا. ‫- کایلا، عالی به نظر می‌رسی. 16:24.233 --> 16:26.276 ‫ممنون. ممنون. ممنون از همه... 16:28.320 --> 16:29.530 ‫لعنتی. 16:31.532 --> 16:33.617 ‫فکر می‌کردم اینجا باحال‌تر باشه. 16:34.243 --> 16:37.913 ‫می‌رم بیرون یه هوایی بخورم. ‫برمی‌گردم. 16:40.791 --> 16:42.334 ‫وای. خیلی خب. 16:42.334 --> 16:45.504 ‫می‌خوام بگم تو این سال‌ها ‫چقدر کار کردن باهاتون عالی بوده. 16:45.504 --> 16:49.883 ‫همچنین می‌خوام بگم ‫اینجا پیش فیل در دست‌های امنی هستید. 16:50.384 --> 16:53.804 ‫اون کلی موفقیت تو اداره‌ی مشاغل 16:53.804 --> 16:56.932 ‫خیلی خیلی خیلی زیاد و مختلف داشته. 16:59.059 --> 16:59.893 ‫به هر حال، 17:01.103 --> 17:04.648 ‫ممنون از همگی برای ۳۰ سال فوق‌العاده. 17:05.357 --> 17:08.652 ‫و نمی‌تونم صبر کنم تا اینجا رو ‫برای ۳۰ سال بعدی فراموش کنم. 17:08.652 --> 17:09.987 ‫- هی. ‫- نوش جان. 17:09.987 --> 17:11.572 ‫نوش جان. 17:12.781 --> 17:15.492 ‫منم دوست دارم چند کلوم حرف بزنم... 17:15.492 --> 17:19.079 ‫اول، ممنون که امشب اینجا اومدید ‫تا بازنشستگی برادرم رو جشن بگیرید. 17:19.079 --> 17:21.623 ‫برای جان خیلی باارزشه. ‫برای منم خیلی باارزشه. 17:21.623 --> 17:24.793 ‫درسته، من تو صنعت خودرو کار نکردم، 17:24.793 --> 17:27.796 ‫اما چند تا کارخانه‌ی تولیدی داشتم، 17:27.796 --> 17:29.423 ‫چند تا شعبه‌ی برگر کینگ، 17:29.423 --> 17:31.383 ‫و برای مدت کوتاهی، 17:31.383 --> 17:35.763 ‫از عوامل تدارکات گروه افسانه‌ای ‫راک فاگت بودم. 17:35.763 --> 17:37.681 ‫- واو. ‫- عجب کیف و حالی. 17:37.681 --> 17:39.933 ‫- کیف و حالی؟ ‫- یعنی دودره‌باز بوده. 17:39.933 --> 17:43.812 ‫همچنین می‌خوام از این فرصت استفاده کنم ‫تا شاید ابهامی نمونه. 17:43.812 --> 17:46.857 ‫من فقط قصد ندارم ‫ولی فورج رو تصاحب کنم. 17:46.857 --> 17:49.568 ‫قصد دارم ببرمش سطح بعدی! 17:53.822 --> 17:56.116 ‫واکنشی نبود که انتظار داشتم. 17:56.116 --> 18:00.621 ‫شاید چند نفری بین شما هستن ‫که تردید دارن؟ 18:02.998 --> 18:05.125 ‫شین، سوالی داشتی؟ 18:05.125 --> 18:06.752 ‫واقعاً سوال نیست. بیشتر اینه، 18:06.752 --> 18:10.297 ‫هرکی شک داره فیل می‌تونه این کار رو ‫با موفقیت اداره کنه دستش رو ببره بالا. 18:10.798 --> 18:12.049 ‫خیلی خب. درسته. 18:12.049 --> 18:15.552 ‫در حالی که من تجربه‌ای ‫تو این بیزینس ندارم، 18:15.552 --> 18:19.223 ‫چیزی که دارم ‫تجربه در بیزینس انسان‌هاست. 18:19.223 --> 18:20.766 ‫عجب. 18:20.766 --> 18:21.934 ‫حرف‌های قدرتمندیه. 18:21.934 --> 18:23.352 ‫حرف‌های قدرتمندیه‌، شین. 18:23.352 --> 18:24.561 ‫بیایید ادامه بدیم. 18:27.689 --> 18:28.982 ‫نمیای تو؟ 18:29.900 --> 18:30.901 ‫اون تو؟ 18:31.819 --> 18:32.945 ‫عمراً. 18:32.945 --> 18:36.198 ‫یه دعوای خانوادگیه. ‫نمی‌خوام کاری باهاش داشته باشم. 18:36.198 --> 18:38.659 ‫منطقیه. می‌دونی، اجباری نیست. 18:44.373 --> 18:45.499 ‫واقعاً خوش‌تیپ شدی. 18:46.625 --> 18:48.210 ‫ممنون. 18:49.044 --> 18:49.878 ‫آره. 18:51.672 --> 18:54.341 ‫باید یه عکس بگیری ‫و بذاری تو پروفایل دوستیابی. 18:56.426 --> 18:58.220 ‫آره، شاید. 19:01.140 --> 19:03.767 ‫یه استارت بزنم. 19:09.273 --> 19:11.441 ‫فقط باید چندتا ایرادش رو برطرف کنم. 19:12.734 --> 19:15.070 ‫آره، فقط چند تا ایراده، شاید. 19:15.654 --> 19:19.158 ‫از این به بعد، برای هدایت شدن تو این مسیر 19:19.158 --> 19:21.535 ‫روی تک‌تکتون تکیه خواهم کرد. 19:21.535 --> 19:24.788 ‫می‌دونم گاهی داشتن یه مربی جدید سخته، 19:24.788 --> 19:27.249 ‫اما قصد دارم ولی فورج رو 19:27.249 --> 19:29.835 ‫تا قهرمانی پیش ببرم. 19:29.835 --> 19:33.297 ‫- منظورت از قهرمانی چیه؟ ‫- خودت می‌دونی قهرمانی یعنی چی. 19:33.297 --> 19:35.883 ‫اگه همین اول کار قهرمان نشیم چی؟ 19:36.466 --> 19:38.927 ‫بازی طولانی‌مدتی رو می‌کنیم، ویل. ‫سوال دیگه‌ای هست؟ 19:38.927 --> 19:43.140 ‫بله. می‌خوام برای ثبت در تاریخ بگم، ‫پیش‌تر درباره‌ی همه ‌چی دروغ می‌گفتم. 19:43.140 --> 19:45.893 ‫منم مثل شما یه آدم خفن و دودره‌بازم. 19:45.893 --> 19:47.728 ‫خیلی شیطون و زبل. 19:47.728 --> 19:50.814 ‫من اساساً یه آهنربای صنعتی برای دودره‌بازیم. 19:52.065 --> 19:54.943 ‫- تو آهنربا نیستی. ‫- من یه آهنربام، چاک. خودت می‌دونی. 19:54.943 --> 19:57.446 ‫من از اون آهنرباهای گنده‌ام ‫که می‌ذارن بالای جرثقیل 19:57.446 --> 19:58.614 ‫وقتی دارن ماشین‌ها رو له می‌کنن. 19:58.614 --> 19:59.990 ‫خفه شو، دیو. 19:59.990 --> 20:01.909 ‫دیگه نمی‌خوام شنبه‌ها کار کنم. 20:01.909 --> 20:06.121 ‫خیلی خب، سوالات مربوط به ‫برنامه‌ریزی رو برای دوشنبه نگه دارید. 20:06.121 --> 20:10.209 ‫حالا، به استثنای دیو، سوال دیگه‌ای هست؟ 20:10.209 --> 20:13.045 ‫- من فقط... خیلی سریع، بعد تموم می‌شه. ‫- ای بابا. 20:13.045 --> 20:14.338 من یه کافرم. 20:14.338 --> 20:17.883 ‫به نظر می‌رسه به تراپی احتیاج داری ‫و تا ابد تو آتش خواهی سوخت. 20:18.217 --> 20:21.261 ‫برو به جهنم، دیو! کثافت عوضی! 20:21.261 --> 20:23.639 ‫- داری می‌ری. ‫- دارم می‌رم! 20:23.639 --> 20:25.807 ‫اگه دوباره ببینمت، می‌کشمت! 20:25.807 --> 20:27.851 ‫- بیخیال! ‫- و تو هم برو به درک، ویل! 20:27.851 --> 20:30.520 ‫وای، طرف از کنترل خارج شده. 20:31.772 --> 20:34.900 ‫راستی، حالا که صحبتش شد، ‫راسته هیچ‌ کی منو دوست نداره؟ 20:34.900 --> 20:38.487 ‫فکر کنم با اطمینان می‌تونم بگم ‫اون یارو دوستت نداره. 20:38.487 --> 20:39.404 ‫نه. 20:39.404 --> 20:42.032 ‫خب، سوال دیگه‌ای هست؟ 20:42.032 --> 20:44.576 ‫من هیچ‌وقت نمی‌تونم شنبه‌ها ‫بازی فوتبال دخترم رو ببینم. 20:44.576 --> 20:45.827 ‫بسه دیگه یه بار گفتی! 20:45.827 --> 20:48.830 ‫می‌گم دلم می‌خواد گاهی ‫بازی فوتبال دخترم رو ببینم. 20:48.830 --> 20:53.126 ‫چاک، دیگه لازم نیست نگران شنبه‌ها باشی، ‫چون اخراجی. 20:53.126 --> 20:54.461 ‫خب... 20:57.172 --> 20:59.091 ‫فقط نمی‌خوام هر شنبه کار کنم. 20:59.091 --> 21:01.468 ‫دیگه لازم نیست نگران ‫کار کردن تو هیچ شنبه‌ای باشی، 21:01.468 --> 21:03.971 ‫حداقل تا آینده‌ای که در پیشه، ‫چون همین الان اخراجت کردم. 21:04.554 --> 21:07.224 ‫- خب، نمیشه درباره‌ش حرف بزنیم؟ ‫- نه، نمی‌تونیم. 21:07.224 --> 21:09.726 ‫ولی می‌تونی یه تیکه کیک برداری، 21:09.726 --> 21:12.688 ‫فقط به چاقو دست نزن، ‫چون دیگه این‌جا کار نمی‌کنی. 21:12.688 --> 21:14.356 ‫دیو، می‌شه یه تیکه بهش بدی؟ 21:14.898 --> 21:16.275 ‫من کیک کوفتی نمی‌خوام. 21:16.275 --> 21:21.613 ‫و اگه کس دیگه‌ای هم می‌خواد استعفا بده ‫یا اخراج بشه، الان وقتشه. 21:22.447 --> 21:24.366 ‫- شین؟ ‫- می‌خوای استعفا بدم؟ 21:24.366 --> 21:27.369 ‫- خودت می‌خوای استعفا بدی؟ ‫- دست من نیست، شرکت مال توئه. 21:27.369 --> 21:29.997 ‫خوبه که گفتی. ‫از این لحظه به بعد، 21:29.997 --> 21:32.666 ‫ویل، برادرزاده‌م، و شین، پسرم، 21:32.666 --> 21:35.877 ‫روی ‌هم ده درصد از سهام ‫ولی فورج رو صاحب می‌شن. 21:37.296 --> 21:38.422 ‫تبریک می‌گم، پسرا. 21:40.090 --> 21:44.011 ‫و چاک، چون آدم خیلی خوبی‌ام، ‫به فرصت دوباره اعتقاد دارم. 21:44.011 --> 21:45.762 ‫می‌خوای برگردی این‌جا کار کنی؟ 21:46.763 --> 21:48.223 ‫- آره. ‫- چی گفتی؟ 21:49.391 --> 21:50.726 ‫بله. بله. 21:50.726 --> 21:53.437 ‫خوبه. خانم چاک گوشی داره؟ 21:53.437 --> 21:54.730 ‫بله. 21:54.730 --> 21:57.941 ‫بگو شنبه‌ها از بازی فوتبال دخترت ‫فیلم بگیره. 21:57.941 --> 22:00.569 ‫این‌طوری می‌تونی از ‫اون مزخرفات حوصله‌سربر رد شی. 22:00.569 --> 22:02.988 ‫- مشکل حل شد. ‫- آره، آره. 22:02.988 --> 22:04.072 ‫عالیه. 22:04.072 --> 22:05.907 ‫پس من یه آینده‌نگرم، 22:05.907 --> 22:10.329 ‫و می‌خوام ولی فورج رو ببرم ‫به دره‌ی خفن‌ها! 22:10.329 --> 22:11.872 ‫کی با منه؟ 22:16.251 --> 22:19.129 ‫- آره. ‫- باشه. کیک کوفتی رو بخوریم بره! 22:20.530 --> 22:28.530 www.Doostihaa.com