WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:18.810 --> 00:22.313 ‫این داستان واقعیِ... 00:22.397 --> 00:27.902 ‫شیر جوانی به نام کیو... 00:32.824 --> 00:38.747 ‫...در مسیرش برای پادشاه شدن است. 00:42.042 --> 00:47.047 ‫اما مسیر رسیدن به تاج‌وتخت ‫هرگز آسان نیست. 00:59.809 --> 01:04.564 ‫کیو فقط یک سال دارد، اما متحدانش، ‫یعنی برادران بزرگ‌ترش، 01:04.647 --> 01:07.859 ‫جایگاهشان را در گله از دست داده‌اند... 01:09.652 --> 01:13.406 ‫و پدرانشان آن‌ها را تبعید کرده‌اند. 01:18.870 --> 01:23.083 ‫تنها کیو باقی مانده است. 01:26.544 --> 01:28.922 ‫بدون حضور برادرانش، 01:29.005 --> 01:33.426 ‫شانس او برای پادشاه شدن 01:33.510 --> 01:36.387 ‫دارد از دست می‌رود. 01:37.722 --> 01:43.019 ‫[قسمت سوم: فداکاری بزرگ] 01:49.859 --> 01:53.780 ‫کیو باید عضوی از این گروه برادری باشد. 01:53.863 --> 01:59.285 ‫تنها امیدش به مادرش است. 01:59.369 --> 02:03.289 ‫آیا سامر می‌تواند همۀ آن‌ها را ‫دوباره گرد هم آورد؟ 02:12.507 --> 02:17.720 ‫او و کیو خانه و خانواده‌شان را 02:17.804 --> 02:20.140 ‫ ترک می‌کنند... 02:28.773 --> 02:32.485 ‫تا به دنبال برادرها بگردند. 03:01.556 --> 03:06.060 ‫چند روز بعد، 03:06.144 --> 03:12.483 ‫کیو و سامر به مرز قلمروی خود می‌رسند. 03:22.035 --> 03:26.289 ‫او بی‌وقفه برادرها را صدا می‌زند. 03:27.290 --> 03:30.710 ‫اما هنوز هیچ خبری از آن‌ها نیست. 03:52.190 --> 03:57.779 ‫وقتی شیرهای نر جوان تبعید می‌شوند، ‫برای حفظ جانشان فرار می‌کنند. 03:57.862 --> 04:02.200 ‫آن‌ها می‌توانند تقریباً ‫هر جایی پنهان شده باشند. 04:41.322 --> 04:43.700 ‫یعنی خودشان هستند؟ 04:52.417 --> 04:56.462 ‫اوکینگو است 04:56.546 --> 04:59.173 ‫و جوجو. 05:10.977 --> 05:13.521 ‫و همۀ برادرها! 05:24.157 --> 05:28.703 ‫هیچ‌چیز با لذت دیدار دوباره ‫برابری نمی‌کند. 05:39.672 --> 05:45.511 ‫کیو به مسیری برگشته ‫که می‌تواند او را به تاج‌وتخت برساند. 06:18.503 --> 06:24.884 ‫کیو و برادرانش شاید دوباره ‫دور هم جمع شده باشند، 06:24.967 --> 06:28.888 ‫اما هنوز جوان هستند. 06:28.971 --> 06:33.434 ‫و فقط یک بزرگ‌تر دارند، سامر، 06:33.518 --> 06:35.436 ‫که مراقبشان باشد. 06:47.198 --> 06:53.329 ‫آن‌ها در واقع فقط یک گروه نوجوان هستند. 06:58.418 --> 07:01.587 ‫و به نظر می‌رسد هیچ‌چیز 07:01.671 --> 07:05.049 ‫دربارۀ یک شیر واقعی بودن نمی‌دانند. 07:09.846 --> 07:13.307 ‫شکار چطور؟ 07:15.601 --> 07:18.396 ‫آیا این کار در ذاتشان است؟ 07:35.705 --> 07:39.208 ‫اصلاً چنگی به دل نمی‌زنند. 08:01.564 --> 08:07.528 ‫این هیچ شباهتی ‫به زندگی یک شیر قدرتمند ندارد. 08:36.891 --> 08:42.480 ‫سامر کاری به ظاهر غیرممکن پیش رو دارد. 08:46.442 --> 08:51.364 ‫او باید تمام کارهای سخت را خودش انجام دهد. 09:18.140 --> 09:22.311 ‫فعلاً می‌تواند شکم همه را سیر نگه دارد. 09:22.395 --> 09:27.650 ‫اما کیو و برادرانش سریع رشد می‌کنند. 09:35.825 --> 09:40.329 ‫هرچه بزرگ‌تر می‌شوند، ‫غذای بیشتری نیاز دارند... 09:47.378 --> 09:52.008 ‫...و سامر باید سخت‌تر کار کند. 10:03.227 --> 10:07.273 ‫فصل خشک دارد از راه می‌رسد. 10:12.403 --> 10:17.575 ‫و در این گرما، ‫شکار کردن هر چیزی سخت است. 10:46.854 --> 10:52.693 ‫سامر چطور می‌خواهد برای همه ‫غذای کافی فراهم کند؟ 11:03.079 --> 11:04.664 ‫برادرها هنوز هیچ پیشرفتی 11:04.747 --> 11:08.793 ‫در تأمین غذای خودشان نکرده‌اند. 11:15.049 --> 11:18.761 ‫سامر خسته شده است. 11:39.156 --> 11:44.036 ‫از شدت این گرما کاسته نمی‌شود. 12:15.818 --> 12:19.572 ‫ناگهان، در دوردست... 12:26.787 --> 12:30.583 ‫چیزی توجه سامر را جلب می‌کند. 12:39.508 --> 12:43.471 ‫خواهرش آتم است. 12:47.183 --> 12:50.686 ‫و همراهش، غذایی برای تقسیم کردن. 12:55.316 --> 12:57.526 ‫نجات. 13:08.871 --> 13:13.834 ‫پیوند میان این دو خواهر بسیار عمیق است. 13:24.845 --> 13:28.766 ‫خواهران اکنون می‌توانند ‫در شکار شریک شوند. 13:54.124 --> 13:55.751 ‫با همکاری یکدیگر، 13:55.835 --> 13:59.421 ‫کفه ترازو را به نفع خودشان سنگین می‌کنند. 14:01.590 --> 14:07.221 ‫کیو و برادرانش می‌توانند ‫یک بار دیگر شکمشان را سیر کنند. 14:31.203 --> 14:34.164 ‫با باران‌های خنک‌کننده‌ای که در راه است، 14:34.248 --> 14:37.751 ‫زندگی باید آسان‌تر شود. 15:00.774 --> 15:05.279 ‫آتم که به سامر کمک کرده بود ‫تا دوران سخت را پشت‌سر بگذارد، 15:05.362 --> 15:09.533 ‫می‌رود تا دوباره به گله‌اش بپیوندد. 15:12.494 --> 15:14.413 ‫اما سامر هنوز باید 15:14.496 --> 15:19.460 ‫کنار کیو و برادرانش بماند، 15:19.543 --> 15:24.048 ‫حداقل تا زمانی که بتوانند ‫خودشان شکار کنند. 16:09.385 --> 16:11.470 ‫با تغییر فصل، 16:11.553 --> 16:15.182 ‫برادران بزرگ‌تر هم تغییر کرده‌اند. 16:15.265 --> 16:21.313 ‫جوجو و اوکینگو ‫حالا نرهای قدرتمند ۱۳۶ کیلویی شده‌اند. 16:28.737 --> 16:33.117 ‫بازی‌های بچگانه ‫حالا به مسابقات تمرینی تبدیل شده. 16:40.624 --> 16:44.837 ‫نرهای جوان باید یاد بگیرند ‫که جنگجو شوند... 16:47.089 --> 16:49.925 ‫...و شکارچی. 17:05.607 --> 17:08.736 ‫کیو حالا ۱۸ ماهه است. 17:16.493 --> 17:20.789 ‫و مشتاق است که مهارت‌هایش را ‫به آزمایش بگذارد. 17:27.838 --> 17:31.925 ‫این گراز وحشی خیلی سریع است. 17:33.969 --> 17:38.098 ‫اما غریزه شکار کیو در حال رشد است. 17:41.143 --> 17:45.314 ‫و فرصت‌های بسیار بیشتری در راه است. 17:50.611 --> 17:52.863 ‫با فرا رسیدن فصل بارندگی، 17:52.946 --> 17:58.827 ‫دشت‌ها دگرگون می‌شوند ‫و گله‌ها بازمی‌گردند. 18:19.807 --> 18:24.520 ‫وقت آن است که سامر به همه یاد بدهد ‫که چطور باید شکار کرد. 18:28.774 --> 18:31.068 ‫یک بوفالوی تنها. 19:08.730 --> 19:13.277 ‫درس اول، اختفا. 19:30.335 --> 19:34.298 ‫درس دوم، صبر. 19:45.684 --> 19:48.437 ‫درس سوم، 19:48.520 --> 19:51.857 ‫نامرئی شدن. 20:11.960 --> 20:13.879 ‫حالا که بوفالو پا به فرار گذاشته، 20:13.962 --> 20:17.424 ‫وقت آن است که برادرها خودشان امتحان کنند. 20:50.123 --> 20:53.502 ‫یکی‌یکی، هرکدام دست‌به‌کار می‌شوند. 21:05.514 --> 21:09.184 ‫آن‌ها به‌تنهایی قدرت کافی ‫برای این کار را ندارند، 21:09.268 --> 21:11.103 ‫حتی اوکینگو. 21:13.021 --> 21:15.607 ‫باید تیمی کار کنند. 21:25.659 --> 21:28.120 ‫کافی نیست. 21:35.877 --> 21:38.505 ‫آن‌ها هنوز به سامر نیاز دارند. 21:40.340 --> 21:44.970 ‫اما هر شکاری، خطر خودش را هم دارد. 21:54.730 --> 21:58.275 ‫سامر زمین خورده. 22:15.167 --> 22:20.505 ‫تنها کاری که کیو می‌تواند بکند ‫این است که به او آرامش بدهد... 22:27.262 --> 22:31.099 ‫و از مادر شجاعش حمایت کند. 22:35.479 --> 22:40.192 ‫اما او ۱۶ ساله است. 22:41.943 --> 22:46.615 ‫و دیگر آن قدرت سابق را ندارد. 23:07.552 --> 23:10.138 ‫طی روزهای آینده، 23:10.222 --> 23:15.060 ‫سامر تا جایی که در توان دارد، ‫تجدید قوا می‎کند. 23:27.114 --> 23:30.659 ‫او دیگر تسلیم نخواهد شد. 23:39.835 --> 23:42.796 ‫صدایی در باد. 23:50.345 --> 23:54.808 ‫این‌ها گله‌های وحشی‌ای نیستند ‫که او می‌شناسد. 23:58.311 --> 24:03.608 ‫گله گاوهایی از خارجِ قلمرو شیرها 24:03.692 --> 24:06.236 ‫که برای چرا آورده شده‌اند... 24:09.698 --> 24:13.118 ‫و توسط چوپانان محافظت می‌شوند. 24:20.959 --> 24:24.921 ‫سامر آرام نزدیک می‌شود، 24:25.005 --> 24:27.507 ‫حرکتی خطرناک. 24:31.094 --> 24:34.014 ‫اما خانواده‌اش باید غذا بخورند، 24:34.097 --> 24:38.727 ‫و فقط یک گاو برای سیر کردن ‫همۀ آن‌ها کافی است. 24:45.525 --> 24:50.405 ‫این کاری است که باید ‫بدون آن‌ها انجام دهد، 24:54.951 --> 24:58.497 ‫در تاریکی شب. 25:24.898 --> 25:26.316 ‫صبح روز بعد... 25:33.782 --> 25:37.285 ‫کیو منتظر است. 25:42.040 --> 25:46.545 ‫مادرش باید تا الان برمی‌گشت. 25:46.628 --> 25:49.631 ‫اما هیچ خبری نیست. 25:53.468 --> 25:56.555 ‫فقط سکوت. 26:03.895 --> 26:08.525 ‫سامر برنمی‌گردد. 26:16.533 --> 26:20.161 ‫در تلاش برای تأمین غذای کیو و برادرانش، 26:20.245 --> 26:24.374 ‫با ضربۀ یک نیزه جان باخته است. 26:37.345 --> 26:42.350 ‫خورشید دوران سامر غروب کرده است. 27:08.168 --> 27:10.086 ‫او نیز در کنار... 27:10.170 --> 27:14.966 ‫ملکه‌های بزرگ تاریخ جای می‌گیرد. 27:23.683 --> 27:28.313 ‫اما آیا او به‌اندازه کافی تلاش کرده 27:28.396 --> 27:32.567 ‫تا آخرین پسرش، کیو، 27:32.651 --> 27:35.904 ‫بدون او زنده بماند 27:35.987 --> 27:39.449 ‫و سرنوشتش را رقم بزند؟ 27:51.211 --> 27:55.924 ‫کیو هرگز زندگی را ‫بدون مادرش تجربه نکرده است. 28:02.931 --> 28:07.102 ‫جوجو کنارش می‌آید. 28:21.449 --> 28:25.787 ‫به نظر می‌رسد همۀ آن‌ها ‫این فقدان را حس می‌کنند. 28:46.391 --> 28:51.062 ‫اینجا دیگر چیزی برای ‫هیچ‌کدامشان باقی نمانده است. 29:09.748 --> 29:14.586 ‫یاد سامر همه‌جا هست. 29:20.175 --> 29:24.763 ‫جای او روی تپه، خالی است. 29:30.226 --> 29:34.939 ‫در دشت‌ها، دیگر اثری از حضورش نیست. 29:46.201 --> 29:49.037 ‫و حالا، 29:49.120 --> 29:51.498 ‫حتی خانه‌اش، 29:51.581 --> 29:55.585 ‫جایی که خانواده‌اش را بزرگ کرد، 29:55.668 --> 29:57.128 ‫در آتش می‌سوزد. 30:31.746 --> 30:35.416 ‫آخرین پیوند کیو با مادرش 30:35.500 --> 30:40.630 ‫و زندگی گذشته‌اش از بین رفته است. 31:14.455 --> 31:19.294 ‫حالا فقط یکدیگر را دارند. 31:24.632 --> 31:30.722 ‫این فقدان، استقلال را ‫به آن‌ها تحمیل کرده است. 31:35.810 --> 31:39.689 ‫پیوند خونی، 31:39.772 --> 31:42.984 ‫و چالش‌های مشترکی که ‫با آن‌ها روبه‌رو می‌شوند... 31:46.779 --> 31:51.075 ‫...ارتباطشان را قوی‌تر خواهد کرد. 32:08.134 --> 32:11.179 ‫اگر قرار است زنده بمانند، 32:11.262 --> 32:16.267 ‫باید از این به بعد خودشان ‫از هر فرصتی استفاده کنند. 32:35.745 --> 32:39.749 ‫کیو نشانۀ امیدوارکننده‌ای می‌بیند... 32:45.463 --> 32:47.048 ‫...کرکس‌ها. 32:50.718 --> 32:53.972 ‫این می‌تواند به معنای ‫شانس پیدا کردن غذا باشد. 33:05.608 --> 33:09.153 ‫شاید برادرها خودشان ‫آن را شکار نکرده باشند، 33:09.237 --> 33:10.905 ‫اما این اولین وعده غذایی است 33:10.989 --> 33:14.200 ‫که خودشان به دست آورده‌اند. 33:33.344 --> 33:35.263 ‫کفتارها. 33:40.101 --> 33:45.023 ‫کیو قبلاً با این گروه از دزدها ‫روبه‌رو شده است، 33:45.106 --> 33:49.485 ‫هرچند نه بدون حضور مادرش. 34:06.002 --> 34:09.922 ‫تعداد کفتارها ۷ به ۱ ‫از برادرها بیشتر است. 34:13.217 --> 34:17.305 ‫عقب‌نشینی به معنای ‫از دست دادن یک وعده غذاست. 34:18.890 --> 34:24.103 ‫یک پیروزی نشان می‌دهد که آن‌ها ‫حریفان قدری هستند که باید جدی گرفته شوند. 34:28.107 --> 34:30.818 ‫آیا برادرها فرار می‌کنند... 34:33.321 --> 34:35.656 ‫...یا می‌جنگند؟ 34:39.452 --> 34:41.829 ‫شاید کیو کوچک‌ترین باشد، 34:41.913 --> 34:45.208 ‫اما او پسر سامر است... 34:49.754 --> 34:53.257 ‫با همان روحیۀ شجاع او. 34:56.719 --> 34:59.764 ‫او گروه برادری را رهبری می‌کند... 34:59.847 --> 35:02.975 ‫تا کفتارها را فراری دهند. 35:27.792 --> 35:31.796 ‫با همکاری یکدیگر، پیروز شده‌اند. 36:05.538 --> 36:11.169 ‫اما نبردهای کیو و برادرانش ‫هنوز به پایان نرسیده است. 36:24.432 --> 36:27.185 ‫چالش بعدی؟ 36:27.268 --> 36:31.731 ‫پیدا کردن قلمرویی ‫که متعلق به خودشان باشد. 36:31.814 --> 36:38.696 ‫هر قدم آن‌ها را به اعماق سرزمین‌های جدید ‫و ناآشنایی می‌برد 36:38.779 --> 36:43.242 ‫که توسط پادشاهانی ‫بسیار قدرتمندتر از آن‌ها اداره می‌شود. 36:51.459 --> 36:54.003 ‫کیو به سوی 36:54.086 --> 36:57.715 ‫مبارزۀ زندگی‌اش پیش می‌رود. 36:57.757 --> 37:02.720 www.Doostihaa.com