WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:06.800 --> 00:09.920 ‫[این یک داستان است] 00:10.560 --> 00:15.080 ‫[این یک تاریخچه است] 00:24.720 --> 00:26.960 ‫[آنچه گذشت...] 00:26.960 --> 00:30.400 ‫در پمپئی می‌شه ‫در زمان سفر کرد. 00:30.480 --> 00:34.880 ‫و با ترکیب شواهد و تخیل، 00:34.920 --> 00:39.040 ‫می‌شه دو خط زمانی رو پیوند داد، ‫گذشته و حال. 00:39.120 --> 00:41.000 ‫رد دو تا ‫رومی واقعی رو... 00:41.080 --> 00:43.680 ‫در حین فوران کوه ‫وزوو دنبال می‌کنم. 00:46.960 --> 00:49.160 ‫اولین نفر، آویانیوسه. 00:49.240 --> 00:50.600 ‫خب، شاید منم ‫مثل بابا باشم. 00:50.680 --> 00:52.560 ‫اونم نمی‌خواست کاری ‫باهات داشته باشه. 00:52.600 --> 00:53.440 ‫آوی، صبر کن. 00:53.440 --> 00:56.080 ‫و در یه آهنگری ‫بیرون شهر کار می‌کنه. 00:56.120 --> 00:57.280 ‫زمین‌لرزه بود. 00:57.280 --> 00:58.360 ‫باید بزرگ بشی. 00:58.400 --> 01:00.520 ‫یه‌کم کله‌شق و خودسره. 01:00.520 --> 01:02.120 ‫نفر بعدی، ژولیا فلیکسه، 01:02.160 --> 01:05.080 ‫یه زن تاجر موفق ‫و سرپرست خانواده‌اش. 01:05.120 --> 01:07.520 ‫باید شکرگزار ایزیس باشیم. 01:07.600 --> 01:09.000 ‫ازمون محافظت می‌کنه. 01:09.120 --> 01:10.480 ‫هر دوشون درست همون‌جان، 01:10.560 --> 01:13.640 ‫زیر آتشفشانی که مثل ‫یه بمب در حال منفجر شدنه. 01:13.680 --> 01:15.840 ‫تموم شد، ‫دیگه وقتی براشون نمونده. 01:19.560 --> 01:21.200 ‫آوی؟ خوبی؟ 01:21.280 --> 01:22.760 ‫ببرشون داخل. زود باش! 01:22.840 --> 01:24.040 ‫همه برید داخل! 01:24.080 --> 01:25.800 ‫زود برید داخل! 01:25.880 --> 01:27.160 ‫آوی، تو رو خدا! 01:27.280 --> 01:29.480 ‫نمی‌تونم. مامانم... 01:29.520 --> 01:32.440 ‫پیداش کن، ‫بعد بیا پیش ما. 01:32.520 --> 01:36.720 ‫برمی‌گرده به پمپئی ‫تا مامانش رو نجات بده. 01:36.760 --> 01:41.600 ‫آویانیوس، ‫ژولیا، کل پمپئی... 01:44.040 --> 01:46.040 ‫...تقریباً ‫دیگه فرصتی براشون نمونده. 01:46.080 --> 01:47.600 ‫[سال ۷۹ میلادی] 01:51.680 --> 01:53.760 ‫[زمان حال] 01:53.800 --> 01:56.840 ‫[کوهستان وزوو] 01:59.240 --> 02:00.760 ‫خب، کریس، 02:00.960 --> 02:02.160 ‫اوضاع از این قراره. 02:02.400 --> 02:06.760 ‫فکر کنم آویانیوس ‫و ژولیا از مرحله‌ی اول، زمین‌لرزه‌ها... 02:06.760 --> 02:10.720 ‫و مرحله‌ی دوم، فوران اولیه، ‫جون سالم به در بردن. 02:10.720 --> 02:15.320 ‫پس، اگه تا اینجا زنده مونده باشن، ‫شانسی دارن؟ 02:15.360 --> 02:18.840 ‫متأسفانه، هنوز ‫خطری از بیخ گوششون نگذشته، 02:18.880 --> 02:22.800 ‫چون ۶۰۰ میلیون تن ‫سنگ داغ و ماگما... 02:22.960 --> 02:26.840 ‫تا ارتفاع ۳۲ کیلومتری ‫جو پرتاب شده. 02:34.560 --> 02:36.800 ‫حالا وارد مرحله‌ی سوم شدیم، 02:36.880 --> 02:41.160 ‫چیزی که بهش می‌گیم ‫ستون فوران. 02:41.280 --> 02:42.560 ‫و ظرف چند دقیقه، 02:42.640 --> 02:47.960 ‫سنگ‌ها و ماگما کم‌کم مثل بارون، ‫باریدن روی پمپئی. 02:48.040 --> 02:50.640 ‫وای، حتماً شبیه ‫میدون جنگ بوده. 02:50.680 --> 02:54.680 ‫و... آویانیوس، 02:54.720 --> 02:57.840 ‫داره درست می‌ره ‫توی دل همین جهنم. 03:02.960 --> 03:04.160 ‫همین الان برید داخل! 03:04.200 --> 03:05.480 ‫برو کنار، ‫از سر راهم برو کنار. 03:05.480 --> 03:07.800 ‫زود باش کاسیوس، تکون بخور! 03:07.880 --> 03:10.120 ‫بجنبید، برید داخل، ‫داخل، داخل! 03:10.240 --> 03:11.960 ‫برید داخل! 03:21.920 --> 03:24.160 ‫فقط یه زمین‌لرزه‌ی ساده نیست، نه؟ 03:24.280 --> 03:27.920 ‫نه. این یه چیز دیگه‌ست. 03:37.280 --> 03:39.440 ‫خب، بودن در اون ‫شرایط چه حسی داشته، 03:39.480 --> 03:42.640 ‫این‌که آدم با چشمای ‫خودش شاهدش باشه؟ 03:42.840 --> 03:45.760 ‫استیون، گزارش دست اولی... 03:45.880 --> 03:49.440 ‫از دیدن این ستون فوران هست؟ 03:49.480 --> 03:52.480 ‫خب، یه گزارش توی ‫پایگاه داده هست، 03:52.520 --> 03:56.880 ‫یه روایت مستقیم از اون روز، ‫در سال ۷۹ میلادی. 03:57.080 --> 03:58.120 ‫بیا دنبالم. 03:58.160 --> 03:58.680 ‫باشه. 03:58.680 --> 03:59.680 ‫یه نگاهی می‌ندازیم، 03:59.720 --> 04:01.840 ‫ببینیم می‌تونیم توی ‫این قفسه پیداش کنیم. 04:02.280 --> 04:04.080 ‫در بخش پ، در بخش پ. 04:04.120 --> 04:06.280 ‫پلینی. آها، ایناهاش. 04:06.440 --> 04:09.160 ‫یه روایت دست اول ‫از دنیای باستان. 04:09.280 --> 04:13.280 ‫آها، نامه‌های گایوس پلینیوس. 04:13.320 --> 04:14.680 ‫دوست قدیمیم پلینی جوان‌تر. 04:14.720 --> 04:15.840 ‫آره. 04:15.840 --> 04:17.840 ‫توی دانشگاه علوم کلاسیک خوندی، نه؟ 04:17.920 --> 04:19.040 ‫بهم این‌طوری گفتن. 04:19.120 --> 04:21.720 ‫خب، پلینی درست همون روز... 04:21.760 --> 04:23.640 ‫کنار خلیج ناپل حضور داشت. 04:23.800 --> 04:25.840 ‫پلینی شاهد عینی‌ایه که می‌خوای. 04:27.920 --> 04:29.360 ‫آره، خیلی‌خب. 04:29.440 --> 04:31.240 ‫این‌طوری توصیفش کرده: 04:31.320 --> 04:33.720 ‫«شکل ابر رو می‌شه بهترین‌طور... 04:33.800 --> 04:36.440 ‫به یه درخت کاج ‫چتری تشبیه کرد.‏ 04:36.520 --> 04:40.080 ‫چون مثل تنه درخت تا ‫ارتفاع زیادی بالا رفت...‏ 04:40.080 --> 04:42.640 ‫و بعد به همه طرف ‫گسترش پیدا کرد.» 04:49.040 --> 04:51.440 ‫قرار نیست تموم بشه، نه؟ 04:51.520 --> 04:54.640 ‫نه. باید هر چه سریع‌تر... 04:54.640 --> 04:56.320 ‫از وزوو دور بشیم. 04:56.520 --> 04:58.560 ‫مهمون‌ها ترسیدن، آسیب دیدن. 04:58.600 --> 05:00.040 ‫نمی‌تونیم. ‫نمی‌تونیم بریم بیرون. 05:00.040 --> 05:03.800 ‫می‌دونم، ولی اوضاع فقط بدتر می‌شه. باشه؟ 05:05.600 --> 05:08.600 ‫«ابری سیاه و وحشتناک... 05:08.640 --> 05:13.560 ‫با زبانه کشیدن ‫فوران‌های آتیش به هر طرف شکافته شد...‏ 05:13.600 --> 05:16.040 ‫و شعله‌های بلندتری رو ‫نمایان کرد.‏ 05:16.080 --> 05:18.280 ‫داییم در میسنوم ‫مستقر بود...‏ 05:18.320 --> 05:20.240 ‫و اون روز فرماندهی ‫ناوگان رو بر عهده داشت.» 05:20.320 --> 05:21.280 ‫صبر کن. چی؟ 05:21.320 --> 05:22.600 ‫نگه دار. 05:22.720 --> 05:23.840 ‫یه ناوگان؟ 05:23.840 --> 05:26.040 ‫درسته. ‫ناوگان امپراتوری روم، 05:26.200 --> 05:28.720 ‫کنار خلیج ناپل ‫لنگر انداخته بودن. 05:28.760 --> 05:30.560 ‫یه عملیات ‫نجات رو توصیف می‌کنه؟ 05:30.640 --> 05:31.520 ‫دقیقاً. 05:31.560 --> 05:34.000 ‫و یکی از اولین نمونه‌های ‫ثبت‌شده در تاریخه. 05:34.040 --> 05:35.640 ‫نیروی دریایی روم ‫درست همون‌جاست؟ 05:35.680 --> 05:36.720 ‫درست همون‌جا. آره. 05:36.760 --> 05:37.680 ‫چی می‌شه؟ 05:37.720 --> 05:38.880 ‫خب، می‌رسن؟ موفق می‌شن؟ 05:38.920 --> 05:40.800 ‫جزییات نامه یه‌کم مبهمه. 05:40.800 --> 05:42.800 ‫قطعی نمی‌دونیم. 05:47.800 --> 05:49.240 ‫باید یه راهی برای ‫فهمیدنش باشه. 05:49.280 --> 05:53.760 ‫حتماً یه راهی هست ‫که بشه فهمید. 05:57.440 --> 05:59.560 ‫خب، چیا می‌دونیم؟ 05:59.680 --> 06:04.360 ‫می‌دونیم ناوگان ‫روم بسیج شده بود... 06:04.400 --> 06:09.080 ‫تا آدمایی رو که زیر وزوو ‫گیر افتاده بودن نجات بده. 06:09.120 --> 06:12.480 ‫شاید اگه رد عملیات نجات رو بگیرم، ‫بازمونده‌هایی پیدا کنم. 06:12.680 --> 06:14.680 ‫ولی به پمپئی می‌رسن؟ 06:14.760 --> 06:18.160 ‫آویانیوس ‫و ژولیا رو نجات می‌دن؟ 06:22.000 --> 06:24.600 ‫باید یه راهی پیدا کنم تا رد ‫اون عملیات نجات رو بزنم. 06:29.480 --> 06:30.560 ‫یه قایق لازم دارم. 06:34.920 --> 06:38.400 ‫‏[خلیج ناپل]‏ 06:48.080 --> 06:52.400 ‫پلینی شرایطی رو که اون روز واردش شدن، ‫این‌طور توصیف می‌کنه: 06:52.400 --> 06:54.040 ‫«خاکستر روی کشتی‌ها می‌بارید، 06:54.080 --> 06:57.280 ‫هرچی نزدیک‌تر می‌شدن، ‫داغ‌تر و غلیظ‌تر می‌شد.‏ 06:57.320 --> 06:59.840 ‫بعد پوکه‌سنگ‌ها ‫و سنگ‌های سیاه، 06:59.920 --> 07:03.120 ‫سوخته و خردشده در آتش. 07:03.200 --> 07:06.720 ‫به سمتی شتافتن که ‫بقیه ازش فرار می‌کردن... 07:06.720 --> 07:08.800 ‫و مستقیم مسیرشون رو ‫به سمت خطر پیش گرفتن.» 07:08.840 --> 07:10.520 ‫صبر کن، صبر کن، صبر کن. 07:10.600 --> 07:14.800 ‫تام، نه. این عملیات اصلاً ‫برای نجات پمپئی نبود. 07:14.920 --> 07:15.920 ‫حالا گوش کن. 07:16.040 --> 07:17.600 ‫اوه، ببخشید. ‫باید شما رو به... 07:17.640 --> 07:19.120 ‫باستان‌شناس راهنما... 07:19.160 --> 07:21.960 ‫و مزاحم خوشی، ‫دکتر داریوش آریا، معرفی کنم. 07:22.000 --> 07:23.560 ‫یه نگاه به این نقشه بنداز. 07:23.640 --> 07:24.360 ‫یه لحظه، یه لحظه. 07:24.400 --> 07:25.840 ‫یعنی می‌گی ناوگان ‫اصلاً برای نجات... 07:25.880 --> 07:27.560 ‫ژولیا و آویانیوس ‫نیومده بود؟ 07:27.600 --> 07:28.360 ‫متأسفانه بله. 07:28.360 --> 07:30.920 ‫هیچ مدرک باستان‌شناسی‌ای وجود نداره ‫که نشون بده نیروی دریایی روم... 07:30.960 --> 07:32.200 ‫اصلاً پاش به پمپئی ‫رسیده باشه. 07:32.240 --> 07:34.680 ‫ولی شهرهای رومی ‫دیگه‌ای هم در امتداد ساحل قرار داشتن. 07:34.720 --> 07:37.240 ‫پر از آبادی بوده. ‫خیلی متراکم و پرجمعیت بوده. 07:37.280 --> 07:39.800 ‫درسته، درسته. ‫خب پس فقط پمپئی نبوده؟ 07:39.920 --> 07:41.560 ‫شهرهای زیادی ‫در امتداد ساحل بودن... 07:41.600 --> 07:42.600 ‫که ناوگان ‫می‌تونسته بره اونجا. 07:42.640 --> 07:45.480 ‫دقیقاً و درست همین‌جا، ‫فقط ۱۵ کیلومتر بالاترش، 07:45.520 --> 07:47.480 ‫شهر هرکولانیوم قرار داره. 07:47.600 --> 07:49.880 ‫آها، آره، هرکولانیوم. 07:49.920 --> 07:53.600 ‫من... خب اونجا رفتم، ‫۱۷ سالگی یه سفر رفتم اونجا. 07:53.680 --> 07:56.240 ‫مجلل‌تر و اشرافی‌تر ‫از پمپئی بود. 07:56.320 --> 07:58.320 ‫دنج‌تره. بهتر هم سالم مونده. 07:58.360 --> 07:58.760 ‫آره. 07:58.800 --> 07:59.680 ‫ولی بدون شک پولدارتره. 07:59.720 --> 08:01.600 ‫و درست همین‌جاست، ‫دامنه‌ی کوه وزوو، 08:01.720 --> 08:04.040 ‫در خطری حتی ‫فوری‌تر از پمپئی. 08:04.080 --> 08:05.560 ‫جون کل اون آدم‌ها در خطره. 08:05.640 --> 08:08.920 ‫همه‌شون ‫باید نجات پیدا کنن. 08:09.000 --> 08:13.440 ‫خیلی‌خب، پس منتظر چی هستیم؟ 08:13.520 --> 08:15.320 ‫بریم هرکولانیوم. 08:18.280 --> 08:25.160 ‫[هرکولانیوم ‫۱۴.۵ کیلومتر در شمال غرب پمپئی] 08:26.240 --> 08:28.120 ‫اینجا واقعاً باثروت و مجلله، نه؟ 08:28.200 --> 08:29.920 ‫آره، ‫پول هنگفتی اینجا درجریانه. 08:29.960 --> 08:32.240 ‫و خونه‌ها، خب، یه سری ‫از مجلل‌ترین خونه‌هایی هستن که... 08:32.280 --> 08:34.280 ‫از دل دنیای روم ‫بیرون کشیده شده. 08:34.360 --> 08:35.800 ‫در واقع، این شهر... 08:35.920 --> 08:39.040 ‫یه جور استراحتگاه ‫ساحلی برای اشراف روم بوده. 08:39.120 --> 08:40.960 ‫درسته. ‫تقریباً مثل کاپری امروزی... 08:40.960 --> 08:42.640 ‫یا پالم بیچ یا یه همچین چیزی. 08:42.680 --> 08:43.320 ‫دقیقاً. 08:43.320 --> 08:46.200 ‫ولی داریوش، مدرکی ‫از اون عملیات نجات هست؟ 08:46.320 --> 08:48.520 ‫ناوگان به هرکولانیوم می‌رسه؟ 08:48.560 --> 08:49.480 ‫قضیه پیچیده‌ست. 08:49.520 --> 08:52.680 ‫می‌دونیم که حداقل ‫یکی از نیروهای نظامی... 08:52.720 --> 08:54.960 ‫موقع فوران اینجا بوده. 08:55.000 --> 08:56.840 ‫و یه چیزی ازش مونده که ‫می‌خوام بهت نشون بدم. 08:56.920 --> 08:58.080 ‫بیا. 08:59.560 --> 09:01.440 ‫این رو ببین. 09:01.520 --> 09:02.760 ‫اوه! وای! 09:02.840 --> 09:03.760 ‫دادام! 09:03.840 --> 09:04.800 ‫وای، وای، وای. 09:04.840 --> 09:07.680 ‫خیلی‌خب، اینم شمشیرمون. 09:07.720 --> 09:08.680 ‫شمشیر یه سرباز؟ 09:08.720 --> 09:09.680 ‫شمشیر یه سرباز. 09:09.680 --> 09:10.640 ‫وای! 09:10.680 --> 09:11.920 ‫از هرکولانیوم. 09:12.000 --> 09:14.320 ‫غلافش رو ببین. ‫تزئیناتش رو ببین. 09:14.320 --> 09:16.160 ‫ظرافت ساختش بی‌نظیره. 09:16.160 --> 09:18.040 ‫جزئیاتش رو. محشره. 09:18.120 --> 09:20.920 ‫این سرباز کوله‌باری ‫از تجربه... 09:20.960 --> 09:22.240 ‫در میدون جنگ داشته. 09:22.280 --> 09:24.840 ‫آدم حس می‌کنه گذشته ‫خیلی نزدیکه. 09:24.880 --> 09:29.920 ‫انگار همین چند لحظه پیش ‫شمشیر رو به دست داشته. 09:30.000 --> 09:31.000 ‫درسته. 09:31.040 --> 09:33.560 ‫و اینجا، ‫این کمربندشه. 09:33.600 --> 09:34.480 ‫خب. 09:34.600 --> 09:35.840 ‫یه کمربند نظامی. 09:35.840 --> 09:37.920 ‫دوباره نگاه کن، ‫این‌همه جزییات پیچیده. 09:37.920 --> 09:40.840 ‫حتی می‌تونه کمربند ‫یه گارد پرایتوری باشه، 09:40.920 --> 09:42.760 ‫محافظ‌های مخصوص امپراتور. 09:42.800 --> 09:45.560 ‫پس با یه نیروی زبده ‫و ارشد نظامی طرفیم. 09:45.560 --> 09:46.600 ‫- یه سرباز؟ ‫- آره. 09:46.640 --> 09:47.640 ‫- یه سرباز زبده؟ ‫- آره. 09:47.640 --> 09:49.800 ‫و بعد این مدرک عجیب ‫دیگه رو هم داریم. 09:49.840 --> 09:51.440 ‫این پول همراهش پیدا شده، 09:51.440 --> 09:54.880 ‫دقیقاً معادل حقوق ‫ماهانه یه گارد پرایتوری. 09:54.960 --> 09:56.920 ‫ولی داریوش، ‫آخه کی حقوق ماهانه‌اش رو... 09:56.960 --> 09:58.280 ‫برمی‌داره میاره ‫به یه عملیات نجات؟ 09:58.320 --> 10:01.160 ‫و اصلاً حرف از فقط ‫یه نفر یا یه سربازه، 10:01.160 --> 10:03.640 ‫یا به نظرت صحبت از یک یگانه؟ 10:03.720 --> 10:04.800 ‫خب، سوال اصلی همینه. 10:04.800 --> 10:07.080 ‫این‌جا،، ‫این نشون‌دهنده‌ی یه سربازه. 10:07.120 --> 10:07.960 ‫فقط یک نفره؟ 10:08.000 --> 10:10.000 ‫آره. 10:10.040 --> 10:12.640 ‫همم، جالبه. 10:14.280 --> 10:16.560 ‫فکر کنم سومین و آخرین... 10:16.600 --> 10:18.760 ‫رومی واقعی رو برای ‫دنبال‌ کردن پیدا کردم. 10:18.760 --> 10:20.440 ‫یه سرباز. 10:20.560 --> 10:23.200 ‫عضوی از گارد پرایتوری. 10:23.280 --> 10:29.560 ‫ولی این کافیه که ‫با قطعیت بگیم این آدم... 10:29.640 --> 10:31.760 ‫بخشی از ماموریت ‫نجات پلینی بوده؟ 10:31.800 --> 10:33.920 ‫یه چیز دیگه می‌خوام، ‫بیشتر می‌خوام، 10:33.960 --> 10:34.840 ‫یه توضیح دیگه می‌خوام. 10:34.880 --> 10:38.680 ‫یه هیستوریای دیگه. 10:42.040 --> 10:43.520 ‫خب، چی داریم؟ 10:43.600 --> 10:47.560 ‫می‌دونیم که ‫یک سرباز کهنه‌کاره. 10:47.680 --> 10:50.200 ‫می‌دونیم تنهاست. 10:50.360 --> 10:53.600 ‫می‌دونیم بدون شک ‫در هرکولانیومه. 10:53.680 --> 10:56.920 ‫چرا؟ ‫توی هرکولانیوم چی‌کار می‌کنه؟ 10:56.960 --> 11:00.160 ‫چرا این شهر؟ 11:00.240 --> 11:01.680 ‫هرکولانیوم جای خوش‌گذرونیه، 11:01.680 --> 11:02.960 ‫جای عیاشی و زیاده‌روی. 11:03.040 --> 11:05.920 ‫یه استراحتگاه ساحلی ‫برای نخبه‌هاست. 11:06.000 --> 11:10.320 ‫جایی برای جشن گرفتن ‫و ریخت‌و‌پاش. 11:10.400 --> 11:12.400 ‫اونم یه سرباز ‫میدون‌دیده و جنگ‌دیده‌ست. 11:12.400 --> 11:15.160 ‫پس اونجا چی‌کار می‌کنه؟ ‫اصلاً وصله‌ی ناجور اونجاست. 11:15.240 --> 11:17.400 ‫مگه این‌که، طبیعتاً، ‫رفته باشه تعطیلات. 11:17.440 --> 11:18.560 ‫پول داره که اونجا خرج کنه. 11:18.600 --> 11:19.800 ‫شاید رفته مرخصی ساحلی. 11:19.800 --> 11:21.640 ‫جای خوبی برای نوشیدنی خوردنه. ‫جای خوبی برای فراموش کردنه. 11:21.680 --> 11:25.680 ‫شاید دست از قضا ‫درست روز قبل از... 11:25.720 --> 11:27.960 ‫فوران کوه وزوو ‫در هرکولانیوم بوده. 11:27.960 --> 11:31.520 ‫شاید فقط یه آدم بخت‌برگشته‌ست... 11:31.520 --> 11:35.280 ‫که در زمان نامناسب، ‫جای نامناسبی بوده. 11:39.040 --> 11:41.040 ‫بیاید یه بار دیگه امتحان کنیم، باشه؟ 11:48.360 --> 11:52.640 ‫[هرکولانیوم ‫روز قبل از انفجار] 11:52.680 --> 11:55.120 ‫بفرمایید، رسیدیم. 11:55.160 --> 11:57.200 ‫اصل کاری رسید! 11:57.240 --> 11:59.720 ‫برای من؟ محشره. 11:59.800 --> 12:00.720 ‫ممنون. 12:00.800 --> 12:01.840 ‫هلویای عزیزم. 12:01.840 --> 12:05.760 ‫بعید می‌دونم فکر خوبی باشه. 12:05.880 --> 12:07.720 ‫عضوی از گارد پرایتوریه. 12:07.720 --> 12:11.000 ‫به نظرم حضورش سر سفره‌مون ‫باعث افتخاره. 12:11.600 --> 12:13.040 ‫صبر کن، نگه‌دار، داریوش. 12:13.080 --> 12:15.680 ‫گفتی گارد پرایتوری ‫بااعتبارترین بخش... 12:15.720 --> 12:17.240 ‫ارتش روم بود، درسته؟ 12:17.240 --> 12:19.160 ‫آره. صحبت از زبده‌ترین‌های ارتشه. 12:19.200 --> 12:20.680 ‫و بیا به اون امپراتوری ‫روم فکر کنیم. 12:20.720 --> 12:21.160 ‫باشه. 12:21.160 --> 12:23.320 ‫خب، درست ‫از بریتانیا تا سوریه. 12:23.360 --> 12:25.200 ‫هر چی نباشه، امپراتوری بزرگ رومه. 12:25.240 --> 12:25.800 ‫پهناوره. 12:25.800 --> 12:27.800 ‫خب، روم چی‌کار می‌کنه؟ ‫استثمار می‌کنه. 12:27.840 --> 12:29.960 ‫ثروت اون ایالت‌ها رو ‫می‌کشه بیرون. 12:30.000 --> 12:31.800 ‫و اون ثروت، کجا می‌ره؟ 12:31.880 --> 12:33.360 ‫در درجه‌ی اول می‌ره برای روم. 12:33.360 --> 12:33.880 ‫درسته، آره. 12:33.880 --> 12:35.080 ‫ولی به خیلی... 12:35.120 --> 12:38.040 ‫از شهرها و شهرک‌های دیگه، ‫مثل هرکولانیوم، هم می‌رسه. 12:38.040 --> 12:38.680 ‫درسته. 12:38.720 --> 12:39.800 ‫ذی‌نفع بوده. 12:39.840 --> 12:43.440 ‫پس سرباز ما، ‫می‌اومده اینجا... 12:43.480 --> 12:44.840 ‫تا از اون ثروت لذت ببره، تا... 12:44.840 --> 12:46.080 ‫آره، ولی خب اون ‫روی تاریک... 12:46.120 --> 12:47.560 ‫امپراتوری رو هم دیده. 12:47.720 --> 12:51.680 ‫بهای این ثروت و موفقیتِ... 12:51.720 --> 12:54.960 ‫امپراتوری رو کاملاً ‫از نزدیک حس کرده. 12:55.040 --> 12:58.560 ‫که در واقعیت یعنی... 12:58.640 --> 13:03.200 ‫سرقت و غارت و خون‌ریزی. 13:04.520 --> 13:08.280 ‫حتی خون خودش، به نظرم. 13:08.280 --> 13:11.240 ‫خب، گمونم اگه یه سرباز ‫امروزی بود، 13:11.320 --> 13:15.160 ‫احتمالاً می‌گفتیم دچار ‫اختلال استرس پس از سانحه‌ست. 13:24.920 --> 13:27.120 ‫کی دلش می‌خواد ‫یه داستان بشنوه؟ 13:27.160 --> 13:28.640 ‫آره. 13:28.880 --> 13:30.000 ‫همم؟ 13:30.200 --> 13:33.080 ‫همین رو کم داشتیم. 13:33.160 --> 13:35.040 ‫برای همین من رو دعوت کردید اینجا، نه؟ 13:35.120 --> 13:37.600 ‫داستان. شکوه جنگ. 13:37.640 --> 13:39.800 ‫خب از کجا شروع کنم؟ 13:39.920 --> 13:41.640 ‫خیانت! 13:41.720 --> 13:43.520 ‫فساد. طمع! 13:43.560 --> 13:44.720 ‫ترجیح می‌دیم که شما... 13:44.720 --> 13:47.800 ‫چقدر باکلاس. 13:47.960 --> 13:51.680 ‫چقدر متمدن. 13:51.760 --> 13:53.200 ‫ولی همه‌ی این‌ها... 13:56.280 --> 13:58.200 ‫...دیدم واقعاً ‫چه بهایی داره. 13:58.400 --> 13:59.400 ‫خون. 13:59.400 --> 14:01.720 ‫فکر کنم دیگه کافی باشه. ‫وقت رفتنه. 14:01.760 --> 14:03.200 ‫در تمام ثروتتون... 14:07.800 --> 14:10.960 ‫...غوطه می‌خورید. 14:11.040 --> 14:13.800 ‫فکر می‌کنید کی این‌ها رو ‫براتون دزدیده؟ 14:13.920 --> 14:16.800 ‫یا اصلاً براتون مهم نیست؟ 14:16.920 --> 14:21.280 ‫معلومه که نیست. 14:21.360 --> 14:23.160 ‫فقط به فکر خودتونید. 14:27.520 --> 14:30.520 ‫اوه، همه‌مون همین‌طوریم. 14:32.960 --> 14:35.960 ‫شب خوش، خانم پولدار. 14:41.920 --> 14:43.080 ‫وایستا، صبر کن. 14:43.200 --> 14:45.840 ‫وایستا، ‫شمشیرت رو جا گذاشتی. 14:48.680 --> 14:50.760 ‫پس حتماً چیزهایی دیده. 14:50.840 --> 14:52.680 ‫چیزهای سختی. 14:52.720 --> 14:54.120 ‫آره. ‫تجربه‌هایی که داشته... 14:54.160 --> 14:55.400 ‫خود جهنم بوده. 14:55.400 --> 14:57.800 ‫در یکی از بدترین ادوار... 14:57.880 --> 15:00.640 ‫تاریخ روم زندگی می‌کرده، ‫سال چهار امپراتور. 15:00.640 --> 15:05.360 ‫خب، اول گالبا بوده، ‫بعد اتو، 15:05.400 --> 15:07.040 ‫ویتلیوس و در آخر وسپاسیان. 15:07.080 --> 15:08.560 ‫و هر بار، ‫با هم‌رزم‌های... 15:08.560 --> 15:10.400 ‫خودش می‌جنگیده. 15:10.440 --> 15:11.680 ‫هر روز با مرگ رو‌به‌رو می‌شده، 15:11.680 --> 15:14.680 ‫یا جون کسی رو می‌گرفته، ‫یا از جون خودش دفاع می‌کرده. 15:14.800 --> 15:16.200 ‫همین کافیه تا آدم رو ‫از پا بندازه، 15:16.320 --> 15:20.480 ‫دلسرد و ناامید کنه. 15:20.480 --> 15:22.880 ‫کاری کنه باورش رو ‫به آدم‌ها از دست بده. 15:22.920 --> 15:25.160 ‫وایستا، وایستا. 15:25.200 --> 15:27.200 ‫صبر کن. نرو. 15:27.320 --> 15:30.920 ‫بیا، این رو جا گذاشتی. 15:37.000 --> 15:38.960 ‫اشتباه می‌کنی، می‌دونی؟ 15:39.040 --> 15:41.880 ‫همه فقط به فکر ‫خودشون نیستن. 15:41.960 --> 15:47.040 ‫کارهای از روی مهربونی، ‫شجاعت و فداکاری هم هست، 15:47.120 --> 15:49.040 ‫کوچیکن و اغلب... 15:49.120 --> 15:52.600 ‫نادیده گرفته می‌شن، در هر خونه‌ای هستن، ‫دور و برت، 15:52.680 --> 15:56.040 ‫شاید حتی هنوز ‫در وجود خودت هم باشه. 15:56.160 --> 15:58.560 ‫آدم‌ها همیشه قابل ‫پیش‌بینی نیستن. 15:58.600 --> 16:00.880 ‫ممکنه غافلگیرت کنن. 16:06.320 --> 16:11.080 ‫خیال‌پردازی شیرینیه، ‫خانم پولدار. 16:11.120 --> 16:13.440 ‫برو بخواب. 17:14.280 --> 17:17.040 ‫اسمش رو نمی‌دونیم. 17:43.240 --> 17:45.560 ‫یه لحظه وایستا، 17:45.880 --> 17:47.840 ‫گفتی اینجا ‫یک استراحتگاه ساحلی بوده، 17:47.920 --> 17:48.840 ‫پس دریا کجاست؟ 17:48.920 --> 17:50.840 ‫خب، الان روی ‫ساحل هستیم... 17:50.960 --> 17:52.480 ‫و دریا دقیقاً همون‌جا بوده. 17:52.520 --> 17:55.200 ‫پس... امواج بودن، ‫قایق‌ها هم روی آب بودن. 17:55.240 --> 17:56.520 ‫یه لحظه وایستا. ‫منظورت چیه؟ 17:56.520 --> 17:58.320 ‫خط ساحلی حدود ۸۰۰ ‫متر اون‌طرف‌تره. 17:58.360 --> 18:00.400 ‫آره، ولی این قدرت فورانه. 18:00.440 --> 18:02.720 ‫جغرافیای کل... 18:02.760 --> 18:05.200 ‫خلیج ناپل رو ‫کلاً تغییر می‌ده. 18:05.200 --> 18:06.080 ‫وای. 18:06.160 --> 18:08.160 ‫پس وقتی به این صخره ‫نگاه می‌کنیم، 18:08.280 --> 18:12.160 ‫در واقع لایه‌ای از آوار ‫آتشفشانی به ارتفاع ۲۵ متریه، 18:12.200 --> 18:17.200 ‫که فقط ظرف یک روز ‫روی هم انباشته شده... 18:17.320 --> 18:20.880 ‫و همه‌چیز رو پوشونده، ‫کل شهر رو. 18:27.200 --> 18:30.240 ‫حتی عمیق‌تر از پمپئی ‫زیر خاک دفن می‌شن. 18:45.280 --> 18:48.600 ‫خب، پس یک پرایتوری داریم. 18:48.680 --> 18:51.920 ‫ظرف چند دقیقه، ‫بدون این‌که خودش بدونه، 18:52.000 --> 18:54.840 ‫با یکی از بدترین ‫فجایای طبیعی... 18:54.880 --> 18:56.560 ‫تاریخ دنیای باستان ‫روبه‌رو می‌شه. 18:56.680 --> 18:57.960 ‫حالا، ظاهر ماجرا اینه که، 18:58.120 --> 19:00.800 ‫اون دقیقاً همون‌کسیه که ‫در همچین موقعیتی آدم بهش نیاز داره. 19:00.800 --> 19:03.080 ‫تجربه رو داره، ‫اقتدار رو داره، 19:03.240 --> 19:06.440 ‫تخصص رو داره، ‫ولی سختی زیادی هم کشیده. 19:06.480 --> 19:11.200 ‫وحشت و واقعیت جنگ رو دیده. 19:11.320 --> 19:14.880 ‫سربازیه در کهنسالی خودش. 19:14.960 --> 19:17.000 ‫از پسش برمیاد؟ 19:17.120 --> 19:18.040 ‫این کاره‌ست؟ 19:18.160 --> 19:21.800 ‫اصلاً دلش می‌خواد ‫به این مردم کمک کنه؟ 19:26.960 --> 19:33.440 ‫یا یه داستان کلاسیک ‫رستگاری پیش رو داریم؟ 19:33.480 --> 19:36.640 ‫چون من یه سری چیزها درباره‌ی ‫این داستان‌ها می‌دونم. 19:40.000 --> 19:43.520 ‫[روز فوران] 20:05.120 --> 20:07.200 ‫وزوو خیلی نزدیکه. 20:09.720 --> 20:11.400 ‫کامل محاصره شدن. 20:11.480 --> 20:12.400 ‫گیر افتادن، نه؟ 20:12.400 --> 20:13.040 ‫آره. 20:13.080 --> 20:16.720 ‫و تنها راه نجات ممکن، ‫خروج از همین ساحله. 20:16.760 --> 20:18.120 ‫پرایتوری باید دست‌به‌کار بشه. 20:18.160 --> 20:19.680 ‫همین الان باید یه کاری بکنه. 20:29.120 --> 20:32.960 ‫‏[پمپئی]‏ 20:33.160 --> 20:36.000 ‫خاکستر و پوکه‌سنگی که ‫در ستون فوران بوده... 20:36.040 --> 20:38.440 ‫روی سر اهالی ‫پمپئی می‌باریده. 20:38.480 --> 20:41.760 ‫ولی لابه‌لاشون صخره‌های ‫خیلی بزرگ‌تری هم هستن... 20:41.760 --> 20:43.680 ‫که بهشون می‌گن ‫بمب‌های آتشفشانی. 20:43.720 --> 20:45.040 ‫بمب‌های آتشفشانی؟ 20:59.200 --> 21:00.840 ‫پناه بگیرید! 21:09.120 --> 21:10.680 ‫لیویا! 21:10.720 --> 21:11.640 ‫وای! 21:11.720 --> 21:14.560 ‫نه! امن نیست! نه! 21:26.240 --> 21:30.440 ‫پس پمپئی شهریه ‫که به آتیش کشیده شده. 21:30.480 --> 21:33.760 ‫ولی ژولیا، خب، ‫خودش و اطرافیانش... 21:33.760 --> 21:35.400 ‫تا الان پناه گرفتن، درسته؟ 21:35.400 --> 21:37.720 ‫دیگه ‌جاش امنه، مگه نه؟ 21:37.840 --> 21:39.400 ‫نه دقیقاً تام، چون... 21:39.440 --> 21:42.720 ‫بارش خاکستر و پوکه‌سنگ ‫انباشته می‌شده، 21:42.760 --> 21:46.400 ‫با سرعت ۶۰ سانتی‌متر ‫در ساعت روی سقف‌ها جمع می‌شده، 21:46.440 --> 21:49.720 ‫اون‌قدر سنگین می‌شده ‫که باعث می‌شده سقف‌ها... 21:49.760 --> 21:52.240 ‫بریزن روی سر ‫کسانی که پناه گرفتن. 21:55.000 --> 21:56.720 ‫و بدترین قسمتش هنوز در راه بود، 21:56.720 --> 21:59.160 ‫چون ستون فوران ‫هی بزرگ‌تر می‌شه، 21:59.160 --> 22:03.000 ‫اون‌قدر متراکم و سنگین می‌شه ‫که انرژی زمین‌گرمایی... 22:03.040 --> 22:06.000 ‫دیگه نمی‌تونه نگهش ‫داره و فرو می‌ریزه... 22:06.080 --> 22:07.960 ‫و هرکولانیوم ‫و پمپئی رو دفن می‌کنه. 22:08.080 --> 22:08.960 ‫چقدر وقت دارن؟ 22:09.080 --> 22:10.000 ‫زیاد وقت ندارن. 22:10.040 --> 22:12.600 ‫هرکولانیوم اولین ‫جاییه که در خط مقدمه. 22:12.760 --> 22:14.720 ‫به‌زودی کاملاً ‫زیر خاک دفن می‌شه. 22:14.840 --> 22:15.960 ‫ولی هنوز فرصت هست، درسته؟ 22:16.120 --> 22:19.000 ‫هنوز شانسی دارن که ‫بتونن تخلیه کنن؟ 22:19.120 --> 22:21.040 ‫شانس خیلی کمیه. 22:28.480 --> 22:32.920 ‫پس ژولیا باید یک تصمیم ‫تقریباً غیرممکن بگیره. 22:37.200 --> 22:40.880 ‫یا بمونه و ریسک زنده به گور ‫شدن خودش و مهمون‌هاش رو... 22:40.960 --> 22:43.120 ‫به جون بخره... 22:46.840 --> 22:48.920 ‫...یا شهر رو تخلیه کنه... 22:49.000 --> 22:52.880 ‫و در خیابون‌های پمپئی ‫گرفتار این بمبارون بشه. 22:56.920 --> 22:59.000 ‫بانوی آتش، 22:59.160 --> 23:02.960 ‫به درگاهت دعا می‌کنم، التماست می‌کنم، ‫عاجزانه درخواست می‌کنم. 23:03.000 --> 23:05.520 ‫ایزیس، نجاتمون بده. 23:11.040 --> 23:15.880 ‫سریتا، خب، شهر ‫داره زنده‌زنده... 23:15.960 --> 23:19.040 ‫زیر بورانی از سنگ و خاکستر ‫آتشفشانی دفن می‌شه. 23:19.160 --> 23:22.680 ‫روان‌شناسی می‌تونه بهمون بگه ‫که پرایتوری، آویانیوس... 23:22.720 --> 23:24.560 ‫و ژولیا چه واکنشی ‫ممکنه نشون بدن؟ 23:24.600 --> 23:25.320 ‫خب، آره. 23:25.320 --> 23:27.320 ‫وقتی در هر محیطی باشیم، 23:27.360 --> 23:30.680 ‫همیشه حواسمون به خطره ‫و دنبال تهدیدها می‌گردیم. 23:30.720 --> 23:31.560 ‫و اگه... 23:31.600 --> 23:34.280 ‫تهدیدی مثل فوران ‫آتشفشان اون‌طرف؟ 23:34.320 --> 23:36.880 ‫دقیقاً. و وقتی همچین ‫چیزی می‌بینیم، 23:36.920 --> 23:40.440 ‫بخشی از مغزمون رو فعال می‌کنه ‫که بهش می‌گن بادامک مغز... 23:40.520 --> 23:41.760 ‫و اگه بادامک وارد کار بشه، 23:41.800 --> 23:46.400 ‫واکنش جنگ یا گریز ‫خودبه‌خود اتفاق میفته. 23:46.480 --> 23:47.840 ‫جنگ یا گریز. 23:54.600 --> 23:57.920 ‫خب واکنش گریز در واقع ‫برای حفظ بقاست، 23:58.040 --> 24:00.360 ‫برای اینه که سعی ‫کنیم از خطر دور بشیم. 24:05.800 --> 24:06.880 ‫وای! 24:16.640 --> 24:19.400 ‫نگهبان! 24:19.600 --> 24:21.560 ‫عقب‌نشینی! 24:27.880 --> 24:32.000 ‫پس فکر کنم این پرایتوری ‫رفته روی حالت گریز، 24:32.040 --> 24:33.760 ‫مثل تمام آدم‌های دیگه‌ی شهر. 24:41.560 --> 24:42.880 ‫از سر راهم برو کنار! 24:42.960 --> 24:46.520 ‫از روش برش دارید! 24:46.600 --> 24:48.160 ‫دارید قایق رو داغون می‌کنید! 24:48.200 --> 24:49.240 ‫هی! 24:49.440 --> 24:50.840 ‫اون قایق منه! 24:50.920 --> 24:54.000 ‫و سریتا، واکنش جنگ چطور؟ 24:54.080 --> 24:55.480 ‫خب، جنگیدن همیشه ‫به این معنی نیست... 24:55.560 --> 24:57.560 ‫که فیزیکی با کسی درگیر بشی، 24:57.720 --> 25:00.560 ‫می‌تونه به این معنی هم باشه که ‫با شرایط محیط می‌جنگی... 25:00.600 --> 25:02.200 ‫تا به چیزی که ‫می‌خوای، برسی. 25:02.240 --> 25:05.400 ‫مثلاً شاید بخوایم یکی ‫از عزیزامون رو نجات بدیم. 25:05.480 --> 25:09.240 ‫دقیقاً کاری که ‫آویانیوس می‌کنه. 25:09.360 --> 25:11.040 ‫می‌زنه به دل خطر، 25:11.120 --> 25:13.480 ‫تا دوباره به مادرش برسه. 25:16.840 --> 25:18.280 ‫آهان. 25:21.920 --> 25:24.080 ‫ولی ژولیا چی؟ 25:24.240 --> 25:26.640 ‫درست از کارش ‫سر درنمیارم. 25:26.720 --> 25:29.560 ‫اهل جنگه یا گریز؟ 25:29.680 --> 25:30.520 ‫خب، در واقع، 25:30.600 --> 25:32.600 ‫ممکنه هیچ‌کدوم ‫از این دو نباشه. 25:32.600 --> 25:35.880 ‫یه حالت سومی هم هست ‫و اون حالت قفل‌کردنه. 25:35.880 --> 25:39.280 ‫گاهی وقت‌ها بهش فلج ‫شناختی هم می‌گن... 25:39.320 --> 25:42.000 ‫و زمانیه که مغز به قدری ‫تحت فشار قرار می‌گیره... 25:42.040 --> 25:44.560 ‫که نمی‌تونه هیچ ‫واکنشی نشون بده. 25:44.600 --> 25:46.240 ‫فکر می‌کنی قفل کرده؟ 25:46.280 --> 25:49.280 ‫راستش مطمئن نیستم، خب، ‫اصلاً به ژولیا نمی‌خوره... 25:49.320 --> 25:51.280 ‫آدمی باشه که قفل کنه. 25:51.400 --> 25:55.200 ‫باهوشه، سرسخته، ‫اهل عمله، رهبره. 25:55.240 --> 25:56.200 ‫فکر کنم حق با تو باشه. 25:56.200 --> 25:57.720 ‫خب، اگه به هر چی که این اطراف... 25:57.800 --> 25:59.200 ‫ساخته نگاه کنیم، 25:59.280 --> 26:02.440 ‫معلومه که تاجر ‫بسیار موفقی بوده. 26:02.480 --> 26:03.080 ‫کاملاً. 26:03.080 --> 26:04.960 ‫در شرایط سخت ‫خونسردیش رو حفظ می‌کنه. 26:05.000 --> 26:06.560 ‫ولی باید یه دلیلی ‫داشته باشه. 26:06.640 --> 26:09.200 ‫خب، چرا مونده؟ 26:09.240 --> 26:10.920 ‫ممکنه به خاطر ‫این باشه که واقعاً... 26:10.920 --> 26:13.920 ‫از نظر فیزیکی ‫به این مکان وابسته‌ست. 26:13.920 --> 26:18.120 ‫به تک‌تک چیزهای اینجا ‫دلبستگی عاطفی داره. 26:18.120 --> 26:22.200 ‫ولی، فکر کنم ژولیا ‫از اون آدم‌هاییه که... 26:22.240 --> 26:25.840 ‫با خودش می‌گه اگه ‫یه بار ساخته‌اش، 26:25.880 --> 26:27.160 ‫دوباره هم می‌تونه بسازه‌اش. 26:27.200 --> 26:29.880 ‫پس شایدم بحث ‫وابستگی به مکان نباشه. 26:29.960 --> 26:33.760 ‫شاید به خاطر وابستگی ‫به مردم باشه. 26:33.840 --> 26:35.600 ‫همینه. 26:38.320 --> 26:41.960 ‫به خاطر مردمه. 26:42.000 --> 26:44.320 ‫معلومه. 26:44.560 --> 26:49.000 ‫ژولیا باید مهمون‌هاش رو ‫راضی کنه که شهر رو تخلیه کنن. 26:49.080 --> 26:51.520 ‫تنهاشون نمی‌ذاره. 26:51.560 --> 26:55.240 ‫تا همه رو بیرون نفرسته، ‫خودش نمی‌ره. 27:00.080 --> 27:03.240 ‫دوستان عزیزم، 27:03.280 --> 27:07.640 ‫خواهش می‌کنم دقیقاً ‫به حرفم گوش بدین. 27:07.680 --> 27:10.760 ‫موندن اینجا امن نیست. 27:10.920 --> 27:13.520 ‫باید هرچه زودتر ‫از اینجا بریم. 27:13.600 --> 27:19.400 ‫پس خواهش می‌کنم سعی ‫کنید فقط چیزهایی رو... 27:19.480 --> 27:24.200 ‫با خودتون بردارین که برای سفر لازمه، ‫لطفاً. 27:24.280 --> 27:27.760 ‫می‌دونم ترسیدین، ولی اوضاع ‫قراره از این هم بدتر بشه. 27:27.800 --> 27:28.520 ‫صبر کن ببینم. 27:28.560 --> 27:29.320 ‫چیه؟ 27:29.360 --> 27:32.520 ‫ازمون انتظار داری ‫توی اون اوضاع بریم بیرون؟ 27:32.600 --> 27:33.040 ‫کاسیوس. 27:33.080 --> 27:34.200 ‫دیوونه شدی؟ 27:34.200 --> 27:37.160 ‫واقعاً فکر می‌کنی بعد از این ‫نذورات رقت‌انگیزت، 27:37.160 --> 27:39.080 ‫ایزدبانو ایزیس ازمون محافظت می‌کنه؟ 27:39.200 --> 27:39.920 ‫هان؟ 27:40.000 --> 27:43.680 ‫اون بیرون مرگه! 27:43.760 --> 27:46.320 ‫این زن نمی‌تونه ‫ازمون محافظت کنه! 27:46.360 --> 27:48.480 ‫یه زن؟ 27:48.520 --> 27:49.840 ‫نه. 27:50.000 --> 27:53.640 ‫من همین‌جا می‌مونم. خب؟ 27:53.800 --> 27:57.080 ‫بقیه‌تون هم هر کاری ‫دلتون می‌خواد بکنین. 27:59.160 --> 28:01.920 ‫نه، نه، بی‌خیال. 28:02.000 --> 28:05.080 ‫چیزی نمی‌شه. 28:05.160 --> 28:06.760 ‫اینجا در امانیم. 28:10.920 --> 28:15.280 ‫حتماً، تو مهمون منی، کاسیوس. 28:29.760 --> 28:30.720 ‫بی‌فایده‌ست. 28:30.800 --> 28:33.840 ‫مردم فرار می‌کنن ‫و افتادن به جون هم. 28:33.920 --> 28:34.880 ‫شنیدید چی گفت. 28:34.880 --> 28:36.800 ‫موندن امن نیست. 28:37.480 --> 28:38.880 ‫مردم تصمیم‌های ‫اشتباه می‌گیرن، 28:38.920 --> 28:42.360 ‫در حالی که باید با هم همکاری ‫کنن تا شهر رو تخلیه کنن. 28:42.400 --> 28:45.560 ‫فقط می‌خوان خودشون رو نجات بدن. ‫هر کسی به فکر خودشه. 28:45.640 --> 28:48.080 ‫دقیقاً همون‌طور ‫که پرایتوری گفت. 28:48.120 --> 28:49.400 ‫قایق‌های بیشتری می‌فرستن. 28:49.440 --> 28:51.480 ‫مطمئنم قایق‌های بیشتری میان. 28:56.120 --> 28:58.400 ‫خورشید داره ناپدید می‌شه! 29:00.760 --> 29:03.600 ‫خورشید رفت! 29:15.880 --> 29:17.440 ‫خب کریس، ‫الان چه خبره؟ 29:17.560 --> 29:19.680 ‫حالا رسیدیم به مرحله‌ی چهارم فوران. 29:19.720 --> 29:22.600 ‫ستون فوران الان به قدری ‫پهناور و متراکم شده... 29:22.640 --> 29:26.520 ‫که عملاً جلوی رسیدن نور ‫خورشید به هرکولانیوم، 29:26.520 --> 29:29.920 ‫پمپئی و خب، کل خلیج ‫ناپل رو گرفته. 29:32.280 --> 29:35.280 ‫روز رو مثل شب تاریک کرد. 29:35.360 --> 29:38.040 ‫مرحله‌ی چهارم. 29:38.120 --> 29:39.440 ‫تاریکی مطلق. 30:07.880 --> 30:12.920 ‫این توصیف پلینی از بودن ‫در میان ابر خاکستره: 30:12.920 --> 30:15.560 ‫«تاریکی همه‌جا رو گرفت، 30:15.800 --> 30:17.720 ‫نه مثل یه شب ابری یا بی‌ماه، 30:17.760 --> 30:21.600 ‫بلکه مثل یه اتاق دربسته، ‫وقتی که چراغش خاموش می‌شه.» 30:39.360 --> 30:42.520 ‫می‌شد صدای شیون زن‌ها، 30:42.600 --> 30:48.360 ‫گریه‌ی نوزادها ‫و فریاد مردها رو شنید. 30:48.480 --> 30:51.240 ‫بعضی‌ها بچه‌هاشون رو ‫صدا می‌زدن، 30:51.280 --> 30:55.600 ‫بعضی‌ها پدر و مادرهاشون ‫و بعضی‌ها هم همسرانشون رو. 30:55.760 --> 30:57.560 ‫و سعی می‌کردن از روی ‫صداها بشناسنشون. 30:57.640 --> 31:01.400 ‫صدا‌م رو بشنو ایزیس، ‫بیا پیشم. 31:01.520 --> 31:05.280 ‫بانوی آتش، به درگاهت دعا می‌کنم، 31:05.360 --> 31:07.880 ‫التماست می‌کنم، ‫عاجزانه درخواست می‌کنم. 31:07.920 --> 31:12.360 ‫ایزیس، نجاتمون بده. 31:12.400 --> 31:17.560 ‫«بعضی‌ها از ترسِ مردن، ‫تقاضای مرگ می‌کردن. 31:17.680 --> 31:21.120 ‫خیلی‌ها دست‌هاشون رو ‫به سمت خدایان بلند کرده بودن. 31:21.160 --> 31:23.880 ‫عده‌ی بیشتری هم به این نتیجه رسیده ‫بودن که دیگه الهه‌ای باقی نمونده... 31:24.000 --> 31:27.560 ‫و یه شب جاودانه ‫زمین رو فرا گرفته.» 31:35.040 --> 31:39.800 ‫«در این تاریکی، ‫تک و تنها... 31:42.880 --> 31:44.840 ‫...با چرخش خاکستر ‫و دود در هوا، 31:44.920 --> 31:49.600 ‫با صدای مداوم شکاف‌ خوردن ‫از اعماق زمین... 31:49.640 --> 31:50.880 ‫و بارش سنگ‌ها بر سر آدم، 31:50.920 --> 31:53.840 ‫چطور باید راه نجات رو پیدا کرد؟» 31:53.920 --> 31:55.560 ‫مامان؟ 32:00.040 --> 32:02.160 ‫مامان، خواهش می‌کنم. 32:02.160 --> 32:03.720 ‫مامان؟ 32:03.880 --> 32:06.840 ‫کجایی؟ 32:06.880 --> 32:08.400 ‫مامان! 32:15.320 --> 32:16.720 ‫به جایی از داستان رسیدم... 32:16.760 --> 32:19.520 ‫که واقعاً دلم ‫می‌خواست ازش فرار کنم. 32:21.600 --> 32:26.080 ‫و این داستان قالب‌های ‫گچی غم‌انگیزه، 32:26.080 --> 32:28.840 ‫قالب‌های گچی مردم پمپئی... 32:28.840 --> 32:31.880 ‫که در لحظه‌ی مرگ منجمد شدن. 32:31.920 --> 32:33.120 ‫نکته‌ی اون قالب‌ها... 32:33.120 --> 32:37.120 ‫اینه‌ که بازسازی ‫شکل و شمایل انسان نیستن. 32:37.160 --> 32:40.160 ‫خود انسان‌ها هستن. 32:40.280 --> 32:44.240 ‫آدمن. 32:44.320 --> 32:47.160 ‫شاید ساده‌لوح بودم. 32:47.280 --> 32:52.280 ‫چطور می‌تونم ‫از حقیقت فرار کنم؟ 33:01.360 --> 33:02.960 ‫شاید داستان پمپئی... 33:02.960 --> 33:07.040 ‫در نهایت فقط ‫داستان مرگ باشه. 33:10.840 --> 33:15.880 ‫و چطور... 33:16.040 --> 33:22.120 ‫چطور هر کسی، ‫چطور آویانیوس... 33:22.160 --> 33:24.560 ‫از همچین چیزی ‫جون سالم به در می‌بره؟ 33:43.720 --> 33:47.240 ‫سریتا، ‫داستانشون همین‌جا تموم می‌شه؟ 33:47.320 --> 33:49.880 ‫خب، حتی در اوج بحران هم، 33:50.000 --> 33:51.920 ‫آدم‌ها می‌تونن رفتاری از خودشون... 33:51.960 --> 33:54.720 ‫نشون بدن که بهش ‫می‌گیم رفتار جامعه‌پسند. 33:54.880 --> 33:56.080 ‫رفتار جامعه‌پسند؟ 33:56.160 --> 33:58.040 ‫آره. مثلاً می‌بینیم ‫آدم‌ها به هم کمک می‌کنن، 33:58.040 --> 34:01.000 ‫هوای همدیگه رو ‫دارن، هم رو نجات می‌دن، 34:01.040 --> 34:04.200 ‫دوست، خانواده، ‫یا حتی غریبه‌های کامل. 34:04.320 --> 34:05.880 ‫همدیگه رو نجات می‌دن؟ 34:05.920 --> 34:09.200 ‫آره. 34:09.280 --> 34:11.200 ‫از قایقم دور بشین! 34:11.280 --> 34:13.240 ‫خواهش می‌کنم به حرفم گوش بدین، ‫گوش بدین. 34:13.280 --> 34:14.920 ‫قایق منه! 34:15.000 --> 34:17.280 ‫مال منه! 34:17.360 --> 34:19.160 ‫بس کن! 34:19.200 --> 34:20.640 ‫خواهش می‌کنم! 34:20.760 --> 34:22.320 ‫و یه چیز دیگه هم هست، تام. 34:22.320 --> 34:23.120 ‫خیلی‌خب. 34:23.160 --> 34:25.800 ‫یه سری از آدم‌ها هستن که دقیقاً ‫می‌دونن باید چه واکنشی نشون بدن. 34:25.880 --> 34:26.760 ‫کیان؟ 34:26.800 --> 34:29.640 ‫کسایی که آموزش مخصوص دیدن. 34:29.720 --> 34:31.400 ‫خواهش می‌کنم! خواهش می‌کنم! 34:31.480 --> 34:33.640 ‫پس یه سرباز باتجربه ‫ممکنه بدونه؟ 34:33.720 --> 34:34.760 ‫دقیقاً. 34:34.840 --> 34:35.800 ‫خب، همچین کسی رو دارن. 34:35.880 --> 34:36.920 ‫آه! 34:37.000 --> 34:39.360 ‫نه! 34:45.400 --> 34:47.960 ‫سلام، خانم پولدار. 34:48.120 --> 34:50.720 ‫این همون چیزیه که ارتش ‫بهش می‌گه مهارت و تمرین، 34:50.800 --> 34:53.600 ‫یعنی می‌تونن اقداماتی قاطع، 34:53.600 --> 34:55.680 ‫بدون احساس ‫و موثر انجام بدن... 34:55.720 --> 34:58.040 ‫که برای نجات مردم ‫و رسوندنشون به جای امن، لازمه. 34:58.160 --> 35:00.280 ‫باید یه کاری بکنیم. 35:00.360 --> 35:01.440 ‫تو یه پرایتوری. 35:01.480 --> 35:02.800 ‫به حرفت گوش می‌دن. 35:06.160 --> 35:07.360 ‫جمعیت خیلی زیاده. 35:07.400 --> 35:09.280 ‫خیلی‌خب، گوش کنید ‫چی می‌گم. 35:11.720 --> 35:13.800 ‫به حرفم گوش کنید. 35:13.800 --> 35:15.680 ‫به حرفم گوش کنید! 35:20.520 --> 35:23.720 ‫بس کنید! 35:24.200 --> 35:26.080 ‫دیگه بس کنید! ‫گوش کنید ببینم چی می‌گم! 35:26.160 --> 35:29.200 ‫همه باید دست به دست هم بدن. 35:29.320 --> 35:33.480 ‫زن‌ها و بچه‌ها، سمت چپ من صف ببندین، ‫زود باشین. 35:33.520 --> 35:37.400 ‫ملوان‌های باتجربه، قایق‌ها رو آماده کنید، ‫فانوس‌های ته قایق رو روشن کنید. 35:37.480 --> 35:40.240 ‫مردها، با تمام سرعت شروع ‫کنید مردم رو سوار کنید. 35:40.240 --> 35:42.120 ‫خانم پولدار، ‫آمار تعداد نفرات رو می‌خوام. 35:42.160 --> 35:43.720 ‫دکتری بینمون هست؟ 35:43.800 --> 35:44.720 ‫من هستم. 35:44.760 --> 35:46.040 ‫عالیه. 35:46.160 --> 35:48.440 ‫همه رو از این ساحل ‫نجات می‌دیم. 35:48.520 --> 35:51.160 ‫زود باشین، ‫وقتی برای تلف کردن نداریم. 35:51.240 --> 35:52.840 ‫بجنبید! 35:55.720 --> 36:01.320 ‫خب، پس مردم توی ساحل ‫فرستاده‌ی گارد پرایتوری رو دارن، 36:01.400 --> 36:06.120 ‫ولی کسی برای نجات آویانیوس نمیاد، نه؟ 36:06.200 --> 36:07.640 ‫خب، لزوماً این‌طور نیست. 36:07.720 --> 36:10.080 ‫یه چیزی هست که ‫تحقیقاتم نشون داده، 36:10.120 --> 36:12.320 ‫که در سرتاسر کل دنیا، 36:12.320 --> 36:15.720 ‫در طول تاریخ و در ‫هر فرهنگ و تمدنی، 36:15.800 --> 36:18.320 ‫در هر بحرانی ‫که بشه تصور کرد، 36:18.440 --> 36:22.800 ‫مامان‌ها... مامان‌ها می‌رن ‫دنبال بچه‌هاشون می‌گردن. 36:27.280 --> 36:30.480 ‫آوی؟ 36:30.480 --> 36:31.840 ‫آوی؟ 36:34.960 --> 36:36.760 ‫آوی؟ 36:38.920 --> 36:41.720 ‫آوی؟ 36:41.760 --> 36:43.800 ‫آوی؟ 36:43.880 --> 36:46.480 ‫آوی؟ 36:46.520 --> 36:49.760 ‫آوی؟ 36:49.840 --> 36:50.920 ‫آوی؟ 36:50.920 --> 36:52.640 ‫مامان؟ 36:52.680 --> 36:53.640 ‫آوی؟ 36:53.640 --> 36:54.680 ‫مامان! 36:54.720 --> 36:55.680 ‫آوی! 36:55.720 --> 36:56.680 ‫مامان؟ 36:56.720 --> 36:57.840 ‫آوی؟ 36:57.880 --> 36:59.120 ‫آوی؟ 36:59.200 --> 37:01.160 ‫- آوی! ‫- مامان! 37:11.400 --> 37:14.920 ‫آه. 37:18.080 --> 37:19.640 ‫پیداش کرد. 37:19.640 --> 37:22.800 ‫مراقبتم. 37:23.800 --> 37:26.560 ‫مامان... ‫ببخشید که اون حرف‌ها رو زدم، 37:26.600 --> 37:27.600 ‫همه‌چیز تقصیر منه. 37:27.600 --> 37:29.640 ‫نه، نه. عزیز دلم، ‫نیازی نیست چیزی بگی، باشه؟ 37:29.680 --> 37:32.320 ‫هیچ‌کدوم این‌ها مهم نیست. ‫الان پیش همیم، باشه؟ 37:32.400 --> 37:34.800 ‫بیا، اینجا امن نیست. بریم. 37:34.880 --> 37:37.200 ‫باشه. برو، برو، برو. 37:45.320 --> 37:48.960 ‫پس شاید اصلاً پای ‫ناوگان روم در میون نبوده. 37:49.040 --> 37:52.200 ‫شاید تمام این مدت داشتم ‫جای اشتباهی رو می‌گشتم. 37:52.320 --> 37:56.880 ‫روم نیست که به نجاتشون اومده، ‫خود مردمن. 37:56.920 --> 38:00.320 ‫خودشون، همدیگه رو نجات می‌دن. 38:00.400 --> 38:02.360 ‫همگی، ‫اگه می‌تونین، صف ببندین. 38:02.400 --> 38:03.760 ‫بیاین، زود باشین، ‫زود باشین. 38:03.840 --> 38:06.240 ‫بریم. تندتر، تندتر، ‫زود باشین دیگه. 38:06.280 --> 38:08.320 ‫بذارین ببرمتون جلوی صف. 38:08.360 --> 38:09.640 ‫سوار اولین قایق می‌کنمتون. 38:16.400 --> 38:17.880 ‫خب، چقدر مونده؟ 38:17.920 --> 38:19.120 ‫قایق اول تقریباً آماده‌ست. 38:19.120 --> 38:20.360 ‫با تمام ‫سرعت کار می‌کنیم. 38:20.400 --> 38:21.760 ‫- چقدر طول می‌کشه؟ ‫- ۱۰ دقیقه. 38:21.760 --> 38:23.240 ‫- بکنش ۵ دقیقه. ‫- چشم قربان. 38:23.320 --> 38:26.160 ‫دست از کار نکشین. 38:26.240 --> 38:27.640 ‫همه خوب گوش کنید. 38:27.720 --> 38:30.800 ‫آماده بشین برای ‫سوار شدن توی قایق‌ها. 38:34.800 --> 38:35.720 ‫داریوش. 38:35.760 --> 38:36.240 ‫بله. 38:36.280 --> 38:38.440 ‫یه سوال. ‫تخلیه جواب می‌ده؟ 38:38.600 --> 38:40.440 ‫خب، یه سری اطلاعات ‫دیگه‌ هم هست... 38:40.440 --> 38:41.280 ‫که باید بدونی. 38:41.280 --> 38:42.000 ‫خب. 38:42.040 --> 38:44.840 ‫برخلاف پمپئی، شهری که پر ‫از تندیس‌های گچی تمام اون... 38:44.840 --> 38:45.800 ‫خب، اجساد آدم‌هاست. 38:45.880 --> 38:46.520 ‫آره. 38:46.560 --> 38:48.120 ‫وقتی هرکولانیوم رو ‫از زیر خاک در آوردن، 38:48.120 --> 38:51.840 ‫شهری با حدود ۵ هزار نفر جمعیت، ‫اون بالا توی شهر، 38:51.840 --> 38:55.440 ‫کلاً هیچ جسدی پیدا نکردن. 38:55.520 --> 38:59.520 ‫پس، یه اتفاقاتی توی این ساحل افتاده، نه؟ 38:59.640 --> 39:01.000 ‫به نظر می‌رسه... 39:01.040 --> 39:03.160 ‫یه جور اقدام برای تخلیه‌ی ‫شهر صورت گرفته باشه. 39:06.160 --> 39:08.880 ‫گروه بعدی، ‫همین‌طور بیاین جلو. 39:08.960 --> 39:11.040 ‫برید توی قایق‌ها! بجنبید! 39:11.320 --> 39:14.280 ‫همینه. دو تای ‫دیگه هم پر شد. 39:14.360 --> 39:17.080 ‫بفرستینشون برن. همین الان! 39:17.080 --> 39:19.040 ‫گروه بعدی رو آماده کردیم. 39:19.080 --> 39:22.840 ‫بفرستینشون بیاد. 39:22.880 --> 39:24.160 ‫همگی بیاین جلو. 39:24.160 --> 39:25.560 ‫بیاین جلو. 39:25.600 --> 39:26.720 ‫قایق پر شد. 39:26.720 --> 39:28.720 ‫قایق پر شد. برید، ‫برید، برید! 39:28.760 --> 39:32.600 ‫سه، دو، یک، هل بدین! 39:36.440 --> 39:38.000 ‫گروه بعدی، پاشین. 39:38.160 --> 39:39.320 ‫سریع ولی با نظم. 39:39.360 --> 39:41.080 ‫زود باشید. 39:41.080 --> 39:42.960 ‫برید توی قایق‌ها، ‫با تمام سرعتی که می‌تونین. 39:43.160 --> 39:44.840 ‫بجنبید، بجنبید. 39:44.920 --> 39:46.520 ‫داره جواب می‌ده. 39:46.520 --> 39:48.200 ‫بالاخره همه‌شون ‫دارن خارج می‌شن. 39:48.280 --> 39:51.120 ‫شاید واقعاً موفق ‫بشن نجات پیدا کنن. 39:51.240 --> 39:53.400 ‫ولی ژولیا چی؟ 39:53.440 --> 39:56.040 ‫یا الانه، یا هیچ‌وقت. 39:56.160 --> 39:59.000 ‫می‌تونیم حرف بزنیم، کاسیوس؟ 39:59.120 --> 40:01.880 ‫بهت گفتم زن، ‫من همین‌جا می‌مونم. 40:02.000 --> 40:04.080 ‫متاسفانه نمی‌مونی. 40:04.200 --> 40:06.920 ‫اوه. متأسفانه می‌مونم. 40:07.000 --> 40:08.200 ‫صورت‌حسابت. 40:08.280 --> 40:09.200 ‫چی؟ 40:09.200 --> 40:10.320 ‫صورت‌حسابت. 40:10.360 --> 40:13.880 ‫از کی تا حالا صورت‌حسابت رو ندادی؟ ‫بگو آمالتیا. 40:13.920 --> 40:14.840 ‫یک ماهه. 40:14.920 --> 40:16.680 ‫آره، یک ماهه. 40:16.760 --> 40:18.880 ‫الان وقت این حرف‌ها نیست. 40:18.920 --> 40:20.320 ‫بهت هشدار ‫لازم رو داده بودم. 40:20.400 --> 40:23.280 ‫من... ‫من می‌خواستم تسویه کنم. 40:23.320 --> 40:25.400 ‫دیگه دیر شده، کاسیوس. 40:25.480 --> 40:29.880 ‫مهلتت تموم شده ‫و حالا باید بری بیرون. 40:29.920 --> 40:31.960 ‫در واقع، ‫همه‌تون باید برین بیرون. 40:32.040 --> 40:34.040 ‫چی؟ چی؟ 40:34.120 --> 40:36.880 ‫رسماً ساعت کاریمون تموم شد، خب؟ 40:37.000 --> 40:38.680 ‫اوه، که این‌طور. 40:38.720 --> 40:41.680 ‫می‌خوای همه‌ی آذوقه رو... ‫برای خودتون انبار کنی. 40:41.800 --> 40:46.280 ‫نه. باهامون میان. 40:46.320 --> 40:47.680 ‫بریم. 40:50.400 --> 40:53.600 ‫بریم. 40:53.720 --> 40:54.720 ‫حرکت کنید. 40:54.760 --> 40:57.160 ‫از پمپئی می‌ریم! 41:15.200 --> 41:17.520 ‫غیرممکنه، زن. 41:23.400 --> 41:25.840 ‫خب، تا یک دقیقه‌ی دیگه حرکت می‌کنیم، آوی. 41:25.880 --> 41:28.960 ‫یه سطر دیگه از نامه‌ی ‫پلینی هست... 41:28.960 --> 41:30.120 ‫یه‌کم آب بخور. 41:30.120 --> 41:32.760 ‫...که دلم می‌خواد براتون بخونم. 41:32.840 --> 41:37.640 ‫«خوشبخت کسیه که خدایان ‫بهش این قدرت رو دادن... 41:37.640 --> 41:43.360 ‫تا کاری انجام بده که ‫ارزش ثبت کردن داشته باشه.» 41:43.520 --> 41:49.160 ‫فکر می‌کنم مردم اون روز در ساحل، ‫هر کسی که بودن، 41:49.200 --> 41:52.280 ‫کاری کردن که ارزش ‫ثبت کردن داشت. 41:53.560 --> 41:57.600 ‫و حالا ما، ‫بعد از دو هزار سال، 41:57.680 --> 42:02.240 ‫داستانشون رو روایت می‌کنیم، ‫شاهد کارهاشون هستیم... 42:02.280 --> 42:06.440 ‫و انسانیتشون رو باور ‫و درک می‌کنیم. 42:06.560 --> 42:09.720 ‫اسم‌هاشون رو نمی‌دونیم. 42:09.760 --> 42:11.720 ‫ولی این میراثشونه، 42:11.760 --> 42:14.280 ‫میراثی از جنس بقا، 42:38.800 --> 42:40.720 ‫همگی، 42:40.800 --> 42:44.240 ‫برید توی انبار قایق‌ها. 42:44.320 --> 42:45.600 ‫همین الان! 42:45.800 --> 42:50.520 www.Doostihaa.com