WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:10.000 --> 00:13.800 ‫من سال ۱۷۳۳ ‫توی مزرعه‌ی هوپ هیل به دنیا اومدم. 00:13.800 --> 00:15.680 ‫۲۹۲ سالمه. 00:15.680 --> 00:16.840 ‫متیو! 00:16.840 --> 00:18.360 ‫متیو... 00:19.880 --> 00:21.760 ‫دارم برمی‌گردم بریستول. 00:21.760 --> 00:24.560 ‫و بهت توصیه می‌کنم تو هم همین کار رو بکنی. ‫به عنوان همسرم. 00:27.080 --> 00:28.160 ‫متیو. 00:28.160 --> 00:30.000 ‫با اسکورت میری زندان ایالتی 00:30.000 --> 00:32.120 ‫که اونجا به مجازات مناسبت میرسی. 00:32.120 --> 00:34.280 ‫- من جادوگر نیستم. ‫- به من توهین نکن! 00:41.840 --> 00:44.960 ‫ما اینجاییم تا درباره‌ی وصیت‌نامه‌ی آلفرد ‫و ارثیه‌ی الیور حرف بزنیم. 00:44.960 --> 00:46.520 ‫نمی‌تونی پسش بگیری. 00:46.520 --> 00:48.520 ‫- قفلش کردی؟ ‫- نه. 00:49.880 --> 00:51.400 ‫گیر کرده. 00:52.440 --> 00:55.520 ‫- اون کوجوئه؟ ‫- فکر کنم می‌خواد بهم صدمه بزنه. 00:55.520 --> 00:57.040 ‫صبر کن! 01:41.040 --> 01:42.720 ‫کالسکه اون پشت وایساده. 01:55.000 --> 01:56.520 ‫توی انگلیس موفق باشی. 02:47.800 --> 02:50.360 ‫الیور؟ الیور! 02:50.360 --> 02:51.880 ‫صدامو می‌شنوی؟ 02:53.400 --> 02:54.920 ‫لعنتی. 02:57.720 --> 02:59.240 ‫خیلی‌خب. 03:03.560 --> 03:05.080 ‫یه چیزی بخور. 03:08.280 --> 03:09.800 ‫چی... چی شد؟ 03:10.160 --> 03:11.760 ‫من... نمی... 03:15.160 --> 03:16.680 ‫بهم حمله شد؟ 03:29.560 --> 03:31.080 ‫داره میاد. 03:31.960 --> 03:33.480 ‫داری چیکار می‌کنی؟ 03:34.240 --> 03:35.960 ‫دارم از خودم دفاع می‌کنم. 03:35.960 --> 03:37.880 ‫چطور تونست از اون بیرون بهت حمله کنه؟ 03:37.880 --> 03:39.400 ‫اون یه جادوگر اوبیاست. 03:40.600 --> 03:43.560 ‫این تقاص کاریه که ‫اجدادم با اجدادش کردن. 03:44.400 --> 03:48.120 ‫- یه چاقو از کشو دربیار. ‫- نه! الیور! محض رضای خدا! 03:48.120 --> 03:49.920 ‫نمی‌دونم اینجا چه خبره، 03:49.920 --> 03:53.200 ‫ولی اگه قراره همدیگه رو بکشین، ‫دیگه خیلی شورش دراومده، باشه؟ 03:53.200 --> 03:55.560 ‫شکایت رو پس بگیر و برو. 03:57.840 --> 03:59.400 ‫راه‌حلت اینه؟ 04:00.160 --> 04:01.920 ‫فقط بی‌خیالش شو. 04:09.440 --> 04:11.000 ‫وای، خدای من! 05:22.720 --> 05:24.240 ‫یالا! 05:29.160 --> 05:30.960 ‫- لعنتی! ‫- کوجو؟ 05:33.880 --> 05:35.400 ‫بیا! بیا! 05:50.640 --> 05:52.240 ‫برو! برو! برو! 05:58.520 --> 06:00.040 ‫اون پسر رو بگیر! 06:02.400 --> 06:04.320 ‫برو کنار! 06:07.800 --> 06:10.600 ‫هی، هی، هی، هی! ‫وای خدای من. 06:51.240 --> 06:53.080 ‫هی؟ هی؟ 06:53.080 --> 06:54.600 ‫خوبی؟ 06:58.720 --> 07:00.840 ‫- کف سرت رو نشونم بده. ‫- چی؟ 07:00.840 --> 07:02.360 ‫کف سرت رو نشونم بده! 07:03.400 --> 07:05.440 ‫دیگه ازت نمی‌پرسم! 07:05.440 --> 07:06.960 ‫- موهات رو باز کن! ‫- باشه! باشه! 07:08.440 --> 07:10.000 ‫بذار دستات رو ببینم. 07:10.000 --> 07:11.720 ‫دستات رو، انگشتات رو. 07:13.200 --> 07:14.680 ‫دنبال چی می‌گردی؟ 07:14.680 --> 07:17.480 ‫یه نشونه. یه زخم. دهنت رو باز کن. 07:22.160 --> 07:23.880 ‫الیور یه نشونه داشت. 07:25.000 --> 07:26.760 ‫روی انگشتش یه زخم هست. 07:27.800 --> 07:29.920 ‫لای در گیر کرد. 07:33.160 --> 07:35.160 ‫- کار اوبیاست؟ ‫- نه... 07:37.840 --> 07:39.400 ‫این اوبیا نیست. 07:40.640 --> 07:42.560 ‫یه چیز دیگه‌ست. 07:45.320 --> 07:46.840 ‫اون تسخیر شده. 07:48.400 --> 07:50.040 ‫چی تسخیرش کرده؟ 07:53.400 --> 07:54.920 ‫خواهرم. 08:23.680 --> 08:26.040 ‫دارم دنبال شوهرم می‌گردم؟ 08:26.040 --> 08:29.160 ‫شارلوت؟ 08:33.600 --> 08:35.720 ‫غرق توی تاریکی، 08:35.720 --> 08:38.160 ‫نمی‌تونست حتی دستش رو ‫جلوی صورتش ببینه. 08:38.960 --> 08:40.800 ‫و وقتی مه از بین رفت، 08:40.800 --> 08:43.080 ‫یه سایه توی نور شمع دید... 08:44.040 --> 08:48.120 ‫و بعد یه بار دیگه صدای راهنما رو شنید، 08:48.120 --> 08:49.640 ‫که زمزمه می‌کرد... 08:57.160 --> 08:59.560 ‫خانم کانات. 09:01.320 --> 09:03.160 ‫حالتون بهتره؟ 09:03.160 --> 09:04.680 ‫ببخشید؟ 09:06.560 --> 09:08.480 ‫مگه مریض نبودین؟ 09:11.720 --> 09:13.240 ‫نه؟ 09:21.280 --> 09:22.800 ‫نوشیدنی. 09:28.360 --> 09:31.920 ‫خانم کانات، ‫بااجازه آقای ویت رو بهتون معرفی می‌کنم. 09:31.920 --> 09:35.600 ‫ایشون با شوهرم توی هیئت مدیره‌ی ‫موزه‌ی جدید بریتانیا هستن. 09:40.080 --> 09:43.120 ‫میشه یه داستان ارواح دیگه بشنویم، ‫آقای کانات؟ 09:44.240 --> 09:45.720 ‫آقای ویت؟ 09:45.720 --> 09:47.240 ‫نه. 09:48.040 --> 09:49.600 ‫شما چطور؟ 09:49.600 --> 09:54.160 ‫تا حالا با یکی از اون ‫جادوگرای قدیمی کرومانتی برخورد داشتین؟ 09:58.040 --> 10:00.000 ‫یه جادوگر اوبیا می‌شناختم. 10:00.880 --> 10:02.480 ‫بیشتر برامون بگین. 10:03.760 --> 10:05.840 ‫ذهن پدرم رو مسموم کرد. 10:05.840 --> 10:07.280 ‫به چه هدفی؟ 10:07.280 --> 10:08.680 ‫که خودشو توی دلش جا کنه. 10:08.680 --> 10:11.960 ‫شاید پدر خوبتون ‫از اون بیچاره خوشش می‌اومد. 10:14.080 --> 10:17.280 ‫پدرم اون برده رو ‫مثل خانواده‌ی خودش می‌دونست، آقا. 10:17.280 --> 10:19.120 ‫این فراتر از خوش‌اومدنه. 10:20.400 --> 10:22.720 ‫من زبونی رو دیدم که از ریشه بریدنش، 10:22.720 --> 10:25.400 ‫و طوری درمانش کردن که ‫انگار فقط یه دندون‌درد ساده‌ست. 10:27.000 --> 10:30.160 ‫زنی رو دیدم که ‫به دسته‌ای از پشه‌ها تبدیل شد، 10:30.160 --> 10:32.320 ‫و به تمام سفیدپوست‌ها حمله کرد، 10:32.320 --> 10:34.520 ‫در حالی که به جمعیتی از سیاه‌پوست‌ها ‫کاری نداشت. 10:39.600 --> 10:41.280 ‫اوبیا کاملاً واقعیه. 10:42.520 --> 10:44.480 ‫همه‌مون باید ازش بترسیم. 10:53.840 --> 10:56.400 ‫خانم کانات. عذر می‌خوام. 10:57.200 --> 10:58.720 ‫خجالت‌زده‌تون کردم. 11:03.200 --> 11:06.640 ‫مشتاقم بیشتر درباره‌ی ‫این جادوگر اوبیا بشنوم. 12:09.040 --> 12:12.440 ‫اگه بخوای این‌قدر پسر بدی باشی ‫به بابات میگم، 12:12.440 --> 12:14.360 ‫و از شام هم خبری نیست! 12:30.080 --> 12:32.680 ‫خانم. 12:50.800 --> 12:52.720 ‫لاتینتون بهتر شده. 12:54.120 --> 12:55.520 ‫نظرتون چی بود؟ 12:55.520 --> 12:57.760 ‫اوید. مسخ. 12:58.560 --> 13:00.080 ‫این یه افسانه‌ست. 13:01.000 --> 13:03.360 ‫از آموزشتون ممنونم، آقای ویت، 13:03.360 --> 13:05.160 ‫ولی چهار ماه گذشته. 13:05.160 --> 13:08.320 ‫شما به من گفتین سیاه‌پوست‌ها ‫تنها رواج‌دهنده‌های جادو نیستن. 13:08.320 --> 13:11.320 ‫و هدف این جلسات، ‫مطالعه‌ی یه جادوی آیینی بود. 13:11.320 --> 13:13.120 ‫نه لاتین بچه‌مدرسه‌ای‌ها. 13:56.760 --> 13:58.600 ‫بیشتر لاتین. آلمانی. 13:59.560 --> 14:01.120 ‫کمی یونانی. 14:01.120 --> 14:04.560 ‫فکر کردم قبل از خوندنش ‫باید بتونین درکش کنین. 14:06.000 --> 14:07.480 ‫این چیه؟ 14:07.480 --> 14:10.720 ‫یه کتاب جادو. ‫جادوی آیینی اولیه‌ی اروپا. 14:11.400 --> 14:15.160 ‫توی محافل ما میگن فوق‌العاده قدرتمنده، 14:15.160 --> 14:18.600 ‫گرچه هنوز مردی رو ندیدم که ‫بتونه قدرتش رو مهار کنه. 14:22.560 --> 14:24.320 ‫تا حالا یه زن خوندتش؟ 15:07.600 --> 15:09.360 ‫حتی بهم دست هم نمی‌زنی؟ 15:10.760 --> 15:12.800 ‫بس کن. بس کن. 15:17.520 --> 15:20.480 ‫این یه قرارداد بود. ‫خودت خوب می‌دونی. 15:20.480 --> 15:22.000 ‫تو جایگاه خودت رو داری. 15:22.000 --> 15:23.800 ‫هردوی ما از این پیوند سود بردیم... 15:23.800 --> 15:25.320 ‫چه سودی؟! 15:26.400 --> 15:28.640 ‫دفترهای حساب رو دیدم. ما زیر قرضیم. 15:28.640 --> 15:31.280 ‫همیشه زهرماری می‌خوری و ‫پولاتو هدر میدی و... 15:31.280 --> 15:33.360 ‫چی می‌خوای، شارلوت؟ 15:36.120 --> 15:40.800 ‫محبتی که ‫مجبور نباشم براش التماس کنم یا بجنگم. 15:42.120 --> 15:43.680 ‫اینکه بهم توجه بشه. 15:44.520 --> 15:46.040 ‫اینکه کسی رو داشته باشم... 15:47.440 --> 15:50.160 ‫که... برای من وجود داشته باشه. 15:58.920 --> 16:01.400 ‫پدرم هیچ‌وقت باهام بامحبت حرف نزد. 16:02.360 --> 16:05.760 ‫می‌دونم خواسته نشدن یعنی چی. 16:05.760 --> 16:08.720 ‫نمی‌تونم مجبورت کنم ‫حسی رو بهم داشته باشی که نداری. 16:08.720 --> 16:12.000 ‫اینو خوب می‌فهمم. ‫اون‌قدرها هم که فکر می‌کنی احمق نیستم. 16:12.000 --> 16:15.160 ‫پس چرا اصرار داری مثل کنه بهم بچسبی! 16:15.160 --> 16:17.960 ‫چون هیچ راه دیگه‌ای ‫برای بچه‌دار شدنم نیست. 16:20.120 --> 16:21.720 ‫اینو بهم بدهکاری. 16:22.920 --> 16:25.120 ‫تو همه‌چی رو ازم گرفتی. 16:26.720 --> 16:28.480 ‫حداقل اینو بهم بده. 19:43.960 --> 19:45.480 ‫من اون کار رو کردم؟ 19:46.240 --> 19:47.800 ‫نگرانش نباش، رفیق. 19:48.760 --> 19:50.440 ‫پس اون تسخیر شده؟ 19:50.440 --> 19:52.680 ‫- زامبی. ‫- باهام حرف زد. 19:52.680 --> 19:55.480 ‫همون مکالمه‌ای رو داشتیم ‫که ده دقیقه پیش داشتیم. 19:55.480 --> 19:58.440 ‫میگی کوبیده شد به سقف، 19:58.440 --> 20:01.520 ‫و بهت حمله کرد و ‫اگه من نیومده بودم، می‌کشتت. 20:01.520 --> 20:02.960 ‫نمی‌دونم چطوری کار می‌کنه، می‌دونی؟ 20:02.960 --> 20:06.000 ‫ولی اگه میگی اون یارو عوض شد ‫و اون زخم رو داره... 20:07.480 --> 20:09.000 ‫پس خودشه. 20:09.800 --> 20:11.320 ‫شارلوته. 20:11.840 --> 20:13.520 ‫آنجلو اون زخم رو داشت. 20:15.680 --> 20:19.280 ‫تا وقتی که بتونه چیزی ازمون بکَنه، ‫همه‌مون توی خطریم. 20:20.160 --> 20:22.680 ‫مو، ناخن، پوست. 20:23.280 --> 20:25.600 ‫اونو زندانی کردن. مهارش کردن. 20:26.680 --> 20:28.920 ‫نمی‌دونم، من و آنجلو تنها کسایی بودیم 20:28.920 --> 20:31.160 ‫که می‌دونستیم توی اون صندوق چیه. 20:31.160 --> 20:33.560 ‫خواهرت اون توی صندوق بود؟ ‫توی اتاق‌خواب؟ 20:33.560 --> 20:36.720 ‫- دیدیش؟ ‫- همون موقع که رسیدم... 20:38.520 --> 20:40.000 ‫بازش کردی؟ 20:40.000 --> 20:43.240 ‫چرا؟ پیچیده شده بود. 20:43.240 --> 20:44.760 ‫سفت و سخت! 20:45.760 --> 20:47.920 ‫- پنهان شده بود. ‫- یه جعبه بود. 20:48.520 --> 20:50.440 ‫- یه جعبه‌ی خالی! ‫- تو آزادش کردی. 20:51.200 --> 20:53.080 ‫و اونو تسخیرش کرد و کشتش. 20:53.080 --> 20:56.280 ‫دلیل مرگ دوستت ‫اینه که خودش رو کشت. 20:56.280 --> 20:59.160 ‫نمی‌خواست زنده باشه. ‫این تقصیر من نیست! 20:59.160 --> 21:01.840 ‫اون مجبورش کرد خودشو بکشه! 21:03.960 --> 21:05.480 ‫آنجلو مرد خوبی بود. 21:06.040 --> 21:08.320 ‫به مردم اهمیت می‌داد. 21:10.040 --> 21:11.200 ‫تو چی؟ 21:11.200 --> 21:14.160 ‫تو چون کار درستی بود، نیومدی اینجا. 21:14.160 --> 21:17.280 ‫تو... یه فرصت دیدی. 21:17.280 --> 21:19.760 ‫و اومدی اینجا تا طمعت رو ارضا کنی. 21:19.760 --> 21:22.480 ‫پس آره. تقصیر توئه. 21:24.680 --> 21:26.720 ‫برو! برگرد پیش اون! 21:31.680 --> 21:33.440 ‫و ببین چی سرت میاد! 21:37.840 --> 21:39.360 ‫زن! برو کنار! 21:47.640 --> 21:50.040 ‫سوار شو. 21:55.920 --> 21:57.440 ‫در ماشینمو نکوب. 22:30.480 --> 22:33.880 ‫آقای کانات، بیاین این‌طرف. بیاین تو. 22:52.200 --> 22:54.880 ‫وسایلتو جمع کن. ‫می‌برمت فرودگاه. 22:54.880 --> 22:56.840 ‫چه بلایی سر الیور میاد؟ 22:58.360 --> 23:02.760 ‫من که جادوگر نیستم، می‌دونی؟ ‫نمی‌دونم. 23:02.760 --> 23:05.640 ‫ببین... 23:09.000 --> 23:10.520 ‫خدای من. 23:16.760 --> 23:18.760 ‫- من خوبم. ‫- مطمئنی؟ 23:18.760 --> 23:20.400 ‫من خوبم. برو، ‫برو وسایلتو جمع کن. 23:25.280 --> 23:26.960 ‫باهام میای بالا؟ 23:46.360 --> 23:47.880 ‫می‌تونی بیای. 23:58.280 --> 24:00.520 ‫گفتی الیور زامبی شده. 24:03.200 --> 24:05.200 ‫وقتی گفتم زامبی... 24:07.520 --> 24:10.720 ‫منظورم مثل فیلم‌های ترسناک نیست، می‌دونی؟ 24:14.440 --> 24:15.960 ‫مثل اینه که... 24:17.320 --> 24:21.120 ‫هویتت رو ازت بگیرن. 24:21.880 --> 24:25.480 ‫فکر می‌کنی بدترین چیز اینه که بَرده باشی. 24:26.960 --> 24:29.200 ‫بعد بیشتر از همه‌ی کسایی که دوستشون داری ‫زنده می‌مونی. 24:30.840 --> 24:32.440 ‫بی، خیلی خوبه، ابی. 24:34.320 --> 24:36.440 ‫این دیوونه‌ت می‌کنه. 24:38.480 --> 24:40.840 ‫ولی از دیوونگی هم جون سالم به در می‌بری. 24:40.840 --> 24:42.360 ‫سارا! 24:42.760 --> 24:44.000 ‫متیو. 24:44.000 --> 24:45.760 ‫از غم هم جون سالم به در می‌بری. 24:46.800 --> 24:48.320 ‫احمقانه‌ست. 24:50.800 --> 24:53.520 ‫گرسنگی و خودکشی. 25:01.880 --> 25:06.040 ‫من... زندگی رو نمی‌خوام. 25:08.640 --> 25:10.160 ‫ازش متنفرم. 25:12.400 --> 25:14.200 ‫ولی باهاش می‌جنگم. 25:15.880 --> 25:18.280 ‫بهتره که غمگین و آزاد باشی. 25:19.320 --> 25:21.320 ‫تا یه برده‌ی ابدی. 26:09.600 --> 26:11.440 ‫آروم! 26:21.240 --> 26:22.760 ‫اوه عشق من... 26:24.360 --> 26:26.840 ‫همه‌چی مرتبه. همه‌چی مرتبه. 26:48.000 --> 26:49.800 ‫پدرش کی می‌رسه؟ 26:51.920 --> 26:53.440 ‫یه کم نوشیدنی بیار. 27:00.640 --> 27:04.080 ‫دلیلی نمی‌بینم که باهاتون رک نباشم، ‫آقای اوکانل. 27:04.760 --> 27:08.240 ‫شوهرم بیشتر پای میز بازیه. ‫من باید طلبکارهام رو راضی کنم. 27:08.880 --> 27:10.600 ‫برای همین برگشتم. 27:10.600 --> 27:13.080 ‫تا روی توسعه‌مون نظارت کنم و... 27:13.080 --> 27:15.560 ‫خب، آینده‌ی هردومون رو بهتر کنم. 27:18.600 --> 27:21.080 ‫تا الان ‫من هفته‌ای شش روز ازشون کار کشیدم. 27:21.080 --> 27:22.920 ‫خب توی هر هفته هفت روز هست. 27:22.920 --> 27:25.920 ‫نمی‌تونن بدون استراحت کار کنن. 27:27.120 --> 27:28.640 ‫آره؟ 27:32.720 --> 27:35.800 ‫شما مرد خداترسی هستین، آقای اوکانل؟ 27:38.280 --> 27:39.800 ‫خب. 27:41.280 --> 27:43.920 ‫من و شما، ‫حقه‌هایی رو دیدیم که 27:43.920 --> 27:46.760 ‫از هر چیزی که بالای منبر شنیدم قدرتمندتره. 27:50.600 --> 27:53.200 ‫سارا! بیا! 28:03.720 --> 28:05.400 ‫روسریت رو دربیار. 28:13.640 --> 28:15.360 ‫ترسیدی؟ 28:30.680 --> 28:33.600 ‫اوه، عزیزم. 28:34.880 --> 28:36.760 ‫پسر عزیزم. 28:57.400 --> 28:59.880 ‫حاضری؟ می‌دونی که دیگه باید بریم. 28:59.880 --> 29:04.840 ‫ببین، می‌فهمی چرا با این قضیه مشکل دارم. 29:04.840 --> 29:05.920 ‫نمی‌فهمی؟ 29:05.920 --> 29:07.720 ‫من دروغ نمیگم. 29:07.720 --> 29:10.000 ‫تو گفتی سیصد سالته. 29:10.000 --> 29:12.040 ‫شارلوت منو نفرین کرد. 29:13.720 --> 29:15.240 ‫درسته. 29:16.560 --> 29:18.080 ‫سریع باش. 29:18.840 --> 29:20.360 ‫توی ماشین منتظر می‌مونم. 29:28.680 --> 29:30.200 ‫- الو؟ ‫- بابا؟ 29:38.880 --> 29:41.080 ‫چه خبره؟ ‫از دفترت بهم زنگ زدن! 29:41.080 --> 29:43.640 ‫گفتن یه اتفاق جدی افتاده و تو غیبت زده! 29:43.640 --> 29:45.160 ‫پلیس! 29:46.680 --> 29:49.320 ‫گوش کن. ‫من دارم میام خونه، باشه. 29:50.120 --> 29:52.120 ‫ولی اگه تا ۲۴ ساعت ازم خبری نشد، 29:52.120 --> 29:53.520 ‫به سفارت توی جامائیکا زنگ بزن. 29:53.520 --> 29:55.200 ‫چی؟! 29:55.200 --> 29:56.600 ‫در رو باز کن! کلودیا؟! 29:56.600 --> 29:58.080 ‫پلیس! در رو باز کن! 29:58.080 --> 29:59.400 ‫کلودیا؟! پلیس. 29:59.400 --> 30:01.760 ‫در رو باز کن و با دستای بالا بیا بیرون. ‫همین الان! 30:01.760 --> 30:03.560 ‫باشه، دارم میام! 30:03.560 --> 30:06.200 ‫تکون نخور! دستا روی سر! 30:06.200 --> 30:08.080 ‫برگرد! انگشتات رو توی هم قفل کن! 30:08.080 --> 30:09.600 ‫اتاق پاک‌سازی شد! 30:13.600 --> 30:15.160 ‫خانم، باید ساختمون رو ترک کنیم. 30:15.160 --> 30:17.080 ‫صبر کنین، وایسین. ‫می‌خوام بدونم چه خبره. 30:22.480 --> 30:24.000 ‫مقاومت نکن. 30:29.600 --> 30:31.040 ‫کلودیا مک‌کنزی، 30:31.040 --> 30:34.680 ‫به ظن معاونت و مشارکت با یه مجرم ‫و وارد کردن صدمه‌ی شدید بدنی 30:34.680 --> 30:37.120 ‫- دستگیرت می‌کنم. ‫- چی؟! 30:37.120 --> 30:38.760 ‫منم از دیدنت خوشحالم. 30:40.040 --> 30:41.760 ‫بریم. بریم. 30:44.160 --> 30:46.400 ‫کلودیا؟! کلودیا! 30:50.560 --> 30:52.640 ‫هی دختر، به چی نگاه می‌کنی؟! 31:03.240 --> 31:05.360 ‫می‌سوزه. 31:07.080 --> 31:08.600 ‫می‌سوزه. 31:39.400 --> 31:41.280 ‫می‌سوزه. 31:49.960 --> 31:53.760 ‫«من دیروز عصر با وکیلم، کلودیا مک‌کنزی، ‫تماس گرفتم» 31:53.760 --> 31:56.800 ‫«تا یه سوال معمولی بپرسم، ‫ولی تماسمون قطع شد.» 31:59.720 --> 32:03.280 ‫«کمی بعد از تماس، ‫اون سرزده اومد هوپ هیل» 32:03.280 --> 32:05.360 ‫«و اصرار کرد که فوراً بریم.» 32:06.640 --> 32:10.000 ‫«چند دقیقه بعد از رسیدنش، برق رفت» 32:10.000 --> 32:12.040 ‫«و فهمیدیم خروجی‌ها بسته شدن.» 32:12.040 --> 32:15.000 ‫«همون موقع بود که متوجه شدم ‫یه نفر توی ساختمون فرعی هست،» 32:15.000 --> 32:16.960 ‫«که فکر می‌کردم کوجو ایست باشه،» 32:16.960 --> 32:20.200 ‫«مردی که در حال حاضر ‫باهاش مشکل قانونی دارم.» 32:21.320 --> 32:25.640 ‫«خانم مک‌کنزی گفت ‫اون می‌خواد ما رو بترسونه» 32:25.640 --> 32:28.800 ‫«و پیشنهاد داد برای آروم کردنش ‫شکایتمون رو پس بگیریم.» 32:29.840 --> 32:31.280 ‫«من مخالفت کردم.» 32:31.280 --> 32:34.600 ‫«به نظر می‌رسید ‫از تصمیمم مضطرب و ناراحت شده،» 32:34.600 --> 32:37.440 ‫«در این مرحله، رفتارش تهدیدآمیز شد.» 32:38.680 --> 32:41.200 ‫«با یه قوطی حلبی بهم حمله‌ور شد ‫و سرم ضربه خورد.» 32:41.200 --> 32:42.720 ‫«بعد کوجو ایست وارد خونه شد» 32:42.720 --> 32:45.120 ‫«و با یه سیخ شومینه شروع کرد به کتک زدنم.» 32:45.880 --> 32:48.200 ‫«بعد از این هیچی یادم نمیاد.» 32:49.520 --> 32:51.040 ‫می‌تونم ببینمش؟ 32:53.120 --> 32:55.080 ‫مضطرب و ناراحت بودی؟ 32:58.000 --> 32:59.160 ‫نظری ندارم. 32:59.160 --> 33:01.720 ‫تحت فشار این کار رو کردی؟ 33:01.720 --> 33:03.240 ‫نظری ندارم. 33:06.240 --> 33:11.560 ‫ما آدم‌ربایی و گروگان‌گیری اتباع خارجی رو ‫خیلی جدی می‌گیریم. 33:13.320 --> 33:17.040 ‫پس اگه چیزی هست که باید بهم بگی، ‫الان وقتشه. 33:18.320 --> 33:19.840 ‫نظری ندارم. 33:22.320 --> 33:27.240 ‫میشه گفت علاقه‌ت به آقای ایست ‫صرفاً حرفه‌ایه؟ 33:28.440 --> 33:29.960 ‫نظری ندارم. 33:31.840 --> 33:34.560 ‫وقتی داشتی چمدون جمع می‌کردی، ‫بیرون هتلت منتظر بود. 33:34.560 --> 33:36.320 ‫قصد داشتین با هم برین؟ 33:36.320 --> 33:37.960 ‫این دیگه زیاده‌رویه، کارآگاه. 33:39.320 --> 33:40.840 ‫اون کجاست، کلودیا؟ 33:44.920 --> 33:46.440 ‫تیم ضربت به مرکز. 33:49.880 --> 33:51.640 ‫توجه به تمام واحدها. 33:51.640 --> 33:54.120 ‫ماشین کوجو ایست پیدا شده. 33:54.120 --> 33:57.120 ‫مظنون مسلح و خطرناک محسوب میشه. 34:08.720 --> 34:11.360 ‫خوش‌تیپ، یه چیزی ازم بخر. 34:27.000 --> 34:28.880 ‫همون‌جا وایسا! وایسا! وایسا! 34:28.880 --> 34:30.440 ‫وایسا! وایسا! 34:31.600 --> 34:33.800 ‫توی بازار گوشته! 34:44.320 --> 34:46.520 ‫آقای کانات می‌خواد باهات حرف بزنه. 34:47.200 --> 34:48.720 ‫به هیچ وجه. امکان نداره. 34:50.560 --> 34:52.080 ‫ببین، باهاش حرف بزن. 34:52.080 --> 34:54.400 ‫یه کم تمایل به همکاری نشون بده. 34:54.400 --> 34:56.440 ‫چرا باید باهاش حرف بزنم؟ 35:00.400 --> 35:01.960 ‫فکر کنم می‌خواد کمکت کنه. 35:02.680 --> 35:05.080 ‫پلیس می‌خواد بهت اتهام وارد کنه. 35:05.080 --> 35:07.160 ‫شاید می‌خواد ازت در برابر اونا محافظت کنه. 35:07.160 --> 35:10.240 ‫اون مرد نمی‌خواد از من محافظت کنه. 35:12.960 --> 35:14.880 ‫خانم مک‌کنزی، 35:14.880 --> 35:17.600 ‫مطمئنم هر چی که پشت سر گذاشتی، 35:17.600 --> 35:19.640 ‫عمیقاً ناخوشایند بوده. 35:19.640 --> 35:22.880 ‫با این حال، تمرکز من ‫روی تضمین آزادی شماست. 35:23.720 --> 35:26.720 ‫و واقعاً باور دارم که ‫مجبوری باهاش حرف بزنی. 35:40.280 --> 35:41.800 ‫سلام. 35:43.600 --> 35:46.760 ‫به نظرم آقای کانات با اومدنش به اینجا ‫خیلی بزرگواری کرده 35:46.760 --> 35:48.360 ‫و امروز سعی داره کمکت کنه. 35:48.360 --> 35:49.800 ‫تو با سیخ شومینه به من زدی. 35:49.800 --> 35:53.200 ‫چی؟ چرا باید این کار رو بکنم؟ 35:53.200 --> 35:55.760 ‫تو وکیل منی. ‫ما توی یه جبهه‌ایم. 35:55.760 --> 35:59.240 ‫من... حتی توی خواب هم ‫بهت صدمه نمی‌زنم. 35:59.240 --> 36:00.840 ‫پس اینو چطور توضیح میدی؟ 36:01.520 --> 36:03.440 ‫خب تو اینو چطور توضیح میدی؟ 36:04.880 --> 36:07.800 ‫لعنتی. شاید مشکل از منه. 36:07.800 --> 36:11.520 ‫شاید اشتباه می‌کنم؟ ‫مغزم صد درصد کار نمی‌کنه. 36:11.520 --> 36:14.600 ‫و این چند هفته‌ی اخیر هم خیلی سخت گذشته. 36:14.600 --> 36:16.120 ‫پدرم. و... 36:17.840 --> 36:19.360 ‫دلم برای پسرم تنگ شده. 36:22.200 --> 36:25.720 ‫ولی اگه... اگه کاری کردم... ‫اگه چیزی گفتم 36:25.720 --> 36:29.040 ‫که ناراحتت کرده... متأسفم، باشه؟ 36:30.320 --> 36:32.800 ‫فقط... یادم نمیاد انجامش داده باشم. 36:34.840 --> 36:36.960 ‫ولی اگه تو میگی این اتفاق افتاده پس... 36:36.960 --> 36:39.360 ‫پس... شاید یه حقیقتی توش باشه. 36:40.560 --> 36:43.480 ‫ببین... من بهت اعتماد دارم ‫و به قضاوتت هم اعتماد دارم. 36:44.840 --> 36:46.360 ‫ولی به اون اعتماد ندارم. 36:48.040 --> 36:50.880 ‫منظورم اینه که، ‫بی‌خیال این وسواسش که میگه، 36:50.880 --> 36:53.320 ‫چی می‌گفت، سیصد سالشه؟ 36:54.280 --> 36:56.160 ‫فقط از من خوشش نمیاد. 36:57.440 --> 36:58.840 ‫و چرا باید بیاد. 36:58.840 --> 37:01.800 ‫من تنها چیزی‌ام که ‫بین اون و پنجاه میلیون پوند قرار گرفته. 37:02.880 --> 37:05.480 ‫اولین باری که منو دید ‫سعی کرد حسابی کتکم بزنه. 37:06.200 --> 37:07.840 ‫دارم میگم با همچین آدمی طرفیم. 37:08.960 --> 37:13.000 ‫متیو، اون فقط... ‫یه مرد حسابگر و حقه‌بازه 37:13.000 --> 37:15.200 ‫و فقط به فکر رسیدن به خواسته‌های خودشه. 37:18.480 --> 37:20.000 ‫متیو؟ 37:27.360 --> 37:28.880 ‫متیو کیه؟ 37:34.360 --> 37:37.000 ‫خیلی خب، بس کن! ‫همین الان تمومش کن! 37:38.520 --> 37:40.040 ‫ببخشید. 37:54.120 --> 37:55.800 ‫هی! آهای؟ 37:56.520 --> 37:57.880 ‫چیه؟ 37:57.880 --> 37:59.320 ‫اون چی بود؟ 37:59.320 --> 38:01.960 ‫هیچ پیشرفتی نمی‌کنین. ‫نمی‌تونین پیداش کنین. 38:01.960 --> 38:03.200 ‫ماشینش رو پیدا کردیم. 38:03.200 --> 38:05.880 ‫منتظر تیم پزشکی قانونی هستیم ‫تا داخلش رو بگردن. 38:08.600 --> 38:10.120 ‫پس حالت بهتر شده؟ 38:11.144 --> 38:17.144 www.Doostihaa.com