WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:12.012 --> 00:14.514 ‫[سال ۲۰۲۶] 00:15.932 --> 00:18.268 ‫می‌دونم عجیب به نظر میاد، 00:18.268 --> 00:19.519 ‫ولی گوش بدید چی می‌گم. 00:19.519 --> 00:21.813 ‫این شهر ۳۰ میلیارد دلار 00:21.813 --> 00:24.816 ‫بودجۀ دولتی گرفته تا اسلحه بخره، 00:24.816 --> 00:27.986 ‫و من ازتون می‌خوام ‫به‌جاش اون بودجه رو بدید به من. 00:28.278 --> 00:31.072 ‫همه‌مون دیدیم توی متروپلیس ‫چه اتفاقی افتاد، مگه نه؟ 00:32.240 --> 00:34.117 ‫ولی شهر ما سوپرمن نداره، 00:34.534 --> 00:35.952 ‫برای همین قابل درکه 00:35.952 --> 00:37.787 ‫که پاسخمون به خطرات بین‌کهکشانی 00:37.787 --> 00:39.539 ‫یا هر ستارۀ دریایی غول‌پیکری که 00:39.539 --> 00:41.332 ‫دفعۀ بعد از اقیانوس بزنه بیرون، 00:41.332 --> 00:42.459 ‫توانِ نظامی باشه 00:42.459 --> 00:45.587 ‫ولی توان نظامی، جون کسی رو نجات نمی‌ده. 00:46.254 --> 00:50.050 ‫دو سه سال پیش، ‫من وسط یکی از همین حمله‌ها بودم. 00:52.010 --> 00:53.553 ‫کلی آدم بی‌گناه کشته شدن. 00:54.679 --> 00:58.099 ‫ولی بدتر از اون، رعب و وحشتش بود. 00:58.099 --> 01:00.060 ‫مردم نباید هیچ‌وقت انقدر بترسن. 01:01.978 --> 01:03.521 ‫اون‌موقع فکر می‌کردم مسیرم درسته، 01:03.521 --> 01:04.939 ‫ولی در واقع داشتم 01:04.939 --> 01:07.275 ‫توی مسیر غلطی حرکت می‌کردم، ‫داشتم از خانواده‌م دور می‌شدم. 01:07.275 --> 01:09.611 ‫برای همین دوباره با برادرم، مارکوس، ‫ارتباط برقرار کردم، 01:09.611 --> 01:11.988 ‫و اون بهم یادآوری کرد که می‌خوام چی‌کاره بشم. 01:11.988 --> 01:13.323 ‫من می‌خوام معمار بشم. 01:14.282 --> 01:16.576 ‫برای همینه که امروز این جلسه رو تشکیل دادیم. 01:16.576 --> 01:18.953 ‫چون ما یه شرکت تأسیس کردیم: «برادران استوارت». 01:19.829 --> 01:21.581 ‫شرکتی که پایه‌ش اعتباره، 01:21.581 --> 01:23.166 ‫اعتباری که حاصل ساختِ 01:23.166 --> 01:26.294 ‫اتاق‌های امنِ باکیفیت و نفوذناپذیره. ‫(پناهگاه در برابر حملات خارجی و وقایع طبیعی) 01:26.336 --> 01:28.755 ‫ولی توی یه اتاق امن فقط یه خانواده جا می‌شه. 01:28.755 --> 01:29.923 ‫تا اونجا که می‌دونم، 01:29.923 --> 01:32.509 ‫جمعیت «میدوی‌سیتی» چهار میلیون نفره. 01:32.509 --> 01:34.052 ‫یعنی باید مقیاس کار رو ببریم بالا. 01:34.803 --> 01:38.807 ‫این سازه در واقع یه ورزشگاه فوتبال زیرزمینیه. 01:39.307 --> 01:41.643 ‫در صورت وقوع حمله، این ظرفیت رو داره 01:41.643 --> 01:43.812 ‫که به ۲۰ هزار نفر پناه بده 01:43.812 --> 01:46.731 ‫و هوا، آب و غذای کافی رو تأمین کنه. 01:46.731 --> 01:49.442 ‫با پولی که دولت پیشاپیش داده... 01:50.860 --> 01:52.529 ‫می‌تونم ۴۰تا از اینا بسازم. 01:54.364 --> 01:56.574 ‫یعنی ۴۰تا کشتی نجات. 02:04.165 --> 02:05.708 ‫یه شایعه‌ای در مورد تو هست. 02:05.875 --> 02:07.127 ‫بفرمایید. 02:08.419 --> 02:10.755 ‫شنیدیم قرار بوده گرین لنترن باشی. 02:13.716 --> 02:16.678 ‫گرین لنترن هم بودم... ‫برای پنج دقیقه. 02:20.265 --> 02:21.891 ‫چقدر بلدی توی سلسله‌مراتب، 02:21.891 --> 02:23.852 ‫کارِت رو پیش ببری، آقای استوارت؟ 02:23.852 --> 02:25.353 ‫خب، من تفنگدار دریایی بودم، قربان. 02:25.687 --> 02:27.147 ‫ضمناً می‌تونید «جان» صدام کنید. 02:27.147 --> 02:28.773 ‫خب، بخت باهات یاره، جان. 02:29.315 --> 02:31.401 ‫درسته که حرف من توی شورای شهر خریدار داره، 02:31.401 --> 02:34.070 ‫ولی این ارتشه که کنترل پول دستشه. 02:34.070 --> 02:35.655 ‫اگه بتونی سرهنگ دریکات رو راضی کنی، 02:35.655 --> 02:37.073 ‫درست همون‌طور که منو راضی کردی، 02:37.073 --> 02:38.575 ‫می‌تونی تا آخر عمرت 02:38.575 --> 02:40.160 ‫هر چیزی که دلت خواست بسازی. 02:40.160 --> 02:41.369 ‫پایه‌ای؟ 02:41.369 --> 02:43.288 ‫صد البته. ‫تا تهش هستم، قربان. 02:43.454 --> 02:45.165 ‫پس بیا ردیفش کنیم، جان. 02:46.291 --> 02:48.209 ‫- ممنون، لطف کردید. ‫- ممنونم. 02:48.209 --> 02:50.336 ‫خیلی ممنون. ممنونم، قربان. 02:50.336 --> 02:51.796 ‫خیلی لطف کردید. 02:51.796 --> 02:53.006 ‫خسته نباشید. 02:53.965 --> 02:56.092 ‫بالأخره موفق شدی! 02:57.844 --> 02:59.888 ‫کارِت حرف نداشت، برگزیده. 02:59.888 --> 03:00.847 ‫[تماس بی‌پاسخ از برنادت] 03:00.847 --> 03:01.890 ‫جان؟ 03:03.057 --> 03:04.100 ‫مادرته. 03:11.941 --> 03:12.692 ‫چه خبر؟ 03:12.692 --> 03:14.777 ‫بعد این‌همه وقت فقط می‌گی «چه خبر»؟ 03:14.777 --> 03:17.238 ‫سلام، برنادت. حال بابا خوبه؟ 03:17.989 --> 03:19.365 ‫- حالش خوبه. ‫- پس چی شده؟ 03:19.741 --> 03:21.701 ‫هال جوردن می‌خواد عذرخواهی کنه. 03:25.163 --> 03:26.956 ‫الو؟ صدامو داری؟ 03:27.498 --> 03:28.708 ‫آره. 03:28.708 --> 03:30.627 ‫شنیدی چی گفتم؟ 03:31.711 --> 03:35.423 ‫آره، به نظر اومد داری می‌گی: ‫«هال جوردن می‌خواد عذرخواهی کنه». 03:35.757 --> 03:37.342 ‫اوهوم. 03:37.592 --> 03:41.012 ‫ولی اون آدم اهل معذرت‌خواهی نیست، ‫و من درک نمی‌کنم که... 03:41.012 --> 03:43.056 ‫تو از کجا می‌دونی چنین قصدی داره. 03:43.765 --> 03:44.849 ‫با هم حرف می‌زنیم. 03:47.435 --> 03:48.519 ‫چی؟ 03:49.520 --> 03:50.980 ‫گاهی با هم حرف می‌زنیم. 03:50.980 --> 03:52.398 ‫من و هال، ما با هم... 03:52.398 --> 03:53.900 ‫دوستیم. 03:53.900 --> 03:55.777 ‫طفلکی هیچ قوم و خویشی نداره. 03:55.777 --> 03:57.946 ‫وقتی زندان بود نیاز به یه هم‌صحبت داشت، 03:57.946 --> 03:59.989 ‫بعد از آزادی‌ش هم به صحبت‌هامون ادامه دادیم. 04:00.698 --> 04:02.367 ‫الان دیگه عوض شده. 04:02.742 --> 04:03.826 ‫پخته‌تر شده. 04:03.826 --> 04:05.161 ‫برگشته روشویل. 04:05.161 --> 04:06.788 ‫هر شب، اواخر شب، توی کافه شام می‌خوره، 04:06.788 --> 04:08.414 ‫پشیمونه و می‌خواد... 04:33.106 --> 04:34.691 ‫[کافه] 05:07.890 --> 05:09.142 ‫خیلی‌خب، بگو می‌شنوم. 05:22.905 --> 05:23.948 ‫چیو می‌شنوی؟ 05:23.948 --> 05:25.450 ‫عذرخواهیِ کوفتی‌ت رو دیگه. 05:28.494 --> 05:30.163 ‫نمی‌فهمم داری از چی حرف می‌زنی. 05:30.163 --> 05:31.748 ‫برنادت گفت اینجایی. 05:31.748 --> 05:33.374 ‫چرا مادرت رو به اسم کوچیک صدا می‌زنی؟ 05:33.374 --> 05:34.500 ‫واقعاً بی‌احترامیه. 05:34.500 --> 05:37.754 ‫اینکه تو با مادر من حرف می‌زنی ‫نهایت بی‌احترامیه، لامصب. 05:37.879 --> 05:40.673 ‫خب، اون ترجیح می‌ده با تو حرف بزنه، ‫ولی دلشو شکستی، مگه نه؟ 05:40.673 --> 05:41.758 ‫برو گمشو. 05:41.758 --> 05:43.634 ‫کِی انقدر بددهن شدی؟ 05:43.634 --> 05:45.678 ‫والا من ده سال توی زندان بودم، 05:45.678 --> 05:47.138 ‫اونجا هم انقدر فحش نمی‌دادن. 05:48.306 --> 05:50.808 ‫- چرا باید بهم دروغ بگه؟ ‫- چه‌می‌دونم. 05:51.351 --> 05:52.477 ‫ولی روابط خانوادگی شما 05:52.477 --> 05:54.479 ‫خیلی عجیبه، قبول نداری؟ 05:54.479 --> 05:55.563 ‫پنکیک می‌خوری؟ 05:55.563 --> 05:57.357 ‫نه، من پنکیک نمی‌خوام. 05:57.357 --> 05:59.901 ‫خیلی‌خب، این‌همه راه اومدی ‫برای عذرخواهی‌ای که قرار نیست بشنوی، 05:59.901 --> 06:01.944 ‫حداقل یه چیزی بخور. 06:03.321 --> 06:05.031 ‫آها، پس قرار نیست عذرخواهی کنی؟ 06:11.162 --> 06:12.455 ‫من تقصیرها رو گردن گرفتم. 06:13.873 --> 06:15.333 ‫حبسش رو هم کشیدم. 06:17.418 --> 06:18.795 ‫پس بی‌حساب شدیم. 06:19.879 --> 06:21.839 ‫نه، تو تقصیرها رو گردن نگرفتی. 06:23.341 --> 06:24.634 ‫مقصر بودی دیگه. 06:25.510 --> 06:27.428 ‫و یه عده آدم کشته شدن. 06:27.428 --> 06:30.890 ‫هنوز خیلی مونده تا با هم بی‌حساب بشیم. 06:42.860 --> 06:44.862 ‫اون معلم ورزش توی تلویزیون رو دیدی؟ 06:45.321 --> 06:47.323 ‫اون پانداها رو از چین تا کالیفرنیا 06:47.323 --> 06:49.075 ‫توی اون حباب جابه‌جا کرد. 06:49.117 --> 06:50.910 ‫به گمونم کسی بهش نگفته تجلی‌های ذهنی... 06:50.910 --> 06:52.787 ‫حتماً نباید انقدر سبز باشن، نه؟ 06:52.787 --> 06:55.790 ‫از اون خفاشه توی گاتهام هم اسکی رفته. 06:55.790 --> 06:58.334 ‫یه نورافکن گذاشته وسط همین شهر کوفتی 06:58.334 --> 07:00.044 ‫تا مردم بتونن خبرش کنن. 07:02.255 --> 07:03.631 ‫می‌دونی چی گفته؟ 07:05.216 --> 07:06.926 ‫گفته برای جبران اشتباهی بوده که ما کردیم. 07:06.926 --> 07:08.219 ‫اشتباهی که تو کردی. 07:13.975 --> 07:16.310 ‫فقط یه دونه قاتل سر این میز نَشِسته. 07:17.061 --> 07:18.563 ‫خودت اینو خوب می‌دونی، نه؟ 07:30.199 --> 07:31.451 ‫عجب! 07:32.410 --> 07:34.996 ‫علت اینکه با مادرت حرف نمی‌زنی همینه؟ 07:36.622 --> 07:38.291 ‫چون با خونی که ریختی مشکلی نداره؟ 07:39.500 --> 07:40.585 ‫ای بابا، جونیور. 07:41.085 --> 07:43.921 ‫چیزی که اون درکش نمی‌کنه، ‫رد کردن انگشتر بود. 07:44.547 --> 07:46.591 ‫ولی من دقیقاً می‌دونم چرا این کار رو کردی. 07:47.758 --> 07:49.635 ‫چون ترسیده بودی. 07:51.304 --> 07:52.430 ‫وحشت کرده بودی. 07:53.806 --> 07:55.683 ‫تا سر حد مرگ ترسیده... 08:01.105 --> 08:02.690 ‫تو هیچی نمی‌دونی. 08:13.784 --> 08:14.869 ‫جان! 08:17.580 --> 08:19.207 ‫به کسی نگو اینجا بودی. 08:20.583 --> 08:21.626 ‫خواهش می‌کنم. 08:22.585 --> 08:23.794 ‫به هیچ‌کس. 08:26.339 --> 08:28.049 ‫دیگه دور و بر خانوادۀ من پیدات نشه. 09:07.421 --> 09:09.423 ‫[کلانتر کین] 09:16.222 --> 09:17.348 ‫کری. 09:22.353 --> 09:23.396 ‫یا خدا... 09:24.063 --> 09:25.106 ‫مطمئنی؟ 09:28.776 --> 09:30.903 ‫آره، باشه. آممم... 09:32.697 --> 09:33.948 ‫آره، آره، من... 09:33.948 --> 09:35.866 ‫سریع خودمو می‌رسونم. 09:38.160 --> 09:39.787 ‫آره. فعلاً. 10:58.032 --> 10:59.825 ‫هیچ شاهدی نداریم. 10:59.825 --> 11:03.287 ‫دوربین‌های مداربسته هم ‫فقط روزهای مسابقه روشنه. 11:04.872 --> 11:08.000 ‫هر کی دماغش رو شکسته ‫احتمالاً همونم کُشته‌ش، ولی... 11:09.335 --> 11:11.962 ‫تک‌تک آدم‌های این شهر ‫می‌خواستن دماغش رو بشکنن. 11:15.800 --> 11:17.927 ‫- چیه؟ ‫- هیچی. 11:20.262 --> 11:22.807 ‫فقط اینکه هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم واقعاً بمیره. 11:24.684 --> 11:26.352 ‫نباید بهت زنگ می‌زدم. 11:27.728 --> 11:29.438 ‫می‌دونم میونه‌تون خوب نبود... 11:33.651 --> 11:35.945 ‫اینجا همه ازش متنفر بودن. 11:36.445 --> 11:37.613 ‫همه! 11:38.864 --> 11:40.616 ‫فقط می‌خواستم یه نفر دیگه کنارم باشه 11:40.616 --> 11:42.535 ‫که نسبت به مرگش بی‌تفاوت نباشه. 11:49.834 --> 11:51.919 ‫می‌دونی برای چی برگشته اینجا؟ 11:53.003 --> 11:54.088 ‫آره. 11:56.549 --> 11:58.050 ‫به‌خاطر من برگشت. 12:09.395 --> 12:12.523 ‫من و بیلی سه سالی می‌شد که جدا شده بودیم. 12:13.107 --> 12:15.151 ‫همه‌چی با یه نامۀ احمقانه شروع شد. 12:15.693 --> 12:17.069 ‫من جوابی ندادم، 12:17.069 --> 12:20.573 ‫ولی بعدش هال یه نامۀ دیگه نوشت، ‫و یکی دیگه. 12:20.573 --> 12:23.117 ‫حس کردم فقط در صورتی دست برمی‌داره 12:23.117 --> 12:26.287 ‫که جواب بدم و بهش بگم تمومش کنه. 12:26.287 --> 12:27.496 ‫همین‌طور هم شد. 12:29.039 --> 12:33.753 ‫بعد از آزادی‌ش، یهویی اومد اینجا. 12:34.503 --> 12:36.589 ‫گفت می‌خواد گذشته رو جبران کنه. 12:36.589 --> 12:39.925 ‫و هر روز می‌رفت درِ خونه‌ها رو می‌زد، 12:39.925 --> 12:42.470 ‫از مردم می‌پرسید کمکی می‌تونه بهشون بکنه یا نه. 12:42.470 --> 12:45.514 ‫براشون خرید می‌کرد، چمن‌ها رو می‌زد... 12:46.140 --> 12:49.226 ‫کلی بدوبیراه شنید و درها به روش کوبیده شد، 12:49.226 --> 12:51.729 ‫ولی بازم می‌رفت در می‌زد. 12:52.271 --> 12:53.481 ‫هر روز. 12:54.690 --> 12:58.944 ‫بهش می‌گفتم این کار بی‌فایده و احمقانه‌ست ولی... 13:01.697 --> 13:04.909 ‫ولی از نظر من قشنگ بود. 13:06.660 --> 13:08.788 ‫جلوی نوآ هیچ حرفی در موردش نزدم، 13:08.788 --> 13:10.873 ‫اصلاً بحثش مطرح نشد. 13:13.083 --> 13:15.586 ‫لابد خسته و هلاک شدی. 13:15.586 --> 13:19.423 ‫خب، حداقل کاری که می‌تونم بکنم ‫اینه که پیشنهاد بدم بیای روی کاناپۀ تخت‌خواب‌شوِ 13:19.423 --> 13:20.549 ‫توی خونۀ من بخوابی. 13:21.175 --> 13:22.468 ‫نه مرسی. 13:23.010 --> 13:24.178 ‫من... 13:24.720 --> 13:26.430 ‫می‌رم توی مسافرخونه می‌خوابم. 13:27.014 --> 13:29.725 ‫مسافرخونه با خاک یکسان شد، جان. 13:30.976 --> 13:32.728 ‫هیچ‌کس بازسازیش نکرد. 13:33.729 --> 13:35.481 ‫اونایی که تونستن، ول کردن رفتن. 13:35.481 --> 13:37.983 ‫بقیه هم موندن و ‫یه‌جوری با وضعیت کنار اومدن. 13:40.152 --> 13:41.529 ‫کری، متأسفم. 13:41.529 --> 13:43.280 ‫آره، می‌دونم. 13:44.949 --> 13:46.325 ‫هال هم متأسف بود. 13:50.329 --> 13:52.915 ‫توی شهر یه جایی رو اجاره کرده بود. 13:52.915 --> 13:56.085 ‫البته جای آن‌چنان لوکسی نیست، 13:56.085 --> 13:58.087 ‫ولی مجبورش می‌کردم ملافه‌ها رو عوض کنه. 14:01.590 --> 14:03.884 ‫فقط تحت هر شرایطی، از درِ پشتی برو. 15:01.609 --> 15:03.152 ‫امان از دست تو، جوردن. 15:34.683 --> 15:35.851 ‫ارل. 15:35.851 --> 15:36.977 ‫سلام رفیق. 15:41.398 --> 15:42.441 ‫سلام. 15:43.108 --> 15:44.318 ‫خوشحالم از دیدنت. 15:46.487 --> 15:48.238 ‫باشه، باشه، الان برات میارم. 15:52.743 --> 15:54.620 ‫[غذای ارل] 16:14.640 --> 16:16.558 ‫- جونم مارکوس. ‫- کجایی؟ 16:17.142 --> 16:19.061 ‫- روشویل. ‫- چی؟ 16:19.061 --> 16:20.896 ‫برای چی دوباره پا شدی رفتی اونجا؟ 16:20.896 --> 16:23.983 ‫بی‌خیال پسر، یه خبر خوب بهم بده. 16:23.983 --> 16:25.651 ‫جلسه با سرهنگ هماهنگ شد. 16:25.651 --> 16:26.819 ‫کِی؟ 16:27.361 --> 16:28.779 ‫جمعه. 16:28.779 --> 16:30.197 ‫اون صدای چیه دیگه؟ 16:30.197 --> 16:33.117 ‫دارم به گیاه هال جوردن غذا می‌دم. 16:33.117 --> 16:35.327 ‫جوردن؟ عجب! 16:35.828 --> 16:38.038 ‫فکر می‌کردم دور اون مسخره‌بازی‌ها رو خط کشیدی. 16:38.038 --> 16:39.707 ‫چرا برگشتی اونجا؟ 16:39.707 --> 16:40.958 ‫اون مُرده. 16:44.586 --> 16:46.171 ‫متأسفم، ارل. 16:47.840 --> 16:49.133 ‫چی؟ ارل کیه؟ 16:49.133 --> 16:50.926 ‫گیاه جوردنه. فکر کنم الان... 16:52.177 --> 16:53.679 ‫ناراحتش کردم. 16:55.556 --> 16:58.892 ‫برگرد شهر خودمون، پسر. ‫اونجا اصلاً برات خوب نیست. 16:58.892 --> 17:02.855 ‫آره، می‌دونم. ‫فقط دارم یه‌سری کارهای نصفه‌نیمه رو تموم می‌کنم. 17:03.022 --> 17:04.648 ‫برای این قضیه کلی زحمت کشیدیم. 17:04.648 --> 17:06.692 ‫دار و ندارِ توئه. 17:07.609 --> 17:10.446 ‫- حواست هست دیگه برگزیده؟ ‫- لطفاً منو این‌طوری صدا نزن. 17:12.322 --> 17:13.449 ‫ولی آره. 17:14.783 --> 17:15.909 ‫حواسم هست. 17:42.519 --> 17:43.520 ‫سلام. 17:44.730 --> 17:46.648 ‫می‌شه صبحونه مهمونت کنم؟ 17:46.648 --> 17:49.318 ‫کافه‌مون هنوزم بهترین قهوۀ کل ایالت رو داره. 17:50.069 --> 17:51.153 ‫عالیه. 17:52.029 --> 17:54.031 ‫[کافه] 18:00.579 --> 18:02.247 ‫کجا می‌شِست؟ 18:02.831 --> 18:05.292 ‫همون جای همیشگی، ‫تا هر کی وارد می‌شد رو ببینه. 18:05.959 --> 18:06.960 ‫شما چطور؟ 18:07.586 --> 18:08.837 ‫چی؟ 18:10.172 --> 18:11.298 ‫قهوه؟ 18:14.551 --> 18:16.011 ‫آره، حتماً. ممنون. 18:16.970 --> 18:20.432 ‫- پس تنها بوده؟ ‫- مگه همه‌مون تنها نیستیم، کلانتر؟ 18:26.396 --> 18:28.065 ‫چیزی میل داری بخوری، عزیز؟ 18:28.941 --> 18:31.777 ‫نه، همون قهوه عالیه. ممنون. 18:40.202 --> 18:41.245 ‫بپرس دیگه. 18:41.870 --> 18:42.871 ‫چیو؟ 18:43.956 --> 18:45.874 ‫بپرس من هال رو کشتم یا نه. 18:47.209 --> 18:49.169 ‫ما با هم نامزد کرده بودیم. 18:50.712 --> 18:53.423 ‫زنگ زدم بهت، ‫این‌همه راه کشوندمت اینجا، 18:53.423 --> 18:55.092 ‫یه خرده هم الکی اشک ریختم. 18:56.218 --> 18:58.720 ‫ترفند خیلی هوشمندانه‌ای ‫برای رفع سوءظن‌ـه. 18:59.763 --> 19:01.223 ‫می‌دونم تو نکُشتی‌ش. 19:02.432 --> 19:03.934 ‫از کجا انقدر مطمئنی؟ 19:04.643 --> 19:06.520 ‫رفتارهات واقعی‌تر از اونیه که الکی اشک بریزی. 19:16.488 --> 19:18.615 ‫پزشک قانونی توی سردخونه باهام کار داره. 19:19.199 --> 19:21.326 ‫همراه می‌خوای؟ من... 19:21.910 --> 19:23.203 ‫عاشق کالبدشکافی‌ام. 19:23.203 --> 19:25.956 ‫خیلی لطف داری ولی حرفت عجیب بود! 19:26.456 --> 19:28.167 ‫آخه تو یه شهروند عادی هستی. 19:28.167 --> 19:30.127 ‫بیا منو معاون خودت کن. 19:30.294 --> 19:31.420 ‫همین الان. 19:35.591 --> 19:38.969 ‫با اختیاراتی که به من داده شده، ‫رسماً معاونِ کوفتی‌م می‌شی! 19:38.969 --> 19:40.345 ‫تمام! 19:40.846 --> 19:42.431 ‫عجب آدم آشغالی بود. 19:43.473 --> 19:45.726 ‫می‌دونم با هم بودید. تسلیت می‌گم. 19:46.310 --> 19:48.020 ‫ولی خب، آشغال بود دیگه. 19:49.062 --> 19:50.522 ‫تو هم آدم آشغالی هستی. 19:50.981 --> 19:52.649 ‫بهتره همین اول کار تکلیف رو روشن کنم 19:52.691 --> 19:54.234 ‫تا برات سؤال نشه چرا بهت محل نمی‌ذارم. 19:54.234 --> 19:56.820 ‫نه... اتفاقاً ممنونم. ‫برای صداقتت. متشکرم. 19:57.404 --> 19:58.906 ‫صداقت من برات بد تموم می‌شه، رفیق. 19:58.906 --> 20:00.407 ‫بیتسی، می‌شه حاشیه نری؟ 20:00.407 --> 20:02.242 ‫همه‌چی واضح و مشخصه. ‫هیچ پیچیدگی‌ای نداره. 20:02.242 --> 20:03.535 ‫یه تیر به سرش خورده. 20:03.535 --> 20:05.078 ‫از فاصله نزدیک با کالیبر ۹ میلی‌متری. 20:05.078 --> 20:07.289 ‫- اسلحه‌ای پیدا کردید؟ ‫- نه. 20:08.165 --> 20:10.584 ‫تجمع خون نشون می‌ده جسد جابه‌جا نشده. 20:10.584 --> 20:12.252 ‫کار یکی از نزدیکانش بوده. 20:12.544 --> 20:14.713 ‫اولش گفتم شاید از پشت سر غافلگیرش کرده، 20:14.713 --> 20:17.424 ‫ولی مسیر گلوله از پیشونی ‫به سمت پشت جمجمه‌ست، 20:17.424 --> 20:19.760 ‫پس تیرانداز صاف‌صاف به صورتِ بی‌روحش نگاه می‌کرده. 20:20.010 --> 20:22.429 ‫- بی‌روح رو شوخی کردم. ‫- شکستگیِ بینی چی؟ 20:22.429 --> 20:24.640 ‫- مشت خورده؟ ‫- تشخیصش سخته. 20:24.640 --> 20:26.099 ‫ممکنه پنج دقیقه 20:26.099 --> 20:29.228 ‫یا حتی دو ساعت قبل از مرگش مشت خورده باشه. 20:29.728 --> 20:32.189 ‫در ضمن، هیچ نشانه‌ای ‫از مقاومت کردنش دیده نمی‌شه. 20:32.189 --> 20:34.024 ‫دست‌ها و بند انگشت‌هاش تمیزن. 20:34.024 --> 20:36.235 ‫ولی کسی که بهش ضربه زده، ‫شاید اثر خونش مونده باشه. 20:36.235 --> 20:40.405 ‫آره شاید. از بینی‌ش نمونه برداشتم، ‫فرستادم برای اف‌بی‌آی 20:40.405 --> 20:42.824 ‫تا هر خونی که مال خودش نیست رو آزمایش کنن. 20:42.824 --> 20:46.453 ‫آره، جوابش میاد؛ ‫حدوداً تا... چهار ماه دیگه! 20:46.453 --> 20:48.121 ‫بی‌خیال، بیتسی! 20:48.664 --> 20:50.791 ‫کلانتر، توی چارچوبِ کاری‌م ‫وظیفه‌م رو انجام دادم. 20:50.791 --> 20:54.461 ‫برای چی باید به این و اون رو بندازم ‫تا بفهمم کی نفله‌ش کرده؟ 20:56.380 --> 20:59.675 ‫- ببخشید. نباید... ‫- نه. طوری نیست، می‌فهمم. 21:01.551 --> 21:04.763 ‫نوآ جمعه قبل از بازی، ‫توی مراسم فارغ‌التحصیلی 21:04.763 --> 21:06.098 ‫دانشگاهش رو انتخاب می‌کنه. 21:06.098 --> 21:07.307 ‫این قضیه... 21:08.558 --> 21:09.768 ‫بدموقع پیش اومد. 21:11.228 --> 21:13.021 ‫به‌محض اینکه گواهی فوت رو امضا کنم، 21:13.021 --> 21:14.606 ‫خبر قتل همه‌جا درز پیدا می‌کنه. 21:14.606 --> 21:17.025 ‫خبرنگارها عاشق اینن که ‫یه مهره سوخته به قتل برسه. 21:17.025 --> 21:19.403 ‫مثل کَنه بهمون می‌چسبن و ول نمی‌کنن. 21:19.403 --> 21:22.155 ‫نمی‌تونم تشکیل پرونده رو چهار ماه عقب بندازم. 21:22.155 --> 21:23.448 ‫ولی تا دوشنبه می‌تونم لفتش بدم. 21:26.243 --> 21:27.244 ‫یکی طلبت. 21:28.161 --> 21:30.163 ‫به‌جاش جلوی همه ‫از تیم «هاسکرز» تعریف کن. 21:30.163 --> 21:31.915 ‫تکلیف اون چی می‌شه؟ جنازه رو می‌گم. 21:32.916 --> 21:34.626 ‫مگه نگفتم بهت محل نمی‌ذارم؟ 21:35.961 --> 21:39.131 ‫توی ویکی‌پدیا دیدم. ‫پدر و مادرش فوت شدن، بچه‌ای هم نداره. 21:39.131 --> 21:42.843 ‫نبودِ خویشاوند ‫یعنی جنازه رو می‌سوزونیم، 21:43.552 --> 21:45.846 ‫خاکسترش رو می‌ریزیم توی قوطی، ‫و اگه به من باشه... 21:45.846 --> 21:48.473 ‫مثل ماهی‌قرمزِ بچه‌م ‫میندازمش توی چاه توالت. 21:51.059 --> 21:54.563 ‫اینم چیزهایی که توی جیبش بود. ‫شب خوش و موفق باشید. 21:58.191 --> 22:00.193 ‫هی! بده‌ش به من. 22:08.327 --> 22:10.912 ‫آخه چطوری قراره بفهمیم این کلید به چی می‌خوره؟ 22:10.912 --> 22:14.041 ‫خب، می‌تونیم اموالش رو بگردیم، 22:14.041 --> 22:17.252 ‫نامه‌هاش رو بخونیم، گوشی‌ش رو هک کنیم 22:17.252 --> 22:19.546 ‫و رد آخرین جاهایی که رفته رو بزنیم، یا... 22:20.422 --> 22:21.340 ‫[قلعۀ انبارداری] 22:21.381 --> 22:23.300 ‫یه سر بریم سراغ «قلعۀ انبارداری»؟ 22:25.552 --> 22:27.554 ‫[کلانتریِ شهرستان شریدان] 22:36.772 --> 22:38.315 ‫این دیگه چه کوفتیه؟ 22:38.315 --> 22:39.816 ‫درود، هال جوردن. 22:39.816 --> 22:42.527 ‫برای دسترسی به محفظه، ‫لطفاً هویت خود را تأیید کنید. 22:44.488 --> 22:47.115 ‫خب، صداش رو توی گوشی‌ت داری؟ 22:47.657 --> 22:49.576 ‫چی؟ چرا؟ 22:49.576 --> 22:51.703 ‫این دستگاه برای باز شدن ‫صدای جوردن رو می‌خواد. 22:51.703 --> 22:54.623 ‫پیام صوتی‌ای ازش ذخیره داری؟ 23:08.428 --> 23:10.722 ‫خیلی‌خب، یافتم! یافتم! آماده‌ای؟ 23:10.722 --> 23:12.766 ‫«جیگرطلا». می‌دونم، می‌دونم، 23:12.766 --> 23:14.559 ‫حتی از «عزیزم» و «عشقم» هم لوس‌تره. 23:14.559 --> 23:16.520 ‫ولی ببین، توی اون آهنگ، طرف می‌گه: 23:16.520 --> 23:18.271 ‫«باهام راه بیا، دلمو نشکن»، 23:18.271 --> 23:20.315 ‫چون دختره خیلی آدم بدقلقیه. 23:20.315 --> 23:23.235 ‫پسره رو می‌پیچونه، غیبش می‌زنه، ‫پسره پای تلفن منتظر می‌مونه. 23:23.235 --> 23:25.904 ‫قشنگ جون به لبش می‌کنه. پس این تویی. 23:25.904 --> 23:27.656 ‫این دقیقاً وصف حال توئه. 23:27.656 --> 23:30.033 ‫آره، آره، می‌دونم، می‌دونم. ‫الان از این لقب متنفری، 23:30.033 --> 23:31.701 ‫ولی ببین، کم‌کم به دلت می‌شینه، 23:31.701 --> 23:33.078 ‫درست مثل خودم. 23:33.078 --> 23:37.457 ‫بگذریم، می‌دونم نوآ تمرین داره، پس... 23:37.457 --> 23:39.960 ‫ببین، اگه خواستی بیای پیشم ‫تا با هم بازی رو ببینیم و... 23:39.960 --> 23:42.003 ‫و... با هم پیتزا بخوریم، من... 23:42.629 --> 23:44.506 ‫خیلی خوشحال می‌شم، جیگرطلا. 23:44.506 --> 23:46.049 ‫خیلی‌خب، فعلاً خداحافظ. 23:47.342 --> 23:48.343 ‫ممنون. 23:48.343 --> 23:50.011 ‫صدای ضبط‌شده غیرقابل قبول است. 23:50.011 --> 23:51.930 ‫نیاز به الگوی صوتی زنده است. 23:51.930 --> 23:53.682 ‫در صورتی که هال جوردن نیستید، 23:53.682 --> 23:56.059 ‫مجدداً برای ورود به محفظه تلاش نکنید. 23:56.059 --> 23:58.437 ‫این اولین و آخرین اخطار شماست. 23:59.020 --> 24:00.230 ‫عجب! 24:08.405 --> 24:10.490 ‫امشب شام میای پیشمون؟ 24:10.490 --> 24:11.616 ‫ممنون، 24:11.616 --> 24:13.285 ‫فکر کنم بهتر باشه برم خونه 24:13.285 --> 24:15.203 ‫- چندتا تماس بگیرم. ‫- روم رو زمین نزن. 24:15.704 --> 24:17.289 ‫نوآ خیلی دوست داره ببینتت، 24:17.289 --> 24:19.666 ‫منم بهترین میتلف کل نبراسکا رو درست می‌کنم. 24:22.377 --> 24:24.671 ‫ای بابا. ‫تو گوشت نمی‌خوری! 24:24.671 --> 24:26.631 ‫اتفاقاً الان دیگه می‌خورم. 24:26.798 --> 24:28.758 ‫عالیه. ساعت ۷ می‌بینمت؟ 24:28.758 --> 24:30.177 ‫- آره. ‫- نوشیدنی هم بیار. 24:31.136 --> 24:32.137 ‫ممنونم. 24:33.555 --> 24:34.598 ‫آهای! 24:40.145 --> 24:41.354 ‫باید خاکش کنیم. 24:43.899 --> 24:44.983 ‫چی؟ 24:45.609 --> 24:46.902 ‫جوردن رو می‌گم. 24:47.486 --> 24:49.362 ‫من و اون با هم میونۀ خوبی... 24:50.572 --> 24:52.449 ‫ولی حقشه که یه... می‌دونی... 24:53.867 --> 24:56.786 ‫حرفم اینه که هر چی باشه ‫ماهی‌قرمز نیست! 25:01.124 --> 25:03.585 ‫مسئول سالن کفن‌ودفن ‫بابت یه ماجرایی بهم مدیونه. 25:04.127 --> 25:06.421 ‫پشت اونجا یه قبرستون قشنگ هست. 25:06.421 --> 25:09.257 ‫دنج و آروم. با کلی چمن سرسبز. 25:11.051 --> 25:13.386 ‫احتمالاً بتونم ردیفش کنم. 25:14.971 --> 25:16.139 ‫باشه. 25:16.973 --> 25:18.683 ‫- خیلی خوب می‌شه. ‫- اوهوم. 25:20.769 --> 25:23.271 ‫میتلف، ساعت ۷. 25:23.271 --> 25:25.023 ‫با نوشیدنی. 25:35.408 --> 25:36.451 ‫جان استوارت هستم. 25:36.451 --> 25:38.537 ‫سلام آقای استوارت. لیندا لاک‌هارت هستم، 25:38.537 --> 25:40.455 ‫معاون مدیریتِ آسایشگاهِ «کامفورت کوو». 25:40.455 --> 25:42.290 ‫پدرتون همین چند روز پیش اومدن اینجا ساکن شدن. 25:42.290 --> 25:44.459 ‫ایشون از اندازۀ پنجره‌های اتاقشون ناراضی‌ان. 25:44.459 --> 25:45.835 ‫با اینکه ما تلاشمون رو می‌کنیم 25:45.877 --> 25:48.964 ‫نیازهای ساکنان رو برآورده کنیم، ‫ولی یک‌سری دستورالعمل‌های ایمنی داریم. 25:48.964 --> 25:50.507 ‫لیندا خانم، اون الان پیش شماست؟ 25:50.507 --> 25:53.510 ‫بله، یه‌جورایی دارن اعتراض می‌کنن. ‫اصرار دارن حتماً... 25:53.510 --> 25:54.761 ‫بهش بگو باهام تلفنی حرف بزنه. 25:54.761 --> 25:57.305 ‫...با شما صحبت کنن. ‫می‌شه یه لحظه باهاشون صحبت کنید؟ 25:57.305 --> 25:58.515 ‫نه، اصلاً حرفش هم نزنید. 25:58.515 --> 25:59.724 ‫آقای استوارت، پدرتون می‌گن 25:59.724 --> 26:01.393 ‫بهتون بگم اگه باهاشون حرف نزنید... 26:01.393 --> 26:03.311 ‫بهش بگو همین الان ‫باید به مادرش زنگ بزنه. 26:03.311 --> 26:05.146 ‫چشم، الان بهشون می‌گم، قربان. 26:05.814 --> 26:07.607 ‫می‌گن اگه حاضر نشید باهاشون حرف بزنید، 26:07.607 --> 26:09.401 ‫براتون عواقب بدی داره. 26:11.987 --> 26:14.030 ‫هر عواقبی می‌خواد داشته باشه. 26:14.030 --> 26:16.283 ‫نه، نه، می‌شه گوشی رو بدی من؟ 26:30.088 --> 26:32.966 ‫[در تاریک‌ترین شب‌ها، ‫گرین لنترن را خبر کنید تا به کمک شما بیاید] 26:55.030 --> 26:56.865 ‫این چه کوفتیه دیگه؟ 27:01.036 --> 27:02.203 ‫هی، عوضی. 27:02.203 --> 27:03.622 ‫چه غلطی داری می‌کنی؟ 27:03.622 --> 27:05.040 ‫نه، مسخره‌ست، می‌دونم. 27:05.040 --> 27:08.001 ‫علامت خطرش رو ‫دقیقاً کنار بنای یادبود شما گذاشته. 27:08.001 --> 27:09.085 ‫اصلاً معنای قشنگی نداره. 27:09.085 --> 27:10.545 ‫اون چراغ‌خواب وامونده رو خاموش کن. 27:10.587 --> 27:12.422 ‫هی، منم زیاد دل خوشی ازش ندارم، خب؟ 27:12.422 --> 27:15.050 ‫اون دندونِ طلا خودش رسماً جنایت علیه بشریته. 27:15.050 --> 27:17.886 ‫پس باور کنید اگه چارۀ دیگه‌ای داشتم ‫قطعاً به این راه متوسل نمی‌شدم. 27:18.386 --> 27:19.596 ‫خاموشش کن. 27:20.430 --> 27:21.431 ‫جان؟ 27:24.059 --> 27:27.354 ‫یا خدا، جان استوارت! 27:27.354 --> 27:29.439 ‫بیلی، ظاهرت... 27:30.607 --> 27:31.900 ‫پسر، چطوری تو؟ 27:33.485 --> 27:35.362 ‫هی بیلی، بیا اینجا. 27:37.906 --> 27:40.158 ‫می‌شه به این دوستان بگی برن پی کارشون؟ 27:41.201 --> 27:42.827 ‫من می‌خواستم به گرین لنترن یه پیامی... 27:42.827 --> 27:45.121 ‫گرین لنترن اصلاً جایی توی این شهر نداره! 27:46.247 --> 27:47.874 ‫یعنی متوجه نشده بودی؟ 27:50.001 --> 27:51.795 ‫یه پیشنهادی دارم. من تا سه می‌شمرم. 27:52.462 --> 27:54.673 ‫اون‌وقت اگه اون کوفتی رو خاموش نکرده باشی 27:55.173 --> 27:57.425 ‫همه‌مون با هم تو رو خاموش می‌کنیم. 27:59.427 --> 28:01.388 ‫بی‌خیال بیلی، تو عاقل‌تر از این حرف‌هایی. 28:02.430 --> 28:03.807 ‫به فکر پسرت نوآ باش. 28:04.683 --> 28:06.893 ‫اسم پسرم رو به زبون نجست نیار! 28:08.061 --> 28:09.187 ‫یک... 28:13.233 --> 28:14.484 ‫دو... 28:16.277 --> 28:17.278 ‫سه. 28:41.886 --> 28:45.473 ‫حرفم اینه که کی دلش می‌خواد بره توی «اتاق امن»؟ 28:45.473 --> 28:48.393 ‫برای خواب می‌رن توی اتاق‌خواب، ‫برای استحمام می‌رن حموم. 28:48.393 --> 28:50.478 ‫- ممنون. ‫- برای آفتاب‌گرفتن می‌رن اتاق آفتاب‌گیر. 28:50.520 --> 28:51.438 ‫ولی اتاق امن آخه؟! 28:51.438 --> 28:55.024 ‫من از این راه نون درمیارم، ‫اون‌وقت دارین اذیتم می‌کنین؟ 28:55.024 --> 28:57.861 ‫- من اذیتت نکردم. ‫- نوآ، تو قضاوت کن. 28:57.861 --> 28:59.612 ‫چرا، دقیقاً داره اذیت‌تون می‌کنه، آقا. 28:59.612 --> 29:03.533 ‫ببین، مردم آرامش و امنیت می‌خوان، خب؟ 29:03.533 --> 29:05.368 ‫من امنیت رو می‌برم توی خونه‌های مردم. 29:05.368 --> 29:06.995 ‫۹۹ درصد مشتری‌های من 29:06.995 --> 29:08.747 ‫هیچ‌وقت لزومی نمی‌بینن که برن داخلش، 29:08.747 --> 29:10.331 ‫ولی فقط همین که می‌دونن وجود داره، 29:10.331 --> 29:12.250 ‫احساس امنیت رو بهشون القا می‌کنه، نه؟ 29:12.250 --> 29:15.336 ‫پس باید اسمش رو بذاری ‫«اتاق احساس امنیت». 29:16.463 --> 29:17.839 ‫مشتری‌هاتون کیا هستن؟ 29:17.839 --> 29:19.799 ‫همونایی که حدس می‌زنی؛ 29:19.799 --> 29:21.509 ‫آدم‌های زیادی پولدار. 29:22.260 --> 29:23.928 ‫سلبریتی‌ها، سناتورها. 29:23.928 --> 29:27.056 ‫عه! نوآ هم می‌خواد سناتور بشه. 29:27.056 --> 29:28.892 ‫- مامان، بی‌خیال. ‫- البته به‌عنوان پله‌ای... 29:28.892 --> 29:30.560 ‫برای رسیدن به ریاست‌جمهوری. 29:30.560 --> 29:33.021 ‫- اوه! جدی؟ ‫- آره، از سیاست خوشم میاد. 29:33.021 --> 29:36.691 ‫بعد از اتفاقی که اینجا افتاد، ‫نوآ به سازمان مدیریت بحران نامه نوشت 29:36.691 --> 29:40.361 ‫تا بیان مدرسه رو بازسازی کنن، ‫انقدر نامه داد و پیگیری کرد 29:40.361 --> 29:42.906 ‫تا بالأخره اومدن و درستش کردن. 29:42.906 --> 29:44.407 ‫رهبری و ریاست توی خون‌شه. 29:44.407 --> 29:46.117 ‫- مامان لطفاً! ‫- چیه؟ 29:46.117 --> 29:48.578 ‫حق دارم از تک‌فرزندم تعریف کنم. 29:49.579 --> 29:52.207 ‫در ضمن، قطعاً حق دارم ‫سر به سر بقیه بذارم و اذیتشون کنم. 29:52.207 --> 29:53.833 ‫دیدی؟ چی گفتم؟ می‌دونستم! 29:53.833 --> 29:55.293 ‫خوب فهمیده بودین. 30:03.760 --> 30:04.928 ‫سلام خواکین. 30:10.975 --> 30:13.061 ‫باشه، ممنون. 30:13.937 --> 30:15.271 ‫زود خودمو می‌رسونم. 30:19.359 --> 30:21.653 ‫حال لایلا هم خوبه، ممنون که پرسیدی. 30:21.653 --> 30:24.489 ‫نوآ، می‌شه بری توی اتاقت لطفاً؟ 30:24.489 --> 30:26.366 ‫چی؟ چرا؟ مگه چی شده؟ 30:26.366 --> 30:28.535 ‫می‌شه بری بالا و چیزی نپرسی لطفاً؟ 30:29.077 --> 30:30.537 ‫من و جان باید حرف بزنیم. 30:31.663 --> 30:33.790 ‫- دربارۀ هال جوردن؟ ‫- برو بالا. 30:33.790 --> 30:35.416 ‫می‌دونی که لازم نیست هی وانمود کنی 30:35.416 --> 30:36.668 ‫از کشته شدنش ناراحت نیستی؟ 30:36.668 --> 30:38.461 ‫مامان، ما رو خر فرض نکن، خب؟ 30:38.461 --> 30:40.004 ‫- نوآ... ‫- می‌دونم با هم بودین. 30:40.004 --> 30:41.381 ‫فکر کنم بهتر باشه من برم. 30:41.381 --> 30:43.341 ‫تو تازگی به شوهر سابق من حمله کردی؟ 30:44.425 --> 30:46.177 ‫نه، فقط جلوش از خودم دفاع کردم. 30:46.177 --> 30:49.430 ‫- بابای منو زدی؟ ‫- نه، من... ببین، به خدا... 30:49.430 --> 30:51.140 ‫- با اون حرف نزن، با من حرف بزن. ‫- ریختن سرم. 30:51.140 --> 30:52.976 ‫- من فقط از خودم دفاع کردم. ‫- چه مرگته جان؟! 30:52.976 --> 30:54.853 ‫چهار نفر ریختن سرت، بعدش چی شد؟ 30:54.853 --> 30:57.939 ‫- تو راه رفتی نوشیدنی خریدی؟ ‫- خب، با بیلی پنج نفر بودن. 30:57.939 --> 30:59.566 ‫و اینکه نوشیدنی رو قبلش خریده بودم... 30:59.566 --> 31:01.734 ‫باید بریم. کُتت رو بردار. 31:10.159 --> 31:13.162 ‫- واقعاً لازم بود این کار رو بکنی؟ ‫- انقدر ساده نباش. 31:13.162 --> 31:15.498 ‫چشم کل شهر به منه، جان. 31:15.498 --> 31:16.958 ‫خودت باید می‌اومدی بهم می‌گفتی. 31:16.958 --> 31:19.127 ‫اون‌وقت بازم سر از اینجا درمی‌آوردم. 31:19.127 --> 31:20.837 ‫از کجا معلوم؟ 31:20.962 --> 31:23.298 ‫خیلی‌خب. حالا کی ساده‌ست؟ 31:23.882 --> 31:26.259 ‫می‌دونی چیه؟ دارم ازت مراقبت می‌کنم. 31:26.259 --> 31:28.928 ‫هر مرگت که هست، ‫بگیر بخواب تا از سرت بپره. 31:35.351 --> 31:36.436 ‫لوپز. 31:36.978 --> 31:38.438 ‫بذار تماسم رو بگیرم، رفیق. 31:40.315 --> 31:42.567 ‫- کلاً نباید برمی‌گشتی. ‫- آره، گل گفتی. 31:47.238 --> 31:48.281 ‫فقط یه تماس. 32:03.504 --> 32:05.590 ‫تو رو خدا بگو داری برمی‌گردی. 32:05.590 --> 32:07.717 ‫آدمای سرهنگ هر لحظه ممکنه زنگ بزنن. 32:07.884 --> 32:09.677 ‫باید برام پول وثیقه واریز کنی. 32:10.595 --> 32:12.931 ‫چی رو باید چی‌کار کنم؟! 32:12.931 --> 32:14.599 ‫شنیدی چی گفتم، مارکوس. 32:15.391 --> 32:17.060 ‫می‌خواستم بپرسم داری شوخی می‌کنی یا نه، 32:17.060 --> 32:18.895 ‫ولی اون برای وقتیه که طرف بلد باشه شوخی کنه. 32:18.937 --> 32:20.313 ‫ببین، کارت اعتباری قبول نمی‌کنن، 32:20.313 --> 32:22.190 ‫برای همین باید از حساب شرکت واریزش کنی. 32:22.190 --> 32:23.358 ‫فردا صبح زود! 32:23.358 --> 32:25.026 ‫قراره صلاحیتمون رو بررسی کنن. 32:25.026 --> 32:27.403 ‫ارزیابی می‌کنن، جان! نباید سابقۀ بازداشت داشته باشی. 32:27.403 --> 32:28.821 ‫معلوم هست اونجا چه خبره؟ 32:28.821 --> 32:30.573 ‫گوش کن، همه‌چی تحت کنترله. حواسم هست. 32:30.573 --> 32:32.241 ‫فقط پولو واریز کن، خب؟ 32:33.743 --> 32:35.078 ‫وثیقه که پرداخت شد، 32:35.078 --> 32:37.038 ‫بی‌معطلی برمی‌گردی اینجا. شیرفهم شد؟ 32:37.038 --> 32:38.206 ‫باشه حله. 32:42.669 --> 32:45.546 ‫[کلانتریِ شهرستان شریدان] 32:59.727 --> 33:00.979 ‫احضارم کرده بودی؟ 33:01.980 --> 33:03.690 ‫گاردنر، اون کوفتی رو خاموش کن. 33:04.691 --> 33:07.026 ‫- چطوری استوارت؟ ‫- سلام. چه خبر؟ 33:08.528 --> 33:10.154 ‫می‌خوای یه چیز خیلی عجیب بشنوی؟ 33:10.154 --> 33:11.364 ‫آره. 33:11.364 --> 33:13.950 ‫اولین باری که هال جوردن رو دیدم، ‫اونم توی زندان بود. 33:14.534 --> 33:17.537 ‫البته این بازداشتگاهه. ‫اون زندان فدرال بود. 33:17.537 --> 33:19.956 ‫جای باحالی بود، زمین پیکل‌بال هم داشت. 33:20.665 --> 33:23.793 ‫خلاصه، رفتم اونجا تا بهش... ‫ادای احترام کنم. 33:23.793 --> 33:25.211 ‫می‌دونی، تا حالا همو ندیده بودیم. 33:25.211 --> 33:27.380 ‫بعد از اون افتضاح بزرگی که... 33:28.006 --> 33:30.675 ‫دوتایی به بار آوردید، افتاد زندان. 33:30.675 --> 33:33.011 ‫در ضمن، حسابی اعتبار گرین لنترن رو خراب کرد. 33:33.011 --> 33:37.348 ‫ولی ازش پرسیدم، چون رسم معرفت بود، 33:37.849 --> 33:39.517 ‫که پند و نصیحتی برام داره یا نه. 33:39.517 --> 33:40.977 ‫می‌دونی بهم چی گفت؟ 33:40.977 --> 33:42.520 ‫نه، چی گفت؟ 33:42.520 --> 33:44.147 ‫«برو طناب‌بازیت رو بکن.» 33:46.024 --> 33:49.444 ‫- چون معلم ورزش بودی. ‫- نه، چون آدم عوضی‌ای بود. 33:49.444 --> 33:52.405 ‫- در ضمن، من مدیر ورزشی بودم. ‫- ببخشید. 33:53.239 --> 33:55.116 ‫خب، «گای»، 33:55.116 --> 33:56.868 ‫آقای مدیر ورزشی، 33:56.868 --> 33:58.453 ‫اون عوضی مُرده. 34:00.705 --> 34:01.539 ‫چطوری؟ 34:01.539 --> 34:02.874 ‫یه نفر تیر زده توی سرش. 34:02.874 --> 34:03.958 ‫یا خدا. 34:08.129 --> 34:09.047 ‫خب... 34:10.506 --> 34:14.177 ‫ببین، متوجهم که چرا چراغ منو روشن کردی، ولی خب... 34:15.136 --> 34:18.556 ‫نمی‌تونم توی حل این معمای قتل کمکت کنم. ‫آخه... 34:20.349 --> 34:21.601 ‫وجهۀ خوبی نداره. 34:23.019 --> 34:25.563 ‫می‌دونی، اصلاً برای این خبرت نکردم بیای. 34:28.441 --> 34:30.068 ‫قراره مراسم خاکسپاری بگیریم، 34:30.610 --> 34:31.736 ‫فردا بعدازظهر. 34:31.736 --> 34:34.197 ‫جوردن باید با لباس رسمی و انگشتر‌ش دفن بشه. 34:35.198 --> 34:38.034 ‫- همچین چیزی رسم نیست. ‫- چی رسم نیست، گای؟ 34:38.034 --> 34:41.287 ‫همین قضیۀ لباس و انگشتر. 34:41.287 --> 34:43.539 ‫این مسخره‌بازی‌ها مال ارتشه. ‫لنترن‌ها از این کارها نمی‌کنن. 34:43.581 --> 34:44.791 ‫اون اولین لنترنِ زمینه. 34:44.832 --> 34:46.542 ‫هر کاری دلمون بخواد می‌تونیم بکنیم. 34:46.542 --> 34:48.336 ‫برات یه انگشتر جدید ساختن، درسته؟ 34:48.336 --> 34:49.962 ‫این یعنی انگشتر جوردن از رده خارج شده. 34:49.962 --> 34:52.924 ‫آره، «نگهبانان» اون کوفتی رو ‫یه جایی توی «اوآ» نگهداری می‌کنن. 34:52.924 --> 34:54.884 ‫نمی‌تونم پرواز کنم برم اونجا یه انگشتر بیارم. 34:55.468 --> 34:58.721 ‫آهان. خب چرا از اول همینو نگفتی؟ 34:59.472 --> 35:01.849 ‫می‌ترسی برات دردسر بشه. اشکالی نداره. 35:01.849 --> 35:03.935 ‫- گمشو بابا. ‫- بی‌معرفت، تو مدیون منی. 35:11.234 --> 35:15.113 ‫گای، هر چی که الان داری ‫به‌خاطر اینه که من قبول نکردم. 35:28.501 --> 35:30.044 ‫شنیدی توی «اسپزکابان» چی شده؟ 35:30.044 --> 35:33.297 ‫- «اسپزکابان» دیگه کدوم قبرستونیه؟ ‫- آزکابان فضاییه. 35:33.297 --> 35:36.300 ‫جاییه که نگهبانان، ‫تمام وحشی‌های خطرناکِ کهکشان رو 35:36.342 --> 35:37.677 ‫میندازن اونجا. 35:38.928 --> 35:40.346 ‫یه نفر سینسترو رو فراری داده. 35:41.139 --> 35:42.473 ‫- نه بابا. ‫- آره. 35:43.266 --> 35:45.268 ‫در حالت عادی می‌گفتیم مظنون اصلی جوردنه، ولی... 35:45.268 --> 35:46.686 ‫عذرش موجه بود 35:46.727 --> 35:48.563 ‫چون روی کرۀ زمین، گوشۀ زندان بود. 35:49.522 --> 35:52.358 ‫انگار این چرخه هِی داره تکرار می‌شه. 35:57.947 --> 35:59.240 ‫کمکم می‌کنی یا نه؟ 35:59.240 --> 36:00.825 ‫باشه، حالا فکرهام رو بکنم. 36:09.500 --> 36:10.710 ‫بی‌شرف. 36:15.131 --> 36:16.132 ‫وثیقه پرداخت شد. 36:16.924 --> 36:19.093 ‫کلانتر ماشینت رو آورد جلوی ساختمون. 36:20.469 --> 36:21.554 ‫و... 36:23.973 --> 36:25.892 ‫باتریش تموم شده. ‫باید خاموشش می‌کردی. 36:26.851 --> 36:27.894 ‫آره. 36:47.455 --> 36:49.582 ‫[تماس‌های بی‌پاسخ ‫از مارکوس و برنادت و کامفورت کوو] 36:54.754 --> 36:56.005 ‫[صندوق پیام‌های صوتی] 36:56.005 --> 36:57.131 ‫[برنادت] 36:57.798 --> 37:00.134 ‫می‌دونم از دستم عصبانی هستی که بهت دروغ گفتم، 37:00.134 --> 37:02.595 ‫ولی می‌دونم هال می‌خواست عذرخواهی کنه. 37:02.595 --> 37:05.431 ‫من اون دروغ رو گفتم ‫چون هم به صلاح تو بود، هم اون. 37:05.431 --> 37:07.767 ‫آخرین باری که باهاش حرف زدم ‫نگران به نظر می‌رسید. 37:07.767 --> 37:10.102 ‫الان اونجایی؟ باهام تماس بگیر. 37:11.103 --> 37:12.813 ‫جان، هر وقت تونستی یه زنگ بهم بزن. 37:12.813 --> 37:15.650 ‫جلسه امشبه. سرهنگ می‌گه یا الان یا هیچ‌وقت. 37:15.650 --> 37:17.777 ‫خدا کنه همین الان تو راه برگشت باشی. 37:17.777 --> 37:19.320 ‫لطفاً بهم زنگ بزن. 37:20.154 --> 37:22.073 ‫آقای استوارت، لیندا لاک‌هارت هستم 37:22.073 --> 37:23.241 ‫از «کامفورت کوو». 37:23.241 --> 37:26.285 ‫پدرتون همین الان با سلاح کُلت ‫به پنجرۀ اتاقش شلیک کرد. 37:26.285 --> 37:29.914 ‫حمل سلاح گرم اکیداً ممنوعه ‫و نقض قوانین ما محسوب می‌شه. 37:29.914 --> 37:32.625 ‫اگه تا پایان امروز کسی نیاد دنبالش، 37:32.625 --> 37:35.044 ‫مجبوریم پلیس رو خبر کنیم. 37:36.170 --> 37:37.088 ‫[کامفورت کوو] 37:37.088 --> 37:38.130 ‫[آرون] 37:38.172 --> 37:39.215 ‫[در حال تماس] 37:42.009 --> 37:43.552 ‫برای چی زنگ زدی، برگزیده؟ 37:44.387 --> 37:46.347 ‫بابا رو از خانۀ سالمندان اخراج کردن. 37:46.347 --> 37:47.765 ‫یه نفر باید بره تحویلش بگیره، 37:47.765 --> 37:48.933 ‫اونم همین الان. 37:48.933 --> 37:50.643 ‫نه داداش کوچیکه، بدموقعست. 37:50.643 --> 37:52.561 ‫من الان استودیو هستم. باید به مارکوس زنگ بزنی. 37:52.561 --> 37:53.604 ‫مارکوس سرش شلوغه. 37:53.604 --> 37:55.064 ‫آره، سرش با کارهای تو گرمه. 37:55.064 --> 37:56.399 ‫آرون، الان وقت این حرف‌ها نیست. 37:56.399 --> 37:58.526 ‫بابا هم این کارها رو می‌کنه ‫که توجه تو رو جلب کنه. 37:58.526 --> 37:59.735 ‫همه‌چی فقط برای توئه. 37:59.735 --> 38:01.988 ‫- همیشه همین بوده، بازم همینه. ‫- دادا... 38:04.490 --> 38:06.367 ‫می‌دونی چیه؟ خیلی‌خب، باشه. 38:06.367 --> 38:08.327 ‫اگه دیگه نمی‌خوای هیچ لطفی در حق من بکنی، 38:08.327 --> 38:09.912 ‫منم دیگه کاری برات نمی‌کنم. 38:09.912 --> 38:11.539 ‫الان منظورت چی بود دقیقاً؟ 38:11.539 --> 38:13.374 ‫چیه؟ می‌خوای ببینی چی می‌شه؟ 38:13.374 --> 38:16.419 ‫یا ترجیح می‌دی اون آلبومی رو ‫که تمام خرجش رو من می‌دم بذاری برای یه وقت دیگه 38:16.460 --> 38:17.545 ‫و بری به پدرت برسی؟ 38:17.586 --> 38:18.796 ‫پدرمون! 38:18.796 --> 38:21.507 ‫کسی که کل زندگی‌ش رو به پای تو سوزوند، برگزیده! 38:21.507 --> 38:24.051 ‫برای همینه که رسیدگی به اون وظیفۀ توئه. 38:24.051 --> 38:25.720 ‫آره. می‌دونی چیه؟ حق با توئه. 38:26.429 --> 38:28.264 ‫کاملاً حق داری. رسیدگی به اون با منه. 38:29.223 --> 38:30.599 ‫ولی رسیدگی به تو نه. 38:30.808 --> 38:32.226 ‫[آرون] 38:32.518 --> 38:34.937 ‫- تا کِی وقت دارم برم دنبالش؟ ‫- همین الان، آرون! 38:45.197 --> 38:46.824 ‫سلام، جذاب. 38:48.117 --> 38:50.202 ‫یه فنجون قهوه برام می‌ریزی؟ 38:55.624 --> 38:56.792 ‫ساعت قشنگیه. 38:59.211 --> 39:00.963 ‫یه‌جورایی خورهٔ ساعتم. 39:01.797 --> 39:04.008 ‫یه‌بار توی یه تحقیق خوندم ‫اونایی که ساعت می‌بندن 39:04.008 --> 39:06.844 ‫وظیفه‌شناس‌تر از آدم‌های عادی هستن. 39:07.345 --> 39:11.766 ‫می‌دونی، آدم‌های صادق، با‌شرف و با‌وجدانی هستن. 39:13.142 --> 39:15.853 ‫برای همین بود که توی کافه زیرآبم رو نزدی. 39:15.853 --> 39:17.730 ‫زود دوزاریت می‌افته. 39:17.730 --> 39:19.732 ‫بی‌خود نیست معمارِ کله‌گُنده‌ای شدی. 39:22.777 --> 39:24.111 ‫من جوردن رو نکشتم. 39:24.945 --> 39:27.114 ‫پس چرا به کلانتر نگفتی رفتی پیشش؟ 39:27.114 --> 39:28.449 ‫چون این شهر از من متنفره، 39:28.449 --> 39:31.452 ‫چون خودش بهم گفت به هیچ‌کس چیزی نگم، 39:31.452 --> 39:32.745 ‫ولی مهم‌تر از همه، 39:33.371 --> 39:36.040 ‫چون من یه مرد سیاه‌پوست ‫توی یه منطقۀ روستایی نبراسکام. 39:36.040 --> 39:39.001 ‫بی‌خیال، جان! ما که نژادپرست نیستیم. 39:39.752 --> 39:40.586 ‫باشه. 39:40.586 --> 39:42.213 ‫دوتا دلیل اولت منطقی بودن. 39:42.213 --> 39:43.714 ‫چی می‌خوای، «مگی»؟ 39:46.926 --> 39:54.058 ‫غرامت، به مبلغِ ۳۱۴ هزار و ۵۳۶ دلار و ۲۷ سِنت. 39:55.184 --> 39:56.227 ‫چقدر دقیق! 39:56.227 --> 40:03.818 ‫این تا قرونِ آخرِ خسارتیه که تو ‫و همکار مرحومت به خونه و زندگی من زدین. 40:03.859 --> 40:05.069 ‫البته با سودش. 40:05.069 --> 40:06.779 ‫اون‌موقع اینجا بودی؟ 40:08.114 --> 40:09.698 ‫نُه سالم بود. 40:12.076 --> 40:13.160 ‫متأسفم. 40:15.830 --> 40:17.331 ‫می‌دونی، توی اون روز نحس 40:17.331 --> 40:19.041 ‫دقیقاً همین حرف رو بهم زدی. 40:20.793 --> 40:22.962 ‫واقعاً منو یادت نمیاد، نه جان؟ 40:28.050 --> 40:30.636 ‫۳۱۴ هزار و ۵۳۶ دلار 40:30.636 --> 40:31.846 ‫و ۲۷ سِنت. 40:31.846 --> 40:33.514 ‫ساعتت رو هم بذار روش. 40:33.514 --> 40:34.932 ‫تا فردا شب ساعت دوازده وقت داری، 40:34.932 --> 40:36.642 ‫وگرنه همه‌چی رو به کلانتر می‌گم. 40:53.617 --> 40:55.369 ‫سلام آقای استوارت. بدموقع مزاحم شدم؟ 40:55.369 --> 40:58.247 ‫نه، اصلاً. همه‌چی روبه‌راهه؟ 40:58.247 --> 40:59.665 ‫داشتم می‌رفتم مدرسه. 40:59.665 --> 41:01.000 ‫گفتم شاید برای خاکسپاری 41:01.000 --> 41:03.002 ‫لباس مناسب لازم داشته باشید. 41:03.002 --> 41:05.546 ‫خیلی لطف کردی نوآ، ممنون. 41:06.755 --> 41:08.883 ‫قهرمان، تصمیم گرفتی کجا بری؟ 41:09.675 --> 41:11.385 ‫به هیچ‌کی نمی‌گم. 41:11.385 --> 41:13.554 ‫خدایا، فقط کاش این هفته تموم شه. 41:13.554 --> 41:15.014 ‫خیلی ازت انتظار دارن، آره؟ 41:15.806 --> 41:16.891 ‫بله، آقا. 41:17.183 --> 41:19.977 ‫تنها معیاری که باید بهش برسی، ‫همونیه که خودت برای خودت تعیین می‌کنی. 41:19.977 --> 41:21.145 ‫معیار بقیه اصلاً مهم نیست. 41:21.520 --> 41:24.315 ‫- واقعاً نظرتون همینه؟ ‫- نه، معلومه که نه. 41:25.232 --> 41:27.610 ‫فقط می‌خوام مسیر برات راحت‌تر ‫از چیزی بشه که برای من بود. 41:27.610 --> 41:29.862 ‫ولی الان دیگه از زندگی‌تون راضی‌اید، مگه نه؟ 41:31.489 --> 41:32.490 ‫صد درصد. 41:35.159 --> 41:36.285 ‫من دیگه باید برم. 41:37.411 --> 41:39.121 ‫توی خاکسپاری می‌بینمت؟ 41:39.914 --> 41:41.040 ‫اگه بیام جوّ عجیبی می‌شه. 41:41.040 --> 41:43.209 ‫مامانم هنوز دربارۀ عشق‌شون باهام حرف نزده. 41:43.209 --> 41:45.211 ‫بابام هم که طبیعتاً از اون مَرد متنفره. 41:45.211 --> 41:46.879 ‫درسته. بیلی. 41:48.255 --> 41:51.217 ‫راستی دربارۀ اون قضیه... ‫عذر می‌خوام. 41:51.217 --> 41:53.552 ‫نه بابا. احتمالاً حقش بوده. 42:32.174 --> 42:33.842 ‫اگه نگهبانان از این قضیه بو ببرن، 42:33.842 --> 42:35.636 ‫با اولین پرتو تبعید می‌شم به «ناحیۀ اشباح». 42:35.636 --> 42:37.638 ‫خب، یه نگاه به دور و برت بنداز گاردنر. 42:37.638 --> 42:39.598 ‫وقتی این پایین هیچ‌کی به جوردن اهمیت نمی‌ده، 42:39.598 --> 42:41.141 ‫اون بالا هم ککِ هیچ‌کی نمی‌گزه. 42:41.642 --> 42:42.851 ‫آره خب... 42:43.644 --> 42:45.521 ‫لباسه سایز تو نیست، ‫انگشتره هم از کار افتاده، 42:45.563 --> 42:46.647 ‫پس به خودت زحمت نده. 42:46.647 --> 42:48.440 ‫منو چه‌جور آدم مریض و روانی‌ای می‌بینی؟ 42:48.440 --> 42:50.067 ‫از اون روانی‌هایی که خوب بلدن 42:50.067 --> 42:51.610 ‫مریض بودنشون رو قایم کنن. 42:51.610 --> 42:54.780 ‫- نمی‌مونی؟ ‫- نه، ادای احترامم رو کردم. 42:54.780 --> 42:57.408 ‫- تازه بگذریم از اینکه... ‫- وجهۀ خوبی نداره. 43:00.202 --> 43:01.704 ‫حسابمون صاف شد، استوئی. 43:11.589 --> 43:12.715 ‫عوضی. 43:16.176 --> 43:17.303 ‫مارکوس. 43:17.303 --> 43:18.929 ‫تو رو خدا بگو که رسیدی خونه. 43:18.929 --> 43:20.639 ‫ببین، نمی‌رسم بیام، 43:20.639 --> 43:22.182 ‫ولی بازم می‌تونم قرارداد رو ببندم، خب؟ 43:22.182 --> 43:25.352 ‫فقط برو سر جلسه، ‫گوشی رو بده دست دریکات، خب؟ 43:25.352 --> 43:27.187 ‫می‌خوای این معامله جوش بخوره یا نه؟ 43:27.187 --> 43:28.439 ‫بیشتر از هر چیزی. 43:28.439 --> 43:29.398 ‫مطمئنی داداش؟ 43:29.398 --> 43:31.317 ‫چون قبلاً هم یه‌سری چیزها رو ‫بیشتر از هر چیزی می‌خواستی، 43:31.358 --> 43:33.652 ‫- ولی دیدیم تهش چی شد. ‫- ببین، اون اصلاً قسمت من نبود. 43:33.652 --> 43:34.820 ‫ولی این یکی هست. 43:35.112 --> 43:37.197 ‫- از پسش برمیای؟ ‫- معلومه. 43:37.698 --> 43:39.450 ‫نه داداش، می‌خوام از زبون خودت بشنوم. 43:39.450 --> 43:41.243 ‫مارکوس، از پسش برمیام. 43:42.286 --> 43:44.955 ‫شانس آوردی که معتقدم ‫آدم بااستعدادی هستی. 43:44.955 --> 43:47.625 ‫خیلی می‌خوامت، داداش. فعلاً. 43:49.209 --> 43:50.961 ‫ببخشید، شما جان هستید؟ 43:51.712 --> 43:53.756 ‫- کارول فریس، سلام. ‫- سلام. 43:53.756 --> 43:56.050 ‫سلام. ‫از کجا می‌دونستی باید بیای اینجا؟ 43:56.050 --> 43:58.010 ‫کلانتر کین بهم خبر داد. 43:58.010 --> 44:01.138 ‫می‌دونست من و هال ‫یه زمان با هم در ارتباط بودیم. 44:01.138 --> 44:04.558 ‫- تو دوستش بودی؟ ‫- نه... نمی‌شه گفت «دوست». 44:04.558 --> 44:06.226 ‫آره، جای تعجب نداره. 44:06.226 --> 44:09.104 ‫تنها رفاقتی که براش موندگار شد، ‫همون انگشتر توی دستش بود. 44:10.397 --> 44:12.483 ‫امیدوار بودم بتونم راضی‌ت کنم 44:12.483 --> 44:14.401 ‫متن یادبود رو بخونی. 44:14.401 --> 44:16.445 ‫حق داری بهم بگی «برو گمشو» 44:16.445 --> 44:20.616 ‫ولی این متن یه جسارت خاصی می‌خواد 44:20.616 --> 44:22.701 ‫که فکر نکنم از پسش بربیام. 44:23.661 --> 44:26.121 ‫آره، برو گمشو، کارول. 44:28.290 --> 44:30.000 ‫شرط می‌بندم ازت خوشش می‌اومده، جان. 44:31.710 --> 44:33.712 ‫و شرط می‌بندم هیچ‌وقت اینو به زبون نیاورده. 44:36.965 --> 44:40.928 ‫خب، سعی می‌کنم حق مطلبِ متنت رو ادا کنم. 44:41.428 --> 44:43.222 ‫متن من نیست. 44:49.895 --> 44:52.064 ‫آره دیگه! متن یادبودت رو هم باید خودت می‌نوشتی! 44:53.691 --> 44:54.817 ‫[روشن‌ترین روز] ‫[به قلمِ هال جوردن] 44:54.817 --> 44:57.569 ‫«خانم‌ها و آقایان، میهمانان گرامی، 44:57.569 --> 45:01.073 ‫شخصیت‌های برجسته، چه خارجی و چه فضایی، 45:01.949 --> 45:04.284 ‫چه زمینی و چه فرازمینی، 45:04.952 --> 45:09.790 ‫رئیس‌جمهور محترم و همسر گرامی، 45:10.582 --> 45:13.460 ‫و تمام جمعیتی که برای بزرگداشت من من گرد آمده‌اند... 45:14.294 --> 45:16.714 ‫در برابر جان‌های بی‌شماری که نجات یافت، 45:16.714 --> 45:19.049 ‫نبردهایی که درگرفت ‫و پیروزی‌هایی که در راه عدالت، 45:19.758 --> 45:22.386 ‫آزادی و صلح رقم خورد؛ ‫سر تعظیم فرود می‌آورم.» 45:24.263 --> 45:26.765 ‫«خطاب به بدکارانی که نبودِ مرا 45:26.765 --> 45:29.852 ‫فرصتی برای خود می‌دانند: ‫سخت در اشتباهید! 45:30.477 --> 45:33.397 ‫انگشتر من بی‌تردید دلاوری سرسخت را برگزیده، 45:33.897 --> 45:35.858 ‫که آماده است راهم را ادامه دهد؛ 45:35.899 --> 45:38.444 ‫و خطاب به آن مرد یا زن، ولی... 45:39.695 --> 45:41.697 ‫زن، ولی خب احتمالاً مرد، 45:41.697 --> 45:44.658 ‫منظورم این نیست که هیچ‌وقت لنترن زن نخواهیم داشت، 45:44.658 --> 45:47.077 ‫صرفاً از روی احتمالات می‌گویم...» 45:50.664 --> 45:52.541 ‫«تو را تحسین می‌کنم، 45:53.709 --> 45:56.003 ‫زیرا افتخار و موهبتی بزرگ‌تر از این نیست.» 45:58.255 --> 46:00.174 ‫«سنگینیِ انگشتر، باری گران است، 46:00.174 --> 46:02.009 ‫باری که شجاعتی بی‌مانند، 46:02.009 --> 46:04.720 ‫فداکاری و اراده‌ای پولادین می‌طلبد. 46:04.720 --> 46:07.347 ‫و گاهی، حتی این‌ها نیز کافی نیستند، 46:08.015 --> 46:10.601 ‫چرا که حتی در تاریک‌ترینِ شب‌ها... ‫(بخشی از سوگند لنترن‌ها) 46:14.271 --> 46:16.190 ‫از تو می‌خواهم ادامه دهی. 46:16.732 --> 46:20.694 ‫دنیا روی تو حساب کرده؛ من نیز روی تو حساب می‌کنم. 46:22.404 --> 46:25.449 ‫گذشته از این مسائل، باورم نمی‌شه که واقعاً مُردم. 46:26.867 --> 46:30.329 ‫اینو بیشتر برای شوخی نوشتم، ‫ولی اگه دارید می‌خونیدش... 46:30.329 --> 46:32.122 ‫انگار شوخی‌شوخی جدی شده! 46:32.998 --> 46:35.292 ‫از تمام کسانی که آزارشان دادم صمیمانه پوزش می‌طلبم. 46:35.292 --> 46:37.085 ‫بهانۀ موجهی ندارم. 46:42.800 --> 46:45.302 ‫شاید پرواز کردن خیلی آسان‌تر از این بود 46:45.302 --> 46:47.721 ‫که روی زمین بمانم. 46:50.724 --> 46:52.434 ‫امیدوارم انسان مؤثری بوده باشم.» 47:05.405 --> 47:08.450 ‫عجب متنی بود. 47:09.868 --> 47:11.537 ‫آره واقعاً، عجب چیزی بود. 47:12.412 --> 47:14.248 ‫صد درصد خودِ هال بود. 47:15.499 --> 47:17.000 ‫صد و ده درصد. 47:21.255 --> 47:22.673 ‫می‌دونی، دارم فکر می‌کنم 47:22.673 --> 47:24.591 ‫یکی دو روز دیگه اینجا بمونم. 47:25.092 --> 47:27.177 ‫یکی باید به ارل غذا بده. 47:29.263 --> 47:30.597 ‫به قول خودت، خوبه که 47:30.597 --> 47:33.058 ‫یه نفر دیگه اینجا باشه که خب... 47:33.517 --> 47:35.561 ‫چه‌می‌دونم، بی‌تفاوت نباشه! 47:36.645 --> 47:39.147 ‫قصد نداری که دوباره شوهر سابقم رو کتک بزنی؟ 47:41.149 --> 47:42.943 ‫خب، هنوزم معاون کلانترم، 47:43.110 --> 47:45.612 ‫پس اگه مجبور بشم، کاملاً قانونیه. 47:48.824 --> 47:50.659 ‫صبح بریم کافه برای قهوه؟ 47:51.243 --> 47:52.327 ‫صد درصد. 48:36.455 --> 48:37.623 ‫مارکوس. 48:37.623 --> 48:39.249 ‫الان پیش سرهنگم. 48:39.333 --> 48:40.250 ‫عالیه. آماده‌ام. 48:40.292 --> 48:41.627 ‫گوشی رو بده بهش. 48:42.336 --> 48:43.462 ‫آقای استوارت؟ 48:43.587 --> 48:44.880 ‫سرهنگ دریکات. 48:44.880 --> 48:46.924 ‫باعث افتخارمه که صداتون رو می‌شنوم، قربان. 48:46.924 --> 48:48.425 ‫شرمنده که نتونستم حضوری خدمت برسم، 48:48.425 --> 48:50.677 ‫ولی وقتی طرحم رو بشنوید... 48:54.014 --> 48:55.015 ‫الو؟ 48:56.058 --> 48:57.100 ‫الو؟ 48:59.561 --> 49:00.562 ‫لعنتی. 49:03.023 --> 49:05.275 ‫- الو مارکوس. ‫- جان. 49:05.817 --> 49:07.486 ‫خب، تماس قطع شد. 49:07.486 --> 49:08.946 ‫می‌شه دوباره گوشی رو بدی به سرهنگ؟ 49:08.946 --> 49:12.074 ‫تماس قطع نشد. ‫قطع کرد و گذاشت رفت. 49:12.074 --> 49:13.325 ‫نگفت چرا؟ 49:14.743 --> 49:16.370 ‫گفت ارزش وقتش رو نداری. 49:19.081 --> 49:21.833 ‫معذرت می‌خوام داداش. ‫ببین، درستش می‌کنم، 49:21.833 --> 49:25.379 ‫فقط من باید چندتا کار نیمه‌تموم رو اینجا تموم کنم. 49:25.504 --> 49:28.090 ‫همه‌ش «من، من، من». پس «ما» چی؟ 49:28.090 --> 49:29.633 ‫یا نکنه فقط توی جلسه‌ها می‌گی «ما» 49:29.675 --> 49:32.094 ‫تا جبرانِ امتیازات ویژه‌ای بشه ‫که تو همیشه داشتی و من نداشتم؟ 49:32.094 --> 49:35.097 ‫ببین داداش. ‫سخت نگیر. می‌خوام برگردم خونه. 49:35.847 --> 49:37.265 ‫تو هیچ‌وقت برنگشتی خونه. 49:37.265 --> 49:39.226 ‫ده ساله توی روشویل گیر افتادی 49:39.226 --> 49:40.602 ‫و تا وقتی هر کار کوفتی‌ای که 49:40.602 --> 49:43.021 ‫تو و اون هال جوردنِ لامصب اونجا شروع کردین رو تموم نکنی 49:43.021 --> 49:44.189 ‫برنمی‌گردی اینجا. 49:44.731 --> 49:48.276 ‫فقط دعا می‌کنم تو رو هم ‫مثل اون به کشتن نده. 50:44.833 --> 50:46.877 ‫انگشتر پنج درصد شارژ شد. 51:13.779 --> 51:14.905 ‫گندش بزنن. 51:19.034 --> 51:25.082 www.Doostihaa.com