WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:00.800 --> 00:02.320 ‫از جاناتان گاور برام بگو. ‫[آنچه گذشت] 00:02.320 --> 00:04.680 ‫پیچیدمش توی یه قالیچه ‫و یه گودال براش کندم 00:04.680 --> 00:07.640 ‫توی اون تیکه زمینِ بایر پشت تعمیرگاه. 00:07.640 --> 00:09.920 ‫- یه مانکنه. ‫- گردنبند آلیس. 00:09.920 --> 00:11.520 ‫واسه چی همسرم رو تعقیب می‌کردی؟ 00:11.520 --> 00:14.080 ‫اون با پول اومد پیشم. 00:14.080 --> 00:16.000 ‫می‌خواست بهت پول بده ‫که پاتریک رو بکشی. 00:16.000 --> 00:18.720 ‫اون مدام بهم زنگ می‌زنه. ‫تو هیچی از من نمی‌دونی. 00:18.720 --> 00:20.320 ‫می‌دونم که یه تاریکی درونت هست. 00:20.320 --> 00:21.960 ‫چاقو رو میگم، مارگو. 00:21.960 --> 00:24.200 ‫جسد رو کجا گذاشتی؟ 00:24.200 --> 00:27.160 ‫به یاد آوردنش سخته، ‫ولی اگه من رو ببری اونجا... 00:27.160 --> 00:29.640 ‫من باهاش بازی می‌کردم ‫و قراره بکشمش. 00:29.640 --> 00:30.760 ‫انجامش بده. 00:38.080 --> 00:42.560 ‫ببین. باید درک کنید که اون وقتِ شب، 00:42.560 --> 00:45.200 ‫توی اون زمین‌های بایر، ‫هیچ نوری پیدا نمیشه. 00:45.200 --> 00:46.400 ‫فقط... 00:47.560 --> 00:49.320 ‫خب، فقط سیاهیِ مطلقه. 00:50.800 --> 00:52.240 ‫تنها چیزی که مطمئنم 00:52.240 --> 00:55.720 ‫اینه که از جاده ساحلی پیچیدم ‫درست بعد از مالینگ. 00:55.720 --> 00:58.000 ‫چند مایلی رفتم سمت داخلِ خشکی. 00:59.680 --> 01:01.240 ‫و توی یه شونه خاکی توقف کردم. 01:04.040 --> 01:08.480 ‫اون نزدیکی‌ها یه جنگل بود، ‫و همون‌جا دفنش کردم. 01:11.720 --> 01:14.960 ‫باید جای راحت‌تری پیدا می‌کردم، ‫ولی اون روزها دورانی بود 01:14.960 --> 01:17.120 ‫که فکر می‌کردم شماها کارتون رو بلدید. 01:24.320 --> 01:26.640 ‫باورم کنید، باورم نکنید. 01:28.560 --> 01:29.960 ‫به خودتون بستگی داره. 01:33.600 --> 01:35.920 ‫جنی می‌خواد عملیات رو لغو کنیم. 01:35.920 --> 01:39.000 ‫بعد از اون افتضاحِ آخری، ‫منم نسبتاً باهاش موافقم. 01:41.120 --> 01:43.400 ‫می‌دونم می‌خواستی یکم بهش فکر کنم، 01:43.400 --> 01:46.200 ‫اما ریسکش به نتیجه‌اش نمی‌ارزه. 01:46.200 --> 01:48.600 ‫خب، نه، متوجهم قربان. 01:48.600 --> 01:52.040 ‫لطفاً دن صدام کن. حقته. 01:52.040 --> 01:54.600 ‫اوه، خب، ممنون. ‫ممنون، دن. 01:54.600 --> 01:56.680 ‫تقریباً مطمئنم که جاناتان رو پیدا می‌کنیم. 01:56.680 --> 01:59.920 ‫آره، مطمئنم. 01:59.920 --> 02:02.400 ‫فکرِ بیرون بردنش از زندان، 02:02.400 --> 02:06.360 ‫و خطرِ ول شدنش توی خیابون‌هامون، ‫با عقل جور در نمیاد. 02:19.200 --> 02:21.800 ‫سلام، می‌تونم با بخش اخبار صحبت کنم، لطفا؟ 02:34.880 --> 02:36.760 ‫حرفم رو کاملاً باور کرد. 02:38.160 --> 02:41.080 ‫و به این فکر نکرد که ‫جنی ممکنه یه پلیس فاسد باشه؟ 02:42.240 --> 02:44.640 ‫خب، یکم ساکت بود. 02:45.640 --> 02:48.760 ‫راستش یکم عصبانی بود، ولی نه، ‫فکر کنم تمام حرف‌هام رو باور کرد. 02:50.200 --> 02:52.640 ‫باید دوباره ببینمش، ‫بفهمم چه نقشه‌ای دارن. 02:52.640 --> 02:54.920 ‫نمی‌دونم. 02:54.920 --> 02:57.960 ‫فقط باید دقیقاً همون‌طوری انجامش بدیم ‫که صحبت کردیم. 02:57.960 --> 03:01.200 ‫- خودت گفتی، اون خیلی باهوشه. ‫- خب، مگه تو باهوش نیستی؟ 03:07.480 --> 03:10.120 ‫- بابا. ‫- هی. سلام. 03:10.120 --> 03:13.560 ‫- سلام. عه، ده بار زنگ زدم. ‫- اوه، آره. 03:13.560 --> 03:14.720 ‫ببخشید، تو اداره بودم. 03:14.720 --> 03:16.760 ‫برای آزاد کردنش مقاومت وجود داره. 03:16.760 --> 03:19.600 ‫آره. ببین بابا، حرف‌های قبلیم رو یادمه، ‫ولی دارم فکر می‌کنم. 03:19.600 --> 03:23.040 ‫مامان مُرده. فقط تو موندی، ‫و اگه این کار رو بکنی... 03:23.040 --> 03:24.920 ‫- نمی‌دونم اگه... ‫- هی، هی. چیزی نیست. 03:24.920 --> 03:28.240 ‫ازش متنفرم. خیلی ازش متنفرم، ‫ولی من... 03:28.240 --> 03:31.360 ‫می‌دونم. کاش راه دیگه‌ای بود. 03:33.880 --> 03:35.960 ‫- بفرما، انداختیش زیر صندلی‌ات. ‫- اوه، ممنون. 03:35.960 --> 03:37.720 ‫- سلام، آقای ام. ‫- سلام. سلام، سم. 03:37.720 --> 03:40.000 ‫- برات یه بطری نوشیدنی گرفتم. ‫- اوه، خیلی ممنونم. 03:40.000 --> 03:41.960 ‫نمی‌خوای اون رو بذاری ‫توی یخچال، سم؟ 03:41.960 --> 03:44.200 ‫- آره، حتماً. ‫- مرسی. 03:46.120 --> 03:49.400 ‫- چه اتفاقی برای تو می‌افته؟ ‫- اوه، اون بخشش مهم نیست. 03:49.400 --> 03:52.440 ‫معلومه که مهمه، بابا. ‫داری چی میگی؟ 03:52.440 --> 03:56.120 ‫منم می‌ترسم، ولی مجبورم انجامش بدم. 03:59.160 --> 04:02.600 ‫- ممنون که اومدی. ‫- خواهش می‌کنم. خوشحالم که کمک کردم. 04:02.600 --> 04:05.920 ‫- می‌تونی خانم بردت رو تا بیرون همراهی کنی. ‫- بله، قربان. 04:05.920 --> 04:07.280 ‫سلام. 04:10.520 --> 04:13.360 ‫نگران نباش. ‫فقط یه تشریفات اداریه. 04:13.360 --> 04:17.440 ‫برای گزارش، به یه ارزیابی بی‌طرفانه ‫از رفتار هارباتل تو زندان نیاز داریم. 04:17.440 --> 04:21.320 ‫- ما همه چی رو درباره رفتارش می‌دونیم. ‫- قربان. 04:21.320 --> 04:24.120 ‫هارباتل، قربان؟ توی زندان. 04:24.120 --> 04:27.920 ‫آزار دادن قربانی‌ها، ممانعت از تحقیقات پلیس. 04:27.920 --> 04:30.920 ‫در واقع، اون مأمور زندان میگه ‫اخیراً خیلی آروم‌تر شده. 04:30.920 --> 04:33.160 ‫فکر کردم توافق کردیم که ‫این اتفاق نمی‌افته، قربان. 04:33.160 --> 04:34.360 ‫نمی‌افته. 04:35.880 --> 04:37.160 ‫خیلی بعیده. 04:38.440 --> 04:40.440 ‫خیلی بعیده؟ 04:42.080 --> 04:43.800 ‫یه تماس از یه خبرنگار داشتم. 04:43.800 --> 04:45.160 ‫از یه داستان بو بردن 04:45.160 --> 04:49.600 ‫که ما از باز کردن پرونده‌ی تحقیقاتی ‫برای قتل جاناتان گاور خودداری می‌کنیم. 04:49.600 --> 04:50.680 ‫چی؟ 04:50.680 --> 04:53.480 ‫زاویه دیدشون اینه که ما شواهد جدید داریم ‫ولی اهمیتی نمی‌دیم. 04:53.480 --> 04:56.000 ‫- ولی این مزخرفه. ‫- معلومه که هست. 04:56.000 --> 04:58.920 ‫- قربان؟ ‫- باید برم. 04:58.920 --> 05:03.680 ‫دفتر مطبوعات می‌خواد متن پاسخ رسمی ‫به رسانه‌ها رو نهایی کنه. 05:03.680 --> 05:06.040 ‫قربان... 05:06.040 --> 05:08.320 ‫- قربان، اون داره با ما بازی می‌کنه. ‫- شاید. 05:09.640 --> 05:12.200 ‫خب، این داستان از کجا اومده؟ 05:21.720 --> 05:23.000 ‫نمی‌خوام باهات حرف بزنم. 05:23.000 --> 05:26.000 ‫ما یه شانس آخر داریم که بفهمیم ‫چه بلایی سر همسرت اومده. 05:26.000 --> 05:27.760 ‫الان، پلیس بهمون کمک نمی‌کنه 05:27.760 --> 05:30.160 ‫مگر این‌که من و تو همکاری کنیم ‫تا مجبورشون کنیم. 05:30.160 --> 05:33.200 ‫پس اگه واقعاً می‌خوای حقیقت رو بدونی، ‫پس باید بذاری بیام تو. 05:33.700 --> 05:36.700 زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in 06:06.240 --> 06:07.760 ‫نه، نه. 06:16.920 --> 06:18.320 ‫تو فقط یه بازنده‌ای. 06:21.280 --> 06:22.400 ‫شاید این کارو بکنم. 06:24.400 --> 06:25.800 ‫نمی‌تونی بگی متأسفی. 06:27.280 --> 06:28.680 ‫- سلام. ‫- سلام. 06:28.680 --> 06:30.560 ‫- اون کیه؟ ‫- اوه، هیچکس. 06:32.960 --> 06:34.920 ‫نمی‌خوای بهم بگی؟ 06:34.920 --> 06:36.680 ‫چیز مهمی نیست. 06:40.280 --> 06:42.240 ‫خب، تو و بابات ‫اتفاقات زیادی رو پشت سر گذاشتید. 06:43.720 --> 06:45.680 ‫حتماً مسائلی دارید که ‫به من مربوط نمیشه... 06:45.680 --> 06:47.600 ‫اشکالی نداره، می‌فهمم. 06:47.600 --> 06:49.920 ‫- بعدش این قضیه هست. ‫- سم. 06:49.920 --> 06:51.320 ‫من همه چی رو در مورد خودم بهت گفتم. 06:52.880 --> 06:54.840 ‫در مورد بابام بهت گفتم. 06:54.840 --> 06:58.680 ‫چون آدم‌هایی که عاشق هم هستن ‫و به هم اعتماد دارن این کار رو می‌کنن. 06:58.680 --> 07:03.800 ‫سم، من... متأسفم. ‫ولی این... این تقصیر تو نیست. 07:03.800 --> 07:06.440 ‫- اوه، خدای من. ‫- ما... ما خوبیم. 07:06.440 --> 07:08.960 ‫ما... ما مشکلی نداریم. 07:08.960 --> 07:11.600 ‫تو مدام جاهایی میری که من رو می‌ترسونه، 07:11.600 --> 07:12.840 ‫و بهم نمیگی چرا. 07:14.120 --> 07:15.960 ‫خب، اون کی بود که پشت خط بود؟ 07:17.680 --> 07:18.680 ‫چیزه... 07:20.040 --> 07:21.200 ‫چیز مهمی نیست، سم. 07:22.960 --> 07:24.680 ‫داری چرت و پرت میگی، مارگو. 07:35.360 --> 07:37.320 ‫ما نباید به سازِ رسانه‌ها برقصیم، 07:37.320 --> 07:40.680 ‫ولی انگار این داستان داره ‫روز به روز بزرگتر میشه. 07:40.680 --> 07:43.520 ‫شنیدم ناتالی گاور ممکنه هفته آینده ‫توی تلویزیون ظاهر بشه. 07:43.520 --> 07:46.680 ‫- کسی باهاش صحبت کرده؟ ‫- جواب تماس‌هامون رو نمیده. 07:46.680 --> 07:48.400 ‫خب، رسانه‌ها دست از پا نمی‌شناسن 07:48.400 --> 07:52.240 ‫وقتی بفهمن پاتریک رو می‌بریم ‫توی جنگل قدم بزنه. 07:52.240 --> 07:54.840 ‫خب، واقعاً که لازم نیست ‫به رسانه‌ها بگیم، مگه نه؟ 07:54.840 --> 07:57.960 ‫- فکر می‌کنی می‌تونی این رو مخفی نگه داری؟ ‫- مطمئنم می‌تونیم. 07:57.960 --> 08:00.600 ‫جدی فکر می‌کنی هر کسی که ‫پاتریک داره باهاش همکاری می‌کنه 08:00.600 --> 08:01.960 ‫این رو لو نمیده؟ 08:01.960 --> 08:07.160 ‫اگه آزادش کنیم و بعد بفهمیم که ‫این فقط یه شوخی کثیف دیگه بوده، 08:07.160 --> 08:09.160 ‫مطبوعات تیکه‌تیکه‌مون می‌کنن، 08:09.160 --> 08:10.880 ‫و حقمون هم هست. 08:10.880 --> 08:12.480 ‫می‌دونی، این... این حقیقت داره. 08:12.480 --> 08:17.480 ‫و بنابراین یه کاروان بزرگ از ون‌ها ‫و هلیکوپترها و این‌جور چیزها، 08:17.480 --> 08:19.600 ‫فقط رسانه‌ها رو به سمت ما می‌کشونه. 08:19.600 --> 08:21.040 ‫یه کابوس میشه، مگه نه؟ 08:22.880 --> 08:26.240 ‫چی میشه اگه یه تیم کوچیک درست کنیم؟ ‫به اندازه کافی بزرگ که ریسک رو کم کنه. 08:26.240 --> 08:29.080 ‫- نه، وایسا ببینم، صبر کن. ‫- ماشین‌های پلیس بدون آرم. 08:29.080 --> 08:30.640 ‫بدون حضور واضح پلیس. 08:30.640 --> 08:33.280 ‫- آره، بدون سگ‌هایی که پارس کنن. ‫- آره، دقیقاً. 08:33.280 --> 08:35.200 ‫ببین، خیلی زود تمومش می‌کنیم. 08:35.200 --> 08:38.800 ‫- حداکثر چهار ساعت. راحت. ‫- ازش خوشم میاد. 08:38.800 --> 08:42.560 ‫و اگه جسدی نباشه، می‌تونیم ازش ‫برای ساکت کردن مطبوعات استفاده کنیم. 08:42.560 --> 08:45.360 ‫- برد-برد. ‫- یا پاتریک فرار می‌کنه. 08:45.360 --> 08:48.160 ‫و ما خطرناک‌ترین قاتلِ کشور رو آزاد کردیم. 08:49.840 --> 08:52.360 ‫هیو، تو اون رو بهتر از هر کسی می‌شناسی. 08:52.360 --> 08:56.040 ‫آره، یعنی، حق با جنیه. این... 08:56.040 --> 08:57.760 ‫- خب، این یه ریسکِ بزرگه. ‫- آره. 08:59.360 --> 09:02.880 ‫آره، ولی به این معنا نیست که ‫اون جاناتان گاور رو نکشته. 09:04.560 --> 09:06.920 ‫اگه بتونیم این کار رو دور از چشم‌ها ‫توی یه تیم کوچیک انجام بدیم، 09:06.920 --> 09:08.920 ‫همون‌طور که فیسک میگه، شاید بشه. 09:11.600 --> 09:17.040 ‫می‌دونید، من، عه... ‫منم همون درد ناتالی رو حس می‌کنم. 09:17.040 --> 09:21.480 ‫و اگه آلیس بود، اون‌وقت... ‫اون‌وقت هر کاری می‌کردم، 09:21.480 --> 09:23.840 ‫هر کاری برای این‌که بفهمم کجاست. 09:25.520 --> 09:30.040 ‫اون مرد... ‫اون زندگی من رو نابود کرده. 09:30.040 --> 09:35.080 ‫خیلی چیزها ازم دزدیده. ‫و این مسئله شخصیه. 09:36.280 --> 09:40.160 ‫اگه بتونیم هر کاری کنیم ‫که یه خیری ازش در بیاریم، 09:40.160 --> 09:43.800 ‫می‌دونید، توی همه‌ی این بدی‌ها، ‫پس نمی‌تونیم نادیده‌اش بگیریم. 09:45.680 --> 09:48.880 ‫اون فرار نمی‌کنه. نمی‌کنه. 09:50.280 --> 09:51.920 ‫نمی‌ذارم از جلوی چشم‌هام دور بشه. 09:54.560 --> 09:55.960 ‫قول میدم. 09:57.400 --> 09:58.640 ‫باشه. 09:59.800 --> 10:04.880 ‫سریع و آروم انجامش می‌دیم و می‌ریم پی کارمون. ‫ولی انجامش می‌دیم. 10:29.680 --> 10:31.320 ‫ببین، می‌دونم ریسکه. 10:31.320 --> 10:33.080 ‫یعنی شاید حتی خیلی احمقانه باشه، 10:33.080 --> 10:35.480 ‫ولی تو سؤال رو پرسیدی ‫و منم جوابش رو دادم. 10:35.480 --> 10:37.800 ‫فرض کنی یکی بیرون ‫از این قضیه بو ببره، 10:37.800 --> 10:40.120 ‫یکی از بستگان یکی از قربانی‌ها. 10:40.120 --> 10:42.640 ‫خب، برای همین از تیم کوچیک استفاده می‌کنیم. 10:42.640 --> 10:44.080 ‫ممکنه با یه اسلحه بیان، 10:44.080 --> 10:46.160 ‫خون جلوی چشم‌هاشون رو بگیره ‫و کشتار راه بندازن. 10:46.200 --> 10:49.680 ‫می‌دونی، جنی، این سناریوی خیلی اغراق‌آمیزیه. 10:49.680 --> 10:51.280 ‫ولی ارزش در نظر گرفتن داره. 10:51.280 --> 10:53.600 ‫نه؟ ارزشش رو داره ‫تک تکِ احتمالات رو در نظر بگیریم، 10:53.600 --> 10:56.800 ‫به جای این که مثل یه احمق ‫کورکورانه پیش بریم؟ 10:56.800 --> 10:59.160 ‫- هیو، هیو. ‫- خیلی خب، بله. 11:00.840 --> 11:04.480 ‫- عجله کردم، مگه نه؟ ‫- هنوز دیر نشده، لغوش کن. 11:04.480 --> 11:07.240 ‫آره، خب، بذار ببینیم چی میگه. 11:07.240 --> 11:08.280 ‫شرمنده. من فقط... 11:08.280 --> 11:10.360 ‫نمی‌دونم، فقط سعی دارم ‫مفید واقع بشم. 11:10.360 --> 11:12.400 ‫- خب، توی دوی خیریه شرکت کن. ‫- آره. 11:19.920 --> 11:22.200 ‫فقط می‌خواستم باهات هماهنگ شم. 11:23.560 --> 11:25.000 ‫از این کار مطمئنی؟ 11:26.480 --> 11:30.320 ‫- خب، اگه تو مطمئنی، منم هستم، آره. ‫- من از حس ششمت حمایت می‌کنم. 11:30.320 --> 11:32.240 ‫تو قبلاً هیچوقت اشتباه نکردی. 11:33.480 --> 11:36.120 ‫آره، کاش... ‫کاش جنی هم همین حس رو داشت. 11:36.120 --> 11:39.040 ‫- اوه، اونم کوتاه میاد. ‫- آره. 11:39.040 --> 11:41.280 ‫باید بگم، فکر می‌کنم ‫واقعاً باهاش خوب تا می‌کنی. 11:41.280 --> 11:43.320 ‫یعنی، افسرهای ارشد زیادی نیستن 11:43.320 --> 11:45.120 ‫که طرز حرف زدنش ‫باهات رو تحمل کنن. 11:45.120 --> 11:48.000 ‫متأسفانه این سبک کاری مدرنه. 11:48.000 --> 11:51.200 ‫آره، و اون واقعاً نیتش خیره. 11:51.200 --> 11:53.960 ‫اما وقتی چشمش رو روی واقعیت می‌بنده، ‫می‌دونی، خب... 11:55.800 --> 11:59.320 ‫و همه‌مون نیاز داریم که ‫در یک جهت تلاش کنیم، 11:59.320 --> 12:02.000 ‫بنابراین داشتنِ کسی که ‫مدام منفی‌بافی می‌کنه، 12:02.000 --> 12:05.680 ‫مدام همه چی رو زیر سؤال می‌بره، ‫خب، این یکم انرژی‌گیره. 12:10.840 --> 12:15.840 ‫فکر می‌کنم جنی باید چند روز آینده ‫روی پرونده‌های دیگه‌ای تمرکز کنه. 12:17.400 --> 12:18.600 ‫تو چی فکر می‌کنی؟ 12:20.960 --> 12:22.360 ‫هرچی تو بگی، دن. 12:40.560 --> 12:43.920 ‫هر بار که زنگ می‌زنم، ‫همیشه جواب میدی. 12:43.920 --> 12:48.360 ‫- حالا، علتش چیه؟ ‫- چرا باید ازت قایم بشم؟ 12:48.360 --> 12:50.920 ‫من تو کل عمرم هیچوقت از هیچی قایم نشدم. 12:50.920 --> 12:55.240 ‫یادت میاد چه حسی داشت ‫وقتی فقط من و تو بودیم؟ 12:56.560 --> 12:58.600 ‫وقتی ازت عکس گرفتم. 12:58.600 --> 13:01.360 ‫اگه دوباره تنها می‌شدیم ‫فقط من و تو... 13:03.240 --> 13:05.320 ‫چیکار می‌کردی؟ 13:05.320 --> 13:08.920 ‫متوقفت می‌کردم. ‫درست مثل وقتی که بابام رو با چاقو زدی. 13:10.400 --> 13:12.800 ‫اما این بار خطا نمی‌زنم. 13:12.800 --> 13:14.080 ‫بعدش چی؟ 13:15.440 --> 13:20.080 ‫و بعدش توی چشم‌هات نگاه می‌کنم، ‫و می‌بینیم کی می‌ترسه. 13:20.080 --> 13:23.640 ‫- شرط می‌بندم که می‌ترسی. ‫- تو توی ذهن من نیستی! 13:25.200 --> 13:27.880 ‫خیلی حیفه که نمی‌تونی ‫با کس دیگه‌ای این‌طوری حرف بزنی. 13:29.440 --> 13:30.760 ‫تو هیچی نمی‌دونی. 13:33.200 --> 13:35.480 ‫فکر نمی‌کنم بخوای سعی کنی من رو بکشی. 13:35.480 --> 13:36.840 ‫این کار رو می‌کنم. 13:36.840 --> 13:42.600 ‫بهت چاقو می‌زنم و می‌زنم و می‌زنم، ‫مردکِ کثافت آشغال! 13:42.600 --> 13:44.520 ‫من... 13:44.520 --> 13:46.120 ‫مارگو؟ 13:52.760 --> 13:54.120 ‫- سلام. ‫- سلام. 14:05.760 --> 14:08.880 ‫حق با تو بود که داشتم ‫از خودم دورت می‌کردم. 14:12.960 --> 14:15.440 ‫سعی دارم عادی باشم. 14:15.440 --> 14:19.320 ‫اما همه چی دور و برم ‫داره دیوونه‌کننده میشه. فقط... 14:21.880 --> 14:24.480 ‫- می‌تونی باهام صبور باشی؟ ‫- دارم سعی می‌کنم. 14:25.760 --> 14:27.120 ‫می‌دونم. 14:29.880 --> 14:31.880 ‫چی...؟ موضوع باباته؟ 14:31.880 --> 14:34.440 ‫مجبورت کرده قول بدی ‫بهم چیزی نگی؟ 14:35.880 --> 14:37.680 ‫اون این‌طوری نگفت. 14:37.680 --> 14:39.400 ‫فکر نمی‌کنه من لایق تو باشم؟ 14:39.400 --> 14:41.560 ‫نه، این‌طور نیست... ‫بحث این نیست. 14:41.560 --> 14:43.560 ‫اون داره ما رو از هم دور می‌کنه، ‫و تو هم با من حرف نمی‌زنی. 14:43.560 --> 14:45.960 ‫به اون ربطی نداره. قضیه... 14:47.240 --> 14:51.120 ‫- دیوونه‌ات می‌کنه. ‫- این چیزیه که دارم بهت میگم. 14:51.120 --> 14:54.000 ‫هر چی بگی اشکالی نداره ‫چون دوستت دارم و بهت اعتماد دارم، 14:54.000 --> 14:55.560 ‫و یه راهی برای درست کردنش پیدا می‌کنیم. 14:55.560 --> 14:57.280 ‫اصلاً درست نمیشه. 15:05.920 --> 15:07.280 ‫قضیه در مورد بابامه. 15:10.600 --> 15:12.400 ‫اون قراره پاتریک رو بکشه. 15:33.880 --> 15:35.400 ‫هی، هی. هی، هی، هی؟ 15:37.400 --> 15:38.760 ‫چیه؟ 15:38.760 --> 15:42.560 ‫فکر نمی‌کنم اینجا جای حرف زدن باشه. ‫ممکنه کسی ما رو ببینه. 15:42.560 --> 15:44.400 ‫کی می‌خواد ما رو ببینه؟ تو در امانی. 15:44.400 --> 15:47.520 ‫آره، تو این رو میگی. ‫اون همه چی رو می‌دونه. 15:47.520 --> 15:49.600 ‫نمی‌دونم چطوری، اما اون... 15:49.600 --> 15:53.240 ‫- من... من ازش می‌ترسم. ‫- نترس. 15:53.240 --> 15:55.080 ‫اون آدم عادی نیست. 15:59.520 --> 16:01.760 ‫یه زندانی هست، یه یارویی به اسم ایان. 16:01.760 --> 16:04.160 ‫اون... فکر کرد که می‌تونه ازش باج‌گیری کنه. 16:04.160 --> 16:07.600 ‫الان توی بهداریه ‫و پاتریک حتی بهش دست هم نزد. 16:07.600 --> 16:09.760 ‫فقط اون‌قدر ذهنِ یارو رو بهم ریخت 16:09.760 --> 16:12.720 ‫که خودش رو با چاقو تیکه تیکه کرد. 16:12.720 --> 16:14.360 ‫چطور می‌تونم نترسم؟ 16:18.160 --> 16:19.480 ‫بهم بگو این حقیقت نداره. 16:20.800 --> 16:23.600 ‫- چی؟ ‫- این‌که قراره ببریش بیرون. 16:23.600 --> 16:26.840 ‫- لطفاً بهم بگو که این کار رو نمی‌کنی. ‫- پس اون می‌دونه؟ 16:26.840 --> 16:29.680 ‫همین الان بهت گفتم... ‫اون همه چی رو می‌دونه. 16:29.680 --> 16:33.040 ‫بهت قول میدم، جکی، ‫فقط چند ساعت قراره بیرون باشه. 16:33.040 --> 16:34.320 ‫آره، اگه فرار کنه چی؟ 16:34.320 --> 16:37.040 ‫میاد خونه‌ام و من رو می‌کشه. 16:37.040 --> 16:40.320 ‫نه، فرار نمی‌کنه چون نمی‌تونه. 16:40.320 --> 16:41.600 ‫چطور می‌تونی این رو بگی؟ 16:41.600 --> 16:46.000 ‫چون همه چی برنامه ریزی شده، ‫تا آخرین جزئیات. 16:46.000 --> 16:47.840 ‫- باشه؟ ‫- نه. 16:47.840 --> 16:51.560 ‫- هیچی، هیچی رو به شانس واگذار نکردیم. ‫- نه، نه، نه، نه. 16:51.560 --> 16:53.960 ‫گوش کن، کل ماجرا رو برات توضیح میدم، 16:53.960 --> 16:58.160 ‫و بهت ثابت می‌کنم که امنه، باشه؟ 16:58.160 --> 16:59.360 ‫قول میدم. 17:00.960 --> 17:02.200 ‫خوب میشی. 17:04.040 --> 17:08.000 ‫نمی‌دونم، خیلی شوکه شدم، ‫جوری که یهو این رو گفت. 17:08.000 --> 17:10.160 ‫- چی گفتی؟ ‫- من... 17:10.160 --> 17:12.560 ‫سعی نکردی بگی بابا، ‫تو کاملاً دیوونه شدی؟ 17:12.560 --> 17:17.160 ‫فکر نمی‌کنم دیوونگی باشه. ‫نمی‌دونم چیه. 17:17.160 --> 17:19.280 ‫خب، وقتی دستگیر بشه، 17:19.280 --> 17:22.760 ‫و پلیس بفهمه که تو خبر داشتی ‫و اجازه دادی، حتی تشویقش کردی، 17:22.760 --> 17:24.000 ‫چه بلایی سر تو میاد؟ 17:24.000 --> 17:25.560 ‫خب، اون به کسی نمیگه. 17:25.560 --> 17:29.480 ‫باشه، پس هیچ پیام یا تماسی ‫یا چیز مشکوکی وجود نداره؟ ها؟ 17:31.640 --> 17:34.320 ‫اون خیلی خوب بلده گولت بزنه ‫که مثل خودش فکر کنی. 17:34.320 --> 17:36.320 ‫می‌دونه تو مهربونی، ‫پس از این سواستفاده می‌کنه. 17:36.320 --> 17:38.920 ‫- این منصفانه نیست. ‫- مارگو. 17:38.920 --> 17:42.000 ‫چرا فکر می‌کنی زندگیت ‫همیشه انقدر دیوانه‌واره؟ 17:42.000 --> 17:45.000 ‫نقطه مشترک تمام اون گندهایی ‫که باهاش روبه‌رو شدی چیه؟ 17:45.000 --> 17:46.480 ‫اون پاتریکه. 17:46.480 --> 17:49.480 ‫- نه بابا. بابا دوستم داره. ‫- آره، البته که داره. 17:49.480 --> 17:50.880 ‫همیشه هم همین رو بهت میگه. 17:53.600 --> 17:55.160 ‫می‌دونم روالِ این بازی چطوره. 18:02.800 --> 18:04.880 ‫وقتی بابام توی دورانِ سیاهش بود... 18:06.000 --> 18:08.560 ‫کمربندش رو می‌ذاشت روی میز ‫توی اتاق نشیمن تا ببینیمش. 18:10.760 --> 18:13.600 ‫می‌اومدم تو و می‌دیدمش ‫و پیش خودم فکر می‌کردم... 18:17.360 --> 18:20.240 ‫فکر می‌کردم خدایا، ‫امیدوارم مامان یه چیزی بگه 18:20.240 --> 18:22.080 ‫تا بره سراغ اون، نه من. 18:24.000 --> 18:26.840 ‫اون‌قدر ذهنم رو بهم ریخت که می‌خواستم ‫مامانِ خودم کتک بخوره. 18:28.400 --> 18:31.560 ‫و بعدش کنارش می‌نشست ‫و باهاش گریه می‌کرد... 18:33.160 --> 18:35.520 ‫و مامان بهم می‌گفت ‫که تقصیر خودش بوده. 18:35.520 --> 18:38.440 ‫ولی اون... اینا مثل هم نیستن. 18:38.440 --> 18:41.640 ‫- بابا... بابا اصلاً این‌طوری نیست. ‫- واقعاً؟ 18:45.440 --> 18:47.960 ‫نمی‌دونم. شاید حق با تو باشه. 18:49.160 --> 18:51.840 ‫اما اگه واقعاً دوستت داره، ‫پس اگه بخوای دست نگه می‌داره. 18:54.000 --> 18:55.400 ‫شاید نمی‌خوام دست نگه داره. 18:56.960 --> 19:00.200 ‫ولی باید بخوای. ‫تو آدم خوبی هستی. 19:03.320 --> 19:05.400 ‫باورم نمیشه کاری کرده فکر کنی نیستی. 19:10.280 --> 19:12.680 ‫- و همه‌ی اینا تأیید شده؟ ‫- ظاهراً. 19:12.680 --> 19:16.760 ‫رئیسِ بزرگِ پلیس‌ها عاشقشه. ‫با هر چی میگه موافقت می‌کنه. 19:16.760 --> 19:19.840 ‫- و همه‌ی اینا رو به تو گفت؟ ‫- نه. 19:19.840 --> 19:24.360 ‫مجبور شدم از زیر زبونش بکشم. ‫دقیقاً همون‌طوری که گفتی انجامش دادم. 19:24.360 --> 19:26.320 ‫عاشق اینه که قهرمان باشه، نه؟ 19:28.240 --> 19:29.760 ‫پس حالا می‌دونیم. 19:31.240 --> 19:32.960 ‫و حالا می‌تونیم برنامه‌ریزی کنیم. 19:34.720 --> 19:36.120 ‫و بیرون از اینجا با هم باشیم. 19:51.160 --> 19:53.800 ‫همه چی خوبه، جنی؟ 19:53.800 --> 19:55.720 ‫آره، آره، فکر کنم. ‫فقط دارم عه... 19:56.960 --> 19:58.800 ‫فیلم دوربین‌های مداربسته رو بررسی می‌کنم 19:58.800 --> 20:02.120 ‫برای پرونده‌ی تصادف آلیس میلر. 20:02.120 --> 20:04.040 ‫تا الان چیزی نصیبم نشده. 20:07.360 --> 20:09.440 ‫چطور می‌تونم کمک کنم، قربان؟ 20:09.440 --> 20:12.520 ‫اوه، فقط می‌خواستم بابت ‫نظراتت ازت تشکر کنم. 20:12.520 --> 20:14.760 ‫اوه، خب، وظیفه بود. 20:15.880 --> 20:17.320 ‫بقیه‌اش رو ما انجام می‌دیم. 20:20.960 --> 20:24.160 ‫- با هیو صحبت کردید، قربان؟ ‫- اونم به اندازه من نگرانه. 20:24.160 --> 20:30.160 ‫فکر می‌کنم نیاز داره ‫توی محیطِ تشویق‌کننده‌تری کار کنه. 20:30.160 --> 20:31.920 ‫بیا انرژی‌ات رو روی چیز دیگه‌ای متمرکز کن. 20:33.240 --> 20:35.000 ‫هنوز می‌تونم مفید باشم، قربان. 20:35.000 --> 20:37.760 ‫بابت تمام کمک‌هات ممنونم. 20:37.760 --> 20:40.600 ‫- هیو چی بهت در مورد... ‫- این تصمیم منه. 20:41.920 --> 20:43.240 ‫مشکلی باهاش داری؟ 20:46.440 --> 20:49.400 ‫- نه، قربان. ‫- نه. 21:07.920 --> 21:09.320 ‫بفرما، برش دار. 21:13.560 --> 21:14.880 ‫یه ذره لگد داره، 21:14.880 --> 21:17.320 ‫پس باید وقتی انجامش میدی نزدیکش باشی. 21:17.320 --> 21:19.480 ‫نه خیلی نزدیک. 21:19.480 --> 21:21.440 ‫نمی‌خوای خون و استخون بپاشه روت. 21:23.760 --> 21:25.000 ‫یا می‌خوای؟ 21:25.500 --> 21:28.500 Z A R D F I L M تقدیم میکند 21:33.880 --> 21:35.080 ‫ببین. 21:37.040 --> 21:38.560 ‫می‌دونی که می‌تونم غیبش کنم 21:38.560 --> 21:40.360 ‫بدون این‌که مجبور باشی ‫به این کارها متوسل بشی؟ 21:42.000 --> 21:46.960 ‫نه، من... باید خودم انجامش بدم. ‫یعنی... می‌خوام انجامش بدم. 21:46.960 --> 21:48.360 ‫نه، نمی‌خوای. 21:48.360 --> 21:50.800 ‫همه چیزت داره داد می‌زنه که نمی‌خوای. 21:53.880 --> 21:55.920 ‫تا حالا به این عمل فکر کردی؟ 21:58.280 --> 22:02.000 ‫به کشیدن ماشه پشتِ سرش؟ 22:03.760 --> 22:05.120 ‫تنها چیزیه که بهش فکر می‌کنم. 22:32.880 --> 22:35.880 ‫خب، این... اینجا جاییه که ‫قراره ماشین‌ها رو پارک کنیم. 22:35.880 --> 22:38.320 ‫- چند تا؟ ‫- فقط دو تا. 22:38.320 --> 22:40.200 ‫نمی‌خوایم توجه مردم رو جلب کنیم. 22:40.200 --> 22:45.200 ‫پس دو تا ماشینِ بی‌نشون، ‫شش مأمور و بعد فقط من و اون. 22:47.280 --> 22:49.640 ‫اینجا همون‌جاییه که گفت ‫جسد رو تا اینجا آورده. 22:59.440 --> 23:03.000 ‫- پس اینجا همون‌جاییه که تو... ‫- آره. آره. آره. 23:05.920 --> 23:09.160 ‫و بعد از این‌که بهمون گفت ‫جسد کجاست، اون‌وقت... 23:09.160 --> 23:12.560 ‫اون‌وقت می‌تونم ترتیبی بدم ‫که فقط من و اون باشیم. 23:14.240 --> 23:16.640 ‫و اونجا سیگنال رادیویی هم نیست. 23:16.640 --> 23:18.120 ‫و نگران این نیستن؟ 23:18.120 --> 23:19.880 ‫نه، نه. من... فکر می‌کنن همه چی ردیفه. 23:19.880 --> 23:22.600 ‫بهشون گفتم که چک کردیم. 23:27.880 --> 23:30.520 ‫بابا، اگه ازت بخوام این کار رو نکنی... 23:32.080 --> 23:33.560 ‫اگه التماست کنم این کار رو نکنی... 23:35.200 --> 23:36.360 ‫بیخیالش میشی؟ 23:38.960 --> 23:40.880 ‫تموم نمیشه، مارگو. 23:42.440 --> 23:44.640 ‫تو دختر منی، پس... 23:45.840 --> 23:48.240 ‫مجبوری این بار وحشتناک رو به دوش بکشی. 23:50.480 --> 23:52.680 ‫و اون می‌دونه اگه به آزار دادنت ادامه بده، 23:52.680 --> 23:54.240 ‫اون‌وقت به من آسیب می‌زنه، پس... 23:55.080 --> 23:57.640 ‫- نمی‌تونم تحملش کنم. ‫- التماست می‌کنم. 23:57.640 --> 24:00.920 ‫این کار رو نکن. ‫به خاطر من، بابا. 24:03.680 --> 24:06.080 ‫به خاطر من، لطفاً. 24:06.080 --> 24:10.920 ‫باشه. باشه. باشه. البته، ‫من... انجامش نمیدم. 24:17.400 --> 24:18.760 ‫انجامش نمیدم. 24:22.800 --> 24:24.120 ‫قول میدم. 24:31.080 --> 24:32.520 ‫خوبی؟ 24:32.520 --> 24:35.320 ‫- عه، الان وقت مناسبی نیست. ‫- اوه، باشه. 24:35.320 --> 24:37.880 ‫خب، میرم گم و گور میشم و وقتی ‫سرت خلوت بود برمی‌گردم، خوبه؟ 24:37.880 --> 24:39.280 ‫عوضی نباش. 24:43.320 --> 24:46.400 ‫شنیدی که از عملیات کنار گذاشته شدم؟ 24:46.400 --> 24:48.480 ‫چی؟ چرا؟ 24:48.480 --> 24:50.360 ‫گمونم یه گاوِ ورّاجم. 24:50.360 --> 24:53.280 ‫مردهای ورّاج با آغوش باز پذیرفته میشن، ‫ولی من با این دهنِ گشادم... 24:54.480 --> 24:55.800 ‫داری عجیب رفتار می‌کنی. 24:55.800 --> 24:58.280 ‫- جدی؟ خب، احتمالاً. ‫- یعنی چی؟ 24:58.280 --> 25:01.640 ‫یعنی الان قراره با کسی که سعی کرد ‫من رو بکشه سوار ماشین بشم. 25:05.960 --> 25:08.200 ‫رفتم و دوباره خاطرات جاناتان گاور رو خوندم. 25:09.720 --> 25:11.480 ‫آره، این دقیقاً وقتیه که ‫از پرونده کنار گذاشته شدی. 25:11.480 --> 25:13.480 ‫آره، خب... و چیزی هست ‫که متوجهش شدم. 25:14.880 --> 25:16.600 ‫یه چیزهایی کمه. 25:16.600 --> 25:18.800 ‫درسته. 25:20.080 --> 25:21.960 ‫ببین، خیلی واضح نیست. 25:23.160 --> 25:25.280 ‫بخش زیادیش عجیبه ‫و کاملاً تکه‌تکه‌ست. 25:25.280 --> 25:28.920 ‫بعضی‌هاشون فقط چند خط هستن، ‫اما وقتی دوباره چکشون کردم، 25:28.920 --> 25:33.000 ‫بعضی‌هاشون وسط جمله ‫در انتهای صفحه قطع شدن. 25:33.000 --> 25:35.680 ‫پس فکر می‌کنم ناتالی شاید ‫چند تا صفحه رو برداشته 25:35.680 --> 25:37.600 ‫قبل از این‌که اونا رو به ما بده. 25:37.600 --> 25:41.000 ‫چرا؟ یعنی، تو... ازش پرسیدی؟ 25:41.000 --> 25:45.000 ‫نه. هنوز نه. برات ایمیلشون کردم ‫که بتونی چک کنی. 25:45.000 --> 25:46.640 ‫باشه. 25:48.240 --> 25:49.600 ‫اگه پاتریک اون رو نکشته باشه چی؟ 25:49.600 --> 25:51.360 ‫- اوه، جنی... ‫- ببین، می‌دونم. 25:51.360 --> 25:53.280 ‫می‌دونم. ببین، می‌دونم. 25:53.280 --> 25:55.520 ‫می‌دونم من تنها کسی‌ام که ‫هنوز دارم به این فکر می‌کنم، 25:55.520 --> 25:58.560 ‫اما اگه نکشتتش، پس چرا داره ‫همه‌ی شما رو می‌بره توی جنگل؟ 25:58.560 --> 26:01.480 ‫خب، فقط چون می‌خواد با مغزم بازی کنه. 26:01.480 --> 26:03.560 ‫- آره، یا برای فرار. ‫- جنی. 26:03.560 --> 26:07.040 ‫ببین، اگه پاتریک گاور رو نکشته باشه، ‫و اون هنوز زنده باشه، پس اون... 26:07.040 --> 26:10.400 ‫اون یه جور تونسته یه زندگی کاملاً جدید ‫برای خودش بسازه 26:10.400 --> 26:11.960 ‫بدون این‌که حتی یک بار سوتی بده؟ 26:11.960 --> 26:14.080 ‫و اصلاً چرا باید غیبش بزنه؟ 26:14.080 --> 26:15.920 ‫اما اگه پاتریک این کار رو نکرده باشه... 26:15.920 --> 26:19.160 ‫- جنی، من شش تا پلیس دارم. ‫- آره، و باید بیشتر باشه. 26:19.160 --> 26:21.200 ‫می‌دونم می‌خوای بی سر و صدا پیش بره... 26:21.200 --> 26:22.800 ‫خب، ولی اون دست من نیست. 26:22.800 --> 26:24.160 ‫اون دستِ رئیس پلیسه. 26:28.080 --> 26:29.840 ‫می‌دونی، تو... 26:29.840 --> 26:32.800 ‫تو دیگه ازم چیزی در مورد ‫تحقیقاتِ مرگ آلیس نمی‌پرسی. 26:34.880 --> 26:36.000 ‫خب، یعنی... 26:38.200 --> 26:40.320 ‫دوست ندارم زیاد روش تمرکز کنم، جنی. 26:42.680 --> 26:44.880 ‫به هر حال، اگه چیزی پیدا می‌کردی ‫به من می‌گفتی. 26:44.880 --> 26:47.360 ‫یعنی داری همین‌طوری 26:47.360 --> 26:49.280 ‫فیلم‌های دوربین داشبورد رو ‫بررسی می‌کنی، نه؟ 27:00.840 --> 27:02.480 ‫دست از پنهون‌کاری از من بردار. 27:04.200 --> 27:05.640 ‫من پنهون‌کاری نمی‌کنم. 27:08.200 --> 27:09.320 ‫جنی، من پنهون‌کاری نمی‌کنم. 27:09.820 --> 27:12.820 زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in 28:58.880 --> 29:01.120 ‫می‌دونم چی گفتم، ‫اما قراره انجامش بدم. 29:01.120 --> 29:03.200 ‫- جسدی در کار نیست. ‫- لعنتی. 29:03.200 --> 29:04.840 ‫- اون مرد رو نکشته. ‫- لعنتی. 29:04.840 --> 29:06.800 ‫- فکر می‌کنه... ‫- نه. 29:06.800 --> 29:08.080 ‫صبح بخیر. 29:11.960 --> 29:14.320 ‫- آقای ام؟ ‫- بابا! 29:21.120 --> 29:22.320 ‫اون رفته. 29:24.360 --> 29:25.960 ‫سم، اون واقعاً داره انجامش میده. 29:43.520 --> 29:44.800 ‫سلام، هیو. 29:47.240 --> 29:48.960 ‫خب، بزن بریم. 30:04.560 --> 30:06.200 ‫برگشت به زندان از طریق این جاده فرعی... 30:06.200 --> 30:08.920 ‫سیلور هستم. زندانی رو داریم. 30:08.920 --> 30:11.360 ‫تایید می‌کنیم که برای ادامه آماده‌ایم. 30:11.360 --> 30:12.920 ‫گلد، دریافت شد. 30:19.440 --> 30:20.680 ‫مدی، جانی. 30:22.240 --> 30:25.760 ‫سعی دارم یه فرد گمشده رو پیدا کنم. ‫می‌خواید بهم کمک کنید؟ 30:51.080 --> 30:52.600 ‫همیشه رویای یه سفر جاده‌ای رو داشتم. 31:42.720 --> 31:44.760 ‫اون بهت دروغ گفت. ‫همین و بس. 31:44.760 --> 31:47.360 ‫- گفت همه چی تغییر می‌کنه. ‫- اون چیزی رو گفت که می‌خواستی بشنوی. 31:47.360 --> 31:49.720 ‫نه. اون چیزی رو گفت که ‫حالِ خودش رو بهتر می‌کرد. 31:49.720 --> 31:51.920 ‫شاید واقعاً این کار رو نکنه. 31:51.920 --> 31:54.520 ‫آره، بیا یه فرصت دیگه بهش بدیم ‫و یکی دیگه و یکی دیگه. 31:54.520 --> 31:56.680 ‫مارگو، اون می‌خواد یه نفر رو ‫در کمال خونسردی بکشه. 31:56.680 --> 31:59.120 ‫مهم نیست که پاتریک هارباتله، این قتله. 32:11.720 --> 32:14.280 ‫خیلی خب، گوش بدید. ‫همه روال کار رو می‌دونید. 32:14.280 --> 32:17.800 ‫پس، ما قراره همه‌ی کارها رو دقیقاً ‫همون‌طور که توافق کردیم انجام بدیم. 32:17.800 --> 32:22.240 ‫مایکی، می‌خوام همین‌جا بمونی ‫و اگه کسی اومد بی‌سیم بزنی. 32:23.720 --> 32:25.720 ‫خیلی خب، بیاید بیاریمش بیرون. 32:46.440 --> 32:47.880 ‫یه جایی اونجاست، نه؟ 32:49.720 --> 32:52.080 ‫آره. یه جایی اونجاست. 32:59.400 --> 33:01.400 ‫سیلور، الان داریم می‌ریم داخل جنگل. 33:10.400 --> 33:12.880 ‫جدی می‌خوای بهم بی‌محلی کنی ‫و باهام حرف نزنی؟ 33:17.480 --> 33:19.320 ‫این ممکنه آخرین باری باشه ‫که با هم هستیم، هیو. 33:26.080 --> 33:29.680 ‫لعنتی. این یه مأموریتِ رسمی پلیسه. 33:29.680 --> 33:32.000 ‫میشه لطفاً از همون‌جایی که ‫اومدید برگردید، قربان؟ 33:32.000 --> 33:34.400 ‫ممنونم. ممنونم. 33:34.400 --> 33:36.920 ‫خدای من. فکر کنم چک کرده بودیم ‫که این اتفاقات پیش نیاد؟ 33:36.920 --> 33:39.000 ‫- دیگه کی می‌تونه اینجا باشه؟ ‫- متأسفم، قربان. 33:39.000 --> 33:41.440 ‫- فکر کردم که... ‫- آره. خیلی خب. باشه. 33:41.440 --> 33:43.600 ‫جیم و لورا، میشه اینجا بمونید؟ 33:43.600 --> 33:45.360 ‫نذارید کسی از این مسیر رد بشه. 33:47.800 --> 33:50.640 ‫- چرا همه انقدر عصبی‌ان؟ ‫- خفه شو. 33:50.640 --> 33:51.920 ‫فقط حرکت کن. 34:01.600 --> 34:06.920 ‫[فراخوان پلیس پس از تصادف منجر به مرگ و فرار راننده] ‫[درخواست کمک برای شناسایی قربانی.] 34:45.800 --> 34:47.720 ‫می‌دونم چه اتفاقی برای شوهرت افتاده. 34:47.720 --> 34:49.760 ‫پنج سال پیش، 34:49.760 --> 34:52.920 ‫پلیس سرِ صحنه‌ی یه تصادف رانندگی ‫توی دادلی حاضر شده. 34:52.960 --> 34:55.840 ‫قربانی هیچ‌گونه مدارک شناسایی ‫همراهش نداشت. 34:55.840 --> 34:59.000 ‫تنها چیزی که در صحنه پیدا شده ‫یه کوله‌پشتی بوده. 34:59.000 --> 35:03.000 ‫خب؟ که توش یه سری وسایل شخصی بوده، ‫که یکی از اونا... 35:05.840 --> 35:07.360 ‫یه عروسک خرسی بوده. 35:07.360 --> 35:11.440 ‫ناتالی، چند تا مرد بالغ می‌شناسی که ‫با خودشون عروسک خرسی حمل کنن؟ 35:11.440 --> 35:15.600 ‫ببین، می‌تونم بیام تو؟ خواهش می‌کنم؟ 35:15.600 --> 35:19.720 ‫پلیس‌ها، اونا، عه... ‫اونا یه فراخوان دادن. 35:19.720 --> 35:22.360 ‫آره؟ حتی این عکس رو ‫توی روزنامه محلی چاپ کردن. 35:22.360 --> 35:25.760 ‫اما هیچ جوابی نگرفتن. ‫کسی دنبالش نیومد. 35:25.760 --> 35:29.040 ‫و بدون هیچ سرنخی، ‫پرونده رو بستن. 35:29.040 --> 35:31.440 ‫جستجوی سختی برای پیدا کردنش بود. 35:31.440 --> 35:34.520 ‫نه، اون... این درست نیست. 35:35.720 --> 35:38.600 ‫می‌تونم تا آخر هفته آزمایش‌های بیشتری انجام بدم ‫تا ثابت کنم اون کیه. 35:38.600 --> 35:40.560 ‫باشه؟ اما وقت ندارم. 35:49.720 --> 35:50.720 ‫آره. 35:55.560 --> 35:56.720 ‫آره. بازرس اتکینز هستم. 35:56.720 --> 35:59.440 ‫باید فوراً با رئیس پلیس کلارک صحبت کنم. 35:59.440 --> 36:03.880 ‫باشه. اون باید بدونه که جاناتان گاور ‫در یه تصادف کشته شده، 36:03.880 --> 36:05.800 ‫نه توسط پاتریک هارباتل. 36:09.600 --> 36:11.240 ‫توی اون صفحات گمشده چی بود؟ 36:15.480 --> 36:16.880 ‫همه‌اش در مورد تو بود، مگه نه؟ 36:18.480 --> 36:20.280 ‫جاناتان تو دادلی بود ‫چون ترکت کرده بود. 36:22.960 --> 36:26.200 ‫تو کسی بودی که مراقبش بودی، ‫کنترلش می‌کردی. 36:27.520 --> 36:29.040 ‫من نبودم. 36:29.040 --> 36:31.440 ‫اون فقط بلد نبود از خودش مراقبت کنه. 36:31.440 --> 36:32.920 ‫کسی مجبورت کرده این کار رو بکنی؟ چی؟ 36:32.920 --> 36:36.760 ‫کسی اومده پیشت، ‫گفته این چرندیات رو به ما بگی؟ 36:36.760 --> 36:41.240 ‫اینا چرند نیست! جاناتان به من نیاز داشت. ‫من ازش محافظت می‌کردم. 36:47.040 --> 36:48.760 ‫اصلاً نمی‌دونی چه گندی زدی. 37:02.680 --> 37:03.960 ‫فکر می‌کنم... 37:07.120 --> 37:08.320 ‫همین‌جاست. 37:11.640 --> 37:15.400 ‫چطور می‌تونی انقدر مطمئن باشی؟ ‫تمام شب طول کشید تا گودال رو بکنم. 37:17.000 --> 37:18.800 ‫اما وقتی خورشید طلوع کرد... 37:20.480 --> 37:22.680 ‫اون درخت رو دیدم. 37:22.680 --> 37:24.120 ‫آره. 37:25.760 --> 37:27.040 ‫همین‌جاست. 37:30.920 --> 37:34.040 ‫خیلی خب. بیاید به مرکز اطلاع بدیم. 37:35.880 --> 37:38.320 ‫سیلور، محل احتمالی جسد. 37:41.760 --> 37:43.080 ‫سیلور، صدام رو می‌شنوی؟ 37:44.960 --> 37:47.040 ‫آنتن نداری؟ 37:47.040 --> 37:49.240 ‫نه، قربان. متأسفم، فکر کردم... 37:49.240 --> 37:51.280 ‫نه. باشه، باشه. خیلی خب. ‫متی، تو همین‌جا بمون. 37:51.280 --> 37:55.040 ‫محل رو علامت‌گذاری کن و فیسک و دانکن، ‫شما از همون راهی که اومدید برگردید. 37:55.040 --> 37:57.240 ‫و به محض این‌که آنتن گرفتید اطلاع بدید 37:57.240 --> 38:00.040 ‫و به تیم بازیابی جسد بگید ‫در اولین فرصت بیان اینجا، 38:00.040 --> 38:02.080 ‫و منم با زندانی پشت سرتون میام. 38:02.080 --> 38:04.720 ‫شاید بهتر باشه دانکن تنها بره 38:04.720 --> 38:06.040 ‫و من پیش شما بمونم، قربان؟ 38:06.040 --> 38:07.760 ‫آره؟ برای امنیت بیشتر؟ 38:09.360 --> 38:12.600 ‫آره. آره، این احتمالاً، احتمالاً منطقیه. 38:12.600 --> 38:14.360 ‫- بزنید بریم. راه بیفتید بریم. ‫- بله، قربان. 38:14.360 --> 38:17.360 ‫- چیه، همین بود؟ ‫- اگه دروغ نگی، همینه. 38:23.800 --> 38:25.720 ‫بله، بازرس اتکینز هستم. 38:27.400 --> 38:29.320 ‫هنوز سعی دارم با رئیس پلیس تماس بگیرم. 38:30.720 --> 38:33.320 ‫خیلی خب، بهش بگو که کاملاً فوریه. 38:52.080 --> 38:53.760 ‫هیچکس تکون نخوره، لعنتی‌ها! 38:55.160 --> 38:58.040 ‫شما دوتا، همین الان زانو بزنید. 38:59.880 --> 39:03.000 ‫هر دوتاتون روی زمین دراز بکشید. ‫صورت به سمت پایین. 39:04.400 --> 39:05.560 ‫نه. 39:05.560 --> 39:08.960 ‫چی؟ چی؟ 39:11.160 --> 39:13.600 ‫تو بهم شلیک نمی‌کنی. اگه یه پلیس رو بکشی، ‫حبس ابد می‌گیری. 39:13.600 --> 39:15.440 ‫فیسک. فیسک. 39:15.440 --> 39:17.280 ‫جلوتر نیا. 39:18.760 --> 39:20.840 ‫این اطراف پر از پلیسه. 39:20.840 --> 39:22.360 ‫نمی‌تونی از این مهلکه فرار کنی. 39:24.680 --> 39:27.680 ‫- عقب وایسا! ‫- فقط اسلحه رو بده به من. 39:32.000 --> 39:33.800 ‫هوات رو دارم، هوات رو دارم. 39:37.360 --> 39:39.840 ‫خوب میشی. ‫همه چی درست میشه. 39:39.840 --> 39:41.360 ‫آروم باش. 39:41.360 --> 39:43.840 ‫همه چی درست میشه. 39:43.840 --> 39:47.320 ‫چیزی نیست. فقط... خوب میشی. 39:48.440 --> 39:50.200 ‫درست میشه. درست میشه. 39:54.280 --> 39:56.760 ‫آماده شو، آماده شو. ‫اینم از این. تمومه. 40:26.120 --> 40:27.600 ‫این‌طرف! 40:27.600 --> 40:29.880 ‫- چی شد؟ ‫- تا جایی که می‌تونی محکم فشارش بده. 40:29.880 --> 40:32.840 ‫فقط... فشار رو روش حفظ کن. ‫همینه. ردیفه. 40:32.840 --> 40:35.160 ‫خیلی خب. باشه. ‫می‌خوام به مرکز خبر بدی. 40:35.160 --> 40:38.160 ‫زندانی پیاده‌ست، ‫با یه افسر زندان در حال فراره، 40:38.160 --> 40:39.280 ‫و مسلح هستن، فهمیدی؟ 40:39.280 --> 40:41.520 ‫برو، برو! همینه. ‫خوب میشی، فیسک. 40:41.520 --> 40:43.960 ‫- درست میشه. ‫- کمک تو راهه. 40:43.960 --> 40:46.480 ‫فقط نفس بکش. 41:32.000 --> 41:33.080 ‫کسی تعقیبمون کرد؟ 41:34.400 --> 41:36.640 ‫یه مدت رفتم شمال قبل از این‌که برگردم. 41:36.640 --> 41:38.040 ‫یه دور بزرگ زدم. 41:39.520 --> 41:41.640 ‫همه‌ی پلیس‌ها دارن به سمت دیگه میرن. 41:44.440 --> 41:46.960 ‫فکر می‌کنی فهمیدن که ‫هیچ جسدی اونجا دفن نشده؟ 41:46.960 --> 41:48.120 ‫اوه، آره. 41:54.400 --> 41:56.240 ‫اینا برای یه ماه کافیه. 41:59.880 --> 42:05.720 ‫می‌دونم فقط گفتی دو هفته، ‫اما احتیاط کردن بهتره، نه؟ 42:16.560 --> 42:17.800 ‫این چیه؟ 42:18.880 --> 42:20.120 ‫یه ردیابه. 42:25.080 --> 42:28.360 ‫هفته‌ی پیش بعد از یکی از گپ‌های قشنگمون، ‫گذاشتمش اونجا. 42:28.360 --> 42:30.400 ‫بعدش کل راه رو تا اینجا تعقیبت کردم. 42:31.960 --> 42:34.200 ‫اسلحه کجاست؟ 42:34.200 --> 42:36.040 ‫زیر صندلی عقب. 42:37.440 --> 42:39.880 ‫کلیدها رو بده بهش. ‫اون رانندگی می‌کنه. 42:43.680 --> 42:46.160 ‫یالا، سوار شو. 42:46.160 --> 42:48.560 ‫تو، برو اونجا وایسا. یالا. 43:01.640 --> 43:05.520 ‫ممنون که فراری‌اش دادی. ‫بدون تو نمی‌تونستم انجامش بدم. 43:15.040 --> 43:17.200 ‫نه! 43:26.240 --> 43:27.560 ‫کجا بریم، رئیس؟ 43:30.520 --> 43:31.920 ‫خودت می‌فهمی. 43:32.480 --> 43:33.920 ‫فقط برون. 43:39.800 --> 43:44.800 ‫«ترجمه از سینا صداقت»