WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 01:24.667 --> 01:26.377 ‫[این داستان تخیلی است و اسامی تمامی شخصیت‌ها ‫و سازمان‌ها ساختگی هستند.] 01:26.377 --> 01:27.962 ‫[همچنین این داستان هیچ ارتباطی ‫به وقایع و رویدادهای دنیای واقعی ندارد.] 01:32.550 --> 01:35.512 ‫داروساز! زود باش باهام بیا! 01:36.346 --> 01:37.388 ‫یالا! 01:38.389 --> 01:40.683 ‫- در رو باز کن! ‫- چه خبره اول صبحی؟ 01:41.643 --> 01:43.353 ‫می‌دونم اون تویی! 01:43.353 --> 01:44.479 ‫داروساز! 01:46.231 --> 01:47.523 ‫یه نفر مریضه. 01:47.523 --> 01:49.150 ‫همین الان بیا خونه‌م! 01:52.403 --> 01:53.363 ‫هی! 01:55.949 --> 01:57.659 ‫پول داری بدی؟ 01:57.659 --> 02:00.828 ‫چی؟ اگه پول نداشته باشم، ‫بهم بی‌محلی می‌کنی؟ 02:00.828 --> 02:02.664 ‫مگه تو داروساز نیستی؟ 02:02.664 --> 02:05.250 ‫داروسازم. ما دستمزد می‌گیریم. 02:05.250 --> 02:07.919 ‫می‌خوای از بدبخت‌بیچاره‌ها پول بگیری؟ 02:07.919 --> 02:10.129 ‫اون پیرمردی که همیشه اینجاست کجاست؟ 02:10.129 --> 02:11.339 ‫می‌دونستم. 02:11.339 --> 02:14.008 ‫معلومه بابام باز از سر دلسوزی ‫بهشون رو داده. 02:14.801 --> 02:17.428 ‫پیرمرد رفته دنبال کار. 02:17.428 --> 02:18.888 ‫اگه پول نداری، برو خونه‌ت. 02:22.850 --> 02:26.771 ‫به‌خاطر آدم‌هایی مثل شماست که ‫توی این خراب‌شده زندگی می‌کنم. 02:28.690 --> 02:31.109 ‫چقدر پرروئه که انتظار صدقه داره... 02:35.613 --> 02:36.781 ‫خواهش می‌کنم. 02:36.781 --> 02:38.783 ‫بعداً پولت رو می‌دم. 02:38.783 --> 02:40.076 ‫قسم می‌خورم می‌دم. 02:40.076 --> 02:42.495 ‫آخه بچه‌م مریضه. 02:48.876 --> 02:52.630 ‫چویو. یه‌کم مرکب، یه قلم‌مو ‫و یه لوح چوبی بیار. 03:00.221 --> 03:01.264 ‫این یه قرارداده. 03:01.764 --> 03:03.641 ‫حداقل بلدی اسمت رو بنویسی؟ 03:03.641 --> 03:05.393 ‫نه، بلد نیستم. 03:05.393 --> 03:07.020 ‫اینجا چی نوشته؟ 03:07.020 --> 03:09.731 ‫«حتماً پول دارو رو پرداخت می‌کنم.» 03:10.231 --> 03:11.899 ‫باشه، فقط شستت رو بزن. 03:11.899 --> 03:13.151 ‫بزن اینجا. 03:16.612 --> 03:18.614 ‫این‌طوری خوبه؟ 03:19.949 --> 03:21.534 ‫آره، فکر کنم کار رو راه بندازه. 03:21.534 --> 03:23.494 ‫یه‌کم مشکوک می‌زنه‌ها. 03:24.787 --> 03:25.621 ‫آخ! 03:30.626 --> 03:31.627 ‫از این طرف. 03:34.922 --> 03:37.133 ‫چرا باز اومدیم یه همچین جایی؟ 03:37.133 --> 03:39.552 ‫ببخشید که تو رو هم دنبال خودم کشوندم، اوکیو. 03:40.094 --> 03:41.721 ‫دردسره، ولی خب چه می‌شه کرد. 03:42.305 --> 03:45.224 ‫واقعاً به بابات رفتی. 03:47.018 --> 03:47.977 ‫رسیدیم. 03:49.520 --> 03:50.438 ‫بیاین تو. 03:52.106 --> 03:54.025 ‫یه داروساز آوردم. 03:54.692 --> 03:55.651 ‫بابا. 03:56.778 --> 03:58.112 ‫این بوی گندیدگی... 04:09.040 --> 04:10.875 ‫از کِی این‌طوری شده؟ 04:10.875 --> 04:12.502 ‫چند روز پیش. 04:12.502 --> 04:15.379 ‫ولی دست‌هاش قبل از اینم مشکل داشتن. 04:16.714 --> 04:19.342 ‫زود باش، خواهش می‌کنم. درمانش کن. 04:21.511 --> 04:22.887 ‫این دیگه برای چیه؟ 04:22.887 --> 04:25.389 ‫اگه منم بگیرم، همه‌مون بدبخت می‌شیم. 04:26.057 --> 04:27.600 ‫ترجیح می‌دی بذارم برم؟ 04:35.483 --> 04:37.443 ‫باید محتاط بود. 04:37.443 --> 04:39.278 ‫خب، بریم سراغ علائمش. 04:40.238 --> 04:41.822 ‫شبیه سرمازدگیه، 04:41.822 --> 04:44.450 ‫ولی هوا اون‌قدر سرد نیست که به این روز بیفته. 04:45.826 --> 04:48.454 ‫مردمک چشم‌هاش هم گشاد شده. و تازه... 04:50.957 --> 04:52.667 ‫از صبح تا حالا بدتر شده. 04:53.251 --> 04:55.002 ‫چی‌کار کنیم، بابا؟ 04:55.002 --> 04:56.879 ‫آخرش مثل مامان می‌شه! 04:56.879 --> 04:58.756 ‫نه... 05:02.969 --> 05:05.054 ‫خواهش می‌کنم، نجاتش بده! 05:05.054 --> 05:08.474 ‫دیگه طاقت ندارم یکی دیگه ‫از اعضای خانواده‌م رو از دست بدم! 05:08.474 --> 05:11.185 ‫که «نمی‌تونی از دست بدی»، آهان. 05:12.270 --> 05:14.563 ‫مادرش هم همین‌جوری مُرد؟ 05:15.064 --> 05:18.484 ‫نه، اون به‌خاطر سقط مُرد. 05:19.277 --> 05:20.403 ‫سقط؟ 05:24.532 --> 05:26.117 ‫چیزی بهش دادی بخوره؟ 05:27.285 --> 05:28.536 ‫یه‌کم فرنی برنج. 05:30.288 --> 05:32.248 ‫اصلاً توش برنجی دیده نمی‌شه. 05:32.248 --> 05:33.624 ‫چی توشه؟ 05:35.126 --> 05:36.377 ‫برای اینکه حجمش زیاد بشه، ‫اینا رو ریختم... 05:43.676 --> 05:46.053 ‫اینا بی‌خطرن. چیز دیگه‌ای هم هست؟ 05:46.846 --> 05:47.972 ‫چیز دیگه... 05:48.681 --> 05:49.724 ‫چیز دیگه‌ای نیست؟ 06:15.666 --> 06:18.711 ‫هی، اون چیه دستت؟ 06:20.171 --> 06:21.881 ‫از کجا آوردیش؟ 06:22.465 --> 06:23.507 ‫بهمون دادنش. 06:23.507 --> 06:27.511 ‫مامان گفت هر وقت غذا کم بود، ‫کم‌کم از این بخوریم. 06:28.095 --> 06:30.181 ‫و به بابا هم چیزی نگیم. 06:32.391 --> 06:34.602 ‫من مرد این خانواده‌م! 06:34.602 --> 06:37.938 ‫ولی تو که اصلاً کار نمی‌کنی! ‫فقط بلدی قمار کنی! 06:37.938 --> 06:40.066 ‫ما رو می‌فرستی خیابون‌ها گدایی کنیم، 06:40.066 --> 06:42.234 ‫بعد همه‌ش رو توی قمار می‌بازی! 06:44.737 --> 06:46.822 ‫از این اتفاق‌ها زیاد می‌افته. 06:46.822 --> 06:47.823 ‫بده ببینم. 06:55.331 --> 06:56.749 ‫بوی شیرینی؟ 06:59.251 --> 07:00.544 ‫شکر؟ 07:00.544 --> 07:03.255 ‫بخشیدن همچین چیز گرونی به گداها ‫خیلی عجیبه. 07:03.756 --> 07:04.799 ‫کی اینو بهتون داده؟ 07:04.799 --> 07:06.258 ‫نمی‌دونم. 07:06.258 --> 07:09.678 ‫یه نفر داد به خواهر کوچیکم، ‫ولی اون لاله. 07:10.179 --> 07:11.639 ‫کِی گرفتش؟ 07:11.639 --> 07:13.432 ‫قبل از اینکه مامان بمیره. 07:13.933 --> 07:16.143 ‫پس فکر کنم حدود یه ماه پیش. 07:16.143 --> 07:18.145 ‫کس دیگه‌ای هم از این کیک‌ها گرفته؟ 07:18.813 --> 07:21.065 ‫کسی که علائمش شبیه این باشه؟ 07:21.649 --> 07:23.692 ‫اون پیرمردی که اون پشت می‌شینه... 07:25.986 --> 07:26.862 ‫فهمیدم. 07:31.575 --> 07:34.537 ‫هی، داری با دخترم چی‌کار می‌کنی؟ 07:34.537 --> 07:35.788 ‫دارم با خودم می‌برمش. 07:35.788 --> 07:38.624 ‫اگه اینجا بمونه، عمراً خوب بشه. 07:40.584 --> 07:43.045 ‫اون کیک رو هم بندازین دور. 07:43.045 --> 07:44.547 ‫دلیل مریضیش همونه. 07:48.300 --> 07:49.468 ‫و همین‌طور سقط بچه. 07:55.015 --> 07:55.933 ‫من میارمش. 07:59.562 --> 08:02.356 ‫اون پیرمردی که اون پشت بود، ‫انگشت‌هاش گندیده و افتاده. 08:02.898 --> 08:04.108 ‫که این‌طور. 08:04.108 --> 08:05.943 ‫اولش خودش رو به نفهمی زد، 08:05.943 --> 08:08.237 ‫ولی وقتی یه‌کم پول بهش دادم، زبون باز کرد. 08:08.237 --> 08:10.322 ‫وقتی داشته توی خیابون گدایی می‌کرده، 08:10.322 --> 08:11.907 ‫از یه زن گرفتش. 08:13.200 --> 08:14.702 ‫صورتش رو ندیده. 08:16.245 --> 08:17.580 ‫پس یه زن بوده، هان؟ 08:18.330 --> 08:21.166 ‫این کیه؟ خیلی کثیفه... 08:21.166 --> 08:23.085 ‫پس برو یه‌کم آب جوش بیار. 08:24.920 --> 08:25.963 ‫اینم انعامت. 08:26.589 --> 08:27.923 ‫البته چیز زیادی نیست. 08:27.923 --> 08:28.966 ‫لازم نیست. 08:30.009 --> 08:31.385 ‫به بچه‌داری عادت دارم. 08:34.346 --> 08:35.306 ‫بعداً می‌بینمت. 08:38.392 --> 08:40.144 ‫کاش بیشتر می‌موند. 08:41.395 --> 08:45.482 ‫هی، چرا انگشت‌هاش ‫انقدر عجیب‌وغریب سیاه شده؟ 08:45.482 --> 08:46.984 ‫به‌خاطر کیک. 08:47.609 --> 08:50.529 ‫یا بهتره بگم چون توی کیک «ارگوت» بوده. 08:51.196 --> 08:52.323 ‫ما هم یه‌کم داریم. 08:52.323 --> 08:53.157 ‫داریم؟ 08:56.660 --> 08:58.996 ‫توی داروهای سقط جنین هم ازش استفاده می‌شه. 08:59.621 --> 09:01.874 ‫توی گندم‌های بی‌کیفیت پیدا می‌شه. 09:01.874 --> 09:04.001 ‫حتی مقدار کمش هم سمیه. 09:04.585 --> 09:08.339 ‫جریان خون رو توی دست‌وپا مختل می‌کنه ‫و باعث بافت‌مردگی می‌شه. 09:08.339 --> 09:11.008 ‫گاهی اوقات باعث فلج شدن ‫و توهم هم می‌شه. 09:11.508 --> 09:13.010 ‫خوب می‌شه؟ 09:13.010 --> 09:15.054 ‫آره، اگه دیگه ارگوت نخوره. 09:15.554 --> 09:18.098 ‫البته به یه‌کم تحرک هم نیاز داره. 09:18.098 --> 09:19.475 ‫همین؟ 09:19.475 --> 09:20.726 ‫همین. 09:20.726 --> 09:24.271 ‫برای اون سوءتغذیه ‫خیلی خطرناک‌تر از خودِ سمه. 09:25.689 --> 09:27.191 ‫آب جوش من چی شد؟ 09:29.985 --> 09:33.072 ‫برو از ننه‌جون یه‌کم برنج سفید هم بگیر. 09:33.072 --> 09:34.990 ‫برنج سفید؟ حله! 09:38.827 --> 09:41.371 ‫اصلاً آب رو نجوشوند... 09:48.378 --> 09:50.964 ‫خواهر بزرگ‌ترش هیچ علائمی نداشت، 09:50.964 --> 09:53.008 ‫چون اصلاً از اون کیک نخورده بود. 09:53.008 --> 09:54.968 ‫فقط به خواهر کوچیکش داده بود. 09:55.761 --> 09:58.680 ‫گمونم مادر باردارشون نتونسته ‫جلوی هوسش رو بگیره. 09:59.890 --> 10:01.850 ‫زنی که به گداها کیک می‌ده، 10:01.850 --> 10:05.270 ‫اونم با مواد گرون‌قیمتی مثل شکر... 10:07.356 --> 10:08.941 ‫خیلی مشکوکه. 10:17.866 --> 10:22.621 ‫یک... دو... آفرین، خوبه. 10:23.956 --> 10:25.582 ‫عالیه، داری راه می‌ری! 10:28.877 --> 10:30.546 ‫الان دیگه عین یه برادر بزرگ‌تر شده. 10:35.133 --> 10:36.093 ‫ببخشید... 10:39.930 --> 10:41.807 ‫این کبودی‌ها به‌خاطر زمین خوردن معمولی نیست. 10:42.516 --> 10:43.642 ‫خواهرم کجاست؟ 10:44.142 --> 10:44.977 ‫نگاه کن. 10:47.521 --> 10:48.647 ‫بفرما... 10:51.108 --> 10:51.942 ‫رد کن بیاد. 10:52.442 --> 10:56.071 ‫بابات که نیومده، ‫پس معلومه هنوزم آه در بساط ندارین. 10:59.074 --> 11:00.117 ‫مهم نیست. 11:00.117 --> 11:02.411 ‫عوضش خواهرت رو می‌فروشم. 11:03.871 --> 11:05.956 ‫اگه از الان آموزش ببینه، هنوز وقت داره. 11:11.336 --> 11:12.796 ‫خواهرم نمی‌تونه حرف بزنه. 11:12.796 --> 11:14.798 ‫منو می‌تونی گرون‌تر بفروشی. 11:15.507 --> 11:16.675 ‫اوه؟ 11:16.675 --> 11:18.802 ‫انتظار گریه‌وزاری داشتم. 11:19.428 --> 11:21.388 ‫می‌فهمی داری چی می‌گی؟ 11:21.388 --> 11:22.723 ‫آره. 11:22.723 --> 11:24.725 ‫نمی‌خوام تا ابد گدا بمونم. 11:24.725 --> 11:27.519 ‫آخرش مجبور می‌شم توی کاروانسرا کار کنم. 11:27.519 --> 11:30.230 ‫و بابام همون شندرغازی که ‫دربیارم رو هم بالا می‌کشه. 11:30.230 --> 11:33.650 ‫یعنی ترجیح می‌دی با پای خودت بری کاروانسرا؟ 11:33.650 --> 11:34.735 ‫دقیقاً! 11:34.735 --> 11:36.445 ‫تو از خانۀ زنگاری هستی، نه؟ 11:37.404 --> 11:39.615 ‫می‌خوای برات کار جور کنم، هان؟ 11:39.615 --> 11:40.449 ‫آره. 11:42.367 --> 11:45.203 ‫فکر می‌کنی انقدر می‌ارزی؟ 11:46.246 --> 11:48.332 ‫اندازۀ خواهر کوچیکم که می‌ارزم، نه؟ 11:48.332 --> 11:49.958 ‫اون هنوز سنش کمه. 11:49.958 --> 11:51.918 ‫با آموزش زود راه می‌افته. 11:51.918 --> 11:53.545 ‫اون حتی نمی‌تونه حرف بزنه! 11:53.545 --> 11:56.214 ‫بعضی مشتری‌ها دخترهای ساکت رو می‌پسندن. 11:56.214 --> 11:57.466 ‫ولی بازم! 11:57.466 --> 12:00.927 ‫اگه فرار نکنم، ‫تا ابد توی این لجنزار گیر می‌افتم! 12:01.511 --> 12:02.763 ‫عمراً. 12:02.763 --> 12:04.890 ‫محاله بذارم همچین اتفاقی بیفته! 12:09.311 --> 12:11.271 ‫از این اتفاق‌ها هم زیاد می‌افته. 12:11.271 --> 12:12.356 ‫بااین‌حال، 12:12.356 --> 12:16.360 ‫نسبت به اون ساده‌لوح‌هایی که منتظرن ‫یکی دیگه بیاد نجاتشون بده، 12:16.360 --> 12:19.279 ‫اونایی که خودشون برای زندگیشون می‌جنگن رو ‫خیلی بیشتر ترجیح می‌دم. 12:19.279 --> 12:20.864 ‫خواهرت چی؟ 12:21.365 --> 12:22.866 ‫جای دوتامون کار می‌کنم. 12:22.866 --> 12:26.453 ‫وقتی ببینن کار بلدم، ‫جفتمون رو قبول می‌کنن، نه؟ 12:28.246 --> 12:29.373 ‫و اگه نتونستی چی؟ 12:29.373 --> 12:31.458 ‫- حالت خوبه؟ ‫- جفتتون مثل موش فاضلاب می‌شین. 12:32.042 --> 12:33.293 ‫می‌دونم. 12:46.098 --> 12:47.015 ‫این چیه؟ 12:47.599 --> 12:49.101 ‫برو سر چاه. 12:49.101 --> 12:50.936 ‫سرده، ولی موهات رو هم بشور. 12:50.936 --> 12:54.564 ‫اگه شپش داشته باشی، ‫با جارو می‌زننت و پرتت می‌کنن بیرون. 13:04.032 --> 13:05.117 ‫از اینجا به بعد، 13:06.076 --> 13:08.870 ‫نمی‌دونم چه بلایی سرش میاد. 13:09.871 --> 13:11.331 ‫خودش انتخابش رو کرد. 13:15.418 --> 13:17.212 ‫خودش مسیرش رو انتخاب کرد. 13:22.384 --> 13:23.885 ‫اگه آخرش پشیمون بشه، 13:25.470 --> 13:29.558 ‫می‌تونه بره خودش رو توی باتلاق غرق کنه. 13:35.981 --> 13:37.566 ‫مشکلی پیش اومده؟ 13:38.191 --> 13:40.152 ‫از خاندان «می» خبر رسیده. 13:40.819 --> 13:42.362 ‫از طرف جاسوس‌ها؟ 13:42.362 --> 13:44.281 ‫آره، یه نگاه بنداز. 13:51.037 --> 13:53.415 ‫یه داروی مشکوک پخش شده؟ 13:53.957 --> 13:55.834 ‫نباید سریع جلوش رو بگیریم؟ 13:55.834 --> 13:58.461 ‫اگه بدون مدرک سروصدا راه بندازیم، ‫ممکنه بهمون حمله کنن. 13:58.962 --> 14:00.505 ‫باید سر بزنگاه مچشون رو بگیریم. 14:01.214 --> 14:03.675 ‫انگار هنوز منشأش مشخص نیست، 14:03.675 --> 14:06.469 ‫ولی این گزارش ‫به شباهت‌های بین مصرف‌کننده‌ها اشاره کرده. 14:07.470 --> 14:08.471 ‫بانوی سفیدپوش. 14:09.055 --> 14:10.098 ‫بانوی سفیدپوش؟ 14:10.640 --> 14:13.226 ‫این اواخر اسمش رو ‫توی خیابون‌ها زیاد می‌شنوم. 14:13.977 --> 14:17.063 ‫ولی ما همین الانشم به‌اندازۀ کافی ‫درگیر هجوم ملخ‌ها هستیم... 14:18.940 --> 14:21.067 ‫اون کتاب‌های مصور بالاخره رسیدن. 14:21.735 --> 14:23.820 ‫باید هرچه زودتر برسونمشون دست مائومائو. 14:23.820 --> 14:26.031 ‫خودتون شخصاً می‌رید، ارباب جینشی؟ 14:26.031 --> 14:27.115 ‫آره. 14:27.115 --> 14:29.576 ‫می‌خوام نظرش رو دربارۀ این موضوع هم بدونم. 14:29.576 --> 14:32.621 ‫دربارۀ بانوی دربار ‫که توی بهداری کمک می‌کنه؟ 14:33.914 --> 14:35.624 ‫ولی... 14:46.176 --> 14:47.844 ‫ارباب جینشی سرش شلوغه. 14:48.803 --> 14:49.721 ‫درسته. 14:49.721 --> 14:51.514 ‫حالا چرا اینو به من می‌گه؟ 14:52.057 --> 14:55.143 ‫تازه، انگار هنوزم ‫به اسم دوران خواجه بودنش صداش می‌زنن. 14:55.727 --> 14:58.730 ‫فکر کنم نشه اسم واقعیش رو ‫راحت به زبون آورد. 14:58.730 --> 15:02.942 ‫دَر اتاق بسته نیست تا کسی فکر بد نکنه. 15:02.942 --> 15:06.112 ‫لابد به‌عنوان دستیار ارباب جینشی ‫داره مراعات می‌کنه. 15:09.574 --> 15:11.117 ‫فال‌گوش‌وایستاده‌های رو مخ. 15:12.994 --> 15:14.746 ‫کتاب‌هایی که توی دژ جا مونده بودن. 15:16.414 --> 15:17.374 ‫با اجازه‌تون... 15:19.709 --> 15:20.585 ‫پرندگان. 15:21.127 --> 15:22.045 ‫ماهی‌ها. 15:23.171 --> 15:24.547 ‫گیاهان. 15:24.547 --> 15:27.801 ‫توی دژ فقط «گیاهان» رو خوندم... ‫ایناهاش. 15:30.512 --> 15:32.222 ‫کتاب حشرات. 15:33.014 --> 15:35.558 ‫تصاویر ملخ‌ها توی همینه، درسته؟ 15:36.101 --> 15:37.102 ‫باید باشه. 15:41.856 --> 15:42.982 ‫نبود؟ 15:43.483 --> 15:44.609 ‫هیچی نیست. 15:44.609 --> 15:48.071 ‫شاید کسی کتاب رو از انبار کش رفته؟ 15:48.571 --> 15:50.740 ‫کی به همچین چیزهایی علاقه داره؟ 15:51.324 --> 15:53.118 ‫بعضی‌ها از این چیزها خوششون میاد. 15:53.910 --> 15:55.578 ‫نکنه سازن بهم دروغ گفته؟ 15:55.578 --> 15:58.123 ‫نه، دروغ گفتن سودی به حالش نداشت. 15:59.791 --> 16:03.628 ‫- اگه ارباب لیهاکو اینجا بود خنده‌دار می‌شد. ‫- نگران نباش. همه‌چیز رو بسپار به من... 16:05.880 --> 16:09.134 ‫من می‌رم! ‫کتاب‌ها رو بهت دادم، دیگه کارم تمومه! 16:10.593 --> 16:13.471 ‫آفتاب‌مهتاب‌ندیده‌ست که... 16:13.471 --> 16:16.182 ‫داره یه تیکه از بهشت رو از دست می‌ده. 16:16.182 --> 16:18.059 ‫احیاناً منظورت «جهنم» نیست؟ 16:18.685 --> 16:21.146 ‫ولی جدا از شوخی، حالا چی‌کار کنم؟ 16:25.608 --> 16:27.777 ‫اوکیو. سازن رو ندیدی؟ 16:27.777 --> 16:29.946 ‫بیرون داره نظافت می‌کنه. 16:30.613 --> 16:32.574 ‫داره کار دخترهای خدمتکار رو انجام می‌ده؟ 16:32.574 --> 16:33.533 ‫آره. 16:33.533 --> 16:35.535 ‫البته اگه فقط به نظافت راضیه، 16:35.535 --> 16:38.454 ‫نمی‌تونیم به‌عنوان نوکر نگهش داریم... 16:46.004 --> 16:48.047 ‫چرا این‌طوری چپ‌چپ نگاهم می‌کنی؟ 16:48.047 --> 16:48.965 ‫نمی‌کنم. 16:49.465 --> 16:51.801 ‫بگذریم، حرف‌هات با هم جور درنمیاد. 16:51.801 --> 16:53.928 ‫اینجا هیچی دربارۀ ملخ‌ها نیست. 16:54.470 --> 16:56.514 ‫امکان نداره. 16:56.514 --> 16:58.349 ‫وایسا ببینم، اون یکی جلدش کو؟ 16:58.349 --> 16:59.350 ‫چی؟ 16:59.350 --> 17:02.395 ‫مجموعه کتاب مصور حشرات سه جلده. 17:03.062 --> 17:04.480 ‫خب، یعنی می‌خوای بگی 17:04.480 --> 17:08.610 ‫از همون اولش هم هیچ تصویری ‫از ملخ‌ها توی اون دژ نبوده؟ 17:08.610 --> 17:12.447 ‫مطمئنم تا وقتی اون داروساز پیر زنده بود، ‫اون کتاب‌ها اونجا بودن. 17:13.198 --> 17:15.450 ‫شاید کتاب رو گذاشتن توی تابوتش؟ 17:15.450 --> 17:18.578 ‫توی زادگاه من همچین رسمی هست. 17:20.538 --> 17:25.418 ‫ولی خیلی بد شد که ‫سرِ اون آزمایش‌های ناموفق مُرد. 17:25.418 --> 17:27.587 ‫آهان، آزمایش‌های جاودانگی. 17:28.171 --> 17:30.798 ‫توی دژ موش آزمایشگاهی بود، 17:30.798 --> 17:33.384 ‫ولی اون داروها برای انسان ساخته می‌شد. 17:33.885 --> 17:37.347 ‫پس آزمایش روی انسان ‫تنها راه برای اطمینان از نتیجه‌ست... 17:39.265 --> 17:40.934 ‫هی، چی شده؟ 17:45.229 --> 17:47.565 ‫جسدش رو کجا انداختین؟ 17:47.565 --> 17:49.525 ‫نمی‌دونم. 17:49.525 --> 17:52.028 ‫معمولاً یه نفر خاص ‫به این کارها رسیدگی می‌کرد. 17:52.820 --> 17:54.155 ‫یه نفر خاص؟ 17:54.155 --> 17:56.658 ‫همون که همیشه بی‌تفاوت بود. 17:56.658 --> 17:58.201 ‫دستیار اون پیرمرده. 18:00.411 --> 18:01.329 ‫آخ! 18:01.329 --> 18:02.830 ‫درسته. 18:02.830 --> 18:04.499 ‫چرا زودتر به فکرم نرسید؟ 18:05.041 --> 18:07.335 ‫اون زن حتماً از نزدیک دیدتش. 18:08.336 --> 18:10.046 ‫بد نیست از زیر زبونش حرف بکشم. 18:10.046 --> 18:11.881 ‫اگه به ارباب جینشی نامه بنویسم ‫و ازش بخوام... 18:12.382 --> 18:14.926 ‫یالا! دخترهام رو پس بدین! 18:14.926 --> 18:16.969 ‫هی، تو رو یادمه. 18:17.595 --> 18:19.472 ‫خیر سرت داروسازی؟! 18:19.472 --> 18:22.392 ‫جفتشون رو فروختی، مگه نه؟ 18:22.392 --> 18:26.104 ‫چی؟ من نفروختمشون. ‫در هر صورت، به تو ربطی نداره. 18:26.104 --> 18:29.357 ‫کسی به من پولی نداده. ‫حتی پول داروها رو هم نگرفتم. 18:30.608 --> 18:33.111 ‫خیلی لطف کردم که گذاشتم بعداً حساب کنن. 18:33.111 --> 18:35.655 ‫تازه باید بابت این کارم ‫پول اضافه هم بگیرم. 18:36.906 --> 18:38.825 ‫- دهنت رو ببند! ‫- یه لحظه صبر کن... 18:38.825 --> 18:42.245 ‫«دخترهام»؟ منظورت اون دو تا خواهریه ‫که دوره آزمایشی رو می‌گذرونن؟ 18:42.245 --> 18:43.162 ‫آره. 18:43.162 --> 18:44.997 ‫لعنتی، برو کنار! 18:45.915 --> 18:47.250 ‫تو آدم‌بشو نیستی، نه؟ 18:48.793 --> 18:51.796 ‫این بارِ چندمه که ‫میای اینجا و قشقرق به پا می‌کنی؟ 18:52.296 --> 18:54.006 ‫داری جای اشتباهی شاخ‌وشونه می‌کشی. 18:55.007 --> 18:56.175 ‫خفه شو! 18:56.175 --> 18:58.261 ‫اونا دخترهای منن. 18:58.261 --> 18:59.387 ‫مال منن! 18:59.387 --> 19:00.888 ‫دیگه بی‌خیال شو. 19:08.896 --> 19:11.441 ‫هی! بابایی اومده! 19:11.441 --> 19:15.027 ‫اومدم ببرمتون. بریم خونه. 19:15.027 --> 19:16.154 ‫باشه؟ 19:23.619 --> 19:26.539 ‫هی، وایسین! یالا! 19:27.123 --> 19:28.583 ‫اونا نمی‌تونن برگردن. 19:29.250 --> 19:32.795 ‫دخترت با پای خودش اومد خونه‌م ‫و خواست توی کاروانسرا کار کنه. 19:39.969 --> 19:42.889 ‫اون دو تا دیگه نمی‌خوان ریختت رو ببینن. 19:49.270 --> 19:53.065 ‫پس حالا من چطوری زندگی کنم؟ 20:02.742 --> 20:04.410 ‫همه‌چی رو برداشتی؟ 20:04.410 --> 20:05.244 ‫آره. 20:13.377 --> 20:14.212 ‫فعلاً! 20:24.180 --> 20:26.599 ‫جایی می‌ری؟ منم با خودت ببر. 20:29.101 --> 20:31.270 ‫نه. برای کار می‌رم. 20:31.270 --> 20:32.104 ‫خسیس! 20:35.733 --> 20:39.028 ‫دارم جایی می‌رم که ‫بچه‌های خاندان شی اونجان. 20:39.028 --> 20:40.821 ‫نمی‌تونم بذارم ببینیشون. 20:42.949 --> 20:44.283 ‫بااین‌حال، 20:44.283 --> 20:47.787 ‫عجب سرعت عملی دارن. ‫همون فردای روزی که درخواست دادم، اجازه ملاقات دادن. 20:49.038 --> 20:50.289 ‫بزن بریم! 20:53.167 --> 20:54.710 ‫عجب بچۀ ساده‌ایه. 20:55.586 --> 20:59.715 ‫ولی هنوز نمی‌دونم برای آیندۀ چویو ‫باید چی‌کار کنم. 21:00.716 --> 21:04.428 ‫اگه به‌خاطر فلجی نبود، ‫می‌تونست نوکر بشه. 21:06.472 --> 21:08.599 ‫بذارم داروساز بشه؟ 21:09.183 --> 21:10.685 ‫خوب می‌شد، 21:10.685 --> 21:13.604 ‫ولی انگار فعلاً ذره‌ای به این کار علاقه نداره. 21:21.821 --> 21:23.239 ‫با اینکه انقدر کیف می‌ده... 21:34.500 --> 21:36.627 ‫اون دختره داره میاد ملاقاتت. 21:37.169 --> 21:39.130 ‫برام سؤاله باهات چی‌کار داره، 21:39.130 --> 21:40.089 ‫ری. 21:41.757 --> 21:42.675 ‫بله. 21:42.675 --> 21:47.680 www.Doostihaa.com 23:13.682 --> 23:19.897 ‫[مروری بر قسمت بعد...] 23:21.524 --> 23:24.777 ‫[قسمت بعد: «جلد آخر»]