WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 02:10.169 --> 02:12.170 .داره میافته 02:12.204 --> 02:14.806 .داره از روی اسبش میافته .یکی بهش کمک کنه 02:24.047 --> 02:25.881 .آب 02:25.915 --> 02:27.916 .آب 02:27.950 --> 02:30.551 .خواهش میکنم. آب 02:31.420 --> 02:33.087 .آب 02:33.121 --> 02:34.755 .آب. خواهش میکنم 02:34.789 --> 02:36.689 .خواهش میکنم .خواهش میکنم 02:44.264 --> 02:46.231 ،اگر من بمیرم ...هیچی گیرتون نمیاد 02:46.266 --> 02:47.699 .اوه، بسه دیگه 02:47.733 --> 02:49.834 .بگیر 02:55.673 --> 02:59.041 تا حالا ندیدم کسی ادرار اسب رو .به این سرعت بخوره 03:26.133 --> 03:28.334 .بسه 03:36.108 --> 03:37.641 .جلوتر نیا 04:07.966 --> 04:11.669 ،یکبار دیگه اینکارو بکن .تا اون یکی دستت رو هم قطع کنم 04:15.507 --> 04:17.908 .زودباش ، بیا 04:27.751 --> 04:30.218 "اوه، لرد "تیریون .بفرمایید داخل. بفرمایید 04:30.252 --> 04:32.354 .میخواستم که باهم حرف بزنیم 04:33.289 --> 04:35.056 .محرمانه 04:35.090 --> 04:37.992 .اوه، همیشه محرمانه ست 04:38.027 --> 04:39.761 در مورد اتفاقات ."دریای سیاه" 04:41.397 --> 04:42.763 شاید الان موقع مناسبی نباشه؟ 04:42.798 --> 04:44.666 .اوه نه .زمان بسیار خوبیه 04:45.734 --> 04:47.368 فکر کردم شاید یکی از اون ... خبرچین‌های شما 04:47.403 --> 04:50.170 اطلاعاتی راجع به ...نیت خواهرم در مورد 04:50.205 --> 04:51.672 کشتن شما داشته باشه؟ 04:51.706 --> 04:54.541 متاسفانه، به همراه ... "مقام "لیتل فینگر 04:54.575 --> 04:56.109 .جاسوس‌هاش نصیب من نشد 04:56.143 --> 04:58.177 ،و بخاطر همین .پیش تو اومدم 04:58.212 --> 05:00.446 .من مدرک میخوام - مدرک؟ - 05:00.480 --> 05:02.881 قراره دادگاهی برگذار بشه؟ - .میخوام بدونم - 05:03.917 --> 05:07.018 ،من هیچ مدرکی ندارم .فقط در حد حرف بود 05:10.589 --> 05:13.624 ،قبل از این جریانات 05:13.658 --> 05:17.227 میخواستم که داستان اینکه چطور به این وضع افتادم رو بگم 05:17.262 --> 05:18.963 هنوز هم میخوای داستانم رو بشنوی؟ 05:18.997 --> 05:21.398 نمیدونم. لازمه؟ 05:21.432 --> 05:24.167 بچه که بودم، با یک گروه ...از هنرپیشه‌ها 05:24.201 --> 05:26.169 .از میون شهرها رد میشدیم 05:26.204 --> 05:27.971 ،"یک روز توی شهر "میر 05:28.005 --> 05:30.840 یه مردی به ارباب من ...پیشنهاد وسوسه کننده‌ای داد 05:30.874 --> 05:32.942 .که نمیشد ردش کرد 05:32.976 --> 05:35.544 من فکر میکردم که اون مرد میخواد ...از من سواستفاده کنه 05:35.578 --> 05:37.579 همونطوری که بعضی از مردها از .پسربچه ها سواستفاده میکردن 05:37.613 --> 05:40.315 اما چیزی که اون میخواست .خیلی بدتر از این بود 05:41.584 --> 05:42.984 ...،به من معجونی داد 05:43.018 --> 05:45.119 که باعث شد بدنم سِر بشه .و نتونم حرکت کنم یا حرف بزنم 05:45.153 --> 05:48.155 اما حواسم هنوز .سرجاش بود 05:48.189 --> 05:50.590 با یک چاقو قسمتایی از بدنمو تیکه تیکه کرد 05:50.625 --> 05:53.560 .و تمام مدت رو آواز میخوند 05:53.594 --> 05:57.196 و اونها رو توی آتش .سوزوند 05:57.231 --> 05:58.765 .شعله‌ها آبی شدن 05:58.799 --> 06:02.468 شنیدم که صدایی .به اون جواب میداد 06:07.373 --> 06:10.975 .هنوز هم خواب اون شب رو میبینم 06:11.010 --> 06:13.444 ...نه خواب اون جادوگر رو 06:13.479 --> 06:15.746 .و یا خواب اون چاقو 06:15.781 --> 06:18.215 من خواب اون صدایی .که از آتش می‌یومد رو میبینم 06:18.250 --> 06:20.451 خدا بود؟ یا شیطان؟ 06:20.485 --> 06:22.153 یا حقه‌ی جادوگر؟ 06:22.187 --> 06:24.321 .نمیدونم 06:24.356 --> 06:27.825 .اما اون جادوگر چیزی رو فرا خوند .و صدایی به اون جواب داد 06:27.859 --> 06:30.260 ...و از اون روز به بعد 06:30.295 --> 06:34.064 من از سحر و جادو و تمام .کسایی که اون رو انجام میدن، متنفرم 06:34.098 --> 06:36.500 اما شما میدونید که چرا من ...مشتاق بودم که به شما 06:36.534 --> 06:39.902 در جنگ با "استنیس" و اون .زن کاهن سرخ‌پوش کمک کنم 06:39.937 --> 06:43.639 .به نوعی یک انتقام نمادین بود 06:43.673 --> 06:47.709 بله، من احساس میکنم به انتقام .واقعی نیاز دارم 06:47.743 --> 06:49.744 .علیه یک انسان واقعی 06:49.778 --> 06:52.278 .که سعی کرد منو بکشه 06:52.313 --> 06:55.648 که این امر به درجه‌ای از ...نفود احتیاج داره 06:55.682 --> 06:58.016 ...که شما در حال حاضر 06:58.051 --> 07:00.752 .در اختیار ندارید 07:00.787 --> 07:03.088 ... اما من متوجه شدم که 07:03.122 --> 07:06.257 .نفوذ، غالبا به صبر بستگی داره 07:06.291 --> 07:09.660 زمانی که من جادوگر رو ،به هدفش رسوندم 07:09.694 --> 07:12.262 اون منو از خونه بیرون انداخت .تا بمیرم 07:12.297 --> 07:15.032 من تصمیم گرفتم که ...از سر لج اون 07:15.066 --> 07:16.499 .زنده بمونم 07:16.534 --> 07:18.067 .گدایی کردم 07:18.102 --> 07:21.303 اون قسمتهای دیگه‌ای از بدنم .رو که واسم باقی مونده بود، فروختم 07:21.337 --> 07:23.672 .یه دزد فوق‌العاده شدم 07:23.706 --> 07:27.074 و خیلی زود فهمیدم که محتویات ...نامه‌های یک مرد 07:27.109 --> 07:31.177 ،از محتویات توی جیبش .با ارزش ترن 07:31.212 --> 07:33.647 ...قدم به قدم 07:33.681 --> 07:36.449 کارهای ناخوشایند، یکی پس از ،دیگری 07:36.483 --> 07:39.952 راه خودم رو از کثافت‌دونی‌های ..."میر" 07:39.987 --> 07:43.222 .به تالار کوچیک شورا، باز کردم 07:45.192 --> 07:48.093 .نفوذ، مثل یک علف هرزه رشد میکنه 07:49.328 --> 07:51.863 من با صبر از مال خودم .نگهداری کردم 07:51.897 --> 07:55.266 تا اینکه ساقه‌هاش از .قلعه‌ی قرمز" بالا رفت" 07:55.301 --> 07:58.636 این همه راه، از دورترین ...نقطه‌ی سرزمین 07:58.670 --> 08:02.606 جایی که تونستم اونها .رو به دور یک چیزی حلقه کنم 08:02.640 --> 08:04.741 .یه چیز خاص 08:09.346 --> 08:12.414 .جادوگر 08:12.448 --> 08:15.883 .سلام، دوست قدیمی من 08:15.917 --> 08:19.085 .خیلی وقته که ندیدمت 08:19.120 --> 08:22.288 هیچ شکی ندارم ...که اون انتقامی که تو میخوای 08:22.323 --> 08:23.890 .به موقعش، نصیبت میشه 08:23.924 --> 08:26.959 اگر که جرات انجامش .رو داشته باشی 08:29.963 --> 08:32.363 وقتی که مردم راجع به ،نگهبانان شب حرف میزنن 08:32.398 --> 08:34.832 هیچوقت چیزی از .بیل زدن نمیگن 08:34.867 --> 08:37.101 .یا این کثافت ها 08:37.135 --> 08:39.836 .راجع به افتخار باهات صحبت میکنن ...بخشش گناهان 08:39.870 --> 08:41.270 .و دفاع از سرزمین 08:41.304 --> 08:45.640 اما بیشترش .بیل زدنه 08:45.675 --> 08:49.377 ،و اینکه بهت حمله بشه .یا کشته بشی، یا شاید بدتر از اون 08:49.411 --> 08:51.879 اما وقتی که بهت حمله نمیشه ...یا کشته نمیشی 08:51.913 --> 08:53.213 .معمولا در حال بیل زدنی 08:53.247 --> 08:56.016 .اوه، ببین 08:56.050 --> 08:57.784 .کثافت بیشتر 08:58.953 --> 09:00.719 مونده بودم که باقی ...روزم رو 09:00.754 --> 09:02.521 .چکار باید بکنم 09:02.556 --> 09:04.890 .ما باید از اینجا بریم 09:06.125 --> 09:08.426 ،وقتی که لرد فرمانده بگه که بریم .ما هم میریم 09:08.461 --> 09:11.395 لرد فرمانده به ما گفت که بریم به منطقه‌ی ."مشت اولین مردان" 09:11.430 --> 09:14.230 خب، چی نصیبمون شد؟ - .اون به هیچ وجه نمیدونست که اونطور میشه - 09:14.265 --> 09:15.732 .خب حالا ما میدونیم 09:15.766 --> 09:17.467 .ما میدونیم که اونجا چه موجوداتی هست 09:17.501 --> 09:20.536 کرستر" اینجا تونست" .زنده بمونه 09:20.570 --> 09:23.172 خب حالا اون محافظ جدید توئه؟ 09:23.206 --> 09:24.706 رفیق خوبمون "کرستر"؟ 09:24.741 --> 09:26.441 ما مثل پسرهایی هستیم .که اون هیچوقت نداشت 09:26.476 --> 09:29.044 مورمونت" نمیتونه شما" .رو نجات بده 09:29.078 --> 09:32.414 این آدم کودن که اینجاست .هم نمیتونه شما رو نجات بده 09:32.448 --> 09:33.782 ...وقتی که "واکرها" به اینجا بیان 09:33.816 --> 09:36.484 کرستر" ما رو مثل" .یه مشت خوک بهشون تقدیم میکنه 09:37.987 --> 09:39.853 ...اگر میخواییم که زنده بمونیم 09:42.056 --> 09:44.490 باید خودمون از خودمون .محافظت کنیم 09:58.368 --> 10:01.470 .بیدارش کردی - .ببخشید - 10:03.806 --> 10:05.940 .چه خوشگله - 10:10.779 --> 10:12.513 .خوشگله 10:12.547 --> 10:14.581 اسم واسش انتخاب کردی؟ 10:14.615 --> 10:18.217 .نه - نمیخوای واسش اسمی انتخاب کنی؟ - 10:18.251 --> 10:19.785 برای چی؟ 10:23.756 --> 10:25.923 .بیا 10:25.958 --> 10:28.359 ."گیلی" - .تو گفتی واست نگهش دارم تا برگردی - 10:28.393 --> 10:29.927 .حالا برگشتی - .میخواستم که برای تو باشه - 10:29.961 --> 10:31.928 من این انگشتانه‌ی احمقانه‌ات .رو نمیخوام 10:31.963 --> 10:35.231 .من میخوام جون بچه‌ام رو نجات بدم میتونی اینکارو بکنی؟ 10:35.266 --> 10:37.300 میتونی؟ 10:39.136 --> 10:41.236 .من برای تو وقت ندارم 10:41.271 --> 10:43.571 من برای هیچ کسی به جز اون .وقت ندارم 10:43.606 --> 10:46.808 چون اون وقت زیادی .نداره 11:11.897 --> 11:14.231 .باید بری دنبالش 11:14.265 --> 11:16.133 چطوری؟ 11:16.167 --> 11:18.234 .میدونی چطوری 11:41.357 --> 11:44.058 "برندون" 11:44.092 --> 11:47.494 .مامان - چندبار باید بهت بگم؟ - 11:47.529 --> 11:49.930 .از جایی بالا نرو - .مامان، من باید پیداش کنم - 11:49.964 --> 11:51.698 .اینجاست. داره منو صدا میکنه - .میخوام که بهم قول بدی - 11:51.732 --> 11:53.666 .دیگه از جایی بالا نرو .قول بده 11:53.700 --> 11:55.367 .قول بده .قول بده 11:55.401 --> 11:57.703 !مامان. مامان - ."قول بده. بمن قول بده "برن - 11:57.737 --> 11:58.971 !قول بده 12:12.355 --> 12:16.558 لیتل فینگر" راجع به این پول" از دست رفته چی گفت؟ 12:16.593 --> 12:18.660 پرمشغله تر از اونیه که .متوجه بشه 12:18.694 --> 12:20.995 .بزودی به طرف "ایری" میره 12:21.029 --> 12:22.529 من دارم کمکش میکنم که .برای سفر آماده بشه 12:22.564 --> 12:25.164 آه، آره. که دنبال ...عشق بی‌پایانش نسبت به 12:25.199 --> 12:28.701 بانو "آرین" و همینطور .مقام و منصبی که بهمراش هست، بره 12:28.735 --> 12:30.836 .غم انگیزه، واقعا 12:30.870 --> 12:32.837 ...تمام چیزی که لازم بود تا 12:32.871 --> 12:35.973 دوستمون، علاقه‌ش رو به اون "سانسا"ی بیچاره از دست بده، همین بود؟ 12:37.242 --> 12:39.543 ،تا اونجایی که من میدونم ...از آخرین بار تا الان 12:39.578 --> 12:41.378 .باهاش حرف نزده 12:41.412 --> 12:44.047 اما فکر نمیکنم که علاقه‌اش .رو از دست داده باشه 12:44.081 --> 12:46.182 چی شده که این حرف رو میزنی؟ 12:47.885 --> 12:50.586 .فهرست اجناسی که به کشتی میبره - 12:52.388 --> 12:53.889 .تو خوندن بلدی 12:53.923 --> 12:55.990 ،برای زنی توی حرفه‌ی تو .عجیبه 12:56.025 --> 12:59.025 .حرفه‌ی قبلی - .البته - 12:59.646 --> 13:02.815 "رینیرا تایگرین" ،توسط یکی از برادرهاش کشته شد 13:02.849 --> 13:05.317 .یا شاید یکی از اژدها‌هاش 13:05.351 --> 13:07.952 اون رو خورد .درحالی که پسرش داشت تماشا میکرد 13:09.555 --> 13:12.824 چیزی که ازش موند رو توی .دخمه‌های این زیر دفن کردن 13:15.036 --> 13:17.142 ،همسرتون ایشون هم همینجا دفن شدن؟ 13:17.221 --> 13:20.323 نه، میخواست که بقایاش .به قلعه‌ی "استورمز اِند" برگردونده بشه 13:20.357 --> 13:23.926 .عجب مصیبتی - .یک مصیبت کاملا قابل پیش‌بینی - 13:23.960 --> 13:25.494 شکار و نوشیدنی .با هم جور درنمیان 13:25.528 --> 13:27.096 .منم همینطور فکر میکنم 13:27.130 --> 13:29.198 .پسر من هم شکار میکنه ...بهش کمک میکنه که فراموش کنه 13:29.232 --> 13:32.100 که هیچوقت به یک کیلومتری .یک جنگ واقعی هم نزدیک نشده 13:32.135 --> 13:35.103 فکر میکنم که ایشون ،در بهترین ماههای سال 13:35.137 --> 13:36.671 قلعه‌ی "استومز اند" رو در محاصره‌ی .خودشون داشتن 13:36.705 --> 13:38.439 ...تمام چیزی رو که محاصره کرده بود 13:38.474 --> 13:40.775 میز ضیافتی بود که توی .چادر فرماندهی بپا کرده بودن 13:40.809 --> 13:44.044 من بهش گفتم که خودش رو قاطی .شورش "رابرت" نکنه 13:44.079 --> 13:47.581 اون که عرضه‌ی مبارزه .با یک جنگجوی واقعی رو نداشت 13:48.516 --> 13:51.050 ...ما مادرها همه کاری میکنیم 13:51.084 --> 13:53.252 .تا پسرهامون رو از مردن نجات بدیم 13:53.286 --> 13:55.287 اما انگار خیلی برای مُردن .مشتاق هستن 13:55.321 --> 13:58.055 ما براشون از فهم و ،درایت میگیم 13:58.090 --> 14:01.592 اما از این گوش میاد و .از اون گوش بیرون میره 14:02.694 --> 14:04.595 و با اینحال هنوز هم .دنیا در دستای اونهاست 14:04.629 --> 14:07.531 که بنظرم عجب نظم .مسخره ایه 14:11.234 --> 14:13.435 بهرحال خدایان که اینجوری .صلاح دیدن 14:16.824 --> 14:18.724 ،بعضی وقتها خشونت 14:18.758 --> 14:20.892 بهایی ـه که برای شکوه و عظمت .می پردازیم 14:22.095 --> 14:25.230 .کاملا باهاتون موافقم 14:33.430 --> 14:35.864 بریم و ببینیمشون؟ 14:35.898 --> 14:38.333 ،اگر عشقت رو نثارشون کنی 14:38.368 --> 14:41.803 اونها هزار برابر اون رو به .تو برمیگردونن 14:41.837 --> 14:44.339 .من باهاشون صحبت کردم 14:44.373 --> 14:46.707 میدونم که درمورد تو چه .احساسی دارن 14:46.741 --> 14:50.177 تو رهبری دفاع از قلمرو .پادشاه رو به عهده داشتی 14:51.679 --> 14:53.914 .اونها تو رو ستایش میکنن 15:01.922 --> 15:04.457 .درها رو باز کنید 15:12.164 --> 15:13.798 ."جافری" 15:14.967 --> 15:16.634 .صبرکن 15:17.903 --> 15:19.570 ."بانو "مارجری - ."بانو "مارجری - 15:19.604 --> 15:22.372 ،درود بر شما !"بانو "مارجری 15:22.406 --> 15:24.841 !"بانو "مارجری - !"بانو "مارجری - 15:24.876 --> 15:27.911 "مارجری" - "زنده باد "بانو مارجری - 15:27.945 --> 15:30.446 "شاه "جافری 15:32.549 --> 15:35.717 ."شاه "جافری ."شاه "جافری 15:35.751 --> 15:37.852 ."شاه "جافری 15:37.886 --> 15:40.154 ."درود بر شاه "جافری 15:43.008 --> 15:44.909 "چقدر مونده تا به "دیپوود مات برسیم؟ 15:44.943 --> 15:46.510 .چیز زیادی نمونده سرورم 15:46.544 --> 15:48.512 خواهرتون در اونجا .منتظرتونه 15:48.546 --> 15:50.347 اون تو رو فرستاد که منو نجات بدی؟ - .بله - 15:50.381 --> 15:54.217 من بهشون خدمت میکردم. به آدمهایی .که شما رو شکنجه میدادن 15:54.251 --> 15:56.820 .کاری که اونها میگفتن رو انجام میدادم .و منتظر فرصت مناسب بودم 15:56.854 --> 15:59.222 چرا تو برای من جونت رو به خطر انداختی؟ 15:59.257 --> 16:02.258 .من در "سالت کلیف" بزرگ شدم .سرورم 16:02.293 --> 16:05.427 ،وقتی که شما رو گرفتن و بردن .من فقط یک پسربچه بودم 16:05.462 --> 16:07.429 پدرم، من و برادرهام رو به ...بالای پرتگاه برد 16:07.463 --> 16:10.465 تا بتونیم اون کشتی که شما .رو میبرد، ببینیم 16:10.499 --> 16:13.534 ،چهره‌ی پدرم یادمه که بهمون گفت 16:13.568 --> 16:16.370 "اون آخرین پسر زنده‌ی "بِیلون گریجوی" ."هستش 16:17.772 --> 16:20.106 وقتی که دیدم دارن .با تو چکار میکنن 16:20.140 --> 16:22.441 اینها کلماتی بود که بارها .و بارها شنیدم 16:22.475 --> 16:24.476 ...اون آدمها 16:24.510 --> 16:27.512 گفتن که پدرم میدونه که .اونها دارن با من چکار میکنن 16:29.247 --> 16:31.415 واقعا میدونست؟ 16:31.449 --> 16:34.385 .من نمیدونم، سرورم 16:34.419 --> 16:37.888 هیچوقت چیز زیادی به .من نگفتن 16:46.930 --> 16:48.497 افراد خواهرم، بهش .وفادارن 16:48.532 --> 16:50.699 لازم نیست که از اونها .مخفی بشیم 16:50.734 --> 16:52.768 همه‌ی اونها افراد .خواهرتون نیستن 16:52.802 --> 16:55.503 بعضی هاشون به پدرتون .وفادار هستن 16:58.840 --> 17:00.840 چی شده؟ 17:00.875 --> 17:02.475 داشتم فکر میکردم که چقدر ...حسادت کردم 17:02.509 --> 17:04.644 زمانی که پدرم به "یارا" گفت .که اینجا رو تصرف کنه 17:04.678 --> 17:06.445 به شما چه ماموریتی داد؟ 17:06.480 --> 17:08.680 به دهکده های ماهیگیرها .حمله کنم 17:08.715 --> 17:10.549 .به من اعتماد نداشت 17:10.583 --> 17:12.350 .فکر میکرد من یکی از "استارک"ها هستم 17:12.385 --> 17:15.320 من هیچوقت نمیتونستم .یه "استارک" باشم 17:15.354 --> 17:17.822 راب استارک" همیشه اینو" .بهم یادآوری میکرد 17:17.856 --> 17:20.358 پیش شما ادای لردها رو در میاورد؟ - .لازم نبود که اینکارو بکنه - 17:20.392 --> 17:23.560 .فقط لازم بود که خودش باشه 17:24.663 --> 17:27.598 ،همون چیزی که بدنیا اومده بود .که باشه 17:27.632 --> 17:30.100 .زندگی اون کاملا برازنده ـشه 17:30.135 --> 17:32.636 چطور آدمی مثل اون میتونه برادر من باشه؟ 17:32.671 --> 17:34.938 .اون پادشاه شماله 17:34.972 --> 17:36.272 ...و من 17:36.307 --> 17:38.974 ... پدرم بهم یک انتخاب داد 17:39.009 --> 17:40.909 .و من هم پذیرفتم 17:42.378 --> 17:44.246 من هیچوقت نمیتونم یه .استارک" باشم" 17:44.280 --> 17:47.749 ،ولی یک زاده‌ی آهن 17:47.784 --> 17:50.419 من بدنیا اومدم .که این باشم 17:55.258 --> 17:57.859 "من بهای آهن رو با "وینترفل .دادم 18:04.833 --> 18:06.467 .من اون پسربچه‌ها رو کشتم 18:09.604 --> 18:11.371 پسرهای "استارک"؟ 18:12.874 --> 18:14.474 .نتونستیم پیداشون نکردیم 18:14.509 --> 18:18.144 فقط چند تا بچه‌ی یتیم بیچاره .که با کشاورز زندگی میکردن 18:20.947 --> 18:24.348 "من اجازه دادم که "دگمر .گلوشون رو پاره کنه 18:24.383 --> 18:26.551 ...و جسدشون رو بسوزونه 18:28.187 --> 18:30.988 که بتونم "وینترفل" رو ...برای خودم نگه دارم 18:33.158 --> 18:35.526 .و باعث افتخار پدرم بشم 18:36.494 --> 18:39.029 .شاید خیلی دیر نشده 18:42.099 --> 18:44.200 .شده 18:51.707 --> 18:55.242 پدر واقعی من سرش رو توی .قلمرو پادشاه از دست داد 18:57.412 --> 18:59.313 ...من انتخابم رو انجام دادم 19:01.549 --> 19:03.883 .و اشتباه انتخاب کردم 19:06.386 --> 19:09.054 و حالا همه چیز رو .خاکستر کردم 19:10.690 --> 19:13.091 ،همه چیز رو نه .سرورم 19:15.927 --> 19:17.227 .خواهرتون همین بالاست 19:30.072 --> 19:32.139 ."یارا" - 19:32.174 --> 19:33.708 .صبرکن 19:42.383 --> 19:44.818 .من اون رو برگردوندم .اون بقیه رو کشت 19:44.852 --> 19:46.686 .چی؟ نه، من نکشتم 19:46.720 --> 19:48.888 ...شما نمیتونید 19:48.922 --> 19:51.624 نه، خواهش میکنم .دست نگه دارید 19:54.327 --> 19:56.961 !نه 19:56.995 --> 19:58.762 بذاریدش همونجایی .که بهش تعلق داره 20:23.318 --> 20:24.718 .بخور 20:28.656 --> 20:30.256 چکار داری میکنی؟ 20:31.125 --> 20:32.892 .من دارم میمیرم 20:32.926 --> 20:35.894 .تو نمیتونی بمیری 20:35.929 --> 20:38.230 ،لازمه که زنده بمونی 20:38.264 --> 20:40.732 .تا انتقام بگیری 20:40.766 --> 20:43.233 انتقام گرفتن واسم .مهم نیست 20:43.268 --> 20:45.235 .ای بزدل 20:46.570 --> 20:49.171 یه بدشانسی کوچیک آوردی .و دست کشیدی 20:50.740 --> 20:52.774 ...بدشانـســـ 20:52.809 --> 20:54.376 بدشانسی؟ 20:54.410 --> 20:56.177 .تو دستت رو از دست دادی 20:56.212 --> 20:58.946 .دستی که باهاش شمشیر میزدم .اون دست همه چیز من بود 21:01.016 --> 21:03.517 ...بالاخره مزه ی 21:03.551 --> 21:06.252 ...مزه‌ی دنیای واقعی رو چشیدی 21:06.287 --> 21:09.389 ،جایی که چیزهای با ارزش مردم ...ازشون گرفته میشه 21:09.423 --> 21:12.191 بعد تو نشستی اینجا .گریه و زاری میکنی و بیخیال هم نمیشی 21:12.225 --> 21:14.693 .مثله زن‌ها شدی 21:40.383 --> 21:42.717 .میدونم که چه کاری برای من کردی 21:43.986 --> 21:46.988 .بهشون گفتی که "تارت"، پر از یاقوت کبودــه 21:50.992 --> 21:52.959 ...به خاطر اینکه آب دریاش، آبی‌ــه 21:52.994 --> 21:55.162 .بهش جزیره‌ی یاقوت کبود میگن 21:58.098 --> 22:00.265 .تو این رو میدونستی 22:07.406 --> 22:09.740 برای چی به من کمک کردی؟ 22:35.795 --> 22:37.529 میخواستی با من صحبت کنی؟ 22:37.563 --> 22:39.931 ."آره، در مورد "جِیمی 22:41.000 --> 22:42.600 در مورد چی‌ـش؟ 22:42.634 --> 22:44.034 ...میخواستم مطمئن شم که 22:44.069 --> 22:46.503 .هرکاری که لازمه برای برگردوندنش انجام میدیم 22:49.840 --> 22:52.708 ...کاتلین استارک"، وقتی که "تیریون" رو اسیر کرد" 22:54.311 --> 22:56.045 من در جوابش چیکار کردم؟ 22:56.079 --> 22:59.114 .جنگ راه انداختین - ...اگه واسه‌ی اون کوتوله‌ی شهوت‌پرست - 22:59.148 --> 23:01.516 ...جنگ راه انداختم 23:01.550 --> 23:04.719 فکر میکنی برای پسر بزرگ و وارثم چیکار میکنم؟ 23:04.753 --> 23:07.421 .هرکاری که بتونید 23:07.456 --> 23:10.224 .هرکاری که بتونم 23:22.069 --> 23:24.337 .هنوز اینجایی - .بله - 23:27.073 --> 23:29.508 چرا؟ 23:29.542 --> 23:30.942 ...تا حالا به ذهنتون خطور کرده که 23:30.976 --> 23:32.977 ...ممکنه من اون کسی باشم که شایسته‌ی 23:33.011 --> 23:35.479 اعتماد و اطمینان شماست، نه اون پسراتون؟ 23:35.513 --> 23:38.382 .نه "جِیمی" و نه "تیریون"، بلکه من 23:38.416 --> 23:40.617 ...سال‌های سال، سخنرانی راجع به خاندان 23:40.651 --> 23:42.719 ...و میراث 23:42.753 --> 23:44.253 ...دقیقاً همون سخنرانی‌ها 23:44.288 --> 23:47.590 ...فقط یه سری تغییرات کوچیک و خسته کننده 23:47.624 --> 23:49.358 ...تا حالا به ذهنت خطور کرده که شاید دخترت 23:49.392 --> 23:53.061 تنها کسی بوده که بهشون گوش کرده باشه؟ باهاشون زندگی کرده باشه؟ 23:53.095 --> 23:56.664 ...شاید بیشترین همکاری رو توی میراثی داشته که 23:56.698 --> 23:59.600 حتی از بچه‌هات هم بیشتر دوستش داری؟ 24:06.641 --> 24:09.742 .باشه .همکاری کن 24:12.112 --> 24:14.513 .تایرل"ها دردسرساز شدن" 24:15.849 --> 24:19.117 تایرل"ها به ما کمک کردن تا" .استنیس باراتیون" رو شکست بدیم" 24:19.152 --> 24:22.420 .تایرل"ها، جون تو و بچه‌ات رو نجات دادن" 24:23.822 --> 24:26.156 .مارجری"،"جافرِی" رو تو مشت خودش داره" 24:27.959 --> 24:30.159 .میدونه چجوری بازیش بده 24:30.194 --> 24:31.561 .خوبه 24:31.595 --> 24:33.696 .کاشکی تو میدونستی چجوری بازیش بدی 24:35.098 --> 24:37.666 .من به خاطر اینکه تو یک زنی بهت بی اعتماد نیستم 24:37.701 --> 24:41.203 ،به خاطر اینکه اونقدری که فکر میکنی .باهوش نیستی بهت بی اعتمادم 24:41.237 --> 24:44.006 ...تو اجازه دادی که اون پسر روی تو و 24:44.040 --> 24:47.009 .بقیه آدم‌های این شهر سوار بشه 24:52.015 --> 24:54.383 ...شاید 24:54.417 --> 24:57.886 شما باید جلوی کارهایی که .دوست داره انجام بده رو، بگیری 25:02.225 --> 25:04.359 .میگیرم 25:04.534 --> 25:07.569 . شما واسه خاطر چیزی تا اینجا اومدین 25:07.603 --> 25:09.737 خب؟ - میتونم بشینم؟ - 25:09.771 --> 25:11.672 .نه 25:11.706 --> 25:14.874 .شنیدم که شما مرد بسیار زیرکی هستید 25:14.909 --> 25:17.610 .واسم سواله که شما چرا اومدین سراغ من 25:18.812 --> 25:20.943 .شما اخیرا نظرتون به "سانسا استارک" جلب شده 25:21.053 --> 25:22.528 جداً؟ 25:22.582 --> 25:24.449 ...برای اینکه یک بار که باهاش توی این باغ حرف زدم 25:24.483 --> 25:27.385 .یکی ار این خبرچین‌های کوچولوت سریع دوید تا بهت بگه 25:27.420 --> 25:28.720 برای چی نباید نظرم رو جلب کنه؟ 25:28.754 --> 25:30.521 .دختر جالبیه - جداً؟ - 25:30.556 --> 25:32.356 .نه به اون صورت 25:32.390 --> 25:34.425 .ولی کودکیِ جالبی داشته 25:34.459 --> 25:37.227 .آره، متاسفانه 25:37.261 --> 25:39.562 .خب، ببخشید که وقتتون رو گرفتم 25:39.596 --> 25:42.931 .من فکر کردم که جفتمون نگران سلامتیش هستیم 25:42.966 --> 25:44.432 .بیا، بیا 25:44.466 --> 25:47.034 .خیلی زود تسلیم میشی 25:48.537 --> 25:49.904 .بیا با من قدم بزن 25:49.938 --> 25:51.672 ...میدونم که دیوارها گوش دارن ولی 25:51.706 --> 25:54.041 .ظاهرا بوته‌زار هم داره 25:54.075 --> 25:56.877 ...من هم‌پیمانانم رو خیلی با دقت انتخاب میکنم 25:56.911 --> 25:59.879 .دشمنانم رو با دقت‌تر 25:59.913 --> 26:01.814 سانسا استارک" جزء کدومشونه؟" 26:01.848 --> 26:04.650 .هیچکدوم .یه دختر معصوم توی جنگل 26:04.684 --> 26:06.885 .پدرش رو تحسین میکردم - .بله - 26:06.920 --> 26:09.020 ...ند استارک" خیلی تحسین کننده داشت" 26:09.055 --> 26:10.488 ...ولی کدومشون وقتی که جلاد خواست 26:10.522 --> 26:13.090 سرش رو قطع کنه، پا پیش گذاشتن؟ 26:13.125 --> 26:14.691 .من نمیتونستم به لرد "استارک" کمک کنم 26:14.726 --> 26:17.961 .شاید بتونم به دخترش کمک کنم - چطور؟ - 26:17.995 --> 26:21.464 شما تنها کسی نیستین که نظرتون .بهش جلب شده 26:21.498 --> 26:23.265 .اصلاً تعجب‌آور نیست 26:23.300 --> 26:25.634 .یه دختر زیباست با یه نام خانوادگیِ مشهور 26:25.668 --> 26:29.204 ،درسته. برای یک خواستگار مناسب .زوج دوست‌داشتنی‌ای میشه 26:29.239 --> 26:32.106 .حس میکنم کم کم داری به اصل مطلب میرسی 26:32.141 --> 26:34.775 .لیتل فینگر" دیگه اشتیاقی به توی پایتخت موندن نداره" 26:34.809 --> 26:36.810 ...یکی از افراد مورد اعتمادم گفته که 26:36.844 --> 26:39.745 .وقتی بره، "سانسا استارک" هم باهاش میره 26:39.780 --> 26:42.081 برای چی این‌ها رو داری به من میگی؟ 26:42.115 --> 26:45.918 لیتل فینگر" وقتی به دنیا آمد، نه زمینی داشت" .نه ثروت و نه ارتشی 26:45.952 --> 26:47.686 .دوتای اول رو بدست آورد 26:47.720 --> 26:49.454 چقدر طول میکشه که ارتش خودش رو داشته باشه؟ 26:49.489 --> 26:51.589 ...شاید برای شما خنده‌دار باشه 26:51.624 --> 26:53.657 ...ولی من اون رو از همه بهتر میشناسم 26:53.692 --> 26:55.893 .و این حقیقت محضه 26:55.927 --> 27:00.531 .لیتل فینگر" یکی از خطرناک‌ترین افراد توی "وستروس"ــه" 27:00.565 --> 27:02.933 ...اگه "راب استارک" شکست بخوره 27:02.967 --> 27:05.368 .سانسا استارک" کلید رسیدن به شمالِ" 27:05.402 --> 27:08.370 ،اگه "لیتل فینگر" باهاش عروسی کنه .یعنی اون کلید رو توی جیبش گذاشته 27:08.404 --> 27:10.172 .که خیلی مایه‌ی شرمساریه 27:10.206 --> 27:12.307 ...چرا باید یه آدمی با این اعتبار پایین 27:12.341 --> 27:14.309 همچین عروس زیبایی رو بدزده؟ 27:14.343 --> 27:16.410 .حتماً ازش نفرت دارین 27:16.445 --> 27:18.578 .دارین سخت تلاش میکنین که خرابش کنین 27:18.613 --> 27:21.547 .در واقع ازش لذت میبرم 27:21.582 --> 27:23.682 اما ایشون اگر ...ارباب خاکستر بود 27:23.717 --> 27:26.117 .این شهر رو به آتش میکشید 27:26.152 --> 27:28.186 ."شما مرد زیرکی هستید، لرد "واریس 27:28.221 --> 27:29.754 .شما خیلی مهربان هستین 27:29.788 --> 27:32.723 .فکر کنم یه راه حل شدنی دارم 27:32.757 --> 27:34.525 .برای این نیازی نیست که باهوش باشی 27:34.559 --> 27:36.126 خیلی واضحه، مگه نه؟ 27:46.642 --> 27:48.675 .نمیخواستم مزاحمتون بشم 27:48.710 --> 27:50.443 .نشدین 27:50.478 --> 27:52.245 .میخوایم تنها باشیم، لطفاً 27:52.279 --> 27:54.480 .اگه مشکلی نیست، میتونید برید داخل برج منتظر بایستید 27:57.049 --> 27:58.917 یا شاید هم انقدر مهربان هستین ...که اسمتون رو به من بدید 27:58.951 --> 28:01.853 .خودم از پادشاه میخوام که شخصاً باهاتون صحبت کنه 28:05.857 --> 28:07.558 برای چه چیزی داشتی دعا میکردی؟ 28:07.592 --> 28:12.165 .نمیتونم بهت بگم - چرا؟ - 28:14.705 --> 28:18.474 .میخوام که با هم دوست باشیم، دوست‌های خوب 28:18.509 --> 28:20.709 .باعث خوشحالیه منه 28:22.344 --> 28:24.178 .تو باید "هایگاردن" رو ببینی 28:24.213 --> 28:26.247 .عاشق اونجا میشی .مطمئنم 28:26.281 --> 28:29.182 ،شب‌هایی که ماه کامله .یه مراسم بزرگ بالماسکه داریم 28:29.217 --> 28:30.650 .باید لباس‌ها رو ببینی 28:30.685 --> 28:32.386 .روی لباساشون چند ماه وقت میذارن 28:33.554 --> 28:35.855 ...فکر نکنم که ملکه بذاره 28:35.889 --> 28:37.390 .من قلمرو پادشاه رو ترک بکنم 28:37.424 --> 28:39.224 .ملکه‌ی نایب‌السلطنه منظورته 28:39.259 --> 28:41.626 .وقتی که با "جافرِی" ازدواج کنم، من ملکه میشم 28:43.429 --> 28:47.732 ...و اگه قرار باشه با "لوراس" ازدواج کنی 28:50.135 --> 28:53.937 اونوقت "هایگاردن" میشه خونه‌ی تو، مگه نه؟ 28:54.972 --> 28:57.340 .من و تو هم میشیم خواهر 28:57.375 --> 28:59.308 این رو دوست داری؟ 29:13.155 --> 29:15.789 .اسمش "بانِن" بود 29:15.823 --> 29:17.524 .مرد خوبی بود 29:17.558 --> 29:19.493 .یه نگهبان خوب 29:19.527 --> 29:21.661 ...اون از 29:23.230 --> 29:25.298 از کجا اومده بود؟ 29:25.332 --> 29:28.067 ."لنگرگاه سفید" 29:28.101 --> 29:30.235 .اون از "لنگرگاه سفید" اومده بود پیش ما 29:30.270 --> 29:33.304 .هیچوقت توی انجام وظیفه‌اش شکست نخورد 29:33.338 --> 29:36.440 .به عهدش به بهترین شکل پایبند بود 29:36.474 --> 29:40.377 ،راه دوری رو سواری کرد .شجاعانه جنگید 29:42.480 --> 29:44.914 .دیگه شبیه‌ش رو نمیبینیم 29:44.949 --> 29:48.384 .اکنون نگهبانی او به پایان رسید 29:49.652 --> 29:52.187 .اکنون نگهبانی او به پایان رسید 29:56.525 --> 29:59.793 .فکر نمیکردم یه پای شکسته بتونه آدم رو بکشه 29:59.827 --> 30:02.695 .به خاطر پاش نمرد 30:02.730 --> 30:05.398 .اون "کرستر" حرومزاده تا سر حد مرگ بهش گشنگی داد 30:05.432 --> 30:07.233 .کرستر" باید به دخترهاش غذا بده" 30:07.267 --> 30:08.667 تو طرف اونی؟ 30:08.701 --> 30:11.770 .نمیتونیم همینجوری بیایم و هرچی غذا داره بدزدیم که 30:11.804 --> 30:14.439 .ما برادرهای "نگهبان شب"ـیم، دزد که نیستیم 30:14.473 --> 30:16.274 ...روزی که ما بریم 30:16.341 --> 30:19.910 ...کرستر" یکی از بشکه‌های نوشیدنی ما رو باز میکنه" 30:19.945 --> 30:23.081 با گوشت خوک و سیب‌زمینی .....برای خودش ضیافت راه میندازه 30:23.115 --> 30:25.083 ...به ریش ما که توی سرما 30:25.117 --> 30:27.352 .گشنگی میکشیم، میخنده 30:30.121 --> 30:32.056 .یه حیوون وحشی بیشتر نیست 30:34.793 --> 30:38.094 .نمیدونستم "بانِن" میتونه انقدر بوش خوب باشه 30:48.187 --> 30:51.756 تو یه پسر داری، مگه نه "مورمونت"؟ 30:53.325 --> 30:55.525 .99اُمیش به دنیا اومد 30:56.728 --> 30:59.696 تا حالا کسی رو دیدی 99 تا پسر داشته باشه؟ 31:01.465 --> 31:04.967 .و دخترهای بیشتر که نمیتونم حتی بشمرمشون 31:05.002 --> 31:07.402 .برات خوشحالم - خوشحالی؟ - 31:07.437 --> 31:11.106 .من وقتی خوشحالم که تو و افرادت از اینجا برید 31:11.140 --> 31:13.208 .هر موقع زخمی‌ها به اندازه کافی قوی شدن، میریم 31:15.210 --> 31:17.311 .بیشتر از این قوی نمیشن 31:19.213 --> 31:20.614 ... واسه چی گلوی اونایی که 31:20.648 --> 31:22.749 دارن میمیرن رو نمیبُری و راحت بشی؟ 31:24.785 --> 31:27.986 ...یا اگه جراتش رو نداری بذارشون اینجا 31:28.021 --> 31:29.554 .من خودم ترتیبشون رو میدم 31:30.890 --> 31:33.758 گلوی کی رو میخوای ببری پیرمرد؟ 31:37.195 --> 31:38.529 .بیرون وایسا 31:38.563 --> 31:41.965 .بیرون سرده و چیزی برای خوردن نیست 31:42.000 --> 31:43.500 .زن‌های من بهتون نون دادن 31:43.534 --> 31:46.770 .توی اون نون‌ها، خاک‌ارّه بود 31:46.804 --> 31:48.338 ...اگه خوشت نیومد 31:48.372 --> 31:50.740 .برو بیرون و برف بخور 31:55.645 --> 31:59.480 .ترجیح میدم اون غذاهایی رو که قایم کردی، بخورم 32:01.583 --> 32:04.550 .بهت گفتم بیرون وایسا 32:04.585 --> 32:06.418 ...نشسته اونجا داره از نوشیدنی ما میخوره 32:06.453 --> 32:08.153 .شکمش رو پر میکنه درحالی که ما داریم میمیریم 32:09.322 --> 32:11.823 .به اندازه کافی به شما کلاغ‌ها دادم 32:11.857 --> 32:13.124 .من باید زن‌های خودم رو سیر کنم 32:13.158 --> 32:15.058 پس خودتم تایید میکنی که یه انبار خوراکی مخفی داری؟ 32:15.093 --> 32:16.573 پس چجوری میخواستی زمستون رو پشت سر بذاری؟ 32:16.594 --> 32:19.597 !کافیه !برید بیرون 32:19.631 --> 32:21.499 .من یه مرد با خدام 32:21.533 --> 32:23.033 .تو یه حرومزاده‌ی خسیسی 32:23.067 --> 32:24.434 حرومزاده؟ 32:24.469 --> 32:27.971 .برو بیرون، دزد کثیف 32:28.005 --> 32:31.374 !و تو !و تو 32:33.110 --> 32:35.644 .برید توی سرما با شکم خالی بخوابین 32:38.014 --> 32:39.781 ...دست نفر بعدی که بهم بگه حرومزاده رو 32:39.816 --> 32:42.150 .قطع میکنم 32:57.230 --> 32:58.864 .تو یه حرومزاده‌ای 33:08.863 --> 33:10.797 .خدا به خاطر این کار ما رو نفرین میکنه 33:10.832 --> 33:14.166 ...به خاطر تمام قانون‌هایی - .اینور دیوار هیچ قانونی نیست - 33:14.201 --> 33:15.734 ...حالا بهمون بگو کجا غذاهاش رو قایم میکنه 33:15.769 --> 33:17.869 .وگرنه تو هم آخر و عاقبتت همین میشه 33:17.904 --> 33:20.305 .ولش کن 33:20.339 --> 33:22.206 .به خاطر اینکار باید سرت رو قطع کنم 34:13.652 --> 34:16.020 .زود باشین. زود باشین - چه اتفاقی افتاده؟ - 34:16.054 --> 34:19.622 .من اون بیرون نمیرم - !باید بریم، همین حالا - 34:24.894 --> 34:27.328 .دنبالم بیا .من راه رو بلدم 34:29.164 --> 34:31.065 .زودباش 34:36.704 --> 34:38.638 .تندتر بدو، خوک کوچولو 34:38.672 --> 34:40.973 .خوب بخوابی 34:41.008 --> 34:43.943 .بالاخره یه شب گلوت رو میبرم 34:49.248 --> 34:50.781 میتونم این کیسه رو بردارم؟ 34:50.816 --> 34:52.549 ...شرمنده دختر خانوم 34:52.584 --> 34:55.285 .ولی بهتره که نبینی داریم کجا میریم 35:00.657 --> 35:02.791 .بایستید 35:08.229 --> 35:10.697 این چیه؟ - .عرق نیشکر - 35:13.267 --> 35:15.535 .توی زمان جنگ، شیره‌ی قند سخت پیدا میشه 35:15.569 --> 35:17.436 .من یه کم میخوام 35:21.007 --> 35:22.440 .بریم خونه 35:39.455 --> 35:41.222 این جا کجاست؟ 35:41.256 --> 35:44.358 یه جایی که نه شیرها و .نه گرگ‌ها سمتش پرسه نمیزنن 35:53.333 --> 35:56.135 .همتون شبیه یه مشت خوک چرونین 35:56.169 --> 35:58.204 .بعضی‌هامون خوک‌چرون بودیم 35:58.238 --> 36:00.906 .بعضی‌هامون دباغ و بعضی‌هامون هم سنگ‌تراش بودیم 36:00.940 --> 36:02.307 .اون مال قبل بود 36:02.342 --> 36:04.276 ... شما هنوز خوک چرون و 36:04.310 --> 36:07.212 .دباغ و سنگ‌تراش هستین 36:07.247 --> 36:10.248 فکر کردی سرباز شدی حالا که یه نیزه‌ی کج گرفتی دستت؟ 36:10.283 --> 36:13.484 .نه 36:13.518 --> 36:16.820 .وقتی سرباز میشی که توی جنگ، مبارزه کرده باشی 36:16.854 --> 36:18.888 بریک دونداریان"؟" 36:18.923 --> 36:20.623 .حال و روزت بهتر از اینا بود 36:20.657 --> 36:23.192 .دیگه اون روزها رو نمی بینم 36:24.594 --> 36:26.595 .فراری‌ها شمال 36:26.629 --> 36:28.983 .فراری‌های پایتخت 36:29.018 --> 36:30.832 .شماها اصلاً توی جنگ نبودین 36:30.866 --> 36:32.157 .همش درحال فرار بودین 36:32.211 --> 36:34.702 ،آخرین باری که شنیدم .تو سگ نگهبان شاه "جافرِی" بودی 36:34.736 --> 36:38.605 .ولی الان اینجایی، 1000مایل دورتر از خونه 36:38.639 --> 36:40.340 کدوممون حالا داریم فرار میکنیم؟ 36:40.375 --> 36:42.442 .این طناب‌ها رو باز کن تا بفهمیم 36:42.477 --> 36:46.179 داری چیکار میکنی؟ یه دسته روستایی رو رهبری میکنی؟ 36:46.213 --> 36:49.014 "ند استارک" به فرمان شاه"رابرت" ...به من دستور داد 36:49.048 --> 36:50.348 .تا برادرت رو اعدام کنم 36:50.383 --> 36:52.851 .ند استارک" مرده" 36:52.885 --> 36:55.119 .شاه "رابرت" مرده 36:55.154 --> 36:57.355 .برادر من هنوز زنده‌س 36:59.691 --> 37:01.558 .تو داری برای روح‌ها میجنگی 37:01.593 --> 37:03.460 ...این همون چیزیه که ما هستیم 37:03.494 --> 37:07.331 .یه سری روح که تو تاریکی منتظرتن 37:07.365 --> 37:09.732 ...نمیتونی ما رو ببینی 37:09.767 --> 37:11.701 .ولی ما تو رو میبینیم 37:11.735 --> 37:14.003 ...مهم نیست شنل کی رو تن کردی 37:14.037 --> 37:16.672 ...لنیستر"ها، "استارک"ها، "باراتیون"ها" 37:16.706 --> 37:18.707 ...به فقرا ظلم کنی 37:18.742 --> 37:21.577 .انجمن برادری بدون پرچم" تو رو میکشه" 37:21.611 --> 37:23.645 خدا رو پیدا کردی؟ اینطور نیست؟ 37:23.680 --> 37:26.314 ...آره. من در نور خدای بر حق 37:26.348 --> 37:28.315 .دوباره متولد شدم 37:29.151 --> 37:30.851 .همینطور که همه ما شدیم 37:30.885 --> 37:33.386 همینطور که هر مردی اگه چیزهایی .که ما دیدیم رو ببینه، میشه 37:33.420 --> 37:36.122 .اگه میخواین من رو بکشین، خب سریعتر بکشین 37:36.157 --> 37:39.325 ."تو به زودی میمیری، "سگ 37:39.359 --> 37:42.895 .ولی این قتل نیست، عدالته 37:42.929 --> 37:44.863 و سرنوشتی شفقت آمیز تر .از اون چیزی که لیاقتش رو داری 37:44.897 --> 37:46.397 شماهایی که به خودتون ."میگید "شیر 37:46.432 --> 37:49.633 ...توی "مامرز فورد" یه دختر هفت ساله رو کشتین 37:49.668 --> 37:51.901 ... به نوزاد شیرخوار رو 37:51.936 --> 37:53.603 .جلوی چشم‌های مادرش از وسط نصف کردن 37:53.637 --> 37:55.905 .من توی "مامرز فورد" نبودم 37:55.940 --> 37:58.440 .بچه‌های مرده‌تون رو جلوی در یکی دیگه بریزین 37:58.474 --> 38:00.842 .خاندان "کلگان" روی همین بچه‌های مرده بنا شد 38:00.876 --> 38:03.411 ... من دیدم که شاهزاده "آگون" و خواهرش "رِینِز" رو 38:03.445 --> 38:04.979 .جلوی "تخت آهنی" دفن کردن 38:05.013 --> 38:06.746 تو من رو به خاطر برادرم گرفتی؟ 38:06.781 --> 38:09.249 یه "کلگان" به دنیا اومدن، جُرمه؟ 38:09.283 --> 38:12.318 .قتل یه جُرمه - .من به بچه‌های "تارگارین" دست نزدم - 38:12.352 --> 38:15.154 ...من نه دیدمشون، نه بوشون کردم 38:15.189 --> 38:17.056 .نه صدای فریادشون رو شنیدم 38:17.091 --> 38:20.760 ،میخواین گلوی من رو ببرین .سریع‌تر این کار رو بکنین 38:20.794 --> 38:22.828 ...ولی به من نگین قاتل 38:22.863 --> 38:24.697 .و جوری وانمود نکنین که خودتون نیستین 38:24.731 --> 38:26.766 .تو "مایکا" رو کشتی 38:26.800 --> 38:28.300 .پسرِ قصاب 38:28.335 --> 38:30.269 .دوست من 38:30.303 --> 38:33.538 .12سالش بود .مسلح نبود 38:33.572 --> 38:34.939 .از روش با اسب رد شدی 38:34.973 --> 38:37.675 .مثله یه گوزن با طناب بستیش به اسبت 38:37.709 --> 38:40.277 .آره، داشت ازش خون میرفت 38:41.446 --> 38:43.012 کشتن این پسر رو انکار نمیکنی؟ 38:43.047 --> 38:44.680 .من محافظ قسم خورده‌ی "جافرِی" بودم 38:44.715 --> 38:46.716 .اون پسر به شاهزاده حمله کرد - .دروغه - 38:46.750 --> 38:50.153 .من "جافرِی" رو زدم .مایکا" فقط فرار کرد" 38:50.187 --> 38:51.821 .پس باید تو رو میکشتم 38:51.855 --> 38:55.056 .در مقامی نیستم که از شاهزاده‌ها سوال کنم 38:56.559 --> 38:58.560 .تو به اتهام قتل اینجا ایستادی 38:58.594 --> 39:00.929 ...ولی هیچکس از حقیقت اتهام خبر نداره 39:00.963 --> 39:03.298 .پس دست ما نیست که تو رو قضاوت کنیم 39:03.332 --> 39:06.134 .فقط خدای روشنایی میتونه این کار رو بکنه 39:08.136 --> 39:10.804 .من تو رو به یه مبارزه محکوم میکنم 39:12.874 --> 39:15.275 خب، کی میتونه باشه؟ 39:16.477 --> 39:18.211 ...الان وقتشه که بفهمیم خدای آتش شما 39:18.245 --> 39:20.546 چقدر دوستتون داره، کشیش؟ 39:20.580 --> 39:24.149 یا تو کماندار؟ ببینیم وقتی شمشیر بگیری دستت چقدر می‌ارزی؟ 39:25.585 --> 39:28.152 یا شاید هم این دختر کوچولو که از همتون شجاع‌تره؟ 39:30.289 --> 39:32.256 .آره 39:32.290 --> 39:34.358 .شاید شجاعتر باشه 39:36.461 --> 39:38.529 .ولی اونی که باهاش میجنگی، منم 39:52.385 --> 39:54.887 .ارباب میگن که اینا آزمونشون رو پس نداده‌ان 39:54.895 --> 39:58.090 میگه که اگه باهوش باشی .اول آموزششون رو تمام میکنی 39:58.124 --> 40:00.725 ...کلی شهر کوچیک بین اینجا و اونجا هست 40:00.760 --> 40:02.861 .شهرهایی که آماده‌ان برای غارت کردن 40:04.797 --> 40:06.831 ...شما باید اسیر بگیرین 40:06.865 --> 40:10.033 .ارباب پول خوبی بابت سالم‌هاشون میده 40:13.804 --> 40:16.105 کسی چه میدونه؟ 40:16.140 --> 40:20.242 ...10سال دیگه، بعضی از اون پسرهایی که شما فرستادین 40:20.276 --> 40:22.477 .شاید سرباز "آنسالید" شدن 40:22.512 --> 40:24.646 .باشد که همگی موفق شویم 41:06.314 --> 41:09.516 دیگه تمومه؟ مال منن؟ 41:12.539 --> 41:14.086 .تمومه 41:14.206 --> 41:16.036 .شلاق دست شماست 41:16.156 --> 41:17.857 .شلاق دست شماست 41:18.090 --> 41:22.095 .این زنیکه هم ارتش خودش رو داره 41:43.915 --> 41:45.482 ."سربازهای "آنسالید 41:52.287 --> 41:54.350 .به پیش بیایید 41:55.640 --> 41:57.595 .بایستید 42:02.913 --> 42:06.808 .به اون زنیکه بگو این حیوون آروم نمیشه 42:07.704 --> 42:10.732 .اژدها، برده نیست 42:12.529 --> 42:14.685 تو به زبون "والریان" صحبت میکنی؟ 42:14.691 --> 42:18.298 .من "دنریس استورم بورن" از خاندان "تارگرین" هستم 42:18.418 --> 42:20.156 .از خون "والریا"ی پیر 42:20.932 --> 42:23.525 .والریان" زبون مادریمه" 42:24.005 --> 42:25.973 ."سربازهای "آنسالید 42:26.093 --> 42:27.389 .ارباب‌ها رو بکشید 42:27.509 --> 42:32.005 سربازها رو بکشید، هرکسی که .شلاق دستش هست رو بکشین 42:32.125 --> 42:33.769 .به بچه‌ها آسیبی نرسونین 42:33.889 --> 42:36.247 .زنجیر همه برده‌ها رو پاره کنین 42:38.936 --> 42:40.769 .ارباب شما منم 42:41.095 --> 42:43.674 !بکشینش! بکشینش 42:43.794 --> 42:45.144 !بکشینش 42:45.264 --> 42:46.965 ."دراکاریس" 44:04.287 --> 44:06.787 ."سربازهای "آنسالید 44:07.788 --> 44:11.538 .شما تمام عمرتون رو برده بودید .از امروز به بعد آزادین 44:11.539 --> 44:19.539 ،هرکس که بخواد، میتونه اینجا رو ترک کنه .کسی به اون صدمه‌ای نمیزنه 44:21.301 --> 44:23.651 .من بهتون قول میدم 44:23.949 --> 44:26.853 حاضرید به عنوان یه مرد آزاد، برای من بجنگید؟